<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اکبر موسوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sheydan</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:19:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1059697/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اکبر موسوی</title>
            <link>https://virgool.io/@sheydan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باز هم تجربه ناخوشایند تیپاکس</title>
                <link>https://virgool.io/@sheydan/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DB%8C%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3-gask9wmlwrkh</link>
                <description>قبل از اینکه این مطلب را بخوانید، تیپاکس را توی توییتر یا شبکه‌های دیگر اجتماعی جستجو کنید. صدها تجربه ناخوشایند مشتریان را خواهید دید؛ از عدم توزیع مرسوله و اجبار مشتریان به مراجعه به دفتر نمایندگی تا مفقودی و خرابی مرسوله و حتی در برخی موارد دزدی و .... عصر چهارشنبه گوشی زنگ خورد و کسی گفت بیایید دفتر مرسوله را تحویل بگیرید، گفتم باید توزیع کنید، گفت آمده‌اند و نبودید. درحالیکه در خانه بودم. گفتم خب باید دوباره توزیع کنید، گفت توزیع مجدد نداریم و قطع کرد. به سایت تیپاکس مراجعه کردم، دیدم نوشته «امتناع گیرنده از دریافت مرسوله». فرض خوشبینانه‌ام این بود شاید آمده باشند و آن لحظه‌ای که زنگ زدند، با کس دیگری حرف می‌زدم و خط اشغال بوده. اما «امتناع گیرنده»؟ اگر زنگ زده و خط اشغال بوده و یا نبودم، باید می‌نوشت «عدم حضور گیرنده». اما چرا «امتناع»؟ چون این امتناع کار را برای توزیع‌کنندگان راحت می‌کند. هرچه با نمایندگی تماس گرفتم، جواب ندادند. با شکایت تیپاکس تماس گرفتم و شکایت را ثبت کردم. فردایش نگاه کردم، فقط نوشته بود «ثبت شکایت». به نمایندگی زنگ زدم، این دفعه شخصی دیگر برداشت. شماره مرسوله را دادم،‌گفت باید بیایید اینجا تحویل بگیرید، گفتم طبق مقررات تیپاکس باید توزیع مجدد داشته باشید، گفت دوشنبه می‌آییم. گفتم باید امروز بیایید و قطع کرد. دوباره زنگ زدم، جواب نداد. چندبار زنگ زدم، اشغال بود همه‌اش. فهمیدم بلاکم کرده. امروز دوشنبه تماس گرفتم، باز هم اشغال بود. به دفترشان رفتم، بیست کیلومتر آن‌طرف‌تر نشانی روی مرسوله. گفت عودت داده‌ایم. گفتم چرا؟ گفت نیامدید. گفتم شما باید می‌آمدید و ثانیا طبق مقررات خودتان تا ده روز باید نگهداری کنید. گفت نه چهار روز. گفتم در مقررات نوشته ده روز. توزیع مجدد هم نکردید. شنبه برگردانده بودند. جلویشان زنگ زدم و دوباره شکایت را بازگو کردم. اما طبعاً فایده‌ای نخواهد داشت.توی مقررات تیپاکس نوشته اگر گیرنده «امتناع» کند، باید فرستنده هزینه رفت و برگشت را بپردازد. اینجا آن کلمهٔ «امتناع» به درد می‌خورد. در سامانه شکایت وزارت ارتباطات هم با آنکه شکایت از شرکت‌های پستی هست؛‌ اما گزینه تیپاکس نیست که ازش شکایت کنیم. الان من مانده‌ام، مرسوله‌ای که به دستم نرسیده و کارم لنگ آن است و شکایتی که به جایی نخواهد رسید و وزارت ارتباطاتی که نظارت نمی‌کند. چرا کارکنان تیپاکس به راحتی این به دروغ می‌نویسند «امتناع گیرنده از دریافت مرسوله»؛ چون به تجربه دیده‌اند که اگر مشتری شکایت کند، برخوردی با آنها نخواهد شد و کسی ناظر نیست. امتیازی ازشان کسر نمی‌شود. حق با مشتری نیست. برایشان نارضایتی و تجربه تلخ مشتری اهمیتی ندارد. سازمان و نهاد بالادستی هم نظارتی ندارد و کاری نمی‌کند. تنها راه برای من و ما این است که به فرستندگان بگوییم و ازشان خواهش کنیم با تیپاکس نفرستند. </description>
                <category>اکبر موسوی</category>
                <author>اکبر موسوی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Aug 2025 17:27:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شطحیات پس از تو</title>
                <link>https://virgool.io/@sheydan/%D8%B4%D8%B7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-qu3atzwhabnr</link>
                <description>یکسوار تاکسی شدم. راننده دوست داشت حرف بزند و من هیچ‌چیز نمی‌فهمیدم. مثل کسی که یکهو بفهمد حس بویایی‌اش را از دست داده، فهمیدم آن چیزی که دنیا را زیبا می‌دید، دیگر نیست. با وحشت اطراف را می‌دیدم، هیچ‌چیز زیبا نبود و حتی زشت بود. هیچ‌چیز معنا نداشت و همه‌ پوچی بود. راننده می‌گفت و می‌شنیدم. مرگ کسی که دوستش داری و دوستت داشت، همه‌چیز را عوض می‌کند. زنگارِ رنگی روی دنیا را می‌زداید. آسمان بی‌رنگ می‌شود، خورشید بی‌رنگ می‌شود، زمین بی‌رنگ می‌شود. مرگ معرفتی نو می‌آفریند. زنگار رنگی دنیا را برمی‌دارد. خط‌وخال دنیا را، آرایش دنیا را پاک می‌کند و پوچی و زشتی‌اش را نشان می‌دهد. این روزها گمان می‌کردم همه معرفت‌ها بی‌اعتبارند. وقتی عشق، جنون و مرگ یکهو همه آگاهی‌های پیشین دربارهٔ جهان را بی‌رنگ می‌کند، چگونه می‌توان به اعتبارشان باور داشت. امروز روز چهارم است و هنوز دنیا بی‌رنگ است. ما بازماندگان یواش‌یواش دنیا را رنگ می‌کنیم و زنگار و فریبِ رنگی‌اش را آرام‌آرام برمی‌گردانیم. ناچاریم برای زندگی دوباره دنیا را رنگ کنیم، دوباره خودمان را فریب دهیم و آنچه را زیبا نیست، زیبا ببینیم. «علی الدنیا عفا بعدك»دوقبر از قبل آماده بود. دورتادورش بلوک بود و کف قبر را نمی‌دانم سیمانی کرده بودند یا اضافه‌های سیمان بلوک‌کاری بود. خیال می‌کنم این مخالف آیین خاک‌سپاری است. مرده را به خاک برمی‌گردانند، به زمین پس می‌دهند تا دوباره گوشت و پوستش خاک شود. «منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری»سههیچ‌گاه این‌قدر دوست نداشتم جاودانگی و رستاخیزی باشد. نه برای عدالت و سزای ستمکاران؛ نه برای جاودانگی و بقاء خویشتن، برای اینکه به وجودت نیاز داریم. برای اینکه «تو» بدل نشوی به «او». برای اینکه ببینی هنوز دوستت داریم. </description>
                <category>اکبر موسوی</category>
                <author>اکبر موسوی</author>
                <pubDate>Sat, 27 May 2023 14:53:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مناظره چگونه به رقیب اشگل‌گربه بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@sheydan/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-grjowzmal00l</link>
                <description>سرشاخ شوید سربه‌سر رقیب بگذارید. پی‌در‌پی به سرش ضربه بزنید. این‌طوری اعصابش بهم می‌ریزد؛ حتی اگر اعصابش از پولاد باشد، بالاخره جایی خرد می‌شود؛ خرد و خاکشیر. اگر فرد نجیبی است، نقطهٔ ضعف نجبا خشم در برابر بی‌انصافی و بی‌شرمی و وقاحت دیگران است. پس در مناظره وقیح و بی شرم و بی‌انصاف باشید و این بی‌انصافی را تکرار کنید. بهترین کارهایش را بدترین کارها جلوه دهید و بدترین کارهای‌تان را بهترین کارها. مثلاً اگر رقیب‌تان مخفیانه کارهای خیریه‌ می‌کند، این کار او را ریاکاری و تلاش برای مردم‌فریبی جلوه دهید.این باعث خشم او می‌شود، وقتی خشمگین شود، خوب نمی‌تواند تشخیص دهد و شاید به چیزچیزگفتن بیافتد. سرشاخ شوید و وقیح باشید تا رقیب را به چیزچیزگفتن بیاندازید.دو خم را بگیریداگر رقیب ادعاهای بزرگ کرد، لازم است که دو خمش را بگیرید. خیلی ساده بگویید «دو تاش را بگو». این «دوتاش را بگو» بسیار مؤثر است. چون معمولاً ادعاهای بزرگ وقتی به مصداق می‌رسند، حتی یکی هم زیاد است. یا اگر مصداق داشته باشد، مصداق تق‌ولق است. اگر بتوانید کاری کنید که رقیب ادعایش را گسترده‌تر کند، آنگاه دوخم‌زدن روی رقیب ساده‌تر است.تهاتر کالاهای گوناگون با کشورهای دیگر می‌تواند جایگزین مناسبی برای مبادلات ارزی شود• به غیر از تعویض نون‌خشک با نمک، دو تا کالاشو بگو؟ دو تا کشورشو بگو؟صدها کشور به ما پیام دادند که ما می‌خواهیم از الگوی مدیریتی شما برنامه برداریم• دو تا شو بگو. صد تا هم نمی‌خواد، دو تا شو بگو.درخت‌کنش کنیدیک قانون بنیادیل [دلم می‌خواد به بنزین بگم بنزیل] دربارهٔ مناظره و اصلاً دربارهٔ باورها این است که ادعایت را کوچک نگه‌دار. داس را بردار و شاخ‌وبرگ‌های اضافی را بزن. مثلاً من می‌گویم «ممدآقا دیروز که اومدی تو بقالی سرکوچه، با پسر اوس‌حسن باید بهتر صحبت می‌کردی. البته بگما ممدآقا تو آدم خیلی خوش‌اخلاقی هستی و همه از اخلاقت تعریف می‌کنن، فقط و فقط اون یه مورد یه نموره خوش نبود. اوس‌حسن هم که رفیق جنگته» ادعا چیست؟ این نیست که ممدآقا بداخلاق است. این نیست که ممدآقا با بچه‌ها همیشه بدرفتاری می‌کند. این نیست که ممدآقا با اوس‌حسن رابطه‌شان شکرآب است و … ادعا فقط این است که رفتار خاص دیروز ممدآقا با پسراوس حسن خوب نبود و بس. اما اگر به ممدآقا بگوییم ممدآقا تو بدرفتاری، می‌تواند ده‌ها مورد خوش‌اخلاقی را نشان دهد. یا بگوییم تو با اوس‌حسن کارد و پنیری، بگوید من رابطه‌ام با اوس‌حسن کره-مرباست. خلاصه می‌خواهید گیر نیافتید، ادعا را تا می‌توانید کوچک و کوچک کنید. خب؟ توی مناظره این را بر عکس کنید. یعنی ادعای رقیب را تا می‌توانید گسترش دهید، هر چه بزرگ‌تر، بهتر. ادعای رقیب را نگذارید نهال بماند، آبش دهید، درختش کنید، شاخ و برگ بهش بدهید، بعد درخت‌کنش کنید.شما می‌فرمایید ادعای آقای تورانی ابلهانه است؟ این توهین به قوم توران است. آقای تورانی نماینده قوم توران است و شما به قوم توران توهین کرده‌اید.ادعا می‌کنید که جرج بوش بمب اتم را در هیروشیما نیانداخت؟ یعنی شما دارید دامن آلودهٔ جرج بوش را پاک می‌کنید؟ مگر همین جرج بوش نبود که به عراق حمله کرد، به افغانستان لشکرکشی کرد؟ یعنی شما همهٔ جنایات جرج بوش در عراق و افغانستان را تطهیر می‌کنید؟ شما چرا جنایات آمریکا در جنگ‌های مختلف را توجیه می‌کنید؟این چه سخنی است که هایدگر فیلسوف بزرگ قرن بیستم بود. هایدگر با نازی‌ها در جنایات هیتلر همدست بود و تعریف شما از فلسفهٔ هایدگر به معنای حمایت از فاشیسم است.فتیله‌اش را بپیچانیدنباید گذاشت رقیب فقط دربارهٔ موضوع مشخصی صحبت کند. تا می‌توان باید او را به موضوعات جدید و حتی بحث‌های انحرافی کشاند. این قاعده‌ای ساده است اگر می‌خواهید در موضوعی پیروز شوید، فقط و فقط دربارهٔ آن موضوع صحبت کنید. طبق این قاعده نباید گذاشت رقیب فقط دربارهٔ موضوع خودش صحبت کند. باید او را سؤال‌پیچ کرد و این سؤال‌پیچ‌کردنش معمولاً باعث می‌شود که از موضوع اصلی خودش دور شود یا به موضوع مرتبط که محل بحث نیست و یا اصلاً به موضوع بی‌ربط. با سؤال‌پیچ‌کردن و پرسش‌های بی‌ربط و باربط می‌توان رقیب را از موضوع اصلی که چه بسا رقیب در آن تبحر دارد، دور کرد. اگر این پرسش‌های بی‌ربط به زندگی خصوصی فرد و اطرافیانش ربط داشته باشد، معمولاً کارایی بیشتری در انحراف از بحث دارد.ـ باید با حمایت از نخبگان جلوی مهاجرت آنان را گرفت…• اگر شما مخالف مهاجرت نخبگانید، چرا دخترخالهٔ خانم شما برای تحصیل به آمریکا رفته است؟ نخبگان چه کسانی هستند؟ اصلا حمایت یعنی چه؟قفل قیصربالاخره هر کسی جایی ضعفی دارد. اگر در مناظره جایی رقیب گیر افتاد و نتوانست جواب درستی بدهد و خواست از جواب طفره رود، نباید گذاشت از این مخمصه در رود. اگر اشتباهی و خطایی و ضعفی در رقیب جستیم، باید همان اشتباه را دست گرفت و ادامه داد. مخاطب خیلی وقت‌ها با تماشای ضعف ادامه‌دار رقیب، او را بازنده می‌پندارد. خلاصه اینکه باید روی ضعف رقیب قفلی زد؛ سه قفله.زمان جنگ شما کشور را مدیریت می‌کردید؟•برنامه من دربارهٔ توسعه اقتصادی فئودالیسم تمرکزمحور ناسوسیال….– پرسیدم که جنگ را شما مدیریت می‌کردید؟•ما مناطقی را که جنگ بود، اداره می‌کردیم.گفتم که توسعهٔ اقتصادی نیازمند برنامهٔ گروگانیسم سربازان امپریالیسم…– شما استان‌های غربی را اداره می‌کردید؟ استاندار نداشت؟•با استاندارها و فرماندارها هماهنگ بودیم. فدرالیسم گروگان‌محور باعث رشد مناطق کمتر توسعه‌یافته….-هماهنگی با استاندار و فرماندار به معنای مدیریت کشور است؟سر و ته یکیاگر رقیب برنامه‌ای برای بهبود وضعیت داد، باید کارآیی این برنامه را زیر سؤال برد و نفی کرد. اینگونه به مخاطب القا کرد که روزی که این برنامه شروع می‌شود، اوضاع خراب است، روزی هم که تمام می‌شود اوضاع خراب خواهد بود و چه بسا خراب‌تر شود. سر و ته یکی می‌گوید اول و آخر برنامه‌ات وضعیت خراب است و سر و تهش یکی است و هیچ کارایی ندارد و چیزی را درست نمی‌کند. البته درستش این است که مناظره‌کننده نگذارد رقیب به ارائه برنامه برسد که بخواهد سر و ته یکی‌اش کند؛ اما اگر بالاخره هفت هزار صفحه زحمت کشیده بود و یکهو برنامه‌ای ارائه داد، سر و ته یکی فن مناسبی است.گوسفنداندازیکی از راه‌های مؤثر تخریب رقیب در مناظرات، تخریب از طریق معرفی یاران و حامیان نادان و کاناست. بالاخره نادانی و ابلهی بین یاران هر کسی پیدا می‌شود. همان‌هایی که وقتی رانندگی می‌کنند اولین واکنش مردم عادی و شریف سرزمین ما «گوسفند» گفتن به آنان است. اگر این انسان‌های گوسفندنما از یاران نزدیک و حلقه‌ٔ دوروبری رقیب باشد، چه بهتر. اگر هم نبود، باز هم کارایی دارد. خلاصه اینکه گوسفندی را بیانداز در یاران رقیب.– شاید شما خودتان برای مملکت دلتان بسوزد، اما در بین دستهٔ شما کسانی پیدا می‌شوند که تفکرات واپس‌گرایانه دارند. مثلاً یکی از اقتصاددان‌های نزدیک شما گفته بود که برای خودکفایی در تأمین برنج، زمین‌ ورزشگاه آزادی را تبدیل به شالیزار کنیم و سالانه از آن بیست گونی برنج طارم اعلا برداشت کنیم.گهواره دیوگهواره دیو از اسمش روشن است که چه فنی است. باید باورهای رقیب را طوری جلوه داد که تماشاگران باور کنند که پیامدهای این باور و برنامه وحشتناک و هولناک است. یعنی این برنامه و باور گهوارهٔ دیو است و رقیب دایهٔ این دیو است که این گهواره را تکان می‌دهد و دیو را پرورش می‌دهد. «یکی بچهٔ دیو می‌پرورید».– شما با برنامه‌های‌تان کشور را منزوی خواهید کرد و ارتباط با تمام دنیا را قطع می‌کنید و ایران را بدل به کره‌ٔ شمالی دوم می‌کنید.– من؟ برنامه شما چیزی جز وادادگی نیست و نتیجهٔ این وادادگی استعمار کشور است و غارت منابع ملی و عقب‌ماندگی.اشگل گربهیکی از مؤثرترین راه‌های پیروزی در مناظرات، این است که در جای مناسب برچسب مناسب و تک‌کلمه‌ای را چسباند به رقیب. مخاطب معمولاً بحث‌های تخصصی و نقد و ایرادها و استدلال‌ها و پاسخ‌ها را فراموش می‌کند و حتی گاهی برایش خسته‌کننده است. اما اگر یکی به دیگری تکه‌ای ناب بیاندازد و مثل گربه روی صورتش خنج بکشد و روی صورت رقیب رد سرخ به جا بگذارد، تأثیرش از ده‌ها استدلال و نفی استدلال قوی‌تر است. در مناظرات ۹۲ و ۹۶ نمی‌توان از تأثیر دو واژه «گازانبری» و «لوله‌» نگفت. حتی شاید تنها کلماتی که از آن مناظرات به یاد مانده است، همین «گازانبری» باشد. نیازی به استدلال نیست برای پیروزی، مثل گربه پنجول بکش و ردش را روی صورت رقیب به جا بگذار. لوله میشود.خورجین تکونمناظره‌کننده باید خورجین رقیب را تکان دهد. تهِ خورجین معمولاً خرده آشغال‌هایی پیدا می‌شود. تهِ خورجین همه‌مان خرده‌آشغال است چیزی شبیه «گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنکه هست گیرند» یا … همه‌شون …ی است [به پاس ادب سترده شد] مناظره کننده با تکان دادن خورجین، زشتی‌ها و آشغال‌ها و فسق و فجور و فَساد و مسادهای رقیب را که در نوجوانی و جوانی و بزرگسالی انجام داده است، نمایش می‌دهد. کسی که وارد سیاست می‌شود باید زیپ سه جا را ببندد و اگر این سه زیپ را نبندد، در تشک خورجین‌تکون خواهد خورد. اگر هم توی خورجین رقیب چیزی پیدا نشود، بالاخره قوم و خویشی پیدا خواهد شد که تهِ خورجینش چیزی پیدا شود. این فن در ادبیات سیاسی ایران به فن «بگم بگم» هم مشهور است.• بگم؟ بگم؟ اینجا پروندهٔ یکی از نزدیکان شماست. بگم که این نزدیکان شما با آنکه کتاب مستطاب جوانان چرا را خوانده بود؛ اما باز هم … باید استغفار کرد. شما که نمی‌توانید نوجوانان نزدیک خود را تربیت کنید و راهنمایی کنید، چطور می‌توانید رئیس سازمان نوجوانان سازمان‌یافته نخبه‌پرور سیستم پرداز شوید؟• ز گهواره تا گور دانوش! این فردی را که ریاست محترم جومهورو به عینوان وزیر آمیزش و پیرویریش موعارفو کرده‌ان، در زامان تخصیل در میدرسه راخنمایی پرِگار زیر نشومنگاه همکلاسی خود گوذاشته. [رئیس مجلس: وقت شما تمام است] آقای رئیس جوهمور! ای نماینده‌ای که عقبت را کرده‌ای به ما! چگونه این فرد صالاحیت دارد وزیر آمیزش و پیرویریش باشد؟ به عشق حسین بگو یا حسینمشک سقامشک‌سقا معمولاً پیش‌فنِ خورجین‌تکون است. اگر یک‌سره طرف را خورجین‌تکون کنیم و بگم‌بگم راه بیاندازیم، مخاطب چهره‌ای خشن و غیررحمانی از ما در ذهنش نقش می‌بندند. باید قبلش مشک سقا زد. مشک سقا در واقع زدودن چهرهٔ ناپسند از خودمان است در نزد مخاطب. با مشک ابتدا به رقیب آب می‌دهیم و مهربانی خود را به نمایش می‌گذاریم و بعد خورجین‌تکونش می‌کنیم. «آب طلب‌نکرده همیشه مراد نیست|گاهی می‌برند که قربانی‌ات کنند» خلاصه مشک سقا همان آب طلب‌نکرده‌ای است که می‌خواهند بعدش چاقو بیخ گلویتان بگذارند. پس هر وقت رقیب مهربانی پیشه کرد، بترسید.– آقای رقیب‌! من به شما علاقه دارم، همه از میزان محبت من به شما خبر دارند [پوشه را باز می‌کنند و میان برگه‌ها می‌گردد و کاغذی را بیرون می‌کشد] اینجا پروندهٔ یکی از نزدیکان شماست….برات کلندونبرات کلندون وقتی است که گیر افتاده‌ایم و حریف روی ما خیمه زده است و هر آن احتمال دارد که ما را فیتو کند و بتاباند. باید دست حریف را که بر سینه‌مان چنبره زده جدا کنیم و دستش را از کار بیاندازیم و به جای اینکه او ما را بتاباند، ما با استفاده از شانه‌ها هم خودمان و هم او را بتابانیم. سعدالله‌یف در فینال ۲۰۲۱ به اسنایدر آمریکایی برات‌کلندون زد. در مناظره هر جا در مخصمه گیر کردیم و رقیب روی ما خیمه زده بود، باید او را درون مخصمه کشاند. یعنی باید پاتک زد و با حملهٔ رقیب خودش را گیر انداخت.• برنامه شما تکیه به خارج است و به جای تولید داخلی، می‌‌خواهید به خارج وابسته باشید. وابستگی به خارج باعث تضعیف تولید داخلی می‌شود.• برنامهٔ تولید داخلی را نفی نمی‌کند. اما شما می‌خواهید راه‌های رابطه با جهان را ببندید و خیال می‌کنید باید در همه چیز و همه عرصه‌ها فقط و فقط خودمان تولید کنیم. هیچ‌کشوری نمی‌تواند با بستن مرزهایش پیشرفت کند. همانطور که دنیا به برخی ساخته‌ها و مواد اولیه ما نیاز دارند، ما هم به آنها نیاز داریم.توی المپیک و هر چه هستعبدولی بعد اینکه حقش را خوردند توی المپیک، یکی از ماندگارترین جملات المپیک را گفت. [به پاس ادب سترده شد] عبدولی همهٔ زندگی‌اش و همهٔ معنای زندگی‌اش المپیک بود و وقتی رؤیایش را سوزاندند، نه تنها المپیک بلکه «هر چه هست» برایش پوچ شد. اما چطور شکست خورد؟ توی تشک شکست نخورد، هیئت داوران شکستش داد. جام جهانی ۲۰۰۲ کره-ژاپن یادتان است؟ کره با ناداوری سه بازی را آمد بالا. ایتالیا و اسپانیا و پرتغال سه قربانی ناداوری به سود کره بود. گاهی راه شکست رقیب، توی تشک و توی زمین نیست، باید دم داور را از قبل ببینی. تهش این است که عبدولی بگوید: [به پاس ادب سترده شد]البته این همه فن‌های مناظره نیست. بزکش، لنگ، رودست مقابل، کنده حصیرمال، افلاک، آفتاب مهتاب، سگک دوبل، دست در کنده، سالتوبارانداز، عقربک و…. هم فنونی هستند که گاهی مناظره‌کنندگان به کار می‌گیرند. پیروزی در مناظره به اندکی وقاحت نیاز دارد.این متن در شماره ۲۳ نشریه طنز سه نقطه منتشر شده است.</description>
                <category>اکبر موسوی</category>
                <author>اکبر موسوی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Oct 2021 22:59:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>