<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شایان شلیله</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shayan.shalileh</link>
        <description>از سال ۱۳۸۰ تقریبا به صورت حرفه ای دارم توی فضای اینترنت کار میکنم. او‌ال‌سی، ای‌نتورک. پایگاه خبری وب سایت های ایران، جشنواره وب و موبایل ایران برخی از کارهای من توی این سال ها بوده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:18:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13522/avatar/7OTdzM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شایان شلیله</title>
            <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اسپرینت استراتژی و برنامه ریزی سالانه</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/strategy-sprint-zfcigxldvrkl</link>
                <description>برنامه‌ریزی واقعاً بخش مهمی از مدیریت کسب‌وکار است، مخصوصاً وقتی به آخر سال نزدیک می‌شویم و قرار است برای سال بعد تصمیم بگیریم. مسئله فقط داشتن برنامه نیست؛ مسئله این است که اگر قرار است برنامه اجرا شود، باید درست برنامه‌ریزی شده باشد. یعنی هم فرآیند برنامه‌ریزی استاندارد باشد، هم خروجی آن شفاف و قابل استفاده باشد. خیلی وقت‌ها مشکل شرکت‌ها این نیست که برنامه ندارند، مشکل این است که اصلاً درست برنامه‌ریزی نکرده‌اند.عکس با Canva ساخته شدهواقعیت این است که هر شرکتی حداقل در نه ماه گذشته با چالش‌های اصلی خودش روبه‌رو شده و آن‌ها را شناخته است. معمولاً این چالش‌ها چیز تازه‌ای نیستند و اگر قرار بود به‌صورت عادی حل شوند، تا الان حل شده بودند. خیلی بعید است مسائلی که در نه ماه گذشته اصلاح نشده‌اند، در سه ماه باقی‌مانده سال به نتیجه برسند. به همین خاطر منطقی‌تر این است که دو یا سه چالش واقعاً مهم و اثرگذار شرکت را انتخاب کنیم و به‌جای اینکه نه تا دوازده ماه سال آینده را صرف آزمون و خطا کنیم، زمان را متمرکز کنیم.به‌نظر من، بهتر است به‌جای پراکندگی و جلسات طولانی، یک بازه کوتاه و فشرده، مثلاً یک هفته، را فقط برای برنامه‌ریزی بگذاریم. در این یک هفته، تیم می‌تواند با تمرکز کامل تصمیم بگیرد، مسیر را مشخص کند و به یک خروجی شفاف برسد. این کار کمک می‌کند سال آینده را با یک برنامه روشن شروع کنیم، نه با ابهام و اتلاف زمان.اسپرینت استراتژیاسپرینت استراتژی یک فرآیند فشرده، متمرکز و زمان‌مند برای تصمیم‌گیری‌های مهم استراتژیک است که به سازمان‌ها کمک می‌کند در مدت کوتاه، به‌جای جلسات طولانی و پراکنده، به یک مسیر روشن و قابل اجرا برسند. در این رویکرد، یک تیم محدود اما تصمیم‌گیرنده برای چند روز متوالی فقط روی یک مسئله مشخص تمرکز می‌کند، مسئله را دقیق تعریف می‌کند، گزینه‌های مختلف را بررسی می‌کند و در نهایت به یک تصمیم شفاف و برنامه عملیاتی می‌رسد. هدف اسپرینت استراتژی تولید خروجی واقعی و قابل اجراست، نه صرفاً بحث نظری یا ایده‌های کلی.سناریو اسپرینت استراتژیفرض کنیم یک شرکت تصمیم دارد مسیر دیجیتال مارکتینگ خود را برای سال آینده اصلاح کند و فقط یک هفته زمان در اختیار دارد. در این شرایط، اسپرینت استراتژی به‌صورت یک برنامه پنج‌روزه طراحی می‌شود که هر روز به‌صورت فشرده و کاملاً هدفمند اجرا می‌شود. تمرکز کل اسپرینت فقط روی این سؤال است که دیجیتال مارکتینگ شرکت در سال آینده باید چه مسیری را طی کند و چه تغییراتی ضروری است.اعضای تیم اسپرینتدر اسپرینت استراتژی، اینکه چه کسانی در اتاق باشند خیلی مهم‌تر از تعداد آدم‌هاست. تیم باید کوچک، تصمیم‌گیرنده و اجرایی باشد. معمولاً حضور یک نفر از مدیریت یا کسی که اختیار نهایی تصمیم را دارد ضروری است، کنار او لید مارکتینگ یا دیجیتال مارکتینگ، یک نفر از بیزینس یا فروش که نگاه درآمدی و بازار را می‌شناسد، و یک نفر با نگاه داده و تحلیل برای جلوگیری از تصمیم‌های صرفاً احساسی. بسته به موضوع، ممکن است حضور نماینده محصول یا تکنولوژی هم لازم باشد. نکته مهم این است که همه افراد حاضر باید نقش فعال داشته باشند و بتوانند تصمیم بگیرند؛ آدم‌هایی که فقط برای شنیدن می‌آیند یا اختیار اجرایی ندارند معمولاً سرعت و کیفیت اسپرینت را پایین می‌آورند.برای ساختارمند کردن بحث‌ها در اسپرینت استراتژی، مخصوصاً در روز اول و دوم، می‌توان از روش Six Thinking Hats استفاده کرد که توسط Edward de Bono معرفی شده است. این مدل کمک می‌کند تیم به‌جای بحث‌های پراکنده و هم‌زمان از زاویه‌های مختلف، در هر مقطع فقط از یک نوع نگاه به مسئله فکر کند؛ مثلاً یک بازه فقط روی داده‌ها و واقعیت‌ها تمرکز کند، یک بازه روی ریسک‌ها و نقدها، و یک بازه روی ایده‌پردازی و راه‌حل‌های خلاقانه. استفاده از Six Thinking Hats باعث می‌شود گفت‌وگوها منظم‌تر پیش بروند، همه اعضا مشارکت فعال‌تری داشته باشند و خروجی روزهای ابتدایی اسپرینت دقیق‌تر و قابل اتکاتر شکل بگیرد.البته استفاده از Six Thinking Hats فقط یک روش پیشنهادی است و الزاماً تنها گزینه موجود نیست. بسته به فرهنگ سازمان، نوع تیم و سبک تصمیم‌گیری، ممکن است از روش‌های دیگری برای برین‌استورمینگ، ساخت ایده یا افزایش تعامل اعضای تیم استفاده شود. انتخاب این ابزارها معمولاً به سلیقه و تجربه مدیرعامل، مدیر استراتژی یا فردی که اسپرینت را هدایت می‌کند بستگی دارد. مهم‌تر از خودِ روش، این است که گفتگوها ساختار داشته باشند، همه افراد درگیر شوند و خروجی هر جلسه مشخص و قابل استفاده باشد.روز اول: تعریف مسئله و هم‌راستاسازیدر روز اول، تمرکز تیم روی ایجاد درک مشترک از وضعیت فعلی و تعریف دقیق مسئله است. عملکرد فعلی دیجیتال مارکتینگ بررسی می‌شود، چالش‌ها و گلوگاه‌ها مشخص می‌شوند و اهداف سال آینده شفاف می‌گردد. در این روز به این سؤال پاسخ داده می‌شود که دقیقاً چه چیزی باید اصلاح شود و موفقیت چه معنایی دارد. خروجی این روز یک تعریف روشن از مسئله و هدف اسپرینت است که همه اعضا روی آن توافق دارند.روز دوم: تحلیل و ساخت گزینه‌هاروز دوم به تحلیل عمیق‌تر و ساخت مسیرهای مختلف اختصاص دارد. داده‌ها، تجربه‌های گذشته و وضعیت بازار بررسی می‌شود و سناریوهای مختلف برای بهبود دیجیتال مارکتینگ شکل می‌گیرد. ممکن است گزینه‌هایی مثل تغییر تمرکز کانال‌ها، بازطراحی استراتژی محتوا یا اصلاح قیف جذب مطرح شوند. هدف این روز تولید چند مسیر استراتژیک قابل‌بحث است، بدون اینکه هنوز تصمیم نهایی گرفته شود.روز سوم: ارزیابی و انتخاب مسیردر روز سوم، تیم وارد فاز تصمیم‌گیری می‌شود. گزینه‌های طراحی‌شده از نظر اثرگذاری، ریسک، هزینه و امکان اجرا بررسی و با هم مقایسه می‌شوند. بحث‌ها ساختارمند و مبتنی بر معیارهای مشخص است تا از سلیقه شخصی فاصله گرفته شود. در پایان این روز، یک مسیر استراتژیک اصلی برای دیجیتال مارکتینگ سال آینده انتخاب می‌شود و مسیرهای دیگر کنار گذاشته می‌شوند.روز چهارم: تبدیل استراتژی به برنامه اجراییروز چهارم به عملیاتی‌سازی مسیر انتخاب‌شده اختصاص دارد. اقدامات کلیدی مشخص می‌شوند، اولویت‌ها تعیین می‌شود، مسئولیت‌ها بین تیم‌ها تقسیم می‌شود و شاخص‌های سنجش عملکرد تعریف می‌گردد. تمرکز این روز روی این است که استراتژی انتخاب‌شده به یک برنامه قابل اجرا و قابل پیگیری تبدیل شود، نه اینکه در حد یک سند کلی باقی بماند.روز پنجم: جمع‌بندی و نهایی‌سازی خروجیدر روز آخر، تمام خروجی‌ها جمع‌بندی و نهایی می‌شوند. تیم اطمینان پیدا می‌کند که همه روی مسیر انتخاب‌شده هم‌نظر هستند، ریسک‌های اصلی شناسایی شده‌اند و گام‌های بعدی کاملاً مشخص است. در این روز، خروجی نهایی اسپرینت به‌صورت یک سند شفاف آماده می‌شود که می‌تواند مبنای اجرای دیجیتال مارکتینگ در سال آینده قرار گیرد.مدیریت روزهای اسپرینتمدیریت زمان در اسپرینت استراتژی نقش کلیدی در کیفیت خروجی دارد، چون روزها فشرده هستند و هدف رسیدن به یک نتیجه خالص و قابل اجراست. معمولاً هر روز اسپرینت یک بازه کاری کامل در نظر گرفته می‌شود که بسته به شرایط تیم می‌تواند حدود هشت تا ده ساعت باشد. روز کاری با یک جلسه کوتاه هم‌راستاسازی شروع می‌شود که حدود چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت زمان دارد و در آن هدف روز، خروجی مورد انتظار و برنامه کلی مرور می‌شود.پس از آن، اولین بلوک کاری عمیق آغاز می‌شود که معمولاً یک و نیم تا دو ساعت طول می‌کشد و به فعالیت‌های اصلی همان روز مثل تحلیل، ایده‌پردازی یا تصمیم‌سازی اختصاص دارد. بعد از این بلوک، یک استراحت کوتاه حدود ده تا پانزده دقیقه‌ای در نظر گرفته می‌شود تا تمرکز ذهنی حفظ شود. سپس بلوک کاری دوم با زمانی مشابه اجرا می‌شود که ادامه یا تکمیل فعالیت اصلی روز را پوشش می‌دهد.در میانه روز، یک وقفه ناهار حدود چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت در نظر گرفته می‌شود تا انرژی تیم بازیابی شود. بعد از ناهار، یک بلوک کاری دیگر حدود یک و نیم ساعت برای جمع‌بندی‌های میانی، تصمیم‌های مهم یا ساخت خروجی‌های اصلی روز برگزار می‌شود. در صورت نیاز، یک استراحت کوتاه دیگر در نظر گرفته می‌شود و در پایان روز حدود سی تا چهل و پنج دقیقه به جمع‌بندی نهایی، مستندسازی خروجی‌ها و آماده‌سازی برای روز بعد اختصاص پیدا می‌کند. این ساختار کمک می‌کند با وجود فشار زمانی، تمرکز تیم حفظ شود و هر روز اسپرینت به یک خروجی مشخص و قابل استفاده برسد.در اسپرینت‌های استراتژی، پذیرایی و ناهار هم روی کیفیت خروجی اثر مستقیم دارد. واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، وسط یک روز فشرده تصمیم‌گیری، رفتن برای ناهارهای سنگین مثل زرشک‌پلو با کباب کوبیده معمولاً تمرکز تیم را کاملاً به هم می‌ریزد. در این مدل جلسات، بهترین انتخاب استفاده از اسنک‌ها و فینگر فودهای سبک است که انرژی بدهد ولی آدم را از فاز ذهنی خارج نکند. چای و قهوه هم بهتر است در طول جلسه و به میزان لازم در دسترس باشد، مثلاً داخل فلاسک، تا وقفه‌های طولانی ایجاد نشود و ریتم اسپرینت حفظ شود.قوانین کلی یکی از قوانین مهم این مدل اسپرینت‌ها این است که هر کسی که وارد جلسه می‌شود باید واقعاً حضور داشته باشد، نه فقط فیزیکی. تمرکز کامل روی موضوع شرط اصلی است؛ تلفن همراه باید خاموش یا روی سایلنت باشد، کسی نباید وسط جلسه با گوشی کار کند و اگر کسی لپ‌تاپ دارد، استفاده از آن فقط باید در راستای موضوع اسپرینت باشد، نه انجام کارهای جانبی. این جلسات جایی نیست که آدم هم‌زمان در جلسه باشد و کار دیگری انجام بدهد، چون کیفیت تصمیم‌گیری مستقیم به تمرکز افراد وابسته است.نکته مهم دیگر تعهد زمانی است. اسپرینت استراتژی با رفت‌وآمد مقطعی جواب نمی‌دهد؛ نمی‌شود یک روز آمد و یک روز نبود. افرادی که در تیم اسپرینت هستند باید زمان خودشان را برای این موضوع خالی کنند و کل بازه را در دسترس باشند. مثلاً اگر الان ابتدای دی‌ماه است، کاملاً منطقی است که از الان برنامه‌ریزی شود و این اسپرینت برای هفته اول یا دوم بهمن گذاشته شود. مدیران شرکت باید بتوانند با چند هفته برنامه‌ریزی، یک هفته را طوری مدیریت کنند که چند ساعت در روز واقعاً درگیر تلفن و کارهای جاری نباشند و تمرکز کامل روی تصمیم‌های مهم شرکت داشته باشند.جمع بندیدر نهایت، اسپرینت استراتژی یک تصمیم آگاهانه برای احترام گذاشتن به زمان، تمرکز و کیفیت تصمیم‌گیری است. به‌جای ماه‌ها جلسات پراکنده و تصمیم‌های نصفه‌نیمه، این رویکرد کمک می‌کند شرکت در یک بازه کوتاه و متمرکز، روی مهم‌ترین چالش‌هایش بایستد، آن‌ها را دقیق ببیند و برایشان مسیر مشخص تعریف کند. از انتخاب درست مسئله و تیم گرفته تا مدیریت زمان، تمرکز افراد، ساختار جلسات و حتی جزئیاتی مثل نوع پذیرایی، همه در کیفیت خروجی نهایی اثر دارند.اگر قرار است سال آینده با برنامه جلو برویم، باید از همین امروز برای برنامه‌ریزی درست وقت بگذاریم. اسپرینت استراتژی این فرصت را می‌دهد که با یک هفته تمرکز واقعی، مسیر چند ماه یا حتی یک سال آینده را شفاف کنیم. نه به‌عنوان یک ابزار تزئینی، بلکه به‌عنوان یک تصمیم مدیریتی جدی برای جلوگیری از اتلاف زمان، انرژی و منابع.توضیح: محتوای این مطلب حاصل تجربه و نگاه شخصی نویسنده است. متن اولیه توسط نویسنده تهیه شده و در ادامه با استفاده از ChatGPT ویرایش شده، غلط‌های املایی و نگارشی اصلاح شده و جمله‌بندی‌ها بهبود پیدا کرده است. این نوشته به‌طور کامل توسط هوش مصنوعی تولید نشده، بلکه نسخه نهایی آن نتیجه تعامل مرحله‌به‌مرحله نویسنده با هوش مصنوعی برای شفاف‌تر شدن و دقیق‌تر شدن متن است.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Tue, 16 Dec 2025 14:44:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبری نسل‌های Z در محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-z-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ugqv6abomgdw</link>
                <description>این عکس با canva با کمک هوش مصنوعی ساخته شدهدر محیط کاری امروز، نسل Z (متولدین ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱) بخش قابل توجهی از نیروی انسانی را تشکیل می‌دهند. این نسل نگاه متفاوتی به کار، رشد و معنا دارد و رهبری آن‌ها نیاز به درک عمیق و تطبیق سبک مدیریت دارد.نسل Z معمولاً با صفاتی چون «زیادی لوس»، «زود خسته می‌شوند» یا «مدام پای تلفن هستند» شناخته می‌شوند، اما واقعیت این است که آن‌ها نسلی با مرزهای روشن، ذهنی باز و عطشی برای اصلاح سیستم‌های ناکارآمد هستند.این نسل به سرعت یاد می‌گیرد و به تنوع و فراگیری اهمیت می‌دهد. آن‌ها می‌خواهند در فضایی کار کنند که معنا و هدف در آن مشخص باشد. بسیاری از تعارض‌ها با این نسل از تفاوت در نگرش به کار ناشی می‌شود. به عنوان مثال، نسل Z به نتیجه اهمیت می‌دهد، نه ساعت کار؛ رشد شغلی برای آن‌ها مهم‌تر از وفاداری کورکورانه است و در ارتباطات خود بیشتر از دایرکت و ایموجی استفاده می‌کنند.برای رهبری مؤثر این نسل، مدیران باید نگاه سنتی کنترل و نظم خشک را کنار بگذارند و با توضیح چرایی کار، نه صرفاً دادن دستور، آن‌ها را هدایت کنند. مدیران موفق کسانی هستند که بازخورد سریع و مستقیم می‌دهند، به چالش کشیدن روش‌های قدیمی را تشویق می‌کنند و در فرآیند کار انعطاف ایجاد می‌کنند — تا زمانی که نتیجه حاصل شود.رهبری نسل Z به معنای اعتماد به هوش و خلاقیت آن‌ها و پذیرش تفاوت‌هایشان است. این نسل می‌تواند موتور نوآوری و رشد در سازمان باشد، اگر که به درستی مدیریت و رهبری شود.نسل Z با انرژی، سرعت یادگیری بالا و تمایل به اصلاح سیستم‌های ناکارآمد وارد میدان شده است. آن‌ها به دنبال معنا، انعطاف و بازخورد فوری‌اند، نه الزاماً ساعت کاری طولانی. اگر به جای کنترل، فرصت و اعتماد بدهیم، می‌توانند موتور نوآوری و تحول در سازمان باشند.بسیاری از تعارض‌ها با نسل Z ناشی از تفاوت‌های بنیادی در نگرش به کار است.مدیران گاهی می‌پرسند:«چرا به موقع در محل کار حاضر نمی‌شوند؟» نسل Z پاسخ می‌دهد: «ما به نتایج اهمیت می‌دهیم، نه ساعات کاری.»سوالی دیگر که مطرح می‌شود این است:«چرا بعد از فقط چند ماه استعفا می‌دهند؟»نسل Z می‌گوید: «برای ما رشد شغلی از وفاداری بی‌چون و چرا مهم‌تر است.»همچنین مدیران ممکن است از شیوه ارتباطی این نسل گلایه کنند:«چرا ارتباطاتشان فقط از طریق دایرکت و ایموجی است؟»نسل Z توضیح می‌دهد: «ما سریع حرکت می‌کنیم و در جایی ارتباط برقرار می‌کنیم که دیگران نیز حضور دارند.»برای رهبری و مدیریت مؤثر نسل Z، ضروری است که نگاه سنتی به کنترل و نظم سخت‌گیرانه کنار گذاشته شود. این نسل باید با توضیح چرایی کار، به جای صرفاً صدور دستورات، هدایت شود. مدیران موفق در تعامل با نسل Z کسانی هستند که بازخورد سریع و مستقیم ارائه می‌دهند، به چالش کشیدن روش‌های قدیمی را تشویق می‌کنند و در فرآیند انجام کار انعطاف‌پذیری ایجاد می‌کنند؛ به شرط آنکه نتیجه مطلوب حاصل شود. رهبری این نسل به معنای اعتماد به هوش و خلاقیت آن‌هاست، نه ترس از تفاوت‌هایشان.در مقایسه با نسل Z، نسل میلنیال (متولدین ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵) نیز با برداشت‌های نادرستی روبه‌روست و معمولاً آن‌ها را «مردد»، «نیازمند تعریف» یا «بیش از حد حساس» می‌دانند؛ اما واقعیت این است که این نسل تفاوت‌های چشمگیری با نسل Z دارد. شرایط و تجربیات زندگی این دو نسل، به ویژه در ایران، تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله جنگ ایران و عراق شکل گرفته است. بنابراین، تحلیل رفتار نسل میلنیال با توجه به داستان‌ها و کیس‌های خارجی نمی‌تواند به خوبی نشان‌دهنده واقعیت‌های آن‌ها باشد.نسل میلنیال در کار تیمی معمولاً عملکرد ضعیف‌تری دارد، اما این به معنای عدم علاقه آن‌ها به کار گروهی نیست؛ بلکه اغلب ناشی از عدم آموزش صحیح در این زمینه است. با توجه به رشد سختی که در دوران‌های مختلف داشته‌اند، این نسل احساس می‌کند که باید در محیط کار تلاش بیشتری انجام دهند و به راحتی اعتبار و مسئولیت‌هایشان را از دست بدهند. این احساس به نوعی به روانشناسی ورود به کنکور و دانشگاه برمی‌گردد که فشار و رقابت بالایی را برای آن‌ها ایجاد کرده است.در مدیریت ایران، یک اشتباه رایج در انتقال مدیریت و استفاده به نسل میلنیال این است که سعی شده مدیران نسل میلنیال به‌طور مستقیم از مدیران نسل‌های قبلی تقلید کنند. این وضعیت مشکلاتی را به همراه داشته است که نباید در زمان نسل Z دوباره تکرار شود، زیرا نسل Z به دلیل تفاوت‌های بنیادی خود، به کلی کپی کننده نیستند و تمایلی به پذیرفتن رویکردهای قدیمی ندارند. این نسل به دنبال اصالت، خلاقیت و روش‌های نوین است و مدیران باید برای هماهنگی با نیازها و دیدگاه‌های آن‌ها، رویکردهای جدید و سازگارتری را اتخاذ کنند.نسل میلنیال اکنون به سمت‌های مدیریتی و جایگاه‌های کارشناسی ارشد دست پیدا کرده است و باید به دقت مراقب باشند که اشتباهات گذشته در انتقال تجربیات مدیریتی به نسل بعدی، به ویژه نسل Z، تکرار نشود. مدیران فعلی باید درک کنند که نسل جدید که به تازگی وارد بازار کار شده و روز به روز در حال افزایش است، نیاز به رویکردهای متفاوتی در مدیریت دارد.این نسل به دنبال مسیری متفاوت از نسل‌های قبلی است و ارزش‌هایی مانند خلاقیت، نوآوری و شفافیت را در اولویت قرار می‌دهد. بنابراین، ضروری است که مدیران میلنیال با دقت و هوشمندی به نیازها و انتظارات نسل Z توجه کرده و استراتژی‌های مدیریت خود را متناسب با این تغییرات تنظیم کنند. این رویکرد می‌تواند به ایجاد یک محیط کاری مثبت و مؤثر برای هر دو نسل منجر شود.برای رهبری مؤثر نسل Z باید صرفاً به آن‌ها «چه کاری انجام دهند» نگوییم، بلکه توضیح دهیم «چرا» آن کار مهم است. این نسل وقتی هدف و دلیل پشت تصمیمات را بداند، با انگیزه و خلاقیت بیشتری عمل می‌کند. بازخورد برایشان حیاتی است؛ اگر بازخورد زود، مکرر و شفاف دریافت کنند، احساس رشد و ارتباط بیشتری با تیم خواهند داشت.مدیران باید به آن‌ها اجازه دهند روش‌های قدیمی و ناکارآمد را به چالش بکشند، چون در همین فرآیند است که نوآوری شکل می‌گیرد. همچنین لازم است در نحوه‌ی انجام کار انعطاف داشته باشند؛ تا زمانی که نتیجه حاصل می‌شود، مهم نیست چگونه به آن رسیده‌اند. این نوع رهبری، حس اعتماد، استقلال و تعلق را در نسل Z تقویت می‌کند.نسل Z را باید این‌گونه رهبری کرد:چرایی کار را توضیح دهید، نه فقط آنچه باید انجام شود.بازخورد را زود، مکرر و به‌صورت مستقیم ارائه دهید.به آن‌ها اجازه دهید فرآیندهای قدیمی و ناکارآمد را زیر سؤال ببرند.در نحوه‌ی انجام کار به آن‌ها آزادی و انعطاف بدهید — تا زمانی که کار به‌درستی انجام می‌شود.امیدوارم این مطلب به مدیران امروز کمک کند تا با ذهنی بازتر و شناختی عمیق‌تر، بتوانند با نسل Z — نسلی تازه‌نفس که به‌تدریج و به‌صورت جدی وارد بازار کار می‌شود — ارتباطی مؤثرتر و سازنده‌تر برقرار کنند.واقعیت این است که ریسکِ نداشتن شناخت دقیق از نسل Z، در دنیایی که فناوری با سرعتی سرسام‌آور رشد می‌کند، ما را صد برابر سریع‌تر عقب می‌اندازد. اگر این نسل وارد سازمان‌ها و تیم‌های ما نشود، جریان نوآوری، خلاقیت و رشد به‌سادگی متوقف خواهد شد.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 14:35:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجایل و اسکرام و اسپرینت</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%AA-oxjrfpsb3tdo</link>
                <description>اسکرام (Scrum) و اجایل (Agile) هر دو چارچوب‌هایی برای مدیریت پروژه‌ها و بهبود فرآیند توسعه نرم‌افزار هستند و هدف آنها افزایش کارایی و پاسخگویی تیم‌ها به تغییرات است.اجایل (Agile) اجایل یک رویکرد مدیریت پروژه است که بر اصول و ارزش‌های خاصی تأکید دارد. مهمترین ویژگی‌های اجایل شامل موارد زیر است:توسعه تدریجی: پروژه‌ها به صورت مراحل کوچک و تعدادی از تسک‌ها انجام می‌شوند.تعامل مداوم با مشتری: بازخورد مشتری در طول فرآیند توسعه برای بهبود محصول نهایی بسیار مهم است.تطبیق‌پذیری: تیم‌ها می‌توانند به سرعت به تغییرات نیازهای مشتری پاسخ دهند.تیم‌های خود سازمان‌دهی: اعضای تیم مسئولیت‌هایی را برای انجام تسک‌ها بر عهده می‌گیرند و تصمیم‌گیری‌ها به صورت جمعی انجام می‌شود.اجایل Agile چیست؟مانیفست اجایل (Agile Manifesto) یک سند بنیادی است که اصول و ارزش‌های رویکرد اجایل را تعیین می‌کند. این مانیفست در سال ۲۰۰۱ توسط گروهی از توسعه‌دهندگان نرم‌افزار ایجاد شد و هدف آن تعیین چهار ارزش و دوازده اصل کلیدی است که به تیم‌ها کمک می‌کند تا به رویکرد اجایل پایبند باشند.چهار ارزش مانیفست اجایل۱) افراد و تعاملات بیشتر از فرآیندها و ابزارها (Individuals and interactions over processes and tools): ارتباط مؤثر و همکاری نزدیک بین اعضای تیم و ذینفعان برای موفقیت پروژه اهمیت بیشتری دارد تا ابزارها و فرآیندها.۲) نرم‌افزار کاربردی بیشتر از مستندات جامع (Working software over comprehensive documentation): تمرکز بر تولید نرم‌افزارهای قابل بهره‌برداری و عملکردی به جای صرف زمان زیاد بر روی مستندات به منظور تسهیل توسعه و بازخورد سریع‌تر.۳) همکاری با مشتری بیشتر از مذاکره بر سر قرارداد (Customer collaboration over contract negotiation): همکاری و ارتباط نزدیک با مشتریان برای درک بهتر نیازهای آنها و ارائه محصولی مطابق با توقعات آنها، به جای تکیه بر الزامات قراردادی و رسمی.۴) پاسخ به تغییرات بیشتر از پیروی از یک طرح (Responding to change over following a plan): اجایل به تغییرات به عنوان فرصتی برای بهبود محصولات نگاه می‌کند و تیم‌ها باید انعطاف‌پذیر باشند تا بتوانند به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ دهند.دوازده اصل اجایلمانیفست اجایل همچنین دوازده اصل کلیدی دارد که شامل موارد زیر است:رضایت مشتری (Customer satisfaction): اولویت اول بهبود رضایت مشتری از طریق تحویل سریع و مداوم نرم‌افزارهای کاربردی است.تغییرات قابل قبول (Welcome changing requirements): پذیرش تغییرات حتی در مراحل پایانی توسعه برای بهبود نسبت به نیازهای مشتری.تحویل مکرر نرم‌افزار (Deliver working software frequently): تحویل نرم‌افزار کاربردی به صورت مکرر و در فواصل زمانی کوتاه.همکاری نزدیک (Business people and developers must work together): همکاری و ارتباط نزدیک بین افرادی که کسب‌وکار را می‌شناسند و توسعه‌دهندگان.پروژه‌های پایدار (Sustainable development): تیم‌ها باید به صورت پایدار کار کنند و سرعت آنها باید قابل حفظ باشد.توجه به کیفیت (Attention to quality): توجه به کیفیت و مهندسی به عنوان بخشی از توسعه.سادگی (Simplicity): سادگی و کمینه‌سازی کارهایی که باید انجام شوند (به ویژه در برنامه‌ریزی) برای افزایش کارایی.خودسازمان‌دهی (Self-organizing teams): تیم‌های خودسازمان‌ده برای حل مشکلات و رسیدن به اهداف.بازخورد مداوم (Continuous feedback): استفاده از بازخورد مداوم برای بهبود کارایی پروژه.متدولوژی‌های کارآمد (Efficient methodologies): توجه به متدولوژی‌های کارآمد و مناسب که به تیم‌ها اجازه می‌دهد به شکل کارامدی کار کنند.چشم‌انداز مشترک (Shared vision): تیم‌ها برای دستیابی به یک دیدگاه مشترک و اهداف اصلی همکاری کنند.توجه به بهبود مداوم (Continuous improvement): تیم‌ها باید به طور مداوم بهبود یابند، به ویژه پس از هر تکرار یا تحویل.این دوازده اصل اساس کارکرد اجایل هستند و به تیم‌ها کمک می‌کنند تا به طور مؤثرتری کار کنند و به نیازهای مشتریان پاسخ دهند.این سایت اصلی که میشه گفت برای متالوژی اجایل هست ولی خیلی سایت زشتی هست سایت رو در لینک https://agilemanifesto.org مشاهده کنیدحالا اسکرام (Scrum) چیه؟اسکرام یکی از چارچوب‌های مشهور اجایل است که ساختار و فرآیندهایی برای مدیریت پروژه‌ها و توسعه نرم‌افزار ارائه می‌دهد. این چارچوب به تیم‌ها کمک می‌کند تا کارهای خود را با رویکردی دینامیک و انعطاف‌پذیر انجام دهند. اسکرام شامل نقش‌های خاصی از جمله مالک محصول (Product Owner)، اسکرام مستر (Scrum Master) و تیم توسعه (Development Team) است. این چارچوب از رویدادهایی مانند اسپرینت، جلسات روزانه، بازبینی و دمو تشکیل شده است.نقش‌ها: اسکرام شامل سه نقش اصلی است: مالک محصول (Product Owner)، اسکرام مستر (Scrum Master) و تیم توسعه (Development Team).اسپرینت‌ها: پروژه به دوره‌های زمانی کوتاه (معمولاً ۲ تا ۴ هفته) به نام اسپرینت تقسیم می‌شود. در پایان هر اسپرینت، یک قسمت از محصول آماده عرضه می‌شود.جلسات روزانه: تیم در جلسات روزانه (Daily Stand-up) می‌نشینند تا پیشرفت‌ها، موانع و وظایف آینده را بررسی کنند.بازبینی و بازخورد: در پایان هر اسپرینت، تیم عملکرد خود را ارزیابی کرده و بازخوردی از ذینفعان می‌گیرد.در نتیجه، اجایل یک فلسفه کلی برای مدیریت پروژه است در حالی که اسکرام یک چارچوب خاص برای پیاده‌سازی این فلسفه است.در خصوص اسکرام پیشنهاد میکنم که راهنمای اسکرام رو از لینک https://scrumguides.org/index.html دانلود کنید و حتما نسخه انگلیسی اون رو هم پیشنهاد میکنم که بخونید.در اسکرام، سه نقش اصلی وجود دارد: مالک محصول (Product Owner) که مسئول مدیریت بک لاگ محصول، تعریف و اولویت‌بندی نیازها و جمع‌آوری بازخورد از مشتریان است؛ اسکرام مستر (Scrum Master) که نقش تسهیل‌کننده را ایفا می‌کند و به حذف موانع، تسریع فرآیندها و آموزش اعضای تیم کمک می‌کند؛ و تیم توسعه (Development Team) که شامل اعضای فنی است که مسئول پیاده‌سازی ویژگی‌ها و تسک‌ها به صورت خودسازمان‌دهی شده و با تخصص‌های مختلف هستند. این سه نقش با همکاری یکدیگر فرآیند توسعه نرم‌افزار را به نحو مؤثری مدیریت می‌کنند و به دستیابی به اهداف پروژه کمک می‌نمایند.مالک محصول (Product Owner) کیه؟مالک محصول نماینده مشتریان و ذینفعان است و مسئول مدیریت بک لاگ محصول است. او نیازهای مشتریان را شناسایی، تعریف و اولویت‌بندی می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که همه تسک‌ها به وضوح مشخص شده‌اند. این نقش حیاتی موجب می‌شود که تیم توسعه بر روی ویژگی‌های مهم و موردنیاز کار کند و همواره با بازخورد مشتریان در فرآیند توسعه هماهنگ باشد. همچنین، مالک محصول در جلسات بازبینی اسپرینت شرکت کرده و بر اساس بازخوردهای دریافتی تصمیماتی را برای بهبود محصول اتخاذ می‌کند.اسکرام مستر (Scrum Master) کیه؟اسکرام مستر نقش تسهیل‌کننده را برای تیم ایفا می‌کند و مسئولیت حذف موانع و چالش‌هایی که ممکن است بر عملکرد تیم تأثیر بگذارد، را بر عهده دارد. او به تیم کمک می‌کند تا بر اساس اصول اسکرام کار کند و فرآیندها را بهبود بخشد. این نقش شامل آموزش اعضای تیم در مورد اصول و فرآیندهای اجایل و اسکرام است و همچنین اسکرام مستر به عنوان پل ارتباطی بین تیم توسعه و ذینفعان عمل می‌کند تا اطمینان حاصل کند که ارتباطات به درستی برقرار است و همه اعضای تیم به اطلاعات لازم دسترسی دارند.تیم توسعه (Development Team) چیه؟تیم توسعه شامل اعضای فنی و متخصص است که مسئولیت پیاده‌سازی ویژگی‌ها و تسک‌های مشخص شده در بک لاگ محصول را به عهده دارند. این تیم باید خودسازمان‌دهی شده و وظایف خود را به طور مستقل مدیریت کند. همچنین، اعضای تیم معمولاً از مهارت‌ها و تخصص‌های مختلف برخوردارند، که به آنها اجازه می‌دهد که به طور همزمان بر روی کارهای مختلف کار کنند. هدف تیم توسعه ارائه یک محصول قابل عرضه (Potentially Shippable Product Increment) در پایان هر اسپرینت است و همکاری و تعامل موثر در این تیم برای موفقیت اسکرام بسیار ضروری است.تیم توسعه (Development Team) در اسکرام معمولاً شامل اعضای فنی و متخصصین با مهارت‌های متنوع است که به طور جمعی مسئول توسعه و تحویل محصول هستند. استندارد (Standard) اعضای تیم توسعه به طور معمول شامل پوزیشن‌های زیر می‌باشد:توسعه‌دهندگان (Developers): افرادی که وظیفه برنامه‌نویسی و کدنویسی نرم‌افزار را بر عهده دارند. آنها باید تجربه کار با زبان‌ها و فناوری‌های مورد نیاز پروژه را داشته باشند و قادر به حل مسائل فنی باشند.طراحان (Designers): این دسته از اعضا مسئول طراحی رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX) هستند. آنها بر روی طراحی بصری و کاربرپسند محصول کار می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که محصول نهایی به خوبی با نیازهای کاربران هماهنگ باشد.تسترها (Testers یا QA Engineers): این اعضا مسئول تست و تضمین کیفیت نرم‌افزار هستند. آنها اطمینان حاصل می‌کنند که محصول نهایی بدون خطا و با کیفیت مناسب به مشتری ارائه شود و نیز در مراحل مختلف توسعه، تست‌های لازم را انجام می‌دهند.معماران نرم‌افزار (Software Architects): این افراد مسئول طراحی ساختار کلی نرم‌افزار و اطمینان از اینکه اجزای مختلف سیستم به درستی با یکدیگر کار می‌کنند، هستند. آنها معمولاً در پروژه‌های بزرگ و پیچیده نقش‌های کلیدی ایفا می‌کنند.مدیران پایگاه داده (Database Administrators): این دسته اعضا مسئول مدیریت و بهینه‌سازی پایگاه‌های داده مورد استفاده در پروژه هستند و اطمینان حاصل می‌کنند که داده‌ها به درستی ذخیره و بازیابی شوند.با این حال، ترکیب دقیق اعضای تیم توسعه ممکن است بسته به نوع پروژه، اندازه تیم و نیازهای خاص متغیر باشد. مهم این است که تیم باید توانایی‌های متنوعی را برای پوشش همه جنبه‌های توسعه نرم‌افزار به همراه داشته باشد و بتواند به طور مؤثر و همکاری با یکدیگر کار کند.در تیم توسعه (Development Team) معمولاً توسعه‌دهندگان به چندین زیرمجموعه تقسیم می‌شوند که به تخصص‌ها و فناوری‌های مختلف مرتبط هستند. این تقسیم‌بندی به تیم کمک می‌کند تا بتوانند به طور مؤثرتر بر روی پروژه‌ها کار کنند. زیرمجموعه‌های اصلی توسعه‌دهندگان عبارتند از:توسعه‌دهندگان فرانت‌اند (Front-End Developers): این افراد مسئول طراحی و پیاده‌سازی رابط کاربری (UI) و تعاملات کاربری (UX) هستند. آنها با استفاده از زبان‌های برنامه‌نویسی مانند HTML، CSS و JavaScript، قسمت‌های بصری وب‌سایت یا برنامه‌های کاربردی را ایجاد می‌کنند و بر تجربه کاربر تمرکز دارند.توسعه‌دهندگان بک‌اند (Back-End Developers): این دسته از توسعه‌دهندگان مسئول پیاده‌سازی منطق سرور، مدیریت پایگاه داده و ارتباطات بین کلاینت و سرور هستند. آنها معمولاً با زبان‌های برنامه‌نویسی مانند Python، Java، Ruby، PHP و SQL کار می‌کنند و بر روی عملکرد و امنیت سمت سرور تمرکز دارند.توسعه‌دهندگان موبایل (Mobile Developers): این افراد به توسعه برنامه‌های کاربردی برای دستگاه‌های موبایل مشغول هستند و معمولاً با استفاده از فناوری‌هایی مانند Swift (برای iOS) و Kotlin یا Java (برای Android) کار می‌کنند. آنها باید به جزئیات خاص هر پلتفرم توجه کنند و مطمئن شوند که تجربه کاربری عالی را فراهم کنند.سطح تجربه: Junior و Seniorدر هر یک از این زیرمجموعه‌ها، توسعه‌دهندگان ممکن است در سطوح مختلفی از تجربه قرار بگیرند:توسعه‌دهندگان Junior: این افراد معمولاً در مراحل ابتدایی کار خود هستند و تجربه کمتری دارند. آنها ممکن است تازه فارغ‌التحصیل شده باشند یا به تازگی وارد بازار کار شده باشند و به دنبال یادگیری و کسب تجربه بیشتر در زمینه توسعه هستند.توسعه‌دهندگان Senior: این دسته معمولاً دارای تجربه قابل توجهی هستند و توانایی‌های پیشرفته‌تری در زمینه‌های فنی و مدیریتی دارند. آنها معمولاً مسئولیت‌های بیشتری را بر عهده دارند و می‌توانند به عنوان راهنما برای توسعه‌دهندگان جوان‌تر عمل کنند.آیا در یک تیم استارتاپی کوچک به وجود یک CTO نیاز است یا یک Tech Lead کافی است؟در یک تیم استارتاپی ۵ تا ۱۰ نفره، معمولاً وجود نقش CTO (Chief Technology Officer) ضروری نیست و به جای آن، وجود یک Tech Lead می‌تواند کافی باشد. در تیم‌های کوچک، اعضا به راحتی می‌توانند با یکدیگر همکاری کنند و ارتباطات مستقیم به سرعت صورت می‌گیرد، به همین دلیل نیازی به رهبری در سطح عالی که معمولاً CTO در سازمان‌های بزرگ‌تر ایفا می‌کند، احساس نمی‌شود. Tech Lead می‌تواند به طور عملیاتی بر روی جنبه‌های فنی پروژه تمرکز کند و تصمیم‌گیری‌های فنی را انجام دهد. همچنین، او می‌تواند مسئولیت هدایت تیم فنی را بر عهده بگیرد و به توسعه‌دهندگان جوان‌تر کمک کند تا مهارت‌های خود را تقویت کنند.بکارگیری Tech Lead در یک استارتاپ کوچک همچنین به صرفه‌تر است، زیرا استخدام یک CTO ممکن است هزینه‌های راه‌اندازی را افزایش دهد. اعضای تیم در استارتاپ‌های کوچک معمولاً نقش‌های چندگانه‌ای دارند و به این ترتیب نیاز به یک مقام مدیریتی اضافی کمتر حس می‌شود. تیم می‌تواند با بهره‌گیری از یک Tech Lead که بر جنبه‌های فنی نظارت و هدایت می‌کند، به سرعت بر روی توسعه محصول متمرکز شود و قابلیت‌های خود را به بهترین نحو استفاده کند. در صورت رشد و نیاز به استراتژی‌های فناوری در آینده، این تیم می‌تواند به سمت استخدام یک CTO حرکت کند، اما در مراحل ابتدایی، وجود یک Tech Lead به طور مؤثری نیازهای فنی تیم را برآورده می‌کند.حالا بیشتر بدونیم که اسپرینت (Sprint) چیه؟اسپرینت یک بخش کلیدی از فرآیند اسکرام است و به دوره‌های زمانی کوتاه و معین اشاره دارد که در آنها تیم بر روی یک مجموعه مشخص از تسک‌ها کار می‌کند. هر اسپرینت معمولاً بین ۱ تا ۴ هفته به طول می‌انجامد و در پایان آن، تیم باید یک محصول قابل عرضه (Potentially Shippable Product Increment) ارائه دهد.جزئیات جلسات مربوط به اسپرینت:جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت (Sprint Planning):یکی از مراحل کلیدی در متدولوژی اسکرام است که برای تعیین اهداف و برنامه کاری تیم در طول یک اسپرینت جدید برگزار می‌شود. این جلسه معمولاً در ابتدای هر اسپرینت و با حضور تمامی اعضای تیم برگزار می‌گردد. هدف اصلی این جلسه، تعیین کارهایی است که تیم می‌تواند در طول مدت معین (معمولاً 2 تا 4 هفته) انجام دهد و به نتایج مشخصی برسد.اهداف جلسه برنامه‌ریزی اسپرینتتعریف اهداف اسپرینت: تیم باید اهداف مشخصی برای اسپرینت تعیین کند تا بر اساس آن‌ها کار کند. این اهداف باید قابل سنجش و قابل دستیابی باشند.انتخاب کارهای مرتبط: تیم و Product Owner به بررسی backlog (فهرست کارها و ویژگی‌های مورد نیاز) پرداخته و کارهای مناسب را انتخاب می‌کنند که می‌توانند در طول اسپرینت انجام شوند.تعیین وظایف: اعضای تیم باید وظایف مشخصی را برای هر کار تعیین کنند و اطمینان حاصل کنند که هر نفر به وضوح وظایف خود را درک کرده است.جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت (Sprint Planning) با تعیین اهداف اسپرینت آغاز می‌شود که تیم درباره نتایجی که می‌خواهد به دست آورد، گفت‌وگو می‌کند. پس از آن، اعضای تیم به بررسی backlog پرداخته و با همکاری Product Owner، کارهای مناسب را انتخاب می‌کنند. تیم وظایف مرتبط با هر کار را تجزیه و تحلیل کرده و زمان مورد نیاز برای انجام هر وظیفه را تخمین می‌زند.در این جلسه، Product Owner نمایندگی نیازهای مشتری را بر عهده دارد و تیم توسعه به برنامه‌ریزی و شناسایی وظایف مشخص می‌پردازد. اسکرام مستر نیز به عنوان تسهیل‌گر حضور دارد و اطمینان می‌دهد که جلسه به درستی برگزار شود و اعضا به اهداف خود برسند. این ساختار به تیم کمک می‌کند تا با وضوح و به صورت هماهنگ برای اسپرینت جدید برنامه‌ریزی کند.در جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت (Sprint Planning)، اعضای اصلی که حضور دارند شامل تیم توسعه، Product Owner و اسکرام مستر هستند. با این حال، افرادی که به این جلسه نمی‌آیند معمولاً شامل ذینفعان غیرضروری، مدیران غیر مرتبط با پروژه و هر کسی که به طور مستقیم در فرآیند توسعه تیم دخالت ندارد، می‌باشد. این کار به حفظ تمرکز جلسه و جلوگیری از حواس‌پرتی کمک می‌کند و به تیم اجازه می‌دهد تا بدون وقفه به تعیین اهداف و برنامه‌ریزی برای اسپرینت جدید بپردازند.خلاصه:این جلسه در ابتدای هر اسپرینت برگزار می‌شود.هدف این جلسه تعیین اهداف اسپرینت و انتخاب تسک‌هایی است که تیم در طول اسپرینت باید به اتمام برساند.اعضای تیم و مالک محصول درباره نیازها بحث می‌کنند و برنامه‌ریزی می‌کنند که چگونه تسک‌ها را انجام دهند.بررسی و انتخاب کارهای مناسب از backlog به اولویت‌بندی نیازهای مشتری و پروژه می‌انجامد.همکاری نزدیک میان Product Owner و تیم توسعه اطمینان می‌دهد که نیازهای واقعی مشتری در نظر گرفته می‌شود.اسکرام مستر به عنوان تسهیل‌گر به برگزاری مؤثر جلسه و حفظ تمرکز و نظم کمک می‌کند.این فرآیند به تیم‌ها اجازه می‌دهد تا با برنامه‌ای منسجم و هدفمند به سمت نتایج مطلوب حرکت کنند.جلسات روزانه (Daily Stand-up):جلسه روزانه یا Daily Stand-up یکی از اجزای کلیدی متدولوژی اسکرام است که معمولاً هر روز و در یک زمان معین برگزار می‌شود. هدف این جلسه کوتاه، معمولاً 15 دقیقه‌ای، ارتقاء هماهنگی و شفافیت در تیم است. در این جلسه، اعضای تیم به صورت ایستاده دور هم جمع می‌شوند و هر کدام به نوبت به سه سوال جواب می‌دهند: چه کار کرده‌ام؟ چه کاری می‌خواهم انجام دهم؟ و آیا موانعی برای کارم وجود دارد؟ این فرآیند به تیم کمک می‌کند تا به یکدیگر آگاه باشند و به گسترش همکاری و حل مشکلات به صورت سریع بپردازند.این جلسه به صورت روزانه و معمولاً کوتاه (۱۵ دقیقه) برگزار می‌شود. در این جلسه، هر عضو تیم سه سؤال اصلی را پاسخ می‌دهد: &quot;دیروز چه کار کردم؟ امروز چه کاری انجام می‌دهم؟ آیا موانعی پیش‌رو دارم؟&quot;هدف این جلسه به اشتراک‌گذاری پیشرفت‌ها و شناسایی موانع است.در جلسه روزانه، اعضای تیم باید به سه سوال کلیدی پاسخ دهند: 1) چه کارهایی را در روز گذشته انجام داده‌اند؟ 2) چه کارهایی را در روز پیش رو برنامه‌ریزی کرده‌اند؟ و 3) آیا موانع یا چالش‌هایی در مسیرشان وجود دارد؟ همچنین، اعضای تیم باید به یکدیگر احترام بگذارند و به روشنی و صراحت صحبت کنند. جلسات باید مختصر و مفید باشند و از بحث‌های طولانی یا جزئیات اضافی دوری شود، چرا که هدف اصلی ارتقاء اطلاعات و تسهیل همکاری است. همچنین، اگر کسی موانعی را شناسایی کند، باید آن را به اسکرام مستر گزارش دهد تا در صورت نیاز راهکارهایی برای حل مشکل اندیشیده شود.نباید های جلسه روزانه (Daily Stand-up)در جلسه روزانه (Daily Stand-up) نباید مباحثه‌های طولانی یا گفتگوهای عمیق درباره مسائل فنی را انجام دهیم، چرا که این کار باعث از دست رفتن زمان و تمرکز جلسه می‌شود. همچنین، باید از بیان جزئیات زیاد در مورد کارهایی که انجام می‌دهیم خودداری کنیم و فقط به آگاهی از پیشرفت و شناسایی موانع بپردازیم. اگر عضوی موانعی را شناسایی کند، جلسه نباید به حل این مشکلات تبدیل شود، بلکه باید به اسکرام مستر منتقل شود تا در جلسات جداگانه بررسی گردد.حضور افراد غیرضروری که جزو تیم اسکرام نیستند نیز باید جلوگیری شود، زیرا این کار به حواس‌پرتی و از دست رفتن تمرکز جلسه منجر می‌شود. نهایتاً، استفاده از تکنولوژی‌های پیچیده بهتر است محدود شود تا فرآیند برگزاری جلسه ساده و سریع باقی بماند.جلسه بازبینی اسپرینت (Sprint Review):جلسه بازبینی اسپرینت (Sprint Review) یکی از جلسات کلیدی در فرآیند اسکرام است که در پایان هر اسپرینت برگزار می‌شود. این جلسه فرصتی برای تیم توسعه، Product Owner و ذینفعان است تا به بررسی و ارزیابی نتیجه کار انجام شده در طول اسپرینت بپردازند و محصول نهایی را تحلیل کنند. هدف اصلی این جلسه ارزیابی پیشرفت پروژه و جمع‌آوری بازخورد از ذینفعان است.این جلسه در پایان هر اسپرینت برگزار می‌شود. در این جلسه، تیم‌ توسعه قابلیت‌هایی که در طول اسپرینت تکمیل شده‌اند را به ذینفعان و مالک محصول نشان می‌دهد.این جلسه فرصت مناسبی برای گرفتن بازخورد از ذینفعان و اصلاح برنامه‌ها از سوی مالک محصول است.جلسه بازنگری اسپرینت (Sprint Retrospective):این جلسه نیز در پایان هر اسپرینت برگزار می‌شود و معمولاً بعد از جلسه بازبینی اسپرینت انجام می‌شود. اعضای تیم بر روی فرآیند کار خود بحث می‌کنند و عواملی که کارایی تیم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی می‌کنند.تیم می‌تواند موفقیت‌ها و دستاوردهای اسپرینت را بررسی کرده و به اعضا انگیزه بدهد تا ادامه دهند.این جلسه فضایی امن برای بحث در مورد مشکلات و چالش‌هایی است که تیم در طول اسپرینت مواجه شده است.در متدولوژی اجایل، به ویژه در چارچوب اسکرام، جلسه Retrospective (بازنگری) به عنوان یکی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین جلسات شناخته می‌شود. این جلسه در پایان هر اسپرینت برگزار می‌شود و هدف اصلی آن بررسی عملکرد تیم در طول اسپرینت و شناسایی نقاط قوت و نقاط ضعفی است که می‌توانند به بهبود فرآیندها و همکاری کمک کنند.جلسه Retrospective به تیم این امکان را می‌دهد که به یادگیری و رشد مداوم بپردازد و ارتباطات درون تیم را تقویت کند. این نوع بازخورد باعث می‌شود که تیم‌ها به طور منظم به بهبود عملکرد خود بپردازند و در نتیجه به نتایج بهتری در پروژه‌ها دست یابند. در نهایت، این فرآیند یادگیری می‌تواند به عنوان موتور رشد و پیشرفت تیم عمل کند.کیا به جلسه Retrospective (بازنگری) دعوت میشن؟در جلسه Retrospective (بازنگری)، افرادی که معمولاً حضور دارند شامل اسکرام مستر، توسعه‌دهندگان، Product Owner هستند. اسکرام مستر نقش تسهیل‌گر را ایفا می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که جلسه به درستی برگزار شود و اهداف آن محقق گردد. او کمک می‌کند تا اعضای تیم به راحتی نظرات و بازخوردهای خود را بیان کنند. توسعه‌دهندگان، که اعضای تیم توسعه هستند و در اسپرینت کار کرده‌اند، در این جلسه حضور دارند تا تجربیات و چالش‌های خود را به اشتراک بگذارند و نظراتشان را درباره جنبه‌های مختلف پروژه و کارایی تیم بیان کنند. همچنین، Product Owner نیز ممکن است در جلسه شرکت کند تا نظراتی درباره اولویت‌ها و نیازهای کاربران ارائه دهد و به تیم در درک بهتر نیازهای مشتری کمک کند. در مجموع، اجایل یک فلسفه کلی برای مدیریت پروژه است، اسکرام یک چارچوب خاص برای پیاده‌سازی این فلسفه است و اسپرینت‌ها به عنوان دوره‌های زمانی مشخص در چارچوب اسکرام، ابزاری کارآمد برای مدیریت کار و ارائه محصولات با کیفیت محسوب می‌شوند.برای اطلاعات بیشتر به سایت اسکرام www.scrum.org مراجعه کنید. به نظر من دوره های فارسی و ایرانی اون ساختار مندی که شما برای این پوزیشن ها لازم دارید رو به شما نمیده. و فکر میکنم که از مطالعه مفهوم اسکرام بهترین جایی هست که می تونید شروع کنید. راهنما اصلی رو بخونید و بعد با منابع این سایت دانش خودتون رو بیشتر کنید. بعد به سمت درک بهتر و بیشتر اجایل برید و ادامه مسیر.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Wed, 24 Sep 2025 11:07:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸ راه برای تقویت توانایی حل مسئله (Problem Solving)</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DB%B8-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-problem-solving-vkyarzeqxjie</link>
                <description>زندگی پر از چالش‌ها و مشکلات است، و توانایی حل مسئله نه‌تنها در محیط کار، بلکه در زندگی روزمره نیز اهمیت فراوانی دارد. در اینجا ۸ راهکار جذاب و کاربردی برای تقویت این مهارت آورده‌ایم:۱. بدون استرس و با آرامشوقتی استرس دارید یا خسته‌اید، نمی‌توانید به خوبی مشکلات را حل کنید. بنابراین، قبل از شروع به حل مسئله، مدتی را به خودتان اختصاص دهید. شاید یک پیاده‌روی کوتاه یا کمی مدیتیشن بتواند ذهنتان را باز کند و قدرت تفکر شما را افزایش دهد.۲. شناخت دقیق ابعاد مشکلقبل از اینکه بخواهید به یک مشکل حمله‌ور شوید، ابعاد آن را بشناسید. آیا این مشکل مثل یک تیتر بزرگ است یا فقط یک مساله جزئی؟ برای مثال، اگر در حال برنامه‌ریزی یک سفر هستید، آیا این یک تصمیم کوچک برای انتخاب مقصد است یا چالش مهمی برای مدیریت زمان، بودجه و هماهنگی‌های مختلف؟۳. تعریف واضح مسئلهیک مساله مبهم مانند یک سکوی پرش نامناسب است. برای حل آن، باید دقیقا بدانید که چه مساله‌ای وجود دارد. به عنوان مثال، اگر در کارتان با کاهش بهره‌وری مواجه هستید، تنها گفتن &quot;بهره‌وری کاهش یافته&quot; کافی نیست. باید عوامل مختلف را بررسی کنید: آیا تجهیزات کار شما قدیمی است؟ آیا ارتباطات بین اعضای تیم مؤثر نیست؟۴. مشکل رو اول خورد کنید تا حل بشهمشکلات بزرگ را می‌توان و باید به بخش‌های کوچکتری تقسیم کرد. به این ترتیب، نه تنها کار مدیریت آسان‌تر می‌شود، بلکه احساس پیشرفت بیشتری نیز خواهید داشت. برای مثال، اگر قصد دارید یک پروژه بزرگ را انجام دهید، آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید: تحقیق، برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی. هر مرحله را به طور جداگانه مدیریت کنید.۵. تغییر در طرز فکرهمیشه به دنبال یک راه‌حل کامل نباشید. ممکن است اولین تلاش‌تان برای حل مشکل جواب ندهد. به یاد داشته باشید که هر شکست یک درس ارزشمند به همراه دارد. برای مثال، اگر در ایجاد محتوای جذاب برای وب‌سایت‌تان ناموفق بودید، نگران نباشید. می‌توانید به بررسی نقاط ضعف بپردازید و سعی کنید دوباره امتحان کنید.۶. همیشه نسبت به ایده‌های جدید مثبت باشیدنگاه کردن به یک مشکل از زوایای مختلف می‌تواند بسیار مؤثر باشد. هیچگاه از دریافت نظرات و ایده‌های دیگران نترسید. شاید کسی از دوستان یا همکارانتان نظری داشته باشد که شما هرگز به آن فکر نکرده‌اید و این نظر می‌تواند راهگشا باشد.۷. اعتماد به قلب و احساس خودتون رو دست کم نگیریدبرای پیدا کردن راه‌حل‌های منطقی تلاش کنید، اما فراموش نکنید که گاهی احساسات‌تان نیز مهم هستند. اگر حسی به شما می‌گوید که یک روش خاص بهتر است، حتماً آن را بررسی کنید. گاهی اوقات، شهود ما می‌تواند به ما کمک کند.۸. تمرین روزانهبه دنبال چالش‌هایی باشید که هر روز با آن‌ها مواجه می‌شوید و سعی کنید راه‌حل‌های خلاقانه پیدا کنید. حتی می‌توانید با دیگران بازی‌های فکری انجام دهید یا در مسابقات حل مسئله شرکت کنید. این تمرینات هم باعث افزایش خلاقیت می‌شوند و هم شما را در موقعیت‌های مختلف آماده می‌کنند.با بهره‌گیری از این ۸ روش، می‌توانید توانایی حل مسئله خود را شگفت‌انگیزتر کنید و در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. هر مسئله‌ای که به شما چالش می‌دهد، به فرصت رشد شما نیز تبدیل می‌شود. بیایید همین امروز شروع کنیم!این متن با کمک chatGPT و برگرفته از مقاله های Project Management Institute تولید شده.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Tue, 19 Aug 2025 14:22:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل زد: دنیای بدون مرز و فرصت‌های بی‌پایان در کسب‌وکار</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/zgeneration-wxqsyemm9jcg</link>
                <description>دنیای امروز به سرعت در حال تغییر است و دیگر هیچ مرزی نمی‌تواند مانع پیشرفت و تحول شود. نسل زد، نسل جدیدی که در دنیای دیجیتال و اینترنت به دنیا آمده، با شیوه‌ها و تفکراتی کاملاً متفاوت از نسل‌های قبلی وارد بازار کار می‌شود. این نسل نه تنها مرزهای جغرافیایی، بلکه مرزهای اجتماعی و حتی فکری را شکسته است و اکنون در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند دنیای کسب‌وکار را متحول کند. اما آیا کسب‌وکارها و سازمان‌ها آماده‌اند تا خود را با این تغییرات گسترده هماهنگ کنند؟ آیا می‌توانیم برای نسل زد فضایی بسازیم که در آن استعدادهای بی‌نظیر این نسل شکوفا شود؟ در این پست، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌هایی می‌پردازیم که نسل زد برای کسب‌وکارها ایجاد کرده و چرا باید در این تغییرات شجاعانه و بی‌پروا همراه شویم.در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۳، افتخار داشتم در تدلیکس دانشگاه شهید بهشتی (TEDx sbum) با موضوع &quot;فرای مرزها&quot; سخنرانی کنم. این رویداد فرصتی بی‌نظیر برای به اشتراک گذاشتن ایده‌ها و دیدگاه‌هایی بود که در طول سال‌ها فعالیت و تجربه حرفه‌ای‌ام در ذهنم نقش بسته بودند.آنچه که بیش از همه برایم ارزشمند بود، بازخوردهایی بود که پس از سخنرانی دریافت کردم؛ بازخوردهایی که نه تنها از استقبال مخاطبان نشان داشت، بلکه از هم‌فکری‌ها و تأمل‌های عمیق و سازنده‌ای حکایت می‌کرد که باعث شد به جنبه‌های جدیدی از موضوع نیز بیاندیشم. شنیدن این بازخوردها، درک تازه‌ای از تأثیر گفتگو و به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها به من داد؛ تأثیری که گاهی حتی تصورش نیز دشوار است.حضور در چنین فضایی و داشتن امکان صحبت با نسل جدید و مشتاق، برای من تجربه‌ای ماندگار و فراتر از یک سخنرانی بود. به همین دلیل، تصمیم گرفتم این تجربه را در قالب یک پست وبلاگ نیز منتشر کنم تا بتوانم از زاویه‌ای دیگر به این موضوع بپردازم و ایده‌هایم را با مخاطبان بیشتری به اشتراک بگذارم. امیدوارم این نوشته بتواند به دیگران الهام‌بخش باشد و ما را به سوی تفکر و گام‌های جدیدی هدایت کند.دنیای بدون مرز: شروع تغییرات تکنولوژیک در نسل‌های مختلفاولین باری که واژه &quot;مرز&quot; برای من معنایی پیدا کرد، سن کمی داشتم. فکر می‌کنم آن زمان زلزله رودبار بود، در سال ۶۷، که برای اولین بار با گروهی به نام &quot;پزشکان بدون مرز&quot; آشنا شدم؛ گروهی از انسان‌های فداکار که مرزهای جغرافیایی را کنار گذاشته بودند تا به آسیب‌دیدگان کمک کنند. این مفهوم &quot;بدون مرز&quot; آن زمان در ذهنم ماندگار شد.چند سال بعد، مواجهه دیگری با این مفهوم داشتم؛ این بار در دوران جنگ آمریکا عراق. با گروهی به نام &quot;خبرنگاران بدون مرز&quot; آشنا شدم که باز هم بر اساس همین باور شکل گرفته بودند؛ افرادی که برای پوشش رویدادها و اطلاع‌رسانی، مرزها را پشت سر می‌گذاشتند تا صدای مردم و حقیقت را به گوش جهانیان برسانند.اگر به خاطرات کودکی‌ام برگردم، یکی از نقاط عطف تاریخ که همیشه در ذهنم نقش بسته، برداشته شدن دیوار برلین بود. در آن زمان، این رویداد برایم بسیار الهام‌بخش بود؛ لحظه‌ای که مرز میان شرق و غرب برداشته شد و مردم توانستند آزادانه به یکدیگر دسترسی داشته باشند. این اتفاق در سال‌های میانه دهه ۶۰ شمسی رخ داد و معنای واقعی اتحاد و همدلی را برای من با اینکه خیلی کوچیک بودم روشن کرد.در ادامه برداشته شدن مرزها، شنیدن اخبار مربوط به تشکیل اتحادیه اروپا و معرفی پول واحد یورو در دهه ۹۰ میلادی، یعنی سال ۱۹۹۹، برای من بسیار جالب بود. شاید این رویداد را بتوان اولین گام جدی در برداشته شدن مرزها در دنیای کسب‌وکار دانست؛ جایی که افراد می‌توانستند، بدون محدودیت مرزهای کشور در یک کشور دیگه کار کنند. مثلاً در اتریش زندگی کنند و هر روز صبح بدون نیاز به تشریفات مرزی به کشوری دیگر سفر کرده و در آنجا مشغول به کار شوند. این تحول، مرزهای جغرافیایی و اقتصادی را کنار زد و برای اولین بار نشان داد که چطور انسان‌ها می‌توانند در دنیایی بدون مرز با یکدیگر رشد کنند.تکنولوژی و تغییرات: از تلفن تا اینترنت و تأثیر آن‌ها بر مرزهااگر به گذشته و دورتر از زمان تولد خودم برگردیم، اولین باری که تکنولوژی توانست تغییری بزرگ در مرزها و ارتباطات تجاری ایجاد کند، زمان اختراع تلفن و مخصوصا بعد از همه گیری شدن اون بود. این اختراع برای اولین بار به بازرگانان اجازه داد تا بدون نیاز به سفر به کشورهای دیگر برای مذاکره، بتوانند از راه دور با هم ارتباط برقرار کنند. تلفن، راه را برای کسب‌وکارها بسیار ساده کرد و این امکان را فراهم آورد که تجارت و ارتباطات تجاری بدون وابستگی به موقعیت مکانی توسعه پیدا کنند. بعدها، تلفن حتی به توسعه کسب‌وکارهای جدید کمک کرد و مفهوم &quot;فروش تلفنی&quot; (telemarketing) به‌ویژه در آمریکا شکل گرفت و به عنوان روشی نوین در بازارها جا افتاد. این زمانی بود که تلفن و فکس باعث شدند مرزهای توسعه کسب‌وکار تغییر کند و کسب‌وکارها بدون محدودیت و مرزی گسترش یابند.در ادامه این تغییرات، اینترنت در اواخر دهه ۱۹۹۰ وارد صحنه شد. این تکنولوژی به شکل گسترده‌تری مراکز کسب‌وکار را دگرگون کرد و امکان توسعه کسب و کار بدون محدودیت‌ها را فراهم آورد. این توسعه نه تنها محدود به بازاریابی و گسترش از کشور به کشور بود، بلکه فراتر از مرزها وارد تولید و توسعه محصولات شد. محصولات بر پایه و با کمک اینترنت تولید می‌شدند که دیگر نیازی به استفاده مرکزی از آن‌ها نبود. اینترنت این امکان را فراهم کرد که کسب‌وکارها بتوانند به صورت جهانی و بدون وابستگی به مکان جغرافیایی خاصی فعالیت کنند، و این تحول نقش مهمی در ایجاد بازارهای جدید و نوآوری‌های محصول ایفا کرد.اینترنت تغییرات گسترده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها ایجاد کرد. برای مثال، در حوزه‌های آموزشی، دسترسی به دانش و اطلاعات به‌طور کامل مرزهای خود را تغییر داد. دیگر نیازی نبود که برای دسترسی به داده‌های آموزشی یا استادان به کشورهای دیگر سفر کرد. در عوض، درس‌ها و مطالب آموزشی به‌صورت گسترده و آنلاین روی اینترنت قرار گرفت و این بار، مراکز آموزشی سنتی برداشته شد. انسان‌ها توانستند فراتر از مرزها به داده‌ها و آموزش‌های مختلف دسترسی پیدا کنند و این تغییر، فرصتی بی‌نظیر برای یادگیری و پیشرفت در اختیار تمامی افراد قرار داد.یکی دیگر از تغییرات بزرگ و گسترده که با ورود اینترنت رخ داد، ظهور پلتفرم‌های خرید و فروش بود. با آمدن اینترنت، تجارت به شکلی کاملاً جدید و متفاوت تغییر کرد. نه تنها سرویس‌ها و خدمات، بلکه حالا کالاهای متنوعی نیز بدون محدودیت زمان و مکان، در سراسر دنیا امکان خرید، فروش و معامله را داشتند. این تحولات باعث شد که بازارهای جهانی در دسترس همه قرار بگیرند و مرزهای جغرافیایی دیگر مانع از انجام تجارت نشوند.تفاوت نسل‌ها و تغییر در ارتباطات: از دنیای مرزهای جغرافیایی به دنیای دیجیتالاین تغییرات بزرگ تکنولوژیکی باعث شد که تفاوت و فاصله میان نسل‌ها بیشتر شود. به‌واسطه این تحولات، نسل‌های مختلف روش‌های ارتباطی متفاوتی با یکدیگر پیدا کرده بودند. فناوری‌های نوین مرزهای ارتباطی میان افراد و جوامع را از بین برده بودند. مهم‌ترین این تغییرات، از بین بردن مرزهای جغرافیایی برای برقراری ارتباط بود. نسل‌ها اکنون می‌توانستند بدون محدودیت جغرافیایی و حتی بدون در نظر گرفتن مرزهای سنی، به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این تغییر یک جهش بزرگ در نحوه تعاملات انسانی و اجتماعی بود. انگار که استاندارد های متفاوت زندگی و فکر کردن و و استاندارد های دیگه الان یکی شده بود.سرعت تغییرات آنقدر سریع شد که برای مثال، نسل &quot;لاست جنریشن&quot; از سال‌های اولیه قرن ۲۰ شروع شد و تا حدود سال ۱۹۶۰ ادامه یافت، به طوری که یک نسل تقریباً ۱۰۰ سال زمان می‌برد تا تغییر کند. اما وقتی که به دوران‌های بعدی نگاه می‌کنیم، تغییرات نسل‌ها به طرز چشمگیری کوتاه‌تر شد. برای مثال، نسل زد تنها حدود ۱۵ سال طول کشید و در این مدت، در حدود ۱۰ سال تغییرات فراوانی به‌وجود آمد که نسل جدیدی را شکل داد. این تحولات سریع نشان‌دهنده جهش‌های بزرگ در فناوری، فرهنگ و جامعه است که به سرعت نسل‌ها را دگرگون کرده است.شکستن مرزهای فضا و زبان: از اکتشافات فضایی تا ارتباطات بی‌مرزتقریباً تمام مرزهای شناخته‌شده در دنیا از بین رفته بود که در سال‌های اخیر، شاید برداشته شدن مرزهای فضا یکی از بزرگ‌ترین تحولات بود. فضا که سال‌ها در اختیار کشورهای شوروی و آمریکا بود، پس از فروپاشی شوروی بیشتر در اختیار آمریکا و چند کشور محدود قرار گرفت. اما با فرود موفق اسپیس ایکس، (spaceX) تغییر بزرگی رخ داد؛ بخش خصوصی وارد فضا شد. این تحول، یکی از بزرگ‌ترین تغییرات مرزها در دنیای ما بود، زیرا برای اولین بار فضا دیگر محدود به دولت‌ها و ابرقدرت‌ها نبود و دسترسی به آن برای بسیاری از کشورها و شرکت‌ها ممکن شد.در نهایت، در سال‌های اخیر تنها مرزی که شاید هنوز برای ما قابل درک و فهم باشد، مرز زبان بود. یکی از دستاوردهای مهم هوش مصنوعی این بود که مرز زبان را از میان برداشت و افراد توانستند به راحتی با استفاده از مدل‌های ترجمه، حتی به صورت زنده و همزمان با یکدیگر در ارتباط باشند. این تغییر، شکستن یکی از مهم‌ترین مرزها در دنیای ارتباطات است؛ چرا که اکنون بدون محدودیت زبان، می‌توانیم پیام خود را به هر کسی که بخواهیم منتقل کنیم. شاید تنها مرز شکسته نشده در دنیا، مرز زمان باشد که هنوز به‌طور کامل در اختیار ما نیست.آینده کسب‌وکار و چالش‌های نسل زد: چرا باید از تغییرات استقبال کنیم؟موضوع نسل زد نیز یکی از نکات جالب در این تغییرات است. نسل زد به نسلی اطلاق می‌شود که در زمانی به دنیا آمده‌اند که اینترنت به‌طور کامل زندگی روزمره انسان‌ها را تغییر داده بود. برخلاف نسل‌های قبلی که در ابتدا با دنیای بدون اینترنت آشنا شدند و سپس با ورود اینترنت به زندگی‌شان، آن را تجربه کردند، نسل زد هیچ خاطره‌ای از دنیای بدون اینترنت ندارد. برای مثال، من زمانی با اینترنت آشنا شدم که در حال ورود به دانشگاه یا بازار کار بودم، اما این نسل از ابتدا وارد دنیای دیجیتال شده‌اند و اینترنت جزو جدایی‌ناپذیر از زندگی‌شان است.تمام این تغییرات باعث شده که بسیاری از افراد بگویند نسل زد با فضاهای کاری قابل انعطاف سازگار نیستند، یا تنبل هستند و درست کار نمی‌کنند. البته این نظرها معمولاً از سوی مدیرانی مطرح می‌شود که خودشان متعلق به نسل‌های قبلی هستند. یکی از چالش‌های اصلی مدیران سنتی در مواجهه با نسل زد در محیط‌های کاری، عدم آمادگی برای پذیرش سبک‌های کاری جدید است. نسل زد با دنیای دیجیتال و فضاهای کاری انعطاف‌پذیر بزرگ شده است و این تغییرات، نیاز به بازنگری در نحوه مدیریت و تعامل با این نسل در محیط‌های کاری دارد.دلایل زیادی برای تفاوت‌های نسل زد با نسل‌های قبلی مطرح می‌شود. یکی از مهم‌ترین این دلایل این است که نسل زد بسیار تکنولوژی‌محور است. اما من بر این باور هستم که این تفاوت از یک زاویه دیگر هم قابل دیدن است. نسل زد در زمانی به دنیا آمده که مرزها در دنیا به‌طور چشمگیری تغییر کرده بود. آنها در دنیایی به دنیا آمده‌اند که هیچ مرزی برای ارتباط، یادگیری یا تجربه وجود ندارد. این نسل در دنیای بدون مرز رشد کرده است، و این به نظر من اصلی‌ترین تفاوت نسل زد با نسل‌های قبل است. در دنیای آنها، امکان برقراری ارتباط و یادگیری بدون محدودیت‌های زمانی، جغرافیایی یا سنی فراهم شده است.این &quot;بدون مرز بودن&quot; نگاه متفاوتی در نسل زد ایجاد کرده است. به نظر من، مهم‌ترین تغییر این نگاه در مورد مرگ و پایان زندگی است. نسل‌های قبلی به‌طور معمول به این شکل زندگی می‌کردند که وارد بازار کار شوند، خانواده‌ای تشکیل دهند و در نهایت میراثی از خود به جا بگذارند که به وارثین ژنتیکی‌شان برسد. در نسل ما، میراث مربوط به آن چیزی بود که برای نسل‌های بعدی خود به یادگار می‌گذاشتیم. اما برای نسل زد، میراث فراتر از این است. به همین دلیل است که آنها بدون ترس هستند و نگرش متفاوتی به زندگی دارند. این نسل دیگر فقط به انتقال میراث مادی فکر نمی‌کند؛ بلکه به‌طور کلی دیدگاه متفاوتی در مورد زندگی، مرگ و نحوه اثرگذاری در دنیای امروز پیدا کرده است. این تغییر نگاه به مرگ و میراث، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها میان نسل زد و نسل‌های قبلی به‌شمار می‌آید. انگار که میراث ندارند یا میراث کی دوست دارند از آنها باقی بماند تاثیر در محیط زندگی است.نسل زد و هوش مصنوعی: ترکیبی که دنیای کسب‌وکار را به چالش می‌کشداما ماهایی که کسب‌وکار خود را برای این تغییرات آماده نکردیم، با چالش‌های زیادی روبه‌رو شده‌ایم. برای مثال، افراد نسل زد بسیار کمتر در شرکت‌ها و کسب‌وکارهای ما مشغول به کار هستند. بسیاری از اوقات، حتی در میان مدیران نیز این نسل کمتر دیده می‌شود. اگر در دنیا نزدیک به ۵۰ درصد از نسل زد وارد بازار کار شده‌اند، در ایران به جز چند شرکت فناوری، جای خالی این نسل در لایه‌های مدیریت، تصمیم‌گیری سازمان‌ها، شرکت‌ها و مراکز تحقیقاتی به شدت احساس می‌شود. این بدان معناست که ما هنوز از چالش ارتباط دانشگاه با بازار کار به‌طور موفقیت‌آمیز عبور نکرده‌ایم.امروز یک چالش جدی جدید در ارتباط بین دانشگاه‌ها و صنایع به وجود آمده است. در واقع، شکاف موجود بین آکادمی‌ها و دنیای واقعی کسب‌وکار به مراتب عمیق‌تر شده است. این شکاف جدید نتیجه عدم توجه به نیازهای نسل زد در ساختارهای آموزشی و کاری است و می‌تواند تهدیدی جدی برای آینده کسب‌وکارها و صنایع باشد. با این رویکرد، می‌خواهم به این موضوع دقت کنیم که نسل زد و نسل آلفا به‌ویژه در کنار هوش مصنوعی، تاثیرات عمیقی را در دنیای امروز خواهند گذاشت.ترکیب نسل زد و هوش مصنوعی ما را در مواجهه با تأثیراتی قرار می‌دهد که به اندازه انقراض دایناسورها دنیا را تغییر خواهد داد. حالا پرسش این است: چقدر این تغییرات می‌تواند خطرناک‌تر و وحشتناک‌تر باشد و حتی کسب‌وکارهای ما را در مواجهه با یک &quot;انقراض&quot; مشابه دایناسورها قرار دهد؟آماده‌سازی کسب‌وکار برای نسل زد: چالش‌ها و راهکارهای ورود به دنیای بدون مرزدر نهایت، بزرگ‌ترین پرسشی که باید در ذهن ما به عنوان مدیر، مدیرعامل، سرمایه‌گذار و عضو هیات مدیره شرکت‌های خصوصی مطرح شود، این است که چرا؟ چرا ما در ایران نتوانسته‌ایم این نسل را به‌درستی به کار بگیریم؟ چرا هنوز در بسیاری از شرکت‌ها، افراد نسل زد حضور مؤثری ندارند و به هسته‌های اصلی کسب‌وکار راه پیدا نمی‌کنند؟ این پرسش باید ما را به تفکر و تغییر در ساختارها و زیرساخت‌هایمان وادار کند. آیا ما به اندازه کافی به‌روز شده‌ایم که این نسل را جذب کنیم؟چقدر باید تفکرات خود را تغییر دهیم و زیرساخت‌ها و ساختارهای کسب‌وکارهای خود را بازسازی کنیم تا این نسل بتواند وارد هسته‌های اصلی کسب‌وکارهای ما شود؟ چه کارهایی باید انجام دهیم که مدیران آینده را بتوانیم تربیت کنیم و آیا این نسل زد است که باید تغییر کند؟ با همه این تغییرات، آیا درست است که انتظار داشته باشیم که نسل زد با رفتارهای اجتماعی که برای خود عادی است، در محیط کاری تغییرات بزرگی ایجاد کند؟آیا باید تغییر این نسل و آموزش آن را جزو برنامه‌های خود قرار دهیم؟ آیا باید به این فکر کنیم که حالا که دیگر نیروی کار به‌طور مستقیم از دانشگاه وارد بازار کار نمی‌شود، باید آموزش‌های لازم را از دوران مدرسه آغاز کنیم؟ این‌ها سؤالات مهمی هستند که ما باید در مواجهه با نسل زد به آنها پاسخ دهیم و تغییرات مورد نیاز را در نظر بگیریم.قطعاً وقت آن فرا رسیده که به جای پافشاری بر ساختارهای قدیمی و محدود کننده در سازمان‌ها، به تغییر مرزهای فکری خودمان توجه کنیم. ساختارهایی مانند ادب و احترام به مدیران یا ساعات کاری ثابت، شاید در دنیای گذشته و پیش از این تغییرات بزرگ فناوری و تکنولوژی معنای خاصی داشتند، اما اکنون که مرزها در دنیای ارتباطات و کسب‌وکار به‌طور گسترده‌ای شکسته شده‌اند، لازم است که ما نیز مرزهای فکری خود را بازنگری کنیم.در دنیای امروز، نسل‌های جدید با نگاه و فرهنگ متفاوت به محیط کار وارد می‌شوند. این نسل‌ها با تکنولوژی در ارتباطند و بسیاری از چارچوب‌های سنتی برای آن‌ها دیگر کاربردی ندارد. به همین دلیل، شاید لازم باشد به جای تأکید بر شیوه‌های قدیمی، به ایجاد فضایی منعطف‌تر و مناسب‌تر برای این نسل‌ها بیاندیشیم. این تغییرات فکری می‌تواند در نهایت باعث شود که ما هم به‌طور مؤثری از پتانسیل‌های این نسل‌ها بهره‌برداری کنیم و در فرآیندهای کاری و مدیریتی خود نیز تحولی ایجاد کنیم که هم‌راستا با تغییرات جهانی باشد.چکیده پایانیدر دنیای امروز که مرزهای جغرافیایی، زمانی و حتی زبانی به طور چشمگیری شکسته شده‌اند، نسل زد به عنوان نسلی که در دنیای بدون مرز به دنیا آمده، با نگاه و نگرش متفاوتی به زندگی و کار وارد بازار شده است. این نسل از فناوری‌ها و ارتباطات دیجیتال به‌طور گسترده بهره‌برداری می‌کند و برخلاف نسل‌های قبلی، با تغییرات سریع و پویای دنیای مدرن تطبیق یافته است. اما چالش‌های زیادی همچنان وجود دارد، از جمله عدم آمادگی کسب‌وکارها برای جذب این نسل و تغییر ساختارهای قدیمی که دیگر نمی‌توانند پاسخگوی نیازها و ویژگی‌های این نسل باشند. زمان آن فرا رسیده که ما نیز مرزهای فکری خود را تغییر داده و در ساختارهای سازمانی انعطاف‌پذیرتری را برای جذب و پرورش نسل زد ایجاد کنیم، تا نه تنها از پتانسیل‌های آن بهره‌برداری کنیم، بلکه کسب‌وکارهای خود را با تحولات جهانی همگام سازیم.سلب مسئولیت (Disclaimer): این متن از سخنرانی من و اسلاید ها به صورت بیمه اتوماتیک با کمک chatGPT نوشته شده است. در صورت و جود اشکال لطفا کامنت بزارید. من خودم اگر قرار بود این متن رو به صورت کامل بنویسم احتمالا ۳ یا ۴ روز زمان میگرفت. ولی مدت زمان تبدیل سخنرانی به متن اولیه کمتر از ۲ ساعت بود.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2024 16:14:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری برای جلسه هیئت‌مدیره یه فایل ارايه درست کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/sample-board-presentation-srxc3ghikgrm</link>
                <description>جلسه‌های هیئت‌مدیره یکی از کلیدی‌ترین نقاط تماس میان مدیران اجرایی و اعضای هیئت‌مدیره هستند. در این جلسات، فرصتی مناسب برای ارائه پیشرفت‌ها، چالش‌ها و برنامه‌های آینده وجود دارد. به عنوان یک مدیرعامل، آمادگی برای این جلسات به شما این امکان را می‌دهد که هیئت‌مدیره را در مسیر درست هدایت کرده و حمایت لازم را از آنها جلب کنید. این فایل که تهیه شده، به شما کمک می‌کند تا ساختار مناسب و محتوای مرتبط را در جلسات خود داشته باشید و با ارائه داده‌های دقیق و منظم، اعتماد هیئت‌مدیره را جلب کنید.من  این فایل ‌Sample Board Presentation by Shayan Shalileh v1.1 که به صورت یک پرزنتیشن درست شده، رو به عنوان مرجع و فایل راهنما درست کردم که اسلاید های مختلفی رو شامل میشه. که شما باید از خلاقیت خودتون هم برای بهتر شدن و استفاده از اون استفاده کنید. ولی من تمام سعی خودم رو کردم تا انواع نمونه صفحه هایی که برای یک جلسه هیات مدیره لازم دارید رو درش بزارم. بسته به این جلسه های جلسه هفتگی هست یا ماهانه. یا اینکه جلسه آخر فصل یا برنامه ریزی برای فصل آینده است می تونید بازه های زمانی گزارش رو تغییر بدید یا برخی از اسلاید ها که مفید نیست رو حذف کنید. یا حتی به اون با توجه نیاز خودتون اسلاید های مورد نظرتون رو اضافه کنید.در خصوص فایل ارايه بهتر هست که این طوری بگم &quot;آماده‌سازی برای جلسات هیئت مدیره و ارائه مؤثر مطالب بسیار اهمیت دارد. به‌عنوان یک CEO، شما می‌توانید به هیئت‌مدیره راهنمایی کنید و از فرصت‌ها استفاده کنید تا آن‌ها را در مسیر درست هدایت کنید. در سال‌های گذشته، چالش‌هایی را در جلسات هیئت‌مدیره مشاهده کرده‌ام که اغلب به عدم آمادگی اعضا برای جلسه یا ارائه اطلاعات نادرست و بدون ساختار مشخص مربوط می‌شود. با برنامه‌ریزی و ساختاردهی مناسب، می‌توان از این مشکلات جلوگیری کرد و جلسات را به نتایج مثبتی تبدیل کرد.&quot;سعی کردم که توضیحات خیلی کاملی رو به زبان ساده انگلیسی به فایل اضافه کنم . امیدوارم که این فایل بتونه به شما کمک کنه.این فایل رو   ‌Sample Board Presentation by Shayan Shalileh v1.1   می تونید رایگان دانلود کنید. در گوگل شیت این قابلیت رو دارید که هم نسخه پاورپوینت اون رو خروجی بگیرید و هم نسخه PDF رو برای مطاله دانلود کنید. </description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2024 16:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان غلبه بر موانع در طراحی و توسعه محصول به‌عنوان یک مدیر</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/product-requirements-document-m28loz7ohsrx</link>
                <description>تو طراحی صنعتی برای تولید یک پیج کلی محاصبه میکنن و مستند درست میکنن ولی نمدونم چرا وقتی به محصول دیجیتال میرسه کمترین چیزی که بهش فکر میشه مستند سازی و طرح هست؟ شما می دونید چرا؟چه مدیرعامل هستی،‌ چه مدیرمحصول،‌ چه پروداکت اونر و خلاصه هر کسی که مدیرعامل یا یکی از سهامدارا اومده و بهت گفته که یک ایده دارم میخوام یک محصول تولید کنیم بدون این پست وبلاگ دقیقا برای تو نوشته شده. در طول این سال‌ها، درگیر فرآیندهای مختلف طراحی محصول بوده‌ام، چه آن‌هایی که از ابتدا شروع شده‌اند و چه محصولاتی که در مرحله توسعه بوده‌اند. برای من، چالش‌برانگیزترین و هم‌زمان جذاب‌ترین بخش زمانی است که علاوه بر شکل‌گیری هسته اصلی تیم، باید محصول هم طراحی شود.در چند تجربه کاری اخیرم که به عنوان مشاور کنار چند کسب‌وکار سنتی بودم، مسئولیت جمع‌آوری تیمی برای توسعه ایده‌های بنیان‌گذاران یا شرکت‌ها بر عهده من بود. هم تیم را انتخاب کردم و هم مسیر توسعه محصول را طراحی کردم. این تجربه، در کنار تجارب دیگرم در پیدا کردن افراد مناسب، به من آموخت که چه مواردی باید پیش از شروع توسعه محصول و حتی قبل از استخدام یک مدیر محصول (PM) یا اولین فرد فنی (PO) انجام شود.به‌عنوان صاحب ایده و مدیرعامل، خودتون باید این مستند رو که در ادامه معرفی می‌کنم بنویسید، یا حداقل پیش‌نویسش رو آماده کنید. یا اگر به‌عنوان مدیر محصول تو شرایط مشابه هستید، بهتره که اول این نوع مستند رو درست کنید. این مستند پر از خلاقیته و به همین دلیل بهتره بیشتر روی بخش‌ها تمرکز کنید و نه اینکه چطور این مستند پر می‌شه. هر بخش رو به هر شکلی که دوست دارید می‌تونید کامل کنید.این فایل‌ که من درست کردم رو به اسم Product Requirement Document (PRD) تهیه کردم که می‌تونه به شما کمک کنه تا از ابتدا فکرتون رو متمرکز کنید، چون برای شروع طراحی محصول واقعاً مهم‌ترین موضوعه. حتی به‌عنوان مدیرعامل و صاحب کسب‌وکار بهتون پیشنهاد می‌کنم که قبل از استخدام مدیر محصول، این فایل رو تا جایی که می‌تونید خودتون بنویسید و بعد از مدیر محصول بخواهید که ادامه کار رو انجام بده. در اصل، من این نمونه فایل Product Requirement Document (PRD) رو رایگان آماده کردم و می‌تونید به‌راحتی ازش استفاده کنید. چندین مستند مرتبط رو بررسی کردم و تجربه‌ام از همه اون‌ها رو توی این فایل خلاصه کردم تا بهترین خروجی رو بهتون ارائه بدم.در ادامه این بلاگ پست می‌خوام بخش‌بندی‌های این  فایل Product Requirement Document  رو بیشتر توضیح بدم. توی فایل، بخش اول با What is the Product شروع کردم، که باید خلاصه‌ترین پاسخ رو برای هر کسی که می‌خواد بدونه محصول چی هست بنویسید. بعد از اون، بخش بسیار مهمی به نام What is the Problem? هست که باید به‌صورت کامل و دقیق توضیح بدید که مشکل دقیقاً چیه. چه مشکلی وجود داشته یا الان هست که شما رو به فکر این ایده انداخته. در نهایت، به What is our Solution? می‌رسیم، که باید با جزئیات مشخص کنید برای هر کدوم از چالش‌های مطرح‌شده در بخش قبلی، چه پیشنهاد یا راهکاری دارید که اون‌ها رو حل کنه.یکی دیگه از بخش‌ها که در این فایل اومده، بخش Product Vision هست. به نظر من، یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید برای یک محصول انجام داد، تعیین این ویژن و مشخص کردن آینده محصول است. باید دقیقاً مشخص کنید که محصول در آینده کجا خواهد بود و چه جایگاهی خواهد داشت. به اعتقاد من، محصولی که ویژن نداشته باشه، واقعاً در معرض شکست قرار داره. بنابراین، باید یک ویژن و میشن خیلی مشخص و روشن داشته باشید تا مسیر توسعه و موفقیت محصول به‌خوبی تعریف بشه.یکی دیگه از بخش‌هایی که من دوست دارم توی فایل باشه و همیشه روش تأکید دارم، به‌ویژه به خاطر تأثیری که در یکپارچه‌سازی دیدگاه‌هامون درباره محصول داره، بخش Personas (How it Works) - Types of Users هست. در این بخش، باید توضیح بدیم که این مدل چطور کار می‌کنه و چطور می‌تونیم ازش استفاده کنیم. همچنین باید به چند دسته کاربر و نوع کاربرد هر کدوم اشاره کنیم. شناخت دقیق از این دسته‌ها واقعاً کلیدی هست، چون به ما کمک می‌کنه تا نیازهای مختلف کاربران رو بهتر درک کنیم و محصول رو به‌گونه‌ای طراحی کنیم که به نیازهای هر گروه پاسخ بده.جدای از اینکه برای محصولی که در فکرتون هست، چقدر Business Model Canvas تهیه کرده‌اید، من پیشنهاد می‌کنم حتماً بخش‌های Business Model رو هم توی مستند بگنجونید. برای من، این بخش‌ها شامل موارد زیر هستند:Review ModelCost StructureCustomer RelationsKey PartnersKey Activitiesبرای هر کدوم از این پنج بخش، چند خط توضیح می‌نویسم تا هر کسی که در تیم این مستند رو می‌خونه، بتونه با هر چیزی که در ذهن داره کار کنه. این توضیحات به اون‌ها کمک می‌کنه تا ببینند چه مواردی با هم هم‌خوانی داره یا نداره. همچنین، حتی بخش فنی باید بدونه که چه مواردی لازمه که برای توسعه محصول در نظر بگیره تا به چشم‌انداز محصول کمک کنه.یه نکته دیگه که به نظر من ممکنه تکراری به نظر برسه ولی ارزشمند هست، اینه که می‌تونیم برای هر کدوم از دسته‌های مشتری‌هامون، بخش Services and Features رو اضافه کنیم. در این بخش، من بر اساس دسته‌های مختلف مشتری، می‌نویسم که برای هر کدوم چه سرویس‌ها و امکاناتی لازم هست. در فایل که درست کردم، چندین نمونه رندوم نوشتم که مثلاً چه سرویس یا فیچری می‌تونه برای اون مشتری مفید باشه. این کار به ما کمک می‌کنه تا نیازهای خاص هر دسته از مشتریان رو شناسایی کنیم و راهکارهای مناسب‌تری ارائه بدیم.یکی از مهم‌ترین بخش‌ها در این مدل مستندات، Acceptance Criteria هست. باید واقعاً به شفاف‌ترین حالت ممکن نوشته بشه که این معیارها چی هستن و خروجی مدنظر ما دقیقاً چه چیزی هست. این بخش به تیم کمک می‌کنه تا بفهمه چه انتظاراتی از محصول وجود داره و چه شرایطی باید برآورده بشه تا محصول مورد تأیید قرار بگیره. شفاف‌سازی این معیارها، به تسهیل فرآیند تست و ارزیابی محصول کمک می‌کنه و باعث می‌شه همه اعضای تیم درک مشترکی از اهداف داشته باشن.برای مثال، دو نمونه از Acceptance Criteria استاندارد:معیار اول: کاربر باید بتواند با استفاده از ایمیل و رمز عبور خود وارد حساب کاربری‌اش شود. اگر اطلاعات نادرست وارد کند، باید پیغام خطای مناسبی نمایش داده شود.معیار دوم: محصول باید در تمامی مرورگرهای اصلی (مانند Chrome، Firefox و Safari) به درستی نمایش داده شود و کارکردهای کلیدی آن بدون هیچ‌گونه مشکلی عمل کند.و برای افزودن چالش‌های بیشتری، دو نمونه از Acceptance Criteria پیچیده‌تر:معیار سوم: سیستم باید بتواند به‌طور خودکار رفتار کاربران را تحلیل کند و پیش‌بینی کند که کدام کاربر احتمالاً بیشتر تمایل به خرید دارد. اگر پیش‌بینی نادرست باشد، باید گزارشی از نتایج تحلیل ارائه دهد.معیار چهارم: برای بخش پرداخت، سیستم باید از چندین درگاه پرداخت مختلف (مثل کارت اعتباری و پی‌پال) پشتیبانی کند. در صورت بروز خطا در یکی از درگاه‌ها، کاربر باید به‌طور خودکار به درگاه دیگر منتقل شود و پیغام خطای مناسبی دریافت کند که وضعیت تراکنش را توضیح دهد.این نمونه‌ها به وضوح شرایط مورد انتظار را مشخص می‌کنند و کمک می‌کنند تا تیم در فرآیند توسعه و ارزیابی هم‌راستا باشد.یه نکته بسیار مهم که باید بهش توجه کنیم، این هست که بخشی به نام Timing and Deadline داشته باشیم که هر موردی که مربوط به زمان‌بندی هست رو در اون جمع‌آوری کنیم. برای مثال، باید مشخص کنیم که «شروع برنامه‌نویسی کی هست، تیم استخدام کی انجام می‌شه، زمان پایان برای توسعه محصول اولیه چیه، ترکیب اسپرینت‌ها چطوری خواهد بود—مثلاً در یک پروژه، من نوشته بودم که اسپرینت‌ها دو هفته‌ای هستن، ولی بعد از مشورت با تیم، تصمیم گرفتیم که به‌خاطر موضوع، اسپرینت‌ها یک هفته‌ای باشن، زمان لانچ اولیه کی هست و زمان لانچ نهایی باید چه تاریخی باشه». این‌ها مواردی هستن که به زمان و زمان‌بندی بستگی دارن و من همه رو در یک بخش جمع‌آوری کردم و توضیحات لازم رو برای هر کدوم می‌نویسم. این کار به تیم کمک می‌کنه تا درک روشنی از زمان‌های مهم پروژه داشته باشه و برنامه‌ریزی بهتری انجام بده.یک بخش دیگه که به زمان‌بندی و موارد مرتبط اضافه می‌کنم، Product Timeline - Product Roadmap and Main Marketing Activities هست. در این بخش، یک جدول طراحی می‌کنم که شامل سه ستون است. ستون اول مربوط به ماه‌هاست و حداقل تا ۹ یا ۱۲ ماه رو مشخص می‌کنم که در هر ماه چه کارهایی باید انجام بشه.در ستون دوم، که مربوط به Sprint Goal, Activity, Task هست، کلیدترین مواردی که باید در اون ماه خروجی داشته باشیم رو اضافه می‌کنم. برای مثال، در ماه دوم، ممکنه نوشته بشه که «تمام تست‌ها انجام شده و آماده‌ایم». در ماه چهارم، هدف باید این باشه که «پرداخت ریالی فعال شده» و در ماه پنجم، هدف اینه که «پرداخت دلاری به سیستم اضافه بشه».معمولاً یک ستون سومی هم هست که در آن خلاصه‌ای از فعالیت‌های اصلی مارکتینگ اون ماه رو می‌نویسم. این جدول به تیم کمک می‌کنه تا به‌طور واضح و مشخص برنامه‌ریزی کنه و فعالیت‌ها رو پیگیری کنه.یک بخش دیگه که به مستند اضافه می‌کنم، Developments هست. در این بخش، هر چیزی که به ذهنم می‌رسه رو وارد می‌کنم، مثلاً مدل توسعه چی باید باشه، از چه متالوژی می‌خواهیم استفاده کنیم و مواردی از این قبیل. ممکنه این اطلاعات از ابتدا کامل باشه و من دانش لازم رو داشته باشم، یا مدیر محصول یا یک مشاور اون رو کامل کنه. ولی در نهایت، وقتی که این مستند به تیم فنی برسه، دقیقاً می‌دونن که باید چه کارهایی انجام بدن.در ادامه، بخش دیگه‌ای اضافه می‌کنم به نام Technical Requirements که شامل موارد فنی مورد نیاز هست. به عنوان مثال، باید مشخص کنیم که دامنه سایت چه چیزی هست، سورس از کجا می‌آید، آیا باید از آمازون استفاده کنیم یا این موضوع مهم نیست، سیستم ایمیل پرووایدر چی هست، آنلاین‌پیمنت خارجی چه چیزی است و آنلاین‌پیمنت داخلی چه چیزهایی رو شامل می‌شود. همچنین، آیا نیاز به گیت‌هاب داریم یا جیرا؟ این‌ها هم توضیحات فنی هستن که به تیم کمک می‌کنند تا نیازهای تکنیکی پروژه رو به‌خوبی درک کنند.برای خودم در این مدل مستندات، بخشی مربوط به Team (Small and Agile) دارم که به‌طور دقیق مشخص می‌کنم که تیم کی هست و چه ویژگی‌هایی داره. در این بخش، اطلاعات زیادی قرار می‌دهم، از جمله نام افرادی که در تیم هستن، پوزیشن‌ها، و کاندیداهای استخدامی. مشخص می‌کنم که کی به‌صورت فول‌تایم و کی به‌صورت پارت‌تایم کار می‌کنه، همچنین زمان کاری و روزهایی که باید جلسات برگزار کنیم و روزهایی که جلسات نخواهیم داشت.علاوه بر این، زمان برگزاری استندآپ میتینگ‌ها رو هم تعیین می‌کنم. این موارد به‌طور خلاصه شامل جزئیاتی هستند که به تیم کمک می‌کنند تا در آینده یک دست و هماهنگ عمل کنن. برای مثال، شخصی که استخدام می‌شه، می‌دونه که کی باید بیاد و کی باید بره. این مستند سازی تلاش برای پیوستگی و یک‌دستی تیم هست که خیلی کمک می‌کنه تا همه اعضا به‌طور مؤثری با هم همکاری کنن.در پروژه‌هایی که سرمایه‌گذار داریم یا در آینده به دنبال جذب سرمایه‌گذار هستیم، بخش Investment Requirements بسیار مهم هست. در این بخش، هر چیزی که مربوط به سرمایه‌گذار هست و باید بدونه رو مشخص می‌کنم. به عنوان مثال، مواردی مثل حقوق‌هایی که باید پرداخت بشه، حداقل هزینه‌های ریالی چقدر هست، هزینه‌های دلاری چقدر هست و سایر موارد مالی مرتبط.این بخش برای مدیرعامل و هر کسی که در این مدل شرکت‌ها فعالیت می‌کنه، از جمله مشاوران و مدیران محصول، بسیار حائز اهمیت هست. از روز اول باید این مسائل رو با مدیر شفاف کنیم تا فردا نیاد بگه که «استخدام کردیم، ولی هزینه نمی‌دیم» یا اینکه به اشتباه فکر کنه حقوق‌ها کم‌تر از آن چیزی است که در واقعیت وجود داره، مثلاً «فکر کردم حقوق ۵ میلیون تومان هست».به‌طور خلاصه، هر چیزی که از سرمایه‌گذاری انتظار داریم و نیازمند شفاف‌سازی هست، باید به‌دقت و روشن در این بخش نوشته بشه تا هیچ‌گونه ابهامی باقی نماند و همه اعضای تیم با توقعات مالی آشنا بشن.در نهایت، هر چقدر هم که تلاش کنید و فکر کنید، برای همه چیز پاسخ ندارید. به‌طور مثال، ممکنه زمان گذاشته باشید تا این فایل رو در مدت ۲ هفته جمع‌آوری کنید، ولی برخی موارد بدون پاسخ باقی بمونند. به همین دلیل، من بخشی به نام Open Questions ایجاد می‌کنم که در آن سوالاتی رو می‌نویسم که نیاز هست در آینده به اون‌ها پاسخ بدیم.این پاسخ‌ها ممکنه بر میزان پول مورد نیاز یا زمان‌بندی که در حال حاضر انجام شده، تأثیر بذارند. بنابراین، توضیحات لازم رو هم در این بخش می‌گم تا تیم بدونه که باید دقیقاً به چه سوالاتی پاسخ بده و چه مواردی رو مدنظر قرار بده. این کار به ما کمک می‌کنه تا مسائل را به‌طور واضح‌تر شناسایی کنیم و در آینده تصمیم‌گیری بهتری داشته باشیم.اگر تا اینجا مسیر رو به‌درستی طی کرده باشید، چندین بخش داریم که به عنوان مدیر محصول، مالک محصول، یا حتی مدیرعامل یک شرکت، در صورتی که دانش فنی زیادی نداشته باشید، می‌توانید این بخش‌ها رو پر کنید. اما از جهت ماندگاری و ادامه‌دار بودن، بعد از استخدام مدیر فنی یا تکنیکال لید، یا به‌طور کلی اولین فرد فنی با تجربه، این مستند باید توسط او کامل بشه.در ادامه، به ساختار فایل اشاره می‌کنم که شامل چندین بخش کلیدی هست. یکی از این بخش‌ها Technical Stack and Tools است که در آن ابزارهایی که برای توسعه و پشتیبانی محصول مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند Docker، Kubernetes و ابزارهای نظارتی و لاگ‌گیری نظیر Datadog، New Relic، Sentry و Grafana ذکر می‌شود. همچنین، بخش Database and Table Structure شامل توضیحات مربوط به ساختار بانک اطلاعاتی و جداول و ارتباطات آن‌هاست. در نهایت، بخش User API جدولی را شامل می‌شود که تمام APIهایی که برای پروژه نیاز داریم را به همراه توضیحات مربوط به هر یک ارائه می‌دهد. این ساختار به تیم فنی کمک می‌کند تا به‌راحتی با مستندات و نیازهای پروژه آشنا شوند و در نتیجه، توسعه محصول به شکلی مؤثر و کارآمد پیش برود.در هر صورت امیدوارم که این بلاگ پست و این فایل Product Requirement Document (PRD) بتونه به شما کمک کنه تا محصول بهتری رو داشته باشد و توسعه بدید.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Tue, 08 Oct 2024 13:55:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکم چیز در مورد برندینگ استارتاپ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/startup-branding-lkobiq4vhoqq</link>
                <description>همه مقاله ها این طوری هستند که همه چیز در مورد برندینگ و خلاصه احساس جامع بودن رو به شما میدن. ولی در خصوص برندینگ باید بگم اینقدر متفاوت هست و حساس و به روحیه بنیانگذاران و هسته اولیه اون استارتاپ و کسب و کار بستگی داره که واقعا نمیشه توی یک مطلب همه چیز در موردش رو گفت.هفته پیش بود که دعوت شدم برای یه کنفرانس ۲۰ دقیقه درمورد برندینگ استارتاپ ها که بابک کاظمی بنیانگذار آژانس ۱۰۰۱ برند و مدیر مدرسه مارکتینگ آو من رو دعوت کرده بودند. و من باید خیلی سریع تجربه ها به قولی دانش خودم رو خلاصه توی ۲۰ دقیقه جمع میکردم. در کل این موضوع برندینگ رو در چند دسته که در ادامه میاد تقدیم میکنم و امیدوارم که مفید باشه.اگه برندینگ برای شما مهم هست ولی حوصله خوندن این فایل رو ندارید یه پرزنتیشن ساده ازش در آدرس Startup branding by shayan shalileh  هست که می تونید خلاصه این مقاله رو در این فایل مشاهده کنید.این رو بدونید که برندینگ به کمک شما میاد که نقات قوت کسب و کار خودتون و وجه تمایز خودتون با بقیه رقبا رو شفاف و روشن به همه نشون بدید. در ادامه چند تا نکته مهم در خصوص برندینگ رو باهم مرور میکنیم.تعریف هویت برند: هویت برند شامل ارزش‌ها، چشم‌انداز و ماموریت است. برای مثال، باید به این فکر کنی که استارتاپ تو چه مشکلی را حل می‌کند و چرا مشتری‌ها باید به آن اهمیت دهند. داشتن یک “داستان برند” قوی که از اهداف و ارزش‌های استارتاپ بگوید، مشتری‌ها را به برند نزدیک‌تر می‌کند.شناخت بازار و مخاطب هدف: بسیار مهم است که دقیقاً بدانی مخاطبان هدف تو چه کسانی هستند. سن، جنسیت، علایق و رفتارهای خرید آن‌ها را بشناس و برند خود را بر اساس این اطلاعات شکل بده. شناخت بازار و مخاطب از همه چیز مهم تر هست. اگه مخاطب رو به درستی بشناسید حتی در طراحی و تولید محصول شما هم می تونه تاثیر داشته باشه.طراحی هویت بصری: طراحی یک لوگو، انتخاب رنگ‌ها، فونت‌ها و سایر المان‌های بصری بسیار مهم است. هویت بصری باید با هویت برند و پیام‌های کلیدی هماهنگ باشد. در برندینگ استارتاپ‌ها، سادگی و هماهنگی در طراحی به یادماندنی‌تر است. از داشتن یک برندبوک Brand book غافل نشید. حتی ساده حتما برای خودتون یک برندبوک داشته باشید.پیام‌رسانی شفاف و منحصر به فرد: پیام‌های برند باید واضح و جذاب باشد. از شعار یا پیامی استفاده کن که به‌خوبی برند و محصولت را به مخاطب معرفی کند. این پیام باید با هویت برند همخوانی داشته باشد و به یاد ماندنی باشد. این پیام چیز جدایی از اسلوگان و mission و vision کسب و کار شما نیست. حتی شامل core value های شما هم میشه که باید به دقت اون ها رو انتخاب کنید.حضور در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی: حضور مستمر و قوی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، به تو کمک می‌کند تا برندت به سرعت شناخته شود. محتوای جذاب و متنوع (مثل ویدیو، بلاگ، پست‌های تصویری) برای جذب و نگه‌داشتن مخاطبان ضروری است. هرچقدر برند شما و کسب و کار شما ‌B2B تر باشه بیشتر به رسانه ها و ارتباط سازنده با اون ها نیاز دارید.تعامل با مشتری‌ها: مشتری‌ها یکی از مهم‌ترین بخش‌های برندینگ هستند. نظرات و فیدبک‌های آن‌ها به تو کمک می‌کند تا برندت را بهتر کنی و با مخاطبان ارتباط عمیق‌تری برقرار کنی. این رو بدونید که ۸۰ درصد آدم ها نارضایتی و نظرات خودشون رو به شما نمیگن. با درک این موضوع اهمیت گوش دادن به فیدبک های مشتری ها رو درک میکنید.پایداری و یکپارچگی: برندینگ یک استارتاپ باید در تمامی کانال‌های ارتباطی یکپارچه باشد. هر پیامی که به مخاطب می‌فرستی، چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در تبلیغات و حتی ایمیل‌ها باید یک لحن و هویت ثابت داشته باشد.برندینگ قوی به تو کمک می‌کند تا نه تنها مشتری‌ها را به دست بیاوری، بلکه آن‌ها را به برندت وفادار نگه داری و در نهایت رشد و توسعه استارتاپت را تسهیل کنی.در ادامه یه سری موارد هست که باید به اون ها دقت بیشتری داشته باشید. همه موارد رو اینجا کنار هم میارم که باید بهشون دقت کنیم.تعریف دقیق ماموریت و چشم‌انداز: مشخص کن که چه هدفی داری و کسب‌وکار تو چگونه به مشتریان کمک می‌کند.طراحی هویت بصری و پیام شفاف: لوگو، رنگ‌بندی، و فونت‌های مشخصی برای برندت انتخاب کن. پیام برند باید کوتاه، قابل درک و تاثیرگذار باشد.ثبت دامنه و نام تجاری مناسب: دامنه وبسایت و نام برند باید منحصر به فرد و به‌یادماندنی باشد. اگه کسب و کار شما غیر انلاین هست واقعا تو انتخاب یک نام تجاری که نزدیک با دامنه شما باشه دقت کنید.حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی: در پلتفرم‌های مناسب برای مخاطبان هدف، محتوا تولید کن.تدوین استراتژی محتوایی: محتوایی که ارزش ارائه دهد و با پیام برند هماهنگ باشد، تولید کن.تعامل فعال با مخاطبان: از طریق نظرسنجی، کامنت‌ها و فیدبک‌ها با مشتری‌ها در ارتباط باش. از هر کسی که فکر میکنید نظری دارد نظر بگیرید. تو نظر سنجی ها و جلسه های فیدبک دنبال تایید نظرات خودتون نباشید. دنبال پیدا کردن موضوع های جدید باشید.ارائه تجربه مشتری قوی: از لحظه تعامل با مشتری تا تحویل محصول، یک تجربه بی‌نقص ارائه کن.شناسایی Unique Selling Proposition: چیزی که برند تو را متمایز می‌کند، باید واضح باشد.تعامل با اینفلوئنسرها: با اینفلوئنسرهایی که مخاطبان هدفت را دارند، همکاری کن. مخصوصا اون دسته که به کسب و کار شما مربوط میشن.تدوین برنامه روابط عمومی: رسانه‌ها را درگیر کن و از هر فرصت برای دیده شدن برند استفاده کن. ارتباط با رسانه خیلی مهم هست. یک برنامه مشخص برای تعامل با رسانه ها داشته باشید. مثلا نشست های منظم ماهانه با یک رسانه.تدوین دستورالعمل برندینگ داخلی: راهنمایی مشخص برای تیم داخلی جهت حفظ یکپارچگی برند ایجاد کن. برندینگ داخلی از همه چیز برای شما مهم تر است. برندینگ رو همیشه باید از داخل تیم و شرکت شروع کرد.ایجاد ارتباطات ایمیلی مؤثر: ایمیل مارکتینگ هدفمند با لحن و سبک برند داشته باش. اسپم نکنید ولی هیچ وقت هم به اهمیت خبرنامه شک نکنید.مانیتور کردن نتایج: نتایج کمپین‌های بازاریابی و برندینگ را پیگیری و تحلیل کن. نه تنها کمپین بلکه رفتار مشتری و تغییر شرایط و فرایند های خرید رو هم باید دقیق مونیتور کنیدانعطاف‌پذیری در برندینگ: با تغییرات بازار سازگار باش و برندت را با چابکی تنظیم کن. از اینکه برند رو توی ۱ سال یا ۲ سال تغییر بدید نترسید ولی نه دیگه هر ۶ ماه یه برند جدید از خودتون نشون بدید.ایجاد حس وفاداری در مشتری: برنامه‌هایی مثل وفاداری مشتری یا پیشنهادات ویژه طراحی کن.ارزیابی رقبا: بررسی کن که رقبا چه کارهایی انجام می‌دهند و از آن‌ها یاد بگیر. هیچ وقت رقبا رو مسخره نکنید.در ادامه که این همه کار رو انجام بدید . اگه وقت انجام دادن این ها رو ندارید. میخوام به شما بگم که چه کارهایی رو انجام ندید. شاید این انجام ندادن خیلی مهم تر باشه از کارهایی که انجام میدید.از برند های دیگه کپی برداری نکنید. چه داخلی و چه خارجیپیام‌های مبهم و گیج‌کننده نداشته باشیدهوبت بصری خودتون رو هر ۶ ماه یکبار تغییر ندیدبدون استراتژی در شبکه های اجتماعی محتوا منتشر نکنید، تأثیر منفی دارد.نباید لحن برند در شبکه‌های مختلف تغییر کند.ما خیلی متخصص برندینگ داریم. موضوع اصلی این هست که برندینگ در کسب و کار های مبتنی بر تکنولوژی متفاوت تر هست. برای همین در ادامه برخی از این اختلاف ها رو میگم. و پیشنهاد میکنم برای برندینگ از متخصصی استفاده کنید که با فضای استارتاپی و فناوری آشنا باشه.ماهیت محصول یا خدماتاستارتاپ تکنولوژی‌محور: معمولاً محصولات یا خدمات پیچیده‌تری ارائه می‌دهد که نیاز به توضیح بیشتری دارند. برندینگ در این نوع استارتاپ باید بر توضیح تکنولوژی و مزایای آن به شکل ساده و قابل درک تمرکز کند. تأکید بر نوآوری، پیشرفته بودن و حل مشکلات با استفاده از فناوری از اصول برندینگ است.کسب‌وکار نوپا در سایر صنایع: محصولات یا خدمات ممکن است ملموس‌تر و آسان‌تر برای درک عمومی باشند. تمرکز برندینگ می‌تواند بیشتر بر روی کیفیت، تجربه کاربری یا تفاوت‌های احساسی و روانی باشد.مخاطب هدفاستارتاپ تکنولوژی‌محور: مخاطبان ممکن است تکنولوژی‌دوست، متخصصان یا کسب‌وکارها (B2B) باشند که دانش بیشتری در حوزه فناوری دارند. برندینگ باید حرفه‌ای، تخصصی و با زبانی باشد که به زبان مخاطب مسلط باشد.کسب‌وکار نوپا در سایر صنایع: مخاطبان ممکن است عمومی‌تر باشند و برندینگ باید با استفاده از پیام‌های ساده‌تر و عمومی‌تر انجام شود. همچنین، احساسات و تجربه مشتریان نقش بزرگ‌تری در این برندینگ‌ها دارد.سرعت رشد و تغییراتاستارتاپ تکنولوژی‌محور: رشد سریع‌تری دارند و تکنولوژی‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند. برندینگ باید چابک باشد و با تغییرات فناوری و بازار سازگار شود. استارتاپ‌های تکنولوژی‌محور اغلب نیاز به بازاریابی و برندینگ بین‌المللی دارند، چون بازارهای جهانی را هدف قرار می‌دهند.کسب‌وکارهای نوپا در صنایع دیگر: ممکن است با سرعت کمتری رشد کنند و برندینگ نیاز به پایداری و تثبیت هویت قوی‌تری در طول زمان داشته باشد.ارتباط با نوآوریاستارتاپ تکنولوژی‌محور: نوآوری قلب برند است. برندینگ باید دائماً به مخاطب القا کند که این استارتاپ در لبه فناوری حرکت می‌کند و محصولات یا خدمات جدید و بهتر ارائه می‌دهد.کسب‌وکارهای نوپا در سایر صنایع: نوآوری ممکن است نقش کم‌رنگ‌تری داشته باشد. تمرکز برندینگ ممکن است بر روی کیفیت، تجربه مشتری، یا سایر جنبه‌های عاطفی و روانی باشد.استراتژی محتوااستارتاپ تکنولوژی‌محور: معمولاً نیاز به محتوای آموزشی و تکنیکی بیشتری دارد تا محصول یا خدمت را به درستی توضیح دهد. وایت‌پیپرها، مقالات تخصصی، ویدیوهای توضیحی و وبینارها از اجزای کلیدی محتوای برندینگ هستند.کسب‌وکار نوپا در سایر صنایع: محتوا بیشتر به سمت تبلیغات احساسی، داستان‌گویی و ایجاد ارتباط عاطفی با مشتری متمرکز است. رسانه‌های بصری و تعاملات احساسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.تأثیر اعتماد و امنیتاستارتاپ تکنولوژی‌محور: اعتماد به تکنولوژی و امنیت داده‌ها و اطلاعات یکی از نگرانی‌های اصلی مشتریان است. برندینگ باید به‌گونه‌ای انجام شود که حس اعتماد، پایداری و امنیت را به مخاطب انتقال دهد.کسب‌وکار نوپا در سایر صنایع: مسائل اعتماد و امنیت معمولاً در سطح محصول و خدمات فیزیکی مهم‌تر است تا در سطح دیجیتال و تکنولوژیکی.محیط رقابتیاستارتاپ تکنولوژی‌محور: رقابت در این حوزه بسیار شدیدتر است و برندینگ باید به تمایز تکنولوژی و نوآوری‌های خاص استارتاپ تأکید داشته باشد. ایجاد مزیت رقابتی از طریق ارتباط مستقیم با نیازهای خاص مخاطبان ضروری است.کسب‌وکارهای نوپا در سایر صنایع: رقابت ممکن است وابسته به قیمت، تجربه مشتری یا ویژگی‌های محصول باشد و برندینگ باید به تمایزات عاطفی و احساسی توجه کند.اگه برندینگ برای شما مهم هست ولی حوصله خوندن این فایل رو ندارید یه پرزنتیشن ساده ازش در آدرس Startup branding by shayan shalileh  هست که می تونید خلاصه این مقاله رو در این فایل مشاهده کنید.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 09:53:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در خصوص فروش سهام دیجی‌کالا به همراه اول</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/digikala-hamrahaval-uknbrblzjr5p</link>
                <description>فروش سهام دیجی‌کالا به همراه اول یک اتفاق مهم در اکوسیستم استارتاپی ایران است. در ابتدا باید تبریک ویژه‌ای به حمید و سعید محمدی بگوییم. تنها خودشان می‌دانند که چه مقدار استرس و فشار در طول این سال‌ها متحمل شده‌اند تا بتوانند این شرکت را از ابتدا بسازند و به این مرحله برسانند.همچنین باید به سعید رحمانی تبریک گفت. من بخشی از مسیر توسعه دیجی‌کالا را شاهد بوده‌ام و می‌دانم که او با چه سیاست و تدبیری این مسیر را مدیریت کرده است و احتمالاً تا همین اواخر نیز نقش خود را در هدایت مجموعه به خوبی ایفا کرده است.به نظر من، این فروش سهام به همراه اول از ورود مستقیم به بورس بهتر است. با توجه به سهامداری همراه اول، احتمالاً ورود به بورس برای دیجی‌کالا تجربه‌ای شیرین‌تر از شرکت‌هایی مانند تپسی خواهد بود. همچنین با خروج سرآوا از جمع سهامداران، مشکلات و حساسیت‌های مرتبط با سهامداران خارجی که از طریق سرآوا در دیجی‌کالا سرمایه‌گذاری کرده بودند نیز برطرف می‌شود.تجربه من از جذب سرمایه از سرآوا تا واگذاری ای‌نتورک و ادرو به دیجی‌کالا تجربه‌ای جذاب و یادگیری‌های زیادی را به همراه داشت. هرچند که این تجربه‌ها برای ما پول زیادی به همراه نداشت، اما درس‌هایی که از آن گرفتیم، بسیار ارزشمند بودند. دلیل این امر شاید این بود که عشق ما به ساختن و پیشرفت، بیش از عشق به پول بود.در طول این مسیر، اشتباهات زیادی مرتکب شدیم، اما هر اشتباه به ما تجربه‌ای جدید آموخت. در آن زمان‌ها، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که اکوسیستم استارتاپی به این سرعت با چالش‌های جدی مواجه شود. یا اینکه سعید رحمانی به طور ناگهانی ایران را ترک کند. برای ما که بیشتر توافقات‌مان شفاهی و در حین قدم زدن در باشگاه انقلاب انجام می‌شد، این دو اتفاق همزمان بسیار سخت بود.به هر حال، تجربه‌های زیبایی بود که شاید هنوز هم نمی‌توان به طور کامل درباره آن‌ها صحبت کرد. شاید سال آینده زمان مناسب‌تری برای بیان جزئیات باشد. با این حال، باید اعتراف کنم که استراتژی‌سازی را از سعید رحمانی یاد گرفتم. او با دقت و تمیزی یک اکوسیستم را ساخت و در نهایت از آن خارج شد. البته شاید این خروج کامل نباشد، اما می‌توان گفت که سرآوا، آن چیزی که به عنوان بچه سعید ساخته شده بود، امروز دیگر وجود ندارد. باید دید که تعاملات بقیه سهامداران خارجی در دیجی‌کالا به چه سمت و سویی خواهد رفت. آیا شرکت به بورس وارد می‌شود و سهامش عرضه می‌گردد، یا باقی ۶۰ درصد سهام نیز مانند تپسی فروخته خواهد شد؟پی‌نوشت: این متن رو نوشتم و بعد دادم به ChatGPT  که بازنویسی کنه و غلط املایی و این چیزا نداشته باشه خدایی کارش عالی این هوش‌مصنوعی در ۱۰ دقیقه مطلب رو مینویسی بعد به جای اینکه ساعت ها بزنم تو سر و کله خودم متن رو میدم بهش که درستش کنه. فعلا همین نوشته رو داشته باشید. سوالی بود در کامنت پاسخ میدم.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2024 20:31:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت حسابدار و مدیریت مالی و مدیر سرمایه گذاری</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/accounting-finance-investment-huhiq49dekig</link>
                <description>در حسابداری ما ۳ تا تعریف و شاید بشه گفت به صورت کلی ۳ تا پوزیشن شغلی مهم داریم که اگه مدیرعاملی باید این ها رو بدونه . تا از هر کدوم در جای خودش به صورت درست استفاده کنه.حسابدار (Accountant) و مدیریت مالی (Financial) و سرمایه‌گذاری (Investment) هر سه از زیرمجموعه‌های مالی هستند، اما تفاوت‌های اساسی در رویکرد و اهداف دارند. یکی از چالش های که شما به عنوان مدیرعامل معمولا تجربه می کنید . استخدام این افراد هست.  تو خیلی از استارتاپ ها شروع کار با استخدام یک حسابدار (accountant) شروع میشه و در ادامه برای مدیریت حساب و کتاب شرکت از یک مدیر مالی کمک گرفته میشه. حسابدار (Accountant) وظیفه ثبت و نگهداری سوابق مالی شرکت رو داره. معمولا حسابداران مسئول ثبت و نگهداری دقیق سوابق مالی شرکت هستند. حسابداران صورت‌های مالی مثل ترازنامه، صورت سود و زیان، و صورت جریان وجوه نقد را تهیه می‌کنند. حسابداران به اطمینان از صحت و کامل بودن اطلاعات مالی و تطابق حساب‌ها می‌پردازند. تهیه و ارسال گزارش‌های مالیاتی و اطمینان از رعایت قوانین مالیاتی هم از کارهای حسابدارهاست.حوزه کاری حسابداران به طور عمده با ثبت و گزارش‌دهی مالی سر و کار دارند و وظایف آنها بیشتر به فعالیت‌های روزمره و دوره‌ای مرتبط است. حسابداران معمولاً مسئولیت‌های اجرایی و عملیاتی دارند و به جزئیات روزانه و دقت در ثبت و گزارش‌دهی اطلاعات مالی توجه می‌کنند.مدیریت مالی (Financial Management) هدف اصلی مدیریت مالی، تامین مالی، تخصیص بهینه منابع مالی و مدیریت ریسک‌های مالی سازمان است. مدیریت مالی بر روی تأمین منابع مالی بهینه برای فعالیت‌های جاری و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت متمرکز است. کارهای مثل بودجه‌بندی سرمایه (Capital Budgeting) ارزیابی و انتخاب پروژه‌های سرمایه‌گذاری. تامین مالی (Financing) انتخاب منابع مالی مناسب (مثل وام، انتشار سهام). مدیریت نقدینگی (Liquidity Management) تضمین اینکه سازمان بتواند نیازهای نقدی کوتاه‌مدت خود را تامین کند. مدیریت ریسک مالی (Risk Management): شناسایی و مدیریت ریسک‌های مالی مختلف از کارهای مربوط به مدیر مالی هست.مدیریت مالی به طور عمده در داخل سازمان متمرکز است و با تصمیم‌گیری‌های مالی درونی سروکار دارد اما مدیر سرمایه‌گذاری (Investment) هدف اصلی که دنبال میکنه افزایش ثروت از طریق تخصیص بهینه دارایی‌ها به فرصت‌های سرمایه‌گذاری با بازده بالا و ریسک کنترل‌شده است. سرمایه‌گذاران به دنبال حداکثر کردن بازده سرمایه‌گذاری‌های خود هستند.کارهایی که مدیر سرمایه‌گذاری (Investment) شاید در شرکت شما انجام بده میتونه موادی باشه مثل تحلیل اوراق بهادار (Securities Analysis): ارزیابی اوراق بهادار مختلف (سهام، اوراق قرضه) برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری. مدیریت پرتفو (Portfolio Management) تخصیص و مدیریت یک مجموعه از دارایی‌های سرمایه‌گذاری به منظور بهینه‌سازی بازده و کنترل ریسک. تحلیل بازار (Market Analysis) بررسی و پیش‌بینی شرایط بازار برای انتخاب بهینه زمان و مکان سرمایه‌گذاری.حوزه فعالیت بخش سرمایه‌گذاری بیشتر بر روی بازارهای مالی خارجی تمرکز دارد و با تصمیم‌گیری‌های مالی برونی سروکار دارد.مواردی مثل ارزش گذاری شرکت و دید بلند مدت داشتن به آینده پول و سرمایه و دارایی های شرکت و ... درست هست که نیاز به کسی داره که با موارد مالی آشنا باشه ولی نیاز به دیدی مدیریتی و شناخت بیشتر بازار سرمایه و بخش های مربوط به سرمایه گذاری داره. برای همین دقت کنید وقتی که شرکت از حدی بزرگتر بشه . شما حتما به  یک مدیر سرمایه گذاری نیاز دارید. دقت کنید که مدیر مالی شرکت شما هم باید کمی دید investment داشته باشه و به کل حساب و کتاب شرکت شما به عنوان یک حسابدار با تجربه نگاه نکنه که امروز شده مدیر بخش حسابداری. این رو ولی فراموش نکنید که  اگه خیلی درگیر پول و سرمایه و مواردی این چنینی فراتر از ثبت هزینه و فاکتور فروش هستید که حتما باید یک نفر رو به عنوان investment توی شرکت استخدام کنید. از یه دید دیگه به تفاوت های این دو بخش توجه کنیم که میشه گفت مدیریت مالی در سطح سازمانی و داخلی متمرکز است و بر تأمین مالی و تخصیص منابع داخلی تأکید دارد، در حالی که سرمایه‌گذاری بیشتر در بازارهای خارجی و با هدف افزایش ثروت از طریق فرصت‌های سرمایه‌گذاری انجام می‌شود.مدیریت مالی به بهینه‌سازی ساختار مالی و مدیریت ریسک‌های مالی سازمانی می‌پردازد، در حالی که سرمایه‌گذاری به دنبال حداکثر کردن بازده سرمایه‌گذاری‌ها و مدیریت پرتفو است. فعالیت‌های مدیریت مالی شامل بودجه‌بندی، تأمین مالی و مدیریت نقدینگی است، در حالی که فعالیت‌های سرمایه‌گذاری شامل تحلیل اوراق بهادار، مدیریت پرتفو و تحلیل بازار می‌باشد.برای اینکه این موضوع و درک اینکه دقیقا به چه کسی نیاز دارید میخوام در ادامه تفاوت مربوط به حسابدار و مدیر مالی رو هم برای شما بیشتر باز کنم. این که بدونید روز اول شما مدیر مالی لازم ندارید و داشتن مدیر مالی برای شما دردسر های زیادی هم شاید ایجاد میکنه. ولی از روز اول به یک حسابدار نیاز دارید که حساب و کتاب کسب و کار شما رو داشته باشه. تفاوت بین حسابدار (Accountant) و مدیر مالی (Financial Manager) به نوع وظایف، مسئولیت‌ها، و حوزه‌های کاری آنها بازمی‌گردد. ولی باید بدونیم که وظایف حسابداران بیشتر عملیاتی و اجرایی است، در حالی که وظایف مدیران مالی استراتژیک و مدیریتی است. حسابداران بیشتر با ثبت و گزارش‌دهی اطلاعات مالی سروکار دارند، در حالی که مدیران مالی با برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های مالی در سطح کلان سازمان سروکار دارند. حسابداران مسئولیت‌های اجرایی دارند و به دقت در جزئیات مالی توجه می‌کنند، در حالی که مدیران مالی مسئولیت‌های مدیریتی و رهبری دارند و بر کلیت عملیات مالی نظارت می‌کنند.امیدوارم که این مطلب مفید بوده باشه و به شما کمک کنه که تصمیم های درستی بگیرد. اگه شما مدیرعامل یک شرکت هستید و هیات مدیره به شما از روز اول میکه که یک مدیرمالی خوب بیاریم و یا یه مدیر سرمایه گذاری از روز اول استخدام کنیم . این مطلب رو براشون بفرستید.بهترین زمان برای استخدام مدیرمالی زمانی هست که شما اینقدر حساب و کتاب و تعداد فاکتور و سند های مالی زیاد میشه که به بیشتر از ۲ تا حسابدار برای مدیریت حساب و کتاب خودتون نیاز دارید. یا اینکه فروش شما حداقل بالاتر از سالی ۴ یا ۵ میلیارد تومان هست. برای زمان مناسب استخدام یک مدیر سرمایه گذاری هم باید بگیم وقتی که شما پول زیادی تو حساب شرکت همیشه به صورت دست نخورده دارید و نیاز دارید که از اون پول برای سرمایه گذاری های بلند مدت و یا کوتاه مدت و خطرپذیر استفاده کنید دقیقا زمانی هست که باید حتما یک مدیر سرمایه گذاری آشنا با حوزه کسب و کار خودتون رو استخدام کنید.این رو هم اینجا اضافه کنم که در کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل که امسال دارم روی دومین ویرایش اون کار میکنم موارد زیادی در قالب نکات مهم آموزشی مالی و مدیریتی مربوط به سیاست کلی تر که بخشی هم به هیات مدیره مربوط میشه اضافه شده.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2024 01:58:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام آقای پزشکیان</title>
                <link>https://virgool.io/Letter/pezeshkian1403-pv48qmtp8vxk</link>
                <description>سلام آقای پزشکیان، امیدوارم که خوب باشید. امیدوارم که در آینده پای صحبت های قبل و پس از انتخاب شدنتون باشید و فقط نماینده بخش خاصی که از شما حمایت مستقیم کردن نباشید. نماینده اون هایی که رای ندادن، اون هایی که رای دادن ولی به شما رای ندادن هم باشید. به عناون کسی که توی این سال ها کلی تو حوزه های مربوط به فناوری و کسب و کار های اینترنتی و دانش بنیان و خلاصه اینترنت کسب و کار داشته، چند تا نکته هست که میخوام بگم که درد هر روزه ماست. و امیدوارم که شرایط و اعضای کابینه و دولت به شکلی باشن که این درد ها و رنج های ما تموم بشه.عکس دکوری است و مربوط به مصاحبه هفته نامه پیوست برنامه ۴۳ دقیقه و عکاس مانی لطفی زاده موضوع رفع فیلتر و نجات ما فیلترشکندر خصوص این موضوع از همه چیز مهم تر مربوط به محدودیت های پیام رسان هایی مثل واتس‌اپ و تلگرام هست. واقعا امیدوارم که این فیلتر ها برداشته بشه. در خصوص سرویس های شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام، یوتیوب و توییتر و این دست ابزار ها هم واقعا نمیدونم چه تلاشی لازم هست انجام بدید ولی وابستگی خیلی از کسب و کارها به این شبکه های اجتماعی هست. رفع فیلتر شبکه های اجتماعی، بخش بزرگی از ایرانی ها رو از نصب VPN خلاص میکنه. این همه VPN جدای هزینه و خروج ارز برای کاربران هزاران مشکل امنیتی هم ایجاد میکنه. در کنار این رفع فیلتر گوگل پلی هم واقعا مشکلات مربوط به امنیت روی گوشی موبایل رو هم از سر کاربران اینترنت ایران برمیداره.موضوع بیمه و مالیاتشرکت های کوچیک و متوسط رو از دست مالیات ناحق نجات بدید. همه شرکت ها درگیری جدی با مالیات دارن. به صورت مشخص باید پذیرفته بشه که شرکت ها ممکنه زیان داشته باشن. هزینه های شرکت ها به هزار تا دلیلی و آیین نامه و ... از طرف دارایی رد میشه و مدیرعامل می مونه با کلی استرس و نگرانی از وضعیت مالیات. بیایید و این موضوع توافق با ممیز و رد دفتر و رد هزینه و در کل چالش های مالیاتی رو پایان بدید. بخشودگی و معافیت مالیاتی واقعا مهم نیست. شما هزینه های شرکت ها رو بپذیرید و پول زور از کسی نگیرید. واقعا هیچ کس دنبال معافیت مالیاتی نیست. در خصوص بیمه هم که به خدا یک شرکت کوچک با ۴ تا پرسنل و ۱۰ نفر دوکار و... درگیری زیادی با بیمه قرارداد ها و رسیدگی های بیمه داره . همه ما شدیم مامور وصول بیمه تامین اجتماعی و در نهایت کارمند دولت که دیون دولتی و حساب و کتاب کنیم. این همه آیین نامه های تو در تو برای بیمه برای چی هست؟ من یک شرکت دارم ۴ نفر در لیست بیمه من هستن باید با خیال راحت تا آخر عمر شرکت داری کنم. ولی هر روز باید درگیر این باشه که بازرس بیمه بیاد و یه آیین نامه از توی آستین خودش در بیاره و من رو بدبخت کنه. فرایند های بیمه و مالیات رو ساده کنید. شفاف کنید. من به عنوان یک مدیر یا کارآفرین نباید هر روز نگران این باشم که فردا با مامور بیمه چیکار کنم. با مامور مالیات چیکار کنم. من شرکت زدم، پرسنل استخدام کردم و ۲۳درصد حق بیمه رو بدم و وقتی که سود داشتم ۲۵درصد هم مالیات بدم . ولی دیگه چرا باید روح و روان من هر روز با استرس بیمه و مالیات خراب بشه. این یعنی مرگ شرکت های کوچکچالش های بانکی و فین‌تک و اقتصاد دیجیتالاینماد رو کارآمد کنید یا حذف کنید. ولی نه اینکه فقط ترمز باشه برای رشد کسب و کار. اینماد بشه رتبه بندی دولتی. بشه مرکز ثبت اطلاعات کسب و کار ها ولی این موضوع اتصال درگاه بانکی به اینماد. اینماد باطل شد یا متوقف شد بعد درگاه بانکی قطع میشه رو جمع کنید. تا اینماد نداری امکان گرفتن درگاه بانکی نیست رو جمع کنید.همه مردم در خرید و فروش با رمزپویا مشکل دارن. این رو انتخابی کنید. رمزپویا رو درست کنید. سقف داشته باشه من بتونم سقف رو باتوجه به نیاز خودم تغییر بدم. به خدا روزی که رمزپویا با سقف ۱۰۰ هزار تومان راه افتاد پیتزا بود ۷۰ هزار تومان. الان یه پیتزا بخری با نوشابه میشه ۴۵۰ هزار تومان. با اون سقف ۱۰۰ هزار تومان فقط میشه شارژ ایرانسل خرید. سیستم درستی برای اعتبار سنجی ایجاد کنید. بزارید کارت اعتباری وارد بازار بشه. بانک مرکزی باید به فین‌تک یک نگاه خارج از بانکداری داشته باشه. بانک ها در همه دنیا سنتی و سخت تغییر هستند. ولی فین‌تک ها اومدن که با لایه های مختلف سرویس های مختلفی رو به مردم بدن. بزارید فین‌تک ها بدون نگرانی توسعه داشته باشند.کرادفاندینگ رو حالا چه در بانک مرکزی و چه در بورس رها کنید. بزارید مردم ریسک کار خودشون رو بر عهده داشته باشن. مردم که نباید همیشه نگاه کنند دولت مثل پدر مواظب اون هاست که خدایی نکرده اشتباهی سرمایه گذاری نکنند و یا ریسک نکنند. رها کنید بزارید کرادفاندینگ بر اساس وام و سهام و ... در ایران توسعه پیدا کنه.در خصوص بلاکچین تکلیف رو مشخص کنید. که آقا قانونی هست یا نیست. بزارید ایران تبدیل بشه به بهشت کریپوتو و بلاک‌چین. بزارید سرمایه ها وارد ایران بشه. قانونی موضوع بلاک‌چین و توکن و خرید و فروش رو آزاد کنید. مثل بورس از تبدیل دارای به ریال با خیال راحت ۵ درصد یا ۱۰ درصد کارمز بردارید. کسی با وان کارمزد مشکل نداره و در همه دنیا هست. ولی رها کنید بزارید بازار کریپتو و بلاک‌چین در ایران رشد کنه. درخصوص سرمایه گذاری و بورسدر خصوص صندوق های سرمایه گذاری هیچ مشکلی با وجود صندوق های دولتی و دانشگاهی ندارم ولی دقت کردید که صندوق های سرمایه گذاری و پژوهش و فناوری و ... هیچ کدوم واقعا خصوصی نیست؟ نظارت کنید ولی چرا این همه محدودیت برای راه اندازی. چه اشکالی داره هر شرکت خصوصی بتونه صندوق سرمایه گذاری داشته باشه. یکی با ۳ میلیارد تومان یکی با ۵ میلیارد تومان؟ به سابقه افراد و شرکت ها نگاه بشه و نه به تضمین و ایجاد ساختار های پچیده. بزارید موضوع سرمایه گذاری خطر پذیر رشد کنه. هر کسی دوست داره صندوق داشته باشه و سرمایه گذاری کنه. بزارید مردم و استارتاپ ها انتخاب کنن با چه کسی کار کنن.در خصوص بورس هم که چرا با این همه ساختار های سخت و پیچیده جلوی ورود شرکت ها رو میگیرید. بزارید شرکت ها به صورت عمومی اطلاعات مالی خودشون رو منتشر کنن. بزارید شرکت ها فقط با شفافیت مالی کامل وارد بورس بشن و انتخاب این که من سهام این شرکت رو با ریسک بالا خریداری کنم یا نه با من باشه. چرا این همه تصمیم گیری به جای من باید گرفته بشه. محدودیت در ورود و عرضه سهام رو برای شرکت های فناور بردارید.موضوع زیرساخت و اینترنتبه خدا از هر روز تصمیم عجیب خسته شدیم. دسترسی سرور داخل ایران ما رو به اینترنت قطع کردن و به اصلاح iran-access شده. ۵ روز سایت پایین بوده . عقل جن هم به این نمیرسید که iran-access شدن رو بررسی کنه. حالا چالش کجاست؟ SSL سرور نمی تونست به این دلیل تمدید بشه به صورت اتوماتیک. زیرساخت رو آزاد کنید. زیرساخت رو نجات بدید. محدودیت های مثل سرویس های زیرساختی و ابری رو بردارید. خیلی از این سرویس ها در نمونه داخلی ندارن. یا نمونه داخلی گرون هست. امکان استفاده رایگان نداره و کاربران ایرانی مجبور به استفاده از سرویس های خارجی هستند. برای مثال سرویس کلودفلر ... چرا باید محدود باشه؟ در خصوص زندگی شخصی و اجتماعیدر خصوص زندگی شخصی فقط یک خواسته از شما دارم. همه ما خواهر داریم. مادر داریم. زن داریم . دوست دختر داریم. خلاصه یک خانمی در زندگی ما هست. این استرس که هر روز از خونه بیرون رفت برای مدل پوشش و مدل مو و... باید هزار تا استرس داشته باشی تا برسه خونه رو از روی دوش ما بردارید کافیه. هیچ خواسته اجتماعی دیگه ای من از شما ندارم. دیگه هیچ حرفی ندارم. البته حرف که زیاد هست ولی در اصل هیچ انتظاری ندارم . هیچ امیدی هم ندارم برای گفتن. در سال های گذشته به عنوان فعال این حوزه،‌ دبیرانجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی، عضو صنف و ... همه این حرف ها رو دسته بندی شده. تیکه پاره در توییتر و لینکدین و ... نوشتم و گفتم. ولی گوش شنوا نبوده. یا بوده به اندازی که دوست داشته شنیده . از دید دولت شنیده . نه از دید کارآفرین . نه از دید کاربر . شما انشالا دیدتون به ما نزدیک تر باشه.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jul 2024 10:28:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با کمک یک فایل ساده، صاحب یک برنامه محتوایی باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/content-plan-sample-by-shayan-shalileh-re9e6of67hcc</link>
                <description>خیلی فرقی نداره که کسب و کار شما آنلاین باشه یا نه، مهم این هست که وقتی که حتی برای یه فروشگاه یا یک کسب و کار خدماتی برای معرفی محصول یا سرویس های خودتون از شبکه های اجتماعی استفاده میکنید، برنامه درستی برای تولید محتوا داشته باشید. این نکته مهم که تولید محتوای درست و منظم هست که میتونه روی فروش شما شما تاثیر زیادی داشته باشه هم یکی از دلایل درست کردن این برنامه محتوایی هست. من اینجا میخوام چند تا مدل تولید محتوا رو به شما آموزش بدم که بتونید شبکه اجتماعی خودتون رو فارغ از اینکه اینستاگرام هست، لینکدین یا تلگرام به صورت برنامه ریزی شده و منظم توش تولید محتوا کنید.توی این مطلب دارم ۲ مدل برنامه ریزی تولید محتوا رو آموزش میدم. یکی روز به روز هست که شاید دقیق تر هم باشه. یکی دیگه هفتگی هست. البته خلاقیت برای درست کردن برنامه تولید محتوا رو فراموش نکنید. مدل های خیلی زیاد میشه این برنامه ها رو درست کرد. و بسته به اینکه تعداد نفرات تیم چند نفر هست، و چند تا کانال برای تولید محتوا دارید، ممکن هست یکی از این روش ها برای شما مفیدتر باشه. یا اصلا ترکیبی از این ها رو استفاده کنید. نمونه فایل رو میتونید اینجا دانلود Content plan sample by Shayan Shalileh کنید.برای مثال برای اینستاگرام یک مدل رو انتخاب کنید و برای خبرنامه و بلاگ پست و ... از یک روش دیگه. خلاصه تولید محتوا بخش اصلی و جدا نشدنی اون خلاقیت هست. شک نکنید.اول از همه باید بدونیم که ما چند دسته محتوا داریم و از هر کدوم چطوری و برای چه هدفی استفاده میکنیم. ما چند دسته محتوا داریم که توی این برنامه از اون ها صحب میکنیم.بلاگ پست پست اینستاگرام - ساده یا اسلایدراستوری های اینستاگرام توییترلینکدینتلگرامخبرنامهجدای اینکه از چه کانال هایی برای تولید محتوا و ارتباط با مشتری های خودتون از اون. استافده میکنید باید بدونیم که چه نوع محتوایی رو برای مخاطب تولید میکنیم و به مرورو با توجه به نوع کسب و کار تون باید ببنیید که چه محتوایی رو در چه کانالی انتشار بدید. در ادامه هم نگاهی میکنیم به انواع و نوع محتواهایی که میشه در این کانال ها تولید کرد. عکسویدیومتنکتاب الکترونیکی پادکستو...جدای موضوع کانال و نوع محتوا، باید بدونیم که یک دسته بندی دیگه وجود داره که مربوط به هدف تولید اون محتوا میشه. یعنی جنس مطلبی که تولید شده چی هست؟ برای چه هدفی از اون داریم استفاده میکنیم و اینکه چه پیامی رو میخواد به مخاطب منتقل کنه برای مثال:محتوای آموزشیمحتوای خبری تخفیف و پروموشنو...هنر شما به عنوان کسی که میخواد یه سوشیال مدیا قوی داشته باشه برای کسب و کار خودش، باید این باشه که این ها روبه درستی باهم ترکیب کنید. حالا در ادامه از روش ترکیب کردن این ها هم بیشتر صحبت میکنیم. ساده ترین مدل . درست کردن یه فایل هست که روز های هفته توش باشه. بالاش هم کانال ها. و بعد بنویسید که در هر هفته چه نوع محتوایی میخواهید منتشر کنید. البته این ساده ترین روش. یک برنامه تکرار پذیر هست که اگه از روش های دیگه هم کمک بگیرید. این میتونه پایه و اساس ساختار و نوع محتوای شما باشه.بدون اینکه مشخص کرده باشیم که برای مثال روز شنبه و در اینستاگرام چه محتوایی میزاریم. فقط با این هدف که اون محتوا باید آموزشی باشی. شما یک برنامه هفتگی دارید که در طول سال تکرار پذیر هست و میشه اون رو هفته به هفته تکرار کرد. بدونید که باید حداقل این برنامه رو بین ۴ تا ۸ هفته یعنی ۲ ماه ادامه بدید و بعد میتونید تغییراتی در اون ایجاد کنید و نتیجه رو با ماه یا ماه های قبلی مقایسه کنید و به قولی پلن رو به روز کنید. مثلا میبینید که محتوای آموزشی روز های شنبه خیلی بازخورد خوبی نداشته. در این صورت میاین تولید متوای آموزشی رو برای مثال به روز یکشنبه منتقل میکنید و در نهایت این ها رو باهم بعد از چند هفته یا چند ماه مقایصه میکنید و هی برنامه رو به روز میکنید.با یه همچنین برنامه ی خیلی ساده ای شما یک قدم خیلی بزرگ توی برنامه ریزی و تولید محتوا برمیدارید و اون این هست که شما کم کم عادت میکنید که خودتون هم برای تولید محتوا، هر هفته و هر روز زمان بندی داشته باشید. این طوری دیگه لازم نیست خیلی دنبال سوژه باشید. میدونید که مثلا شنبه ها باید محتوای آموزشی تولید کنید. احتمالا همون محتوا رو با کمی تغییر یا دقیقا همون رو شاید فقط با تغییر توی کپشن، بزارید توی آپارات و یا یوتیوب و ... یا مثلا روز یکشنبه باید یه خبری در مورد کسب و کار از یه گوچه پیدا کنید و اون روز یه خبر بزارید. حالا خبر در مورد کسب و کار خودتون نبود. در مورد یه موضوعی خبری که تو ایران یا دنیا اتفاق افتاده و به مخاطب شما مربوط هست و همینطوری تا آخر ... اینجا ما خیلی به شکل محتوا و ساختارش کاری نداریم. یه هفته زمان خالی بود. به راحتی میشه یه کار باحال کرد. یه پست اسلایدر گذاشت. یا روی محتوای آموزشی ویدیو درست کرد. یا اون محتوای آموزشی رو یه بلاگ پست براش درست کرد و بخش هایی از اون رو توی اینستاگرام گذاشت و ... دست شما باز هست. ولی اصل داستان و هدف اون روز و از دست نمیدید و فکر شما عادت میکنه که برای محتوای هر روز هفته، دنبال چی باشه. تجربه من نشون داده که بعد از چند هفته اصلا اینقدر چشم و فکر شما عادت میکنه که از شنبه و یکشنبه همش خبر های باحال به چشم میاد که بتوند روز دوشنبه یه خبر باحال منتشر کنید.نیمونه جدول بالا توی شیت سوم از فایلی که باهاتون به اشتراک گذاشتم رو میتونید ببنید. فیل رو دانلود کنید و ردیف هاش رو کم و زیاد کنید. مثلا میشه به جای یوتیوب بنویسید خبرنامه. بعد اون مطلب آموزشی رو خبرنامه کنید از طریق ایمیل برای همه مشترکین سایت خودتون. یا مثلا اگه پست وبلاگی هم زیاد دارید و اصلا این قابلیت رو در سایت خودتون دارید میتونید. یک ستون به نام وبلاگ اضافه کنید.حالا بعد از اینکه دیدیم که چه نوع محتوایی رو میخوایم برای مخاطب های خودمون منتشر کنیم نوبت این هست که بریم که حالا جنس و ساختارش چی باشه. و اصلا این هفته چی؟ هفته بعد چی؟ اینجاست که فراتر از یک برنامه کلی به یک برنامه هفته به هفته یا روز به روز نیاز دارید. که دو تا مدل دیگه که توی فایل توی شیت اول و شیت دوم اومدهتوی فایلی که درست کردم و با شما به اشتراک گذاشتم، شیت اول یک برنامه هفته به هفته است. از فرودین ماه شروع میشه و تا اسفند ادامه داره. برای رویداد ها و برنامه هایی که طولانی مدت هستند خیلی مفیدهست. که تقریبا چیزی رو فراموش نکنید. یعنی یک هفته یا دوهفته این برنامه رو کامل کنید. اصل کارهایی که باید انجام بشه رو توش بنویسید. بعد دیگه هرچی لازم بود در ادامه بهش اضافه بشه. توی  شیت اول که نمونه است . من بخشی از محتوای برنامه ریزی شده برای جشنواره وب و موبایل ایران رو در ۹۸ نوشتم. که ما دقیقا اون سال این برنامه رو پیاده کردیم. ستون اول A لیست کانال ها رو نوشتیم. ستون ها بعدی هر کدوم یک هفته است. و توی هر سلول هم نوشتیم. که چیکار باید انجام بشه.شیت دوم یک برنامه دقیق تر و روز به روز هست که دقیقا توش میشه برنامه ریزی کرد که خیلی دقیق چه محتوایی رو در چه روزی و در چه کانالی منتشر کنیم.توی شیت دوم ستون A و ستون B تاریخ و روز هستند و ستون C مناسبت های اون روز نوشته شده . اگه یک روز چند تا مناسبت داشته باش شما بخواهید که برای هر کدوم از اون ها یه کار متفاوت انجام بدید هیچ اشکالی نداره که ردیف رو کپی کنید. مثلا اگه دقت کنید من توی ردیف ۶ و ۷ این کار رو انجام دادم . یه روزی که ۲ تا مناسبت داره رو تکرار کردم و هر کدوم یه توضیح خاص برای خودش دارهامیدوارم که این مطلب برای شما مفید باشه. بتونید با استفاده از یکی و یا همه این فایل ها برای سال دیگه برنامه بهتری داشته باشید. پیشنهاد خیلی جدی که دارم این هست که تعطیلات نوروز برای اضافه کردن مناسبت های سال دیگه و حتما تا اخر سال استفاده کنید. برای مدل روز به روز، مهم هست که مناسبت ها و رویداد های مهم رو حتما زودتر بزارید و بتونید اگه نیاز دارید که کمپین خاصی در اون مناسبت با توجه نوع و موضوع کسب و کار خودتون داشته باشید روبرنامه ریزی کنید.ولی به صورت دقیق و دقیق هیچ وقت نیاز نیست که تمام سال رو یک باره کامل کنید. ولی پیشنهاد میکنم که حداقل ۲ تا ۳ ماه آینده رو خیلی دقیق بدونید که چه محتوایی رو در چه روزی و به چه شکلی و در چه کانالی میخواهید منتشر کنید.پینشهاد میکنم که ۲ تا جلسه برای برنامه ریزی داشته باشید . یک جلسه ماهانه که تمرکز رو کلیت برنامه ها و محتوای ماه آینده باشه که بین ۲۰ تا ۲۵ هر ماه زمان خوبی برای این جلسه هست و که محتوای ماه آینده در اون کامل بشه و توی این جلسه میتونید که محتوای ۳ یا ۴ هفته گذشته رو بررسی کنید. و یک جلسه دیگه که یا شنبه ها باشه . یا چهارشنبه ها که برنامه هفته و یا برنامه هفته پیش رو در اون به صورت خیلی دقیق کنترل کنید و نظرات خودت رو بگید و اگه یک فرد یا یک تیم وظیفه تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی رو به عهده داره خیلی جدی پیشنهاد میکنم که دستشون رو باز بزارید.ممنون میشم که نظرات خودتون رو تجربه خودتون در استفاده از این فایل و حتی اگه تجربه ی دیگه ای دارید رو با من به اشتراک بزارید. </description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 14:45:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساده ترین روش برای درست کردن یک پروداکت پلن</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/product-plan-by-shayan-shalileh-wzsd4ftnbace</link>
                <description>مهم نیست محصول شما چقدر بزرگ باشه، سایت باشه یا اپلیکیشن موبایل، یا هر محصول دیگه ای. چیزی که مهم هست، اینه که برنامه‌ی شما برای توسعه اون در سال دیگه چی هست؟ چطوری یک برنامه بنویسیم و تمام فکر هامون رو بیاریم روی کاغذ، ایده هایی که داریم رو منظم کنیم معمولا مهم ترین موضوع و یا نگرانی یک مدیر می تونه باشه.توی این مطلب و در ادامه مطالبی که قبلا نوشته بودم، در مورد نوشتن یک پلن مالی و یا اینکه چطوری استارتاپ خودتون رو در یک فایل ارايه کنید. توی این مطلب میخوام به شما بگم چطوری و به ساده ترین روش، برنامه توسعه محصول خودتون رو که ما بهش میگیم Product Plan رو درست کنید.فایلی که درست کردم ۲ تا sheet داره که تقریبا یک مدل هستن، با این تفاوت که بسته به تعداد افرادی که در تیم هستند، یا تعداد کارهایی که باید انجام بشه، می تونید از هر کدوم از این دو تا شیت که دوست دارید استفاده کنید. فایل رو به نام sample Timeline / Product Plan v1.1 by shayan shalileh دانلود کنید.شیت اول به صورت ماه به ماه هست.  ستون A عنوان هایی هست یا بخش هایی که شما در دپارتمان ها یا محصول باید روی اون ها کار کنید و ستون B تا M مربوط به به ۱۲ ماه آینده میشه، که میتونه از هر ماهی شروع کنید ولی در اینجا، من ماه اول رو فروردین در نظر گرفتم.شیت دوم به صورت هفته به هفته هست ولی با این تفاوت که هر ماه ۴ تا ستون داره یعنی ستون A میشه هفته اول فروردین، ستون B میشه هفته دوم فروردین، ستون C و ستون D میشه هفته سوم و چهارم فروردین و در ادامه ستون ها هر کدوم هفته به هفته جلو میرن.نمونه شیت ماه به ماه شما میتونید از شیت اول برای برنامه ریزی کلی و ارايه به مدیرای ارشد یا هیات مدیره استفاده کنید و از شیت دوم، که هفته به هفته است برای برنامه ریزی دقیق تری برای تیم استفاده کنید.عکس های که اینجا از فایل product pan گذاشتم خام هستند، ولی وقتی که فایل رو دانلود کنید من یه سری تسک های عادی و نمونه رو در خونه های مختلف نوشتم که به شما دید میده چه مواردی رو میشه در این فایل به صورت کلی و یا تفکیک شده بنویسید. این رو بدونید که این فایل ها به صورت نمونه آماده شده و به شما کمک میکنه یک ساختار فکری داشته باشید برای درست کردن چنین فایل هایی. ساختاری که برگرفته از تجربه چندین ساله و کار کردن تیم های مختلف با این مدل فایل هاست. ولی هیچ وقت خلاقیت، ایده ها و فکر خودتون رو دسته کم نگیرید. شما حتی یک فایل خیلی کامل هم داشته باشید، واقعیت این هست که کاربردی بودن اون و درست استفاده کردن از اون در طول سال، در جهت پیشرفت کسب و کار تون، فقط به شما و خلاقیت شما بستگی داره. نمونه شیت هفته به هفتهبرای کامل کردن این فایل میخوام برای شما یک مثال خیلی ساده بزنم. مثلا برای برنامه ریزی ارسال خبرنامه که میتونه کار مشترکی باشه بین تیم مارکتینگ و تیم فنی. برای برنامه ریزی ارسال خبرنامه برای مثل توی شیتی که ماه به ماه هست میشه در ستون C که برای اردیبهشت هست بنویسید «شروع ارسال خبرنامه به کاربران» و مثلا در شیت هفته به هفته، برنامه ریزی بیشتر و دقیق تری از اون رو داشته باشید. توی شیت هفته به هفته، مثلا میشه نوشت که هر هفته چه کاری رو باید برای رسیدن به هدف اصلی در آخر اردیبهشت انجام داد. یعنی تمرکز تیم مارکتینگ یا مثلا فنی برای رسیدن به اون هدف باید هر هفته روی چی باشه. هدف کلی آخر ماه این هست که بشه از خرداد ماه شروع کنیم به کاربرها خبرنامه ارسال کنیم. پس توی شیت m by m هدف رو در بخش newsletter مینویسیم که ارسال خبرنامه است. بعد توی شیت week by week هفته ها رو میشه این طوری تکمیل کرد.هفته اول اردیبهشت: انتخاب سرویس ارسال خبرنامه و طراحی قالبهفته دوم اردیبهشت: اضافه کردن کد عضویت در خبرنامه در سایتهفته سوم اردیبهشت: درست کردن خبرنامه اول و دوم و تست ارسال هفته چهارم اردیبهشت: اضافه کردن ایمیل کاربرانی که قبلا در سایت عضو شدن به لیست خبرنامهاگه توی تیم یک مدیر پروژه یا مدیرمحصولی دارید که هماهنگی ها رو با همه تیم ها انجام میده شاید درست کردن شیت هفته به هفته کار درستی نباشه. چون وظیفه اون مدیر محصول هست که با تیم فنی، تسک های که لازم هست در اسپرینت جا بده. یا مثلا اگر مدیر پروژه توی تیم مارکتینگ هست و یا مدیر پروژه کلی برای شرکت دارین، وظیفه اون ها هست که تسک کلی رو با هماهنگی همدیگه خورد کنن و به صورت تسک در اسپرینت یا خارج از اسپرینت به تیم ها بگن. خلاصه بدونید که مدیریت و کنترل تسک ها نسخه ای نیست که برای شما بشه پیچید باید متناسب ساختار شرکت شما باشه.تعامل دپارتمان ها در پروداکت پلندر مورد تعامل تیم ها باید بگم که هدف اصلی درست کردن این فایل هماهنگی بیشتر دپارتمان ها توی شرکت هست. معمولا تو استارتاپ های حوزه وب و موبایل، این هماهنگی بین دپارتمان مارکتینگ و فنی و خیلی وقت ها با تیم فروش از همه مهم تر هست. حالا برای نمونه توی مثال بالا، هفته دوم و سوم باید یه تسک هم برای بخش فنی اضافه کرد که با استفاده از API اعضای جدید به صورت اتوماتیک به لیست خبرنامه اضافه بشن. من خودم خیلی بیشتر از این وارد هماهنگی تسک ها بین دپارتمان ها نمیشم. این رو هم مثال زدم بین مارکتینگ و فنی، ولی حتی میشه تسک های ساده در این اندازه رو هم به این فایل اضافه نکرد. حداقل دقت کنید که این مدل تسک ها نباید توی شیت ماه به ماه باشه. نهایت یک سری موارد این مدلی رو توی شیت هفته به هفته میشه کنار هم قرار بگیره.بیشتر از این هماهنگی یا هماهنگی با بخش های غیرفنی معمولا کار مدیرمحصول یا مدیرپورژه یا کسی هست که هماهنگی های این شکلی رو با تیم ها انجام میده. چطوری فایل رو کامل کنیم؟ چطوری این فایل رو کامل کنیم؟ سوال خیلی مهم و اساسی و کلیدی ای هست. من خودم به شخصه دوست دارم کل تیم درگیر تکمیل کردن این فایل باشن. چرا؟ چون از همه اعضای تیم کمک گرفتن برای تکمیل این فایل خودش به خودی خود باعث میشه که هماهنگی بیشتر باشه. هرچقدر تیم ها، شفاف تر از کارهای همدیگه خبر داشته باشن به اجرایی شدن این برنامه در طول سال بیشتر کمک میکنه. و در نهایت باعث میشه تا همه این برنامه و product plan رو برای خودشون بدونن و وقتی هم که درگیر کامل کردن اون باشن، توی پیاده سازی و اجرا این برنامه در طول سال هم نسبت به اون احساس مالکیت بیشتری میکنند. این کار به اعضای تیم احساس مشارکت میده و نه دیکته شدن از طرف مدیر.یک مدیر خوب اون مدیری هست که همه تیم رو درگیر کامل کردن این فایل بکنه. با چند هدف،‌ اول اینکه شما به عنوان مدیر باید افرادی توی تیم داشته باشین که توانایی برنامه ریزی و تصمیم گیری داشته باشن و چه تجربه بهتری از اینکه در طول تکمیل کردن این فایل و در کنار و با نظارت مستقیم شما این موارد رو تجربه کنن.مورد بعدی بالا بردن کار تیمی و تجربه کار تیمی بین همه مدیرهای بخش ها و افراد تیم هست. برای همین من یک پیشنهاد زمانی و فرایندی دارم برای کامل کردن این فایل. شما میتونید از یک ماه یا دو ماه قبل یا در دو ماه آخر سال برای کامل کردن اون زمان بزارید. اول یک جلسه با همه تیم بزارید و بگید هدف از درست کردن این فایل چیه. چرا باید برای سال دیگه برنامه ریزی داشته باشید. اگه خیلی از این دست صحبت ها با تیم نداشتید، بهتر هست که قبلش از اهمیت برنامه ریزی توی کسب و کار، با تیم صحبت کنید. می تونید از همه بخواین که چند دقیقه فکر کنن و ایده ها شون رو روی توی کاغذ بنویسن و به شما بدن. و بعد ۲ یا ۳ روز به همه وقت بدید که با هماهنگی مدیرشون ایده هاشون رو توی فایل بنویسن. بعد از این ۲ یا ۳ روز، یه بار دیگه جلسه بزارید و همه تیم رو جمع کنید و همه ایده ها رو بررسی کنید. هر کسی کوتاه مواردی که جدید نوشته شده رو توضیح بده تا همه با کلیت ایده هایی که قرار هست به محصول اضافه بشه آشنا بشن.بعد می تونید از بقیه بخواهید که در مورد ایده و زمانی که پیشنهاد شده که توی product plan باشه نظر بدن. هر چیزی مخالف زیاد داره رو به ماه های آخر سال انتقال بدید. پیشنهاد میکنم که چیزی رو توی مراحل اولیه حذف نکنید مگر اینکه خیلی غیرمنطقی باشه یا اصلا به محصول ربط نداشته باشه. ولی چیزی رو به دلیل اینکه نمیرسیم حذف نکنید. بدونید که هدف اصلی درست کردن این مدل فایل ها و این طوری برنامه ریزی کردن، این هست که همه کارها رو درست و در زمان خودش انجام بدید. هدف این هست که هر چیزی که لازم هست و پلن میشه رو بتونید پیاده سازی کنید. برای همین چیزی رو حذف نکنید با کسی هم خیلی مخالفت نکنید. اون تسک هایی که سر زمان بندی برای اجراش، چالش هست رو با صحبت کردن زمانش رو تغییر بدید. موارد ساده رو بیارید به اول سال، موارد سخت و پیچیده رو به ماه های آینده انتقال بدید.بهترین مدل زمان بندی به نظر من،  این هست که کارهای ساده که تاثیر زیادی داره رو بزارید توی ۳ ماه اول سال. کارهای سنگین و پیچیده رو بهتر هست که بزارید توی تابستون که اگرهم که به اون ها نرسیدید خیلی راحت بتونید هر چیزی که زمان زیادی تری لازم داره و یا به اتمام نرسیده رو به پاییز منتقل کنید. پیشنهاد دیگه این هست که کارهای سنگین و اون دسته از کارهایی که نیاز به برنامه نویسی و توسعه زیاد داره رو توی زمستون نزارید. بزارید که کارها سبک باشه و از اول سال هم برای اتفاق هایی که پیش میاد در طول سال زمان داشته باشید.این رو بدونید که اصلا نیاز نیست که در جلسه اول و دوم و حتی قبل از شروع سال، هر ۱۲ ماه رو کامل کنید. ۶ ماه هم کامل باشه خیلی خوب هست. مخصوصا اگه اولین سالی هست که این مدل دنبال برنامه ریزی هستید.توی کامل کردن فایل این رو بدونید که کل مواردی که توی ستون A نوشته شده پیش فرض های من هست ولی شما کاملا آزاد هستید که ردیف هایی که هست رو حذف کنید. یا اینکه هر چیزی میخواهید روی با توجه به محصول خوتون بهش اضافه کنید.چند نکته پایانیاین فایل رو بدونید که اول فروردین قطعی نیست. این یک پیش فرض از برنامه هست که توی فکر شما و بقیه تیم هست. چیزی که اگه اجرا بشه خیلی خوب هست. در طول سال این برنامه باید جلوی چشم شما و بقیه تیم باشه و به صورت هفتگی یا دوهفته یا ماهانه اون رو بررسی کنید. ببینید چقدر پیشرفت کرده، مشکل های مربوط به توسعه در ماه آینده و یا ماه های آینده چی هست؟ اگر موردی هست که می دونید به زمان خودش نمیرسه رو حتما جابجا کنید. یک ماه یا دوماه با همفکری با تیم فنی و مارکتینگ جابجاش کنید. ولی تسکی رو که میدونید بهش نمیرسیدرو نزارید ازش رد بشید و بعد زمان بندی رو تغییر بدید. تا متوجه شدید که امکان داره یک تسک رو نتونید در زمان خودش انجام بدید اون رو به ماه های بعد منتقل کنید.توی این مسیر سعی کنید که چیزی رو از برنامه ماه آینده حذف نکنید. حداقل ۲ تا ۴ اسپرینت برای فنی نباید در ۲روز قبل از شروع اسپرینت تغییرات ایجاد کنید. برای همین همفکری با تیم فنی و مدیر محصول یاهر کسی که این زمان بندی رو کنترل میکنه مهم هست. تغییر دادن پلن در طول سال ۱۰۰ بار هم باشه اشکالی نداره. فقط ۱ ماه و ۲ ماه آینده رو نباید تغییر بدید.این برنامه رو ورژن بندی کنید و هر وقت تغییری توش میدید اون رو برای همه تیم ارسال کنید. مثلا فایل الان ورژن V1 هست بعدی میشه V1.1 یا V1.2 هر وقت که تغییرات جدی توش بود میشه کلا برید دنبال ورژی بعدی و اسم فایل رو بزارید V2 و با این روش میشه در آینده تغییرات رو پیدا کنید. از تجربه این کار برای ماه ها و فصل ها و حتی سال دیگه تو برنامه ریزی بهتر استفاده کنید.خلاصه بدونید که برنامه ریزی مهم هست. همه حرف ها رو هم نمیشه توی یک مطلب نوشت. این نوشته یک راهنمای ساده برای یک فایل ساده است که بتونه به شما کمک کنه برنامه ریزی بهتری داشته باشید. هر سوالی داشتید هم در کامنت می تونید بپرسید. سعی میکنم به همه سوال ها پاسخ بدم.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jan 2024 00:22:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری یک فایل کامل برای معرفی کسب و کار خودتون درست کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-vvekffneb9hb</link>
                <description>توی مطلب قبلی که نوشتم در مورد این نوشتم که چطوری برای کسب و کار یا استارتاپ خودتون یک فایل مالی درست کنید که بتونید در اون هزینه ها و فروش خودتون رو برای سال آینده پیش بینی کنید. ببنید که چقدر هزینه دارید، چقدر باید فروش داشته باشید تا اون هزینه ها کاور کنه.  از اون فایل می تونید برای پیش بینی فروش ۳ ساله و ۵ ساله و در نهایت برای ارزشگذاری استارتاپ خودتون استفاده کنید.ولی اون فایل مالی به تنهایی کافی نیست تا هر کسی فقط با دیدن اون  فایل مالی با کسب و کار شما آشنا بشه. برای همین امروز و در این مطلب میخوام در مورد اینکه چطوری از طریق یک فایل کسب و کار خودتون رو معرفی کنید صحبت کنم. این فایل pitch deck sample by shayan shalileh  میتونه برای مواردی مختلفی که نیاز به معرفی کسب و کار تون هست چه به سرمایه گذار های قبلی و چه به سرمایه گذار جدید استفاده کنید. این فایل تقریبا گردآوری تجربه های خودم برای یک Pitch Deck هست و هم نمونه های خارجی زیادی رو دیدم که توی فایل ارایه یا pitch deck از این بخش ها استفاده میکنند.اما شما آزاد هستید تا با سلیقه خودتون، و بر اساس نیازی که دارید این فایل رو تغییر بدید. بخش هایی رو بهش اضافه کنید، یا بخش هایی رو با صلاح دید خودتون حذف کنید.دانلود رایگان فایل pitch deck sample - v1 - by shayan shalilehصفحه اول با بخشی شروع میشه که اسم کسب و کار شما چی هست، می تونید لوگوی خودتون رو اون قرار بدید. و یک اسلوگان یا معرفی کوتاه در حد ۵ تا ۷ کلمه بنوسید که دقیقا و خلاصه بگه کسب و کار شما چی هست و چیکار میکنه. در خصوص طراحی و دیزاین باید بگم هر چی ساده تر باشه بهتر هست. من در اینجا از یک قالب آماده از Google slides استفاده کردم. ولی شما با صلاح دید و کمک تیم طراحی و یا بقیه تیم می تونید از طراحی های دیگه هم استفاده کنید. ولی پیشنهاد من اول تمرکز روی محتواست و در نهایت یک طراحی ساده با رنگ ها و طراح هایی که برای برند خودتون دارید. اما به صورت جدی به شما پیشنهاد میکنم که از اینکه خیلی طراحی شلوغی داشته باشید پرهیز کنید.توی صفحه ۲ باید بگید که mission یا vision شما چی هست. مطالب زیادی که چطوری این بخش رو بنویسید هم به فارسی و هم به انگلیسی در اینترنت وجود داره. ولی این بخش هم باشد ساده و خلاصه باشه. مثلا ما میخواهیم تحول ایجاد کنیم در صنعت تبلیغات یا صنعت مالی در ای‌نتورگ اگه درست یادم باشه ما یک جمله این طوری داشتیم.هدف ما کمک به برندها و استارتاپ هاست تا با استفاده از تکنولوژی هایی بتونن کسب و کار خودشون رو توسعه و رشد بدن.توی صفحه ۳ تمرکز ما بر این هست که بتونیم خیلی ساده و به زبانی که برای همه قابل درک باشه، بگیم که امروز مشکل چیه، و در صفحه ۴ بگیم که راه حل ما برای رفع اون مشکل چی هست. این بخش باید واقعا ساده باشه و سعی کنید که به اساسی ترین مشکل اشاره داشته باشید. یعنی شما امکان داره در فکر خودتون این طوری باشه که چندین مشکل رو حل میکنید ولی اینجا به نهایت ۲ تا مورد خیلی مهم اشاره کنید.  صفحه ۴ که مربوط به راه حل شما برای رفع این مشکل هست. توی این بخش من همیشه بیشترین چالش رو در تمام ارايه ها دیدم. مهم ترین موضوع و اینکه دقیقا چیکار می‌کنید که مشکل رفع بشه رو باز به ساده ترین زبان بنویسید. اصلا فکر نکنید که برای یک متخصص این فایل رو درست میکنید. این طوری فکر کنید که هرکسی با کمترین دانش و سواد تخصصی باید متوجه کار شما بشهمشکلی در این بخش این هست که اینقدر طولانی و پیچیده مطرح میشه که کار ساده و خوبی که انجام میدید توی توضیحات پیچیده گم میشه.توی صفحه ۵ به این موضوع اشاره کنید که چه چیزی تفاوت شما و یا نقطه قوت شما نسبت به بقیه استارتاپ ها و کسب و کارهایی هست که کاری مشابه شما رو انجام میدن. اینجا دقت کنید حتی اگر قیمت شما ارزون تر هست، بازم نمی تونه  تنها دلیل خوبی یا برتری شما نسبت به بقیه باشه. پس چیزی رو پیدا کنید و بنویسید که واقعا ارزش اصلی استارتاپ یا کسب و کار شماست. حتی اگر این صفحه رو هم بردارید معمولا کسی که فایل رو ببینه این سوال رو مطرح میکنه که خوب، مرسی، توافق شما با بقیه چیه؟صفحه های ۶ و ۷ و ۸ مربوط به سایز مارکت میشه. اینکه کلا بازاری که هدف قراردادید چقدر بزرگ هست؟ چقدر اون بازار رو شما اول راه هدف قرار دادید یا باید بهش دسترسی داشته باشید و یا دسترسی دارید. این بخش باید اطلاعات کاملی در مورد اون بازار بنویسید. سعی کنید که از عدد و رقم استفاده کنید. فقط تعداد نگید. برای مثال بگید چقدر پول در اون صنعت که مخاطب شما هست به صورت کلی جابجا میشه. این به سرمایه گذاری این دید رو میده که در توسعه های آینده چقدر جا داره که کسب و کار شما رشد کنه.صفحه ۹ مربوط به این هست که مشتری شما چه کسی هست. چه کسی محصول شما رو خریداری میکنه. این رو هم دقیق توضیح بدید. برای مثال مشتری های ما افرادی هستند که در اینستاگرام در حال فروش محصول هستند. یا مشتری های ما افرادی هستند که مدیرمالی شرکت ها هستند. اینجا هم کامل توضیح بدید که تعریف شما از مشتری چه کسی هست. و حتی بد نیست که بگید چند نفر،‌ یا چند تا شرکت هستند که سرویس یا خدمات یا محصول شما رو می تونن استفاده کنند و در آینده می تونن مشتری شما باشن.توی صفحه ۱۰ میریم سراغ یکی از مهم ترین بخش ها، اینکه استراتژی و برنامه شما برای ورود به بازار چی هست؟ چطوری میخواهید اون مشتری هایی که دارید رو هدف قرار بدید. تبلیغات؟ سوشیال مدیا؟ خبرنامه؟ چقدر تبلیغات؟ پارتنرشیب با یک برند دیگه؟ هر چیزی که برای استراتژی ورود به بازار تو فکرتون هست رو میتونید اینجا بنویسید. صفحه ۱۱ و ۱۲ مربوط به محصول شما میشه. اینکه محصول شما چی هست و در اسلاید بعدی در صفحه ۱۲  می تونید از امکانات و بخش های مربوط به محصول یا سرویس خودتون بگید که چه امکاناتی داره. صفحه ۱۳ مربوط به مدل درآمدی شماست. اینکه چطوری پول در میارید. چقدر هزینه سرویس و خدمات شماهست؟ چطوری به شما پول میدن. ماهانه؟ یک بار برای یک سال؟ حساب رو شارژ میکنه و به میزان مصرف پول میده؟ دقیقا برای چی به شما پول میده؟ چطوری به شما پول میده؟ این موارد رو میشه در این صفحه نوشت.تا اینجای کار امکان داره کسی که داره فایل شما رو مشاهده میکنه خسته شده باشه برای همین اینجا یک شوک لازم هست که دوباره توجه رو به خودتون جلب کنید. برای مثال اینجا میگیم که ما ماهانه به صورت متوسط رشدی در حدود ۴۵ درصدی رو داشته باشیم یا الان داریم. این رشد حالا میتونه تعداد کاربر باشه، فروش باشه و یا هر چیز دیگه.شما باید دنبال یک عدد جذاب باشید توی کسب و کار خودتون و اون رو چه بر اساس داده های قبلی و چه بر اساس پیش بینی که دارید اینجا قرار بدید. فقط جذاب ترین رو اتخاب کنید که مخاطب شوکه بشه و دوباره توجه برگرده به پرزنتیشن و فایل ارایه شما.صفحه ۱۵ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ مربوط به این میشه که چه اتفاق هایی در کسب و کار شما افتاده یا اگه تاریخچه ای ندارید چه اتفاق هایی برای کسب و کار شما از نظر کاربر و فروش و ... خواهد افتاد. اگه تاریخچه ندارید باید بر اساس فایل پیش بینی درآمد اینجا رو کامل کنید و در مورد پیش بینی خودتون صحبت کنید. ولی اگه در ۴ ماه گذشته هر ماه ۱۰۰ تا کاربر جدید گرفتید. یادتون باشه که این باید اینجا بهش اشاره بشه. یا مثلا اگر درآمد شما در چند ماه گذشته رشد داشته باید حتما اینجا بنویسید.توی صفحه ۱۸ باید یک پیش بینی ۳ تا ۵ ساله از اینکه درآمد شما در بهترین حالت چقدر رشد میکنه و به کجا میرسه رو اضافه کنید. حالا هزار تا سوال ممکنه در خصوص این عدد و اینکه چطوری این عدد رو پیش بینی کردید از شما پرسیده بشه ولی مهم هست که حتما این اسلاید رو از پیش بینی خودتون داشته باشید. در صورت که عدد و رقم فروش در ماه های قبل دارید. اینجا رو خیلی دقت کنید که می تونید رشدی که در ماه های گذشته داشید مثلا ۴۰درصد یا ۵۰ درصد. رو در ۵ سال ادامه بدید. ولی این رو بگم که بد نیست اگه ماه به ماه ۵۰درصد رشد داشتید. برای سال دوم این رشد رو ۴۰درصد و برای سال سوم ۳۰درصد درنظر بگیرید. اینطوری بگم که هیچ کسب و کاری با همون سرعتی که روز ها و ماه ها اول و حتی سال اول رشد میکنه نمی تونه در سال دوم به بعد رشد کنه . برای همین درصد رشد رو ماه به ماه یا سال به سال حتما کم کنید.صفحه های ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ مربوط به به هزینه های شماست . که باید توی دقیق بگید که چقدر برای هر بخش هزینه دارید. اگه فایل مالی کسب و کار خودتون رو درست کامل کرده باشید این بخش خیلی سخت نیست. فقط باید اعداد و ارقامی رو که توی فایل مالی دارید و نوشتید رو اینجا بنویسید. اسلاید ۲۲ و ۲۳ مربوط به رقبای شما هست. اینجا هم کار خیلی سخت هست. خارجی ها معمولا خیلی سر این اسلاید صحبت دارن و به شما گیر میدن. چون دقیقا میخوان بدونند که درک درستی از بازار و رقبا دارید یا نه. رقبای شما در کجای مارکت وجود دارن؟ چه بخشی از مشتری رو هدف قرار دادن. سرویس های که میدن چیه؟ می تونید در بخش یک لیست یا جدول هم داشته باشید که امکاناتی که شما دارید رو با رقبا مقایسه کنید.ولی مثل عکس بالا که تو صفحه ۲۳ اومده باید جایگاه خودتون رو نشون بدید. روی نموداری که یکی می تونه تخصص یا کیفیت باشه. یکی می تونه هزینه و قیمت سرویس باشه. چه سرویس هایی بهتر از شما هستن. چه سرویس های ارزون تر از شما هستن یا هر ملاکی که بتونید رقبا رو بر اساس اون نشون بدید و جایگاه خوددتون رو بین رقبا مشخص کنید.بخش بعدی مربوط به ریسک های کسب و کار شماست. این بخش رو هم درست و کامل بنویسید. چون یوقتی امکان داره کسی که داره فایل رو مشاهده میکنه از این نگران بشه که چطور شما ریسک های به اون مهمی رو ندیدید یا بهش توجه نکردید. این رودر نظر داشته باشید که هرچقدر سرمایه گذار با صنعت شما آشناتر و تخصصی تر باشه میاد این سوالات رو از شما میپرسه. برای همین اگه کسب و کار شما ریسک هم زیاد داره برداشتن این صفحه خیلی فایده نداره ولی پیشنهاد من این هست که میتونید یک صفحه دیگه اضافه کنید و بگید در مقابل این ریسک ها، استراتژی شما چی هست؟ و اگه این ریسک های اتفاق بیفته شما چیکار میکنید در مقابلشون؟بخش بعدی مربوط به دمو هست و هرچقدر دوست دارید و نه به اندازی ای که طرف مقابل خسته بشه اینجا عکس از محصول خودتون بزارید. یا اگه محصول لانچ نشده میتونید اسکچ های که طراحی کردید رو قراربدید. حتی میشه در این بخش دسترسی و رمز عبور بنویسید که اون طرف بتونه خودش وارد سایت و یا اپلیکیشن شما بشه و خودش محصول رو تست کنه. یا حتی میشه اینجا یک ویدیو بزارید که محصول و بخش های اون رو توضیح بده.این بخش هم شاید خیلی شاید برای ایران مناسب نباشه یا خیلی رویا پردازانه به نظر بیاد. اولین سوال این هست که حالا کی خروج کرده، که ما خروج کنیم. ولی خوب بالاخره یه چیزی در فکر شما هست. و برای یک کسب و کار مهم هست که در هر صورت توی هر شرایطی یک استراتژی برای آخرش داشته باشه.نهایت اون کسب و کار شما کجاست؟ وارد بورس میشه؟ محصولی شما چیزی هست که این مدل شرکت ها می تونن محصول شما رو خریداری کنن به صورت کامل؟ پاسخ این دست سوالات هم جاش اینجاست.صفحه بعدی هم مربوط به لیست سهامدارهاست. اینجا باید لیست تمام سهامدار ها و میزان سهامی که دارن رو بنویسید. سرمایگذار قبلی اگه داشتید چند درصد سهام داره؟ چقدر از سهام برای پرسنل هست؟ چند درصد از سهام شرکت با شرط و شروط به افراد داده شده؟ و خلاقه توی یک جدول که نام افراد باشه، سمت اون ها، درصد سهام و یک ستون هم توضیحات اینکه شرط و شروط سهام برای هر نفر چی هست؟صفحه ۲۸ و ۲۹ هم برای این هست که افرادی که توی تیم هستن رو معرفی کنید. حتی اون هایی که سهامدار نیستن چه افرادی هستن و کارشون چیه. تو صفحه ۲۸ افراد تمام وقت لیست شدن ولی صفحه ۲۹ افرادی هستن که به عنوان مشاور یا متخصص در کنار شما هستند.صفحه آخر و تمام. اینکه کسی که فایل رو دید چطوری میتونه با شما در تماس باشه. ایمیل؟ تلفن؟ واتس آپ؟ اسکایپ؟ لینک توییتر و لینکدین شرکت و استارتاپ و سایت و ... رو هر چیزی دارید اینجا بنویسید. دانلود رایگان فایل pitch deck sample - v1 - by shayan shalileh</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 30 Dec 2023 15:18:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری برای کسب و کار خودمون یک برنامه مالی یک ساله داشته باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-kxkuoh60xq8k</link>
                <description>وقتی که شروع میکنید به راه اندازی یک کسب و کار، یه سری سوال ها در مورد فروش و هزینه و میزان سرمایه مورد نیاز تو فکرتون هست. مثلا چطوری هزینه های یک سال رو برنامه ریزی کنم؟ یا چطوری فروش خودم رو پیش بینی کنم؟ چطوری هزینه ها رو پیش بینی کنم؟ برای هزینه هایی که داریم چقدر نیاز به فروش دارم؟ میخوام با سرمایه گذار صحبت کنم و از من پرسیده که چقدر سرمایه لازم داری؟ و خیلی سوالات دیگه که هم مالی هست. وقتی که شما یک کسب و کار راه اندازی میکنید. یکی از مهم ترین موارد این هست که در ابتدای سال جدید بتونید هزینه های خودتون رو پیش بینی کنید. در نهایت ببنید که چقدر هزینه برای توسعه اون کسب و کار در سال لازم دارید، تا بر اساس اون بتونید یک پیش بینی از فروش برای سال داشته باشید.من اینجا یک فایلی رو برای شما آمده کردم و در گوگل درایو به نام template - BP - cost by Shayan Shalileh قراردادم. این فایل تنها راه و بهترین برای درست کردم یک برنامه مالی برای کسب و کار شما نیست. اما ساده ترین مدلی هست که میتونید داشته باشید.اگه در حال راه اندازی و توسعه یک محصول جدید هم هستید و هیچ فروشی هم نداشته باشید. لازم هست که هزینه های خودتون برای یک سال مالی (۱۲ ماه)  رو به صورت دقیق بدونید. حتی اگر دنبال جذب سرمایه نباشید هم مدیریت مالی یکی از هم ترین نکاتی هست که به عنوان مدیر عامل یا بنیانگذار باید به اون توجه کنید.در ارزش گذاری یک استارتاپ، پیش بینی درآمد و پیش بینی هزینه ها برای ۳ تا ۵ سال آینده و در کنار اون پیش بینی اینکه چقدر فروش میتونید داشته باشید، از موضوع های مهمی هست که با درست کردن و تکمیل این فایل  میتونه پایه های لازم برای اون رو داشته باشید. عکسی که در بالا میبینید، یک فایل گوگل شیت ساده هست، که میتونید از اون برای وارد کردن هزینه های خودتون در سال ۱۴۰۳ یا هر سال مالی که مدنظر شماست استفاده کنید. این فایل از یک ستون در سمت چپ (ستون A) تشکیل شده که انواع هزینه ها رو که یک استارتاپ میتونه داشته باشه در اون مشخص کردم. البته شما میتونید عنوان ها رو هر کدوم رو که دوست دارید تغییر بدید و اصلاح کنید. هزینه ها به صورت کلی به چند بخش حقوق (salary)، هزینه های اجرای (OPEX)، هزینه های مارکتینگ‌ (Marketing) و هزینه های سرمایه ای (CAPEX) تقسیم میشه. توی بخش حقوق، باید حقوق که به افراد مختلف پرداخت میکنید و حتی حقوق که خودتون ماهانه از شرکت برمیدارید رو بنویسید. در ادامه یک ردیف هست به نام SSO که همون بیمه تامین اجتماعی خودمون هست. به به صورت پیش فرض ۳۰درصد درنظر گرفته شده و در نهایت Total salary که حقوق خالص دریافتی هر نفر + حق بیمه پرداختی رو محاصبه میکنه. درخصوص مالیات بر حقوق ما اینجا یک ردیف داریم که حقوق خالص هر ماه رو در ۱۰درصد ضرب میکنیم ولی مالیات بر حقوق چیز پیچیده ای هست. (به صورت پله کانی هست و تا یک عددی هر سال از مالیات معاف میشه ولی تا ۲۵ درصد هم میره) برای همین خیلی به این فرمول کار نداشته باشید و چون مالیات از حقوق پرسنل کم میشه می تونید (در صورتی که توافق شما با پرسنل حقوق ناخالص باشه) حتی اینجا هیچی نزارید (میتونه ردیف باشه ولی ۰ باشه)، یا کلا اون ردیف رو بردارید. ولی باید دقت کنید که در این صورت حقوق های بخش بالا به صورت ناخالص دیگه نیست. در ادامه فرق بین حقوق خالص و ناخالص رو توضیح دادم.حقوق ناخالص یعنی اون پولی که آخر ماه به پرسنل پرداخت میکنید. و هیچی ازش دیگه کم نمیشه. برای مثال اگه کسی حقوق ۵۰ میلیون تومان باشه. حدود ۳۰درصد حق بیمه تامین اجتماعی (۲۳درصد کارفرما و ۷درصد کارمند) بهش اضافه میشه که میشه مثلا ۶۵ میلیون تومان. و اگه مالیات رو هم ۱۰ درصد در نظر بگیرید میشه مالیات اون حقوق حدود ۱۰ میلیون تومان. یعنی حقوق اون شخص در اصل به صورت ناخالص ۷۵ تا ۸۰ میلیون تومان هست (بدون کسورات قانونی که میشه بیمه و مالیات) . که خالص دریافتی (حقوق خالص) اون پس همه کسورات قانونی (بیمه و مالیات و ...) میشه ۵۰ میلیون تومان. این رو در زمانی که عدد های حقوق رو در بخش خودش وارد میکنید دقت کنید. که دارید حقوق ها رو خالص وارد میکنید یا ناخالصدر بخش هزینه های اجرایی یا همون (OPEX) اجاره ماهانه دفتر، هزینه سرور، هزینه اینترنت و بقیه این دست هزینه هایی رو داریم که به هزینه ها عملیاتی یا هزینه ها اجرایی شرکت مربوط هست. که این بخش رو هم شما می تونید عنوان مختلفی که دوست دارید رو بهش اضافه کنید.در بخش هزینه های سرمایه ای یا دارایی های شرکت (CAPEX) ، اون دسته از هزینه ها رو داریم که جنس سرمایه ای دارن. مثلا پیش پرداخت اجاره که در آینده به شما برخواهد گشت، هزینه خرید سرور (نه اجاره ماهانه سرور) یا هزینه های خرید گوشی موبایل، لپ تاب برای پرسنل و... یا حتی هزینه های دکوراسیون شرکت.یک بخش دیگه این وسط هست که جدا کردیم به عنوان مارکتینگ، که بتونیم توی یک استارتاپ برآورد دقیق تری ازش داشته باشیم. که جنس این هزینه مثل هزینه های عملیاتی یا اجرایی (OPEX) است ولی دوست داریم که دقیق تر اون رو کنترل و برنامه ریزی کنیم. چرا جدا میشه چون خیلی راحت میشه در اینده (البته نه در ایران خیلی راحت) این هزینه های در قالب هزینه های برندینگ و ساخت برند به سرمایه تبدیل کرد. این تبدیل هزینه به سرمایه در تراز های مالی شما روی سود شرکت و زیاد شرکت تاثیر داره. ولی خوب کار سختی هست. هزینه تحقیقات و توسعه (R&amp;D) که میشه اون بخشی از نیرو های شرکت که روی محصولی کار میکنند که توسعه پیدا میکنه . امروز ازش پول در نمیاد ولی در آینده تبدیل به دارایی های شرکت میشه. هم از این دست هزینه هاست ولی فعلا به اون چیزا کاری نداشته باشید چون واقعا دیوانه میشید. ولی بدونید در اصطلاح بش میگن Capitalization .بخش بعدی مربوط به cash flow یا میزان یا جریان نقدینگی شرکت هست. که برای استارتاپ و کسب و کاری که از روز اول فروش نداره. این طوری هست که فقط جمع هزینه هاست. و به صورت جمع هر ماه و تجمیع ماهانه (هر ماه + جمع ماه های قبل که بهش cash flow accumulated میگن) قرار داره. این بخش خیلی به شما کمک میکنه که نیاز مندی به حداکثر سرمایه که لازم رو پیدا کنید. یا اینکه شرکت شما تا کجا سودآور نیست و زیان میده.بخش بعدی مربوط به فروش شما هست که اینجا gross sales  اومده و شما برای هر محصولی که دارید میتونید عدد پیش بینی ماهانه فروش ( یا فروش ناخالص) خودتون رو توش بنویسید. در ادامه EBIT که میشه جمع کل فروش شما در ماه منهای کل هزینه هاتون که یه چیزی مثل سود ناخالص قبل از مالیات هست. برای اطلاعات بیشتر میتونید  EBIT رو گوگل کنید. من فکر میکنم در فارسی بهش سود ناخالص قبل از مالیات میگن.بخش بعدی میشه ستون های که ماه به ماه اطلاعات مالی کسب و کار خودتون رو باید توش بنویسید.ستون های B تا M مربوط به ماه ها میشه، و میتونه از فروردین شروع سال باشه. یا اگه کارتون از وسط سال شروع میشه میتونه اولین ماهی باشه که دارید کارتون رو شروع میکنید.در خصوص ستون M (ماه دوازدهم یا اسفند) باید دقت کنید که دستی اون رو کامل نکنید. چون خودش یک فرمول داره که من توش نوشتم که میاد عدد ها بخش حقوق رو فقط، از ماه ۱۱ یعنی ستون قبلی، (که معمولا میشه بهمن) حقوق ماهانه رو بر میداره و در ۳ ضرب میکنه. حالا چرا ۳؟ چون آخر سال و حقوق ماه ۱۲ و اسفند متفاوت هست. یعنی شما حقوق ماهانه + سنوات + عیدی رو باید به پرسنل پرداخت کنید.‌ البته سنوات رو میشه هر سال پرداخت نکرد ولی کسی که داره از شرکت جدا میشه به عداد سال هایی که توی شرکت شما بوده و معادل آخرین حقوق باید بهش پول بدید. یعنی یکی ۵ سال در شرکت شما بوده و آخرین حقوق اون ۲۰میلیون تومان باشه. شما باید ۱۰۰ میلیون تومان بهش پول بدید.برای همین شرکت ها میان سنتوات رو سال به سال پرداخت میکنند که در سال اخر و زمانی که پرسنل از شرکت شما جدا میشه هزینه زیاد نباشه.  پس اگه کسی ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیره. احتمالا آخرسال یعنی در اسفند باید بهش حداکثر ۶۰ میلیون تومان پرداختی داشته باشید. البته محاصبه عیدی یه چیز عجیبی هست که حداکثر داره و هر سال توسط دولت اعلام میشه. ولی فرمول رو تغییر هم ندید بد نیست. چون اختلاف عددی قانونی عیدی و ۲ برابر حقوق شاید بتونه اون چیزی که به عنوان پاداش سالانه پرسنل هست رو پوشش بده. در پر کردن ستون های B تا M هم دقت کنید که میخواهید عدد های ماهانه رو با توجه به مدل بالا خالص دریافتی بزنید یا ناخالص. برای خالص باید فرمول SSO رو از جدای بحث مالیات برحقوق از ۲۳درصد به ۳۰ درصد تغییر بدید. یعنی هم حق بیمه سمت کارفرما و هم سمت کارمند رو شما خودتون باید بدید. این روش معمولا چون فرمول پیچیده است برای پرسنل راحت تر و قابل درک تر هست.خیلی پیچیده است نه؟ آره واقعا سخت و پیچیده است و پیشنهاد میکنم که دست بالا اعداد رو بزارید که در وسط کار مخصوصا وقتی که در دنبال جذب سرمایه هستید حداکثر هزینه هاتون رو بتونید برنامه ریزی کنید. یا اگر میزان سرمایه ای که لازم دارید مشخص هست. این حداکثر هزینه ها رو در نظر گرفتن به شما کمک میکنه که وسط سال یا ماه ۱۰ یا ۱۱ یا ۱۲ هیچ وقت با کم بود پول مواجه نشید.ستون N هم جمع کل سال هست. که شما می تونید برای هر ردیف یک جمع کل داشته باشید. اگه به هر چیزی توی فایل دست میزنید، دقیت کنید که فرمول ستون N و بقیه ستون ها تغییر نکنه . اگه ستون اضافه میکنید هم خیلی باید دقت داشته باشید. که فرمول ها در این فایل خراب نشن.اونجا که داریم در مورد EBIT صحبت می کنیم این رو بدونید که خیلی ماه ها منفی هست. یعنی فروش شما کمتر از هزینه های شماست. یا شما اصلا فروش ندارید و فقط هزینه دارید. تا زمانی که EBIT مثبت باشه که بهش میگن نقطه سر به سر یا break even point استارتاپ یا کسب و کار شما زیانده هست. تو خیلی کسب و کار های این در سال اول مثبت نمیشه. یعنی شما برای سال دوم هم نیاز به سرمایه دارید. مدیریت cash flow خیلی مهم هست. مخصوصا وقتی که هزینه های زیادی دارید. اگه میخواین که آخر ماه با مشکل پرداخت حقوق مواجه نشید باید همیشه cash flow شما از فروش یا میزان تامین سرمایه تامین بشه.مورد بعدی که باید دقت کنید EBIT accounted هست که دقیقا مثل cash flow accumulated هر ماه تشکیل میشه جمع ماه که در اون هستید با تمام ماه های قبلی. خیلی ساده بخوام توضیح بدم اون چیزی که در این فایل min investment اومده میشه اونجایی که EBIT دیگه مثبت شده یا ماه ۱۲ و max investment میشه جمع کل هزینه هاتون که ماه ۱۲ یا جمع کل (total) مربوط به cash flow هست.یکی از مواردی که باز باید خیلی بهش دقت کنید، هزینه مستقیم تولید محصول هست. یعنی اگه من یک محوصل رو ۱۰۰۰ تومان میفروشم. یعنی اگه یک جنسی یا مواد اولیه . هزینه بسته بندی،‌ لوازم و ابزاری رو خریداری کنید ۶۰۰ تومان و بعد اون رو ۱۰۰۰ تومان بفروشید. اون ۱۰۰۰ تومان میشه فروش ناخالص ، اون ۶۰۰ تومان میشه (COGS) یا هزینه های مستقیم فروش یا هزینه تولید و... و مانده ۴۰۰ تومان میشه فروش خالص شما. یه سری کسب و کار ها هم هستند که هزینه تولید ندارن. یعنی یه سرویس کاملا انلاین هست. مثلا بازی ها. تمام هزینه های تولید اون (COGS) در دل هزینه های اجرایی مثل حقوق و هزینه سرور و ... است.توی بخش COGS مثلا اگه از API یا چیزی استفاده میکنید و پیش بینی اون خیلی راحت نیست . میتونید مثلا ۵درصد یا ۱۰درصد از gross sales یا فروش ناخالص رو قرار بدید و بعد این رو بکنید یکی از KPI های مربوط به کسب و کارتون که برای اینکه سالم و سلامت باشه نباید COGS شما بیشتر از مثلا ۵ یا ۱۰ درصد از فروش ناخالص شما باشه. این فایل در گوگل درایو به نام template - BP - cost by Shayan Shalileh قرارداده شده و می تونید اون رو به صورت مجانی دانلود کنید. این فایل اگه بخش فروش رو حذف کنید میشه بهش COST sheet هم گفت. ولی خوب وقتی که توش فروش هم بیاد خیلی اشتباه نیست که بهش بگیم Business Plan البته خوب شاید بیزینس پلن بخش های دیگه هم داشته باشه، ولی این فایل تا میزان زیادی بخش های مالی یک Business Plan  رو پوشش داده. این رو دقت کنید که کسب و کار شما خیلی پیچیده است و وقتی دارید این فایل رو کامل میکنید با کلی اما و اگر مواجه میشید، اون وقت دیگه این فایل به درد شما نمیخوره. شاید شما رو گیچ تر هم بکنه. یا مسیرتون رو اشتباه کنه. تو این شرایط حتما باید از یک مشاور مالی درست و درمون کمک بگیرید. من هم البته با کمال میل میتونم به شما کمک کنم و از طریق ایمیل shayan.shalileh@gmail.com یا شماره 09121314257 روی واتس اپ می تونید با من در تماس باشید.ولی تجربه من از کارکردن با استارتاپ ها برای سال های اول و دوم نشون داده خیلی از استارتاپ ها شاید بگم ۸۰ تا ۹۰ درصد کارشون با همین فایل ساده راه افتاده . این رو هم اضافه کنم فایل پیچیده شامل کلی sheet و فرمول های بیشتر مشکلی که داره این هست که هم درست کردنش زمان زیادی لازم داره و هم در طول سال کنترل اون خیلی سخت تر میشه. امیدوارم که مفید باشه...</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Wed, 27 Dec 2023 14:47:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره چاپ کتاب «چند اشتباه رایج یک مدیرعامل»</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-blwu4gqhh6nz</link>
                <description>بالاخره کتاب «چند اشتباه رایج یک مدیرعامل» که از اول امسال شروع کرده بودم به نوشتن، بعد از چند سری ویراستاری و با کمک چند تا دوست ها خوب و لطفا آقای علی محمدپور از خوب های نشر الکترونیک و با کمک انتشارات بلد، روانه بازار شد.چند تا نکته در مورد کتاب بگم که :۱) من خیلی سرچ کردم و متاسفانه دیدم که ما در زمینه مدیریت و منابع انسانی خیلی کم کتاب هایی داریم که نوشته یا تالیف شده باشند، و معمولا همه کتاب های داخل ایران ترجمه یک کتاب خارجی هست. البته به نظر من و به دلیل اختلاف های فرهنگی و آموزشی در ایران با بقیه دنیا، خیلی از مطالب که در کتاب های خارجی گفته شده، متاسفانه در فرهنگ ما در ایران کاربردی نیستند.۲) همون طور که روی کتاب هم نوشتم «نگاهی خودمانی و متفاوت به چالش های مدیریت در ایران» این کتاب واقع نوع نگارش متفاوتی رو در بین تمام کتاب های چاپی در ایران داره. زبان دوستانه و محاوره ای که در این کتاب استفاده شده واقعا نوع نگارش جدیدی در صنعت نشر توی ایران هست. که باید تشکر ویژه بکنم از احسان ریاضی اصفهانی که واقعا کمک بزرگی کرد به من در نوشتن این کتاب و جمله به جمله و کلمه به کلمه کتاب رو خوند و اصلاحات زیادی رو روش انجام داد و از طرف دیگه تشکر کنم از احسان اصفهانی عزیز که با کلی سختی آخرین ویراستاری کتاب رو صفحه بندی اون رو انجام داد. با کمک و مشاوره های این دوستان بود که امروز شاهد یک نوع نوشتار جدید در نشر ایران و مخصوصا کتاب های منابع انسانی و مدیریتی هستیم.۳) من اول تصمیم داشتم این کتاب رو فقط به صورت الکترونیکی و بیشتر به صورت یک e-book منتشر کنم که به پیشنهاد علی محمدپور انتشار کتاب بعد از گرفتن مجوز و ویراستاری و طراحی جلد حرفه ای، به طور کلی خیلی بوی رسمی و جدی به خودش گرفت. اما تصمیم گرفتیم که تاجایی که میشه در انشار اون از روش های به روز استافده کنیم برای مثال، در خصوص انتشار کتاب بر خلاف روش های سنتی که کتاب ها اول به تعداد ۱۰۰۰ تا و ۲۰۰۰ تا چاپ میشن و در کتابفروشی توضیح میشن، این کتاب به این شکل چاپ نمیشه و به صورت print on demand منتشر شده که از طریق در دیجی‌کالا میشه اون رو خرید، به این صورت که وقتی شما کتاب رو سفارش میدید، یک نسخه از کتاب اتوماتیک چاپ میشه و برای شمال ارسال میشه. این روش چون نیاز به چاپ اولیه و انبار داری نداره باعث میشه که قیمت کتاب حتی ارزون تر از چاپ و پخش به روش های سنتی باشه.۴) من توی این کتاب سعی کردم صادقانه و واقعی تجربه های خودم رو در ای‌نتورک و خیلی از شرکت هایی که در این چند سال به عنوان مشاور کنارشون بودم به خواننده منتقل کنم.از مراحل انتشار کتاب براتون بگم که:برای خرید از دیجی کالا می تونید به آدرس https://www.digikala.com/product/dkp-13326510 مراجعه کنید.این کتاب به زودی در پلتفرم های طاقچه و فیدیبو هم به صورت کتاب الکترونیکی منتشر میشه که لینک اون ها رو هم بعد از انتشار در اینجا قرار میدم. قرار هست که کتاب به زودی در آمازون هم بیاد که دوستان خارج از ایران هم بتونن اون رو تهیه کنن.همچنین تا دو یا سه هفته دیگه این کتاب به صورت کتاب صوتی هم منتشر خواهد شد که برای افرادی که دوست دارن کتاب رو صوتی گوش کنن میتونه جذاب باشه.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 01:01:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند اشتباه رایج یک مدیرعامل</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-uinahlcz8ow6</link>
                <description>nتوی این مطلب میخوام در مورد اشتباه های رایجی بنویسم که معمولا مدیرعامل ها انجام میدن. من توی چهار سال گذشته حداقل با ۱۰ تا شرکت و استارتاپ به عنوان مشاور کار کردم و مواردی که در این مطلب به اون ها اشاره میکنم در تمام اون شرکت ها وجود داشته. در نهایت هم چالش به اینجا رسیده که مدیرعامل همیشه میگفته که پرسنل کار نمیکنند یا درست کار نمی کنند. یعنی مشکل رو از جانب پرسنل و اعضای دیگه تیم میدیده و نه خودش. ولی در اصل این خودش (مدیرعامل) بوده که باید رفتار خودش رو اصلاح میکرده.خرید نسخه چاپی این مطلب در قالب کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعاملنسخه چاپ شده و رسمی و کامل این مطلب رو می تونید در از طریق دیجی کالا و قالب کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل از انتشارات بلد خریداری کنیدتوی این مطلب به نکته هایی اشاره میکنم که به نظر من خیلی مهم هست. اگه مدیرعامل یک شرکت زیر ۵۰ یا ۶۰ نفره هستید و البته تیم شما بزرگ تر از ۸ یا ۹ نفر هست. این مطلب دقیقا برای شما نوشته شده. در غیر این صورت تمام مطالب ممکنه برای شما کاربردی نباشه ولی خوندنشون خالی از لطف نیست.اگه مدیرعامل نیستید و به این مطلب رسیدید حتما برای مدیرعامل خودتون این مطلب رو ارسال کنید.مقدمه من توی این چند وقت خیلی از مدیر هایی رو دیدم که همش بحران منابع انسانی داشتن و از کار نکردن تیم شاکی بودن، یا از اینکه نیرو ها خیلی سریع بعد از یه مدت از تیم جدا میشن شاکی بودن. و همیشه نیروهاشون رو مسئول میدونستند که وفادار نیستن، یا تجربه ی کمی دارن. درصورتی که این یک باور اشتباه هست یا حداقل باید بگیم که همیشه درست نیست. نمیشه همه مشکلات رو سر افراد تیم خالی کرد. شما وقتی که ساختار درستی برای مدیریت منابع انسانی یا مدیریت کارها و شرکت نداشته باشید. وقتی که فرایند های درستی برای بررسی توانایی پرسنل نداشته باشید و سیستمی نباشه که شایسته سالاری درش وجود داشته باشه. همیشه با چالش و بحران پرسنل یا همون منابع انسانی مواجه هستید و همیشه هم فکر میکنید که مشکل اون ها هستن نه خود شما و یا شرکت تحت مدیریت شما.شما به عنوان مدیری که یک کسب و کار آنلاین رو مدیریت می کنید و یا قرار هست راه اندازی کنید، باید بدونید که نقش شما در تیم چیه؟ اینکه هر روز با برنامه نویس ها در ارتباط باشید و پیگیر تسک ها باشید و خودتون به برنامه نویس ها تسک بدید کار درستی نیست. نه تنها درست نیست بلکه ۱۰۰درصد هم اشتباه هست و میشه گفت که این رایج ترین و بزرگترین اشتباه هست که بهترین ایده ها رو با بهترین سرمایه گذاری ها با چالش های جدی مواجه میکنه. احتمالا الان دارید میگید که این کار درستی هست. نه تنها من و بلکه بقیه افرادی که میشناسم هم همین مدلی با تیم فنی و مارکتینگ دراتباط هستند، مگه غیر از این مدل این تیم ها کار میکند؟ یا محصول توسعه میدن؟نقش شما به عنوان مدیرعامل و صاحب پروژه توی پروسه های مربوط به طراحی و تولید محصول تعریف شده و اگه میخواین که برنامه نویس ها و تیم فنی (شاید بهتر باشیم کل شرکت) درست کارشون رو انجام بدن واقعا لازم هست که شما هم نقش و کارتون رو درست انجام بدید. البته اینجا مثال من در مورد برنامه نویس ها بود. ولی تو خیلی از شرکت ها، این سر تو هر جا فرو کردن مدیرعامل به تیم مارکتینگ، فروش، پشتیبانی و ... هم مربوط میشه.با این مقدمه حالا وارد ۱۰ تا نکته مهم میشم که شاید کسب و شما در صورت رعایت کردن درست این موارد متحول کنه:۱) مولتی تسک بودن و همه رو هم درگیر مولتی تسکینگ کردن و اسرار به انجام دادن همه کارها باهمشما مدیر هستید و یک کار بیشتر ندارید. مدیریت. حالا یعنی چی؟ ادامه رو بخونید؟خیلی از ما ها فکر میکنیم که مولتی تسک بودن خوبه و سرعت ما رو بالا میبره حتی خیلی از مردها به اشتباه میگن خانم ها مولتی تسک نیستن و این رو یک افتخار برای خودشون میدونن در صورتی که مولتی تسک بودن همیشه خوب نیست. مولتی تسکینگ، خیلی وقت ها کیفیت و خروجی کار ما رو پایین میاره و نمیزاره که تمرکز داشته باشیم روی کاری که انجام میدیم. سعی کنید وقتی که دارید یه کار مهم انجام میدید تمام تمرکز شما روی انجام دادن اون کار باشه.فکر کنید به عنوان مدیرعامل دارین کسب و کار خودتون رو هدایت میکنید بعد جلسه با سرمایه گذار های آینده شرکت. یه سری به مارکتینگ میزنید. بعد از جلسه مارکتینگ که احتمالا با عصبانیت از اون خارج شدید یه جلسه با تیم فروش دارید که اون هم خیلی شما رو راضی نمیکنه. چون هر دو تا تیم، چند تا کاری که گفتید رو یا انجام ندادن یا یه مدل دیگه انجام دادن. درست یا غلط تصمیم اون ها یا شما زیاد مهم نیست. مهم این هست که صبح تا شب مدیرعامل شرکت نمی تونه متمرکز روی ۱۰ تا موضوع مختلف باشه. مخصوصا اینکه وسط جلسه فروش احتمالا دارید یه گزارش مالی رو نگاه میکنید و وسط جلسه مالی هم دارید گزارش کمپین مارکتینگ شرکت رو میبینید. این یعنی توی هر کاری تو شرکت دخالت کنید و سرش بکشید. حالا شما اسمش رو بزارید میکرو‌منجمیت یا هر چیزی به نظر من این یعنی بقیه تیم رو وارد یک بازی بکنید که هیچ کس کاری نکنه. و شما هم اینقدر درگیر هستید که خودتون هم نمیرسید همه کارها رو انجام بدید.یک پیشنهاد ساده و کار راه انداز:کارهاتون رو به سه دسته تقسیم کنید و مهم ترین هاش رو اول انجام بدید. خیلی از ما چون کارهامون دسته بندی نیست معمولا زمان خودمون سر کارهایی میزاریم که خیلی هم نتیجه انجام دادنش شاید برامون اهمیت نداشته باشهیه عنوان مدیرعامل یک چیزی رو یادبگیرید که کار شما مدیریت هست. و بخش مهم از این مدیریت واگذاری تسک ها به افرادی هست که برای شما کار میکنند. اگه قرار هست که شما همه کارها رو انجام بدید پس چرا این همه افراد مختلف رو استخدام کردید؟ این سوال رو از خودتون بپرسید.حالا دلیگیت کردن یا واگزاری کار به دیگران چی هست؟دلیگیت کردن یا واگذاری یا برون سپاری یک کار (یا تسک) به افراد دیگه مخصوصا وقتی که شما مدیر یک شرکت هستید یا سرپرست یک بخش یا دپارتمان خیلی مهم هست. به زبان ساده وقتی که شما یه دستیار دارید حالا چه مدیرعامل باشید و چه مدیرمحصول سپردن کار ها به دستیارتون باعث میشه که وقت بیشتری برای کارهای مهم تر داشته باشید. البته دلیگیت کردن یا واگزاری کارها به یک نفر دیگه، خیلی هم ساده و آسمون نیست. دلیگیت کردن هم آداب و داستان های خودش رو داره و نباید بگیم خوب بیا این کار رو انجام بده. سپردن کارها به دیگران، مراحلی داره که ما خیلی دقیق و همیشه رعایت نمیکنیم.اول اینکه باید خیلی دقیق نیاز و خواسته خودتون رو به طرف مقابل بگیم. هیچ وقت فراموش نکنیم که مسئولیت اون کار با ماست و وقتی که تسکی رو به کسی میسپریم که انجام بده، این ما هستیم که باید ازش پیگیری کنیم. از همه مهم تر اینکه که وقتی یک تسک رو به کسی میسپارید، دقت کنید که باید آموزش های لازم برای انجام دادن اون کار رو بهش بدید. بدونید که به عنوان یک مدیر این بخش مهمی از کار و ارتباط شما با افرادی هست که باهاشون کار میکنید.در پایان هم باید حتما به طرف بازخورد بدید از خروجی کارش تا که اون شخص بتونه برای دفعات بعدی کارش رو بهتر انجام بدهاگه مدیرعامل هستید بدونید که فروش و مارتکتینگ و فنی و ارتباط با مشتری رو وقتی که تیم شما از یک تیم ۲ یا ۳ نفره بزرگت تر میشه، نباید دیگه خودتون انجام بدید. وقتی که تیم بزرگ میشه شما هدف ها و برنامه های دیگه ای دارید که باید به اون ها رسیدگی کنید.به عنوان مدیرعامل میتونم بگم یک چالش اصلی دارید و شک نکنید که باید از پسش بربیاید.یک مشکلی در شرکت های به صورت مشخص وجود داره و اون این هست که معمولا به جای اینکه سوار کار ها باشن و مخصوصا مدیران شرکت ها درگیر برنامه ریزی های آینده کلان بیشتر درگیر کارهای روزانه هستند. بهتر هست بگم که سوار کار نیستن بلکه کار هاشون هست که سوار اون هاست و اون ها رو به این طرف و اون طرف میبره.خلاصه اینکه کارهای اصلی و توسعه کسب و کار و این ها رو ول کردید و خودتون رو درگیر کارهای روزانه کردید که چی؟ آدم های درستی رو استخدام کنید که این کارها رو برای شما آنجام بدن. درست آموزش بدید و درست مدیریت کنید به جای اینکه هر دقیقه بپرید تو کارشون.اگه از اون دست افراد هستید که دارید میگید اگه آدم درست پیدا میشد که من خودم همه این کارها رو نمیکردم، شلیله چی میگی؟ بیرون نشستی و میگی لنگش کن؟ اصلا آدم درست برای این بخش ها هست که من استخدام نکردم و از این دست حرف ها میزنید باید بگم که بهتر هست که بخش های بعدی این مطلب رو  با دقت بیشتری بخونید۲) خداحافظی نکردن با پرسنلی که درست کار نمیکنه یا به قولی روی مخ همه اعضای تیم هست و بقیه داستان های مربوط به پرسنلیکی از بزرگترین چالش های همه مدیرعامل هایی که من دیدم منابع انسانی هست. ولی اون هایی که یک مدیر منابع انسانی وارد تیم  ۲۰ تا ۳۰ نفره یا کوچیک کرده باشن که حتما مشکلات خودشون رو ۱۰ برابر کردن. به نظر من کارهای مربوط به منابع انسانی توی یک شرکت کوچیک معمولا زیر ۲۰ تا ۳۰ نفر باید همیشه با مدیرعامل باشه. چون لازم هست که فرهنگ اون سازمان ساخته بشه. حالا شما یک نفر داشته باشید برای تنظیم قرارداد و ... ولی دیگه اسمش رو منابع انسانی نزارید که فردا بلای جون خودتون و تیم بشه.این هم پیشنهاد رک و شفاف من به شماباهوش ترین ها رو استخدام کنید. به عنوان یک مدیر به شما پیشنهاد میکنم که باهوش ترین ها رو استخدام کنید وهیچ وقت از این نترسید که کسی که دارید استخدام میکنید از شما باهوش تره . افراد باهوش تر از شما به موفقیت شما کمک میکنند و در کنار شما موفق میشن. تجربه شما است که در کنار هوش و خلاقیت افرادی توانمندتر از شما موفقیت شما رو تضمین میکنهاز استخدام افراد جون نترسید. افرادی که ۱۰ سال سابقه کار دارن و شاید بیشتر و تو شرکت های مختلف بودن خیلی دیگه به درد یادگیری نمیخورن. هر کدوم ممکن هست که تو فرهنگ های کاری متفاوتی رشد کرده باشن و تغییر اون فرهنگ کاری خیلی سخت خواهد بود. افراد جدید و جوون رو استخدام کردن ممکنه درگیری شما رو برای آموزش اون ها بیشتر کنه ولی خروجی همیشه بهتر بوده . چون برای ساختن آینده خودشون دنبال تلاش کردن هستند. خیلی درگیر زندگی روزمره نیستن.در ادامه...خواستم دوباره یه موضوعی رو اینجا هم اشاره کنم که به نظر من خیلی مهم هست، واقعا وقتی که فردی برای شما توی تیم چالش درست میکنه. کارش رو درست انجام نمیده، برای بقیه تیم مشکل درست ایجاد میکنه. متوجه میشید که جواب سر بالا میده. احتمالا یه جای دیگه کار میکنه و به شما نگفته . انرژی منفی به تیم میده. با همه چیز مخالف هست. تلاشش کمه و یا هر چیزی. هر چند ماه یک بار میگه حقوق من کمه و ... باهاش خداحافظی کنیدباهاش خداحافظی کنید و شک نداشته باشید که هر چقدر که دیرتر خداحافظی کنید مشکلات شما با اون شخص بیشتر میشه و ریسک و خسارتی که به تیم میزنه بیشتر خواهد بود. نظر شما چیه؟تجربه خداحافظی نکردن با کسی رو دارید که بعدا برای شما دردسر شده باشه؟ توی کامنت بنویسید یا برای من ایمیل کنید. خوشخال میشم از شما ایمیل داشته باشم. جریمه یا تشوقی؟ متاسفانه یکی دیگه از اشتباه هایی که خیلی از مدیرها انجام میدن این هست که برای مسئولیت پذیر کردن پرسنل میان وقتی که کاری رو درست انجام ندن جریمه میزارن. تجربه میگه جریمه کردن اصلا اون نتیجه که میخوان رو نمیده. در مقابلش تشویق کردن و یک مسیر شغلی درست رو به آدم ها نشون دادن دقیقا نقطه ای هست که آدم ها رو مسئولیت پذیر میکننه. هر چقدر بیشتر درگیر کار باشن و نتیجه کارهای مثبت خودشون رو با تشویق و پاداش ببین بیشتر و درست تر کار میکنن. تا اینکه مثلا جریمه بزارید براشون . مرخصی ندید. از حقوق شون پول کم کنید. یا بدترین کار ساعت کاری اضافه بدید که در شرکت باشن.این طوری دقیقا به پرسنل میگید که جایی که کار میکنند شرکت یا خونه دوم اونها نیست و زنداست هست و اولین باری که این کار رو کردید دیگه اون طرف دنبال فرار کردن از شما و شرکت شماستیک نکته دیگه شما به عنوان مدیرعامل یک شرکت اگر در ساعت های غیرکاری روزهای تعطیل و یا هر زمانی خارج از کار با پرسنل در تماس هستید. ازشون تسک میخواهید یا کاری برای شما انجام بدن، بیخود میکنید به مرخصی و ساعت ورود و خروج پرسنل کار دارید. یا ساعت کاری دارید یا ندارید. یک بوم و دو هوا نمیشهبا هم ارتباط صمیمی داشته باشیدیه چیز دیگه اینکه سعی کنید بین خودتون با پرسنل و پرسنل با همدیگه دوستی ایجاد کنید. اول باهم دوست باشید و بعد همکاری. تو فرهنگ ما کار سختی هست ولی همیدگه رو به اسم کوچیک یا نهایت فامیل صدا کنید. دکتر و مهندس و آقا و جناب واقعا کلمه های درستی نیست برای ارتباط پرسنل با همدیگه.یه سری از فعالیت های آموزشی هست که میشه گروهی انجام داد و به شدت توصیه میکنم که این کارهای رو با بچه های شرکت انجام بدید. نه هر تیم به صورت جدا بلکه کل شرکت باهم. گیر الکی به کسی ندیدیکی دیگه از اشتباه های مدیرعامل ها وقتی با کسی نمیخوان کار کنن این هست که الکی بهش گیر میدن و بهانه های الکی از کار کردنش میگیرن. خیلی وقت ها این رفتار اصلا ارتباطی به پرفورمنس اون طرف نداره و به شدت از این کار پیشنهاد میکنم که پرهیز کنید. اگه مشکلی با هر کسی در تیم دارید خیلی روشن و شفاف بهش بگید. اینکه من از اون کارت خوشم نیومد الان به غذا خوردن یا چایی خوردن تو گیر میدم که نشد مدیریت. ناسلامتی مدیرعامل هستید؟منابع انسانی البته موضوع مهم و چالش های اون خیلی بیشتر از این موارد هست ولی این دسته رفتار ها تقریبا توی خیلی از شرکت ها هست و برای همین اینجا مطرح کردم.۳) دخالت خیلی خیلی زیاد توی مارکتینگ به جای تمرکز روی بخش فنی و محصولبازم اینجا دارم مثال مارکتینگ رو میزنم چون تقریبا مشکل همه است. چرا فکر میکنید که مارکتینگ و تبلیغات ساده ترین کار شرکت هست؟؟؟ مارکتینگ مهم ترین کار به حساب میاد. وقتی که انتظار درستی ازش داشته باشید. وقتی که میخواهید یه پست درست کنید و بدید ۲۰۰ تا پیج کپی و پیست کنند و به اصلاح خودتون بگید یک کمپین موفق داشتید، آره از دید شما مارکتینگ ساده ترین کار هست و فکر میکنید خودتون بهتر میتونید انجامش بدید. پس اول از همه دیدگاه خودتون رو درست کنید.کلا خیلی تو مارکتینگ دخالت نکنید به نظر من. بزارید بچه ها مارکتینگ برن جلو. وقتی هم که میگیم مارکتینگ، دنبال یک نفر نباشید که هم وبلاگ بنویسه، هم پست سوشیال مدیا بزاره، هم کمپین طراحی کنه، حتما برای مارکتینگ یک تیم داشته باشید. یک تیم کامل. حتی این تیم اگه حضوری نباشه. یک نفر به عنوان سرپرست تیم که خلاق و باحال باشه و کسب و کار شما رو بشناسه. به همراه یک مدیرپروژه کافی هست که یه سری تولید کننده محتوا و طراح سایت و وبلاگ نویس و ... رو بتونن مدیریت کنن. ولی بدونید که مارکتینگ کار یک نفر نیست. اگه هم ۸ نفر تو تیم دارید و کار پیش نمیره دنبال عوض کردن اون ۸ نفر نباشید فقط کافی هست یه مدیر پروژه خوب به تیم اضافه کنید. و بازم تکرار میکنم خودتون توش دخلات نکنید. هر بازه ناراضی بودید مدیر اون تیم رو عوض کنید. ولی نرید دونه دونه پست وبلاگ رو بخونید و پست های سوشیال مدیا رونظر بدید.اون چیزی که شما تو یه جلسه ۲ ساعت یا ۳ ساعت تو هفته دنبالش هستید و میبینید هیچی داده ای به شما نمیده که بخواهید روش تصمیم درستی بگیرید. فقط برای خودتون و شرکت و بقیه با نظرات خودتو دردسر درست میکنید.این هم یه پیشنهاد ساده برای شما. حداقل دخالت میکنید این چند تا خواسته رو از تیم داشته باشید.? خیلی برای ترافیک زیاد که به کسب و کار شما هم مربوط نمیشه مطلب منتشر نکنید ✏️ سعی کنید در خصوص یه موضوعی صحبت میکنید حتما اگه ازش مطلب دارید به اون مطلب قبلی لینک بدید ? یا اگه در آینده مطلبی مینویسید که قبلا به اون اشاره شده برید و مطالب قبلی رو به مطلب جدید لینک کنید ⏱️ سریالی بنویسید مثلا این هفته یه موضوعی که به مخاطلب بگید که هفته دیگه ادامه مطلب رو مینویسید  ?  هر ماه یا هر فصل حداقل یک پست منتشر کنید و در اون بهترین های اون بازه زمانی رو لیست کنید?حداقل سالی ۲ تا ۳ بار از مطالب منتشر شده از وبلاگ کتاب الکترونیکی درست کنید اگه تو جلسه های تیم مارکتینگ میرید پیشنهاد میکنم که ازشون بپرسید که چرا این تصمیم ها رو گرفتن؟ ببینید که این تصمیم ها رو ی نظر شخصی گرفته شده یا اطلاعات مربوط به ترافیک و مشتری و فروش و بازار ور واقعا بررسی کردن و بعد چنین تصمیماتی گرفتن؟به عنوان مدیرعامل تو بخش فنی دنبال مچ گرفتن نباشید. دنبال این نباشید که من اون روز این رو گفتم دیدید که درست بود؟با سوالات خودتون سعی کنید تیم رو به سمت تصمیم گیری از طریق داده های کسب و کار پیش ببریدو به جای تمرکز روی پست سوشیال آینده و کمپین بعدی. روی این تمرکز کنید که کمپین قبلی با عدد و رقم و آمار دقیق روی فروش و رشد و کاربر گرفتن شرکت تاثیر داشته یا نه؟۴) تصمیم های لحظه ای و بدون برنامه و اصلا پایبند نبودن به برنامه یک مدیر کارش برنامه ریزی هست. وقتی که مدیرعامل هستید یعنی باید دیگه اخر برنامه ریزی باشید و به بقیه هم در برنامه ریزی کمک کنید. حالا خودتون بدون برنامه و پلن و ... میخواهید به کجا برید؟ این طوری تیم احساس میکنه که شما هدف روشنی ندارید. حتی اگه هدف روشنی هم ندارید این رو شفاف به تیم بگید. توی ای‌نتورک یکی از بچه ها از من پرسید ادامه مسیر کجا میره؟ من گفتم نمیدونم برای من یه جاده مه آلود هست. و برای همین باید برنامه ریزی های کوتاه مدت داشته باشیم که بتونیم هر تغییر لازم داره بدیم. در حقیقت با شفافیت کامل سعی کردم که با تیم برخورد کنم نه اینکه به دروغ بهشون هزار تا امید و ارزو بدم. شما هم خیلی خالی نبندید وقتی که حتی مسیری روشن ندارید. پیشنهاد میکنم که:برنامه هفتگی داشته باشید و منظم باشید این دو تا نکته هم خیلی مهم هست یکی اینکه برنامه هفتگی برای خودتون داشته باشید و اول هفته یا آخر هفته برنامه هفته خودتون رو مشخص کنید و سعی کنید که زیاد از برنامه ریزی که کردید خارج نشید. اگه به منظم بودن عادت ندارید فقط کافی هست چند ماه رعایت کنید بعد دیگه براتون سخت نیست و به عادت تبدیل میشه. افرادی هم که بیشتر باهاشون در ارتباط هستید به مرور با این مدل کاری و نظم شما آشنا میشن و این خیلی به شما توی برنامه ریزی و ارتباط با آدم های دیگه هم کمک میکنه مثلا آدم ها یادمیگرن برای بیرون رفتن فقط آخر هفته سمت شما بیان. یا عادت میکنن که چه ساعت هایی در روز به شما پیام بدن تا سریع پاسخ بدید.تجربه شخصی من میگه اگه شما برنامه ریزی درستی داشته باشید و بخواهید که همیشه مطابق اون برنامه و منظم جلو برید باید زمان های استراحت خودتون رو هم برنامه ریزی کنید. مثلا هر ۲ ساعت و ۳ ساعت کار کردن چایی بخورید یا سیگار بکشید. این طوری نه که هر دقیقه برید برای چایی یا قهوه و یا سیگار. زمان داشته باشید براش. یا مثلا هر هفته یه روز رو واقعا به استراحت بزارید مثلا چهارشنبه ها برید بیرون پارک و سینما و کوه و یا هر جایی که میتونید برنامه ریزی کنید. یا توی ماه هم این طوری برای خودتون زمان استراحت بزارید که مثلا تعطیلات اخر هفته هر ماه رو هیچ کاری نمیکنید خارجی ها بهش میگن لانگ ویکند یعنی ۳ روز رو تعطیل هستن ومیرن مسافرت. خلاصه سعی میکنید که استراحت کنید. فیلم ببنید موسیقی گوش بدید یا اگه احل سفر هستید برید سفرخلاصه بگم که نظم واقعا کلیدی ترین چیزی هست که شما رو به موفقیت نزدیک میکنه.درنهایت...اگر این مدلی هستید که هر روز که از خواب بیدار میشید نمی دونید دقیقا چیکار کنید باید بدونید که این شما نیستید که سوار کار ها و تسک ها هستید. این تسک ها و کارها هستن که سوار زندگی شما شدن و همیشه احتمالا سردرگمی و خستگی دارید. بهترین راه برای اینکه از این حالت خارج بشید درست کردن لیست از کارها خورده ریز و کوچیک هست کارها رو بر اساس اهمیت دسته بندی بندی کنید کارهای ساده و اهمیت بالا رو خیلی سریع انجام بدید.کارهای ساده و اهمیت پایین رو به کسی دیگه بسپرید که برای شما انجام بده و در نهایت کارهای بزرگ رو وقتی که فکرتون درگیر نباشه خیلی سریع میتونید انجام بدید. فقط اشتباه نکنید که باید باید باید کارهاتون رو لیست کنید. توی دفتر بنویسید کنارش یک دایره بگشید و هر وقت اون کار رو انجام دادید دایره رو تیک بزنید. یا اینکه از نرم افزار های مدیریت تسک ساده که معمولا روی خود گوشی هست یا گوگل تسک استفاده کنید.این رو هم بگم که با برنامه ریزی الکی خودتون رو گول نزنید. واقعا برنامه ریزی کنید. این که ۱۰ تا تسک رو بیارید روی ترلو یا هر برنامه مدیریت تسک دیگه ولی اون ها رو روی زمان خودش انجام ندید. یا اینکه توی دفتر بنویسید و هیچ وقت کارها رو بر اون اساس پیش نبرید بیشتر شبیه گوه زدن خودتون و یا شوآف کردن برای دیگران هست.۵) جلسه های طولانی یا زیاد یا بدون برنامه و تکراری و بی ‌حاصلمدیریت جلسه ها از مهم ترین کارهای یک مدیر هست. همه شرکت های با برگزاری جلسه ها و زمان های زیادی که از بین میره چالش دارن پس نگید که شما این طوری نیستید.اگره دلتون برای وقت خودتون نمیسوزه؟ دلتون برای وقت بقیه اعضای شرکت یا تیم بسوزه. حداقل شما که بهشون حقوق میدید؟ چرا وقت اون ها رو توی جلسه های طولانی و بیخود از بین میبرید. تجربه من در مورد مهم ترین جلسه که هر تیم یا شرکت باید داشته باشه. داشتن جلسه های استند‌آپ هست. نه فقط برای تیم های فنی و یا مارکتینگ، خیلی وقت ها مدیرای اصلی شرکت یا افرادی کلیدی یک شرکت هم برای اینکه بیشتر باهم هماهنگ باشن میتونن هر روز یک جلسه کوتاه ایستاده ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ای باهم داشته باشن. استند آپ میتینگ چیه؟استند آپ میتینگ یک جور جلسه ی ایستاده ست که هر روز در یک مکان مشخص و سر یک زمان مشخص (ترجیحاً صبح) بین اعضای تیم برگزار می شه. این جلسات زمان محدود دارن و تجاوز از این زمان ممنوعه. اینطوری از صحبت های نا مربوط در طول روز جلوگیری میشه. آدم تو این جلسه به سه تا سوال پاسخ میدن. دیروز چیکار کردن و امروز چیکار میکنن چه موانع و مشکلاتی سر راهشون هست و به چه کمکی برای رفع اون ها نیاز دارن. در کل زمان جلسه باید ۱۵ دقیقه باشه و نه بیشتر. ۴ تا ۷ نفر میتونن در جلسه حضور داشته باشن که حق صحبت کردن در جلسه دارن بقیه مدیرها و مدیرعامل و ... بیان تو جلسه ولی حق ندارن صحبت کنن. این جلسات برای هماهنگ کردن افراد برگزار میشه و برای گزارش دادن افراد به مدیرهاشون و مدیرعامل نیست. این آخری رو مدیرها لطفا درک کنن و احترام بزارن.جلسه های بی حاصل...یه سری جلسه های هست که هیچ فایده ای نداره. جلسه های خلاقیت. جلسه های بررسی مشتری ها، جلسه های هر هفته فروش و ... نه اینکه این جلسه ها نباید باشه. ولی باید داخل اون تیم ها باشه. اینکه شما (مدیرعامل) هر هفته پاشید برید تو همه این جلسه ها و کلی زمان و وقت بقیه رو بگیرید برای درخواست های عجیب خودتون بگیرید. اصلا کار درستی نیست. بزارید مدیرفروش جلسه های هفتگی خودش رو مدیریت کنه. یا مدیرمارکتینگ جلسه های هفتگی مارکتینگ خودش رو مدیریت کنه. شما نهایت یه سری گزارش بگیرید و روی اون ها درست تصمیم گیری کنید.برای مثال یکی از جلسه های که من خیلی بدم میاد ولی مدیرعامل ها این رو خیلی دوست دارن ??من کلا از کانسپت اتاق فکر بدم میاد. به نظرم توش زیاد فکری اتفاق نمی افته فقط میخوایم بگیم برای یه کاری فکر کردیم یا اینکه میخوایم یه کاری رو شو کنیم. من واقعا کار اجرایی رو دوست دارم، کاری که بره جلو و فایده داشته باشه. نمیدونم چرا از این کانسپت ها خوشم نمیاد!!! ولی خیلی از مدیرعامل ها عاشق اتاق فکر و جلسه طوفان فکری و ... هستن.البته این موضوع رو خیلی کوتاه گفتم چون واقعا مدیریت زمان و مدیریت جلسه کار پیچیده ای هست. در ادامه چند تا نکته رو هم در مورد مدیریت زمان میگم که شاید به کارتون بیاد.مدیریت زمان یکی از مواردی که خیلی به ما در مدیریت زمان و مدیریت کارهامون کمک میکنه مشخص کردن این هست که چه کاری رو انجام بدیم و چه کاری رو اصلا انجام ندیم و مخصوصا توی کارهایی که باید انجام بدیم این هست که چه کاری رو امروز انجام بدیم و چه کاری رو بعدا انجام بدیم. من خودم یه سری کارهای روی اعصاب رو که خیلی شاید پیچیده هم نباشه یا ساده است ولی خیلی راه دستم نیست که انجامشون بدم رو یک روز در هفته زمان میزارم که انجامشون بدم که خیالم راحت بشهیکی از جالب ترین و کاربردی ترین و مهم ترین نکاتی که توی زندگی و کار اگه بهش توجه کنید میتونه واقعا زندگی شما رو تغییر و تحول اساسی بده همین هست که شاید فاریس و خودمونیش این باشه که خرکاری نکنید یا الکی کار نکنید. جای اشتباه بیل نزنید. اینکه باهوش کار کنید هم زمان شما رو خیلی مدیریت میکنه و کم میکنه و هم باعث میشه خسته نشید از کار و زندگیدیدین یه وقت هایی دارین کار میکنین و موتورتون روشن شده این زمان های طلایی کاری شما هست به نظر من به هیچ وجه نزارین که چیزی یا کسی مزاحم بشه. مثلا دارید چند تا مطلب مینویسید و یوهو از خودتون احساس رضایت میکنید که تمرکز بالاست و کیفیت خروجی کار رو هم دوست دارید. سریع ببخیال چایی و قهوه وسط کارتون بشید. گوشی رو سریع بندازید اون طرف و بزارید که با همون انرژی و احساس رضایت از خودتون ادامه بدید حداقل ۳ یا ۴ ساعت با شوق و زوق کار کنید و خودتون نتیجه رو ببنید. کار کردن و موتور روشن شدن و فکر آماده شدن زمان لازم داره اون لحظه احساس رضایت اوج اونجا هست که دارید با سرعت میرید پس سعی کنید ترمز نگیرید و کسی و یا چیزی هم ترمز شما نشه.یه موردی که خیلی مهم هست و من واقعا سعی میکنم رعایت کنم منظم کردن جلسه هاست. من به شخصه به این نتیجه رسیدم که جلسه های بیشتر از ۴۵ دقیقه یا ۶۰ دقیقه دیگه بازده من رو به شدت پایین میاره و سعی میکنم که جلسه های رو اگر حتی نیاز به زمان زیادی داره دو یا حتی سه تیکه بکنم ولی هیچ وقت یه جلسه ۲ ساعته و ۳ ساعته نداشته باشم. اطمینان داشته باشید که بعد از یک ساعت دیگه ذهن شما خسته میشه و اتوماتیک جلسه کیفیت خودش رو از است میده . اگه میخواین خلاقیت خودتون و تیم خودتون رو نابود کنید سعی کنید اون  ها رو درگیر جلسه های طولانی بکنید.در کل وقت خودتون و دیگران رو نکشید. ۶) مدیریت بیخود تسک ها و عدم اعتقاد به مدیریت پروژهمدیریت تسک واقعا مهم هست. چیزی هم نیست که شما فقط باهاش مشکل داشته باشید. یا اینکه توی دنیا دیگه راهی برای اون نباشه. پیشنهاد من این هست که خوتون رو برای فرایندها و طراحی فرایند ها و انتخاب تولز های مدیریت پروژه درگیر نکنید. چرخ رو از اول اختراع نکنید. همه این ها الگوهای درستی در دنیا دارن وباید اون ها رو انجام بدیدفقط یک چیز باید توی فکر شما تغییر کنه اینکه زمان و ساعت کاری و این چیزا دیگه مهم نیست. وقتی روی پروژه و مدیریت تسک ها و این سیستم ها میاین باید بپذیرید که زمان بندی و درست تسک رو تعریف کردن و زمان پایان درستی برای اون انتخاب کردن مهم کار شما هست. دیگه هر دقیقه بالاسر پرسنل نرید و خستشون نکنید اگه کاری باید دوشنبه هفته دیگه انجام بشه . منتظر رسیدن دوشنبه باشید. از چهارشنبه قبل هی همه رو اعصبانی نکنید.اگر هر کدوم از اعضای تیم این طوری بود که بیش از چند بار کارهاش رو با تاخیر انجام داد مخصوصا اگه زمان بندی درست بوده و اون کم کاری کرده . با سادگی و راحت باهاش خداحافظی کنید.این که روی اعصاب همه تیم برید از چند روز قبل که باید یه کاری رو انجام بدین یا به دروغ زمان بندی ها رو الکی اگه برای یه کاری مثلا ۱۰ روز زمان هست شما بگید ۳ روز و… اشتباه ترین کاری هست که مدیرعامل ها انجام میدن. و فکر میکنید که زرنگی خودتون هست ولی پایه دروغ و الگی گفتن و الکی قول دادن رو با این رفتار توی تیم میزارید. فردا یه کاری رو میگید ۳ روز. بعد همه پرسنل متوجه میشن و اون کار رو ۱۰ روزه انجام میدن. در نهایت کار شما ۱۰ روز دیگه به دستتون خواهد رسید و به درد شما میخوره ولی خیلی بهتر نیست از اول راستش رو بگید و اگه طرف کار رو انجام نداد باهاش خداحافظی کنید؟احساس زرنگی نکنید توی مدیریت پروژه و کارها. سعی کنید دنبال کننده یه روش درست باشید. پیشنهاد من کنبان هست. اجایل و اسکرام رو درست بخونید و یادبگیرید. و درست پیاده کنید.درست پیاده سازی کنید. از هر چیز من‌درآوردی واقعا پرهیز کنید.یک مدیرپروژه خوب استخدام کنید و بهش اعتماد کنید. هر دقیقه هم سرک به کارش نکشید. اهداف درستی رو مشخص کنید و پیگیری اون اهداف باشید نه این که چطوری و با چه برنامه و روشی به اون میرسن.توی انتخاب تولز ها ببینید که تیم شما چند نفر هست. اگر تخصص ندارید از یک متخصص کمک بگیرید. این تولز های مدیریت زمان و تسک و … برای شما نیست. برای مدیرپروژه و اعضای تیم هست. اینکه شما با لوگوی ترلو حال نمیکنید یا فکر میکنید که قدیمی هست یا شما نرم‌افزارید مدیریت پروژه ماکروسافت رو دوست دارید دلیل نمیشه به زور همه تیم رو ببرید اون سمت. اصلا چیکار به کار روش و تولز دارید؟ تمرکز رو بزارید روی نتیجه.۷) واقعا تیم نبودن و به تیم و کار تیمی اعتقاد نداشتنیک مدیر ضعیف و بد معمولا افراد تیم خودش رو هیچ وقت توی موفقیت ها شریک نمیکنه. این شریک کردن و احساس خوب به هم تیمی ها دادن میتونه یه جشن خیلی ساده و کوچیک برای رسیدن به موفقیت باشه. می تونه کادویی خیلی کوچیک به افراد تیم باشه یا حتی یه پاداش غیرنقدییکی از چیزایی که برای من به عنوان یک مدیر همیشه اهمیت داشته. دادن فرصت خطا کردن، اشتباه کردن و تست کردن به افرادی که باهاشون کار میکنم بوده و هست. ولی چیزی هم که برای من قابل بخشش نیست، تکرار یک اشتباه هست. اگه میخواین یه آدم حرفه ای باشید واقعا سعی کنید تا اشتباه رو خطایی رو وقتی بهتون میگن دیگه تکرار نکنید اگر هم که مدیر هستید سعی کنید اگر کسی که با شما کار میکنه اشتباه یا خطایی رو انجام داده به درستی بهش آموزش بدید تا دفعه دیگه اشتباه تکراری رو انجام ندهیکی از نکات بسیار مهم زمانی که مدیرعامل یک شرکت هستید ایجاد امنیت فکری در نیروهایی هست که با شما همکاری میکنند. امضا قرارداد، و تحویل یک نسخه از قرارداد به نیروی کار تحت مدیریت شما هیچ مشکلی رو برای شما به عنوان مدیرعامل و شرکت ایجاد نمیکنه. حتی در خیلی از موارد نداشتن قرارداد یکساله به نفع شرکت نیست. از نظر قانونی هم روزی که به اختلاف با نیروی کار بخورید هیچ فرقی نداره. این یک باور اشتباه هست که قرارداد به پرسنل ندادن به نفع شرکت هست. نکته مهم دیگه توافق مالی  در خصوص حقوق  ماهانه با پرسنل هست. همیشه سعی کنید قبل از اینکه با کسی همکاری رو شروع کنید در خصوص عدد دقیق حقوق و مزایای کاری رو به صورت شفاف مشخص کنید. مخصوصا در شرکت هایی که برپایه نیروی انسانی هستند این نیروی انسانی هست که مولد تولید محصول و یا خدمات شماست. باید امنیت خاطرداشته باشه تا بتونه درست کار کنه۸) نبود فرهنگ سازمانی و کاراکتر برای برند و کاراکتر برای شرکت صدور بخشنامه و ابلاغیه و این چیز ها جاش توی شرکت نیست اگر فازتون این هست برین کارمند دولت بشید. شرکت ها معمولا یک قوانین دارن که یه دفترچه است (فکر کنم بهش میگن برندبوک یا کودآف کانتنک یا کانداکت)  هر چیزی که لازم پرسنل بدونن رو اون تو مینویسن بعد بیشتر با دید مثبت و کمک به پرسنل طراحی میشه. ابلاغیه چیه واقعا ؟ما توی ای‌نتروک یه فایل ۵۰ صفحه ای داشتیم اسمش بود A-Z همه راهنما ها و مواردی که پرسنل لازم بودن بدوننن رو توش نوشته بودیم. هر چند وقت هم به روز رسانی میشد و برای همه پرسنل ارسال میشد. من واقعا زمان زیادی روی این فایل میزاشتم چون باور داشتم کار مدیرعامل دخالت تو هر جا نیست و باید کارهای ساختاری رو بیشتر و بهتر انجام بده. فرهنگ سازمانی درست و سالم فرهنگی هست که به سلامتی پرسنل اهمیت بده. چه سلامتی روحی و روانی و چه سلامتی جسمی. واقعا چرا برای خیلی از ما ها این یک افتخار هست که تو مریضی هم کار میکنیم؟ چرا وقت و زمان استراحت برای خودمون نداریم؟ چرا فکر میکنیم که از توی مریضی هم به جای سلامت خودمون به فکر کار باشیم یه ارزش و افتخار هست؟ به نظر من که واقعا اینطوری نیست. بارها و بارها بوده که یکی به من زنگ زده و پیگیر یه موضوعی بوده و من اول از همه گفتم که برو اول به سلامتیت برس و بعد بیاد در مورد کار صحبت کنیم. ولی برعکس خیلی ها رو هم دیدم که این طوری نیستن، نه برای خودشون و نه برای اعضای تیمشون چنین نگاهی ندارن.اگه یه تیم میخواد باهم درست کار کنه چند تا چیز رو اول شروع به کار تیم چه برای بلند مدت و چه برای یه پروژه کوتاه برای همه مشخص کنید اول از همه اینکه یه سری قوانین حتما وجود داره تو فکر شما این قوانین رو با تیم خیلی شفاف مطرح کنید.دوم اینکه زمان های مهم و اونجایی که باید تیم خروجی بده رو برای همه شفاف کنید سوم اینکه یه تقویم اشتراکی برای تیم درست کنید که هر چیزی هماهنگی و جلسه هست توی اون باشه و همه بتونن ببین چهارم اینکه زمان بندی جلسه ها مثل استندآپ و جلسه های هفتگی و بررسی کارها و مشخص کنید از اول همه بدونن و پیگیر جلسه های باید هر دقیقه نگید یه ساعت دیگه یا فردا جلسه داریم پنجم اینکه نهایت تلاش خودتون رو بکنید که افراد تیم باهم صحبت کنن. حالا نه حضوری. تصویری ولی افراد تیم باید باهمدیگه ارتباط داشته باشن که به خروجی برسنشفافیت و مستند سازی و ارتباط سالم و ... واقعا فرهنگ سازمانی هست . حالا هر چیزی رو میشه بهش اضافه کرد. فرهنگ سازمانی شما هم یه چیز دکوری نیست. فرهنگ سازمانی یا اینترنال برند دقیقا اون چیزی هست که از داخل شرکت شما شروع میشه و به بیرون شرکت میره. چیزی هست که رفتار پرسنل باهم و رفتار پرسنل با همکارا و مشتری های شرکت رو مشخص میکنه. این رو جدید بگیرید.یکی از نکات مهم که پیشنهاد میکنم تو فرهنگ سازمانی خودتون حتما پیاده کنید هر وقت هر جا با هر کسی یا سر هر موضوعی دیدید که چالش دارید و کار پیش نمیره خودتون رو جای طرف مقابل بزارید فکر کنید که یه روز کاری هست شما به جای اون سرکار اومدید و سعی کنید با نقش اون رو داشته باشید. حتی واقعا برین یک روز کنارش بشینید. یا بخشی از کارهاش رو انجام بدید. به هر شکلی که میتونید درگیر بشید باهاش و همدردی خودتون رو باهاش نشون بدید. درک کنید دقیقا مشکل چیه؟ سعی کنید که همه مشکلات و چالش ها رو از دید اون طرف و زاویه دید اون ببنید و در نهایت مشکل و چالش رو رفع کنیدیه چیزی دیگه که در فرهنگ سازمانی شما مهم هست به نظر من این درست گوش کردن یا گوش کردن فعال کلید موفقت شماست حالا یعنی چی؟ خیلی دقیق به حرف های که به شما زده میشه گوش بدید وقتی یکی صحبت میکنه بزارید راحت صحبت کنه و هیچی باعث نشه تمرکز شما از درست گوش کردن اون برداشته بشه. به زبان بدن اون طرف و رفتارش دقت کنید سعی کنید باهاش ارتباط چشمی داشته باشید که متوجه دقت شما وقتی دارید به صحبت هاش گوش میدید بشه سوال بپرسید اصلا نترسید که در چه جایگاهی هستید حتما سوال کنید که واقعا متوجه منظورش بشید. سوال کنید تا حرف هاش رو اشتباه برداشت نکنید. سعی کنید وقتی داره یه موضوعی رو مطرح میکنه واقعا درک کنید که احساس چیه؟ خوشحال هست یا ناراحتی دلیل ناراحتی رو درک کنید. با تمام وجود خودتون نیازش رو درک کنیدتوی همین فرهنگ سازمانی این طوری هست که مدیرعامل باید خیلی وقت ها درک درستی از شرایط پرسنل و اعضای تیم داشته باشه . یه مثال ساده عدم اجبار به سر کار اومدن در روزهای برفی . یا عدم اجبار به سر کار اومدن در روزهای خیلی هوای آلوده.در همین راستا من خیلی مدیرعامل ها رو دیدم که روزهای مثل چهارشنبه سوری. شب یلدا. اگه بخوان بچه های شرکت رو چهارساعت یا پنج ساعت بهشون بگن که زودتر برن خونه انگار که داره جونشون در میاد. خوب چرا واقعا؟ تو خودت این مدلی رفتار میکنی بعد چه انتظاری داری که پرسنل خیلی وقت های دیگه از زمان خودشون برای تو بزنن؟بازم تکرار میکنم شفافیت در فرهنگ سازمانیشفافیت مهم ترین چیزی هست که باید برای موفقیت یک محصول یا شرکت وجود داشته باشه حالا چطوری شفافیت رو به شرکت خودتون یا به تیم محصول خودتون بیارید این چند تا پیشنهاد رو خیلی جدی بگیرید اول از همه تسک ها رو بیارید توی ترلو که کارهای همه برای همه شفاف باشه برای شرکت گوگل کلندر بسازید و با همه تیم به اشتراک بزارید برای داکیومنت هایی که باید توسط چندنفر و داخل شرکت تولید بشه حتما از سرویس های آنلاین استفاده کنید جلسه های روزانه ها هماهنگی کوتاه رو حتما هر روز داشته باشید برای افراد تیم حتما برنامه آموزشی داشته باشید حتما هر ماه یک نفر رو با بررسی درست به عنوان کارمند برتر ماه اعلام کنید۹) یه سری کارهای رو درست انجام بدید و پیاده سازی کنید.این بخش رو این طوری نگاه کنید که خیلی پایه است و ساده و کلیشه ای شاید باشه برای شما. ولی همین کارهای ساده رو انجام ندادن واقعا گند میزنه به مدیریت و شرکت. همین کارها رو بکنید که به نظر ساده میاد. فراموش نکنید هنر و مدیریت خیلی نزدیک هم هستن. مدیریت دقیقا هنر مدیریت کردن کارها و آدم هاست. هر چقدر هم دقت و تیزبینی توش بیشتر باشه خیلی بهتر نتیجه میشدهاین چند تا پیشنهاد که شوخی نگیرید:برای شرکت گوگل کلندر داشته باشید. تا جلسه ها به درستی مدیریت بشه.یه نرم افزار مدیریت تسک داشته باشید حتما پیشنهاد من همیشه ترلو هست هر کسی گفت یه چیزی دیگه استفاد کنید به نظر من یا بلد نیست یا میخواد تسک ها و کارها رو بپیچه و انجام شدن کارها رو پیچیده کنه جلسه های زمان بندی روزانه و درستی رو داشته باشیم با اعضای تیماز گوگل داکز برای مدیریت فایل های اشتراکی و اون هایی که تیم باید باهم روشون کار کنه استفاده کنید. استفاده از پیام رسان ها و اراسل فایل و گزارش  و ... رو از هر چی پیام رسان هست دور کنید و واقعا از ایمیل درست استفاده کنید.. ایمیل رو وسیله مهم و اصلی ارتباطی پرسنل باهم کنید.این تولز های هر کدوم کارایی خودشون رو دارن. اگه رفتید روی ترلو فردا نگید دیگه گوگل درایو نمیخوایم همه فایل ها رو بزارید اونجا! خلاصه عادت کنید و یادبگیرید که یه تولز نباید همه کارهای شما رو انجام بشه هر تولزی کارایی خودش رو داره و باید حوصله داشته باشید با همه تولز های کار کنید. خیلی وقت ها خسته میشید برای اینکه از تولز های مختلف استفاده کنید. هر وقت خسته شدید بدونید که دارید بیش از حد توی کار بقیه دخالت میکنید. یه مثال ساده اینکه تا دسته توی تسک های کارکتینگ هستید که روی ترلو هستن و تا دسته تو دست های فنی هستید که روی یه تولز دیگه به نام آسانا یا کلیک آپ دارن کار میکند هر روز هم به این فکر میکنید که این ها رو یکی کنید؟؟؟آخه چرا. شما هستید با هر دوتای این ها کار میکنید. هر تیم که داره با تولز خودش کار میکنه؟ چرا گرفتاری درست میکنید؟به عنوان یک مدیر. باید فقط با ایمیل کار داشته باشید و تلفن. مدیرهای دیگه برای شما گزارش ارسال کنند و شما گزارش رو ها رو روی ایمیل ببینید و جواب بدید. مخصوصا وقتی که تیم حداقل از ۱۰ نفر بیشتر شده و به ۲۰ نفر رسیده. حالا برای تیم های ۴ یا ۵ نفره کمی متفاوت هست کلا دیگه اونجا شما نقش مدیرعاملی هم ندارید. هر کسی هر کاری میکنه به عنوان هسته یا تیم اولیه ولی وقتی که رشد دارید میکنید کم کم باید رفتار خودتون هم با میزان فروش و توسعه تیم خودتون رشد کنه و حرفه ای بشه.این رو هم فراموش نکنیدشما به عنوان یک مدیر باید بیشترین پایبندی رو به فرایند های داخلی کسب و کار خودتون داشته باشید تا بقیه از شما یادبگیرن و دنبال شما حرکت کنند. واقعا نتیجش رو بعد از ۴ یا۵ ماه خواهید دید که همه مشکلات شما رفع میشه. همیشه این یادتون باشه که خیلی وقت ها مشکل خودتون هستید نه پرسنل شماهر کاری که میشنوید رو انجام ندیدهر چیزی که این طرف و اون طرف میشنوید رو نیارید تو کسب و کار پیدا کنید یه مدت مد شده بود بوم کسب و کار اصلا یه سری مدیرها بودن که من میدیدم یه بوم کسب و کار به تیم مارکتینگ داده بود که تیم مارکتینگ بوم کسب و کار خودش رو بکشه!! اصلا نیازی نیست هر چیزی که میبینید رو در شرکت پیاده سازی کنیدبهتر هست بگم اون چیزایی که لازم هست و اینجا بهشون اشاره کردم رو پیاده سازی کنید و توی پیاده سازی موارد دیگه کمی صبر و شکیبایی داشته باشید و ببینید آیا واقعا به درد اون تیم یا شرکت میخوره یا نه؟۱۰) توسعه محصول از همه چیز مهم تر هستتوصعه محصول رو واقعا جدی بگیرید شاید بیشترین جایی که باید تمرکز داشته باشید و در مورد اون تصمیم گیری کنید هم استراتزی و مدیریت محصول هست. حتما محصول رو بر اساس نیاز های مشتری ها و فیدبک های اون ها توسعه بدید. اینکه من خوشم نمیاد یا من این رو اینجا دوست ندارم که نشد حرف . اصلا چر فکر میکنید که استیوجابز هستید؟ساده بگیم به عنوان مدیرعامل سعی کنید روی مشتری ها متمرکز باشید و ارزشی که کسب و کار شما به اون ها میده و نگرانی و تمرکز اصلی شما این باشه که محصول شما داره درست کار میکنه یا نه.برای تیم محصول چیکار کنم ؟یک تیم محصول توی شرکت درست کنید. چند تا فرد مهم و تاثیر گذار و خوش فکر رو توی این جلسه های به صورت هفتگی بیارید. فیک بک های مشتری ها رو باهم بررسی کنید. چالش های فنی رو باهم بررسی کنید. و اگه همه جای شرکت تک روی و لجاجت دارید دیگه این یکی رو بیخیال بشید و یک کار تیمی درست رو انجام بدید.شما تیم محصول ندارید. یک مدیر محصول خوب هم ندارید. پروداکت اونر توی تیم ندارید و ساختار اشکال داره و بعد هی دنبال اضافه کردن برنامه نویس و این ها هستید. درصورتی که بدونید مشکل شما از برنامه نویس ها یا هر نیروی متخصص دیگه نیست. خوب برنامه نویس اضافه نکنید. تیم فنی شما نیاز به یک مدیر درست داره که الزاما هم مدیرفنی یا CTO شرکت نیست. مدیرفنی سیاست ها رو مشخص میکنه ولی مثل خود شما که مدیرعامل هستید و نباید توی همه چیز سرک بشید. دلیلی نداره که بخواد یا بتونه تیم فنی رو روزانه درست مدیریت کنه.درآخر هم این رو بگم که یه سوال مهمی که هر مدیری باید از خودش بپرسه این هست که چه زمانی مشاوره بگیریم؟ یکی از سوالاتی که خیلی ها باهاش درگیر هستن این هست که چه زمانی برای گرفتن یک مشاوره زمان درستی هست. حتما این جمله نوشدارو بعد از مرگ سهراب رو همه شما شنیدید. مشاوره گرفتن یا از کسی برای رفع مشکل کمک گرفتن زمان داره. معمولا ماها چه از نظر درگیری های کاری که داریم و چه از نظر مالی و یا این تفکر که حالا درست میشه. دیر سراغ کمک گرفتن از دیگران میریم. معمولا این کار هزینه های زیادی رو برای ما درآینده به همراه داره. برای مثال وقتی توی یک تیم هستیم. اگه با یه مشکل ساده و کوچیک مواجه میشید. اون مشکل رو پاس ندید به آینده. یا اجازه ندید که مشکل گریبان همه تیم رو بگیره. سریع از افرادی که فکر میکنید میتونن به شما کمک کنند مشاوره و یا کمک بگیرید. مثل یه ماشین که ممکنه قبل از رسیدن به پمپ بنزین دیگه بنزینش تموم بشه. کافی وقتی که میبینید بنزین داره تموم میشه زودتر برید و بنزین بزنید و ریسک و خطر این که برای کمک گرفتن دیرباشه رو به جون نخرید.دستیار و مسئول‌دفتر برای شمااگر مدیرعامل یک شرکت هستید کسی که به عنوان دستیار شما کار میکنه واقعا باید کار کردن با گوگل کلندر و واتس‌اپ و ایمیل ارسال کردن و توی گوگل یه چیزی رو سرچ کردن و ... رو بلد باشه. این واقعا یه پوزیشن مهم توی شرکت هاست و خیلی روابط کاری شما به رفتار این شخص (دستیار یا مسئول دفتر شما) بستگی داره. دقت در کار و منظم بودن رو که دیگه هیچی. این شخص واقعا باید پیگیر باشه. توانایی خوبی در برخورد با آدم ها داشته باشه و خلاصه بدونید که یک نمایی از شما هست.مدیر عامل عزیزاگه شرکت شما بزرگ هست بعنی حداقل بالای ۶۰ تا ۷۰ نفر پرسنل داره به صورت تمام وقت به یک نفر برای ارتباط با رسانه ها نیاز دارید.اگر بازم تعداد پرسنل شما بیش از ۳۵ تا ۴۰ نفر هست حتما توی تیم بیشتر از یک فرد بی‌فایده منابع انسانی با روش سنتی، به یک مشاور یا روانشناس نیاز دارید که بتونه تیم رو سرحال و خوشحال و بدون مشکلات فکری و روحی نگهدارهپیشنهاد کتاب : پیشنهاد من هست که project management for dummies رو سرچ کنید این کتاب هم ترجمعه فارسی داره و هم انگلیسی . انگلیسی اون هم خیلی پیچیده نیست. خلاصه در مورد مدیریت پروژه اول کتاب بخونید. تا بتونید مدیرعامل خوب باشید.نظرتون چیه؟ شما چنین مدیرعاملی هستید؟ و یا با چنین مدیرعاملی در ارتباط هستید و کار میکنید؟ با کجاش مشکلی دارید؟ کجاش به نظر شما درست هست؟ یا کجاش درست نیست؟پی‌نوشت:نسخه چاپ شده و رسمی و کامل این مطلب رو می تونید در از طریق دیجی کالا و قالب کتاب چند اشتباه رایج یک مدیرعامل از انتشارات بلد خریداری کنید</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sat, 24 Dec 2022 18:02:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ نکته مهم که زندگی شما رو تغییر میده</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DB%B7-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-tv3hpgoltg0e</link>
                <description>توی این مطلب میخوام ۷ مورد رو بهش اشاره کنم که میتونه در کیفیت زندگی شما تاثیر داشته باشه. ۷ تا کار یا تغییری که اگه تو زندگی خودون بدید میتونه نتیجه ای مثبت داشته باشه. این ۷ تا مطلب رو از این سایت های انگیزشی برداشتم ولی توضیحاتی که برای تیتر ها نوشته شده دقیقا تجربه کاری خود من هست. ۱) تفکر و مدل فکر کردنت رو درباره همه چیز عوض کنهمه چیز از تو فکر شما شروع میشه. اگه میخواهید بدونید که چطوری یه زندگی بهتری داشته باشید، باید تو زندگی خودتون تغییر ایجاد کنید. یکی از این تغییرات مدل فکر کردن شماست. شما باید سعی کنید که مدل واکنش نشون دادنتون رو نسبت به اتفاق هایی که در زندگی خودتون می افته تغییر بدید.۲) زمان شما محدود هستیادتون باشید که شما برای همیشه وقت ندارید و وقت شما خیلی با ارزش هست. از کاری که دوسش ندارید بیاین بیرون و از افرادی که براتون مهم نیستن یا باهاشون حال نمیکنید فاصله بگیرید.۳) نگرشتون رو به زندگی مثبت کنیداز زندگی خودتون راضی و خوشحال باشید. اگه شما آدمی هستید که از اتفاق های کوچیک زندگی خودتون خوشحال و راضی میشید. روز به روز اتفاق های بهتری براتون پیش میاد. سعی کنید که تفکرتون به شکلی تغییر بدید از با دید مثبت به اتفاق ها نگاه کنید و همه چیز رو از یه زاویه بهتر یا مثبت ببینید. اگه یه اتفاقی براتون می افته نباید به بدترین جنبه اون نگاه کنید. در کل به در و دیوار فحش ندید، سعی کنید مثبت باشید.۴) استفاده از دانش قدرت به حساب میادهمه‌ی ما روزانه کلی چیز یادمیگیریم، تجربه به دست میاریم. کتاب و مقاله میخونیم. بدونید که فقط مطالعه کردن به شما قدرت نمیده. هرچقدر کم، ولی شما وقتی قدرت مند میشید که از دانشی که به دست آوردید توی کار و زندگی روزانه استفاده کنید۵) خوشحالی از احساس به وجود میادخیلی وقت ها ما با خریدن یه چیز میخوایم احساس خوشحالی کنیم. اگه میخواهید یه آدم موفقی باشید، باید رفتار های کوچیک زندگی خودتون رو تغییر بدید. ما باید بدونیم که در بلند مدت خوشحالی از چیزایی که دورمون هستن به دست نمیاد. بلکه از احساس و حتی آدم هایی که دورمون هستن به وجود میاد. پس اگه یه چیزی برای خودت میخوای بخری که خوشحال باشی، بدون که این خوشحالی بلند مدت نیست. خوشحالی رو سعی کنید توی احساسات و آرامش به دست بیارید.۶) یادت باشه چرا زنده ای و یا چرا زندگی میکنی؟اگه راحت رو گم کردی، یا سردرگمی. به چرا هایی که برای رسیدن به اون ها دوست داری زندگی کنی فکر کن. اینکه چرا زنده ام، چرا کار میکنم، چرا باید وجود داشته باشم، همیشه تورو به جواب میرسونه. مثلا اگه از موفقیت دیگران خوشحال میشی یا تو فکرت این هست که به آدم ها باید کمک کنی تا اون ها موفق بشن. فقط وقتی راه رو گم کردی کافیه “چرا؟” از خودت بپرسی تا جواب رو پیدا کنی و به مسیر برگردی.۷) شکست یه باور یا تفکر اشتباه هستشکست فقط یه بارخورد یا فیدبک از کاری هست که کردی. تو یه کاری رو اشتباه انجام دادی، الان یادگرفتی، و میتونی دوباره سعی کنی. هیچ وقت از شکست خوردن نترسید. اصلا به شکست باور نداشته باشید. اینا همه یه مسیر هست به سمت اون چیزی که دوست دارید بهش برسید.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Tue, 28 Sep 2021 15:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش کار روزانه چیست و چطوری بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-umrpg9useim9</link>
                <description>هر چیزی که باید در مورد گزارش روزانه بدونیگزارش روزانه چیه ؟کارهای اجرایی روزانه یکی از مهم ترین بخش های یک شرکت موفق به حساب میاد . کارهای اجرایی روزانه به تمام عملیاتی گفته میشه که توسط پرسنل یک شرکت یا هر بخشی داخلی شرکت به صورت عادی انجام داده میشود تا سرویسی بهتر و با کیفیت بالا در مشتری های شرکت قرار داده بشه.دونستند این موضوع که ارسال گزارش های روزانه چقدر و چگونه می تونه به عملکرد بهتر شرکت کمک کنه خیلی نکته ی پر اهمیتی هست. شما باید باور داشته باشید که مشارکت شما در مراحل اجرایی شرکت در رشد اون تاثیر مثبت داره.از نوشتن گزارش روزانه مهم تر، این هست که چه مواردی در گزارش روزانه نوشته بشه. گزارش برای چه افرادی ارسال بشه و در نهایت چطوری از گزارش های روزانه برای بهبود فرایند های شرکت استفاده کنیم.گزارش روزانه مربوط به مواردی که هست به صورت روزانه در شرکت انجام میشه که تاثیر مستقیمی روی بالا رفتن فروش شرکت و بالا بردن ارزش نهایی شرکت داره . برای مثال پیشنهاد یک امکان یا سرویس و یا محصول جدید برای شرکت، با توجه به نیاز های بازار و مشتری از مواردی هست که میشه در گزارش روزانه به اون اشاره کرد.گزارش روزانه دیگه چه کاربرد هایی داره ؟از گزارش روزانه حتی میشه برای بررسی دقیق تر فرایند های یک پروژه یا محصول استفاده کرد. فراموش نکنید که گزارش روزانه برای افرادی ارسال میشه که شاید خارج از دپارتمان شما باشن و به صورت کلی و روزانه، تسک های شما در نرم افزار های مثل ترلو یا هر نرم افزار مدیر پروژه دیگه ای رو یا دسترسی ندارن یا مشاهده نمی کنند.گزارش روانه باید خیلی خلاصه باشه تا مدیر ارشد یا مدیرعامل شرکت با دیدن اون به صورت دقیق در جریان فرایندهای کاری قرار بگیره. این رو در نظر داشته باشید که برای مثال مدیری که با یک تیم ۳۰ نفره کار میکنه، نمیتونه به صورت دقیق تسک های ترلو تمام ۳۰ نفر رو هر روز چک کنه. چک کردن تسک های توی نرم افزار های مدیریت پروژه معمولا وظیفه مدیرپروژه اون تیم هست.توی گزارش روزانه خیلی وقت ها مواردی گفته میشه، تا مدیر اون بخش یا دپارتمان باید با توجه به موارد گفته شده در گزارش تصمیم گیری کنند. در این موارد باید اطلاعات لازم، که برای تصمیم گیری نیاز هست به صورت خلاصه، در اختیار مدیر قرار بگیره تا با تحلیل و اطلاعاتی که شما در اختیارش قراردادید بتونه تصمیم درستی رو بگیره .گزارش روزانه شامل چه مواردی میشه ؟موارد زیر مواردی هست که بسته به بخش های مختلف یک سازمان، دپارتمان یا کارهای مربوط به یک فرد، میتونه توی گزارش روزانه باید:تعداد فروشتعداد لید های تولید شدهترافیک ورودی سایت یا اپلیکیشنموجودی انبار یا تعداد تامین کننده هامانده حساب تنخواهتغییرات بودجهتغییرات مهم در اجرای یک پروژه یا کمپینگزار پیشرفت یک پروژه مثل نمایشگاهنرخ تبدیل یک محصولتعداد بازدید سوشیال مدیاتعداد محتوای تولید شدهتماس های گرفته شده با مشتریگزارش مربوط به هشتگ ها در سوشال مدیاتماس های غیر عادی کاربرمیزان مشتری های ناراضیمیزان دقیق و یا درصد قطعی سرویسو …بررسی گزارش های روزانه و جمع کردن گزارش های روزانه در یک جا، و تحلیلی اونها مهم ترین بخشی هست که به بهبود فرایند های یک شرکت کمک میکنه. از جمع کردن گزارش های روزانه بخش های مختلف در یک شرکت، میشه فرایند های تکراری و دستی رو اتوماتیک کرد. فرایند های زمان بر یک شرکت رو پیدا کرد و اون ها رو تغییر داد. چطوری یک ریپورت خوب بنویسیم ؟قبل از اینکه یک گزارش خوب بنویسید باید بدونید که هدف از نوشتن اون گزارش به صورت دقیق چیه. اطلاع داشتن از دلیل ارسال یک گزارش روزانه کمک میکنه به اینکه بدونید دقیقا چه اطلاعاتی رو باید در گزارش بنویسید.هیچ وقت فکر نکنید که گزارش روزانه برای این هست که شما کم کاری نکنید. بدترین استفاده ای که یک مدیر از گزارش روزانه می تونه بکنه این هست که شما رو مجبور به نوشتن گزارش بکنه و دنبال این باشه از روی گزارش ساعت کاری شما رو در بیاره. نوشتن زمانی که برای انجام دادن یک تسک لازم هست. مگر در مواردی خاص که مدیر دنبال بهبود پروسه های شرکت هست، کار درستی نیست.بسته به کاری که دارید زمان ارسال گزارش رو مشخص کنید. گزارش های معمولا می تونن روزانه و یا هفتگی باشند. وقتی که به صورت عادی گزارش کارتون رو هفتگی ارسال میکنید. فراموش نکنید که در مواردی خاص و یا تغییرات خیلی مهم که در فرایند های روزانه کاری شما ایجاد میشه باید گزارش خاص یا گزارش اون روز رو به صورت جدا گانه ارسال کنید.اطلاعات لازم که برای نوشتن گزارش لازم هست رو از روش های مختلف پیدا کنید. تولز هایی که شما از اون ها استفاده میکنید می تونه منبع درستی باشه برای نوشتن یک گزارش. یا حتی یاداشت هایی که درجلسه های مختلف داشتید همه و همه می تونه به نوشتن یک گزارش دقیق کمک کنه. فراموش نکنید که گزارش بدون عدد و رقم نمی تونه گزارش درستی باشه .دسته بندی اطلاعات در گزارش. اگر گزارش از چند پاراگراف بیشتر هست. حتما اطلاعات رو دسته بندی کنید. اطلاعات مالی رو لابه لای اطلاعات مشتری قرار ندید. سعی کنید اطلاعاتی که در گزارش مینویسید کنار هم باشه. اطلاعات مربوط به مشتری ها و فروش کنار هم، اطلاعات مالی کنار هم و اطلاعات مربوط به تسک ها کنار هم .در اخر یک گزارش روزانه، اگر مواردی هست که مشخصا به تحلیل نیاز داره بدون نگرانی تحلیل خودتون رو بنویسید. اگر پیشنهادی برای یک مشکل یا یک فرایند دارید که در گزارش به اون اشاره شده حتما این موارد رو هم در گزارش روزانه اضافه کنید.پینشهاد من :من خودم یه پیشنهاد دارم که در گزارش های روزانه موارد خیلی مهم که فروش مطرح میشه رو تا زمانی که رفع نشده در گزارش های روزانه خودتون بهش اشاره کنید. و بزارید اهمیت موضوع در لابه لای تسک های روزانه و دیگر نگرانی های مدیر یا مدیرعامل به فراموشی سپرده نشه .یکی دیگه از مواردی که خیلی درنوشتن گزاش روزانه مهم هست توجه به مخاطلب و فرد یا افرادی هست که گزارش شما رو دریافت میکنند. وقتی گزارش رو برای مدیر مستقیم خودتون ارسال میکنید و یا زمانی که گزارش رو برای افرادی دیگه ارسال میکنید باید از دو ادبیات مختلف استفاده کنید.اگه مدیر شرکت هستی دقت کن :اگه مدیر یک شرکت هستید. حتما سعی کنید ماهانه یا به صورت فصلی برای تشویق پرسنل، اون هایی که با ارسال گزارش روازنه به بهبود فرایند های شرکت کمک کردن رو تشویق کنید. این رفتار شما باعث میشه تمام پرسنل بیشتر و بیشتر به اهمیت ارسال گزارش روزانه آشنا بشن.ارسال گزاش روزانه به شدت به رفع شدن سوبرداشت های ارتباطی Miscommunication کمک زیادی میکنه. سعی کنید مشکلای که در ارتباط با تیم با همدیگه وجود داره در گزارش های روزانه پیدا کنید و در جهت رفع اونها تلاش کنید.اشتباه رایج در ارسال گزاش روزانه یکی از اشتباه های رایج در ارسال گزارش روازنه این هست که از یک قالب اماده استفاده کنید و فقط چند تا عدد رو در اون تغییر بدید. این دست گزارش های میتونه توی شرکت به صورت اتوماتیک و جمع‌آوری بشه و برای مدیر ارسال بشه. گزارش روزانه باید روح داشته باشه و بشه از اون حس و حال کاری و مشکلات و دستاوردهای شما در کار رو درک کرد.یکی دیگه از اشتباه های رایج مدیرها در برخورد با گزارش های روزانه . عدم توجه به مواردی هست که در گزارش روزانه نوشته میشه. و فقط شمارش گزارش ها در آخر ماه و جمع و تفریق برای دادن تشویق یا پاداش هست. یک نیروی غیرمفید شما میتونه برای شما هر روز یک گزارش روزانه کامل ارسال کنه، بدون اطلاعات دقیق و تحلیل و پیشنهاد.چه مواردی رو رعایت کنیم ؟اگر گزارشی روزانه یا هفتگی که دارید ارسال میکنید به هر دلیلی بیشتر از یک صفحه است . حتما به اول گزارش یه خلاصه یا فهرست اضافه کنید. تا دسترسی به نوشته های شما راحت و سریع باشه. تو ارسال گزارش روزانه سعی کنید از یک زبان رسمی و کاری استفاده کنید. عبارت های خودمونی جاش توی گزارش روزانه نیست.بعدا از اینکه گزارش روزانه رو نوشتید، حتما اون رو کامل بخونید. خودتون رو جای کسی بزارید که گزارش رو دریافت میکنه و ببنید که با اطلاعاتی که بهش دادید، آیا میتونه متوجه نکته ای بشه؟ میتونه تصمیم گیری کنه؟ میتونه با چالش های شما در محل کار آشنا بشه؟در هر صورت بدونید که نوشتن گزارش روزانه و ارسال اون، یکی از ویژگی های حرفه ای یک فرد به حساب میاد. هر کسی دربازه زمانی کاری خودش حداقل باید بعد از ۳ یا ۴ سال دقیقا یادبگیره که نیازش از نوشتن یا بررسی گزارش روزانه چیه. و اون وقت هست که شما از یک نیروی کار جوان یا تازه کار به یک نیرو کاری حرفه‌ای  senior تبدیل میشید.تو بازه دورکاری و اینکه زمان های زیادی رو کنار هم نیستیم تا موارد خیلی کوچیک و البته پر اهمیت رو باهم به اشتراک بزاریم. گزارش روزانه یکی از اون ابزار های هست که تیم رو خیلی هماهنگ میکنه. مواردی و مشکلات ساده و کوچیگ رو از لایه های مختلف سازمان به دست مدیرای ارشد میرسونه.در پایانخیلی وقتی ها این پرسش رو ادم ها مطرح میکنند که ما که این همه موارد نوشتیم و گفتیم ولی هیچ اثر و یا نتیجه ای دریافت نکردیم. پاسخ من این هست که اگر در شرکتی یا سازمانی کار میکنید که اطمینان دارید که شما دارید کارتون رو درست انجام میدید ولی مدیریت درستی تو شرکت نیست. زمان خودتون رو هدر ندید و به دنبال یه شرکتی حرفه ای باشید. اما اطمینان داشته باشید که باور شما غلط نیشت و شما اونی هستید که داره کارش رو درست انجام میده.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 17:17:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخریب بهای استقلال جشنواره وب و‌ موبایل است</title>
                <link>https://virgool.io/@shayan.shalileh/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wc6qyhjflodr</link>
                <description>بازداشت سینا استوی، مدیرعامل کریپتولند که از میهمانان اختتامیه سیزدهمین جشنواره وب و موبایل ایران بود، عرصه جدیدی را برای عقده‌گشایی‌ها و تخریب جشنواره وب و موبایل ایران فراهم کرده. متاسفانه بسیاری از افرادی که از فعالان اکوسیستم استارتاپی هستند، انگار حافظه تاریخی کوتاهی دارند. تعدادی که همیشه در هر موردی به فکر منافع شخصی خودشان هستند، سوار موج‌ها می‌شوند و تحلیل‌های بسیار ساده و واکنش‌های هیجانی خود را در رسانه‌های اجتماعی به عنوان نظر کارشناسی ارائه می‌دهند. با وجود این سوال بی پاسخ در ذهنم که آیا تخریب‌کنندگان منتظر پاسخ هستند، به این دلیل که همیشه اعلام کرده‌ایم که صاحبان اصلی این جشنواره مردم ایران هستند، لازم می‌دانم نکاتی را در راستای صیانت از این میراث ارزشمند جامعه فناوری اطلاعات ایران بیان کنم.اگر باکمی دقت گزارشات منتشر شده از مراسم‌های اختتامیه دوره‌های مختلف جشنواره وب و موبایل ایران مطالعه شود، کاملا قابل فهم است که اتخاذ رویکردی حرفه‌ای در پرسش و پاسخ‌ها و مصاحبه‌ها همواره مدنظر ما بوده است. با توجه به پلتفرم و سیاست های جشنواره وب و موبایل ایران، در هیچ زمانی میهمانان جشنواره فارغ از اینکه حامی بودند یا خیر، برنده بودند یا خیر و یا حتی شرکت نکرده باشند، از زمانی که داشتند برای تبلیغات کسب و کار خود استفاده نکرده‌اند، بلکه همواره تمام پنل‌های جشنواره چالشی بوده و بسیاری از سوالات مخاطبین از فرد شرکت کننده در پنل پرسیده شده.رویکرد جشنواره وب و موبایل ایران همواره شفاف‌سازی فضای کسب و کار بوده و هست. با تمام افرادی که تاکنون در پنل‌ها شرکت کرد‌ه‌اند، جشنواره این افتخار را دارد که چالشی‌ترین مصاحبه ها را به دور از فضای تبلیغاتی در طول چند سال گذشته برگزار کرده است.این دست حملات یک‌شبه، حداقل برای من دیگر موضوعی تکراری ست که هر بار با مسئله‌ای مثل ارزش‌افزوده، سایت های شرط‌بندی یا این بار در حوزه رمزارز ها از نو تکرار می‌شوند. متاسفانه بیشتر شخص من را مورد حمله قرار می‌دهند و خوشبختانه همیشه با گذشت چند هفته مشخص می‌شود که من هیچ ارتباطی با شرکت یا فرد مخاطب و مورد اتهام ندارم. از این رو بارها از این افراد درخواست کرده‌ام تا در صورتی که سند و مدرکی مشخص در این زمینه وجود دارد آن اسناد و مدارک را منتشر کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.این بار نیز مثل همیشه تاکید می‌کنم، صرف سلام و عیلک با یک فرد یا ارتباط شفاف مالی با یک شرکت در زمانی که به صورت قانونی و بدون اتهام در کشور در حال فعالیت است، حق هر فرد و کسب و کاری است.  بارها و بارها هم تاکید کرده‌ام که با توجه به کوچک بودن فضای کسب و کار های آنلاین در ایران، حضور همزمان یک فرد یا یک کسب و کار به عنوان اسپانسر یا مصاحبه شونده یا سخنران یا برنده اجتناب ناپذیر است.  با این حال ساختارهای جشنواره وب و موبایل به صورت کامل به گونه‌ای طراحی شده که هیچ کسی امکان تغییر در رأی داوری یا رأی مردمی را ندارد. افزون بر این نباید فراموش کرد که این جشنواره در طول ۱۴ سال به مدد نقدها و پیشنهادات فعالان اقتصاد دیجیتال ایران همواره سازوکارهای خود را به‌روز کرده و فرآیندهای خود را بهبود بخشیده است.مسلما دیکته نانوشته غلط هم ندارد، جشنواره چند سالی است که با توجه به ملاک‌ها خارج از شورای داوری چند گروه ویژه را تشکیل داده که با صلاح‎دید برگزارکنندگان به تعدادی از محصولات و یا استارتاپ‌ها تندیسی به رسم یادبود و به عنوان ویژه اعطا می‌کند. که از میان ۸۰ تندیس معمولا ۵ یا ۶ تندیس از این دست هستندنه در بخش داوری و نه در بخش مردمی هیچ وقت ادعا نداشتیم که تصمیم‌گیری‌های انجام شده کاملا درست بوده یا نقدی بر آن وارد نیست، مسلما در بخش ویژه هم همچین رویکردی نداریم. ضمن اینکه در بسیاری از موارد فارغ از درست یا نادرست بودن تصمیم انتخاب یک کسب و کار یا محصول به عنوان برنده یک گروه، این موضوع برای بسیاری از رقبای آن کسب و کار مورد پسند واقع نشده است و چالش‌هایی را برای ما داشته، اما ما به این روند متعهد ماندیم.در ‌هر صورت آنچه می‌توانم بگویم این است که هیچ وقت در زندگی کاری و شخصی خارج از شفافیت قدم برنداشتم و از شفاف سازی هم به شدت استقبال می‌کنم. باید تکرار کنم که هیچ اسپانسری یا فردی تا امروز به صورت شخصی ریالی به حساب من واریز نکرده با این حال در برخی از رسانه های وابسته در این زمینه مطالبی منتشر شده و از من به عنوان ش.ش یاد شده است. نباید فراموش کرد که جشنواره وب و موبایل ایران یک جشنواره مستقل و خصوصی است که برای حفظ استقلال خود هزینه‌هایش را با استفاده از اسپانسر پوشش میدهد. تمامی وجوه دریافتی در راستای اسپانسری و از سازکار های مربوط به آن بوده و از این محل هزینه‌های برگزاری مراسم تأمین شده است.در ادامه نیز از تمام فعالین این حوزه درخواست دارم تا در صورتی که مدرکی مبنی بر ادعا خود دارند به جای اتهام‌زنی‌های پوچ و یک‌طرفه اسناد و مدارک دال بر همکاری من با شرکت های ارزش‌افزوده یا سایت های شرط‌بندی یا رمزارز را منتشر کنند تا من نیز از دلیل این اتهامات و حملات آگاه شوم.در هر صورت فعالیت اجتماعی در این حوزه از سال ۱۳۸۵ تا به امروز، کار دشواری برای من بوده است و همیشه در مظان اتهام دوستان قدیمی بوده‌ام. دوستانی که شاید دلخوری های شخصی از من داشته باشند و هر بار با شخصی کردن موضوع‌های مختلف به سمت من حمله ور می‌شوند. ولی متأسفانه سند و مدرکی برای این حملات که همیشه سناریوهای تکراری دارند، ارائه نمی‌کنند و هدف صرفا تسویه حساب شخصی بوده. برخی از دوستان هم متاسفانه به دلایلی که برای من قابل درک نیست بر طبل این اتهامات کذب می‌کوبند.بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم / تا سختی کمان شما نیز بگذرددر اخر از تمام افرادی که این انتخاب باعث ناراحتی و نگرانی اون‌ها پوزش می‌خوایم و سعی خواهیم کرد در اینده در انتخاب‌ها دقت بیشتری داشته و با اصلاح و بهبود فرایندها سعی کنیم با فراهم کردن فضای تعاملی‌تر ‌و با مشارکت تشکل‌های صنفی مستقل و افراد دلسوز از بروز چنین مواردی که باعث ناراحتی دوستان ما شده پرهیز کنیم.</description>
                <category>شایان شلیله</category>
                <author>شایان شلیله</author>
                <pubDate>Tue, 18 May 2021 16:51:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>