<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد شکاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shekari</link>
        <description>هم‌بنیانگذار و مدیرعامل اینفوگرام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:47:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10396/avatar/tYeqpS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد شکاری</title>
            <link>https://virgool.io/@shekari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-pgpgdm778itw</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/abbijsdskt6c-fTQI4.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۷ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۸۱ مرتبه لایک شدند و افراد ۲۲ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۲۶ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۱,۶۳۵ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۲۵۹,۱۱۵ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۳۵۵۲ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۷,۰۲۰ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 01:05:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر پروانه ای سیاوش صفاریان پور در روز تولدش!</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1-h640oouoidqd</link>
                <description>از راست: محمد شکاری، سعید جعفری، علی خورشیدی بنام، سیاوش صفاریان پورآشنایی من با سیاوش صفاریان‌پور بر می‌گرده به دوران کودکی!اون زمان که پسرداییم (مصطفی) عاشق برنامه آسمان شب بود و به من هم پیشنهاد می داد که ببینم (البته چون من عاشق نجوم نبودم، فقط چند قسمت نگاه کردم). زمان دبیرستان، برنامه های علمی شبکه 4 رو خیلی پیگیر بودم و گاهی سیاوش رو اونجا می دیدم. بزرگتر که شدم و دانشجو بودم، برنامه کندو خیلی نظر منو جلب کرد و اونجا بود که شوق و اشتیاق من به ترویج علم خیلی جدی شد؛ اونجا بود که آرزو داشتم با آدم های عجیبی که توو برنامه کندو با هم گپ می زدن بتونم از نزدیک آشنا بشم؛ اونجا بود که دوست داشتم یکی از اونها باشم؛ سیاوش و فواد صفاریان پور، پژمان نوروزی، عرفان خسروی، مهدی صارمی فر، محمود کریمی، ذوالفقار دانشی، حافظ آهی، نفیسه نعیمی پور و فرناز شهید ثالث.عکس به جا مانده از برنامه تلویزیون کندو (عکس بدون لوگوی برترینها پیدا نکردم)مهر سال 91 شد و اینفوگرام رو تاسیس کردیم و هدف شرکتمون رو «ترویج علم و فرهنگسازی» تعیین کرده بودیم و تا سال‌ها این عبارت روی صفحه «درباره ما» در سایت اینفوگرام، خیلی درشت وجود داشت. بخش ترویج علم از دغدغه من اومده بود و بخش فرهنگسازی از علاقه شریکم مرتضی پورمیرزای که در انجمن یوزپلنگ ایرانی فعال بود و دغدغه محیط زیست داشت. از همون ابتدای اینفوگرام سعی کردیم بخش عمده ای از فعالیتمون رو به این هدف اختصاص بدیم، برای همین اینفوگرافیک های محیط زیستی که جنبه ترویج علمی هم داشت، اولویت اول ما بود:· با انجمن یوزپلنگ ایرانی، اینفوگرافیک های «یوزپلنگ آسیایی» و «پلنگ ایرانی» رو کار کردیم.· با انجمن طرح سرزمین، اینفوگرافیک های «نهنگ های دریای عمان و خلیج فارس»، «امداد به پستانداران دریایی»، «فک خزری» و «لاک پشت های دریایی در خلیج فارس و دریای عمان» رو کار کردیم.از راست: حامد مشیری مدیرعامل انجمن طرح سرزمین، محمد شکاری، مرتضی اسلامی مدیرعامل پیشین انجمن یوزپلنگ ایرانی· با انجمن میراث پارسیان، اینفوگرافیک «قوچ لارستان» رو کار کردیم.· با مرحوم هادی فهیمی و انجمن حافظان حیات وحش بدون مرز، اینفوگرافیک «خرس سیاه آسیایی» رو کار کردیم.· تعداد زیادی اینفوگرافیک برای ستاد محیط زیست شهرداری تهران طراحی کردیم.· تعداد زیادی اینفوگرافیک برای شهرداری کرج کار کردیم و حتی غرفه استان البرز در نمایشگاه محیط زیست رو به صورت اینفوگرافیک های دو بعدی و سه بعدی ساختیم.· با سازمان پسماند کرج، چند سال اینفوگرافیک هایی برای کمک به آگاهی مردم در تفکیک زباله طراحی کردیم.· برای حفاظت از یوزپلنگ ایرانی کمپین  «روز یوز» راه انداختیم، سایت طراحی کردیم، اینفوگرافیک طراحی کردیم و از حدود 10 هزار نفر امضا جمع کردیم تا بتونیم مشارکت دولت رو جلب کنیم.اواخر سال 91 اوریمان رو تاسیس کردیم و متوجه شدم شریکم در اوریمان، محمدرضا بحرالعلومی، به طور اتفاقی پسر دایی پژمان نوروزیه!مهر سال 92 بود که با خبر شدم جایی به اسم انجمن ترویج علم وجود داره و هفته جهانی ترویج علم داریم و در آبان 92 برنامه ای برای این موضوع دارن. شال و کلاه کردم و رفتم ببینم چه خبره؛ اونجا برای اولین بار سیاوش صفاریان پور رو از نزدیک دیدم.از راست: محمدجواد ترابی، سیاوش صفاریان پور، ردیف عقب: علی شمساون زمان، سیاوش برنامه نسب طلایی (1.618) رو روی آنتن داشت و من بهش گله کردم که چرا برنامه های قبلی که تولید کرده روی اینترنت نیست و جایی پیدا نمیشه و ... گفت که انرژیمون محدوده و نمی رسیم به این کارها. منم جوگیر شدم و رفتم چند روز وقت گذاشتم و 27 آبان 92 وب سایت goldennumber.ir رو بالا آوردم. البته بماند که اون موقع سیاوش (نمی دونم به چه دلیلی) سایت رو جدی نگرفت و کمک نکرد که سایت آپدیت بشه یا بتونن توو برنامه اعلام کنن که بتونن با مردم آنلاین تعامل داشته باشن.این دغدغه که می دیدم افراد مختلف و مجموعه های مختلف تولیدات ترویج علمی متعددی در تلویزیون، رادیو، نشریات و ... دارن ولی هیچ جایی برای دسترسی مردم به آرشیو این ها نیست، الهام بخش تاسیس «ساینس آنلاین» شد. 3-4 ماه روی این موضوع کار کردم و عید 93 بود که با سعید جعفری، علی خورشیدی و یگانه میرافتاب جلسه های جداگانه ای گذاشتم؛ علی و سعید پایه بودن و این شد که بعد از چند ماه جلسه و ایده پردازی و وارد کردن بچه های دیگه به تیم، همزمان با هفته ترویج علم سال 93، ساینس آنلاین (نخستین مرجع چندرسانه‌ای علم ایران» رو راه انداختیم. ساینس آنلاین اون چیزی نشد که دوست داشتم ولی به قول حافظ آهی: «حتی اگه دو ماه هم کار کنید و بعدش تعطیل بشه، شما تونستید یه تاثیر مثبت بذارید.»از راست: ...، اتابک آکسون، علی خورشیدی بنام، سیاوش صفاریان پور، فرزانه میرشکاریان، محمد شکاری، سعید جعفریتوو مسیر ساینس آنلاین دوستای خیلی خوبی پیدا کردم و بچه های جوون و پرانرژی همراهیم کردن که بهشون افتخار می کنم و عاشقشونم:به ترتیب الفبا: علی اربابی نژاد، نازنین زهرا بابایی، طلا بختیاری، ملیکا بیدآبادی، سعید جعفری، فاطمه جعفریان، مبارکه حدادی، مرضیه حسینی، محمدحسین خلیلی، علی خورشیدی بنام، حامد رحمانی، پریسا عبیری، سمن قدیمی، سید علیرضا محمدی، طلیعه محمدی، محمد موحدی، طاها ناگهی، سوگند متقی و دوستانی که ممکنه اسمشون الان توو ذهنم نیومده.توو این مسیر با عزیزانی آشنا و دوست شدم که شاید روزی آرزو داشتم این مروجان علم رو از نزدیک ببینم و چند دقیقه باهاشون گپ بزنم؛ انسان هایی که فکر می کنم دغدغه مشترکی دارند: سیاوش و فواد صفاریان پور، پژمان نوروزی، عرفان خسروی، مهدی صارمی فر، محمود کریمی، ذوالفقار دانشی، حافظ آهی، نفیسه نعیمی پور و فرناز شهید ثالث، محمدجواد ترابی، سپیده شعرباف، کاظم کوکرم، علیرضا خنجری، حسین فروتن، عرفان کسرایی، دکتر مهدی زارع، علی ضیایی، رامین فتوت، فرهاد شمسیان، محمدحسین جهان پناه، محمد جباری، آریا صبوری، پوریا ناظمی، بابک امین تفرشی، پیمان اکبرنیا، محمدرضا رضایی، امین جمشیدی، حامد میرزاخلیل و علیرضا کاشیزاد.(داخل پرانتز از سیاوش صفاریان پور، حافظ آهی، عرفان خسروی، محمود کریمی و مهدی صارمی فر تشکر می کنم که توو ساینس آنلاین ما رو همراهی کردن و بدون هیچ چشم داشتی وقت و انرژی گذاشتن).از راست: سعید جعفری، پیمان اکبرنیا، پژمان نوروزی، عرفان خسروی، پوریا ناظمی، محمد شکاریاز راست: مهدی صارمی فر، محمد شکاری، ... ، علیرضا خنجری، سعید جعفری، یگانه میرآفتاباین روحیه ترویج علمی که از همون برنامه کندو و برنامه های دیگه‌ی سیاوش صفاریان پور به من منتقل شده بود، باعث شد توو فعالیت های حرفه ایم خارج از ساینس آنلاین هم این ذهنیت رو با خودم داشته باشم. توو اوریمان جنبه های علمی و ترویجی اوریگامی رو همراه خودم داشتم و سعی می کردم بتونم از این علم-هنر برای ترویج علم به شیوه جذاب استفاده کنم.از راست: میلاد بحرالعلومی، مهدیه دلاوری، محمدحسین فروتن، سیاوش صفاریان پور، محمد شکاریتوو اینفوگرام علاوه بر اینکه توجه جدی به موثق بودن علمی، طراحی و انتقال مفاهیم به زبان ساده داشتیم و ماموریت خودمون می دونستیم که حتی افراد بیسواد هم بتونن از این طرح ها استفاده کنن، روی انتشار و ترویج این اینفوگرافیک ها هم تلاش می کردیم. مثلا به کمک محمدجواد ترابی، اینفوگرافیک نهنگ های خلیج فارس رو در مجله دانشمند چاپ کردیم و همچنین دیاگرام های اوریگامی حیوانات در معرض انقراض رو در چند شماره مجله چاپ کردیم و مردم رو تشویق به ساخت اوریگامی و اشتراک در شبکه های اجتماعی کردیم.با شرکت آب و فاضلات استان تهران و دکتر مهدی زارع روی ترویج «سامانه هشدار زودهنگام زلزله» کار کردیم و با اینفوگرافیک و موشن گرافیک تونستیم کارشناسان سازمان های مرتبط با مدیریت بحران رو متوجه اهمیت این موضوع و نحوه کارکردش بکنیم. چند تا پروژه دیگه از جمله آگاهی به سازمان های درگیر در مدیریت بحران برای مانور دورمیزی سیلاب انجام دادیم که کمک کرد دیگه جون افراد در سیلاب تهران به خاطر سوءمدیریت گرفته نشه.پروژه هایی با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای افزایش آگاهی مدیران و کارشناسان در زمینه آسیب های اجتماعی انجام دادیم که تاثیرش رو در سیاست های کلان کشور باید نشون بده.از فرهاد شمسیان توو گویندگی موشن گرافیک صنایع دریایی کمک گرفتم که بتونیم اهمیت این حوزه رو به مدیران نشون بدیم و تاثیری در رشد کشور داشته باشیم.با شرکت های خصوصی که در زمینه دستگاه های تصفیه هوا کار می کردن، بروشورهای اینفوگرافیک برای آگاه سازی مردم در این زمینه طراحی و چاپ کردیم.با شرکت های داروسازی مثل بهستان بهداشت، بهستان تولید، رستا ایمن دارو و تچرا دارو در آگاهی به مردم در حوزه سلامت کار کردیم و محتواهای زیادی برای شبکه های اجتماعی تولید و منتشر کردیم.با استارتاپ زیک پروژه جذابی رو کار کردیم که و از علیرضا خنجری کمک گرفتم تا به مردم درباره وضعیت سلامتی محصولات خوراکی آگاهی بدیم تا بتونن بین برندهای مختلف، درست انتخاب کنن؛ محصولاتی مثل لبنیات، سس و ...حتی شخصا چند تا اینفوگرافیک برای پدرم طراحی کردم که بتونه مفاهیم علمی کشاورزی رو به کشاورزها و کارشناسان کشاورزی منتقل کنه و حتی یک دو مورد در کتابهای درسی رشته های مرتبط هم چاپ شد.یکی از هیجان انگیزترین کارهای ترویج علمی که کردم، مربوط به پروژه هولدینگ گلرنگ بود که 5-6 ماه شبکه های اجتماعی این مجموعه دست ما بود و محتواهای علمی و ترویجی مختلف تولیدی می کردیم و حتی مسابقات علمی روی تلگرام راه انداخته بودیم و سعی داشتیم کارکنان و کارگران این مجموعه بزرگ رو نسبت به مسائل علمی پشت کارشون هم آگاه کنیم.همین چند ماه پیش هم در شرایطی که خودمون درگیر مشکلات درون سازمانی بودیم، به درخواست محمدجواد ترابی، با پویش نامگذاری ستاره مادر و سیاره فراخورشیدی همراه شدیم و سایت Iranplanet.ir رو راه انداختیم و کمک کردیم تا صدای این فعالیت ترویجی به گوش علاقمندان برسه.از راست: سیاوش صفاریان پور، محمدجواد ترابی، آریا صبوری، سپیده شعرباف، محمد شکاریشاید جهت گیری من در مسئله ترویج علم، از علومی مثل فیزیک یا مسائل تکنولوژی به حوزه هایی از جنس علوم نرم جهتگیری پیدا کرده؛ نمی دونم اسمش رو میشه علوم نرم گذاشت یا چی ولی چیزایی که بیشتر به دانش و تجربه های کسب و کاری مرتبطه؛ مواردی مثل ترویج فرهنگ استارتاپی و راه و روش های راه انداختن کسب و کار یا شیوه های مرتبط با علوم بازاریابی، فروش، دیجیتال مارکتینگ و اینباند مارکتینگ. اگه ترویج علم رو فقط به علوم نظری یا تکنولوژی منحصر نکنیم، افزایش علم و مهمتر از اون یاد دادن علمی نگاه کردن به افراد در حوزه های علوم و دانش های مختلف می تونه تاثیر جدی روی زندگی خودمون و هموطنامون و حتی جهان بذاره؛ مثلا چیزی از جنس مدیریت دانش.راستش میخواستم یه پست به مناسبت تولد سیاوش صفاریان پور توو اینستاگرام بذارم، شروع به نوشتم کردم و ذهنم رفت به گذشته ها و شد این متن.تا حالا به این فکر نکرده بودم ولی الان متوجه شدم گویا جرقه همه این ها، از سیاوش صفاریان پور بوده!از راست: جلال اشرفیان، سیاوش صفاریان پور، محمد شکاری</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 04:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با قطع شبکه جهانی اینترنت در ایران، 15 سال جوانتر شده ام!</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-15-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-aicals2u1b4j</link>
                <description>این روزها با قطع ارتباط ایران با شبکه جهانی اینترنت، حس می کنم 15 سال جوانتر شده ام و حس خاصی دارم.برای گوش کردن موسیقی سراغ هارد اکسترنال ام رفتم. 15 سال پیش مدت ها وقت گذاشته بودم و طبقه بندی خاص خودم رو درست کرده بودم و موزیک هایی که از دوستان و اقوام به دستم رسیده بود رو بر اساس ژانر دسته بندی کرده بودم و تا 5-6 سال پیش هم هنوز حواسم بهشون بود و آپدیتشون می کردم ولی دیگه به مرحله ای رسید که سرچ کردن در گوگل یا ربات های تلگرام و اپلیکیشن های موسیقی، سریع تر و در دسترس تر از گشتن در هارد اکسترنال ام بود. البته دیشب یه ایده جدید هم به نظرم رسید، داشتم توو اپلیکیشن ها تست می کردم ببینم کدومش هنوز کار می کنه و سرورهاشون داخل ایران هستند که دیدم اپلکیشن آموزش زبان تیکا یه بخشی داره که با موزیک زبان یاد میده و موزیک های انگلیسی جدید هم داشت و زدم چند تا دانلود کردم و رفتم توو فایل ها گشتم کجا ذخیره می کنه و فرمتشون رو تغییر دادم تا موزیک پلیر گوشی بشناسه و بتونم آخر شب بزنم چند تا موزیک جدید گوش بدم!یکی از مزیت های بی اینترنتی برای من که تقریبا 80% زمان بیداریم رو پای کامپیوتر، گوشی و اینترنت ام (همه روز به جز مواقعی که در حال خوردن شام و ناهار هستم یا در جلسه با مشتریان ام) اینه که خیلی از کارها دیگه قابل انجام نیست و البته برخی کارهای هم که قابل انجامه چون مردم به اینترنت دسترسی ندارن، انجامش از اولویت خارج میشه. این مسئله کمک می کنه که برم سراغ کتاب خوندن یا انجام کارهای عقب افتاده ای که فعالیت های روزانه امکان انجامشون رو بهم نمیداد.سبک زندگی من به شدت با اینترنت پیوند خورده و نبود اون قشنگ حس 15 سال پیش میده. مثلا یکی از مشکلات (یا شایدم مزایا) من اینه که به هر نکته جدید یا سوال یا لغت جدیدی که می رسم سریع میرم گوگل می کنم یا یادداشت می کنم. در شرایط عادی، خودن چند صفحه کتاب برای من کار مشکلیه؛ چرا که توو هر صفحه، ایده یا سوالی برام پیش میاد که باید همون لحظه برم سرچ کنم و به جوابش برسم و از اونجایی که آدم کنجکاوی هستم و ذهن واگرایی دارم، گاهی این لغت جدید یا اسم یک شخص منجر به این میشه که چند ساعت کتاب خوندن رو ول کنم و برم سراغ اینکه ببینم ماجرا چیه! الان که اینترنت دم دست نیست، سرعت مطالعه ام حداقل 4 برابر شده!جالب ترین نکته در تغییری که سبک زندگی من و احتمالا اکثر کسانی که با اینترنت سر و کار دارن اینه که دیگه آدرس دامین سایت ها رو حفظ نمی کنیم و فقط اسمش رو تایپ می کنیم و از گوگل وارد سایت میشیم. با قطع شدن گوگل مهم ترین مشکل همینه که اصلا از کجا باید بفهمیم چه سایت هایی هستن که می تونیم جواب سوالاتمون رو بگیریم یا نیازامون رو رفع کنیم. یا حتی اگه اسم برند یا خدمات رو یادمونه، پیدا کردن آدرس سایت (حتی اگه باز باشه) کار سختیه.یاد روزهایی افتادم که حدود 18 سال پیش انجام می دادم. اون زمان گوگل هنوز خیلی کمکی نمی تونست بکنه و داشتن یه دیتابیس از سایت های مفید و کاربردی خیلی جذاب بود. اون زمان با نرم افزار Access یه برنامه ای ساخته بودم که به هر سایت به دردبخوری که می رسیدم، ثبت می کردم و مشکلات کاملی موضوعاتش و جزئیاتش ذخیره می کردم و تقریبا برای همه نیازهایی که یه دانش آموز کنجکاو داشت، وب سایت مفیدی در دسترس داشتم و گاهی به دوستانم هم پیشنهاد می دادم. عملا یه گوگل کوچولو برای خودم ساخته بودم.یا مسئله انتقال فایل خیلی عجیب، با وجود پیامرسان هایی مثل تلگرام یا ایمیل هایی که حجم زیادی دارند، عملا چند سالی هست که دیگه CD و DVD و حتی فلش مموری خیلی کاربرد نداره و عادت کردیم به اینکه هر فایل با هر حجمی که بخوایم رو می تونیم خیلی سریع ارسال کنیم. اما این روزها منو یاد زمانی انداخت که فلاپی بود و برای انتقال یه عکس 2 مگابایتی کارهایی می کردیم که به عقل جن هم نمی رسه. مجبور بودیم نرم افزارهایی رو پیدا کنیم یا کدهایی رو بنویسیم که عکس رو دو تکه کنیم و در دو فلاپی بریزیم (حجم فلاپی 1.44 مگابایت بود) و بعد ببریم روی کامپیوتر دوستمون عکس رو به هم بچسبونیم و بتونیم عکس دسکتاپش رو تغییر بدیم!پر حرفی نکنم، کسانی که مثل من حدود 30 سال دارن، احتمالا حس و حال من رو می تونن درک کنن.برای من که هر روز در معرض حجم زیادی از اطلاعات هستم و به دلیل شغل ام روزانه هزاران پیام دارم و چک می کنم و در شبکه های مجازی هم فعال هستم و ایمیل های زیادی رو چک می کن و با مشتریان متعدد در تعامل هستم، عدم دسترسی به شبکه جهانی اینترنت آرامش خاصی رو بهم داده که برام لذتبخش و دردناکه.ساعت 00:13 - 30 آبان 1398</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2019 00:15:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت شغلی به شیوه بازیکنان فوتبال و والیبال در 3 حرکت</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-3-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-x9gpxdvhaaog</link>
                <description>در نوجوانی هر هفته همراه پدرم به سالن والیبال می‌رفتم. در والیبال معمولاً برای اینکه افراد تازه وارد با فضای بازی آشنا شوند، آن‌ها را در گوشه ای از زمین مستقر می‌کنند که توپ زیادی به آن نقطه نمی‌رسد و گاهی بازیکنان حریف از این نقاط برای جای خالی انداختن استفاده می‌کنند. من هم ابتدای یادگیری والیبال، جای خالی گیر بودم! بعد از چند هفته دیدم در هر بازی فقط 7-8 بار توپ به دست من می‌خورد. کم کم داشتم غر می زدم که چرا توپ به من نمی‌رسد، جای من را تغییر بدهید و در نقطه دیگری از زمین بایستم که توپ بیشتری روی سر من بیاید. آنجا بود که یکی از بازیکنان با سابقه و حرفه ای، جمله طلایی به من گفت: «قرار نیست توپ روی سر تو بیاید، تو باید بروی زیر توپ.»چند شب پیش که بازی فوتبال ایران و سوریه را نگاه می کردم، وقتی طارمی گل چهارم ایران را به ثمر رساند، یاد این جمله افتادم و به کاربردش در رسیدن به موفقیت شغلی فکر کردم. https://90tv.ir/videos/%DA%AF%D9%84-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C طارمی چه کرد که توانست این گل را بزند؟ یا شاید بتوان سوال را این گونه پرسید که بازیکنانی مثل کریستیانو رونالدو و لیونل مسی یا علی دایی (در گذشته) چگونه می‌توانند گل‌های زیادی به ثمر برسانند؟ آیا این اتفاقی است؟ چرا سایر بازیکنان این توانایی را ندارند؟اگر بخواهیم از منظر کارشناسی فوتبال به ماجرا نگاه کنیم، دلایل متعددی در این میان نقش دارند ولی شاید بتوان گفت مهم‌ترین عامل، شیوه تفکر و ذهنیت (Mindset) آن بازیکن است. اگر به بازیکنان شاخص در فوتبال و والیبال دقت کنیم، متوجه می‌شویم که این افراد به جای اینکه منتظر بمانند تا توپ به آن‌ها برسد، خود را به توپ می‌رسانند؛ حتی فراتر از آن، سعی می‌کنند برای خود موقعیت و فرصت ایجاد کنند و در زمان مناسب در جای مناسبی باشند که بازیکنان دیگر بتوانند به آن ها پاس بدهند.اگر بخواهم این مسئله را برای یک موقعیت شغلی مدل کنم، این‌گونه می توان گفت:1- محدوده خود را بشناس و بدان اجازه داری تا چه شعاعی را پوشش دهی (در فوتبال، دروازه بان مسئولیت محوطه جریمه را بر عهده دارد و وظیفه اصلی فورواردها، گل زدن است).
2- چابک و پویا باش و سعی کن خود را در مسیر توپ قرار دهی؛ نه اینکه یک جا بایستی و منتظر باشی توپ به تو برسد. آمادگی این را داشته باش که گاهی خارج از محدوده خود به سمت توپ شیرجه بروی (توپ‌ها در یک شغل می‌توانند وظایف و مسئولیت‌هایی باشند که در هر لحظات ممکن است در نقاط مختلف وجود داشته باشد).3- با این فرض کار کن که تمام مسئولیت آن محدوده و حتی هدفی که باید تیم به آن برسد، با توست. پس منتظر هم تیمی ها نباش که مسئولیت کارهای تو را بپذیرند ولی بدان برای برنده شدن در بازی باید بتوانی با هم تیمی های خود همکاری کنی و به هم یاری دهید (گاهی لازم است دروازه بان از محوطه جریمه خارج شود و پنالتی بزند یا یک فوروارد در دفاع کمک کند).</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 03:07:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی روند رشد دیجیتال مارکتینگ در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ummpyx0bevpy</link>
                <description>نمودار روند رشد دیجیتال مارکتینگ در با افزایش ضریب اینترنت در کشور و شکل‌گیری کسب و کارهای آنلاین شاهد تغییر شیوه بازاریابی از سنتی و آفلاین به دیجیتال هستیم.با بررسی روند میزان رشد جستجو در گوگل متوجه می‌شویم که در ۳ سال اخیر توجه افراد و کسب و‌ کارها به بازاریابی دیجیتال در حال افزایش است.این افزایش را می‌توان ناشی از دو علت اصلی دانست:۱. شکل‌گیری کسب و کارهای دیجیتال و آنلاین که فعالیت در فضای دیجیتال را می‌شناسند و در پی استفاده از دیجیتال مارکتینگ هستند.۲. توجه کسب و کارهای قدیمی و غیردیجیتال به جریان ایجاد شده در دنیای امروز و تلاش برای عقب نماندن از این قافله.با تحلیل نمودار در بازه زمانی ۵ ساله می‌توان گفت لغت &quot;بازاریابی&quot; به نسبت &quot;دیجیتال مارکتینگ&quot; حدود ۲۲ برابر بیشتر جستجو شده است ولی این میزان در یک سال اخیر کاهش چشمگیری داشته و به ۵ برابر رسیده است.نکته قابل تامل در این نمودار، نقاط ماکزیمم و مینیمم نسبی است (نقاط پیک و قعر) که با بررسی به عمل آمده به نظر می‌رسد نقاط ماکزیمم در شروع فصل‌های سال (و مخصوصاً زمستان) است و نقاط مینیمم می‌تواند ناشی از کاهش تبلیغات و مارکتینگ در ماه محرم باشد.امیدوارم این پست برایتان مفید باشد و در آینده به بررسی سایر ترندهای حوزه تبلیغات و مارکتینگ و مقایسه آن‌ها می‌پردازم.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2019 03:30:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفت و شنود وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با نخبگان جوان</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%AE%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-erf5wapiw1un</link>
                <description>امروز در نشست &quot;گفت و شنود وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با جمعی از نخبگان جوان&quot; به مناسبت هفته جوان، مهمان آقای وزیر بودیم.جوانانی با مهارت ها و فعالیت های مختلف حضور داشتند و از دغدغه‌های خود گفتند.محمد شریعتمداری - وزیر کار، تعاون و رفاهمن نیز در تکمیل صحبت‌های دوستانی که از دغدغه‌های استارتاپ‌ها (بیشتر در خصوص مسائل مالیاتی و بیمه‌ای) گفتند، در خصوص نبود آگاهی به ماهیت استارتاپ در مدیران ارشد و کارکنان وزارتخانه و سازمان‌های تابعه صحبت کردم. شاید بسیاری از مشکلات موجود و دردسرهایی که برای استارتاپ‌ها به وجود می‌آید، ناشی از عدم آگاهی کارشناسان و مدیران سازمان‌ها (از جمله سازمان تامین اجتماعی یا سازمان مالیاتی) است. اینکه آگاه نیستند که یک استارتاپ ممکن است چند سال فعالیت کند و حتی چند ده میلیارد تومان درآمد کسب کند ولی سود ده نباشد (و این به معنای تخلف آن شرکت در اعلام هزینه‌ها نیست). اینکه ذات استارتاپ بر پایه نوآوری و آزمودن راه‌های نرفته است و این دیدگاه با بازی در چهارچوب ها و مجوزهای متعدد نمی‌گنجد. اینکه مدل درآمدی بسیاری استارتاپ‌ها بر پایه پورسانت‌های کم از تعداد کاربران زیاد است و درآمد بالای یک استارتاپ به معنای آن نیست که شرکت سود دهی است و باید ۱۰-۱۵ درصد درآمدش را مالیات دهد.میعاد صالحی، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، محمد رضوانی‌فر مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی (شستا) و میرهادی قره‌سید رومیانی معاون امور مجلس، حقوقی و استان‌های وزارت تعاون، روزبه کردونی مشاور وزیر کار و رئیس مرکز روابط عمومی و رحیم سرهنگی مدیرکل دفتر توسعه امور کارآفرینان از دیگر حاضران جلسه بودند.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 23:51:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در استارتاپ ویکند شرکت کنیم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%88%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-gmxikieq7jhg</link>
                <description>امروز به دعوت دوستان خوبم در شتابدهنده تریگ آپ در رویداد معرفی استارتاپ‌ها (DemoDay) حضور داشتم.من از ابتدای تاسیس تریگ‌آپ در جایگاه‌های مختلف، حضور داشتم و از زوایای مختلف لمس کردم که چه شرایطی داشته، چه اتفاقاتی افتاده و چه تلاش‌هایی شده است.۱. در اولین استارتاپ‌ویکند این مجموعه (Game Trigup) که همزمان با راه‌اندازی تریگ‌آپ در سال ۹۴ برگزار شد، به همراه پریسا جاوید و مصطفی شهرمیانی به عنوان شرکت‌کننده حضور داشتم و از آنجا با مرکز نوآوری فناپ و تریگ‌آپ از نزدیک آشنا شدم (در این رویداد سوم شدیم و ۳ میلیون تومان جایزه گرفتیم). همچنین در دومین استارتاپ ویکند (Fintech Trigup) حضور داشتم.۲. در پیش‌شتابدهی دور اول تریگ‌آپ با ساینس‌آنلاین حضور داشتم (تجربه متفاوتی بود و خیلی یاد گرفتم).۳. با اکثر استارتاپ‌های تریگ‌آپ دوست ام و از زاویه دید آن‌ها با مسائل، چالش‌ها، خوبی‌ها و مزیت‌ها آشنا هستم.۴. با مدیران پیشین و کنونی و کادر اجرایی تریگ‌آپ در ارتباط هستم و از نگاه آن‌ها به مسائل و مشکلات آشنا شدم و به دغدغه ها آگاه هستم.۵. با مدیران و کارکنان سرمایه‌گذاران تریگ‌آپ (فناپ و شناسا) دوست و آشنا هستم و دغدغه‌ها و تفکراتشان را لمس کرده ام‌.۶. برای استارتاپ های تریگ‌آپ چندین بار کارگاه برگزار کردم و مهارت‌ها، دیدگاه‌ها و تفکرات اکثر تیم‌های این شتابدهنده آشنا شدم.۷. با منتورهای تریگ‌آپ دوست، رفیق و آشنا هستم و با نگاه و سطح‌علمی، میزان تجربه و مهارت اکثر آن‌ها آشنا ام.شاید سر فرصت یادداشتی برای مقایسه چند شتابدهنده‌ای که از نزدیک با آن‌ها در تماس بودم، بنویسم ولی اگر بخواهم کوتاه بگویم، مجموعه تریگ‌آپ تلاش فراوانی کرده است تا بتواند بدون وقفه و با تمام قوا برای جوانان کشورمان فرصت‌آفرینی کند و تاثیر جدی در آینده بگذارد؛ کاری که کمتر شتابدهنده ای توانسته است پیوسته انجام دهد.----------ارتباط من و دوستانم به این مجموعه اتفاقات متعددی را به همراه داشت؛ مسیر زندگی مصطفی را تغییر داد و تاثیر جدی روی مسیر اینفوگرام و زندگی کاری من گذاشت.من از مسیر، همراه خودم آورده‌های زیادی داشتم. شاید مهم‌ترین آورده از نظر دوستانم شکل دادن همکاری هایی با مجموعه فناپ و شرکت‌های زیرمجموعه بود. شاید برخی از دوستان، شروع بخش آموزش اینفوگرام و برگزاری چندین کارگاه و دوره در کافه IT را مهم‌ترین دستاورد آشنایی من با مجموعه فناپ بدانند. ولی...ولی مهم‌تر از همه، آشنایی با افرادی بود که همگی صادق، خاکی و پرتلاش اند، رو به آینده می‌نگرند و بزرگ فکر می‌کنند.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 23:28:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمره بیست خر نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D9%86%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dcnsfkfpphqw</link>
                <description>در اینستاگرام پروفایل دوستانم را بررسی می‌کردم که دیدم هشتگی با عنوان «نمره_بیست_خر_است» مطرح شده است و چندین نفر هم نمراتشان در دانشگاه را به اشتراک گذاشته‌اند و با افتخار به خود می‌بالند که به وفور نمرات زیر 10 دارد و هرچه نمره پایین‌تر یا تعداد دروس پاس شده کمتر، نشان‌دهنده خفن‌تر بودن است!در چند سال گذشته، بارها با این مسئله در شبکه‌های اجتماعی یا نشست‌های دوستانه برخورد داشتم. گاهی با خود فکر می‌کردم که آیا این دیدگاه دوستان درست است؟ این دیدگاه که چون سیستم آموزشی ایران مشکل دارد، پس اگر ما نمره کمتر می‌گیریم یا 6 سال طول می‌کشد تا لیسانس بگیریم، به این معنی است که فرد شاخص و متفاوتی هستیم و حال که کار یا موقعیت شغلی خودمان را داریم، پس نمراتمان هیچ تأثیری در زندگی‌مان ندارد. حتی گاهی ماجرا برعکس می‌شود و گویی دعوت به جدی نگرفتن مدرسه و دانشگاه می‌شود.به نظر من، این دیدگاه ناشی از آن است که هدف از دانشگاه رفتن را چه بدانیم یا اصلاً انتظارمان از دستاوردی که در دانشگاه داریم چیست؟ اگر دانشگاه را راه فراری برای سربازی ببینیم، شاید فلسفه دانشگاه رفتن زیر سؤال باشد و اصلاً انگیزه‌ای برای یادگیری وجود نداشته باشد، چه برسد به نمره خوب گرفتن. اگر هدف را رضایت خانواده بدانیم یا اجبار خانواده ما را راهی دانشگاه کرده باشد، باز هم یادگیری ملاک نبوده است و نمی‌توان ادعا کرد «من که نمره خوبی نگرفته‌ام، پس یعنی انسان فرهیخته‌ای هستم». اگر هدف گرفتن مدرک باشد، پاس کردن دروس را کافی می‌دانیم و باز هم نمره ملاک مقایسه ماست. اهداف و انگیزه‌های مختلف دیگر را نیز می‌توان شمرد.از نظر من دانشگاه و حتی مدرسه، محلی برای نمره گرفتن یا پاس کردن دروس یا مدرک گرفتن نیست. شاید حتی یادگیری دروس و سرفصل‌های تدوین‌شده رشته تحصیلی دستاورد اصلی دانشگاه یا مدرسه نباشد. کاری به دستاوردهای اجتماعی، فرهنگی و ... ندارم ولی از نظر من، مهم‌ترین نقش کلاس‌های دانشگاه و دروس متفاوت، شکل‌گیری فرآیندهای ذهنی در افراد است؛ شکل‌گیری منطق تصمیمی گیری، شکل‌گیری طرز تفکر و شکل‌گیری مسیری که ما هنگام برخورد با یک چالش یا مشکل طی می‌کنیم تا به راه‌حل برسیم.شاید برایتان ملموس نباشد که دروس ریاضی و فیزیک یا دروس تخصصی مثل منطق فازی، الکترونیک یا مخابرات (من مهندسی برق-الکترونیک خوانده‌ام) چگونه در زندگی روزانه ما تأثیر می‌گذارد ولی کافی است به اطرافتان نگاه کنید و دوستانتان را با هم مقایسه کنید؛ متوجه می‌شوید که برخی ریزبین و نکته‌سنج هستند؛ برخی خیلی حساب‌شده به مشکلات نگاه می‌کنید؛ برخی از کنار مشکلات می‌گذرند و آن‌ها را رها می‌کنند؛ برخی هنگام روبرویی با چالش‌ها کلافه می‌شوند و نمی‌توانند مسیری برای رفع آن پیدا کنند؛ برخی حتی وقتی با مشکلی مواجه می‌شوند یا مسئله‌ای در کار یا زندگی آن‌ها را اذیت می‌کنند، حتی به فکر یافتن راه‌حل یا بهبود آن نیستند و با آن می‌سازند.از نظر من این موارد نمود واقعی تحصیلات و نگاه ما به درس و دانشگاه است. همین مسئله در زمینه شغل، کار و نحوه روبرویی ما با چالش‌های کاری مشهود خواهد بود. شاید ما فکر کنیم برنامه‌نویس حرفه‌ای هستیم و می‌توانیم برنامه‌های پیچیده و شاخصی بنویسیم ولی آیا به این توجه کردیم که اگر ریاضیات را خوب متوجه نشده باشیم یا سطحی از کنار دروس پایه گذشته باشیم و برای یادگیری آن‌ها انرژی و زمان نگذاشته باشیم، احتمالاً مجبور خواهیم شد چند برابر این زمان را هنگام یادگیری برنامه‌نویسی یا کارهای مهندسی بگذاریم تا بتوانیم با الگوریتم‌ها و محاسبات مختلف کنار بیاییم و یا اصلاً منطق رسیدن به جواب را دریابیم؟ البته دسته‌ای از افراد هستند که چون اصلاً باور ندارند که دروس دانشگاه تأثیری در کار آن‌ها دارد، فکر می‌کنند خفن‌ترین انسان روی زمین در زمینه کاری خود هستند. نمود این دیدگاه‌ها اینجاست که متخصصی را می‌بینید که یک کار را می‌تواند 10 ساعته انجام دهد و یک متخصص دیگر، همان کار را 50 ساعته. از سوی دیگر توجه به علوم مختلف و دروس دانشگاهی می‌تواند استفاده از آن‌ها را برای ما به همراه داشته باشد؛ به عنوان مثال فردی که با آمار و احتمالات ارتباط خوبی دارد، می‌تواند تحلیل‌های آماری را در حیطه کاری خود به کار ببندد و نتیجه این کار می‌تواند به روشن شدن مسیر پیش رو ختم شود. نمونه دیگر توجه به دانشگاه این است که اگر شما روی پایان‌نامه کارشناسی ارشد کار کرده باشید و فقط با هدف مدرک گرفتن به آن نگاه نکرده باشید، با اهمیت منابع موثق یا نحوه رسیدن به جواب یک مسئله آشنا شده‌اید.من از سال 1391 تاکنون که مجموعه اینفوگرام را تأسیس کرده‌ام، با بیش از 100 نفر (به عنوان نیروهای اجرایی) در پروژه‌های مختلف همکاری داشتم و با بیش از 300 نفر کارفرما جلسات متعدد داشتیم و پروژه انجام دادیم. مواردی که در بالا ذکر کردم، در رابطه با کارکنان اینفوگرام و همکاران دیگرمان برایم کاملاً قابل لمس است و نگاه افراد به دروس دانشگاه یا انرژی که آن‌ها روی تحصیلات گذاشته‌اند، در نگاه آن‌ها به کار و شیوه مواجهه با چالش‌ها کاملاً تأثیر داشته است. این مسئله را در جلسات با کارفرماها نیز می‌توانم تشخیص دهم که نحوه رسیدن به جواب مسائل یا شیوه فکری افراد و حتی ادبیات کلامی آن‌ها تا حدودی برگرفته از دانشگاه محل تحصیل، مقطع تحصیلی و رشته تحصیلی است.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2019 21:27:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ بودن یا نبودن، مسئله این است؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cotpwqesood1</link>
                <description>نمایشگاه الکامپ، سالن الکام استارز، آذر 1395 - عکاس: سعید جعفریاین روزها هرکسی که کسب و کاری راه می‌اندازد، می‌گوید استارتاپ راه انداختم؛ هرکسی که به دنبال سرمایه است، می‌گوید استارتاپ دارم؛ هرکسی که می‌خواهد افرادی را دور خود جمع کند، می‌گوید بیایید استارتاپ بزنیم. هرکسی که شرکتی داشته است، می‌گوید استارتاپ بوده‌ام و حتی هستم!مسئله اینجاست که اصلاً استارتاپ بودن خوب است یا بد؟ بهتر است استارتاپ باشیم یا نباشیم؟شاید بزرگ‌ترین دلیل این توجه ویژه به کلمه «استارتاپ»، جو کاذبی است که این دو سه ساله راه افتاده است و حمایت‌های بیجایی که از استارتاپ ها شده است. شاید برخی فکر می‌کنند اگر بگویند استارتاپ هستیم، از امتیازهای بیشتری برخوردار می‌شوند؛ البته باید گفت متأسفانه بله، گویا همین که بگویی استارتاپ هستیم، امتیازهایی هم می‌توانی بگیری.نکته اینجاست که هدف چیست؟ هدف این است که چند صباحی بر سر زبان‌ها باشیم یا بتوانیم چند صد میلیون تومان سرمایه بگیریم و به باد دهیم؟ یا اینکه کسب و کاری راه‌اندازی کنیم که بتواند سال‌های سال دوام بیاورد و همواره رو به رشد باشد؟اگر به دنبال مورد اول هستید، می‌توانید بگویید استارتاپ هستیم؛ چرا که خیلی‌ها نمی‌دانند اصلاً استارتاپ بودن به چه معناست و شما هم می‌توانید بگویید استارتاپ هستیم؛ خواه باشید، خواه نباشید؛ اما اگر هدف این است که واقعاً کسب و کاری راه‌اندازی کنید که بتواند سریع رشد کند، روی پای خود بایستد و متکی به جو یا پول سرمایه‌گذار نباشد، تفاوتی ندارد اسمتان را استارتاپ بگذارید یا نه.اصلاً مسئله این نیست؛ مسئله این نیست که شما را چگونه صدا کنند.مسئله این است که شما چگونه به مشتریان خود خدمت یا محصول ارائه می‌دهید و چگونه مشکل آن‌ها را حل می‌کنید و کمکشان می‌کنید تا زندگی بهتری داشته باشند.مسئله این است که چگونه رشد می‌کنید و چطور می‌توانید در پستی و بلندی‌ها دوام بیاورید و زمین‌گیر نشوید.مسئله این است که چطور درآمد کسب می‌کنید و چطور هزینه می‌کنید.مسئله این است که چطور مشتریانتان به شما وفادار می‌شوند و مدت‌ها در کنار شما می‌مانند و کمکتان می‌کنند بزرگ و بزرگ‌تر شوید.مسئله این است که چطور تیم تشکیل می‌دهید و چه فرهنگ سازمانی بر تیم شما جاری خواهد بود.مسئله این است که تیم شما چطور در کنار هم، همدل و با انگیزه فعالیت می‌کنند و چقدر چشم‌اندازتان را درک کرده‌اند و به هدفتان ایمان دارند.اگر این‌ها مسئله شما باشد، مهم نیست اسمتان استارتاپ باشد و اصلاً مدل کسب و کارتان استارتاپی باشد یا نه. استارتاپ هایی بوده‌اند که هم مدل درآمدی استارتاپی داشته‌اند و هم تیم استارتاپی و هم سرمایه‌گذاری میلیاردی ولی در نهایت پس از دو سه سال فعالیت، به زمین خورده‌اند و دیگر توان بلند شدن ندارند. از طرفی، تیم‌هایی بوده‌اند که نه مدل درآمدی استارتاپی داشته‌اند و نه بسیاری از ویژگی‌های استارتاپ ها را ولی مسئله آن‌ها لغت استارتاپ نبوده است و کم کم توانسته‌اند مسیر درستی را پیش بگیرند و استارتاپ‌گونه رشد کنند.نگران این نباشید که کسی به شما می‌گوید استارتاپ یا نه، نگران این باشید که نتوانید کسب و کارتان را زنده نگه دارید، رشد دهید و به بلوغ برسانید.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Wed, 27 Feb 2019 01:56:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی، محکم مثل سنگ بودن نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/shojazan/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zcusxikfczdx</link>
                <description>شاید شما هم شنیده باشید که اگر می‌خواهی کارآفرین شوی یا استارتاپ راه‌اندازی کنی، باید مثل سنگ محکم، مثل کوه استوار و مثل یک حیوان زحمتکش، سخت‌کوش باشی. من با مورد آخر موافقم ولی کارآفرینی این نیست که مثل سنگ و کوه باشی و هیچ انعطافی نداشته باشی. کارآفرینی این نیست که بتوانی در مقابل رقبا یا دشمنانت سخت و محکم بایستی.شاید عجیب باشد که می‌گویم، نباید یک کارآفرین سخت و محکم در برابر دشمنان، رقبا و حتی مشکلات بایستد.من سال‌ها پیش کونگ‌فو (سبک وینگ چون) کار می‌کردم از آنجا یاد گرفتم که اگر مثل سنگ باشی و تلاش کنی تا در مقابل دشمنان و رقبا بایستی و مقاومت کنی، وای به حالت اگر سنگ قوی‌تری در مقابلت باشد؛ آنگاه تو را متلاشی خواهد کرد.در کونگ‌فو باید مثل آب بود؛ مثل آب روان که اگر سنگی در مقابلش ظاهر شود، به‌جای متوقف شدن، از کنار سنگ می‌گذرد و به مسیرش ادامه می‌دهد.یک کارآفرین هم باید مثل آب باشد؛ منعطف، جاری، سرسخت و توقف‌ناپذیر.یک کارآفرین باید مثل آبی باشد که اگر سنگی در جلوی خود دید، بتواند به‌راحتی از کنارش عبور کند و به مسیر خود ادامه دهد و حتی اگر مسیرش بسته شد، بتواند برای خود مسیری جدید بگشاید.در کونگ‌فو برخلاف بسیاری از ورزش‌های رزمی که سعی بر دفاع و جلوگیری از برخورد ضربه حریف می‌کنند، تلاش بر این است که بتوان از انرژی حریف برای مقابله به خودش استفاده کرد. نیازی نیست خود را در مقابل حریف بگذاری و اگر حریف قدرتمندتری داشتی، شکست بخوری، فقط کافیست سرعت عمل داشته باشی و ضربات حریف را رد کنی و از کنارش بگذری و حتی اگر نیاز بود، غافلگیرش کنی و با ضربه مهلکی کارش را تمام کنی.دیروز از دوستی شنیدم که اگر کسی دشمن ندارد، یعنی حرفی برای گفتن ندارد و صاحب‌نظر نیست. من در ابتدا این جمله را درست می‌پنداشتم ولی الان به نظرم می‌رسد حرف درستی نیست؛ چرا که اگر تو مثل آب باشی، می‌توانی با هرکسی در هر شکل و فرمی تعامل کنی. من به این اعتقاد دارم که رقبا و حتی دشمنان می‌توانند تبدیل به همکاران و دوستان و حتی مشتریان شوند. فکر می‌کنم این نگاه در یک اکوسیستم استارتاپی می‌تواند راه گشای بسیاری از مشکلات و سختی‌ها باشد. در اکوسیستمی که روحیه همکاری در آن جاری باشد و رقبا بدانند که اگر کیک خود را بزرگ کنند، سهم بیشتری خواهند برد، به جای اینکه در مقابل هم بایستند، در کنار هم رو به جلو رقابت خواهد کرد.اگر مثل آب باشی، کسی جلودارت نیست؛ شاید بتوانند سرعتت را کاهش دهند یا برای مدت کوتاهی متوقفت کنند ولی تو همیشه مسیرت را پیدا خواهی کرد و به‌پیش می‌روی.کسی که می‌داند یا راه را پیدا می‌کند یا راه را می‌سازد، ناامید نمی‌شود.</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Sun, 24 Feb 2019 03:10:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتظار دارید مملکت آباد شه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%AA-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87-qcjudtbjalro</link>
                <description>زنگ زدم به مسول حقوقی یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شهرداری، میگم تشریف دارید بیام درباره قرارداد صحبت کنیم؟ گفت: &quot;الان آخه؟&quot; گفتم: &quot;مگه چی شده؟&quot; گفت: &quot;صبح باید بیای، ما ساعت کاریمون از ۶-۷ تا ۲ عه&quot;. گفتم: &quot;خب الان که ساعت ۱۱.۵ عه، منم حداکثر یک ساعته می‌رسم.&quot; گفت: &quot;خب الان که دیگه تا برسی ناهار و نمازه و وقت نمیشه.&quot; گفتم: &quot;یعنی شما ۱۲.۵ تعطیل می‌کنید؟&quot; گفت: &quot;نه، ولی خب اگه کارمون طول بکشه نصفه می‌مونه.&quot; گفتم: &quot;مگه چقدر کار داریم؟ چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه که‌. من میام.&quot;مملکتی که توو پایختش بدون فکر و بررسی، ساعت کاری رو می کنن ۶ صبح تا ۲ بعد از ظهر و ساعت ۱۲.۵ یا ۱۳ تعطیل می کنن، انتظار دارید کار پیش بره و آباد شه؟</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Wed, 01 Aug 2018 02:04:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به کی باید شک کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shekari/%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-p0kofpthlsmu</link>
                <description>اینترنت چرا اینطوریه؟این روزها آدم نمی‌دونه باید به کی شک کنه‌. یهو وسط #کار می‌بینی #اینترنت #قطع شد هیچی باز نمی‌کنه. مجبوری یه سری اقدامات انجام بدی:۱. رفرش می‌کنی می‌بینی داره زور میزنه و معلوم نیست قطع شده یا می‌خواد قطع شه!۲. فیلترشکن رو خاموش می‌کنی، می‌بینی بدتر شد.۳. مودمو نگاه می‌کنی می‌بینی اوکیه و وصله.۴. به سرور اون سایت شک می‌کنی، یه سایت دیگه باز می‌کنی، می‌بینی نخیر، مشکل جای دیگست.۵. شک می کنی ssl ها بازم به مشکل خوردن، یه سایت دیگه می‌زنی می‌بینی همین آش و همین کاسه.۶. دو سه تا سایت پینگ می‌گیری، بازم چیزی دستگیرت نمی‌شه.۷. به سرویس‌دهنده اینترنت شک می‌کنی، گوشی رو هات اسپات می‌کنی، می‌بینی یکمی بهتر شد ولی در حد آب باریکه است.۸. یه vpn می‌زنی می‌بینی نه مشکل اینجا نیست.۹. تنظیمات مرورگر رو چک می‌کنی می‌بینی درسته.۱۰. احتمال میدی یکی پاش روی شلنگ اینترنته، دو تا فحش میدی ولی پاشو بر نمی‌داره.۱۱. یکمی زل می‌زنی به مانیتور، بازم حل نمیشه.۱۲. یکمی زل می‌زنی به دوربین، بازم حل نمیشه.۱۳. دیگه به اون لنگره که همیشه می‌افتاد هم حتی فکر می‌کنی ولی کار راه نمی‌افته.۱۴. گزینه آخر که همیشه جواب میده، میری می‌گردی به زور یه تسک پیدا می‌کنی که بشه بی‌اینترنت انجام داد.۱۵. چند دقیقه یکبار چند تا فحش میدی و سعی می‌کنی #حرص نخوری!#اینترنت #کارآفرینی #استارتاپ #ایران #توسعه_ملی</description>
                <category>محمد شکاری</category>
                <author>محمد شکاری</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jun 2018 01:42:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>