<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sheida Asgharzadeh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shaya1200</link>
        <description>گوینده، مدرس مهارت های  ارتباطی... راستی؛ دنیا بدون «دکلمه» چه شکلیه؟</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:36:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/85421/avatar/AujYBK.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sheida Asgharzadeh</title>
            <link>https://virgool.io/@shaya1200</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-lrmyluwg7jgj</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/ttba3atydedv-baOlx.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱۱,۱۰۹ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۲۸۶ مرتبه پسندیدند و  ۱۲۳ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲۶ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۵,۴۰۴ بار خوانده شدند و ۲۳۰,۰۳۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۳۱۵۳۷۱۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۴,۷۵۵ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۳۱۵۳۷۱۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 14:07:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد دکلمه. مقاله ای متفاوت برای علاقه مندانی ویژه</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-bfbukndnktap</link>
                <description>سلام... اونقدر استقبال عزیزان ما، به خصوص جوانان و نوجوانان از مبحث آموزشی فن بیان و به خصوص ”دکلمه” زیاد و نشاط آور بود که تصمیم گرفتم، مقاله بالا بلندی رو که چندی پیش در رابطه با دکلمه نوشته بودم رو به احترام علاقه مندان در اینجا هم قرار بدم..با این توضیح که این مقاله در دو پست ارائه خواهد شد: صفر تا صد دکلمه ؛ مقاله‌ای متفاوت برای علاقه‌مندانی ویژهدر این مقاله به چه چیزی پرداخته می شود؟? مبانی دکلمه? اصلاح و بهبود لحن? باور های غلط در دکلمه خوانی? تجربه های چهار سال دکلمه خوانی? دکلمه از من، تمرین از شما◼️ مبانی دکلمهتا کنون پیش خود فکر کرده اید که چرا، خواندن و شنیدن «دکلمه» همیشه، علاقه مندان خاص خود را داشته است؟ به راستی ریشه این عطش و اشتیاق در کجاست، که هر روز شاهد تولید و انتشار آثار صوتی فراوانی هستیم؟بنویسم دکلمه،بخوانیم زندگیهرچند دکلمه پدیده نوظهوری نیست اما به نظر می رسد، دید علاقه مندان نسبت به آن کمی متمایزتر گردیده است.ارادتمند شیدا اصغرزاده قصد دارم ضمن تعریف و تبیین مفاهیم اولیه دکلمه و دکلمه خوانی، از زاویه ای متفاوت به این موضوع بپردازم.امیدوارم این مقاله و نوشتارهای پس از آن، پلی باشند میان من و علاقه مندان فراوان این عرصه، تا تجربهٔ شیرینِ بیش از دویست دکلمه، رادیو و پادکست هنری در اختیار پویندگان این مسیر قرار گیرد.پس از مطالعه این مقاله شما قادر خواهید بود به چند سوال پاسخ دهید:?✍️ صِرف داشتن علاقه، برای خواندن دکلمه، کافی است؟?✍️ آیا هر فردی با هر صدایی می تواند دکلمه بخواند؟?✍️برای آموزش دکلمه از کجا شروع کنیم؟?✍️دکلمه  یعنی.....؟به نظر من، دکلمه بستری طلایی برای اثر گذاری هرچه بیشتر است. دکلمه یکی از شیرین ترین زبان های بیان احساسات میان آدم‌هاست. دنیای دکلمه پر از علاقه مندانی است که یا به ”خواندن ”یا به ”شنیدن” آن گرایش دارند. دنیایی که به عقیده من، گاهی رفتن و ماندن در آن دیگر به اختیار ما نیست...دکلمه غم است و شادی است. امید است. اشک و لبخند و خلاصه معجونی از همه این ها.با دکلمه تلخ ترین کلمات شنیدنی می شوند. چون جان می گیرند.با دکلمه عشق، شیرین تر و زندگی خواستنی تر می گردد.با خلق و انتشار یک دکلمه می توانیم بر پهنه این جهان از خود نقشی جاودانه به جای بگذاریم.تعریف دکلمه:واژه « دکلمه »، از واژه فرانسوی (deklama) گرفته شده است و منظور از آن خواندن شعر یا نثر ادبی با صدای رسا و آهنگ مناسب است. این خوانش باید با لحن خاصِ همان اثر و به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده، مطابق کلام باشد.شاید، فهم تعریف دکلمه در نگاه اول کمی دشوار به نظر برسد، پس من آن را با مثال ساده تر می کنم:فرض کنید اشعاری از فردوسی و حافظ به ما می دهند که دکلمه کنیم. همچنین یکی دو متن عاطفی.به شخصی که اشعار و متن ها را می خواند، دکلمه خوان می گویند. البته بهتر است بگوییم: «دکلَماتور». در واقع او این اثر را: « دکلمه می کند».حالا سوال این است: آیا لحنِ خوانش دکلماتور، در هنگام دکلمهٔ تمام اشعار بالا، یکی است؟ البته که خیر!چراکه دکلماتور، در هنگام خواندن شعر فردوسی لحنش، حماسی است. در هنگام خواندن شعر حافظ ملایم و در هنگام خواندن متن های عاطفی، همراه با احساس است.?اهمیت «لحن» در هنگام خواندن دکلمه:به لحن خود دقت بیشتری داشته باشیممتأسفانه بسیاری از دکلماتور های عزیز هر شعر و متنی را با حُزن و اندوه و توأم با ”صدا سازی” می خوانند. حال آنکه هر شعر و متنی برای خود بار معنایی مشخصی دارد که اتفاقا همیشه هم غمگین نیست.یادمان باشد؛ حس سُراینده یک ترانه، شعر و متن، امانتی است در دستان دکلماتوری که آن را می خواند، پس باید از جهت حس و معنا به اتمسفر اثری که دکلمه می کند، نزدیک گردد.اینجاست که « لحن کلام »، خودی نشان می دهد.به یقین همه شما عزیزان درباره لحن چیزهایی خوانده یا شنیده اید، اما من می خواهم در چند جمله « لحن » را مرتبط با دکلمه، توضیح بدهم.لحن کلام جانِ کلاممن تک تک کلمات تشکیل دهنده جمله را دارای جان می دانم. این کلمات هستند که جمله را زنده نگه می دارند. کلمات لبخند می زنند، خشم می گیرند، گریه می کنند و قدرت امیدبخشی دارند. پس اگر ما نتوانیم «حق واژه» را در انتقال پیام اصلی حرف خودمان یا متنی که می خوانیم به درستی و زیبایی ادا کنیم، عملا مانند این است که آن را کُشته ایم. در بیشتر موارد هم:??? حق واژه = لحن ???بله. ما گاهی بیرحمانه و شاید ناخواسته کلمات را می کُشیم.به مدل حرف زدن بعضی ها دقت کرده اید؟اگر بخواهم نمودار حرف زدنشان را رسم کنم به این شکل است:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــیک خط راست. نه فرازی نه فرودی. درست مثل بازی بازیگران کره جنوبی سرد و یکنواخت و زیادی مودب?.فکر کنم الان علاقه مندان سریال جومونگ اخمشان در هم فرو رفت. اما واقعا لحن چیست؟فرض کنید چَکشی به دست دارید و جمله ای هم روبروی شماست. حالا باید روی هرواژه که &quot;مهمترین &quot; پیام آن جمله ست یک ضربه بزنید.دقت کنید:ضربه بر روی کلمه ای که مهم ترین بار مفهومی را در جمله دارد.عملا درحین ادای واژه ها آن ضربه؛ حکم تاکید و متفاوت گویی شما را دارد.به جمله زیر دقت بفرمایید:مریم با مارال آمد..سوال: از شما می پرسم این جمله را به چند شکل می توان خواند؟یک فرم؟ دو فرم؟ یا بیشتر؟پاسخ این است: دست کم 4 فرم. به شکل زیر. با این توضیح که وجودعلامت جداکننده، یعنی روی آن کلمه تاکید کنید و آنرا متفاوت بگویید.⬅️ (مریم ) با مارال آمد = فقط مریم با مارال آمده ونه شخص دیگری.⬅️ مریم ( با ) مارال آمد= مریم ”همراه ”مارال آمده . مریم ”به دنبال” مارال آمده..⬅️ مریم با (مارال) آمد= مریم ”فقط با مارال ” آمده. نه با شخص دیگه ای مثلا خواهر مارال.⬅️ مریم با مارال (آمد) = روی آمدن مریم همراه مارال تاکید کردیم..”حتما ” مریم با مارال آمده.خب اگر دقت کرده باشید من گفتم &quot;حداقل &quot;به 4 حالت . بله.شما به حالت های 4 گانه فوق ؛ حالتِ ادای با لبخند؛ تعجب ؛ سوالی ؛ افسوس ؛خبری ساده؛ همراه باغم و حالت های مشابه یا متفاوت دیگر را اضافه کنید. و اگر خواستید یک گام جلوتر بروید، صدای خود را ضبط کنید. پس از شنیدن صدای ضبط شده خود خواهید دید چقدربرای آراستن لحن، دست شما باز است. یادمان باشد، پیام اصلی هرجمله،&quot;خط ویژه&quot; لحن شماست. و نباید هرگز از پیام اصلی حرف خود یا شاعر و نویسنده متنی که می خوانید، غافل شوید.پس یکی از اصلی ترین پیش نیاز های دکلمه خوانی، اصلاح و بهبود لحن است..?چند توصیه برای اصلاح کاستی های لحن:1/ حتما لازم است مقدمات دستور زبان فارسی را بشناسید.ارکان جمله، فاعل، مفعول و...انواع جمله: ( از یک منظر) خبری?، سوالی، تعجب ،تاکیدی و.....2/ هر متنی را باید با علامت گذاری صحیح بخوانید.من وقتی برای ضبط، به استودیو می روم، نرِیشِن ( متن ) را با خودکار قرمز علامت گذاری می کنم.به  این جمله کنید:حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌ فشانباشد که مرغ وصل کند قصد دام ماطبیعی است که در قدم اول خواندن آن سخت به نظر می رسد. ولی بعد از علامت گذاری کار ما آسان تر می گردد. و نکته قابل توجه این که:علامت گذاری به دنبال شناخت ما از ادبیات زبانمان می آید..شروع کنید به خواندن:حافظ/ زِ دیده/ دانهٔ اشکی/همی‌ فِشانباشد/ که مرغِ وصلْ / کند قصدِ دامِ مانکته دوم اینکه: برخلاف آن چیزی که بعضی ها معتقدند ( اینکه شعر را نباید معنی کرد)، دانستن معنی لغات و نهایتاً جملات تشکیل دهنده یک اثر ادبی، بسیار در اصلاح و بهبود لحن کارگشاست.پس بیت بالا این گونه معنی می شود:حافظ اشکِ چشمت را نثار کن شاید که مرغِ وصل به دام ما میل کند .و باز ساده تر:حافظ گریه کن شاید که جانان اشک چشم ترا ببیند و به تو رحم کند .[ فشان = نثار کردن . قصد دام = تله شکار ]حالا با توجه به معنی، یک بار دیگر بیت را بخوانید و ببینید چقدر کار شما آسان شد.نکته سوم این که: گاهی یافتن لحنِ مناسب یک جمله یا حتی کلمه، مشکل است. به بیان دیگر شعر سنگین باشد. خود شاعر یا نویسنده هم در دسترس ما نیست که صحیح ترین حالت را از وی بخواهیم. در این صورت هوش و تمرین می تواند گره گشا باشد.پیشنهاد می کنم اشعار بیشتری را بخوانید و هرجا سوالی داشتید از کارشناسان آن حوزه بپرسید،سید علی صالحی شاعری است که اشعار زیادی از ایشان را دکلمه کرده ام. اشعارشان بسیار زیبا و ازطرفی خواندنشان چندان آسان نیست. چون گلواژه هایی که به کارگرفته اند، با مهندسی خاصی در کنار هم قرار گرفته اند. یادم هست چند خطی از یکی از اشعارشان اصطلاحا مرا ضربه فنی نمود. می دانید چرا؟چون نمی توانستم لحن مناسب و «نزدیک به مقصود ایشان»، را پیدا کنم.شاید تعجب کنید اما همان دوخط را بیش از بیست بار با نشانه گذاری های مختلف خواندم. و نهایتا به یک لحن رسیدم. که هنوز هم، خیلی مطمئن نیستم که همان لحن مورد نظر شاعر باشد!متن آن بخش شعر را گذاشته ام. بخوانید و ببینید دکلمه کردن آن، ساده نبوده است:اما، تو لااقل حتی، هر وهله، گاهی، هرازگاهی، ببین، انعکاس تبسم رویا، شبیه شمایل شقایق نیست ؟???? فایل صوتی دکلمه را گذاشته ام. گوش کنید و اگر تمایل داشتید تمرین کنید. https://aparat.com/v/6oR3Y ❌چند باور غلط در دکلمه خوانی❌:❌ دکلمه همیشه غمگین است...دکلمه همیشه غمگین نیست. بلکه همان طور که گفتم می تواند شاد و انرژی بخش باشد. اما اینکه برخی به محض شروع خواندن دکلمه، یاد بدهکاری هایشان و کَشتی های غرق شده شان می افتند، دلیلش را نمی دانم!به من پاسخ دهید، چگونه می شود این بیت را غمگین خواند:فاش می گویم و از گفتهٔ خود دلشادمبنده عشقم و از هر دو جهان، آزادمباید دید حسّ غالب آن اثر چیست؟ و کلماتی که بیشتر به چشم می خورند بار معنایی مثبت دارند یا منفی؟ پس از آن دیگر تکلیف روشن می شود. پس این باور که دکلمه را همیشه باید غمگین خواند، کاملا اشتباه است.❌ هر شخصی با هر صدایی می تواند دکلمه بخوانداگر قرار باشد فردی برای خودش و دل خودش بخواند، پاسخ مثبت است. یعنی هیچ گونه منعی وجود ندارد..دلش خواسته چند خطی بخواند. تازه برای رها شدن از روزمرگی و مدیریت استرس پیشنهاد خوبی هم هست.اما، اگر تصمیم گرفت آنرا در شبکه های فراگیر اجتماعی و برای مخاطب های ویژه ای که الفبای دکلمه را نیز می شناسند، تولید و منتشر کند، دیگر قضیه شکل جدی تری به خود می گیرد.چرا که باید از نحوه تلفظ واژه ها، لحن، مکث و فراز و فرود خوانش خود مطمئن باشد.❌ استعمال دخانیات صدا را زلال می کندمتاسفانه باور برخی از افراد این است که استعمال دخانیات باعث زیبایی و اصطلاحا «شیشه ای» شدن صدا می گردد. در حالی که قطعا از آسیب هایی که در دراز مدت بر تارهای صوتی، وارد می گردد غافل هستند. در قسمت دوم این مقاله حتما درباره بهداشت صوتی و نکاتی که دکلماتور برای حفظ سلامتی حنجره اش رعایت کند، با شما صحبت می کنم.❌با انتشار چند دکلمه در شبکه های اجتماعی دیگر کار تمام استصادقانه بگویم، صِرف ضبط چند اثر و انتشار در شبکه های اجتماعی نمی تواند دلیل ”استادی و همه چیزدانیِ” دکلماتور باشد. و در این راه تلاش فراوان و خستگی ناپذیر، هم چنین برطرف نمودن اشکالات فردی بسیار موثر است.باور بفرمایید پس از چهار سال مطالعه تحقیق و تولید اثر، همین چند روز قبل تصمیم گرفتم مقاله ای درباره دکلمه بنویسم. منظورم گستردگی و اهمیت موضوع دکلمه است. پس لطفا از آموزش و تمرین در این زمینه غافل نشوید.خُب قسمت اول مقاله در اینجا به پایان رسید،و شما را برای خواندن بخش دوم، دعوت می کنم.شاد باشید.</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 13:23:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه متن ها را درست بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-yjachqpaqyk8</link>
                <description>سلام..برای کاربران محترمی که درباره دکلمه و دکلمه خـوانی سوال هایی مطرح کرده اند..و سایر علاقه مندان عزیز...چگونه متن ها را درست بخوانیم؟ببینید چه ما دکلماتور ( دکلمه خوان) باشیم یا نه، به هر حال در موقعیتی، قرار خواهیم گرفت که متنی را بخوانیم..درسته؟اما دلائل فراوانی وجود دارد که کار خود را  به درستی انجام ندهیم..به بیان دیگر، از چه مراحلی باید عبور کنیم که به فاز صحیح خوانی برسیم؟با فرض رعایت مقدمات فن بیان، گرفتن حس مناسب هر متن از ضرورت های این کار است..چگونه متن ها را درست بخوانیم؟یه چیز بگم ناراحت نمی شید؟من در تایید حسیِ دکلمه هایی که می شنوم خیلی حساس و سختگیر هستم..و معمولا نظر خودم رو در همون 20 ثانیه اول اعلام می کنم..که در بیشتر وقت ها، قابل تغییر هم نیست.یعنی اگر از همان دکلمه 3 دقیقه دیگر هم بشنوم و بعد نظرم را بگم، معمولا همانی است که اگر 20 ثانیه اول می گفتم..معنی جملات بالا = تجربه به من می گه بیشتر دکلماتورها ( و نه همه) با همون حسی که شروع می کنند تا آخر می روند..و خیلی دغدغه پاشیدنِ حس مناسب  روی کلمات و واژه ها رو ندارند.در صورتی که اگر قرار باشه اثری که توسط ما خوانده می شه دلنشین باشه باااااید از « لحن » مناسب بهره بگیریم..به این متن که از سایت« نمناک » گرفتم دقت کنید و یک مرتبه آن را بخوانید:می توان با این خدا پرواز کردسفره دل را برایش باز کردمی توان درباره گل حرف زدصاف وساده مثل بلبل حرف زدچکه چکه مثل باران راز گفتمی توان با او صمیمی حرف زدمن پیشگو نیستم ولی می گویم به احتمال زیاد این شعر را بدون حسِ مناسب خواندید!?.اما چرا؟1/ متن نشانه گذاری و علامت گذاری نشده بود..2/ شما تصمیم جدی برای اینکه بر روی لحن خود کارکنید نگرفته اید.من متن را علامت گذاری می کنم:می توان/ با این خدا / پرواز کردسفرهٔ دل را / برایش باز کردسفرهٔ دل را/ برایش/ باز کردسفرهٔ/ دل را/ برایش / باز کردمی توان/ دربارهٔ /گل /حرف زدمی توان / دربارهٔ گل / حرف زدصافُ ساده/ مثلِ/ بلبل حرف زدصافُ ساده/مثلِ بلبل / حرف زدچِکّه چکّه /مثلِ/ باران/ راز گفتچکه چکه/مثلِ باران/ راز.... گفتببینید هم کلمات را جدا جدا نوشتم، هم علامت های کمک کننده را به کلمات اضافه کردم..و تـوضیح اینکه ما تا جایی که به قصد و معنی اصلی جمله لطمه وارد نشود می توانیم آنرا به شکل های مختلف بخوانیم. می بینید که من چند جمله را تکرار کرده ام. یعنی مجازیم آن را به چند شکل بخوانیم..دیگر اینکه، لحن مناسب شعر بالا تقریبا ساده و خبری است..یعنی از پرسش، تعجب، اندوه و شادی خبری نیست.این بیت ها حسْ لازم دارند..یعنی از عمق دل و وجود بخوانید..خلاصه طوری بخوانید که انگار قراره همین چند بیت ماندگارترین اثرتان شود..این داستان ادامه دارد....شاد باشید..</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 15:27:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رومینا و قافیه های «داس»</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3-lkpvagkk3dpx</link>
                <description>تورا چه سود از باغ و درخت که با یاس ها به داس سخن گفته ای...احمد شاملوسلام..راستش نه دوست دارم خیلی راجع به این دختر کشی بخوانم و یا بدتر از آن، بنویسم، نه رومینا آخرین گلو بریدهٔ ناشی از جهل و نادانی برخی آدم هاست..که ای کاش جمله بالا را اشتباه کرده باشم..ولی هرچه فکر می کنم، انگار پدر بیست بار به دیدن «خانه پدری» عیاری رفته و با داسِ خونین، خوشحال برگشته!!.برایتان عجیب نبود که خانه پدری عیاری دوباره اکران شد؟..البته این بار نه در تهران، که در تالش...با همان قساوت پدر...و شنیده ام با تحریکاتِ برادر پدر مثل عموی فیلم..و مدیون است کسی که به پدر، بر این فخر متعفن، تبریک بگوید..باور کنید دوست ندارم حتی به قدر نوشتن چند جمله به حادثه فکر کنم..اما چند قافیه چند روزی است در ذهنم ردیف شده اند..تقدیم به رومینا:رومینای ”با احساس”، شنیده ام مرگ غافلگیرتر از آنت کرد که ”التماس” کنی..به ”همکلاس” گفته بودی که عاشق، ”حواس ”برایت نگذاشته..اما پدر می گوید: ”آس و پاس” است..رومینا! هر جنایت مکافات دارد، ”انعکاس” دارد...و صدای جنایت کشتن تو، دنیا را کَر کرد..آنگونه که ”اختلاس” گر هم شنید، و رو به آسمان گفت:خدایا شکرت، که در” قیاسِ” خودم با پست تر، من پیروزم.. خدایا من” اسکناس” دزدیدم..و آن یکی دزد گوهر عمر دخترش شد. خدایا ممنون که نمُردم و پست تر از خود را دیدم..راستی رومینا ” داس ” بعدازتو، شرمنده قافیه هایی است که به *س* ختم می شوند...پ ن: ببخشید اگر واژه های تلخ زیاد به کار برده ام..</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2020 22:07:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رعنای دوست داشتنی من</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B1%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-c5chkwneibug</link>
                <description>سلام.عجیبه که بعضی خاطره ها، کهنه نمیشن!همیشه هستند، جلوی چشمات، کنار دستت و نزدیک تر حتی:توی ذهنت.درست مثل خاطره اولین اجرای رعنای من.حالا کی هست این رعناااا؟فکر کن ته تغاری کلاس.یه شیطونِ تو دل برو.یه دختر پر هیجان که گاهی، هیجانش سر ریز می کنه.اونقدری که تند تند شروع کنه به  حرف زدن.و آسمون و ریسمون ببافه که چی؟که بگه: منم هستم.عاشق دیده شدن،پر از انرژی و انگیزه.کجا بودیم؟توی همون کلاس فن بیانی که رعنا خانم ما، یکی از هنرجوهاش بود.اوضاع خوب به نظر می رسید.تا اینکه یک روز، اسمشو خوندم که بیاد یه اجرای چند دقیقه ای داشته باشه.: من خانم؟: بله رعنا جان.اومد جلوی همه ایستاد.ولی چه اومدنی!چه ایستادنی!در وصفِ حال و روز اون لحظهٔ رعنا، من یه جمله می گم، دیگه تعبیر و تصوّرش با خودتون!بی تو هر لحظه مرا، بیمِ فرو ریختن استمثل « شهری » که به روی گسلِ زلزله هاستدستاش می لرزید.عرق کرد،و یه حالتی به خودش گرفت که با خودم گفتم: نکنه حالش بد بشه؟و بد شد.واقعاً بد شد.رفتم پیشش:: خوبی رعنا جان؟: نه خانم..و زد زیر گریه..گریه که چه عرض کنم، سیلِ اشک دمادم.خلاصه هرجوری بود آرومش کردم.و کمک کردم خودشو پیدا کنه..اینکه چقدر از معلمش زمان و انرژی گرفت که فن بیانش تقویت بشه، بماند.تلاشِ فراوانِ خودش هم، همینطور.امّا بالاخره، خواستنِ رعنا، توانستنی شد ”مثال زدنی”..به شکلی که چندین دکلمه ضبط و منتشر کرد..ازش راضی بود..ازش راضی هستم..از تلاشش، از اراده و همتش و از حسّ قشنگی که به معلمش داره..حسی لطیفی که معجونی از قدرشناسی و وفاداریه.. پیامش رو ببینید:بی انصافی ست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را می سازند تا بسوزداما تو میسوزی تا بسازیروزتون مبارک «معلم» عزیز و ارزشمندم?دوستدار همیشگی شما رعناممنونم رعنای دوست داشتنی من ..</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 18:27:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا غلطک نباشیم. میشه «نچسب» باشی لطفا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%86%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-l5zyxjwj3hso</link>
                <description>سلام.چیزی به دیوانه شدنش نمانده بود که بهش رسیدم.چرا؟چون می خواست چند تا کلمهٔ زیبا توی مطلبش بیاره، که «تر» و «ترین» هم داشتن.و حالا نمی دونست جدا بنویسه، یا چسبیدهمی خوای بدونی با خودت چَند چندی؟من گفتم.بله..حافظه خوبی داری؟بله...پس حفظ کن.چی رو؟این پنج تا کلمه رو:مِهتر، کِهتر، بهتر، بیشتر، کمترخب..«تر»، فقط در این پنج حالت به شکل چسبیده می آید.و می دونید «مهتر»، یعنی بزرگ تر و «کهتر»، یعنی کوچک تر. که البته در متن های امروز کاربرد کمی دارند.یا شاید اصلا به کار نروند.بیشتر مربوط به متون قدیمی هستند مثل این بیت:رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموزتا دادِ خود از کهتر و مهتر بستانیاما درباره بقیه موارد، اگر خواستیم «تر» یا «ترین» اضافه کنیم حتما باید، با نیم فاصله، یه جدایی بین اون و کلمه اصلی بندازیم.«خوب‌تر» ، «خوب‌ترین»«سیاه‌تر»، «سیاه‌ترین»«جالب‌تر»، «جالب‌ترین»«پایین‌تر»، «پایین‌ترین»«روشن‌تر»، «روشن‌ترین»پس شد، «تر» و «ترین» در همه حالات از کلمه اصلی جدا هستند، مگر در پنج حالت.کِهتر، مِهتربیشتر، کمتر، بهتراما چرا خون این سه تا☝ رنگین تره؟به زبان ساده بگم؟فرهنگستان زبان و ادب فارسی معتقده اگر همین پنج تا یا سه تا را هم جدا مصوب می کرده، با حافظه بصری ما ایرانی ها خیلی جور درنمیاد.پس شعر پایانی من برای «تر» و «ترین»:مثل ظروف تفلون، نچسب باش لطفا</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 17:53:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا غلطک نباشیم. چگونه متنی روان و ساده بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-lr2rgxmjhlqj</link>
                <description>سلام.الان که به دست نوشته های سالهای قبلم نگاه می کنم، می بینم چقدر جمله های به اصطلاح «مجلسی» به کار برده ام.اسم مجلسی رو خودم انتخاب کردم. جالبه نه؟چون معتقدم، همونجوری که با لباس مجلسی، نمیشه راحت نشست و دیزیِ مامان پز خورد، با افعال سنگین اونهم در ادبی ترین شکل ممکن، نمیشه منظور نویسنده رو به سادگی به خوردِ ذهن مخاطب داد.اگر بخوام، نمودار «ساده نویسی» مطالب چند ماه قبل تا الانم رو رسم کنم؛ قطعاًً یه شیبِ رو به بالا داره.و معنی این خط رو به بالا اینه که مطالب و مقالات من:* همه فهم تر شدند** با مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کرده اند.اما راز این نمودار فزاینده چیه؟اگر بخوام در چند مورد بیان کنم، اصلی ترینش اینه:با خودم و مخاطبم صادقانه برخورد می کنم.یعنی چی؟یعنی افعال رو ساده می کنم، و متن رو جوری می نویسم که گویی، مخاطبِ هرگز ندیده را، می بینم.مخاطب روبروم نشسته و من دارم باهاش حرف می زنم.خاطرم هست،صدای چندتا از سخنرانی ها و کارگاه های آموزشیِ خودم رو، ضبط کردم. و بعد مثل خبرنگاری که قراره صوت گزارشش رو به شکل خبر مکتوب دربیاره ، اونا رو نوشتم.شاید خنده دار باشه؛ ولی اگر تپقی داشتم هم می نوشتم!راستی شما نویسنده گرامی که فکر می کنی هرچه از لغات پر طَمطَراق بیشتری استفاده کنی، مطلبت جذاب تره،شمایی که مطمئنی هرچه تعداد کمتری «مطلبت» رو فهمید، نشونه فاخر بودنشه!با شما هستم، می دونید انیشتین معتقده: «اگر موفق نشدید متنی که نوشتید رو برای کودک 6ساله توضیح بدید، خودتون هم اونو نفهمیدید؟»البته خودِمن هم در نوشته هام از کلمات شیک و چشم نواز استفاده می کنم.ولی برای کارم چندتا هدف دارم:1/ با به کار گیری همون واژه هایی که بلدم، به حفظ گنجینهٔ واژِگانم کمک می کنم. 2/ یه جور یادآوری به دیگران و مرور هم هست.اما اگر لازم شد، یه جایی و یه جوری ، اون واژه ها رو معنی می کنم.ریچارد براتیگان در ابتدای داستانکوتاهی به نام « شرکا »، خیلی زیرکانه اینگونه آغاز می کنه:«خیلی خوشم می‌آید که بنشینم توی سینماهای ارزان آمریکا....»وهمون اول کار، تو فکر می کنی با یک وبلاگ نویس سرو کار داری. ولی واقعیت اینه که می خواد اعلام کنه از ادبیات سنگین و دور از ذهن در داستان، خبری نیست.پس جمع بندی نکات بالا ?:ساده کردن افعالنوشتنِ صادقانهاین ماجرا ادامه دارد....پ ن: طمطراق: شکوه، جلال، خودنماییشاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 17:26:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتون می خواد برگردید به کودکی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-uodsulnuvvhr</link>
                <description>سلام.گاهی عجیب دلم برای دوران کودکی مون تنگ میشه.ما، چقدر زود بزرگ شدیم؟!باور کنید، هنوز می تونم، طعم دلخوشی های ساده امّا دلچسب اون روزا رو حس کنم.راستی چطوری بودکه، با دوستامون قهر می کردیم، اما فقط یه نصف روز؟بعدش دوباره دست توی دست، انگار نه انگار چند ساعت پیش، گیس و گیس کِشی بوده!قهر ما شوخى ترینرخدادِ عاشق بودن است …صبحِ خندان هدیه آوردم،«به خیرش» را بگو …من بچه آرومی بودم، آروم و حساس.ولی از اون طرف دلم نمیومد دوستام ازم ناراحت بشن. برای همینم شاید بیشتر اوقات، پیشقدم  آشتی کنون، من بودم.فکرشو بکنین، بهمون بِگن می تونیم برگردیم به اون روزا...وااای خدای من، همین الان که دارم تصور می کنم، از شدت ذوق اشک توی چشمام جمع شده.?یعنی می شه؟من دوباره «آرزو» رو ببینم؟ملودی ، آیه ،یا حتی اون شیطونه که همیشه تو بازی «جِر» می زد..اسمش پونه بود..جالبه که هم جِر می زد هم یه بار لیوان شیشه ای عروسکمو شکست.آقا، منو بگی؟با چشمام که یکیش اشک و یکیش خون بود، به ذره ذره لیوان نگاه می کرد.فکر کنم، سه روز تب داشتم!و خلاصه با پادرمیونی دوستای با مرام، پونه رو بخشیدم.الکی که نبود، لیوان عروسکم ، اصلا دل عروسکمو شکسته بود!یادش به خیر، دنیای کوچیک ما، پر از دلخوشی های بزرگ بود.اما حالا، تو دنیای خیلی بزرگ ما، دریغ از یه دلخوشی کوچیک.ببینم!شما چی؟ آسون می بخشید یا سخت؟شاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 14:35:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این یکی سلطان رو نگیرید</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-penwmx0tdjvr</link>
                <description>سلام.در این پُست حرف از یک جعبه به میون میاد.جعبه ای که اگرچه خودش اسم داره، ولی من اسمشو گذاشتم: «ح ح»لازمه بگم الان شما بعداز خوندن این اسم «من درآوردی » چند دسته شدید یا نه؟یه عده خوندینِش «دوحِه».دوحهٔ قطر.و یادتون اومده، یه «حیاتی» نامی یه روزی گفته: به سفر قطر کرد! بعدش هم قاه قاه خندیدین.حتما ادبیاتتون هم خوبه، عاشق طنز هم هستین ! خانم سهیلا رجایی هم تو گروه شماست.همون خانمی که میگه:طنز یعنی خندهٔ پر اشک و آهطنز یعنی گریه کردن قاه قاهخداییش نمیشه مجری ها، گوینده ها و سخنران ها تُپق بزنن؟ فقط بقیه می تونن تپق بزن و سوتی بِدنن؟واقعاً که!یا یه عده دیگه..فکرتون رفته سمت مفسدان اقتصادی، و پیش خودتون گفتین:اینم مثلا سلطان جعبه ست.برای همینم اسمشو به اختصار نوشتن: « ح ح»..شما هم، واقعاً که!بابا اسم واقعی این جعبه، ”جعبه صداست”. و منظور من هم از دو ح، اون دو بخشیه که اجزای اصلی جعبه هستن و با حرف «ح» شروع می شن:حلق و حنجرهشما هم اگر دلتون خواست براش اسم انتخاب کنید می تونید بگید:شاهکار خلقتپدیده شگفت انگیزو از این دست موارد.راستی برای تولید صدا باید ح ح مرطوب باشه.پس لطفا زیاد آب میل کنید.اگر هم روزه هستید، هنگام سحر وافطار آب ولرم و نه سرد، بنوشید.همچنین چای سبز، و چای معمولیِ کم رنگ.و پیشنهاد من برای شما یه فرمول نوشیدنیه برای این روزهای کرونایی.-زعفرون-زنجبیل-گلاب-کمی نبات- برگِ به لیموای بابا باز که یه عده دارن غُر می زنن.?????: حتماً این اصغرزادهه، مُرَفهِ بی درده که میگه زغفرون مثقالی خیلی و زنجبیل کیلویی 120هزارتومن و چه میدونم؛ «به لیمو» بریزید توی قوری..راستش دیگه زعفرون توی هرخونه ای پیدا میشه. بعدشم،اینا هرچقدر گرون باشن،  از سلامتی ارزونترن.عجب جوابی دادم! این جمله رو خودم گفتم؟ِکجا بودیم؟وسط آموزش آشپزی:بینندگان عزیز، اون موادی که گفتم رو بریزید توی قوری، و بگذارید روی کتری تا به شیوه (بِن ماری)، حدود چهل و پنج دقیقه جا بیفته.و لطفا این نوشیدنی رو خیلی شیرینش نکنید.خُب یه آگهی ببینیم و برگردیم...اِ ببخشید، یه لحظه فکر کردم مجری برنامه «خانواده » هستم.مراقب سلامتی این جعبه با ارزش باشین چون واقعاً «سلطان همه جعبه های عالمه».</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2020 14:46:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کِی بیژن خونِمون کم میشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%DA%A9%D9%90%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%DA%98%D9%86-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%90%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-qfochmsl1heo</link>
                <description>شگفتانه؛ مثل؟?تناقُض های رسانه..نوبرانه؛ مثل؟?تبلیغاتی شدن بازیگران..غریبانه؛ مثل؟? خوراکی های مفید..که خیلی، جایی در تبلیغات تلویزیونی ندارن.از رسانه که بعید نیست.وقتی تمام آگهی هایی که، ااای یه سریالی هم بینشون پخش می شه! به پفک و چیپس و سُس اختصاص داده شده، بایَدم «سسِ» پر از مواد افزودنی و مضّر بشه:آ.آ ( آقای آگهی).اونجاست که صاحبان برندهای بزرگ که پولشون هم کم نیست، دست به دامان «آقای داور» می شن که:بیا و آزمایش خون بده ببینیم آیا بیژن خونت کم شده یا نه؟و اگر کم شده، دلیلش چی بوده؟اصلا یه سوال؟کِی بیژن خونمون میاد پایین؟ببینید من معتقدم که به عنوان یک ایرانی، باید فاکتوری به نام *بیژن* در خونمون باشه.اگر نیست، بگردیم و پیداش کنیم.اشتباه نکنید، این« بیژن» اون بیژن نیست.منظورم یه فاکتور دیگه ست.اما کِی کم میشه؟وقتی زندگی نامه «بیژن پاکزاد» رو نخوندی،اگر ندونستی که بزرگترین مردان سیاست دنیا، افتخارشون این بوده که طراح لباسشون، بیژن پاکزاد باشه،وقتی برات مهم نبود که بیژن پاکزاد از خردسالی رویای «مهم بودن» رو در سر می پرورانده،و اگر جایی نخوندی که عمیقا به ایرانی بودنش، افتخار می کرده:بِدون که بیژن خونت کم شده.خیلی هم کم شده.پ ن: یکی دیگه از فاکتورهایی که بیژن خون رو بالا می بره، گوش دادن به آثار بی کلام استاد بیژن مرتضوی هستشروناک، غزل،هارمونی شرق، رقص پروانه، آرامش قبل از طوفان، از شاهکارهای ایشونه.حتما گوششون کنیدشاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 18:22:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میهمانی خدا، موهبتی«بدون مرز» است</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%87%D8%A8%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-axvufpfsidzs</link>
                <description>پروردگارا،حتی تصور این که «تنها» یک ماه میهمان تو باشم، معادلاتم را بر هم می زند.به من بگو؛آیا از آن زمان که پا بر گیتی نهادم، میهمان تو نبوده ام؟تو خود نخواندی مرا:?به مهربانی ات?؟خانه را از عطر زلفت تا معطّر می کنیدایه ها را هم ز مادر، مهربان تر می کنی?به خطاپوشی ات?؟به عیب پوشی و بخشایش خدا سوگند خطا نکردن ما،  غیر ناسپاسی نیستنه منِ تنها، که عالَم سراسر؛معترفند که «خودی که بنده تو نباشد، بی خود است».میهمان خدا بودن، « موهبتی » بی «مرز » است.نه مرز می شناسد و نه شریعتی خاص..همهٔ عالم، ریزه خوارِ، خوان بخشایش توأند..محصور « زمان » هم  نیست.که نیاکان ما نیز، خداپرست بوده اند..اما اگر به دنبال افتخاراتی بگردیم که تقویم برای خود ثبت نموده،«ماه رمضان» یکی از آنهاست.بله تقویم مفتخر است به شکل ویژه ای از خداپرستی. و این فخر و بزرگی را، برای میلیون ها نفردر دنیا، «رمضان» نام گذارده.عاشقان، هم نوایی تان در ماه رمضان  مبارک</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 16:44:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفاً غلطک نباشیم. «خوب» دقیقاً یعنی چی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%8B-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D9%8B-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-qx9stpirmeu3</link>
                <description>?: اگه بچه های« خوبی» بودین، عصر می ریم پارک.?: اونوقت این «خوب » که میگین دقیقاً یعنی چی؟سلام.راست میگن طفلیا.واژه «خوب» ، بایددقیقاً چی معنی بده، تا تکلیف کار بچه ها مشخص بشه؟آروم باشن؟مؤدب باشن؟باهوش باشن؟درس خون باشن؟یا......دقت کردید؟!ما جای یک صفت، می تونیم چندین مشابه و مترادف، قرار بدیم.با همون ویژگی، همون تناسب معنی و به همون میزان « کار راه انداز »..اینجا «خوب»، رو مثال زدم.که به تنهایی جای چندین واژه نشسته و کارشون رو انجام می ده..از شما سوال می کنم:این که یک واژه جای چندتای دیگه بنشینه و همون کاری رو انجام بده که همه اون ده بیست تا می تونستن انجام بِدن، خوبه یا نه؟?خوبه.?خوب نیس.?مبصر؟مبصر؟?: بله خانم.?اونایی که گفتن خوبه، رو نفری 500هزارتومن جریمه کن. به اندازه جریمه ورود به شهر غیر سکونت، منطقیه دیگه؟گفتم یه موقع کسی ناراحت نشه.مبصر، پول نقد هم قبول نمی کنیم.اما اونایی که گفتن: «خوب نیست»، براشون دست می زنیم:?????اما چرایی بد بودن این حالت که یک اسم یا صفت جای چندتای دیگه قرار بگیره رو، با یک مثال توضیح می دم.فرض کنید در یک اداره، یک کارمند استخدام بشه، و همزمان حسابدار باشه، توی کارگزینی و دفتر مدیر هم، مأمور انجام وظایف نفرات قبلی.خُب وضعیت به این شکله که همه اون چند نیرویی که این شخص جایگزینشون شده، تعدیل می شن.و این موضوع خوشایند هیچ فردی نیست.ما به صفاتی مانند «خوب» در زبان فارسی می گیم: صفت های عام، باز، گَله گشاد و کلیشه ای.که:☝ نوشتار و گفتار رو به حالتی کِسل کننده تبدیل می کنند.اما راهکار چیست؟از کلماتی استفاده کنیم که ملموس، قابل فهم، دقیق، متناسب و تکرار نشدنی باشند.واین میسّر نیست مگر:افزایش دایره لغات و تمرین مترادف گویی.مثال می زنم:به این صفات دقت کنید:مهم بالاخوبزیادقویمتفاوتهمگی عام و باز و کلیشه ای هستند.اما با چندمثال در جمله، جای آنها را به صفات ملموس و دقیق و به هدف خور داده ام. ببینید:نتیجه «مهم»  ⬅️  نتیجه «سرنوشت ساز»هزینه «بالا» ⬅️    هزینه «سرسام آور»بچه «خوب» ⬅️    بچه « منضبط»کار «زیاد»  ⬅️   کار« طاقت فرسا»معلم «قوی» ⬅️ معلم «خِبره»، «خُبره»روش «متفاوت» ⬅️ روش «گوناگون»شاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 15:32:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا غلطک نباشیم. غلط های شیک و رایج</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-ulaamrwy3q3b</link>
                <description>سلام..شاید به تعدادِ ستاره های آسمون، مرتبه شنیده ام که همکار یا غیر همکار اومده پشت میکروفن و این جمله رو گفته:?« گاهاً پیش اومده در مراسماتِ جشن از من خواستن.... »اونوقت قیافه من پس از شنیدن ☝چه شکلی باشه خوبه؟ ترکیبی از همه این ها???????????????????ولی چرا؟ واقعا چرا؟دلیل این همه عصبانیت و تعجب! چیه؟ببینید دوتا خطا در جمله بالا اتفاق افتاده:?? «گاهاً» ??دوست عزیز،کلمات فارسی تنوین نمی گیرن.«گاه » واژه ای فارسیه. پس طبیعیه که تنوینِ عربی نمی گیره.✋به جاش چی بگیم خانم اصغرزاده؟?: به جاش می تونیم از این جملات استفاده کنیم:گاهی پیش اومده.برخی اوقات اتفاق افتاده.یه وقتایی اتفاق افتاده.یکی دوبار، یکی دو مرتبه، یه چند باری، بعضی اوقات و..اما خطای دوم:?? مراسمات ??ببینید مرحوم دهخدا، ناظم الاطباء ( یکی دیگر از مراجع معنی لغات فارسی) فرهنگ عمید و فرهنگ معین همه معتقدن:« مراسم» خودش جمعه. جمع «مرسوم». که اون هم: آیین ، سنت، آداب و تشریفات  معنی می ده..خُب؟.....پس نمودار می شه این شکلی?جمع مرسوم⬅️⬅️مراسمپس دلیلی نداره دوباره جمع بسته بشه. مثل این هستش که بگیم:❎❎❎رسم ها ها❎❎❎مرسوم هاها❎❎❎آیین ها هاحالا قراره جمع ببندیم ؟خب می شه از این ترکیبات استفاده کنیم:✅✅✅در بسیاری  از مراسم و جشن هایی که دعوت می کنند،.....✅✅✅در بسیاری از رویدادهایی که دعوت شده ام.✅✅✅مراسمی که دعوت می کنند.❎ رسومات ❎ هم همینطور..« رسم و رسومات » هم زیاد به کار برده می شه..حتی در رسانه..رسوم خودش، جمع رسمه و جمع بستن آن غلطه.اگر«رسم» فنا خواهی که از عالم براندازیبرافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 21:40:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کووید 19 مارکوپولوی عصر ما</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%DA%A9%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%AF-19-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%85%D8%A7-wergnlwuxssk</link>
                <description>ماجرایی آمیخته با خیال?: کووید17؟?: حاضر?: کووید 18؟?: حاضر?: کووید 19؟?: کووید 19؟ کجاست ؟مگه امروز نیومده کلاس؟?: اجازه آقا؟ نه آقا، غایبه.?: نیومده؟?کدوم قبرستونی رفته؟?: آقا اجازه؟ قبرستون فامیلی!????:??????????:???????: ساکت..ساکت باشید.بگید ببینم، کسی ازش خبر داره؟کسی می دونه چرا نیومده؟?: آقا اجازه؟ ما دیروز آخرین لحظه دیدیمش. کیفشو که بر میداشت، وسایلشو هم از کمد ریخت تو کیفش. همه رو. بهش گفتم:«چرا داری وسایلتو جمع می کنی؟مگه دیگه نمیای مدرسه؟»?: خُب چی جواب داد؟?: آقا اجازه؟ گفت: «می خوام برم سفر..می خوام مثل مارکوپولو همه دنیا رو بگردم.»?: آقا اجازه؟ قبلا به ما هم گفته بود یه روز میره سفر..می گفت؛ اول هم از «چین» شروع می کنه! آخه کووید 19 بادُم خیلی دوست داشت.برای همینم مطمئنم سفرشو از چِش بادُمی ها شروع کرده.???: واااااای خدای من!دیدید چه بلایی سرمون اومد؟اون نباید از ما دور بشه..نباید بره جایی.آخه اون خیلی خطرناکه..????: خطرناک آقا؟???????: چرا آقا؟?: ببینید بچه ها، تو دنیای ویروس ها بعضی هاشون خیلی خیلی خطرناکن.یکیشون همین (COVID-19).اون برای اینکه زنده بمونه به همه چیز حمله می کنه و نابودشون می کنه..اون یکی از قوی ترین دشمنان سلامتی آدمهاست..ما اونو تا الان مهار کرده بودیم..وااای خدای من ، خودت به داد آدمها برس..بهشون قدرت بده تا در برابر اون مقاوت کنن.بچه ها بیاین دعا کنیم:خدایا خودت همه آدمها رو از خطر کووید 19، دور نگه دار.تئودور آدهانوم، مدیر کل سازمان بهداشت جهانی با ترتیب یک نشست خبری در مقر این سازمان در ژنو اعلام کرد:کرونای جدید را &quot;کووید-19&quot; نامگذاری کرده اند.آدهانوم گفت: کووید 19 این امتیاز را دارد که به مکانی خاص یا حیوانی خاص اشاره نمی کند و فهم آن در مقایسه با نام قبلی بهتر و راحت تر است. در این نام‌گذاری CO مخفف CoronaVI مخففVirus وD مخفف Disease به معنای بیماری است.</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 15:46:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا غلطک نباشیم. جدا بنویسیم یا سرهم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%85-pts46zud0lcp</link>
                <description>سلام.یه اصل رو در نگارش همیشه یادمون باشه:در  زبان فارسی مبنای نگارش، حفظ اصالت و استقلال کلمه است.درست شد؟با در نظر گرفتن این قانون، خیلی اوقات درباره نوشتن کلمه، مسیر سهل تره..یه چیز بگم؟تجربه من می گه: بیشتر اوقات، جدا نویسی رو پیش بگیرید.یعنی اگر مردّد شدید که جدا بنویسید یا سرهم؟ جدا نوشتن رو انتخاب کنید.این قاعده بالا که تجربه خودمه، یه «مگر»هایی داره...شروع می کنیم با:* این*              * آن*اگر کلمه بعد از «این» و «آن» اسم باشد،باید جدا  از هم نوشته شوند..چون دیگر حکم صفت آن اسم را پیدا می کنند و قاعده دستوری آنها عوض می شود.❎ اینروز         ✅این روز❎ آنمرد          ✅آن مرد❎ اینصورت      ✅این صورت❎ اینگونه         ✅ این گونهاون «مگر»ی که گفتم، اون استثنائه، اینه: ?اگر ترکیب کلمه بعد و خودِ « این »و «آن» یک ترکیب مستقل دستوری  تشکیل دهند، می توانند سر هم نوشته شوند؛ مثل ?آنچنان، اینچنان، همین، همان، اینجا، آنجا، همچنان، همچنینفعلا به همین بسنده می کنم.چون راستش می ترسم خودم هم گیج بشم!! ? از آستان پیر مغان سر چرا کشیم؟دولت در آن سرا و گشایش در آن در استیک قصه بیش نیست غم عشق وین عجبکز هر زبان که می‌شنوم نامکرر استشاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 10:25:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۳ نحسه، البته اگه از خونه بریم بیرون</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%DB%B1%DB%B3-%D9%86%D8%AD%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-umhmsuejzhud</link>
                <description>سلام.من خیلی معتقد نیستم 13 نحس باشه.هرچند جایی خوندم؛ فلسفه نحسی  اون برمی گرده به طرز قرار گیری ستاره و منظومه شمسی.یعنی اجرام آسمانی سنگین نوعی فرکانس از خودشون تولید می کنند که بر عملکرد زمینی ها تاثیر منفی داره.از این که بگذریم،ما در تمام این سالها سیزده رو به طبیعت آسیب رسوندیم، و جالبه که اسم این روز در تقویم ما شده:« روز طبیعت».که فکر کنم کلمه هجوم از بین دو کلمهٔ روز و طبیعت، جا افتاده.بهترش اینه: «روز هجوم به طبیعت»اما حکایت سیزده بدر امسال فرق می کنه..انگار یه بمب پرقدرته که دلخوری تماااام این سالهاشو از تهمت «نُحوست» گذاشته برای تاریخ 99/1/13من نحسم؟ نحسی رو نشونتون میدم!و ما هم  نا خواسته کمکش می کنیم اگر:?13 امسال  در خانه نمانیم........عیدی 13 بدر امسال..لطفا کلیک ☝کنید.</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 12:57:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عیدی یازدهم فروردین</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-xveypdle4rgx</link>
                <description>سلام.عیدتون مبارک.دقت کردین روزها چه به سرعت سپری میشن؟ حتی اگر قرنطینه باشیم.خوش به حال کسی که حالش خوبه و این حال خوبو با دیگران تقسیم کنه.عیدی یازدهم فروردین.تقدیم به شماhttp://goo.gl/fq2okeبهار آمد که تا گل باز گرددسرود زندگی آغاز گرددبهار آمد که دل آرام گیردز درد و غصه ها فرجام گیردعید بر شما مبارک</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:18:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا غلطک نباشیم. کجا«ز»؟ کجا«ذ»؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DA%A9-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B0-sv9ltoiu7hpx</link>
                <description>سلام. بسیار پیش اومده که کلماتی که دارای حرف «ذ» و «ز» هستند، دچار اشتباه نگارشی میشن.چقدر براتون مثال بیارم که نویسنده یک متن، به دفعات این اشتباه رو تکرار می کنه؟ و ناشیانه و از روی نا آگاهی می نویسه:❎سپاسگذارم.❎شکر گذار باشیم.❎واگزار شد.❎جا گزاشتم.❎سیاستگزار.وای خدای من!!توصیف حال و روز من بعد از دیدن این موارد، یه ترکیبی از عصبانیت، افسوس، تعجب و آهه.????????اما هیچ کدوم از این موارد کمک کننده نیست. مگه نه؟به نظر می رسه با یک سری قوانین و قرارداد های نگارش ، به یه شاه کلید بر می خوریم.که هر جا دچار تردید شدیم، با مراجعه به اون قرار دادها، با اطمینان، صحیح ترین شکل نگارش رو بنویسیم.کجا ”ز”؟ کجا ”ذ”؟” ز ”✔️1/ گزارش دادن، اظهار کردن، بیان کردن:سخن گزاردنپاسخ گزاردن✔️2/به جای آوردن:نماز گزاران نماز جماعت.خدمتگزار مردم.....سپاسگزارم.✔️3/پرداخت کننده، پیام آورندهوام گزار/پیام گزار✔️4/ادا کنندهحق گزارهمچنین:خواب گزار/مصلحت گزار/گِله گزاری/” ذ ”ببینید ساده ترین موضوع اینه که هرجا قرار شدفعل گذاشتن صرف بشه، از « ذ » استفاده میشهدر واقع به معنای «قرار دادنه»✔️1/گذاشتنکتابم رو روی میز، گذاشتم.و یه اشتباه رایج که قبلا هم راجع بهش حرف زدم. کلمه گذاشتن رو به این شکل می? نویسن، که اساسا اشتباهه.❎❎❎ گزاشتن ❎❎❎خواهش می کنم.به دیگران هم اطلاع رسانی کنید..اینا? غلط هستن:بزار بگم/ بزارید زمین✔️2/ تسلیم کردن، بر عهده کسی گذاشتنواگذار کنید/ واگذاری زمین/واگذاری تعهد✔️3/بنا کنندبنیانگذار✔️4/وضع کردنسیاستگذارهمچنین:پایه گذارسرمایه گذاربیمه گذارقانون گذارفروگذاراثرگذار........تمرین کنید، اوایل کمی سخته ولی به مرور ملکه ذهن و قلم ما میشه..شاد باشید</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 10:31:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عیدی هشتم فروردین. عیدی و فال</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%A7%D9%84-pj0snxgywacl</link>
                <description>سلام.عیدی هشتم فروردین تقدیم به شما.کلیک کنید و عیدی و فال رو با هم دریافت کنید.به ناامیدی از این در مرو بزن فالیبود که قرعه دولت به نام ما افتدز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظنسیم گلشن جان در مشام ما افتد
http://goo.gl/vmHeKG یادمون باشه سال با این چیزها نو میشه :چیدن عشق در طاقچهپاک کردن غم گذشتهرواج شادی و محبتدور ریختن کینهسبز کردن مهر</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 13:01:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عیدی هفتم فروردین، تقدیم به شما</title>
                <link>https://virgool.io/@shaya1200/%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-cxnq4cjx7mmt</link>
                <description>سلام.دوباره عیدتون مبارک.این پُست تقدیم میشه به همه شما، به ویژه کسانی که «ویرگول»براشون گزارش عملکرد فرستاده و خیلی خوشحال شدن.آقای مجری : چه کارِ خوبی انجام دادید تو این ایام ؟ فامیل دور : یه فرش ۹ متری رو خشک کردم . آقای مجری : حالا بگید چه کارایِ بدی انجام دادید تا بهتون شیرینی بدم . فامیل دور : یه فرش ۹ متری رو با سشوار خشک کردم .http://goo.gl/cjr5jv</description>
                <category>Sheida Asgharzadeh</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 12:35:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>