<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شينا انصاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shina</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:20:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/44184/avatar/UUtHPD.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شينا انصاری</title>
            <link>https://virgool.io/@shina</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قاب ترک خورده خشت خام</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%85-n36kszkjmfrs</link>
                <description>اول صبح به پسرش پيام می دهد كه اين پاراگراف را ترجمه می كنی آقایی از نيجريه برای من فرستاده؛ پسر سريع می نويسد به اين پيام جواب ندهی پدر! تعجب می كند چطور پدرش باور كرده كسی از نيجريه برای او پيام فرستاده است؟ همزيستی پدرسالمندشان و فضای مجازی عجيب و غريب است. پدر به تدريج و با تأخير و دلهره به فضای مجازی نزديك شد. اوايل از گوشی‌اش فقط برای تماس‌ها استفاده می كرد، خبرها را از تلويزيون و روزنامه دريافت می كرد و خود را بی نياز از شبكه‌های اجتماعی می دانست. تا اينكه ابتدا تلگرام و سپس واتساپ او را وارد دنيای شبكه‌های اجتماعی كرد. حلاوت اين دنيای جديد او را حسابی مشغول كرد. اما مشكل زمانی شروع شد كه پدر ياد گرفت مطالب را فوروارد كند. آن وقت علاوه بر ارسال پشت سر هم اخبار در گروه‌های خانوادگی و فاميل در خصوصی هم برای شان همان مطالب تكراری را می فرستاد. بعضا هم خبرهایی نادرست و يا كذب، به احترام سن و سالش كسی درباره مطالب ارسال شده حرفی نمی زد و اظهارنظری نمی‌كرد. تا اينكه يك روز پسربزرگش به او گفت كه اين خبرها همه جا هست و لازم نيست هر خبری را كه می بيند سريع فوروارد كند. احتمالا پدر از اين گفته رنجيد، چون چند روز مطلبی نفرستاد و وقتی سراغش را گرفتند، گفت فضای مجازی وقت گير است و دوستش ندارد و ترجيح می دهد به جای وقت‌گذرانی در آن، كتاب بخواند. با اين حال فردای همان روز از نوه‌اش سراغ يك فيلترشكن خوب را می گيرد و از او می خواهد كه برايش اينستاگرام نصب كند. فرزندان همه خوشحال می شوند كه پدر به فضای مجازی بازگشته، دعوت دوستی‌اش را می پذيرند و چند پيج خبری و ادبی را برايش فالو می كنند تا پدر خوراك گشت و گذار در اين فضا را داشته باشد. پدر در اينستا انگار در مكانی پرازدحام و ناشناخته گم شده، تا بفهمد كه اكسپلور كدام است و ريلز و پست و استوری كدام، صفحه‌اش را از دست می دهد و اين بار به سراغ دخترش می رود و از او می خواهد برايش صفحه‌ای جديد بسازد. دل دختر ريش ريش می شود، وقتی پدر از ترس‌هايش در فضای مجازی می گويد. اينكه می ترسد دستش اشتباها به لايك‌ها يا استيكرها بخورد و حواسش هست كه چيزی ننويسد و ارسال نكند. با اين وجود داستان‌های پدر با فضای مجازی همچنان ادامه دارد. ارسال ويس‌های خالی، مطالب تكراری، استيكرهای اشتباه و درخواست‌های دوستی برای اينستا هرچند وقت يك‌بار برای صفحه جديد! با وجودی كه دنيای مجازی برای سالمندان دنيای موهوم و ترسناكی است و بسياری از همسن و سالانش عطای موهبت‌های استفاده از آن را به لقای پيامدهای ناگوار بخشيده‌اند و به همان ديدن تلويزيون و خواندن روزنامه قانعند، ولی پدر نمی‌خواهد كم بياورد. می خواهد دنيای جديد را بشناسد. حتی اگر كسی از اطرافيانش حوصله نداشته باشد سرِ صبر برای او از زير و بم‌های‌اين فضا بگويد. وقتي در جمع خانوادگی همگی يك گوشی در دست دارند و دلمشغول آنند، او هم می خواهد از اين دلمشغولی سر دربياورد. گرچه وقت‌هایی می شود كه دلش می گيرد از اينكه پيرها ديگر آن گونه كه بايد چون گذشته شمع جمع، محل رجوع به وقت مشكلات و مركز توجه برای انتقال تجربه نيستند. داستان‌هایی دارند كه ديگر امروز زيست نمی شود. تجربه‌هايشان گويا ناظر به زندگی ديگری بوده است و به كار زندگی كنونی نمی‌آيد. نسل جديد و دغدغه‌های شان را نمی‌شناسند. پدر همه اينها را می داند و با اين حال از خزيدن به كنج انزوا بيشتر وحشت دارد تا ورود به دنيای ترسناك مجازی، همين كه نوه‌اش در تمجيد او را «پدربزرگ آپديت من» می خواند، كه برخلاف خيلی از پدربزرگ‌های دوستانش در فضای مجازی حضور دارد، برای او زندگی بخش است./ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Thu, 30 May 2024 14:51:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دغدغه های انتقال زباله گاه تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-rfwrmoepbjcq</link>
                <description>سخنان استاندار تهران دربارهٔ جابه‌جایی مکان دفن زباله تهران به محلی جدید در جادهٔ تهران-قم نگرانی‌های جدیدی ایجاد کرده است. زباله‌گاه فعلی تهران موسوم به آرادکوه با قدمتی ۶۰ساله و مشکلات محیط‌زیستی تلنبارشده طی دهه‌های گذشته، بی‌شک محل مناسبی برای زباله‌های پایتخت نیست. بااین‌حال، طرح موضوع جابه‌جایی آن به مکانی جدید آن هم به فاصلهٔ چند کیلومتر دورتر، بدون در نظر گرفتن چرایی ایجاد معضلات محیط‌زیستی در مکان دفن فعلی در حقیقت پاک کردن صورت مسئله است. درواقع، کارشناسان بر این نظر صحه می‌گذارند که شش دهه قبل، انتخاب این محل با توجه به جمعیت، ویژگی‌های زمین‌شناختی و فواصل سکونتگاهی اشتباه نبوده است.مشکل زمانی رخ داد که با افزایش جمعیت رو به ازدیاد تهران و مناطق شهری پیرامون آن، میزان زباله‌های سرازیرشده به این مرکز سال‌به‌سال و دهه‌به‌دهه روند صعودی یافت و به‌رغم برخی اقدامات نامنسجم برای تفکیک پسماندها در مبدأ و یا مراکز محدود پردازش و بازیافت، همچنان بخش اعظم زباله‌های تهران( بالغ‌بر روزانه شش هزار تن) به این مرکز منتقل می‌شود. مشکل از اینجا شکل گرفت که مدیریت پسماند صرفاً به «دفن پسماند» تقلیل یافت و سایر مراحل ششگانهٔ مدیریت اجرایی متداول پسماند در دنیا که مانند حلقه‌های زنجیر به‌هم پیوسته‌اند (و «مرکز دفن» صرفاً آخرین حلقهٔ این زنجیره محسوب می‌شود) فراموش شد.حاصل دفن سنتی پسماند که با ضوابط ملاک عمل و استانداردهای روز فاصله دارد، آلودگی‌های غیرقابل اجتناب مرکز دفن و انباشت حجم بالای گاز متان شد و گزینهٔ انتقال روی میز مدیران قرار گرفت. فارغ از آنکه طبیعتاً هر مرکز دفن عمری دارد، اختصاص اراضی جدید با وسعت قابل‌توجه آن‌هم برای دفن، در دنیای امروز با فناوری‌هایی که برای مدیریت و پردازش پسماند وجود دارد، عملاً فاقد توجیه است. استفاده از روش‌های جدید مدیریت پسماند مانند‌ هاضم‌های بی‌هوازی، خشک‌کن‌های زباله، تجهیزات ‌های‌تک، بیوگاز و زباله‌سوز از جمله این ابزارها هستند که در سیاست‌های کلان و طرح جامع مدیریت پسماند شهر تهران دیده شده است و به‌دلایل مختلف جز در مقیاس‌های خرد و پایلوت به‌کار گرفته نشده‌اند.این در‌حالی‌است که تأسیس مراکز پردازش زباله و تأسیسات بازیابی پسماند و جلب مشارکت مردم با فراهم کردن زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مناسب برای تفکیک پسماندها در مبدأ، میزان پسماند ورودی به مرکز دفن را کاهش می‌دهد. مدیریت اصولی پسماند بدون بهره‌گیری از همکاری تمام و کمال مردم محقق نمی‌شود. موضوعی که به‌نظر می‌رسد چندان نزد مدیران، محلی از اعراب ندارد. از‌این‌رو، در حال حاضر سهل‌الوصول‌ترین کار برای مدیریت پسماند تمرکز بر دفن و معرفی محل دفن جدید است. تصمیمی‌ که بدون تغییر نگاه به مسئلهٔ پسماند و بدون توجه به سیاست‌های بالادستی پسماند تهران برای کاهش پسماندهای دفنی عملاً به‌منزلهٔ آلوده کردن مکانی جدید و ظهور آرادکوهی دیگر است./ روزنامه پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 20:35:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال ناکوک تنوع زیستی</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D9%88%DA%A9-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-woxa8e2id3sv</link>
                <description>معمولا هرگاه از وضعيت نامناسب تنوع زيستي صحبت مي‌شود، جانوران بزرگ‌جثه به ذهن مي‌رسد، ولي واقعيت اين است كه مفهوم تنوع زيستي ،گستره‌اي بيش از اين دارد. در حقيقت گياهان و بي‌مهرگان به خصوص حشرات كه اتفاقا نقش بي‌بديلي در تنوع زيستي زمين دارند، همواره مورد غفلت قرار گرفته‌اند و اطلاعات چنداني درباره تاثيرات مخرب فعاليت‌هاي انساني بر زيست و بقاي آنها در كشور ما وجود ندارد.بيش از دو دهه است كه بيست و دوم مه ‌هر سال به عنوان «روز جهاني تنوع زيستي» شناخته مي‌شود. مجمع جهاني اقتصاد در گزارشي اعلام كرده، بيش از نيمي از كل توليد ناخالص داخلي جهان به‌طور متوسط يا شديد به طبيعت وابسته است. در حقيقت تنوع زيستي بر همه‌ چيز از سلامت جهاني و امنيت غذايي گرفته تا اقتصاد و معيشت جوامع تاثير مي‌گذارد. «بخشي از برنامه باش» به عنوان شعار روز جهاني تنوع زيستي امسال انتخاب شده است. اين شعار بيشتر بر اين موضوع دلالت دارد كه هر كس مي‌تواند به نوبه خود نقشي براي حفظ تنوع زيستي و توقف روند از دست رفتن آن ايفا كند. با اين حال به نظر مي‌رسد آنچه بيشتر از همه قادر است پويش جهاني برنامه تنوع زيستي را گسترش دهد و آن را از چارچوب موافقتنامه به سمت و سوي عملياتي شدن هدايت كند، درگير شدن تمامي طرف‌هاي موثر به ويژه دولت‌ها، جوامع بومي و كسب و كارهاست. چارچوب جهاني تنوع زيستي كنمينگ- مونترال كه چشم‌انداز آن «رسيدن به زندگي همسو و همساز با طبيعت در سال ۲۰۵۰» است، از ۴ هدف اصلي و ۲۳ هدف فرعي تشكيل شده است. كاهش استفاده از آفت‌كش‌ها، افزايش بودجه‌هاي جهاني تنوع زيستي و حفاظت از حداقل ۳۰ درصد از خشكي و دريا در سطح جهان از جمله اهداف آن است. طبق گزارش اتحاديه بين‌المللي حفاظت از طبيعت IUCN، در حال حاضر حداقل ۴۰ درصد از جانوران و گياهان در سراسر جهان در خطر انقراض قرار دارند. با توجه به اينكه تهديدات فعاليت‌هاي انساني‌مانند تخريب و تكه تكه شدن زيستگاه‌ها، شكاربي‌رويه، گرمايش زمين، آلاينده‌ها، گونه‌هاي مهاجم و … محرك‌هاي اصلي انقراض‌و كاهش جمعيت گونه‌ها هستند، حفظ و احياي گونه‌هاي در معرض خطر كاملا به ميزان مداخله بشر بستگي دارد. در شرايطي كه حدود ۱۷ درصد از اكوسيستم‌هاي خشكي و ۱۰ درصد از مناطق دريايي تحت حفاظت قرار دارند، چشم‌انداز افزايش دامنه اين حفاظت به ۳۰ درصد در خشكي‌ها و آب‌هاي زمين، آن هم در صورتي كه مناطق فعلي حفاظت شده با انواع و اقسام تعدي‌ها و تخريب‌ها مواجهند و در شرايطي كه توافقات جهاني اقليمي نتايج چشمگيري در پي نداشته است، دور از انتظار به ‌نظر مي‌رسد. كافي است از ميان تمامي آمارهاي نگران‌كننده به همين بسنده كنيم كه بشر هر ساله بالغ بر ۳۰۰ ميليون تن فلزات سنگين، انواع حلال‌ها، پسماندهاي سمي و فاضلاب‌ را وارد آب‌هاي كره‌ زمين مي‌كند و به واسطه فعاليت‌هاي مخرب انساني قريب به ۲۵ ‌درصد كل گياهان و جانوران برابر با يك ميليون گونه در خطر نابودي كامل قرار دارند. شعار «بخشي از برنامه باش»در كشور ما كه تنوع زيستي جانوري و گياهي آن با انواع و اقسام چالش‌ها و بي‌مهري‌ها مواجهند، بيش از همه نيازمند توجه قانونگذاران و اقدام متوليان دولتي به حفاظت از همه انواع تنوع زيستي و جلوگيري از تخريب‌ها و مقابله جدي با تخلفاتي است كه ذخاير اكولوژيكي و گوناگوني طبيعت اين سرزمين را به تهديد كشانده است./ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 20:24:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرندگان مهاجر و امنیتی که نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-lx6sjncro1p8</link>
                <description>روز جهاني پرندگان مهاجر را پشت‌سر گذاشتيم. از سال 2006 ميلادي، با ابتكار سازمان‌هاي بين‌المللي روزي به پرندگان مهاجر اختصاص يافت. چرا كه مشخص شده هيچ كشوري نمي‌تواند پرندگاني را كه از مرز بسياري كشورها گذر مي‌كنند، به تنهايي حفظ كند و بدون حفاظت از كل مسير مهاجرت اين پرندگان نمي‌توان به حفاظت واقعي از آنها اميدوار بود. پرندگان به عنوان نماد ارتباط اكولوژيك زيستگاه‌ها، به ما نشان مي‌دهند كه اكوسيستم جهان يك ساختار در هم تنيده و مرتبط است و نمي‌توان اين پيوستگي و درهم‌تنيدگي را ناديده گرفت. ديدگاهي كه گرچه براي پرندگان مهاجر كاملا مصداق دارد، اما قابل تعميم به ساير شاخصه‌هاي محيط زيستي است كه بر نگاهي يكپارچه به طبيعت كه آن را وراي مرزهاي سياسي و جغرافيايي مي‌بيندتاكيد دارد. در روز جهاني پرندگان مهاجر همه علاقه‌مندان به پرندگان، از پرنده‌نگر تا متخصصين حفاظت و فعالان حيات وحش در جهان از اقدامات براي زيستِ امن اين موجودات زيبا و شگفت‌انگيز مي‌گويند. در روزهايي كه نزديك به اين روز باشد مي‌توان هر فعاليت آگاهي رساني كه در مورد حفاظت از پرندگان مهاجر باشد، انجام داد و هم‌صدا با ساير نقاط جهان شعار اين روز را ترويج نمود. از فعاليت دانش‌آموزي و پروژه‌هاي دانشگاهي گرفته تا برگزاري مراسم‌ها، كارگاه‌ها و سخنراني‌ها، همه و همه مي‌توانند بخشي از اين گراميداشت محسوب شوند و در نهايت اينكه مي‌توان اين فعاليت‌ها را در سايت جهاني ثبت كرد.خوشبختانه چند سالي است كه گروه‌ها، افراد و موسسات مختلف دوستدار طبيعت در ايران نيز اين روز را گرامي مي‌دارند و اقدامات خود را در سايت جهاني منعكس مي‌كنند. شعار امسال روز جهاني پرندگان مهاجر «از حشرات حفاظت كنيم، از پرندگان حفاظت كنيم» بر اهميت حشرات و دغدغه‌هاي كاهش جمعيت آنها تمركز داشته است. چرا كه از بين رفتن حشرات در مسيرهاي مهاجرت پرندگان تهديدي جدي براي امنيت و بقاي آنهاست. گسترش اراضي كشاورزي، توسعه شهري و ساخت و سازها و مصرف بي‌رويه سموم شيميايي موجب نابودي حشراتي مي‌شود كه پرندگان براي تغذيه خود به آنها متكي هستند. متاسفانه بسياري از آفت‌كش‌ها و علف‌كش‌هاي مورد استفاده به دليل طيف گسترده اثر، علاوه بر آفات كشاورزي و علف‌هاي هرز باعث مرگ بسياري از حشرات مفيد نيز مي‌شوند. در حقيقت كاهش جمعيت حشرات مي‌تواند مهاجرت و زيست طبيعي پرندگان مهاجر را مختل كرده و منجر به بيماري، كاهش باروري و افزايش نرخ مرگ و مير در پرندگان بالغ و فرزندان آنها شود. امنيت غذايي پرندگان مهاجر در طول مسيرهاي مهاجرت و در هنگام توقف در مزارع، جنگل‌ها، تالاب‌ها و... كاملا به حضور و فراواني حشرات وابسته است. از اين حيث، نبود امنيت غذا و امنـــيت زيستــگاه دو تهديد اصلي پيش روي پرندگان مهاجر هست. ناامني در زيستگاه‌هاي طبيعي پرندگان مهاجر در كشور ما به پاشنه آشيلي براي زيست و بقاي آنها تبديل شده است. علاوه بر محدوديت منابع آب تالاب‌هاي داخلي، صيد غيرمجاز اين پرندگان به خصوص در آبگيرهاي استان‌هاي شمالي يكي از چالش‌هاي مهم در زيستگاه‌هاي اين پرندگان بوده است. با وجود همه مشكلات و تهديدها، كشور ما سالانه ميزبان دو ميليون پرنده مهاجر است. پرندگان زيبايي كه به رغم بي‌مهري‌ها و خطرات بسيار همچنان تالاب‌ها، حاشيه سواحل جنوبي و شمالي، آب‌بندان‌ها، سدها و حتي درياچه‌هاي انسان ساخت شهرها و مزارع غرقابي را براي زندگي موقت خود بر مي‌گزينند و در اين اقامت ناگزير شمار زيادي از آنها از بين مي‌روند./ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 20:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیپلماسی گردوغبار در تعلیق</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82-zrx8g9fyz68s</link>
                <description>در روزهایی که انتظار می‌رود اعتدال و لطافت بهاری در هوای شهرهای کشور برقرار باشد، گردوغبار شدید، استان خوزستان را درگیر کرده؛ منشأ این گردوغبار، فرامرزی و از جانب کشور عراق اعلام شده است.بیش از دو دهه است که گردوغبار به موضوعی چالشی برای کشور تبدیل شده است و در هنگام شدت گرفتن توفان‌های گردوغباری بیش از ۲۰ استان کشور از این پدیدهٔ متأثر می‌شوند. گفته می‌شود حدود ۳۰ درصد از کانون‌های بحرانی در داخل و ۷۰ درصد آن از کشورهای منطقه نشئت می‌گیرد. برغم برخی اقدامات در تثبیت و مهار عرصه‌های بحرانی داخلی گردوغبار، عوارض ناشی از تغییراقلیم و سوءمدیریت با تشدید خشکیدگی، خشک شدن تالاب‌ها، بیابان‌زایی و افت پوشش گیاهی موجب شده است کماکان کانون‌های داخلی گردوغبار به‌عنوان یک منبع تهدید بالقوه به‌خصوص در فصول گرم سال محسوب شوند.باوجوداین، از حیث مقایسه، بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقریباً دو و نیم میلیون هکتار از کانون‌های بحرانی در داخل ایران واقع شده، درحالی‌که تنها یکی از کانون‌های بحرانی منشأ گردوغبار در عراق حدود هشت میلیون هکتار وسعت دارد که بزرگی آن در حد وسعت کشورهای حاشیهٔ خلیج‌فارس است. از سوی دیگر علاوه‌بر این کانون معظم بحرانی، نقشه‌های ماهواره‌ای نشان‌دهندهٔ این است که کشور ما از توفان‌های گردوغبار عربستان، سوریه، مرز عراق و اردن و حتی برخی نواحی شمال آفریقا نیز تأثیر می‌پذیرد.چندین سال است که با درک اهمیت دیپلماسی گردوغبار، برگزاری اجلاس‌های منطقه‌ای و تهیه و تصویب قطعنامهٔ مقابله با توفان‌های ماسه و گردوغبار در مجمع محیط‌زیست ملل متحد از کشورها و بانک‌های توسعهٔ منطقه‌ای خواسته شده است منابع مالی را در طرح‌ها و پروژه‌های منطقه‌ای و زیرمنطقه‌ای برای مقابله با توفان‌های ماسه و گردوغبار به‌کار گیرند. همچنین علاوه‌بر مهار پدیدهٔ گردوغبار، موضوع ظرفیت‌سازی سازگاری با آن از طریق مدل‌سازی و سیستم‌های هشدار زودهنگام با هدف به حداقل رساندن اثرات توفان‌های ماسه و گردوغبار بر اکوسیستم‌ها و معیشت مردم نیز در این قطعنامه‌ها مدنظر بوده است. بااین‌حال، شرایط اقلیمی‌ منطقهٔ خاورمیانه به‌گونه‌ای است که تشدید این پدیده و گسترش عرصه‌های بحرانی کانون‌های گردوغباری دور از انتظار نیست.جنگ در حال وقوع، ساخت سدهای بیشتر، محدودیت منابع آب و خشکسالی‌ها و تغییر کاربری اراضی در این کشورها که عمدتاً در نوار خشک زمین واقع شده‌اند، بیش‌ازپیش بحران‌های بوم‌شناختی منطقه را تشدید می‌کند. عوارض توفان‌های گردوغباری مانند بسته شدن بنادر و فرودگاه‌ها، و تعطیلی مدارس و ادارات در ایران، و کشورهای منطقه مؤید این واقعیت است که پدیدهٔ گردوغبار با اختلال جدی در زندگی روزمرهٔ مردم تهدیدی جدی برای سلامت، امنیت و اقتصاد منطقه تلقی می‌شود؛ بحرانی فزاینده که برای حل آن به همکاری چندجانبهٔ منطقه‌ای و بین‌المللی نیاز است و متأسفانه در حال حاضر به‌دلیل ضعف دیپلماسی و عدم همکاری مناسب کشورهای منطقه به مسئله‌ای ریشه‌دار و عمیق تبدیل شده است./ روزنامه پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 18:50:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی «واژگان سبز» ویترین است.</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yuizurzizsob</link>
                <description>در روزهایی که در سراسر جهان برنامه هایی برای پاسداشت زمین و حفاظت از طبیعت به مناسبت روز جهانی زمین برگزار می شود، طبق روال مرسوم در شهرهای کشور ما نه یک روز که یک هفته به اقدامات و فعالیت های محیط زیستی دستگاه ها و نهادهای متولی اختصاص دارد. افتتاح پروژه ها، برگزاری همایش ها و جلسات ارایه عملکردهای محیط زیستی در این هفته بسیار پررونق است. شعار ملی امسال با تاسی از موضوع محوری جهان «سیاره در مقابل پلاستیک»؛ «مشارکت مردم، ایران در برابر پلاستیک، نجات زمین» نامگذاری شده است. درباره همین مساله پلاستیک های یک بار مصرف، خبر خوشی هم داده شده که از هفته زمین پاک توزیع رایگان کیسه های پلاستیکی در فروشگاه های زنجیره ای ممنوع می شود. اما اینکه چقدر این تصمیمات در کشور -بدون فراهم کردن زیرساخت ها- پایدار و اجرایی هستند باید دید.چندین سال است که واژگان جذاب محیط زیستی چون مدیریت سبز، حفظ فضای سبز و اراضی طبیعی، هوای پاک، زمین پاک، حمل و نقل پاک، مدیریت پسماند، بازچرخانی آب و... وارد ادبیات مدیران و تصمیم گیران شده است که البته به وقت تغییر دولت ها و انتخابات مجلس و شوراها با شدت و غلظت بیشتری کاربرد دارد. در برنامه های مناسبتی مانند زمین پاک نیز همواره درباره لزوم حفظ طبیعت و انجام اقدامات دهان پرکن و خوش آب و رنگ (مثل همین ممنوعیت کیسه های پلاستیکی) سخن ها فراوان گفته و وعده های دلخوش کنک محیط زیستی بسیار داده می شود. ولی در سمت دیگر ماجرا شاهد هستیم که تخریب و تغییر کاربری اراضی طبیعی، قلع و قمع درختان شهری، خشکیدگی تالاب ها، آلودگی سواحل و جنگل ها، آلودگی هوا و خاک و آب و فرونشست زمین و چالش های دیگر گلوی طبیعت و محیط زیست ایران را فشرده و آن را تا مرز خفگی رسانده است. آتش آز سوداگران زمین و طبیعت ایران با تکرار واژگان سبز خاموش نمی شود. «مشارکت مردم» که در شعار امسال زمین پاک پررنگ شده بدون عزم قاطع حاکمیت برای حفظ طبیعت راه به جایی نمی برد. در بسیاری از حوزه های محیط زیست مشارکت مردم منوط به ایجاد ساختارها برای امکان فعالیت های مردمی یا استفاده از ابزارهای اقتصادی، فناورانه و زیرساختی است. وجود قوانین و مصوبات محیط زیستی هر چند گامی رو به جلو محسوب می شود، ولی به خودی خود نمی تواند موجب حل مسائل پرچالش فعلی محیط زیست کشور شود. در واقع درک عمیق بحران های محیط زیستی از جانب حاکمیت و ضرورت اهمیت و اولویت موضوعات و مقابله با متخلفان و تخریبگران و در یک کلام «اقدام عملی» به جای حرف و شعار نیاز طبیعت امروز ایران است. فراگیر شدن مشارکت مردم نیز دقیقا به همین نگاه و تصمیمات طبیعت محور حاکمیت متکی است و تا مادامی که برای اجرای قوانین محیط زیست و حفظ آنچه از طبیعت این سرزمین برجای مانده عزمی جدی وجود نداشته باشد، مناسبت های پرطمطراقی نظیر هفته زمین پاک نخواهد توانست حرمت، پاکیزگی و آرامش را به محیط زیست کشور ارزانی دارد. روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Mon, 29 Apr 2024 14:18:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی مصوبه ممنوعیت توزیع رایگان کیسه های پلاستیکی</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9%DB%8C-hxrkgwgslnis</link>
                <description>خبر «ممنوعیت توزیع رایگان کیسه‌های پلاستیکی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای» از هفتهٔ اول اردیبهشت‌ماه و به‌مناسبت هفتهٔ زمین پاک شاید یکی از بهترین خبرهای محیط زیستی بود که از ابتدای سال جاری شنیده شد. با این حال به‌عنوان فردی که سال‌هاست در حوزهٔ کاهش پسماندهای پلاستیکی فعالیت کرده‌ام، امیدوارم که این خبر صرفاً در حد یک هیاهوی محیط زیستی و مناسبتی نباشد و مادهٔ ۳ آیین‌نامهٔ اجرایی کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی که بر ممنوعیت توزیع رایگان در فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور تأکید دارد واقعاً اجرا شود. بدگمانی من به اجرای درست و کامل این مصوبه، از نگاه به سرنوشت قوانین و مصوبات محیط زیستی کشور نشأت می‌گیرد که متأسفانه اغلب عقیم مانده‌اند و در پیچ و خم شرایط اقتصادی، سیاسی و در یک کلام نبود نگاه اولویت‌دار به موضوع محیط زیست در حاکمیت زمینگیر شده‌اند.سال‌هاست که دربارهٔ عوارض مخرب محصولات پلاستیکی یکبار مصرف در کشور صحبت شده است و مطالبهٔ کنشگران محیط زیست وجود محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و وجود قوانین بازدارنده و تشویقی مشابه با سایر کشورهای پیشرو در این زمینه بوده است. با این حال ماحصل همهٔ پیگیری‌ها، به آیین‌نامهٔ دو سال قبل دولت منجر شد که از اجرای بندهای این مصوبه اقدام مشخص و قابل مشاهده و ملموسی را طی دو سال گذشته در سطح جامعه شاهد نبوده‌ایم و عمدهٔ اقدامات به فعالیت‌های فرهنگی داوطلبانه و مردمی از جانب فعالان محیط زیست (که در اثربخشی این اقدامات در طول زمان تردیدی وجود ندارد)؛ و برنامه‌های نمادین از سوی دستگاه‌ها و نهادهای متولی در مناسبت‌های محیط زیستی همچون «نهضت ملی کاهش آلودگی پلاستیکی» در سال قبل بدون نتیجهٔ قابل توجه و مشهود بسنده شده است.موضوع چالشی این است که برای اجرای موثر مصوبات محیط زیستی از جمله مصوبهٔ کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی بیش از هر چیز به بسترهای هموار برای اجرا و همراهی جدی دستگاه‌های ذیربط نیاز است و برای ممنوعیت توزیع کیسه‌های پلاستیکی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای ضرورت دارد که وزارت صمت، سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و اتحادیه‌ها تمام‌قد پای کار باشند. البته سیاست‌های سلبی در کشورهای دیگر به‌منظور کاهش استفاده از پلاستیک‌های یکبار مصرف معمولاً با سازوکارهای تشویقی همراه است و مشخص نیست که برای اجرای بهینهٔ این ممنوعیت (به‌جز ابزار تشویقی بلااستفادهٔ تبصرهٔ ماده ۷) چه تمهیداتی در نظر گرفته شده است.اینکه تصور کنیم در شرایط کنونی جامعه و با تنش‌های متعدد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این مصوبه و مشخصاً ممنوعیت توزیع کیسه‌های پلاستیکی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور به‌درستی اجرا نخواهد شد، شاید قدری بدبینانه به‌نظر برسد، اما از آنجا که در وضعیت وانفسای محیط‌زیستی کشور حتی کوچک‌ترین اتفاقات برای حفظ طبیعت نیز امیدوارمان می‌کند، خوب است این خبر را به فال نیک بگیریم و برای حذف تدریجی تولید و مصرف محصولات پلاستیکی یکبار مصرف همچنان تلاش کنیم، پیگیر باشیم و اجرای قوانین و مصوبات محیط زیستی را مطالبه کنیم./ روزنامه پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Apr 2024 11:20:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیم بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-rrjekh9fsqdu</link>
                <description>کمی قبل از سال نو این تصمیم را گرفت، به شوخی با خودش می گفت تصمیم کبری! می دانست که از تصمیمات بزرگ نباید صحبت کرد، حرفش را که پیش خانواده و دوست و آشنا پیش بکشد، تصمیمش لوث و کم ارزش می شود. همه او را به عنوان فعال همیشه در صحنه فضای مجازی می شناختند. حالا به یک باره دوری گزیدن از این فضا چیزی نبود که بشود آن را پنهان کرد و حداقل برای دوستان نزدیک دلیلی نیاورد. او خسته شده بود، خسته از وقت گذاشتن هایی که به جای آورده ارضا کننده برای زندگی اش بیشتر از او انرژی می گرفت و او را از کارهایی که واقعا دوست شان داشت، جدا می کرد. بارها تلاش کرد که با مدیریت زمان جلو برود. نتوانست و نشد. شاید دیگران می توانند زمان حضور در فضای مجازی خود را مدیریت کنند، ولی او نمی توانست. حضور نصفه و نیمه را بلد نبود. اگر هدف تهیه محتوا و جذب فالوور بود، او باید حداکثر تلاش خود را می کرد. می دید که در کلینیک نشسته و به فکر سوژه هایی است که باید برای صفحه اینستا و کانال تلگرام از میان بیماران برگزیند و درباره شان بنویسد. اوایل کاری بود جذاب، بیماران هم ذوق می کردند که پزشک در آخر کار از آنها می خواهد با هم عکس بگیرند. در همایش ها و سمینارها و دورهمی های همکاران بیشتر از حظ حضور، در فکر ثبت عکس هایی با پس زمینه مناسب و با بیشترین اثرگذاری بود. گاهی وقتی با مراجعی حرف می زد به جای تمرکز بر گفت وگو، ذهنش درگیر جملات پست آخری که گذاشته بود یا کامنت گزنده یک مخاطب ناشناس که دانش او را زیر سوال برده بود، می شد. در دوران شیوع کرونا، گذاشتن دو- سه مطلب درباره تصمیمات نظام پزشکی آن زمان، او را با مشکلاتی در محل کار روبه رو کرد.با این حال، آن روزها سرش گرم بود و از بالارفتن فالوورها، تعداد بازدیدها و دیده شدن مطالبش سرخوش. فضای مجازی خوبی های فراوانی داشت، می توانست نظراتش را بی کم و کاست بگوید و افراد زیادی از آنها مطلع شوند. مشکل اینجا بود که رفع و رجوع کردن تفسیرهای نادرست و اظهارنظرهای غرض ورزانه که گاهی فکر می کرد (و بعضی اوقات یقین داشت) از جانب رقبای مجازی اش هست انرژی زیادی می گرفت. گاهی فضا چنان مسموم می شد که تا خفه ات نمی کرد دست بردار نبود. برای خودش هم باورکردنی نبود که بعضی وقت ها به صفحه همکاران و رقیبانش سر می زند تعداد فالوورها، لایک ها و بازدید ویدیوهای شان را رصد می کند. شنیده بود برخی از این رفقا صفحه های فیک دارند و نظرهای ناروا و سمی پست ها کار ایشان است. این حد از حقارت برایش قابل قبول نبود، ولی می دانست که حقیقت دارد. مثل زندگی در فضای غیرمجاز، اینجا هم زیرآب زدن و تخریب کردن و گاهی حتی ترور شخصیت و سر به نیست کردن اعتبار آدم ها به شکلی دیگر وجود دارد.حالا تصمیم گرفته بود به کلی از این فضا دور شود. صفحه هایی که این همه برای جمع کردن فالوورهای شان زحمت کشید، محتوا تولید کرد و وقت گذاشت را یکسره ببندد و خلاص. البته به یک باره این تصمیم بزرگ را نگرفت. مدتی است که به این موضوع فکر می کند. با این وجود هنوز مطمئن نیست تصمیم کبرایش چقدر دوام می آورد!/ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Apr 2024 11:12:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیست تخریب پذیر یا سبزشویی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-akpcor54wnbx</link>
                <description>در طول دوره خدمتم با انواع کوچک و بزرگ سبزشویی مواجه بوده‌ام. سبزشویی (Greenwashing) یعنی اقداماتی محیط زیستی از جانب شرکت‌ها، صنایع و سازمان‌ها به جامعه نشان داده شود، بی‌آنکه این اقدامات خوش آب و رنگ  و دهان پرکن عملا تاثیر چندانی بر عملکرد محیط زیستی این واحدها داشته باشد و یا از عوارض منفی و اثرات نامطلوب فعالیت‌هایشان بر طبیعت بکاهد.به عنوان مثال زمانی که مدیر دفتر پایش سازمان حفاظت محیط زیست بودم، برخی صنایع با نصب سیستم‌های پایش آنلاین( لحظه‌ای) در خروجی سیستم‌های تصفیه فاضلاب یا دودکش خود را دوستدار محیط زیست معرفی می‌کردند، موضوع را در بوق و کرنا می‌کردند و در مناسبت‌ها افتتاحیه‌های پر زرق و برق راه می‌انداختند، ولی پس از بررسی کارشناسان مشخص می‌شد پارامتری که آنلاین شده چندان پارامتر مهمی در آن صنعت نیست و یا آلودگی اصلی آن واحد پارامتر دیگری است که آنلاین نشده یا اساسا امکان برخط شدن آن میسر نبوده است. القصه نگرانی درباره سبزشویی زمانی بیشتر می‌شود که محصول یا کالای آسیب‌رسان برای محیط زیست به عنوان دوستدار و سازگار با طبیعت عرضه شود. به یاد دارم چند سال قبل در جلسه‌ای با سازمان میادین میوه و تره‌بار شهرداری تهران وقتی از مصوبهٔ شورا برای تغییر الگو و کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی یکبار مصرف صحبت شد، مدیرعامل وقت با اطمینان گفت که کیسه‌های پلاستیکی عرضه شده در میادین میوه و تره‌بار همگی «زیست‌تخریب‌پذیر» هستند و از این رو مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمی‌کنند.بی‌تردید اطلاعات داده شده مبنی بر مشکل‌ساز نبودن کیسه‌های «زیست تخریب‌پذیر» و ذهنیت سازگاری محصول با طبیعت موجب می‌شود که مصرف بی‌رویه و غیر‌متعارف آن محصول دغدغه‌ای ایجاد نکند. اگر محصول یا کالای تولیدی برخلاف پلاستیک‌های یکبار مصرفی که گفته می‌شود در طبیعت ماندگاری طولانی دارند به‌راحتی تجزیه شوند، پس مصرف گسترده آنها مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمی‌کند! نکته این است که با وجود آیین‌نامه اجرایی مهرماه سال گذشته دولت و تبصره ۳ ماده ۶ آیین‌نامه دربارهٔ دریافت استاندارد از سوی شرکت‌های تولید‌کننده پلاستیک‌های «زیست‌تخریب‌پذیر»، موضوع استاندارد این محصولات همچنان در اما و اگرهایی باقی مانده است و عرضه گسترده پلاستیک‌های یکبار مصرف با عنوان پرطمطراق زیست‌تخریب‌پذیر بدون تاییدیه‌های لازم از سازمان ملی استاندارد موجب تولید پسماندهای پلاستیکی بی‌شمار و بدتر از آن تولید میکروپلاستیک‌های غیرقابل هضم در محیط زیست و منابع آب و خاک ما می‌شود. توهمی سبز و غیرواقع که مدیران و سیاستگذاران حوزهٔ محیط زیست را در شرایط کنونی به بیراهه می‌کشاند و باری سنگین بر خیل معضلات پسماند و طبیعت کشور آوار می‌کند./ روزنامه پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 00:03:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه سرطان در یک غروب پاییزی</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%DB%8C-zxrwcsada8lx</link>
                <description>در این اپیزود داستانی در باره حال و احوال بیماران سرطانی و تجربیات آنها از زبان خودشان و از زبان راوی خواهید شنید.صداهای همراه: بخشهایی از این اپیزود از کتاب گت مریضی و با صدای نویسنده ی کتاب دکتر شینا انصاری است. بخش د یگری باصدای نازنین متین نیا و از اپیزود نهم پادکست سرطان در کرونا  است.در این اپیزود صدای احمد شاملو از مجموعه چیدن سپیده دم ( اشعار مارگوت بیکل) و موسیقی بابک بیات را می شنوید.دربخش پایانی این اپیزود پدرم آقای حسن اربابی بخشی از تجربیات خود را در روند تشخیص ودرمان سرطان معده توصیف می کند.  موسیقی های متن:   قطعاتی از پیمان یزدانیان  به نوازندگی پیمان یزدانیان( پیانو ) و حسام اینانلو( کمانچه ) از مجموعه ی رام Tame قطعه از اسو کهزادی به نوازندگی آسوکهزادی ( ویولون) و مهرداد مهدی ( کمانچه ) این اپیزود با یاد و خاطرات دوست عزیزم پانته آ (دکتر پانته آ  زادپرور) در یک غروب پائیزی نوشته و اجرا و تدوین شده است؛ با لحظه لحظه خاطرات شیرین از عمر پر بار او نویسنده و راوی: دکتر سپیده اربابی https://podcasts.apple.com/us/podcast/noushdarou-نوش-دارو/id1682090060?i=1000634487188</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Sat, 18 Nov 2023 09:20:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی در جنگ به «محیط زیست» فکر نمی کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-bjzqtxmrycei</link>
                <description>جنگی خونبار در خاورمیانه در جریان هست. هر روز از تعداد کشته شدگان و تلفات انسانی و آمار تخریب های ابنیه و خسارات اقتصادی واردشده می شنویم. اما در این منازعات کسی از تخریب محیط زیست و نابودی تنوع زیستی مناطق درگیری سخن نمی گوید. گویی در جغرافیایی که کودکانش بی گناه قربانی می شوند، سخن گفتن از حفظ طبیعت و جان سایر زیستمندان رد گم کردن بحران و پرداختن به حواشی ماجراست. وقتی آتش ویرانگر جنگ خاموش شود، آنگاه بخشی از خسارات محیط زیستی مشاهده می شود. با این حال موضوع قابل تامل این است که بخش زیادی از عوارض محیط زیستی جنگ ها در قرن حاضر به سرعت قابل لمس نیست.امروزه پیشرفت تکنولوژی نظامی و استفاده از سلاح های متنوع جنگی، آثار تخریب محیط زیستی جنگ ها را بسیار بیشتر کرده است. استفاده از جنگ افزارهای کشنده چون بمب ها و مواد احتراق زا با انتشار آلاینده های شیمیایی، منابع محیط زیست به خصوص آب، هوا و خاک را به شدت آلوده می کنند. موادمنفجره سطح بی سابقه ای از تخریب زیستگاه ها را به وجود می آورند و با اختلال جدی در عملکرد اکوسیستم های طبیعی موجب فرسایش خاک و آلودگی آب شده و حتی امکان کشت و زرع و تولید محصول سالم و ایمن را در مناطق تحت تاثیر جنگ برای سال ها از بین می برند. برخی از آلاینده های سمی مانند فلزات سنگین و ترکیبات آلی پایدار با قابلیت اثر تجمعی در بدن انسان و موجودات زنده می توانند تا دهه ها محیط زیست منطقه را آلوده کنند و پالایش و پاکسازی اراضی آلوده شده به آنها بسیار دشوار و در برخی موارد غیرممکن است. بروز و ظهور بیماری های حاد و مزمن در انسان ها و به ویژه کودکان در میان مدت و طولانی مدت از نتایج مواجهه با آلاینده هایی هست که سلاح های جنگی بر محیط زیست انسان ها تحمیل می کنند، ولی متاسفانه در گرماگرم جنگ ها کسی به آنها فکر هم نمی کند! گویی موضوعات به ظاهر مهم تری در شرایط پرتنش جنگی وجود دارد که توجه به «محیط زیست» را از اولویت ها خارج می کند.تاثیر جنگ بر منابع آبی به خصوص در منطقه خاورمیانه بسیار مهم و غیرقابل کتمان است. در بحبوحه جنگ ها به دلایل مختلف مانند انفجارهای پی درپی، نفوذ مواد شیمیایی حاصل از انفجارها به رودخانه ها و دریاها و تخلیه پسماندهای ویژه خطرناک، تغییرات بسیار شدیدی بر منابع حیاتی و محدود آب منطقه ایجاد می شود. ورود بعضی از آلاینده های سمی و دیرپا به آب های سطحی و زیرزمینی، کیفیت آب ها را عملا از چرخه مصرف خارج می کند.واقعیت این هست که در تمامی جنگ ها از همان ابتدا محیط زیست و منابع طبیعی قربانیان خاموش هستند. استفاده از سلاح های خطرناک و دستیابی به پیروزی از جانب طرف های درگیر به هر قیمتی و عدم پایبندی به اصول و قواعد حاکم بین المللی، استفاده از هرگونه جنگ افزار کشنده و هر نوع تخریب انسانی و طبیعی را برای طرفین منازعه قابل توجیه می کند. جدا از آلودگی های محیطی که در حین جنگ، سلامت انسان ها و سایر موجودات زنده را تهدید می کند؛ موضوع مهم، عوارض طولانی مدت و غیرقابل التیام جنگ ها بر محیط زیست هست؛ گواینکه با وجود گذشت چهار دهه از جنگ تحمیلی همچنان استان های غرب و جنوب غرب کشورمان از تبعات این جنگ متاثر هستند. هشت سال جنگ، محیط زیست و زیستگاه های حساس دو کشور درگیر را در طول 1200 کیلومتر مرز مشترک آماج تخریب قرار داد که آثار و بقایای آن کماکان مشهود است. در حقیقت نمی توان به گردوغبار و توفان های خاک در خوزستان پرداخت و به اقدامات تخریبی به خصوص خشک کردن عامدانه بخشی از تالاب هورالعظیم از جانب صدام اشاره نکرد.بیست و دو سال قبل سازمان ملل متحد ششم نوامبر (15 آبان) را با هدف جلب توجه بیشتر به مخاطرات آشکار و پنهان جنگ ها بر تخریب طولانی مدت اکوسیستم ها و منابع محیط زیست به عنوان «روز جهانی پیشگیری از تخریب محیط زیست به هنگام جنگ ها و درگیری های مسلحانه» نام گذاری کرد. با این وجود آنچه روشن هست آنکه طی همین دو دهه نیز جنگ های بسیاری بدون توجه به محیط زیست در جهان رخ داده اند و هم اینک نیز جنگ بزرگی نگاه جهانیان را به خاورمیانه کشانده، بدون توجه به این حقیقت که تا چه اندازه محیط زیست شکننده و آسیب پذیر این منطقه توان مقابله با پیامدهای محیط زیستی این مناقشات را دارد.از این رو با افزایش تنش های منطقه ای، بیش از نامگذاری های نمادین برای حفظ محیط زیست در جنگ ها به موازات کاهش بروز منازعات و تنش ها، اجرای دقیق مقررات ناظر بر حفظ محیط زیست و برخورد قاطع و بدون اغماض نهادهای بین المللی در این باره ضرورت دارد، مطالبه ای که تحقق آن در شرایط کنونی در منطقه پرتنش خاورمیانه بعید و دور از دسترس به نظر می رسد!/ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Sat, 11 Nov 2023 13:20:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با دو چشم شیشه ای؛ با تنی انباشته ازپلاستیک</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-v0ppnyi7utub</link>
                <description>پانزدهمین اپیزود از پادکست نوش دارو به موضوع «پلاستیک» اختصاص دارد. در این اپیزود حقایقی شنیده نشده درباره ی پلاستیک را می شنوید.حقایقی که  نوش داروی آن در روزگار کم فروغ  با چشم های شیشه ای و با تن هایی انباشته از پلاستیک شاید بتواند شعری  از فروغ باشد …..مهمان این اپیزود  شینا انصاری دکتری تخصصی مدیریت محیط زیست، فعال محیط زیست و مدیرکل سابق محیط زیست شهرداری تهران موسیقی های متن سرناد از فرانتس شوبرت همنوازی پیانو ‌ و ویولون Waves -Idan Armoni Feat .Mark Eliyahu Lovers in Paris ,JacobGurevitsh و با صدای و دکلمه ی جاودانه فروغ فرخ زاد و شعر عروسک کوکی نویسنده و‌مجری :دکتر سپیده اربابی بیدگلی استاد سم شناسی و داروشناسی https://podcasts.apple.com/us/podcast/noushdarou-%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88/id1682090060?i=1000632901246</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 12:09:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیاز شهرها به پایداری اکولوژیک</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9-pysrsgltifel</link>
                <description>شهرها در جهان امروز کانون ناپایداری اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی هستند. آلودگی‌های محیطی، انتشار گازهای گلخانه‌ای، محدودیت منابع، شکنندگی اکوسیستم‌های طبیعی شهر و تنگ شدن عرصه برای بقای سایر زیستمندان، از مهمترین مشخصه‌های ناپایداری محیط زیستی شهرها هستند. از اوایل دهه ۷۰ میلادی، جنبش‌های محیط زیستی علیه توسعه متداول شهرها به‌خصوص مناطق کلانشهری کشورهای توسعه‌یافته به راه افتاد. این حرکت‌های اعتراضی به روند توسعه، با قوت و قوام بیشتر، از دهه ۹۰ میلادی و به طور مشخص از کنفرانس ریو با نگرش «پایداری در توسعه» آغاز شد؛نگرشی که به مقابله با الگوهای تولید، توزیع و مصرف ناسازگار با طبیعت، -که منجر به اتمام منابع و تخریب محیط زیست و رشد اقتصادی ولو به هر قیمتی شد- پرداخت و تنها فرایند توسعه‌ای را تایید کرد، که به بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها در حد ظرفیت پذیرش نظام‌های پشتیبان حیات (Carrying Capacity) می‌انجامید. الگوواره جدید، قداست توسعه پیشین را شکست و به عدالت بین نسل‌ها، وابستگی انسان به طبیعت، برتری کیفیت توسعه بر کمیت رشد و توانمندسازی جوامع مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی تاکید کرد. بر مبنای این نگرش، شهر به‌عنوان پدیده‌ای بوم‌شناختی نیازمند بازتعریف شد، چرا که رابطه بین ساکنین شهرها و منابع و نظام‌های طبیعی که برای بقای آنها ضرورت داشت به‌درستی درک نشده بود و این انشقاق میان شهرنشینان و طبیعت، مشکلات عدیده محیط زیستی را برای شهرهای بزرگ فراهم آورد. بوم‌شناسان خلاف دیدگاهی که فرایند تولید داده‌ها به ستانده‌ها را در شهر جریانی «خطی» می‌پنداشت، با اعتقاد به اینکه سنگ بنای پایداری شهری در آن است که شهر همچون نظامی باز متکی به جریان ورودی مواد و انرژی از بوم‌کره (Ecosphere) است، این جریان را چونان «چرخه‌ای» می‌دیدند که در آن ستانده‌ها باید مجدداً به داده‌هایی در اکوسیستم‌ها تبدیل شوند. با چنین تعبیری، شهرها همچون گلوگاه‌های مصرف در شبکه گسترده فعالیت‌های انسانی روی زمین و به‌عنوان بزرگترین مصرف‌کننده‌های منابع طبیعی به شمار می‌آمدند و باید با مصرف کارآمدتر منابع و انرژی، و انطباق و هماهنگی بیشتر با طبیعت، قابلیت پایداری خویش را ارتقا بخشند. از این رو این تفکر که بتوان با شهرسازی پایدار و ایجاد بوم‌شهر بر ارتباط توسعه شهر با بستر طبیعی آن اتکا داشت، همچنان در زمره محوری‌ترین موضوعات مرتبط با شهرسازی در جهان معاصر است. کاهش اتکا به خودرو در حمل و نقل شهری، حفاظت و احیای محیط‌های طبیعی و تنوع زیستی شهر، کاهش مصرف منابع و انتشار آلودگی با جلوگیری از مصرف لجام گسیخته سوخت‌های فسیلی و جایگزینی انرژی‌های تجدیدپذیر، تقویت اقتصاد چرخشی با دنبال کردن اهداف طبیعت پایه به جای فعالیت‌های تولیدمحور و جلب مشارکت فراگیر شهروندان برای اداره امور شهر، از مهمترین مولفه‌ها برای سرعت بخشیدن به حرکت در مسیر شهر پایدار است. قابل تامل آنکه ایرانیان از چندهزار سال پیش به اهمیت تعامل میان انسان و طبیعت در شهرها واقف بوده و به‌عبارتی شهرهای قدیمی ایران، شهرهایی «بوم‌مبنا» با عملکردی اکولوژیک و «تاب‌آور» بوده‌اند؛ فضاهای سبز سازگار با اقلیم و حضور عناصری چون بادگیر، سایه‌بان، بهارخواب، قنات، روشندان و… و استفاده از مصالح بوم‌آورد بیانگر توجه خاص نیاکان ما به انطباق و سازگاری هرچه بیشتر محدوده‌های سکونتگاهی با ویژگی‌های سرزمین بوده است. با همین نگاه پایدار و هوشمندانه به طبیعت بوده که پیشینیان ما توانستند شرایط زیستی خود را با وجود تمامی محدودیت‌ها و موانع در اقلیم‌های متنوع فلات ایران سازگار کنند. این همزیستی با طبیعت، شوربختانه در قرن اخیر با تقلید ناآگاهانه از الگوی توسعه غیربومی، بی‌توجهی به مختصات طبیعی، توسعه بی‌رویه و خارج از ظرفیت محیط زیست، کارکرد حیاتی سکونتگاه‌های شهری را دچار زوال کرده است، که معضلات بی‌شمار محیط زیستی امروز کلانشهرهای کشور ماحصل این دگردیسی اشتباه بوده است. با وجود آنکه شهرهای کنونی با تخریب محیط زیست و منابع طبیعی، به مثابه مکان‌های اصلی مخاطرات بوم‌شناختی فاصله زیادی را تا تحقق «بوم‌شهر» در پیش رو دارند، اما فراموش نکنیم که تحولات ساختاری در نظام اجتماعی و اقتصادی شهری در پیوند با هدف تعادل بوم‌شناسانه، قادر است شهری زیست‌پذیر (Livable) به وجود آورد. گرچه پیچیدگی شهرها و تمایزات موجود بین شهرهای مختلف، کار جست‌وجوی راه‌حل‌های موثر برای رفع مسائل را به امری پرچالش و هراس‌انگیز برای سیاستگذاران، طراحان و ساکنین شهرها بدل ساخته است، با این حال حرکت در مسیر بهبود کیفیت زیست‌پذیری شهرها، از جمله ضروریاتی است که برای کاهش تبعات و پیامدهای آتی ناگزیر، باید در آن گام نهاد. مسیری که مهمترین مولفه آن درک این واقعیت است که انسان شهرنشین به‌رغم دستاوردهای شگرف خویش نیازمند برقراری ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت و تبعیت از نظام حاکم بر آن است./ روزنامه پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 11:59:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایتی از بیماری بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-pd7dzs0hiwkw</link>
                <description>وقتی مطالب کتاب «گت مریضی» ( بیماری بزرگ) را جمع و جور می کردم، از خودم پرسیدم چرا باید کسی خواهان مطالعه آن باشد؟ چرا باید این کتاب را خواند وقتی مطالب متنوعی درباره سرطان، افراد مبتلا، بهبودیافتگان و هشتگ های «من از سرطان قویترم» و «سرطان پایان زندگی نیست» در شبکه های اجتماعی به وفور در دسترس است. من در روزهای آغازین مبارزه با بیماری شروع به نوشتن کردم. نوشتن در وهله اول برای من به منزله ثبت آنچه خود تجربه کردم و دریافت مشاهدات و تجربیات دیگرانی چون خودم بود. در حقیقت می خواستم با نوشتن قدری از بار فشارها و سختی هایی که داشتم کم کنم و بنا نداشتم مطالبی که به صورت پراکنده در طول مسیر درمان نوشتم در قالب کتاب منتشر کنم. آن زمان کنجکاوی ام برای اینکه بدانم دقیقا چه اتفاقی برای بدنم افتاده است، باعث شد هرچه بیشتر مطالعه کنم. با این حال «گت مریضی»، به هیچ عنوان یک کتاب تخصصی درباره سرطان نیست و می توان آن را صرفا در زمره خودنوشت های یک بیمار مبتلا دانست که شاید بتواند برای کسانی که در ابتدای راه درمان هستند یا همراهان و اطرافیان بیماران قابل استفاده باشد. واقعیت این است که مواجهه با بیماری سرطان تغییرات اساسی در زندگی فرد ایجاد می کند که بسته به نوع و شدت بیماری و تاب آوری افراد، این تغییرات متفاوت هست. بعضی ها از هم می پاشند و ناامیدانه به پیشواز مرگ می روند. ولی در اغلب بیمارانی که من شانس دیدارشان را داشته ام، با امید برای بقا تلاش می کنند.برخی حتی از دگردیسی اساسی در نحوه نگاه به زندگی بعد از دچار شدن به این بیماری می گویند. اینکه چقدر این تغییرات پایدار هست نمی دانم. اما این را خوب فهمیده ام که دگردیسی مصاف با مشکلات زندگی به طور عام و مبتلا شدن به بیماری های سخت به طور خاص، خشن و در عین حال زاینده است.برای من نوشتن کتاب «گت مریضی» نوعی تراپی و به مفهوم خودمانی اش تسکین درد بود، مامنی بود برای رهایی از رنج ها، نگرانی ها و پریشانی ها. پیش از آن درباره محیط زیست بسیار می نوشتم. اما نوشتن از بیماری، مبارزه برای بقا و جست وجوی امید، نوشتنی از نوع دیگر بود که بسیار دوستش داشتم. نوشتن در کوران بیماری سرطان و افت و خیزهای درمان یعنی اینکه هنوز صاحب قدرت هستم و می توانم واژگانم را انتخاب کنم و افکار و اندیشه هایم را در قالب کلماتی که می شناسم جاری کنم و این جریان واژه ها همیشه برای من زندگی ساز بوده است.کتاب شامل یادداشت هایی است که تجربه های شخصی من از موضوعاتی هست که در مسیر درمان با آنها مواجه شده ام یا خرده روایت هایی که در طول بیماری دیده ام یا شنیده ام و ترجیح داده ام که در قالب روایی آنها را بنویسم. دوست داشتم روایت های بیشتری بنویسم، چون معتقدم هر بیمار داستانی دارد که باید بازگو کرد و شنید. داستان هایی متفاوت از راویانی که با درد زیسته اند یا زندگی می کنند. شوربختانه چالش های بیماری سرطان بسیار هست و تا وقتی در بطن این بیماری نباشید قادر به درک آن نیستید. برای هر بیمار بسته به شرایط و محدودیت های زندگی، این تنگناها متفاوت است. به عنوان مثال یکی از مهم ترین مشکلات در درمان سرطان در کشور ما، مسائل مالی است. هزینه های بالای برخی داروها در کشور، خانواده های بسیاری از بیماران را زمین گیر کرده است یا بیماران زیادی را از درمان مناسب بازداشته است. در کنار آن قضاوت های ناروا، برخی اظهارنظرهای نادرست و غیرعلمی و فهم ناصحیح از شرایط حساس و شکننده بیماران، بار مقابله با بیماری سرطان را سنگین تر می کند.امیدوارم مطالب کتاب «گت مریضی» بتواند برای مبتلایان به بیماری سرطان مفید باشد که در این صورت رضایت قلبی و شادی بیش از پیش، از نوشتن احوالات این دوران نصیبم خواهد شد. همچنین امیدوارم این کتاب بتواند در کنار سایر کتاب های خوبی که به خصوص در دو، سه سال اخیر درباره این بیماری به رشته تحریر درآمدند، در شناخت و درک منصفانه جامعه از وضعیت بیماران سرطان اثرگذار باشد./ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Tue, 24 Oct 2023 11:16:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب «گت مریضی»</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6%DB%8C-hd3rztzdedb4</link>
                <description>کتاب «گت مریضی» (بیماری بزرگ)  بیان تجربه‌های شخصی من از موضوعاتی هست که در مسیر درمان با آن‌ها مواجه شده‌ام و یا خرده‌روایت‌هایی که در طول بیماری دیده‌ام یا شنیده‌ام و ترجیح داده‌ام که در قالب روایی آنها را بنویسمامیدوارم نوشته‌های کتاب بتواند برای مبتلایان به این بیماری مفید باشد که در این صورت رضایت قلبی و شادی بیش از پیش، از نوشتن احوالات این دوران نصیبم خواهد شد.همچنین دوست دارم این کتاب، ادای دینی باشد به تمام آنهایی که در طول روزهای سخت درمان حواسشان به من بوده و من وامدار خوبی‌هایشان هستم.?خوشحال خواهم شد که این کتاب را بخوانید، به دوستانتان معرفی کنید و نظرات و پیشنهادات خود را با من در میان بگذارید.شما می توانید کتاب را از پیج اینستاگرام انتشارات ورا به آدرس زیر تهیه کنید. https://instagram.com/varapub?igshid=MzRlODBiNWFlZA==</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 09:11:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمع پراشتیاق تنها</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-lznu1wacakj7</link>
                <description>هفته قبل فرصتی دست داد تا در جمع دوستان پسماند صفری شاهد دغدغه ها و ایده های خلاقانه شان باشیم. جمعی با هدف مشترک کاهش پسماند که طی چند سال اخیر تلاش های فراوانی را برای رسیدن به این هدف انجام داده اند. افراد خوب و باانگیزه ای را از بخش های مختلف جامعه جذب کرده و توانسته اند کلونی منسجم و پویایی ایجاد کنند. با توجه به گستردگی و تنیدگی موضوعات مرتبط با پسماند در تار و پود زندگی روزمره ما، مباحث مدنظر این گروه از فعالان محیط زیستی، از تفکیک پسماندها در مبدا، تهیه کمپوست خانگی، بسط و توسعه ابزارهای فناورانه تفکیک و پردازش پسماند تا حذف پلاستیک های یک بار مصرف و کاهش دورریز، مد پایدار و... و در یک کلام تغییر سبک زندگی مصرف گرایانه ای که زندگی در عصر حاضر به ما تحمیل کرده است را دربر می گیرد.این دورهمی با عنوان «همراهان نوآور و فناور زمین» با راهبری خانه خلاق و نوآوری ترمه، بیش از همه بر بررسی نوآوری های قابل گسترش در سطح جامعه برای تغییر عادات و رفتارهای غیرمحیط زیستی شهروندان، تقویت تعلق خاطر به اکوسیستم شهری، چگونگی جذب همکاری نهادها و بنگاه های اقتصادی و نحوه توسعه راهکارهای ارزش آفرین اقتصادی درباره پسماند تمرکز داشت. کاستی های اپلیکیشن های جمع آوری پسماند، شاخص های رفتار محیط زیستی، نقش اقتصاد در مدیریت مطلوب پسماند و توجه به مولفه های اجتماعی و فرهنگی از مواردی بود که به عنوان دغدغه های جدی دوستان مطرح شد. توجه به جزییات در نگاه تیزبین فعالان این حوزه از پیگیری ها و ممارست چندین ساله شان حکایت داشت. در این جلسه دوستی از ساخت دستگاه خشکاله ای که خود طراحی کرده بود صحبت کرد که قادر هست با خشک کردن پسماندهای تر خانگی، خوراک دام تولید کند، یا بانویی آرایشگر فویل پایدار ابداعی اش به جای فویل های یک بار مصرف رنگ مو را معرفی کرد. ناگفته پیداست که در چنین برنامه محیط زیستی پسماند محور، تمامی دوستان لیوان و ماگ خود را همراه داشتند و پذیرایی بدون هر گونه ظرف و محصول یک بار مصرف برگزار شد.خوشبختانه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی طی سال های گذشته بستر خوبی برای طرح موضوع کاهش پسماند، سبک زندگی پسماند صفر و پایدار فراهم کرده و اکوبلاگرهای شناخته شده ای چون «آیه حمداوی» توانسته اند باب گفت وگو و ارایه تجربیات و ایده ها در این باره را باز کنند و آن را از مفهومی انتزاعی به جریانی واقعی در روند زندگی یومیه مردم بدل کنند. با این حال این کلونی پراشتیاق و با انگیزه پسماندی هنوز در قدم های نخستین تکوین و اثرگذاری خود به سر می برد و صدای فعالیت آن هنوز - آن گونه که باید - در جامعه شنیده نشده است.در شرایطی که اغلب علاقه مندان محیط زیستی مساله پسماند را به پاکسازی های نمادین و مناسبتی تقلیل می دهند و در وضعیتی که برای مدیریت پسماند به رفت و روب و تنظیف شهر و حل صورت مساله بسنده می شود جای امیدواری هست که این جمع کوچک محیط زیستی با اتکا به خود و با کمترین حمایت از جانب دستگاه های قانونی متولی پسماند به رغم موانع و چالش های بسیار در کشوری که با انواع و اقسام مشکلات اقتصادی و سیاسی رو به روست، همچنان با تمام توان ایستاده اند و تسلیم نشده اند./ روزنامه اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Aug 2023 11:12:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاورمیانه و دستهای بسته کنشگران محیطزیست</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jed2a2dvypmh</link>
                <description>«ادوارد سعید»، نظریه‌پرداز عرب، سال‌ها قبل دغدغهٔ فعالان محیط زیست را این‌گونه توصیف کرد: «دل‌خوشی آدم‌های لوس عشق طبیعت که هدف شایسته‌ای در زندگی‌شان ندارند.» شاید اگر او که روزگاری برای امنیت و ثبات در خاورمیانه تلاش می‌کرد همچنان زنده بود و نگاهی به تشدید تنش‌های سیاسی این منطقه به‌واسطهٔ معضلات بی‌شمار و عمیق محیط زیستی می‌انداخت، نگاهش به محیط زیست و فعالان این حوزه تغییر می‌کرد. در شرایطی که جهان با مسئلهٔ گرمایش زمین روبه‌روست، خاورمیانه با چالش‌های شدیدتری دست‌وپنجه نرم می‌کند. تحقیقات متعدد، عوارض گرمایش در این منطقه را به عنوان بحرانی بسیار جدی به تصویر می‌کشد.این در حالی است که اغلب سیاستمداران و دولتمردان منطقه با نادیده گرفتن مسائل محیط زیست گویی همچنان همان دیدگاه ادوارد سعید را دربارهٔ محیط زیست و فعالان و حامیان آن دارند. افرادی که از سر شکم‌سیری در پی حفظ تنوع‌زیستی، توسعهٔ انرژی‌های پاک، بازچرخانی آب، نگهداری از دار و درخت و امثالهم هستند.خاورمیانه که موجودیتش با نفت و سوخت‌های فسیلی گره خورده است، رفته‌رفته زیر فشار معضلات محیط زیستی حاصل از توسعهٔ ناپایدار و تغییراقلیم رو به ویرانی است. نابودی و تخریب محیط زیست را می‌توان در اشکال مختلف در کشورهای منطقه مشاهده کرد. گزارش اخیر «واشنگتن‌پست» دربارهٔ داده‌های دمایی بالا طی تابستان امسال در خاورمیانه و به‌خصوص منطقه خلیج فارس و جزایر و شهرهای ساحلی پیرامون آن تکان‌دهنده و هشدارآمیز بود. تغییراتی که تنش‌های شدید آب و خشکسالی ایجاد کرده، زمين‌های در دسترس براي كشاورزي را کاهش داده و باعث بروز و ظهور بیشتر کانون‌های گردوغبار و نهایتاً افزايش مهاجرت‌ها شده است. در میان همهٔ مشکلات محیط زیستی منطقه، كمبود آب از بزرگترين تهديدهاست، كه مهاجرت بيشتر و فزونی تنازعات و درگيري‌های محلی و منطقه‌ای را درپی دارد. با وجود برخی سیاست‌ها برای کاهش اثرات تخریبی محیط زیست از جانب تعدادی از کشورهای غرب آسیا همچون مدیریت مصرف انرژی، توسعهٔ خودروهای برقی و یا ایجاد نیروگاه‌های خورشیدی، همچنان رویکرد «محیط زیست پایدار» در تعارض با نظام حاکم بر منطقه است. نبود روحیهٔ همکاری میان دولت‌ها و فقدان عزم جدی برای تغییر نگاه به چالش‌های محیط زیست به مثابه مسئله‌ای یکپارچه، عملاً حل‌وفصل مسایل کلان محیط زیستی منطقه را با مشکل مواجه کرده است. سایهٔ سنگین اختلافات سیاسی بر سر محیط زیست خاورمیانه، مانع از درک این حقیقت شده که کشورها بیش از تلاش در مرزهای خود، به وفاق و اجماعی منطقه‌ای نیازمندند تا بتوانند از مخمصهٔ پیامدهای بغرنج تغییراقلیم، چون بحران منابع آب گذر کنند. درعین‌حال نبود فضای منزه از آلودگی سیاسی و عدم بهره‌گیری درست از ظرفیت کنشگران محیط زیست در بیشتر کشورهای منطقه، فعالان محیط زیست این کشورها را در سطح پرسشگری و مطالبه یا فعالیت‌های محدود و کوچک‌مقیاس محیط زیستی (که البته در جای خود ارزشمند است) متوقف کرده و فضای مشارکت در سیاستگذاری‌ها، به‌ویژه در امور ژئوپلتیک محیط زیست را از ایشان دریغ کرده است. در شرایطی که با وجود بحران‌های عدیدهٔ محیط زیستی در منطقه‌ای که خود از عوامل موثر انتشار کربن و تغییراقلیم است و هم قربانی اثرات برگشت‌ناپذیر آن، محیط زیست کماکان نزد حاکمان آن مسئله‌ای ثانویه و تفننی تلقی می‌شود و میراث تفکر «دلخوشان لوس عاشق طبیعت» برای مدافعان محیط زیست پابرجاست. انتظار روی خوش دولت‌ها به محیط زیست و فعالان این عرصه، مستلزم تغییر پارادایم و الگوی مسلط بر جهان سیاسی خاورمیانه هست./ پیام ما</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Thu, 24 Aug 2023 16:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدن عزیز من</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D9%86-k8vnovwoesp0</link>
                <description>احساس می کنی اتفاقات هولناکی در تو افتاده است. جنگی بی امان، امانت را بریده. نبردی که درون خانه دربگیرد، بسیار خانمان سوزتر از نبرد در جغرافیایی دیگر، گویی تو دست و دلبازانه دشمن را در لباس دوست به خانه ات پذیرفته ای و حالا آن میهمان نابکار در پی تسخیر سرزمینت است. سرزمینت! سرزمینی که آن را خوب نشناخته بودم. طبیعتش، نوای موزونش، زیر و بمش و زیبایی هایش را و حال در میانه جنگی سخت، ویرانی سرزمینت را به تماشا نشسته ای. دشمن ترواگونه به قلمرو امن زندگی ات تاخته و تو را عجیب غافلگیر کرده است، دشمنی موذی و پنهانکار که تاکتیک هایش هیچ وقت قابل پیش بینی نیست.اینک داروهای شیمی درمانی چونان سلاحی زهرآگین به یاری ات شتافته اند، آنها مانند سمی مذاب وارد رگ های تو می شوند و دشمن و دوستانت را از دم تیغ می گذرانند. دوستان؛ همان هایی که در ظاهر شبیه دشمنند و به سرعت تقسیم می شوند. همان ها که نابودی شان، تو را این همه زار و نحیف کرده است. در این زمانه علم، تنها همین گزینه را برای مقابله با دشمن خانه زادت در چنته دارد.ناخن هایت شکننده می شوند، دهانت زخم می شود، اوضاع گوارشت به هم می ریزد، دست ها و پاهایت کرخت می شود و موهایت می ریزد. موهایت، همان ها که روزگاری بلند شدن شان گواهی بود بر زنده بودن، بر حرکت و رشد، بر اینکه همه چیز در این جهان در تغییر است. حالا این سلول های موساز در تمامی وجودت از کار افتاده اند. حالا آنچه همیشه رشد می کرد از حرکت باز ایستاد تا تو زنده بمانی. چه تناقض ترسناکی! در برزخی گرفتار آمده ای که فقط اهل درد می دانند چیست، روزها و شب های بی قراری، فرو پاشیدن، سربرآوردن اضطراب، بی خوابی و نگرانی از سرانجام این مبارزه، اینکه آیا تو سرانجام فاتح سرزمین خود خواهی شد؟می گویند خباثت رازآلود این دشمن بی انتهاست. می گویند بعد از ظهور به هر قیمتی می خواهد باقی بماند. می گویند باقی ماندن فقط یک مهاجم از دشمن با تجدید قوا می تواند لشکری عصیانگر بسازد و از نو حمله ور شود به تو، به تو که روزگاری زیباترین جسم بودی برای زیستن من، بدن عزیز من!کوتاهی هایم را ببخش. همه غفلت ها، فشارها و استرس هایی را که به خاطر هیچ و پوچ به تو وارد کردم. مرا ببخش که وقتی بیمار شدی با تو پرخاش کردم و بی مهری هایم را ندیدم. خیانتکارت خواندم و از تو گلایه کردم که چرا به سادگی در مقابل بیماری تسلیم شده ای؟ من با تو بی رحم بودم، قدر خوبی هایت را ندانستم، قدر نفس کشیدن های بی دغدغه و فعالیت شگفتی ساز جزء به جزء وجودت را.حالا گرفتار مخمصه ای جدی شده ای، مخمصه ای فرساینده و ویرانگر، باید تنها در برابر دشمن خود بایستی. باید ویران شوی تا زنده بمانی. باید درد بکشی تا بتوانی از نو خود را بسازی. از نو! راستی، آیا می توانی به روزگار باشکوه تندرستی و حال خوش پیشین بازگردی؟ تو این را می خواهی. من هم همین را می خواهم. می خواهم با تو همراه باشم. می خواهم عادت هایی که احیانا ناخواسته تو را آزردند، تغییر دهم و امیدوارم این همراهی، اوضاع را بهتر کند. می خواهم در ضرباهنگ تپش های قلب و در هر دم و بازدم، صدایت را بشنوم و با تمامیت تو همنوا شوم. می خواهم به آنچه سلول هایت را تغذیه می کند بیش از گذشته توجه کنم و برای مراقبت از داشته های تو، منتظر از دست دادن ها نشوم و قدردانی از سخاوت های تو را تا زمان استیصال به تاخیر نیندازم. نمی دانم با وجود دشمن بیتوته کرده در خانه، چقدر از زندگی را به زنده ماندن باخته ام، ولی می خواهم بدانی عاقبت این هماوردی هر چه باشد من مهربانانه در کنارت هستم./ اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 08:11:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن از خود</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-blu52zfq6qyz</link>
                <description>کتاب آخرین سخنرانی را به توصیه یکی از دوستانم در دوره شیمی درمانی خواندم. اولین پرسشی که آن زمان حین مطالعه کتاب برای من مطرح شد، این بود که چرا در کشورهای دیگر صحبت کردن از سرطان از جانب مبتلایان اینقدر سخت نیست و این همه کتاب های خودنوشت یا اتوبیوگرافی در این باره وجود دارد، درحالی که در کشور ما کتابی که توسط بیماران مبتلا نوشته شده باشد به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد.من در جست وجوهایم به جز کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» نوشته حمیدرضا صدر و «موهایم را دوباره خواهم بافت» به نویسندگی نازنین متین نیا و کتاب «نئوهاوکینگ ها» اثر مریم حسینیان که همگی در یک تا دو سال گذشته منتشر شده اند، کتاب دیگری از راوی مبتلای ایرانی نیافته ام. اخیرا سلسله یادداشت های دکتر هادی خانیکی از سیاستمداران برجسته در روزنامه اعتماد درباره بیماری اش این امید را می دهد که سخن گفتن از سرطان و بیان حرف هایی که زمانی در جامعه ما محرمانه، ناگفته و سخت می نمود، به تدریج راحت و راحت تر می شود.طی چند سال اخیر شبکه های اجتماعی بستری برای طرح مسائل و موضوعات بیماران سرطان فراهم کرده اند و افرادی بودند که این شهامت را داشته اند تا با نوشتن از خود، باب گفت وگو و تعامل میان بیماران را باز کنند. بیمار مبتلا به سرطان که روزگاری می بایست خبر بیماری اش را در پستوی خانه و همچون رازی سر به مهر پنهان کند تا در وخیم ترین وضعیت اسرارش عیان شود یا نشود، حالا چنانچه بخواهد این توان را دارد که از دردهایش بنویسد، از بیماری اش و این نوشتن ها و حرف زدن ها کمک کرده است که تا اندازه ای، آن دلهره های موهوم و نگاه های ناصواب درباره بیماری سرطان کمرنگ شود.فروه فاموری از اولین زنانی بود که بدون واهمه از بیماری اش گفت. مهدی شادمان خبرنگاری بود که تا آخرین روزها می نوشت و من در توییتر نوشته های او را دنبال می کردم. بعد از ابتلایم به بیماری، افراد بیشتری را در فضای مجازی پیدا کردم که بی محابا از سرطان خود حرف می زدند. خودافشاگری همیشه شجاعت می خواهد و من زنان شجاعی را دیدم که با سخن گفتن از بیماری شان به جز روایت تجربه ها، سهم بسزایی در توجه افراد سالم برای انجام آزمون های پیش آگهی و غربالگری داشته اند. مریم حاتمی، مانلی خشکباری، ندا خواجه ئیان و رزیتا زاغری ازجمله زنان راوی و کنشگر سرطان پستان بودند. علاوه بر آن تشکیل شبکه هایی از افراد بیمار همچون «بانک گیسو» و برگزاری دوره های آموزشی برای افراد تحت درمان و پسادرمان کمک موثری به حال بیماران بوده که هر چند کافی نیست ولی امیدبخش است.باید از سرطان حرف زد و درباره اش نوشت تا آن حباب ترسی که این بیماری بر زندگی مان محاط کرده شکسته شود و تاریکی قضاوت هایی که علاوه بر بیماری، انرژی و توان ما را بیهوده هرز می دهد از بین برود./ اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 07:45:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری سبز را در «تاریخ» جا گذاشته ایم.</title>
                <link>https://virgool.io/@shina/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AC%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-uyxfnkncwuut</link>
                <description>پیرو شدت گرفتن موج گرمایی بی سابقه در امریکا و اروپا طی هفته های گذشته، سازگاری اقلیمی در ساخت بنا موضوع مقاله اخیر نشریه تایم بوده است. این ضرورت که بهتر است به جای دستگاه های خنک کننده ای که ردپای کربنی بسیار بالا دارند و موجب تشدید گرمایش زمین می شوند، معماری سبز و پایدار با نگاه به معماری سنتی خاورمیانه و به ویژه ایران مورد توجه قرار بگیرد.اشاره به معماری شهرهای قدیمی ایران چون نایین، بار دیگر به یادمان آورد که پیشینیان ما برای تاب آوری در اقلیم خشک سرزمین چگونه زیسته اند، چگونه از طبیعت آموخته اند و با آن سازگار شده اند، چطور بی آنکه علم اکولوژی بخوانند، محدودیت های طبیعی را عالمانه درک نموده اند و خانه هایی ساخته اند که امروز به آنها سازه های سبز و پایدار اطلاق می شود. حضور عناصری چون بادگیر، شوادان، ساباط، بهارخواب، روشندان و... و استفاده از مصالح بوم آورد و فضاهای سبز سازگار با اقلیم، بیانگر توجه خاص نیاکان ما به انطباق و سازگاری هرچه بیشتر محدوده های سکونتگاهی با مختصات اقلیمی بوده است. معماری سنتی ایران همچنین نشان دهنده توجه خاص ایرانیان به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و بهره گیری از عناصر معماری برای سرمایش و گرمایش طبیعی در زمان های قدیم بوده است، که برای انجام این کار از روش های ساده ولی موثر استفاده می کردند، که در هر اقلیمی بر اساس شرایط آب و هوایی و فرهنگی و... این روش ها متفاوت بوده است. علاوه بر این، آموزه های تاریخی پدران مان در حفر قنات، ساخت گودال باغچه، استفاده از آب باران همچون احداث آب انبار و کاشت های دیم و مهم تر از همه طراحی باغ های ایرانی، دلالت بر وقوف آنها به ظرفیت های اقلیمی و اهمیت رابطه انسان و طبیعت داشت. واژه «پردیس» که امروزه کاربردی جهانی یافته است، نشان از الفت ایرانیان شهرنشین با درخت و باغ از گذشته های دور دارد. با همین نگاه هوشمندانه و تعامل محور با طبیعت بوده که اجداد ما توانستند شرایط زیستی خود را برغم تمامی محدودیت ها و موانع با اقلیم های متنوع فلات ایران تطبیق دهند. این همزیستی با طبیعت، شوربختانه در قرن اخیر باتقلید ناآگاهانه از الگوی ساخت و ساز غیربومی، بی توجهی به الزامات طبیعی، توسعه بی رویه و خارج از ظرفیت محیط زیست، کارکرد حیاتی شهرها را دچار زوال کرده که معضلات بی شمار محیط زیستی شهرهای بزرگ کشورمان ماحصل این دگردیسی اشتباه بوده است.حال پرسش قابل تامل این است که با وجود ارجاع جهانیان به تجربیات تاریخی معماری سرزمین مان برای گذر از بحران تغییراقلیم، برای ما پس از گذشت سال ها فراموشی و غفلت از شالوده های اساسی معماری پیشینیان در انطباق اقلیمی، امواج گرمایی هوار شده بر شهرها، محدودیت منابع و مسائل و مشکلات عدیده محیط زیستی، بازگشت به معماری پدران مان ممکن هست؟ گرچه در نگاه نخست، معماری سنتی در فضای شهرهای کنونی با مساحت کم در اختیار و تراکم جمعیتی بالا قابل اجرا به نظر نمی رسد.اما همچنان می توان با استفاده از معماری پایدار، به خصوص استفاده از مصالح همساز با اقلیم و درنظر گرفتن ویژگی های ساختمان سبز در مدیریت منابع آب و انرژی به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و محیط زیست یاری رساند. امیدی که در شرایط کنونی با رویه حاکم در ساخت و ساز شهرها، عدم توجه به مولفه های پایداری ساختمان ها و در اولویت نبودن محیط زیست در سیاست گذاری ها بسیار دور و نامحتمل می نماید./ اعتماد</description>
                <category>شينا انصاری</category>
                <author>شينا انصاری</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 07:39:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>