<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نسترن پارساشریف</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@shrifparsa</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:56:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/269463/avatar/Zwg55W.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نسترن پارساشریف</title>
            <link>https://virgool.io/@shrifparsa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی انیمه ماهی بزرگ و بگونیا	Big Fish &amp; Begonia</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%A8%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-big-fish-begonia-eenwgciydfih</link>
                <description>دست‌هایم را در باغچه می‌کارمانیمه ماهی بزرگ و بگونیا پس از انتشار بسیار مود علاقه و توجه تماشاگران  در سراسر جهان قرار گرفت. انیمیشن بازها این اثر را طلوع صنعت انیمیشن چین  می‌دانند، شاید بشود از این بابت آن را با انیمه شهر اشباح (Spirited Away)  مقایسه کرد، چرا که از این انیمه به بعد بود که جهان متوجه انیمه‌ها و  دنیای متمایز آن‌ها شدند. دنیایی مملو از تخیل و توامان با شنیدنی‌ترین  موسیقی‌ها که روح انسان از شنیدنش مالش می‌رود.انیمه ماهی بزرگ و بگونیاخلاصه داستان انیمه ماهی بزرگ و بگونیاچون (Chun)، دختر نوجوانی که در سرزمینی ماورایی زندگی می‌کند، برای طی  کردن دوره بلوغ و ادای دین به دریا، در شمایل دلفینی قرمز راهی دنیای  انسان‌ها می‌شود. چون به همراه گروهی از هم سن و سال‌هایش در اقیانوس‌های  آبی رنگ و بی‌انتهای دنیای آدم‌ها شنا می‌کنند و تنها لازم است از یک قانون  پیروی کنند و آن قانون این است که به آدم‌ها نزدیک نشوند.چون، به عنوان دختری نوجوان که به دنبال هیجان تجربه‌های جدید است  می‌تواند نمادی از کم تجربگی دوران بلوغ و عطش به‌دست آوردن تجربه‌های  متفاوت باشد. او مجاز است در اقیانوس‌ها بدون هیچ محدودیتی شنا کند؛ اما  چون دختری است که دلش خارج شدن از این محدوده امن را می‌خواهد و تاوانش را  نیز پرداخت می‌کند.چون به ساحل‌ها نزدیک می‌شود. جشن‌های آدم‌ها را می‌بیند و به آب  انداختن فانوس‌های آرزوهایشان را تماشا می‌کند. در تماشای این تجربه است که  ترسش می‌ریزد و دیگر از نزدیک شدن به آدم‌ها ابایی ندارد تا اینکه عاشق  یکی از آن‌ها می‌شود. چون نسبت به پسرکی که به همراه خواهر خردسالش در  حاشیه دریا زندگی می‌کند توجه نشان می‌دهد. پسرک شیفته دریاست و عاشق  دلفین‌ها، او سازی دارد که معمولا در آن برای دلفین‌ها می‌دمد و آن‌ها نسبت  به این رفتار پسرک واکنش محبت‌آمیزی نشان می‌دهند.زمان می‌گذرد و چون در شبی طوفانی گرفتار تور فلزی نزدیک به ساحل  می‌شود، پسرک برای نجات او می‌رود و در این مسیر جانش را از دست می‌دهد و  خواهر خردسالش برای همیشه تنها می‌ماند. چون بابت مرگ پسرک دلش پر از غصه  می‌شود و به دنیای خودش باز می‌گردد. در آنجا راه‌حلی برای پیدا کردن پسرک  می‌یابد. او متوجه می‌شود که پسرک در دنیای او در شمایل دلفینی به‌دنیا  آمده و برای پیدا کردن او، چون سازش را می‌نوازد و سپس داستان اوج می‌گیرد.انیمه ماهی بزرگ و بگونیاپسرک که حالا دلفینی قرمز و شاخ‌دار با چشم‌هایی بسیار محزون است، چون  را می‌شناسد و با حمایت او در دنیای اسرارآمیز دخترک بزرگ می‌شود. دلفین  قرمز شاخ‌دار شرایط زندگی چون را دگرگون می‌کند و تبدیل به راز بزرگی در  زندگی او می‌شود که فقط پدربزرگش از آن مطلع است. در ادامه پدربزرگ که  بسیار پیر شده تبدیل به درختی تنومند و کهنسال می‌شود و چون نیز در آخر به  او می‌پیوندد. در این بین اما قصه روی موجی از اتفاق‌های سرشار از عواطف و  احساسات انسانی پیش می‌رود که بسیار تماشا دارد.انیمه ماهی بزرگ و بگونیابررسی انیمه ماهی بزرگ و بگونیاانیمه ماهی بزرگ و بگونیا انیمه دوستان را به یاد شهر اشباح می‌اندازد.  این انیمه با داستانی مینیمال اما درگیر کننده پیش می‌رود. انیمه ماهی بزرگ  و بگونیا شاید از بابت داستان تماشایی و به‌یادماندنی باشد اما بعضی  سوال‌ها را برای همیشه بدون پاسخ رها می‌کند. در بعضی قسمت‌ها مخاطب احساس  می‌کند که هیچ اطلاعاتی درباره گذشته شخصیت‌ها در دست ندارد. حتی این احساس  به‌وجود می‌آید که آینده بعضی کاراکترها که در دسته شخصیت‌های مهم قرار  می‌گیرند نیز نامعلوم باقی می‌ماند.برای مثال گذشته پسرک و خواهر کوچکش مشخص نیست. چرا خانه آن‌ها در  مماس‌ترین خط ساحل با دریاست و چرا پدر و مادرشان را هیچوقت نمی‌بینیم و  چیزی از آن‌ها گفته نمی‌شود؟ چرا تنها زندگی می‌کنند و سرانجام خواهر  خردسال پسرک پس از مرگ او چه می‌شود؟انیمه ماهی بزرگ و بگونیاسوال دیگری که پیش می‌آید این است که آن جادوگر در سرزمین چون چه  می‌کند؟ چگونه به آنجا راه پیدا کرده و چرا می‌خواهد وارد دنیای انسان‌ها  شود؟ در نهایت پس از بسته شدن دریچه‌های آسمان چه سرنوشتی پیش روی او قرار  می‌‌گیرد؟ علاوه بر این بعضی مهارت‌های مردم سرزمین چون نیز به‌طرز عجیبی  بدون شرح باقی می‌مانند. یکی اینکه چرا نیروی چون در رویاندن گیاهان بسیار  قوی‌تر از دیگران است؟ منبع نیروهای اسرارآمیز مردم شهر چون از کجا تامین  می‌شود؟ و وجه تمایز نیروهای آن‌ها چیست؟</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sat, 22 Apr 2023 10:28:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه فرزند آب و هوا Weathering with You</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D8%A8-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7-weathering-with-you-lhorocthxlhs</link>
                <description>به نام خدای رنگین کمانماکوتو شینکای کارگردان انیمه‌های ژاپنی که پیش از این قصه متفاوت و تاثیرگذار انیمه نام تو را کارگردانی کرده، حالا با معرفی دختری به نام هینا آمانو بازگشته تا یک  ماجرای شگفت‌انگیز دیگر را برای طرفداران انیمه به‌نمایش بگذارد. در  انیمه‌های ماکوتو شینکای زندگی با ملموس‌ترین تصاویر جریان دارد. باران در  این انیمه‌ها همان‌طور در نگاه مخاطب می‌نشیند که درحقیقت پیش چشمش باریدن  می‌گیرد و خورشید در آن تلالوهای گرمش را چنان بر شمایل جهان می‌نشاند که  قلب کوچک تمام کودکان از تماشای آن گرم می‌شود؛ انگار خدای رنگین کمان دستی  بر نقاشی‌های این انیمه کشیده تا هرچه واقعی‌تر به چشم بیایند.همچنین به‌نظر می‌رسد ویژگی بارز انیمه‌های شینکای دنیای تخیلی زیبایی  باشد که با قدرت خارق‌العاده دختران به سرزمینی آباد و حیات‌بخش تبدیل  می‌شود. در انیمه‌های شینکای رقم خوردن سرنوشت به دست یک دختر شجاع معمولا  قصه‌ای تکرار شونده و باورپذیر است. همین می‌شود که در انیمه نام تو و  انیمه فرزند آب و هوا نیز می‌بینیم که دختری به فریاد می‌رسد و نجات را  برای بشر به ارمغان می‌آورد.خلاصه داستان انیمه انیمه فرزند آب و هواخلاصه داستان انیمه فرزند آب و هوا از این قرار است که پسرک نوجوانی به  نام هُداکا مُریشیما برای بهبود شرایطش به توکیو آمده تا تجربه بهتری از  زندگی را نصیب خود کند. توکیو که برای هُداکا مثل شهر آرزوهاست، هر روز  ابری و بارانی است و همه‌چیز دور از دسترس‌تر از آن است که هُداکا بتواند  به‌راحتی خوشبختی که در ذهنش ساخته را آنجا پیدا کند. در این بحبوحه تمام  پول‌هایش تمام می‌شود و ناچار می‌شود برای به‌دست آوردن درآمدی اندک و پیدا  کردن جای خواب از پسری جوان کمک بگیرد که آینده همکاری با او نیز چندان  مشخص نیست. هُداکا برای بهبود زندگی تمام تلاش‌اش را به‌کار می‌گیرد اما  نصیبی از حیات به آن شکل که باید ندارد. در نهایت آشنایی او با دختری به  نام هینا آمانو شرایط را تغییر می‌دهد.هینا آمانو از توانایی ویژه‌ای برخوردار است. او می‌تواند تمام ابرهای  آسمان را کنار بزند و آفتاب را برای شهر به ارمغان بیاورد. برای مردم توکیو  که باران توامان زندگی عادی را از آن‌ها گرفته توانمندی هینا، نوری  بی‌بدیل برای حیاتی نو است. مردم برای برپا کردن مراسم‌های مهم‌شان هینا را  خبر می‌کنند و او با هُداکا یک تیم تشکیل می‌دهد تا به‌راحتی هرچه تمام‌تر  بتواند آسمان مردم شهر را آفتابی کند.تیم هینا و هُداکا یک تیم فریادرس و شجاع است که همیشه به‌موقع و در  زمان درست شرایط را از باران و ابر و مه، به روزی آفتابی، گرم و مطلوب  تغییر می‌دهد.نقد و بررسی انیمه فرزند آب و هواانیمه فرزند آب و هوا یک ویژگی بارز دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید و  آن تصاویر مجلل و پر جزییات انیمه است که برای همیشه در ذهن مخاطب باقی  می‌ماند. ماکوتو شینکای به نگاه تماشاگر بسیار احترام می‌گذارد و این موضوع  با رعایت جزییات بسیار ریز و دقیق در تک تک کارهای او قابل بررسی است؛ اما  در رابطه با قصه انیمه فرزند آب و هوا، قصه این اثر در مقایسه با انیمه  نام تو شکست می‌خورد و ممکن است از یاد مخاطب برود. شاید بتوان گفت که  فرزند آب و هوا انیمه‌ای مناسب‌تر برای نوجوان‌ها باشد.کاراکترهای انیمه فرزند آب و هوا می‌توانستند ویژه طراحی شوند. شاید  دلیل سخت‌گیری ما به این انیمه، اثر بی‌نظیری مثل نام تو باشد که پیش از  این توسط شینکای تهیه شده. شخصیت هُداکا نیاز به رمزگشایی بیشتری دارد، حتی  کاراکتر هینا نیز نیاز به پرداخت بیشتری دارد. بعضی ماجراها در ضمن قصه  این انیمه به‌وجود می‌آیند و در نهایت فقط سرانجام هینا و هداکاست که برای  ما مشخص می‌شود.در آخر می‌شود انیمه فرزند آب و هوا را به این شکل نقد کرد که تصاویر و  موسیقی عالی و به‌یادماندنی اما کاراکترها و قصه این انیمه کم‌توان در  ماندگار شدن در ذهن مخاطب.امتیازهای سایت های معتبر سینمایی برای Weathering with Youمیانگین امتیاز کاربران در سایت IMDB آی‌ام‌دی‌بی: ۷.۵ از ۱۰میانگین امتیاز منتقدان در سایت راتن تومیتوز: ۹۲ درصدمیانگین امتیاز بینندگان در سایت راتن تومیتوز: ۹۶ درصدمیانگین امتیاز منتقدان در سایت متاکریتیک: ۷۲ درصدمیانگین امتیاز بینندگان در سایت متاکریتیک: ۸.۵ از ۱۰</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 15:35:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه شاهزاده مونونوکه</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%86%D9%88%D9%86%D9%88%DA%A9%D9%87-bneaxxk6ump0</link>
                <description>درخت خواهر انسان استانیمه شاهزاده مونونوکه ترکیبی از زیبایی و تخیل است. تصاویر این انیمه  تا حدود زیادی با دست طراحی و کشیده شده و کمتر از نرم‌افزارهای دیجیتالی  برای تهیه مناظر آن استفاده شده است. انیماتورهای استودیو جیبلی نقاشی‌هایی  جادویی را برای مخاطب به نمایش می‌گذارند. توانمندی این انیماتورها در  طراحی مناظری ملموس همیشه ستودنی بوده. این نقاشی‌ها را می‌شود در سبک  لومینیسم دسته‌بندی کرد. لومینیسم سبکی است که توجه و تمرکزش بر مناظر  طبیعی است و چشم‌انداز را با لحاظ کردن دقیق جزییات پرتوهای نور، رنگ‌های  شفاف و ملایم و محو شده طراحی می‌کنند.انیمه پرنسس مونونوکهانیمه شاهزاده مونونوکه روایتی از نگرش ویتالیسم (حیات گرایی) است. این  داستان به ما آموزش می‌دهد که برای حیات باید تلاش کرد. هر آنچه برای تقویت  حیات در دنیاست شایسته حمایت و تلاش برای بقاست. همانطور که آشیتاکا  مبارزه کرد تا حیات روح جنگل را حفظ کند و سعی داشت نفرتش را کنترل کند تا  حیات خودش عمر بیشتری داشته باشد.شاهزاده مونونوکه داستانی است که فقط میازاکی می‌توانست آن را بنویسد و  تنها استودیو جیبلی بود که می‌توانست آن را تولید کند؛ درست همانطور که  مورد انتظار مخاطبش است.آشیتاکا و بانو ابوشی در انیمه پرنسس مونونوکهخلاصه داستان انیمه شاهزاده مونونوکهدر دوران باستان بسیاری از سرزمین‌ها را جنگل‌های وسیعی پوشانده بود.  جایی که از سال‌های دور اقامتگاه ارواح خدایان بود. در آن زمان انسان و دیو  در کنار هم زندگی می‌کردند. بسیاری از جنگل‌های وسیع نابود شدند.  جنگل‌هایی که باقی ماندند به وسیله دیوهای غول‌پیکری محافظت می‌شدند که با  تمام وجود به روح بزرگ جنگل وفادار بودند و این آغازی برای وجود خدایان و  اهریمنان شد. انیمه شاهزاده مونونوکه با این جملات شروع می‌شود. سپس یک  گراز حراسان را می‌بینیم که به سمت دهکده امیشی هجوم می‌برد. او دچار نفرین  شده و اهریمنی است. در دهکده امیشی، آشیتاکا، آخرین شاهزاده باقی‌مانده در  روستا، مقابل گراز نفرین شده می‌ایستد و مانعش می‌شود؛ اما دستش با بدن  گراز تماس پیدا می‌کند و نفرین، گریبان‌گیر آشیتاکا می‌شود.روح جنگل در انیمه پرنسس مونونوکهنفرین مثل ماری دور دست آشیتاکا می‌پیچد و هربار که کینه یا خشم باعث  برافروختگی او می‌شود، نفرین بیشتر بر او چیره می‌شود و از عمرش می‌کاهد.  این نفرین اهریمنی ضمنا قدرتی عجیب به آشیتاکا می‌دهد، قدرتی که اگر مهار  نشود به دیگران آسیب جدی وارد می‌کند. در نتیجه آشیتاکا ناچار می‌شود به  سفری دور برود و روستا را ترک کند. در این سفر او به جستجوی راه‌حلی برای  درمان نفرین‌اش است. در یکی از دهکده‌های بین راه او با مردی روبه‌رو  می‌شود که قبیله آشیتاکا را می‌شناسد و برای درمان نفرینش او راهی جنگلی  می‌کند تا با روح جنگل ملاقات کند.اوج داستان انیمه شاهزاده مونونوکه از لحظه‌ای شروع می‌شود که آشیتاکا  وارد جنگل می‌شود. به محض ورود او با شبح‌هایی روبه‌رو می‌شود که مسیر را  برایش مشخص می‌کنند. آشیتاکا با دختری روبه رو می‌شود که با گرگ‌ها زندگی  می‌کند؛ او شاهزاده مونونوکه است. دختری که از جنگل مراقبت می‌کند. در همین  جنگل است که آشیتاکا دچار چالشی شده و ناچار می‌شود به سمت اقامتگاه بانو  ابوشی برود. او کسی است که از جزامی‌ها نگهداری می‌کند و به آن‌ها آموزش  می‌دهد تا برایش اسلحه بسازند. بانو ابوشی می‌خواهد روح جنگل را از بین  ببرد.شبح‌های انیمه پرنسس مونونوکهنگاهی به انیمه شاهزاده مونونوکهانیمه شاهزاده مونونوکه ما را ناچار می‌کند تا به درون برویم و به این  فکر کنیم که چگونه در حال مصرف دنیای پیرامون خود هستیم؟ما برای تهیه آنچه  ضرورت ندارد، چظور از درخت‌ها که برای تنفس و حیات ما ضرورت دارند، استفاده  می‌کنیم؟همچنین ما برای بهبود حیات درخت و جنگل چه کاری انجام می‌دهیم؟ جز اینکه  با آلوده کردن جو زمین مانع گسترده‌تر شدن محیط سبز و تنفس‌خیز جنگل‌ها  می‌شویم.این اثر روایتی از یک حماسه است. با این وجود زمان نمایش آن کمی طولانی  است؛ اما گیرایی داستان می‌تواند مخاطب را مشتاق و پی‌گیر داستان نگهدارد.  همچنین گاهی گفت‌وگوها کمی طولانی می‌شود. طوری که یکباره متوجه می‌شوی  به‌جای تمرکز بر داستان درحال تماشای مناظر اطراف کاراکترها هستی! البته  این نقصان بیشتر در دوبله انگلیسی انیمه شاهزاده مونونوکه دیده می‌شود.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sun, 06 Nov 2022 16:16:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه وایولت اورگاردن</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%86-mwhz2x8ea8ni</link>
                <description>من زنده‌ام هنوز و دلم تنگ می‌شود!انیمه وایولت اورگاردن مرثیه‌ای از دلتنگی، مصائب جنگ و رنج از دست دادن  است. ارزشی که این اثر برای ابراز احساسات آدمی قائل می‌شود بسیار قابل  تامل و زیباست. به‌خصوص ارزشی که به کلمات، تعهد و محبت می‌دهد، این انیمه  را از حیث مفهوم و احساسی که منتقل می‌کند در دسته‌ای جدا از سایر  انیمه‌های سال ۲۰۲۰ قرار می‌دهد.انیمه وایولت اورگاردنخلاصه داستان انیمه وایولت اورگاردندیزی، نوه دختری آن مگنولیا، تصادفا با نامه‌هایی روبه‌رو می‌شود که در  طول سالیان، برای تولد مادربزرگش ارسال می‌شده. او در مورد عروسک  نامه‌نویسی که این نامه‌ها را نوشته کنجکاو شده و به دنبال سرنخی از وایولت  اورگاردن راهی جستجویی جالب می‌شود. وایولت اورگاردن عروسک نامه‌نویسی است  که کلمات را بسیار زیبا در کنار هم قرار می‌دهد و نامه‌های پر احساس  زیبایی می‌نویسد.وایولت اورگاردن از جانب مشتریانش بسیار مورد توجه و علاقه قرار گرفته و  تعهدی که او نسبت به آن‌ها دارد ماجرایی مثال زدنی در میان مردم است.در این میان اما پسرکی به نام یوریس، با سفارش نامه‌ای به وایولت، چیزی  را در او تغییر می‌دهد. پس از نوشته شدن نامه یوریس است که داستان به اوج  خود می‌رسد. یوریس که پسرکی مریض احوال است و روزهای پایانی عمرش را  می‌گذراند، دلش می‌خواهد نامه‌ای برای بعد از مرگش باقی بگذارد تا  خانواده‌اش از خواندن آن احساس امید و تسلی پیدا کنند.انیمه وایولت اورگاردنجملات یوریس برای وایولت تداعی کننده احساسی می‌شود که نسبت به گیلبرت  بوگنویلا (سرگرد) داشته است. سرگرد، کسی است که وایولت را تربیت می‌کند و  در نهایت در جنگ پس از مجروح شدن ناپدید می‌شود. وایولت که طی سالیان، پس  از نوشتن احساسات انسان‌ها حالا می‌تواند درک کند که سرگرد نسبت به او  احساس خاصی داشته که به آن عشق می‌گویند.در همین حال کلودیا هاگینز نامه‌ای با آدرس مبهم بر روی آن پیدا می‌کند  که از دستخط آن متوجه می‌شود نویسنده نامه گیلبرت بوگنویلا است. تا پیش از  این نامه همه بر این باورند که گیلبرت بوگنویلا مرده، اما در نهایت متوجه  می‌شوند که در جزیره‌ای دور افتاده زندگی می‌کند. کلودیا هاگینز به همراه  وایولت به این جزیره می‌روند و با سرگرد روبه‌رومی‌شوند. او که یک دست و یک  چشمش را از دست داده، حالا در شرایط روحی بد و عذاب وجدان شدید، احساس  گناهی را تحمل می‌کند که بابت آن حاضر به ملاقات با وایولت نیست.در این میان رسیدن برادر گیلبرت شرایط را تغییر می‌دهد و اینکه آیا  وایولت با گیلبرت زندگی جدیدی را شروع می‌کند یا اینکه جدایی را انتخاب  می‌کنند در ادامه این داستان مشخص می‌شود.انیمه وایولت اورگاردننقد و بررسی انیمهانیمه وایولت اورگاردن اثری با جلوه‌های بصری بسیار تماشایی است. جزییات  در این اثر با دقتی ویژه تولید شده و لباس‌ها با تبحری به‌یادماندنی طراحی  شده‌اند. علاوه بر این موسیقی و داستان انیمه نیز قابل قبول است؛ اما آنچه  در این انیمه به عنوان پرسشی مهم در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد و تا انتها  بدون پاسخ باقی می‌ماند، وضعیت شخصیت اصلی انیمه یعنی وایولت اورگاردن است.ما می‌دانیم که او یک عروسک است؛ اما چه کسی آن را ساخته و در ابتدا  برای چه کاربردی تولید شده؟ در سراسر این انیمه هیچ توضیحی بابت چگونگی  تولید این عروسک به مخاطب داده نمی‌شود. جدای اینکه ما از زادگاه وایولت  خبر نداریم از اینکه جنس این عروسک از چه چیزی است؟ طول عمرش چقدر است و چه  نیازهایی دارد نیز، آگاه نمی‌شویم.چطور می‌شود که وایولت درک می‌کند انسان‌ها چگونه احساسی دارند و از همه  مهم‌تر کلمات چگونه روی او تاثیر می‌گذارند که او قادر می‌شود احساس سرگرد  را درک کند؟ سوال دیگر اینکه چند عروسک مشابه وایولت اورگاردن وجود دارد؟  آیا دیگر عروسک‌های مشابه نیز توانایی درک احساسات انسان‌ها را از طریق  نوشتن کلمات پیدا می‌کنند؟در مجموع وایولت اورگاردن به عنوان شخصیت اصلی این انیمه، به درستی  پرداخته و توضیح داده نشده! سوال‌هایی که در رابطه با او در ذهن مخاطب به  وجود می‌آید برای همیشه بی‌پاسخ باقی می‌ماند و فقط از طریق تخیل ذهن است  که می‌شود برای آن‌ها جوابی پیدا کرد.انیمه وایولت اورگاردن</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 09:43:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه قلعه متحرک هاول</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%87%D8%A7%D9%88%D9%84-jtfbituuh0ha</link>
                <description>رویای صلح و عشق توامانهایائو میازاکی کارگردان حاذقی که مفاهیم اخلاقی و معانی فلسفی را با سلیس‌ترین کلام، به زیبایی یک شعر در انیمه‌هایش به تصویر می‌کشد، این‌بار با خلق انیمه خیال‌انگیز قلعه متحرک هاول، تصاویری از جنگ و آثار مخرب آن بر زندگی و روحیه مردمان را به نمایش می‌گذارد. انیمه قلعه متحرک هاول بر اساس کتاب دیانا وین جونز به رشته تحریر درآمده اما منطبق بر کلمه به کلمه رمان نیست؛ البته این عدم تطابق تا حدودی به زیباتر شدن ماجرای انیمه کمک کرده زیرا آنچه در کتاب می‌خوانیم به زیبایی ماجرای انیمه نیست ضمن اینکه نقصان انیمه نیز این است که به برخی سوال‌ها پاسخ نمی‌دهد.بعضی ماجراها که در کتاب به تفصیل روایت شده‌اند در انیمه قلعه متحرک هاول بسیار کم‌رنگ‌اند؛ برای مثال ماجرای شاهزاده گمشده که در کتاب بسیار بیشتر  به آن پرداخته شده، در انیمه بسیار کم‌رنگ است و احتمالا پس از تبدیل شدن  مترسک به شاهزاده جوان، فراموش کرده‌ایم که جمله‌ای در ابتدای انیمه در  رابطه با آن شنیده‌ایم، همچنین شایعاتی که درباره هاول وجود دارد و منشا آن  هیچ‌وقت مشخص نمی‌شود و یا صحنه‌ای که در دقایق پایانی انیمه می‌بینیم که  کودکی هاول مشغول تماشای آسمانی است که با ستاره‌های دنباله‌دار بمباران  شده، در واقع این ستاره‌ها پس از فرود همگی می‌میرند، اما هاول در کودکی  یکی از این ستاره‌ها را نجات می‌دهد و نجات ستاره دنباله‌دار برابر است با  پذیرفتن هر معامله‌ای از جانب او برای زنده ماندن، بله ماجرای گرو رفتن قلب  هاول در ازای به‌دست آوردن قدرت کالسیفر از اینجا آغاز می‌شود.شروع انیمه قلعه متحرک هاول به این ترتیب است که سوفی ۱۸ سال دارد و در  مغازه کلاه فروشی پدر مرحومش مشغول به کار است؛ او در سرزمینی زندگی می‌کند  که جادوگری جوان به نام هاول با قلعه متحرکش در این شهر، مکررا در رفت و  آمد است. ماجرای انیمه قلعه متحرک هاول از اینجا شروع می‌شود که سوفی برای  ملاقات با خواهرش راهی شده و در مسیر دو سرباز مزاحم او می‌شوند و در این  لحظه هاول او را نجات می‌دهد و به سمت مقصد برواز می‌کنند. مردم شهر، سوفی و  هاول را در آسمان می‌بینند و این ماجرا به گوش جادوگر ویس (جادوگری حسود و  بدجنس که به‌دنبال قلب هاول است) می‌رسد، جادوگر ویس شبانه به مغازه  کلاه‌فروشی سوفی می‌رود و با طلسمی قدرتمند، سوفی را پیر می‌کند. پیر شدن  سوفی شروع ماجرایی پرشور است که داستان انیمه قلعه متحرک هاول در دل آن شکل  می‌گیرد.به این ترتیب صبح روز بعد سوفی به‌دنبال راه‌حل برای از بین بردن طلسم،  به سمت حومه شهر و کوهستان راهی می‌شود، محیطی که انتظار می‌رود جادوگران  بسیاری در آن مستقر باشند. سوفی در مسیر کوهستان با مترسکی روبه رو می‌شود  که کله‌اش از شلغم است (شاهزاده جوانی که طلسم شده) و سعی دارد به او کمک  کند. در نهایت سوفی به قلعه متحرک هاول می‌رسد. قلعه متحرک هاول مجموعه  عظیمی از مینی‌کلبه‌ها، دودکش‌ها، چرخ‌دنده‌ها، چرخ‌ها و برجک‌هایی است که  روی چهار پای لاغر آهنی استواراند و منبع انرژی آن برای حرکت،‌ لوسیفر،  آتشی دیو صفت است که در گروی هاول است.در جریان پیر شدن سوفی، میازاکی پیری را به‌عنوان دوره‌ای از عمر  به‌تصویر می‌کشد که آدمی در آن جسورتر، بی‌خیال‌تر و آسوده‌تر است. در داخل  قلعه، سوفی با کالسیفر و مارکل ملاقات می‌کند، مارکل پسر بچه‌ای است که با  هاول زندگی می‌کند و درهای قلعه که با چهار رنگ متفاوت، هر یک به سمت  پادشاهی جداگانه باز می‌شوند، تحت مدیریت اوست. طلسم سوفی او را بسیار  خشمگین کرده و تا حدودی باعث شده شخصیت جدیدی پیدا کند؛ در ادامه او درصدد  برقراری نظم در قلعه برمی‌آید و هنگامی که هاول توسط پادشاه احضار می‌شود،  به‌عنوان مادر او، نزد پادشاه می‌رود. هاول در این انیمه مظهر صلح، عشق و  قدرتی است که تمام اشتیاقش هدایت شدن در مسیری انسانی است.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 10:31:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه سازنده های رنگی Cocolors</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-cocolors-e20xcrx6wold</link>
                <description>باشد که نوری در تاریکی‌مان بدرخشد!خلاصه داستان انیمه سازنده های رنگیماجرای انیمه سازنده های رنگی از این قرار است که باران بی‌امان  خاکسترهای داغ از آسمان باریدن گرفته. انسان‌ها برای در امان ماندن از این  باران مرگبار ناچارند لباس‌هایی شبیه به لباس فضانوردان به تن کنند. برخورد  غبارهای خاکستر مانند با پوست انسان باعث ذوب شدنش می‌شود، به همین دلیل  آن‌ها در یک ساختار ایمنی که بیشتر با آهن پوشیده شده، زندگی می‌کنند.رنگ زندگی از حیات انسان‌ها رفته و تصور اینکه محیط بیرون چه شمایلی  داشته را به‌خاطر نمی‌آورند. تنها تصویری که از محیط بیرون باقی مانده یک  نقاشی است که تقریبا درحال کم‌رنگ شدن و نابودی است. فویو، پسرک مریض  احوالی که دلش پر شوق‌تر از هم‌سن و سال‌هایش است، تصویر محیط بیرون را  مرمت می‌کند و با کمک دوستش آکی، که دانه‌های رنگی را از محیط بیرون برایش  می‌آورد، این تصویر را رنگ‌آمیزی می‌کند. رفتن به محیط بیرون تنها از توان  گروه خاسی به نام گروه بازیابی برمی‌آید که آکی عضوی از این تیم است.فویو به مرور تمام رنگ‌ها را به نقاشی محیط بیرون اضافه می‌کند و امید  تماشای آن را دارد؛ اماناگهان بیماری بر او چیره شده و پایان عمرش نزدیک  می‌شود. آکی که تاب دیدن شرایط دوستش را ندارد سعی می‌کند تا برایش کاری  انجام دهد. در ادامه او کاری می‌کند کارستان. فویو به عنوان تنها انسانی که  بدون ماسک به محیط بیرون راه یافته، چشمش به تماشای آسمان روشن می‌شود.  آسمان که در آن سرزمین جز رنگ خاکستری، جلوه‌ای برای تماشا ندارد، برای  فویو آینه آمال اوست. فویو چنان با لبخند به آسمان خاکستری نگاه می‌کند و  به سمت آرامش می‌رود که لحظه مرگش مثل سعادتی غبطه برانگیز در چشم مخاطب  برپا می‌کند.انیمه سازنده های رنگی یکی از زیباترین انیمه‌هایی است که دنیای  انسان‌های خیالپرداز را از دنیای انسان‌های معمولی جدا می‌کند و آن را با  تمام تمایزش به تصویر می‌کشد.انیمه سازنده های رنگی شاید با اکثر انیمه‌هایی که تا امروز دیده‌ایم  متفاوت باشد. اول از این بابت که هیچ گره داستانی یا اتفاق غیرمنتظره‌ای در  سراسر آن رخ نمی‌دهد. قرار نیست تا انتهای انیمه آموزه شگفت‌انگیزی  نصیبتان شود. همچنین تماشای انیمه سازه‌های رنگی خالی از هیجان داستانی  است. در تمام طول قصه مخاطب می‌داند که در نهایت چه اتفاقی می‌افتد؛ اما  اینکه تصاویر به چه شیوه هنرمندانه‌ای رسم شده‌اند، کشش ایجاد می‌کند که تا  پایان انیمه پیگیر تماشای آن باشیم.شاید نشود انیمه سازنده‌های رنگی را مثل باقی انیمه‌ها تحلیل و بررسی  کرد؛ اما به وضوح مشخص است که این اثر برای یکبار دیدن است، حتی ممکن است  پس از آن هیچوقت نام این انیمه را هم به یاد نیاورید ولی برای یکبار قطعا  به تماشایش میارزد آن هم نه بابت داستان قوی یا معماهای پیچیده قصه‌اش،  بلکه بخاطر جلوه‌های تصویری گیرای آن.تصاویر در این انیمه از این جهت شایسته تماشاست که در زمان درست و همسو  با قصه رنگ می‌گیرند و با نشان دادن تصویر یک نقاشی که در حال رنگارنگ شدن  است، مسیر اصلی داستان را جلو می‌برد.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sat, 08 Oct 2022 17:30:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه روح تابستانی Summer Ghost</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-summer-ghost-jnqinwp88oji</link>
                <description> زندگی را دوست ندارم!فضای غم‌انگیز و اغلب بسیار واقع‌گرایانه انیمه‌های ژاپنی هیچ‌وقت برای  مخاطب معمولی نمی‌شود. هربار که یکی از انیمه‌های غم‌انگیز این سرزمین را  تماشا می‌کنم ناگهان قسمتی از تاریکی ذهنم را می‌بینم که از زیر خاکستری  کهنه بیرون آمده و مقابلم نشسته است! انیمه روح تابستانی نیز چنین اثری  دارد.داستان انیمه روح تابستانی حول محور زندگی خاکستری چند نوجوان می‌گذرد  که در اوج جوانی از زندگی بیزارند. احساسی از ناامیدی توام با بلاتکلیفی که  اکثر ما آن را در سال‌های اول جوانی تجربه کرده‌ایم. روزگار جوانی ایام  عجیبی است که انگار آدمی ریشه‌های حیاتش را در تُنگی بزرگ و شیشه‌ای دوانده  که هر لحظه بیم شکستنش می‌رود. در این انیمه اشاره به شبح تابستانی به این  شکل توضیح داده می‌شود که او فقط در مقابل کسانی که زندگی را دوست ندارند،  ظاهر می‌شود. تومویا در انیمه روح تابستانیخلاصه داستان انیمه شبح تابستانیریو، آئویی و تومویا سه نوجوان دبیرستانی هستند که هر یک به طریقی از  زندگی‌شان ناامید شده‌اند. ریو بابت بیماری که دارد کمتر از ۹ ماه از عمرش  باقی‌مانده و احساس می‌کند پیش از ملاقات با شکوفه‌های گیلاس زندگی‌اش به  پایان می‌رسد. آئویی، دختری ساده و آرام است که دوستان شروری در مدرسه دارد  و مدام مورد آزار و شوخی‌های ناراحت‌کننده آن‌ها قرار می‌گیرد. تومویا نیز  از جبر زندگی‌اش به ستوه آمده و اجبار به حاضر شدن در کلاس‌های درس مانع  آن می‌شود که کار مورد علاقه‌اش، نقاشی کشیدن را ادامه دهد.هر سه آن‌ها از طریق محیط مجازی باهم آشنا می‌شوند و تصمیم می‌گیرند روح  تابستانی را احضار کنند. روح تابستانی می‌تواند به آن‌ها توضیح دهد که مرگ  چگونه است و دنیایی که بعد از زندگی آن را تجربه می‌کنیم چقدر بهتر یا  بدتر از تجربه گذشته ما خواهد بود.انیمه روح تابستانیبرای احضار روح تابستانی آن‌ها باید فشفشه‌های متعددی را در یک لوکیشن  قدیمی که مربوط به فرودگاهی متروک است، روشن کنند. روح تابستانی هنگامی  ظاهر می‌شود که آتشی برپا باشد. در نهایت هنگام غروب پیش از آنکه آخرین  فشفشه خاموش شود روح تابستانی ظاهر می‌شود و با سه نوجوان ملاقات می‌کند.  پس از این ملاقات کوتاه ماجرایی پیش می‌آید و هر سه نوجوان در جهت تحقق یک  تصمیم باهم متحد می‌شوند.همانطور که از انیمه‌های ژاپنی انتظار می‌رود، آنکس که باید بمیرد،  می‌میرد و آن‌هایی که زنده مانده‌اند با حقیقت زندگی دست‌وپنجه نرم  می‌کنند. هیچ خبری از یک پایان شاد نیست ولیکن طی ماجرا با آشکار شدن  حقیقت‌هایی از زندگی روح تابستانی، برغم داستان افزوده می‌شود.انیمه روح تابستانیانیمه روح تابستانی منظره‌های زیبا و تصاویری با کیفیت را به نمایش  می‌گذارد که نشان دهنده قدرت انیماتورها و کارگردان این اثر است. صحنه‌های  پرواز و فرود آمدن در عمق زمین در این اثر به زیبایی و با جزییات کافی به  تصویر درآمده و برای مخاطب با هر سلیقه‌ای چشم‌نواز خواهد بود.داستان انیمه روح تابستانی شاید جذاب‌ترین داستانی نباشد که پس از  تماشای این اثر برای همیشه در خانه اول ذهن بیننده قرار بگیرد. حتی شاید  آنقدر گیرا نباشد که مخاطب با هر سنی را تا انتهای ماجرا پای قصه نگهدارد.  علاوه بر این‌ها ممکن است تماشای انیمه روح تابستان برای نوجوانی که درگیر  بحران روحی است، ابدا مناسب نباشد زیرا در بخشی از انیمه، مرگ را یک راه‌حل  برای پایان دادن به مشکلاتی معرفی می‌کند که حل کردن آن‌ها تنها به صبوری  نیاز دارد.انیمه روح تابستانینکته مهم‌تر درباره انیمه روح تابستانی فضای بسیار تاریک قصه است.  انتظار می‌رود پس از به تصویر کشیدن چنین تصویر سیاهی از زندگی و  بم‌بست‌های افراد،‌در نهایت با روشن کردن یک آموزه در واقع تماشای انیمه  روح تابستان چیزی به خانه ذهن بردن باشد! اما در نهایت داستان با تمایل  یکباره تومویا به زندگی، پایان می‌یاید.همچنین این سوال‌ها برای همیشه در ذهن مخاطب باقی می‌ماند که آیا مادر  دخترک ناکام مانده از زندگی، هیچوقت جسد دخترش را دید؟ یا ریو پس از مرگش،  کسانی را داشت که سوگوارش باشند؟ آیا او پس از مرگ روح تابستانی را ملاقات  کرد؟ و چندین سوال دیگر که ضمن توجه مخاطب به مراتب بیشتر می‌شوند و بدون  پاسخ باقی می‌مانند.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 16:56:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه افسانه هی The Legend of Hei</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%DB%8C-the-legend-of-hei-ayunitvmsira</link>
                <description>روح، دنیای شگفت‌انگیزی برای غرق شدنبخش عمده‌ای از انیمه‌های ژاپنی برای کودکان نیست. انیمه افسانه هیو با نام  اصلی The Legend of Hei نیز از این قاعده جدا نیست. در اکثر انیمیشن‌های  تولید شده توسط ژاپن، زندگی با حقیقی‌ترین شمایل خود عیان است. تصاویر  نقاشی شده مملو از رنگ‌های این انیمه‌ها نیز ابایی از به‌نمایش گذاشتن چهره  واقعی رنج آدمی ندارد. تولید انیمه، تلاش بزرگ و ارزشمند ژاپن برای خلق  آثاری فاخر و شایسته تماشا است که حالا مخاطب خود را در جهان پیدا کرده.  این انیمه‌های دوبعدی هم‌زمان که توام با حقیقت و حزن‌اند، هیجان‌انگیز و  عمیق نیز هستند. به‌عنواز پیشتاز تولید انیمه در این سرزمین می‌توان از  استودیو جیبلی نام برد که با خلق انیمیشن‌هایی زیبا، دغدغه‌مند و تماشایی،  گذشته ژاپن و همچنین آسیب مردمانش از دوران جنگ را به‌درستی به‌نمایش  می‌گذارد. انیمه افسانه هیو نیز اثری بسیار مشابه با انیمه‌های زیبای استودیو جیبلی است.خلاصه داستان انیمه افسانه هیانیمه افسانه هی ماجرای یک هیولای کم سن و بسیار قدرتمند است که دچار  سرگردانی است و تلاش برای پیدا کردن محیط امن، مانع مشخص شدن نیروهای  ویژه‌اش شده. انیمه افسانه هی با ویران شدن جنگل، جنگلی که خانه هی است،  شروع می‌شود. اولین دیالوگ این انیمه دغدغه هی برای پیدا کردن خانه‌ای جدید  است. پس از این هی را بُر خورده در میان مردم شهری می‌بینیم که لطفی به او  ندارند. هی، در این محیط شلوغ مورد آزار بعضی انسان‌ها قرار می‌گیرد و این  وحشت، بدِ درون هی را بیدار می‌کند.فونگ جی، هیولایی است که برای اولین‌بار، هی را از وحشت یکی از همین  مخمصه‌های ترسناک نجات می‌دهد. در قسمت اول داستان، فونگ جی ناجی او و در  ادامه بزرگترین چالش هی می‌شود. ووژن، انسانی با مهارت‌های بسیار عجیب و  قدرتی ویژه، در مسیر هی قرار می‌گیرد و در ابتدا دشمن، اما در نهایت چاره  زندگی هی می‌شود. در این کشاکش هی مدام در حال انتخاب، تقویت مهارت و کشف  استعدادهایش است؛ اما نهایت این رشد و کشف هر بار زمانی اتفاق می‌افتد که  او از محیط امنش خارج شده است. اولین‌بار وقتی از جنگلش رانده شد و  دومین‌بار وقتی خانه درختی که فونگ جی به او داده بود را از دست می‌دهد.در این حین، از هو سه چهره می‌بینیم. اولین چهره، زمانی که آسیب‌پذیرتر  است، شمایل گربه‌ای ملوس و کوچک. دومین چهره زمانی که ترسیده و خشمگین است،  چهره هیولایی پشمالو و عظیم‌الجثه. سومین چهره زمانی که مورد توجه قرار  می‌گیرد و آماده حضور در میان هم نوع‌هایش است، چهره‌ای میان شمایل یک  پسربچه و گربه.آموزگار این انیمه اما ووژن است. عمیق‌ترین دیالوگ‌ها را از او  می‌شنویم؛ برای مثال: «هر موجود قلمروی روحی خودش را دارد. جایی که روح ما  در ان زندگی می‌کند و منشا زندگی است. همه توانایی‌های ما در آنجاست.» ووژن  شبیه زندگی است. به هی فرصت کشف کردن مهارت‌های درونی‌اش را می‌دهد. او را  رشد می‌دهد و هر وقت هی ناسپاسی می‌کند، فرصت دوباره را در اختیارش قرار  می‌دهد. انیمه افسانه هی یک الهام روشن برای تمرکز داشتن و کشف دنیای درونی  است. این اثر در ستایش شناختن روح و توجه به این بُعد عرفانی ساخته شده و  مدام درباره غافل شدن از آن هشدار می‌دهد.به محض شروع شدن انیمه افسانه هی، موسیقی این اثر به گوش آشنا می‌آید و  بسیار تداعی کننده موسیقی انیمه شهر اشباح به آهنگسازی جو هیسایشی است.  علاوه بر موسیقی، فریم‌ها و قاب و رنگ‌های این انیمه نیز بسیار تداعی کننده  انیمه‌های استودیو جیبلی هستند.ضمن لذتی که از تماشای انیمه افسانه هی می‌بریم، همواره احساس می‌کنیم  که به شخصیت‌ها به‌اندازه کافی پرداخته نشده. انگار که داستان پشت هر شخصیت  بسیار کم و ناچیز است. قصه‌گویی در این اثر به‌طرز عجیبی پیچیده و وضعیت  شخصیت‌ها از نظر اخلاقی مبهم است. حین تماشای این انیمه تمرکز روی هی است  اما یکباره در دقایق پایانی چندین شخصیت جدید به قصه اضافه شده بی‌آنکه  مقدمه‌ای برای حضورشان فراهم شود یا اینکه قصه‌شان روایت شود. این شخصیت‌ها  وارد می‌شوند، دیالوگ دارند و یهو تمام می‌شوند!نقطه قوت این انیمه در به تصویر کشیدن مسیر رشد هی است. پرداختن به چهره  او در هر قدم از این مسیر و قراردادن نشانه‌های صحیح برای انتقال مفهوم  داستان به طرز شگفت‌انگیزی دوست‌داشتنی است. به‌خصوص اشاره به قلمرو روحی، و  به‌تصویر کشیدن آن به‌عنوان خانه‌ای که می‌شود در آن رشد کرد. لحاظ کردن  قوانین درباره این قلمرو تلنگر زیبایی برای آدم بزرگ‌ها دارد. اینکه قلمرو  روحی منشا زندگی است و همه توانمندی‌ها در آنجاست. اما بیش از هر چیز  دیگری، افسانه هی یک قطعه کاملا شکیل و شایسته تماشا است. این انیمه کاری  می‌تواند کاری اثرگذار از ام تی جی جی موتو  و تیم او باشد. هرچند طول  می‌کشد تا ام تی جی جی موتو  و تیمش به سبکی کاملا منحصربه‌فرد برسند که  الهام‌بخش سایر تولیدکنندگان انیمه باشد.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 13:54:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه لاک پشت قرمز The Red Turtle</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-the-red-turtle-o0qgfkkxfdkw</link>
                <description>درد آنقدر در خانه‌ ماند که خواهرم شد!انیمه لاک پشت قرمزانیمه لاک پشت قرمزخلاصه داستانماجرای انیمه لاک پشت قرمز از این قرار است که مردی در دریایی مشوش گرفتار امواج است و بعد از مدتی به ساحلی آرام می‌رسد. در این جزیره هیچ نشانی از حیاط آدمیزاد وجود ندارد. مرد تصمیم می‌گیرد که قایقی بسازد و از این محیط غریب رها شود. قایق ساخته می‌شود و به آب میزند اما به دلیلی نامعلوم از هم می‌پاشد و ویران می‌شود. مرد مجدد قایقی می‌سازد و به آب می‌زند و مجدد گرفتار مصیبت شده و قایقش ویران می‌شود. در نهایت پس از ۳ بار ساختن قایق و به دریا زدن، مرد متوجه می‌شود که لاک پشت قرمز رنگ غول‌پیکری مانع از خارج شدن او از جزیره می‌شود.مرد با خشمی بسیار به ساحل بازمی‌گردد و بی‌قرار است. بعد از مدتی می‌بیند که لاک پشت سرکش قرمز رنگ به ساحل آمده.لاک‌پشت خسته و آرام است. مرد به او حمله می‌کند و لاک‌پشت را برعکس می‌کند. لاکپشت پس از چند روز از بین می‌رود و تبدیل به دختری زیبا می‌شود. ادامه ماجرا به این وابسته است که آیا دختر زنده می‌ماند و مرد از جزیره نجات پیدا می‌کند یا خیر؟انیمه لاک پشت قرمزلاک پشت قرمز نماد چیست؟در اکثر انیمه‌های ژاپنی، کاراکترهای اصلی با یک رنج بزرگ دچار چالش می‌شوند و دردناک بودن این رنج تا لحظه‌ای است که آن را درک نکرده‌ و نپذیرفته‌اند.مثل پیر شدن سوفی، که پس از پذیرفتن این طلسم و رنج پیری، توانست با معجزه عشق از طلسم رهایی یابد. همچنین گرفتار شدن چیهیرو در شهر اشباح که با پذیرفتن شرایط و تلاش برای پیدا کردن شغل، به مرور توانست راه‌حلی برای رهایی پدر و مادرش از طلسم پیدا کند. نمونه دیگری از استودیو جیبلی برای اصرار بر پذیرفتن رنج، پورکو روسو است که شمایل خوک پیدا کرده اما از کار نمی‌نشیند و دست از پرواز (که لذتش در زندگی است) نمی‌کشد. پورکو رنج زشتی شمایل را می‌پذیرد و با آن زندگی می‌کند بدون آنکه مانعش برای حفظ خلقیات درونی‌ و روحیه جنگجو و سرکش او شود.به این ترتیب لاک‌پشت قرمز در این انیمیشن نمادی از رنج است. چرا که هر بار مرد می‌خواهد از جزیره عبور کند، لاک‌پشت با فروپاشیدن قایق، مانعش می‌شود. این مانع شدن از این بابت است که ذهن از ناشناخته‌ها اکراه دارد و دربرابر محیط جدید و آشنا شدن با آن مقاومت می‌کند. مرد باید بر این رنج و اکراه غلبه کند. با محیط آشنا شود و آن را درک کند و سپس رها می‌شود.به مرور و در ادامه انیمیشن لاک پشت قرمز می‌بینیم که رنج تبدیل به همراهی برای مرد می‌شود و با او زندگی می‌کند. مرد در جزیره می‌ماند و در آنجا می‌میرد. در اکثر انیمه‌های ژاپنی، کاراکترهای اصلی با یک رنج بزرگ دچار چالش می‌شوند و دردناک بودن این رنج تا لحظه‌ای است که آن را درک نکرده‌ و نپذیرفته‌اند. مثل پیر شدن سوفی، که پس از پذیرفتن این طلسم و رنج پیری، توانست با معجزه عشق از طلسم رهایی یابد. همچنین گرفتار شدن چیهیرو در شهر اشباح که با پذیرفتن شرایط و تلاش برای پیدا کردن شغل، به مرور توانست راه‌حلی برای رهایی پدر و مادرش از طلسم پیدا کند. نمونه دیگری از استودیو جیبلی برای اصرار بر پذیرفتن رنج، پورکو روسو است که شمایل خوک پیدا کرده اما از کار نمی‌نشیند و دست از پرواز (که لذتش در زندگی است) نمی‌کشد. پورکو رنج زشتی شمایل را می‌پذیرد و با آن زندگی می‌کند بدون آنکه مانعش برای حفظ خلقیات درونی‌ و روحیه جنگجو و سرکش او شود.به این ترتیب لاک‌پشت قرمز در این انیمیشن نمادی از رنج است. چرا که هر بار مرد می‌خواهد از جزیره عبور کند، لاک‌پشت با فروپاشیدن قایق، مانعش می‌شود. این مانع شدن از این بابت است که ذهن از ناشناخته‌ها اکراه دارد و دربرابر محیط جدید و آشنا شدن با آن مقاومت می‌کند. مرد باید بر این رنج و اکراه غلبه کند. با محیط آشنا شود و آن را درک کند و سپس رها می‌شود.به مرور و در ادامه انیمیشن لاک پشت قرمز می‌بینیم که رنج تبدیل به همراهی برای مرد می‌شود و با او زندگی می‌کند. مرد در جزیره می‌ماند و در آنجا می‌میرد.</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 16:16:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبختی نوبتیه!</title>
                <link>https://virgool.io/@shrifparsa/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AA%DB%8C%D9%87-ryg9xpokwqav</link>
                <description>دبستانی که بودم فکر می‌کردم خوشبختی نوبتیه! فکر می‌کردم روز بد من، روز خوب کسی دیگه‌س واسه همین برای تموم شدن روز بدم دعا نمی‌کردم؛ منتظر می‌موندم تا شب برسه و به لحظات خوشی که سهم من از فردا بود فکر می‌کردم و قند تو دلم آب می‌شد. یادم میاد یکی از اون شبا به حیاط مدرسه‌مون فکر کردم و به بستنی میوه‌ای یخی که زنگ تفریح خریده بودم. فردا شد، زنگ تفریح تو حیاط نشستم و بستنی پرتقالی خنکی توی دستم بود که طعم معرکه‌ای داشت! چه حال خوشی بود، چقدر خوشم اومد! خیال کردم که رمزش همینه، که شب به چیزی که دلم می‌خواد فکر کنم و روز بعد تجربه‌اش کنم. انگار واقعا رمزش همین بود و روزای زیادی اینجوری گذشت تا اینکه خونه از خواهرام خالی شد و من تنها موندم. شبا به این فکر می‌کردم که فردا بر می‌گردن و تنهایی من تموم میشه، اما فردا که میشد باز من بودم و من!خیلی زود فهمیدم بعضی چیزها هستن که هرچقدر شبا بهشون فکر کنم هیچوقت درست نمیشن!</description>
                <category>نسترن پارساشریف</category>
                <author>نسترن پارساشریف</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 21:14:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>