<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Shayan  Khansari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shayankhansari</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:04:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2444750/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Shayan  Khansari</title>
            <link>https://virgool.io/@shayankhansari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ورزش،قدرت،نظم</title>
                <link>https://virgool.io/@shayankhansari/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%86%D8%B8%D9%85-fvaoi4lsvdyt</link>
                <description>نویسنده: شایان خوانساریورزش:این روزها عوامل زیادی در دنیای ما هستند که از قدرت فیزیکی،نظم و بدنی زیبا شما را دور می‌کنند و تنبلی و سستی را در را در شما جایگزین و تقویت می‌کند، البته اگر شما به آن اجازه دهید.ورزش فقط یک فعالیت لازم برای فیزیک انسان نیست،بلکه خوراک روح و ذهن است.آیا می‌دانستید کسانی که به طور مداوم ورزش می‌کنند، 90 درصد کمتر احتمال مبتلا شدن به بیماری‌هایی همچون افسردگی را دارند؟با شروع گام اول که انجام ورزش است، سفری پر از تحرک،درد،خستگی و نشاط و بدنی زیبا و اعتماد به نفس را همراه خود کنید.روش درست ورزش:ورزش اما باید متداوم باشد،اگر دقت کرده باشید، در اوایل راه در انجام کشش و حرکات ورزشی،بدن شما پس از آن به شدت درد می‌کند،زیرا ماهیچه‌ها و حرکات ورزشی بدن شما را کش داده و ماهیچه‌ها را جابه جا کرده است که این امر منجر به درد در عضلات شما می‌شود.این جا است که متداوم بودن می‌درخشد.کلید صحیح انجام این کار، آرام آرام جلو رفتن است.شما هرگز نباید در روزهای اول انتظار زیادی از خود داشته باشید،زیرا بدنتان خشک است و انعطاف پذیر نیست و ورزش سنگین در این هنگام نه تنها باعث درد زیاد،بلکه حتی ممکن است باعث آسیب رساندن به تاندون‌ها و عضلات بدن نیز می‌شود.به همین دلیل ما به صورت متداوم ورزش می‌کنیم و آرام آرام حرکات را سخت می‌کنیم و خیلی زود شما متوجه تغییرات در بدن خود می‌شوید.ورزشی که یک هفته پیش انجام می‌دادید، که باعث درد زیادی در به طور مثال ماهیچه‌های پای شما می‌شد، دیگر اتفاق نمی‌افتد،بلکه حتی به نظرتان خیلی آسان تر از قبل می‌آید.این نشان تغییرات در مفاصل و ماهیچه‌های شماست که خود را با این تکنیک ها وفق داده و قوی تر و انعطاف پذیرتر شده است.پس نکته کلیدی در گام اول تداوم ورزش می‌باشد.گام دوم: قدرتقدرت برای هر کس لازم است زیرا واقعیت این است که کسانی که ضعیف هستند، همواره همیشه زیر سلطه ظلم و زورگویی هستند.در این دنیا ضعیفان زیر پا لگدمال می‌شوند، این دنیا امروزه و همیشه بوده است.برای تغییر آن شما باید قدرتمند شوید، اما چگونه؟ شما نیازبه یک تصمیم مهم دارید.آیا حاضرید که زمان خود را وقف یادگیری مهارت های لازم برای دفاع نه تنها از خود،بلکه از کسانی که قادر به دفاع از خود نیستند؟من به شما هنرهای رزمی را پیشنهاد می‌کنم.هنرهای رزمی:این هنر،ترکیبی از مهمترین ویژگی‌های لازمه برای یک بدن،ذهن و روح قدرتمند است.شما می‌آموزید که چگونه تک تک اعضای بدن خود را به کار بگیرید و به آن‌ها قدرت و نظم ببخشید و مانند فنون رقاصی آن‌ها را به کنترل کامل خود درآورید.این امر به هیچ عنوان آسان نیست،به یاد داشته باشید چیزهایی که بدست آوردنشان آسان است ارزش زیادی ندارند،اما برای کمک به آسان تر کردن مسیرتان شما می‌توانید از بین تعداد زیادی از سبک‌های رزمی یکی را انتخاب کرده و در آن به استادی برسید.انواع سبک های رزمی:1_سبک‌هایی که تمرکزشان روی بالاتنه و دست‌ها است2_سبک‌هایی که تمرکزشان روی پایین تنه و پاهااست3_سبک‌هایی که ترکیبی از هردو سبک بالا هستندسبک‌هایی که روی دست‌ها تمرکز دارند:بوکس:بوکس اولین سبک از این نوع است که تمرکز کامل روی دستان قرار دارد و به هیچ عنوان از پا استفاده نمی‌شود.در بوکس شما ضربات مشت‌های بسیار قدرتمند و خطرناکی را آموزش می‌بینید که می‌تواند با برخورد به کسی باعث‌های جدی شود.سبک‌های پایین تنه و پاها:تکواندو:بهترین سبک که تمرکز فوق‌العاده‌ای روی پاها دارد ورزش معروف کره‌ای یعنی تکواندو می‌باشد.در تکواندو شما نیز از مشت‌هایتان استفاده می‌کنید اما تمرکز اصلی روی پاهااست.چه چیزی می‌تواند از مشت‌ها نیز خطرناک تر باشد؟پاهایی که همچون اسلحه‌ای دقیق و خطرناک است که با قدرت و نظم ترکیب شده و مهم تر از همه،از دست‌ها برد بیشتری دارد.سبک ترکیبی:اما آخرین سبک در این زمینه،سبک ترکیبی است.که از نظر خیلی‌ها خطرناک و قویترین سبک مبارزه‌ای است.البته لازم به ذکر است که هر سبکی که به استادی یاد گرفته شود، در دستان یک فرد قدرتمند و با نظم، یک سبک قدرتمند و خطرناک است.دلیل اصلی که سبک ترکیبی را بهتر از بقیه می‌دانند، قدرت و تمرکز در تمامی قسمت‌های بدن از بالاتنه تا پایین تنه.یک مبارز فنون رزمی ترکیبی قادر به استفاده سریع و قدرتمند از پاها و دستان خود به صورت همزمان است که این امر این سبک را اثتسنایی می‌کند.امیدوارم که از این مقاله لذت برده باشید برای خواندن مقاله داستانی می‌توانید به لینک زیر بروید.https://virgool.io/@shayankhansari/%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-tjewndplqmst</description>
                <category>Shayan  Khansari</category>
                <author>Shayan  Khansari</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 11:40:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توضیحات جامع و کامل صنایع فولاد</title>
                <link>https://virgool.io/@shayankhansari/%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D9%81%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF-xx91hxuzzmne</link>
                <description>نویسنده:شایان خوانساریفولاد چیست؟اگر بخواهیم تعریف ساده‌ای از فولاد داشته باشیم،باید بگوییم فولاد،همان آهن است که بیشتر کربن آن حذف شده است.توضیحات درباره آهن:آهن حدود 5 درصد از مواد پوسته زمین را به خود اختصاص می‌دهد و چهارمین عنصر فراوان در پوسته زمین است.سنگ معدن:98 درصد سنگ معدن استخراج شده صرف تولید فولاد می‌شود و همینطور فولاد 98 درصد تولیدات کل فلزات رو به خودش اختصاص می‌دهد.استخراج مواد معدنی:1_سنگ معدن آهن:آهن به دلیل واکنش پذیری خیلی زیادی که دارد به راحتی با سایر مواد معدنی ترکیب می‌شود و سنگ معدن را تشکیل می‌دهد.سنگ معدن هایی که بیشترین میزان آهن را دارند،بیشتر در نزدیک سطح زمین پیدا می‌شوند و نسبتا راحت تر استخراج می‌شوند.سنگ آهن از چه موادی تشکیل می‌شوند؟عمده سنگ معدن‌ آهن از هماتید و مگنتیک هستند.آیا صرفه اقتصادی نیز دارد؟برای اینکه استخراج سنگ آهن صرفه اقتصادی داشته باشد، سنگ معدن باید حداقل 20 درصد آهن درون خودش داشته باشد.اصلی ترین معادن سنگ در کدام کشورها هستند؟3 تا از اصلی ترین معادن سنگ به ترتیب1 چین با 23 درصد2 استرالیا با 18 درصد3 برزیل نیر با 17 درصدچین نیز بزرگترین تولید کننده فولاد در جهان است.2_ سنگ آهکسنگ آهک از کلسیم کربنات ساخته شده است که در واقع این باقی مانده اسکلت موجودات دریایی است که باعث تشکیل کلسیم کربنات می‌شود.3_ کککک از زغال سنگ درست می‌شود. اکر ما به زغال سنگ توی کوره حرارت بدهیم یا به طور عامیانه آن را کربنیزه کنیم،تبدیل به کک می‌شود و بعد از آن کک بدست آمده از کوره بیرون می‌‌آید تا سرد شود تا اینکه از آن در کوره بلند استفاده شود.فرآوری آهن آهن خام:کک،سنگ آهن،سنگ آهک و سینتر یا به عبارتی هم جوش با هم از بالای کوره بلند داخل آن تغذیه می‌شوند.یک جریان هوای بسیار داغ هم از طریق نازل‌هایی که به آن‌ها تایر هم گفته می‌شود و پایین کوره قرار دارند وارد می‌شوند.با گردش این هوای داغ توی کوره بلند، انقدر حرارت بالا می‌رود تا مواد داخل سنگ معدن از خودشان نور سفیدی بدهند.اینجا است که آهن داخل سنگ معدن و سینتر شروع به ذوب شدن می‌کنند تا جایی که استخری از آهن ذوب شده مایع پایین کوره بلند تشکیل می‌شود، از آن طرف هم سنگ آهک با نا خالصی‌ها و سنگ مذاب‌ای که از سنگ آهن و سینتر شکل گرفته است،ترکیب می‌شوند و سرباره مایع تشکیل می‌دهند.این سرباره مایع از آهن ذوب شده سبک تر است و در واقع روی آن شناور است، در آخر هم آهن مذاب از یک خروجی و سرباره از خروجی دیگر بیرون می‌آیند و وارد مرحله نهایی می‌شوند.ساخت و پرداخت نهایی:در نهایت با تکنیک‌ها و روش‌های فرم دهی نهایی به شکل و ابعاد و خصوصیات نهایی فولاد می‌رسیم. این تکنیک ها شامل موارد زیر می‌باشد:1 شکل دهی از طریق نورد سرد2 ماشین کاری از طریق مته زنی3 اتصال از طریق جوشکاری4 پوشش سطح از طریق گوانیزه کردن5 عملیات حرارتی6 بهینه سازی سطحتولیدات فولاد چه تاثیری روی محیط زیست دارد؟اثرات تولید فولاد شامل تصاعد گازهای کربن دی اکسید،مونواکسید کربن،اکسید‌های گوگرد،اکسید‌های نیتروژن،ریزگردهایی با قطر 2 میکرون،آلینده های آب،پسمانده های خطرناک و سمی و ضایعات جامد می‌شوند.بخش عمده اثرات مخرب روی محیط زیست،ناشی از تولیدات فولاد مربوط به مراحل کک سازی و تولید آهن است.به طور کلی باید گفت که صنعت فولاد منجر به تغییرات آب و هوایی،آلودگی هوا، آلودگی آب و تولید ضایعات می‌شوند.از اینکه با من بودین و مقاله را تا آخر خواندید از شما ممنونم و خسته نباشد عرض می‌کنم، امیدوارن مفید واقع شود.</description>
                <category>Shayan  Khansari</category>
                <author>Shayan  Khansari</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 14:30:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشپزی</title>
                <link>https://virgool.io/@shayankhansari/%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C-hhgxmx7otdyq</link>
                <description>نویسنده: شایان خوانساریآشپزی برای خیلی‌ها،یک مهارت لازم برای سیرکردن خودشان یا عزیزانشان است.اما برای خیلی‌های دیگه چیزی فراتر از آن است،بلکه برای بعضی‌ها،یک علاقه‌ای سیری ناپذیر است که روز‌ به روز به آن اضافه می‌شود،زیرا که آشپزی به اعتقاد خیلی‌ها غذای روح است و به انسان حس آرامش و یا انجام یک کار مفید می‌رود که این امر باعث ترشح هورمون دوپمین در مغذ می‌شود.آشپزی،یک مهارت حیاتی برای تمامی انسان ها است،البته در این دوره،با وجود فراهم بودن میلیون‌ها رستوران و در دسترس بودن آن‌ها،این امر بیشتر نادیده گرفته می‌شود،اما همین مهارت نه تنها شما را از کسانی که این مهارت را ندارند جدا می‌کند،بلکه به شما فرصت شغلی عالی ایجاد می‌کند.همان‌طور که گفته شد،غذاچیزی است که همه نه تنها به آن نیاز،بلکه علاقه زیادی دارند. به همین خاطر‌است که ما رستوران های زیادی میبینیم که میلیارد‌ها دلار بدست می‌آورند،شما نیز می‌توانید یکی از آن‌ها باشید.اما شاید آشپزی برای شما لزوما یک کار نباشد و لازم‌هم نیست که باشد،زیرا آشپزی یک علاقه است که به انواع روش‌ها می‌توان از آن استفاده کرد.شاید بخواهید خانواده خود را به یک مهمانی دعوت کنید و برای آن ها یک غذای خوشمزه درست کنید،یا شاید با دوستانتان در فضای دانشگاه قرار بزارید و برای آن‌ها یک شام لذیذ درست کنید.همه‌ و همه به علاقه شما بستگی دارد،زیرا حالا با علاقه،مهارت نیز به دنبال آن خواهد آمد.شاید در اوایل کار،غذا شما بسوزد،شاید خوب پخته نشود یا زیادی پخته شود. همه این‌ها در شروع کار طبیعی است.و خیلی‌ها در این مرحله تسلیم می‌شوند،زیرا دلسرد و نا‌امید می‌شوند،اما این اشتباه‌ها در ابتدا باید اتفاق بی‌افتد.یک کودک را تصور کنید که می‌خواهد دوچرخه سواری یاد بگیرد،او بارها و بارها به زمین می‌خورد اما آیا تسلیم می‌شود؟ خیر،او دوباره بلند می‌شود و بازهم این کار را تکرار می‌کند،تا اینکه او دیگر تعادل خود را حفظ می‌کند و دیگر ارباب آن دوچرخه می‌شود.آشپزی هم به همین شکل است. اشتباهات شما باعث می‌شود که دیگر آن‌ها را تکرار نکنید و از آن‌ها یاد بگیرید،این شروع موفقیت شما است.پس از آن که به اشتباهات خود پی بردید،حالا،خلاقیت به عمل می‌آید.حالا شما در راه درست هستید و تنها کاری که باقی می‌ماند،تکرار و تمرین است.از این به بعد مسیر،شما یک آشپز هستید و حالا می‌توانید به یادگیری انواع غذاها بپردازید که خود این امر کاملا به شما و سلیقه شما بستکی دارد.شاید شما بخواهید فقط به صورت تخصصی غذاهای ایرانی درست کنید،یا ایتالیایی،این تصمیم می‌تواند برای آسان تر کردن کار شما باشد.شما می‌توانید انتخاب کنید که می‌خواهید در فست فود تمرکز کنید یا سنتی که البته خیلی‌ها هر دو را انتخاب می‌کنند که خوب منطقا نسبت به بقیه قویتر خواهند بود، به هرحال این مسیر یک مسیر بی انتها است و این شما هستید که پایان آن را انتخاب می‌کنید.حالا که کمی آشپزی را برسی کردیم،می‌توانیم به نقاط دیگر آن نگاه کنیم.عطر،طعم و رنگ غذا نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.خیلی از افراد فکر می‌کنند که اگر یک یا دو تا از این ویژگی ها را رعایت نکنند مشکلی پیش نمی‌آید، اما بسیار در اشتباه هستند.طعم،عطر و رنگ همگی عوامل ضروری برای یک غذای حرفه‌ای و خوشمزه هستند.اگر غذا ظاهر زیبایی داشته باشد اما طمع و عطر خوبی نداشته باشد،مثل گلی رز زیبایی می‌ماند که بویی ندارد که دیگر فایده ای ندارد.پس غذا هم به این صورت است. اگر این سه ویژگی به درستی رعایت شود،شما می‌توانید از یک غذای با کیفیت لذت ببرید.صحبت از کیفیت شد،باید حتما از کیفیت مواد غذایی که استفاده می‌کنیم اطمینان حاصل کنیم،زیرا که تازگی و کیفیت محصولات و مواد غذایی در طعم غذا تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.ترکیب تمام این نکته‌ها از شما یک آشپز خوب خواهد ساخت وحرفه‌ای شدن شما در این زمینه به میزان زمان و تلاش شما بستگی دارد که مواد مختلف را با هم امتحان کنید تا طمع دلخواه خود را بدست آورید.خوب شما تا آخر این مقاله را خواندید، من به شما تبریک می‌گویم چون همین امر ثابت می‌کند،که شما برای این کار دوست داشتنی و لذت بخش زمان می‌گذارید و تلاش می‌کنید.امیدوارم که این مقاله برای شما عزیزان مفید بوده و به شما کمک کند تا در این ضمینه بتوانید موفقیت کسب کنید و موفق باشید.نویسنده مقاله: شایان خوانساری</description>
                <category>Shayan  Khansari</category>
                <author>Shayan  Khansari</author>
                <pubDate>Fri, 05 May 2023 01:19:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوالیه قرمز</title>
                <link>https://virgool.io/@shayankhansari/%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-tjewndplqmst</link>
                <description>نویسنده : شایان خوانساریخیلی وقت ها از خودم می پرسم،چرا اصلا این زندگی به ما داده شده؟هدف ما از این زندگی چیه؟ خیلی ها فقیر به دنیا میان و خیلی ها ثروتمند. خیلی ها یک رایت ساده و خیلی ها اشراف زادگان و شاهان و ملکه ها. اما آیا ما نیک به دنیا می آییم یا شر؟ خوب جواب این سوال از آن چیزی که فکر میکنیم سخت تر است، حداقل در دنیای من.این داستان منه، داستان رنج و خون، داستان فداکاری و عدالت، اما اگر به دنبال یک داستان شاد و پر از رنگ و سبزی هستید، جای اشتباهی آمدین.من خیلی جوان بودم و تنها 18 سال داشتم و جوانی ساده بودم و همیشه مشتاق کمک به دیگران. البته این اشتیاق روز به روز با اتفاقاتی که در انتظارم بود، کمتر و کمتر میشد. می پرسید آیا من یک اشراف زاده ام؟ها ها ها خیر، هرگز هم دلم نمی خواهد که یکی از آن از خود راضی های خودشیفته خودخواه باشم.چرا از آن ها بدم می آمد؟ خوب روز من همیشه با دیدن یکی از آن ها شروع می شد. چطور میشود این چیز بدی باشد اگر یک رایت عادی هر روز اولین جیزی که می بیند یک اشراف زاده باشد؟خوب شاید اونقدر بد نبود اگر در زندان سلطنتی نبود. او خودش بود، او هر روز به دیدن من می آمد، هر روز با ایده ای جدید.لبخندی زشت و رقت انگیزی کل صورتش رو می پوشاند.میخواهید بدانید من چگونه سر از زندان سلطنتی درآوردم؟ به من اعتماد کنید که نمی خواهید بدانید. قانع نشدید؟ بسیار خوب اما هشدار داده شد.در این دنیا فقط یک شخص هست که مرا درک می کند، که مرا دوست دارد و دوست واقعی من است، آن شخص مادرم بود. علاقه ای از صحبت از پدرم ندارم، او مادرم را وقتی مریض بود ترک کرد.البته او هرگز واقعا با ما نبود یا در میخانه بود و یا مشغول پیدا کردن بهانه ای برای تنبیه من. به خوبی آن روز را به خاطر دارم، او وسایلش را با مستی فراوان جمع کرده بود و از خانه بیرون رفته بود من نمیتوانستم دیگر تحمل کنم، پس به دنبال او رفتمتو!!!!!! فکر میکنی داری کجا میروی؟ مادر من مریض است.ها ها ها پسرک ا ا احمق تو و مادرت برای من هیچی نیستیداسم من لایت هست و تنها کسی که احمق هست تو هستی پدر.ت ت تو چطور، مشتی به صورت من زد که مثل زنگی بیدار کننده بودحالا میدانستم باید چکار کنم، پس تمام قدرتم را در مشتم جمع کردم و به صورت او زدم. حس بسیار خوبی داشت اما اما او، نه دیگر نه او دیگر پدر من نیست، درحالی که در افکار خود فرو رفته بودم او سنگی برداشت و به سرم زد و من بی هوش شدم.این آخرین باری بود که آن بزدل را دیدم و بخاطر خودش هم که شده بهتر است بار آخر باشد.وقتی به هوش آمدم بین خوک ها بودم، مردم بالای سر من جمع شده بودند و به من می خندیدند. در میان آن ها چهره ای بود که هرگز آن را فراموش نمیکنم.اوتریک، پسر شاه اوتاریک سوم، شاهزاده فاندر استورم.او مرا مسخره میکرد و مردم را تشویق می کرد که به سمت من آشغال غذاهای خود را پرت کنند و مرا خوک کثیف صدا کنند.قه قه های آن ها هنوز در گوش هایم می پیچید. نمی توانستم به چیزی فکر کنم به جز اینکه خودم را هر چه سریعتر به خانه برسانم، مادر من مریض است. من باید به خانه برگردم،به سختی بلند شدم وشروع به دویدن کردم و بار دیگر به عقب نگاه کردم، از آن ها متنفرم.اما قبل از اون باید به درمان خانه شهر بروم،نمی توانم با سری خونی به خانه برگردم.او نور او نیز اینجاست، آندیا دختری که چند سال هست که او را دوست دارم ولی هرگز نتوانستم به او بگویم به هر حال او دختر یک دوک اشرافی است و خوب اشرافیان با آدم های مثل ما هرگز نبودند ولی خوب این رویایی زیبا خواهد بودآندیا: باز چه شده لایت؟ اوه نور چه بلایی سره سرت آمده است سریع همراه من بیابله من لایت هستم(لایت به معنی نور است) ولی هیچ چیز نورانی را در این زندگی حس نمیکنملایت: اوه آندیا خوب راستش او دیگر ما را ترک کرد و این هم اولین و آخرین هدیه ای هست که من من داده.آندیا: اوه لایت من واقعا متاسفماو مرا در آغوش گرفت، برای چند لحظه تمام درد های خود را فراموش کردم و کاش میشد تا ابد در همین حالت می ماندمآندیا: می دانم که برایت سخت خواهد بود لایت اما من تو را می شناسم تو همان لایتی هستی که مرا از دست آن زورگویان خیابانی نجات دادی با وجود اینکه به شدت زخمی شدی، اگر روزی شوالیه ای برای گرفتن دست من بیاید امیدوارم او نیز همچون تو باشدبرای چند ثانیه گرمای زیبایی قلبم را پر کرد اما پس از آن غمی آن را فرا گرفت غمی که میدانست آن شوالیه هرگز من نخواهم بود زیرا که فقط افرادی که خون سلطنتی در رگهایشان جریان دارد میتوانند یک شوالیه شوند و من قطعا یکی از آن آدم ها نبودملایت: از تو ممنونم آندیا مثل همیشه شما با حرف های زیبایتون به من قدرت میدهید بانوی من.آندیا: تو ارزشش را داری، بسیار خوب سرت تا چند ساعت دیگر خوب خواهد شد آه و در ضمن این داروهارا بگیر و برای مادرت ببر و سلام من را به خانم ساتیا زیبا برسانلایت: آندیا نمیدانم چگونه از تو تشکر کنم این دارو ها بسیار گران است و من پولی ندارم ممنونم بانوی منباید عجله میکردم و به خانه میرفتم، مادرم بسیار نگران خواهد بود از زمانی که به دنبال پدرم رفتم به خانه بازنگشتم.لایت: مواظب خودتان باشید بانوی من، من باید سریعتر به خانه برگردمآندیا: بله تو هم همینطور لایت شجاع و امیدوارم تو را به زودی ببینمهر دو به هم لبخندی زدیم، می دانستم که او نیز مرا دوست دارد اما همان طور که گفتم زتدگی عادلانه نیست. به هر حال فعلا نمیتوانم به این موضوع فکر کنم. بلاخره به خانه رسیدم وقتی وارد شدم صدای زیبای آشنایی به گوشم خورد، بله مادرم بود.او به سختی سرفه میکرد، او دیگر حتی نمیتوانست از تخت بلند شود.ساتیا: پسرم تو مرا در حد مرگ نگران کردی ،چه شد او اینبار کجاست؟ با کمی مکث پرسید، آیا این زخم کار اوست؟لایت: دیگر خودت را نگران آن بزدل نکن، من خوبم و او دیگر بر نمی گردد و تنها چیزی که برایم اهمیت دارد، تو هستی مادر.خودم در شهر کاری پیدا میکنم و پول در می آورم، شما باید استراحت کنید و خوب شوید.حالا مادر جان نگران نباش، به زودی خوب خواهی شد، من از این اطمینان پیدا خواهم کرد.در مورد اتفاق توی شهر چیزی به او نگفتم چون نمیخواستم قلب درد دیده او را از این بیشتر دردمند کنم.ساتیا: من این نگاه غمگین و رنج کشیده را میشناسم، پسرم دوباره تو را مورد آزار قرار داده اند؟لایت: نه مادر من...... منساتیا:می دانی که نمیتوانی این چیزها را از من مخفی کنی، من مادر تو هستم و به خوبی تو را می شناسم. حالا برایم تعریف کن چه اتفاقی افتاده است؟دیگر نمیتوانستم مخفی کاری کنم، پس موضوع را به او گفتم و همانطور که حدس میزدم قطره ای کوچگ از اشک از کنار چشم های به زور بازمانده او پایین آمد در صورتی که سعی میکرد آن را مخفی کند.ساتیا: لایت عزیزم، میدانم که آن ها در این سال ها به تو بدی های زیادی کرده اند، پسرشاه آدمی سنگدل و پلید است، اما این مردم دشمن تو نیستند پسرم، بلکه آن ها نیز همچون تو قربانی ظلم اوتریک و بی توجهی های پادشاه هستند.لایت:اما مادر، آن ها به من آشغال پرت میکنند و به من می خندند، چطور آن ها قربانی هستند؟ چطور میشود به این آدم ها به چشم قربانی نگاه کرد؟ این عدالت نیست.ساتیا: پسرم به یاد داشته باش که عدالت، دستی است که برای بدست آوردن آن به عمل قدم برمی دارد، نه کسی که به زور آن را بگیرد زیرا این دیگر عدالت نیست، آن انتقام است.آن ها نادانند پسرم،نادانی آن ها را ببخش زیرا که در بخشش لذتی است که در انتقام نیست.لایت: بله مادر، تلاشم را میکنم.این داستان ادامه دارد.</description>
                <category>Shayan  Khansari</category>
                <author>Shayan  Khansari</author>
                <pubDate>Wed, 26 Apr 2023 17:02:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>