<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پویا خوشبخت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shaibow</link>
        <description>کارافرینی که سالها تجربه داره و از صفر شروع کرده . گاها کد هم می زنه :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 11:18:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4125/avatar/WSFMHP.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پویا خوشبخت</title>
            <link>https://virgool.io/@shaibow</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دره نا امیدی و قله امیدواری</title>
                <link>https://virgool.io/@shaibow/%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-oqibvuzahdlf</link>
                <description>تفاوت این دو چهره تنها یک چیز است و ما انسان ها نام آن را انتخاب گذاشتیم.وقتی این متن نسبتا کوتاه را می نویسم که در حال گوش دادن به موسیقی بی کلام دلخواهم هستم. در شرکتی که سالها برای آن زحمت کشیدم نشسته ام و فنجان قهوه فرانسوی ام همچنان گرم است. امروز در هنگام رانندگی به سمت شرکت مسیر بسیار شلوغ بود و چندین بار احتمال تصادف رو از پیش رو گذرانده بودم. در هوایی که مجدد به سمت آلودگی می رفت مسیر ۴۰ دقیقه ای پر از ترافیک را گذراندم و به جلسه ام که باید در ساعت ۹ صبح برگزار می شد ۱۰ دقیقه دیر رسیدم. شخص حاضر در جلسه هم ۱۵ دقیقه تاخیر داشت و متوجه عدم حضور به موقع من نشد.در یک کلام زندگی هدیه ای بی نقص است و هر روزی که از دست می رود یک روز از شمارش روز های نامعلوم و بی رحم آن کم می شود. فقط بستگی به دیدگاهی دارد که از سر می گذرانیم. تناقضات منطقی اطرافمان کمی بیش از حد تصور ماست و در جریانی زندگی می کنیم که گاه بر قله ای از امید شریان میابد و در دره نا امیدی به باتلاقی بی حاصل ریخته می شود. این امر ناگزیر است. شروع هر زندگی با تولدی خوش آیند پر از اشک و لبخند پدید می آید و در انتها پایانی ناگزیر و اندوهناکی به نام مرگ دارد. اما چرا این متن را اینگونه آغاز کردم ؟ هر روز که از خواب بر می خیزیم انتخاب هایی می کنیم هرچند ساده. صبحانه ای که میل می کنیم چه باشد؟ آیا کمی هم نرمش صبحگاهی انجام بدهیم و یا کمی بیشتر بخوابیم و بعد از آن با عجله منزل را به سمت بی نهایت انتخاب دیگر ترک کنیم. هر گاه به حجم انتخاب های روز به روزم نگاه میکنم ترسی از جنس ناشناخته ای ذهنم را پر میکند که این انبوه انتخاب را چگونه پاسخ دهم. گاهی هدفی را فراموش می کنم و بی اختیار به پیمودن صفحات یوتیوب و توییتر می نشینم و گاهی کتابی بر دست میگیرم و در ذهن نویسنده اش غرق می شوم. هر چه هستیم نتیجه تعداد بسیار زیادی انتخاب است. بیشتر توسط خودمان و کمتر توسط اطرافیانمان. حال این که لحظه به لحظه قدم به قدم از سر بالایی قله امید بالا برویم یا در سراشیبی راحت و کم دردسر ناامیدی قوطه ور شویم را همین قدم های کوچک و انتخاب های لحظه به لحظه می سازند. مانند موسیقی دانی که از بین حالات نت ها دانه به دانه سرنوشت یک موسیقی را تعیین می کند. نت به نت. کس دیگری در آن نقشی ندارد. حال موسیقی او نوایی سوزناک باشد یا طربی شادانه. از لحظه ای که بر این واقعیت ناگزیر مهر تایید می زنیم فرمانی به دستمان می دهند به نام سرنوشت در بیابانی بی جاده. هر آنچه در این لحظه بر آن برانید به آن خواهید رسید. بدون شک. بدون تردید. شاید صلاحیتش را داشته باشید که خود را به قله امیدواری برسانید یا شاید آنقدر مجذوب غرق شدن در دره نا امیدی باشد که پا را بر گاز فشار دهید و از دست رفتن تک تک لحظه ها را با چشمی اشک آلود جشن بگیرید. فرمان در دست شماست و قطعا به همان مسیر خواهید رفت که خود انتخاب کرده اید. هر چند امید هزینه دارد و نا امیدی تنها از عمر شما به دست می آید و هزینه اش روز ها و هفته ها و ماه ها و سالهای آن است.زندگی شما در یک لحظه دگرگون نمی شود، حتی زمانی که بلیط بخت آزمایی را برنده شده اید. انتخاب های یک بازنده در نقش یک برنده لاتاری همواره مقصد مشخصی دارد. تاریخ نشان داده و بارها اثبات کرده است. پس بیاید سختی ها را یک به یک به جان بخرید و مسیر را دور بزنید. آری سخت است. سختی از جنس امید. نه به امید اتفاقی در خارج از زندگی شما. زمین گسترده است و موفقیت و شانس منتظر شما هستند که با لبی خندان به شما خوش آمد بگویند. حتی در سخت ترین شرایط زندگی همین لحظه شما. تنها باید به سمتشان بروید. همین قدر ساده و همین قدر دشوار.در قله امید و در طلوع موفقیت منتظرتان هستم.</description>
                <category>پویا خوشبخت</category>
                <author>پویا خوشبخت</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 15:55:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایت در ایران و فراتر از آن</title>
                <link>https://virgool.io/@shaibow/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-qjzcmlagk8em</link>
                <description>این نوشته توسط کسی ایجادشده است که سال‌ها در زمینه کپی‌رایت مطالعه کرده و انتقادات کم‌وبیشی نسبت به برداشتش هم در فضای مجازی و هم در فضای رسانه‌ای وجود داشته است. قبلاً از دوستانی که این مطلب را می‌خوانند بابت مشکلات احتمالی نگارشی پوزش می‌خواهم.از آنجا شروع می‌کنم که چرا این مطلب را نوشتم. حدود ۴ سال پیش من یکی از مؤسسین شرکتی بودم که امروزه آن را با نام سیب اپ می‌شناسیم. یک اپ استور ایرانی تحت سیستم عامل iOS اپل. خب همه‌چیز در ابتدا بسیار ساده بود. تعدادی برنامه که مالک معنوی آنها به‌ظاهر توسعه‌دهندگانی بودند که عموماً از انتشار برنامه خود در استور سیب اپ اطلاعی نداشتند و عملاً تا زمانی که درخواستی از سمت آنها مطرح نمی‌شد برنامه‌ی آنها در سیب اپ انتشار میافت و بدیهی بود که درآمدی هم از این کانال برایشان وجود نداشت. تعداد کاربر کم بود و آگاهی از برند هم چنگی به دل نمی‌زد. از آن روزهای اول شروع کردیم به تحقیق و توسعه در ذات سیستم‌عامل و اپ ها و نحوه کدگذاری و ... تا زمانی که برنامه‌هایی انتشار می‌دادیم که قابلیت‌های منحصربه‌فردی داشت. مثلاً کاربر می‌توانست روی یک گوشی بدون هیچ دست‌کاری ۵ عدد برنامه واتساپ داشته باشد با شماره‌های متفاوت.unsplash.comبع عکس : کم‌کم این دانش در زمینه انتشار و برداشتن رمزنگاری‌ها عمیق و عمیق‌تر شد تا جایی که امروز بر روی آخرین ورژن سیستم‌عامل بدون هیچ وابستگی به توسعه‌دهندگان خارجی کدگذاری‌های اپل بدون هیچ مشکلی برداشته می‌شود و سیب اپ در حال حاضر با دانش گسترده خود حتی از رقبای چینی خود نیز چند پله جلوتر است. از تعریف از خود که بگذریم می‌رسیم به انتقاد برخی به محتوای انتشار داده‌شده. خب این برنامه‌ها بعضاً توسط برخی توسعه‌دهندگان خارجی انتشار داده‌شده بود و توسط بستر اپ استور (اکثراً با دریافت هزینه دلاری قبل از نصب یا بعد از نصب) امکانات خود را در اختیار کاربران قرار می‌دادند. محل انتقاد عدم دریافت مبلغی از کانال سیب اپ به این توسعه‌دهندگان بود. یا به‌اختصار عدم رعایت کپی‌رایت.خب این یک جمله آسان است. شما مال کس دیگری را برداشته‌اید و شما ... هستید. این جمله از روز اول مرا آزار می‌داد و همین شد که تحقیقات و مطالعات من در این زمینه شکل گرفت.می‌خواهم کپی‌رایت را از ۴ منظر بررسی کنم:1. حقوقی2. شرعی3. عرفی4. اخلاقیعلت این تقسیم‌بندی بحث‌های طولانی با افراد بسیار باتجربه و پردانشی بود که انتقادهایشان روزها مرا در فکر فرومی‌برد!کپی‌رایت واقعاً چیست؟ (منظر حقوقی آن چیست؟(کپی‌رایت به لحاظ حقوقی یک قانون بین‌المللی (یک کنوانسیون ) است. اسم کامل آن کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری است و در شهر برن سوییس در ۵ دسامبر ۱۸۷۷ شکل گرفت. وظیفه‌اش حمایت از حق تکثیر و حق مؤلف است. خب کشورهای زیادی (از جمله تقریباً تمام کشورهای توسعه‌یافته) عضو این کنوانسیون هستند. یکی از غایبان آن ایران است. از دید این کنوانسیون اثر در لحظه خلق، به مؤلف آن تعلق دارد و دو جنبه معنوی و مادی دارد. جنبه‌ی معنوی صرفاً تولیدکننده اثر را به لحاظ نام و روح اثر معرفی می‌کند. یعنی کس دیگری حق ندارد اثر را به نام خود معرفی کند و اگر هم خود مؤلف را معرفی کرد حق ندارد تغییری در اثر دهد و یا روح آن را تغییر دهد. جنبه مادی آن هم به کسب درامد از طریق فروش، اجاره و یا هرگونه استفاده اقتصادی از اثر مرتبط می‌شود.آیا کسی در ایران این قانون را زیر پا می‌گذارد؟ شاید تعجب کنید ولی خیر! چرا؟خب بحث بسیار هم پیچیده نیست. هر قانون و قراردادی یک حوزه دارد. یعنی اگر شما به هر صورت تحت یک قانون باشید در حوزه همان قانون رفتار و کردار شما سنجیده می‌شود. و متأسفانه (یا خوشبختانه که علتش را در ادامه می‌خوانید) فعلاً شما در ایران می‌توانید خلاف این قانون رفتار کنید و کسی حق شکایت، ادعا و یا دعوای حقوقی علیه شما را نخواهد داشت. به مشابه این که در خارج از ایران یکی از قوانین ایران را نقض کنید ولی شما در ایران مجرم نخواهید بود. این تعریف حقوقی قانونی است که در ایران آن را با نام کپی‌رایت می‌شناسیم. جالب است در متن این معاهده به‌صراحت ذکرشده اجرای این قانون به عهده اعضای آن و در حوزه اعضا است.خب پس به لحاظ حقوقی شخصی که در ایران این قانون را به‌ظاهر نقض می‌کند در واقع آن را نقض نکرده، چرا که صاحب اثر می‌بایست به این موضوع دانش داشته و کپی‌رایت خود را بر اساس قوانین کشورهایی که عضو این معاهده نیستند به‌صورت مجزا ثبت نماید و در صورت الزام مجوزهای این کشورها را برای اثر خود دریافت نماید.خالی از لطف نیست که مثال‌هایی بزنم که در کجا و چگونه نقض این قانون می‌تواند آن‌قدرها که همه می‌گویند بد نباشد.در کشور ما به علت مشکلاتی که بر کسی پوشیده نیست بسیاری از شرکت‌های دارویی بین‌المللی فعالیت مستقیم ندارند و بعضاً نماینده‌های دسته چندم این شرکت‌ها اقدام به واردات داروهای آنها و بعضاً واردات داروهای تاریخ گذشته می‌نمایند. یکی از مواردی که در کشور اتفاق می‌افتد بحث فرمول داروهایی است که متعلق به این شرکت‌هاست و این شرکت‌ها انحصار آن را تحت این معاهده (و معاهده ژنو که بعداً در مورد آن صحبت می‌کنیم) دارند. بااین‌حال به علت عضویت نداشتن ایران در معاهده برن شرکت‌های ایرانی می‌توانند بدون در نظر گرفتن این مسئله فرمول را خودشان تولید کنند و در سراسر کشور با قیمت بسیار پایین‌تر عرضه کنند. جالب است بدانید که حق کپی‌رایت تحت معاهده برن ۵۰ سال است و داروهای ساده‌ای مانند استامینوفن دیگر در انحصار شرکتی نیستند.بحث موارد حقوقی بر سر آثار مجازی و فیزیکی نیز به این محدود نمی‌شود. مثال دوم من کتاب‌های منتشرشده است. این کتاب‌ها در حوزه‌های دانشگاهی، پزشکی، علمی و حتی رمان و ادبیات و... نیز جریان دارد. به‌صورت متوسط هزینه یک کتاب دانشگاهی معتبر بین ۵۰ الی ۱۲۰ دلار است. این مسئله در مورد کتاب‌های آموزش زبان (مانند دیکشنری‌ها و ...) نیز صادق است. پس یک دانشجو حداقل برای تهیه یک کتاب مبلغ خوش‌بینانه ۵۰۰ هزار الی 1 میلیون و دویست هزار تومان باید هزینه کند. این هزینه بعضاً معادل یک الی ۳ ماه هزینه زندگی اوست. پس عملاً با شرایط فعلی، نبود این معاهده کمک می‌کند که سطح سواد کشور بالاتر رود.عموماً این موارد کمتر به چشم می‌آید چون هیچ ایرانی نیست که حداقل یک دارو بدون کپی‌رایت و یا یک کتاب بدون کپی‌رایت (مانند هری پاتر یا مبانی فیزیک هالیدی) را مطالعه نکرده باشد. ولی مواردی مانند فیلم و برنامه موبایل بیشتر مورد انتقاد کاربران است.موازین شرعی بحث اثر و مولف آنخب این مورد شاید تاکنون کمتر موردبحث بوده و هست ولی مرور آن خالی از لطف نیست. قوانین شرعی در کشور ما به‌صورتی ریشه در قوانین کشور پیدا کرده‌اند. به گونه‌ای که بعضاً حتی از اصطلاحات شرعی در قانون ذکرشده است. در حالت کلی اگر شما مال شخص دیگری را بدون اجازه او برای خود بردارید حکم شما دزدی است. ولی این کلیت در مواردی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت می‌تواند مصداق‌های دیگری پیدا کند.شرایطی وجود دارد که دو طرف با یکدیگر در حال جنگ و نزاع هستند. این جنگ می‌تواند جنگ فیزیکی باشد که نمونه آن در جنگ عراق بین ایران و عراق اتفاق افتاد. در حال حاضر علما (دفاتری که سیب اپ از آنها استعلام کرده است) امت مسلمان شیعه در حال جنگ با کشورهای غربی است که عموماً از دیدگاه شرعی کافران محسوب می‌شوند. در شرایط جنگ اگر شما مالی را از طرف مقابل جنگ به‌دست آوردید به‌عنوان غنیمت متعلق به شماست و هم‌پیمانان شما در جنگ نباید آن را از شما بگیرند.شرکت اپل نیز شرکتی آمریکایی است و بنا بر شرایط انتشار برنامه کلیه مالکیت مادی و معنوی برنامه‌ها از زمانی که توسعه‌دهنده درخواست انتشار آن در اپ استور را می‌دهد متعلق به این شرکت است. این مسئله آنجایی نمود پیدا می‌کند که اپل می‌تواند از امکانات برنامه شما در برنامه‌های ساخت خودش استفاده کند. مثال اسکن مدارک که اخیراً آن را به نوت پیش‌فرض خود اضافه نموده است.ازآنجاکه مالکیت برنامه‌های منتشر شده در اپ استور ازلحاظ شرعی (که در حال حاضر در حال بررسی آن هستیم) متعلق به‌طرف دیگر جنگ است، کسب آنها غنیمت محسوب شده و ارائه آنها مشکل شرعی نخواهد داشت.بحث‌های شرعی ازآنجاکه در تخصص بنده نیست و متخصص خود را می‌طلبد، صرفاً به پاسخ علما به استعلامات شرکت بسنده می‌کنیم و موازین دیگر را بررسی می‌کنیم.عرفا نقض کپی‌رایت در کشور ما چه حکمی دارد؟طبق تعریف ویکی پیدا عُرْف، به مجموعه عادات، رفتارها و باورهایی گفته می‌شود که صرف‌نظر از درستی یا نادرستی آن‌ها از سوی افراد یک جامعه پذیرفته می‌شود. این عرف می‌تواند در یک جامعه به گونه‌ای باشد و در جامعه دیگر به گونه‌ای دیگر. حتی ممکن است عرف‌های جوامع در تناقض یکدیگر باشند ولی همچنان عرف درست آن جامعه به شمار می‌روند.به‌سادگی می‌توان فهمید که عرف در جامعه ما با مسئله نقض کپی‌رایت اشخاص حقوقی و حقیقی غیر ایرانی موافق است. ممکن است برخی بر خلاف عرف (و مجدداً تأکید می‌کنم بر خلاف عرف جامعه ایرانی) زندگی شخصی خود را در مسیر رعایت حقوق اشخاص غیر ایرانی تغییر دهند، مثال کتاب اصلی خریداری کنند. فیلم و موسیقی خود را از مراجع کپی‌رایت دار دریافت کنند و برنامه‌های روی تلفن هوشمند خود را از طریق هزینه دلاری (که در کشور ما هم وجود دارد) نصب نمایند. اما این که چون این افراد خاص ( و واقعاً خاص) عملی بر خلاف عرف انجام می‌دهند این اجازه را به آنها نمی‌دهد که فعالیت اشخاص دیگر را غلط بشمارند. البته این غلط شمردن تا زمانی که نظر شخص است کامل محترم و خالی از اشکال است، اما در کل مسئله تغییری ایجاد نمی‌کند. شاید اگر صادق باشیم خود آنها نیز مطالعه درستی از این موضوع ندارند و حتی فرهنگ‌سازی به گونه‌ای نبوده که عقیده شخصی آنها بر عرف جامعه مسلط شود. ممکن است اگر شفاف زندگی خود را بررسی کنند زمان‌هایی بوده که آنها هم حق مؤلف را پرداخت نکرده باشند. مثال دارویی مصرف کرده باشند که فرمول آن متعلق به یک شرکت آمریکایی و حتی اسرائیلی است و آنها نسخه ایرانی آن را مصرف کرده‌اند. در زمان دانشجویی کتابی خریده‌اند که یک میلیون تومان قیمت داشته و ترجمه بدون کپی‌رایت آن را تهیه کرده‌اند. شاید ویندوزی کرک شده نصب کرده‌اند و یا حتی از آفیس و سایر برنامه‌های کاربردی آن استفاده کرده‌اند بدون اینکه هزینه واقعی آن را به نماینده واقعی آن پرداخت کنند. شاید قاب سیلیکونی گوشی‌شان اصل نباشد و ... اینکه این افراد در جنبه‌هایی از زندگی خود به اصولی که آن را ابراز می‌کنند پایبند نیستند و رعایت تمامی آن اصول را برای دیگری اجباری می‌دانند و آنها را دزد خطاب می‌کنند از بابت فلسفی درست نیست. یعنی شخصی که خود کاری را واقعاً آن‌طور که بایدوشاید انجام نمی‌دهد ولی از دیگری علنی شکایت می‌کند که او انجام نمی‌دهد باطل است.شاید اگر عمق این بحث را می‌دانستند هیچ‌گاه این اتفاق نمی‌افتاد و کمی با انصاف بیشتری در مورد آن قضاوت می‌شد. ولی این مطلب گویی اتمام‌حجتی است که شاید بامطالعه آن بتوان اظهارنظر بهتری کرد.بحث آخر: اخلاق در کپی رایت!تا اینجا در مورد صحیح بودن فعالیت شرکت‌هایی چون سیب اپ، فیلیمو، نماوا، صداوسیما و حتی وزارت علوم و بهداشت صحبت کردیم و آن را از ۳ جنبه حقوقی، شرعی و عرفی مورد سنجش منطقی و عادلانه قرار دادیم.بحث آخر نه جنبه‌ای در جامعه دارد نه می‌توان آن را با شرع ویا قانون محک زد. این بحث را از یک سؤال صریح شروع می‌کنم. آیا نقض کپی‌رایت (خارجی) از دید اخلاقی دزدی است؟بیاییم و مجدداً به تعریف اخلاق در ویکی‌پدیا مراجعه کنیم. علم اخلاق شاخه‌ای از علوم انسانی است که موضوع آن شناخت مصادیق ارزش‌ها و بیانگر راه‌های کسب فضائل و ترک رذایل اخلاقی است.عموم بحث اخلاق به ارزش و فضائل انسانی بر می‌گردد. در واقع اخلاق یک بحث ۲ طرفه است. یعنی شما اخلاق را در مواردی بررسی می‌کنید که رفتاری انجام شود و هر رفتار ۲ سو دارد. شخص انجام دهنده یا فاعل عمل و شخصی که رفتار نسبت به او انجام می‌شود یا مفعول عمل. شما هیچ‌گاه اخلاق را در زمینه شخص خود نمی‌توانید بسنجید. هرچند رفتارتان تنها بر خودتان اثر بگذارد.بپردازیم به اتفاقی که در مورد اپ های اپ استور می‌افتد و اخلاق را در این زمینه بسنجیم.بیاید قرارداد کنیم تمامی این موارد خلاف اخلاق است.- دروغ: یعنی شما چیزی بگویید، بنویسید یا اعلام کنید که واقعیت ندارد.- کم فروشی: یعنی پولی دریافت کنید و آنقدر که گفته‌اید به مشتری خود خدمات یا محصول ندهید. (حتی وقت خود را برای برطرف کردن مشکل او در صورت توافق قبلی نگذارید.)- دزدی: مالی که برای شما نیست خارج از هر قانونی که وجود دارد کسب کنید و منفعتی به صاحب آن نرسانید و اجازه ایشان را کسب ننمایید.از آنجایی که بحث اخلاق بحث بسیار طولانی‌ای است و بسیاری موارد بحث‌برانگیز در آن وجود دارد تنها به کلیات بدیهی آن می‌پردازیم و بحث را حول دریافت برنامه پولی از اپ استور بسط می‌دهیم.بیایید از کاربر شروع کنیم. کاربر ایرانی به اپ استور مراجعه می‌کند و متأسفانه پرچم عزیز کشورمان را در میان کشورهای اپ استور (در واقع آیتیونز استور) مشاهده نمی‌کند. بنابراین مجبور می‌شود که استور کشور دیگری را انتخاب کند. تا اینجا هیچ مشکل اخلاقی وجود ندارد چرا که استفاده از استور کشور دیگر به منظره بهره وری از امکانات آن است. عموماً کشور آمریکا انتخاب می‌شود. در مراحلی از کاربر سؤال می‌شود آدرس خود را وارد کنید. در این مرحله کاربر مجبور می‌شود دروغ بگوید. مثال بگوید ساکن شهر دالاس ایالت تگزاس است و آدرسش هم خیابانی (بعضاً خیالی) در آن شهر است. خوب کمی در این رابطه فکر کنیم. کاربر دروغ گفته است. یعنی کاربر برای دانلود برنامه‌های اپ استور مجبور به‌دروغ می‌شود، چرا که اگر دروغ نگوید حسابش فعال نمی‌شود. پس یک فعالیت خارج از دایره اخلاق اتفاق افتاد.حال منظر خود را به شرکت اپل تغییر می‌دهیم. این شرکت در رابطه با خدماتی که ارائه می‌دهد از شما پول دریافت می‌کند. جالب است بدانید شما حتی مالک دستگاه آیفون خود نیستید و تنها حق استفاده انحصاری از آن را دارید و گوشی شما متعلق به شرکت اپل است. این شرکت در ازای خدمات دانلود برنامه ممکن است از شما پول دریافت کند و در شرایط استفاده گفته است در صورت بروز مشکل می‌بایست به شما خدمات پشتیبانی ارائه دهد. خوب مجدداً کمی فکر کنید. شما در دریافت برنامه‌ای به مشکل می‌خورید. با هزاران زحمتی که نباید می‌کشیدید (درواقع اپل موظف است در تمامی کشورهایی که سرویس ارائه می‌دهد پشتیبانی به زبان آن کشور ارائه کند، بر اساس شرایط استفاده خود) به ایشان تلفن می‌کنید و مجدداً اطلاعات دروغ خود را اعلام می‌کنید. متأسفانه مشکل شما به علت عدم وجود برخی مدارک (تصدیق خرید) حل نشده باقی خواهد ماند. خب چند اتفاق در این سناریو افتاد. در درجه اول اپل اخلاقاً باید اطلاعات شما را تصدیق واقعی کند) و بفهمد که شما دروغ گفته‌اید چون اخلاقاً وظیفه‌اش است. ( و اگر مشکلی در ارائه خدمات وجود داشت به شما اجازه پرداخت پول ندهد، ولی به علت اینکه این شرکت می‌بایست بسیار هزینه کند و ممکن است کاربر از دست دهد این کار را نمی‌کند و پول را از شما دریافت می‌کند (کم‌فروشی) و بعداً در صورت وجود مشکل پول را به حساب شما برگرداند. مجدداً این اتفاق نیز نمی‌افتد و کم‌فروشی اپل از امتیاز اخلاقی این شرکت می‌کاهد. به عبارت ساده‌تر بخشی از پولی که شما برای خرید اپ پرداخت می‌کنید بابت پشتیبانی از شما گرفته می‌شود که این پشتیبانی هیچ‌گاه به شما به‌عنوان یک شخص ایرانی حقیقی و یک شخص آمریکایی خیالی ارائه نمی‌شود.حال بیایید و به فعالیت سیب اپ و مثال‌های مشابه‌اش نگاه کنید. این شرکت با استخدام تعدادی نیرو باعث شده بستری فراهم شود که بیش از ۵ میلیون کاربر از آن بهره ببرند و در ازای دریافت مبلغی که این مبلغ بخشی از آن می‌بایست صرف هزینه‌هایش شود این خدمات را به شما ارائه دهد. همچنین سیب اپ اکیداً اشاره به برنامه‌های خارجی در شرایط استفاده خودکرده و شما نیز می‌توانید پرداخت پول را با شرایط اخلاقی از دیدگاه خود سنجیده و آن را پرداخت کنید و اجباری به استفاده از آن از طرف سازنده گوشی نشده است. همچنین با استفاده از بستر سیب اپ می‌توانید به هزاران توسعه‌دهنده و شرکت فعال در زمینه iOS دسترسی داشته باشید و درواقع به عنوان یک کاربر چرخ صنعت کشور خود را بگردانید. حال اگر شرکت در ارائه خدمات مشکلی دارد اخلاقاً موظف است سعی در برطرف کردنش کند که در حال حاضر این کار با تمام قوا انجام می‌شود و هیچ شرکتی بدون نقص نیست. ولی در نهایت اخلاقاً بخشی از پول شما که بابت دریافت برنامه پرداخت می‌شود می‌بایست سهمی نیز برای توسعه‌دهنده واقعی آن نیز در نظر گرفته شود و اینجا می‌توان ایراد کوچکی گرفت ولی تنها کوچک. چرا که اشتراک دریافت شده با ضریب ۱ به ۱۲۰ به ازای هر برنامه دانلود توسط کاربر است و این ضریب برای گران‌ترین اشتراک سیب اپ که ۱۲۰ هزار تومان است و عملاً حاشیه سود فرضی ۵۰ ٪را دارد می‌شود ۵۰۰ تومان به ازای دانلود و به ارز دلار در لحظه‌ای که این مطلب در حال نگارش است می‌شود ۴ سنت. عملاً اگر سیب اپ می‌خواست به پردانلودترین برنامه پولی خود پول پرداخت کند مبلغی ناچیز می‌شد که توسط توسعه‌دهنده آن اپ خاص که شرکتی چندملیتی است قابل صرف‌نظر بود.حال تمام این استدلال‌ها نشان می‌دهد که شاید تماماً بحث اخلاق رعایت نشده ولی بی‌اخلاقی در جایگاه کاربر و شرکت اپل نیز وجود دارد که از هم‌پوشانی آنها سهم سیب اپ قابل صرف‌نظر کردن است. این بدین معنی نیست که هیچ اشکالی از بابت اخلاقی (و نه از بابت حقوقی، شرعی و عرفی) وجود ندارد ولی ما هم در این زمینه بی‌اخلاقی‌ها سهم خود را داریم.امیدوارم که با نگارش این متن که به‌عنوان وظیفه اخلاقی من نسبت به‌تمامی کاربران جامعه مجازی بوده توانسته باشم گره از کاری باز کنم و کمی انصاف را به اکوسیستم خود تزریق کرده باشم. چراکه درنهایت حس خوب افراد یک جامعه است که پیشرفت را در آن جامعه سوخت می‌رساند. امیدوارم که تنبلی این‌جانب را در بحث ارجاعات نوشته بپذیرید زیرا متون زیادی در طول سالیان مطالعه شده بود و جمع‌آوری آنها زمان زیادی می‌طلبید.به امیدی ایرانی آباد و پیشروپویا خوشبختکارآفرین سریالی، سرمایه‌گذار فرسته، توسعه‌دهنده و سرپرست شادترین خانواده ۲نفره‌ای که می‌شناسد.</description>
                <category>پویا خوشبخت</category>
                <author>پویا خوشبخت</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 12:01:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه گذار ها روی بیسوادها و احمق ها سرمایه گذاری نمی کنند !</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-zwp3ugnpzobi</link>
                <description>این الان شمایین که روتون سرمایه گذاری کردن !بیایید از اول شروع کنیم. شما نه احمقید نه بی سواد ! خوب مگه اینکه خلافش رو بتونین به خودتون ثابت کنیم. از نظر من کسی بی سواده که نمی تونه مفاهیمی که مورد نیازشه رو مطالعه کنه و یاد بگیره و حتی دنبالشم نمیره ! و کسی احمقه که نمی دونه بی سواده و برای اثبات خلافش بسیار تلاش می کنه و بعضا دروغ می گه !خوب پس اگه الان دارین این متن رو ادامه می دین پس احتمال قوی شما هیچ کدوم از آدمای بالا نیستید. چرا این متن رو با این عنوان تند نوشتم ؟ چون می بینم خیلی از کسایی که توی صنعت IT ایران دارن فعالیت می کنن یا می خوان فعالیت خودشون رو شروع کنن دردی دارن که ازش بی خبرن. این جمله رو هر روز تقریبا ۲ بار می شنوم. سرمایه گذارا می گن استارتاپ نیست ، استارتاپا می گن سرمایه گذار نیست. خوب این حتما یه دردی توشه. شاید کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی رو نخونده باشین ( البته خیلی کتاب قدیمیه ) ولی اونجا به سادگی بیان می کنه مردا و زنا از سیاره های مختلفی اومدن. بزارین پس بگیم کارافرینای مریخی و سرمایه گذارای ونوسی. قطعا توی سیاره مریخ سرمایه گذار نیست و برعکس پس واسه همینه که این جمله خیلی شنیده می شه ولی منظور من چیه از همه ی این حرفا !؟سرمایه گذاری کاریه که آدم ها سالیانه ساله دارن انجام میدن ، از خیلی گذشته ( که هیچ مورخی نگفته کی ) یعنی چیزی رو امروز قیدش رو می زنن که فردا بیشترش رو داشته باشن. خوب این خیلی مفهوم سختی نیست. اکثر کارافرینا در واقع خودشون سرمایه گذارن، چون دارن از تفریحشون، جوونیشون و خیلی چیزای دیگه می زنن که در آینده زندگی بهتری داشته باشن. اما سرمایه گذار به تفکر کارافرینای مریخی کسیه که پول داره و اون پول رو (باید) به اونها بده که بتونن سایتشون یا اپشون رو تبلیغ کنن یا برنامه نویس استخدام کنن یا دفتر قشنگ بگیرن و توش فوتبال دستی و PS4 بزارن ! و نمی دونن که در مقابل چیزی که باید به همون سرمایه گذار بدن بیشتر از همون پولیه که بهشون داده. پس میان و بهش سهمی از کسب و کار رویاییشون می دن که بعدا قراره کلی ارزش پیدا کنه ! خوب این اصلا چیز عجیبی نیست که سرمایه گذار ها هم دنبال نوابغ با تجربه و کسب کارین که پول دربیاره و  در بازه زمانی مشخص مقدار قابل توجه و باز مشخصی از پول رو به اونها بده . چه از طریق خود کسب و کار یا از طریق فروش همون سهمی که دارن.خوب این خوب نیست. یعنی یه جای کار رو اشتباه کردیم و به عنوان یک کارافرین که تجربه حد اقل ۶ تا شکست و ۱ موفقیت درست و حسابی رو داشته می گم که توی مریخ آدم ونوسی وجود نداره! سرمایه گذاری ( به مفهوم شرکت و یا شخصی که پول و امکانات استراتژیک مثل شرایط، مکان و ... در اختیار کسب و کار هایی که متعلق به خودش نیستند قرار می ده) کار کاملا حساب شده ایه ! این ها کلی هدف سنجیدنی ( اون هم با عدد و رقم ) و کلی معیار و ضریب و فرمول دارن که اگه شما مقدار قابل ملاحظه ای بهشون داده بدین با استفاده از همین فرمول ها و ضریب ها می تونن ( و سعی می کنن‌ ) که حدس درستی از آینده بزنن. در عین حال سرمایه گذاری کاریه که داخلش ریسک داره. یعنی هرچه قدرم شما از آخرین متد های مالی روز بهره ببرین بی نهایت عامل ناشناخته ( مخصوصا توی کشور عزیزم ایران ) وجود داره که ممکن سرمایه شما رو به باد بده . در عین حال کارافرین هم کسیه که بلده یه کاری انجام بده و یا داره یه کاری انجام می ده ! حالا اون کار رو چه قدر بر اساس علم انجام می ده یا نمی ده معیار هاییه که توی سیاره اش زیاد به چشم نمیاد. خوب پس الان یه سری آدم دقیق و یه سری فرمول و متد داریم و یه سری آدم انجام دهنده کار ( به قول من کننده ) که اینا می خوان باهم در ارتباط باشن.بین مریخ و ونوس( یا همون سیاره زهره ) یه سیاره ای هست به اسم زمین که آدم های ۲ تا سیاره دیگه باید بیان اونجا تا بتونن با هم زندگی کنن. خوشبختانه اوضاع توی سیاره ونوس بهتره ( هوا گرم تره، آدما حساب شده تر عمل می کنن و تا آینده خیلی دور پول دارن که کنار هم زندگی کنن ) ولی توی سیاره مریخ اصلا اوضاع خوب نیست. چون شما هر کاری می خوای بکنی باید پول داشته باشی و آدم های مریخی زیاد پولدار نیستند.خوب اگه من جای آدم های مریخی باشم باید یه فکری به حال خودم بکنم. بیاین از چیز هایی که یه کارافرین داره ، و چیزایی که باید بدست بیاره صحبت کنیم.یه کارافرین مقداری زمان داره که با هیچ چیزی نمی شه خریدش. مقداری توانایی در انجام کاری داره که می خواد انجام بده و احتمالا مقداری هم تجربه توی اون کار داره. اما اینا چیزایی نیست که ونوسی ها خیلی دنبالش باشن. یه کارافرین در درجه اول باید خودش رو به نیاز های ونوسی ها برسونه .پس گام اول : آشنایی با مفاهیم کسب و کارکسب و کار فقط انجام دادن کار یا زدن کد و یا داشتن ۱۰۰ هزار کاربر نیست. کسب و کار یه چیزیه که شما انجام می دین که نیاز یه سری های دیگه رو بهتر برطرف می کنه و اونها حاضرن به شما پول بدن. پول رو هم کج نوشتم هم بولدش کردم. پس شما اومدین که پول در بیارین. یعنی یکی از مهم ترین معیار های شما ایجاد گردش مالیه ! پس صرفا یه سایت پر بازدید به درد همون مریخ می خوره و بس.حالا که می خواین یه نیازی رو برطرف کنین باید بدونین دقیقا چه جوری و با چه کارا و فرایند هایی می خواین این کار رو انجام بدین. کلی آدم توی دنیا نشستن فکر کردن و از تجربیاتشون گفتن و نوشتن که به شما توی این کار کمک کنن. یعنی شما باید دقیقا بدونین می خواین چی کار کنین!!!! این که می گم دقیقا یعنی بیشینین و با هم بنیانگذاراتون صفر تا صد کارایی که باید انجام بدین رو مشخص کنین، مشتری ها تون رو بشناسین و برای نیازاشون برنامه ریزی کنین ! به همین سادگی ! البته ساده که نه ! خیلی کار سختیه ! انواع روش ها برای این کار وجود داره ! راحت ترینش و قابل فهم ترینش ۲۴ تا مرحله داره ! اونم واسه اول کار!!! خوب حالا من فرض می کنم که شما یه نگاهی به کتابی که معرفی کردم انداختین و مراحل رو مستند کردین. می ریم سراغ گام بعد !گام دوم : عملیاتی کردن کسب و کارخیلی ها یه راست میان اینجا ! با انجام دادن چندتا قدم کوچیک ( احتمالا پرس و جو از دوستان وخانواده به عنوان گروه مشتریشون ) و مطالعه سطحی چند مطلی ... خوب اون ها هیچ وقت به سیاره ونوس راه پیدا نمی کنن چون انجام کسب و کار تغییری درشون به وجود نمیاره . بزارین باهاتون رک باشم . تغییر هم درد داره و هم خسته تون می کنه اصلا هم کار خوشایندی نیست و هزاران خمیاره و کلافگی داره . ولی نتیجه اش می شه پلی برای شما به سیارات دیگه.حالا که می دونین می خواین چه کار کنین و چه کسایی رو قراره خوشحال کنین و ازشون پول بگیرین باید فرایند کاراتون رو مشخص کنین. یعنی مشتریاتون و راه های رسیدن بهشون و اینکه چه جور ارتباطی باهاشون دارین و مشخص کنین. بعد ارزش هایی که براشون ایجاد می کنین رو حد اقل واسه خودتون تعیین کنین و در کنارش فعالیت های اصلیتون در کنار منابعی که دارین ( شده حتی یه هاست ) رو دربیارین. در آخر هم مدل های هزینه کردن و مدل های درامد داشتنتون رو هم بنویسین. همه اینا رو کنار هم بزارین تا یه جدولی درست بشه براتون به اسم بوم کسب و کار ! قطعا کارایی که گفتم فقط یه اسمه و تعریفا و روش های انجامش یکی اینجاست و اونیکی اینجا خوب ۲ تا کتاب دیگه هم باید بخونین ! ( می بینین برای یه سرمایه گذاری چه کارا که نباید کرد )بعد الان تازه هنوز خیلی کار رو شروع نکردین !!! کار اصلی توی گام بعدیهگام سوم: انجام کسب و کارشما شروع می کنین کارتون رو، سایتتون می زنین ، اپتون رو می زنین و آپلود می کنین توی کافه بازار و سیب اپ و .... خوب تبریک می گم شاخ غول رو شکستین. البته یکی اش رو ! حالا وقتشه که برین دنبال سرمایه گذار !خوب گول خوردین ، الان اصلا وقت سرمایه گذاری نیست چون کارتون از آب و گل در نیومده هنوز. اگه ۱۰۰ هزار تا کاربر ندارین اصلا اشکال نداره ، من تصورم از این مرحله ۱۰۰۰ تا کاربره یا مشتریه که میان و از خدمات شما استفاده می کنن ! همین ! قرار نیست یک شبه بشین دیجی کالا ! شاید ۱۰ سال مونده و به شما قول می دم هر سالش سخت تر از سال دیگه است !گام چهارم : مدیریت کسب و کارحالا دارین کار خودتون رو انجام می دین چندتا هم مشتری گل دارین. خوب اینجا وقت اینه که برین سراغ آخرین مرحله کارافرینی مریخی، یعنی آماده شدن برای سفر به زمین جایی که با ونوسی ها جلسه دارین !اون ها قراره شما رو زیر و رو کنن !‌ پس آماده باشین. قبلش باید از چند نفر کمک بگیرین چون بدون کمک احتمال موفقیتون کمه ( و احتمال اینکه معامله بدی هم بکنین زیاده ) باید از کسی که کار مالی می کنه کمک بگیرین و شاخص ها و آمار کسب و کارتون رو در بیارین. تک به تک هزینه ها تک به تک درامد ها در کنار تحلیل باید نوشته و مکتوب بشه . باید دربیارین که هر مشتری واقعا چه قدر هزینه داشته براتون و برای اینکه کارش رو راه بندازین چه قدر باین هزینه کنین و در نهایت چه قدر گیرتون میاد؟ باید بفهمین هر مشتری چه قدر واستون می مونه ! همه اینها از آمار و تحلیل رفتار و مدل کسب درامدتون ناشی می شه ! باید برای همه کاراتون اصول داشته باشین. با هر کی می خواین کار کنین باهاش قرارداد ببندین و درست حساب کتاب کنین. بعضی ها فکر می کنن حسابداری و حسابرسی و کارای مالی مثل روانشناس می مونن ! خوبه که باشن ولی لازم نیستند. اینها شاید جزو دسته احمق های این نوشته باشن !سرمایه گذارا از شما تحلیل می خوان ، عدد می خوان ! روش حساب کردن عدد می خوان و باور کنین که روشتون خیلی وقتا به درد خودتون می خوره . پس اینجا جاییه که باید نشون بدین که یه مریخی جنگجویین و حاضرین برای پیشرفت تغییر کنین. پس اصلا از کمک گرفتن و نقد شدن نترسین. حالا تازه می تونین برین بشینین توی زمین با سرمایه گذارای ونوسی صحبت کنین ! و باور کنین که اونموقع است که دیگه هم سرمایه گذار هست هم استارتاپ !</description>
                <category>پویا خوشبخت</category>
                <author>پویا خوشبخت</author>
                <pubDate>Sun, 16 Dec 2018 16:36:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شرکت های ایرانی به شرکت های ایرانی اعتماد ندارند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaibow/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-bkqzdseudaz3</link>
                <description>بیایید با خودمان رو راست باشیم. مرغ همسایه ما ایرانی ها غاز است. نمی دونم این موضوع کی باب شده ولی همواره کسانی که خارج رفته اند، خارج تحصیل کرده اند و یا حتی خارج از کشور کار کرده اند در ایران از اهمیت بیشتری برخوردارند و این سوال که دقیقا کجا و کی و با چه کیفیتی این موضوع انجام می شده شاید سوال خیلی مهمی نباشه ... موضوع از اینجا خیلی بد می شه که بیشتر از هر کسی دامنه انتقادمون به عملکرد سایر افراد بالا می ره. انتقاد از دولت و حکومت ( و به اصطلاح دوستان بعضا روشن فکر مملکت ) گرفته تا کسب و کار های نوپا ( بله نوپا ). در صورتی که انتقاد وقتی سازنده است که اول از همه و پیش از نشانه رفتن کسی یا چیزی یا شرکتی یا حکومتی اول خود (من) باید انتقاد بشم. مثلا من چه‌قدر باید بهتر باشم ؟ من اصلا آدم خوبی هستم یا نه ؟ چه قدر ایرادات دیگران را خود من هم دارم ؟ و اصلا من چه نقشی در رفتار و عملکرد بد دیگران دارم ؟بعضا این مساله اونقدر ساده است که شاید با روزی یک لبخند بیشتر زدن بسیاری از مشکلات حل بشه ولی یاد گرفیتم که بیگانه رو ستایش کنیم به خاطر موفقیتش و خیلی چیزهای دیگه ولی خودمون رو به شدت نقد می کنیم. خوب این خیلی بده ، چون یکی دیگه هم ما رو نقد می کنه و همینطور دایره ی انتقاد باعث می‌شه که خط پیشرفت نتونه بیش از اون چیزی که باید باشه بره جلو. همین مساله چشم و همچشمی رو زیاد می کنه و به افراد اجازه می‌ده راحت و بودن دارا بودن صلاحیت در مورد دیگران اظهار نظر کنن. یاد دارم کسی می‌گفت که توی این کشور ( یا مملکت ) اگه بهت بگن دزد نیازی نیست ثابت کنن بلکه تو باید ثابت کنی که نیستی ! خوب این تا حدی خنده (گریه) داره!خوب پس در درجه اول انتقاد بدون گرفتن دوربین به سمت خودمون می شه غرغر و از دایره اهمیت خارجه. مثلا بعدی خود باوریه. که ما نداریم ولی مردم توی چین، ژاپن حتی کره شمالی دارن. یعنی این هم شده خوره جون ما! ما یه سوزن نمی تونیم تولید کنیم ( این رو بابام می گه ) ولی می تونیم، باور نداریم. شاید اگه پاش بیوفته من از همین فردا برم سوزن تولید کنم که بدونیم می تونیم. حتی شاید تا سالها هم سوزن هام به خوبی سوزن های چینی ها نشه ولی فقط باور داشته باشم که میشه پس می شه! متاسفانه ما بهمون درس وطن پرستی و خود باوری نمی دن ولی انگلیسی درس می دن ! من شنیدم که توی ژاپن از اول مدرسه به شاگرداشون میگن ما هیچی نداریم. باید خودمون همه چی بسازیم... خوب این رو اول دبستان به ما نمی گن ! ولی باید بگن...در کل خسته هم نشین اینه که یه کم باور بیشتر و اعتماد به نفس باید چاشنی زندگی روزانه مون کنیم و اینقدر قضاوت نکنیم کسی رو جز خودمون ... خودمون خیلی ضعیف تر از بقیه ایم. </description>
                <category>پویا خوشبخت</category>
                <author>پویا خوشبخت</author>
                <pubDate>Thu, 08 Feb 2018 12:27:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>