<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شیما شریفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shimasharifi</link>
        <description>می‌نویسم و نوشتن بخشی از من است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-13 22:09:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23971/avatar/lVBK1l.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شیما شریفی</title>
            <link>https://virgool.io/@shimasharifi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی دقیقه نودی</title>
                <link>https://virgool.io/@shimasharifi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AF%DB%8C-gam775evyrue</link>
                <description>برنامه ریزیبرنامه‌ریزی دقیقه نودی، چیزی که تک‌تکمون توش استادیم ولی وقتی پای حرف زدن از موفقیت پیش میاد، مدعی می‌شیم تمام این پیروزی و موفقیت رو مدیون برنامه‌‍‌‌ریزی بلند مدتی هستیم که داشتیم اینکه باید توی زندگی برای هر قدم برنامه‌ریزی کرد وگرنه کلاهت پس معرکه‌اس کاملاً حرف درستیه، اما باید قبول کرد که واقعیت چیز دیگه‌ای هستش و به جز یه عده از آدم‌‎ها که برنامه‌ریزی‌های بلند مدت توی زندگیشون جواب داده این حرکت توی زندگی همه جواب نمیده.قضیه از چه قراره؟داستان اینه که ما هممون از بدو تولد یادگرفتیم در لحظه زندگی کنیم. شاید دلمون نخواسته باشه ولی مجبور بودیم، اگر کلی بهش نگاه کنیم حتماً پیش خودت میگی این که خیلی خوبه این همه آدم توی تاریخ از خیام و حافظ و کلی فیلسوف و بقیه گفتن در لحظه زندگی کن تا بتونی شاد باشی و اینا، ولی اگر به زندگی واقعی خودمون برگردیم به خاطر شرایطی که اتفاقاً همیشه همشون اضطراری بودن مجبور شدیم برنامه‌ریزی کنیم، ولی نه بلند مدت، از نوع دقیقه نودی!برنامه دقیقه نودی چیه؟این شکل از برنامه‌ریزی دقیقاً از لحظه‌ای شروع میشه که یه تصمیم لحظه‌ای می‌گیریم یا یه اتفاق ناگهانی پیش میاد، توی این شرایط اولین چیزی که به ذهنمون می‌رسه اینه که چقدر زمان داریم تا این موضوع رو حل کنیم، خیلی سریع تمام راه حل‌ها رو لیست می‌کنیم و در بهترین شرایط با یکی دو نفر مشورت می‌کنیم و راه حلی که مارا سریع‌تر به مقصد برسونه رو انتخاب می‌کنیم.این بیشتر شبیه راه حل  برای شرایط اضطراریه اما مگه نه اینکه ما بیشتر مسائل رو همینجوری حل می‌کنیم؟خوب ایراد کار همینجاست، اگر به این شیوۀ حل مسائل عادت کنیم دیگر فرصتی برای تحلیل و ارزیابی عملکرد برای خودمون نمیذاریم، با این وضعیت هم نمی‌تونیم از خودمون توقع یادگیری و حرکت رو به جلو داشته باشیم، چرا که بیشتر شبیه آدمی به نظر می‌رسیم که میخواد فقط از این چالش خودش رو بیرون بکشه!چیزی که اینجا ذهنمو درگیر میکنه اینه که ما توی فضایی هستیم که مجبوریم هر روز از این نوع تصمیم‌ها بگیریم ،چه در خانواده، محل کار، جامعه و حتی روابط شخصی. چیز عمیقی جود ندارد و برخوردهای ما سطحی است، با این شکل از زندگی مگه میشه توقع پیشرفت و تغییر داشت وقتی همه چیز انقدر پر شتاب از تو عبور می‌کنن و تو اگر در لحظه اقدامی نکنی برای همیشه فراموش میشی!پس حالا وقتشه سوال اصلی رو بپرسم توی این شرایط کی باید بریم سراغ برنامه ریزی بلند مدت و کی بریم سراغ برنامه‌ریزی دقیقه نودی؟ تجربه شما چی بوده توی زندگی؟برام بنویسید حتماً تا بتونم نظراتتون رو منتشر کنم.</description>
                <category>شیما شریفی</category>
                <author>شیما شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 09:00:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پس کی به یک کپی‌رایتر فوق‌العاده تبدیل میشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shimasharifi/%D9%BE%D8%B3-%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%85-qaiexyo4zapr</link>
                <description>محتواتجربه‌های اولم در نوشتن بین دوستان دانشگاه بود که می‌خواستیم آگهی بنویسیم برای فراخوانی اولین سری مسابقات پانتومیم دانشگاه آزاد که قرار بود اولین برگزار کننده‌های اون باشیم، هرچی که می‌نوشتم از شدت جذابیت بیشتر یاد تبلیغ شامپو می‌افتادیم و به این نتیجه می‌رسیدیم که ننویسم بهتره، کم کم که پیش رفتم و بیشتر جلو رفتم، یاد گرفتم که افکارم رو، برای اینکه فراموش نکنم مثلا توی بیست سالگی به چه چیزایی فکر می‌کردم (فکرای هر کس برای خودش خیلی با ارزشه دیگه)بنویسم، باید بگم که نوشتن افکارم خیلی وقتا کمکم کرد تا بتونم خیلی منسجم‌تر بنویسم.توی این مسیری که حرکت می‌کردم رسیدم به نوشتن محتوا یه سری دوربین مداربسته که تازه اونجا بود با چیزی به اسم کپی‌رایتری آشنا شدم ولی خوب موضوعی که مجبور بودم براش بنویسم خیلی موضوع جذابی نبود و چارچوب‌های سخت و محکمی داشت، تصمیم گرفتم تغییر کنم و خودمو از اونجایی توش گیر کرده بودم حرکت بدم.این گردش ممتد نوشتن محتوا پیش رفت و پیش رفت تا رسید به نوشتن برای کودک و نوجوان، اینجا بود که یاد گرفتم برای نوشتن برای هر قشری از آدما باید سعی کنی هم دنیاشونو بشناسی هم ادبیاتشون رو، همین باعث شد برم سراغ شناخت دنیا و ادبیات قشنگ کودک و نوجوان و خوندن کتابایی که باعث میشد هی یه قفسه به کتابخونه‌ام اضافه کنم.این روزا هنوزم مینویسم گاهی برای بچه ها ، گاهی یه پست اینستاگرامی ، یه وقتایی برای یه شرکت با محصولای فیزیکی و خلاصه هر چیزی ولی چیزی که هنوز دارم ادامه‌اش میدم نوشتن افکارمه که خیلی توی این راه کمکم کرد، این مسیرو با دوستا و استادهای زیادی طی کردم و هنوزم کیف میکنم یه آدمی از تجربه نوشتنش باهام حرف بزنه و بهم کمک کنه.کپی‌رایتر شدن قله‌ای نیست که یه روز موفق بشیم فتحش کنیم و برای همیشه توش موفق بشیم. ممکنه دقیقا توی اوجی که ایستادیم و ادعای نویسندگی می‌کنیم کسایی پیدا بشن که بگن داری مزخرف مینویسی و اینارو مگه کسی ام میخونه!مهم به نظرم اینه که توی هر کجای این جاده ایستادیم سعی کنیم یاد بگیریم و از چیزی که یاد گرفتیم اول لذت ببریم و دوم ازش برای پیشرفتمون استفاده کنیم.کلی حرف زدم که بگم هنوز که هنوزه یه وقتایی چیزایی که می‌نویسم مثل همون تبلیغ شامپواس ولی خودم کیف میکنم از پیشرفتم و چیزایی که یاد میگیرم و این سوالو از خودم میپرسم که پس من بالاخره کی یه کپی‌رایتر فوق‌العاده میشم؟از تجربۀ نوشتنتون برام بنویسید مطمئنا هم برای من و هم برای بقیه خیلی الهام بخش میشه که بدونیم شما چه مسیریو طی کردین تا امروز می‌تونین بنویسین.</description>
                <category>شیما شریفی</category>
                <author>شیما شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2019 19:00:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمانش رسیده‌ است که انتخاب کنی،موفقیت یا شکست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@shimasharifi/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-rv9hlyinmqiy</link>
                <description>موفقیت یا شکست شکست و پیروزی، دو مفهوم گنگ و بدون معنا و از طرفی کاملا متغییرند، این دو مفهوم به قدری غیر قابل درک هستند که تقریبا همیشه دهۀ 20 از زندگی ما را همیشه به خود مشغول می‌کند و گاهی تا دهۀ 30 زندگی هم ادامه پیدا می‌کند.می‌پرسید چطور؟باید بگویم که ما همیشه از بچگی و با توجه به شرایطی که عموما همگی در آن زندگی می‌کردیم، کاملا خودآگاه از جانب والدین و ناخودآگاه از از جانب خودمون دچار رقابت‌های بیشماری می‌شدیم که باخت در هر یکی از این میادین جنگ به منزله تخریب شخصیت برای چند روز و یا حتی برای چند هفته بود، هر چند که با گذشت زمان همه به فراموشی این شکست بد اصرار می‌کردند، اما اثری که این اتفاق‌ها یا بهتر بگویم تنش‌ها بر روح و روان ما باقی گذاشت تا همین لحظه با ما همراه است و مثل کوله باری که جزئی از وجودمان شده است همراه تن نحیف ما کشیده می‌شود.اما واقعا شکست و پیروزی به چه معناست؟آیا واقعا ما به همان اندازه که در زندگی احساس شکست میکنیم شکست خورده‌ایم؟یا آن که خود را اسیر توهم شکست کرده‌ایم تا به گوشه‌ای بخزیم از هیاهوی پیرامونمون دوری کنیم.اما عده‌ای هم هستند که خلاف این ماجرا هستند و پی‌در‌پی به دنبال نمایش و اعلام موفقیت‌هایشان هستند حال آنکه نمی‌دانند موفقیت از دیدگاه هر کس معنا و مفهوم خاص خود را دارد و موفقیت یک شخص لزوما آرزو بقیه افراد نیست.پس همچنان شکست یا پیروزی در زندگی تعبیری گنگ و نامفهوم از حوادث زندگیست که حتی بخشی از آن‌ها به هیچ وجه تحت کنترل ما نیستند، پس شاید فقط باید به این نکته برسیم که مفهوم شکست و پیروزی صرفا زمانی سازنده می‌شود که یک حس خود جوش از درون و بر اساس معیارهای خودمان باشد و نه زندگی دیگران، آن وقت شاید بتوان برایش انرژی صرف کرد و آن را تجزیه و تحلیل کرد.شکست یا موفقیت برای شما چه مفهومی دارد؟</description>
                <category>شیما شریفی</category>
                <author>شیما شریفی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jul 2019 21:22:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارگروهی یا ارکستری که هر کس ساز خودش را می‌زند</title>
                <link>https://virgool.io/@shimasharifi/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF-zdvra6mwrdud</link>
                <description>کارگروهی خصوصا در بین ما ایرانی‌ها یک چالش بزرگ بوده و خواهدبود، از آنجایی که تمام افراد پیرامون خود را دشمنانی فرض می‌کنیم که همه قصد سو استفاده از منابع فکری و ایده‌های فراوان ما را دارند، فراموش میکنیم که در قرن بیست‌ویکم شاید فوت کوزه‌گری همان سرچ در گوگل باشد و نحوه عملکردن است که مهم می‌شود.بنابراین کم‌تر در کارهای تیمی مشارکت میکنیم و به قول قدیمی‌ها من این طرف جوی و تو هم آن طرف جوی کاری به کار هم نداشته باشیم، نکته ای که اینجا فراموش می‌شود یادگیری ما و ارتباط ما آدم‌ها با یکدیگر است و تاثیرگذاری که با کنارهم قرارگرفتن چند برابر می‌شود.دقیقا لحظه‌ای که دانشی از سوی ما به دیگران منتقل می‌شود، خود سرآغاز ماجراجویی تازه خواهد بود برای بررسی آن موضوع از جنبه‌ها و دیدگاه‌های دیگر که می‌تواند دریچه‌ای تازه را برای یادگیری باز کند، در کارگروهی تحت هر شرایطی باعث رشد فردی و دست‌جمعی می‌شود با شرط آن که افراد با هم همراه و هم صدا شوند و حضور و فعالیت‌های دیگری را مانعی برای پیشرفت خود نبینند.</description>
                <category>شیما شریفی</category>
                <author>شیما شریفی</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2019 21:25:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین تبلیغاتی خود را به وسیله ای برای فروش تبدیل کنید.</title>
                <link>https://virgool.io/@shimasharifi/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-y4vsfyghlrac</link>
                <description>کمپین تبلیغاتیکمپین های تبلیغاتی در کسب و کارها چهره و برند ما را می سازد.در واقع اثری است که برند ما بر جامعه میگذارد.مهم ترین مفاهیم در کمیپین ها■دلیل باور پذیری مفهوم کمپین ما■و چیزی که مخاطب ارائه میدهیم در همین راستا گام های مهم و موثر در راه اندازی کمپین هارا مورد بررسی قرار میدهیم.شناسایی target در واقع مخاطبان و افرادی که برای آن ها کمپین را راه اندازی کرده ایم.شناسایی بستر و یا media که در آن قصد فعالیت داریم مانند تلگرام یا اینستاگراممشخص کردن هدف اصلی از راه اندازی کمپین ،که این کمپین به جهت فروش بیشتر است؟یا معرفی محصولات جدید؟یکی از مهم ترین مفاهیم در راه اندازی کمپین ها مشخص کردن دقیق میزان بودجه در اول راه برای هزینه هاست .با تعریف دقیق هزینه ها میتوانیم plan های شفاف تری طراحی کنیم.گام بعدی ایده پردازی با توجه به مشخصات media مورد نظر ما خواهد بود.نکته ای که در راستای محتوا در کمپین ها باید به خاطر داشته باشیم آن است که مردم یا مخاطبان شبکه های اجتماعی بسیار فراموش کارند و باید محتوای آن را با دقت بسیاری تولید کرد. </description>
                <category>شیما شریفی</category>
                <author>شیما شریفی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 21:59:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>