<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های روزنامه شریف</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sharifdaily</link>
        <description>آخرین متن و حواشی دانشگاه صنعتی شریف
از بزرگترین رسانه دانشگاهی کشور</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:54:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/55844/avatar/tF54H9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>روزنامه شریف</title>
            <link>https://virgool.io/@sharifdaily</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیانیه بسیج اساتید شریفدرباره وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-ztadst0vibyk</link>
                <description>بیانیه کانون بسیج اساتید دانشگاه صنعتی شریف پیرامون وقایع اخيربسم الله الرحمن الرحيموَيَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًاو خداوند بزودی پیروزی بزرگی نصیب تو خواهد کرد.آیه ۳ سوره فتحمردم عزیز ایرانعید نیمه شعبان ایام دهه فجر انقلاب اسلامی و یوم الله ۲۲ بهمن بر شما مبارکدر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ملت شریف ایران به رهبری امام خمینی (ره) با انهدام رژیم منحوس و دست نشانده پهلوی آمریکای جهانخوار و ایا دیش را از ایران بیرون راند که منجر به استقلال ایران از قدرتهای جهانی شد.متاسفانه در ٤٧ سال گذشته دشمنان ابن مرز و بوم از هیچ کوششی برای نابودی نظام جمهوری اسلامی و نهایتا تجزيه ایران فروگذار نکردند. به عنوان مثال، میتوان به جنگهای ۸ ساله و ۱۲ روزه و اعمال انواع تحریم ها و اقدامات تروریستی اشاره نمود. خوشبختانه با هر یک از شرارتهای دشمن مردم ما آگاه تر و راست قامت تر شدند و تحت رهبری ولی امر خود با تحمل انواع رنج ها و سختی ها همانند دیواری بسیار بلند و مستحکم و با امید به فرج آخرین منجی بشریت حضرت ولی عصر (عج)، صبوری کردند.در جنگ تروریستی دی ماه ١٤٠٤ ، رژیم غاصب و کودک کش صهیونی به نیابت از ایالات متحده آمریکا با هدف اجرای یک کودتای ترکیبی کشته سازی گسترده ضربه به ارکان اداره کشور، ایجاد خلا قدرت و نهایتاً تجزیه و سوریه سازی ایران در اعتراضات مسالمت آمیز و به حق برخی از مردم ناشی از مشکلات اقتصادی، مداخله نمود. دشمن با وارد کردن عوامل تروریستی و نیز عوامل سازمان منافقین که در دهه ۱۳۶۰ بیش از ۱۷۰۰۰ شهروند بیگناه را شهید کردند به داخل کشور، فعال کردن نفوذی های موجود در داخل سوء استفاده از شکاف های موجود و نهایتاً اجرای عملیات شناختی روی تعداد قابل توجهی از جوانان و نوجوانان کشور از طریق فضای مجازی اکثر شهرهای کشورمان را به آشوب و اغتشاش کشانید بخصوص در شامگاه های ۱۸ و ۱۹ دی) در پی این اقدام، سازماندهی داعش گونه از سوی دشمن و سیاست مدارای اولیه از سوی نیروهای نظامی و انتظامی تعداد زیادی مسجد بقاع متبرکه آثار باستانی بانک بیمارستان ساختمان اداری پاسگاه پلیس پایگاه بسیج اتوبوس شهری، آمبولانس اموال شخصی مردم و اموال عمومی به آتش کشیده شده تخریب شد. همچنین تعداد زیادی از نیروهای حافظ امنیت و معترضان بیگناه به شهادت رسیده و یا زخمی شدند. از طرفی رفتار مذبوحانه برخی کشورهای اروپایی آخرین شرارت در مقابله با امنیت مردم ایران بود.كانون بسیج اساتید دانشگاه صنعتی شریف، ضمن ابراز انزجار از رژیم غاصب صهیونی، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و شبکه نفاق و اعلام اندوه فراوان استادان، دانشجویان و کارمندان این دانشگاه از خسارات جانی و مالی وارد شده به کشور، این غم بزرگ را به خانواده های محترم داغدار تسلیت عرض نموده از خداوند متعال برای همه عزیزان از دست رفته آمرزش و برای خانواده ها دوستان و آشنایان داغدار شان صبر جمیل از خداوند متعال مسئلت می نماید.بر سر آنم که گر ز دست برآیددست به کاری زنم که غصه سرایدما بر خود می بالیم که فرزندان این ملت آزاده و غیور هستیم.خوشبختانه در روز ۲۲ دی ماه ١٤٠٤ ملت شریف ایران با راهپیمایی های میلیونی خود بار دیگر دست رد بر سینه آمریکا، رژیم غاصب صهیونی و پسماند پهلوی زد و با این کار بزرگ امنیت کشور ذیل نظام جمهوری اسلامی بار دیگر بیمه شد. مردم ایران با بصیرت عميق خود، دگربار نشان دادند که اهل ایستادگی در برابر ناپاکان عالم هستند. آنها با حضور پررنگ و پر صلابت خود در میدان طومار جنگ تروریستی تحمیلی را در هم پیچیدند.دشمنان ما باید بدانند که ایران کشوری وسیع با امکاناتی عظیم است. کشوری که مردمی فهیم دانشمندانی نستوه دانشجویانی سرشار از هوش و انگیزه ملی و اسلامی و حاکمیتی متکی بر توده های مردم دارد. تردیدی نیست که این مردم خودشان با حضور به موقع و آگاهانه در میدان مبارزه و اصلاح تدریجی امور زمینه حل مسائل و مشکلات کشور را مهیا خواهند نمود و هرگز نیازی به دلسوزی بیگانگان و گروهکهای خارج نشین ندارند.كانون بسیج اساتید دانشگاه صنعتی شریف ضمن محکومیت اقدامات ذلیلانه و نوکرمآبانه فوق از مسئولین کشور انتظار برخورد به موقع و متناسب با هر یک از شرارتهای دشمنان این مرز و بوم را دارد.با امید به پیشرفت ها و موفقیت های روزافزون برای ایران اسلامی با آرزوی فرج حضرت ولی عصر (عج)پیروزی نهایی حق عليه باطل.كانون بسیج اساتید دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 22:37:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Imprint of America&#039;s destructive doctrine</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/imprint-of-americas-destructive-doctrine-f5nfkp9eiqqb</link>
                <description>Statement by Faculty Members of Sharif University of Technology on the Global Threats of the U.S. Unchecked Power and Our Collective Responsibilities We, faculty members of Sharif University of Technology, believe the current trajectory of the United States’ foreign policy has crossed beyond the bounds of international law. These policies are not merely a challenge to the security of Iran as an independent state; they represent a profound threat to international peace and the global order.Sharif University entranceThe United States has opened new horizons for state-sponsored violence through the assassination of scientists, the abduction of officials, and the legitimization of aggression against civilian populations. This school of thought, in its own omnipotence, has led the American leadership to dismantle international institutions and norms, resulting in the death of countless innocent people worldwide. From the ruins of Gaza and Yemen to the besieged sovereignty of Venezuela and Libya, the imprint of this destructive doctrine is undeniable.This represents a deliberate degradation of the international system from a state of civil society to a Hobbesian state of nature, where raw power and escalating violence replace law and dialogue. The policies being deployed against Iran’s nation— overt military intimidation, covert operations, and economic strangulation designed to incite internal fragmentation —demand global attention and resistance now, before another region or nation would be ruined by the consequences of theU.S. imperial aggression.We recognize a universal human responsibility. We must all—irrespective of our differing political beliefs—work to inform the global publics about the catastrophic consequences of these malicious policies. We must unequivocally condemn this pattern of intervention and violence.As scholars and citizens of one of the world’s oldest civilizations, we call for the mobilization of all national, regional, and international capacities to resist complicity with these inhumane policies. We must unite to prevent the world from descending further into a state where might makes right and where powerful actors are free to act without law or limits.Our stance is one of the principles in defense of human dignity and a just world order. We stand in solidarity with all peoples who are threatened by the lashes of unrestrained power and violence, conscious that in our own homeland, Iran, the time for vigilance and collective action is now.Signed,A group of concerned faculty membersSharif University of TechnologyTehran, Iranردّپای جنایات آمریکابیانیه اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف در مورد تهدیدات جهانی افسارگسیختگی ایالات متحده و مسئولیت‌های جمعی ماما، اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، بر این باوریم که مسیر کنونی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از حدود و چارچوب‌های حقوق بین‌الملل فراتر رفته است. این سیاست‌ها صرفاً چالشی برای امنیت ایران به‌عنوان یک دولت مستقل نیستند، بلکه تهدیدی عمیق علیه صلح بین‌المللی ونظم جهانی به شمار می‌آیند.سردر دانشگاه شریفایالات متحده با ترور دانشمندان، ربایش مقامات، ومشروعیت‌بخشی به تجاوز علیه جمعیت‌های غیرنظامی، افق‌های تازه‌ای را برای خشونتِ دولتی گشوده است. این مکتب فکری، با اتکای به توهمِ قدرت مطلق خود، رهبری آمریکا را به سوی فروپاشی نهادها و هنجارهای بین‌المللی سوق داده و درنتیجه، به مرگ شمار بی‌شماری از انسان‌های بی‌گناه در سراسر جهان انجامیده است. از ویرانه‌های غزه ویمن تا حاکمیتِ در محاصره ونزوئلا ولیبی، ردّپای این دکترین ویرانگر انکارناپذیر است.این روند، به‌معنای تنزل عامدانه نظام بین‌الملل از وضعیت یک جامعه مدنی به «وضعیت طبیعی» هابزی است؛ جایی که قدرت عریان وخشونتِ فزاینده جایگزین قانون و گفتگو می‌شود. سیاست‌هایی که علیه ملت ایران به کار گرفته می‌شوند، از ارعاب آشکار نظامی و عملیات پنهان گرفته تا خفه‌سازی اقتصادی با هدف برانگیختن فروپاشی داخلی، نیازمند توجه و مقاومت جهانی در همین اکنون هستند؛ پیش از آنکه منطقه یا ملت دیگری قربانی پیامدهای تجاوز امپریالیستی ایالات متحده شود.ما به مسئولیتی جهانی وانسانی اذعان داریم. همگی ما، فارغ از تفاوت‌های باورهای سیاسی‌مان، باید برای آگاه‌سازی افکار عمومی جهان از پیامدهای فاجعه‌بار این سیاست‌های مخرب بکوشیم. باید این الگوی مداخله و خشونت را به‌صراحت و بدون ابهام محکوم کنیم.ما به‌عنوان دانشگاهیان و شهروندان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، خواستار بسیج همه ظرفیت‌های ملی، منطقه‌ای وبین‌المللی برای جلوگیری از همدستی با این سیاست‌های غیرانسانی هستیم. باید متحد شویم تا مانع سقوط هرچه بیشتر جهان به وضعیتی شویم که در آن «زور، حق می‌آفریند» و بازیگران قدرتمند آزادانه و بی‌قانون و بی‌حد ومرز عمل می‌کنند.موضع ما موضع اصولی در دفاع از کرامت انسانی و نظم عادلانه جهانی است. ما با همه ملت‌هایی که زیر ضربات قدرت وخشونتِ مهارنشده قرار دارند اعلام همبستگی می‌کنیم و آگاهیم که در میهن خود، ایران، زمان هوشیاری و کنش جمعی اکنون فرا رسیده است.جمعی از اعضای دغدغه‌مند هیئت ‌علمی دانشگاه صنعتی شریفتهران، ایرانامضاکنندگان:Farhad ArdalanMehdi GolshaniSaeed SohrabpourMohammad Ali KouchakzadehRahim FaezRasool JaliliMasoud DarbandiSaeed BehzadipourMohammad EtemadiMajid AbbaspourSeyyed Abbas MousaviAria AlastyHassan SalariehAlireza BahrampourMehdi EhsanAzam Iraji zadSeyed Mohammad MahdaviHadi NobahariHamid BehrooziAmir Hossein JahangirJafar HabibiBehzad AhiShahab AyatollahiAli Fotowat AhmadyMohammad Reza ArastiMohammad Saeed SeifHossein AsadiJavad AkbariKarim MazaheriAlireza EjlaliReza YousefiMohammad MirzaeiAbbas MozaffarReza NaghdabadiMohammad HaeriMohammad Taeibi RahniMahmoud BahmanabadiMahmoud Saadat FoumaniMostafa TaqaviBijan Vosoughi VahdatSeyyed Mohammad Bagher MalaekMounes SayyahHassan MahaniMohsen MasihiAlireza ZareiMohammad SharifkhaniReza MoghadasiMohsen FathiEbrahim Souzanchi KashaniNaser KaramiKazem HejranfarAyoub TorkianMohammad FarahaniMohammad OutokeshOmid AkhavanMohammad BazarganSeyyed Mir Abolhassan VaeziAliakbar AbolhasaniSeyyed Mohammad KarbasiMojtaba MahsuliMehdi KargarianMohammad Amir DastgheibSiavash Bayat-SarmadiAsad KalantarianMohammad Mahdi AhadianSaeid JamshidiEbrahim AzadeganAli KhademiHamed Manouchehri KoushaMahdi Fateh RadNoushin ChatrchiFarid AshtianiMohamad Mahdi Rohani MashhadiHossein NejatHossein KhajehpourAlireza Moazezi MehretehranSeyed Ali Taheri KhorramabadiMohammad Reza MoradAmin FazliAkram AvamiSaeed EiniKaivan MohammadiMasoud ShadnamMarzieh SaghafianHoda MahammadzadeMohammad Hossein YassaeeAbbas EbrahimiMatin HashemiSaeed TajrishyHamed SadeghiAta PourmahmoudAlireza SharifiSeyed Ali Akbar SajadiYasaman-Sadat BorgheiHossein AskaripourMohammad Reza RazvanRouhollah AmiriSeyyed Ali Emami KhansariMohamad Sadegh KarimiAli MeghdariMaryam MirkamaliAlireza JahantighHamoon TahmassebiFarzam FotovatMohammad Ali AhmadiMana MeskarMasoumeh Koochak ShooshtariMohammad HadiJavad Ebrahimi BroojeniMohammad Mahdi MojahedianSiavash AhmadiMoslem HabibiAmir NouraniMohammad Hasan RavanjiMajid GholipourReza BagheriHamid MehdigholiGholamreza PircheraghiMaryam RadmaSeyed Abolfazl HoseiniMahmoud AshjaSeyed Vahid KhansariSeyed Fakhreddin Tabatabaie (Board Member)</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 20:22:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه ماهواره، در یک روز</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-mjmrq4kii0pj</link>
                <description>گزارشی از مراسم پرتاب سه ماهواره ایرانی در یک روز جا برای نشستن نبود، عده‌ای روی پله‌ها نشسته بودند و عده‌ای ایستاده تماشا می‌کردند. سالن آمفی‌تئاتر کانون پرورش فکری میزبان علاقه‌مندان و دانشمندان فضایی کشور بود؛ چرا کانون؟ سؤال به جایی که تا وقتی پسربچه‌ای که مقابلم ایستاده بود را دیدم، من هم به آن فکر می‌کردم. آن پسربچه با شروع شمارش معکوس حسابی هیجان‌زده شد و با تمام وجود دست می‌زد. با هر مرحله جدایش ماهواره‌بر دو دختربچه که به بالکن آمفی‌تئاتر آمده بودند تا صحنه را بهتر ببینند، ذوق‌زده، در گوش هم چیزهایی می‌گفتند؛ شاید آرزو برای شغل آینده‌شان. همه سالن روی پا ایستاده و منتظر مراحل بعدی بودند. یک‌گوشه آن سالن دوطبقه بزرگ، شور بیشتری برپا شده بود که توجه مجری را هم به خودش جلب کرد. جوانانی که بعد فهمیدم میانگین سنی آن‌ها ۲۶ سال بیشتر نیست؛ یکی از گروه‌های سازنده ماهواره بودند و هرازچندگاهی با هم بلند می‌گفتند «ویسِئو»، ظاهراً به روسی می‌شود، «تمام»! بیشتر کنجکاو شدم و چون سؤال‌کردن برای آدم درون‌گرایی مثل من دشوار بود، در آن شلوغی به جست‌وجو در اینترنت پرداختم.ماهواره‌های ایرانی... پایا، ماهواره‌ای سنجشی (تصویربرداری) با دقت ۵ مترِ سیاه‌سفید و ۱۰ متر رنگی، محصول صاایران. ظفر۲ نیز سنجشی است با دقت تصویربرداری ۱۵متر رنگی، محصول دانشگاه علم و صنعت. کوثر۱.۵، ماهواره‌ای سنجشی با دقت ۳.۴۵ متر در طیف مرئی، ساخت شرکت دانش‌بنیان امیدفضا. ظاهراً این جوان‌های پرشور حاضر در سالن، سازنده کوثر ۱.۵ بودند. این ماهواره‌ها واقعاً ایرانی بودند. در بین افراد سازنده از اقصی‌نقاط کشور نقش ایفا کرده بودند، از خراسان تا اصفهان و شیراز و یزد و اردبیل و تهران و... «ایرانی یک صفت برای این ماهواره‌ها نبود، یک فعل بود!» ما جوانان که هفته پیش چند ماهواره ایرانی اصیل را به فضا فرستادیم و وارثان ابوریحان و خواجه‌نصیر و خیام‌ها هستیم، هر یک می‌توانیم نام خودمان و ایرانمان را در آسمان‌ها حک کنیم. از دنیای سالن دور شده و غرق مطالب بودم، حرف‌های شنیدنی زیادی داشتند، تجاربی را برای اولین‌بار در کشور رقم زده بودند. عکس‌ها را که می‌دیدم تعداد خانم‌های سازنده هم محسوس بود، آن هم برای صنعتی که در افکار مردممان شاید چنین حضوری دورازذهن باشد. یک موضوع جالب دیگر آنکه آنها آنچه گذشت خود را با افتخار می‌گفتند، حتی شکست‌ها را! مثلاً اولین تست ارتعاشی که در شروع کار زده بودند، منجر به متلاشی‌شدن سازه‌شان شده بود؛ ولی با اطمینان به بقیه راه ادامه داده بودند و امروز، صحبت‌هایی از این جوان‌ها می‌خواندم که به‌جرئت شاید صاحبان کمپانی‌های مطرح جهانی در سن ۴۰، ۵۰ سالگی به زبان می‌آورند. از منظومه ماهواره‌ای ۲۰۰تایی تا سال ۱۴۰۷ دم می‌زدند و رقابت و حتی تجارت در سطح جهانی. در صحبت‌هایشان به حضور دستی از عالم غیب در همه لحظه‌ها اعتراف می‌کردند. هرچه می‌خواندم، بیشتر می‌فهمیدم که این آدم‌ها متفاوت هستند. اراده‌شان، افکار و همتشان همه متفاوت بود. بوی تغییر می‌دهند و بوی بلندپروازی. بچه‌هایی از دانشگاه‌های مختلف کشور از شریف تا تهران، امیرکبیر، دانشگاه اصفهان، قم و بابل و... همه در کنار هم این موفقیت بزرگ را رقم زده بودند. من آن روز دقایق متمایزی را سپری کردم و از آن سالن یک جمله را به یادگار با خود بردم؛ باید رفت سراغ کارهای نشدنی تا بشود.خانم فاطمه شهرابی، ۱۴۰۲ مهندسی هوافضا</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:10:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک عصر زمستانی متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-cqox2xcrzlma</link>
                <description>وقتی کریسمس به دفتر روزنامه رسید۲۵ دسامبر، برابر با ۴ دی‌ماه، سالروز میلاد حضرت مسیح در تقویم است؛ مناسبتی که هر سال برای جامعه‌ مسیحی ایران، به‌ویژه ارامنه، حال‌وهوایی متفاوت و سرشار از امید و طراوت به همراه دارد و یادآور آغاز سالی تازه است. همین فضای ویژه و پرحرارت بهانه‌ای شد تا روز چهارشنبه، سوم دی‌، میزبان دو نفر از اساتید، یک نفر از کارکنان و شش نفر از دانشجویان ارامنه‌ی مسیحی شریف باشیم و ساعتی را پای گفت‌وگویی گرم و دوستانه با آن‌ها بنشینیم؛ گفت‌وگویی که قرار شد هم بازتاب تجربیات باشد و هم فرصتی برای شنیدن روایت‌هایی کمتر شنیده‌شده از زبان هم‌دانشگاهی‌ها.شروع منظم گفتگوی دوستانهحوالی ساعت سیزده بود که درِ دفتر روزنامه باز شد و مهمانان، درست با هم و به‌صورت هم‌زمان، با یک جعبه شیرینی وارد شدند. فضای دفتر که به مناسبت این دیدار با درخت کریسمس، بادکنک‌ها و چند عروسک و بابانوئل و... تزئین شده بود، خیلی زود رنگ‌وبوی یک دورهمی خودمانی به خود گرفت و فاصله‌ی رسمی میزبان و مهمان را از میان برداشت.پس از خوش‌آمدگویی و نشستن دور میز، گفت‌وگو با معرفی کوتاه حاضران آغاز شد؛ جمعی متنوع که از استاد باغرام، با بیش از ۲۰ سال سابقه حضور در خانواده‌ی شریف، تا وانه و بیورق، دانشجویان نوورود سال ۰۴، را دربرمی‌گرفت؛ ترکیبی بین‌نسلی که خود نوید گفت‌وگویی شنیدنی و جالب را می‌داد.دانشگاه: جایی که تفاوت‌ها بی‌معنیستگفت‌وگو ابتدا به حال‌وهوای محیط‌های آموزشی ویژه‌ی ارامنه در ایران و ارزیابی مهمانان از فضای دانشگاه، به‌ویژه شریف، اختصاص یافت. دکتر باغرام، عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک، در ابتدای سخنان خود، از پذیرابودن جامعه‌ی ایران نسبت به اقوام و ادیان مختلف گفتند و تأکید کردند که ارامنه در تمام سال‌های حضورشان در ایران، همواره در کنار دیگر ایرانیان زندگی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند؛ مردمی که در روزهای سخت تاریخ ایران، سختی‌ها را دوشادوش دیگر اقوام تحمل کرده‌اند و در روزهای اوج نیز سهمی برابر از شادی‌ها و موفقیت‌ها داشته‌اند.در ادامه، دکتر خاچاطوریان، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی مواد، به توضیح مدارس ویژه‌ی ارامنه در ایران پرداختند؛ مدارسی که سال‌هاست زیر نظر نظام آموزشی رسمی کشور فعالیت می‌کنند و نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی و دینی ارامنه داشته‌اند. ایشان توضیح دادند که دانش‌آموزان این مدارس، علاوه بر دروس مشترک با دیگر دانش‌آموزان ایرانی، به‌جای تعلیمات دینی مسلمانان، آموزه‌های آیین مسیحیت را می‌آموزند و به‌صورت فوق‌برنامه با زبان و ادبیات ارمنی نیز آشنا می‌شوند. با این حال، او از این جنبه هم ابراز نگرانی کرد که به‌دلیل مهاجرت ارامنه و افزایش حضور دانش‌آموزان ارمنی در مدارس غیردولتی و عادی، نقش و جایگاه مدارس دولتی ویژه‌ی ارامنه تا حدی کمرنگ شده است.وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش، با خرسندی به فضای شریف اشاره کرد و از حاکم‌بودن شایسته‌سالاری و پذیرش افراد از قومیت‌ها و ادیان مختلف در این دانشگاه گفت؛ نمونه‌اش هم مسئولیت‌های خودش در محیط‌های فرهنگی‌ و دانشجویی دانشکده و دانشگاه.خانم داودیان، کارمند فناوری اطلاعات دانشکده‌ی مکانیک، هم خاطره‌ای از نحوه‌ی ورود خود به دانشگاه تعریف کردند. از تردیدی که در ابتدا نسبت به پذیرفته‌شدن به‌عنوان یک مسیحی داشتند و از اصرار پدرشان برای شرکت در آزمون و مصاحبه‌ای که در نهایت به پذیرش ایشان انجامید. به باور وی، جامعه‌ی فعلی شریف به بلوغی رسیده که در آن، توانمندی افراد بر هر برچسب هویتی دیگری اولویت دارد و فضای کلی دانشگاه عاری از تبعیض است.کمی که گذشت داویت گریگوریان، ورودی ۰۲ مواد، دانشگاه را محیطی بسیار مناسب برای درک متقابل میان اقوام و ادیان مختلف توصیف کرد؛ فضایی که در آن، افراد با باورهای متفاوت، فرصت پیدا می‌کنند در کنار یکدیگر زندگی کنند، گفت‌وگو داشته باشند و شناخت عمیق‌تری از هم به دست آورند. اریک هارطونی، ورودی ۰۱ برق، هم از تجربه‌های خود در دانشگاه، به‌ویژه حضورش به‌عنوان همیار دانشجو، سخن گفت و این نقش را فرصتی برای تعامل گسترده‌تر و مسئولانه‌تر با دیگر دانشجویان دانست.ورژ گریگوریان، ورودی ۰۲ ارشد و ۰۴ دکترای فیزیک، که تنها فرد غیرتهرانی جمع و دارای سابقه‌ی تحصیل در مدارس و دانشگاه‌ تبریز بود، از فضای آموزشی آن شهر یاد کرد و معتقد بود همان احترام متقابلی که در شریف دیده می‌شود، در مدارس و دانشگاه‌های تبریز نیز وجود دارد. او همچنین بر این باور بود که تحصیل مسیحیان در مدارس عادی می‌تواند آن‌ها را زودتر با زیست اجتماعی و همزیستی در جامعه‌ی متنوع ایران آشنا کند.مینه کلنتریان، ورودی ۰۰ برق، از فرهنگی‌کاران شناخته‌شده‌ی برق، از تجربه‌ی حضورش در شورای صنفی، رسانا و برگزاری رویدادهای مختلف در آن‌ها گفت؛ از اینکه در نگاهش، محیط فرهنگی دانشگاه را برای فعالیت ارامنه، فضایی پذیرا، امن و فرصت‌ساز است.در این میان، بیورق باغرامیان و وانه اوادیک، به‌عنوان کم‌تجربه‌ترهای جمع و ورودی‌های ۰۴ مکانیک بیشتر شنونده‌ی گفت‌وگو بودند و با دقت به روایت‌ها و تجربیات نسل‌های پیش از خود گوش می‌دادند.گره‌خورده با فرهنگ ایرانبخش دوم گفتگو به آیین‌ها و رسوم ارامنه‌ی ایران و میزان تأثیرپذیری فرهنگی آنان از سنت‌های ملی ایران اختصاص یافت. در این بخش، دکتر باغرام به پراکندگی جغرافیایی ارامنه در ایران، پیشینه‌ی تاریخی حضورشان و نقش کلیساها اشاره کرد و روایت مفصلش هم در بخش دیگر این پرونده به قلم وی نگارش شده است؛ به عقیده‌ی او تفاوت میان یک ارمنی ایرانی با یک ارمنی خارج از ایران کاملاً مشهود است، چرا که بخش مهمی از هویت ارامنه‌ی ایران از آداب، رسوم و فرهنگ ایرانی تأثیر گرفته است.در ادامه، دکتر خاچاطوریان توضیحی از مناسبت‌های مذهبی ارامنه داد که سال نو میلادی برای آن‌ها اول ژانویه است، اما جشن تولد حضرت مسیح یا همان کریسمس برای ارامنه‌ که به کلیسای ارتدوکس نزدیک‌تر هستند، ششم ژانویه برگزار می‌شود. همچنین از «عید پاک» و «وارداوار» به‌عنوان دیگر مناسبت‌های مهم ارامنه‌ی ایران هم پرداخته شد. مناسبت‌هایی که در کنارشان، استقبال همیشگی ارامنه از اعیاد ملی ایران مانند نوروز و یلدا هم به چشم می‌آید و در آن‌ها هم می‌شود پیوند عمیق این جامعه با فرهنگ ایرانی را به وضوح تماشا کرد.تفاوت‌های نسلی و چالش‌های نسل جدید با قدیمی‌ترها که در تمام اقوام و ادیان، قابل مشاهده است، روی دیگر این بخش از گفتگوی ما بود که از تأثیر مدرنیته و فضای مجازی بر نگاه جوانان به آیین‌ها و رسوم، مشابه آنچه در دیگر بخش‌های جامعه دیده می‌شود، سخن به میان آمد. دانشجویان بیشتر از بابانوئل، سورتمه و خاطرات شیرین هدیه‌های کریسمس گفتند و نوورودی‌های ۰۴، دریافت کادوی کریسمس را یکی از خاطره‌انگیزترین لحظه‌های این مناسبت دانستند.خانه مشترک همه مادر ادامه‌ی گفت‌وگو که با قصه‌گویی، معرفی کتاب و اشاره به مشاهیر پرشمار ارامنه در تاریخ ایران همراه بود، حاضران از ویژگی‌های برجسته‌ی آیین مسیحیت از نگاه خود سخن گفتند؛ ویژگی‌هایی مثل تأکید بر دوست‌داشتن انسان‌ها، توجه به درون و انسانیت افراد، حمایت از حق و پرهیز از قضاوت بر اساس ظاهر.در پایان، از همه‌ی مهمانان خواستیم برای ایران و ایرانی در روزهای پایانی سال میلادی آرزویی داشته باشند. دکتر خاچاطوریان و خانم داودیان آرزوی صلح جهانی کردند؛ اریک از ایرانی آرام گفت؛ ورژ، ایرانی به‌دور از بی‌خردی را آرزو کرد؛ داویت، ایرانِ شاد را از خدا خواست؛ مینه از بازگشت صمیمیت و پویایی اجتماعی و به‌دست‌آوردن دوباره‌ی داشته‌هایی که از دست رفته‌اند سخن گفت؛ وانه و بیورق نیز آرزوی ایرانی شاد را تکرار کردند.در نهایت، دکتر باغرام با تاکید بر اینکه همه‌ی ما، فارغ از دین، عقیده، فرهنگ و قومیت، ایرانی هستیم، یادآور شدند که تنها با تلاش در کنار یکدیگر می‌توان ایرانِ آباد، پیشرفته و به‌دور از مشکلات را ساخت؛ چرا که ایران، خانه‌ی همه‌ی ماست.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jan 2026 23:01:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاستگاه جنایت</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-zfyof41wysjq</link>
                <description>بازی علم‌ و تخت: قسمت اولنظریه علمی داروین و دو قرن توجیه جنایت!کمتر کسی از میان ما دانشجویان شریف هست که حداقل چند بار، مخصوصا ترم‌های اول و سال کنکور، خود را در جایگاه یک مهندس برجسته یا دانشمند مطرح تصور نکرده باشد. شاید هم یک کارآفرین الهام‌بخش و موسس یک استارتاپ موفق. از همان افرادی که دائم از این همایش به آن سمینار می‌روند تا دستاوردهایشان برای دیگران بازگو کنند. معمولا اما در رؤیاهایی که می‌پروریم و سال‌هایی که صرف تلاش برای تحقق آن‌ها می‌کنیم، جای یک چیز خالی‌ست. ما به موفقت حاصل از آن تحقیق علمی یا فناوری تولید شده فکر می‌کنیم نه خود آن محصول یا نظریه. اگر هم به این موضوعات فکر کنیم، از لایه‌های عمیق‌تر شامل آثار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اخلاقی‌ مربوط به آن فناوری غافل هستیم.متاسفانه یا خوشبختانه، تاریخ نشان داده است که هرگاه نظریه‌ای علمی مطرح می‌شود یا فناوری‌ای ساخته می‌شود، اثرات آن بسیار فراتر از نیت اولیه خالقش دامن می‌گستراند. بسیاری از این اثرات، دیر یا زود، به لایه‌های سیاست، اقتصاد، روابط بین‌الملل و حتی جنگ کشیده می‌شوند. همان‌طور که فناوری‌ای زیست‌محیطی می‌تواند کشوری را شکوفا کند و سلاحی می‌تواند کشوری را از نقشه حذف کند.متاسفانه یا خوشبختانه تر! هر چقدر هم که این گزاره مشخص و واضح به نظر برسد، در جوامع علمی، که دانشگاه خودمان نیز از آن مستثنا نیست، عده‌ای همواره در تلاشند که این حقیقت را جارو کنند زیر فرش. چرا که گمان می‌کنند این حقیقت جایگاه بالا و متعالی کار علمی را خدشه دار می‌کند. این در حالی است که مطالعه تاریخ به ما نشان می‌دهد اصلا تولید علم و فناوری، چیزی جز «پیدا کردن پاسخ برای مشکلاتی که در جامعه وجود دارد» نیست و اثر گرفتن فناوری و دانش از شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، و اثر گذاشتن بر آن، نه تنها امری جدا نشدنی از تاریخ علم است، بلکه محور و اصلی ترین جزء هویت یک دانشمند و فناور است. در این سلسله نوشتار، با رجوع به نمونه‌های تاریخی، این حقیقت را بررسی و ریشه‌های تلاش برای لاپوشانی آن در محافل علمی را واکاوی خواهیم کرد.همه با هم برابرند اما سفیدها برابرترندتصور کنید صبح یک روز زمستانی مانند امروز، منتهی در سال 1860 و در آپارتمانی در لندن از خواب برمی‌خیزید. در آن روزگار، احتمالا اولین کار شما این بود که شخصا به کیوسک روزنامه مراجعه کنید و یک عدد روزنامه بگیرید تا از اخبار روز آگاه شوید. در آن روزنامه احتمالاً دو خبر در کنار هم توجه شما را جلب می‌کند؛ دو خبری که در ظاهر هیچ پیوندی با یکدیگر ندارند. در صفحه ادبیات و علوم، احتمالا نقدهای تحسین‌برانگیزی بر کتاب تازه‌منتشرشده یک زیست‌شناس نسبتاً مشهور دیده می‌شود: «خاستگاه گونه‌ها» اثر چارلز داروین. در صفحه حوادث سیاسی اما خبر از رخدادی در سرزمین آن سوی اقیانوس است: زمزمه‌هایی از لغو کامل برده‌داری در آمریکا؛ زمزمه‌هایی که تنها پنج سال بعد به واقعیت تبدیل شد و آن کشور نیز در نهایت مانند بریتانیا به ظاهر به برده‌داری نژادی پایان داد. در آن روزها، احتمالا داروین نیز مانند بسیاری دیگر از مردم، از پایان رنج تعداد بیشماری از مردم خوشحال بوده.با این حال، بیست سال بعد، داروین در نامه‌ای به ویلیام گراهام می‌نویسد :«نژادهای به اصطلاح قفقازی متمدن‌تر، در مبارزه برای بقا، بر توده‌های ترک غلبه کرده‌اند(اشاره به قیام‌ کشورهای بالکان ضد امپراطوری عثمانی). با نگاهی به جهان در آینده‌ای نه چندان دور، چه تعداد بی‌پایانی از نژادهای پست‌تر توسط نژادهای متمدن‌تر در سراسر جهان حذف خواهند شد!» این استدلال، دقیقا همان استدلالی است که سالها بعد، توسط بسیاری، برای توجیه کشتارهای بیشمار در سراسر جهان، نسل کشی‌های استعماری، همان برده داری ملغی شده و حتی جنگ جهانی انجام شد.نظریه داروین، در بطن خود شامل این ایده بود که همانگونه که یک نوع ببر بر نوع دیگری گربه سان چیره می‌شود و آن را منقرض می‌کند، انسان‌ها نیز بنا بر تکامل، می‌توانند یکدیگر را استثمار کرده و حتی مانند بومیان تاسمانی، منقرض کنند. این ایده حتی همین امروز نیز از مواردی است که باعث می‌شود برخی، قتل عام‌هایی که در جهان رخ می‌دهد را توجیه علمی کنند. اینگونه یک نظریه در ظاهر کاملا زیست شناسی، بعد از گذشت حدود دو قرن هنوز در سیاست جهانی تاثیری عمیق و واضح دارد. در شماره‌ بعد به این اشاره خواهیم کرد که چگونه این مسیر گاهی برعکس طی می‌شود. یعنی به علت الزام‌های سیاسی و اقتصادی، یک نظریه علمی به صورتی خاص شکل می‌گیرد.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 24 Dec 2025 22:38:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-xnyiliyzjj6p</link>
                <description>تاریخچه فشرده فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی شریف از زمان تأسیس تا ابتدای دهه نوددر مورد علت تأسیس دانشگاه صنعتی شریف به‌عنوان اولین دانشگاه تخصصی فنی مهندسی در سال ۱۳۴۴ مطالب فراوانی بیان شده است. یکی از دلایل ذکر شده تشکیل دانشگاهی با کارکرد آموزش‌های فنی و به‌دور از فضای سیاسی و دانشجویی متداول در معدود دانشگاه‌های آن دوره (مانند دانشگاه تهران) است. اما در عمل از همان ابتدا فعالیت‌های غیردرسی به‌صورت گسترده آغاز گردید. افزون بر برجستگی علمی دانشگاه در میان دیگر دانشگاه‌ها، شریف باتوجه‌به کارکردهای فلسفی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز پیشتاز بوده و نوآوری‌های مهمی در عرصه ملی ایجاد کرده است. بهره‌گیری از هوش و استعداد و فهم موضوعات توسط دانشجویان علاوه بر توانایی علمی می‌تواند موجب توانایی جامعه‌شناختی و فرهنگی و سیاسی تأثیرگذار گردد. فعالیت‌های دانشجویی دهه اول ابتدا در حوزه‌های ورزشی و سپس فعالیت‌های فرهنگی و هنری چون تئاتر، موسیقی جاز و سینما، شعر و ادب و نویسندگی و نقاشی، عکس و کوه گسترش یافت. البته حسب شرایط آن سال‌ها به جهت نخبگی و شهرستانی بودن اکثر بچه‌ها نگاه انتقادی به نظم سیاسی حاکم و وضعت تسلط آمریکا بر امور کشور، پر رنگ بود. فعالین مذهبی نیز در قالب نمازخانه (اتاقی در ابن سینا) و تعاونی مصرف دانشجویان، برنامه‌های متعددی به‌صورت جلسات سخنرانی و مطالعاتی ترتیب می‌دادند. چهره‌های شاخصی چون استاد شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی دعوت می‌شدند. در این دوره فعالیت‌های دانشجویی عمداً تحت‌تأثیر اعضا و هواداران گروه‌های انقلابی و سازمان‌های مسلح بیرون دانشگاه رنگ‌وبوی سیاسی انتقادی داشتند. در سال‌های منجر به انقلاب ۵۷ نقش دانشجویان دانشگاه‌ها پیشرو بودن و آگاهی‌بخشی به توده‌های مردمی بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال ۵۸ و ۵۹ گروه‌های سیاسی عمدتاً چپ‌گرا در جامعه و به‌تبع فعالین دانشجویی آن‌ها در سطح دانشگاه گسترش یافت. در واقع دانشگاه به مرکز فعالیت آن‌ها که اقدامات مسلحانه‌ای هم در نقاط مختلف کشور انجام می‌دادند تبدیل شد. در این دوره فعالیت‌های دانشجویی تقریباً سیاسی و به شکل سخنرانی، تجمع‌های سیاسی و صدور بیانیه‌ها و انتشار نشریات گروه‌های متنوع و در فضای ملتهب و در گیر انجام می‌شد. با تعطیلی دانشگاه‌ها تعداد قابل‌توجهی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه با داشتن روحیه انقلابی و جهادی در تأسیس نهادهای انقلابی چون سپاه پاسداران، جهاد سازندگی و جهاد دانشگاهی شرکت جسته و جهت خدمت در عرصه‌های مختلف عازم مناطق محروم شدند. پس از بازگشایی دانشگاه در سال ۶۲ آرامش بر دانشگاه حاکم گشته بود. در این سال‌ها و دهه شصت که هم‌زمان با جنگ تحمیلی عراق بود دانشجویان دغدغه‌های انقلابی و عدالت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی قوی داشته و در حوزه دفاع از کشور به‌صورت اعزام به جبهه و شرکت در طرح‌های دفاعی جهاد دانشگاهی مشارکت قوی داشتند. مطالعات دانشجویان در زمینه علوم‌انسانی و دینی در این دوره وسیع بود. دانشگاه در این دوره فاقد ساختار مدیریتی خاص جهت نظارت و حمایت از فعالیت‌ها بود. در این دهه فعالیت‌های فرهنگی عمدتاً توسط دو نهاد انجام می‌شد اول بخش فرهنگی جهاد دانشگاهی که گروه‌هایی مثل کوه و عکس و تئاتر و موسیقی و شعر و کتابخانه و برگزاری مراسم‌ها و اردوهای آموزشی و جهادی و مذهبی را تحت پوشش داشت. دوم دفتر نمایندگی (دفتر نهاد مقام معظم رهبری فعلی) که برنامه‌ها و جلسات مطالعاتی و دینی و همایش‌های اجتماعی و اردوهای فرهنگی و مذهبی و فعالیت‌های فرهنگی در دو خوابگاه اصلی دانشگاه را تحت پوشش داشت. برگزاری همایش‌های مهم بررسی مسائل و مشکلات نسل جوان و وحدت حوزه و دانشگاه در اواخر دهه شصت و اردوهای متعدد فرهنگی و زیارتی و جلسات سخنرانی و مطالعاتی و شب‌شعر و مراسم‌های مناسبتی از مهم‌ترین فعالیت‌های دانشجویان بود.در ابتدای دهه هفتاد دوره مدیریت دکتر صالحی جهاد دانشگاهی و بخش فرهنگی آن از دانشگاه خارج شدند. معاونت دانشجویی در این دوره از معاونت آموزشی جدا شده و مستقل شد. فوق‌برنامه به‌صورت یک دفتر زیر مجموعه مدیریت تربیت‌بدنی و فوق‌برنامه تحت پوشش معاونت دانشجویی قرار داشت. در این دوره پنج گروه مهم دانشجویی مستقل با حمایت مدیریت و دفتر نمایندگی شکل گرفت ۱. اولین هیئت مذهبی دانشجویی بنام هیئت متوسلین ۱۴ معصوم در خوابگاه طرشت که بعدها پایه هیئت الزهرا در مسجد دانشگاه گردید. ۲- دفتر مطالعات فرهنگی با هدف گسترش برنامه‌های مطالعاتی در مکاتب مختلف و تشکیل جلسات مطالعاتی و کتاب‌خوانی با حمایت دکتر باستانی ۳- شروع فعالیت‌های علمی دانشجویی و انتشار مجلات علمی با راه‌اندازی مجله عمران شریف ۴- راه‌اندازی کانون قران شریف که فعالیت‌ها و برنامه‌های متنوعی در زمینه آموزش و مفاهیم قران و جلسات تلاوت داشت ۵- اتاق جانبازان. حضور جانبازان دفاع مقدس در دانشگاه موجب شد گروهی توسط ایشان با هدف تمهید رفاهی ایشان تشکیل که برنامه‌های فرهنگی هم اجرا می‌نمودند.پس از شروع ریاست آقای دکتر اعتمادی در سال ۷۲، برای اولین‌بار در سطح دانشگاه‌ها مدیریت فرهنگی و فوق‌برنامه در ساختار معاونت دانشجویی شکل‌گرفته و مسئولیت آن به بنده سپرده شد. با شکل‌گیری ساختار جدید زمینه و بستر برای شکل‌گیری بیشتر گروه‌های دانشجویی فراهم گردید. حمایت مدیران وقت دانشگاه خصوصاً دکتر اعتمادی و همراهی مسئولین دفتر نهاد (مرحوم حاج‌آقای علمی و حاج‌آقای مرتضوی) نقش مؤثری در گسترش فعالیت‌ها داشت. در این دوره بیش از ۲۵ گروه و کانون فرهنگی و هنری و مطالعاتی و اجتماعی فعال تشکیل شد که اکثرا تا کنون نیز ادامه فعالیت می‌دهند. در تمامی دانشکده‌ها مجله علمی دانشجویی وزین با مشارکت اساتید آماده می‌شد که در سطح دانشگاه‌های دیگر نیز منتشر می‌شد (ده مجله علمی). گروه‌های فوق‌برنامه دانشجویی در دانشکده‌ها نیز شکل‌گرفته و فعالیت‌های متنوعی انجام می‌دادند تعداد این مجموعه‌ها بالغ بر ۱۵ گروه می‌شد. چندین گروه کوه زیر مجموعه مجلات یا فوق‌برنامه دانشکده‌ها وجود داشت. تعداد زیادی نشریه و خبرنامه توسط این گروه‌های فرهنگی و مطالعاتی و فوق‌برنامه دانشکده‌ای منتشر می‌گردید. در این دوره همایش‌های علمی دانشجویی سراسری دانشگاه‌ها ابتدا از عمران شروع، سپس صنایع و برق و دیگر رشته ادامه یافت و بعدها در دهه هشتاد به‌صورت سازمان علمی دانشجویان با حمایت وزارت علوم بین دانشگاه‌ها متشکل شدند. در این دوره نشریه دانشجویی نقطه سر خط به‌صورت سراسری در سطح دانشگاه‌ها برای اولین‌بار به سبک نوآورانه در حوزه‌های فرهنگی منتشر گردید. بعدها در دهه هشتاد برخی مؤسسین آن نشریه، روزنامه دانشگاه را منتشر نمودند. در این دوره علاوه بر شورای فرهنگی جهت نظارت، شورایی بنام هماهنگی نهادهای فرهنگی مسئولیت هماهنگ‌سازی این مجموعه‌ها را به عهده داشت. مرکزیت و مکان فیزیکی فعالیت‌ها، منهای دو ساختمان ریاست بوده و فضاهایی در منهای یک و ساختمان ابن سینا و مرکز معارف در اختیار فعالیت دانشجویان قرار داشت. برگزاری اردوی معارفه دانشجویان جدیدالورود ابتدائاً دوروزه در دانشگاه در این دوره آغاز گردید. همچنین نمایشگاه سالانه معرفی فعالیت گروه‌های دانشجویی نیز اقدام دیگری بود که شروع گردید. در سال ۷۵ با جابه‌جایی کتابخانه مرکزی، ساختمان قبلی آن در اختیار مدیریت فرهنگی و گروه‌های دانشجویی قرار گرفت. این فضا با انجام اصلاحاتی و بکار گیری در سال ۷۹ به‌عنوان مرکز مدیریتی و فعالیت‌های دانشجویی دانشگاه و به‌ نام شهید رضایی شناخته شد.در اواخر دهه هفتاد و دهه هشتاد و مدیریت آقای دکتر سهراب‌پور با تداوم نگاه حمایتی مدیریت دانشگاه روند گسترش کانون‌های علمی و هیئات مذهبی تداوم یافت. در این دوره تمامی خوابگاه‌ها دارای هیئت مذهبی برای برگزاری مراسم‌ها و جلسات مذهبی فرهنگی شدند. هیئت الزهرا با حمایت دفتر نهاد و مدیریت دانشگاه در مسجد دانشگاه تشکیل گردید. انجمن‌های علمی در این دوره به شکل جدید تأسیس و فعال شدند. علاوه بر گروه‌های دانشکده‌ای، دفتر مطالعات تکنولوژی و کانون مدیریت و اقتصاد و گروه نخبگان و.. در این سال‌ها تشکیل شده و گروه‌های دانشجویی بالغ بر چهل گروه گردیدند. برگزاری جلسات فرهنگی و سخنرانی و سمینارهای فرهنگی چون سؤالات اساسی جامعه ما، آسیب‌شناسی یک انقلاب، و همایش‌های علمی، کارگاه‌های آموزشی، اردوها و بازدیدهای علمی و انتشار نشریات علمی از بارزترین فعالیت گروه‌ها بود. برگزاری مسابقات علمی از فعالیت‌های جدی گروه‌ها و انجمن‌های علمی بود. در سال ۷۶ ساختار و تنوع فعالیت‌های دانشجویی دانشگاه ما به‌صورت الگویی از سوی وزارت علوم به دیگر دانشگاه‌ها معرفی گردید. اولین پژوهشگاه علمی دانشجویی نیز در این دوره بنام پژوهشگاه شهید رضایی تشکیل شد. برگزاری مسابقات علمی در زمینه هواپیمای بدون سرنشین و خودروها و موتورهای الکتریکی در سطح ملی و حضور در مسابقات بین‌المللی روبوکاپ و acm و کسب رتبه‌های برتر در آن مسابقات و مسابقات علمی دانشجویان سراسر کشور در رشته ریاضی و... از جمله برجسته‌ترین فعالیت‌های علمی این دوره است که توسط دیگر دانشگاه‌ها الگوبرداری شده و موجب تقویت جایگاه دانشگاه گردید. در این دوره چندین گروه در زمینه‌های اجتماعی و خیریه چون فردای سبز، یاریگران، امام علی (ع)، جنبش عدالت‌خواهی فعال بودند. دوره مدیریت چهارده‌ساله دکتر سهراب‌پور باوجود بروز برخی چالش‌های سیاسی و صنفی، دوره گسترش فعالیت‌های علمی دانشجویی ماندگار محسوب می‌گردد. در این دوره فعالیت گسترده وبگاه شریف (خانواده شریف)، برنامه‌ها و کلاس‌های آموزشی فوق‌برنامه (بیش از ۳۰ عنوان) و برنامه‌ریزی جهت برگزاری مسابقات علمی دانش‌آموزی در سراسر کشور در موضوعاتی چون طراحی اسباب‌بازی و خلاقانه علمی و به‌صورت سالانه، برنامه‌ریزی فعالیت‌های مختلف برای ورودی‌های کارشناسی دانشگاه و خانواده ایشان و برگزاری همایش معرفی رشته‌های دانشگاهی برای کنکوری‌ها و مشارکت در برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های مختلف برای بزرگداشت چهلمین سالگرد تأسیس دانشگاه به کمک دانشجویان از دیگر اقدامان مدیریت فرهنگی و فوق‌برنامه بود. برگزاری مسابقات دانش‌آموزی موجب توجه و ارتباط بیشتر دانش‌آموزان مستعد با شریف می‌شد. در سال ۸۹ با سیاست وزارت علوم، مدیریت‌های فرهنگی در ساختار دانشگاه به معاونت فرهنگی ارتقایافته و مسئولیت آن به مدیر فرهنگی دانشگاه (بنده) سپرده شد. در مدت فعالیت معاونت تا سال ۹۱ گسترش ساختاری اتفاق نیفتاده و همان مجموعه کوچک اداری قبلی عهده‌دار هدایت و برنامه‌ریزی و پشتیبانی فعالیت‌ها بودند.سیر تحولات و فعالیت‌های دانشجویی دانشگاه از زمان تأسیس تا دهه هشتاد مفصل‌تر در کتاب دانشجوی شریف در عرصه فرهنگ مرور شده است.مهندس محمد میرزایی | اولین معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 20:41:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند کلام از فرهنگی‌کاران امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-vphebj9grb5c</link>
                <description>بی‌راه نیست اگر بگویم «دردانشکده» برای ما خانه است؛ خانه‌ای که سقفش با بگومگوهای اعضایش و ستون‌هایش با دغدغه‌هایی مشترک استوار شده. نشریه تمرینی است برای بهتر نوشتن، نقدکردن، منطق یکدیگر را به چالش کشیدن، یافتن راهی میان اختلاف‌نظرها و با وجود همهٔ این‌ها، خانواده بودن. نشریه یاد می‌دهد مسائل پیرامون را نه با بی‌تفاوتی، که به دیدهٔ پرسش‌گری بنگریم. شاید موتور محرک دغدغه‌مندی باشد؛ اما مهم‌تر از آن وجود جمعی است که دغدغه‌مند باشد. این جمع‌شدن‌هاست که به دغدغه‌ها معنا می‌دهد؛ دوستی‌‌ها، رنجش‌ها، هول‌وولای شب‌های انتشار و خلق خاطرات، دردانشکده را به چیزی که هست بدل می‌کند و امکان بهترشدن را فراهم می‌سازد.سنا نجفی | ۱۴۰۱ مهندسی شیمی | مدیرمسئول سابق نشریه دردانشکدهاولین بار بهار ۱۴۰۱ وارد دفتر هنرهای تجسمی شدم. با وجود ۲۷ ماه مجازی بودن، صمیمیت عجیبی بین بچه‌ها جریان داشت؛ فضایی گرم و در عین حال سرشار از هنر و زیبایی. در این سال‌ها، صمیمیت در روابط را داخل کانون و شیوه‌ی عبور از امور اداری را در معاونت فرهنگی یاد گرفتم. یاد گرفتم با حداقل امکانات، فضایی بسازیم که دانشجوها ساعتی از کلاس و درس فاصله بگیرند و تجربه‌ای هنری داشته باشند؛ هرچند خودم بیشتر به اساتید نزدیک شدم و تا صبح برای جلب رضایتشان بیدار ماندم.فعالیت دانشجویی تجربه‌ای زیبا از انجام کار و دیدن نتیجه‌هاست، اما پرهزینه؛ هزینه‌ای از جنس زمان، اعصاب، درس و معدل.محمدجعفر آقاسیان | ۱۴۰۳ ارشد مهندسی شیمی | دبیر کانون هنرهای تجسمیفعالیت در مجمع مهدویون شریف برای من فرصتی بود تا ببینم چگونه فرهنگ و ایمان می‌توانند زمینه‌ساز نوآوری اجتماعی شوند. از اردوی جهادی و موکب‌های مناسبتی تا سه‌شنبه‌های مهدوی و برنامه‌های دانش‌آموزی، هر تجربه نشان داد که خدمت جمعی علاوه بر پاسخ به نیازهای جامعه، روحیه‌ی همدلی و مسئولیت‌پذیری را در دانشجویان تقویت می‌کند. اردوها نیز بستری برای انتقال ارزش‌ها و انگیزه به نسل جوان بودند. این فعالیت‌ها ثابت کردند که یک تشکل دانشگاهی می‌تواند فراتر از محیط آموزشی، در جامعه اثرگذار باشد؛ دستاوردی که با کسب جایزه‌ی ششمین جشنواره بین‌المللی جهادگران به‌عنوان سومین تشکیلات موفق و پایدار نیز تأیید شد.محمدعلی فرجی | ۱۴۰۱ مهندسی صنایع | دبیر مجمع مهدویونورود من به مختصات فرهنگی شریف از دل کانون موسیقی و با یک نیاز شخصی آغاز شد: پیانو. این کانون خیلی زود از یک محل تمرین به بستری برای هم‌نوازی، گفت‌وگو و یادگیری عمیق موسیقایی تبدیل شد. مواجهه با سلیقه‌ها، سبک‌ها و تجربه‌های متنوع، درک من از موسیقی را فراتر از اجرا برد و آن را به زبان مشترک زیستن جمعی بدل کرد. پذیرش مسئولیت در شورای کانون و برگزاری رویدادهایی چون فراخوان، مستند و یلدای کانون به من آموخت کار فرهنگی زمانی مؤثر است که گوش‌دادن و  همدلی محور اصلی آن باشد. کانون موسیقی برای من تمرین تداوم، هارمونی و معنا در دل زندگی دانشگاهی بود.حسام‌الدین رازقی | ۱۴۰۱ مهندسی و علم مواد | نائب دبیر کانون موسیقیمحرک اصلی فعالیت‌های رسانا، دغدغۀ رکود فضای فعالیت دانشجویی پس از دوران کرونا بود؛ فضایی که به نفسی تازه و تحرکی دوباره نیاز داشت. در رسانا تلاش کردیم با تکیه بر کار گروهی و نگاه مسئله‌محور، نقش خود را در تلطیف فضای دانشکده و پر کردن خلأهای فرهنگی و مهارتی ایفا کنیم. در این مسیر آموختیم فعالیت دانشجویی فراتر از اجرای صرف برنامه‌هاست؛ هدف، خلق بستری برای گفت‌وگو، یادگیری و مشارکت است. رسانا تجربه‌ای عملی از مسئولیت‌پذیری و تلاشی برای اثرگذاری عمیق و ماندگار در محیط دانشگاه بود.محمّد مختاری | ۱۴۰۱ مهندسی برق | دبیر سابق انجمن علمی‌فرهنگی رسانافعالیت در کانون فرهنگی منتظران موعود(عج) ، فرصتی آگاهانه برای به‌چالش‌کشیدن خود در عرصه مدیریت و ارتباط ‌گیری بود. هدف ما خلق فضایی معنوی، جذاب و شاد در دل خوابگاه دختران بود. برنامه‌هایی چون نذری شله زرد و اردوی اتاق‌فرار و جشن‌ها، شادی و استقبال بچه‌ها را به همراه آورد. این مسیر با محدودیت‌های اجرایی، کمبود نیرو و فشار درسی، پر از فرازونشیب بود. از دل این چالش‌ها، صبوری، مدیریت خلاق و توانایی ساختن با امکانات کم، به بزرگترین درس‌ها و آورده‌های این دوران تبدیل شد.مهلا اشرفی | ۱۴۰۱ مهندسی عمران | دبیر سابق هیئت خوابگاه طرشت دوتلاش برای رفع مشکلات و ایجاد فضایی پویا و روبه‌رشد، حتی در دل انبوهی از چالش‌ها را می‌توان در قالب فعالیت‌های دانشجویی دنبال کرد. فعالیت‌هایی که تحقق آن‌ها بدون فاصله‌گرفتن از فضای دانشکده و در بستر انجمن‌های علمی امکان‌پذیر است.در دوران فعالیت دانشجویی در انجمن علمی، فرصتی فراهم شد تا مهارت‌هایی نظیر تعامل و همکاری با بخش‌های مختلف دانشگاه و صنعت، برنامه‌ریزی و سازماندهی، شناخت نیاز مخاطب در مقاطع مختلف زمانی و یادگیری از دیگران و به دیگران یاددادن را تمرین کنیم و تلاشی هرچند کوچک در راستای پاسخ به نیازهای علمی، فرهنگی و صنعتی دانشکده خود داشته باشیم.محمدمهدی شفیعی سروستانی | ۱۴۰۰ مهندسی شیمی | دبیر سابق انجمن علمی‌دانشجویی کیمیاوقتی وارد دانشگاه شدم فردی منزوی و دور از جمع بودم و ترجیح می‌دادم فقط به کلاس بروم و به خوابگاه برگردم. با اصرار دوستانم چندبار در برنامه‌های خیریه «فردای سبز» شرکت کردم، هرچند در ابتدا نسبت به فایده و تأثیر این فعالیت‌ها تردید داشتم و نمی‌دانستم آیا واقعاً کمکی به خروج خانواده‌ها از فقر می‌کند یا نه. نقطه عطف مسیرم اردوی مشهد بود؛ اردویی متفاوت که برای خانواده‌هایی برگزار می‌شد که حتی یک‌بار هم سفر نرفته بودند. این تجربه نگاهم را تغییر داد. حدود سه سال فعالیت در فردای سبز، از کارگری در اردوهای جهادی تا برگزاری برنامه‌های بزرگ، پر از خاطرات تلخ و شیرین برایم ساخت. مهم‌ترین درس این مسیر لمس مستقیم فقر و درک مسئولیت اجتماعی بود؛ اینکه با هر عقیده‌ای می‌توان کنار هم ایستاد و سهمی در کاهش رنج نیازمندان داشت.احمدرضا ضیایی | ۱۴۰۱ مهندسی مکانیک | دبیر خیریه فردای سبزفعالیت فرهنگی برای من از جایی شروع شد که فهمیدم دانشگاه فقط محل پاس‌کردن واحدها نیست، بلکه فضایی برای ساختن یک انسان مسئول و اثرگذار است. در دو سالی که به‌عنوان دبیر در این حوزه فعالیت کردم، یاد گرفتم کار فرهنگی بیش از آنکه «برنامه» باشد، «رابطه» است؛ رابطه با آدم‌ها، دغدغه‌ها و معنا. بزرگ‌ترین آورده این مسیر، یادگیری کار جمعی، شنیدن صداهای متفاوت و تبدیل ایده به عمل بود. انگیزه اولیه من، ایجاد اثر کوچک اما واقعی بود و امروز می‌بینم همین مسیر، برایم رشد فردی، هویت فرهنگی و افتخار آشنایی با دوستان خوبی را به همراه داشته است. همیشه به دوستانم و افرادی که دوست داشته‌ام، پیشنهاد کردم تا حتماً به جز درس‌خواندن به فعالیت‌های دیگری ادامه دهند.سیدعلی‌اصغر باختر | ۱۴۰۲ ارشد اقتصاد | دبیر انجمن علمی اقتصادیک سوالی که خیلی شنیدیم این هست که هدف مهم‏تره یا مسیر؟ برای شخص من، قبل از اینکه وارد گروه کوه بشم، هدف مهم‏تر بود ولی الان چیزی که به نظرم برای من ارزشمند‏تره نه هدف و نه مسیر، بلکه هم‏مسیره! من داخل گروه دستاوردهایی داشتم، آموخته‏هایی داشتم، مهارت‏های جدیدی کسب کردم ولی مهم‏ترین اتفاقی که گروه برای من رقم زد، خانواده جدیدی بود که به من هدیه داد. خانواده‏ای که خوشی و ناراحتی، عشق و دلخوری، مدارا و نزاع توی اون موج می‌زنه. به قول گفتنی:«اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت.»علی دائمی | ۱۴۰۲ مهندسی مکانیک | دبیر گروه کوهفضای فعالیت فرهنگی دانشگاه متشکل از مدل‌های فکری گوناگون و با صورت کاری متفاوت است. هرچند این تکثر تفکرات و بینش‌ها برای علاقه‌مندان و دانشجویان با سلایق مختلف خوش‌حال‌کننده است اما برای کسی که بخواهد دبیری دبیران آن‌ها را بر عهده بگیرد نه! دبیر دبیران کانون‌های فرهنگی خود نیز برآمده از یکی از همین گروه‌ها است لذا یادگیری نحوه هماهنگ‌شدن و تعامل با سیر متکثر فکری افراد از اولویت‌های اصلی این مسئولیت بود. فرای این‌ها وجود بستر تعامل با حاکمیت دانشگاه و البته مدیران فرهنگی وزارت عتف و شخص وزیر جهت رساندن صدا و دغدغه گروه‌ها جذابیت و تجربه خاص خودش را داشت. از خلال همین جلسات و ارتباط‌گیری با دبیردبیران‌های دیگر دانشگاه‌ها مجمع مجازی دبیران دانشگاه‌ها پس از سال‌ها انحلال باز ایجاد شد تا بستری برای همکاری بین گروه‌های فرهنگی دانشگاه‌ها باشد.سید‌شهاب‌الدین میرحسینی | ۱۴۰۰ مهندسی هوافضا | دبیر دبیران سابق کانون‌های فرهنگی</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 19:58:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌گذاری عمومی و روندهای جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-flvjfh3ijhka</link>
                <description>با پیچیده‌تر شدن مسائل عمومی در جهان معاصر از نابرابری و تغییرات اقلیمی گرفته تا سلامت، مهاجرت و تحول دیجیتال نیاز به رویکردهایی نظام‌مند، تحلیلی و میان‌رشته‌ای برای تصمیم‌گیری جمعی بیش‌ازپیش احساس شده است. در پاسخ به این نیاز، رشته سیاست‌گذاری عمومی اندکی پس از جنگ جهانی دوم و در ابتدا در شماری از کشورهای پیشرو شکل گرفت. تجربه کشورهای پیروز در جنگ نشان داد که حل مسائل کلان ملی، از بازسازی اقتصادی گرفته تا رفاه اجتماعی و امنیت، نیازمند نگاهی فراتر از تصمیم‌گیری‌های سنتی و بخشی است. به‌تدریج روشن شد که مسائل مربوط به تصمیم‌گیری جمعی ماهیتی چندبعدی، میان‌رشته‌ای و پیچیده دارند و بدون برخورداری از ابزارهای تحلیلی مناسب، امکان طراحی و اجرای سیاست‌های اثربخش وجود ندارد. از همین‌جا بود که سیاست‌گذاری عمومی به‌عنوان رشته‌ای مستقل، با هدف تجهیز تصمیم‌سازان به مجموعه‌ای از مهارت‌های تحلیلی کمی و کیفی، شکل گرفت.از کجا به کجا؟برای چند دهه، این رشته عمدتاً در کشورهای غربی تدریس می‌شد و دانشگاه‌هایی مانند هاروارد، پرینستون و مدرسه اقتصادی لندن نقش مهمی در توسعه آن ایفا کردند. آموزش مهارت‌هایی نظیر تحلیل سیاست، ارزیابی هزینه - فایده، اقتصاد بخش عمومی، تحلیل نهادی و روش‌های تحقیق اجتماعی، به‌تدریج منجر به شکل‌گیری تجربیات موفق در حل مسائل عمومی شد. مشاهده نتایج این تجربیات، سایر کشورها، به‌ویژه کشورهایی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را بر آن داشت تا به اهمیت این حوزه پی ببرند. در همین راستا، بسیاری از این کشورها با اعطای بورسیه‌های تحصیلی به دانشجویان مستعد، زمینه تحصیل آن‌ها در دانشگاه‌های معتبر جهان را فراهم کردند تا این مهارت‌ها به کشورشان منتقل شود. هم‌زمان، نهادهای بین‌المللی مانند بانک جهانی، سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی نیز به نقش کلیدی سیاست‌گذاری عمومی در مواجهه با مسائل پیچیده جهانی پی بردند. این نهادها در فرایندهای تصمیم‌گیری خود بیش‌ازپیش از متخصصان سیاست‌گذاری استفاده کردند، چرا که چالش‌هایی مانند فقر، نابرابری، سلامت عمومی، تغییرات اقلیمی و مهاجرت، نه صرفاً اقتصادی یا سیاسی، بلکه ذاتاً سیاستی و چندوجهی بودند. به‌تدریج، این رشته در دانشگاه‌های مهم کشورهای مختلف نهادینه شد و جامعه‌ای جهانی از پژوهشگران و متخصصان سیاست‌گذاری شکل گرفت که از طریق کنفرانس‌ها و نشریات علمی، به تبادل تجربه و دانش می‌پرداختند. برای نمونه، در نشست‌های سالانه انجمن سیاست‌گذاری عمومی و مدیریت آمریکا، هزاران پژوهشگر از سراسر جهان گرد هم می‌آیند تا مسائل تصمیم‌گیری جمعی را از منظر علمی و تطبیقی بررسی کنند.در سال‌های اخیر، سیاست‌گذاری عمومی وارد مرحله‌ای تازه شده است. یکی از مهم‌ترین تحولات، حرکت از سیاست‌گذاری نظری به سیاست‌گذاری مسئله‌محور و شواهدبنیان است. تمرکز اصلی دیگر صرفاً بر نظریه‌ها نیست، بلکه بر طراحی راه‌حل‌های عملی برای مسائل واقعی جوامع قرار دارد. در همین چارچوب، استفاده از داده‌های بزرگ، روش‌های پیشرفته تحلیل داده و ارزیابی اثر سیاست‌ها، مانند آزمایش‌های تصادفی کنترل‌شده، به بخش جدایی‌ناپذیر این رشته تبدیل شده است. تحول مهم دیگر، ادغام سیاست‌گذاری با علوم رفتاری و شناختی است. یافته‌های جدید در مورد نحوه تصمیم‌گیری انسان‌ها، سوگیری‌های شناختی و رفتار جمعی، منجر به توسعه سیاست‌هایی شده که واقع‌بینانه‌تر و اثربخش‌ترند. سیاست‌گذاری رفتاری و استفاده از ابزارهایی مانند «تلنگر» نشان داده است که حتی تغییرات کوچک در طراحی سیاست می‌تواند آثار بزرگی بر رفتار شهروندان داشته باشد. از سوی دیگر، تمرکز سیاست‌گذاری از دولت به سمت حکمرانی تغییر کرده است. امروزه سیاست‌ها نه‌تنها توسط دولت‌ها، بلکه در شبکه‌ای از بازیگران شامل بخش خصوصی، سازمان‌های مردم‌نهاد، رسانه‌ها و کارآفرینان سیاستی شکل می‌گیرند. این رویکرد شبکه‌ای، به‌ویژه در شرایط بحران و عدم قطعیت، مانند همه‌گیری کرونا یا بحران‌های اقلیمی، اهمیت دوچندانی یافته است. هوش مصنوعی و سیاست‌گذاری در این میان، پیشرفت هوش مصنوعی نیز نقش مهمی ایفا کرده است. برخلاف برخی رشته‌ها که کارکرد آن‌ها تحت‌تأثیر اتوماسیون کاهش یافته، سیاست‌گذاری عمومی نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه اهمیت آن افزایش یافته است. هرچند ابزارهای هوش مصنوعی توان تحلیل حجم عظیمی از داده‌ها را فراهم کرده‌اند، اما قضاوت انسانی، تفکر انتقادی، درک زمینه‌های اجتماعی و مهارت‌های نرم همچنان نقشی غیرقابل‌جایگزین دارند. این ابزارها در عمل، امکانات تحلیلی جدیدی برای سیاست‌گذاران فراهم کرده‌اند و به فهم بهتر روابط علّی، ارزیابی سیاست‌ها و طراحی مداخلات دقیق‌تر کمک می‌کنند. همچنین موضوعاتی مانند دولت دیجیتال، استفاده از الگوریتم‌ها در ارائه خدمات عمومی و تنظیم‌گری داده و حریم خصوصی، به مسائل مهم این حوزه تبدیل شده‌اند. بااین‌وجود، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که هرچند فناوری می‌تواند ابزارهای تحلیلی قدرتمندی در اختیار سیاست‌گذاران قرار دهد، اما قضاوت سیاستی انسانی که متکی بر فهم زمینه‌های اجتماعی، ارزش‌های عمومی و پیامدهای توزیعی تصمیم‌ها است همچنان غیرقابل‌جایگزین باقی می‌ماند. در مجموع، سیاست‌گذاری عمومی در دنیای امروز رشته‌ای جهانی، داده‌محور، میان‌رشته‌ای و عمیقاً مرتبط با مسائل واقعی جوامع است. روندهای نوظهور نشان می‌دهند که این حوزه نه‌تنها در برابر تحولات فناورانه و اجتماعی مقاوم است، بلکه خود یکی از کلیدی‌ترین ابزارها برای مواجهه آگاهانه با پیچیدگی‌های جهان معاصر به شمار می‌رود.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 22:20:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر طولانی، آینده درخشان</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-ljr5uhhi8w3r</link>
                <description>سابقه ایجاد رشته سیاست‌گذاری در شریف را باید در روند تکامل خود دانشگاه تحلیل کرد.شریف از دهه۷۰، ورودش به عرصه غیرمهندسی را آغاز کرد و دلیلش هم رسیدن دانشگاه و بخشی از اساتید به این جمع‌بندی بود که اگر بخشی از دانشجویان به عرصه‌های غیرمهندسی ورود کنند، هم برای خودشان و هم برای کشور می‌تواند منفعت‌آفرین باشد که استعداد قوی و ظرفیت بالای دانشجویان، صرفاً محصور در حوزه مهندسی نماند. مخصوصا با توجه به اینکه مسائل کشور، مسائل کلانی هستند و صرفاً تکنیکالِ فنی نیست. در این صورت، بخشی از دانشجویانی که علاقه‌مند به این حوزه‌ها هستند، به شکل کلی آموزش می‌بینند و بعد به حل مسائل کشور کمک خواهند کرد.روایت سال‌های‌ دورحدودا دهه۷۰، اولین دوره‌ای که راه‌ افتاد، گروه فلسفه علم بود که بچه‌ها را وارد بحث حوزه علم، فناوری، مبانی فلسفه و تحلیل نسبت علم و دین و ارزش‌های اجتماعی می‌کرد. سپس در دهه۸۰، یعنی در آخر دهه۷۰ و دهه ۸۰، دانشکده مدیریت و اقتصاد پایه‌گذاری شد که دو رشته مکمل را شامل می‌شد؛ یکی مدیریت که هدفش پرورش مدیران بخش خصوصی و بنگاه‌های اقتصادی بود و دیگری رشته اقتصاد که با این هدف به وجود آمد که فارغ‌التحصیلان، حداقل روی بخشی از مشکلات اقتصادی کشور متمرکز شده و به حل آن کمک کنند. می‌توان گفت این پیشینه‌ای برای ورود شریف به حوزه غیرمهندسی بود که البته دانشگاه در این زمینه بسیار محتاط و گزینشی عمل کرده است.اولاً، شریف در همه رشته‌ها ورود نکرده، صرفا رشته‌های محدودی و آن هم به‌شدت آرام‌آرام. زمانی که من دانشجوی کارشناسی ارشد MBA بودم، سال حدود۸۰-۸۱، مقدمات بحث‌سیاست‌گذاری شروع شد؛ به این دلیل که ترکیب رشته‌های موجود انگار چیزی کم داشت و آن هم رشته‌ای بود که نگاه مسأله‌محور و میان‌رشته‌ای به حل مسائل کشور داشته باشد.با اینکه اقتصاد و مدیریت هر دو رشته‌های رو به جلویی بودند، اما این خلأ را پوشش نمی‌دادند. مدیریت که اصولاً مسائل خرد بنگاه‌ها را تجزیه‌تحلیل می‌کند و رشته اقتصاد هم، علیرغم اهمیتش، حوزه‌ای تک‌رشته‌ای است که فقط از زاویه اقتصادی آمده و چالش‌های اقتصادی را تجزیه‌تحلیل می‌کند؛ درحالی‌که موضوعات و چالش‌های کشور فراتر از صرفاً اقتصاد هستند و در محدوده رشته تخصصی نمی‌گنجند. برای مثال آلودگی هوا، ناترازی انرژی یا بانکی که ظاهرا اقتصادی به نظر می‌آید اما همزمان هم مسائل فنی هستند و هم به‌شدت سیاسی یا حتی امنیتی.جای خالی چندوجهی‌هابنابراین، جای خالی یک رویکرد علمی که بتواند ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی، امنیتی و سیاسی موضوعات را در کنار هم تحلیل کند و همچنان این جسارت و بینش را تولید کند که به‌سمت حل این مسائل حرکت کند خالی بود. انباشت چالش‌های کشور هم این حساسیت را نشان می‌داد.به همین جهت، در سال ۸۱-۸۲ فرایندی شروع شد که حوزه علمی‌ای که می‌تواند کمک‌کننده باشد، پیدا شود. در آن زمان، هنوز رشته سیاست‌گذاری به اندازه فعلی شناخته شده و در ایران فعال نبود. مطالعات اولیه، بررسی‌ها و مشورت‌هایی که با کارشناسان امر شد، دانشکده مدیریت و اقتصاد و بخش دیگری از دانشگاه را به‌تدریج به این نتیجه رساند که خوب است برای ایجاد رشته جدیدی که در دنیا نسبتاً شکل گرفته اقدامی بکنیم و آن هم رشته سیاست‌گذاری بود.در آن زمان، هرچند دوستانی بودند که جسته‌وگریخته در این زمینه‌ها تحصیل یا تحقیق کرده بودند، ما ظرفیت تخصصی به‌وجودآوردن رشته‌ای با حداقل استاندارهای لازم را نداشتیم که در آن زمینه نه استادی بود و نه فارغ‌التحصیلی.دانشگاه، ابتکار پیش‌دستانه‌ای به خرج داد؛ در دوره اول تکمیل ظرفیت داخل را با ظرفیت بین‌المللی انجام داد و از پیوند مشترک ظرفیت داخلی و بین‌المللی استفاده کرد تا اول سراغ پرورش تعدادی استاد برود که بعد این اساتید بتوانند رشته را دست گرفته و جلو ببرند. درنتیجه، ما ضعف داخلی را با ظرفیت بین‌المللی پوشش دادیم؛ نکته دوم این است که از همه عرصه‌های مختلفی که سیاست‌گذاری می‌تواند ورود کند مثل سیاست‌گذاری عمومی یا سیاست‌گذاری سلامت یا سیاست‌گذاری اجتماعی و انرژی و محیط زیست و... در جامعه‌ای که تمامی این‌ها را شامل می‌شود، می‌توانستیم به هر مدلی ورود کنیم.از جنس علم‌وفناوریما قصد داشتیم درجهت استفاده از ظرفیت مهندسی قوی در شریف، تمرکز اولیه را حوزه علم و فناوری قرار دهیم. همچنین تحلیل‌ها نشان می‌داد که علم و فناوری و رشدش، از اصلی‌ترین متغیرهای شکل‌دهنده آینده دنیا و من‌جمله کشور ما خواهد بود؛ به دلیل اینکه هم رشد اقتصادی، هم مسائل زیست‌محیطی، اجتماعی و حتی امنیتی را می‌تواند درگیر کند. همان موقع، دانشگاه ساسکس که به‌عنوان همکار دانشگاه انتخاب شد، یکی از قوی‌ترین مراکز تحلیلی سیاست‌گذاری علم و فناوری را تحت عنوان اس‌پی‌آر‌یو یا ساینس پالیسی ریسرچ یونیت (SPRU) داشت که پیشرو بود و به همین دلیل هم انتخاب شد.بر این اساس، همکاری‌ها بین دانشگاه شریف و ساسکس شروع شد و بنا بر این بود که تعدادی دانشجو در سطح دکترا وارد این دوره مشترک بین دانشگاه‌ها شده و از ظرفیت علمی بین‌المللی استفاده کنند؛ اما پایان‌نامه‌هایشان روی مسائل داخلی باشد. مجوزهای لازم اخذ شد و کنکورها برگزار شد. به‌تدریج از سال ۸۴ تا ۸۶، هر سال پنج نفر و درمجموع حدود ۱۵نفر وارد این دوره دکترای مشترک شدند و کار در شریف آغاز شد؛ اما باتوجه‌به جدیدبودن کار، مشترک بودنش و تغییرات مدیریتی، در عمل به چالش‌های قابل‌توجهی خورد که باعث شد آن گروه ۱۵نفره، مجدداً مسیرهای متفاوتی را شروع کنند. بعضی از آن‌ها نتوانستد در همان چارچوب دوره مشترک درسشان را به اتمام برسانند؛ ولی به هر صورت، تعداد خوبی از آن ۱۵نفر در شریف، چه بعد در انتقالشان به دانشگاه‌های دیگر فارغ‌التحصیل شدند و به‌تدریج پایه‌گذاری اولیه برای راه‌افتادن رشته سیاست‌گذاری در ایران، حداقل در دانشگاه شریف شروع شد.رو به رشدبه جایی رسیدیم که دانشجویان سیاست‌گذاری در ایران یا خارج از کشور فارغ‌التحصیل شدند. حوالی سال91، تعدادی از فارغ‌التحصیلان خارج از کشور برگشتند و دانشگاه با ایجاد پژوهشکده سیاست‌گذاری، گام اجرایی برای شکل‌دهی به نهاد مربوط به این حوزه را شروع کرد و دلیل پژوهشی‌شدنش این بود که هنوز در آن دوره، مقدمات لازم برای گرفتن دانشجو و مجوزهای لازم طول می‌کشید. به‌طورکلی فرایند راه‌اندازی رشته، به‌معنای دانشجوگرفتن، پیچیدگی بیشتری دارد. بنابراین، کار با ایجاد پژوهشکده سیاست‌گذاری حدود سال۹۰ تا ۹۲ در دانشگاه شروع شد. آقای دکتر سوزنچی و تعداد دیگری از دوستان جزو تیم اولی بودند که پژوهشکده را بنا کردند و کار را جلو بردند. کار تحقیقاتی روی مسائل حوزه سیاست‌گذاری با ایجاد پژوهشکده آغاز شد و همزمان پیگیری‌های مربوط به ایجاد رشته هم جلو می‌رفت. چالش‌های اجرایی که در راه‌اندازی رشته از قبل ایجاد شده بود باعث بروز مقاومت اولیه‌ای از جانب دانشگاه برای راه‌افتادن رشته در مقطع ارشد و دکترا شد. این پیگیری‌ها با ایجاد پژوهشکده شتاب بیشتری گرفت و در فاصله سال ۹۲ تا ۹۷، دوره کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری علم و فناوری رسماً متولد شد. اکنون پژوهشکده سیاست‌گذاری رشد کرده و به مجموعه‌ای شاید بالای 50-60نفر رسیده که عمدتاً روی مسائل مختلف کشور کار می‌کنند. در سال۹۶، مجموعه‌ای ذیل پژوهشکده در خارج دانشگاه متولد شد (که البته بعداً مستقل شد) به اسم اندیشکده حکمرانی. کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی راه افتاد که پنج سری هم داخل دانشگاه برگزار شد و اجتماع خیلی بزرگی از 400-500 نفر از فعالان حوزه سیاست‌گذاری بود که سالی یک بار دور هم جمع می‌شدند و آخرین دستاوردهای علمی را به اشتراک می‌گذاشتند. به‌تدریج شبکه‌ای از فعالان حوزه به وجود آمد. نهایتاً مجوزهای لازم گرفته شد و سال ۹۷، کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری راه اندازی شد که ظرفیتش با شتاب خوبی درحال رشد است. اساتید بیشتری جذب شدند و از سال ۴۰۳ هم اگر اشتباه نکنم، دوره دکترا مجددا، این دفعه با اتکا به ظرفیت داخلی نه به شکل مشترک، راه‌اندازی شد که می‌توان گفت به ظرفیت قابل‌قبولی رسیده است؛ هرچند جای رشد دارد.آینده درخشانمن فکر می‌کنم آینده رشته درخشان خواهد بود؛ بیش از پیش به کشور کمک و ظرفیتش هم توسعه پیدا خواهد کرد. طبیعتاً اگر بخواهیم آن چشم‌انداز را نگاه کنیم، باید حوزه‌های متنوع‌تری از سیاست‌گذاری را به‌تدریج اضافه کرد. مزیت نسبی شریف این است که سایر حوزه‌ها را هم در پرتو علم و فناوری تحلیل کند؛ مثلاً وقتی حوزه انرژی را می‌بینیم، انرژی ابعاد مختلف دارد که احتمالاً شریف باتوجه‌به تخصص فنی و مهندسی‌اش در کنار حوزه سیاست‌گذاری، خیلی بهتر می‌تواند زوایای فنی این حوزه را تحلیل کند تا به پیشنهادهای اثربخش برسد. بنابراین، آینده رشته احتمالاً به این سمت خواهد رفت که تنوع بیشتری در تخصص‌ها به وجود بیاورد و معطوف به چالش‌های کشور باشد.ما امیدواریم که این رشته به‌عنوان یکی از رشته‌های تأثیرگذار و اثربخش در دل شریف با مشارکت همه بخش‌های مختلف ادامه پیدا کند و میان‌رشته‌ای بودنش باعث شود که خیلی همکاری‌های بین‌رشته‌ای، بین دانشکده سیاست‌گذاری و بقیه دانشکده‌ها به وجود بیاید</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 22:16:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک رشته و سه مسیر</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-eth7mwtq40w2</link>
                <description>در سال‌های اخیر، رشته سیاست‌گذاری با تمرکز بر علم‌وفناوری به یکی از کاربردی‌ترین حوزه‌های علوم‌انسانی تبدیل شده است. رشد سریع فناوری، گسترش اقتصاد دیجیتال و افزایش نقش دانش در تولید ثروت ملی، باعث شده نیاز بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی کشور به متخصصانی که بتوانند سیاست‌های درست، مؤثر و مبتنی بر شواهد طراحی کنند بیش از هر زمان دیگری احساس شود.در ایران نیز تحولاتی مانند توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، گسترش پلتفرم‌های فناورانه، رشد حوزه هوش مصنوعی، و نیاز فزاینده به تنظیم‌گری صنایع نوظهور اهمیت این حوزه را دوچندان کرده است.سه مسیر، سه عرصهبازار کار سیاست‌گذاری علم‌وفناوری را می‌توان در سه عرصه مهم، یعنی آکادمی، صنعت و بخش عمومی بررسی کرد که هر سه مسیرهای روبه‌رشد و اثرگذاری را پیش روی فارغ‌التحصیلان قرار می‌دهند.در دنیای پژوهشنخستین عرصه، آکادمی است که در آن دانشگاه‌ها و گروه‌های پژوهشی پیشرو نقش اصلی را بر عهده دارند. دانشگاه‌های معتبر مانند شریف، تهران، تربیت‌مدرس و علم‌و‌صنعت در سال‌های اخیر به‌طورجدی وارد حوزه حکمرانی علم‌وفناوری، سیاست‌گذاری نوآوری و تحلیل‌های اقتصاد دانش‌بنیان شده‌اند. در این فضا، اعضای هیئت‌علمی و پژوهشگران به مطالعه ساختارهای حکمرانی علم‌وفناوری، ارزیابی کارآمدی نهادهای سیاست‌گذار، و تحلیل اثربخشی برنامه‌های حمایتی می‌پردازند. به‌صورت مشخص، بخش مهمی از فعالیت‌های آکادمیک بر سیاست‌گذاری شواهد محور و تحلیل‌های کمی استوار است. پژوهشگران با استفاده از داده‌های کلان علم‌وفناوری، مانند داده‌های نشر علمی، ثبت اختراع، رشد شرکت‌های نوآور و شاخص‌های نوآوری به مدل‌سازی روندهای آینده، ارزیابی سیاست‌ها و ارائه توصیه‌های مبتنی بر شواهد می‌پردازند. چنین فعالیت‌هایی نه‌تنها در مراکز پژوهشی دانشگاه‌ها بلکه در همکاری با نهادهای حکومتی نیز نقشی حیاتی دارد و نمونه‌هایی از آن را می‌توان در پروژه‌های سیاست‌گذاری علم‌وفناوری مشترک میان دانشگاه شریف و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مرتبط مشاهده کرد.صنعت سیاست‌گذاریعرصه دوم، صنعت است؛ جایی که نیاز به سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری فناوری به طور فزاینده‌ای احساس می‌شود. امروز تقریباً هیچ صنعتی از تحولات فناورانه مصون نیست. صنایع مالی و پرداخت، سلامت دیجیتال، حمل‌ونقل هوشمند، انرژی‌های نو، مخابرات، زیست‌فناوری و حتی کشاورزی هوشمند، همگی به تعاملات پیچیده با دولت و نهادهای تنظیم‌گر نیاز دارند. شرکت‌های بزرگ و متوسط معمولاً واحدهایی با عنوان تعامل با دولت، تنظیم‌گری، سیاست‌گذاری شرکتی یا مسائل عمومی (Public Affairs) دارند که مسئولیت آن‌ها درک مقررات، پیگیری مجوزها، انطباق با الزامات تنظیم‌گری و ایجاد ارتباط مؤثر با نهادهای حاکمیتی است. برای نمونه، شرکت‌های فناوری مالی برای اخذ مجوزهای جدید و رعایت الزامات بانک مرکزی نیازمند تحلیل‌گران سیاستی هستند؛ شرکت‌های فعال در حوزه سلامت دیجیتال باید استانداردهای وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو را تفسیر و رعایت کنند؛ و پلتفرم‌های حمل‌ونقل در تعامل مستمر با شهرداری‌ها و وزارت کشور قرار دارند. در تمامی این موارد، فردی که هم فهم فناورانه و هم شناخت سیاست‌گذاری دارد، یک حلقه اتصال حیاتی محسوب می‌شود.حکمرانی و سیاست‌گذاریعرصه سوم، بخش عمومی است که گسترده‌ترین حوزه فعالیت برای متخصصان سیاست‌گذاری علم‌وفناوری به شمار می‌رود. این بخش شامل وزارتخانه‌ها، سازمان‌های دولتی و نهادهای سیاست‌گذار در سطح ملی است. در ایران مجموعه‌هایی مانند معاونت علمی و فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، وزارت ارتباطات و سازمان فناوری اطلاعات، وزارت علوم، مرکز پژوهش‌های مجلس، سازمان برنامه‌وبودجه، و مرکز ملی فضای مجازی مهم‌ترین کارفرمایان حوزه سیاست‌گذاری علم‌وفناوری هستند. نقش اصلی کارشناسان این بخش، هدایت چرخه سیاست‌گذاری از شناسایی مسئله تا تدوین گزینه‌ها، اجرای سیاست و ارزیابی نتایج است؛ نقشی که از آن با عنوان کارآفرینی سیاستی یاد می‌شود. کارآفرین سیاستی فردی است که بتواند یک مسئله عمومی را به‌درستی تعریف کند، ذی‌نفعان را هماهنگ سازد، شواهد کافی گردآوری کند و نهایتاً راه‌حلی سیاستی و عملیاتی طراحی کند. نمونه‌هایی از این فعالیت‌ها در ایران شامل تدوین سیاست‌های اقتصاد دیجیتال، تنظیم‌گری حوزه هوش مصنوعی، بازطراحی برنامه‌های رشد شرکت‌های دانش‌بنیان، یا اصلاح ساختار پارک‌های علم‌وفناوری است.کلام آخردر نهایت، رشته سیاست‌گذاری عمومی با تمرکز بر علم‌وفناوری برای فارغ‌التحصیلان مهندسی جذابیت زیادی دارد. مهندسان معمولاً توانایی تحلیل سیستم‌های پیچیده، تفکر ساختارمند، مهارت مدل‌سازی و آشنایی با داده‌های فنی را دارند؛ مهارت‌هایی که در سیاست‌گذاری علم‌وفناوری بسیار ارزشمند است.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 22:12:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرارشته‌ای شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-m0zvb364cbzv</link>
                <description>چرا با وجود ساختن بزرگترین سدها، هنوز با بحران آب درگیریم؟یا چرا با داشتن تعداد زیادی نیروگاه‌، همچنان ناترازی انرژی به چشم می‌خورد؟در مسابقه ما و کشورهای همسایه چه کسی گوی سبقت را می‌برد؟با هوش مصنوعی و هزار و یک چالش و سیاست و ماجرای آن چه باید کرد؟بیش از چند دهه است که پیچیدگی چالش‌های جوامع، برترین دانشگاه‌های جهان را مجاب کرده گام را فراتر از رشته‌های تخصصی بگذارند تا با تجهیز دانشجویان، از میانه راه پرپیچ‌وخم مشکلات چندبعدی و درآمیخته با فناوری‌های نوظهور، به خلق آینده‌ای مطلوب قدم بگذارند؛ شریف هم که همواره داعیه حل موضوعات فناورانه داشته، از یک دهه پیش، با ایجاد رشته سیاست‌گذاری علم و فناوری، خود را با این کاروان همراه کرده است.یک «فرارشته» در میان رشته‌های دیگر، آنجایی معنا پیدا می‌کند که قطعات و تجهیزات مهندسی تنها عنصر کوچک از شبکه‌‌ای در هم تنیده شده و کار از اقتصاد و مدیریت فراتر رفته و بیش از پیش با پدیده‌های انسانی گره بخورد.دیگر فرق نمی‌کند هاروارد و MIT باشی یا شریف، باید دست به تعریف رشته‌ای بزنی که هم از فلسفه و اخلاق بگوید و هم از ابزارهای دقیق تحلیل داده، آمار و مدل‌سازی.تا فرد آموزنده، دلالت سیاستی استخراج کرده و مانند یک مهندس در شبیه‌ساز، به آزمایش و بررسی اثرات آن سیاست بپردازد. از طرفی با دانستن مهارت‌ها و فنون، جریان‌های قدرت را با خود همسو کرده و در اجرای یک سیاست، موثر باشد. شخصی به نام «کارآفرین سیاستی»کارآفرین سیاستیهمین نیازسنجی‌ها، مبدا راه‌اندازی رشته «سیاست‌گذاری علم‌وفناوری» در شریف شد تا به‌واسطه جمعی از بهترین اساتید با پیشینه‌های مختلفی از علوم پایه، مهندسی و اجتماعی، فارغ‌التحصیلانش بتوانند مسیر خود را در اندیشکده‌ها و مراکز مشاوره گرفته تا شرکت‌های بزرگ صنعتی و مناصب گوناگون دولتی ادامه دهند.در این رشته، دانشجویان با گذراندن دروس پیش‌نیاز اقتصاد، روش کمی و مطالعات علم و فناوری، به دانش داده، مبانی روش‌شناسی و فلسفی، تحلیل انگیزه بازیگران و سازوکارهای اقتصادی مجهز می‌شوند و سپس دروس اصلی رشته، به طرح چارچوب اصلی حرکت می‌پردازد که راه را برای انتخاب مسیر تخصصی ممکن می‌سازد.درس نظریات سیاست عمومی، با معرفی اندیشه‌های کلاسیک تا معاصر، توانایی تحلیل سیاست و تشخیص چرایی موفقیت و شکست آن‌را یاد می‌دهد.نوآوری و توسعه به جهش‌ موفق اقتصادی و فناورانه کشورها و بررسی راه پیش روی ایران برای فرار از عقب‌ماندگی می‌پردازد.اقتصاد برای سیاست‌گذاری نیز ضمن آشنایی با اقتصاد ایران و مدل‌های رشد، مسیر رشد اقتصادی را به بررسی می‌گذارد.دروس درآمدی بر سیاست و مدیریت امور عمومی هم به تربیت دانشجو به‌عنوان یک کارآفرین سیاستی، با تجهیز وی به ابزارهای سیاستی توسعه فناوری‌های پیشرفته و پیاده‌سازی سیاست می‌پردازد.سه مسیر پر ماجرادر کنار این موارد، نقطه عطف این رشته، ایجاد اختیار برای دانشجویی است که پس از آشنایی عمیق با مفاهیم، دغدغه اصلی خود را در یکی از گرایش‌های تخصصی توسعه، دیجیتال و یا انرژی پیگیری می‌کند.• سبد توسعه با دروسی مانند جامعه‌شناسی و اقتصاد توسعه، به درک بهتر گروه‌های ذی‌نفع در موفقیت سیاست و عوامل مؤثر بر توسعه پایدار کمک می‌کند و در پی پاسخ به این سؤال که چرا کشورهای آسیای شرقی در جهش اقتصادی موفق عمل کردند اما سایر کشورها با شکست مواجه شدند و ما چه مسیری را باید طی کنیم؟• سبد دیجیتال نیز با دروسی مانند هوش مصنوعی و جامعه، حکمرانی پلتفرم‌ها و اقتصاد دیجیتال، به موضوع فراگیر هوش مصنوعی و تحول دیجیتال جوامع می‌پردازد و چالش‌های نوظهوری مانند تنظیم‌گری پلتفرم‌ها و نئوبانک‌ها و آینده حکمرانی را مورد بررسی قرار می‌دهد.• سبد انرژی هم همان‌گونه که از اسمش پیداست در پی پاسخ به سؤالات روزمره ما در مسائل محیط زیستی، گذار انرژی و ناترازی‌های آب، برق و گاز است که با دروسی مانند سیاست‌گذاری انرژی، آب و اقتصاد انرژی به ما می‌آموزد که مقررات و قیمت‌گذاری انرژی چه اثرات و پیامدهایی دارد و چگونه تصمیمات سیاستی ما می‌تواند منجر به نجات محیط زیست و حل این چالش‌ها شود.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 22:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ما؟ چرا سیاست‌گذاری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-tywecizbk0pd</link>
                <description>چرا سیاستگذاری را باید یاد گرفت؟به عنوان کسی که از دوازده سالگی Civilization بازی کرده و همچنان -اگر فرصت باشد- بازی می‌کند، باید اعتراف کنم همیشه به سیاستگذاری علاقه داشته‌ام، اما هیچ وقت فکر نمی‌کردم در یک گروه سیاستگذاری در دانشگاه مشغول به تدریس شوم. اکنون که بیش از هفت سال است به تدریس در این رشته مشغولم، خوب می‌فهمم که یکی از دلایلی که من به تدریس سیاستگذاری فکر نمی‌کردم این بود که در زمان دانشجویی ما، هیچ شناختی از این رشته در کشور وجود نداشت. اگرچه من و بسیاری از هم‌نسلانم دغدغه اثرگذاری و کمک به حل مسائل کشور را داشتیم، همیشه فکر می‌کردیم این کار از رهگذر کسب تخصص در یکی از نیازهای فنی یا اجرایی ممکن می‌شود و کمتر به اهمیت طراحی و راهبری سطح کلان فکر می‌کردیم و مهمتر از آن نمی‌دانستیم برای اثرگذاری مثبت در آن سطح به چه تخصصی نیاز است.کسانی که تجربه بازی Civilization یا هر بازی استراتژی کلان دیگری دارند به خوبی می‌دانند که این بازیها مبتنی بر ملغمه‌ای از کوشش برای کشف، رقابت برای قدرت، برنامه‌ریزی برای آینده و آمادگی برای مواجهه با موقعیتهای پیش‌بینی‌نشده است. به طرز شگفت‌آوری تجربه تلاش برای اثرگذاری در سطح کلان هم شبیه همین ملغمه را به همراه دارد، اما با یک تفاوت عمده: در بازیهای استراتژی (مثل دنیای سیاست) شما به دنبال حذف رقیب هستید، اما در دنیای سیاستگذاری هدف بهبود وضعیت و یادگیری بیشتر برای آینده است. علاوه بر این، در بازیهای استراتژی شما به تدریج و مرور زمان می‌توانید بیاموزید که چه کارهایی اولویت دارند، در کدام موقعیتها باید چه راهبردی در پیش بگیرید و حتی یک سبک بازی برای خود ایجاد کنید. اما در دنیای سیاستگذاری شما فرصت یادگیری زیادی ندارید و اگر بازی را بلد نباشید فرصتهای زیادی برای اثرگذاری پیدا نخواهید کرد. به همین دلیل رشته سیاستگذاری تنها رشته‌ای است که می‌تواند نگاه شما را به ابعاد مختلف صحنه باز کند و این توانایی را به شما بدهد که در کنار برخورداری از دانش علمی و مهارتهای لازم برای بقا در این حوزه، جایگاه مناسب خود را در این صحنه پیدا کنید و در میدان عمل اثرگذاری داشته باشید.اکنون که سال دومی است که آموزش مبانی سیاستگذاری عمومی را به دانشجویان دانشگاه برعهده دارم، می‌دانم که در ذهن دانشجویان مهندسی که به دنبال تغییر رشته هستند سوالاتی درباره رشته سیاستگذاری علم و فناوری در مقطع کارشناسی ارشد وجود دارد و در قالب پرسش و پاسخهای زیر سعی خواهم کرد توضیحات خود را ارائه کنم.د- سیاستگذاری چه فرقی با اقتصاد و مدیریت دارد؟ا - رشته مدیریت (و به صورت خاص MBA) بیشتر با مسائل مدیریت یک بنگاه سروکار دارد و تمرکز آن عمدتا بر سازماندهی و برنامه‌ریزی جنبه‌های مختلف یک سازمان یا شرکت است. در مقابل، رشته اقتصاد هم مسائل خرد (در سطح بنگاه) و هم مسائل کلان (در سطح ملی و بین المللی) را شامل می شود، اما اصالتا بر جنبه‌های اقتصادی مسائل تمرکز دارد. اگرچه در سالهای اخیر – به مدد ابزارهای اقتصادسنجی- توجه اقتصاددانان به حوزه های دیگر هم جلب شده است، نگاه آنان به مسائل همچنان تک‌بعدی و از زاویه فنی (محاسبات ریاضی و آماری) است و با تحلیل چندبعدی مسائل (خصوصا در سطح کلان) فاصله زیادی دارد. مثلا ممکن است قیمت بهینه بنزین را بتوان از لحاظ اقتصادی محاسبه کرد ولی محدودیتها و پیامدهای اجتماعی و سیاسی چنین تصمیمی خارج از دایره تحلیل اقتصادی است. به عبارت دیگر، برای اقتصاددانان اینها حواشی تصمیم اصلی هستند ولی در دنیای واقعی، نیروهای سیاسی و اجتماعی اغلب بسیار قدرتمندتر و اثرگذارتر از منطق ریاضی اقتصاد ظاهر می شوند. رشته سیاستگذاری تنها رشته ای است که ضمن بوجود آوردن امکان تحلیل و نقد مدل اقتصادی می‌تواند تحلیلهای دیگر را هم در کنار تحلیل اقتصادی قرار دهد و بر اساس آن تصمیم‌سازی کند. بنابراین سیاستگذاری رشته‌ای چندبعدی و کلان‌نگر است که به دنبال حل مسائل با در نظر داشتن تحلیلهای فنی (اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، ...) و ملاحظلات سیاسی و اجرایی است.د- چرا مهندسان باید سیاستگذاری بخوانند؟ا- یک نگاه به سابقه سیاستمداران و تصمیم‌گیران کشور از پیش از انقلاب تا به امروز نشان می دهد که بسیاری از آنها دارای سابقه تحصیل مهندسی بوده‌اند. بنابراین مهندسان با قرار گرفتن در موقعیتهای تصمیم‌گیری کلان بیگانه نیستند، اما بسیاری از کسانی که در این جایگاهها قرار گرفتند از علم سیاستگذاری بی‌بهره بوده اند و آنچه باید را -در بهترین حالت- به تجربه آموخته بودند. علاوه بر این ضعفهای عمده نظام دانشگاهی ما در علوم انسانی و اجتماعی موجب می‌شود بسیاری از فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها، علاوه بر اینکه شناخت کافی از علم سیاستگذاری ندارند، از مواجهه با جنبه‌های فنی/ریاضی مسائل گریزان باشند و وقتی در موقعیت تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند کمتر بر داده‌ها و شواهد تکیه کنند. بنابراین تحصیلات مهندسی فرصتی کم‌نظیر برای تجمیع جنبه‌های نرم و سخت فعالیت سیاستگذارانه است؛ خصوصا که بسیاری از مهندسان با دغدغه کمک به «ساخت» کشور به تحصیل در رشته‌های مهندسی وارد شده‌اند. علاوه بر این، اغلب تصمیمات سیاستگذاران در بسیاری از حوزه‌های علم و فناوری (مثل مهندسی پزشکی، فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، نفت و غیره) بدون شناخت کافی از کف میدان و مسائل این حوزه ها صورت می‌گیرد و وجود مهندسانی که هم سیاستگذاری و هم مهندسی بدانند به بهبود تصمیم‌گیری کمک شایانی خواهد کرد.د- سیاستگذاری یا سیاستگذاری علم و فناوری؟ چه تفاوتی میان این دو است؟ا- آنچه اغلب به عنوان سیاستگذاری عمومی شاخته می‌شود یکی از زیرشاخه های رشته علوم سیاسی است و اکنون در بعضی دانشگاههای کشور هم تدریس می‌شود. ویژگی عمومی این دوره‌ها این است که تمرکز زیادی بر جنبه‌های سیاسی مسائل دارند ولی به حنبه های فنی-اجرایی کمتر توجه می‌کنند و استفاده چندانی از ابزارهای ریاضی هم نمی‌کنند. در مقابل رشته سیاستگذاری علم و فناوری که در دانشگاه صنعتی شریف تدریس می‌شود به جنبه‌های مختلف سیاستگذاری (فنی، اجتماعی، سیاسی، اجرایی) نگاه متعادلتری دارد و از ابزارهای ریاضی هم استفاده بسیار بیشتری می‌کند. با توجه به اهمیت روزافزون فناوریهایی نظیر هوش مصنوعی در حوزه‌های مختلف زندگی امروز، تحصیل در این رشته می تواند پل بسیارخوبی برای ورود به عرصه علوم سیاستگذاری و اثرگذاری در سطح کلان باشد.د- آیا رشته سیاستگذاری (مثل بقیه علوم انسانی) مجموعه ای از مفاهیم و عبارات مبهم و کلی است؟ ابزارهای ریاضی چقدر در سیاستگذاری کاربرد دارند؟ا- طراحی رشته سیاستگذاری در دانشکده به گونه‌ای بوده است که بدون این که از پیچیدگیهای دنیای واقعی سیاستگذاری بکاهد، آموزش و بکارگیری ابزارهای ریاضی در تحلیل مسائل سیاستی را در سطح پیشرفته‌ای در برنامه درسی بگنجاند. واقعیت این است که بسیاری از پیچیدگیهای روابط قدرت بین افراد و گروهها یا معنای ارزشها و نمادهای گوناگون در ذهن آنها قابل تقلیل به روابط ریاضی نیست و فهم آنها نیاز به آشنایی عمیق همدلانه یا بر مبنای تجربه مشترک دارد. بنابراین، اگرچه بخش بزرگی از درسهای رشته سیاستگذاری برمبنای ابزارهای ریاضی تدریس می‌شوند، باید به خاطر داشت پیچیده‌ترین تصمیمها قابل تقلیل و فرمول‌بندی نیستند ولی ذهن پرورش‌یافته می‌تواند آنها را تحلیل کند. دوره سیاستگذاری بر مبنای آموزش مجموعه گسترده‌ای از دانشها، مهارتها و ابزارها طراحی شده است که هرکدام کاربرد خاص خود را داراست.د- آیا درس خواندن در رشته سیاستگذاری فرصت متخصص شدن را از ما نمی‌گیرد؟ا- خیر، به هیچ عنوان. اگر پس از تحصیل در سیاستگذاری به هر دلیل شما بخواهید به مهندسی بازگردید، سیاستگذاری به عنوان یک تجربه که دید کلان به شما می‌دهد به یاری شما خواهد آمد. همچنین پس از تحصیل در سیاستگذاری شما می‌توانید به بسیاری از رشته‌های علوم اجتماعی مادر وارد شوید، خصوصا اگر دیدگاه یا کاربردی مرتبط با سیاستگذاری را در نظر داشته باشید. مهمتر از همه، رشته سیاستگذاری به شما امکان تخصص یافتن در یکی از حوزه‌های گوناگون سیاستگذاری نظیر فناوری اطلاعات، حمل و نقل، انرژی، بهداشت و ... را خواهد داد.د- آیا مشکل سیاستگذاری کشور، عدم وجود فارغ التحصیلان رشته سیاستگذاری بوده است؟ آیا ما فرصتی برای تاثیرگذاری خواهیم داشت؟ا- قطعا یکی از مشکلات سیاستگذاری در کشور عدم وجود کسانی با آموزش و مهارتهای سیاستگذاری بوده است: بسیاری از تصمیمها یا بدون توجه به جنبه‌های مختلف مساله صورت گرفته‌اند یا به اندازه کافی آینده‌نگر نبوده‌اند (بحرانهایی نظیر کاهش منابع آب زیرزمینی بخاطر احداث چاهها، افزایش نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و ...). البته، بدیهتا تمام مسائل کشور صرفا به این دلیل بوجود نیامده‌اند، اما وجود افرادی که دارای دانش و مهارتهای سیاستگذاری باشند (حتی به عنوان تصمیم ساز) می تواند نقش بسزایی در پیشگیری از بروز و تشدید مسائل مشابه و کمک به حل نوآورانه مسائل موجود داشته باشد.د- آیا سیاستگذاری به یک گروه/طرز فکر خاص تعلق ندارد؟ا- به هیچ وجه. اتفاقا سیاستگذاری ابزاری برای ایجاد زمین مشترک بحث درباره مسائل واقعی، عقلانی کردن فرآیند تصمیم‌گیری و بهبود یادگیری دسته‌‌جمعی است که همه جریانهای سیاسی در آینده نزدیک و دور به آن احتیاج خواهند داشت. هیچ گروهی که بخواهد نقشی در آینده کشور بازی کند از آموختن دانش و مهارتهای سیاستگذاری بی‌نیاز نیست.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Sat, 13 Dec 2025 20:42:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پر فراز، پر نشیب</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D9%BE%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A8-qs5muhujffr6</link>
                <description>«شریف»، نامی که وقتی سخن از جنبش‌های دانشجویی دانشگاه صنعتی «شریف» به میان می‌آید، در حافظه جمعی ما تداعی می‌شود. عنوانی که حامل یک بار تاریخی، سیاسی و هویتیِ سنگین است. این نام، مستقیماً با یکی از شاخص‌ترین چهره‌هایِ جنبشِ دانشجوییِ سال‌هایِ پرالتهابِ پیش از انقلاب گره خورده است: «شهید مجید شریف واقفی». زندگی او و بعضی از کارهایی که در دانشگاه، به عنوان دانشجوی فعال جنبش، انجام میداد را قبلا در «پرونده 944 روزنامه» روایت کرده‌ایم. تنها مروری بر زندگی او و البته مرور جنبش دانشجویی یادآوری می‌کند که دانشگاه صرفاً محل آموزش نیست، بلکه سرنوشت‌ساز یک ملت است. آنچه در این پرونده زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد هم بازخوانی زندگی‌نامه کسی نیست، بلکه «روایتی» از «زوایایی» به جنبش دانشجویی شریف است که باعث «اثرگذاری بر ایران» شده است، روایتی که در خلال آن ویژگی‌هایی از جنبش دانشجویی و تحولات آن مشخص شود.جنبش‌های اولیهدر تاریخ تحولات جنبش دانشجویی، دانشگاه میدان نیرومند شکل‌گیری اراده‌هاست. دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی، با آنکه دانشگاه نام آریامهر را یدک می‌کشید و تولیت آن بر عهده شاه بود، اما پیشتاز نگاه انتقادی و نظام شاهنشاهی بود. به طوری که نخستین حرکتِ سیاسیِ دانشجوییِ شریف در سال 1348، سه سال پس از تاسیس دانشگاه انجام گرفت. در آن روزها دانشگاه صنعتی آریامهر دیگر فقط محلی برای شرکت در کلاس و آزمایشگاه نبود. در راهروها زمزمهٔ حذف ترم دانشجویان می‌پیچید و سروده‌های شب‌های شعر کانون نویسندگان به زبان فریاد یک نسل بدل می‌شد. در روزهایی که خواندن بسیاری از کتاب‌های اندیشه‌‌ای، یک موضع‌گیری سیاسی بود، افرادی مثل شهید شریف واقفی با دعوت از چهره‌های سرشناس و صاحب سخن، اندیشه سیاسی و معنا را به مبارزات و جنبش دانشجویی شریف تزریق می‌کرد. همین فعالیت‌ها باعث می‌شد در محفل‌های خصوصی، بعضی از چهره‌ها بیش از دیگران بدرخشند. دانشگاه، از خلال همین چهره‌های برجسته فعال‌تر جنبش دانشجویی، آرام‌آرام به میدان تولید رهبران جوان تبدیل می‌شد؛ رهبرانی که کنشگری را از همین راهروها و همین کلاس‌ها آغاز کرده بودند. «مجید شریف واقفی» و «عباس زریباف» (که جلوتر معرفی کوتاهی خواهد شد) هر دو از چهره‌های فعال آن روزها بودند. وجه اشتراک بنیادی آن‌ها دریافت یک «بسته مشترک توانمندساز» از دانشگاه بود؛ بسته‌ای که در آن اَقلامِ «نخبگی» دانشجویان، «تفکر سیستمی» فکرِ مهندسی، «شبکه ارتباطی» دانشجویان و فارغ‌التحصیلان وجود دارد و دانشگاه بستری آزمایشگاهی از جامعه و تفکرات و ایسم‌های مختلف، از مارکسیست و ناسیونالیست، می‌شود. تنها همین چند قلم کالای ارزشمندی که در این بسته است، اعتماد به نفس برای دخالت در امور بزرگ کشور را به جنبش دانشجویی می‌داد و باعث می‌شد دانشجویان جنبش دانشجویی، خود را نه مصرف‌کننده که سازنده سرنوشت کشور می‌دیدند.خط تولید یکسان، محصولات متضادچند لحظه دانشگاه را یک «کارخانه عظیم تولید نیروی انسانی نخبه» در نظر بگیرید. این کارخانه، خطوط مونتاژ پیچیده‌ای دارد که مواد اولیه آن، استعدادهای درخشان سراسر کشورند. حالا تصور کنید دو محصول این کارخانه، «شهید شریف واقفی» و «عباس زریباف» باشد. مجید شریف واقعی پس از انشعاب ایدئولوژیک «سازمان مجاهدین خلق»، به دست همان‌ها کشته شد، و عباس زریباف، نفوذی و از اعضای برجسته «سازمان مجاهدین خلق» بود، همان شخصی که در فیلم ماجرای نیمروز، حسین مهری نقش او را بازی می‌کرد. عجیب نیست؟! هر دو از یک دروازه وارد شدند و حتی هر دو برای مدتی در یک خط مونتاژ مشابه قرار گرفتند. اما وقتی از دروازه دیگر این کارخانه خارج شدند تا محصولِ خود را به جهان عرضه کنند، دو سرنوشت کاملاً متضاد رقم خورد؛ شریف واقفی، محصولی شد که مهندسی ذهنش را در مسیر بازبینی و تعمیر خطوط مونتاژ به کار گرفت. هزینه این نگاه مهندسی و پایبندی به اصلاح، حذف از خط تولید و شهادت خودش بود که مفصلا در پرونده 944 روزنامه روایت شده است. در سوی دیگر عباس زرباف، محصولی شد که مهندسی ذهنش را برای نقد خط خرج نکرد، بلکه تبدیل به اهرمی برای حذف هرگونه قطعه ناهمگون در خط شد. اما آنچه در این میان به چشم می‌آید، این است که این کارخانه، در هر دو محصولش یک «توان تغییردهندگی» یا «قدرت تاثیرگذاری» بالا می‌دهد. فارغ از اینکه این قدرت با انتخاب‌های درست و غلط افراد، چه در داخل جنبش دانشجویی و چه در خارج از آن، در نهایت در خدمت چه هدفی قرار گیرد، مکانیسم اعطای آن یکسان است. جنبش دانشجویی به هر دو آموخته بود که دنیا را نه فقط آنگونه که هست ببینند، بلکه آنگونه که می‌تواند باشد تصور کنند و جرأت و ابزار اقدام برای تغییر آن را داشته باشند. دانشگاه شریف توانست بهترین ابزارها را به آن‌ها بدهد. تفاوت در این انتخاب است که یکی را به یادماندنی‌ترین شهید این روزهای شریف و دیگری را به چهره‌ای اعدامی پس از انقلاب تبدیل کرد.سال‌های اولِ روزهای نوبعد از انقلاب، دانشجویان جنبش دانشجویی که معمولا در محفل‌های چند نفره کارها را بین خود تقسیم می‌کردند، وارد فضایی جدیدی شدند. دانشجویان جنبش دانشجویی شریف با کمک همان «بسته توانمندساز» از فکر و ایده و اندیشه جلساتی که امثال شهید شریف واقفی برگزار می‌کرد پر شده بودند، پس از انقلاب خود را در صحنه‌ای دیدند که می‌توانند همان اندیشه‌ها را به عمل تبدیل کنند و دنبال تاسیس و راه‌اندازی تشکل‌های چند ده نفره و سازمان‌های چند صد نفره افتادند.جنبشی در سطح کشورهمین هم شد که تنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب، جلسه‌ای با حضور تعدادی از دانشجویان شریف، تهران، علم‌وصنعت و امیرکبیر در سالن آمفی‌تئاتر مرکزی دانشگاه تشکیل شد تا درباره چگونگیِ آغازِ آباد کردن مناطق محروم و دورافتاده ایران در قالب «جهاد سازندگی»، برنامه‌ریزی کنند. همین جلسه شروع اقدامی بود که دستاوردهای فنی و مهندسی متنوعی برای ایران داشت و علاوه بر رفع محرومیت در روستاهای سراسر کشور، در جنگ 8 ساله هم نقش‌آفرینی کرد. در همین جلسه دانشگاه شریف مسئول سازندگی استان لرستان شد و افرادی چون «علیرضا افشار» که در «پرونده 957 روزنامه» با او گفتگویی داشتیم، در این تصمیم‌گیری سهیم بودند. حضور شریف در تصمیم‌گیری‌های در این لایه نشان‌دهنده سطح اثرگذاری جنبش دانشجویی شریف است. 0 تا 100 دانشجوییاحتمالا آن روزها که «محسن وزوایی»، از دانشجویان فعال در انجمن اسلامی، در حال انجام وظایف خود در برگزاری جلسات عقیدتی جنبش دانشجویی بود، گمان نمی‌کرد با 99 هم‌دانشگاهی دیگر خود، دست به کاری بزند که «انقلاب دوم» نام بگیرد. 13 آبان 1358 تعدادی از دانشجویان در خوابگاه زنجان آن روزها (احمدی‌روشن این روزها)، طرح اولیه تسخیر سفارت آمریکا را برنامه‌ریزی کردند. محسن وزوایی هم در این عملیات نقش واحد اطلاعات بر عهده داشت. این اتفاق که در اعتراض به ورود شاه به خاک آمریکا و دسیسه‌چینی آمریکا صورت گرفت، نوعی از فعالیت جنبش دانشجویی بود که یک تاثیر مشخص و برجسته بر کشور گذاشت. قبل از آن کمتر کسی می‌توانست کاری در این ابعاد نام ببرد که تماما جوشیده از دل دانشجویان باشد؛ اما این عملیات که از فعالیت‌های تاثیرگذار تاریخ ایران است، پشت درِ همین خوابگاه‌های دانشگاه شریف طراحی شد و توسط 400 دانشجوی فعال در جنبش به نقطه عملیات رسید. کاری تماما دانشجویی که نشانی از عمق اثرگذاری جنبش شریف بود.بندِ نافِ سیاستسال‌های پس از جنگ، روزهایی برای ورود اندیشه‌های متنوع به جنبش بود. دانشجویان پس از تجربه انقلاب و نهادسازی‌های بعد از آن، تجربه ورود به ساختارهای مدیریتی کشور، دولت و حکمرانی، و پس از اثبات عمق و شعاع اثرگذاری خود، در سایه آتش‌بس با بعثی‌ها، وارد روزهای جدیدی می‌شدند. روزهایی که در آن بیشتر فعالیت‌های جنبش به تضارب آرا و مطرح کردن و پرورش دادن نظرات مختلف و جهت‌گیری‌های سیاسی می‌گذشت. نظرات دانشجویان تکثر بیشتری پیدا کرده بود و تولد نشریات دانشجویی سیاسی مختلف که عموما برای بازتولید یا نقد اندیشه‌های سیاسی خاصی منتشر می‌شدند، حاکی از همین تکثر است. این طرفداری و حمایت از جریان‌های خاص فکری سیاسی را می‌توان در طول دهه هفتاد و هشتاد در فضای جنبش دانشجویی مشاهده کرد. سال‌هایی که در آن گفتمان‌های سیاسی به قدری با دانشجویان جنبش پیوند خورد که در طول بیست سال به هویتِ معنادار و معنابخش جنبش بدل شد.رئیسِ جمهورِ ما اثرگذاری مستمر جنبش در این سال‌ها بر ایران، خودِ پدیده‌ی انتخابات بود. جنبش دانشجویی که معنای خود را در حمایت از گفتمان‌های سیاسی پیدا کرده بود، از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت می‌کرد و اندیشه آن‌ها را ترویج می‌داد و برای رای‌آوردن و تشکیل دولت‌های مورد علاقه خود، فعالیت می‌کرد. در واقع در این دوره، دانشجویان دولت‌سازی می‌کردند و در روزهای بعد از انتخابات، با نقد و مطالبه از دولت و حاکمیت، مسائل جنبش دانشجویی را مطرح می‌کردند.در این دوره گاهی بین دانشجویان با نظرات مخالف، شکاف و ترکی عمیق ایجاد می‌شد که در دوران انتخابات و تقریبا هر 4 سال یک بار به اوج خود می‌رسید. فضای جنبش شریف در این سال‌ها مشابه دیگر دانشگاه‌ها بود، گاهی شدیدتر و گاهی ضعیف‌تر، اما مسیر یکسانی را طی می‌کرد. اواخر دهه هفتاد فضای سیاسی دانشگاه، تحت تاثیر فضای جامعه دچار التهاب شده بود؛ اما در شریف، به دلیل علاقه بیشتر عموم دانشجویان به مسائل فنی به نسبت دانشگاه‌های دیگر کمتر تحت تاثیر جریانات سیاسی واقع شده بود. بنابراین در طی این دوره بیشتر دانشجویان شریف به نسبت دانشگاه‌های مطرح دیگر، نسبت به جامعه و التهابات سیاسی بیشتر بی‌تفاوت بودند. دانشگاه بیشتر حالتی درونگرا داشت، بیشتر دانشجویان علاقه داشتند برای اهداف درون دانشگاهی فعالیت کنند.در عین حال در بعضی موارد کمیاب، مسائل مرتبط با جنبش شریف به متن دانشگاه و دانشجویان و حتی کشور سرایت می‌کرد؛ گاهی فضا به قدری سیاسی می‌شد که حتی مراسم تدفین شهدای گمنام در سال 84 در مقبره شهدای مسجد دانشگاه، به صحنه‌ای ملتهب برای زورآزمایی بدل می‌شد. پدیده‌ای که همین روزها به راحتی از کنار آن عبور می‌کنیم و بدون درگیری، بحث و گفتگویی به زندگی در کنار هم ادامه می‌دهیم، آن روزها موضوعی بحث برانگیز برای جنبش شریف بود؛ اتفاقی که فارغ از حواشی آن، باعث رواج تدفین شهدا در دیگر دانشگاه‌های کشور شد. هر دو گروه مخالف هم، تلاش می‌کردند برای اعمال نظرات خود، از گفتمان‌های اندیشه‌ای و نظرات سیاسی موجود سیاستمداران استفاده کنند و نظرات بازتولید شده خود را حتی در نشریات دانشجویی هم منعکس می‌کردند. در نهایت اواخر این دوره هم جنبش شریف مانند سطح جامعه و همزمان و شبیه به آن، به دلیل تضادهای انتخاباتی سنگین سال 88 دچار التهاب می‌شود و پس از دیگر دانشگاه‌های سرِزبان‌تر در این زمینه، مثل دانشگاه تهران، واکنش‌های خود را نشان می‌دهد. دوقطبی سیاسی خارج از شریف و در سطح جامعه، در فضای جنبش دانشجویی شریف و حتی کلاس‌های درس دیده می‌شود و دانشگاه‌ها به مرکزی برای بازتولید این التهابات سیاسی تبدیل شدند. اتفاقی که مشابه بقیه کشور و دانشگاه‌ها آغاز می‌شود و مشابه آن‌ها پایان می‌یابد و در جامعه اثر می‌گذارد و از جامعه اثر می‌پذیرد.سیاست را بوسیدیم، گذاشتیم کنارپس از سال ۸۸، فضای دانشگاه‌های ایران به‌تدریج وارد مرحله‌ای جدید شد؛ دوره‌ای که مشخصهٔ اصلی آن افول تدریجی کنش جمعی و مخصوصا سیاسی بود. دههٔ 90 با دانشگاه‌هایی آغاز شد که جنبش در آن پس از یک معنایابی سیاسی و ناامیدی از آن، خود را مقابل درِ بسته سیاست می‌دید. ورودهای گاه و بی‌گاه به جنبش دانشجویی و سیاست‌زدایی از هویت آن هم عرصه را محدودتر کرده بود. جنبش دانشجویی در این دوره که با ظهور رسانه‌های ارتباط جمعی و تغییر شکل اثرگذاری، و ظهور ادبیات استارتاپ همراه بود و گاهی تلاش می‌کرد به دنبال مسائل فنی یا راه‌حل‌های تکنیکی برای مسائل کشور برود و به مرور مرجع‌های فکری آن از شخصیت‌های سیاسی به گروه‌هایی که در این زمینه‌ها تخصص داشتند تغییر پیدا می‌کرد. البته در همین روزها کماکان جلسات اندیشه‌ای، تریبون‌های آزاد و فعالیت‌هایی مشابه سال‌های قبل انجام می‌گرفت، اما جنبش گاها با مسائلی مواجه می‌شد که پیچیده‌تر شده بود و با بحث‌های فنی هم در هم آمیخته بود. در نتیجه این تحولات در دهه نود تشکل‌های سیاسی معنایابی سیاسی خود و فعالیت حول گفتمان‌های سیاسی را از دست دادند و زیست دانشجویی به‌تدریج از آن پیوستار سیاسی و اجتماعی پیشین رنگ باخت. به‌این‌ترتیب، جنبش دانشجویی نه یک‌باره محو، بلکه آرام‌آرام از معنا و مفهوم سیاسی خود فاصله گرفت و به دنبال خلق معنای جدید برای خود و دانشجویان و جامعه بود.نجنبیدن در بی‌معناییاین روند تدریجی، تا انتهای دهه نود ادامه یافت و جنبش دانشجویی شریف هم‌ضربان با بقیه دانشگاه‌های کشور، همین مسیر را طی کرد. مسیری که با همه‌گیری کووید ۱۹ تشدید شد. دانشگاه‌ها تعطیل و آموزش به فضای مجازی منتقل گردید. خوابگاه‌ها خالی، حیاط‌ها خلوت و آن ارتباط رودرروی دانشجویی که همواره بستر شکل‌گیری حرکات جمعی بود، عملاً قطع شد. جنبش دانشجویی امکان فعالیت میدانی را از دست دادند و حضور فیزیکی که همیشه ستون اصلی آن بود، از دست رفت؛ دانشجویان جدید به سختی می‌توانستند با جنبش دانشجویی آشنا شوند و در فضای فکری آن قرار بگیرند و شبکه‌های ارتباطی زندهٔ پیشین، به تعاملاتی پراکنده و مجازی تقلیل یافت. در این دوره، جنبش دانشجویی نه در عرصهٔ خیابان حضوری داشت و نه در محیط دانشگاه؛ و این فاصلهٔ فیزیکی، به عمیق‌تر شدن فاصلهٔ اجتماعی و سیاسی و نسبت‌گیری دانشجویان با دانشگاه انجامید. این وضعیت مدتی تداوم یافت. نسل جدیدی از دانشجویان پا به دانشگاه گذاشتند که هیچ تجربه‌ای از فضای پرشور و کنشگری دهه‌های قبل نداشتند، نه معنای سیاسی را در جنبش دانشجویی دیده بودند، و نه تلاش برای معنایابی و اثرگذاری آن را در مسائل فنی‌تر یا اثرگذاری در مباحث علم و فناوری. در نتیجه، جنبش دانشجویی بیش از هر زمان دیگری به حاشیهٔ حیات عمومی رانده شد و در خلق معناهایی شبیه به آنچه در دهه 70 و 80 وجود داشت، هم برای جامعه و هم برای دانشجویان جدید، کم‌توان بود. سال ۱۴۰۱ نقطهٔ گسستی در این مسیر بود. هم‌زمان با بازگشایی دانشگاه‌ها پس از دورۀ تعطیلات طولانی، سه نسل جدید وارد دانشگاه‌ها شدند و جامعه و دانشگاه نیز وارد دوره جدیدی می‌شد. بازگشت دانشجویان به فضای حضوری دانشگاه، هم‌زمان با بروز خشم و مطالبه‌گری در سطح ملی، بار دیگر کانون توجه را به دانشگاه و مخصوصا شریف معطوف کرد.به دنبال معنایکی از کارکردهای همیشگی جنبش دانشجویی در ایران، خلق معنای عمومی بود. معنایی که هم دانشجویان و دانشگاه، و هم مردم و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و بتواند آن‌ها را با خود همراه کند. دوره‌های قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و دهه 70 و 80، هر بار که این معنا در جنبش دانشجویی پررنگ‌تر بود و تاثیر بیشتری در دانشگاه و جامعه گذاشت. در تمام این سال‌ها بیشترِ دانشجویانی که تشنه تاثیرگذاری بر کشور بودند، وارد یکی از کارهای معنی‌دار جنبش می‌شدند. اما این بار دانشجویان جدید، بعد از چند سال تشنگی معنایی، در اولین مواجهه با دانشگاه حضوری، اولین بسته معنابخش خود را دریافت می‌کردند. این اتفاق در کنار نارضایتی‌هایی از حاکمیت باعث شد در دانشگاه‌ها تجمع‌هایی شکل بگیرد، کلاس‌ها تعطیل شود، اعتصاب‌ها آغاز گردد و صداهایی که سال‌ها در فضای مجازی پراکنده بود، این بار در حیاط دانشگاه‌ها و خیابان‌های اطراف دانشگاه‌ها شنیده می‌شد. حالا بار دیگر جنبش دانشجویی به گروهی موثر بر کشور تبدیل شد. البته این حرکت‌ها محدود به دانشگاه نبود؛ اما موج گسترده‌ای که شکل گرفته بود، دانشگاه‌ها را بار دیگر در متن تحولات اجتماعی قرار می‌داد. در این میان، جنبش شریف نقش اثرگذارتری ایفا کرد. رویدادهای این دانشگاه آن را به یکی از پر سر و صداترین وقایع دانشجویی این سال تبدیل کرد. نکته قابل‌توجه فقط بازگشت جنبش دانشجویی به صحنه نبود؛ تصویر تازه‌ای از ظرفیت آن نیز پیش چشم جامعه ترسیم شد. جنبش دانشجویی نه فقط به‌عنوان بخشی از بدنهٔ یک حرکت اجتماعی، بلکه در جایگاه یکی از محورهای پیش‌برندگان آن دیده شد. در همین سال بود که شورای دانشگاه هم متوجه یک تفاوت بین عملکرد دانشجویان جدید و دانشجویان دوره‌های گذشته شد، تفاوتی که دلیل آن‌را دورافتادگی دانشجویان جدید از جنبش دانشجویی یا به عبارتی نیاز به روایت معنای دانشجو در شریف به ورودی‌های نسل‌های جدید می‌دانستند. با همین نیت و هدف و آسیب‌شناسی هم شورا سعی کرد با انتشار منشور اجتماعی شریف و فرهنگ شریفی که خودش را در فعالیت‌های پیشین جنبش نشان می‌داد یادآوری کرده و برای جبران این کاستی تا حدی تلاش کرده باشد.روزهایی که یادآور گذشته بودبامداد 23 خرداد 1404، روز حمله رژیم صهیونیستی به ایران، یادآور 31 شهریور 1359 بود، روز حمله رژیم بعث عراق. جنبش دانشجویی شریف پس از حدود نیم قرن حیات، به بزنگاه تازه‌ای رسیده بود. جنبشی که از راهروهای همین دانشگاه و کلاس‌های فکری اندیشه‌ای شهید شریف واقفی سر در آورد، به نهادسازی‌های بعد از انقلاب رسید و خود را در عرصه عمل به صورت مستقل ثابت کرد، وارد گفتمان‌های سیاسی مختلف شد هویت خود را با آن تعریف می‌کرد، در نهایت در دهه نود اُفت سیاسی و معنایی پیدا کرد و به سمت حل مسائل پیچیده‌تر رفت، در سال 1401 پس از چند سال خاموشیِ جنبش دانشجویی، فوران معنایابی در آن بروز کرد، بار دیگر در جنگ 12 روزه احساس نیاز کشور به خودش را درک کرد. حدود 2000 امضا اساتید و دانشجویان در حمایت از صنایع نظامی ایران، کاری بود که در دانشگاه‌های دیگر اثرگذار بود و خلق قابی از سلام نظامی دانش‌آموختگان شریف روبه‌روی عبور کاروان شهدای جنگ 12 روزه، معنای همبستگی با شهدای این راه را می‌داد. کارهایی که اگر ادامه‌دار باشد و امتداد خود را حفظ کند، می‌تواند خلق کننده معنای تازه‌ای در قلب جنبش دانشجویی شود. برای مطالعه بیشتر به کتاب‌های روزگار شریف، دانشجوی شریف در عرصه فرهنگ مراجعه کنید.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Fri, 12 Dec 2025 22:10:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجارت سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-dktuskswimnd</link>
                <description>خط سیاه برده‌داری در طول تاریخدوم دسامبر، برابر با ۱۱ آذر، از سوی سازمان ملل متحد «روز جهانی لغو برده‌داری» نام‌گذاری شده است. در تصویر کلیشه‌ای انسان امروز از برده‌داری، سیاه‌پوست در نقش برده و سفیدپوست در نقش ارباب است؛ اما این پدیده در طول تاریخ و تا قبل از دوران به قدرت رسیدن غربی‌ها ساز‌و‌کار و چهره‌ای کاملا متفاوت داشته است.برده‌داری نقطه آغاز مشخصی در تاریخ ندارد و تقریبا در همه جوامع انسانی، دست‌کم در مقطعی از زمان وجود داشته است. شکل رایج آن چنین بوده که در جنگ‌ها و منازعات، سوی پیروز که اختیار جان و مال شکست‌خورده را در دست داشت، به جای کشتن او، وی را به اسارت و بردگی می‌گرفت. این قاعده نانوشته، نوعی «قرارداد اجتماعیِ جنگ» به حساب می‌آمد که در میان تمدن‌های مختلف و حتی جوامعی که هنوز در مراحل ابتدایی فرهنگ یا پیشافرهنگ به سر می‌بردند، کم‌وبیش مشترک بود.به بردگی گرفتن دشمن مغلوب در عمل چند مسئله را برای هر دو طرف حل می‌کرد. نخست آن‌که از ریخته شدن خون بیشتر جلوگیری می‌شد و به اسیر امکان نوعی بازگشت به زندگی داده می‌شد. به این معنا که اگر سوی پیروز تصمیم می‌گرفت مغلوب را نکشد، برای پیشگیری از تهدیدهای احتمالی آینده، او را در قالب اسیر و برده نگه می‌داشت؛ تا هم از نیروی کار او بهره ببرد و هم فرصت داشته باشد او را در فرهنگ و شیوه‌ی زندگی خود جذب و استحاله کند. در این میان بعضی ادیان و تمدن‌ها به‌ویژه اسلام، گرچه با توجه به شرایط اجتماعیِ زمانه، از آغاز حکم به تحریم برده‌داری ندادند؛ اما آن را به‌شدت محدود کردند و برای تنظیم رابطه‌ی برده و ارباب، احکامی بر پایه‌ی حفظ کرامت انسانی وضع نمودند؛ از نهی از آزار و تحقیر آنان گرفته تا گشودن راه‌های متعدد برای آزادی، مانند کفاره‌ قرار دادنِ آزادسازی برده در برابر برخی گناهان.البته در تعدادی از فرهنگ‌ها و تمدن‌ها هم طبقه‌ای از تاجران برده وجود داشت که به دور از قرارداد جنگ، با «شکار انسان» و یورش به جوامع ضعیف‌تر، دیگران را برای فروش به اسارت می‌بردند؛ اما برده‌داری تا هزاران سال، به نژاد یا رنگ پوست محدود نبود. آنچه وضعیت را به‌طور کیفی دگرگون کرد، آغاز عصر اکتشاف و استعمار در اروپا بود؛ زمانی که طعم این تجارت سیاه به مذاق قدرت‌های نوظهور اروپایی شیرین آمد.پرتغالی‌ها که پیشگام عصر اکتشاف بودند، به قصد یافتن مسیر دریایی به سوی هند و چین، دو قطب اقتصادی آن دوران،‌ به تدریج سواحل غرب آفریقا را می‌پیمودند تا با دور زدن آفریقا به مقصود خود برسند. در حین این فرایند روابطی بر پایه تجارت میان پرتغالی‌ها و آفریقایی‌ها شکل گرفت. همین رفت‌وآمدهای تجاری به بستری برای شکل‌گیری ساختاری نو برای برده‌داری تبدیل شد؛ برده‌داری‌ای که این بار نه مثل گذشته بر مبنای شکست در جنگ، بلکه بر اساس رنگ پوست و نژاد سازمان‌دهی شده بود. پرتغالی‌ها با توجیهات مذهبی و اقتصادی، به تدریج انسان آفریقایی را از جایگاه اسیرِ جنگ‌باخته به سطح «کالای صادراتی» تنزل دادند؛ کالایی که می‌شد آن را در دفاتر حسابداری امپراتوری‌های مسیحی اروپا در کنار شکر و طلا و ادویه ثبت کرد. اما این الگو خیلی زود از انحصار پرتغال خارج شد. اسپانیا و پس از آن هلند، بریتانیا و فرانسه، هر کدام سهم خود را در گسترش و صنعتی‌کردن این تجارت سیاه برداشتند و از آن یک شبکه‌ تجاری گسترده در اقیانوس اطلس‌ ساختند؛ شبکه‌ای که بعدها به «مثلث تجاری آتلانتیک» شهرت یافت: از اروپا کالا و اسلحه به آفریقا می‌رفت، از آفریقا بردگان سیاه به آمریکا، و از مزارع قاره‌ی جدید، شکر و پنبه و سایر محصولات به بندرهای اروپایی بازمی‌گشت. در این فرایند، انسان سیاه و رنگین‌پوست نه فقط به زورِ اسلحه، که با زبان «تمدن»، «پیشرفت» و «مسیحی‌سازی» از جایگاه انسانی محروم شد و به جایگاه کالایی تجاری تنزل پیدا کرد. به این ترتیب، قدرت‌های استعمارگر اروپایی برده‌داری را از یک واقعیت تلخ اما پراکنده، به یک نظام هدفمند، نژادمحور و سودمحور جهانی تبدیل کردند؛ همان قدرت‌هایی که بعدها کوشیدند در روایت رسمی تاریخ، خود را پرچم‌دار آزادی و حقوق بشر معرفی کنند.در دنیای امروز، شاید به ظاهر برده‌داری از میان رفته باشد، اما همچنان بند‌هایی وجود دارند که از جنس زنجیر و قفل‌ نیستند، بلکه از جنس عادت‌ها، نیازها و سازوکارهایی‌اند که آزادی را آرام و بی‌صدا محدود می‌کنند. انسان امروز در دل قراردادهای ناعادلانه، نظام‌های مصرف‌محور، بدهی‌های پایان‌ناپذیر و ساختارهایی که ارزش انسان را با سودآوری می‌سنجند، گرفتار گونه‌ای تازه از اسارت است؛ اسارتی نامرئی اما واقعی و فراگیر که با توهم آزادی انسان را به بند کشیده است!</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Tue, 02 Dec 2025 22:37:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترمیم استخر، با شریفی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%AA%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D9%87%D8%A7-ksw3rvw1if9l</link>
                <description>در فرایند بازسازی استخر قهرمانی، مجموعه‌ای از فناوری‌های پیشرفته برای عیب‌یابی، ترمیم و ارزیابی سازه و تأسیسات به کار گرفته شد. نقطه آغاز تشخیص عیوب، فناوری ویدئومتری با استفاده از دوربین‌های Push Rod بود. این دوربین‌ها که توسط یک شرکت دانش‌بنیان داخلی در اختیار پروژه قرار گرفتند، قابلیت پیشروی تا عمق حدود ۶۰ متر درون لوله‌ها را دارند. دو نوع دوربین مورداستفاده، باتوجه‌به قطر لوله‌ها، ضدآب طراحی شده و امکان حرکت در محیط آبی و ضبط هم‌زمان ویدئوی آنلاین و اندازه‌گیری را فراهم می‌کنند. این روش برای نخستین‌بار در سطح دانشگاهی مورداستفاده قرار گرفته و امکان ثبت و تحلیل وضعیت داخلی لوله‌ها را بدون نیاز به تخریب فراهم کرد.در بررسی سازه‌ای کاسه استخر ۲۵ در ۵۰ متر، از دریچه‌های پلی‌اتیلنی طراحی‌شده به‌صورت انحصاری استفاده شد. این قطعات با فناوری چاپ و برش دقیق ساخته شده و همراه با واشرهای آب‌بندی و چسب‌های تخصصی مقاوم در برابر رطوبت به کار گرفته شدند تا آب‌بندی دریچه‌های استخر بادقت بالا انجام شود.برای ارزیابی احتمال نشت، فناوری‌های تست آبی شامل محاسبه تبخیر سطحی و تست سطل هم‌تراز اجرا شد. همچنین، یک دوربین حرارتی که از سوی یکی از اساتید با همکاری یکی از پژوهشگران دکتری مکانیک در اختیار پروژه قرار گرفت، برای پایش نقاط حساس لبه کاسه استخر مورداستفاده قرار گرفت. این دوربین امکان تشخیص اختلاف دمایی ناشی از رطوبت پنهان را فراهم کرد و عدم نشتی در بخش‌های حساس تأیید شد.در بخش لوله‌کشی، برای ۱۰ لوله دهش و ۸ لوله مکش، از فناوری «ترمیم لوله در محل و بدون تخریب» (CIPP) و تعمیر موضعی (Patch Repair) استفاده شد. این فناوری که عمدتاً در اختیار کشورهای آمریکا، انگلیس و ژاپن است، از سه جزء اصلی تشکیل شده است: رزین ترکیبی، الیاف و پارچه کامپوزیتی، و یک قطعه ویژه با لاستیک ارتجاعی. طراحی لاستیک ویژه با همکاری متخصصان داخلی انجام شد و به‌گونه‌ای بود که خاصیت ارتجاعی آن تا دوبرابر قطر اولیه در یک فشار نامی افزایش یابد.در نهایت، برای ارزیابی خوردگی لوله‌ها و قطعات چدنی، از تست غیرمخرب اولتراسونیک استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که کاهش ضخامت چندمیلی‌متری در لوله‌های چدنی رخ‌داده است و عملیات ترمیم این لوله‌ها باتوجه‌به این نتایج انجام شد.این پروژه نمونه درخشان و امیدبخشی از همکاری موفق عناصر دانشگاهی در یک پروژه داخلی است. به‌کارگیری فناوری‌های پیشرفته، همراه با استفاده از ظرفیت‌های علمی و تخصصی اساتید و دانشجویان، نه‌تنها موجب صرفه‌جویی اقتصادی و سرعت‌بخشیدن به فرایند اجرا شد، بلکه گامی بلند در راستای تقویت روحیه کار تیمی و نوآوری در جامعه دانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف بود.تهیه شده با همکاری دکتر افشین بنازاده</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 22:52:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیریاب آتش</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-kt3xcyjzv2r3</link>
                <description>مرثیۀ جنگلبیست روز است که جنگل‌های هیرکانی «اِلیت» در استان مازندران در آتش می‌سوزد؛ جنگلی با قدمتی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون. امروز، شنبه 1 آذر، حدود 400 نیروی امدادی، شش بالگرد و یک هواپیمای ایلوشین 40 تنی در مناطق صعب‌العبورِ بادخیز، عملیات اطفا را ادامه می‌دهند. از روز اول بلافاصله جنگلبانان، محیط‌بانان، مردم محلی و کوهنوردان برای مهار آتش قدم در مسیر پنج‌ساعته روستای الیت تا محل حریق گذاشتند. عبور از آن تنها با تجهیزات سبک و نیروی انسانی ممکن بود و همین موضوع روند اطفا را از ابتدا با چالش مواجه کرد.روز هشتم بخشی از فرایند اطفا با کمک چهارپایان انجام شد، اما به دلیل خشکی شدید جنگل، شعله‌ها مجدداً شعله‌ور شدند. فرماندار چالوس و مدیرکل بحران تازه بعد از سیزده روز به صحنه وارد شدند و موجب شد سرعت سازمان‌دهی نیروها را افزایش پیدا کند و تازه هماهنگی برای آغاز عملیات هوایی با دو بالگرد آب‌پاش از دریاچه ولشت به منظور مقابله مستقیم با کانون‌های آتش انجام گرفت.حال این سوال مطرح می‌شود در چنین موقعیتی که آتش‌ها بسیار گسترده هستند، چگونه در کمترین زمان و با کمکِ گروهیِ پهپادها، نقطه کانونی اطفاع حریق را پیدا و محار کنیم.اطفای آتش‌سوزی‌های بزرگ کاری بسیار دشوار است، گزاره‌ای که شواهد آن را می‌توان در آتش‌سوزی‌های اخیر شهر لس‌آنجلس آمریکا مشاهده کرد. هنگامی که صعب‌العبور بودن مناطق جنگلی و کوهستانی را نیز به این معادله اضافه کنیم، اهمیت کشف زودهنگام آتش به‌عنوان امری حیاتی در کاهش خسارات بیشتر آشکار می‌شود.نگهبانان آتش (Fire Lookout) بیش از یک قرن است که از برج‌های مراقبتی در دل جنگل‌ها، به پایش مناطق جنگلی برای کشف زودهنگام آتش‌سوزی از طریق دیده‌بانی دود مشغول بوده‌اند. با پیشرفت فناوری، دوربین‌ها و حسگرهای نصب‌شده بر برج‌های مراقبت و همچنین تصاویر ماهواره‌ای جایگزین این نگهبانان شدند. اما تأمین تجهیزات و انرژی لازم برای برج‌های آتش در مناطق دورافتاده دشوار است. از سوی دیگر، تصاویر ماهواره‌ای نیز به دلیل نرخ بروزرسانی پایین و وضوح محدود، برای کشف به‌موقع آتش‌سوزی‌های کوچک کافی نیستند.در پاسخ به این محدودیت‌ها، پژوهشی در دانشکده مهندسی هوافضا انجام شد که در آن استفاده از گروهی از پهپادهای خودمختار برای پایش هوشمند مناطق جنگلی پیشنهاد شد. این پهپادها از پایگاه‌های جنگلی برخاسته، مسیرهای از پیش طراحی‌شده را طی می‌کنند و پس از انجام ماموریت، در پایگاه‌های تعیین‌شده فرود می‌آیند. آن‌ها مجهز به حسگرهای تشخیص آتش هستند که به‌طور مداوم جنگل‌ها را برای یافتن نشانه‌های آتش کاوش می‌کنند. در صورت شناسایی آتش، این پهپادها قادرند با تجهیزات اطفای حریق خود، آتش‌های کوچک را قبل از گسترش خاموش کنند.چالش اصلی در این سیستم، طراحی مسیر بهینه برای پهپادهاست. با توجه به مساحت وسیع جنگل‌ها، پایش کامل تمام مناطق غیرممکن است؛ بنابراین مسیرها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که مناطق پرخطر با اولویت بالاتر پوشش داده شوند. در این پژوهش، از نقشه‌های احتمال آتش‌سوزی که روزانه بر اساس شرایط آب و هوایی، تصاویر ماهواره‌ای، سوابق آتش‌سوزی، فعالیت‌های انسانی و پوشش گیاهی منطقه بروزرسانی می‌شوند، استفاده شد. نتایج نشان داد که به‌کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای طراحی مسیر هماهنگ برای این گروه از پهپادها، احتمال کشف زودهنگام آتش‌سوزی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.جنگل‌های ایران، به‌ویژه جنگل‌های زاگرس و هیرکانی، هر ساله در معرض خطر آتش‌سوزی جنگلی قرار دارند. با توجه به وسعت این مناطق و دشواری دسترسی، استقرار سیستم‌های پایش مبتنی بر پهپاد می‌تواند راه‌حلی مؤثر و اقتصادی باشد. اگرچه برخی افزایش چنین بحران‌های زیست‌محیطی را پیامد توسعه صنعتی می‌دانند، اما استفاده هوشمندانه از همین فناوری‌ها می‌تواند راه‌حلی مؤثر برای مقابله با این چالش‌ها باشد.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Tue, 25 Nov 2025 22:14:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشرفت‌نامه (۷) | ایرانِ جان</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%B7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AC%D8%A7%D9%86-urlhlafjsusa</link>
                <description>تاریخچه جریان پیشرفت و توسعه خاص‌ترین ابرقدرت نوظهور در دوران مدرنواقعیت این است که خیلی از ما نسبت به خودمان کم توجهیم. با حرف‌های مختلف، دیدگاه‌های کمتر مرتبط با ریشه‌ها، تاریخ، هویت و فرهنگ خودمان و همچنین وضع امروزمان سرگرم شده‌ایم. همین هم شده که چیز زیادی از مسیر و الگوی متفاوتی که کشورمان ایران در مسیر تمدن‌سازی باید داشته باشد، نمیدانیم. شاید خودمان هم خیلی تقصیر نداشته باشیم، تا چشم باز کردیم مطالب تدوین شده زیادی درباره الگوهای دیگر وجود داشت، در حالی که ما تازه در ابتدای مسیریم.ایران در مسیر توسعهبسیاری نقطهٔ آغاز اندیشهٔ توسعه و پیشرفت در میان حکمرانان ایران را اقدامات ابتدایی عباس میرزا می‌دانند. عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی‌شاه قاجار، پس از مواجهه با تجهیزات پیشرفته ارتش‌های اروپایی در جنگ با روسیه، اندیشهٔ جبران عقب‌ماندگی ایران از کشورهای اروپایی را در سر پروراند و اصلاحاتی در ارتش آغاز کرد؛ اما اجل مهلت نداد و بیماری او را از ادامهٔ این مسیر بازداشت.پس از او، دو صدراعظم دیگر؛ یعنی قائم‌مقام فراهانی و امیرکبیر، گام‌های مهمی برای اصلاحات ساختاری در عرصه‌های سیاسی، علمی و فرهنگی برداشتند؛ اما کارشکنی درباریان و دلالان عقب‌ماندگی، موجب شد ناصرالدین‌شاه حکم قتل امیرکبیر را صادر کند و بار دیگر رؤیای اصلاح و تجدد دفن شود.در دوران ناصرالدین‌شاه، هم‌زمان با نیمهٔ قرن نوزدهم، ملت‌هایی با پیشینه‌های تمدنی همچون چین، عثمانی و ژاپن نیز پس از آگاهی از پیشرفت‌های غرب، به اصلاحات دست زدند. از میان آن‌ها تنها ژاپنی‌ها توانستند با الگوبرداری متناسب و بی‌آنکه هویت تمدنی خود را از دست بدهند، در چند دهه خود را به قدرت برتر شرق آسیا بدل کنند.ناصرالدین‌شاه نیز سه بار به اروپا سفر کرد. هدف آشکار این سفرها بررسی علل پیشرفت اروپاییان و ایجاد روابط دیپلماتیک بود، اما در عمل، نتیجه‌ای جز خالی‌شدن خزانه، وام‌دار شدن ایران به دولت‌های خارجی و صدالبته ثبت خاطرات تفریحی شاه در فرنگ، نداشت! در همان زمان، ژاپنی‌ها هیئت ایواکورا را راهی اروپا کردند؛ هیئتی که بدون حضور امپراتور و بی‌اعتنا به تشریفات، مطالعات عمیقی در سیاست، اقتصاد، آموزش و صنعت انجام داد و دستاوردهای آن، بنیان‌گذار اصلاحات بزرگ میجی شد.در سال‌های پایانی قاجار، جز جرقه‌هایی چون مشروطه، حرکت جدی در راستای تمدن‌سازی ایرانی-اسلامی رخ نداد و همین بی‌کفایتی راه را برای قدرت‌گیری رضاخان با حمایت انگلیس هموار کرد؛ سرداری که به‌جای اصلاحات بنیادین، با تقلید ظواهر غرب، اگرچه پایه‌گذار برخی ساختارهای اساسی موردنیاز برای مدرنیته بود، اما به‌دلیل بی‌توجه به هویت تمدنی مردم ایران نتوانست در راستای توسعه پایدار قدم بردارد. درنهایت هم توسط همان انگلیسی‌های از قدرت خلع شد. سیاست‌های محمدرضا هم تنها کمی با پدرش متفاوت بود که منجر به لبریزشدن صبر مردم باهویت ایران و رقم‌خوردن انقلاب اسلامی در سال ۵۷ شد.درس‌هایی از تاریخ دیگراندر نوشته‌های پیشین تاریخ پیشرفت غرب و سپس ملت‌هایی چون آلمان، روسیه، آمریکا، ژاپن و چین را بررسی کردیم؛ ملت‌هایی که هر یک در برهه‌ای خاص با جهشی تعیین‌کننده توانستند مسیر خود را به‌سوی توسعه و قدرت هموار کنند.غرب نقطه آغاز پیشرفت خود و به‌نوعی ری استارت شدن تاریخ خود را رنسانس می‌داند. جنبشی که با شکوفایی دوبارهٔ هنر و اندیشه آغاز شد و در ادامه به انقلاب علمی و تحول در شیوه‌های حکمرانی منتهی گردید. اروپاییان باتکیه‌بر ریسک‌پذیری و روحیه اکتشافی، مسیرهای تازه‌ای در تجارت و استعمار گشودند و همین ماجراجویی‌ها بستر انباشت سرمایه و پیدایش بازارهای جهانی را فراهم آورد. از سوی دیگر، با شکل‌گیری نهادهای مشارکتی و گسترش حکومت قانون، فضای اعتماد برای سرمایه‌گذاری و نوآوری پدید آمد و از دل همین ساختارها بورژوازی و طبقهٔ متوسط قدرتمند رشد کرد. در نهایت، تکیه بر عقلانیت و اهمیت یافتن علم‌وفناوری، اروپا را وارد عصر انقلاب‌های علمی کرد و این سه عامل دست‌به‌دست هم دادند تا موتور پیشرفت غرب روشن شود.در آلمان، مسیر توسعه شکلی متفاوت داشت. این سرزمین پس از وحدت سیاسی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، با هدایت مستقیم دولت و حمایت همه‌جانبه از صنعت، توانست ظرف مدت کوتاهی خود را به قدرت صنعتی اروپا بدل کند. دولت آلمان نه‌تنها نقش ناظر بلکه نقش کارگردان اصلی صحنه توسعه را ایفا کرد. تمرکز بر آموزش عالی و ایجاد دانشگاه‌های پژوهش‌محور، نیروهای متخصص و مهندسانی را پرورش داد که به‌سرعت صنایع شیمی، فولاد و ماشین‌آلات را به شکوفایی رساندند. از سوی دیگر، پیوند نزدیک میان بانک‌های بزرگ و صنایع سنگین، الگویی نو در سرمایه‌گذاری و تأمین مالی پدید آورد که آلمان را در عرصه اقتصاد جهانی به بازیگری تازه‌نفس و پرقدرت تبدیل کرد.روسیه تزاری در قرون هجدهم و نوزدهم مسیر پرسنگلاخی را طی کرد. این کشور پهناور که در موقعیت دشوار ژئوپلیتیکی میان اروپا و آسیا قرار داشت، باوجود شکست‌ها و بحران‌های فراوان، دست از تلاش برای اصلاح برنداشت. اصلاحات تدریجی، هرچند نیم‌بند، تداوم یافت و نشان داد که ارادهٔ حکمرانان برای نوسازی هرگز به طور کامل خاموش نشد. روس‌ها باتکیه‌بر اقتدارگرایی نظامی و ارتش انبوه خود، نه‌تنها از دخالت خارجی‌ها جلوگیری کردند؛ بلکه با استفاده از همان قدرت سخت، بر همسایگان خود نیز سلطه یافتند. استمرار اصلاحات در کنار بهره‌گیری هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی، به‌تدریج پایه‌های یک قدرت اسلاوی - ارتدوکس را در منطقه شمال شرق اروپا شکل داد.در آن‌سوی اقیانوس، آمریکا پس از استقلال از بریتانیا مسیری تازه را آغاز کرد. این کشور بر وسعت سرزمین و منابع طبیعی غنی تکیه زد؛ منابعی که نیروی کار بردگان سیاه‌پوست آفریقایی و بومی آن‌ها را به ثمر می‌رساند. اما نقطه تمایز آمریکا در نظام سیاسی جمهوری و نهادهای دموکراتیکش بود. در این ساختار نو، مردم بیش از هر حکومت غربی تا آن زمان (به جز احتمالاً دولت‌شهر آتن در دوران باستان) در تعیین سرنوشت سیاسی خود سهیم شدند و همین مشارکت، حس هویت ملی و اعتماد به آینده را تقویت کرد. علاوه‌برآن، آمریکا با فراهم‌آوردن بستری نو برای مهاجران، سرزمینی شد که روحیه کارآفرینی در آن به‌آسانی مجال بروز یافت. همهٔ این‌ها در کنار هم اساس تبدیل‌شدن این کشور به ابرقدرتی جهانی و پرچم‌دار ایدئولوژی تمدن غرب را پی‌ریزی کردند.ژاپن اما داستانی دیگر داشت. این کشور پس از مواجهه تلخ با عقب‌ماندگی خود، راه انکار یا انفعال را نپیمود، بلکه با شجاعت به اصلاحات بنیادینی دست زد که کم از انقلاب نداشت. در دوران میجی، دولت مرکزی با الگوگیری هوشمندانه از غرب، ولی درعین‌حال پایبند به هویت فرهنگی و ملی خود، نظام آموزشی عمومی را بنیان گذاشت و سرمایه‌گذاری درازمدتی بر نیروی انسانی انجام داد. ژاپنی‌ها دریافتند که راز پیشرفت در آموزش نسل جوان و پیوند میان دانش و صنعت است. آن‌ها با تقویت هویت ملی و وفاداری به ارزش‌های تمدنی خود توانستند در مدتی کوتاه به قدرتی جهانی بدل شوند که در عرصه شرق آسیا بی‌رقیب بود.چین نیز سرگذشتی پر فراز و نشیب داشت. این سرزمین باستانی، پس از قرن‌ها انزوا و تحقیر ناشی از سلطه قدرت‌های خارجی، در سده بیستم با انقلاب کمونیستی مسیر تازه‌ای را آغاز کرد. تکیه بر پتانسیل عظیم جمعیتی که در فرهنگ کنفوسیوسی با همبستگی اجتماعی مزین شده بود، زمینه‌ساز بسیج نیروی انسانی برای پروژه‌های بزرگ ملی شد. فرهنگ فداکاری و سخت‌کوشی که قرن‌ها در کار کشاورزی و زندگی جمعی ریشه داشت، به موتور پیشبرد طرح‌های صنعتی بدل گردید. در کنار این‌ها، دیپلماسی انعطاف‌پذیر و عمل‌گرای چینی‌ها، امکان بقا و حتی پیشرفت در نظام جهانی پرآشوب را فراهم آورد. همین ترکیب موجب شد چین در کمتر از نیم‌قرن جایگاه خود را بازسازی کند و امروز در مقام رقیب اصلی آمریکا قد علم کند.تحفه ایراناکنون نوبت ایران است که مسیر خود را در این راه بپیماید. انقلاب اسلامی نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود که با بازگرداندن هویت تمدنی و دینی به متن حکمرانی، بستر شکل‌گیری الگویی تازه را فراهم کرد. این الگو نه بر تقلید سطحی از ظواهر دیگران، بلکه بر بازیابی سرمایه‌های بومی و تمدنی تکیه دارد. انسجام اجتماعی و مقاومت مردم در برابر فشارهای بیرونی نشان داده است که هویت ایرانی-اسلامی توان آن را دارد که ستون اصلی پیشرفت کشور باشد. در کنار این پشتوانه فرهنگی، سیاست‌های کلان جمعیتی، علمی و فناورانه، نسل جوان و تحصیل‌کرده را به بزرگ‌ترین سرمایهٔ ملی بدل کرده است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند موتور محرک تمدن نوین ایرانی-اسلامی باشد.الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی نیز با تأکید بر استقلال و مقاومت در برابر سلطه قدرت‌های جهانی، کشور را از تکرار وابستگی‌های تلخ گذشته مصون داشته است. تجربهٔ ملت‌های دیگر نشان می‌دهد که برای دستیابی به جایگاه یک ابرقدرت خاص، ایران باید اصلاحات ساختاری را با استمرار دنبال کند، نظام آموزش و پژوهش را بیش‌ازپیش تقویت نماید و میان اقتصاد ملی، نوآوری فناورانه و استقلال سیاسی پیوندی ناگسستنی ایجاد کند. اگر این مسیر باتدبیر، شجاعت و پایداری طی شود، آینده‌ای متفاوت و درخور شأن تاریخی ایران و تمدن ایرانی-اسلامی رقم خواهد خورد؛ آینده‌ای که می‌تواند نه فقط برای مردم ایران که برای جهان پیام‌آور الگویی تازه از پیشرفت باشد.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 22:33:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از آیین‌نامه تا آیینه‌ای از واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-iutp4damlolb</link>
                <description>نقدی بر آیین‌نامه دستیاری آموزشیآیین‌نامه «دستیاری آموزشی»، سندی است که با هدف استفاده بهینه از ظرفیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) در پشتیبانی از فرآیند آموزش تدوین شده است.  این آیین‌نامه از نیم‌سال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ اجرا شده و در آن مسئولیت‌ها، ساعات کاری، میزان حقوق و شرایط لازم برای انتخاب دستیار آموزشی (TA) را به‌طور دقیق تعیین کرده است. با این حال، وقتی وضعیت دانشگاه‌ها از نزدیک بررسی می‌شود، شکاف قابل‌توجهی میان آنچه آیین‌نامه تعیین کرده و واقعیت‌های اجرایی، دیده می‌شود؛ این فاصله نه‌تنها کیفیت آموزش را تحت‌تأثیر قرار داده، بلکه حقوق و تجربه کاری دستیاران آموزشی و حتی دانشجویان شرکت‌کننده در کلاس‌ها را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است.نظارت سیستمی، گمشده بزرگآیین‌نامه به صراحت بر «ارزیابی دستیاران آموزشی توسط دانشجویان» در پایان هر نیم‌سال تاکید دارد، موضوعی که در کنار ارزیابی اساتید در پایان نیم‌سال انجام می‌شود و حتما شرط کافی برای سنجش دستیاران آموزشی است. با این‌حال، آنچه در عمل دیده می‌شود، نبود هرگونه ارزیابی واقعی یا نظارت مشخص بر روند انتخاب و ادامه‌ فعالیت دستیاران آموزشی است.درحال حاضر، تأیید انجام کار دستیار صرفاً با امضای استاد درس صورت می‌گیرد، بدون اینکه سیستمی برای نظارت کیفی، مستمر و دائمی بر نحوه‌ انجام وظایف برقرار باشد. این شرایط باعث شده کارکردن یا نکردن دستیاران آموزشی به‌جای آنکه بر اساس ارزیابی عملکرد و بازخورد دانشجویان سنجیده شود، گاهی در یک ارتباط دوستانه میان استاد، دستیار و دانشجویان خلاصه گردد.کارگاه آموزشی؛ ضرورت یا رفع تکلیف؟یکی از شروط کلیدی آیین‌نامه، شرکت دستیار آموزشی در کارگاه آموزشی است. درحالی‌که این آیین‌نامه خواستار برگزاری کارگاه توسط معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی است، تجربه نشان می‌دهد این کارگاه‌ها اغلب در حد یک جلسه کوتاه، کمتر از نصف روز انجام می‌شوند. این درحالی است که برای طرح «همیار ورودی»، فرآیند گزینش و کارگاه‌های آموزشی با دقت و زمان‌بندی به مراتب بیشتری (مانند دو روز کامل) انجام می‌شود. این اتفاق باعث شده بین بعضی از دانشجویان این نگاه ترویج شود که کارگاه دستیاران آموزشی بیشتر جنبه رفع تکلیف دارد تا پرورش مهارت‌های لازم برای تدریس و پشتیبانی آموزشی.کدام مقطع؟آیین‌نامه دستیاری آموزشی به صراحت اعلام می‌کند که دستیار آموزشی باید «در یکی از مقاطع تحصیلی کارشناسی‌ ارشد یا دکتری دانشگاه صنعتی شریف مشغول به تحصیل باشد». با این حال، در موارد متعددی مشاهده شده است که تنها دانشجویان مقطع کارشناسی، افراد فارغ‌التحصیل یا غیردانشجو برای این مسئولیت انتخاب شده‌اند و خبری از دانشجویان در مقاطع بالاتر نیست. این نقض قانون، نه تنها حقوق دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ضایع می‌کند، بلکه می‌تواند کیفیت ارائه خدمات آموزشی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.ساعت کاریآیین‌نامه، سقف قرارداد برای هر دستیار آموزشی را ۱۸ ساعت در هفته تعیین کرده است. با وجود این محدودیت، برخی دانشجویان دستیاری، بیش از دو یا سه درس را به طور همزمان بر عهده می‌گیرند. این امر، نگرانی جدی در مورد کیفیت خدمات ارائه شده توسط دستیار را به وجود می‌آورد. آیا یک دستیار با بیش از ۱۸ ساعت کار در هفته می‌تواند زمان کافی برای آماده‌سازی محتوا، تصحیح دقیق برگه‌ها و تعامل موثر با دانشجویان تمامی دروس داشته باشد؟ اجرای دقیق سقف ساعات کاری برای تضمین کیفیت آموزشی ضروری است، اما نظارت خاصی رویش اعمال نمی‌شود.لشکر تک نفره؟یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های فرآیند دستیاری، انتقال کامل اختیارات ارزشیابی یک درس به دستیار آموزشی توسط برخی اساتید است. در مواردی مشاهده شده که دستیاران مسئول طراحی سوالات امتحانات اصلی، تصحیح اوراق و تخصیص صفر تا بیست نمره نهایی درس بوده‌اند. این درحالی است که وظیفه اصلی دستیار، «پشتیبانی» و «اجرای وظایف ارجاعی» زیر نظر استاد است. واگذاری کامل مسئولیت نمره‌دهی به دستیار، جایگاه نظارتی استاد را تضعیف کرده و در عین حال می‌تواند ارزیابی صحیح و عادلانه‌ی دانشجویان را مخصوصا به دلیل روابط دوستانه به چالش بکشد.حقوق و انگیزه‌ها: از فرمول مبهم تا عدم اطلاع و دریافت حقوقحق‌الزحمه دستیاران آموزشی بر اساس «ضریب مربی پایه ۱» و ۷۰ درصد آن برای دانشجویان ارشد تعیین شده است. این فرمول هر چند مشخص است، اما بهتر است از حالت کیفی و مبهم به یک مبلغ ملموس در بیاید تا انگیزه کافی برای فعالیت حرفه‌ای ایجاد کند. نکته حائز اهمیت دیگر، عدم اطلاع‌رسانی کافی در مورد حق و حقوق دستیاران است؛ بسیاری از دانشجویان، به‌خصوص در ابتدای کار، حتی نمی‌دانند که باید به‌صورت رسمی ثبت شده و حق‌الزحمه‌ای دریافت کنند.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Wed, 19 Nov 2025 22:52:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسانگاه، به دو روایت</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-yhdzppcublwo</link>
                <description>سفر به جهان عکاسینازنین بنابی - ۱۴۰۱ شیمیدر میانه شلوغی این روزهای دانشگاه، «رسانگاه» فرصتی بود برای نگاهی دوباره به عکاسی؛ دوره‌ای دوروزه که در ادامه مسیر «رسانگار» شکل گرفت و تمرکزش بر جهان چندلایه عکاسی بود. مسیر دوره میان ژانرها در رفت‌وآمد بود و باعث شد تا شرکت‌کنندگان فرصتی برای نزدیک‌شدن به این هنر چندبعدی داشته باشند. در هر ارائه نیز تصاویر واقعی روی پرده آمدند تا مخاطبان تنها شنونده نباشند و با عکاس تصویر هم‌صفحه شوند.روز اول؛ از زمین تا آسمانصبح نخستین روز با ارائه آقای محمد کلهر و گزاره‌ای ساده و عمیق آغاز شد: «هر عکس، یک خبر است.» شروع بحث با ذات خبر و نسبت آن با تصویر بود و اینکه عکس خبری چگونه می‌تواند هم سند باشد، هم روایت. در ادامه، بحث از ویژگی‌های یک تصویر تأثیرگذار به اهمیت آرشیو شخصی و حرفه‌ای رسید؛ اینکه یک عکاس چطور باید گذشته تصویری خود را حفظ کند تا برای آینده‌اش ابزار داشته باشد. درباره رعایت حقوق تصویر و مسائل کپی‌رایت در رسانه‌ها نیز صحبت شد؛ مسائلی که گاهی کمتر دیده می‌شوند اما ستون اصلی حرفه‌ای بودن‌اند.سپس سفری کوتاه به آسمان داشتیم. آقای محمد سلطانی در ارائه «یک ماه، یک نگاه»، عکاسی نجومی را به‌عنوان نوعی پیوند میان علم و زیبایی معرفی کرد. صحبت‌ها از شناخت آسمان شب آغاز شد و با روش‌های ثبت تصویر از سیارات و ماه ادامه پیدا کرد؛ اینکه چگونه می‌توان در دل تاریکی، هم نظم علمی را دید و هم شاعرانگی نور را ثبت کرد.ارائه سوم با نگاه عملی آقای مسعود شهرستانی درباره خبر همراه بود. او از تفاوت خبرنگار و عکاس خبری گفت؛ اینکه هر سوژه نیاز به خلق منطق تازه‌ای دارد و عکاس باید مدام نگاهش را با موقعیت هماهنگ کند و چه‌بسا عکاسان خبری هم خبرنگارند با این تفاوت که خبرنگاران خبر را می‌نویسند اما عکاسان آن را ثبت می‌کنند. تفاوت سوژه‌ها، خطرها و ضرورت تغییر نگاه در هر موقعیت از مهم‌ترین محورهای بحث بود.از بخش‌های به‌یادماندنی روز اول، ارائه آقای مهدی نورمحمدی بود که باوجود یک اتفاق ناخوشایند برگزار شد. پیش از شروع ارائه «کوهستان و طبیعت شب‌وروز»، تجهیزات ایشان به سرقت رفته بود؛ اما او همچنان با تعهد کامل کلاس را پیش برد. ارائه‌ای که درباره آمادگی بدنی برای صعود و برنامه‌ریزی دقیق عکاسی در شرایط مختلف بود و باتجربه شخصی همان لحظه گره خورد؛ خود این رخداد، درسی درباره تکیه بر نگاه بود، نه ابزار.روز دوم؛ تاریخ، مسیر و قصه‌های تصویرروز دوم با ارائه آقای بهزاد صحتی و عنوان «تاریخ ثبت می‌شود» شروع شد؛ ارائه‌ای درباره لایه‌های کمتر دیده‌شده عکاسی تاریخی. مخاطبان با پیوند عکاسی با جامعه‌شناسی و رابطه تصویر با سایر هنرها آشنا شدند. نمونه عکس‌ها نشان می‌دادند که تاریخ در ساده‌ترین فریم‌ها هم می‌تواند به یادگار بماند.پس از آن، آقای ایمان پروین با محوریت پرسشی اساسی پیش رفت: «در دنیای بزرگ عکاسی دنبال چه هستیم؟» او درباره زیست عکاسانه، یافتن مسیر شخصی و ورود به حوزه‌هایی مانند عکاسی تبلیغاتی صحبت کرد؛ مسیریابی‌ای که برای بسیاری از جوانان دغدغه اصلی است. او یادآور شد که در این گستردگی، گرفتن ارتباط عمیق با سوژه مهم‌ترین رکن عکاسی است.در ادامه آقای صادق میری از عکاسی معماری گفت؛ جایی که سکوت و نظم سازه‌ها خود نوعی داستان‌سرایی‌اند. معرفی تجهیزات تخصصی و تحلیل نمونه کارها نشان می‌داد که معماری چگونه از دل خطوط و سایه‌ها به روایت می‌رسد.پایان‌بخش «رسانگاه»، ارائه آقای مجتبی حیدری درباره عکاسی مستند بود؛ ژانری که در آن تصویر به زبان قصه‌گویی تبدیل می‌شود. او از دو بال این پرواز گفت: شناخت دقیق سوژه و توانایی بیان هنری. تصاویر به‌نمایش‌درآمده، این حقیقت را برجسته می‌کردند که عکاسی مستند نه ثبت لحظه که تفسیر زندگی است.دوره اول «رسانگاه» در دو روز تمام شد؛ هرچند در کنار خوبی‌هایش، بعضی ارائه‌ها از حوصله برخی خارج می‌شد و کمی چرتشان می‌گرفت. اما این دوره بیش از آنکه مجموعه‌ای از ارائه باشد، یادآور این بود که نه دوربین و ابزار، بلکه نگاه، مهم‌ترین دارایی هر عکاس است؛ نگاهی که با تمرین دقیق می‌شود، باتجربه عمق می‌گیرد و در مواجهه با جهان معنا پیدا می‌کند. شاید همین لحظات کسالت‌بار نشان دهد مسیر یادگیری همیشه پرانرژی نیست؛ اما آنچه که به آن ارزش می‌دهد تلاش‌های مداوم است.من یک زمانی باد را می‌دیدم!امیررضا محمودزاده - ۱۴۰۴ ارشد فلسفه علم«من یک زمانی باد را می دیدم!» این جمله را یک عکاس گفت. عکاسی هنری ست که با زندگی فرد می تواند در هم بتند. آثار ما که از نوع نگاه ما به دنیا ناشی میشوند، چیزی جز تجربیات زیستهٔ ما نیستند که به شکل و فرمی جدید در آمده اند: محصولات کارخانهٔ انسان! عکاسیْ که خود را بهتر بشناسد، درون این کارخانه را بهتر شناخته و خواهد توانست بر آنچه می گوید و می کند استیلا یابد. شناختی که در عکاسی البته به «خود» محدود نمیشود و به جهان نیز تسری می یابد. در واقع «هنر دو بال دارد که یکی شناخت است و دیگری بیان».عکاسی یکی از راه های بیان مفاهیم است و به دگرگونه دیدن نیز شناخته میشود. دگرگونه دیدن ناشی از شناخت خوب و کامل است. درواقع آنگاه که مواجهه تامّی با جهان داشته باشیم و آن را خوب درک کنیم، شاید بتوانیم باد را هم ببینیم. و «به تمام واقعیت حاضر در اطراف خود مشرف  شویم». کارگاه آموزش عکاسی «رسانگاه» در دو روز پنجشنبه و جمعه ۲۲ و ۲۳ آبان به همت «روزنامه شریف» برگزار شد. این کارگاه فشرده شامل ۸ ارائهٔ دو ساعته در موضوعات مختلف عکاسی بود. اساتید دعوت شده موضوعاتی از قبیل عکاسی نجومی، مفهومی ، خبری، معماری و... را در این ۱۶ ساعت ارائه دادند که می‌توانست نمای کلی خوبی از دنیای عکاسی به مخاطبان ارائه دهد. آنچه در این کارگاه میشد دنبال کرد نه صرفا اطلاعاتی فنی و تکنیکی در مورد عکاسی، که کارگاهی برای ارائه نگاه ها و تجربه‌های مختلف عکاسان ارائه‌دهنده بود. نگاه هایی که از تاثیرات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی گرفته تا فردی و روانشناسانه گسترده شده بودند و معنایی نسبتا جامع از آن را انتقال میدادند.مخاطبین نیز از تنوع خوبی برخوردار بودند. تنوع در رشته، دانشگاه، شهرها و همینطور علاقه افراد به موضوعات ارائه ها را میشد از میان صحبت ها و میزان همراهی افراد با موضوع هر ارائه ملاحظه کرد. درروز نخست، ارائه های «هر عکس، یک خبر» از محمد کلهر، «یک ماه، یک نگاه» از محمد سلطانی، «عکاسی خبری» از مسعود شهرستانی و «کوهستان و طبیعت، شب و روز» از مهدی نورمحمدی را شرکت کنندگان به شنیدن نشستند. ارائه اول و سوم این روز چنان که از نامشان پیداست به عکاسی مطبوعاتی پرداختند و ارائه های دوم و چهارم به عکاسی از طبیعت: یکی آسمان و دیگری زمین. در روز دوم اما فضای ارائه ها کمی متفاوت تر شد. « تاریخ ثبت می شود» از بهزاد صحتی، «زیست عکاسانه» از ایمان پروین، «عکاسی معماری» از صادق میری و «عکاسی مستند» از مجتبی حیدری عناوین ارائه های ارائه شده در نیمه دوم این کارگاه بودند. ارائه هایی که کمابیش در آنها میشد طعمی از مفهوم، جامعه شناسی و زندگی را چشید. البته ارائهٔ عکاسی معماری را بیشتر میشد ارائه ای فنی دانست اما به طور کلی آنچه در این روز به مخاطب انتقال داده میشد، از جنس فهم و تجربه بود تا تکنیک و دانسته. عکاسی همانطور که همه میدانیم هنر است. هنر اساسا به زندگی انسان گره خورده است و از عصر غارنشینی با اون همراه بوده است و خواهد ماند. شاید این کارگاه و شرکت در آن بتوان تلاشی برای آشتی و بازگشت و توجه دانشجویان این دانشگاه صنعتی به همراه دیرینهٔ انسان و بشریت دانست. پی نوشت: جملاتی که در گیومه نوشته شد، از زبان اساتید دوره نقل شده اند.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Tue, 18 Nov 2025 22:25:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چراغ راه</title>
                <link>https://virgool.io/@sharifdaily/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-a5dn5kqu0o55</link>
                <description>گفتگو با دکتر محمد مهدوی، از موسسین انجمن استادان پیشکسوتدکتر سید محمد مهدوی، استاد پیشکسوت دانشکده فیزیک، از موسسان انجمن استادان پیشکسوت دانشگاه صنعتی شریف بنشینیم. او تحصیلات و فعالیت خود را از سال ۱۳۴۸ در این دانشکده آغاز و پس از کسب مدارج عالی از جمله دکتری در انگلستان، سال‌ها در خدمت آموزش و پژوهش بود، سرانجام در سال ۱۴۰۱ با مرتبه استادی بازنشسته شد. علاقه او به تدریس و کنجکاوی علمی، پایشان را به دانشگاه باز کرد. این مصاحبه هم بیشتر برای فهم گنجینه‌ای از تجربه، نکته‌ها و راهنمایی‌های افرادی است که چند پیرهن از ما دانشجویان بیشتر پاره کرده‌اند و زندگی خود را در مسیر تحصیلات دانشگاهی گذاشته‌اند.از نظر شما، تفاوت اصلی بین تحصیل در دانشگاه و دوران مدرسه چیست و دانشجویان جدید چگونه می‌توانند خود را برای این تغییر آماده کنند؟در مدرسه دانش‌آموز داریم، در حالی که دانش‌آموز وقتی وارد دانشگاه می‌شود به او گفته می‌شود دانشجو؛ یعنی کسی که خود باید تلاش کند که دنبال کسب دانش برود و این اتفاق محقق نمی‌شود مگر اینکه پس از یادگیریِ مبانی، پژوهش کند و به عبارت دیگر تولید علم نماید.از نظر شما، مهم‌ترین چالش‌هایی که دانشجویان ورودی کارشناسی در سال اول دانشگاه با آن مواجه می‌شوند چیست و چگونه می‌توانند بر این چالش‌ها غلبه کنند؟متأسفانه بعضی از دانشجویان به اشتباه فکر می‌کنند که ورود به دانشگاه انتهای راه است و به هدف رسیده‌اند و ناگهان دست از تلاش قبلی خود برمی‌دارند. این شاید بزرگترین زنگ خطر برای این عزیزان است. دسته دیگر از دانشجویان که ناچار به ترک خانه و سکونت در خوابگاه می‌شوند، به دلیل دوری از خانواده آسیب‌پذیر می‌گردند. شاید حضور مسئولان دانشگاه و تنی چند از استادان پیشکسوت در خوابگاه‌ها و صحبت با ایشان بتواند در پذیرش سریع شرایط جدید زندگی برای این دانشجویان مؤثر باشد.اگر بخواهید یک توصیه کلیدی به دانشجویان ورودی کنید که در طول دوران تحصیل‌شان به آن پایبند باشند، آن چیست؟تجربه نشان داده است که دانشجویانی که بطور مرتب در کلاس درس حاضر می‌شوند و هنگام حضور، درس قبلی استاد را مطالعه کرده‌اند و تمرین‌ها را انجام داده‌اند، هم درس را به‌طور عمقی می‌فهمند و هم نتیجه مطلوبی به دست می‌آورند. درس خواندن در شب امتحان نادرست است. همچنین، اگر بتوانند با یکی از همکلاسی‌های خود زمانی را به بحث راجع به مباحث درس اختصاص دهند، می‌تواند خیلی مفید باشد.چه مهارت‌هایی برای موفقیت در دانشگاه و پس از آن ضروری هستند و چگونه دانشجویان می‌توانند آن‌ها را در خود پرورش دهند؟جلسه‌های مشترک با یکی از همکلاسی‌ها تمرینی است برای کار کردن با دیگران؛ یعنی دانشجو یاد می‌گیرد چگونه دیگران را تحمل و همکاری کند. امروزه جامعه نیاز به قهرمان گروهی دارد، نه یک قهرمان منفرد و منزوی. در خصوص مسائل شخصی، مدیریت زمان، خواب کافی، تغذیه مناسب و ورزش پارامترهای مهمی برای موفقیت هستند. همچنین دانشجو نباید یک موجود تک‌بعدی باشد و باید برای فعالیت‌های اجتماعی و فوق برنامه نیز وقت بگذارد.با توجه به تغییرات سریع دنیای امروز، به نظر شما دانشجویان کارشناسی باید چه مهارت‌ها یا دانشی را برای آماده شدن برای آینده شغلی خود کسب کنند؟مبانی درسی هر رشته قطعاً نباید تغییر کنند و تلاش شود برنامه‌ریزان هر رشته مطالب نو را در قالب ارائه دروس اختیاری، ایجاد آزمایش‌های عملی، برگزاری بازدیدهای علمی و انجام دوره‌های کارآموزی به دانشجویان ارائه دهند. نقش شما و انجمن استادان پیشکسوت در دانشگاه چیست و چگونه این نقش به بهبود تجربه دانشجویان کمک می‌کند؟ایده ایجاد انجمن استادان پیشکسوت دانشگاه صنعتی شریف پس از جلساتی که در بهار ۱۴۰۲ با رئیسان دانشکده‌ها داشتم، شکل گرفت. هدف اصلی، یافتن پاسخ برای دو سؤال بود: چگونگی استفاده هر دانشکده از دانش و تجربه استادان پیشکسوت خود، و در مقابل، چه خدماتی می‌توان به ایشان ارائه کرد. پس از جمع‌بندی نظرات و کمک بسیاری از همکاران شاغل و بازنشسته، اساسنامه انجمن تهیه و در نهایت در تاریخ چهارم مهر ۱۴۰۳ به تصویب شورای دانشگاه رسید. این تلاش جمعی بود و مؤسس تنها من نبودم. نقش انجمن، که در اساسنامه مشخص شده، تمرکز بر انتقال تجربیات علمی و زندگی به دانشجویان در چارچوب مقررات دانشگاه است.استادان پیشکسوت چگونه می‌توانند به دانشجویان جدید کمک کنند تا با محیط دانشگاه سازگار شوند و از فرصت‌های موجود بهره ببرند؟استادان پیشکسوت آمادگی دارند در نشست‌های دانشجویی شرکت کنند یا در خوابگاه‌ها حضور یابند و با انتقال تجربیات خویش و شنیدن مسائل و مشکلاتی که دانشجویان با آن مواجهند، در حد توان راه‌حلی ارائه نمایند. حتی می‌توانند جلسه‌های انفرادی با دانشجویی داشته باشند.البته انجمن همواره تأکید دارد این اقدامات باید به‌گونه‌ای انجام شود که خللی در مدیریت مسئولان مربوطه ایجاد نکند.  چگونه ارتباط بین استادان پیشکسوت و دانشجویان می‌تواند به رشد شخصی و حرفه‌ای دانشجویان کمک کند؟ آیا نمونه‌ای از این تاثیر را دیده‌اید؟احتمالا هر دانشجو در دوران تحصیل یکی از استادانش را از نظر رفتاری یا گفتاری الگوی خود قرار می‌دهد و تلاش می‌کند در آینده همچون وی باشد. این اتفاق زمانی می‌افتد که دانشجو مدت زمان قابل قبولی با ایشان ارتباط در زمینه آموزشی یا پژوهشی داشته باشد. بنابراین رفتار و گفتار منِ معلم می‌تواند تأثیر مستقیمی بر رشد وی از همه نظر داشته باشد. انجمن استادان پیشکسوت چه اهدافی را در دانشگاه دنبال می‌کند و چگونه این اهداف به بهبود کیفیت آموزش و تجربه دانشجویان کمک می‌کند؟خلاصه اهداف این انجمن در پاسخ سؤال قبل (استفاده از دانش و تجربه اساتید و خدمات‌دهی متقابل) داده شد، اما بهبود کیفیت آموزش و تجربه دانشجویان به عوامل زیادی بستگی دارد: فضای مناسب، استاد مجرب، آزمایشگاه مجهز، برخورداری دانشجو از یک زندگی دانشجویی مناسب و... . انجمن می‌تواند در صورت فراهم شدن موارد فوق یا حتی امکانات موجود، در چگونگی استفاده بهینه از آن‌ها کمک کند. پیام نهایی شما به دانشجویان ورودی کارشناسی که تازه وارد دانشگاه شده‌اند و شاید احساس سردرگمی یا هیجان دارند چیست؟ابتدا پذیرش این عزیزان را در دانشگاه صنعتی شریف تبریک می‌گویم و امیدوارم در حال حاضر و در آینده هم همچون گذشته موفق باشند. علاوه بر مطالبی که در سطور بالا عرض شد، از جمله: مدیریت زمان، حضور مرتب در کلاس‌های درس، مطالعه درس استاد و حل تمرین‌ها، خواب کافی و به موقع، تغذیه مناسب و ورزش، و شرکت در یکی از فعالیت‌های فوق برنامه، لطفا سعی شود:ارتباط مداوم با استاد مشاور خود در دانشکده داشته باشند.با دقت آیین‌نامه آموزشی مقطع کارشناسی را مطالعه کنند و هر گونه سؤال آموزشی را از استاد مشاور خود یا کارشناسان آموزشی دانشکده بپرسند.دانشجویان سال‌های بالا را به عنوان مشاور در امور درسی انتخاب نکنند، چه بسا ایشان ممکن است ناخواسته و بدون قصد مشاوره نادرست به آن‌ها بدهند.</description>
                <category>روزنامه شریف</category>
                <author>روزنامه شریف</author>
                <pubDate>Fri, 14 Nov 2025 22:27:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>