<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های shokoohi.saeed</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shokoohisaeed</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 14:47:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/175839/avatar/GGnXlY.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>shokoohi.saeed</title>
            <link>https://virgool.io/@shokoohisaeed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دستاوردهای آمریکا دو سال بعد از خروج از برجام</title>
                <link>https://virgool.io/@shokoohisaeed/httpsvirgoolioshokoohisaeed2-gto82rusxbxw</link>
                <description>سعید شکوهیاستادیار روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائیمنتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد ۱۳۹۹/۰۲/۳۱برون‌رفت آمریکا از توافق برجام دومین سالگرد خود را پشت سر گذاشت. از نظر اقتصادی، دو سال سخت بر ایران و مردمان آن گذشت. سرِ آن نداریم که همه مشکلات موجود اقتصادی را به تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا ربط دهیم. تن رنجور این اقتصاد دهه‌هاست که با بیماری‌های مختلفی دست به گریبان است و جسم نحیف آن رفته‌رفته ضعیف‌تر و شکننده‌تر می‌شود. به باور خیلی از اقتصاددانان، مشکلات اقتصادی ما بیش و پیش از آن‌که ربطی به تحریم و آمریکا و استعمار و استکبار داشته باشد، به دشمنان و عوامل داخلی ربط دارد. با این‌حال، تحریم‌های خردکننده و بی‌سابقه‌ آمریکا در این دو سال، ضربه‌های مهلک دیگری بر تن این بیمار وارد آورد. در این مجال، در پی آن هستیم که بکاویم و بدانیم در این دو سال بر برجام چه‌ها گذشت و چه‌ها خواهد گذشت. سخن اول آن‌که، ببینیم آیا آمریکا به خواسته خود از ترک برجام رسیده است؟کلیشه خواهد بود، اما گریزی نداریم که بگوییم ترامپ از همان ابتدا با میراث و دستاوردهای باراک اوباما در ستیز بود و در پی آن کوشید که هر چه به نام اوباماست از صفحه روزگار بزداید. از خروج از نهادهای بین‌المللی گرفته تا ملغی‌ساختن قرادادها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی و حتی قوانین داخلی. برجام نیز یکی از این اقلامی بود که می‌بایست کوبیده می‌شد و به‌سان برج‌ ترامپ، به نام نامی ایشان دوباره باز ساخته می‌شد. از زمان کارزار انتخابات ریاست جمهوری خود، ترامپ تحت فشار تأمین‌کنندگان منابع مالی این کارزار (که بیشترِ آنها یهودی بودند) ساز مخالفت خود با برجام را کوک کرد و بعد از فتح کاخ‌سفید و ورودش به اتاق بیضی‌شکل ریاست‌جمهوری، کمر همت به نابودی آن بست. هر آن‌چه می‌توانست، دریغ نکرد و تحریم کرد و تهدید کرد و به مذاکره‌ای دوباره دعوت کرد. به باور نگارنده، عمده دلیل مخالفت وی و مشکل اصلی برجام این بود که امضاء اوباما پای آن بود و بر این باورم اگر ایران سر سودا با ترامپ داشت می‌توانست به توافق بهتر و منعطف‌تری با ترامپ برسد. اما دریغ که نمی‌توان بر قول و فعل او تکیه کرد، چه بسا که هنوز امضایش خشک نشده، در مسیر برگشت از میز مذکره و از هواپیما، امضاء خود را پس بگیرد.به‌نظر می‌رسد هدف اصلی ترامپ از خروجش از برجام این بود که ایران را تحت فشار قرار دهد تا با میل خویش یا از روی اجبار ناشی از تحریم‌ها و تهدیدها، دوباره به میز مذاکره بیاید و این بار با او دور میز بنشیند و عکس یادگاری با جناب ایشان بگیرد و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، قهرمان جدید و قدرقدرت آمریکا را در صدر اخبار خویش قرار دهند و او را بستایند و بنوازند. آمریکای ترامپ از فشارها و تحریم‌های یک‌جانبه دو هدف اصلی را پی می‌گیرد: 1- یا ایران در اثر این فشارها تاب و توان خود را از دست داده و پای میز مذاکره می‌آید و یا این‌که 2- ماندن و سوختن به پای برجام را بیهوده انگاشته و از آن خارج می‌شود که در این صورت دست آمریکا برای اعمال فشار بر طرفین دیگر به منظور بازگرداندن تحریم‌های شدید بین‌المللی بر علیه ایران باز می‌شود و می‌تواند تهران را در مخمصه دیگری قرار دهد تا فایده رفتن به میز مذاکره با ترامپ را بیشتر از هزینه‌های دوری گزیدن از آن بیابد. اما هیچ‌کدام از این سناریوها محقق نشده و ایران عاقلانه نه از برجام خارج شده و نه میلِ رفتن به میز مذاکره دارد و نه دست دراز کردن ‌سوی ترامپ. در عینِ حال که بخش زیادی از برنامه‌های معلق‌شده هسته‌ای خود تحت برجام را دوباره راه انداخته است، بدون اینکه حساسیت و عصبانیت بیش از حد طرفین دیگر برجام (به‌جز آمریکایی که دیگر طرف برجام حساب نمی‌شود) را برانگیزد. در این راستا، روسیه و چین تاحدودی ایران را محق دانسته و سیاست‌های سخت‌گیرانه و نابخردانه ترامپ را نکوهیده‌اند. خب، حالا ببینیم طرف‌های اروپایی در این ارتباط چه کردند؟ بعد از خروج ترامپ از برجام، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، ابتکار عمل را در دست گرفت و سعی نمود با استفاده از ارتباط نسبتاً خوبش با ترامپ، زمینه گفتگو با تهران و بازگشت آمریکا به برجام را فراهم نماید. مذاکرات زیادی با دو طرف داشت و ابتکارعمل‌هایی هم از خود نشان داد که همگی شکست خوردند و توشه‌ای حاصل نشد. اروپایی‌ها از تکاپو نیفتادند و با ایران هم گفتگو کردند و وعده‌ها دادند. اینستکس راه انداختند و اظهار امیدواری کردند که این کانال بتواند بخشی از ضررهای خروج آمریکا از برجام را جبران نماید. اما با تأسف باید گفت که این وعده هم نه عملی نشد و نه توانست کاری از پیش ببرد. تحریم‌های آمریکا آن‌چنان دقیق و هدف‌مند است و ترس اروپاییان آن‌چنان شدید که نشد کاری از پیش ببرند. اروپا تلاش کرد برجام را نجات دهد و آمریکا را نرم سازد اما چیرگی آمریکا در حوزه اقتصاد و امور مالی و قلدری آن در حوزه سیاسی، اروپا را خوار و ناکام ساخت. اما حال که چندماهی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده و در آبان‌ماه شاید آمریکا را کشتی‌بان دیگری بیاید، آیا می‌توان امیدی به احیاء برجام داشت؟ جو بایدن، معاون اوباما، نامزد دموکراتها و رقیب ترامپ در انتخابات آتی خواهد بود. از همین‌رو خیلی‌ها امیدوار شده‌اند که در صورت پیروزی بایدن در انتخابات، برجام جان دوباره‌ای خواهد گرفت و بوی بهبود ز اوضاع جهان خواهیم شنید. اما به‌نظر می‌رسد دولت ترامپ قصد دارد تا انتخابات پیش‌ِ رو، ضربات نهایی را بر پیکر رنجور برجام وارد آورد و با تلاش برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی، ایران را وادار و ناگزیر از خروج از برجام نماید تا در صورت پیروزی بایدن، مسیر او برای رسیدن به توافقی دیگر با ایران سنگلاخ‌تر و دشوارتر از پیش باشد. از سوی دیگر، به نظر نگارنده شانس ترامپ برای پیروزی در انتخابات بیشتر از بایدن است، مگر آنکه مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری کرونا سبب شود مردم به گزینه دیگری رأی دهند. باید این نکته را هم افزود که تحریم‌ها و قوانین وضع‌شده در دوباره ترامپ و شرایط کنگره طوری نیست که فکر کنیم اگر بایدن رئیس‌جمهور شود به راحتی بتواند شرایط را به 4 سال قبل برگرداند. شاید چند سال زمان ببرد تا این ماجرا رخ دهد. حال تصور کنیم اگر ترامپ دوباره رئیس‌جمهور شود چه سیاستی نسبت به ایران دنبال خواهد کرد. به‌نظر می‌رسد در دور دوم ریاست جمهوری، ترامپ سیاست تندتر و سخت‌گیرانه‌تری علیه ایران اعمال کند. اگر ایران در دور اول با ترامپ به توافق می‌رسید می‌توانست برگ برنده‌ای در کارزار انتخاباتی دوم به او هدیه دهد. اما دوری ایران از مذاکره با وی و امیدواری به رأی‌آوری مخالفش، او را جری‌تر خواهد کرد و تندتر. وی دیگر نگران انتخابات دیگری نخواهد بود و نتیجه‌ سیاست‌هایش، حتی اگر جنگ با ایران باشد، خیلی برایش گران تمام نخواهد شد. بنابراین تمام تلاشش را خواهد کرد که امضاء خودش را پای بسته شدن پرونده هسته‌ای ایران درج کند، چه با تحریم و تهدید و مذاکره و یا حتی جنگ‌افروزی. خب، در این شرایط، تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران چه باید بکنند تا از گزند هرچه بیشتر در امان بمانند؟ به باور نگارنده، جمهوری اسلامی تا حالا سیاست معقولی در ارتباط با برجام در پیش گرفته و با انعطاف خود مانع از رسیدن ترامپ به اهداف خود شده است. هرچند هزینه‌های سنگینی را هم در حال تحمل است. به نظر می‌رسد در ماه‌های رو به اتمام دوره ریاست جمهوری ترامپ، انجام چند گفتگوی دوطرفه در سطح کارشناسی، حتی به‌صورت مخفیانه و پشت‌پرده، بد نباشد تا این چند ماه بگذرد و در صورت انتخاب دوباره ترامپ، از گزند آسیب‌های بیشتر دوری گزیده، برای چهار سال دیگر برنامه‌ریزی کنیم. اما برای طولانی‌مدت باید بدانیم که انزوای اقتصادی و سیاسی ما از نظم و نظام منطقه‌ای و بین‌المللی سبب شده است تحریم و تهدید و نادیده گرفتن ایران خیلی راحت باشد. ما برای حیات و بقاء خود در درازنای تاریخ نیازمند آن هستیم که آن‌چنان خود را به نظم و نظام اقتصادی و سیاسی منطقه گره بزنیم که نادیده گرفتن ایران و تحریم و تهدید آن به این آسانی‌ها امکان‌پذیر نباشد و هزینه زیادی را دربرداشته باشد.</description>
                <category>shokoohi.saeed</category>
                <author>shokoohi.saeed</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 14:59:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آثار اعتماد عمومی به دولت‌ها در مبارزه با کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@shokoohisaeed/httpsvirgoolioshokoohisaeed1-h9fybva7he2k</link>
                <description>سعید شکوهی- استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائیروزنامه دنیای اقتصاد، شنبه 6 اردیبهشت 1399ویروس کرونا همان‌طور که ساحت زندگی فردی و اجتماعی را درنوردیده و دیگرگون ساخته، آثار شگرفی بر شیوه‌های تصمیم‌گیری، حکمرانی و کارآمدی دولت‌ها نیز به‌جا گذاشته است. در ساحت اندیشه و سیاست تطبیقی هم این سوال پیش آمده است که چه نوع حکومت‌هایی در برابر ویروس کرونا تاب‌آوری بهتری داشته و گزند کمتری را برگرفته‌اند. برخی از اندیشمندان، بر توانمندی دولت‌های دموکراتیک در جمع‌آوری اطلاعات، وجود رسانه‌های آزاد و شفافیت در آنها اشاره داشته و الگوی حکومت‌های دموکراتیک را در برابر کرونا الگوی برتری می‌دانند و برخی دیگر بر توانمندی الگوی حکومت‌های اقتدارگرایانه در اعمال سیاست‌های قهرآمیز و بسیج امکانات برای مقابله با آن تاکید دارند. فرانسیس فوکویاما، اندیشمند برجسته آمریکایی که به طرفداری از حکومت‌های دموکراتیک شهره است و ایده «پایان تاریخ» او گواهی بر این مدعاست، اخیرا در تحلیلی، نوع حکومت‌ را در مقابله با کرونا خیلی مهم ندانسته و مولفه مهم‌تر را «اعتماد» مردم به حکومت و کارآمدی آن عنوان کرده است. در این یادداشت بر آنیم که ایده او را به بوته آزمایش بگذاریم و ببینیم که این دیدگاه تا چه اندازه با واقعیت‌های موجود هماهنگی دارند. براساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD، اعتماد به حکومت به معنی اعتماد و دید مثبت شهروندان به اقدامات حکومت است که آنها را درست و منصفانه می‌پندارند. اعتماد مقوله‌ای شناختی و ذهنی است و به سطح انتظارات و برداشت‌های مردم از اقدام درست یا عادلانه بر‌می‌گردد. اما برای کارآمدی نهادها و سیاست‌های دولت‌ها به‌شدت مورد نیاز است. چند مولفه در تعیین میزان اعتماد مردم به حکومت‌ها اهمیت اساسی دارند: ۱- قابلیت اطمینان به حکومت‌ها برای کاستن از نابسامانی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی؛ ۲- پاسخگو بودن حکومت‌ها در تامین نیازهای عمومی؛ ۳- درجه بازبودگی حکومت‌ها نسبت به آزادی بیان و انتشار آزادانه اطلاعات؛ ۴- اعمال مقررات مناسب برای اطمینان از عدالت و حکومت قانون؛ ۵- یکپارچگی و قابل‌پیش‌بینی بودن رفتار و سیاست حکومت‌ها و ۶- درگیر و آشنا ساختن مردم با نحوه تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری. با درنظر گرفتن مقوله‌های فوق، برای بررسی نظریه فوکویاما، چند کشور موفق در مقابله با کرونا را انتخاب کرده و میزان اعتماد مردم به حکومت در این کشورها را بررسی می‌کنیم. از جمله این کشورها می‌توانیم به سنگاپور، سوئد، تایوان، کره‌جنوبی و نیوزیلند اشاره کنیم. براساس یک نظرسنجی انجام‌شده دولتی در سال ۲۰۱۹، میزان اعتماد به دولت سنگاپور ۶۷ درصد بوده که خیلی بالاتر از اکثر کشورهای توسعه‌یافته است. همچنین براساس گزارش شفافیت بین‌الملل، سنگاپور رتبه چهارم را از حیث «کم بودن» نرخ فساد در بین ۱۸۰ کشور دنیا به‌خود اختصاص داده است. همچنین براساس برآورد Edelman میزان اعتماد مردم به دولت سنگاپور در سال ۲۰۱۹، معادل ۶۲ درصد بوده و نسبت به سال قبل ۴ درصد بیشتر شده است. با این آمار، سنگاپور در بالای هرم اعتماد به حکومت در سطح جهان قرار دارد. سوئد هم در زمینه نرخ «کم» فساد از میان ۱۸۰ کشور جهان، رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است. بر اساس گزارش سالانه OECD میزان اعتماد به دولت سوئد بالای ۶۰ درصد بوده و یکی از بهترین‌ها در اروپا از این حیث محسوب می‌شود. کشور‌های دیگر در این زمینه تایوان و کره‌جنوبی هستند که براساس گزارش شفافیت بین‌الملل، به‌ترتیب رتبه‌های ۲۸ و ۳۹ دنیا از حیث «کم بودن» فساد دارا هستند. براساس نظرسنجی منسجمی که هر ساله در تایوان انجام می‌شود میزان اعتماد و بی‌اعتمادی به حکومت کمی بیشتر به سمت اعتماد مایل است. بر پایه اعلام Edelman میزان اعتماد به دولت کره‌جنوبی در سال ۲۰۱۸ حدود ۴۴ درصد بوده ولی با سرعت خوبی در حال افزایش است. از دیگر کشورهای موفق در مبارزه با کرونا می‌شود به نیوزیلند اشاره کرد که براساس گزارش شفافیت بین‌الملل رتبه اول در میان کشورهای جهان را از حیث عاری بودن از فساد دارد و بیش از ۶۵ درصد مردم این کشور به حکومت‌شان اعتماد دارند. حال بیایید کشورهایی که تاحدودی در مقابله با کرونا موفقیت زیادی نداشته‌اند را بررسی کنیم. آمریکا، اسپانیا و ایتالیا بیشترین آمار مرگ بیماران را دارند. براساس گزارش شفافیت بین‌الملل، از نظر نرخ «پایین» فساد، آمریکا رتبه ۲۳ در میان ۱۸۰ کشور را دارد و براساس آخرین نظرسنجی شبکه‌های ان‌پی‌آر و پی‌بی‌اس در سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا اعلام کرده‌اند به سیاست‌های دولت ترامپ در مقابله با ویروس کرونا اعتمادی ندارند. اسپانیا و ایتالیا رتبه‌های ۳۰ و ۵۱ را از حیث میزان فساد به خود اختصاص داده‌اند. براساس نظرسنجی انجام شده توسط USANEWS میزان اعتماد عمومی به سیاست‌های دولت‌ ایتالیا در برابر ویروس کرونا در پایین‌ترین رتبه‌های جدول میان کشورهای متعدد قرار دارد و براساس گزارش OECD میزان اعتماد به دولت اسپانیا در میان کشورهای اروپایی جزو کمترین‌هاست. اینجا نمی‌خواهیم صرفا براساس چندنمونه فرضیه فوکویاما را تایید کرده و نتیجه بگیریم که میزان موفقیت دولت‌ها برای مقابله با ویروس کرونا تک‌متغیره بوده و به اعتماد عمومی بستگی دارد. اما داده‌های موجود نشان می‌دهند که میزان اعتماد عمومی به کارآمدی سیاست‌ها و رفتار دولت‌ها تاثیر چشم‌گیری بر موفقیت آن دولت برای مقابله با بحران پیش‌آمده دارد.تجویز راهبردیدر برابر بحران همه‌گیر کنونی باید از سیاست‌ها و رهیافت دولت‌های موفق آموخت. جمهوری اسلامی ایران برای موفقیت بیشتر در این زمینه نیازمند آن است که میزان اعتماد عمومی به کارآمدی سیاست‌هایش را افزایش دهد. شفافیت تصمیم‌گیری‌ها و اعلام دلایل واقعی این تصمیم‌ها به میزان زیادی به این اعتماد کمک می‌کند. متاسفانه در آغاز این بحران سوال‌ها و مسائلی پیش آمد که تا حد زیادی اعتماد عمومی به تصمیم‌ها و سیاست‌های دولت را زیرسوال بردند. سوال‌هایی درباره زمان واقعی مشاهده ویروس در ایران و عدم اطلاع‌رسانی به‌موقع در این‌باره یا دلایل واقعی عدم قرنطینه برخی شهرها. خوب است دولت در مسیر شفافیت‌زایی حرکت کرده و مثلا روشن و واضح توضیح بدهد که به دلایل تحریم و شرایط اقتصادی و بودجه‌ای، ناگزیر از دادن اجازه فعالیت به واحدهای تولیدی و صنعتی و خدماتی هستیم یا دلیل عدم توانایی دولت در حمایت مالی از اقشار آسیب‌دیده، چه مواردی بوده است. عدم روشنگری دولت در این زمینه باعث شکل‌گیری و انتشار دلایل کاذب و شایعات زیادی می‌شود که به اعتماد عمومی به دولت آسیب جدی می‌زند. همین‌امر هم سبب می‌شود مردم همکاری مناسبی با سیاست‌های دولت نداشته باشند.</description>
                <category>shokoohi.saeed</category>
                <author>shokoohi.saeed</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 10:12:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>