<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sharif Today</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shariftoday</link>
        <description>رسانه‌ای پیرامون شریف، رسانه‌ای پیرامون دانشگاه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:57:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1833816/avatar/MduxxB.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sharif Today</title>
            <link>https://virgool.io/@shariftoday</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چه کسانی از دانشگاه رفتند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-lxxo7zqs3ui5</link>
                <description>مهاجرت استادهای دانشگاه شریفمهاجرت دانشجوها و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های برتر کشور که زمانی از آن با عناوینی مثل «فرار مغزها» یاد می‌شد، الآن دیگر به روالی طبیعی و عادی تبدیل شده و هرقدر هم آمارش بالا و بالاتر برود، آن‌چنان تعجبی برنمی‌انگیزد. به عنوان مثال اندیشکده هاتف چند سال قبل در یک بررسی براساس داده‌های شبکه‌های اجتماعی (عمدتا لینکدین) نشان داد حداقل ۷۰ درصد رتبه‌های یک تا ۱۰ کنکور سراسری ریاضی فیزیک سال‌های ۸۰ تا ۹۰ در حال حاضر در ایران سکونت ندارند (درمورد کنکور سال‌های ۸۷ و ۸۸ این آمار ۱۰۰ درصد بوده است).اما موضوع جدیدی که در سال‌های اخیر پایش را به نگرانی‌ها و دغدغه‌های مسئولین آموزش عالی کشور باز کرده، مهاجرت استادان دانشگاه‌های مطرح و بزرگ کشور است، که تأثیرات منفی به مراتب بزرگ‌تری برای آموزش عالی در ایران دارد. اظهار نظر آذر سال قبل حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت مسعود پزشکیان درباره مهاجرت اساتید دانشگاه‌ها، بحث درباره این موضوع را بسیار بیشتر از قبل به رسانه‌ها کشاند. سیمایی صراف در آن اظهار نظر از آمار ۲۵ درصدی مهاجرت اساتید دانشگاه‌ها در چند سال اخیر گفت. البته صحبت از آمار مهاجرت استادها، به صورت پراکنده در بین اظهار نظرها و مصاحبه‌های سایر چهره‌های دانشگاهی هم به چشم می‌خورد. به عنوان مثال سعید سمنانیان، رئیس اسبق دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌وگویی در اسفند ۱۴۰۱ با جماران این‌طور گفته بود که از ۷۰ استاد یک دانشکده از دانشگاه تهران، ۳۰ نفر مهاجرت کرده‌اند. یا مسعود تجریشی، عضو هیئت‌علمی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه شریف در گفت‌وگویی با تسنیم در دی‌ماه ۱۴۰۳ این جمله را نقل می‌کند که «در دانشکده خودمان، یعنی عمران، دیدم که تنها در سال گذشته، ۸ نفر از اعضای هیئت علمی رفته‌اند… این آمار یعنی دانشگاه دارد خالی می‌شود! الان که من دارم با شما صحبت می‌کنم تعداد اعضای هیئت علمی ما به ۲۰ سال پیش برگشته است. ما الان داریم راجع به ۳۴۰ نفر صحبت می‌کنیم، نه آن ۵۰۰ نفری که سایت دانشگاه شریف اسم‌شان را با احتساب افراد بازنشسته گذاشته است.»موسسه تحقیقات جمعیت کشور هم در گزارشی که سال ۱۴۰۲ منتشر کرده، از آمار ۰.۷۶، ۰.۶۲ و ۰.۸۳ درصدی مهاجرت اساتید دانشگاهی در سال‌های ۹۷، ۹۸ و ۹۹ سخن گفته؛ اعداد و ارقامی که در ظاهر کوچک است، اما اگر توجه کنیم که معمولا اساتید دانشگاه‌های برتر کشور راه مهاجرت را در پیش می‌گیرند، ولی این درصد همه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های کشور را در مخرجش به حساب آورده، آن وقت وخامت مفهوم پشت این درصد ظاهرا کوچک بیشتر مشخص می‌شود.دانشگاه خالی می‌شودشریف سرآمد دانشگاه‌های ایران در حوزه فنی و مهندسی به حساب می‌آید؛ دانشگاهی که هر سال رتبه‌های برتر کنکور ریاضی-فیزیک دانشکده‌های مختلف آن را برای تحصیل انتخاب می‌کنند و در رتبه‌بندی‌های جهانی هم معمولا نسبت به سایر دانشگاه‌های ایران، حداقل در حوزه فنی و مهندسی حرف بیشتری برای گفتن دارد. شریف در چند سال اخیر، شاهد موج رو به گسترشی از مهاجرت اعضای هیئت‌علمی‌اش بوده و هرچند آمار رسمی از این مهاجرت منتشر نشده، اما در گوشه و کنار و در لابه‌لای اظهارنظرها و مصاحبه‌های مسئولین و استادانش، اشاره‌هایی به این خالی شدن دانشگاه از اساتید به گوش می‌رسد.آبان سال قبل، محمدرضا هرمزی‌نژاد، مدیر امور پژوهشی دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با ایسنا، ضمن اشاره به مهاجرت یا مرخصی بدون حقوق «تعداد نسبتا زیادی» از همکاران عضو هیئت‌علمی این دانشگاه، این را هم اضافه کرد «اساتیدی که از دانشگاه صنعتی شریف مهاجرت دائم یا موقت می کنند، افرادی بسیار فعال از نظر پژوهشی به شمار می روند؛ چرا که کشورهای خارجی اساتید درجه دوم و سوم را استخدام نمی کنند و دنبال استخدام نخبگان هستند.» به عنوان مثال، وحید حسینی، استاد سابق دانشکده مهندسی مکانیک شریف که الآن در دانشگاه Simon Fraser کانادا مشغول فعالیت است، زمانی که در ایران بود، به‌خاطر کارهای تحقیقاتی‌اش در زمینه آلودگی هوا شناخته می‌شد و هم مدتی دبیر کارگروه ملی کاهش آلودگی هوا در سازمان حفاظت محیط زیست بود و هم بین سال‌های ۹۲ تا ۹۷ مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران. یا محمدعلی مداح، استاد سابق دانشکده مهندسی برق شریف، از جمله محققان پیشرو در زمینه فناوری بلاک‌چین به حساب می‌آید و در کارنامه کاری‌اش هم مدیریت آزمایشگاه بلاک‌چین دانشگاه دیده می‌شود و هم ریاست کارگروه بلاکچین ستاد اقتصاد دیجیتال معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری. او در حال حاضر به عنوان استاد در دانشگاه Minnesota آمریکا به سر می‌برد.در مراسم پنجمین سالگرد تأسیس بنیاد حامیان دانشگاه صنعتی شریف که دی‌ماه سال گذشته برگزار شد، ترجیع‌بند ثابت حرف‌های رئیس و دیگر مسئولین دانشگاه، نگرانی از رفتن هفتگی و ماهانه اساتیدی بود که در قالب فرصت مطالعاتی یا مرخصی بدون حقوق دانشگاه را به مقصد کشورهای دیگر ترک می‌کنند و دست دانشگاه را هم در زمینه آموزش دانشجوها و هم در زمینه پژوهش و پروژه‌های صنعتی خالی می‌گذارند.کدام استادها رفته‌اند؟در زمینه مهاجرت اساتید دانشگاه‌ها، غیر از چند عدد و رقم تقریبی و تخمینی که ذکر آنها رفت، آمار رسمی دیگری منتشر نشده. این فقدان آمار تا حدی هم از آنجا ناشی می‌شود که اساتید مهاجرت‌کرده، در برخی موارد همکاری‌شان را به صورت رسمی با دانشگاه قطع نمی‌کنند و حتی اسم‌شان در وب‌سایت رسمی دانشگاه و دانشکده‌ها هم‌چنان ثبت شده، اما دیگر در دفتر کارشان در دانشکده و سر کلاس‌های دانشگاه حضور ندارند و در قالب فرصت مطالعاتی یا مرخصی‌های بدون حقوق، در دانشگاه یا شرکت‌های فناوری خارج از ایران مشغول به کار شده‌اند. اسامی زیر که براساس اطلاعات درج‌شده در صفحه لینکدین برخی اساتید دانشگاه صنعتی شریف تهیه شده، تنها درصدی از مهاجرت اساتید این دانشگاه در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد، در حالی که دیگر اساتید مهاجرت‌کرده ممکن است صفحه لینکدین فعالی نداشته باشند و یا فعلا ترجیح بدهند اطلاعات آن را به‌روز نکنند. حتی برخی از نام‌های ذکرشده در این جدول نیز، طبق اطلاعات صفحه لینکدین هم‌چنان با دانشگاه‌شان در ایران همکاری دارند، اما هم‌زمان از فعالیت‌شان در دانشگاه یا شرکتی خارجی هم گفته و محل زندگی‌شان هم جایی غیر از ایران ثبت شده و از طرفی حضوری در دانشگاه و دانشکده‌‌شان هم ندارند. حتی اگر این اساتید در مرخصی هم به سر ببرند، مرخصی‌شان یک مرخصی طولانی‌مدت شده و در شرایطی که شریف از نظر نسبت استاد به دانشجو از استانداردهای جهانی به مراتب آمار پایین‌تری را ثبت کرده و حتی در ارائه دروس دانشگاهی هم به‌خاطر کمبود استاد، با محدودیت مواجه است، این مرخصی‌ها فرق چندانی با مهاجرت کامل برای دانشگاه ندارد. نکته دیگر درباره این اطلاعات هم تقریبی بودن زمان‌های ذکرشده در آن براساس اطلاعات صفحه لینکدین اساتید است که ممکن است با واقعیت زمان رفتن آنها از ایران مقداری متفاوت باشد.۱. عبدالرضا سیم‌چی (لینکدین)دانشکده مهندسی و علم مواد (+)محل فعالیت فعلی: موسسه پژوهشی فرانهوفر آلمانسابقه در دانشگاه شریف: ۲۲ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۲۲. حمیدرضا آرین (لینکدین)دانشکده مدیریت و اقتصادمحل فعالیت فعلی: دانشگاه یورک کاناداسابقه در دانشگاه شریف: ۵ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۲۳. امیر صفدریان (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+و+)محل فعالیت فعلی: شرکت Volue فنلاندسابقه در دانشگاه شریف: ۸ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۲۴. علی قاضی‌زاده احسائی (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه کلمبیای آمریکاسابقه در دانشگاه شریف: ۵ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۲۵. مجتبی تفاق (لینکدین)دانشکده علوم ریاضی (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه ادینبورگ اسکاتلندسابقه در دانشگاه شریف: ۳ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۶. امین خواصی (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: شرکت flexcompute آمریکاسابقه در دانشگاه شریف: ۹ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۷. امین رضایی‌زاده (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه علوم کاربردی شمال غربی سوئیسسابقه در دانشگاه شریف: ۶ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۸. علی حکاکی‌فرد (لینکدین)دانشکده مهندسی مکانیک (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Laval در کانادا (+)سابقه در دانشگاه شریف: ۶ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۹. عباس حیدرنوری (لینکدین)دانشکده مهندسی کامپیوتر (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Bowling Green آمریکاسابقه در دانشگاه شریف: ۱۰ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۱۰. نیما اسدیان (لینکدین)دانشکده مهندسی هوافضا (+)محل فعالیت فعلی: آزمایشگاه UTIAS Space Flight کاناداسابقه در دانشگاه شریف: ۱۲ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۰۱۱. علی‌محمد نسیمی (لینکدین)دانشکده شیمیمحل فعالیت فعلی: شرکت WOWA کاناداسابقه در دانشگاه شریف: ۵ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۰۱۲. مهتاب میرمحسنی (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Surrey انگلستانسابقه در دانشگاه شریف: ۷ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۰۱۳. محمدعلی مداح (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Minnesota آمریکاسال مهاجرت: ۱۴۰۰۱۴. وحید حسینی (لینکدین)دانشکده مهندسی مکانیک (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Simon Fraser کاناداسابقه در دانشگاه شریف: ۱۰ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۰۱۵. صابر صالح کلیبر (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه leiden هلندسابقه در دانشگاه شریف: ۲ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۹۱۶. امید فتاحی ولیلائی (لینکدین)دانشکده مهندسی صنایع (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Constructor آلمانسابقه در دانشگاه شریف: ۷ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۸۱۷. امین نوبختی (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: شرکت Alqemie Limited انگلستان۱۸. امین امین‌زاده گوهریدانشکده مهندسی برق (+)دانشگاه چینی هنگ‌کنگ (CUHK) (+)۱۹. وحید تقی‌خانی (لینکدین)دانشکده مهندسی شیمی و نفت (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه سنت‌توماس آمریکاسال مهاجرت: ۱۴۰۲۲۰. مهدی کیامهر (لینکدین)دانشکده مدیریت و اقتصاد (+و+)محل فعالیت فعلی: شرکت One10 آمریکاسال مهاجرت: ۱۳۹۹۲۱. مازیار گودرزی (لینکدین)دانشکده مهندسی کامپیوتر (+)محل فعالیت فعلی: شاخه کانادای شرکت هوآوی۲۲. نعیمه ناصری طاهری (لینکدین)دانشکده فیزیک (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Monash استرالیاسابقه در دانشگاه شریف: ۹ سالسال مهاجرت: ۱۴۰۱۲۳. مهدی نجفی (لینکیدن)دانشکده مهندسی صنایع (+)محل فعالیت فعلی: دانشگاه Trent کاناداسابقه در دانشگاه شریف: ۵ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۷۲۴. امین‌قاسم صفریان (لینکدین)دانشکده مهندسی برق (+)محل فعالیت فعلی: شرکت Broadcom آمریکاسابقه در دانشگاه شریف: ۴ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۸۲۵. ناصر سلماسی (لینکدین)دانشکده مهندسی صنایعمحل فعالیت فعلی: شرکت Simple Roseسابقه در دانشگاه شریف: ۹ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۴۲۶. میرعباس جلالی (لینکدین)دانشکده مهندسی مکانیک (+)محل فعالیت فعلی: شرکت هوافضایی Joby Aviationسابقه در دانشگاه شریف: ۹ سالسال مهاجرت: ۱۳۹۳۲۷. مسعود آریان‌پور (لینکدین)دانشکده مهندسی مکانیک (+)محل فعالیت فعلی: شرکت Farasis Energy آمریکاچرا می‌روند؟سیمایی صراف، وزیر علوم، همان زمان که از مهاجرت ۲۵ درصدی اساتید دانشگاهی در چند سال اخیر گفت، مهم‌ترین عامل آن را عوامل اقتصادی معرفی کرد. یک استاد جوان که تازه وارد دانشگاهی مثل شریف یا دیگر دانشگاه‌های مطرح تهران می‌شود، در بدو ورود دریافتی‌ای تنها حدود ۲۰ میلیون تومان است و بعد از پنج سال این دریافتی به حدود ۳۰ میلیون تومان می‌رسد. مقایسه این دریافتی با مخارج زندگی یک خانواده عادی در تهران کافی‌ست تا مشخص شود چرا یک استاد جوان که در دانشگاه‌های سطح اول دنیا تحصیل کرده و بعد از فراغت از تحصیل به ایران بازگشته، چند سالی که می‌گذرد، مجبور می‌شود برای تأمین معیشتش دوباره بار سفر ببندد و راهی دانشگاه‌های کشورهای دیگر شود؛ از دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی و چین و استرالیا گرفته تا حتی دانشگاه‌های کشورهای همسایه و منطقه، که در آنها حقوقی بین ۴ تا ۷ هزار دلار در ماه منتظرش است.باید در نظر داشت که اساتید جوان و تازه‌وارد دانشگاه‌های مطرح تهران، از یک طرف تحت فشار زیاد نظام دانشگاهی برای انتشار مقاله هم هستند تا بتوانند بقا و ارتقایشان در آموزش عالی را تضمین کنند، و از طرف دیگر، معمولا مسئولیت‌های اجرایی دانشکده هم روی دوش آنها می‌افتد، چرا که اساتید باتجربه و پیشکسوت زیر بار قبول آنها نمی‌روند. به همین دلایل این استادان جوان معمولا فرصت و توان کافی برای کسب درآمدهایی غیر از درآمد دانشگاهی‌شان، از طریق پروژه‌های ارتباط با صنعت (برای اساتید حوزه‌های فنی و مهندسی) یا اشتغال در شرکت‌های خصوصی و دولتی بیرون دانشگاه ندارد. هرچند اگر این فرصت و توان را هم داشته باشند، تجربه و سابقه کم‌تر، شبکه ارتباطی نحیف‌تر و اعتبار ناشناس‌ترشان مانع آن می‌شود که به راحتی بتوانند درآمدی غیر از حقوق دانشگاه به حساب‌شان واریز شود.در بین مشکلات معیشتی، مشکل مسکن برای استادان جوان حادتر است، در حدی که وزارت علوم و دانشگاه‌ها را به چاره‌جویی برای این معضل واداشته و دانشگاه‌ها به دنبال ساخت استادسراهایی برای اساتید جوان‌شان رفته‌اند. دانشگاه شریف تیرماه پارسال کلنگ پروژه ساخت استادسرای پونک را به زمین زد و مهرماه ۱۴۰۲ هم کلنگ دیگری برای ساخت استادسرا در منطقه ۲۲ تهران. هم‌چنین در مراسم پنجمین سالگرد تأسیس بنیاد حامیان دانشگاه صنعتی شریف هم، تأمین مسکن برای اساتید جوان این دانشگاه و ساخت استادسرا از مهم‌ترین پروژه‌هایی اعلام شد که بنیاد حامیان این دانشگاه برای تأمین مالی آن سراغ خیرین آموزش عالی رفته است.اما مسائل و مشکلات معیشتی و اقتصادی، تنها عاملی نیست که برای مهاجرت اساتید برتر دانشگاهی می‌توان برشمرد. ضعف امکانات پژوهشی و آزمایشگاهی که در عمل دست اساتید، به ویژه اساتید فنی و مهندسی را برای ادامه فعالیت‌های پژوهشی و تحقیقاتی‌ای که از زمان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌های برتر دنیا دنبال کرده‌اند، می‌بندد، عامل مهم دیگری برای سوق دادن این اساتید به ترک کشور است، چرا که اگر بخواهند کیفیت علمی خودشان را در قیاس با همکاران‌شان در دانشگاه‌های کشورهای دیگر حفظ کرده و فعالیت‌های علمی‌شان را با شکل و شمایلی مطلوب و استاندارد دنبال کنند، نیاز به تجهیزات و مواد آزمایشگاهی و تحقیقاتی مختلفی دارند، اما ضعف و فقر اقتصادی دانشگاه‌های ایران، دست در دست تحریم باعث می‌شود دسترسی به آنها مقدور نباشد.فضای بسته و امنیتی در دانشگاه‌ها نیز نیروی محرک دیگری به سمت خارج از مرزهای ایران برای اساتید دانشگاهی‌ست. آرش اباذری، استاد سابق گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و آرش رئیسی‌نژاد، استاد سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران از جمله معروف‌ترین نمونه‌های اساتیدی هستند که به‌خاطر تسلط نگاه سیاسی و امنیتی، از دو دانشگاه برتر ایران کنار گذاشته شدند و در حال حاضر اولی استاد دانشگاه اموری آمریکاست و دومی در دانشگاه‌های هاروارد آمریکا و LSE انگلستان رفت‌وآمد دارد. این وسط اگر استاد دانشگاه که دوران تحصیل و تحقیقش را در خارج از ایران گذرانده، تابعیتی دوگانه هم داشته باشد که دیگر اوضاع برایش بغرنج‌تر است و نگاه امنیتی مضاعفی رویش سوار می‌شود و شرایط زندگی و کار و پژوهش را برایش سخت‌تر می‌کند.چرخه معیوب در آموزش عالیدکتر علینقی مشایخی، استاد برجسته و بنیان‌گذار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، در مراسم پنجمین سالگرد تأسیس بنیاد حامیان این دانشگاه، از چرخه‌ای سخن به میان آورد که در آن، ضعف و به عبارت بهتر، فقر اقتصادی دانشگاهی مثل شریف، مهاجرت استادان و در نهایت کاهش کیفیت آن را در پی دارد. در نگاه مشایخی، تداوم حیات باکیفیت یک دانشگاه، در شرایطی که آن دانشگاه نمی‌تواند به اساتید تازه‌جذب‌شده و جوانش حقوقی بدهد که زندگی عادی آنها را کفایت کند، امکان‌پذیر نیست، چرا که آن استاد هرقدر هم به کشور و دانشگاهش علاقه داشته باشد، وقتی نمی‌تواند از پس پرداخت اجاره‌بهای خانه‌اش هم برآید، ناچار به ترک دانشگاه می‌شود، و اگر بخواهد هم‌چنان در فضای دانشگاهی و پژوهشی مشغول کار باشد، چاره‌ای جز اشتغال در دانشگاه‌ها و شرکت‌های تحقیقاتی خارجی ندارد. در بسیاری از دانشگاه‌های مطرح دنیا رویه بر این است که اعضای هیئت‌علمی از میان فارغ‌التحصیلان دیگر دانشگاه‌ها و ترجیحا دانشگاه‌هایی برتر از خود آن دانشگاه جذب شوند، چرا که قصدشان تزریق فکر و روش و ایده‌های جدید به محیط دانشگاه است. دانشگاهی در سطح شریف نیز اگر قصد اتخاذ چنین رویه‌ای را داشته باشد، ناچار به جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های تراز اول دنیا به عنوان اعضای هیئت‌علمی است، اما با وضعیت اقتصادی (و البته مدیریتی و سیاسی فعلی) دانشگاه‌ها، چنین جذب‌های روزبه‌روز سخت‌تر و بعیدتر می‌شود. در نتیجه شریف به ناچار استانداردهای سخت‌گیرانه جذب خودش را باید پایین بیاورد و از کیفیت اعضای هیئت‌علمی خود بکاهد، و این کاهش کیفیت تأثیر مستقیمی در کیفیت خروجی‌های این دانشگاه به نمایش خواهد گذاشت؛ چه در کیفیت فارغ‌التحصیلان و چه در کیفیت پروژه‌های تحقیقاتی و پژوهشی و صنعتی دانشگاه، که توسعه علمی و اقتصادی کشور از کیفیت این دو مورد اثر زیادی می‌پذیرد.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 19:45:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماشین حساب یا ماشین فهم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%87%D9%85-twgbtmxqw3kq</link>
                <description>تصویری از مسابقات محاسبات ذهنیاین یادداشت براساس تعدادی از پست‌های کانال تلگرامی Out of Distribution نوشته شده؛ کانالی که مهدی سمیعی، دانشجوی دکترای دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف آن را می‌گرداند.دو سال پیش که هوش مصنوعی درس می‌دادیم، خیلی راحت از روی کد دانشجوها می‌شد تشخیص داد کدام دانشجو از روی دست کدام دیگری تقلب کرده و کد اصیل و اورجینال (آن زمان احتمالا کد اصیل خوش‌تعریف‌تر بود) تحویل نداده. بعدش هم در همان تمرین اول درس آن‌چنان متقلبین را نقره‌داغ می‌کردیم که همه دوزاری‌شان بیفتد و حساب کار دست‌شان بیاید و کم‌تر خیال تقلب به سرشان بزند. امسال اما آن شیوه کشف تقلب جواب نمی‌دهد، چرا؟ چون شیوه تقلب از اساس عوض شده، چون GPTها و Geminiها و Claudeها در دسترس‌اند و روز به روز هم بهتر و دقیق‌تر و کم‌اشتباه‌تر و قابل اعتمادتر می‌شوند. دانشجوها در لابی دانشکده جوری با تمرین‌ها برخورد می‌کنند که انگار واقعا Vibe Coding پذیرفته و جهان‌شمول شده و کار مهندس‌های نرم‌افزار صرفا تغذیه LLMها با Promptهای خوب و دقیق است تا هوش مصنوعی با سرعت و کیفیتی بهتر، نرم‌افزارهای مورد نیاز ما را توسعه بدهد. در کوئرا هم اوضاع نسبت به سال‌های قبل غریب و متفاوت‌تر است. خبری از پرسش‌های بی‌پایان دانشجوها زیر پست کوئرای تمرین نیست. انگار دانشجوها هیچ ابهام و سوالی درباره تمرین ندارند، یا دقیق‌ترش استاد و دستیار آموزشی را محرم این ابهام و پرسش‌شان نمی‌دانند. درخواست‌ها برای تمدید مهلت تمرین‌ها هم کم‌تر شده و همه خوش و خرم پاسخ‌ها را سر موقع ارسال می‌کنند. کاری نمی‌شود کرد، حداقل در زمینه ارزیابی فعلا خیلی عقب‌ایم و چاره‌ای هم نداریم جز پناه بردن به تحویل و ارزیابی حضوری تا سیه روی شود هر که در او غش و ضعف اتکای بیش از حد به LLMها باشد.اما آیا واقعا استفاده گسترده دانشجوها از ابزارهای هوش مصنوعی را باید تقلب به حساب آورد؟ آن هم ابزارهایی که تا حد خوبی رایگان‌اند و در دسترس همه و تبعیض خاصی فعلا در استفاده از آنها به چشم نمی‌خورد. هدف واقعی استاد و دستیار آموزشی مهندسی کامپیوتر که سنجش مهارت کد نوشتن دانشجوها نیست، همان‌طور که استاد فیزیک نمی‌خواهد بفهمد کدام دانشجو یک محاسبه ده بیست صفحه‌ای در نظریه میدان‌های کوانتومی را سریع‌تر و دقیق‌تر از بقیه به ته می‌رساند، یا استاد مهندسی برایش خیلی مهم نیست که دانشجویش می‌تواند یک مسئله پرمحاسبه و چغر المان محدود یا یک معادله دیفرانسیل پاره‌ای را به‌طور کامل خودش روی کاغذ حل کند و به نتیجه دقیق نهایی برسد یا نه، آن هم وقتی کل ابزار و نرم‌افزار برای این کار توسعه داده شده است (اگر استاد یا دستیار آموزشی‌ای، خواسته یا ناخواسته این هدف را پس ذهنش دارد هم که هم‌چون احمد نجفی یک نیمه‌شبی بروید و گل بگیرید در آن کلاس و دانشکده را). هدف غایی کلاس و درس قرار بوده ارتقای فهم و درک دانشجوها از مسائل و مطالب باشد و ارزیابی هم ابزاری برای سنجش این درک و فهم.در همین راستا، ممنوعیت استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای تمرین‌های دانشگاهی، تا حدی شبیه ممنوعیت استفاده از ماشین‌حساب برای آنهاست. نه امکان‌پذیر است و نه منطقی. البته با یک‌سری تفاوت‌های مهم که نمی‌شود سرسری پشت گوش‌شان انداخت. اصلی‌ترینش این است که ماشین‌حساب فقط بلد است محاسبه کند، مسئله حل کردن در توانش نیست. ولی LLMها دارند مفهوم پشت مسئله را می‌فهمند و برایش راه حل ارائه می‌دهند. مقایسه بین ابزارهای هوش مصنوعی و ماشین‌حساب‌ها، مقایسه پرتکراری‌ست، اما همیشه باید گوشه ذهن‌مان داشته باشیم که اساس تکنولوژی الآن با تکنولوژی روزگار اختراع و رواج ماشین‌حساب، تفاوت‌های بنیادی دارد. آندره کارپثی در یکی از پست‌های وبلاگش برخی ویژگی‌های ماشین‌حساب‌ها را پشت سر هم ردیف کرده بود تا تفاوت‌های بنیادی آن با تکنولوژی‌های محاسباتی امروزی، از جمله ابزارهای هوش مصنوعی را توی چشم بیاورد:ماشین حساب به عنوان یک ابزار، که با انگشت با آن کار می‌کنیم، افزونه‌ای برای مغز انسان است و توانایی‌های ذهنی آدم را توسعه می‌دهد.ماشین‌حساب کم‌ترین وابستگی را به بیرون خودش دارد.تنها چیزی که مورد نیازش است، مقداری باتری‌ست که با پنل خورشیدی روی بدنه‌اش هم قابل شارژ است.وقتی ماشین‌حساب را می‌خرید، مالکیتش دیگر فقط برای شماست و نیاز نیست هر ماه حق اشتراکش را هم پرداخت کنید.ماشین‌حساب برای کار نیاز به اینترنت یا دسترسی‌های خاص ندارد.کار با آن بی‌نیاز از ساخت حساب کاربری و Login است.نیازی به دانلود و آپلود ندارد.قصد پلتفرم شدن ندارد.اطلاعات کردیت‌کارت شما را نمی‌خواهد.داده‌های استفاده شما را ثبت و ضبط نمی‌کند که بعدا نشت کند یا قصد فروشش به سرش بزند.به سروری وابسته نیست که با پایین آمدن آن، ماشین‌حساب شما هم از دسترس خارج شود.اما از تقلب با کمک LLMها که بگذریم، سوال بزرگ‌تر این است که اگر ماشین توانسته پرده را کنار بزند و مفهوم پشت مسئله را هم درک کند، چرا ما هم حتما باید بلد باشیم مستقل از ماشین سراغ مسئله برویم و از پسش برآییم؟ اینکه الآن خیلی‌هایمان بلد نیستم یا دقیق‌ترش فراموش کرده‌ایم چطور می‌شود جذر یک عدد سه‌رقمی را با دقت کافی محاسبه کرد، چیزی از ارزش‌هایمان کم می‌کند؟ یا این محاسبه آن‌قدر پیش‌پاافتاده هست که دامن دست و فکرمان را بهش آلوده نکنیم و بدهیم ماشین‌ها برایمان بهتر و سریع‌تر و ارزان‌تر انجام دهند؟ این قهرمان‌های رقابت‌های محاسبه سریع ذهنی چه ارزش افزوده‌ای امروز دارند؟ یا صرفا شبیه قهرمانان مسابقات پرورش اندام، مشغول ذهن‌نمایی افراطی شده‌اند؟شاید برخی بگویند به هر حال فهم ذات مسئله و آنچه پشت تایپ سریع LLMها می‌گذرد، مهم است و هرکس از آن سر در نیاورد، قافیه را باخته (همان‌طور که یک مهندس باید منطق و کارکرد پشت نرم‌افزارهای تحلیل مهندسی را خوب بفهمد تا آشغال تحویل نگیرد). در همین موضوع، اخیرا در یک وبلاگ رندوم پستی را دیدم که می‌گفت نسل جدید برنامه‌نویس‌ها، یعنی همان‌ها که برنامه‌نویسی را در عصر LLMها شروع کرده‌اند، به‌خاطر دسترسی ۲۴/۷ به این ابزارهای هوش مصنوعی، کدها را سریع‌تر تحویل می‌دهند، اما فهم‌شان از مسئله ناقص است و استفاده‌شان از LLMها فراتر از یک دستیار همه‌فن‌حریف است (یعنی همان استفاده‌ای که نسل قبلی برنامه‌نویس‌ها از ابزارهای هوش مصنوعی دارند). مشاهده من از برخی تمرین‌هایی که دانشجوها تحویل می‌دهند هم تقریبا همین را می‌گوید. همه دانشجوها در نهایت به پاسخ رسیده‌اند و کدها همگی تمیز و بهینه و خواناست، اما تسلطی که سال‌های قبل در فهم دانشجوها به چشم می‌خورد، تا حدی غایب است. گاهی حتی با راه‌حل‌های غیرمنطقی به جواب می‌رسند و دقیق هم نمی‌دانند حکمت این راه‌حل چه بوده و از کجا سروکله‌اش پیدا شده. با نسلی از برنامه‌نویس‌ها مواجه‌ایم که در عین سرعت بیشتر، دقیق نمی‌دانند چرا و چطور کدشان کار می‌کند، اما خوب کار می‌کند، و شاید تنها هدف همین است.بی‌تعارف سرعت رشد هوش مصنوعی در خودکار شدن توسعه نرم‌افزار بسیار بالاست. ما واقعا نمی‌دانیم اصلا ده سال بعد نیازی به مهندس نرم‌افزار خواهیم داشت یا نه؟ پس واقعا فهم مسئله در کوتاه‌مدت، در بلندمدت هم به کارمان می‌آید؟ یا صرفا برای اداواطوارش دنبالش هستیم؟ ما هنوز در دوره گذار هستیم. نمی‌دانیم مرز قابلیت‌های LLMها و هوش مصنوعی پشت چه سدی متوقف خواهد شد. آن موقع شاید سر وقت بنشینیم و فکر کنیم ارزش کدام کارها بیشتر است و نباید به ماشین سپردشان و خودمان باید برایشان آستین بالا بزنیم. شاید هم گاهی صرفا از نظر اقتصادی به‌صرفه‌تر باشد که یک آدم کاری را به جای یک ماشین پیش ببرد. احتمالا در نظام آموزشی آن موقع، بچه‌های کوچک را از دسترسی به ماشین‌حساب و LLMها منع خواهیم کرد، ولی بزرگ‌تر که شدند، زندگی (حداقل زندگی آکادمیک و تخصصی) بدون ماشین‌حساب و LLMها برایشان غیرممکن و بهتر بگویم بی‌معنی خواهد بود. کم‌کم کار به جایی خواهید رسید که اعتماد نسل‌های بعدی ما به خروجی LLMها به قطعیت اعتماد ما به خروجی ماشین‌حساب‌ها خواهد بود. راستی آخرین بار کی به خروجی یک ماشین‌حساب شک کرده‌اید و خودتان قلم و کاغذ برداشته‌اید که محاسبه را چک کنید؟واقعیت تلخ احتمالا این است که در هر سیستمی، خروجی امتیاز و اهمیت بالایی دارد و نحوه رسیدن به آن، فرع قضیه به حساب می‌آید. بنابراین بعید نیست فهمیدن ذات مسئله و پشت پرده‌اش کم‌کم از اهمیت بیفتد، همان‌طور که خیلی از ما الآن نمی‌دانیم جذر یک عدد بزرگ چطور محاسبه می‌شود، یا کدهایمان در کامپیوتر چطور کامپایل.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Sat, 24 May 2025 12:22:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک Town Square دانشگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%DB%8C%DA%A9-town-square-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-jrupccisnv51</link>
                <description>نگاهی به استفاده دانشجوها از توییتر
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ISPA) در نظرسنجی اخیرش سراغ دانشجوهای دانشگاه‌های دولتی ایران رفته و از وضعیت فرهنگی و اجتماعی آنها پرسیده؛ از نحوه گذران اوقات فراغت‌شان تا شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌هایی که بیشتر پایشان بهشان باز می‌شود و سبک موسیقی مورد علاقه و منبع‌شان برای پیگیری اخبار و …یکی از نتایج جالب این نظرسنجی آنجاست که حدود یک‌چهارم شرکت‌کنندگان در آن اعلام کرده‌اند در توییتر حضور دارند و فعالیت می‌کنند، در حالی که توییتر در جامعه ایران نسبت به شبکه‌های اجتماعی دیگر مثل اینستاگرام و یوتیوب و پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام و واتس‌اپ کاربران به مراتب کم‌تری دارد و براساس یکی دیگر از نظرسنجی‌های اخیر همین ایسپا، تنها ۲.۵ درصد از ایرانیان کاربر توییتر به حساب می‌آیند و دست‌شان به توییت می‌رود. حضور در دانشگاهی مثل شریف و گپ‌وگفت با دانشجوهای آن هم نسبتا تأییدکننده نتایج این نظرسنجی‌ست و تعداد زیادی از دانشجوها را می‌توانید سراغ بگیرید که تایم‌لاین توییتر را زیاد بالا و پایین می‌کنند و از اوضاع و احوال و روزمره‌شان در توییتر می‌نویسند و زیاد هم پیش می‌آید که لابه‌لای توییت‌هایشان به دانشگاه هم گریزی بزنند و از اخبار و اتفاقات و پشت و روی صحنه دانشگاه حرف به میان بیاورند.توفیر توییتراما چرا توییتر در بین دانشجوها توانسته کاربران بیشتری جذب کند و شصت‌شان را زیاد روی تایم‌لاینش بکشاند؟توییتر در ایران نسبت به دیگر شبکه‌های اجتماعی کاربران کم‌تری دارد و در نتیجه به احتمال زیاد، خانواده و اقوام و آشناهای دانشجو که با آنها تعارف و رودربایستی دارد، برخلاف جایی مثل اینستاگرام، در توییتر سروکله‌شان پیدا نمی‌شود و دانشجو می‌تواند راحت‌تر و صریح‌تر غر بزند و خودش باشد و ملاحظات مرسوم را کنار بگذارد.برخلاف اینستاگرام فارسی که معمولا فضایی شیک و شاد و خندان و همه چیز بر وفق مراد در آن حاکم است، توییتر فارسی برای کاربرانش جایی‌ست که در لحظه فکر و نظر و میل‌شان را توییت و خودشان را خالی کنند و در قید و بند عکس و فیلتر و تزئین و آرایش آن نباشند. اگر در توییتر فارسی بچرخید، به احتمال زیاد کاربرانی را می‌بینید که تعداد فیوهای توییت‌هایشان به انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسد، اما باز دل‌نوشته‌های کوتاه‌شان را روانه توییتر می‌کنند، بیشتر برای آنکه از شرشان در درون خود خلاص شوند، نه به این امید که دیگری ببیند و به‌به و چه‌چه کند. شاید از همین رو باشد که فضای درآمدزایی و تبلیغات در توییتر به نسبت اینستاگرام و یوتیوب به مراتب کم‌تر است و کاربرانش بیشتر به‌خاطر دل خودشان (یا نهایتش به امید فیواستاری) توییت می‌زنند، نه آنکه بلاگری پیش گرفته و چشم طمع به درآمد حاصل از آن بسته باشند. شاید از این نظر استوری‌های اینستاگرام تا حدی شبیه توییت‌های توییتر باشند، اما استوری‌ها بعد از یک روز دیگر در دید عموم نیست، اما توییت‌ها برای همیشه (اگر حذف نشوند) می‌مانند.ویژگی متفاوت دیگر توییتر را باید در الگوریتم‌ها و رویه‌های متفاوت آن به نسبت یوتیوب و اینستاگرام در پخش پست‌ها و توییت‌ها دانست؛ جایی که زیاد پیش می‌آید یک توییتر از کاربری با تعداد نسبتا کم دنبال‌کننده، مرزهای دیده شدن و فیو و بازخورد را درمی‌نوردد و وایرال می‌شود، در حالی که وایرال شدن در اینستاگرام و یوتیوب، با تعداد کم دنبال‌کننده به مراتب سخت‌تر است و کم‌احتمال‌تر.در توییتر کاربران خیلی راحت‌تر می‌توانند دیگرانی را که شاید اصلا تا آن لحظه نه دیده‌اند و نه می‌شناسند، پیدا کنند و باهاشان آشنا شوند و رو به تعامل بیاورند. هم احتمال دیدن یک توییت از کاربری که نمی‌شناسید، در توییتر زیاد است و هم تعداد کاربرانی که صفحه‌شان در توییتر عمومی‌ست و همه می‌توانند آن را مشاهده کنند، به نسبت اینستاگرام بیشتر است (احتمالا به این خاطر که اینستاگرام برای خیلی از کاربران حریم خصوصی‌تری به حساب می‌آید که نباید غریبه‌ها به آن راه بیایند). آغاز آشنایی و ارتباط دوست‌ها و حتی زوج‌های زیادی در این روزها در توییتر رقم خورده، در حالی که پیش از این از وجود همدیگر هیچ خبری نداشته‌اند. احتمال چنین اتفاقی در اینستاگرام کم‌تر است.یک خاصیت جذاب توییتر هم تایم‌لاینی‌ست که اگر روی حالت Following بگذارید و قید For You را بزنید، صرفا براساس زمان انتشار توییت‌ها مرتب می‌شود و خبری از الگوریتم‌های پیچیده‌ای که محتوا را از ناکجا بیاورد و به خوردتان بدهد نیست. Feed اینستاگرام این روزها پر است از پست‌هایی که الگوریتم‌های آن تشخیص داده‌اند برای شما مناسب است و جلوی چشم‌تان آورده‌اند.سرعت انتشار اخبار و اتفاقات در توییتر بسیار بیشتر از تلگرام و اینستاگرام و … است و اگر بخواهید در جریان امور و ماجراها قرار بگیرید (اگر برایتان ارزشمند است و مهم)، توییتر بهترین گزینه به حساب می‌آید و معمولا با یک تأخیر زمانی نسبت به توییتر، اخبار و اتفاقات سر از تلگرام و اینستاگرام درمی‌آورند.کاربران توییتر فارسی (همان ۲.۵ درصدی که در کل کشور توییتری به حساب می‌آیند) در این سال‌ها ادبیات و اصطلاحات خاص خودشان را توسعه داده‌اند. این ادبیات که رگه‌هایی از طنز را در دل خودش دارد و بیشتر اوقات هم دارک و سیاه و بی‌رحم است، هم در انتقادها به یک نظریه نامحبوب بروز پیدا می‌کند و هم در دست انداختن یک توییت یا یک کاربر یا یک سوژه و هجوم بی‌پایان انواع شوخی‌ها به سوی آن. این ادبیات و اصطلاحات و فضای خاص، خیلی از کاربران توییتر را پاگیر آن کرده و دل‌شان نمی‌آید به راحتی راه ترکش را در پیش بگیرند.مجموعه برخی از این عوامل البته توییتر را فضایی بسیار سیاسی‌تر و اجتماعی‌تر و انتقادی‌تر از جایی مثل اینستاگرام کرده و بروزی متفاوت از زیست مجازی جامعه را خلق.کف دانشگاه در توییتراستفاده شریفی‌ها از توییتر، در زمان شیوع کرونا، رشد قابل توجهی پیدا کرد. هرچند از یکی دو سال قبلش، یا همان نیمه دوم دهه ۹۰ هم کم‌کم پررنگ شدن توییتر را در فضای دانشجویی شریف می‌شد حس کرد. کرونا که آمد و آموزش مجازی را با خودش آورد، دیگر خبری از گعده‌ها و صحبت‌های دانشجوها در لابی دانشکده‌ها و روی چمن‌ها و سر میز سلف و هم‌کف ابن‌سینا و … نبود و این حرف‌ها و غرها و غیبت‌ها خودشان را وسط توییتر پهن کردند؛ حالا چه نظر و گلایه و تحسین و غر نسبت به کلاس درس یک استاد و امتحان و پروژه‌اش و چه بحث‌های پرشور درباره فلان برنامه و رویداد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دانشگاه.فعالین دانشجویی از طیف‌های مختلف، سروکله زدن‌ها و دادوبیدادهایشان را از کف دانشگاه و کاغذ نشریات برداشتند و آوردند وسط تایم‌لاین شریفی‌ها ریختند. اواخر دهه ۹۰ با دنبال کردن دانشجوها در توییتر راحت می‌شد فهمید در دانشگاه، حداقل در لایه فعالیت دانشجویی چه خبر است و کدام دعواها الآن رنگ‌وبوی تندتر و شدیدتری به خود گرفته است. اگر شما بچه‌های شریف را در توییتر دنبال می‌کردید، روزهای زیادی بود که یک موضوع مشخص، متن و فرامتن بیشتر توییت‌ها را شکل می‌داد و همه درباره آن حرف می‌زدند؛ اردوی ورودی‌ها و دعوای همیشگی تشکل‌ها سر آن، ویژه‌برنامه‌های روز دانشجو، آمدن یک مدعو مهم به یک برنامه سالنی در دانشگاه، رویدادهایی مثل شریف زیبای من یا اردوی فعالین فرهنگی در زیباکنار، تغییر و تحولات در مدیریت دانشگاه، یا حتی یک اتفاق سر یک کلاس یا حادثه‌ای برای یک دانشجو، جای خودشان را در تایم‌لاین شریف به خوبی باز می‌کردند. توییتر در دو سه سالی که کرونا پای دانشجوها را از دانشگاه برید، تا حد خوبی جایگزین صحن عمومی دانشگاه برای بحث و تبادل نظر و شعار دادن و حتی یقه دریدن دانشجوها بود.اتفاق جالب دیگر در توییتر شریف، حضور برخی استادها در آن بود که برایشان تجربه‌ای جدید از تعامل با حساب‌های کاربری شناس و ناشناس دانشجوها را فراهم آورد. در توییتر لزوما رودربایستی‌ها و تعارف‌های مرسوم و معمول بین استاد و دانشجو در کار نیست و انتقادها و کنایه‌ها صریح‌تر و بی‌پرده‌تر و بی‌رحمانه‌تر است. علی شریفی زارچی از کامپیوتر، علی‌اکبر ابوالحسنی و ابوالحسن واعظی از فیزیک و محمدمهدی صالحی از معروف‌ترین استادهای شریفی حاضر در توییتر بوده و هستند که اگر هنوز فعال مانده‌اند، پی بی‌رحمی فضای آن را به تن‌شان مالیده‌اند و اگر هم رفته‌اند، قبلش به این نتیجه رسیده بودند که توییتر فارسی جای خوبی برای آنها در ردای استادی نیست.کم‌رنگ شدن نسبی دانشگاه در توییترهنوز هم می‌توان با چرخیدن در تایم‌لاین شریفی‌ها، اخبار و اتفاقات دانشگاه را تا حدودی دنبال کرد، اما می‌توان گفت که شدت و حدت آن به نسبت سال‌های کرونا و قبل از آن کاهش پیدا کرده است.یکی از دلایلش همان رفتن کرونا و بازگشت دانشجوها به دانشگاه است که بحث‌ها را هم دوباره برگردانده به کف خیابان‌ها و ساختمان‌ها و اتاق‌های دانشگاه.دلیل دیگرش شاید اتفاقات مختلف و مهمی سیاسی و اجتماعی جامعه ایران در اواخر دهه ۹۰ و سال‌های اخیر است. این اتفاقات که از سال ۹۸ پشت سر هم رخ داده‌اند، به نظر می‌رسد سبب شدند دانشجوها از طیف‌های مختلف، دنبال مرزبندی جدی با دیگری خودشان بروند و راحت‌تر دست‌شان روی دکمه بلاک هم‌دانشگاهی‌شان از طیف مخالف برود و ترجیح بدهند نظر و حرف او را نشنوند و نخوانند. در نتیجه سروکله زدن‌ها و دعواهای توییتری دانشجوها هم کاهش پیدا کرد و هرکدام سرشان را کردند در لاک تایم‌لاین خودشان و کاری به کار تایم‌لاین بغلی متفاوت و دیگری نداشتند.فعالیت دانشجوهای نزدیک به بسیج دانشجویی در توییتر نیز در سال‌های اخیر کاهش محسوسی داشته و آنها هم این میدان را زمین بازی خودشان ندیدند و شاید به این نتیجه رسیدند در همان دانشگاه و پشت پرده کارشان را پیش ببرند، زودتر و بهتر به نتیجه مطلوب‌شان می‌رسند.اعتراضات سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و به دنبال آن زیر ذره‌بین رفتن صفحات توییتر دانشجوها از سوی حراست هم باعث شد خیلی از دانشجوها تصمیم بگیرند صفحات‌شان را خصوصی کنند و به پالایش دنبال‌شونده‌هایشان بپردازند تا دست‌شان زیر ساتور حراست و خبرچین‌هایشان نباشد.عنوان این یادداشت اشاره‌ای‌ست به شعار معروف توییتر: X is the global town square</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2024 19:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکر و ذکر رأی‌داده‌ها و رأی‌نداده‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%88-%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-bxtomturiuww</link>
                <description>نگاهی به نتایج نظرسنجی شریف‌تودی از مخاطبانش درباره انتخابات ۱۴۰۳نگاه مخاطبان «شریف‌تودی» به انتخابات ۱۴۰۳ چگونه است؟ این مهم‌ترین دلیلی است که قبل از ۱۵ تیرماه، از مخاطبان‌مان یک نظرسنجی کردیم تا ببینیم آنها چه دیدگاه و تحلیلی نسبت به شرایط دارند. قاعدتا نتایج این نظرسنجی به هیچ سطحی قابل تعمیم نیست و فقط مخاطبین این کانال را بازنمایی می‌کند، البته که خودمان هم خوب می‌دانیم که تورش به سمت شرکت‌کنندگان در انتخابات هم وجود دارد و افرادی که قصدی برای شرکت در انتخابات ندارند، احتمالا در نظرسنجی هم شرکت نمی‌کنند. از این رو ما، گزارشی برای نرخ مشارکت در انتخابات برای مخاطبین کانال یا حتی رأی آنان نداریم و بیشتر به رفتارهای متقاطع افراد درمورد انتخابات ۱۴۰۳ و دیگر موضوعات می‌پردازیم، به این معنی که افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ قصد رأی به یک نامزد خاص را دارند، مواضع و کنش‌هایشان در سایر موضوعات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی چه بوده یا هست. در میان مخاطبین ما، با توجه به نحوه شروع به کار کانال، طرفداران جلیلی درصد کمی حضور دارند و حامیان پزشکیان و عدم مشارکت، درصد بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.تاریخچه رأی دادن افراددر ایران، نظرسنجی‌هایی که نشان دهد افراد به چه کسی رأی می‌دهند، وجود دارد، اما بر خلاف بعضی کشورها که نظرسنجی‌ها حتی تحولات رأی احزاب را نشان می‌دهد، به دلیل غیرحزبی بودن انتخابات این شاخص را نداریم. ما در این نظرسنجی از مخاطبان‌مان پرسیدیم که در سال ۱۴۰۰ که آخرین دوره انتخابات قبلی ریاست‌جمهوری بوده، چه کردید؟ ۱۵ درصد جمعیت آماری ما حق رأی نداشتند که در این دوره از انتخابات، به نسبت ۴۰ به ۱۵ بین آرای پزشکیان و جلیلی تقسیم می‌شود و مابقی تا زمان برگزاری این نظرسنجی، گفته‌اند در انتخابات یا رأی نمی‌دهند یا هنوز مرددند. حامیان رئیسی، کمترین بخش تردید را دارند، یک‌سوم آنها به پزشکیان رأی می‌دهند و نزدیک به نیمی از آنها به سعید جلیلی. این نشان می‌دهد که خصلت ایدئولوژیک رأی به رئیسی چگونه بوده که نزدیک به ۳۵ درصد آرای او به سبد منتقد دولت او ریخته می‌شود. پزشکیان در این نظرسنجی توانسته است حدود ۴۰ درصد از کسانی که در انتخابات ۱۴۰۰ رأی نداده‌اند را به پای صندوق رأی بکشاند. این مشاهده باتوجه به آنچه در واقعیت رقم خورد، نشان از سوگیری شرکت در نظرسنجی از سوی حامیان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۳ است.ارتباط بین تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳ و نوع کنش در انتخابات ۱۴۰۰حالا شاید سوال شود که این چرخش در آرا، مربوط به چیست؟ آیا افراد از چشم‌انداز جدیدی به اوضاع نگاه می‌کنند یا تفاوت موقعیت مهم است. به همین خاطر از آنها پرسیدیم که اگر به آن انتخابات برگردید، چه می‌کنید؟ در طرفداران همتی، نرخ مشارکت کاهش جدی می‌کند و آنها با احتمال بیشتری رأی نمی‌دهند و این موضوع در میان کسانی که در آن انتخابات شرکت نکردند هم مشاهده می‌شود که همچنان رأی نمی‌دهند، هرچند در این دوره نزدیک به ۴۰ درصد آنان حاضرند رأی بدهند. اوضاع در میان طرفداران رئیس دولت سابق، پیچیده است. گروهی در انتخابات رأی نمی‌دهند، گروهی حاضرند به نامزدی غیر از رئیسی رأی دهند و تنها نیمی از آنها به او رأی می‌دهند. همان افرادی که احتمالا به سعید جلیلی در این دوره رأی داده‌اند. به نظر می‌رسد از این نمودار می‌توان استهلاک آرای ابراهیم رئیسی را مشاهده کرد، همچنین برتری شخصیتی مسعود پزشکیان به عبدالناصر همتی هم غیر قابل کتمان است که در هر دسته از رأی‌دهندگان، آرای بیشتری از همتی کسب می‌کند.تغییر کنش در صورت بازگشت به انتخابات ۱۴۰۰روحانی محبوب است یا منفور؟عملکرد حسن روحانی در دولت را باید در دو دوره متفاوت بررسی کرد. دولت اول او، حتی از سوی منتقدینش دولت موفقی است و دولت دوم او، حتی از سوی هواداران او هم نمره قبولی نمی‌گیرد.در این نظرسنجی افراد را به چهار دسته تقسیم می‌کنیم. آنان که به سعید جلیلی یا مسعود پزشکیان رای می‌دهند، آنان که رأی نمی‌دهند و گروهی که مردد هستند.آنان که پزشکیان رای می‌دهند، نمره ۳.۸ به عملکرد دولت اول روحانی می‌دهند و مرددین و تحریمی‌ها، نمره‌ای بین ۲.۷ تا ۲.۸. حتی آنان که به جلیلی هم رأی می‌دهند، نمره‌شان به دولت اول روحانی ۱.۹ است؛ بالاتر از نمره ۱.۸ رأی‌دهندگان به پزشکیان به دولت دوم روحانی. مرددین و تحریمی‌ها به دولت دوم روحانی نمره ۱ می‌دهند و رأی‌دهندگان جلیلی نمره ۰.۵. رأی‌دهندگان به جلیلی به دولت ناتمام رئیسی نمره ۳.۴ می‌دهند و نمره رأی‌دهندگان به پزشکیان به رئیسی، ۰.۸ بوده است. با این وضعیت می‌شود گفت که هر چقدر دولت اول روحانی حتی از نظر منتقدانش هم خوب بوده، دولت دوم روحانی این وضعیت را ندارد و از همین رو شاید بتوان فهمید که چرا ایده «دولت سوم روحانی» نتوانست موج مخربی برای پیروزی پزشکیان ایجاد کند.ارتباط بین ارزیابی عملکرد سه دولت اخیر ایران و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳ته دل تحریمی‌ها و مرددهامستقل از تصمیم برای دور دوم انتخابات، از افراد پرسیده بودیم دوست دارند نتیجه انتخابات به کدام سمت‌وسو باشد. ۶۰ درصد واجدین شرایط انتخابات ۱۴۰۳ در دور اول آن دست‌وپایشان به سمت صندوق رأی نرفت و ۵۰ درصدشان هم در دور دوم، با این وجود، حداقل بعضی از این تحریمی‌ها تا لحظه آخر مردد بودند و یا حداقل، بدشان نمی‌آید فردای انتخابات، یکی از دو نامزد نهایی به عنوان پیروز اعلام شود، یا حداقلش دیگری روی پاستور را نبیند. ۳۷ درصد آنها که رأی نمی‌دهند، دوست دارند پزشکیان انتخابات را ببرد، هرچند ۵۵ درصدشان هم می‌گویند برایشان فرقی نمی‌کند. اما درمورد مرددها، ۹۰ درصد دل‌شان با پزشکیان است و شاید تنها خجالت می‌کشند دست‌شان به نوشتن اسم مسعود پزشکیان روی برگه رأی آلوده شود. از همین‌جا مشخص می‌شود چرا طرفداران پزشکیان معتقد بودند افزایش آمار مشارکت به سود اوست و می‌تواند پیروزی او در انتخابات را به قطعیت برساند.ارتباط بین تمایل شخصی برای نتیجه انتخابات و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳با پاهایشان رأی می‌دهندیکی از محورهایی که در بحث‌های اقناعی میان مردم برای مشارکت در انتخابات یا عدم شرکت در انتخابات مطرح بود، آینده کشور بود. منتقدان وضع موجود، در دوراهی بین پزشکیان و عدم مشارکت باید تصمیم می‌گرفتند، ولی باید پذیرفت که هرچه مفهوم آینده ایران انتزاعی است، آینده شخصی عینی و ملموس است. از این رو از مخاطبان‌مان پرسیدیم که در سه سال آینده چه می‌کنید؟ از این جهت، سه سال آینده را انتخاب کردیم که برای دانشجویان دوره کارشناسی احتمالا به صورت مشخص‌تری خروج از کشور تعیین تکلیف شده است و این مقطع تحصیلی آنان پایان یافته است. در اینجا مشخصا تفاوت رأی به جلیلی و همچنین عدم مشارکت در انتخابات مشخص است.ارتباط بین تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳ و آینده شخصی و مهاجرتهمین سوال را اگر میان رأی‌دهندگان به هر نامزد هم بسنجیم، وضعیت این چنین خواهد شد که نشان می‌دهد وضعیت ماندگاری هواداران جلیلی بیشتر است، مرددین و پزشکیان هم‌اندازه خواهند ماند و تحریمی‌ها، با احتمال بالاتری از الآن تصمیم به رفتن دارند.ارتباط بین آینده شخصی از نظر مهاجرت و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳حجاب، مهسا و انتخاباتجنبش اعتراضی ۱۴۰۱ در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی شروع شد و بعد، حجاب اجباری و نظام سیاسی را هدف قرار داد. جنبشی که بیشترین تأثیرگذاری اخلاقی را برای مشارکت در انتخابات اخیر ایجاد کرده بود و از عوامل موثر بر عدم مشارکت جوان‌ترها در فضای انتخابات تلقی می‌شد.اگر مخالفت با جنبش مهسا تا هم‌دلی و کنش در آن را یک طیف در نظر بگیریم، می‌توان این طیف را بر آرای سعید جلیلی هم منطبق دانست و در مقابل، فعالیت بیشتر در آن اعتراضات با تحریم در انتخابات همراه بوده است. در میان آرای سعید جلیلی، هم‌دلی با آن اعتراضات حداکثر همراهی است که با اعتراضات صورت گرفته، اما آنان که با جنبش هم‌دل بوده‌اند و در فضای مجازی هم کنش داشته‌اند، بیشتر به پزشکیان رأی داده‌اند. کنش خیابانی هم با تحریم انتخابات همراه بوده است.ارتباط بین تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳ و کنش در جنبش مهسابه حجاب شما هم گیر داده‌اند؟یکی از اتفاقاتی که پس از جنبش زن، زندگی، آزادی رقم خورد، نافرمانی مدنی شهروندان در تبعیت از قانون حجاب اجباری بود. در سال جاری حاکمیت طرح نور را در قالب ساماندهی مجدد گشت ارشاد و تذکر حجاب تقویت کرد. در سال قبل هم پلمب کافه‌ها و رستوران‌ها در دستور کار بود. از مخاطبین این نظرسنجی پرسیدیم که «در دو سال گذشته، خود یا خانواده درجه یک (والدین، خواهر و برادر، همسر، پارتنر، فرزندان) تحت تاثیر سیاست‌های مرتبط با حجاب (تذکر گشت ارشاد، توقیف ماشین، پلمب مغازه، ..) قرار گرفته‌ای؟». طبق انتظار، طرفداران جلیلی برخورد حادی با این سیاست‌ها نداشته‌اند، ولی میان تحریمی‌ها، این مواجهه زیاد بوده است. این هم‌بستگی را نمی‌توان مسیری علّی تبیین کرد، بلکه محتمل است که معترضان به این سیاست، مسیر نافرمانی مدنی را در دو زمینه در دستور کار قرار داده باشند، یا حتی به دلیل آنچه فاصله گرفتن از حوزه‌های تحت نفوذ دولت است، از حیطه‌های اقتدار دولت دور شده‌اند، اما به دلیل تعدد دفعات این نافرمانی، بیشتر هم با این دسته از اقدامات تنبیهی مواجه می‌شوند.ارتباط بین تحت اثر سیاست‌های مرتبط با حجاب قرار گرفتن و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳در مورد خود حجاب هم پرسیدیم که نگاه طرفداران نامزدها جالب است. در میان طرفداران جلیلی، کمترین ناباوری به حجاب وجود دارد و بیشتر آنها به الزام عمومی حجاب هم عقیده دارند. در میان تحریمی‌ها، ناباوری به حجاب بیشترین درصد وجود دارد و از طرفداران پزشکیان و مرددین، شبیه به هم هستند.ارتباط بین باور به حجاب و الزام آن و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳چشم‌انداز آیندهیکی از مهم‌ترین سوالاتی که اقتصاد ایران بدان وابسته است، مسئله حل تحریم‌ها است که بعد از خروج ترامپ از برجام شدت گرفت. در میان طرفداران پزشکیان، خوش‌بینی به شکل‌گیری توافق بالاتر از دیگر گروه‌ها است. نکته جالب توجه اینجا است که تفاوتی میان رأی‌دهندگان به پزشکیان و جلیلی از لحاظ برآورد انهدام برجام براساس مکانیزم ماشه وجود ندارد و این تحریمی‌ها هستند که این خطر را بالاتر از دیگر گروه‌ها برآورد می‌کنند، هر چند در همین گروه هم برای این وضعیت تنها یک چهارم افراد، این حالت را در نظر می‌گیرند و این نشان می‌دهد که پایان قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت ذیل برجام در ذهن ایرانیان نزدیک است و اروپا را خطری جدی تلقی نمی‌کنند.ارتباط بین پیش‌بینی از مذاکرات هسته‌ای و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳جالب اینجاست که نگاه عمومی جامعه مخاطبین نظرسنجی ما، درمورد نتیجه انتخابات آمریکا مشابه همدیگر است و همه باور دارند که ترامپ انتخاب می‌شود (البته در زمان برگزاری نظرسنجی، هنوز بایدن در میدان بود و کاملا هریس جایش را نگرفته بود). این پیش‌بینی مشابه در گروه‌های مختلف نشان می‌دهد که نگرانی بابت آمدن ترامپ و شروع مجدد کمپین «فشار حداکثری» احتمالا میان گروه‌های مختلف رأی‌دهندگان یکسان است و استراتژی مذاکره برای هواداران پزشکیان حتی در صورت انتخاب ترامپ، در دستور کار است.ارتباط بین پیش‌بینی نتیجه انتخابات آمریکا و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳صندوق رأی چند من؟درمورد اهمیت صندوق رأی هم در این نظرسنجی از مخاطبان‌مان پرسیدیم. حدود ۸۰ درصد تحریمی‌ها، معتقدند که دیگر از صندوق رأی چیز به دردبخوری به دست نمی‌آید، اما ۲۰ درصد آنها معتقدند ممکن است با نامزدهایی بهتر، راه حل داشته باشیم. رأی‌های سلبی درمورد نامزدهای دیگر نظر بهتری دارند، ولی نکته جالب اینجاست که اگرچه آرای ایجابی، قاعدتا باید به صندوق رأی نگاه مثبت داشته باشند، اما حدود ۱۵ درصد با وجود آن که ایجابی رأی می‌دهند، از صندوق رأی انتظاری ندارند.ارتباط بین نگاه به صندوق رأی و رأی ایجابی یا سلبیهم‌چنین همان‌طور که انتظار می‌رود، رأی به جلیلی بیشتر ایجابی‌ست و رأی به پزشکیان بیشتر از جنس سلبی، احتمالا ترس از آینده‌ای که با حضور جلیلی تصویر و تصور می‌شود. هم‌چنین مرددها هم به رأی سلبی گرایش دارند و ته دل‌شان از یکی از نامزدها بیشتر از دیگری واهمه به جان‌شان افتاده. به قول فرهاد نیلی، قدرت تخریب حداکثری و قدرت اصلاح حداقلی دارد.ارتباط بین رأی ایجابی یا سلبی و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳تأثیر تأیید صلاحیت سایر افراد برای انتخابات در دسته‌های مختلف افراد (رأی‌دهندگان به پزشکیان، رأی‌دهندگان به جلیلی، تحریمی‌ها و مرددین) مطابق انتظار است. بیش از ۹۰ درصد تحریمی‌ها، هرکس که صلاحیتش تأیید شود، باز مرغ‌شان یک پا دارد و پای صندوق نمی‌روند. اما بیش از ۴۰ درصد رأی‌دهندگان به پزشکیان، در صورتی که فرد مناسب‌تری تأیید صلاحیت می‌شد، پزشکیان را کنار می‌گذاشتند (فراموش نکنیم حدود ۳۵ درصد رأی‌دهندگان به پزشکیان، رأی‌شان را سلبی اعلام کرده بودند).ارتباط بین تأثیر تأیید صلاحیت سایر افراد و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳برای چه؟از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی پرسیده بودیم مهم‌ترین موضوع انتخابات ۱۴۰۳ از نظرشان چیست. نزدیک ۸۰ درصد رأی‌دهندگان به جلیلی، اقتصاد را مهم‌ترین مسئله می‌دانند، همان‌طور که ادبیات نظام سیاسی هم سعی دارد اقتصاد را مسئله اول مردم نشان دهد. در بین رأی‌دهندگان به پزشکیان، حدود ۳۰ درصد اقتصاد را در صدر مسائل مهم می‌نشانند، حدود ۲۰ درصد سیاست خارجی را اولویت اول مملکت می‌دانند، حدود ۳۰ درصد نظرشان این است که موضوع اصلی انتخابات ۱۴۰۳ شأن و اهمیت دولت در ایران بوده و ۲۰ درصدی هم مسائل فرهنگی (حجاب، اینترنت و …) برایشان مسئله اصلی است. در بین مرددین و تحریمی‌ها، شأن و اهمیت دولت پررنگ‌ترین مسئله است و احتمالا تحریمی‌ها می‌خواهند با رأی ندادن‌شان نشان دهند که دولت از جایی که باید باشد، دور افتاده و فرقی نمی‌کند چه کسی روی صندلی پاستور بنشیند.ارتباط بین اولویت انتخابات ۱۴۰۳ و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳صدای مردم به جایی می‌رسد؟در یکی از سوالات نظرسنجی پرسیده بودیم در سه سال اخیر، در کارزاری مجازی یا حضوری برای تغییر یک تصمیم حاکمیت یا مجاب کردن آن به یک تغییر و تصمیم، حضور داشته‌ای. اگر نتایج را برحسب تصمیم برای دور دوم انتخابات نگاهی بیندازیم، پررنگ بودن درصد افرادی که به تأثیر این کارزار اعتقادی ندارند، در بین تحریمی‌ها قابل توجه است و احتمالا نشان‌دهنده ناامیدی‌شان از تغییر، چه از راه صندوق رأی و چه از طریق کارزارهای حضوری و مجازی.ارتباط بین حضور در کارزارهای مجازی یا حضوری و تصمیم برای انتخابات ۱۴۰۳گونه‌شناسی مرددهاما نمی‌دانیم که مرددها نهایتا چگونه رفتار کرده‌اند، اما نکته مهم و جالب اینجاست که این افراد در سوال‌های مختلف به کدام دسته گرایش داشته‌اند. مرددها از لحاظ نگاه به انتهای فرایند ماشه شبیه تحریمی‌ها هستند و هرچند از لحاظ اعتقاد به حجاب شبیه به طرفداران پزشکیان هستند، اما از لحاظ تذکر گرفتن، شبیه تحریمی‌ها بوده‌اند. یکی از مواردی که به خوبی فرق این سه گروه تحریمی، مردد و طرفدار پزشکیان را نشان می‌دهد، کنش آنها در سال ۱۴۰۱ و ارتباط با جنبش مهسا است که طرفداران پزشکیان، عموما در فضای مجازی هم‌دل بوده‌اند، اما کنش خیابانی تحریمی‌ها بیشتر بوده. مرددین هم کسانی‌اند که یا کنش خیابانی هم داشته‌اند یا اینکه فقط هم‌دلی بدون هیچ کنشی.اختلاف فرهنگی، سیاسی یا اجتماعی؟به نظر می‌رسد فاصله میان طرفداران پزشکیان و تحریمی‌ها، بیشتر از جنس سیاسی است و کنش‌های آنان در جنبش مهسا هم این موضوع را نشان می‌دهد، اما فاصله میان این دو گروه با طرفداران جلیلی بیشتر از جنس فرهنگی است و باورهای اعتقادی متفاوتی دارند. اگر بخواهیم این موضوع را در سطح جامعه تعمیم دهیم، باید بگویییم حدود ۱۳ میلیون نفر باورمند به اجرای شریعت هستند که حدود ۲۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند، اما بقیه جامعه خواهان تساهل بیشتری است.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2024 14:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین قدم آگاهی است</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rubgihilyrzo</link>
                <description>باید درباره خودکشی بیشتر بدانیم تا به دوستان و نزدیکان‌مان بتوانیم کمک کنیمخودکشی تلاشی ناامیدانه برای فرار از رنجی‌ست که به حدی غیرقابل تحمل رسیده. فردی که به فکر خودکشی می‌افتد، هیچ راهی برای تسکین دردهای خود، جز از طریق مرگ نمی‌تواند متصور باشد، چرا که احساس‌هایی مثل بیزاری از خود، ناامیدی و انزوا، چشم او را به راه‌های دیگر بسته است. علی‌رغم تمایل این افراد برای پایان دادن به درد، بیشتر آنهایی که به خودکشی فکر می‌کنند، درمورد پایان دادن به زندگی‌شان دچار تعارض هستند و آرزو می‌کنند کاش جایگزینی برای خودکشی وجود داشته باشد، اما راه دیگری به چشم‌شان نمی‌آید.برخی باورهای اشتباه درباره خودکشیباور اشتباه:افرادی که درباره خودکشی صحبت می‌کنند، واقعا دست به این کار نمی‌زنند.واقعیت:تقریبا هرکسی که اقدام به خودکشی می‌کند، از قبل، سرنخ یا هشداری در این مورد، به اطرافیان خود داده است. حتی اشاره غیرمستقیم به مرگ یا خودکشی را نباید نادیده گرفت. جملاتی مانند «وقتی من مردم از این رفتارت پشیمان می‌شوی»، «راهی برای حل شدن مشکلاتم نمی‌بینم»، چه لحن‌شان جدی باشد و چه شوخی، باید نشانه‌ای برای افکار و احساسات جدی مرتبط با خودکشی در نظر گرفته شوند.باور اشتباه:تنها افراد مبتلا به اختلالات روانی، دست به خودکشی می‌زنند.واقعیت:بیشتر افرادی که خودکشی می‌کنند، روان‌پریش یا دیوانه نیستند. آنها ناراحت، غمگین، افسرده یا ناامیدند، اما ناراحتی شدید و درد عاطفی لزوما نشانه یک بیماری روانی نیست.باور اشتباه:اگر کسی برای خودکشی مصمم باشد، هیچ چیزی مانع او نمی‌شود.واقعیت:حتی فردی که با افسردگی حاد دست‌وپنجه نرم می‌کند، احساسات متفاوتی درمورد مرگ دارد و احساسات او بین میل به زندگی و میل به مردن در نوسان است. این شخص، به جای اینکه مرگ را بخواهد، فقط می‌خواهد که دردش متوقف شود. انگیزه او برای پایان دادن به زندگی، همیشگی نیست.باور اشتباه:افرادی که به وسیله خودکشی می‌میرند، افرادی هستند که تمایلی به کمک گرفتن نداشته‌اند.واقعیت:بسیاری از افراد سعی می‌کنند قبل از اقدام به خودکشی از دیگران کمک بگیرند. مطالعات نشان می‌دهد که بیش از ۵۰ درصد از قربانیان خودکشی در شش ماه قبل از مرگ خود به دنبال کمک بوده‌اند.باور اشتباه:کسی که به خودکشی فکر می‌کند و در معرض آن قرار دارد، مصمم است که به زندگی‌اش پایان دهد و همیشه در این حالت باقی می‌ماند.واقعیت:افزایش خطر خودکشی اغلب کوتاه‌مدت و وابسته به موقعیت فرد است. افکار خودکشی در حالی که ممکن است دوباره برگردند، اما همیشگی نیستند. افرادی که قبلا افکار خودکشی یا اقدام به آن را داشته‌اند، می‌توانند عمری طولانی داشته باشند.باور اشتباه:افرادی که تهدید به خودکشی می‌کنند، فقط دنبال جلب توجه‌اند.واقعیت:افرادی که دست به خودکشی می‌زنند، اغلب به دیگران گفته‌اند که احساس می‌کنند زندگی دیگر ارزش زیستن ندارد یا هیچ آینده‌ای پیش روی خودشان نمی‌بینند. برخی از آنها ممکن است واقعا گفته باشند می‌خواهند بمیرند. با وجود اینکه ممکن است یک فرد صحبت درباره خودکشی را راهی برای جلب توجه مورد نیاز خودش ببیند، اما بسیار مهم است که به‌طور جدی مراقب هر فردی که درباره افکار و احساسات مرتبط با خودکشی صحبت می‌کند، باشید.باور اشتباه:زمانی که شخصی یک اقدام جدی برای خودکشی دارد، بعید است که دست به اقدام دیگری بزند.واقعیت:تلاش قبلی برای خودکشی، یک نشانه بسیار مهم برای خطر اقدام به خودکشی است.باور اشتباه:صحبت درباره خودکشی اشتباه است، چرا که ممکن است به کسی ایده امتحان آن را بدهد.واقعیت:اینکه از شخصی بپرسید آیا افکار و احساسات مرتبط با خودکشی دارد، خطر اقدام او به خودکشی را افزایش نمی‌دهد و وضعیت را بدتر نمی‌کند. در واقع صحبت شفاف و صادقانه و با روی باز درمورد افکار و احساسات خودکشی می‌تواند به نجات یک زندگی کمک کند. البته خودکشی یک موضوع سخت برای گفت‌وگوست، و به خاطر بدنامی آن، گاهی افراد کسی را نمی‌شناسند که بتوانند با او صحبت کنند.باور اشتباه:اگر شخصی به‌طور جدی درباره گرفتن جان خودش فکر می‌کند، کاری از دست شما برای کمک به او برنمی‌آید.واقعیت:خودکشی قابل پیشگیری است.باور اشتباه:بیشتر خودکشی‌ها به‌طور ناگهانی و بدون هشدار قبلی رخ می‌دهند.واقعیت:درک نشانه‌های هشداردهنده درباره افکار مرتبط با خودکشی و مراقب آنها بودن بسیار مهم است. اگرچه برخی خودکشی‌ها بدون هشدار قبلی رخ می‌دهد، اما بیشتر آنها نشانه‌های هشداردهنده کلامی و رفتاری دارد.نشانه‌های هشداردهنده خودکشیبیشتر افرادی که قصد خودکشی دارند، نشانه‌های هشداردهنده‌ای از این تصمیم خود نشان می‌دهند. بهترین راه برای جلوگیری از خودکشی این است که این نشانه‌های هشداردهنده را بشناسید و بدانید که در صورت مشاهده آنها چگونه واکنش نشان دهید. اگر فکر می‌کنید که یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان به خودکشی فکر می‌کند، می‌توانید با اشاره به راه‌های جایگزین، نشان دادن علاقه و اهمیتی که برای او  قائل هستید و صحبت کردن با یک پزشک یا روان‌شناس در پیشگیری از خودکشی او نقش مهمی داشته باشید.صحبت کردن درمورد کشتن خود یا آسیب رساندن به خود، صحبت یا نوشتن زیاد درمورد مرگ، گشتن به دنبال وسایلی که می‌تواند برای خودکشی استفاده شود، مانند سلاح، مواد مخدر، دارو و … از جمله نشانه‌های اصلی هشداردهنده برای خودکشی‌ست. اگر فرد دارای اختلال‌هایی مانند افسردگی یا اختلال دوقطبی باشد، اعتیاد داشته باشد، قبلا اقدام به خودکشی کرده یا سابقه خانوادگی خودکشی داشته باشد، این نشانه‌ها را باید خطرناک‌تر به حساب آورد.یک نشانه هشداردهنده ظریف‌تر، اما به همان اندازه خطرناک، ناامیدی است. مطالعات نشان داده‌اند که ناامیدی یک پیش‌بینی‌کننده قوی درباره خودکشی است. افرادی که احساس ناامیدی می‌کنند، ممکن است درمورد احساسات غیر قابل تحمل صحبت کنند، آینده تیره‌ای را پیش روی خودشان ببینند و یا اظهار کنند چیزی در آینده ندارند که انتظارش را بکشند.دیگر نشانه‌های هشداردهنده خودکشی که به یک چارچوب ذهنی پیرامون خودکشی اشاره می‌کنند، عبارت‌اند از: تغییرات خلقی چشمگیر یا تغییرات ناگهانی شخصیت، مانند تغییر از برونگرایی به گوشه‌گیری یا از رفتارهای خوب به سرکشی. فردی که در معرض خودکشی‌ست، ممکن است علاقه خود را به فعالیت‌های روزانه از دست بدهد، ظاهر خود را نادیده بگیرد یا تغییرات بزرگی را در عادات غذایی یا خواب خود نشان دهد.برخی نشانه‌های هشداردهنده خودکشیصحبت درمورد خودکشی: هرگونه صحبت درمورد خودکشی، مرگ یا آسیب رساندن به خود، مانند «کاش به دنیا نمی‌آمدم»، «این زندگی ارزش ادامه دادن ندارد»، «هیچ چیزی قرار نیست تغییر کند»، «بهتر است بمیرم» و …جست‌وجو و پرسش درباره وسایل کشنده: جست‌وجو و پرسش برای دسترسی به اسلحه، قرص، چاقو یا دیگر ابزارهایی که می‌تواند برای خودکشی استفاده شود.فکر کردن بیش از اندازه به مرگ: تمرکز غیرمعمول روی موضوع مرگ، مردن یا خشونت، نوشتن شعر یا داستان درمورد مرگنداشتن امید به آینده: احساس درماندگی، ناامیدی، و به دام افتادن («هیچ راهی برای خروج از وضعیت فعلی ندارم»)، داشتن این باور که هیچ چیز، هیچ‌وقت بهتر نمی‌شود یا تغییر نخواهد کردنفرت از خود: احساس بی‌ارزشی، گناه، شرم و نفرت از خود، احساس اضافه بودن («بدون من همه چیز بهتر می‌شود»).سامان دادن به امور: نوشتن وصیت‌نامه یا بخشیدن اموال باارزش به اعضای خانوادهخداحافظی کردن: خداحافظی، ملاقات یا تماس غیرمعمول یا غیرمنتظره با خانواده و دوستان، خداحافظی کردن با دیگران، طوری که انگار فرد آخرین باری‌ست که آنها را می‌بینند.کناره‌گیری از دیگران: کناره‌گیری از دوستان و خانواده، افزایش انزوای اجتماعی، میل به تنها ماندنرفتارهای خودویرانگر: افزایش مصرف الکل یا مواد مخدر، رانندگی بی‌احتیاط، رابطه جنسی ناایمن، دست زدن به ریسک‌های غیرضروری، به گونه‌ای که فرد انگار آرزوی مرگ دارد.احساس آرامش ناگهانی: احساس آرامش و شادی ناگهانی پس از افسردگی شدید می‌تواند به این معنی باشد که فرد تصمیم به خودکشی گرفته و می‌داند قرار است این دردها و رنج‌ها به پایان برسد.برخی کارهایی که باید انجام دهیمخودتان باشید: اجازه دهید فرد بداند که شما به او اهمیت می‌دهید و تنها نیست. یافتن کلمات مناسب به اندازه نشان دادن نگرانی شما مهم نیست. پس فقط سعی کنید به او ثابت کنید که برایتان اهمیت دارد. نیاز نیست برای این کار از کلمات عجیب‌وغریب استفاده کنید.گوش بدهید: اجازه دهید دوست یا عزیزتان احساسات خود را تخلیه کند. مهم نیست که گفت‌وگو چقدر منفی به نظر می‌رسد، این واقعیت که فرد در حال صحبت کردن است، یک نشانه مثبت به حساب می‌آید.دل‌سوز باشید و قضاوت نکنید: فردی که قصد خودکشی دارد، با صحبت کردن درمورد احساسات خود کار درستی انجام می‌دهد. مهم نیست که شنیدن آن چقدر می‌تواند برای شما سخت باشد، چون مسلما به اندازه از دست دادن او، سخت نیست. پس به حرف‌های او گوش کنید، با او هم‌دلی کنید و او را قضاوت نکنید.پیشنهادهای امیدبخش بدهید: به عزیزتان اطمینان دهید که کمک در دسترس است و احساس خودکشی موقتی است. اجازه دهید فرد بداند که زندگی او برای شما مهم است.شخص را جدی بگیرید: اگر فردی که قصد خودکشی دارد، جملاتی مانند «من خیلی افسرده هستم، نمی‌توانم ادامه دهم» را می‌گوید، از او بپرسید که آیا فکر خودکشی دارد یا خیر. به او اجازه دهید دردهایش را با شما در میان بگذارد. اصلا سعی نکنید رنج او را کم اهمیت جلوه دهید.برخی کارهایی که نباید انجام دهیمبحث کردن: از گفتن جملاتی مثل: «تو برای اینکه زنده بمونی دلیل‌های زیادی داری»، «خودکشی تو به خانواده‌ات صدمه می‌زنه» یا «فقط از فکرش بیا بیرون» اجتناب کنید.شوکه شدن آشکار: اینکه بخواهید درمورد ارزش زندگی سخنرانی کنید، یا استدلال کنید که خودکشی اشتباه است، به فرد کمکی نمی‌کند.قول دادن برای رازداری: یک زندگی در خطر است و ممکن است برای ایمن نگه داشتن فرد از خطر خودکشی لازم باشد با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنید. اگر به او قول دهید که بحث‌های خود را محرمانه نگه دارید، ممکن است مجبور شوید قول خود را زیر پا بگذارید.سرزنش خودتان: شما نمی‌توانید افسردگی شخص دیگری را «رفع» کنید. مسئولیت خوشحالی یا ناراحتی دوست یا عزیز شما بر عهده شما نیست، اما می‌توانید به او کمک کنید.برگرفته از صفحه پیشگیری از خودکشی وب‌سایت helpguide.org</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2024 23:09:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغاز فصل سرد</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-urahmy8d0xne</link>
                <description>گزارشی از بزرگ‌داشت فروغ فرخ‌زادروز ۲۳ بهمن، یک روز قبل از سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد، واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی دانشجویان با همکاری کانون شعر و ادب مراسمی را برای گرامی‌داشت این شاعر نامدار معاصر در آمفی‌تئاتر دکتر ربیعی برگزار کردند؛ نشستی که به یاد آخرین دفتر شعر فروغ، «آغاز فصل سرد» نام گرفته بود و با حضور چند مهمان ویژه برگزار شد.پرداختن به فروغ فرخزاد و همچنین حضور حسین صفا موجب شد استقبال خوبی از این برنامه صورت گیرد، به طوری که هر صندلی سالن گرمای حضوری را در روزهای سرد سال، روی خود حس می‌کرد. برنامه با توضیحات مجری، بابت چرایی انتخاب فروغ فرخزاد شروع و با صدای علیرضا قربانی، سالن به استقبال مدعو اول این بزرگداشت رفت.دکتر عرش اکمل، نور امید در شعر فروغِ نا‌امید؟اگر در کوچه و خیابان راه افتاده و نظر مردم را درباره‌ی فروغ فرخ‌زاد جویا شوید، بعید است حداقل چند نفری بحث نا‌امید بودن او را پیش نکشند. دکتر شهناز عرش اکمل، منتقد و پژوهشگر ادبی به توضیح این موضوع پرداخت، اما با نگاهی متفاوت. او ابتدا در ستایش امید، گریزی به ماجرای «جعبه پاندورا» زد؛ افسانه‌ای که در آن پاندورا، اولین زن جهان جعبه‌ای را که از زئوس دریافت کرده بود، باز و در نتیجه آن عمل، تمام شوربختی‌ها بر روی زمین پراکنده شدند و تنها امید ماند تا تسلی بشریت باشد.سپس او سراغ بررسی تقابل امید و ناامیدی در یکایک رخدادهای پیرامون ما رفت و اشاره‌ای به حضور پدیده امید در تمام جهان ما، حتی در خود کلمه «ناامید» داشت. دکتر عرش اکمل در ادامه صحبت‌های خود به واکاوی نشانه‌های امید و امیدواری در شعر فروغ پرداخت و برای نمونه دو شعر «آیه‌های زمینی» و «آغاز فصل سرد» را مثال آورد که در هر دو شعر، با وجود توصیف‌های تلخ فروغ از وضعیت روزگار خود، می‌توان انتظار او برای پایان یافتن فصل سرد و ظهور رگه‌های امید را یافت.حال روی سخن با شماست، چقدر فروغ را می‌شناسید؟بخشی از محتوا‌ی برنامه را نظرات دانشجوهای دانشگاه در رابطه با فروغ تشکیل می‌داد؛ مصاحبه‌ای که از قبل با تعدادی از آنان گرفته شده و در میان نشست پخش شد. در این مصاحبه سوالاتی مانند: شعر موردعلاقه از فروغ، بخش موردعلاقه از زندگی او و از این قبیل سوالات پرسیده شده بود و قابل تأمل آنکه حاشیه زندگی این شاعر معاصر از متن آن بخش بزرگ‌تری از اطلاعات مصاحبه شوندگان را تشکیل می‌داد. بد نیست اشاره کنیم آن دسته از دانشجوهایی که اطلاعات چندانی از ابعاد مختلف زندگی فروغ نداشتند، در آخرین سوال این پرسش و پاسخ، فعالیت‌های اجتماعی او را جالب‌تر از باقی بخش‌های زندگی‌اش ارزیابی کرده و اشتیاق بیشتری را برای مطالعه این موضوع از خود نشان دادند.حسین صفا، همان‌طور که انتظار می‌رفت!حسین صفا، شاعر و مترجم که همکاری‌های خاطره‌انگیزی با محسن چاووشی داشته، دومین میهمان این نشست بود. او قبل از شروع صحبت‌هایش اذعان داشت که انسانی آکادمیک و دانشگاهی نیست و با مدل خودش صحبت خواهد کرد. همان‌طور هم شد. او پس از خواندن شعری از فروغ به تمجید از زیبایی او پرداخت و از عوامل اجرایی برنامه درخواست کرد عکسی را که در آن مو‌های فروغ نمایان نیست، برداشته و عکسی کامل را جایگزین آن کنند. این موضوع به دل حاضرین برنامه نشست و  موجب تشویق او شد. احتمالا جناب صفا از میزان خطرناکی چند تار موی شاعری که چندین سال است به رحمت خدا رفته، خبر نداشته، وگرنه دست در دست حراست دانشگاه همان عکس نصفه‌ونیمه فروغ را هم سانسور می‌کرد!صفا در بخش بعدی صحبت‌های خود، به بررسی نظرات مختلف درباره‌ی فروغ پرداخت و هر دو دیدگاه تقدیس و یا کوچک شمردن او را به نقد گرفت. او همچنین از کتاب‌ها و مقالاتی که در رابطه با فروغ نوشته شده گله کرد و اکثر آن‌ها را فاقد رعایت انصاف دانست.او همچنین در آخر سخنرانی خود با درخواست حضار، شعری از اشعار تازه خود را خواند که با استقبال و تشویقش از سوی جمع همراه شد. جالب آنکه هنگام خوانش این شعر، در لحظه تصمیم به تغییر بخشی از آن گرفت که احتمالا از خاطرات خوشش از شریف خواهد بود.شعرخوانی و تک نوازی، هنرنمایی دانشجویانجایی که شعر هست، حتما موسیقی هم هست و گویی این دو هنر با هم عجین شده‌اند. این گرامی‌داشت هم از این قاعده مستثنی نبود و  در بخش‌های ‌مختلفی از برنامه، تک‌نوازی‌های پیانو و سنتور به دست دانشجوها اجرا شد که حال و هوای خاصی در سالن برقرار کرده بود و مورد اقبال حاضرین قرار گرفت. همچنین دکلمه دو شعر از اشعار فروغ، در میان صحبت‌های میهمانان بر زیبایی‌های ۲۳م بهمن ماه آمفی‌تئاتر دکتر ربیعی افزوده بود.سایه اقتصادی‌نیا و مرز پر‌گهر‍!آخرین سخنران این نشست سایه اقتصادی‌نیا ، پژوهشگر و منتقد ادبی بود که سابقه تولید محتواهای مختلفی درباره با فروغ را هم دارد. او چند صباحی است خاک ایران را وداع گفته و به همین خاطر، در این بزرگداشت به صورت مجازی و از طریق ارسال کلیپ حضور داشت.اقتصادی‌نیا در کلیپ ارسالی خود به بررسی شعری اجتماعی از فروغ، شعر «مرز پر‌گهر» پرداخت؛ شعری که به قول او، فروغ تمام اقشار و لایه‌های اجتماعی دوران خود را از دم تیغ گذرانده و حتی موضوع انقلاب مشروطه و یا صدور شناسنامه را به جغجغه و مردم زمانه خود را به نوزادانی تشبیه کرده که مسند‌نشینان با آن جغجغه قصد ساکت نشاندن‌ آن‌ها را را دارند.او در آخر، صحبت‌های خود را با طرح پرسشی با این مضمون به اتمام رساند که اگر فروغ امروز زنده بود و دگرگونی گفتمان اجتماعی را در روزگار ما می‌دید، باز هم این شعر را در دفتر اشعار خود نگاه می‌داشت یا تصمیم به تغییر آن می‌گرفت؟کیارش خسروی</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 21:58:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت عامل مردمان عاشق</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-uusbiu8hasxb</link>
                <description>نگاهی به ارائه پیتر سالووی درباره عشقعشق چیست؟ به نظرم حتی اگر به تعداد انسان‌ها راه برای رسیدن به خدا نباشد، حتما به تعداد انسان‌ها تعریف و درک و تجربه از عشق وجود دارد؛ هرکس در «گاه» و در یک «آن» مخصوص به خود توشه‌اش از عشق را برداشته و بعدا با همان توشه تعریفش از عشق را صورت‌بندی کرده است. در این نوشته سعی دارم برداشتی آزاد از ارائه پیتر سالووی که به صورت مهمان در جلسه نهم درس آشنایی با روان‌شناسی دانشگاه یل در مورد عشق صحبت کرد، داشته باشم. در میان نوشته، گاهی گریزی هم به ارائه دکتر آذرخش مکری با عنوان «میل جنسی و اختلال کاهش آن» که در دانشگاه تهران ارائه شده، خواهم داشت. سالووی در این ارائه که ظاهرا در روز ولنتاین هم بوده، سعی می‌کند دانشجوها را با نظریه‌های مهم عشق و جذب آشنا کند و نشان دهد که چیزی که افراد از آشنا شدن با یکدیگر و وصال می‌گویند، راه بسیار سختی نیست و معمولا روندی طبیعی دارد و البته ریزه‌کاری‌هایی که آن‌ها نیز اهمیت زیادی دارد. نکته مهمی که باید همین اول به آن اشاره کرد، این است که برای فهم بهتر گزاره‌های این ارائه، بهتر است که خود دوره آشنایی با روان‌شناسی کامل دیده شود.فراق قاعده است و وصال استثنا؟وقتی سراغ داستان‌های عاشقانه می‌رویم، اولین چیزهایی که به چشم‌مان می‌آید، نحوه آشنایی و وصال عاشق و معشوق با یکدیگر است؛ چگونه اتفاقات خارق‌العاده و عجیب و در کار بودن ابر و باد و مه و خورشید و فلک لازم است تا دو نفر یکدیگر را ببینند، بیابند، مهرشان در دل هم افتد، آشنا شوند و در نهایت به وصال هم برسند. حتما باید اسب رستم، رخش گم شود تا رستم در پی یافتن آن، به شهر سمنگان برسد و با دختر شاه آنجا، تهمینه آشنا شود، یا حتما زال باید مسئول زابل شود و به صورت اتفاقی در پی سرکشی از کابل با رودابه آشنا شود و بعد برای صحبت با او به برج رودابه برود و با موی بلند او بتواند به بالای برج برسد، یا سیندرلا، حتما باید کفش‌اش را در کاخ پادشاه جا بگذارد تا پسر پادشاه به وصال او برسد. وقتی هم که سراغ دیوان شعرای خودمان می‌رویم، می‌بینم که دوری و فراق از یار در ابیات بروز بیشتری دارد تا وصال و در بر یار بودن، گویا قاعده بر فراق است و وصال نادر و کم‌یاب. اصلا چرا جای دوری برویم؟ کافی‌ست در شبکه‌های اجتماعی سرکی بجنبانید تا ببینید چگونه مردم از نرسیدن به یار و نهان‌شیداهایشان، شکوه سر می‌دهند و آه از نهاد بلند می‌کنند.مثلث صمیمیت، اشتیاق و تعهدبرای شروع بحث، باید اول مفهوم عشق را تعریف کنیم. عشق به چه معناست؟ و بر اساس این تعریف، رابطه‌ها چگونه دسته‌بندی می‌شوند؟ و در ادامه، بیشتر این ارائه، به این مسئله خواهد پرداخت که چگونه یک نفر، نفر دیگر را از لحاظ رمانتیک، جذاب می‌بیند و می‌خواهد یک رابطه عاشقانه با او داشته باشد.رابطه‌ها بر اساس تئوری مثلث رابرت استرنبرگ دارای سه وجه هستند:۱. صمیمیت۲. اشتیاق۳. تعهدصمیمیت به این معناست که با طرف مقابل‌تان چقدر راحت هستید؟ چقدر راحت و بدون احساس مزاحم بودن یکی برای دیگری وارد گفت‌وگو می‌شوید؟ چقدر به یکدیگر متصل هستید و اگر رازی داشته باشید که دیگران محرمش نیستند، می‌توانید راحت و صمیمی به او بگویید؟اشتیاق چیست؟ اشتیاق به این معناست که به طرف مقابل‌تان چقدر کشش دارید؟ چقدر طرف مقابل جذب‌تان می‌کند و خلاصه او می‌کشد قلاب را؟ البته منظور در اینجا اشتیاق و کشش جنسی به طرف مقابل است، یعنی چقدر بدون احساس بد و با میل و انگیزه به طرف مقابل‌تان از نظر جنسی تمایل دارید؟تعهد هم که معمولا با تأهل کنار هم می‌آید، به رابطه‌تان با طرف مقابل مربوط می‌شوید، چقدر نسبت به این رابطه احساس وفاداری دارید؟ چقدر حاضر هستید برای بهتر شدن این رابطه تلاش کنید و هزینه بدهید و با فداکاری خودتان از نابودی‌اش جلوگیری کنید؟ خلاصه همان «تو حاضری برای عشق‌مان چه کار کنی؟»عشق کدام است؟اگر هر سه مورد صمیمیت، اشتیاق و تعهد را در رابطه با فرد مقابل‌تان دارید، به این معناست که شما نسبت به طرف مقابل عشق می‌ورزید و عاشق او هستید، اما اگر مثلث‌تان ناقص است و ضلعی از آن می‌لنگد، بی‌زحمت اسم عشق روی رابطه‌تان قرار ندهید و بگذارید این عشق برای مردم بماند. اگر سه از سه نیستید، رابطه‌تان اسم دیگری دارد؛ مثلا یک دوست صمیمی عبارت است از رابطه‌ای که در آن موارد اول و سوم، صمیمیت و تعهد وجود دارد (قطعا نسبت به دوست صمیمی‌تان کشش و اشتیاقی از نوع جنسی ندارید). همچنین اگر فقط در خودتان نسبت به فرد دیگری فقط اشتیاق و کشش و جذبه حس کردید و هنوز خبری از صمیمیت و تعهد نیست، به این رابطه، در اصطلاح عشق در نگاه اول می‌گویند. در برخی جوامع سنتی که عقد برخی‌ها در آسمان‌ها و به دست افلاکیان بسته شده و برای پسر و دختر انتخابی در کار نیست، صرفا مورد سوم، یعنی تعهد در رابطه وجود دارد، یعنی دو نفر که بدون شناخت برای یکدیگر انتخاب می‌شوند و به ازدواج یکدیگر در می‌آیند، صرفا تعهدی بر مبنای دین یا قانون نسبت به رابطه‌شان حس می‌کنند و حداقل در اول کار خبری از صمیمیت و اشتیاق نیست. به طور خلاصه می‌توانید نوع رابطه‌ها را در جدول زیر بیابید. روابط‌تان با اطرافیان خود را یک‌بار دیگر به صورت دقیق بررسی کنید و ببینید طبق تعاریف این جدول، اسم رابطه‌تان با آنها دقیقا چیست.چطور عاشق می‌شویم؟حالا که فهمیدیم عشق به کدام نوع رابطه اطلاق می‌شود و تعریفش حداقل در اینجا چیست، به این سئوال می‌رسیم که چه چیزی باعث می‌شود که دو نفر به یکدیگر جذب شوند؟ آیا اتفاق عجیبی رخ می‌دهد و واقعا کائنات دست‌های پشت پرده‌شان را حرکت می‌دهند؟ در ادامه سالووی سعی می‌کند روند معمول این اتفاق را توضیح دهد.ارتباط و علاقه دو نفر به یکدیگر بر اساس هفت متغیر رخ می‌دهد. خود این هفت مورد به دو قسمت تقسیم می‌شوند. قسمت اول یا سه مورد اصلی و مهم و قسمت دوم یا چهار مورد جالب که اهمیت‌شان از قسمت اول، کمی کمتر ولی وجودشان ضروری و لازم است:الف) سه مورد اصلی:نزدیکی (Proximity)شباهت (Similarity)آشنایی (Familiarity)ب) چهار مورد مهم دیگر:شایستگی (Competence)جذابیت فیزیکی (Physical attractiveness)اثر به‌دست آوردن – ازدست دادن (Gain-loss effect)حس اشتباه تحریک (Misattribution of arousal)اطرافت را بپا!در طی تحقیقات، معلوم شده که به عنوان مثال افرادی که در یک شهر در مناطق نزدیک بهم سکونت دارند یا در یک خوابگاه اتاق‌هایشان در مجاورت یکدیگر است، با احتمال بیشتری با هم وارد یک رابطه عاشقانه می‌شوند. اصل اول، که نزدیکی (Proximity) است بیان می‌کند که احتمال اینکه شما با فردی که از نظر فیزیکی به شما نزدیک است، وارد رابطه شده و عاشقش شوید، بسیار بیشتر از دیگر افرادی‌ست که از شما دور هستند و کم‌تر گذرتان به کویشان می‌خورد. همین است که از لانگ دیستانس عشق و رابطه درست‌وحسابی‌ای درنمی‌آید. به طور مثال، احتمال اینکه شما عاشق هم‌دانشکده‌ای‌تان شوید، خیلی بیشتر از آن است که با یک نفر دیگر در یک دانشگاه دیگر وارد رابطه شوید. البته اگر دانشکده و دانشگاه‌تان قابلیت عاشق شدن را داشته باشد! در واقع وقتی یک نفر معمولا در محیط اطراف‌تان حضور دارد و با هم برخورد دارید و همدیگر را می‌بینید و شاید سلام و علیکی هم می‌کنید، احتمال تشکیل رابطه هم بین‌تان وجود دارد. پس سعی کنید که به اطراف‌تان با دقت بیشتری نگاه کنید و البته دایره دوستی وسیعی داشته باشید تا آن‌قدر آدم دوروبرتان باشد که از بین‌شان بتوانید عاشق همانی شوید که ویژگی‌های مدنظرتان را دارد و به مرد/زن رویاهایتان شبیه‌تر است و همیشه خوابش را می‌بینید.کبوتر و باز و داستان همیشگیاصل دوم شباهت (Similarity) است. مثل کبوتر با کبوتر، باز با باز هم دقیقا همین‌جا وارد داستان می‌شود و خودش را نشان می‌دهد. افرادی که در زمینه های مختلف شبیه به یکدیگر هستند، برای همدیگر جذابیت بیشتری دارند و اشتیاق بیشتری در همدیگر برای نزدیک شدن ایجاد می‌کنند. این شباهت می‌تواند قد و چهره افراد باشد، رشته دانشگاهی باشد، علایق سینمایی و موسیقی باشد و یا حتی نظرات سیاسی و اجتماعی و البته قومیت و فرهنگ و نژاد. ما به کسانی علاقه‌مند می‌شویم که به آن‌ها شبیه باشیم. البته باید توجه داشت که این گزاره در صورتی درست است که تمامی شرایط برابر باشد و فقط همین عامل متغیر و تعیین‌کننده احتمال جذب شدن به تشکیل رابطه با یک فرد.عشق در یک نگاه؟! ندیده و نشناخته؟!مورد آخر در بین عوامل اصلی، آشنایی (Familiarity) است. در واقع ما با کسانی وارد رابطه می‌شویم و عشق‌شان را در دل احساس می‌کنیم که مدت زمانی از آشنایی‌مان با آنها می‌گذرد و شناختی از آنها بدست آورده‌ایم و ارتباطی با آنها داریم. بنابراین طبق این اصل امکان و احتمال اینکه با غریبه‌ای که صرفا در یک مهمانی او را دیده‌ایم وارد رابطه شویم، بسیار پایین است. اما اینجا تفاوتی بین پسرها و دخترها وجود دارد. دکتر مکری در ارائه‌اش به نظریه رزماری باسون (Rosemary Basson) اشاره می‌کند که در فرآیند آشنایی و ایجاد رابطه، معمولا جنس مذکر کمی سریع‌تر وارد رابطه می‌شود و عشقش زبانه می‌کشد، ولی جنس مونث به آرامی علاقه‌مند می‌شود و آتش عشق‌شان ناگهان سر بر نمی‌آورد. خلاصه که ما معمولا با کسی رابطه عاشقانه پیدا می‌کنیم که قبلا او را می‌شناسیم و با او ارتباط هم داشته‌ایم.حال که با سه اصل مهم در فرآیند ایجاد علاقه و عاشق شدن آشنا شدیم، سراغ چهار عامل ثانویه می‌رویم که جالب‌تر و پیچیده‌تر هستند و بحث پیرامون آن‌ها زیاد است.آدم عادی ممکن‌الخطاستاولین مورد شایستگی (Competence) است. شایستگی در واقع اشاره دارد به این مسئله که هرکدام از ما با توجه به عقاید و افکار و باورها و پیش‌فرض‌های ذهنی که داریم،‌ یک‌سری معیار و متر در ذهن‌مان تعبیه کرده‌ایم و با توجه به آنها به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه افراد را می‌سنجیم و قضاوت می‌کنیم و در نتیجه این سنجش و قضاوت، افراد شایسته‌تر را برای تشکیل رابطه انتخاب می‌کنیم. اما نکته جالبی در اینجا وجود دارد؛ درست است که ما به افراد شایسته علاقه‌مند می‌شویم و احتمال بیشتری برای تشکیل رابطه با آنها داریم ولی افرادی خیلی شایسته نیز ما را می‌ترسانند و به نوعی تهدیدی برای ما به حساب می‌آیند. به همین سبب ما جذب افرادی می‌شویم که علاوه بر شایستگی، مبرا از خطا هم نباشند. در واقع ما نسبت به افرادی که خوب هستند، ولی اشکال هم در کارشان و مویی در ماست‌شان پیدا می‌شود، بیشتر حس دوستی و قرابت پیدا می‌کنیم، چون نسبت به دیگرانی که بسیار عالی و کامل هستند، به خودمان شباهت بیشتری دارند. اثر پرتفال (pratfall effect) نامی‌ست که روی این موضوع گذاشته‌اند. مثال معروف این اثر هم، اتفاق روی‌داده برای بیل کلینتون و خیانت‌اش به هیلاری کلینتون است که حتی بعد از برملا شدن این موضوع، از محبوبیت بیل کلینتون کاسته نشد و مردم در جواب چرایی قضیه بیان می‌کردند که این اتفاق نشان داد که او هم انسان است و از خطا مبرا نیست. در واقع ما فردی را دوست داریم که در عین شایستگی، امکان خطا هم داشته باشد و او را به فرد متوسطی که خطا می‌کند، ترجیح می‌دهیم. پس سعی نکنید خودتان را بسیار عالی نشان دهید، خود خودتان باشید، بهتر نتیجه می‌گیرید.خدا هم زیباست و زیبایی را دوست داردمورد بعدی به جذابیت فیزیکی (Physical attractiveness) ارتباط دارد. واقعیت به ظاهر تلخی که اینجا خودش را نشان می‌دهد این است که زیبایی ظاهر، قسمت مهمی از علاقه‌مند شدن و شروع یک رابطه را تشکیل می‌دهد. سالووی در این جا به آزمایشی اشاره می‌کند که در دانشگاه انجام و از دانشجوها پرسیده شد که کدام یک از معیار‌ها برای آنکه به یک نفر علاقه‌مند شوند، مهم است. اکثر افراد به معیارهایی مانند حس‌ شو‌خ‌طبعی، گرم بودن، مشتاق بودن، باهوش بودن و موارد دیگر اشاره کردند، ولی جذابیت فیزیکی در رده‌های بسیار پایین قرار گرفت. سپس افراد را به صورت کاملا تصادفی به قرار های آشنایی فرستادند و سپس بررسی کردند که کدام قرار به قرار دوم منجر شده است. نتایج نشان می‌داد قرارهایی به قرار دوم و بیشتر ختم شده که معیار زیبایی ظاهر در آن‌ها نمره خوبی گرفته است، یعنی جذابیت فیزیکی برای دو طرف برقرار بوده و نه لزوما حس شوخ‌طبعی، باهوشی یا گرم ‌بودن. پس ظاهر بسیار مهم است، اما برای رابطه طولانی مدت، قطعا شاخص های دیگر هم بسیار تأثیرگذار خواهندبود. خلاصه برای شروع به سرووضع خودتان برسید و ظاهرتان را حسابی بیارایید که در اولین برخورد تنها چیزی‌ست که طرف مقابل از شما می‌بیند.پیوسته و آهستهمورد سوم اثر از دست دادن-به دست آوردن (Gain-loss effect) نام دارد. در واقع این اثر بیان می‌کند که ما بیشتر به تغییرات حساس هستیم تا شرایط موجود. چیزی که تغییرات به ما نوید می‌دهد، ترکیبی از خطر و موقعیت جدید است که چون برای ما ناشناخته به نظر می‌رسد، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهیم. ما نسبت به کسانی که به مرور به ما توجه می‌کنند و توجه‌شان ناگهانی نیست، علاقه‌مندی و حس بهتری داریم. در واقع جذب کسانی می‌شویم که آرام آرام و در طی زمان علاقه‌مندی خود را ابراز می‌کنند و از افرادی که ناگهانی به ما علاقه‌مند شده و آن را ابراز می‌کنند، دوری می‌جوییم. ابراز علاقه ناگهانی معمولا از سوی طرف مقابل پس زده می‌شود. این موضوع درباره ابراز عدم علاقه هم صادق است. اگر کسی ناگهانی به ما بگوید که از ما خوشش نمی‌آید، چندان برای ما مهم نخواهد بود، ولی اگر کسی که می‌شناسیمش، آرام آرام از ما دور شود، باعث رنجش بسیار ما خواهد شد.مطمئنی عاشق شدی؟مورد آخر حس اشتباهی تحریک یا (Misattribution of arousal) است. در واقع برخی اوقات و براساس شرایطی، این حس در ما ایجاد می‌شود که عاشق شده‌ایم و دیگر بدون او نمی‌توانیم، ولی اگر به شرایط نگاه کنیم احتمالا متوجه اشتباه برداشت خود خواهیم شد. به طور مثال ترس باعث ایجاد تپش قلب می‌شود و اگر بعد از ترس با کسی ملاقات کنیم و این تپش قلب را به علاقه به فرد مقابل ربط دهیم، دچار خطای برداشت شده‌ایم. یا به عنوان مثالی دیگر مصرف قهوه، باعث تپش قلب و عرق کردن می‌شود و ما فکر می‌کنیم به کسی که با او در حال خوردن قهوه هستیم علاقه‌مند شده‌ایم. حس عدم امنیت نیز باعث می‌شود که برای تأمین امنیت به سراغ فردی برویم که حس می‌کنیم می‌تواند امنیت ما را تأمین کند و این ارتباط را به علاقه‌مندی ربط می‌دهیم. فهمیدن درست این علاقه نیازمند گذشت زمان و ارزیابی ما از رابطه و مشورت گرفتن از مشاور است.به عنوان جمع‌بندی شاید بشود گفت که روند آشنایی ما با فرد دیگر و ایجاد حس علاقه‌مندی و عاشق شدن، لزوما از مسیر های عجیب نمی‌گذرد و روندی طبیعی و مشخص دارد.محمد شرافتیمنتشرشده در شماره ۸۷۱ روزنامه شریف</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 11:26:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیاورانی‌های آزادی</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-pdmkrr3cor1s</link>
                <description>مروری بر تاریخ شکل‌گیری دانشکده مدیریت و اقتصاد شریفدانشکده مدیریت و اقتصاد شریف سال ۱۳۷۸ تأسیس شد، اما در واقع شکل‌گیری آن را می‌توان در سال ۶۲ جست‌وجو کرد؛ جایی که دکتر مشایخی، فارغ‌التحصیل کارشناسی دانشکده مهندسی مکانیک شریف و دکترای دانشکده مدیریت MIT، بعد از بازگشت به ایران و استخدام در دانشگاه صنعتی اصفهان و همکاری با سازمان برنامه و بودجه در نوشتن برنامه پنج‌ساله اول توسعه کشور، رشته‌ای را با نام مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی در دوره ارشد این دانشگاه راه‌اندازی می‌کند و افرادی چون دکتر مسعود نیلی دانش‌آموخته این رشته تازه‌تأسیس می‌شوند. بعد از آن مشایخی در سال ۶۸ به درخواست سازمان برنامه و بودجه، موسسه‌ای آموزشی و پژوهشی را ایجاد می‌کند که بعدها به موسسه نیاوران معروف شده و گروهی از اقتصاددانان ایرانی هم کم‌کم با نام مکتب نیاوران شناخته می‌شوند؛ مکتبی که در بزنگاه‌های مختلفی مورد حمله و انتقاد گروه‌های رقیب قرار گرفته و مقصر وضع اسف‌بار اقتصادی کشور معرفی شده است.در اینجا مروری کوتاه بر سیر شکل‌گیری دوره ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی، موسسه نیاوران و دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف و توسعه و بالا و پایین‌های روزگار آن داشته‌ایم؛ بالا و پایین‌هایی که تا مرز انحلال این دانشکده هم پیش رفت.سال ۱۳۶۲: تأسیس رشته مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی در دانشگاه صنعتی اصفهاندکتر علینقی مشایخی، بعد از پایان تحصیلاتش در دانشکده مهندسی شریف، تصمیم می‌گیرد تحصیلاتش را به عنوان بورسیه دانشگاه در دانشکده مدیریت دانشگاه MIT ادامه دهد: «بعد از فارغ‌التحصیل شدن نمی‌دانستم مهندسی را ادامه بدهم یا رشته‌ای که بر جامعه تأثیرگذار است. یکی دو سالی در دانشگاه و کارهای صنعتی گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم مدیریت بخوانم. برای ادامه تحصیل به دانشکده مدیریت دانشگاه MIT رفتم و دکترا گرفتم.» در آن زمان بورسیه‌های شریف تعهد داشتند که بعد از بازگشت به ایران، به دانشگاه صنعتی اصفهان بروند. مشایخی در آن زمان خلأ مدیریت علمی را در سطح کشور احساس می‌کند و معتقد است که دانش‌آموختگان مهندسی می‌توانند در پر کردن این خلأ بیشترین نقش را داشته باشند: «تهیه برنامه برای دولت در سال ۶۱ و ۶۲ یکی از فعالیت‌هایی بود که من نقش مهم و شاید اصلی را در طراحی و هدایت آن داشتم. در این جریان، بیشتر به نیاز کشور برای تربیت و آموزش نیروهای زبده در رشته‌های اقتصاد، برنامه‌ریزی و مدیریت متقاعد شدم، چون از آن جهت کشور فقیر بود. بنابراین در سال ۶۲ به فکر تأسیس یک رشته برای تربیت نیروهای جوان و مستعد در زمینه برنامه‌ریزی افتادم. با همکارانم در دانشگاه صنعتی اصفهان صحبت کردم و طرح کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی را ریختیم. آن وقت دانشگاه‌ها تعطیل شده و وزارت علوم هم تعطیل بود و سازوکار بررسی رشته‌های جدید راه نیافتاده بود، ولی وقتی طرح تهیه شد، با توجه به اینکه دکتر بانکی، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه هم بسیار فعال بودند و هم نیاز به نیروهای زبده را به خوبی احساس می‌کردند و می‌فهمیدند، به شدت از طرح حمایت کردند و مستقیما با حمایت ایشان طرح را بردیم در شورای انقلاب فرهنگی و تصویبش کردیم.»فارغ‌التحصیلان این دوره بعدها در سمت‌های مدیریتی کلان کشور مشغول به کار شدند و در تدوین برنامه سوم توسعه نقشی کلیدی ایفا کردند. شاید دکتر مسعود نیلی، شاخص‌ترین دانش‌آموخته این دوره باشد. نیلی فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی عمران شریف بوده است.علینقی مشایخی۱۳۶۸: تأسیس موسسه عالی آموزش و پژوهش در مدیریت و برنامه‌ریزیمشایخی سال ۶۵ از صنعتی اصفهان به شریف منتقل می‌شود و سال ۶۸ موسسه‌ای وابسته به سازمان برنامه و بودجه با نام اولیه «موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه» را با کمک مسعود روغنی زنجانی، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه در دولت اول سازندگی در نیاوران تأسیس می‌کند که بعدها به موسسه نیاوران معروف می‌شود. روغنی زنجانی انگیزه تشکیل آن را تحقق دو هدف عمده می‌داند: ایجاد نهادی که بتواند نیازهای برنامه‌ریزی استراتژیک کشور در حوزه‌های مختلف را پاسخ دهد، به مطالعه و تحقیق در مسائل روزمره و جاری بپردازد و جمع‌بندی کارشناسی خود را به سازمان برنامه ارائه کند و تربیت کادر برای سازمان برنامه و دیگر دستگاه‌های ستادی کشور.مسعود روغنی زنجانیموسسه به عنوان نهادی پژوهشی کار خود را آغاز می‌کند و گامی به سوی نخستین هدف مدنظر موسسانش پیش می‌رود، اما هدف دوم که تربیت کادر بود، گرفتار سد قانونی وزارت علوم می‌شود. وزارت علوم آموزش را مختص دانشگاه‌ها می‌داند و از اعطای مجوز آموزشی پذیرش دانشجو به آن موسسه سرباز می‌زند. مشایخی مسئله عدم اعطای مجوز پذیرش دانشجو را به شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌کشاند و در آنجا امکان برگزاری دوره آموزشی در موسسه تصویب می‌شد: «وزارت علوم می‌گفت موسسه پژوهشی، کارش پژوهش است. اگر آموزش می خواهید، بروید سراغ دانشگاه‌ها و از طرف دیگر ما می‌دیدیم که در آن قالب سنتی دانشگاه‌ها آن چیزی که سازمان برنامه و بودجه می‌خواست تربیت نمی‌شد. منطق وزارت علوم درست بود، ولی آن نتیجه‌ای که ما می خواستیم، از دانشگاه‌ها حاصل نمی‌شد. در نتیجه ما مسئله را کشاندیم به شورای عالی انقلاب فرهنگی که بالای سر وزارت علوم بود و با وجود مخالفت وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کرد که این دوره را آنجا بگذاریم. وزارت علوم هم ناراحت شد، ولی خب چاره‌ای نبود.»موسسه موسوم به نیاورانبدین ترتیب با رفع این مانع، در همان سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ با پذیرش دانشجو در دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی-اجتماعی عملا گام مهمی در جهت تحقق هدف دوم که آموزش کادرهای نخبه بود، برداشته می‌شود.به گفته مشایخی تأثیر و کارآمدی فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی در دانشگاه صنعتی اصفهان، دلیل اصلی درخواست روغنی زنجانی برای راه‌اندازی موسسه بوده، چرا که فارغ‌التحصیلان این دوره در پروژه‌های سازمان برنامه و بودجه روغنی زنجانی را کمک کرده بودند. به همین خاطر اولین رشته‌ای که اقدام به پذیرش دانشجو در موسسه نیاوران می‌کند، دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی‌ست. از سوی دیگر موسسه در آزمون ورودی دوره کارشناسی ارشدش به فارغ‌التحصیلان تمامی رشته‌ها اجازه حضور می‌دهد، یعنی دانشجوهای فنی هم این امکان برایشان فراهم می‌شود که به سوی اقتصاد تغییر مسیر دهند.محمد طبیبیانده سال در دست خودی‌هامدیریت موسسه نیاوران در ده سال اولیه حیاتش در دست افرادی‌ست که گرایش فکری نزدیکی در زمینه اقتصاد دارند؛ علینقی مشایخی (۷۴-۱۳۷۰)، محمد طبیبیان (۷۵-۱۳۷۴)، مسعود نیلی (۷۶-۱۳۷۵)، مسعود روغنی زنجانی (۷۷-۱۳۷۶) و غلامعلی فرجادی (۸۱-۱۳۷۷). حضور هم‌زمان در موسسه نیاوران و معاونت‌های سازمان برنامه و بودجه، این امکان را برای افراد موسسه فراهم می‌کند که برنامه پنج‌ساله سوم توسعه را با گرایش‌های نزدیک به بازار آزاد و خصوصی‌سازی و تعدیل ساختار اقتصادی تنظیم و در سال ۱۳۷۹ در دولت اول اصلاحات به تصویب برسانند.پس از تصویب برنامه سوم به عنوان خروجی نهایی آن سازمان در دوران ریاست محمدعلی نجفی، در سال ۱۳۷۹ سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداری و استخدامی کشور ادغام شده و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی شکل می‌گیرد که به مدت یک سال ریاست آن به محمدرضا عارف و بعد از آن به تیم اقتصادی موسوم به نهادگرا به ریاست ستاری‌فر سپرده می‌شود. این تحولات، تغییراتی را در مدیریت و سیاست‌های موسسه نیاوران به عنوان نهادی وابسته به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به دنبال دارد. موسسه در مرکز آموزش مدیریت دولتی ادغام و نام آن به «موسسه آموزش و پژوهش در مدیریت و برنامه‌ریزی» تغییر می‌کند.مسعود نیلی۱۳۷۸: تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریفتغییر و تحول‌ها در موسسه باعث می‌شود ایده قدیمی ایجاد مرکزی باثبات که از تغییرات مدیریتی و دولتی مصون باشد، این بار در دانشگاه شریف دنبال شود. به گفته مشایخی او به روغنی زنجانی پیشنهاد داده بوده که موسسه بخشی از دانشگاه شریف باشد تا پایدار بماند و با تغییرات سازمان برنامه و بودجه، تضعیف نشود، اما روغنی زنجانی این پیشنهاد را نپذیرفته است.دانشکده در سال ۱۳۷۸ با نام «مدیریت و سیستم» تأسیس می‌شود و بعدا به «مدیریت و اقتصاد» تغییر نام می‌دهد، هرچند به گفته محمدرضا آراستی، مشایخی از سال ۷۶ تا ۷۸ طرح ایجاد دانشکده جدید را دنبال و مدیران بخش‌های مختلف صنعت و مسئولان وقت دانشگاه و وزارت علوم را متقاعد کرده وجود چنین دانشکده‌ای در شریف ضرورت دارد: «مدیران صنعت که خود از فارغ‌التحصیلان مهندسی بودند، نیاز به افرادی که توانایی مدیریت علمی را در کنار علم مهندسی داشته باشند، احساس می‌کردند. مسئولان وقت دانشگاه، به‌ویژه دکتر سهراب‌پور از ایجاد این دانشکده دو هدف عمده را دنبال می‌کردند؛ اولا اینکه فارغ‌التحصیلان شریف با مجهز شدن به دانش روز اقتصاد و مدیریت به حل مسائل اساسی کشور کمک کنند و به این ترتیب از مهاجرت ایشان به خارج از کشور جلوگیری شود. ثانیا دانشگاه شریف که در رشته‌های مهندسی عملکرد بسیار خوبی داشته، در رشته‌های اقتصاد و مدیریت نیز سرآمد باشد؛ همان‌طور که برترین دانشگاه‌های صنعتی دنیا در کنار دانشکده‌های مهندسی و علوم، دانشکده‌های معتبری را در دو حوزه مدیریت و اقتصاد ایجاد کرده‌اند و جوانان مستعد را به این رشته‌ها جذب می‌کنند.»نخستین دانشجوها از مهر ۱۳۷۹ در دوره کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرایی وارد دانشکده می‌شوند؛ رشته‌ای که‌ به گفته آراستی نزدیک‌ترین رشته به چیزی بوده که دانشکده به دنبال تحققش بوده است. جذب دانشجوهای نخبه و بااستعداد کشور، برای تأمین نیروی انسانی متخصص در زمینه اقتصاد و مدیریت و پاسخ به نیازهای روز کشور، کمک به صنعت برای جذب نیروهای کارآمد با تفکرات اقتصادی با مبنای علمی درست و تدریس اختیاری اقتصاد با مبنای علمی درست به دانشجوهای رشته‌های صنعتی در دانشگاه شریف، اهدافی‌ست که دانشکده برای خودش در نظر می‌گیرد.مشایخی علت انتخاب شریف برای تأسیس این دانشکده را این‌طور بیان می‌کند: «دو تجربه قبلی به کمک ما آمد و با آگاهی بیشتر و کامل‌تری دانشکده را راه‌اندازی کردیم. این دانشکده در دانشگاهی راه‌اندازی شد که محل تجمع استعدادهای درخشان کشور است. با ملاک کنکور، بهترین‌ها به دانشگاه شریف می‌آیند و ما دانشکده را در معرض دید و توجه آنها قرار داده‌ایم، یعنی کانالی زده‌ایم به یکی از مخازن مهم استعداد کشور.»از سوی دیگر انضباط، یک‌دستی اعضای هیئت‌علمی و تجربه حضور بنیان‌گذارانِ دانشکده در بالاترین سطوح سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کشور از جمله جذابیت‌های این دانشکده برای مهندسی‌خوانده‌های کشور به شمار می‌رود.۱۳۸۱: تأسیس رشته MBAبه گفته مشایخی دانشکده برای آن که در پذیرش دانشجو معطل تصویب رشته جدید در وزارت علوم نشود، ابتدا سراغ یک رشته مصوب نزدیک به اهدافش، یعنی مدیریت اجرایی می‌رود. بعد از گذشت یک سال، طرح دوره کارشناسی ارشد MBA برای اولین بار در کشور از سوی موسسان دانشکده تهیه و تنظیم و با استفاده از ظرفیت آیین‌نامه تازه‌ابلاغ‌شده وزارت علوم با عنوان آیین‌نامه واگذاری اختیارات برنامه‌ریزی درسی به دانشگاه‌ها که محدودیت دانشکده‌ها را برای تصویب رشته‌ها برداشته، ابتدا در شورای دانشکده مدیریت و اقتصاد، سپس در شورای دانشگاه شریف و در نهایت در شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی وزارت علوم به تصویب می‌رسد. در مرحله آخر هم مجوز نهایی از شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم اخذ و از سال ۱۳۸۱، MBA جای مدیریت اجرایی را در دانشکده می‌گیرد.۱۳۸۱ تا ۱۳۹۴: گسترش درون دانشکده، گسترش بیرون دانشکدهبعد از تأسیس دوره MBA، دوره کارشناسی ارشد علوم اقتصادی از سال ۱۳۸۱ در دانشکده به طور رسمی کارش را آغاز می‌کند. در ادامه علاوه بر افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته‌های MBA و علوم اقتصادی، دوره‌های جدید کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی-اجتماعی (۱۳۸۳)، دکترای سیاست‌گذاری علم و تکنولوژی (۱۳۸۴)، دکترای اقتصاد (۱۳۸۶)، کارشناسی ارشد مدیریت (۱۳۸۸)، دکترای مدیریت (۱۳۸۸) و دوره فرعی کارشناسی اقتصاد (۱۳۸۹) نیز در دانشکده راه افتاده و فعالیت‌های آن گسترده‌تر می‌شود.از سوی دیگر تأسیس پژوهشکده سیاست‌گذاری در سال ۱۳۸۷ و اندیشکده حکمرانی در سال ۱۳۹۴، اگرچه ارتباط رسمی و حقوقی با دانشکده ندارد، اما جریان آموزش و پژوهش در رشته‌های مرتبط با علوم انسانی و مسائل سیاست‌گذاری و حکم‌رانی و خارج از فضای سنتی فنی-مهندسی و علوم پایه را در شریف و اطراف آن گسترش می‌دهد و پربارتر می‌کند تا دیگر شریف فقط به مهندس‌ها و پروژه‌های مهندسی‌اش شناخته نمی‌شود.سنگ‌اندازی‌های گاه و بی‌گاهرشته مدیریت اجرایی و MBA به این منظور طراحی شده بود که افرادی را برای اداره علمی و موثر سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی کشور تربیت کند. به همین خاطر داشتن حداقل سه سال سابقه کار بعد از فراغت از تحصیل به عنوان شرط پذیرش در این رشته کمک می‌کرد که ورودی‌های این رشته را افراد علاقه‌مند به مباحث مدیریتی تشکیل دهند. از طرف دیگر ورود به این دوره، مستلزم موفقیت در مصاحبه ورودی بود؛ مصاحبه‌ای که تا سال ۱۳۸۴ وجود داشت، اما وزارت علوم دانشکده را از سال ۱۳۸۵ از برگزاری مصاحبه برای پذیرش دانشجوها در دوره کارشناسی ارشد MBA منع می‌کند.سال ۸۷، در نامه‌ای به دانشگاه گفته می‌شود که درخواست تمدید مجوز دوره MBA در شورای گسترش آموزش عالی مطرح و مورد تصویب قرار نگرفته است. به گفته آراستی این نامه چند اشکال قانونی داشت؛ اولا شریف دوره MBA را پس از طراحی به تصویب شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی رسانده بود و برای اجرای آن از شورای گسترش آموزش عالی مجوز قطعی داشت، یعنی مجوز مشروط نداشت که تقاضای تمدیدش را کند. و دوم اینکه هیچ نامه‌ای از دانشگاه مبنی بر تمدید مجوز MBA به وزارت علوم ارسال نشده بود.سال بعد، شریف از پذیرش دانشجو در رشته MBA منع می‌شود. دانشگاه صنعتی امیرکبیر دست به ابتکار جالبی می‌زند و نام دوره را به MBE، مخفف Master of Business for Engineers تغییر می‌دهد تا دانشگاه‌های صنعتی بتوانند در آن دانشجو بپذیرند. این بار دانشگاه تقاضایش برای پذیرش دانشجو در دوره MBE را به وزارت علوم ارسال می‌کند و در پاسخ مجوز برگزاری یک بار دوره MBE به شریف داده می‌شود تا در سال ۱۳۸۹ دانشجوی MBE بگیرد و تا چندسالی مجبور باشد هرسال مجوزش را تمدید کند.۱۳۹۲: تا مرز انحلالبهار ۹۲، وزارت علوم ظرفیت تمام رشته‌های دانشکده مدیریت و اقتصاد برای سال تحصیلی ۹۳-۹۲ را به بهانه غیرمجاز بودن این رشته‌ها و با ادعای ترویج تک‌بعدی علوم اجتماعی و انسانی صفر اعلام می‌کند. البته مشکلات این دانشکده برای جذب دانشجو از چند سال قبلش شروع شده و حتی زمزمه‌های تعطیلی دانشکده هم به گوش رسیده، اما مقاومت مسئولان دانشگا‌ه و پیگیری آنها در این دانشکده را باز نگه داشته است. این خبر که به رسانه‌های داخلی و خارجی هم رسیده، واکنش‌های متفاوتی در سطح دانشگاه دارد؛ شورای صنفی مخالفتش را همراه با جمع‌آوری امضا از دانشجوها اعلام می‌کند، اما گروهی از شریفی‌ها با عنوان فعالین فرهنگی شریف و گروهی از دانش‌آموختگان این دانشکده در حرکتی عجیب ضمن موافقت با صفر شدن ظرفیت، خواستار تعطیلی این دانشکده هم می‌شوند. انتشار دفترچه انتخاب رشته کنکور ارشد امیدها را برای بازگشت ظرفیت دانشکده مدیریت و اقتصاد به یأس تبدیل می‌کند، چرا که در آن خبری از ظرفیت برای این دانشکده شریف نیست. موضوع آن‌قدر داغ می‌شود که برخی نامزدهای انتخابات هم در تبلیغات‌شان سراغ آن می‌روند و تقصیرها را متوجه دولت می‌دانند. در نهایت رایزنی‌ها و نامه‌نگاری‌های رئیس و دیگر مسئولین دانشگاه با وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی غائله را فیصله می‌دهد و ظرفیت این دانشکده در دو گروه مدیریت و اقتصاد به دفترچه انتخاب رشته کنکور ارشد برمی‌گردد، هرچند کمتر از میزان درخواست دانشگاه. سرانجام خطر صفر شدن ظرفیت و تعطیلی دانشکده مدیریت و اقتصاد با بهانه‌هایی مثل بی‌توجهی به علوم انسانی اسلامی و تک‌بعدی بودن دانشکده، با تغییر دولت از بیخ گوش شریف می‌گذرد.مقاله روزنامه کیهان علیه دانشکده مدیریت و اقتصاد شریفدر آماج حملاتانتقادها و حملات به دانشکده مدیریت و اقتصاد و سنگ‌اندازی در مسیر آن و افراد حول‌وحوشش، از زمان تأسیس دانشکده شمالی شریف همواره وجود داشته؛ به عنوان مثال اواسط آذر ۱۳۹۴، مقاله‌ای جنجالی در روزنامه کیهان به چاپ می‌رسد و در آن تحت عنوان نگاهی به استارت‌آپ‌ها مطالبی علیه نهادهایی برخاسته از دانشگاه شریف یا فعال در آن، تهمت‌ها و برچسب‌هایی چون خیانت و وادادگی، شناسایی، تربیت و اعزام گروهی نخبگان ایرانی به مراکز ضد ایرانی توطئه‌ساز در آمریکا، طراحی بخش داخلی پروژه‌های وزارت خارجه آمریکا و داووس، وابستگی مرکز کارآفرینی شریف به بیگانگان و پیش‌قدمی شریف در اجرای پروژه تمام‌آمریکایی استارت‌آپ‌ها مطرح می‌شود. این مقاله واکنش مشایخی را به دنبال دارد. شاید بتوان این مقاله را پیش‌درآمدی بر مستند شب‌نامه دانست که در سال ۹۵ علیه زیست‌بوم استارت‌آپی و کارآفرینی در ایران اکران شد. بعد از آن نیز در بسیاری از اتفاقات اقتصادی کشور، از جمله آبان ۹۸، دانشکده و افراد آن در نوک پیکان انتقادها و حملات قرار گرفته‌اند و خیلی اوقات بانیان وضع موجود معرفی شده‌اند.منتشرشده در شماره ۸۹۱ روزنامه شریف</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 21:24:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جدی بگیریم، حداقل خودمان</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-gc11nnxaycoj</link>
                <description>برخی باورهای غلط درباره خودکشی (برگرفته از وب‌سایت دانشگاه میامی)پیوند مشترک بین افرادی که دست به خودکشی می‌زنند، این باور است که خودکشی تنها راه حل برای مجموعه‌ای از احساسات طاقت‌فرساست. جذابیت خودکشی در این است که در نهایت به این احساسات غیر قابل تحمل و دردناک پایان می‌دهد. افراد خودکشی را به عنوان راه‌حل نهایی می‌بینند، راهی برای تسکین درد غیر قابل تحمل و دردناک خود.تراژدی خودکشی در آنجاست که پریشانی شدید عاطفی و احساسی باعث می‌شود افراد راه‌حل‌های دیگر را نبینند؛ انگار در مه عمیقی تنها گرفتار شده‌اند و چیزی نمی‌توانند ببینند.در حقیقت، راه‌حل‌های دیگر معمولا همیشه در دسترس هستند، اما این افراد نمی‌توانند آنها را ببینند یا بشنوند.همه ما هرازگاهی احساس‌هایی مانند تنهایی، افسردگی، درماندگی و ناامیدی را تجربه کرده‌ایم. این بخشی از طبیعت انسانی ماست. مرگ یکی از اعضای خانواده، تمام شدن یک رابطه عاطفی، انتقال به یک محیط جدید، آسیبی که به عزت نفس‌مان وارد شده، مشکلات تحصیلی، احساس بی‌ارزشی و نگرانی‌های مالی، عمده مشکلاتی هستند که همه ما ممکن است در مقاطعی از زندگی‌مان با آنها مواجه شویم.از آنجایی که ویژگی‌های عاطفی ما منحصر به فرد است، پاسخ‌مان به شرایط بیرونی هم متفاوت خواهد بود. به همین خاطر وقتی می‌خواهیم بفهمیم یک فرد ممکن است دست به خودکشی بزند یا نه، بسیار مهم است که بحران را از دیدگاه او بررسی کنیم. چیزی که ممکن است برای ما کم‌اهمیت و یا بی‌اهمیت به نظر برسد، می‌تواند برای انسان دیگری به شدت ناراحت‌کننده و دردناک باشد. صرف نظر از ماهیت بحرانی که فرد با آن درگیر است، اگر او احساس می‌کند که دارد زیر بار مشکلاتش له می‌شود، زنگ خطری‌ست که ممکن است به خودکشی به عنوان یک راه‌حل جذاب فکر کند.سیگنال‌های خطرحداقل ۷۰ درصد افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، قبل از اقدام، نشانه‌هایی از قصد خود بروز می‌دهند. آگاهی از این سرنخ‌ها و نشانه‌ها و شدت مشکلاتی که گریبان‌گیر فرد است، می‌تواند به ما در جلوگیری از چنین فاجعه‌ای کمک کند.اگر فردی که می‌شناسید، از یک موقعیت استرس‌زا عبور می‌کند (به مشکل خوردن در حفظ یک رابطه معنادار، سازگاری با یک محیط جدید، شکست مداوم در دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده، یا حتی استرس و فشار به‌خاطر شکست در یک آزمون مهم)، حواس‌تان به دیگر نشانه‌های بحران باشد.بسیاری از افراد قصد و نیت‌شان را مستقیما با جملاتی مانند «احساس می‌کنم دوست دارم خودکشی کنم» یا «نمی‌دانم چقدر دیگر می‌توانم تحمل کنم» را بیان می‌کنند. دیگرانی که در بحران به سر می‌برند، ممکن است برنامه‌ریزی دقیق و همراه با جزئیات‌شان برای خودکشی را با جملاتی مانند «قرص هایم را پس‌انداز کرده‌ام برای وقتی که اوضاع خیلی بد شود» یا «اخیرا با ماشینم طوری رانندگی می‌کنم که انگار واقعا برایم مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد« یا «به نظر می رسد زندگی دیگر ارزش زیستن ندارد» می‌گویند.به طور کلی، عباراتی که بیانگر احساسات افسردگی، درماندگی، تنهایی شدید و یا ناامیدی‌ست، ممکن است حاکی از افکار خودکشی باشد. مهم است که به این «فریادهای کمک» گوش دهیم، چرا که اینها معمولا تلاش‌های ناامیدانه‌ای برای برقراری ارتباط با دیگران است، به این خاطر که فرد نیاز دارد درک شود و کمک بگیرد. ما باید به «فریاد کمک» آنها گوش دهیم.اغلب، افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند، تغییراتی در رفتار خود نشان می‌دهند. آنها ممکن است با بخشش دارایی‌های گران‌بهایشان، تنظیم وصیت‌نامه، یا سروسامان دادن به امور دیگر، برای مرگ آماده شوند. آنها ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری کنند، الگوهای غذا خوردن یا خواب‌شان را تغییر دهند یا علاقه خود را به کارها و روابط قبلی‌شان از دست بدهند. افزایش ناگهانی و شدید روحیه نیز ممکن است یک سیگنال خطر باشد، چرا که ممکن است نشان دهد فرد از الآن احساس آرامش می‌کند، زیرا می‌داند مشکلاتش «به زودی پایان خواهد یافت».باورهای غلط رایج درباره خودکشیباور غلط: حتی برای فکر کردن به خودکشی باید «دیوانه» باشی.بیشتر مردم هرازگاهی به فکر خودکشی افتاده‌اند. بیشتر خودکشی‌ها و اقدام‌های به خودکشی توسط افراد باهوش و به طور موقت سردرگمی صورت می‌گیرد که از خودشان انتظار بیش از حدی دارند، به ویژه در بحبوحه بحران. آنها خودکشی را تنها راه حل می‌دانند.باور غلط: هنگامی که فردی اقدام جدی برای خودکشی کرد، بعید است که آن فرد اقدام دیگری برای خودکشی انجام دهد.برعکس این باور اغلب صادق است. افرادی که قبلا اقدام به خودکشی کرده‌اند، ممکن است در معرض خطر بیشتری برای خودکشی باشند. برای برخی افراد ممکن است اقدام به خودکشی برای بار دوم یا سوم آسان‌تر به نظر برسد.باور غلط: اگر شخصی به طور جدی به خودکشی فکر می‌کند، هیچ کاری نمی‌توانید برایش انجام دهید.بیشتر بحران‌های خودکشی محدود به زمان و مبتنی بر افکار مبهم هستند. افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، می‌خواهند از مشکلات خود فرار کنند. در عوض، آنها باید مستقیما با مشکلات خود مواجه شوند تا راه‌حل‌های دیگری بیابند. این راه‌حل‌ها را می‌توان به کمک افرادی پیدا کرد که در طول دوره بحران از فرد حمایت کرده‌اند، تا زمانی که بتوانند شفاف‌تر و دقیق‌تر فکر کنند.باور غلط: صحبت درباره خودکشی ممکن است ایده آن را در فرد ایجاد کند.بحران و پریشانی عاطفی و احساسی ناشی از آن قبلا این فکر را در یک فرد آسیب‌پذیر ایجاد کرده است. صراحت و نگرانی شما در پرسیدن درباره خودکشی به فردی که درد می‌کشد، این امکان را می‌دهد تا درباره مشکلش صحبت کند و این صحبت می‌تواند به کاهش اضطراب او کمک کند. همچنین این صحبت به فردی که افکار خودکشی دارد، این امکان را می‌دهد که کمتر احساس تنهایی یا انزوا کند و شاید کمی تسکین یابد. اگر با آن شخص صحبت کنید و به حرف‌ها و مسائلش گوش دهید، به او ایده خودکشی نمی‌دهید. در عوض آنها از توانایی شما در گوش دادن و صبور بودن قدردانی خواهند کرد.چطور می‌شود کمک کرد؟از بیشتر خودکشی‌ها را می‌توان با پاسخ‌های همراه با درک به فردی که در بحران است، پیشگیری کرد. اگر فکر می‌کنید فردی که می‌شناسید ممکن است دست به خودکشی بزند، باید:آرام بمان. در بیشتر موارد، عجله‌ای وجود ندارد. بنشینید و گوش دهید. واقعاً به آنچه شخص می‌گوید گوش دهید. سعی کنید احساسات او را درک کنید و از او حمایت عاطفی داشته باشید.به‌طور مستقیم به موضوع خودکشی بپردازید. بیشتر افراد احساسات متفاوت و پیچیده‌ای درباره مرگ و مردن دارند و آماده کمک گرفتن هستند. از پرسیدن یا صحبت مستقیم درباره خودکشی نترسید.در راستای حل مسئله و اقدامات مثبت، آن فرد را تشویق کنید. به یاد داشته باشید که فردی که درگیر یک بحران عاطفی و احساسی است، نمی‌تواند به‌طور شفاف فکر کند. او را تشویق کنید که در شرایط بحرانی از گرفتن هرگونه تصمیم جدی و غیرقابل برگشت خودداری کند. درباره راه‌حل‌های جایگزین مثبت صحبت کنید؛ راه‌حل‌هایی که می‌تواند او را نسبت به آینده امیدوار کند.کمک بگیرید. اگرچه قصد دارید کمک کنید، اما با تلاش برای اینکه تنها مشاور آن فرد باشید، مسئولیت اضافه‌ای روی دوش خودتان نگذارید. افراد دارای صلاحیت دیگر را درباره نگرانی‌های خود آگاه کنید. به دنبال منابعی باشید که می‌توانند کمک شایسته‌ای در این زمینه داشته باشند، حتی اگر به معنای شکستن اعتماد به نفس باشد.بگذارید فردی که قصد خودکشی دارد، آگاه شود که شما به او اهمیت می‌دهید و نگرانش هستید، آن‌قدر که فراتر از توان عادی‌تان، می‌توانید کمک‌هایی برای او فراهم کنید.در شرایطی مانند خودکشی، که زندگی یک فرد در خطر است، کمک به کسی برای آنکه برای بهبود شرایطش کمک دریافت کند، بسیار مهم‌تر از محرمانه نگه داشتن اسرار است. در واقع، با محرمانه نگه داشتن چنین موضوع جدی‌ای نزد خود، ممکن است کاری انجام دهید که مفید نباشد.برگرفته از وب‌سایت دانشگاه میامی</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2024 19:13:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به زبان LLMها</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-llm%D9%87%D8%A7-gqmdu2tbvr0n</link>
                <description>چگونه با LLMها حرف بزنیم که حرف‌مان را بهتر بفهمند؟
مدل‌های بزرگ زبانی (LLMها) که توانایی‌شان را در چت‌بات‌هایی مثل ChatGPT و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در یک سال اخیر ثابت کرده‌اند، الآن دیگر برای خیلی از کارهایی که سابقا خودمان مجبور به سروکله زدن دستی با آنها بودیم، دستیار سریع و (خیلی اوقات) دقیقی به حساب می‌آیند. اما حرف زدن با LLMها و فهماندن منظور به آنها، راه و رسم خودش را دارد و به همین خاطر است که Promptنویسی به یک مهارت تبدیل شده و برخی از شرکت‌های تکنولوژی، موقعیت‌های شغلی با عنوان Prompt Engineer در ساختار سازمان‌شان معرفی کرده‌اند. Sheila Teo هم اخیرا مقاله‌ای در مدیوم نوشته و در آن ضمن اشاره به رقابتی بین Promptنویس‌های GPT-4 در سنگاپور که در آن توانسته مقام اول را کسب کند، از استراتژی‌ها و تکنیک‌هایی گفته که به کمک آنها توانسته بهره‌برداری بهتری از توان LLMها داشته باشد و کارایی بیشتری از آنها بگیرد. او Promptنویسی را مهارتی می‌داند که ترکیبی از هنر و دانش است و هم به دانش و فهم فنی نیاز دارد و هم خلاقیت و تفکر استراتژیک. او توصیه‌هایش را در چهار دسته تقسیم‌بندی کرده:۱) ساختار Promptها را براساس چهارچوب CO-STAR بچینیدزمینه و فرامتن (Context): اطلاعات کافی درباره زمینه و شرایط کار مدنظرتان را در اختیار LLM قرار دهید تا مطمئن باشید پاسخ مرتبطی به درخواست‌تان می‌دهد.هدف و خواسته (Objective): کاری را که از LLM می‌خواهید به صورت شفاف شرح دهید تا بداند روی چه چیزی دقیقا باید تمرکز کند.سبک و شیوه (Style): مشخص کنید می‌خواهید LLM پاسخ‌تان را به چه سبک و شیوه‌ای بنویسد؛ مثلا به سبک ادبی بنویسد یا به سبک یک گزارش علمی یا گزارش ژورنالیستی. با این کار LLM از کلمه‌ها و جملات و ساختار متنی استفاده می‌کند که منطبق با نیازهای شماست.لحن (Tone): مشخص کنید پاسخ LLM چه لحنی باید داشته باشد و چه احساسی را منتقل کند؛ رسمی و خشک باشد، یا طنز و همراه با شوخ‌طبعی، یا همدلانه یا …مخاطب (Audience): پاسخی که LLM آماده می‌کند، برای چه مخاطبی‌ست؟ متخصص آن حوزه؟ یک فرد مبتدی در آن زمینه؟ یک فرد عامی؟پاسخ (Response): پاسخ‌تان را در چه قالبی می‌خواهید؟ یک لیست؟ یک متن؟ یک قطعه کد؟ یک گزارش حرفه‌ای؟در ادامه Sheila Teo از یک GPT-4 خواسته تا برای معرفی محصول جدید یک برند، یک پست معرفی فیس‌بوک بنویسد و یک‌بار یک Promt عادی نوشته و یک‌بار یک Prompt با ساختار CO-STAR و پاسخ‌ها را با همدیگر مقایسه کرده است.۲) به کمک جداکننده‌ها Promptتان را بخش‌بندی کنید تا LLM بهتر آن را بفهمد:وقتی Prompt شما طولانی و پیچیده می‌شود، بهتر است بخش‌های مختلف آن را با نشانه‌ها و جداکننده‌هایی تفکیک کنید تا LLM بهتر منظورتان را بفهمد. مثلا اگر می‌خواهید در متن Promptتان مثالی برای فهم بهتر LLM بیاورید، بهتر است آن را با نشانه‌هایی مشخص کنید تا از سایر بخش‌های متن تمیز داده شود. می‌توانید برای هر بخش که از سایر بخش‌ها با این نشانه‌ها و جداکننده‌ها، تفکیک شده، عنوانی هم بگذارید تا LLM بهتر و دقیق‌تر متوجه خواسته و منظور شما شود.۳) از Promptهای سیستمی کمک بگیرید تا LLM بداند به صورت کلی در پاسخ به درخواست‌های شما چطور باید رفتار کند:به عنوان مثال در Chat-GPT می‌توانید در Custom Instructions این Promptهای سیستمی را بنویسید. وقتی چنین Promptهایی می‌نویسید، LLM قبل از پاسخ به هر Prompt شما در چت، مواردی را که در Promptهای سیستمی گفته‌اید، در نظر می‌گیرد و براساس آنها پاسخ‌تان را آماده می‌کند.اما چرا چنین نکاتی را در همان Prompt اول چت ننویسیم تا LLM برای ادامه مکالمه آنها را در نظر بگیرد؟ چون حافظه مکالمه LLMها محدود است و اگر چت طولانی شود، ممکن است مواردی را که در اولین Prompt چت نوشته‌اید، فراموش کند و پاسخی به شما دهد که مطابق خواسته‌تان نیست. پس بهتر است موارد و خواسته‌هایی را که از LLM می‌خواهید در کل چت رعایت کرده و در نظر بگیرد، به عنوان Prompt سیستمی به او اعلام کنید. قالب خروجی‌هایی که به LLM به شما تحویل می‌دهد، کاری که دقیقا از او می‌خواهید و بایدها و نبایدها و محدوده‌ای که LLM باید در پاسخ‌هایش لحاظ کند، می‌تواند در Prompt سیستمی ذکر شود.۴) در دسته‌بندی داده‌ها و یافتن الگوها و روندهای موجود در آنها، LLMها دست بالا را دارند:اگر با LLMها کار کرده باشید، احتمالا متوجه شده‌اید که آنها در محاسبات ریاضی دقیق محدودیت‌هایی دارند و به همین خاطر برای تجزیه و تحلیل‌های کمّی و دقیق آماری مناسب نیستند و بهتر است برای این کار سراغ افزونه‌های طراحی‌شده برای این کار (مثلا افزونه Chat-GPT برای تحلیل داده) یا کدهای نوشته‌شده آماری بروید، اما اگر کار آماری‌تان از جنس کیفی‌ست و می‌خواهید الگوها و روندهای موجود در داده‌ها را پیدا کرده و براساس آن، داده‌ها را به دسته‌های مختلف افراز کنید یا نیاز به تحلیل متن یا تحلیل روندهای تغییرات داده‌ها دارید، LLMها ابزار بسیار مناسب‌تر و بهینه‌تری به حساب می‌آیند.برای نشان دادن مزیت LLMها در این زمینه، Sheila Teo در مقاله‌اش یک مثال جالب آورده. او داده‌های مربوط به مشتریان یک کسب‌وکار را به یک LLM داده (مشخصاتی مانند سال تولد، وضعیت تأهل، درآمد، تعداد فرزندان، تاریخ آخرین خرید و مبلغ خریدهای مشتری) و از او خواسته، اولا این مشتری‌ها را براساس مشخصات‌شان در دسته‌های متمایزی جای دهد که هر مشتری فقط در یکی از آنها قرار گیرد، ثانیا توصیف کوتاهی از این دسته‌ها را براساس مشخصات مشتریان‌شان ارائه دهد، ثالثا ایده‌های برای بازاریابی مختص هریک از دسته‌ها پیشنهاد دهد و رابعا توضیح دهد چرا این ایده‌ها برای این دسته از مشتریان موثر خواهد بود. او در این Prompt از چهار تکنیک زیر نیز بهره برده است:الف) یک کار پیچیده را به مجموعه‌ای از کارهای ساده تقسیم کنید.ب) به خروجی‌های مراحل میانی، در مراحل بعدی ارجاع دهید تا LLM دقیق‌تر منظورتان را بفهمد.پ) قالب خروجی مدنظرتان را دقیقا مشخص کنید.ت) شرح درخواست‌تان و مجموعه داده‌ها را در Propmtهای جداگانه به LLM بدهید، ترجیحا اول درخواست‌تان را به LLM بگویید و مطمئن شوید که دقیقا متوجه آن شده و سپس داده‌ها را در اختیارش قرار دهید. دلیلش هم احتمال از دست رفتن اطلاعات است، وقتی داده‌ها و درخواست در یک Prompt در کنار هم به LLM داده و Prompt خیلی طولانی می‌شود.برای مطالعه دقیق‌تر و مفصل‌تر تکنیک‌ها و استراتژی‌های ذکرشده در بالا و مثال‌هایش، اصل مقاله را در مدیوم بخوانید.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jan 2024 22:41:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره شکاف دیجیتال، همراه با جادی</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C-scifrjb4lwzt</link>
                <description>نشست معرفی و نقد و بررسی کتاب شکاف دیجیتال سوم با حضور علی راغب (مترجم) و جادینشست معرفی و نقد و بررسی کتاب «شکاف دیجیتال سوم»، نوشته ماسیمو راگندا با حضور علی راغب (مترجم) و امیرعماد میرمیرانی (جادی)، در روز شنبه، ۱۱ آذر در سالن جابر بن حیان دانشگاه برگزار شد. قبل از برگزاری هم قابل حدس بود که استقبال قابل توجهی از برنامه صورت گیرد و مخاطبان این قسم از برنامه‌ها و علی‌الخصوص طرفداران جادی در برنامه حضور پیدا کنند.در این نشست ابتدا علی راغب به معرفی نویسنده و سپس توضیح محتوای کتاب پرداخت. او ضمن بیان سابقه و آمار، شکاف دیجیتال را تعریف نمود و سه سطح شکاف دیجیتال (سطح اول: دسترسی، سطح دوم: استفاده‌های مختلف و سطح سوم: تفاوت در کسب منافع عینی از فناوری دیجیتال) را توصیف کرد. پس از این موارد او مختصری به آرای ماکس وبر و ایده‌های ملهم از او در این کتاب پرداخت و با استفاده از اصطلاحی وبری، وضعیت افراد در فضای مجازی را به قفسی آهنین تشبیه کرد؛ «امروزه ظهور فاوا به عنوان زیرساختی اساسی برای اقتصاد دولتی و خصوصی، عرصه دیجیتال را به فضایی حیاتی برای پاییدن و نظارت بر شهروندان تبدیل کرده است. ... کسانی که نمایه آنلاین ندارند، ناچیز قلمداد می‌شوند و بنابراین از بسیاری از خدمات آنلاین محروم می‌گردند».او این‌طور اضافه کرد که مطالعات بسیاری نشان داده که عوامل اجتماعی و اقتصاد سیاسی چون آموزش، مهارت‌ها، درآمد، شغل، جنسیت، سن و ... بر دسترسی، استفاده و کسب منفعت از اینترنت تأثیر می‌گذارند. اینترنت فرصت‌های بسیار زیادی برای زندگی روزمره ما ایجاد کرده که عدم دسترسی بدان برای ما منجر به خسران‌های عینی و ذهنی می‌شود. ایده اصلی کتاب دقیقا این است که با وجود امیدها به پیشرفت فناوری، شکاف دیجیتال نشانگر این است که قشربندی اجتماعی و تضادهای طبقاتی نه تنها در فضای دیجیتال بازتولید، بلکه حتی تشدید هم می‌شوند. در پایان این بخش او اشاره کرد که شکاف دیجیتال را می‌توان تا حدودی رفع نمود، آن هم به‌وسیله سیاست‌گذاری مناسب از سوی حکومت‌ها؛ نیاز به ترکیبی از سیاست‌ها وجود دارد که آموزش، حمایت مادام‌العمر، انگیزه استفاده و پشتیبانی شبکه را در نظر می‌گیرد و فعالیت‌های اینترنتی مرتبط با پرورش شخصی را تحریک می‌کند.علی راغب در پایان صحبت‌هایش، به مسائلی پرداخت که خارج از کتاب و در راستای کاربست ایده‌های کتاب در جامعه ایرانی بود. او ضمن اشاره به فیلترینگ و بالا بودن میزان شکاف دسترسی در ایران بر اهمیت پدیده سلبریتی مجازی و تأثیرات مخرب آنها در جامعه تأکید کرد. همچنین، استثمار و روابط اقتصادی و قدرت در اینترنت و یا تناقض‌های دولت الکترونیک از دیگر مباحثی بودند که او به آنها اشاره نمود.پس از صحبت‌های مترجم کتاب، جادی که از چهره‌های شناخته‌شده و از فعالین موثر در حوزه اینترنت و فناوری‌های دیجیتال به حساب می‌آید، نظرات خودش را پیرامون کتاب، ترجمه کتاب به زبان فارسی و کیفیت آن بیان نمود و از خلال بحث پیرامون شکاف دیجیتال، گذری هم به مباحث جامعه‌شناختی زد و از اهمیت شناخت علوم انسانی و لزوم کاربست این مفاهیم در تکنولوژی و دانش فنی مهندسی سخن گفت.این نکته نیز قابل ذکر است که ادبیات جادی همچون سابقه او در تولید محتوای رایگان و توجه نظر او به دسترسی همگانی و حداکثری و لزوم آن، مخاطبین را به شور وا داشت؛ به گونه‌ای که پس از مدت زمانی مخاطبین صمیمیتی را در صحبت‌ها تجربه کردند که گویی با دوستی قدیمی مشغول صحبت‌اند. بخش پایانی این نشست نیز به پرسش و پاسخ گذشت که بسیار پربار و جالب پیش رفت.پس از برگزاری نشست، پیام‌های زیادی درباره نشست به دست ما، یعنی انجمن علمی فلسفه علم رسید. بسیاری شرکت در این نشست و گفت‌وگو با جادی را با حضور در جلسات تراپی مقایسه کرده و گفتند که گویی با رفیق خود مشغول صحبت بوده و بسیار آموخته‌اند. تعداد قابل توجهی از پیام‌ها هم دوستانی بودند که امکان شرکت در نشست را پیدا نکرده و به دنبال صوت یا فیلم جلسه بودند. ضمن تشکر از تمام مخاطبین و همراهان انجمن علمی فلسفه علم، علی‌الخصوص همراهان ما در این برنامه، به زودی فیلم کامل جلسه مذکور از طریق کانال انجمن علمی فلسفه علم منتشر خواهد شد.ارغوان اخلاقی</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 11 Dec 2023 18:31:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این بود زندگی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-il2deyv34vnb</link>
                <description>مروری کوتاه بر دوره مدیریت رسول جلیلی بر دانشگاه شریفقبل از ۲۶ مهر ۱۴۰۰، شریفی‌ها، اگر به دانشکده کامپیوتر رفت‌وآمد داشتند، او را به عنوان یک استاد نسبتا معمولی در کلاس درس سیستم عامل و چند درس دیگر مرتبط با گرایش امنیت می‌شناختند؛ استادی که بروز مذهبی زیادی دارد، یکی از دغدغه‌های جدی‌اش اختلاط دختر و پسر و حجاب است، به‌خاطر همین چیزها به دانشجو در سر کلاس یا در سطح دانشگاه تذکر می‌دهد، بچه‌های مذهبی‌تر دانشکده را برخی پنج‌شنبه‌شب‌ها در خانه‌اش جمع می‌کند تا دور هم باشند و هم دعایی بخوانند و هم حرفی درباره دانشگاه و جامعه و مملکت بزنند و بشنوند و البته شرکتی با نام امن‌افزار شریف هم تأسیس کرده که حرف‌های بلندی در زمینه فیلترینگ و … پشت سرش هست. اگر کارشان به دانشکده کامپیوتر نیفتاده بود، احتمالا او را با حضورش در شورای عالی فضای مجازی و نقشش در سیاست‌گذاری‌های اینترنت ایران و مهم‌تر از آن فیلترینگ به خاطر می‌آوردند. اگر اهل دنبال کردن اخبار بودند، شاید خاطرشان می‌آمد که در انتخابات ۹۸ مجلس هم ثبت‌نام کرده بود، اما قبل از انتخابات انصراف داد و جمعیت توسعه‌گران فضای مجازی پاک را هم راه انداخته بود و یک زمان هم به جای @ خارجی، قرار بود «در-نشان» را در فضای مجازی پاک ایرانی رواج دهد.اما ۲۶ مهر ۱۴۰۰، وزیر علوم دولت رئیسی که برای تغییر روسای دانشگاه‌ها و هم‌سو کردن‌شان با دولت جدید، عجله داشت، او را به عنوان سرپرست شریف معرفی کرد تا جدی‌ترین مسئولیت اجرایی‌اش را تجربه کند، آن هم در حالی که پیش از آن، در دانشگاه مسئولیتی اجرایی بر عهده نگرفته بود و حتی استادتمام دانشکده هم نبود. او جایگزین محمود فتوحی شد که از سال ۹۳ در دفتر ریاست شریف رفت‌وآمد داشت و هنوز یک سالی از حکمش باقی مانده بود.وزیر علوم، اوایل مهر آن سال برای مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها به شریف آمده بود و شریفی‌ها در جلسه با او یادآور شده بودند که شریف برای انتخاب رئیس رسم و سنتی دارد که براساس آن شورای دانشگاه با نظرخواهی و رأی‌گیری از اعضای هیئت‌علمی، دو گزینه را به وزارت علوم پیشنهاد می‌دهد تا وزارت علوم از بین آنها یکی را به ریاست شریف بگمارد. آنها به زلفی‌گل گفتند با توجه به باقی ماندن یک سال از حکم فتوحی، به رأی و نظر شریف احترام بگذارد و برای تغییر رئیس عجله نکند، اما وزیر پاسخ داد که تحت فشار است و در نهایت ۲۶ مهر حکم سرپرستی جلیلی را امضا کرد و ۱۶ اسفند هم بعد از تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی، دوران چهارساله ریاست جلیلی آغاز شد، هرچند هنوز به نیمه نرسیده، به پایان رسید.شروع کار و برخی امیدواری‌هاشروع کار جلیلی، با وجود همه نگرانی‌هایی که درباره مواضع فرهنگی و سیاسی و اجتماعی او وجود داشت، همراه بود با چند امیدواری. جلیلی در سطح حاکمیت برووبیایی داشت و همین می‌توانست جایگاه شریف را بالا ببرد و امتیازهایی برای شریف بیاورد، چرا که خیلی وقت‌ها شریف در رقابت برای کسب بودجه و دیگر مزایای دولتی و حاکمیتی، قافیه را به دانشگاه‌هایی باخته که لابی‌گرها و منتفذین قوی‌تری در حاکمیت داشته‌اند. اعتبار جلیلی در دولت اصولگرای رئیسی می‌توانست برگ برنده‌ای برای شریف به حساب بیاید. از سوی دیگر جلیلی نسبت به خیلی دیگر از استادهای دانشگاه، کمتر اهل بروکراسی بود و راحت‌تر می‌شد پیدایش کرد؛ سر نماز جماعت، وسط خیابان، در دانشکده و … اگر جلیلی را می‌دیدی، می‌شد همان‌جا موضوعی را به او بگویی و انتظار پیگیری واقعی هم داشته باشی.جلیلی آغاز کارش در دفتر ریاست را به گشتن در قسمت‌های مختلف دانشگاه و برگزاری جلسه با بخش‌های مختلف گذراند؛ جلساتی مجازی و عمومی با دانشجوها و کارمندان و شنیدن حرف‌ها و دغدغه‌ها و مشکلات و مسائل‌شان، سر زدن به دانشکده‌های مختلف و گفت‌وگو در شوراهای دانشکده‌ای، حضور در شوراهای مختلف دانشگاه و حتی سر زدن به خوابگاه متأهلی و بازدید از نزدیک از خانه‌های ساکنین آنجا.دغدغه‌های به‌ثمرننشستهجلیلی چند دغدغه مهم خودش را از همان ابتدا مطرح کرد و بعدا هم گاه و بی‌گاه روی آنها مانور داد؛ وضعیت معیشتی و رفاهی اعضای هیئت‌علمی جوان یکی از آنها بود. او چند جلسه برای بررسی وضعیت و مشکلات این دسته از استادها برگزار کرد و یکی از کارهایی که تا حدی پیش برد، ساخت استادسرایی در شهرک دانشگاه بود تا حداقل دغدغه تأمین مسکن از دوش استادهای جوان برداشته شود. کلنگ این استادسرا اوایل مهر امسال به زمین خورد، هرچند وعده‌ای درباره زمان بهره‌برداری از آن گفته نشده است.دیگر دغدغه جلیلی بودجه و وضع دخل و خرج دانشگاه بود. او از یک طرف اعتقاد داشت که تعداد دانشگاه‌های دولتی باید کاهش یابد تا به دانشگاه‌های برتر بودجه بیشتری برسد و از طرف دیگر می‌گفت لازم نیست همه دانشجوهای دانشگاهی مثل شریف، رایگان درس بخوانند، بلکه می‌توان هزینه تحصیل برخی از آنها را از بورسیه‌های صنعتی تأمین کرد و برخی دیگر را از جیب پدر و مادرشان، و تنها عده‌ای با بودجه دولتی تحصیل کنند. هم‌چنین از افزایش سهم درآمدهای ارتباط با صنعت در بودجه دانشگاه حرف می‌زد، هرچند در این زمینه واقع‌بین بود و می‌دانست تا رسیدن این عدد به سهمی قابل توجه، راه زیادی در پیش است و فعلا باید سراغ راه‌های کوتاه‌مدت‌تر رفت. جلیلی این دغدغه را خیلی نتوانست پیش ببرد، چرا که هم وقتش را نداشت و اجل رفتنش از دفتر ریاست زود رسید و هم تغییر و تحول در این زمینه، تا حد زیادی در اختیار وزارت علوم است و دانشگاه به تنهایی اختیار خاصی ندارد. با توجه به اوضاع اقتصادی کشور و رکود ناشی از کرونا هم که درآمدهای ارتباط با صنعت در حال حاضر نمی‌توانست کمک‌حال جدی بودجه دانشگاه باشد.از سوی دیگر جلیلی با توجه به رشته و تخصص خودش، از بوروکراسی حاکم بر فرایندهای اداری دانشگاه گله داشت و می‌خواست سامانه‌های دانشگاه به‌روزتر و کارآمدتر شود و نیاز به کاغذبازی و رفت‌وآمد حضوری به حداقل برسد. اگرچه سامانه‌های آموزشی دانشگاه در چند سال اخیر بهبود قابل توجهی پیدا کرده‌اند و خیلی از فرایندها در آموزش الکترونیکی شده، اما این را نمی‌توان به حساب جلیلی نوشت، چرا که از قبل او تغییر و تحول در این زمینه شروع شده بود و در زمان او هم سرعتش تفاوت چندانی پیدا نکرد. در زمینه اتوماسیون فرایندهای آموزشی بدون شک نقش اصلی را باید به دکتر ضرابی‌زاده داد که مدتی به عنوان مدیر آموزشی دانشگاه فعالیت می‌کرد.حلقه یارانتیم مدیریت دانشگاه بعد از حضور جلیلی مطابق انتظار تغییر پیدا کرد؛ نحوه روی کار آمدن جلیلی و تفاوت نظرات او با هیئت‌رئیسه قبلی ایجاب می‌کرد که تغییرات زیادی در کار باشد. چند ماه از حضور جلیلی نگذشته بود که معاونت‌های دانشجویی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی و فرهنگی و اجتماعی دستخوش تغییر شدند و حوالی یک‌سالگی حضور جلیلی در دفتر ریاست نیز، تغییرات به مرکز برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه منابع و بعد از آن به معاونت اداری مالی رسید. هرچند معاونت‌های دانشجویی و آموزشی و تحصیلات تکمیلی، قبل از رفتن جلیلی یک‌بار دیگر هم طعم تغییر را چشیدند.از طرف دیگر، جلیلی، حلقه‌ای از مشاوران رسمی و غیررسمی را حول خودش گرد آورد که نقش و نظر آنها، به ویژه در تصمیم‌های فرهنگی و اجتماعی خودش را نشان می‌داد. فعالین سابق و فعلی بسیج دانشجویی دانشگاه از مهم‌ترین این نزدیکان بودند که یکی از آنها حتی حکم مشاور فرهنگی رئیس را هم گرفته بود، هرچند هیچ‌گاه به صورت رسمی صدور این حکم اعلام نشد. هم‌چنین جلیلی چند مشاور از بین دانشجوها و کارمندان دانشگاه هم برای خودش انتخاب کرد که به نظر می‌رسد بیشتر مقام‌هایی نمادین بودند و تأثیر خاصی در مدیریت دانشگاه بروز ندادند.بهار دغدغه‌هاجلیلی شش ماه اول ریاستش را در دوران آموزش مجازی گذراند و اولین کار مهمش، بازگشت به آموزش حضوری، در بهار ۱۴۰۱ بود. دانشگاه بعد از دو سال قرار بود دوباره شاهد حضور پرتعداد دانشجوها باشد و از یک طرف، به پایان رسیدن بازسازی مفصل خوابگاه‌ها که به همت ابوالحسنی، در دستور کار قرار گرفته بود، چالشی جدی بود و از طرف دیگر، بازگشت به آموزش حضوری، دغدغه‌های فرهنگی و مذهبی جلیلی و حلقه نزدیکانش را پررنگ می‌کرد. تفکیک جنسیتی درهای ورودی دانشگاه و افزایش فعالیت مأمورین حراست در سطح دانشگاه برای تذکر حجاب به دانشجوها، اولین نمادهای فرهنگی دوران ریاست جلیلی به شمار می‌رفت که اواخر بهار ۱۴۰۱ خودش را نشان داد.استیصال در پاییزدومین سال حضور جلیلی در دفتر ریاست دانشگاه اما داستانی به کل متفاوت داشت. از یک طرف دانشگاه دیگر به‌طور کامل به آموزش حضوری برگشته بود و دانشجوهایی که دنیایشان با دغدغه‌های جلیلی فاصله‌ای بسیار داشت، پا به دانشگاه گذاشته بودند و از طرف دیگر، اعتراضات در خیابان‌های ایران به دانشگاه‌ها هم کشیده شده بود و شریف روزهای پرالتهابی را پشت سر می‌گذاشت؛ تجمعات پرتعداد اعتراضی، تحریم کلاس‌ها، بازداشت دانشجوها، حمله نیروهای امنیتی در روز یک‌شنبه، ۱۰ مهر به دانشجوها در پارکینگ دانشگاه، درخواست دانشجوها برای حذف تفکیک جنسیتی در سالن‌های غذاخوری دانشگاه، درگیری‌های لفظی و فیزیکی بین دانشجوها، آتش‌سوزی شبانه دفتر نهاد رهبری و دفتر بسیج دانشجویی و … جلیلی و نزدیکانش را وارد یک بحران تمام‌عیار کرد. او از یک طرف از سوی دانشجوها و استادان به‌خاطر وادادگی در برابر نهادهای امنیتی بیرون دانشگاه و باز کردن پای آنها به درون دیوارهای شریف و افتضاحات بارآمده ناشی از حضور آنها تحت فشار بود و از طرف دیگر نهادهای بیرونی که در به ریاست رسیدن جلیلی نقش و نظر اصلی را داشتند، همراه با بسیج دانشجویی در داخل دانشگاه گله‌مند بودند که چرا جلیلی برخورد مناسبی با اعتراضات دانشجویی ندارد و نمی‌تواند اوضاع را کنترل کند.پشت کردن رفقا، دستان باز حراستدر تجمع ۳۰ مهر ۱۴۰۱ بسیج دانشجویی، برای اولین بار شعار و درخواست استعفای جلیلی از سوی دانشجوهای بسیجی شنیده شد و چندماه بعد هم شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در نامه‌ای خطاب به وزیر علوم از او خواست هرچه زودتر برای صندلی ریاست دانشگاه شریف، تصمیم جدیدی بگیرد، چرا که از نظر نگارندگان نامه، رئیس و هیئت‌رئیسه دانشگاه شریف به‌خاطر محافظه‌کاری‌شان مقصر اصلی اتفاقات دانشگاه در پاییز ۱۴۰۱ بوده‌اند.جلیلی اگرچه در برابر فشارها برای کناره‌گیری از سمتش مقاومت کرد، اما دست حراست دانشگاه را هم، به اجبار یا اختیار، باز گذاشت تا فضایی امنیتی را بر شریف حاکم کند؛ نصب دوربین‌های پرتعداد در سطح دانشگاه، نصب گیت‌های تردد در درهای ورودی دانشگاه، سخت‌گیری‌های عجیب‌وغریب در ارتباط با پوشش دانشجوها، احضار دانشجوها به دفتر حراست، ممنوع‌الورود کردن دانشجوها، رصد توییتر و احضار و تشکیل پرونده انضباطی به‌خاطر فعالیت در آن و در نهایت تشکیل پرونده‌های انضباطی متعدد و صدور احکام انضباطی برای دانشجوها، رویدادهای پرتکرار زمستان ۱۴۰۱ و بهار ۱۴۰۲ شریف به شمار می‌رفت. اینها در حالی بود که برای فاجعه‌ای به تلخی و بزرگی حمله نیروهای امنیتی به پارکینگ دانشگاه در روز یک‌شنبه، ۱۰ مهر تقریبا هیچ پیگیری موثری از سوی جلیلی صورت نگرفت و تنها به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب صوری و بی‌نتیجه بسنده شد.تقابل با استاداناز طرف دیگر، جلیلی در زمینه خالص‌سازی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه نیز کارنامه قابل توجهی از خودش به یادگار گذاشت. در دوره ریاست او، ابتدا آرش اباذری، استاد محبوب و توانمند گروه فلسفه علم از شریف کنار گذاشته شد و روابط عمومی هم در اطلاعیه‌ای مضحک گفت که اصلا او قراردادی با دانشگاه نداشته است. در ادامه نیز، دانشگاه با علی شریفی زارچی، استاد دانشکده کامپیوتر که در یکی دو سال اخیر به‌خاطر مواضع انتقادی سیاسی و اجتماعی‌اش تحت فشار بود، با بهانه‌های واهی و در فرایندی که از تناقض‌ها و بی‌قانونی‌های آشکار رنج می‌برد، قطع همکاری کرد و بعدش هم سراغ مسعود نیلی، استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد رفت و در اقدامی عجیب او را بازنشسته کرد، در حالی که هیئت‌امنای دانشگاه می‌توانست حکم به تمدید همکاری با او بدهد. جلیلی هم‌چنین با کانون صنفی استادان هم رابطه خوبی برقرار نکرد و نه با آن همراهی داشت و نه در برابر فشارهای بیرونی حمایتی از آن کار تا کار این شورا به استعفای دسته‌جمعی بکشد، هرچند با تلاش اعضای هیئت‌علمی دانشگاه، سرانجام این شورا به کار خودش ادامه داد.زمزمه‌های بلند تغییراما همه این کارها باعث نشد جلیلی دل بسیج دانشجویی و نهادهای مرتبط با آن در بیرون دانشگاه را به دست آورد و اعتراض‌ها به عملکرد مدیریت دانشگاه از سوی این دسته از افراد، گاه و بی‌گاه و به بهانه‌های مختلف ادامه داشت و در این بین نام‌های مختلفی هم به عنوان گزینه‌های جایگزینی او به صورت غیررسمی به گوش می‌رسید که برخی از آنها حتی عضو هیئت‌علمی شریف هم نبودند و قرار بود از خارج دانشگاه منصوب شوند. کامران دانشجو یکی از جدی‌ترین این گزینه‌ها به شمار می‌رفت. اما در نهایت ماجرای پردیس کیش شریف امضایی‌ بود برای حکم اخراج جلیلی.کیش، بهانه ماتجمعه، ۲۶ آبان، فیلمی از مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان پردیس بین‌المللی دانشگاه در جزیره کیش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که در آن، برخی از دانشجویان دختر، حجاب بر سر نداشتند. این فیلم با اعتراض کاربران نزدیک به حاکمیت به مدیریت دانشگاه همراه بود و باعث شد شامگاه جمعه، علی شمسی‌پور، سخنگوی وزارت علوم وارد ماجرا شود و در توییترش اعلام کند که وزیر علوم دستور پیگیری و بررسی و اعلام نتیجه ظرف ۴۸ ساعت را صادر کرده تا با متخلفین در هر سطحی برخورد قانونی جدی صورت گیرد. روابط عمومی دانشگاه، صبح شنبه در اطلاعیه‌اش نسبت به حواشی مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان در پردیس کیش این دانشگاه واکنش نشان داد. طبق اطلاعیه روابط عمومی شریف، رئیس و معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه از مشارکت در اهدای بخشی از جوایز امتناع و سالن را ترک کرده‌اند. هم‌چنین این اطلاعیه به اهتمام مسئولین دانشگاه به برخورد جدی با مسببین این رخداد اشاره کرده بود.چند ساعت بعد از اطلاعیه روابط عمومی دانشگاه، نامه استعفای رئیس پردیس کیش دانشگاه منتشر شد تا این ماجرا اولین قربانی خودش را بگیرد. به نظر می‌رسید با استعفای احتمالا تحت فشار رئیس پردیس کیش، ماجرا خاتمه یافته و جلیلی در امان مانده، اما شمسی‌پور، صبح سه‌شنبه و باز هم در توییتر، ابتدا از برکناری جلیلی گفت و یکی دو ساعت بعد هم جانشین او را معرفی کرد. شمسی‌پور، صبح چهارشنبه در نشست خبری‌اش نیز به ماجرای تغییر رئیس دانشگاه شریف پرداخت و حواشی اخیر دانشگاه شریف را در این تغییر موثر دانست، اما گفت این تغییر صرفا به‌خاطر این دلیل رخ نداده و بررسی عملکرد دو ساله رئیس دانشگاه عامل تغییر او بوده است.جالب آنجاست که هادی نوبهاری، رئیس حوزه ریاست جلیلی در پیام‌هایی در کانال شخصی‌اش، به اظهارات وزارت علوم و دیگر نهادهای بیرونی دانشگاه در زمینه برکناری جلیلی این‌طور واکنش نشان داد که اولا «پردیس شریف کیش» یک موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی است که رئیس دانشگاه صنعتی شریف، رئیس هیئت امنای آن است، همان‌طور که وزیر علوم رئیس هیئت امنای دانشگاه صنعتی شریف است، و ثانیا کم‌تر از یک ماه پیش، شمسی‌پور در یکی از تماس‌های تلفنی‌اش با رئیس دانشگاه، تشکر ویژه زلفی‌گل بابت گزارش عملکرد ارسال‌شده و فعالیت‌های انجام‌‌شده را اعلام کرده است. در واقع نوبهاری گویا قصد داشت از یک طرف ثابت کند اخراج جلیلی تنها ناشی از ماجرای پردیس کیش بوده و از طرف دیگر، این ماجرا هم ربطی به جلیلی نداشته و نباید او قربانی آن می‌شده.این بود زندگی؟جلیلی مدتی نسبتا کوتاه رئیس شریف بود و مدت قابل توجهی از همین مدت کوتاه را هم مجبور بود صرف کنترل دانشگاهی کند که اعتراض و تجمع کلیدواژه‌های پرتکرار آن شده بودند، اما در باقی زمان‌های این مدت کوتاه هم نتوانست میراث قابل ملاحظه و ماندگار و موثری برای شریف باقی بگذارد و توان خودش را مصروف دغدغه‌هایی کرد که شریف را در نقطه مقابل شعاری قرار داد که خودش برای مدیریتش انتخاب کرده بود: «شریف برای زندگی».</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Sat, 25 Nov 2023 18:18:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه رایگان نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sqxx1bshfkef</link>
                <description>علوم انسانی را در شریف جدی بگیریدطبق یک قول مشهور از اقتصاددانان «هیچ چیز رایگان نیست». دانشگاهِ دولتیِ ایرانی هم برخلاف ظاهرش از این امر مستثنا نیست. این برای دانشجویان امروز که مهاجرت میان آنها زیاد شده و پول آزادسازی مدرک هم برایشان چندین برابر شده، ملموس‌تر است. دانشگاه دولتی مثل هتل فولبردی است که شما چه از ناهار و شام آن استفاده کنید، چه نکنید، پای شما نوشته شده و باید هزینه آن را بپردازید. حالا که این‌طور است، پیشنهاد من این است که بیایید کمی ایرانی‌بازی دربیاورید و تا می‌توانید از امکانات مختلف دانشگاه استفاده کنید:۱. اول از امکانات فرهنگی و رفاهی شروع می‌کنم. ما یک‌بار حساب کردیم حداکثر ۲۰ درصد دانشجویان دانشگاه شریف از بودجه فرهنگی این دانشگاه استفاده می‌کنند. اینها اعضای کانون‌ها، تشکل‌ها، انجمن‌ها و مخاطبان اندک برنامه‌های آنها هستند. در صورتی که این بودجه برای همه است. این عدد برای امکانات ورزشی احتمالا کمتر هم باشد. شما وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل ‌شوید، بهتر متوجه خواهید شد که چقدر باید بابت یک دوره آموزشی هنری، حضور در یک برنامه حرفه‌ای کوهنوردی، استخر و سالن ورزشی هزینه کنید.۲. دوم و مهم‌تر، امکانات علمی است. برای شما به عنوان یک دانشجو مسیر مشخصی برای اخذ واحد و گذراندن درس‌ها تا زمان فارغ‌التحصیلی وجود دارد. در این مسیر شما از امکانات مختلف علمی رشته خودتان یعنی کلاس، اساتید، آزمایشگاه و کتابخانه استفاده می‌کنید. اما امکانات علمی دانشگاه بیش از این است. منظور من سَرک کشیدن در رشته‌های دیگر است؛ و منظور دقیق‌ترم، سرک کشیدن در رشته‌های علوم انسانی است.فرق مهم علوم انسانی با رشته‌های دیگر این است که به همه مرتبط است. این «به همه مرتبط بودن» در دهه‌های مختلف در کشور ما معانی متفاوتی داشته است. اگر سال‌های خسته دهه شصت را کنار بگذاریم، در دهه هفتاد علوم انسانی از جهت فراگیری آن در جامعه مهم بود. وقتی آقای خاتمی در کیهان بود و مجله کیهان فرهنگی منتشر می‌شد و بعد که حلقه و مجله کیان راه افتاد تا رسید به دوم خرداد ۷۶ و بعد از آن، طوری علوم انسانی در دانشگاه‌ها فراگیر شده بود که اگر کسی درمورد «قبض و بسط تئوریک شریعت» سروش یا «لویاتان» هابز و «جامعه باز» پوپر، چیزی نمی‌دانست و اسم وبر و هابرماس را نشنیده بود، مثل کسی بود که امروز چیزی از BTS نشنیده بود و تیلور سویفت و جانی دپ را نمی‌شناخت! در شریف شکل‌گیری دفتر مطالعات و نشریات فکری مثل «نقطه سرخط» و اوج فعالیت‌های فکری انجمن اسلامی برای همین دوره است.دهه هشتاد کمی این جو تعدیل شد، ولی کماکان موضوعات علوم انسانی مهم بود. در این دهه علوم انسانی و موضوعات فکری، تفریحات سالمی بودند که همه کمابیش به آن مشغول بودند. در دو سال آخر این دهه هم اگرچه دیگر این تفریحات چندان سالم نبودند و خطراتی به دنبال داشتند، اما موج شدیدی به سمت گرایش به رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌های فنی به وجود آمد.اما در دهه ۹۰ تا به امروز نگرش به علوم انسانی تغییر کرد. دیگر منظورم نگرش داخلی نیست (که این موضوع جای بحث مستقل دارد)، منظورم نسبت این علوم با همان رشته‌های تخصصی شما یعنی مهندسی و علوم پایه در دنیاست. با جدی شدن بحران محیط زیست و پیشرفت فناوری‌های هوش مصنوعی، biology و bio پسوند یا پیشوند بسیاری از شاخه‌ها و گرایش‌های جدید رشته‌های مهندسی و علوم پایه شد:biochemistry, bioinformatic, quantum biology, ...توسعه این رشته‌های «بایودار» بعد از کرونا شدت بیشتر هم گرفت. از زمان داروین تا به امروز هر وقت موضوع «حیات» به میان می‌آید، به دنبال آن بحث‌های مرتبط با اخلاق، جامعه، روان و انسان نیز شدت می‌گیرد.دومین اتفاق این دهه مربوط به توسعه فناوری‌هایی‌ست که مبتنی بر bio و nano و info و cogno هستند و به آنها فناوری‌های همگرا (NBIC converging technologies) گفته می‌شود. ادعا شده که بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۵۰ اقتصاد کشورهای توسعه‌یافته با تکیه بر این فناوری‌ها به ششمین موج پیشرفت خود دست خواهد یافت. (اینجا) این شاخه‌های درهم‌تنیده به دلیل وابستگی به علوم شناختی و علوم اطلاعات و ارتباطات، وابستگی بیشتر و واضح‌تری به انسان و علوم انسانی پیدا می‌کنند.سومین تغییر در سال‌های اخیر در رویکردهای فلسفه علم و سیاست‌گذاری علم و فناوری ایجاد شد. ایجاد جوامع بزرگ-مقیاس و توسعه نهادهای علمی، بیش از پیش نقش علم را در نسبت با جامعه عیان کرد. شاخه STS (علم، فناوری و جامعه) به عنوان پشتوانه نظری دانشگاه‌های نسل سوم و چهارم، بر وابستگی مطلق پیشرفت علم به جامعه، انسان و ارزش‌های عمومی تأکید کرد.همه اینها را گفتم برای اینکه نشان دهم در دوره ما پرداختن به علوم انسانی دیگر نه کلاس روشن‌فکربازی است و نه تفریح سالم، ما امروز as a student و برای پیشرفت در رشته و کار خود نیاز به علوم انسانی داریم. (هم‌چنین As a citizen هم به آن نیاز داریم که بعدا شاید در نوشته مستقلی به آن بپردازم.) شریف برای رفع این نیاز، امکانات خوبی دارد. دانشکده‌های علوم انسانی شریف کم است، ولی کیفیت آنها بالاست. علاوه بر آن، وجود دوره‌های فرعی و احتساب واحد اختیاری، از قوانین آموزشی خوب شریف است که در کمتر دانشگاهی وجود دارد. پس تا می‌توانید از این امکانات استفاده کنید، چون هم نیاز دارید و هم از قبل برای شما فاکتور شده‌!جواد درویش</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Sat, 04 Nov 2023 14:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هویت بصری ثبت‌نشده</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-n3efjymabx9e</link>
                <description>در اهمیت تدوین سند هویت بصری (Visual Identity) دانشگاهدو هفته پیش که داشتیم درباره ثبت برند دانشگاه جست‌وجو می‌کردیم، یک نکته عجیب توجه‌مان را جلب کرد؛ لوگویی که در سال ۱۳۹۰ ثبت شده به رنگ آبی است و لوگویی که در سال ۱۴۰۲ برای ثبت معرفی شده، به رنگ طوسی. انگار رنگ رسمی لوگوی دانشگاه در این سال‌ها تغییر کرده، هرچند جایی این تغییر به صورت رسمی اعلام نشده و دلیلی هم برای آن به گوش نرسیده است.ثبت برند سال ۱۳۹۰ثبت برند سال ۱۴۰۲
 اگرسریبهوب‌سایتدانشگاهدانشگاهبزنید،رنگطوسیرامی‌توانیدبهعنوانرنگاصلیاستفاده‌شدهدرسایتببینید.امامثلاپروفایلکانالروابطعمومیدرپیام‌رسانتلگرامرنگشآبیاستوعجیب‌ترآنکه،رنگآبیپروفایلکانالآموزشدرتلگرامبارنگآبیکانالروابطعمومیتفاوتدارد.چندوقتپیشپوستریدرکانالانجمنفارغ‌التحصیلانتوجه‌مانراجلبکردکهاوجناهماهنگیدررنگلوگویدانشگاهرانشانمی‌داد؛یکزیرلوگویدانشگاه(دانشکدهمهندسیصنایع)بهرنگآبیوزیرلوگویدیر(انجمنفارغ‌التحصیلان)بهرنگطوسی. کانال تلگرام روابط عمومی دانشگاهکانال تلگرام آموزش دانشگاهتفاوت رنگ لوگوی دانشکده مهندسی صنایع و انجمن فارغ‌التحصیلان که هردو در زیرلوگوی لوگوی اصلی دانشگاه به شمار می‌روند.به این موارد، می‌توان مثال‌های زیادی اضافه کرد؛ پایان‌نامه‌های دانشجویی قالب هماهنگی ندارند. وب‌سایت‌های دانشکده‌ها با وجود تلاش‌های خوبی که در سال‌های اخیر برای هماهنگی بصری آنها شده، جای کار دارند و مثلا وب‌سایت دانشکده مهندسی هوافضا هنوز به قالب جدید مهاجرت نکرده. سامانه‌های مختلف دانشگاه از نظر هویت بصری هرکدام ساز خودشان را می‌زنند و اگر کسی از بیرون دانشگاه به آنها سر بزند، بعید است در نگاه اول متوجه شود همه اینها برای دانشگاه است.این ناهماهنگی، یا بهتر بگوییم بی‌هویتی بصری، اول از هر چیز به نبود یک سند رسمی و دقیق هویت بصری (Visual Identity) برمی‌گردد و بعد از آن به نبود مدیریت مشخصی که اجرا یا نظارت بر اجرای این سند را عهده‌دار باشد و همه قسمت‌های دانشگاه در زمینه هویت بصری، با هماهنگی این مدیریت کارشان را پیش ببرند.سند هویت بصری الآن دیگر در بیشتر سازمان‌ها پیدا می‌شود و آن سازمان هویت و برندش را از طریق آن حفظ می‌کند. به وب‌سایت هر دانشگاه مطرحی در سطح جهان هم که سر بزنید، از این دست سندها و راهنماها خواهید دید که با جزئیات فراوان، نحوه استفاده از لوگو و برندشان را توضیح و بایدها و نبایدهایشان را شرح داده‌اند. به عنوان مثال صفحه یا کتابچه هویت بصری تعدادی از دانشگاه‌های مطرح جهان را در لینک‌های زیر گردآوری کرده‌ایم:دانشگاه MITدانشگاه استنفورددانشگاه کلتکدانشگاه هاروارد (کتابچه راهنمای هویت بصری دانشگاه هاروارد)دانشگاه کمبریج (کتابچه راهنمای هویت بصری دانشگاه کمبریج)دانشگاه آکسفورد (کتابچه راهنمای هویت بصری دانشگاه آکسفورد)دانشگاه آلتودانشگاه EPFLدانشگاه ETHسند هویت بصری دانشگاه شامل چه چیزهایی باید و می‌تواند باشد:سند هویت بصری بسیار می‌تواند بسیار جزئی و دقیق و مفصل باشد، اما می‌توان در گام‌های اول، از مهم‌ترین بخش‌های آن شروع کرد و به ترتیب آن را گسترش داد. در اینجا تعدادی از عناصر لازم در یک سند هویت بصری را به ترتیب اهمیتی که به نظرمان می‌رسد، فهرست کرده‌ایم.معرفی مختصری از دانشگاه، به همراه تاریخ و رسالت و چشم‌انداز و اهداف و مأموریت‌های آنوجه تمایز و ویژگی‌های منحصربه‌فرد دانشگاهتاریخچه‌ای از لوگوی رسمی دانشگاه و معنا و مفهوم و تغییرات آنلوگوی اصلی دانشگاه و دستورالعمل‌های استفاده و تغییرات مجاز در آنپالت‌های رنگی اصلی و فرعی دانشگاه به همراه کدهای رنگیتایپوگرافی‌های رسمی دانشگاه همراه با فونت‌های اصلی و فرعی مورداستفاده در متن‌های رسمی دانشگاهدستورالعمل‌هایی برای ساخت زیرلوگو از لوگوی اصلی دانشگاه (لوگوی دانشکده‌ها، انجمن‌ها، گروه‌های دانشجویی و …)بایدها و نبایدهای مصداقی و مشخص در استفاده از برند و لوگو و تایپوگرافی دانشگاهالگوها و عناصر مورداستفاده در طراحی صفحات وببایدها و نبایدهای جانمایی برند و لوگو و تایپوگرافی دانشگاه در یک ساختار بصری و در کنار دیگر عناصر آن ساختار (فاصله و نسبت اندازه‌ها و …)الگوها و دستورالعمل‌هایی برای معماری ساختمان‌های مختلف در دانشگاهالگوهایی برای پایان‌نامه‌های دانشجویی، سربرگ‌های رسمی، کارت ویزیت، پاکت‌های نامه، بروشورها، پوسترها و سایر موارد تبلیغاتیدستورالعمل‌هایی برای عکس‌ها و فیلم‌های مرتبط با دانشگاهدستورالعمل‌هایی برای شبکه‌های اجتماعیلحن و ادبیات متن‌های رسمی دانشگاه همراه با استانداردهای نوشتاری و ویراستاریدر کنار تدوین این سند لازم است مجموعه فایل‌ها و الگوها و قالب‌های آماده‌شده براساس سند هویت بصری دانشگاه، برای کاربردهای مختلف در جایی گردآوری شده و در دسترس ذی‌نفعان مختلف دانشگاه قرار گیرد تا بتوانند بدون ابهام از آن استفاده کنند. حداقل فایده این کار می‌تواند این باشد که دفعه بعد که طراحی خواست پوستری برای یک برنامه مرتبط با دانشگاه طراحی کند، به جای دانلود لوگوی دانشگاه از یک وب‌سایت تصادفی پیداشده در جست‌وجوی گوگل و انتخاب رنگ دلخواه برای آن متناسب با طراحی‌اش، از صفحه رسمی دانشگاه می‌تواند لوگو را دانلود کند و حواسش به دستورالعمل‌های طراحی هم باشد، یا وقتی یک گروه یا انجمن به دنبال طراحی لوگوی خودش براساس لوگوی دانشگاه بود، می‌داند در طراحی‌اش چه تغییراتی را مجاز است و کدام تغییرات را نه، یا پایان‌نامه‌های دانشجویی شکل و قالب هماهنگی به خودشان بگیرند و هویت بصری دانشگاه را در خودشان منعکس کنند.شاید دغدغه تدوین سند هویت بصری دانشگاه و اجرای دقیق آن، در شرایط فعلی دغدغه کم‌اولویتی به شمار رود که صرفا هزینه اضافه‌ای روی دست دانشگاه می‌گذارد و دردی از آن دوا نمی‌کند، اما برای دانشگاهی که ادعای برتر بودن در سطح کشور و منطقه را دارد، اولا تدوین این سند، کاری حرفه‌ای و لازم به حساب می‌آید و می‌تواند الگویی برای سایر دانشگاه‌های ایران باشد و ثانیا، برند شریف آن‌قدر ارزش و بها دارد که خیلی از گرافیک‌کارها حاضر باشند به صورت عام‌المنفعه چنین کاری را انجام دهند و هزینه‌ای روی دوش دانشگاه بار نکنند.چند مثال از عناصر بالا در سند هویت بصری دانشگاه‌های مطرح در سطح دنیا را در زیر می‌توانید ببیند:لوگوی دانشگاه آلتونحوه قرارگیری لوگوی دانشگاه آلتو در پوسترها و نامه‌ها و ...پالت رنگی دانشگاه MITفونت‌های رسمی دانشگاه کلتکبایدها و نبایدهای استفاده از لوگوی دانشگاه MITبایدها و نبایدهای استفاده از لوگوی دانشگاه MITبایدها و نبایدهای استفاده از لوگوی دانشگاه MITرنگ دقیق لوگوی دانشگاه هارواردفاصله لازم بین لوگوی دانشگاه ETH با سایر عناصر گرافیکیتغییرات غیرمجاز در لوگوی دانشگاه ETHتغییرات غیرمجاز در لوگوی دانشگاه آکسفورد</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Thu, 02 Nov 2023 11:18:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فتح دانشکده به دانشکده</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-jsbeiiq4zlsd</link>
                <description>نقدی بر فعالیت واحدهای دانشکده‌ای بسیج دانشجوییانجمن‌های علمی، قلب فعالیت دانشجویی در هر دانشکده به شمار می‌روند؛ از فعالیت‌های مرتبط با رشته (مثل بازدید و ارائه علمی و مسابقات مختلف دانشجویی) تا فعالیت‌های فرهنگی و هنری (مثل جشن‌های نوروز و یلدا و ورودی‌ها و روز استاد) و دورهمی‌های دانشکده‌ای (مثل افطاری و اردوهای تفریحی) و خلاصه هر فعالیتی که دانشجوهای یک دانشکده را جایی خارج کلاس و سالن مطالعه و پای بساط تمرین و پروژه دور هم جمع می‌کند.از دل همین فعالیت‌ها هم مثل دیگر فعالیت‌های دانشجویی، رفاقت‌ها و ارتباط‌های زیادی و گوناگونی شکل می‌گیرد که خیلی‌هایشان تا سال‌های سال دوام می‌آورند و در یک کسب‌وکار یا جمع‌های دوستی و خانواده و … امتداد می‌یابند. بیشترین تکثر و تنوع آدم‌ها در یک فعالیت دانشجویی را هم احتمالا در انجمن‌های علمی دانشکده‌ای می‌توانید پیدا کنید؛ جایی که سلیقه‌ها و عقاید مختلف دور هم جمع می‌شوند و برای هم‌دانشکده‌ای‌هایشان طرح می‌ریزند و زیر بار اجرایش می‌روند.متأسفانه در بسیاری از دانشکده‌ها، گروه‌ها و طرح‌هایی، با بهانه‌های عجیب‌وغریب، موازی انجمن‌های علمی شکل گرفته‌اند که رد بیشتر آنها به بسیج دانشجویی و واحد دانشکده آن و طرحی موسوم به حلقه‌های راه مهندسی می‌رسد. هرچند در کنار بسیج دانشکده‌ای، گاهی گروه‌های دیگری هم (غالبا با رنگ‌وبوی مذهبی) در یک دانشکده سر بر می‌آورند و رقیب انجمن علمی می‌شوند.بهانه بسیج دانشجویی برای گسترش حوزه فعالیت‌هایش به دانشکده‌ها، بیشتر اوقات فعالیت علمی و صنعتی مرتبط با دانشکده و آشنا کردن دانشجوها با جنبه‌های مختلف رشته خودشان و آماده کردن آنها برای ورود به دنیای صنعتی بیرون دانشگاه است و در همین راستا گاهی فعالیت‌های هنری و فرهنگی و اجتماعی و تفریحی انجمن‌های علمی دانشکده‌ای را هم نقد می‌کنند (اگر به سخره نگیرند). اما با هر بهانه و توجیهی، به فعالیت بسیج دانشکده‌ای نقدهایی می‌توان وارد کرد که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:یک) اگر هدف بسیج از ایجاد و گسترش بسیج‌های دانشکده‌ای فقط همین موضوع فعالیت علمی و صنعتی مرتبط با هر دانشکده است، پس چرا در دانشکده‌هایی که انجمن‌های علمی بسیار فعالی دارند و برنامه‌های مختلف مرتبط با رشته‌شان هم برگزار می‌کنند و در سطح کشور هم رویدادهایشان زبان‌زد است، باز هم بسیج دانشکده‌ای حضور دارد و دنبال جذب دانشجوها و فعالیت است؟ بهترین مثال از این دانشکده‌ها، دانشکده مهندسی کامپیوتر است که کم‌وکیف فعالیت‌های انجمن علمی آن (SSC) و رویدادهای بزرگ و درست‌وحسابی آن، حتی در سطح کشور شناخته‌شده است، اما بسیج از خیر این دانشکده هم نگذشته و با وجود فضای تعامل مناسبی که در این دانشکده بین دانشجوها وجود دارد، باز هم بسیج دانشکده‌ای کامپیوتر را راه انداخته و پیگیر فعالیت آن است.دو) رویدادهای فرهنگی و اجتماعی و هنری و تفریحی مختلفی که انجمن‌های علمی در دانشکده‌ها برپا می‌کنند، اثرگذاری‌شان روی زندگی و حرفه و آینده دانشجوها، اگر بیشتر از رویدادهای صرفا علمی و صنعتی نباشد، کم‌تر نخواهد بود. این برنامه‌ها و رویدادها، چه از نظر ارتباط بین دانشجوها، چه از نظر یادگیری مهارت‌های نرم و چه از نظر تجربه حوزه‌هایی غیر از حوزه تخصصی تحصیلی، اثر و فایده زیادی دارند، مخصوصا برای دانشجوهای کارشناسی که لزوما قرار نیست در رشته خودشان بمانند و ممکن است چند سال دیگر، در دنیای کاملا متفاوتی سیر کنند و مسیر دیگری بروند. اگر هم دغدغه صنعت کشور مطرح است که کسب‌وکارهای زیادی از دل همین فعالیت‌های دانشکده‌ای شکل گرفته و چرخی از صنعت کشور را چرخانده. بنابراین تأکید بسیج روی فعالیت‌های صرفا علمی و صنعتی که گاهی با چاشنی عناوینی مثل جهت‌گیری تخصصی و تخصص‌گرایی مطرح می‌شود، می‌تواند آفت بزرگی برای فعالیت‌های دانشجویی در یک دانشکده باشد. دوران دانشجویی (مخصوصا دوران کارشناسی) اهمیت بسیار زیادی در شکل‌گیری مسیر آینده افراد دارد و گذراندن آن به فعالیت‌های صرفا مرتبط با رشته، نتیجه چندان مطلوبی به بار نخواهد نشاند.سه) اعضای بسیج اگر دغدغه فعالیت در دانشکده خودشان را دارند، چرا مثل باقی دانشجوها در انتخابات انجمن‌های علمی شرکت نمی‌کنند و کار را دست نمی‌گیرند تا آنچه مدنظر و ایده‌آل‌شان است را، در یک فضای شفاف و رقابتی، به مرحله اجرا برسانند؟ چرا حتما مایل‌اند از طریق گروهی که نه انتخاباتی دارد و نه ساختار و بودجه شفاف و مشخص، کارشان را پیش ببرند؟ حضور برخی از اعضای بسیج دانشجویی در شورای مرکزی انجمن‌های علمی و حتی انتخاب‌شان به عنوان دبیر انجمن علمی دانشکده‌شان، گواه این مدعاست که در انجمن‌های علمی به روی کسی بسته نیست و هر فرد با داشتن مقبولیت نسبی در دانشکده‌اش می‌تواند به این انجمن‌ها راه پیدا کند و اجرای ایده‌هایش را پیگیری نماید.چهار) مگر برای یک فعالیت دانشکده‌ای چقدر نیروی انسانی و بودجه و مخاطب در دسترس است که هم‌زمان چند گروه در یک دانشکده فعال باشند؟ اگر کسی واقعا دغدغه دانشکده‌اش را دارد، بهتر نیست در همان ساختار رسمی و شفاف موجود آستین بالا بزند و پویایی و نشاط را به دانشکده‌اش بیاورد؟ موازی‌کاری واحدهای بسیج دانشکده‌ای با انجمن‌های علمی (در حالتی که نیروی انسانی و بودجه و مخاطب در یک دانشکده محدود است)، معمولا نتیجه‌ای جز تضعیف فعالیت دانشجویی در آن دانشکده ندارد.پنج) فعالیت واحد‌های دانشکده‌ای بسیج دانشجویی و هجمه‌ای که در برنامه‌ها و حرف‌های پشت پرده‌شان، علیه انجمن‌های علمی دانشکده‌ای وارد می‌کنند و اتهاماتی که علیه فضای انجمن‌های علمی به ذهن ورودی‌ها می‌خوانند، خیلی اوقات منجر به دوقطبی شدن و دودستگی فضای دانشجوهای دانشکده می‌شود و مانعی‌ست برای فعالیت مشترک دانشجوها (با عقاید و نظرات و سلایق مختلف) در کنار هم. خیلی اوقات دیده شده که در اثر حضور و فعالیت واحدهای دانشکده‌ای بسیج دانشجویی، نوعی یارکشی بین انجمن‌های علمی و بسیج دانشکده‌ای شکل گرفته و رقابت‌های بیهوده‌ای بین آنها جریان یافته که تنها نتیجه‌اش، هدررفت وقت و انرژی فعالین دانشکده‌ای و در نهایت ایجاد یک فضای مسموم و استادیومی در دانشکده بوده است.شش) گاهی بسیج دانشجویی از در انتقاد به فضای فرهنگی انجمن‌های علمی دانشکده‌ای وارد می‌شود و از اختلاط دختر و پسر و این‌طور حرف‌ها می‌گوید تا حضور و فعالیت خودش در دانشکده‌ها را توجیه کند. حتی اگر این توجیه را بپذیریم (که ان‌قلت‌های زیادی می‌توان روی آن آورد)، می‌توانیم از بسیج دانشجویی بپرسیم چرا در دانشکده‌هایی مثل هوافضا و مهندسی شیمی و نفت که در کنار انجمن علمی، گروه‌های مذهبی فعالی هم داشتند و معیارهای مدنظر بسیج را رعایت می‌کردند، باز هم بسیج وارد میدان شده و واحدهای دانشکده‌ای را راه‌اندازی کرده است؟هفت) نگاهی به تاریخچه فعالیت‌های دانشکده‌ای نشان می‌دهد که فعالیت‌های انجمن‌های علمی معمولا دوام و ثبات بیشتری دارند و رویدادهایی پیدا می‌شوند که سال‌های سال تکرار شده‌اند و پیشرفت قابل توجهی هم داشته‌اند، اما فعالیت‌های بسیج دانشکده‌ای به همان سرعت که اوج می‌گیرد، افول می‌کند، چرا که شکل‌گیری و رشدش براساس نیاز دانشکده و دانشجوهایش نبوده و رانت بسیج و اطرافیانش، تنفس مصنوعی زندگی‌اش بوده است. به همین خاطر، فعالین بسیج دانشکده‌ای، دغدغه کمتری نسبت به فعالیت‌های گروه‌شان در دانشکده داشته‌اند و بعد از اتمام دوره مسئولیت‌شان، ارتباط چندانی با نسل‌های بعدی فعالین دانشکده‌ای نگرفته‌اند. اما در انجمن‌های علمی، ارتباط بین نسل‌های مختلف فعالین دانشجویی معمولا پررنگ‌تر بوده و همین باعث شده، برخی رویدادهایی که انجمن‌های علمی دانشکده‌ای متولی آن بوده‌اند، سال به سال با رونق بیشتر برگزار شده‌اند. برای نمونه رویدادهای دانشجویی انجمن علمی دانشکده‌های کامپیوتر (AI Challenge و WSS و …) و صنایع (گیمین) را مقایسه کنید با برخی رویدادهایی که بسیج دانشکده‌ای ایده و اجرای آن را بر عهده داشته است. (مانند رویداد IEC که بسیج دانشکده مهندسی صنایع چند سال قبل برگزار می‌کرد)خلاصه حرف‌های بالا آدم را بعد از چند سال دیدن رویه بسیج دانشجویی نسبت به فعالیت‌های دانشکده‌ای به این نتیجه می‌رسد که هدف از گسترش واحدهای بسیج دانشکده‌ای، تضعیف انجمن‌های علمی و جذب دانشجوها، به ویژه دانشجوهای نوورود به سمت بسیج است تا خدای نکرده در فضای انجمن‌های علمی نفس نکشند و از نظر بسیج منحرف نشوند و خیلی نمی‌توان دغدغه دانشکده را برای این نوع فعالیت متصور بود.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Sat, 28 Oct 2023 20:56:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در جست‌وجوی شیطان</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-yeuchkvyrw73</link>
                <description>تصویر ماهواره‌ای منطقه انفجار بیمارستان الاهلی غزهاحتمالا در جنگ اخیر اوکراین-روسیه و اسرائیل-حماس عبارت اُسینت (OSINT) را شنیده‌اید. در حمله اخیر به بیمارستان الاهلی نیز در کانال‌های مختلف خبری، تحلیل‌های مختلفی از محل پرتاب راکت‌ها، تصاویر ماهواره‌ای محل، شناسایی منبع آتش از روی فیلم و غیره را هم دیده‌اید. به این کار اُسینت (OSINT: Open-source intelligence) می‌گویند. متخصصان این حوزه با تحلیل و تطبیق تصاویر با داده‌های مختلف، سعی بر سناریوسازی و تأیید یا رد سناریوهای دیگر دارند. اما به طور دقیق اُسینت‌کارها چگونه این کار را می‌کنند؟دریای اطلاعاتدر دنیایی زندگی می‌کنیم که دریایی از اطلاعات مختلف در دسترس همه قرار دارد. این حجم وسیع از اطلاعات فعلی و اطلاعاتی که به طور مداوم تولید می‌شود، لزوم جست‌وجوی بهینه را بیش‌ازپیش برای رسیدن به خواسته‌ای که داریم نمایان می‌کند. به طور معمول جست‌وجو در موتورهای جست‌وجویی نظیر گوگل به روند معمول زندگی خیلی از ما برای پیدا کردن اطلاعات بدل شده، به‌طوری که اصطلاح «گوگلش کن» پذیرفته‌ و بسیار پرکاربرد است. استفاده از گوگل معمولا اولین و برای بیشتر افراد، آخرین راه پیدا کردن چیزی در اینترنت است. احتمالا بسیاری از این افراد بعد از ناتوانی در صفحات اول و دوم گوگل ناامید شده و بی خیال گوگل می‌شوند. حالا اگر چیزی که دنبالش هستند، بسیار گنگ و غیرمستقیم از نظر کلیدواژه‌ها باشد، احتمالا جست‌وجوی پیچیده‌تری را نیز نیاز خواهد داشت که بیشتر افراد از مهارت آن بی‌بهره‌اند.دنیایی که ما از اینترنت می‌شناسیم و پوسته‌ای که از آن می‌بینیم، در واقع حجم بسیار کوچکی از اطلاعاتی‌ست که در وب وجود دارد. بسیاری از داده‌ها در سطوح زیرین وب وجود دارد که دسترسی به آنها زمان بیشتر و جست‌وجوی دقیق‌تری را نیاز دارد. جست‌وجوی غیر مستقیم در وب به مهارتی نیاز دارد تا بتوان به کمک قرار دادن اطلاعات مختلف کنار هم و تحلیل آنها، جواب نهایی حاصل شود. فرض کنید شما عکسی از مکانی دیده‌اید، ولی نمی‌دانید آنجا کجاست. رسیدن به نام آن مکان با جست‌وجوی مستقیم کلیدواژه‌ای در گوگل امکان‌پذیر نخواهد بود، زیرا شما نمی‌دانید چه کلمه‌ای را جست‌وجو کنید تا به مکان دقیق آن مکان برسید و اگر اسم آنجا را می‌دانستید که کار ساده بود. پس باید به روش پیچیده‌تری روی بیاورید.در دسترس همه، ولی پنهانبه کاری که افراد برای کسب اطلاعات از اشخاص، مکان‌ها، پیدا کردن جزئیات وقایع و اطلاع یافتن از آنها انجام می‌دهند، OSINT (Open Source Intelligence) می‌گویند. سازمان‌های اطلاعاتی و افراد مختلفی که به دنبال راه‌حل‌های کم‌هزینه و بدون جلب توجه برای کسب اطلاعات مورد نیاز خود می‌گردند، به این روش روی آورده‌اند. معنای تحت‌الفظی OSINT، اطلاعات منابع آشکار است و در واقع مجموعه رو‌ش‌هایی برای یافتن، سنجش و تحلیل اطلاعات آشکار موجود در سطح وب است. OSINT کاربران زیادی دارد، اما استفاده از این عبارت، اولین بار به اواخر دهه هشتاد و از سوی سازمان‌های نظامی آمریکا برمی‌گردد. در لایحه‌ای با عنوان «سازماندهی مجدد اطلاعات» چند اصل کلیدی برای جمع‌آوری اطلاعات ارائه شد که باید رعایت شود:اطلاعات باید بی‌طرفانه و بدون جهت‌گیری شخصی باشد.داده‌ها باید در منابع عمومی و غیرعمومی در دسترس باشد.مفهوم OSINT از آن موقع تغییرات زیادی کرده و الآن دیگر منابع غیرعمومی را شامل نمی‌شود. منابع OSINT همه منبع باز محسوب می‌شود، به این معنی که به هیچ وجه به روش‌های جمع‌آوری محرمانه (جاسوسی) برای دستیابی به آن نیازی ندارد و در فرایند آن باید ابزارهایی که به‌طور کامل از حقوق کپی‌رایت برخوردارند، مورد استفاده قرار گیرد.منابع اصلی OSINT عبارت است از:◼️ رسانه‌های جمعی◼️ شبکه اینترنت در دسترس عموم◼️ گزارش‌های دولتی و خصوصی◼️ نشریه‌های حرفه‌ای و علمی◼️ نقشه‌های ماهواره‌ای◼️ داده‌های تجاریدر واقع OSINT یک روش واحد ندارد و هرکدام از فعالیت‌کنندگان در این حوزه شیوه‌های خاص خودشان را دارند. فرآیند OSINT معمولا با شناسایی و اکتشاف دستی آغاز می‌شود. موتورهای جست‌وجوی فعلی نظیر گوگل بهترین راه‌های این شناسایی دستی هستند. همچنین این فرآیند شامل مطالعه درمورد موضوع هدف، مانند بررسی گزارش‌های سالانه در دسترس، پوشش‌های خبری از موضوع و همچنین مطالعه موارد بحث‌شده پیرامون موضوع در شبکه‌های اجتماعی مجازی نظیر توییتر، یوتیوب و اینستاگرام است. استفاده از ابزارهایی نظیر گوگل‌مپ نیز برای جست‌وجوهای اولیه بسیار کاربردی است.تصاویر ماهواره‌ای قبل و بعد از انفجار در بیمارستان الاهلی غزهکاربردی، مخصوصا در جنگ و مسائل امنیتیاز OSINT به‌طور عمده در جنگ اخیر اوکراین و روسیه استفاده شده است. افراد این حوزه می‌توانستند به کمک داده‌های تصویری و فیلم‌های منتشرشده از جنگ، محل وقوع نبردها و پیش‌روی‌ نیروهای مختلف را بررسی و اصالت ادعاهای آنان را تأیید یا تکذیب کنند. همچنین به کمک این عکس‌ها و داده‌ها، تلفات هر طرف تا حدی مشخص می‌شد که به کمک آنها رسانه‌ها قادر بودند ادعاهای دو طرف را مورد بررسی قرار دهند.چند سال پیش هم انجمن داوطلبانه InformNapalm توانسته بود نیروهای توپخانه روسی مستقر در پایگاه نظامی شماره ۷ ارتش این کشور را کشف و شناسایی کند. این گروه به عنوان بخشی از گردان توپخانه ترکیبی در خلال بمباران شهرها، روستاها و پایگاه‌های نظامی اوکراین در سال ۲۰۱۴ نقش داشت. این تیم OSINT با کمک تصاویری که این افراد در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرده بودند، توانست ۲۱ نفر از ۳۵ سرباز این یگان نظامی را شناسایی کند. این شناسایی خطراتی برای این افراد در پی خواهد داشت؛ خطراتی از جنس ترور این افراد از سوی دولت‌ها، آزار و اذیت خانواده آنها و همچنین مشکلاتی در زمینه لو رفتن داده‌های آتی این یگان نظامی.در نبرد اخیر حماس و اسرائیل هم اوسینت‌کارها با تحلیل تصاویر و فیلم‌های حمله به بیمارستان الاهلی، سناوریوهای محتملی را برای این حمله متصور شده‌اند. آن‌ها به کمک تصاویر منتشرشده در همان شب، به طور ضمنی بعضی از سناریوهای غیر محتمل را رد کردند. همچنین با پخش تصاویر و فیلم بیمارستان، به کمک قطر گودال و حجم خسارات وارده سعی در ارائه سناریویی با بالاترین احتمال را داشتند.چاشنی مهم دقتیکی از مهمترین داده‌های استخراج‌شده از طریق روش‌های OSINT، مکان هدف مورد نظر است. برای رسیدن به این مقصود، روش‌های مختلفی طراحی شده است. اگر به تصاویر ماهواره‌ای چندین سال قبل نیاز باشد، می‌توان از وب‌سایت Historic Aerials استفاده کرد، اما استفاده از تصاویر با کیفیت‌تر مستلزم پرداخت پول است. یکی از معروف‌ترین نرم‌افزارهای این حوزه، Creepy است که با زبان پایتون نوشته شده و به کمک آنالیز عکس و تطبیق نشانه‌های موجود در آن با منابع رایگان در دسترس مانند ویکی‌پدیا و توییتر و غیره، عکس مورد نظر را مکان‌یابی می‌کند. دوربین‌های نظارتی نیز بعضا قابل دسترسی در اینترنت هستند و می‌توان به کمک آن‌ها تصویر زنده مکان‌های مختلف را نگاه کرد. از دیگر کاربردهای پرکاربرد OSINT جست‌وجوی افراد و اطلاعات فردی‌ست. گاهی اوقات فقط از آن فرد یک نام کاربری در توییتر در اختیار داریم، اما با همین اندک اطلاعات هم می‌توان به نتایج خوبی از طرف مقابل رسید. کافی‌ست در مکان‌های درست جست‌وجوی مناسبی داشت. سرویس‌های مختلف رایگان و پولی نیز در این زمینه به وجود آمده‌اند که کار را آسان‌تر می‌کند. وب‌سایتی هم با عنوان osintframework وجود دارد که روش‌های رسیدن به پاسخ هر نیازی را به کمک نمودار درختی و لینک‌های متصل به آن به‌طور کامل نشان داده است.الگوریتم پیدا کردن داده‌های مختلف از روی موقعیت مکانیچاقوی دولبهمثل خیلی چیزهای دیگر، OSINT هم یک چاقوی دولبه است؛ ابزاری که اگر در دستان اشتباهی قرار گیرد، می‌تواند برای افراد دیگر خطراتی در پی داشته باشد. افراد مختلف می‌توانند با استفاده از این ابزارهای قدرتمند و داده‌هایی که در سطح وب وجود دارد، بعد از شناسایی اولیه و به کمک تحلیل‌هایی که به دست می‌آورند، افراد مختلف را تهدید به افشای اطلاعات و ... کنند. در فضایی که از هر عکسی می‌توان به تحلیل‌های مختلفی رسید، باید بیشتر مراقب بود که چه عکس‌هایی را در فضای مجازی قرار می‌دهیم. نقل قول معروفی وجود دارد که می‌گوید «شیطان در جزئیات است.» این جزئیات هستند که می‌توانند زندگی‌ها را نابود کنند؛ از مارک لباس گرفته تا عکس‌هایی از صفحه نمایش سایت‌های هسته‌ای کشور که منجر به لو رفتن سیستم‌های نصب‌شده می‌شود. حتی باید هنگام عکس‌برداری از محیط تاریک مراقب باشید، زیرا روش‌هایی وجود دارد که می‌توان با دست‌کاری عکس‌ها، از همان محیط اطلاعات زیادی برداشت کرد.فراگرفتن روش‌های حفاظتی برای جلوگیری و پیشگیری از این اتفاقات برای افراد مختلف الزامی‌ست. یادگیری این روش‌ها به تمرین زیادی نیاز دارد. توجه به نکات هر عکس و داده‌ای که در سطح وب پخش می‌شود و فکر به اینکه چه اطلاعاتی را در اختیار دیگران قرار می‌دهیم، می‌‌تواند روی مهارت پیشگیری ما موثر باشد.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Fri, 20 Oct 2023 14:22:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه پرغصه سنوات</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%BA%D8%B5%D9%87-%D8%B3%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AA-nakyoynnsyay</link>
                <description>تجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنواتسنوات مجاز تعداد ترم‌هایی‌ست که دانشجو در یک مقطع تحصیلی به صورت رایگان می‌تواند در دانشگاه تحصیل کند. در حال حاضر سنوات مجاز برای دانشجوهای کارشناسی و دکترا ۸ و برای دانشجوهای ارشد ۴ ترم است. اگر دانشجویی نتواند درسش را در سنوات مجاز تمام کند و اصطلاحا سنواتی شود، هزینه‌هایی به او تحمیل می‌شود؛ از هزینه‌ای که برای ثبت‌نام در آن ترم‌های اضافه باید به آموزش دانشگاه بپردازد تا هزینه‌های اضافه‌ای که به‌خاطر کاهش یارانه‌های تخصیص‌یافته به خوابگاه و غذا و دیگر امکانات رفاهی که در دانشگاه در اختیارش قرار می‌گیرد، روی دوشش می‌افتد. به‌طور ساده‌تر، دانشجوی سنواتی هم باید برای تحصیلش در ترم‌های اضافه پول پرداخت کند و هم اگر بخواهد از خوابگاه و غذای یارانه‌ای دانشگاه بهره ببرد، باید نسبت به دانشجوهای عادی هزینه بیشتری پرداخت کند.تا قبل از شروع این ترم، دانشگاه افزایش هزینه‌های رفاهی (خوابگاه و غذا و …) را برای دانشجوهای سنواتی یک ترم به تعویق می‌انداخت. به عبارت دیگر سنوات مجاز رفاهی دانشجوهای کارشناسی و دکترا ۹ و دانشجوی ارشد ۵ ترم بود (سنوات مجاز آموزشی همان ۸ و ۴ بود) و به این ترتیب دانشجوهای سنواتی، حداقل یک ترمی را می‌توانستند نفسی به راحتی بکشند. بعد از آن اما هزینه‌های غذا و خوابگاه برای دانشجوهای سنواتی افزایش پیدا می‌کرد.بخش‌نامه جدید صندوق رفاه دانشجویان درباره افزایش هزینه‌های سنواتصندوق رفاه دانشجویان، سوم مهر امسال در بخش‌نامه جدیدی به دانشگاه‌ها اعلام کرده که سنوات مجاز رفاهی همان ۸ و ۴ ترم است و خوابگاه برای دانشجوهای سنواتی از همان ترم اول سنوات دو برابر حساب می‌شود و غذا هم در سال اول سنوات، دو برابر، در سال دوم، پنج برابر و در سال سوم، هفت برابر قیمت عادی خواهد بود. این بخش‌نامه با وجود آنکه در اولین روز شروع ترم پاییز به دست دانشگاه‌ها رسیده، از همین ترم اجرا می‌شود و دانشجوهای سنواتی باید متحمل افزایش هزینه‌های غذا و خوابگاه شوند، آن هم در شرایطی که بدون اطلاع از این بخش‌نامه و با پیش‌فرض گرفتن قوانین قبلی که حداقل از نظر خوابگاه و غذا یک ترمی بهشان مهلت می‌داد، تصمیم گرفته بودند درس‌شان را بیشتر طول بدهند.هزینه‌های سنوات یکی از دغدغه‌های صنفی جدی خیلی از دانشجوهاست و افزایش یک‌باره آن در سال‌های قبل، به اعتراض‌ها و تجمع‌های صنفی هم منجر شده که آخرین آن به سال ۹۵ برمی‌گردد. تابستان ۹۵، در پی ابلاغ آیین‌نامه‌ای از سمت وزارت علوم درباره سنوات مجاز تحصیل، هیأت امنای دانشگاه قوانینی مبنی بر افزایش هزینه‌های مختلف سنوات، از هزینه‌های اسکان تا تغذیه تصویب کرد که اعتراض گسترده دانشجوها را با محوریت شورای صنفی در پی داشت. به دنبال عمومی شدن این موضوع و ورود شورای صنفی، دانشگاه چند هفته داغ را در شهریور و مهر آن سال با چاشنی نامه‌نگاری‌ها و بیانیه‌های دانشگاه و شورای صنفی سپری کرد و این مناقشه در نقطه اوجش به سه روز تجمع تعداد قابل توجهی از دانشجوها در نقاط مختلف دانشگاه (مقابل سلف، هم‌کف ساختمان ابن‌سینا، مقابل در ورودی دانشگاه که آن زمان در محاسبات بود و مقابل دفتر ریاست) انجامید و حتی تعدادی از معترضان برای تحصن، اتاق شورای دفتر ریاست دانشگاه را انتخاب کردند و در آنجا بست نشستند. در نهایت با ورود وزارت علوم و همین‌طور گفت‌و‌گو و توافق بین رئیس دانشگاه و شورای صنفی، بخش قابل توجهی از مطالبات دانشجوها محقق شده و هزینه‌های سنوات کاهش یافت.تجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنواتتجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنواتتجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنواتتجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنواتتجمعات مهر ۹۵ دانشگاه شریف در اعتراض به افزایش هزینه‌های سنوات که حتی به تحصن در اتاق شورای دفتر ریاست دانشگاه هم کشید.اما چرا دانشجوها سنواتی می‌شوند و درس‌شان را به موقع تمام نمی‌کنند؟اول از هر چیز، یکسان بودن سنوات مجاز برای همه دانشگاه‌ها از عدالت دور است. گذراندن واحدهای آموزشی در فضای سخت‌گیر و منضبط دانشگاه‌هایی مثل شریف نسبت به دیگر دانشگاه‌ها دشواری بیشتری دارد و طبیعی‌ست که بیشتر طول بکشد. اما قوانین فعلی همه دانشگاه‌ها را به یک چوب می‌راند و از همه دانشجوها انتظار یکسان دارد. حتی این را می‌توان به دانشکده‌های مختلف همین شریف هم تعمیم داد که فضای درسی و آموزشی‌شان تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارد و قوانین آموزشی‌شان هم می‌تواند و شاید بهتر است که متفاوت باشد.موضوع دوم به ناممکن بودن یا بسیار بعید بودن تمام کردن درس در سنوات مجاز در دانشگاهی مثل شریف برمی‌گردد، چرا که ارائه دروس نظری و مخصوصا عملی (مثل کارگاه و آزمایشگاه) گاهی آن‌قدر محدود و با تقاضای زیاد از سوی دانشجوهاست که برای گذراندن آنها باید تا رسیدن به ترم‌های پایانی تحصیل صبر کرد. در واقع زیرساخت‌ها و امکانات خود دانشگاه خیلی اوقات مانع می‌شود که دانشجوها بتوانند همه واحدهای موردنیاز را در زمان پیش‌بینی‌شده از سوی دانشگاه بگذرانند و به همین خاطر سنواتی می‌شوند.اما جدای از اینها، خیلی از دانشجوهای شریف در این روزگار ترجیح‌شان افزایش ترم‌های تحصیل‌شان است. مثلا دانشجوهای کارشناسی، چه قصد شرکت در کنکور ارشد را داشته باشند، چه هوس رفتن به سرشان زده باشد و چه بخواهند دوران کارشناسی را با نمرات خوب و فهم مناسب از دروس با چاشنی تجربه‌های علمی و صنعتی و فرهنگی و دانشجویی به پایان برسانند، منطقی‌تر است که از هشت ترم فراتر بروند و بخشی از بار کارشناسی را روی دوش سال پنجم بیندازند تا زیر بار فشار دانشگاه و جوانبش، کم نیاورند.هم‌چنین دانشجوهای تحصیلات تکمیلی، در شرایطی که دانشگاه حقوقی به آنها پرداخت نمی‌کند، برای گذران زندگی، نیاز به درآمد دارند و خیلی‌هایشان مجبورند در کنار درس خواندن کار کنند و بیش از این سربار خانواده‌شان نباشند. همین می‌شود که حتی اگر بخواهند هم در سنوات مجاز بعید است بتوانند با کیفیت مناسب فارغ‌التحصیل شوند. شرایط اقتصادی این روزهای جامعه ایران هم نیاز خیلی از دانشجوها به اشتغال و درآمد را افزایش داده است.از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های رفاهی دانشجوهای سنواتی به ناعدالتی میان دانشجوهای تهرانی و دانشجوهای شهرهای دیگر دامن می‌زند، چرا که دانشجوی ساکن تهران با خیال راحت‌تر می‌تواند از سنوات مجاز رد شود و با فراغ بال بیشتر هم درسش را بخواند و هم کار کند و هم به جوانب مختلف زندگی دانشجویی بپردازد، اما دانشجویی که باید در خوابگاه زندگی کند، چاره‌ای جز گذراندن زودتر درس‌ها و فارغ‌التحصیل شدن در سنوات مجاز ندارد تا از شر هزینه‌های چندبرابرشده در ترم‌های سنواتی در امان بماند.شیوع کرونا در سال‌های اخیر هم به افزایش تعداد سنواتی‌های دانشگاه منجر شده و نمودش را می‌توان در اختصاص خوابگاه به دانشجوهای سنواتی دید؛ جایی که به عنوان مثال اتاق‌های چهارنفره قرار است میزبان شش نفر باشند. این را هم نباید فراموش کرد که بسیاری از دانشجوهای کارشناسی نسبت به آینده تحصیلی و کاری‌شان سردرگم‌اند و بدشان نمی‌آید چرخی در دانشکده‌های مختلف دانشگاه بزنند و سر کلاس‌های آنها بنشینند تا شاید در جایی جز دانشکده فعلی‌شان، طعم واقعی ذوق و شوق را بچشند، اما افزایش هزینه‌های سنوات باعث می‌شود مجبور باشند همان انتخاب اول راه را تا انتها بروند و فرصت آزمون و خطا و تجربه در مسیرهای دیگر را از دست بدهند.آنچه واضح است، کمبود جدی زیرساخت‌ها و امکانات دانشگاه در ارائه دروس و اجرای برنامه آموزشی و تأمین خوابگاه و دیگر امکانات رفاهی برای دانشجوهاست و با کاهش سنوات مجاز آموزشی و رفاهی و مجبور کردن دانشجوها به زودتر تمام کردن درس‌شان قصد دارد از زیر بار وظیفه‌اش شانه خالی کند.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Fri, 13 Oct 2023 16:10:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار آتش و خون</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86-nwu4ichpqk9s</link>
                <description>حملات هوایی اسرائیل به غزه، شنبه، ۱۵ مهر ۱۴۰۲، عکس از آسوشیتد پرساگر تا ساعت شش بامداد روز شنبه از یک اسرائیلی می‌پرسیدند که مهم‌ترین اتفاق سیاسی پیش روی‌شان چیست، پاسخ می‌توانست به دو موضوع اصلی محدود شود. اولی، فرایند عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی که در مهم‌ترین گام به مذاکرات اصلی عربستان با آمریکا هم تبدیل شده بود و مصاحبه اخیر بن سلمان با فاکس نیوز هم درمورد آن بود. محمد بن سلمان، از دغدغه‌های عربی پیرامون فلسطینیان گفته بود، اما نخست‌وزیر اسرائیل معتقد بود که مسئله عربی تمام شده و دولتش می‌تواند بدون دادن امتیاز بزرگی به فلسطینی‌ها، روابط اقتصادی با همسایگان برقرار کند. همین هفته قبل، دو وزیر اسرائیلی به عربستان سفر کرده بودند و احتمال برقراری رابطه کم نبود. دومین موضوع، تعاملات داخلی در مورد تغییرات اختیارات قضایی است که مخالفان نتانیاهو تحت عنوان «کودتای نظامی» با آن مخالفت می‌کنند و با راهپیمایی سراسری، آن را به چالش کشیدند.خوش‌حالی فلسطینی‌ها روی تانک اسرائیلی، شنبه، ۱۵ مهر ۱۴۰۲، عکس از آسوشیتد پرسژنرال نمرود الونی، فرمانده نیروهای اسرائیلی در بستر خوابیده بود که پاراگلایدرها از مناطق تحت محاصره غزه پرواز کردند و وارد مناطق اسرائیلی شدند. کسی آماده حمله به اسرائیل نبود. آخرین حمله به اسرائیل مربوط به اکتبر ۱۹۷۳ بود که ارتش مصر و سوریه به اسرائیل حمله کرد، اما بعد از سه روز، اسرائیل ضد حملات خود را آغاز کرد و ورق را برگرداند. پیشتر در جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ هم ارتش‌های عربی از جمله مصر، اردن و سوریه قصد حمله به اسرائیل را داشتند، اما عملیات لو رفته بود و اسرائیل پیش‌دستانه به این کشورها حمله کرد. در این جنگ، نوار غزه به تصرف اسرائیل در آمد و اردن هم از کرانه باختری به عقب رانده شد و مرزهای رسمی اسرائیل از طرف دنیا به رسمیت شناخته شد. در جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳، صحرای سینا در مصر و بلندی جولان در سوریه اشغال شده بود، اما مهر ۲۰۲۳، پنجاه سال بعد از آن جنگ، روند حوادث متفاوت بود. حماس توانست در یک حمله سریع به داخل اسرائیل نفوذ کند، نزدیک به ۱۰۰ اسرائیلی از جمله نظامیان و شهرک‌نشینان را به اسارت بگیرد، ۹۰۰ نفر کشته شدند و بیش از ۲۰۰۰ زخمی گزارش شده است. در سمت فلسطین، آمار کشته‌ها در همین روزهای شروع حمله اسرائیل از ۷۰۰ نفر گذشته است. در تاریخ جنگ اعراب و اسرائیل، داشتن تلفات نظامی بالا برای اعراب، عادی شده، اما چیزی که جهان را به تحیر واداشته، توان تهاجمی حماس و ضعف اطلاعاتی اسرائیل است که با ابزارهای زیادی به کنترل نوار غزه می‌پردازد و ایست‌های بازرسی زیادی در اطراف این منطقه دارد.ویرانی‌های غزه پس از حملات هوایی اسرائیلچه خواهد شد؟پیش‌بینی می‌شود که اسرائیل پاسخ این حملات را به شدیدترین وجه خواهد داد. اما سوال اینجاست که چرا حماس دست به این حملات زده است؟ چند سال قبل، حماس یک سرباز اسیر اسرائیلی به نام گیلعاد شالیط را در اختیار داشت و در مقابل آزادی او توانست ۱۰۰۰ نفر از اسرایش را آزاد کند. با این شرایط، حماس امیدوار است که بتواند با دست پر برای آزادی زندانیان و بازداشت‌شدگان اداری که بدون حکم قضایی بعضا بیش از یک سال است در اختیار ارتش اسرائیل هستند، مذاکره کند.حماس، مخالف عادی‌سازی روابط است و با این حمله، حمایت عربی را در کشورهای مسلمان برانگیخت تا جایی که حتی عبدالخالد عبدالله، استاد علوم سیاسی اماراتی در دانشگاه نیویورک، شعبه ابوظبی هم که کشورش عادی‌سازی را به پایان رسانده، از حماس حمایت کرد. عربستان سعودی، در بیانیه‌اش تداوم اشغالگری و نادیده گرفتن مستمر حقوق فلسطینی‌ها را عامل این تنش عنوان کرد و وزارت خارجه قطر هم مسئولیت این حوادث را به تنهایی بر دوش اسرائیل عنوان کرد. قطر دو روز قبل از جمله هم در بیانیه‌ای نسبت به رفتار توهین‌آمیز نسبت به مسجد الاقصی اعتراض کرده بود و رفتار شهرک‌نشینان در ورود به این مسجد را محکوم کرده بود. بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل هم اخیرا اعلام کرده بود که به دنبال دسترسی آزاد شهرک‌نشینان به مسجد است.شب‌های غزه در خاموشی و انفجارایران، یکی از مهم‌ترین حامیان مقاومت در فلسطین است. مهم‌ترین گروه هم‌پیوند با ایران، «جهاد اسلامی» است، اما ایران از حماس و مواضع این گروه هم حمایت می‌کند. اختلاف ایران و حماس در مورد پیوندهای عربی-اخوانی این گروه است که در جنگ سوریه، مواضع حماس با جنبش اخوانی مخالف بشار اسد هم‌سو بود و از همین رو، دفتر این سازمان از دمشق به قطر منتقل شد. ایران گرچه از روز اول این حملات، خوشحالی خود را کتمان نکرد، اما بیانیه نمایندگی ایران در سازمان ملل و سخنان بعدی رهبری تأکید داشت که ایران، گرچه از مقاومت حمایت می‌کند، اما در طراحی و پشتیبانی تسلیحاتی آن، نقشی نداشته است. این سخنان به معنای نفی ادعاهای مطرح‌شده در وال‌استریت بود که البته با تأیید مقامات اسرائیلی و آمریکایی هم همراه نشده بود. در مقابل، آمریکا به عنوان مهم‌ترین حامی اسرائیل اعلام کرده که کمک‌های خود را تقویت می‌کند، این موضع به این دلیل است که هم شهروندان آمریکایی در این حملات کشته شدند و هم شنیده‌ها می‌گوید که در میان گروگان‌های حماس، چند آمریکایی هستند.تقابل گنبد آهنین اسرائیل با راکت‌های شلیک‌شده از غزه - عکس از رویترزنهایتا سوال مهم این است که جنگ فعلی، موقعیت نتانیاهو در سیاست داخلی اسرائیل را چگونه تغییر می‌دهد؟ آیا او با کمک این جنگ، موقعیت جناح راست را تقویت خواهد کرد یا آنکه او در ائتلاف با مخالفینی همچون گانتز از افراطیون فاصله می‌گیرد یا حتی به واسطه این جنگ، از طرف اسرائیلی‌ها جریمه خواهد شد؟</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Wed, 11 Oct 2023 10:01:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاییز شلوغ شریف (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-l7tiazi0crl8</link>
                <description>توییتر فارسی در یک‌شنبه ننگین (۱۰ مهر ۱۴۰۱) دانشگاه شریف۲۵ شهریور پارسال بود که مهسا امینی، دختر اهل سقز که به تهران مسافرت کرده بود، سه روز پس از آنکه گشت ارشاد پایش را به خیابان وزرا باز کرد، در بیمارستان جان سپرد و این جان باختن مطلعی شد بر چند ماه اعتراض خیابانی و مجازی شهروندان ایرانی. شریف هم برخلاف اعتراضات خیابانی سال‌های ۹۶ و ۹۸، این‌بار از همان ابتدا روزهای ملتهب و معترضی را پشت سر گذاشت و مثل بسیاری دیگر از دانشگاه‌های کشور، تجمعات پرتعدادی با سروصدا و حواشی زیاد در پاییز ۱۴۰۱ شریف در رسانه‌های رسمی و غیررسمی بازتاب پیدا کرد. در این سلسله‌روایت‌ها سعی داریم مروری داشته باشیم بر پاییز پرالتهاب ۱۴۰۱ شریف و حواشی آن.بخش اول این روایت را در اینجا می‌توانید بخوانید.بخش دوم:سه‌شنبه، ۵ مهر:رئیس دانشگاه در پیامی در کانال روابط عمومی، این‌طور می‌گوید که ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه خلاف مصلحت دانشگاه بوده و از کم و کیف این اتفاق اطلاعی نداشته و پیگیر بررسی دقیق، تذکر و برخورد لازم و اتخاذ تدابیر لازم برای عدم تکرار این اتفاق خواهد بود. جلیلی هم‌چنین قول پیگیری وضعیت چهار دانشجوی بازداشتی شریف را می‌دهد.چهارشنبه، ۶ مهر:شورای دانشگاه نیز در بیانیه‌اش ضمن مردود دانستن ورود افرادی خارج از چارچوب و مقررات دانشگاه که منجر به بروز وقایع ناخوشایند و موجب تألمات روحی برای دانشجوها و استادان شده، خواستار پیگیری جدی این موضوع از سوی مسئولین دانشگاه در کنار پیگیری آزادی دانشجوهای بازداشتی می‌شود.جمعه، ۸ مهر:رئیس دانشگاه در فیلم یک دقیقه‌ای که در کانال روابط عمومی دانشگاه منتشر می‌کند، از حضورش در وزارت علوم برای پیگیری وضعیت دانشجوهای بازداشتی و آزادی آنها می‌گوید.تحصن سکوت و تحریم کلاس‌ها در دانشکده مهندسی کامپیوتر - شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱تحصن سکوت و تحریم کلاس‌ها در دانشکده مهندسی برق - شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱تحصن سکوت و تحریم کلاس‌ها در دانشکده مهندسی و علم مواد - شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱شنبه، ۹ مهر:شنبه، روز تحصن‌های سکوت دانشکده‌ای‌ست. فعالین دانشجویی دانشکده‌های مختلف به ابتکار شورای صنفی دانشکده‌ها و شورای صنفی مرکزی دانشگاه، در روز جمعه تصمیم گرفته‌اند که در اولین روزی که دانشگاه بعد از دو روز آموزش مجازی، به حالت حضوری برگشته، برای مطالبه آزادی هم‌دانشگاهی‌های بازداشتی‌شان، در هر دانشکده تحصن‌های سکوت برپا و کلاس‌هایشان را تحریم کنند. این تحصن‌ها از حوالی ساعت ۱۱ صبح آغاز می‌شود و در همه دانشکده‌ها به چشم می‌خورد و تا حدود ساعت ۱۵ ادامه دارد. بعد از پایان تحصن‌ها که با مدیریت شورای صنفی و فعالین دانشجویی دانشکده‌ها، بدون شعار تحریک‌آمیز و رادیکال و در سکوت و نظم کامل برگزار شده، گروهی از دانشجوها، بعد از دقایقی حرکت در سطح دانشگاه و شعار دادن، خودشان را به فضای مقابل سردر دانشگاه می‌رسانند و تجمع دیگری را شکل می‌دهند. گویا در همین زمان، گروهی از دانشجوهای بسیجی نیز در حیاط مسجد تجمع کرده‌اند و منتظرند تا اگر شرایط ایجاب کرد، خودشان را به جلوی سردر برسانند و همچون دو تجمع قبل، مقابل دانشجوهای معترض صف‌آرایی کنند. معاون فرهنگی دانشگاه در بین تجمع‌کنندگان حضور دارد و مشغول ارائه توضیح درباره اوضاع دانشگاه است. او به خواست دانشجوها، به دفتر رئیس دانشگاه می‌رود تا او را هم به میان تجمع بکشد. جلیلی در این تجمع نسبت به ورود افراد غیرشریفی در تجمع شنبه هفته پیش توضیحاتی می‌دهد و می‌گوید سه گروه غیرشریفی در آن روز وارد دانشگاه شده‌اند؛ گروهی از دانشجوهای غیرشریفی که به جمعیت معترضان پیوسته‌اند، گروهی که بسیج آنها را به دانشگاه آورده و گروهی از نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی. جلیلی در صحبت‌هایش هم از لزوم بررسی اتفاقات تجمع شنبه هفته پیش حرف می‌زند و هم از پیگیری‌های خودش و دانشگاه و وزارت علوم برای آزادی چهار دانشجوی بازداشتی دانشگاه می‌گوید.صحبت‌های رئیس دانشگاه در تجمع شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱در بین صحبت‌های جلیلی، گروهی از دانشجوها، تجمع را ترک کرده و از خیابان اصلی منتهی به سردر، به سمت شمال دانشگاه راه می‌افتند. آنها پس از یک دور چرخیدن در دانشگاه، بعد از پایان صحبت‌های جلیلی و متفرق شدن جمعیت حاضر در فضای مقابل سردر، دوباره خودشان را به سردر می‌رسانند و تجمع و شعار را برای دقایقی دیگر ادامه می‌دهند. البته پایان این تجمع در مقابل سردر، سرانجام اتفاقات نیست و یکی دو ساعت بعد، نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی در خیابان صادقی و در نزدیکی در صنایع دانشگاه، برای بازداشت چند دانشجو اقدام می‌کنند و کار در آنجا به درگیری می‌کشد. تعدادی از دانشجوها و چند نفر از حراست دانشگاه به کمک آن چند نفر می‌روند (بیشتر دانشجوها از پشت نرده‌های دانشگاه با داد و فریاد و پرتاب اشیاء قصد کمک به هم‌دانشگاهی‌هایشان را دارند) و حتی یکی از مأمورین حراست هم آنجا از مورد ضرب‌وشتم لباس‌شخصی‌ها قرار می‌گیرد. در نهایت مأمورین لباس‌شخصی یکی از دانشجوها را با خودشان می‌برند و بازداشت می‌کنند.قاب پایانی تحصن سکوت و تحریم کلاس‌ها در دانشکده مدیریت و اقتصاد - شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱یک‌شنبه، ۱۰ مهر:شنبه، ۹ مهر فراخوانی به صورت ناشناس و بدون متولی در کانال‌ها و گروه‌های پرمخاطب دانشگاه برای تجمع روز یک‌شنبه دست به دست شده بود. براساس این فراخوان قرار است دانشجوها ساعت ۱۵ جلوی دانشکده کامپیوتر جمع شوند.ساعت ۱۵ روز یک‌شنبه، دانشجوها جلوی دانشکده کامپیوتر جمع می‌شوند و پس از آن به سمت ساختمان ابن‌سینا و تالارها (شمال دانشگاه) به راه می‌افتند و در راه شعار هم می‌دهند. جمعیت مقابل دفتر بسیج دانشجویی در شمال ساختمان ابن‌سینا برای دقایقی توقف می‌کند و شعارهایی علیه بسیج سر می‌دهد، هرچند به نظر می‌رسد دفتر بسیج خالی‌ست و دانشجوهای بسیجی در جنوب دانشگاه منتظر رسیدن دانشجوهای حاضر در تجمع است. در ادامه جمعیت به سمت جنوب دانشگاه حرکت می‌کند و خودش را به فضای مقابل سردر می‌رساند و شعار می‌دهد؛ شعارهایی که در راه رسیدن به سردر خیلی تند نیست و بیشتر از جنس هم‌خوانی سرود «یار دبستانی» و «زن، زندگی، آزادی» است.آغاز تجمع یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱هنگامی که دانشجوها به سردر می‌رسند، گروهی از دانشجوهای حاضر در تجمع، روبه‌روی جمعیت می‌ایستند تا از رویارویی بچه‌های بسیج و تجمع‌کنندگان جلوگیری کنند. بیشتر افراد حاضر در تجمع، ماسک بر صورت دارند و بعضی از آنها عینک آفتابی هم زده‌اند. یک ردیف از مأمورین حراست و تعدادی از مسئولین دانشگاه هم در مقابل تجمع قرار گرفته‌اند و حائلی هستند میان دانشجوها و سردر دانشگاه. فعلا خبری از دانشجوهای بسیجی نیست و فقط تعدادی از فعالین بسیج دانشجویی کنار سردر حضور دارند و باقی دانشجوهای بسیجی در حیاط مسجد دانشگاه منتظر هستند تا در صورت لزوم به مقابله با تجمع بیایند.جمعیت قصد می‌کند به سمت حیاط مسجد برود، اما دانشجوهای بسیجی از حیاط مسجد به سمت سردر خارج می‌شوند و جلوی جمعیت را می‌گیرند. دانشجوهای حاضر در تجمع و دانشجوهای بسیجی به سمت هم رفته و روبه‌روی هم می‌ایستند و شعار می‌دهند. کم‌کم جمعیت خشمگین می‌شود و شعارهای تندتر و رادیکال‌تری به گوش می‌رسد که الفاظ رکیکی هم در آنها شنیده می‌شود. این شعارها، واکنش شعاری دانشجوهای بسیجی را به دنبال دارد. احتمال برخورد فیزیکی بین دو گروه می‌رود، ولی حراست و گروهی از دانشجوها که میان دو گروه قرار گرفته‌اند، از آن جلوگیری می‌کنند. البته درگیری‌هایی جزئی میان دو گروه در این بین رخ می‌دهد.حراست در این ساعات از ورود افراد غیر دانشجو به دانشگاه جلوگیری می‌کند. جمعیتی از دانشجویان هم صرفا اطراف تجمع ایستاده‌اند و ماجرا و شعارها را تماشا می‌کنند. حراست با بعضی از آن‌ها صحبت می‌کند تا از محل دور شوند، اما در همین حین برخی دانشجوهای حاضر در تجمع، به سرعت به سمت آن افراد می‌روند تا از دانشجو بودن آن‌ها اطمینان حاصل کنند. آن طرف سردر، در خیابان آزادی، گروه اندکی از مردم تجمع کرده‌اند. گروهی هم با فاصله از داخل دانشگاه فیلم می‌گیرند.مدتی بعد دانشجوهای حاضر در تجمع تصمیم می‌گیرند به سمت شمال دانشگاه حرکت کنند. گویا دلیل این تصمیم دوربین‌هایی‌ست که اخیرا در اطراف سردر دانشگاه نصب شده و در تجعات قبلی تصاویری از افراد حاضر در تجمع ثبت کرده است. یک دوربین به تازگی در سمت غربی سردر دانشگاه و سه دوربین با قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه خارج از دانشگاه و روبه‌روی سردر نصب شده بود.جمعیت دانشجوهای معترض به سمت شمال دانشگاه و در انرژی راه می‌افتد، اما دانشجوهای بسیجی در همان فضای مقابل سردر می‌مانند. اینجاست که برخی دانشجوهای بسیجی نسبت به کم‌وکیف واکنش‌شان مقابل شعارهای تجمع‌کنندگان ناراضی‌اند و به بزرگ‌ترها و مسئولان‌شان اعتراض می‌کنند. فیلمی از صحبت‌های یکی از مسئولین سابق بسیج دانشگاه در بین جمعیت دانشجوهای بسیجی بعدا در کانال بسیج دانشجویی منتشر می‌شود. او این‌طور می‌گوید که اگر جمعیت معترض شعار تند دهد، جوابش را می‌گیرد و اگر بزنند، می‌زنیم و در دعوا حلوات خیرات نمی‌کنند. او از بسیجی‌ها می‌خواهد تا زمانی که دانشجوهای حاضر در تجمع از دانشگاه خارج نشده‌اند، آنها در همان فضای مقابل سردر برای مقابله با تجمع آنها باقی بمانند.جمعیت دانشجوهای معترض مدتی بعد به جلوی سالن مرحوم جباری می‌رسد. دانشجوهای زیادی در این جمعیت حضور دارند و به سمت در انرژی حرکت می‌کنند. گروهی از آنها کنار سالن جباری می‌مانند و حرف از ‌ماندن در دانشگاه برای یک ساعت میان دانشجوها پخش می‌شود. گفته می‌شود که مأموران لباس شخصی با دو ون سفید خارج از در انرژی منتظر دانشجوها‌ هستند.در همین حین گروهی از دانشجوها که قصد خروج از در انرژی را دارند، از سوی مأموران بازداشت می‌شوند. مأموران حراست دانشگاه تلاش می‌کنند تا از این اتفاق جلوگیری کنند، ولی خودشان نیز مورد ضرب‌وشتم مأموران امنیتی قرار می‌گیرند. دانشجوهایی که از داخل دانشگاه نظاره‌گر دستگیری دوستان خود هستند، به سمت در انرژی می‌دوند تا از بازداشت آنها جلوگیری کنند و در واکنش به رفتار خشن نیروهای لباس‌شخصی، شعار سر ‌می‌دهند، ولی پاسخ نیروهای لباس‌شخصی، تیراندازی با ساچمه‌های پلاستیکی به سمت دانشجوهاست. چند تن از دانشجوها مورد اصابت این ساچمه‌ها قرار می‌گیرند و همه با سرعت از در انرژی دور می‌شوند. شریف در محاصره نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی قرار گرفته و ترس بر جان دانشجوها نشسته. در این میان، دانشجوهای ورودی جدید که از کلاس خود در هال تالارها خارج شده‌اند و غالبا از وجود تجمع هم خبری ندارند، هاج و واج و گیج شده‌اند.ساچمه‌های پلاستیکی شلیک‌شده به دانشجوها - یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱دانشجوها داخل دانشگاه گیر افتاده‌اند و در ترس و سردرگمی به سر می‌برند. همه در‌های دانشگاه، برای امنیت بیشتر دانشجوها، بسته شده و معاونین دانشگاه و چند تن از استادان خود را به در شمالی دانشگاه می‌رسانند. دکتر مدنی‌‌زاده و دکتر ابوالحسنی میان دانشجوها حضور دارند و دانشجوها را از در انرژی دور می‌کنند. دانشجوها خبر از حضور چند ون و مأموران لباس‌شخصی در تمام کوچه‌های اطراف دانشگاه می‌دهند.حضور استادان دانشگاه در مقابل در انرژی - یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱استادان بیشتری از دانشکده‌های مختلف به در انرژی می‌رسند و همان‌جا تجمع می‌کنند. حراست دانشگاه در حال رایزنی با دانشجوهاست تا بتواند راهی برای خروج دانشجوها از آن وضع پیدا کند. گروهی از دانشجوها، مأموران حراست را راضی می‌کنند که در انرژی باز شود تا به خیابان قاسمی بروند، اما این دانشجوها با کمین نیروهای لباس شخصی روبه‌رو می‌شوند. چند تن از دانشجوها و دکتر ابوالحسنی به سمت آن‌ها می‌روند، ولی نیروهای لباس‌شخصی اقدام به دستگیری دانشجوها می‌کنند. با حمایت مأموران حراست دانشگاه، این دانشجوها از مهلکه خارج می‌شوند و به داخل دانشگاه بازمی‌گردند. اما نیروهای لباس‌شخصی اقدام به نشانه‌گذاری بعضی از دانشجوها با لیزرهای آبی و سبز می‌کنند. گویی فیلم دوربین‌های جدیدالتأسیس به آنها کمک کرده تا برخی را شناسایی و نشانه‌گذاری کنند.پس از ساعتی رایزنی و هم‌فکری میان حراست و استادان، صحبت از حرکت به سمت پارکینگ شریف می‌شود تا دانشجوها با امنیت کامل بتوانند به سمت خانه یا خوابگاه خود بروند. در انرژی دوباره باز شده و به دانشجوها گفته می‌شود که به صورت پیوسته و ستونی به سمت پارکینگ حرکت کنند، در حالی که در عرض خیابان قاسمی، استادان و مسئولین و مأمورین حراست دانشگاه تونلی انسانی تشکیل داده‌اند تا دانشجوها را از لباس‌شخصی‌ها و نیروهای امنیتی کمین‌کرده در خیابان قاسمی در امان نگه دارند.مادر نگرانی که در کوچه قاسمی نگران فرزند دانشجوی خودش است - یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱جمعیتی که جلوتر هستند، با استفاده از پله‌های اطراف آسانسور پارکینگ، به سمت طبقات پایین می‌روند و آرام آرام به سمت در خروجی پارکینگ حرکت می‌کنند، اما ناگهان گروهی موتورسوار و پیاده را با اسلحه پشت سر خود می‌بینند. لباس‌شخصی‌ها به سمت جمعیت حدود ٨٠ نفره داخل پارکینگ یورش می‌برند و به صورت مستقیم به سمت آن‌ها ساچمه پلاستیکی و فلزی شلیک می‌کنند. دانشجوها، پشت ماشین‌ها پناه می‌گیرند و سعی در فرار از چنگ مأموران دارند، اما نیروهای لباس‌شخصی با تحریک لفظی دانشجوها سعی دارند آن‌ها را از پشت ماشین‌ها بیرون بیاوند. چند تن از دانشجوها مورد اصابت قرار می‌گیرند و زمین می‌خورند. موتورسوارهای لباس‌شخصی تقریبا به تمام طبقات پارکینگ شریف سرک می‌کشند و دانشجوها را دنبال می‌کنند، طوری که طبق مشاهدات شاهدان عینی، حتی دانشجویی که در طبقه منفی ۵ پارکینگ در ماشین خود بوده را با شکستن شیشه ماشین و ضرب‌وشتم، از ماشین بیرون کشیده و بازداشت کرده‌اند.گروهی از دانشجوها به کمک بقیه نجات پیدا می‌کنند، اما گروهی دیگر دستگیر شده و سوار ون‌های نیروهای امنیتی می‌شوند. دانشجوهای گیرافتاده در پارکینگ از پله‌ها به سمت هایپرمارکت فامیلی حرکت می‌کنند. هایپرمارکت فامیلی مملو از دانشجوهای دانشگاه شریف است. حدود ۵۰ نفر از دانشجوها تصمیم می‌گیرند به صورت گروهی به سمت خوابگاه طرشت ٣ حرکت کنند. میدان تیموری و خیابان صالحی قفل شده و ترافیک سنگینی در آن برقرار است. این گروه از دانشجوها پس از ٢٠ دقیقه پیاده‌روی و حرکت از خیابان‌های اصلی به خوابگاه می‌رسند.در سوی دیگر ماجرا، دانشجوهایی که خارج از پارکینگ هستند، صدای شلیک‌های نیروهای امنیتی و داد و فریاد دوستان‌شان را شنیده و تلاش دارند تا آنها را نجات دهند، اما با درهای بسته پارکینگ مواجه می‌شوند و به سمت دانشکده مدیریت و اقتصاد روانه می‌شوند، ولی باز هم به در بسته می‌خورند؛ درهای دانشکده مدیریت و اقتصاد نیز بسته است. دانشجوهای خارج از پارکینگ، از ترس به سمت دانشگاه به راه می‌افتند، اما نیروهای امنیتی به صورت گزینشی و هدف‌مند اقدام به دستگیری چندتن از دانشجوها می‌کنند و در این حین تعدادی از دانشجوها را نیز مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند. مأموران حراست دانشگاه سعی در جلوگیری از بازداشت دانشجوها از سوی نیروهای امنیتی دارند، اما آن‌ها نیز مجددا مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند. یکی از استادان دانشگاه نیز سعی در جلوگیری از بازداشت دانشجوها دارد، اما نیروهای لباس‌شخصی او را نیز مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند. هم‌چنین یکی دو نیروی لباس‌شخصی که قصد دارند لابه‌لای دانشجوها وارد دانشگاه شوند، شناسایی شده و دانشجوها با آنها وارد درگیری فیزیکی می‌شوند و در نهایت با دخالت مأمورین حراست، به بیرون دانشگاه می‌روند.پس از آن، نیروهای امنیتی کمی عقب‌نشینی کرده و دانشجوها وارد دانشگاه می‌شوند. وضعیت دانشجوها بسیار بد است و جو ناامیدی شدیدی میان آن‌ها به وجود آمده. بعضی از دانشجوهای ورودی ١۴٠١ خبر از دستگیری دوستان خود می‌دهند. یکی از دانشجوها نیز از حال می‌رود و دوستانش او را به مرکز بهداشت دانشگاه منتقل می‌کنند. برخی از دانشجوها نیز برای کمی استراحت و آرامش به دانشکده‌هایشان پناه می‌برند و از در انرژی دور می‌شوند.در همین زمان، حدود ساعت هشت شب، دکتر زلفی‌گل، وزیر علوم وارد دانشگاه می‌شود. او با برخی مسئولان امنیتی تماس برقرار کرده و سعی در حفظ امنیت درهای دانشگاه دارد، اما این حرکت او هیچ تأثیری بر شرایط ندارد و نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی هم وقعی به صحبت‌ها و خواسته‌های او نمی‌نهند. او سپس به سمت سالن جباری می‌رود، گروهی از دانشجوها نیز وارد سالن جباری می‌شوند تا با وزیر صحبت کرده و مطالبات خود را بیان کنند. رئیس دانشگاه و چند تن از استادان، از جمله دکتر شریفی زارچی هم کنار وزیر حضور دارند.حضور وزیر علوم و رفتار نامحترمانه او با دانشجوهای معترض جو دانشگاه را متشنج‌تر می‌کند. او دانشجوهای معترض را متهم به بی‌قانونی و هدر دادن بیت‌المال کرده و با لحنی تند، به دانشجوها می‌گوید که به‌خاطر هدر دادن بیت‌المال باید در دنیا و آخرت جواب‌گو باشند و فکر نکنند که می‌توانند هرچه خواستند بگویند و برخوردی با آنها نشود. او می‌گوید قطعا برخورد جدی و قاطعانه صورت خواهد گرفت. وزیر بدون توجه به جو متشنج دانشگاه و دانشجوهای خشمگین، حتی در پاسخ به سوال مستقیم دانشجو هم به گونه‌ای صحبت می‌کند که خشم دانشجوها دوچندان شود.صحبت‌های وزیر علوم بسیار تند و زننده است و وقتی رئیس دانشگاه سعی کرد فضا را آرام کند، وزیر علوم با او نیز برخورد تندی دارد. در این میان، دکتر علی شریفی زارچی اجازه صحبت کردن می‌گیرد که با تشویق دانشجوها همراه می‌شود. وقتی وزیر متوجه می‌شود که این استاد، همان استادی است که به واسطه توییت‌های حمایتی که برای دانشجوها زده، شناخته شده است، شروع به تخریب مستقیم دکتر شریفی زارچی کرده و او را بی‌وجدان، بی‌اخلاق، خیانت‌گر، بازی‌کننده با احساسات جوانان و منحرف‌کننده دانشجوها از صراط مستقیم خطاب می‌کند. اما جمعیت حاضر به این حرف‌های وزیر علوم، واکنش جدی نشان داده و از دکتر شریفی زارچی حمایت می‌کند.چندی بعد، مأموران حراست دانشگاه اعلام می‌کنند که با تضمین وزیر علوم، تمامی درهای دانشگاه امن‌اند و به همین خاطر درها باز شده و دانشجوها می‌توانند از دانشگاه خارج شوند. اما دانشجوها باز هم به خاطر ترس از بازداشت، از این کار ممانعت کرده و در دانشگاه می‌مانند. حضور نیروهای امنیتی در اطراف دانشگاه، باعث شده دانشجوها نتوانند به تضمین وزیر اعتماد کنند.دانشجوهایی که ساکن تهران هستند، از خانواده‌های خود خواسته‌اند که به‌دنبال آن‌ها بیایند و از این طریق راهی خانه شوند. خانواده‌های آنها نیز با دیدن اوضاع امنیتی اطراف دانشگاه با نگرانی فراوان به سمت دانشگاه می‌آیند تا فرزندان خود را با خود به خانه ببرند.تعدادی از دانشجوها نیز به‌صورت دسته‌جمعی به سمت مترو می‌روند. هم‌چنین مینی‌بوس‌ها و ون‌هایی از سوی دانشگاه برای دانشجوهای خوابگاهی آماده شده که با همراهی برخی از استادان، جهت حفظ امنیت دانشجوهای خوابگاهی، آنها را به خوابگاه‌ها منتقل می‌کنند. با توجه به بسته بودن راه‌های منتهی به دانشگاه به خاطر جمعیت زیادی از شهروندان که در اطراف دانشگاه جمع شده‌اند و تعداد زیاد نیروهای امنیتی، فرایند خروج دانشجوها از دانشگاه، مدت زیادی به طول انجامید و نهایتا خبر می‌رسد که تقریبا تمامی دانشجوها از دانشگاه خارج شده‌اند و فقط حدود ١٠٠ دانشجو هنوز در دانشگاه هستند که می‌خواهند شب را همان‌جا بگذرانند.اخبار سرکوب دانشجوهای شریف در فضای مجازی پخش شده و مردم فراخوان کمک دانشجوهای محاصره‌شده در دانشگاه را دریافت کرده‌اند. به همین خاطر اطراف دانشگاه و به‌خصوص سردر اصلی، واقع در خیابان آزادی، ترافیک سنگینی وجود دارد و جمعیت نسبتا پرتعدادی در آن‌جا حضور دارند. نیروهای امنیتی سعی دارند با تیراندازی به سمت مردم و با استفاده از گاز اشک‌آور آن‌ها را متفرق کنند. نیروهای امنیتی به سمت بعضی از خانه‌های خیابان حبیب‌اللهی نیز گاز اشک‌آور شلیک می‌کنند.دانشجوهای خوابگاهی با وجود اسکان در خوابگاه، می‌دانند و می‌بینند که نیروهای لباس‌شخصی، اطراف همه خوابگاه‌ها را محاصره کرده‌اند. اطراف خوابگاه مصلی‌نژاد، واقع در میدان تیموری، ترافیک سنگینی برقرار است و بعضی از پنجره‌های خوابگاه مورد اصابت ساچمه‌های پلاستیکی قرار گرفته است. خوابگاهی‌ها سعی می‌کنند در خوابگاه بمانند، اما می‌ترسند که نیروهای لباس‌شخصی، وارد خوابگاه شده و اقدام به دستگیری آنها کنند. از همین رو بسیاری از آن‌ها پنجره‌های خود را بسته و به صورت نوبتی تا صبح کشیک می‌دهند. تا حدود ساعت ۳ بامداد دوشنبه، صدای تیراندازی و بمب‌های صوتی در محله طرشت شنیده می‌شود. همسایگان دانشگاه که برای دیدن اوضاع پشت پنجره‌ها و روی بام‌ها آمده‌اند، با نور لیزر نیروهای امنیتی مواجه می‌شوند.همان شب هیئت‌رئیسه دانشگاه جلسه‌ای اضطراری برای تصمیم‌گیری راجع به نحوه برگزاری کلاس‌ها تشکیل می‌دهد و تصمیم بر این می‌شود تا اطلاع ثانوی کلاس‌ها به صورت مجازی برگزار و تردد در دانشگاه هم با محدودیت مواجه شود.در زمانی که دانشگاه در چنین التهابی به سر می‌برد و از هر گوشه و کنار اخبار دروغین دلهره دانشجوها و خانواده‌هایشان را چند برابر می‌کند، هیچ یک از رسانه‌های داخلی خبری از حقیقت وقایع رخ داده در دانشگاه را پوشش نمی‌دهند. هم‌چنین برخی مسئولین دانشگاه، از جمله مدیر حوزه ریاست، در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما به گونه‌ای راجع به این موضوع صحبت می‌کنند که گویی هیچ اتفاقی در دانشگاه رخ نداده و شرایط کاملا عادی است و هر خبری از دانشگاه شریف گفته شده، شایعه‌ای بیش نبوده است.در روزهای بعد، اتفاقات ده مهر شریف که به یک‌شنبه ننگین معروف می‌شود و خاطرات حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران در تیرماه سال ۷۸ را زنده کرده، در فضای مجازی و در بیانیه‌های مختلف داخل و بیرون دانشگاه بازتاب‌های جدی دارد و دانشگاه را تا انتهای مهر به حالت مجازی می‌برد.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Fri, 06 Oct 2023 15:01:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاییز شلوغ شریف (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@shariftoday/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-gngztc1s8pnw</link>
                <description>مروری بر اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ شریف (بخش اول)
 ۲۵شهریورپارسالبودکهمهساامینی،اهلسقزکهبهتهرانمسافرتکردهبود،سهروزپسازآنکهگشتارشادپایشرابهخیابانوزرابازکرد،دربیمارستانجانسپردواینجانباختنمطلعیشدبرچندماهاعتراضخیابانیومجازیشهروندانایرانی.شریفهمبرخلافاعتراضاتخیابانیسال‌های۹۶و۹۸،این‌بارازهمانابتداروزهایملتهبومعترضیراپشتسرگذاشتومثلبسیاریدیگرازدانشگاه‌هایکشور،تجمعاتپرتعدادیباسروصداوحواشیزیاددرپاییز۱۴۰۱شریفدررسانه‌هایرسمیوغیررسمیبازتابپیداکرد.دراینسلسله‌روایت‌هاسعیداریممروریداشتهباشیمبرپاییزپرالتهاب۱۴۰۱شریفوحواشیآن. دوشنبه، ۲۸ شهریور:فراخوان تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱رأس ساعت ۷ صبح، انجمن اسلامی فراخوان یک تجمع اعتراضی در رابطه با جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد را روی کانال خود منتشر می‌کند؛ تجمعی که بعدا معلوم می‌شود دانشگاه مجوزی برای برگزاری آن صادر نکرده است. حوالی ساعت پنج‌ونیم عصر است که گروهی از دانشجوها جلوی سردر دانشگاه، با پلاکاردهایی در دست، تجمع را آغاز می‌کنند. در جلوی تجمع‌کنندگان بنری با طرحی گرافیکی از مهسا امینی به همراه عبارت‌های «نه به حجاب اجباری» و «ژیناجان! تو نمی‌میری، نام تو رمز خواهد شد» به چشم می‌خورد.لحظات ابتدایی تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱لحظات ابتدایی تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱لحظات ابتدایی تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱در ابتدای تجمع سرود یار دبستانی من از سیستم صوت کوچکی که بچه‌های انجمن همراه خودشان آورده‌اند، پخش می‌شود و در ادامه شعارهای جمعیت است که به گوش می‌رسید؛ شعارهایی که نسبت به شعارهای رادیکال هفته‌های بعد، آرام‌تر و محتاط‌ترند:از کابل تا تهران، ستم علیه زنانرهایی جامعه، آزادی زنان استفقر و فساد و تبعیض، دانشجو برپاخیزدانشجو آگاه است، با مردمش همراه استزن، زندگی، آزادیرهایی حق ماست، قدرت ما جمع ماستاز کردستان تا تهران، خونین تمام ایرانروی پلاکاردهای دست دانشجوها نیز دست‌نوشته‌های زیر دیده می‌شود:من هم فرزند کسی هستم!کثافت گشت ارشاد را جمع کنیداز کردستان تا تهران، خونین تمام ایراناین درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شودایران عزادار سقز استپلاکاردهای اعتراضی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱پلاکاردهای اعتراضی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱پلاکاردهای اعتراضی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱پلاکاردهای اعتراضی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱از همان ابتدای شکل‌گیری تجمع، علاوه بر مأمورین حراست و برخی مسئولین دانشگاه، گروهی از دانشجوهای بسیجی نیز به فضای مقابل سردر دانشگاه آمده‌اند و در مقابل جمعیت تجمع‌کننده قرار گرفته‌اند. آنها در در یکی دو ساعت اولیه تجمع، زیر سردر نشسته‌اند و کنش‌شان را به پلاکاردهای دست‌نویس‌شان محدود کرده‌اند:#اصلاح_قانون، ارشاد راهش این نیستشهید قاسم سلیمانی: آن دختر بدحجاب هم دختر من استمهسا امینی، دختر ایران#همه_همدردیممسئله فرهنگی با برخورد امنیتی حل نخواهد شد #نه_به_خشونتفرهنگ‌سازی با بگیر و ببند نمی‌شودپلاکاردهای دانشجوهای بسیجی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱پلاکاردهای دانشجوهای بسیجی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱پلاکاردهای دانشجوهای بسیجی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱نیروی انتظامی و برخی نیروهای لباس‌شخصی از همان ابتدای تجمع در بیرون سردر مستقر شده و گاهی لابه‌لای نرده‌های دانشگاه، از جمعیت حاضر در تجمع فیلم و عکس می‌گیرد (تصاویری که بعدا در بازجویی از دانشجوهای بازداشتی استفاده می‌شود) و این کنش آنها، شعارهای تجمع‌کنندگان علیه‌شان را به دنبال دارد:حضور نیروهای نظامی و امنیتی در حاشیه تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱مرگ بر استبداد، حجاب و گشت ارشادما همه مهسا هستیم، بجنگ تا بجنگیمخیابونا غرق خون، استادامون خفه‌خونای خواهر شهیدم، حقتو پس می‌گیرمیونسی، مرادی، آزاد باید گرددشعار ملت ما،دین از سیاست جداطرشت پر خفت‌گیره، پلیس ما رو می‌گیرهبا گذشت حدود یک ساعت از تجمع، یکی از دختران به نمایندگی از انجمن اسلامی، بیانیه تجمع را قرائت می‌کند؛ بیانیه‌ای که به صراحت خواستار لغو حجاب اجباری و جمع شدن بساط گشت ارشاد شده بود.بیانیه قرائت‌شده از سوی انجمن اسلامی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱بیانیه قرائت‌شده از سوی انجمن اسلامی در تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱حوالی ساعت هفت بعدازظهر، با رادیکال‌تر شدن شعارهای حاضرین در تجمع، جمعیت تجمع‌کننده در قسمت شمالی سردر و جمعیت دانشجوهای بسیجی در جنوب سردر در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و گویا دیگر مخاطب شعارها غایب نیست و شعارهای هر گروه جمعیت مقابل را مورد هجمه قرار می‌دهد. البته گروهی از دانشجوها نیز از همان ابتدا در حاشیه ایستاده‌اند و نظاره‌گر تجمع و شعارها و درگیری‌هایش هستند و خودشان دنبال کنش خاصی نیستند. برخی از استادان دانشگاه هم از اواسط تجمع، در حول‌وحوش آن دیده می‌شوند و گاهی برای آرام ماندن فضا تلاش می‌کنند. در هر حال، حوالی ساعت ۹ شب و بعد از گذشت سه ساعت و نیم از شروع تجمع، جمعیت به تدریج متفرق می‌شوند تا نخستین تجمع شریف در پاییز ۱۴۰۱ با حاشیه نسبتا اندک و بدون درگیری فیزیکی به پایان برسد.تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱تجمع دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱جمعه، ۱ مهر:تعدادی از دانشگاه‌های تهران (تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، خواجه نصیرالدین طوسی، امیرکبیر، علم‌وصنعت و الزهرا) اعلام کرده‌اند که کلاس‌های هفته بعدشان را به صورت مجازی برگزار خواهند کرد. بهانه‌شان هم تعطیلات آخر صفر است که باعث شده روزهای یک‌شنبه و سه‌شنبه، ۳ و ۵ مهر تعطیل باشد و از نظر آنها دانشجوها برای تردد در هفته‌ای که دو روزش تعطیل است، با مشکل مواجه‌اند. عجیب آنجاست که وزارت علوم پیش از شروع ترم پاییز دانشگاه‌ها بر برگزاری حضوری کلاس‌ها تأکید کرده بود و به نظر می‌رسد تجمع‌های اعتراضی در هفته اول ترم موجب نگرانی دانشگاه‌ها شده و حداقل برای یک هفته و به بهانه تعطیلات آخر صفر، ترجیح داده‌اند در سکوت آموزش مجازی، فضای دانشگاه را کنترل کنند. شریف اما جمعه‌شب اطلاعیه‌ای می‌دهد و از حضوری بودن کلاس‌های شنبه می‌گوید.همان شب فراخوانی بی‌نام‌ونشان در توییتر منتشر می‌شود و از شریفی‌ها دعوت می‌کند تا عصر شنبه، باز هم تجمعی اعتراضی در جلوی سردر دانشگاه برپا کنند. همین فراخوان کافی‌ست تا شنبه‌صبح، همه دانشگاه در هول‌وولای تجمع دوم باشند.شنبه، ۲ مهر:از صبح، فضای غیررسمی دانشگاه در اندیشه تجمع عصر است؛ چه دانشجوهایی که می‌خواهند در تجمع حاضر باشند، چه بسیجی‌هایی که به فکر مقابله موثرتر با تجمع هستند و چه مسئولان دانشگاه که به هر ریسمانی چنگ می‌زنند تا فضای دانشگاه را آرام و بی‌حاشیه نگه دارند.حوالی ساعت ۶ عصر، جمعیت پراکنده‌ای اطراف سردر دانشگاه حضور پیدا می‌کند، اما جمعیت متراکم دیگری که ابتدا جلوی دانشکده کامپیوتر جمع شده بود، در حالی که شعارهایی سر می‌دهد و سرودهایی می‌خواند، به سمت سردر به راه می‌افتد و به جمعیت قبلی ملحق می‌شود.جمعیت معترضین که از جلوی دانشکده کامپیوتر به سمت سردر آمده، روبه‌روی سردر و در قسمت شمالی آن توقف می‌کند و شروع به شعار دادن می‌کند؛ شعارهایی که از همان ابتدا نسبت به تجمع هفته پیش رنگ‌وبوی تندتری دارد. در دست برخی از افراد حاضر در تجمع، پلاکاردها و دست‌نوشته‌های اعتراضی هم به چشم می‌خورد. هم‌چنین درصد قابل توجهی از جمعیت، ماسک زده‌اند تا شناسایی‌شان سخت‌تر باشد.از همان ابتدای تجمع، گروهی از دانشجوهای بسیجی زیر سردر و در مقابل جمعیت معترض قرار می‌گیرند. مشخصه آنها پرچم‌های ایرانی‌ست که در دست دارند و تکان می‌دهند و پلاکاردهایی که نوشته‌هایشان محتوایی متفاوت و حتی در مخالفت با دست‌نوشته‌های جمعیت معترض دارد. البته آن‌طور که پیداست، همه جمعیت بسیجی را دانشجوهای شریف تشکیل نداده‌اند و با هماهنگی‌های صورت‌گرفته، گروهی از دانشجوهای بسیجی از دانشگاه‌های دیگر هم امروز به شریف آمده‌اند تا با تجمع مقابله کنند. مشاهدات میدانی این‌طور گواهی می‌دهد که یکی دو اتوبوس در خیابان آزادی و بین سردر و ورودی مسجد پارک شده‌اند که برای انتقال این دانشجوها به کار رفته و هم‌چنین این دانشجوها با توجه به برگزاری مراسم آخر صفر در مسجد دانشگاه قصد داشته‌اند از ورودی مسجد به دانشگاه وارد شوند، هرچند از در نقلیه نیز گویا برای ورود به دانشگاه استفاده کرده‌اند. از سوی دیگر بعدا مشخص می‌شود که دانشجوهای بسیجی قبل از شروع تجمع در آمفی‌تئاتر مرکزی دانشگاه جمع شده‌اند تا برای مقابله با تجمع برنامه‌ریزی کنند و آمادگی لازم را داشته باشند. هم‌چنین برخلاف دوشنبه هفته پیش، نیروهای لباس‌شخصی فقط در بیرون دانشگاه حضور ندارند و در بین جمعیت دیده می‌شوند. این نیروهای لباس‌شخصی بعضا از جمعیت معترضین فیلم و عکس می‌گیرند.تجمع شنبه، ۲ مهر ۱۴۰۱تجمع شنبه، ۲ مهر ۱۴۰۱تجمع شنبه، ۲ مهر ۱۴۰۱تجمع شنبه، ۲ مهر ۱۴۰۱شعارهای دو طرف خیلی اوقات علیه یکدیگر است، مخصوصا وقتی که شعارهای جمعیت معترض رادیکال‌تر می‌شود و پاسخ طرف مقابل را به دنبال دارد. در ابتدای تجمع، به ابتکار برخی دانشجوهای قدیمی‌تر، یک سیستم صوتی آورده می‌شود و یک سکو برای ایستادن، تا تریبون آزادی شکل بگیرد و التهاب فضا تا حدی کنترل شود. تریبون آزاد حدود نیم ساعت دوام می‌آورد و از هر طرف هفت هشت نفری می‌آیند و چند دقیقه صحبت می‌کنند، هرچند حرف‌ها در شعارها و هیاهوی دو طرف معمولا گم می‌شود و خیلی به گوش نمی‌رسد. حتی در موقع صحبت برخی دانشجوهای بسیجی، اشیائی هم از سوی جمعیت معترض به سمت فردی که بالای سکو مشغول صحبت است، پرتاب می‌شود. در هر حال شعار و هیاهو و التهاب اجازه نمی‌دهد این تریبون آزاد ادامه پیدا کند و حوالی ساعت هفت به پایان می‌رسد و بعدش دوباره نوبت به شعارهای دو طرف علیه هم می‌رسد و تمایلی که برخی افراد در دو طرف به درگیری با همدیگر دارند؛ تمایلی که مأمورین حراست و برخی دانشجوها که بین دو گروه قرار گرفته‌اند، مانع آن می‌شوند و به هر ضرب‌وزوری که شده، قصد دارند از وقوع درگیری فیزیکی جلوگیری کنند.حوالی ساعت هفت‌ونیم با پادرمیانی یکی از قدیمی‌های حراست، قرار می‌شود جمعیت معترض به سمت شمال دانشگاه و در انرژی حرکت کند و جمعیت بسیجی هم به سمت غرب دانشگاه و حیاط مسجد برود. جمعیت معترض حرکتش به شمال دانشگاه را شروع می‌کند و تا حوالی ساختمان سلف دانشگاه هم می‌رود، اما چند درگیری و زدوخورد با برخی افراد که به نظر لباس‌شخصی می‌آیند و مشغول گرفتن عکس و فیلم از جمعیت معترض هستند، باعث می‌شود دوباره جو ملتهب شود و جمعیت به سمت سردر برگردد؛ جایی که جمعیت بسیجی هم هم‌چنان آنجا حضور دارد و باز هم تقابل دو گروه برای دقایقی شکل می‌گیرد تا بعد از آن دوباره جمعیت از سردر متفرق شود؛ جمعیت معترض به سمت شمال دانشگاه و در انرژی و جمعیت بسیجی به سمت حیاط مسجد.در نهایت حدود ساعت ۸ شب است که جمعیت معترض خودش را به در انرژی می‌رساند، اما حضور مأمورین نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها در بیرون در انرژی، باعث می‌شود که مدتی جمعیت در داخل دانشگاه و مقابل در انرژی بنشیند تا فضا برای بیرون رفتن آنها مهیا شود. بعد از کمی بحث و مذاکره نیروهای حراست و دیگر مسئولین دانشگاه با لباس‌شخصی‌ها و مأمورین، جمعیت جلوی در انرژی با همراهی نیروهای حراست و در کنار هم از در انرژی به سمت پارکینگ دانشگاه و میدان تیموری خارج می‌شوند. نیروهای حراست برای اطمینان بخشیدن به جمعیت معترض، راه‌رویی مقابل در انرژی تشکیل می‌دهند تا دانشجوها از میان آن به سمت پارکینگ و میدان تیموری بروند. البته تعدادی از دانشجوها که قبل از این ساعت از در انرژی به صورت جداگانه خارج شده بودند، در آن محل بازداشت شده و به ون‌های نیروهای نظامی و امنیتی منتقل شده‌اند. طبق آمار رسمی، در آن شب هفت دانشجوی شریف بازداشت می‌شوند که شش نفر از آنها همان شب و یکی‌شان بامداد دوشنبه، ۴ مهر آزاد می‌شود، هرچند تعدادی دانشجوی شریف هم در آن روزها در سطح شهر بازداشت شده بودند.یک‌شنبه، ۳ مهر:هیئت‌رئیسه دانشگاه در اطلاعیه‌ای خبر می‌دهد که با توجه به اتفاقات روزهای قبل، کلاس‌های دوشنبه و چهارشنبه دانشگاه به صورت مجازی برگزار خواهد شد و برای تردد در دانشگاه هم محدودیت‌هایی وضع شده است. شورای صنفی در نامه‌هایی اعتراضی به حراست و رئیس و معاون آموزشی دانشگاه، اعتراض خودش نسبت به اتفاقات شنبه را بیان می‌کند؛ از ورود نیروهای لباس‌شخصی و دانشجوهای دانشگاه‌های دیگر به دانشگاه در روزهایی که ورود شریفی‌ها به دانشگاه سخت است تا بازداشت دانشجوها بعد از خروج از دانشگاه و البته تصمیمات متناقض دانشگاه، جایی که از یک طرف با برگزاری مجازی کلاس‌های درس در هفته اول ترم در شرایطی که دانشجوهای ساکن شهرهایی غیر از تهران برای تردد به تهران با مشکلات حمل‌ونقل مواجه بودند، به بهانه نبود ظرفیت و امکانات لازم برای برگزاری کلاس‌های مجازی مخالفت کرده و از طرف دیگر در هفته دوم ترم به‌خاطر نگرانی نسبت به تجمعات اعتراضی تصمیم گرفته کلاس‌ها را به صورت مجازی برگزار کند. شورای صنفی در این نامه‌ها از دانشجوها می‌خواهد که تا آزادی هم‌دانشگاهی‌هایشان در کلاس‌های درس حضور پیدا نکنند و هم‌چنین کلاس‌های مجازی را در اعتراض به تصمیمات دوگانه دانشگاه تحریم کنند.در همان روز تعدادی از استادان دانشگاه هم از تعطیلی کلاس‌هایشان در روزهای دوشنبه و چهارشنبه آن هفته می‌گویند. برخی از آنها به صراحت دلیل این تصمیم را بازداشت دانشجوها و مخالفت با کلاس‌های مجازی مصلحتی بیان می‌کنند، اما برخی دیگر از مشکلات اینترنت و نبود امکانات لازم برای برگزاری کلاس‌های مجازی حرف می‌زنند.دوشنبه، ۴ مهر:دانشگاه بعد از شنبه ملتهبی که پشت سر گذاشت، صبح آرامی را سپری می‌کند، اما حوالی غروب خبر می‌رسد که چهار دانشجوی شریف به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده‌اند. نگرانی نسبت به وضعیت آنها تا آخر شب ادامه دارد و در نهایت مشخص می‌شود که آنها به بازداشتگاه اوین منتقل شده‌اند. بازداشت این چهار دانشجو مقدمه‌ای‌ست بر روزهای شلوغ و ملتهب بعدی شریف.</description>
                <category>Sharif Today</category>
                <author>Sharif Today</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 15:12:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>