<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد تکمیل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@silvercover</link>
        <description>علاقه مند به ساختن!
 https://silvercover.ir/about</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:16:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/62/avatar/JBa7u8.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد تکمیل</title>
            <link>https://virgool.io/@silvercover</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حل قطعی مشکل کندی وردپرس در زمان اختلال اینترنت با افزونه DarkShield</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%AD%D9%84-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%A9%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87-darkshield-lo1h27nbjxfi</link>
                <description>آخرین آپدیت: 12 اردیبهشت 1405تا حالا درگیر کندی رو اعصاب سایت‌های وردپرسی وقتایی که اینترنت قطعه یا اختلال داره شدید؟ دلیل اصلیش تلاش‌های بی‌وقفه سایت برای وصل شدن به سرورهای خارجیه. سرویس‌هایی مثل گوگل فونت، آنالیتیکس یا سی‌دی‌ان‌ها که تو این شرایط بارگذاری نمیشن و لود کل سایت رو معطل می‌ذارن.واسه حل اساسی این مشکل، افزونه رایگان و متن‌باز دارک‌شیلد (DarkShield) رو توسعه دادم. این افزونه بهتون کمک می‌کنه تمام درخواست‌های خروجی وردپرس رو مدیریت کنید تا سرعت و پایداری سایتتون تو هر شرایطی، حتی وقتی دارید روی لوکال‌هاست کار می‌کنید، حفظ بشه.با توجه به نیازهایی که وجود داشت، این امکانات رو براش در نظر گرفتیم:سه حالت کاربری: عادی (بدون محدودیت)، ملی (فقط دامنه‌های ایرانی مجازن) و آفلاین (مسدود کردن تمام درخواست‌های خارجی مناسب برای زمان توسعه و لوکال هاست).ویژگی هاکنترل دقیق و موردی: می‌تونید مسدودسازی فونت‌ها، سیستم‌های آمارگیر، گراواتار، ریکپچا و آپدیت‌های وردپرس رو جداگانه فعال یا غیرفعال کنید.لیست سفید هوشمند با دسترسی سریع: تو تنظیمات افزونه کلی دکمه دسترسی سریع گذاشتیم که با یه کلیک می‌تونید انواع درگاه‌های پرداخت داخلی و خارجی، پنل‌های پیامک و ای‌پی‌آی‌های مهم (مثل تلگرام) رو تو لیست سفید بذارید تا تحت هیچ شرایطی مسدود نشن.اسکنر فایل و دیتابیس: کل فایل‌های قالب، افزونه‌ها و حتی دیتابیس رو می‌گرده تا لینک‌های خارجی پنهان رو براتون پیدا کنه.لاگ و آنالیز عملکرد: می‌تونید دقیق ببینید چه درخواست‌هایی موفق بودن، کدوما مسدود شدن و کدوم منبع داره سایت رو کند می‌کنه.هماهنگی با سیستم‌های کش: با تغییر دادن حالت افزونه، کش سایت (مثل لایت‌اسپید یا راکت) به صورت خودکار پاک میشه تا تغییرات همون لحظه اعمال بشن. بخش تنظیمات افزونهاگه دولوپر هستید یا سایت‌های وردپرسی هاست‌شده تو ایران رو مدیریت می‌کنید، پیشنهاد می‌کنم حتما این ابزار رو تست کنید تا خیالتون از بابت قطعی‌ها راحت بشه.دانلود نسخه 1.0.1 افزونه دارک‌شیلدسورس این افزونه روی گیت‌هاب بازه و می‌تونید کدها رو ببینید و اگه دوست داشتید تو توسعه‌اش مشارکت کنید:https://github.com/silvercover/darkshieldخوشحال میشم افزونه رو نصب و بررسی کنید و نظرات یا پیشنهادهای خودتون رو برای بهتر شدنش برام بنویسید.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2026 15:50:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولید پرامپت طراحی لوگو با هوش‌مصنوعی با یک ابزار فوق العاده</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-olldglqprtrb</link>
                <description>اگر تا امروز با ابزارهای طراحی لوگو مبتنی بر هوش مصنوعی کار کرده باشید، احتمالاً می‌دانید که اصل ماجرا در پرامپت است. هرچقدر پرامپت دقیق‌تر، حرفه‌ای‌تر و جزئی‌تر باشد، خروجی نهایی لوگو نیز خلاقانه‌تر، تمیزتر و متناسب‌تر با هویت برند خواهد شد. اما نوشتن چنین پرامپتی همیشه ساده نیست.اینجاست که ابزار تولید پرامپت طراحی لوگو به کمک شما می‌آید:نمایی از ویزارد تولید پرامپت طراحی و ساخت لوگو با هوش مصنوعی🔗 لینک ابزار:https://ailist.ir/generators/logoاین ابزار بر اساس اصول و چارچوب‌های مطرح‌شده در مقاله «راهنمای جامع طراحی لوگو با هوش مصنوعی» ساخته شده و دقیقاً مطابق همان استانداردهای حرفه‌ای به شما کمک می‌کند پرامپت تخصصی و استاندارد تولید کنید.چرا این ابزار مهم است؟این ابزار در واقع یک «کمک‌طراح» برای ساخت پرامپت‌های حرفه‌ای برای ساخت لوگو با هوش مصنوعی است؛ دقیقاً همان چیزی که مدل‌های هوش مصنوعی برای خلق یک لوگوی منسجم نیاز دارند. با استفاده از این ابزار می توانید یک پرامپت حرفه ای تولید کنید و سپس آن را در کادر نوشتن هوش مصنوعی ها مثل ChatGPT یا Nano Banana یا میدجرنی قرار دهید و خروجی دریافت کنید. در چند مرحله ساده، شما را از سردرگمی نجات می‌دهد:1. تعریف هویت برنددر ابتدا از شما نام برند، ماهیت کسب‌وکار، ویژگی‌های شخصیتی (مثل مدرن، جدی، دوستانه، نوآور) و مخاطب هدف را می‌گیرد. این مرحله پایه و اساس یک لوگوی موفق است.2. انتخاب نوع لوگومی‌توانید مشخص کنید لوگو شما از چه نوعی باشد:مینیمالیستیانتزاعیامبلممونوگراممسکاتتایپوگرافیو…3. سبک و عناصر بصریسپس سبک لوگو (فلت، مدرن، هندسی، وکتور، سه‌بعدی و...) و نمادهای پیشنهادی را مشخص می‌کنید.4. جزئیات تخصصی برای هوش مصنوعیابزار حتی امکان تعیین ویژگی‌های دقیق‌تری مانند:رنگ‌های اصلیفضای خالیضخامت خطوطبدون سایه / بدون بک‌گراندکیفیت و رزولوشنو ده‌ها جزئیات مهم دیگر را فراهم می‌کند.5. خروجی حرفه‌ایدر پایان، یک پرامپت کاملاً ساختارمند و آماده استفاده در ابزارهای طراحی لوگو دریافت می‌کنید. خروجی هم به زبان انگلیسی تولید می‌شود و هم در قالب JSON قابل دریافت است، برای کسانی که می‌خواهند این پرامپت را در پروژه‌های خودکار یا اپلیکیشن‌های تولید محتوا استفاده کنند.این ابزار مناسب چه کسانی است؟طراحانی که می‌خواهند سرعت طراحی اولیه را بالا ببرندکسب‌وکارهایی که می‌خواهند چند طرح اولیه بسازندتولیدکنندگان محتوا و مدیران برندتوسعه‌دهندگان و سازندگان ربات‌های تولید لوگوهرکسی که با هوش مصنوعی لوگو طراحی می‌کنداگر با ابزارهایی مثل ChatGPT، Nano Banana، Midjourney، Adobe Firefly یا هر مدل مشابهی برای طراحی لوگو کار می‌کنید، این ابزار یک مزیت رقابتی واقعی برای شماست.به جای امتحان و خطا، فقط چند پارامتر مشخص می‌کنید و یک پرامپت حرفه‌ای و تمیز تحویل می‌گیرید — دقیقاً همان چیزی که یک خروجی باکیفیت از شما می‌خواهد.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sat, 15 Nov 2025 14:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فوتبال یا میدان جنگ؟ تحلیل لحن، سبک تیترنویسی و رقابت بر سر کلیک</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%84%D8%AD%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-gotkln5k76w4</link>
                <description>در ماه‌های اخیر، نوع تیترنویسی در سایت ورزش۳ توجه من را جلب کرد. بسیاری از تیترها به نظر می‌رسید بیش از آن‌که بازتاب واقعیت باشند، در تلاش‌اند تا ماجراها را جنجالی‌تر و دراماتیک‌تر جلوه دهند. همین مسئله انگیزه‌ای شد تا با رویکردی تحلیلی و با کمک هوش مصنوعی، بررسی کوتاهی درباره لحن و شیوه تیترنویسی این رسانه انجام دهم. نتیجه این بررسی را در ادامه می‌خوانید.بخش اول: مبانی نظری رتوریک ورزشی و اقتصاد توجهواژه «رتوریک» (Rhetoric) در عنوان یادشده به معنای «فن اقناع و شیوه بیان» به‌کار رفته است. با این حال، بسته به نوع لحن مورد نظر نویسنده ـ اعم از دانشگاهی، ژورنالیستی یا عمومی ـ می‌توان از جایگزین‌های گوناگون برای آن استفاده کرد؛ از واژگان رسمی و تخصصی گرفته تا تعابیر ساده و قابل‌فهم‌تر برای عموم مخاطبان.۱.۱. تعریف لحن قهرآمیز و اغراق در روزنامه‌نگاری ورزشی (Hyperbolic Rhetoric)در تحلیل محتوای رسانه‌های ورزشی آنلاین، به‌خصوص در حوزه فوتبال، تمایل فزاینده‌ای به استفاده از لحنی مشاهده می‌شود که از توصیف صرف یک رخداد فراتر رفته و به سمت درام‌سازی غیرضروری و هیجان‌زدگی سوق می‌یابد. لحن قهرآمیز شامل واژگانی مانند «جنگ»، «جدال»، «جنجال» و «درگیری» است که هدف اصلی آن، به حداکثر رساندن هیجان عاطفی مخاطب و تبدیل رقابت شدید به یک نزاع حیثیتی است.این نوع تیترنویسی به‌طور مستقیم با اصول «اقتصاد توجه» (Attention Economy) مرتبط است. در محیط شلوغ اینترنت، تیترها به‌عنوان تنها ابزار رسانه برای عبور از فیلتر بی‌توجهی مخاطب عمل می‌کنند.1 تیترنویسی خلاقانه که احساسات اولیه مانند کنجکاوی، خشم، یا هیجان را هدف قرار می‌دهد، برای افزایش نرخ کلیک (CTR) حیاتی است. به همین دلیل، رسانه‌هایی مانند Varzesh3 تمایل دارند تا با استفاده از کلماتی چون «فوری» و «جنجالی»، حس فوریت و اهمیت اغراق‌آمیز ایجاد کنند. با این حال، استفاده از این استراتژی باید با رعایت اصول اخلاقی همراه باشد، زیرا متخصصان حوزه محتوا تأکید دارند که ارائه «وعده‌های دروغ یا ادعاهای گزاف» در تیترها، اعتبار رسانه را زیر سوال می‌برد.۱.۲. تئوری استعاره مفهومی (Conceptual Metaphor Theory) در فوتبال ایرانتحلیل ساختار زبانی تیترهای ورزشی ایران نشان می‌دهد که ادبیات قهرآمیز یک پدیده تصادفی نیست، بلکه ریشه در الگوهای شناختی عمیق و استعاره‌های مسلط دارد. بر اساس تئوری استعاره مفهومی، ما پدیده‌های پیچیده را از طریق ساختارهایی که از قلمروهای آشناتر اخذ شده‌اند، درک می‌کنیم.استعاره مسلط: «فوتبال جنگ است» (Football is War)پژوهش‌های آکادمیک در زمینه روزنامه‌نگاری ورزشی ایران قویاً تأیید می‌کند که استعاره «فوتبال جنگ است» بالاترین بسامد را در میان عبارات استعاری مرتبط با عناوین اخبار فوتبال دارد.4 این یافته نشان می‌دهد که درک غالب از فوتبال در بستر فرهنگی رسانه‌ای ایران، نه به‌عنوان یک بازی یا تفریح، بلکه به‌عنوان یک مبارزه باخت-برد، یک دوئل، یا حتی یک نبرد وجودی تعریف شده است.این استعاره مسلط یک ابزار شناختی قدرتمند است که به رسانه‌هایی چون Varzesh3 اجازه می‌دهد تا کوچک‌ترین تنش‌ها را در چارچوب نبرد و دشمنی‌های بزرگ جا دهند. زمانی که فوتبال در ذهن مخاطب، مترادف با جنگ قرار می‌گیرد، استفاده از واژگانی چون «جدال» یا «جنگ علنی» برای درگیری‌های سازمانی یا انضباطی، برای مخاطب قابل پذیرش‌تر می‌شود، اما در عین حال، احساسات شدیدتری از قهر و جدال را در جامعه تقویت می‌کند.قلمروهای استعاری دیگری نیز در تیترنویسی فوتبال ایران شناسایی شده‌اند، اگرچه بسامد کمتری دارند. این قلمروها شامل «فوتبال به مثابه ماشین»، «پدیده‌های طبیعی»، «حیوانات»، «جادوگری»، «آزمون»، «نمایش» و «قلعه» هستند.4 با این حال، تمرکز Varzesh3 بر ادبیات قهرآمیز، نشان‌دهنده اولویت دادن به جنبه‌های ستیزه‌جویانه (ساختاری و هستی‌شناختی) این استعاره‌ها است تا جنبه‌های توصیفی یا فنی.بخش دوم: تحلیل عمق تیترهای Varzesh3: استراتژی درام‌سازی حداکثریVarzesh3 به‌عنوان یکی از پربازدیدترین رسانه‌های ورزشی فارسی‌زبان، عمداً استراتژی «درام‌سازی حداکثری» را در پیش می‌گیرد. این استراتژی از طریق انتخاب واژگان پرهیجان و تمرکز بر حواشی و لحظات احساسی، سعی در جلب سریع‌ترین و گسترده‌ترین ترافیک ممکن دارد.۲.۱. مصادیق و نشانه‌شناسی ادبیات قهرآمیزبررسی نمونه تیترهای Varzesh3 حاکی از این است که این رسانه برای افزایش جذابیت، اغلب از مضامین شخصی، جنجالی، و اغراق‌آمیز استفاده می‌کند. به‌عنوان مثال، تیترهایی که بر جنبه‌های عاطفی و شخصی زندگی ستاره‌ها تمرکز می‌کنند (مانند «مسی: فکر می‌کردم همه عمرم در بارسا می‌مانم!») یا تیترهایی که بلافاصله مفهوم «جنجال» را وارد می‌کنند (مانند «فوری- شکایت ملوان از مجری جنجالی...») بخشی از این الگو هستند.مورد کاوی: ارتقاء تنش سازمانی به «جنگ علنی»یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این اغراق دراماتیک، در تحلیل تیتر «فوری: یامال از تیم ملی اسپانیا خط خورد!/ جنگ با بارسلونا علنی شد» مشاهده می‌شود.2 در اینجا، یک اقدام اداری و انضباطی (حذف لامین یامال از فهرست تیم ملی) به یک «جنگ علنی» ارتقا می‌یابد. تجزیه و تحلیل محتوای خبر نشان داد که توجیه این عبارت جنجالی، صرفاً اشاره به «بیانیه‌ای تند» از سوی فدراسیون فوتبال اسپانیا است.این نحوه پوشش‌دهی به روشنی نشان می‌دهد که Varzesh3 عمداً تنش سازمانی را تا حد یک درگیری بزرگ و خصمانه ارتقا می‌دهد تا شدت و اهمیت رویداد را برای مخاطب حداکثر سازد. این رویکرد، در واقع تبدیل ژورنالیسم خبری به ژورنالیسم تفسیری-جنجالی با هدف تحریک بازدید است.۲.۲. تبدیل شایعات به واقعیت و مسئله سوگیری رنگی (Bias)یکی از چالش‌های اخلاقی این نوع تیترنویسی، نحوه مدیریت شایعات است. شواهد نشان می‌دهد که Varzesh3 گاهی شایعات را در قالب یک خبر قطعی منتشر می‌کند (مانند تیتر «اوبامیانگ به پی‌اس‌جی خواهد پیوست») در حالی که در محتوای داخلی خبر، منبع آن را به یک «ادعای تلگراف» تقلیل می‌دهد.5 این استراتژی، اعتماد مخاطب را خدشه‌دار کرده و مصداق نقض اصل حرفه‌ای «صداقت در تیترنویسی» است.علاوه بر این، مسئله سوگیری‌های رنگی، که یک مشکل ساختاری در رسانه‌های ورزشی ایران است، به تیترهای Varzesh3 سرایت می‌کند. گزارش‌های مردمی حاکی از آن است که سردبیر این سایت دارای تمایلات رنگی (استقلالی) است.5 این تمایلات می‌تواند به‌طور مستقیم بر انتخاب تیترها، خصوصاً در بازی‌های حساس، تأثیر بگذارد تا جایی که کاربران احساس می‌کنند رسانه «از پیروزی استقلال خوشحال نشده» و منتظر پیروزی رقیب بوده است.5 این امر منجر به تبدیل رسانه از یک ناظر بی‌طرف به یک بازیگر فعال در جنگ‌های رسانه‌ای میان هواداران و در نتیجه، به قطبی‌سازی بیشتر جامعه ورزشی دامن می‌زند.بخش سوم: تحلیل تیترهای Football360: رویکرد تحلیلی و ژورنالیسم محتوامحوردر مقابل الگوی Varzesh3، سایت Football360.ir (F360) یک مدل رسانه‌ای متفاوت را دنبال می‌کند که به نظر می‌رسد بر ژورنالیسم عمیق‌تر و تحلیل‌محور تأکید دارد، حتی اگر برای رقابت در فضای آنلاین، از کلمات کلیدی جذاب استفاده کند.۳.۱. ساختار محتوایی و ژورنالیستی در Football360مدل محتوایی F360 بر ارائه ارزش افزوده ژورنالیستی به مخاطبان خود متمرکز است. این سایت آیتم‌هایی مانند «لایو ۳۶۰ با عادل فردوسی‌پور» و پادکست‌ها را در ساختار خود جای داده است. این تمرکز بر محتوای تحلیلی، نشان‌دهنده آن است که مدل کسب‌وکار F360 صرفاً بر ترافیک لحظه‌ای و انبوه متکی نیست، بلکه به دنبال جذب مخاطبان فرهیخته‌تر و وفادارتر است که به دنبال اعتبار ژورنالیستی و عمق تحلیلی هستند.تیترهای F360 اغلب موضوعاتی را پوشش می‌دهند که به نقد ساختارهای سیستمی و تحلیل‌های فنی می‌پردازند، نه صرفاً درگیری‌های فردی. نمونه‌هایی از این تیترها شامل «استاندارد دوگانه فدراسیون فوتبال؛ خدم و حشم برای امیر، هیچکس برای زنان؟» یا گزارش‌های فنی مانند «روی فرم‌ترین تیم‌های لیگ ۲۵؛ حال خوب سپاهان و استقلال، ناخوش‌احوالیِ پیکان» هستند. این رویکرد، نشان‌دهنده تعهد به پوشش جامع و منصفانه‌تر است.۳.۲. کاربرد کنترل‌شده ادبیات قهرآمیز در F360تحلیل نشان می‌دهد که F360 نیز در مواقع حساس از واژگان رقابتی استفاده می‌کند، اما این کاربرد معمولاً در چارچوب استعاری ادبی و استراتژیک تعدیل می‌شود. به‌عنوان مثال، تیتر «به یاد تقابل‌های کلوپ - گواردیولا؛ جنگ و صلح» از واژه «جنگ» استفاده می‌کند.6 با این حال، استفاده از «جنگ و صلح» (تلمیح به رمان مشهور) رقابت را در سطح یک دوئل استراتژیک، تاریخی و عقلانی قرار می‌دهد، نه درگیری شخصی یا خصومت شدید. این توازن، میزان درام‌سازی را کنترل می‌کند.همچنین، استفاده از «جنگ» در تیترهایی مانند «هیجان‌انگیزترین رقابت در تیم ملی؛ جنگ پنهان «$2+3$» ستاره» 6، به معنای رقابت داخلی برای کسب جایگاه در تیم است. در این موارد، استعاره «جنگ» به جای القای خشونت، برای برجسته کردن شدت و اهمیت رقابت فنی به کار رفته است.تمایز حیاتی در این دو رسانه در مدیریت اغراق نهفته است. Varzesh3 این مفاهیم هیجانی را برای بزرگ‌نمایی حاشیه و درگیری‌های شخصی استفاده می‌کند، در حالی که F360 آن‌ها را برای توصیف استراتژی‌ها و کیفیت رقابت در زمین به کار می‌گیرد.بخش چهارم: تحلیل تطبیقی ساختارهای زبانی و رسانه‌ای۴.۱. مقایسه بسامد استعاره‌های مفهومیهمان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، استعاره «فوتبال جنگ است» در روزنامه‌نگاری ورزشی ایران بسامد بالایی دارد. تفاوت اصلی میان Varzesh3 و F360 در نحوه اجرای این استعاره است:Varzesh3: این رسانه از استعاره جنگ برای تشدید خصومت‌های بیرونی استفاده می‌کند. تیترهایی مانند «جنگ با بارسلونا علنی شد» یا استفاده از اصطلاحات تهاجمی مانند «قاتل بالفطره» (که در F360 هم دیده شده، اما در V3 به شکل ساختاری برای توصیف بازیکن یا تنش‌ها کاربرد بیشتری دارد)، دارای کارکرد هستی‌شناختی و ساختاری هستند با هدف القای خصومت واقعی.Football360: این سایت اغلب مفاهیم جنگ را در قلمروهای استعاری ساختاری (توصیف استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها) یا با آرایه‌های ادبی متعادل می‌کند (مانند استفاده از تضاد یا تلمیح).این تفاوت در اجرای استعاره، نشان‌دهنده اولویت‌های متفاوت رسانه‌ها در تعیین دستور کار مخاطبان است؛ یکی هیجان فوری و دیگری تحلیل بلندمدت.ماتریس مقایسه استراتژی محتواییتحلیل تطبیقی ساختار محتوایی این دو رسانه، تفاوت‌های بنیادین در رویکرد تجاری و ژورنالیستی آن‌ها را برجسته می‌سازد.مقایسه استراتژی محتوایی دو سایت مورد بررسیتحلیل انطباق تیتر با محتوا (Clickbait Severity)شدت کلیک‌بیت در Varzesh3 به مراتب بالاتر است. این رسانه اغلب از طریق استفاده افراطی از واژگان هیجانی (مانند «فوری») و اغراق‌های بی‌پایه، انتظارات خواننده را فراتر از محتوای واقعی مقاله بالا می‌برد. این عدم انطباق تیتر با محتوا، که در تئوری اخلاق رسانه‌ای به‌عنوان اجتناب از «ادعاهای گزاف» یا وعده‌های دروغ تعریف می‌شود ، در Varzesh3 به‌طور سیستماتیک نقض شده و منجر به «فریب کلیک» می‌شود.در مقابل، تیترهای Football360، هرچند که جذابیت‌های زبانی را حفظ می‌کنند، اما معمولاً خلاصه‌ای دقیق‌تر از محتوای عمیق مقاله یا گزارشی که ارائه می‌دهند، هستند. این امر نشان‌دهنده تعهد بیشتر به صداقت ژورنالیستی و پرهیز از تله‌های «اقتصاد توجه» است.بخش پنجم: ریشه‌ها و عوامل انگیزشی لحن قهرآمیزاستفاده مداوم Varzesh3 از رتوریک قهرآمیز ناشی از ترکیبی از فشارهای اقتصادی، الگوهای فرهنگی و ضعف‌های سازمانی است.فشار اقتصاد توجه و مدل درآمدزایی Varzesh3Varzesh3 به‌عنوان یک پلتفرم مبتنی بر وب، به‌شدت به جذب حداکثری ترافیک برای درآمدزایی از تبلیغات وابسته است. در رقابت با هزاران منبع خبری دیگر، لحن قهرآمیز و اغراق‌آمیز سریع‌ترین و ارزان‌ترین روش برای جلب توجه مخاطب انبوه است. این استراتژی، احساسات اولیه مخاطب (مانند عصبانیت، هیجان یا وفاداری کورکورانه) را هدف قرار می‌دهد و به این ترتیب، تضمین می‌کند که حتی تیترهای مربوط به حواشی جزئی نیز بیشترین کلیک را به خود اختصاص دهند. این مدل اقتصادی، رسانه را به سمت اولویت دادن به جنجال‌های کوتاه‌مدت بر کیفیت محتوای بلندمدت سوق می‌دهد.تأثیر میراث روزنامه‌نگاری سنتی و فرهنگیادبیات تند و دراماتیک در رسانه‌های ورزشی ایران ریشه‌ای تاریخی دارد. همان‌طور که تحلیل استعاره‌ای نشان داد، «فوتبال جنگ است» یک استعاره مفهومی نهادینه شده است.4 Varzesh3 در واقع این رتوریک تهاجمی را که در روزنامه‌های ورزشی چاپی دهه‌های گذشته رایج بود، به فضای دیجیتال منتقل کرده و با ابزارهای نوین (فناوری فوری و جنجال‌سازی ۲۴ ساعته) آن را تقویت کرده است. این تداوم فرهنگی-رتوریکال، به رسانه اجازه می‌دهد تا این لحن را به‌عنوان یک هنجار پذیرفته شده در پوشش ورزشی تداوم بخشد.عوامل سازمانی و اخلاقی مؤثرمدل‌های اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌های ورزشی بر این نکته تأکید دارند که مدیران و کارکنان باید با در نظر گرفتن «توقعات اجتماعی» و «ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای»، یک برنامه توسعه شخصی و مدل پوشش خبری اختصاصی برای خود ترسیم کنند. با این حال، شواهد جمع‌آوری شده نشان می‌دهد که در Varzesh3، عوامل فردی و سازمانی (مانند تمایلات شخصی سردبیر و فشار نویسندگان برای «روی همو کم کردن») بر اصول حرفه‌ای غلبه می‌کنند. این امر، نشان‌دهنده یک تناقض جدی است؛ در حالی که چارچوب‌های نظری برای اخلاق رسانه‌ای وجود دارد، در عمل، منافع شخصی و تجاری سازمان بر مسئولیت اجتماعی پیشی می‌گیرد.بخش ششم: پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی لحن تحریک‌آمیزاستفاده مداوم از ادبیات قهرآمیز و اغراق‌آمیز توسط رسانه‌های پرمخاطب، عواقب عمیقی بر فرهنگ هواداری و اخلاق حرفه‌ای در ورزش ایران دارد.نقش رسانه در تحریک هواداران و ناهنجاری‌های اجتماعیتحقیقات اجتماعی تأکید دارند که رسانه‌ها در تحریک تماشاگران و دامن زدن به ناهنجاری‌های اجتماعی در ورزشگاه‌ها نقش پررنگی ایفا می‌کنند. هنگامی که یک رسانه به‌طور مداوم از «جنگ» و «خصومت» سخن می‌گوید، به هواداران این پیام فرهنگی را منتقل می‌کند که فضای ورزش نه یک محیط رقابتی سالم، بلکه میدان مبارزه‌ای است که در آن، تخلیه هیجانات و بروز رفتارهای پرخاشگرانه مشروع است.اگرچه هواداران پس از شکست تیم خود ناراحت می‌شوند، اما اگر فرهنگ‌سازی مناسب و غیرمادی صورت گیرد، می‌توان هنجارها را کنترل کرد و باخت را از شکست (به معنای حیثیتی) متمایز ساخت. اما لحن Varzesh3، شکست را به یک موضوع حیثیتی تبدیل می‌کند.چالش‌های اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعیعدم رعایت اخلاق حرفه‌ای در انتشار محتوای جنجالی، گاهی به خود باشگاه‌ها نیز سرایت می‌کند. به‌عنوان مثال، انتشار ویدئوهای حاوی شعارهای جنجالی هواداران توسط رسانه‌های رسمی باشگاه‌ها (مانند پرسپولیس) و واکنش شدیداللحن باشگاه‌های رقیب (مانند استقلال)، نشان‌دهنده یک چرخه معیوب از تنش است که رسانه‌های خبری بزرگ نیز در تشدید آن نقش دارند.یکی از مشکلات ساختاری در مدیریت این تنش‌ها، تمرکز متولیان ورزشی بر «مجازات‌های اقتصادی» (جریمه باشگاه‌ها) است، در حالی که ریشه‌های فرهنگی و نقش رسانه در تحریک هواداران نادیده گرفته می‌شود. این نشان می‌دهد که پاسخ مدیریتی به این ناهنجاری‌ها سطحی بوده و به جای پرداختن به ریشه مشکل (رتوریک رسانه‌ای و سوگیری‌ها)، صرفاً بر حل و فصل تنبیهی عوارض آن تمرکز می‌شود.ضرورت مدل اختصاصی پوشش خبریمدل‌سازی اخلاق رسانه‌ای ایجاب می‌کند که هر رسانه ورزشی، با در نظر گرفتن توقعات اجتماعی، یک الگوی اختصاصی برای پوشش خبری ترسیم کند.در این مقایسه، Football360 با اتخاذ رویکردی که تحلیل، محتوای عمیق، و نقد ساختاری را در اولویت قرار می‌دهد، به نظر می‌رسد به این مدل حرفه‌ای نزدیک‌تر است. این در حالی است که Varzesh3، به دلیل غلبه فشارهای تجاری و استراتژی اغراق، از ایفای مسئولیت اجتماعی خود به‌عنوان یک مرجع خبری فاصله گرفته و به یک محرک هیجانی در فضای ورزشی تبدیل می‌شود.بخش هفتم: نتیجه‌گیری و ارائه راهبردهای پیشنهادیجمع‌بندی یافته‌های کلیدی و تأیید فرضیهتحلیل جامع لحن و رتوریک تیترنویسی در رسانه‌های آنلاین فوتبال ایران، فرضیه اولیه کاربر مبنی بر استفاده مبالغه‌آمیز و قهرآمیز توسط Varzesh3 را به‌طور کامل تأیید می‌کند. Varzesh3 از یک استراتژی بلاغی استفاده می‌کند که در آن، استعاره مسلط «فوتبال جنگ است» برای ارتقاء حواشی، تنش‌های سازمانی، و شایعات به سطح درگیری‌های بزرگ و حیاتی به کار می‌رود. این استراتژی عمدتاً تحت تأثیر فشار «اقتصاد توجه» و هدف تجاری کسب حداکثر نرخ کلیک است.در مقابل، Football360 الگوی متفاوتی را ارائه می‌دهد که با تأکید بر محتوای تحلیلی و ژورنالیسم عمیق، سعی در متعادل‌سازی ادبیات قهرآمیز دارد. F360 در استفاده از واژگان رقابتی، بیشتر بر استراتژی فنی و رقابت درونی تمرکز می‌کند و از اغراق‌های صرفاً حاشیه‌ای دوری می‌جوید. این تمایز، نشان‌دهنده یک دوقطبی در بازار محتوای ورزشی ایران است: محتوای هیجان‌محور برای ترافیک انبوه (Varzesh3) در برابر محتوای تحلیل‌محور برای مخاطب آگاه (Football360).پیشنهاداتی برای مخاطبان آگاهمخاطبان آگاه ورزشی باید با درک استراتژی‌های اقتصاد توجه، به مصرف انتقادی محتوای خبری بپردازند. تشخیص تیترهای فریب‌دهنده (کلیک‌بیت) از تحلیل‌های معتبر، اولین گام در این راستا است. مخاطبان باید بتوانند تفاوت بین گزارش خبری صادقانه (مانند گزارش نتایج و آمار در F360) و تفسیر جنجالی و تحریک‌آمیز (مانند تشبیه تنش‌های مدیریتی به «جنگ علنی» در Varzesh3) را تمییز دهند تا کمتر تحت تأثیر فضای هیجانی رسانه‌ها قرار گیرند. این آگاهی جمعی می‌تواند در نهایت، رسانه‌ها را مجبور به ارتقاء استانداردهای حرفه‌ای خود کند.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Tue, 11 Nov 2025 23:18:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهم سرعت: چرا هوش مصنوعی داره برنامه‌نویس‌های حرفه‌ای رو کند می‌کنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/codenevis/%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-pr1xkvxfvwxv</link>
                <description>همه جا دارن میگن هوش مصنوعی قراره ابرقدرت جدید برنامه‌نویس‌ها بشه؛ یه دستیار خفن که برامون کد می‌زنه، باگ‌ها رو پیدا می‌کنه و کلا بهره‌وری رو می‌بره به یه سطح دیگه. راستش، ما هم داشتیم این داستان رو باور می‌کردیم. اما اگه بهتون بگم یه تحقیق جدید و درست‌وحسابی نشون می‌ده که این ابرقدرت، حداقل برای بچه‌های حرفه‌ای، نه تنها کمکی به سرعتشون نمی‌کنه، بلکه شاید کندترشون هم بکنه؟عجله نکنید، قبل از اینکه گارد بگیرید، بیاید ببینیم قضیه چیه.یه آزمایش ساده با نتایجی که شاخ درمیارید!قضیه از این قراره که یه موسسه تحقیقاتی به اسم METR که کارش تست کردن مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعیه، یه آزمایش باحال انجام داده . اونا چندتا برنامه‌نویس متخصص و کارکشته رو آوردن و بهشون ۲۴۶ تا کار واقعی (مثل رفع باگ و اضافه کردن فیچر) توی پروژه‌های متن‌باز دادن. بعد تسک‌ها رو شانسی دو دسته کردن: یه گروه اجازه داشت از هوش مصنوعی استفاده کنه، گروه دیگه نه.قبلش از برنامه‌نویس‌ها پرسیدن: «فکر می‌کنید هوش مصنوعی چقدر سریع‌ترتون می‌کنه؟» پیش‌بینی‌شون این بود: حدود ۲۴ درصد! اما نتیجه واقعی همه رو شوکه کرد. داده‌ها نشون داد گروهی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بود، در مجموع ۱۹ درصد کندتر از اون یکی گروه کار کرده بود.ولی قسمت عجیب‌تر ماجرا اینجا بود: حتی بعد از اینکه این آمار و ارقام رو به خود برنامه‌نویس‌ها نشون دادن، اونا هنوز پافشاری می‌کردن که هوش مصنوعی کارشون رو حدود ۲۰ درصد سریع‌تر کرده! این دقیقا همون چیزیه که بهش میگن «توهم سرعت». ما حس می‌کنیم سریع‌تر شدیم، ولی در واقعیت، داریم زمان بیشتری تلف می‌کنیم.خب، چرا هوش مصنوعی سرعت حرفه‌ای‌ها رو می‌گیره؟محقق‌ها پنج تا دلیل اصلی براش پیدا کردن که احتمالا برای شما هم آشناست:دردسر بازبینی و اصلاح: هوش مصنوعی یه کدی بهت می‌ده که در نگاه اول خوبه، ولی پر از ایرادای ریز و باگ‌های پنهانه. در نتیجه، یه برنامه‌نویس متخصص باید کلی وقت بذاره تا این مشکلات رو پیدا و اصلاح کنه؛ زمانی که شاید از نوشتن همون کد از صفر هم بیشتر بشه.استانداردهای بالای پروژه‌های واقعی: یه پروژه باکیفیت فقط یه مشت کد نیست که کار کنه. معماری داره، استایل کدنویسی داره، و یه سری قوانین نانوشته داره که هوش مصنوعی اصلا حالیش نمیشه. کدی که AI می‌ده معمولا با این استانداردها جور درنمیاد و باید کلی بازنویسی بشه.نداشتن دانش تخصصی (Domain Knowledge): هوش مصنوعی از منطق بیزینس پروژه، تاریخچه تصمیم‌های فنی، و اینکه چرا فلان کد اونجاست، هیچی نمی‌دونه. این دانش برای حل درست مشکلات حیاتیه و AI فعلا ازش بی‌بهره‌ست.سرعت خود متخصص‌ها: یه برنامه‌نویس باتجربه، الگوها و راه‌حل‌های بهینه رو تو ذهنشه. اغلب سریع‌تر از اینکه بخواد یه پرامپت خوب برای AI بنویسه و خروجی‌شو چک و اصلاح کنه، می‌تونه خودش یه کد تمیز و درست بنویسه.پریدن تمرکز (Flow State): کدنویسی عمیق تمرکز بالا می‌خواد. هی از محیط کد بری تو صفحه چت با هوش مصنوعی و برگردی، تمرکز آدم رو به هم می‌زنه و از اون حالت جادویی «غرق شدن تو کار» خارجت می‌کنه.حالا یعنی باید هوش مصنوعی رو کلا بذاریم کنار؟نه لزوما. این تحقیق یه نکته مهم داره: این نتایج مال اوایل سال ۲۰۲۵ و روی برنامه‌نویس‌های خیلی باتجربه تو پروژه‌های متن‌باز هست . این مطالعه نمی‌گه هوش مصنوعی برای همه یا برای هر کاری بده.مثلا برای یه برنامه‌نویس تازه‌کار، یا برای تولید کدهای تکراری و روتین، هنوزم می‌تونه یه ابزار فوق‌العاده باشه. ولی این تحقیق یه زنگ خطره که نباید کورکورانه دنبال تبلیغات راه بیفتیم .شاید بزرگ‌ترین درسی که می‌گیریم اینه که ابزارهای هوش مصنوعی، حداقل الان، جایگزین فکر عمیق، تجربه و تخصص ما آدما نیستن. فقط یه ابزار دیگه تو جعبه‌ابزارمون هستن که باید بدونیم کی و چطوری ازش استفاده کنیم .پس تکلیف این همه بنچمارک که میگن هوش مصنوعی خفنه چی میشه؟اینجا یه سوال مهم پیش میاد: اگه اینطوره، پس این همه بنچمارک و تست که نشون میدن مدل‌های AI روزبه‌روز تو کدنویسی بهتر میشن چی میگن؟ اونا دروغ میگن؟نکته کلیدی تو روش تست کردنه.بیشتر بنچمارک‌های معروف، عملکرد AI رو تو حل یه مسئله ایزوله و مشخص اندازه می‌گیرن. مثلا بهش میگن «یه تابع بنویس که لیست رو مرتب کنه». تو این حالت، AI با یه کدبیس بزرگ و پیچیده و قدیمی کاری نداره. این تست‌ها فقط توانایی حل یه معمای منطقی رو می‌سنجن.اما کاری که مطالعه METR کرده فرق داره. اونا یه کدبیس واقعی و فعال رو گذاشتن جلوی برنامه‌نویس و گفتن: «حالا این باگ رو تو این پروژه واقعی درست کن». این دیگه فقط حل معما نیست؛ باید کل پروژه رو بفهمی، کدهای بقیه رو بخونی و استانداردهای همون کدبیس رو رعایت کنی. تفاوت اصلی همینه.ولی ناامید نشیم! قطار هوش مصنوعی با سرعت داره حرکت می‌کنهبا همه این حرفا، نباید یه نکته مهم رو فراموش کنیم: دنیای هوش مصنوعی با سرعت نور داره پیش میره و ابزارهای کدنویسی هر روز دارن باهوش‌تر میشن.شرکت‌های بزرگی مثل گیت‌هاب، آمازون و گوگل دائما دارن دستیارهای خودشون رو بهتر می‌کنن و قابلیت‌های جدیدی مثل دیباگ هوشمندتر بهشون اضافه می‌کنن. این یعنی خیلی از مشکلاتی که این مطالعه امروز بهشون اشاره می‌کنه (مثل درک پایین از کدبیس)، ممکنه خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کنیم حل بشن. پس این مطالعه فقط یه عکس لحظه‌ای از الانه و شاید تا سال دیگه، داستان کاملا فرق کنه.این بحث من رو به فکر فرو برد. برای همین از Gemini خواستم که یه تحقیق در خصوص این موضوع بکنه:«ابزارهای کدنویسی مبتنی بر AI چطور روی راندمان یا کیفیت توسعه‌دهندگان در سه سطح آماتور، متوسط و حرفه‌ای اثر گذاشته؟ آیا بهتر شده یا نه؟ آیا فقط سرعت توسعه برای ارزیابی این موضوع مهمه یا فاکتورهای دیگه‌ای هم هست؟»نتیجه این تحقیق از این لینک قابل مطالعه هست. در ادامه خلاصه‌ای از این تحقیق رو براتون می‌نویسم و پیشنهاد می‌کنم برای جزئیات بیشتر، حتما خود مقاله کامل رو مطالعه کنید.خلاصه تحقیق: تأثیر هوش مصنوعی بر برنامه‌نویس‌ها (فراتر از سرعت)تحقیق نشون می‌ده که تأثیر هوش مصنوعی یکسان نیست و خیلی به سطح مهارت برنامه‌نویس بستگی داره. ضمنا، سنجیدن این تأثیر فقط با معیار «سرعت» کاملا اشتباه و گمراه‌کننده‌ست و باید به کیفیت، امنیت و تجربه توسعه‌دهنده هم نگاه کرد.برای برنامه‌نویس‌های آماتور (مبتدی): هوش مصنوعی مثل یه شمشیر دولبه عمل می‌کنه. از یه طرف، با کمک فوری و کم کردن موانع اولیه، انگیزه و سرعت یادگیری رو بالا می‌بره.برای برنامه‌نویس‌های سطح متوسط: اینجا هوش مصنوعی واقعا می‌تونه یه تقویت‌کننده قوی باشه. کارهای تکراری و روتین رو خودکار می‌کنه و به این افراد کمک می‌کنه تا سریع‌تر با تکنولوژی‌های جدید آشنا بشن و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنن.برای برنامه‌نویس‌های حرفه‌ای (متخصص): اینجا داستان پیچیده‌تره. همونطور که مطالعه METR نشون داد، هوش مصنوعی لزوما سرعت این افراد رو در کارهای پیچیده بیشتر نمی‌کنه.در نهایت، تحقیق تأکید می‌کنه که کیفیت و امنیت کد، دو عامل حیاتی هستن که نباید فدای سرعت بشن. هوش مصنوعی می‌تونه الگوهای ناامن رو بازتولید کنه و کیفیت کد رو پایین بیاره، مگر اینکه یک انسان ماهر به دقت روی خروجی اون نظارت داشته باشه. برای بررسی کامل این چارچوب‌ها و دیدن جزئیات بیشتر، مطالعه فایل ضمیمه‌شده رو از دست ندید.با این اوصاف خیلی به خود من در فرایندکدنویسی کمک شده! اما توی پروژه بزرگ تجربه ام مشابه مقاله بوده.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sat, 02 Aug 2025 22:34:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو پرامپت جالب هوش مصنوعی برای فریلنسرها و افراد جویای کار برای ایجاد تصویر جذاب</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%AF%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-gzx21fptgep7</link>
                <description>به جای اسم Hamed اسم خودتون رو بذارید.به جای سمت شغلی product manager یا product management عنوان شغلی خودتونبعد از کلمه tools هم ملزومات و ابزارهای حوزه کاری خودتون رو بذارید.پرامپت اول برای ایجاد تصویر مشابه سمت چپ:A collectible vinyl figure of a male product manager named Hamed, displayed inside a thick, straight orange retail box (not two boxes. do it in one box). The figure is visible through a clear plastic window on the left, and the right side of the box features a recessed area labelled &quot;Accessories&quot; with a transparent plastic film cover. Inside are 3D accessories representing essential product management tools: a laptop with product roadmap displayed, data analytics dashboard, user persona cards, sticky notes for user stories, a digital product backlog, a whiteboard with customer journey map , and miniature team collaboration icons representing cross-functional teamwork . Also included are digital tool icons for Jira, Figma, and analytics software that product managers commonly use to bridge technical and business requirements . The character is 40 years old and styled in an action figure design with black hair, a cream poloshirt, black pants, a happy smiley face and black shoes. The box has playful, rounded typography at the top spelling &quot;HAMED&quot; in white with bold outlines, and a sticker in the top-right corner reading &quot;Hire Me.&quot; The front and side panels include the title &quot;Product Manager&quot; and a cartoon portrait of Hamed on the right side. Lighting is soft and vibrant, with a polished, professional studio photography vibe, and must not have a yellow tone.پرامپت دوم برای ایجاد تصویر مشابه سمت راست:Draw an action figure for of this person in this photo. This action figure should be full-figure and displayed in its original blister pack packaging. On top of the box is the name of the toy &quot;Product Manager&quot; across a single line of text. In the blister pack packaging, next to the figure, show the toys accessories in a column, including a mac-book pro, a Meter, a Chart, Sticky notes, Roadmap, the Google Analyics app, the Visual Studio Code app, and the Jira app. there should be a label on the corner of the box says &quot;Limited Edition&quot;. This figure should be look like a premium toy and everything should be inside the plastic!قابل استفاده از ChatGPT و Gemini و Midjourney</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sat, 05 Apr 2025 15:08:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%BA-jcwxrnv5dnob</link>
                <description>اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟ این سؤال شاید برای بچه‌های دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ حالت سرگرمی داشت و موضوعی برای بامزه‌بازی بود. اما برای دانشمندان این‌طور نیست. دانشمندان مدت‌ها درباره این پرسش تحقیق کرده‌اند و بالاخره به نتیجه رسیده‌اند. این مقاله را تا انتها بخوانید تا یک بار برای همیشه به پاسخ علمی این پرسش چالش‌برانگیز برسید.معمای «اول مرغ یا تخم مرغ» نه‌تنها در زمینه علمی بلکه در فلسفه و دین نیز مورد بحث بوده است. فیلسوفان یونان باستان مانند افلاطون و ارسطو این موضوع را به عنوان یک مسئله علّی بررسی کرده‌اند و پرسش از اینکه آیا ماده (تخم مرغ) یا شکل (مرغ) اول بوده است را مطرح کرده‌اند. این معما نشان‌دهنده یکی از اولین تلاش‌های بشر برای درک رابطه بین علت و معلول است.این پرسش ذاتاً  بسیار پیچیده است. زیرا برای گذاشتن تخم مرغ به مرغ نیاز دارید، اما مرغ‌ها از تخم مرغ‌ها به وجود می‌آیند و ما را با دایره‌ای بی‌پایان از حیات مواجه می‌کند که ظاهراً هیچ نقطه شروعی ندارد. خوشبختانه، نیازی نیست که همیشه درگیر این معما باشیم. این معمای را می‌توانیم با ابزارهای علم، به ویژه اصول زیست‌شناسی تکاملی حل کنیم. بگذارید شروع کنیم. در این مقاله، ابتدا اولین تخم‌ها و بعد اولین مرغ‌ها را بررسی می‌کنیم و در آخر هم درباره اولین تخم‌مرغ‌ها صحبت می‌کنیم. جالب است، مگر نه؟اولین تخم‌ها + نقش تخم‌ها در تکامل پرندگان و نگرش بشرتخم‌ها در سراسر قلمروی حیوانات یافت می‌شوند. از نظر فنی، تخم صرفاً یک ظرف محصور شده با غشا است که در آن یک جنین می‌تواند رشد کند و بزرگ‌تر شود، تا زمانی که بتواند به‌تنهایی زنده بماند.اما بگذارید تمرکز کنیم بر نوع تخم مرغ پرنده‌ای که امروزه می‌شناسیم. این تخم‌ها برای اولین بار با تکامل اولین آمنیوت‌ها میلیون‌ها سال پیش به وجود آمدند. پیش از پیدایش آن‌ها، بیشتر حیوانات برای تولید مثل به آب نیاز داشتند و تخم‌های خود را در برکه‌ها و محیط‌های مرطوب دیگر می‌گذاشتند تا تخم‌ها خشک نشوند.در نقطه‌ای، نوع دیگری از تخم، به‌تدریج تکامل پیدا کرد. این تخم‌ها، سه غشای اضافی در داخل داشت: کوریون، آمنیون و آلانتیوس.  وظایف هر غشا کمی با هم متفاوت است. با این حال، همه این لایه‌های اضافی، یک سیستم پشتیبانی حیاتی محصورشده و همه‌جانبه را فراهم می‌کرد: جنین می‌تواند مواد مغذی ذخیره‌شده را جذب کند، محصولات زائد اضافی را ذخیره کند و بدون نیاز به محیط آبزی خارجی تنفس کند. مایعات اضافی در آمنیون، به‌علاوه پوسته سخت بیرونی، نیز حفاظت اضافی فراهم می‌کنند.بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که تخم‌های آمنیوتیک اهمیت زیادی داشتند. آن‌ها دنیای جدیدی از فرصت‌ها را برای مکان‌های تخم‌گذاری زمینی باز کردند و غشاهای اضافی مسیر را برای تخم‌های بزرگتر (و عمدتاً بهتر) هموار کردند.ما هنوز دقیقاً نمی‌دانیم این اتفاق چه زمانی رخ داده است، عمدتاً به این دلیل که غشاهای تخم‌ها فسیل‌های خوبی نمی‌سازند. این موضوع دانشمندان را سرگردان و بی‌اطلاع رها کرده است. بدون اینکه هیچ رکورد واضحی از زمان یا نحوه تکامل تخم‌های آمنیوتیک در دسترس باشد. بهترین حدس دانشمندان  این است که آخرین جد مشترک هر دو گروه چهاراندامان (حیوانات چهاراندام دارای ستون فقرات) و آمنیوت‌ها (حیوانات چهاراندام دارای ستون فقرات که تخم‌هایی با همه آن لایه‌های اضافی می‌گذارند) حدود ۳۷۰-۳۴۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده است. اگرچه برخی منابع اولین گونه‌های آمنیوت را نزدیک به ۳۱۲ میلیون سال پیش می‌دانند. پستانداران، خزندگان و پرندگان امروزی همگی از نوادگان اولین آمنیوت‌ها هستند.تخم‌ها در تکامل پرندگان نقش مهمی ایفا کرده‌اند. تخم‌های آمنیوتیک به پرندگان اجازه دادند تا محیط‌های بیشتری را برای زندگی و تولیدمثل انتخاب کنند. این موضوع منجر به تنوع زیستی بیشتر و گسترش گونه‌های پرندگان شد. امروزه، پرندگان مختلف با تخم‌های مختلف شناخته می‌شوند که هر کدام ویژگی‌ها و مزایای خاص خود را دارند.تخم‌ها و مرغ‌ها در فرهنگ‌ها و هنرهای مختلف جایگاه ویژه‌ای دارند. از اسطوره‌های یونان باستان تا نقاشی‌های معروف رنسانس، تخم مرغ و مرغ‌ها همیشه نمادی از حیات، تولد و نوزایی بوده‌اند. به عنوان مثال، در نقاشی‌های هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی و هیرونیموس بوش، تصاویر تخم مرغ به چشم می‌خورد که به‌عنوان نمادی از زندگی و آفرینش استفاده شده‌اند.اولین مرغ‌هااولین مرغ واقعی در نتیجه یک جهش ژنتیکی (یا جهش‌ها)، در یک زیگوت توسط دو تقریباً- مرغ (یا پروتو-مرغ)  تولید شده بوده است. به‌عبارت دیگر، دو پروتو- مرغ با هم جفت شده‌اند و DNA خود را ترکیب کرده‌اند تا اولین سلول اولین مرغ را تشکیل دهند. در جایی در طول خط، جهش‌های ژنتیکی در آن سلول اول رخ داده‌اند و آن جهش‌ها خود را به هر سلول دیگری در بدن هنگام رشد جنین مرغ منتقل کرده‌اند. نتیجه؟ اولین مرغ واقعی.اولین تخم‌مرغ‌هااین ادعا از سوی برخی دانشمندان که ادعا می‌کردند در واقع مرغ اول بوده است، برخاسته است که تخم‌های مرغ قبل از آن وجود داشته‌اند. پوسته تخم مرغ عمدتاً از کربنات کلسیم (CaCO₃) تشکیل شده است. مرغ‌ها کلسیم مورد نیاز برای تولید پوسته تخم مرغ را از منابع غذایی دریافت می‌کنند.والدین احتمالی اولین تخم‌مرغ‌هااحتمالاً والدین این اولین مرغ واقعی، قرقاول سرخ (Gallus gallus) بودند که بومی مناطقی از جنوب شرقی آسیا از جمله هند، چین جنوبی، اندونزی، مالزی، سنگاپور و اندونزی هستند. قرقاول سرخ توسط انسان‌ها در آسیا اهلی شد و به‌مرور زمان به مرغ‌های خانگی که امروزه می‌شناسیم و دوست داریم تبدیل شد.شواهد باستان‌شناسی درباره اولین مرغ و تخم‌مرغشواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که قرقاول سرخ حدود ۱۰,۰۰۰سال پیش برای اولین بار اهلی شده است، اگرچه تحلیل DNA و شبیه‌سازی‌های ریاضی نشان می‌دهند که مرغ خانگی در واقع بسیار زودتر از قرقاول جدا شده است (حدود ۵۸,۰۰۰ سال پیش). همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد منشأ مرغ خانگی ممکن است کمی پیچیده‌تر باشد: ژن‌های رنگ زرد پاهای بسیاری از مرغ‌ها ممکن است از قرقاول خاکستری (Gallus sonneratii) و نه قرقاول سرخ به دست آمده باشد که نشان از یک نوع هیبریداسیون بین گونه‌ها دارد.نتیجه چطور شد؟اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟ این معما در بسیاری از فرهنگ‌ها و مذاهب جهان مطرح شده و به عنوان یک سوال فلسفی و حتی روحانی مورد بحث قرار گرفته است. برخی از مذاهب پاسخی دینی به این سوال می‌دهند، در حالی که دیگران به‌دنبال پاسخ‌های علمی هستند.از نظر علمی، با توجه به اینکه تخم‌های آمنیوتیک تقریباً ۳۴۰ میلیون سال پیش ظاهر شده‌اند و اولین مرغ‌ها در حدود ۵۸,۰۰۰ سال پیش تکامل یافته‌اند، می‌توان با اطمینان گفت که تخم اول آمده است.در پایان، بد نیست به این موضوع اشاره کنیم که این پرسش نوعی دوگانگی کاذب است. تخم‌ها قطعاً قبل از مرغ‌ها وجود داشتند، اما تخم‌مرغ‌ها احتمالاً نه. در واقع، همان‌طور که تخم‌ها تکامل پیدا کرده‌اند، پرندگان هم تکامل یافته‌اند. پاسخ علمی و واقعی به این پرسش، توجه به این نکته است که بین مرغ و تخم‌مرغ، شما نمی‌توانید یکی را بدون دیگری داشته باشید. با این حال، اگر مجبور بودیم یک طرف را انتخاب کنیم، بر اساس شواهد تکاملی، ما در تیم تخم‌مرغ هستیم. حالا که متوجه شدید، پاسخ علمی معمای اول مرغ بود یا تخم‌مرغ؟ بگذارید یک پرسش بامزه مطرح کنیم: بگویید که مرغ را بیشتر دوست دارید یا تخم‌مرغ را؟</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2024 20:54:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با این روش خیلی راحت‌تر به زبان فارسی تایپ کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-yeumsngq2zsp</link>
                <description>شاید برای شما هم پیش اومده باشه: دارید توی یه فرم یا باکس تایپ می‌کنید، مثلاً فارسی می‌نویسید، اما همه‌چیز از چپ به راست نمایش داده می‌شه! خواندن متن سخت می‌شه، و شاید حتی اعصابتون هم خرد بشه.  این مشکل همیشگی من بود، تا اینکه تصمیم گرفتم یه راه‌حل براش پیدا کنم.اینجاست که افزونه جدیدم  با اسم Auto RTL/LTR Switcher برای مرورگر گوگل کروم در کامپیوتر متولد شد!  کاری که این افزونه انجام می‌ده، خیلی ساده ولی فوق‌العاده کاربردیه: وقتی شروع به تایپ می‌کنید، افزونه زبان متن رو تشخیص می‌ده. اگه فارسی باشه، خودش متن رو به راست‌چین (RTL) تغییر می‌ده؛ اگه لاتین باشه، به حالت چپ‌چین (LTR) برمی‌گردونه.این یعنی از حالا دیگه لازم نیست مدام تنظیمات جهت تایپ رو دست‌کاری کنید. فقط تایپ کنید و لذت ببرید!حالا فکر کنید این افزونه کجاها به کار میاد! 📷مثلاً دارید از نسخه ChatGPT استفاده می‌کنید، می‌دونید که این سایت‌ها معمولاً همه‌چیز رو چپ‌چین تنظیم می‌کنن، چون زبان پیش‌فرضشون انگلیسی یا لاتینه. حالا اگه وسطش بخواید یه متن فارسی تایپ کنید، چه اتفاقی می‌افته؟ متن می‌چسبه به چپ و خوندنش واقعاً اذیت‌کننده می‌شه.اینجاست که افزونه وارد عمل می‌شه. توی همون لحظه‌ای که شروع به تایپ فارسی می‌کنید، متن رو راست‌چین می‌کنه و تجربه تایپ کردن رو براتون ساده و لذت‌بخش می‌کنه. از وب‌سایت‌های هوش مصنوعی گرفته تا فرم‌های تماس، نظرسنجی‌ها، یا هر جایی که بخواید به دو زبان تایپ کنید، این افزونه براتون یه همراه هوشمنده. دیگه نیاز نیست مدام خودتون تنظیمات جهت رو تغییر بدید. فقط تایپ کنید و همه‌چیز به‌طور خودکار تنظیم می‌شه!لینک دانلود و نصب افزونه Auto RTL/LTR Switcher برای مرورگر کروم و Edgeنکته: افزونه‌های مرورگر کروم بر روی مرورگر Edge هم نصب میشن.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Thu, 12 Dec 2024 15:38:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای مفاهیم سایبری که هر کسی باید بدونه</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87-cdundiv0nw1e</link>
                <description>این راهنمای آنلاین و رایگان به شما کمک می‌کند تا با اصول اولیه شبکه، اینترنت و امنیت سایبری آشنا شوید. این راهنما به‌ویژه برای افرادی طراحی شده است که پیش‌زمینه یا تجربه‌ای در زمینه فناوری اطلاعات ندارند.مزیت اصلی این راهنما، گردآوری مفاهیمی است که به شما یک دید کلی و مناسب ارائه می‌دهد. مفاهیم مطرح شده به ساده ترین شکل ممکن نگارش شده و ارتباط معنایی دارند و ترتیب ارائه آنها مقدمه‌ای برای درک مفاهیم دیگر است. با این راهنما دنیای اینترنت را بدون دردسر بفهمید.این راهنما بخشی از سواد دیجیتال برای همه است که باعث می شود از خود، خانواده و اطلاعاتتان در برابر هکرها و مجرمان سایبری محافظت کنید.مدتی پیش بنا به پرسش‌های مکرر دوستان و آشنایان در مورد مباحث مربوط به شبکه و امنیت تصمیم گرفتم راهنمایی ساده و خلاصه در این خصوص تدوین و نگارش کنم. این راهنما هم اکنون در اختیار شماست.خوندن یا مرور این راهنما نهایتاً کمتر از 2 ساعت وقت نیاز داره.مطالب این راهنما در شش فصل به ترتیب زیر ارائه شده است:مبانی شبکهاصلی ترین مفاهیم شبکه به صورت خلاصه در این فصل توضیح داده شده است.مفاهیم امنیتی پرکاربردگزیده‌ای از مهمترین و پرتکرارترین عبارات رایج در حوزه امنیت سایبری در این فصل فهرست شده است.ذهنیت مهاجمین و هکرهاآشنایی با ذهنیت و مقاصد هکرها کمک شایانی به درک علت بروز حمله‌های سایبری و پیامدهای آن می‌کند. در این فصل به صورت خلاصه به چنین موردی می پردازیم.وبگردی و ردپای دیجیتالردپای دیجیتال (digital footprint) مجموعه داده‌هایی است که از فعالیت‌های آنلاین شما باقی می‌ماند. این شامل اطلاعاتی مانند تاریخچه جستجو، وب‌سایت‌هایی که بازدید کرده‌اید، اطلاعاتی که به اشتراک گذاشته‌اید و کوکی‌هایی که در دستگاه شما ذخیره شده‌اند می‌شود.بلاکچین، رمزارز و فناوری مالیدر حال حاضر، بلاک‌چین و فناوری‌های مالی (FinTech) در مراحل ابتدایی توسعه خود هستند، اما آینده این فناوری‌ها روشن و امیدوارکننده است. با توجه به اهمیت این موضوع و محبوبیت روزافزون این مباحث در این فصل به مرور برخی مفاهیم این حوزه می پردازیم.روال‌های کسب و کارهای اینترنتیدرک عملکرد سرویس‌‌دهندگان آنلاین و آشنایی با برخی از مفاهیم بنیادین این حوزه دید بهتری به شما خواهد داد.دانستن مفاهیم مطرح شده برای شهروند امروز یک ضرورت است، چرا که این مفاهیم در زندگی روزمره شهروندان در عصر جدید به وفور استفاده می‌شود.این راهنما به صورت زنده (Live) آپدیت خواهد شد و همواره در دسترس شماست. تاریخ بروز رسانی در بالای راهنما قید شده است.اگر نظر، سوال یا پیشنهادی دارید لطفاً از طریق کامنت با من در میان بگذارید.مشاهده کتاب آنلاین و رایگان راهنمای مفاهیم سایبری برای همه</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jul 2024 14:14:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این بخش از رزومه برای کارفرما مهمه! باقیش و نمی بینن!</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-xtxhdkebphx4</link>
                <description>در این مقاله با نگاهی به مطالعه‌ای که در مقاله «قضاوت استخدام‌کنندگان روی رزومه‌ها چندان قابل اعتماد نیست و تقریباً تا حدی شانسی عمل می‌کنند» به 10 مورد از فرازهای آن که الگوی رفتاری استخدام‌کنندگان (Recruiters) را مورد مطالعه قرار داده می‌پردازم. این نکات به خصوص برای کسانی که قصد مهاجرت و فعالیت بین المللی دارند مفید و گره‌گشا خواهد بود.۱- استخدام‌کنندگان، صرف‌نظر از حرف‌هایی که علناً می‌زنند، عمدتاً به دنبال برندهای معتبر داخل رزومه شما هستند. بنابراین، برجسته کردن مهارت‌هایتان یا کسب مهارت‌های جدید به احتمال زیاد تأثیر زیادی روی نتیجه نخواهد داشت.۲- کسب مهارت‌های جدید به احتمال زیاد شما را به یک مهندس بهتر تبدیل می‌کند؛ اما به احتمال زیاد باعث افزایش بازارپذیری شما نمی‌شود.۳- اکیداً توصیه می‌کنیم که کاملاً روی درخواست آنلاین برای کار وقت نگذارید. در عوض، با مدیران استخدامی تماس بگیرید. به ‌ویژه اگر سابقه کافی مرتبط ندارید. در این روش، اعداد به نفع شما خواهند بود، زیرا تعداد کمی از متقاضیان مستقیماً سمت مدیران استخدامی می‌روند۴- از لینکدین برای پیدا کردن مدیران استخدامی استفاده کنید اما ترجیحاً از لینکدین برای ارسال پیام و درخواست به آنها استفاده نکنید.۵- یک ایمیل کوتاه و شخصی‌سازی‌شده برایشان ارسال کنید. درباره تأثیرگذارترین چیزی که ساخته‌اید صحبت کنید. نوشتن این ایمیل‌های شخصی‌سازی‌شده البته زمان‌بر است، اما در این بازار، کاری است که باید برای متمایز شدن انجام دهید.۶- اگر می‌توانید یک پست وبلاگی که  این مدیران استخدامی نوشته‌اند یا پروژه‌ای که روی آن به‌طور عمومی کار کرده‌اند را پیدا کنید. این دو مورد (کار تاثیرگذار شما و مضمون مقاله) را به هم مرتبط کنید و متوجه خواهید شد که نرخ پاسخگویی بسیار بالاتری خواهید داشت.۷- استخدام کنندگان در پاسخ به این سوال که چرا فلان متقاضی رد شده عمدتاً به فقدان مهارت فرد اشاره کردند که این پاسخ با تحلیل انجام شده مغایرت داشت و مشخص شد دلیل اصلی همان نبود سابقه کار در یک برند معتبر است.دلایلی که استخدام‌کنندگان برای رد متقاضی ذکر کرده‌اند که با حقایق کمی مغایرت دارد۸- حسب پاسخ  استخدام‌کنندگان و جدای از تمرکز این مقاله، یک علت مهم در رد درخواست متقاضیان واضح نبودن این مورد که متقاضی قبلاً در موقعیت های قبلی روی چه چیزی کار می‌کرده بوده است. بنابراین در فهرست سوابق به خوبی و خیلی خلاصه بنویسید که چه کاری انجام داده‌اید.۹- میانه زمان بررسی رزومه‌ها ۳۱ ثانیه بوده که در این مقاله به استخدام‌کنندگان توصیه شده چند ثانیه بیشتر (بیش از ۴۵ ثانیه) صرف بررسی درخواست‌ها کنند تا دقت عمل بیشتر منتهی به نتایج بهتری شود.۱۰- در انتهای مقاله ابراز امیدواری شده که ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی بتوانند در آینده نزدیک باعث کاهش برخی سوگیری‌ها شوند.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2024 16:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتایج نظرسنجی سالیانه وضعیت وردپرس در ایران - 1400</title>
                <link>https://virgool.io/wptips/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-1400-kya5fvfkttr8</link>
                <description>در انتهای سال 1400 شمسی با همراهی تعدادی از علاقه‌مندان به وردپرس در ایران تلاش کردیم تا با نظرسنجی از فعالان وردپرس ایرانی به دورنما و چشم انداز بهتری از وضعیت آن در کشور ایران برسیم.نتیجه این نظرسنجی هم اکنون پیش روی شماست. با تشکر از همه کسانی که در این نظرسنجی شرکت کرده یا آن را با دیگران به اشتراک گذاشتند.در این نظرسنجی 32 پرسش مطرح شد و 267 نفر در آن شرکت کردند.جنسیت شرکت کنندگانپیش از انتشار نظرسنجی انتظار این بود که درصد بیشتری از فعالان این حوزه را خانم ها تشکیل دهند.استان محل سکونتطبق معمول تهران بیشترین وردپرس کاران را در خود جای داده. سهم استان فارس در این نظرسنجی جالب توجه بود.بازه سنی شرکت کنندگانحضور پررنگ دهه هفتادی ها در این نظرسنجی از نکات قابل توجه است.میزان تحصیلات شرکت کنندگانتحصیلات دانشگاهی در گرایش های زیر مجموعه کامپیوتروضعیت تاهل شرکت کنندگانفیلدهای مهارت شرکت کنندگاندر این بخش هر نفر می‌توانست بیش از یک گزینه را انتخاب کند.عنواین نمودارها به ترتیب از بالا به پایین:کاربری و استفادهسئو، تولید محتوا و دیجیتال مارکتینگنصب و راه اندازیپشتیبانی و نگهداریساخت و توسعه افزونهطراحی، ساخت و توسعه پوستهسبک کاری شرکت کنندگانتجربه سنوات کاری شرکت کنندگانسطح رضایت از دستمزدوضعیت درآمد مالی شرکت کنندگان و سهم وردپرسوضعیت علاقه به ویرایشگرهای توکار وردپرس صفحه ساز محبوبدر این پرسش هر شخص می توانست چند گزینه را انتخاب کند. کماکان المنتور محبوبترین است.نمودار صورتی: از صفحه ساز استفاده نمی کنم.نمودار بنفش: WP Page Builderمشارکت شرکت‌کنندگان در پیشبرد پروژه متن باز وردپرس فارسیتبلیغ: راهنمای کامل و فارسی مشارکت در دنیای متن بازمرجع شرکت‌کنندگان در نظرسنجی برای خرید موارد پولی مورد نیاز کدام بخش بیشتر پول ساز است؟عناوین ردیف های نمودار به ترتیب از بالا به پایین:سایر مواردبرای سایت صفحه ورود / تبلیغاتبرای ساخت MVP / استارتاپسایت شرکتی / اطلاع رسانیسایت فروشگاهی / خرده فروشی / مارکت پلیسسایت خبری/ تفریحی / سرگرمیوبلاگ یا سایت شخصیموقعیت سرورهای میزبانیمدل دریافت دستمزدتولید محصول اختصاصیوضعیت مشتریان خارجی و درآمد ارزیمهارت در زبان PHPمهارت در HTML/CSSمهارت در زبان JavaScriptسیستم عامل محبوبابزارهای توسعهعنوان اولین ردیف نمودار از بالا: از چنین ابزارهایی استفاده نمی کنمادیتور یا IDE محبوبمحبوبترین ابزار کار تیمیچرا وردپرس؟ادامه با وردپرسسابقه کارنوع و تیپ (Type) مشتریانعناوین ردیف ها به ترتیب از بالا به پایین:نمی دانماشخاص عادی و سایت های کوچکاستارتاپ هامجموعه شرکت ها و سازمان های متوسطافراد معروف و شرکت ها و سازمان های بزرگنصب وردپرس</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sun, 17 Apr 2022 15:34:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا برنامه‌نویس‌ها بدقول هستند یا به بدقولی معروفند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%82%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%D9%86%D8%AF-shlzfbvpxy13</link>
                <description>در واپسین روزهای اسفندماه 1398 و در قرنطینه خانگی در حال مرور توییت‌های ملت بودم که به توییت نیما شفیع‌زاده برخوردم. همین مورد بهانه‌ای شد تا در خصوص بدقولی برنامه‌نویس‌ها چند خطی بنویسم. البته قبلش دستم رو 20 ثانیه شستم!بدقولی برنامه‌نویس‌ها واقعیت داره!بله درسته، دسته زیادی از برنامه‌نویس‌های ایرانی و خارجی به دلایلی  مختلفی که برخی از اونها رو خواهم گفت تجربه بدقولی داشتند. این مورد صرفاً  مختص ایران هم نیست اما شاید دلایل فرهنگی باعث شده باشه این مورد در  ایران بیشتر به چشم بیاد.به نقل از پروفسور صمیعی. (من نگفتما)برنامه نویس فریلنسردسته زیادی از برنامه‌نویس‌ها مهارت‌های کدنویسی رو به صورت خودخوان و بر حسب تجربه یاد گرفتن و در همین مسیر به سمت دنیای فریلنسری سوق داده شدند. یکی از عارضه‌های فریلنسری، شوق زیاد (یا حرص زدن) برای گرفتن چندین پروژه به صورت همزمان است.این هیجان باعث میشه تا فریلنسر در حین ارسال پیشنهاد، تخمین نامناسبی از  زمان مورد نیاز در ذهنش شکل بگیره و وارد انجام پروژه بشه. در حین انجام کار به دلیل بروز مسائل غیرقابل پیش بینی و همچنین عدم تمرکز کافی بر روی  یک کار، به احتمال زیاد شاهد به تعویق افتادن موعد تحویل خواهیم بود و این مورد تجارب تلخی را رقم خواهد زد. ما در پارسکُدرز نیز به وفور شاهد چنین موردی هستیم و یکی از راهکارهای ما برای بهبود این مشکل ایجاد محدودیت ها برای دریافت پروژه همزمان هست.تخمین زمان مورد نیاز سخت استاین بند در خصوص روش های تخمین زمان نیست، بلکه اشاره‌ای است به چالش‌ها  و حقایقی که در خصوص تخمین زمانی رخ می‌دهد و باعث بدقولی می‌شه.اگر تجربه برنامه نویسی داشته باشید می دانید که یکی از اصلی ترین  سئوالات کارفرمایان در حین مذاکرات اولیه پروژه پرسش در خصوص زمان مورد  نیاز برای انجام پروژه است. در واقع پاسخ به این سئوال که چقدر زمان مورد نیاز است بسیار سخت است. چون ماهیت این کار با حل مسئله روبروست و ما دقیقاً نمی دونیم پاسخ مشکل چه زمانی پیدا می شه.طی سال‌های گذشته تعدادی چهارچوب و متدولوژی توسعه نرم افزار خلق شدند که یکی از اهدافشون ارائه راهکارهایی برای تخمین بهتر زمان بوده. از جمله اینها میشه به روش دلفی یا اسکرام اشاره داشت.اما چنین روش‌هایی بیشتر در تیم‌های برنامه نویسی به کار گرفته میشه و اگر مجری پروژه یک برنامه نویس منفرد دورکار یا فریلنسر باشه به احتمال زیاد بر اساس عادت همیشگی خودش عمل  خواهد کرد و بر همین اساس احتمال تخمین زمانی اشتباه بالا میره و باعث خلق  تجربه بد برای کارفرما میشه.نکته مهم: بر  اساس تجربه خودم، مشاهداتم در پارسکدرز و مرور چند کتاب و مقاله در این  باب، یکی از بهترین راهکارهای جلوگیری از بدقولی ارتباط مستمر و صادقانه با  کارفرما است. این رفتار باعث میشه تا باب گفتگو و تعامل باز بشه و کارفرما  یا ذی نفعان از روند کار و مشکلات رخ داده اطلاع پیدا کنند و اثرات روانی  ناشی از تاخیرها کاسته بشه.در همین راستا بخوانید: کارهایی که یک فریلنسر حرفه ای انجام می دهد در همین راستا بخوانید: کتاب رایگان “واقعی شوید”اما متاسفانه بسیاری از فریلنسرها و برنامه نویسان منفرد یا تیم‌هایی که  از روش‌های مرسوم و پذیرفته شده استفاده نمی کنند در زمان شروع کار با  رویی گشاده قول های فراوانی می دهند و در افق محو می شوند و سر و کله اونها  در موعد تحویل کار یا اندکی پس از آن با چهره ای نادم پیدا میشه. در واقع  این قبیل افراد به دلایل مختلفی از جمله ضعف مهارت های نرم و ارتباطی تعامل  خوبی برقرار نمی کنند.ابزارهای ارتباطی و فقدان لحن در گفتگوهابسیاری از شما تجربه تبادل احساس عاطفی یا اصطلاحاً لاو ترکوندن ❤️ در بستر پیام رسان ها رو دارید. از اونجایی که متن گاهی فاقد لحن و احساس  هست ممکنه باعث سو برداشت مخاطب بشه و منظور شما رو متوجه نشه و مشکل ساز  بشه.مشابه مورد بالا به دلایلی که در بالا اشاره شد باعث بروز سوتفاهم و بدگمانی بین کارفرما و برنامه نویس میشه و تعامل جاش رو به کشمکش می ده. این کشمکش  می تونه باعث گروکشی و از بین رفتن شوق برنامه نویس بشه و باعث بروز تاخیر  بشه.یکی از کارکردهای خوب ایمیل اینه که به شخصی که قرار هست پاسخی ارسال  کنه این فرصت رو می ده که تامل و تعمق کنه و انتظاری از سمت فرستنده وجود  نداره که به صورت آنی پاسخ داده بشه. ما در پیام رسان ها شاهد این هستیم که  طرف اول بعد از ارسال پیام کاری انتظار داره تا طرف دوم خیلی سریع پاسخ  بده و همین باعث سو تفاهم و بروز مشکل میشه.از طرفی وقتی که از ابزارهای مناسب استفاده کنیم قابلیت استناد به وجود میاد و یکی از طرفین نمی تونه ادعاهای پیشین رو تکذیب کنه. مثلاً  کارفرما نمی تونه هر وقت دلش خواست نیازمندها رو افزایش بده و انتظار داشته  باشه شما با همون زمان و هزینه قبلی کار رو انجام بدید.توصیه: استفاده از ابزارهای ارتباطی مناسب مثل اسلک، ترلو، تسکولو، تیم کمپ و ایمیل می تونه بخشی از این موارد رو بهبود بده.توصیه: از ابزارهای طراحی Prototype یا Mockup استفاده کنید تا درک بهتری بین طرفین ایجاد بشه. در اینجا بیشتر بخوانید.در همین راستا تماشا کنید: مبانی کار تیمی برای تیم های توسعه و برنامه نویسیعدم درک صحیح از نیازمندی‌های پروژهکارفرما: مهندس یه اپ مثل اسنپ میخام چند میشه و چند روزه تحویل میدی؟من: ?هنوزم که هنوزه بعد از عمری فعالیت وقتی با درخواست برآورد زمانی مواجه  می شم خودم و دست بالا می گیرم و اولین مواردی که به ذهنم خطور می کنه اینه  که این n روز زمان می خواد و وقتی بیشتر بررسی می کنم می بینم n+x روز  زمان نیاز داره.در این بین دو مشکل یا عادت بد وجود داره. اولی عدم ارائه جزییات کافی از نیازمندی ها از شرح پروژه و دوم عدم درک کامل و مناسب برنامه نویس از نیازمندی ها.از نظر من این به عهده‌ی برنامه نویس هست که اگر در یک پروژه هر مقدار جزییات که نیاز هست رو از کارفرما طلب کنه. چون بسیاری از پروژه های نرم افزاری در مقیاس خرد  هستند و کارفرمایان دانش یا تجربه کافی در خصوص ارائه نیازمندی ها ندارند.وقتی که درک مناسبی از چند و چون کار حاصل نشه یا برنامه نویس دچار  بدفهمی در خصوص نیازمندی ها باشه قطعاً زمان تحویل به تاخیر خواهد افتاد و  باعث رقم خوردن تجربه بد خواهد شد.برآورد هزینه اشتباهبه نظر من راه حل همواره درست و کارآمدی برای ارائه برآورد هزینه انجام  پروژه وجود نداره. اما همواره کارفرما نیاز داره که برنامه نویس چنین  برآوردی رو ارائه کنه. وقتی که برآورد اشتباه باشه و مبلغ کمتر از مقداری  که می بایست گفته بشه باعث میشه برنامه نویس در میانه راه دچار یاس و  دلسردی بشه و تمرکزش به سمت کارهای دیگه معطوف بشه.این مورد مهم احتمالاً می تونه باعث تاخیر بشه. در چنین مواقعی به عهده  برنامه نویس هست که با بیانی مناسب و صادقانه مطلب رو با کارفرما در میون  بذاره و براش توضیح بده (با بیانی غیرتهدید آمیز) چرا چنین شده و اگر هزینه  کافی پرداخت نشه آینده پروژه به خطر می‌افته.وقتی که کارفرمایی حاضر نباشد هزینه لازم را بپردازد و برنامه نویس به  دلیل تنگناهای اقتصادی مجبور به پذیرش پروژه شود احتمال تاخیر در تحویل و  چالش هایی که گفته شد افزایش می یابد.تجربه: ما در داوری های پارسکدرز هر زمان که حس کردیم برآوردها اشتباه صورت گرفته و می توان با وساطت طرفین  را به تعامل تشویق نمود این کار را کرده ایم و نتایج خوبی حاصل شده.توصیه: توصیه می  کنم که کارفرمایان اگر با بیانی صادقانه از سمت برنامه نویس مواجه شدند  تلاش کنند در پرداخت تجدید نظر کنند تا پایه های پروژه متزلزل نشه.توصیه: حتماً تلاش کنید برای برآورد هزینه از برنامه نویسان و دوستان با تجربه تر خود استعلام بگیرید.عدم تست خروجیفکر کنم خیلی ها مثل من از ابتدا درست یاد نگرفتن چطوری کدها رو تست یا  دیباگ کنند. همین مورد باعث میشه حاصل کاری که به کارفرما تحویل داده میشه  به خوبی کار نکنه و باعث تاخیر و نارضایتی بشه.خیلی لازم و ضروری هست که در میانه راه فراگیری برنامه نویسی به خوبی با تکنیک های دیباگ و تست کردن نرم افزار آشنا بشیم.در همین راستا بخوانید: GUI Testingمی دونم حوصله نوشتن تست و تست کردن ندارید ?</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 20:04:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بمانیم یا مهاجرت کنیم؟ اینترنت ملی می شود یا نه؟ مالیات...</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-nkoyhhwccavi</link>
                <description>در این نوشتار، دیدگاه‌های خودم را در خصوص برخی از مطالب مرتبط با هم که پیامد یک سلسله گفتگو در یک گروه است و نقل محافل این روزهاست به رشته تحریر درآورده‌ام. مخاطب اصلی این نوشتار فعالان بخش فناوری اطلاعات هستند.رویه‌ی دولت های ایران در قبال اینترنتاز نظر من بهترین معیار سنجش ادعاهای مطرح شده توسط دولتمردان یا سایر ارکان حکومت بررسی سوابق گذشته است. تقریباً در عمل خلاف ادعاهای اونها رو شاهد بودیم و به قدر کفایت تجربه های تلخی از رفتار مسئولان برای تصمیم گیری وجود داره. خیلی مهمه که به شایعه‌ها دامن نزنیم و مطالبه گر باشیم و آنچه تاریخ نشان داده رو به جای ادعاهای جاری قبول کنیم. ما نمی توانیم در همه چیز خودکفا باشیم، ما باید به دنیا متصل باشیم (تجربه چین، کره شمالی، کره جنوبی، ژاپن، ترکیه و چند مورد دیگه). وقتی این چنین نباشه مشکلات یکی پس از دیگری خودش رو نشون میده و بازار اختلاف و تنش و تهمت و درگیری داغ می شه.چهارچوب اختیار دولت ها محدوده و تصمیمات حیاتی فراتر از اراده‌ی دولت های اخیر بوده و در عمل هم شاهد شجاعت دولت های اخیر در خصوص ستاندن حق مردم نبودیم. تنگناهای سیاسی اولویت رو مشخص کرده و ما استارتاپی ها با توجه به گردش مالی و نقش آفرینی در اولویت نیستیم. دقت کنید که باید کسب و کارهای تثبیت شده مثل دیجی کالا رو از این دایره خارج کرد. با اعمال محدودیت های بیشتر بر روی اینترنت بدون شک تعداد زیادی از کسب و کارهای فعلی با مشقت به بقای خود ادامه خواهند داد، چرا که جریان مالی این ها از کاربران داخلی بوده و فعالیت بین المللی نداشته اند. اما رشد اکوسیستم استارتاپی با همه ارکانش با لطمه سنگینی مواجه خواهد شد که فضای استارتاپی را یتیم خواهد کرد. در این حالت هنوز هم فرصت هایی برای خلق استارتاپ یا کسب و کارهای رانتی باقی خواهد بود، اما معضل نیروی انسانی خوب و فقدان سرمایه گذاری مناسب بیش از پیش گلوی کسب و کارها را خواهد فشرد.سازندگان آپارات و کافه بازار مقصر تحریم ها و فیلترینگ سرویس ها نیستند و حتی اگر آنها نبودند دیگری و حتی من یا شما اقدام به ساخت سرویس های مشابه می کرد. دردآور است که برخی خواسته یا ناخواسته در جایگاهی قرار می گیرند که به نظر کاسب تحریم می آیند اما نمی توان به قطع آنها را مقصر دانست. اما هر تلاش مذبوحانه ای برای سو استفاده از فرصت رانتی محکوم است.فراگیری و آموزشتوصیه اکید می کنم که همواره در تلاش برای یادگیری مباحث بروز باشید تا در تنگناهایی مشابه آنچه در آبان تجربه شد به اتکای سطح دانش و تجربه خود قادر به انتخاب راه های دیگری برای ادامه باشید. خوش شانسی بچه های کاربلد حوزه‌ی IT این است که شانس بالایی برای مشغول شدن در ایران و سراسر دنیا دارند و باید از این فرصت به بهترین شکل استفاده کرد.  بر روی پرسنال برندینگ (وبلاگ نویسی، تولید محتوا، نقش آفرینی و مشارکت اجتماعی، شبکه سازی، فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی توییتر و لینکدین) تمرکز ویژه ای داشته باشید.بیش از حد وقت خود را در مقاطع تحصیلی بالاتر از لیسانس هدر ندهید. به حد کفایت منابع آموزشی و مسیر برای رفتن خارج از چهارچوب دانشگاه های برای افراد ترسیم شده. اگر روحیه پژوهش و تحقیق دارید و سودای خلق علم در سر دارید مسیر تحصیلات عالیه را پیش بگیرید نه به خاطر مد روز، فرار از سربازی یا سرگرم شدن. فعالیت بین المللیتلاش کنید از هر فرصتی برای فعالیت بین المللی و حضور در بازار جهانی بهره بگیرید و اگر فرصتی در این بخش برای شما مهیا است آن را اولویت قرار بدید. شما با شکوفایی در عرصه بین الملل هم خواهید توانست به کشور و مردم خود خدمت کنید. همواره اسیر ملی گرایی های افراطی و دروغینی که نفع آن به جیب حکومت ها می رود نباشید. وطن یعنی همه دنیا. مشارکت خود را دست کم در شبکه های اجتماعی با فضای بین الملل بیشتر کنید کنید و محدود به افراد و اقلیم ایران نباشید.مالیاتطبق ماده 1 قانون مالیات های مستقیم کلیه کسب و کارها موظف به پرداخت مالیات یا روشن کردن تکلیف مالیاتی هستند. پس در برنامه ریزی های خودتون ضروری است که به مسئله مالیات دقت وِیژه کنید. از طرفی با توجه به تلاش دولت برای کاهش وابستگی به درآمد نفتی، مالیات ستانی از اقشار مختلف رنگ و بوی جدی تری به خودش می گیره. در دنیای استارتاپ های تلاش های متعددی از سوی انجمن های صنفی و بخشی از بدنه دولت (مثلاً طرح نوآفرین یا دانش بنیان شدن) برای اصلاح رویه های مالیاتی صورت گرفته که ضد و نقیض زیاد در موردش شنیده شده. شما نباید همواره تصور کنید که بدهی سنگین مالیاتی خواهید داشت و با دید محکوم شدن قدم بردارید. بلکه با کمک مشاوران مجرب تلاش کنید راه درستی برید. اگر هم کسب و کار آنلاینی از شما مالیات ارزش افزوده خواست حتماً گواهی ارزش افزوده ایشان را چک کنید و سپس بپردازید.مهاجرت یا ماندنبدیهی است که میلیون‌ها ایرانی نمی توانند مهاجرت کنند یا مهاجرت نسخه‌ی مناسبی برای همه نیست. عده ای به دلیل وابستگی های عاطفی و اعتقادی یا دلایل مشابه تصمیم به ماندن می گیرند و عده ای به دلایل تنگناهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می روند. هیچ معیار و محک ثابت و مورد قبولی برای عام برای قضاوت این دو دسته وجود ندارد و طبیعتاً هر یک از این دو تصمیم هم سود دارد و هم زیان. نکته مهم این است که می بایست تصمیم را هم اکنون و همین روزها گرفت و آن را به زمانی دیگر موکول نکرد. در مطلب زیر به دلایلی مهم برای ماندن اشاره شده: http://vrgl.ir/pWbVr و در گستره‌ی شبکه های اجتماعی و سایر محافل به کرات از رفتن و مهاجرت صحبت شده. بهتر است مصرانه در تصمیم دیگران مبنی بر ماندن یا رفتن دخالت نکنیم و هر یک را با احترام بپذیریم. در سکوت تصمیم خود را گرفته و بدان عمل کنید.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 15:57:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند درصد تخفیف دهیم تا واقعاً اثربخش باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D9%81%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7%D9%8B-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-gtlmhdjbgwiu</link>
                <description>مطلب پیش روی شما ترجمه مقاله زیر است: https://jilt.com/blog/discounts-recovery-campaigns-data/ در این مقاله، خلاصه‌ای از یک پیمایش اینترنتی آورده می‌شود، که در آن 275.045 ایمیل حاوی «پیام دعوت مشتری به فرایند خریدهای اینترنتی که در بین راه رها شده‌اند» (ایمیل بازیابی) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت تا مشخص شود که کدام نوع سیستم «تخفیف‌گذاری» بیشترین کارایی را در بازگرداندن مشتریان به فرایند خرید اینترنتی دارد. معمولاً فرایند خرید اینترنتی که شامل: جستجو، تعیین محصول موردنیاز و وارسی قیمت و کیفیت است، برای مشتریان فرایندی مأیوس‌کننده و خسته‌کننده است. اما، این فرایند مکرراً رخ می‌دهد. قابل توجه است که بدانیم، هفتاد درصد سفارش‌های آنلاین در بین راه رها می‌گردند. اگر از هر چهار مشتری، سه نفر فرایند خرید را در مرحله آخر رها کنند، پیدا کردن راه‌حلی برای بازگرداندن مشتریان به سایت، برای تکمیل سفارش و خریدشان، بخشی اساسی از استراتژی‌های تجارت الکترونیک خواهد بود. یافتن هر راه‌حلی برای تکمیل فرایند خرید، می‌تواند بر افزایش درآمد فروشگاه‌های اینترنتی تأثیر مستقیم گذارد. لذا، حتی اگر بخشی از درآمد صرف تخفیف‌گذاری (کوپن‌های تخفیف) گردد، سودآورتر خواهد بود.یکی از راه‌های بازگرداندن مشتریان به فرایند خرید، سیستم‌ تخفیف‌دهی در «کمپین بازیابی» «ایمیل بازیابی» است. این سیستم، مشتریان مردد را به فرایند خرید بازمی‌گرداند. ممکن است این احساس ایجاد شود که سیستم تخفیف‌دهی، هزینه‌های زیادی را دربرخواهد داشت، اما آمار و اطلاعات موجود نشان می‌دهند که این سیستم واقعاً مفید است.در این پیمایش، 275.045 «مقدار تخفیف» که در ایمیل‌های بازیابی ضمیمه شده بود، مورد مشاهده قرار گرفت. در واقع، همه آنها منجر به بازگشت مشتری به فرایند خرید نشده‌اند، اما اطلاعات نشان داد که بیش از 12000 مورد به درآمدی بالغ بر 2.456.852.79 دلار رسیده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که به ازای هر مقدار تخفیف اعمال شده، بیش از 200 دلار از درآمد از دست رفته را بازیابی می‌کند. سیستم تخفیف‌دهی روشی مفید است و در این مقاله، به بهترین نحو متوجه خواهیم شد که این سیستم چگونه استفاده می‌‎شود. در اینجا مروری بر داده‌ها و یافته‎‌های حاصل از این داده‌ها می‌شود. ممکن است در حال حاضر شما از این سیستم استفاده می‌کنید یا به فکر اضافه کردن کوپن تخفیف به ایمیل‌هایتان باشید؛ این روندهای معرفی شده در رابطه با اثربخشی و عملکرد تخفیف‌گذاری، به شما کمک می‌کند تا به نحو مطلوب‌تری، «مقدار تخفیف» در فروشگاه‌هایتان اعمال کنید.در این مقاله، خلاصه‌ای از یک پیمایش اینترنتی آورده می‌شود، که در آن 275.045 ایمیل حاوی «پیام دعوت مشتری به فرایند خریدهای اینترنتی که در بین راه رها شده‌اند» (ایمیل بازیابی) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت تا مشخص شود که کدام نوع سیستم «تخفیف‌گذاری» بیشترین کارایی را در بازگرداندن مشتریان به فرایند خرید اینترنتی دارد.معمولاً فرایند خرید اینترنتی که شامل: جستجو، تعیین محصول موردنیاز و وارسی قیمت و کیفیت است، برای مشتریان فرایندی مأیوس‌کننده و خسته‌کننده است. اما، این فرایند مکرراً رخ می‌دهد. قابل توجه است که بدانیم، هفتاد درصد سفارش‌های آنلاین در بین راه رها می‌گردند. اگر از هر چهار مشتری، سه نفر فرایند خرید را در مرحله آخر رها کنند، پیدا کردن راه حلی برای بازگرداندن مشتریان به سایت، برای تکمیل سفارش و خریدشان، بخشی اساسی از استراتژی‌های تجارت الکترونیک خواهد بود. یافتن هر راه حلی برای تکمیل فرایند خرید، می‌تواند بر افزایش درآمد فروشگاه‌های اینترنتی تأثیر مستقیم گذارد. لذا، حتی اگر بخشی از درآمد صرف تخفیف‌گذاری (کوپن‌های تخفیف) گردد، سودآورتر خواهد بود.یکی از راه‌های بازگرداندن مشتریان به فرایند خرید، سیستم‌ تخفیف‌دهی در «کمپین بازیابی» «ایمیل بازیابی» است. این سیستم، مشتریان مردد را به فرایند خرید بازمی‌گرداند. ممکن است این احساس ایجاد شود که سیستم تخفیف‌دهی، هزینه‌های زیادی را دربرخواهد داشت، اما آمار و اطلاعات موجود نشان می‌دهند که این سیستم واقعاً مفید است.تخفیف «بیشتر» همیشه بهترین راه‌حل نیستهمانطور که می‌دانیم، انتخاب مقدار تخفیفی که نرخ درآمد را افزایش دهد و مقدار درآمد از دست رفته را کاهش دهد، مسأله‌ای اساسی است. لذا، زمانی که شما می‌خواهید تخفیفی را اعمال کنید، نیاز به تحلیل هزینه و سود دارید. این تحلیل به شما کمک می‌کند تا بفهمید یک مقدار تحفیف دقیقاً چگونه بر روند نزولی درآمد شما اثر خواهد گذاشت. اکنون، سه نوع «مقدار تخفیف» معرفی می‌شود که فروشگاه‌ها می‌توانند در ایمیل‌های بازیابی «جیلت[1]» به مشتریان پیشنهاد دهند:- تخفیف‌های درصدی[2]: برای مثال 5 درصد، 10 درصد و یا 20 درصد تخفیف به سبد خرید مشتریان اختصاص داده می‌شود.- تخفیف‌های ثابت[3]: مشتری یک کوپن تخفیف (به نرخ دلار) به نسبت کل هزینه‌ی سبد کالای خود دریافت می‌کند؛ مانند 5 دلار، 10 دلار یا 20 دلار.- تخفیف‌های ارسال رایگان[4]: مشتری هزینه‌های ارسال کالا را پرداخت نمی‌کند.از آنجایی که، هزینه ارسال رایگان، یکی از رایج‌ترین دلایل رهایی سبد خرید است، این نوع تخفیف، کمترین کارایی را به نسبت دیگر انواع تخفیف دارد. همان‌طور که داده‌ها نشان می‌دهند، تنها 7.2 درصد از خریدهای رها شده با سیستم ارسال رایگان به کمپین بازیابی بازگردانده شده‌اند.اگر ما با استفاده از شاخص (ACV) «مقدار متوسط سبد خرید»، این اطلاعات را تجریه و تحلیل کنیم، خواهیم فهمید که فروشگاه‌ها به چه میزان از مدل «تخفیف ارسال رایگان» به عنوان روش بازیابی مشتری استفاده می‌کنند:در این نمودار، اندازه نمونه نسبتاً کوچک است، اما الگوی موردنظر کاملاً واضح است (و باید خاطرنشان ساخت که تخفیف ارسال رایگان، کمترین میزان کارایی را دارد). بر اساس داده‌های موجود، تخفیف ارسال رایگان، به طور عمده در فروشگاه‎‌هایی با مقدار متوسط سبد خرید از 20 دلار تا 40 دلار استفاده می‌شود. چرا پیشنهاد جذاب «تخفیف ارسال رایگان» ارائه می‌شود؟ مقادیر نشان می‌دهد که احتمالاً هزینه‌های ارسال کالا، حداقل‌ترین هزینه‌ برای کالاهای کوچک و ارزان هستند. لذا این نوع تخفیف، مشوق‌های خوبی نیستند، و حاشیه سود بسیار کمی دارند. به همین خاطر این روش سودآوری نیست. البته برخی از فروشگاه‌هایی که سبد خرید ارزان دارند، از تخفیف ارسال رایگان استفاده می‌کنند، اما هزینه‌ی آن را به قیمت کالاها اضافه می‌کنند. در مواردی که کالاها گران‌تر باشند، معمولاً چند حالت رخ می‌دهد: الف) مشتریان می‌دانند که ارسال کالا یک عامل غیرقابل اجتناب برای کالاهای گران‌تر است، یا ب) احتمالاً فروشگاه‌ها تاکنون تخفیف‌ها را قبل از طی مراحل پرداخت اعمال کرده‌اند (به عنوان مثال ارسال رایگان برای کلیه سفارشات بالای 50 دلار).تحقیقات نشان می‌دهد، که به احتمال زیاد، خریدهای بین 20 تا 40 دلار، کمتر در طول مسیر خرید رها می‌گردند. اما در خریدهایی که هزینه‌های قابل توجهی برای ارسال کالا به مشتری تحمیل می‌شود، ممکن است مشتریان در هنگام پرداخت، و بعد از آن سبد خود را رها کنند و بعداً با تخفیف ارسال رایگان از طریق ایمیل بازیابی ترغیب به بازگشت به فرایند خرید شوند.اگر مقدار متوسط سبد خرید در فروشگاه شما در محدوده‌ی بین 20 تا 40 دلا قرار دارد، فکر کنید که چگونه مشتریان می‌توانند هزینه‌های ارسال را درک کنند. و آیا تخفیف ارسال رایگان در کمپین شما می‌تواند حداقل چند مشتری دیگر را به چرخه خرید بازگرداند.حال در مورد رایج‌ترین مقدار تخفیف در بین کاربران جیلت، یعنی «تخفیف درصدی» چه می‌توان گفت؟ این نوع تخفیف در 83.2 درصد از ایمیل‌های بازیابی با سیستم تخفیف‌دهی استفاده شده است. با تجزیه و تحلیل داده‌های بیشتر، می‌توان الگوی روشن‌تری را کشف کرد. با افزایش میانگین سبد خرید (کالاهای گران‌قیمت)، تمایل به استفاده از تخفیف‌های درصد بالا کاهش می‌یابد. وقتی به درآمد حاصل از سطوح مختلف تخفیف درصدی پرداخته می‌شود، ملاحظه می‌شود که مقدار قابل توجه‎ای از درآمد فروشگاه‌های با میانگین خرید بالا (مثل فروشگاه‌های برندهای خاص)، با تخفیف در سطح کم، بازیابی شده است:در فروشگاه‌هایی که میانگین خرید بالا است، تقریباً 95 درصد از کل درآمد حاصل از تخفیف درصدی، با 5 درصد تخفیف بازیابی می‌شود. این اتفاق، زمانی با عقل جور درمی‌آید که به کاهش سود بالقوه بر روی کالاهای گران‌تر فکر کنیم. در میانگین سبد خرید با ارزش صدها برابر، تخفیف‌های سطح بالاتر ارتباط معناداری با درآمد سطح بالاتر دارد. اگر شما 500 دلار کالا به فروش برسانید، تفاوت بین یک تخفیف 5 درصدی و یک تخفیف 10 درصدی، 25 دلار می‌شود. این مقدار قیمت، مقداری قابل توجه از درآمد از دست رفته است. لذا، تحلیل چگونگی تأثیر مستقیم این تخفیف‌ها بر روی فروشگاه شما بسیار مهم است. این فرایند، روش یافتن بهترین نوع تخفیف که بیشترین نرخ بازگشت سرمایه را به همراه دارد، مشخص می‌کند.در انتهای دیگر طیف، معروف‌ترین نوع تخفیف یعنی تخفیف درصدی، تغییر می‌کند. برای سبد خریدهای بین صفر تا صد دلار، تخفیف ده درصدی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما به راحتی می‌تواند تا 20 درصد بالا برود. برای سبد خریدهای صد تا صد و پنجاه دلار، رایج‌ترین تخفیف، 10 درصد است، اما معمولاً فقط به 15 درصد تغییر می‌کند. در داده‌ها به هیچ وجه تخفیف 20 درصدی مشاهده نشده است. فروشگاه‌هایی که متوسط سبد خرید متوسط یا ارزان‌قیمت دارند به ندرت از 5 درصد تخفیف استفاده می‌کنند.در فروشگاه‌هایی که متوسط سبد خریدشان بین 150 تا 200 دلار باشد، شما می‌توانید تخفیف 5 درصدی مشاهده کنید که بیشتر استفاده می‌شود. هنوز هم تخفیف‌های 10 درصدی در آن سطح وجود دارد، اما کارایی آنها در سطح 100 تا 150 دلار به شدت کاهش می‌یابد. زمانی که متوسط سبد خرید، به بالای 200 دلار افزایش یابد، تنها تخفیفی که واقعاً اعمال می‌شود 5 درصد است. بدون شک، تعداد کمی از فروشگاه‌های اینترنتی وجود دارد که میزان بیشتری تخفیف دهند، اما بیشتر این فروشگاه‌ها در این سطح، فقط 5 درصد تخفیف و نه بالاتر را ارائه می‌دهند. فهم تأثیر این اعداد بر مشتری شما، اولین قدم برای ایجاد یک کمپین ایمیل بازیابی بهتر است.هر چه متوسط سبد خرید شما کوچکتر باشد، می‌توانید تخفیف خود را افزایش دهید. 20 درصد تخفیف از 20 دلار، تنها 4 دلار است و تخفیف 20 درصدی 250 دلار، 50 دلار است. فروشندگان تجارت الکترونیک کوچکتر با توجه به حاشیه سود و هزینه‌ی کالاهای فروخته شده(COGS) ، می‌توانند بدون از دست دادن درآمد بیشتر، به طور بالقوه با درصدهای بالاتری تخفیف‌گذاری کنند. علاوه بر این، هرچه متوسط سبد خرید شما کوچکتر باشد، ممکن است مجبور شوید برای افزایش اثربخشی، تخفیف بیشتری اعمال کنید. یک یا دو دلار از کالای 20 دلاری ممکن است برای بازگشت مشتری بالقوه به سبد خرید خود کافی نباشد. اما پس‌انداز 4 دلاری ممکن است آنها را به تصمیم مورد نظر شما سوق دهند.از بسیاری جهات، روانشناسی رفتار مشتری نشان می‌دهد که مقدار دلار بیشتر، فریبنده‌تر است، حتی اگر درصد تخفیف واقعاً کمتر باشد. اگر شما کالاهایی با قیمت بیشتر بفروشید، نیاز به طعمه کوچکتری برای بازگشت مشتری دارید. 25 دلار تخفیف بر روی یک جنس 500 دلاری مثل یک پس‌انداز اساسی است، حتی اگر درصد زیادی نباشد. با این حساب، تلاش برای به حداکثر رساندن تأثیر درک شده از تخفیف‌های شما در عین پایین نگه داشتن درصدها  باعث می‌شود بیشترین احساس سودبری و منطقی بودن را به مشتریان القا کنید.مقدار تخفیف با بیشترین اثربخشیآیا این تخفیف‌ها واقعاً مفید است؟ فروشگاه‌ها با سبد خرید متوسط ممکن است گاهی تخفیف‌ها را تا 20 تا 25 درصد افزایش دهند، اما آیا واقعاً نیاز است که آنها این کار را انجام دهند؟ آیا فروشگاه‌هایی که کالاهایی گران‌تر می‌فروشند، واقعاً از تخفیف زیر 5 درصد استفاده می‌کنند؟. برای فهمیدن پاسخ این سؤال‌ها، نیاز به مشاهده‌ی نرخ بازیابی داریم. چگونه یک خرید، با دادن یک درصد تخفیف خاص، بازیابی می‌شود. معمولاً برای خریدهای زیر 50 دلار، تخفیف‌ مؤثر برای بازگشت به خرید، تخفیف ده درصدی است.در حالی که برخی فروشگاه‌ها از تخفیف‌های بالاتر با نرخ بازیابی مناسبی استفاده می‌کنند، این افزایش در دراز مدت به آنها کمک نمی‌کند. استفاده از تخفیف 25 درصدی هنوز در بازیابی خریدها نسبتاً مؤثر است، اما تأثیر درازمدت آن کمتر از یک کوپن تخفیف 10 درصدی است.  البته تخفیف‌های بالاتر به دلار نیز هزینه بیشتری دارند. در رویکرد نرخ سود و بازیابی، تخفیف 10 درصدی نقطه شروع ایده‌آل برای سطح متوسط خرید است.در فروشگاه‌ها با سطح متوسط خرید بین 50 تا 100 دلار، بهترین نقطه برای نرخ بازیابی 12 درصد و برای فروشگاه‌ها با سطح متوسط خرید بین 100 تا 150دلار، باز هم بهترین نرخ ریکاوری، 10 درصد تخفیف است. این نشانگر آن است که بازده‌های کمتری برای تخفیف‌های بالاتر وجود دارد. در حالی که تغییر در نرخ بازیابی دو دهم درصد ممکن است به معنای از دست دادن (یا به دست آوردن) فقط دو برابر فروش باشد، تخفیف بالاتر به معنای بازیابی پول کمتری است. معمولاً مبلغی برای پرداخت بیشتر از 10 درصد، برای اکثر فروشگاه‌ها با میانگین خرید متوسط و پایین، پرداخت نمی‌شود. در فروشگاه‌ها با میانگین سبد خرید بالاتر، درصد تخفیف با مؤثرترین نرخ بازیابی، کمتر است. با توجه به این نکته که در مورد فروشگاه‌های این سطح، در حال حاضر مقدار کافی داده وجود ندارد (ما فقط نرخ بازیابی را برای سال 2017 محاسبه کردیم تا مطمئن شویم که با یک نمونه معرف کار می‌کنیم)، این داده‌ها هم، همان روند فوق را نشان می‌دهند؛ برای خرید بین 150 تا 200 دلار، اثربخش‌ترین تخفیف، 5 درصد و برای بیشتر از 200 دلار نیز همین بود:توجه داشته باشید که برای میانگین مقادیر سبد خرید بالای 200 دلار ، هیچ تخفیف 12 درصدی یا 25 درصدی در مجموعه داده‌های ما وجود ندارد. این نشان می‌دهد که اگرچه تخفیف درصدی برای کاربران «جیلت» بیشترین محبوبیت را دارد، اما هنوز هم نیاز به تجزیه و تحلیل‌های بیشتریی برای یافتن مناسب‌ترین راه‌حل برای فروشگاه شما وجود دارد. اگر تخفیف بیش از حد بالایی ارائه می‌دهید، ممکن است باز هم برخی از خریدها بازیابی شوند، اما آیا تخفیف کمتر اثر مشابه و یا حتی اثر بهتری ندارد؟ وقتی شما در حال بررسی استراتژی تخفیف‌دهی برای فروشگاه خود هستید، سودآورتر این است که با رایج‌ترین تخفیف‌هایی که امروز در مورد آنها صحبت کردیم، شروع کنید و دیگر انواع تخفیف را آزمایش کنید تا در مورد مشتری خاص خود اطلاعات بیشتری کسب کنید. این اعداد، اطلاعات مشترکی راجع به تعداد زیادی فروشگاه به ما می‌دهد، اما در نمونه‌های موردی (فروشگاه‌هایی واحد) ممکن است تفاوت‌ها و استثناهایی مشاهده شود.- تخفیف درصدی درآمد بیشتری را بازیابی می‌کند.هنگام استفاده از تخفیف ثابت یا درصدی، باید اطمینان حاصل کنید که مبلغ تعیین شده مطابق انتظار مشتری از معامله است. تخفیف بسیار زیاد، برند فروشگاه را بی‌اعتبار جلوه می‌دهد، احتمالاً ارائه تخفیف بسیار پایین نیز در تغییر نظر مشتری موفق نخواهد بود. زمانی که به درآمد حاصل از هر ایمیل دریافت شده نظر می‌اندازیم، متوجه می‌شویم که:· ایمیل‌های تخفیف ارسال کمتر از 1 دلار بازیابی می‌کنند.· ایمیل‌های تخفیف ثابت تقریباً 5 دلار پس می‌گیرند.· ایمیل‌های تخفیف درصدی تقریباً 12 دلار را بازیابی می‌کنند.ما تخفیف‌هایی که در نمودار زیر آمده است را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و متوجه شدیم که تخفیف درصدی هنور اثربخش‌ترین نوع است.به راحتی می‌توان دریافت که تخفیف درصدی، برنده است. این نوع تخفیف، بیشتر اوقات نظر مشتری را تغییر داده و مقدار زیادی از درآمد را بازیابی می‌کنند. این اعداد همچنین، دلیل درآمد از دست رفته را «تخفیف» می‌دانند. اگر ارزش اصلی یک سبد خرید 25 دلار باشد و تخفیف ارائه شده 20 درصد باشد، درآمد حاصل از آن تنها 20 دلار خواهد بود، به جای کل 25 دلار. تخفیف درصدی، بهترین نرخ بازیابی نهایی یعنی 3.72 درصد را در پی خواهد داشت. پس از آن در تخفیف‌های ثابت، 2.28 درصد و در نهایت در تخفیف ارسال، تنها 4/0 درصد درآمد بازیابی خواهد شد. همانطور که دیده می‌شود، تخفیف ارسال و تخفیف‌ ثابت به طور معمول مورد استفاده قرار نمی‌گیرند، و این داده‌ها هنوز هم مزیت تخفیف درصدی را نشان می‌دهند.اگر به فکر اضافه کردن کوپن‌ تخفیف در کمپین‌های بازیابی ایمیل خود هستید، تخفیف درصدی، بهترین شرط‌ برای شروع کار است. آنها نه تنها بیشترین درآمد را در درازمدت بازیابی می‌کنند، بلکه قدرت بازیابی بیشترین سبد خرید، به نسبت دو نوع دیگر تخفیف را دارند. البته برخی از فروشگاه‌ها شامل این قوانین نمی‌شوند. اگر فروشگاه شما دارای کالاهای بسیار بزرگ یا خیلی سنگین است که هزینه ارسال بیشتر از حد معمول دارند، ممکن است استفاده از تخفیف ارسال در آن مؤثرتر باشد. اما نیاز است تا انواع مختلف تخفیف مورد آزمون قرار گیرد تا مشخص شود بهترین عملکرد برای مشتریان شما چیست.- شما با استفاده از تخفیف ثابت می‌توانید درآمد خود را با سرعتی 2.9 برابر، بازیابی کنید.با توجه به محموع کل درآمدهای بازیابی شده، تخفیف درصدی، موفق‌ترین نوع بوده است. اما اگر سعی دارید سریعتر درآمد خود را بازیابی کنید، ممکن است تخفیف ثابت گزینه بهتری باشد. با حذف هرگونه عامل خارجی و محدود کردن تحلیل به خریدهای رها شده که طی مدت یک سال بازیابی شده‌اند، نشان داده شد که پیشنهاد کوپن یا تخفیف، زمان بین رها کردن خرید و بازیابی خرید را کمتر می‌‎کند. این بدان معناست که حداکثر زمان بازیابی با یک کوپن تخفیف سریعتر از زمان بازیابی بدون هیچ نوع تخفیفی است.- تخفیف‌های ثابت باعث شدند خریدهای رها شده 2.86 برابر سریع‌تر از زمانی که هیچ تخفیفی در نظر گرفته نشده بود، بازیابی شوند.- تخفیف‌های ارسال باعث شدند خریدهای رها شده 1.91 برابر سریع‌تر از زمانی که هیچ تخفیفی در نظر گرفته نشده بود، بازیابی شوند.- تخفیف درصدی باعث شدند خریدهای رها شده 1.23 برابر سریعتر از زمانی که هیچ تخفیفی در نظر گرفته نشده بود، بازیابی شوند.این فرایند زمانی منطقی به نظر می‌آید که شما در مورد ماهیت تخفیف‌ها و کوپن‌ها تفکر کنید. آنها معمولاً حساس به زمان هستند، بنابراین مشتری باید قبل از اینکه اعتبارش باطل شود از کوپن استفاده کند. اگر می‌خواهید مشتریان را به بازیابی سریعتر سبد خرید هدایت کنید، باید بدانید که کوپن‌ها و تخفیف‌های حساس به زمان، احساس فوریت را افزایش می‌دهند: اکنون بخرید، وگرنه خرید را از دست خواهید داد. این مسأله را می‌توان در نمودار توزیع زمان بازیابی در ایمیل‌های بازیابی شده با تخفیف به وضوح مشاهده کرد:همانطور که در نمودار نشان داده شده است، نود و چهار درصد از خریدها در ماه اول با بیشترین میزان در هفته اول بازیابی شده‌اند. همچنین شما می‌توانید نقطه اوج را از روزهای کلیدی (جایی که نمودار قطع می‌شود) برای تخفیف‌های مختلف ببینید:- تخفیف‌ ثابت سه نقطه اوج را نشان می‌دهند، یکی پس از یک روز، یکی در 10 روز و دیگری در 2 هفته.- تخفیف ارسال بعد از 48 ساعت اوج خود را نشان می‌دهد.- تخفیف درصدی اوج اولیه‌‎‌ در روز اول و سپس اوج بعدی را بعد از 24 ساعت نشان می‌دهد.رنگ خاکستری موجود در نمودار فوق، کلیه خریدهای قابل بازیابی بدون تخفیف را نشان می‌دهد. این تعداد، بسیار بیشتر از سبد خریدهای دارای تخفیف است. در نگاه اول به اوج قابل توجه‌ای از بازیابی در چند روز اول در نقاط خاکستری، به نظر می‌رسد که «تخفیف‌دهی» برنده نمی‌شود. این نشان می‌دهد که ایمیل بازیابی حتی بدون تخفیف هم جوابگو و مؤثر است. اما تعداد قابل توجهی از بازیابی خریدها پس از هفته اول، اتفاق می‌افتند. این باعث می‌شود میانگین زمان برای بازیابی خریدهای بدون تخفیف طولانی‌تر شود. هنوز هم صدها خرید وجود دارد که تا دو ماه پس از رهایی، بازیابی می‌شوند. این نقاط اوج می‌توانند به کمپین‌های بازیابی متصل شوند، اما در نهایت کمرنگ می‌شوند و دامنه‌ای را نشان می‌دهند که سال‌ها ادامه دارد. همانطور که مشاهده می‌شود، در حالی که هنوز درآمد در این بازه‌های زمانی طولانی بازیابی می‌شود، دشوار است که بگوییم آیا کمپین بازیابی موفقیت‌آمیز بوده است یا اینکه شخصی بعد از سال‌ها دوباره به خرید بازخواهد گشت. هنگامی که از کوپن‌های تخفیف در کمپین‌های بازیابی خود استفاده می‌کنید، این کوپن‌ها فاصله بین تاریخ اصلی خرید و تاریخ بازیابی را کمتر می‌کنند و خیلی سریعتر درآمد را بازیابی می‌کنند. همچنین به شما کمک می‌کنند تا کارایی کمپین‌های بازیابی خود را بهتر ردیابی کنید. مشاهده نرخ بازیابی در طی روزها و نه ماه‌ها، تصویری واضح‌تر ارائه می‌دهد و می‌تواند به بهینه‌سازی کمپین‌هایی که در فرایندی نزولی قرار گرفته‌اند، کمک کند و کدهای تخفیف منحصربه‌فرد، به شما امکان می‌دهد تا کمپین‌های خاص را راحت‌تر دنبال کنید.از «تخفیف» استفاده کنید!با تحلیل داده‌ها، اولین چیزی که متوجه شدیم این است که: ایمیل‌های بازیابی واقعاً مفید هستند. تنها در سال 2017، مشتریان «جیلت» از طریق کمپین‌های ایمیل بازیابی خرید، توانستند تقریباً 6،000،000 دلار درآمد را بازیابی کنند. این پیروزی بزرگی برای پدیده‌ای اینترنتی است که تنها شامل سه ایمیل است. یادآوری این نکته به یک مشتری، که خرید بالقوه آنها در انتظارشان است، کمک می‌کند که در نهایت آنها به سبد خرید خود بازگرداند. در نهایت، تخفیف‌دهی واقعاً به پیشرفت کمک می‌کند. درآمد حاصل از بازیابی همیشه خوب است، اما اگر شما صبور نباشید و فقط چند روز، چند هفته‌ و یا حتی فقط چند ماه‌ منتظر دیدن منافع حاصل از کمپین بازیابی خریدهای رها شده خود باشید، پس توقع موفقیت بلندمدت نداشته باشید. پتانسیل بازیابی درآمد بالقوه از دست رفته از یک خرید رها شده، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای افزایش ارزش مشتری است. هنگامی که شما در طول کمپین بازیابی تخفیفی ارائه می‌دهید، این انگیزه را به مشتری می‌دهد تا دوباره به خرید برگردد و فرایند خرید خود را سریعتر انجام دهد. با ترکیب این استراتژی‌ها و پیدا کردن آنچه برای مشتری شما مناسب‌تر است، می‌توانید فرصت‌های از دست رفته را به فروش دیگری تبدیل کنید.[1] Jilt[2] Percentage discounts[3] Fixed discounts[4] Free shipping discountsشاید از این مطلب هم خوشت بیاد:</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Mon, 28 Oct 2019 22:58:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اون‌هایی که می‌تونن انجام می‌دن؛ اون‌هایی که نمی‌تونن آموزش میدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%9B-%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86-vxskikyl047o</link>
                <description>این نوشتار در پاسخ به یک گفتگو در یک گروه تلگرامی از سوی من ارسال شد که بد ندیدم اون رو به صورت عمومی به اشتراک بگذارم. در گروه در خصوص استقبال پایین مخاطبان از دوره‌های آموزشی فنی و مقایسه‌ی دوره‌های تشکیل شده در تهران و سایر شهرها صحبت می‌شد.احتمالاً اگر از مردم بپرسیم چه شغل‌هایی پر درآمد هستند به پزشکی و وکالت و دلالی اشاره می کنن. بر همین اساس چون صاحبان این مشاغل در نظر عام مردم ثروتمند هستند باعث شده تا تمایل زیادی برای تصدی گری این مشاغل در بین مردم وجود داشته باشه. در یک کلام میشه گفت برای رسیدن به این مشاغل انگیزه عینی وجود داره.اما وقتی به صنایع فناوری محور دیگه از جمله IT و کسب و کارهای مشتق شده ازش نگاه می کنیم، شاهد نمودی مشابه اونچه در بند قبلی گفتم نیستم. این مورد باعث میشه تا افرادی که در مرحله تصمیم گیری و انتخاب شغل هستند یا فعال نوپای این حوزه هستند انگیزه پایین و دلخوشی کمتر داشته باشن. همین عامل باعث پایین موندن یا عقب موندن سطح سواد و تجربه نیروهای فنی شاغل در این حوزه شده و این مورد زمینه ساز خیلی چیزهای دیگه از جمله اقبال پایین نسبت به حضور یا سرمایه گذاری در کسب دانش و تجربه می شه.در تهران به دلیل تجمع سرمایه و تعدد شرکت ها و جمعیت بسیار بالا و سایر عوامل شکافی در نوع دیدگاه شهروندان این شهر در قیاس با سایر شهرها دیده می شه. حالا این شهروند می تونه مدیر یک شرکت باشه یا عضوی از تیم یا یک مصرف کننده کالا و خدمات. از نظر من استقبال از آموزش چند نیازمندی داره که به بخشی از جنبه هایی که به ذهنم می رسه اشاره می کنم.معرفی صحیح (تبلیغات)سری به رویدادهای تعریف شده برای شیراز در سایت ایوند یا اینستاگرام بزنید و به تصویر، نوشته ها و غنای محتوا توجه کنید. شاهد هستیم که سطح عمده آگهی ها ابتدایی و مملو از بازارگرمی اغراق شده است. از طرفی به دلایل زیاد از جمله فقدان تجربه، کمبود سرمایه و توخالی بودن برگزار کنندگان شاهد سطح مطلوبی از تبلیغات برای دوره ها نیستیم. به موسسه های آموزشی معروف شهر و صفحات اینستاگرام اونها هم سر بزنید، شاهد توضیحات کلیشه ای و تکراری خواهید بود. بسیاری از سئوالات بی پاسخ می مونه.همیار آکادمی یا رهنما کالج تلاش کرده این مورد رو رعایت کنه و خیلی ها هم دنباله رو اون هستند. محی سنیسل علی رغم دست تنها بودنش نهایت تلاشش رو برای نگارش متون مناسب به کار گرفته تا مخاطب به درک خوبی از انچه خواهد آموخت برسه و تفاوت محتوای نگارش شده با محتوای سایر دوره ها به خوبی قابل تشخیص هست.بلوغ اشخاصدر توصیف اکوسیستم استارتاپی شیراز، دوستان من بارها این عبارت رو از من شنیدند که ما در سطح زیر صفر بودیم و با جمع شدن دور هم و هم افزایی و کسب تجربه از محل کسب و کارهایی که به اون اشتغال داریم به سطح صفر و 5 رسیدیم و در راه رسیدن به 10 هستیم.اینکه این اعداد بر چه اساسی استوار هست مهم نیست، جان کلام مهم هست. در مثل مناقشه نیست. امیداورم به دوستان بر نخوره.همه ما شنیده بودیم که ایرانی نمی تونه کار تیمی بکنه، اما سئوال اینه که تیم اسنپ یا دیجی کالا یا فافا یا اپ ساز یا کمدا و ... چطوری دارن با هم کار می کنن؟ عمده نفرات این تیمها در روزای اول دو سه نفر بوده و با توجه به رشد و رونق و نیاز (کلمه کلیدی این بند نیاز هست) رفته رفته به سطوح فعلی رسیدند. وقتی که در شهر ما کسب و کارهای نوپای در حال رشد یا رشد یافته خیلی کمی وجود داره بلوغ کافی برای سطوح بالاتر دیده نمیشه. پس استقبال از دوره ها کاهش پیدا می کنه.اساتید دوره هاپیرامون ما برهان مجیدی های زیادی هستند که با زبان فریبا و انگیزشی قشر خاصی از مردم رو برای ثروت اندوزی هدف گرفتند. ماحصل فعالیت های اینها آثاری تخریبی زیادی در بلند مدت به جا خواهد گذاشت که یکیش بی اعتنایی به دورهای مشابه خواهد بود. از طرفی به قول انگلیسی ها: Those who can, do; those who can&#x27;t, teachعده ای دیگه با نیات مختلفی از جمله برندسازی شخصی، تصاحب جایگاه های شغلی، کسب درآمد و مواردی مشابه وارد این حوزه می‌شن و بعضا تجارب خوبی به جای نمیذارن. چرا که از تجربه زیسته خود سخن نمی گن و راوی آموزه های موجود هستند. اما گروهی دیگه مثل محی سنیسل، توحید علی اشرفی و ده ها نفر دیگه از تجربه زیسته خودشون سخن می گن و باعث خلق بازخوردی خوب می شن. داشتن MBA، DBA و ده ها دروغ کاغذی صادر شده از فرنگ ره به جایی جز ثروت اندوزی مروجانش نخواهد برد.شهریه دورهاستعلام شهریه دوره شاید اولین سئوال خیلی از اشخاص برای شروع تصمیم گیری هست. توان مالی مردم در کنار فاکتورهای قبلی در پذیرش سطح شهریه تاثیر بسزایی داره.اگر دوره ای به خوبی پاسخگوی نیازهای واقعی باشه، صرف هزینه برای اون دوره تبدیل به سرمایه گذاری می شه و در میان مدت و بلند مدت باعث سود دو چندان میشه. این هنر برگزار کنندگان دوره هست که با توجه ویژه به فاکتورهای قبلی به خوبی به شخص متقاضی آموزش ثابت کنند که این صرف هزینه به صورت به خودش باز می گردد.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 23:43:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان باشید؛ زمان انقراض ربات ها رسیده است!</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/comment4meintro-oymggdwss7co</link>
                <description>به اعتقاد ما در کامنت فور می، امکان ندارد ربات‌ ها بتوانند برای همیشه جای انسان‌ ها را بگیرند. فرقی نمی‌کند این ربات سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری باشد، مهم این است که انسان توانمندی‌هایی دارد که در هیچ رباتی پیدا نمی‌شود.جز ربات‌های سخت‌افزاری که در صنعت یا موقعیت‌های دیگر به جای انسان‌ها و برای تسهیل و تسریع امور به کار گرفته می‌شوند، در دنیای آنلاین شاهد استفاده از ربات های نرم افزاری هستیم که حتی دیگر همان ظاهر فیزیکی را ندارند و تنها برای انجام یک سری از کارها در اختیار ما قرار دارند. بیشترین کاربرد ربات های نرم افزاری در شبکه های اجتماعی است.فرقی نمی‌کند صاحب کسب و کار هستید یا کاربر سایت و شبکه‌ های اجتماعی، موضوع مهم اینجاست که این روزها همه برای گرفتن لایک، کامنت، بازدید، فالوور و... دست به هر کاری می‌زنند و بازار ابزارهایی چون ربات اینستاگرام، ربات تلگرام، ربات توییتر و انواع و اقسام کارهای رباتی حسابی داغ است.اما کسی توجه نمی‌کند همه چیز فیک و تقلبی، تکراری، بی‌روح، زودگذر و از همه بدتر نتایج مخربی در پی دارد. الگوریتم‌های گوگل، اینستاگرام، لینکدین، فیسبوک، توییتر و... اصلا از تقلب و کارهای غیرانسانی خوششان نمی‌آید.ولی ما به‌سادگی این مشکلات را با یک راهکار بی‌نظیر و جذاب حل کرده‌ایم.کامنت فور می (Comment4me) چیست؟اگر بخواهیم خیلی ساده برای‌تان توضح دهیم، باید بگوییم کامنت فور می در واقع سرویسی متشکل از یک تیم انسانی حرفه‌ای و قوی است که همان کار ربات ها نرم افزاری و حتی فراتر از آن را به صورت کاملا انسانی، واقعی و تعاملی برای شما انجام می‌دهند.ما به خوبی می‌دانیم که شما برای مدیریت سایت و شبکه های اجتماعی و پیشرفت آنها با مشکل نیروی انسانی متخصص، کمبود وقت و احتمالا کمبود بودجه مواجه هستید و به همین دلیل به سمت استفاده از ربات های نرم افزاری می‌روید. اما شاید از اثرات منفی این تصمیم خبر نداشته باشید.الگوریتم‌های گوگل و دیگر موتورهای جستجو و الگوریتم شبکه های اجتماعی مختلف مانند اینستاگرام، توییتر، لینکدین، یوتیوب و... آنقدر قدرتمند و حرفه‌ای شده‌اند که دو عامل اصلی بیشترین اهمیت را برای‌شان دارد؛ محتوای کاربردی و ارزشمند و میزان اثرگذاری و درگیربودن مخاطبان با محتوای شما.حتی اگر بهترین و جذاب‌ترین محتوا را منتشر کنید، اما نتوانید به اندازه کافی مخاطبان را با آن درگیر کنید یا قرار باشد از لایک، بازدید و کامنت غیرواقعی استفاده کنید، خیلی زود ارزش محتوای تولیدی شما از بین خواهد رفت.خود شما به عنوان مدیر یک کسب و کار وقتی به محتوای جذابی در یک سایت یا شبکه اجتماعی بر می‌خورید که به خوبی دیده نشده، بحثی پیرامون آن شکل نگرفته تا فقط در کامنت‌ها از عباراتی چون «خیلی خوب بود، به ما هم سر بزنید» روبه‌رو می‌شوید، قطعا حس خوشایندی نخواهید داشت.ما در کامنت فور می با حضور یک تیم انسانی حرفه‌ای و واقعی این امکان را برای شما فراهم می‌کنیم که بتوانید برندی بسازید که ارتباط انسانی دارد. در کامنت فور می استفاده از ربات های نرم افزاری معنایی ندارد. ضمن اینکه خدمات ما تنها به سایت و چند شبکه اجتماعی محدود نمی‌شود.میزان درگیر بودن مخاطبان با محتوا، وفادارسازی آن و برقراری و حفظ یک ارتباط انسانی دوسویه خیلی بیشتر از لایک و بازدید و تعداد فالوور اهمیت دارد.خدمات کامنت فور میدر یک جمله خدمات کامنت فور می، رونق محتوای سایت و شبکه های اجتماعی به صورت کاملا انسانی و واقعی است. اما به صورت دقیق‌تر باید بگوییم مهمترین خدمات کامنت فور می در موارد زیر آورده شده است:فعالیت انسانی به جای ربات های نرم افزاریافزایش نرخ تعامل و ارتباط میان کاربران و مخاطبان افزایش نرخ درگیر بودن (اینگیجمنت) مخاطبان با شمافعالیت در شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، لینکدین، توییتر و...، سایت های فروشگاهی مانند دیجی کالا، اپ استورها مانند کافه بازار و گوگل پلی و سایت های بلاگ نویسی مانند ویرگولحذف مشکلات ربات های نرم افزاری از جمله تشخیص استفاده از ربات توسط اینستاگرام و...حذف پیام‌های تکراری، ماشینی و بدون روحاستفاده از اکانت های واقعی توسط تیم کامنت فور می که همه تیم انسانی واقعی هستندبهبود سئو و رتبه شما در نتایج موتورهای جستجولایک کردن، کامنت گذاشتن، پاسخ دادن، به اشتراک گذاری، ریتوییت کردن، ثبت اطلاعات در سرویس نقشه گوگل، فعالیت در اپ استورها و...کارآفرینی و درآمدزایی برای تیمی از نیروهای انسانیهزینه هوشمندانه و مقرون‌به‌صرفهحق انتخاب برای پلن‌های مختلف و پلتفرم‌های متفاوتو...محدوده فعالیت کامنت فور میتیم انسانی کامنت فور می این توانایی را دارد که در پلتفرم‌های زیر به جای شما فعالیت کند. بی‌تردید این فعالیت متناسب با خواسته‌های شما و مطابق با فضای کاری هر پلتفرم خواهد بود.لایک، ریتوییت و ثبت نظر در توییترلایک، نظردهی و به اشتراک گذاری محتوا در فیسبوکلایک و کامنت در اینستاگرامنظردهی در پینترستنظردهی زیر محصولات دیجی کالاثبت نظر و امتیاز برای مکان‌های ثبت شده روی نقشه گوگلنظردهی و لایک در یوتیوبنظردهی در پست‌های ویرگول و مدیومنظردهی در آپاراتلایک ثبت نظر و به اشتراک گذاری محتوای لینکدینثبت نظر و امتیازدهی در گوگل پلی، کافه بازار و اپ استورنظردهی در پست‌های سایت و بلاگتست سایت، اپلیکیشن، نرم‌افزار، بازی، محصول و...برای آشنایی بیشتر خدمات تیم کامنت فور می، مشاهده قیمت‌ ها و نحوه همکاری می‌توانید به سایت www.comment4me.ir سر بزنید.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2019 16:16:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور استخدام شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-eh5a8csudxlw</link>
                <description>این روزا آمار افراد، شرکت ها و استارتاپ  هایی که در به در دنبال نیروی متخصص می گردن داره بالا میره. یه سری به  شبکه های اجتماعی و سایت های خوب کاریابی اگر بزنید این مورد رو لمس خواهید  کرد. این رشد آگهی های استخدامی در عین اینکه خبر خوبی هست یه واقعیت تلخ  رو به دنبال خودش داره و اون چیزی نیست جز کمبود شدید نیروی متخصص.در ادامه قصد دارم به برخی از مهمترین دلایل کمبود نیروی متخصص بپردازم و بر همون اساس راهکارهایی  برخواسته از تجربه شخصی ارائه کنم. البته مخاطب اصلی این نوشته کارجویان  بخش نرم افزار، سخت افزار و مشتقات رشته ی IT هستند. ما اگر همه ی موارد  گفته شده در زیر رو در برطرف کردیم تازه حق داریم نسبت به نبود کار ناله  کنیم. عدم توجه به کارورزیمتاسفانه هر سال از اهمیت این امر بدیهی  کمتر میشه و دانشجویان اقبال کمی به کارورزی و کسب تجربه نشون میدن.  دانشگاه های کم بازده ما هر سال تعداد زیادی مهندس الکی تحویل اجتماع میدن و  این تعداد خروجی متناسب با نیاز کشور و بازار نیست. البته فکر نکنید  دانشکده های کشورهای خارجی هم راندمان بسیار بالایی دارند. در کشورهای  توسعه یافته هم خروجی دانشگاه جوابگوی نیاز بازار نیست و اصلاً قرار هم  نیست باشه!برخی از مهمترین عواملی که سبب کمرنگ شدن کارورزی شده از نظر من این ها هستند:عدم تناسب شدید فرصت های کارورزی با تعداد متقاضیانتنبلی و توقع بیجای فارغ التحصیلان نسبت به کارورزیعدم اقدام فارغ التحصیلان نسبت به کسب تجربه و انجام کارهای مختلف در زمان دانشجوییبی اهمیت بودن کاروزی برای کارفرمایان و صاحبان مشاغل و عدم درک آیندهسستی دانشگاه ها و اساتید ناظر بر کارورزی و ماست مالی کردن واحد کارورزی با پارتی بازی!رفتار نادرست والدین در قبال هدایت فرزندان به سمت کسب تجربه و کارورزی راهکار چیست؟تا می توانید در ایام دانشجویی به صورت فریلنس کار کنید.کارورزی صرفاً به کسب دانش و تجربه تخصصی اشاره ندارد. باید مهارت های اجتماعی، حقوقی و مدیریت را نیز کسب کنید.خود را به کارفرمایان تحمیل کنید و سمج باشید.واحد کارورزی در دانشگاه را بسیار جدی بگیرید. باز هم جدی تر…ندانستن در مورد گرایش های بازارکارعده ی زیادی هستند که به خاطر تفریح و  سرگرمی به دانشگاه می رن. کاری به اونها نداریم و اجازه می دیم که خوش  باشن. به موقعش شاهد ضدحال خوردنشون خواهیم بود. اما برای اون دسته ای که  قصد دارن وارد بازار کار بشن ضروری هست که در مورد گرایش های بازار کار (یا  به عبارتی نیاز روز) اطلاعات خوبی داشته باشند. همین بی اطلاعی باعث میشه  که افراد وقت خودشون رو بیخود تلف کرده و تا لحظه ی آخر اقدام به فراگیری  تخصص های لازم نکنند.راهکار چیست؟همیشه به آگهی استخدام های مندرج در نشریات چاپی و آنلاین سر بزنید و از جزئیات آگهی ها مطلع شوید.به صورت فریلنس کار کنید تا نیاز بازار و گرایش های روز را بیشتر درک کنید.در شبکه اجتماعی لینکداین حضور داشته باشید و شرایط کلی را رصد کنید.یکی از نشریات تخصصی این حوزه را مطالعه کنید. مثلا ماهنامه پیوست یا عصرارتباط یا ماهنامه شبکه.در همین راستا مطالعه کنید: برترین‌های وب ایران از چه فناوری‌هایی استفاده کرده‌اند؟مهارت پایین در زبان انگلیسیبارها در مقالاتم به این مهم اشاره داشتم  اما کماکان شاهد ضعف شدید افراد در این باره هستیم. کسی که زبان می داند می  تواند به خوبی سرچ کند. کسی که زبان می داند می تواند به خوبی فیلم آموزشی  با کیفیت ببیند. کسی که زبان می داند می تواند کتاب های بروز را بخواند.بارها پیش اومده که بنده به دلیل تسلط  نسبی بر زبان تونستم گوی سبقت رو از سایرین بربایم و کسب درآمد کنم. به  سادگی از این مورد رد نشو. هیچ رازی وجود نداره.راهکار چیست؟کلاس زبان برو. اولویت با کلاس زبان هست. چون توی محیط اجتماعی زبان رو یاد می گیری.فیلم زبان اصلی تماشا کن.جسور باش و توی سایت های مختلف با زبون انگلیسی فعالیت کن.کتاب زبان اصلی بخون.مشارکت اجتماعی پایین و کمبود ارتباطاتوقتی اجتماع گریز باشی و همیشه کِز کنی  کنج خونه و سرت تو گوشیت باشه رفیق پیدا نمی کنی. شناخته نمی شی و کلی فرصت  رو از دست می دی. این روزا شبکه سازی  (معاشرت با همتایان و همکاران و کارفرمایان) یه رکن بسیار مهم هست که شما  رو به فرصت های خوبی می رسونه. بعضی ها بهش میگن پارتی اما توی دنیای IT به  دلیل حضور چشمگیرتر بخش خصوصی پارتی بازی کمرنگ شده. چون بخش خصوصی با  سرمایه اش تعارف نداره و نیروی خوب میخاد.من و خیلی های دیگه بر اساس همین مورد و اصل ۸۰/۲۰  تونستیم فرصت های کاری خوبی بدست بیاریم. اصل ۸۰/۲۰ میگه هشتاد درصد مشتری  های شما حاصل از ۲۰ درصد از مشتری های قبلی شما هستند. به زبون ساده یعنی  وقتی قبلا خوب کار کرده باشی و خوب معاشرت کرده باشی همون ها واست فرصت  آفرینی می کنند.راهکار چیست؟در همایش ها و رویدادهای محلی شرکت کن. با افراد بیشتری آشنا شو و بیاموز.به صورت داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی در رویدادهای دانشگاهی، محلی یا کشوری مشارکت کن.در شبکه اجتماعی لینکداین به صورت مفید فعالیت کن.نداشتن نمونه کاروقتی در ایام دانشجویی همش خوشگذرونی کرده  باشی و با پول دَدی صفاکرده باشی، یا توهم بَرِت داشته بوده که مهندس میشی  و داری توی فلان دانشگاه درس می خونی، یا بدتر از اون فکر کردی بعدا فرصت  جبران داری و اینا، همه و همه باعث میشه که بی بخار بمونی. تو بخش خصوصی  کارفرماها پشیزی واسه مدرکت ارزش قائل نیستن.راهکار چیست؟به صورت فریلنس کار کنید تا علاوه بر کسب درآمد نمونه کار برای خودت دست و پا کنی.اقدام کن و یه چیزی بساز. بساز که تجربه کنی. نساز که پول در بیاری. اگر هم پول در اومد چه بهتر.بیسواد بودن!هنوزم پیدا میشن موجودات ماقبل تاریخی که  مدعی هستن دانشگاه هیچی یادشون نداده، در صورتی که می بایست یادشون میداده و  این ها در حکم یک استعداد هرز رفته فنا شدن و سودای مهاجرت به فرنگ رو  دارند. کتاب نخوندیم، چیزی نساختیم، چالشی نداشتیم، فقط خوندیم که پاس  بشیم. البته مهارت قلیون کشیدن و موارد شطرنجیمون هم بالا رفته و متخصص  شدیم.راهکار چیست؟برو کلاس های مناسب و به جای دور ریختن پولت برای شهریه ارشد و هزارتا چیز دیگه واسه این هزینه کن.ویدئو آموزشی ببین و همزمان شروع کن به ساختن یه چیزی، هدف پول نباشه، هدف یادگیری باشه.اخلاق نامناسبهر روز بیش از قبل کارفرمایان به این  نتیجه می رسن که نیروی کار رو باید از نظر اخلاقی آزمود و مسائل فنی رو در  اولویت دوم قرار داد. چرا که اونها نمی تونن برای اخلاق و رفتار ما کاری  بکنن، اما می تونن زمینه ساز رشد و ارتقای فنی ما بشند.راهکار چیست؟راهکاری ندارم. بلد نیستم. به هیچ نتیجه ای نرسیدم. http://vrgl.ir/zBsWP </description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Mon, 30 Apr 2018 12:48:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای من فوتبال</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-quz1zueuqw0t</link>
                <description>دبستان که بودم موقع تماشای جام جهانی ۹۴، من داداشم و بابام و بعضاً باقی  خونواده خیره می شدیم به تلویزیون و گزارش کوتی و بهرام شفیع و بهروان رو  گوش می کردیم. اون موقع ها اینترنت نبود و کل اطلاعات ما محدود میشد به  حافظه‌ی بزرگ تر هایی که قبلاً پای برنامه ورزش و مردم نشسته بودن. گهگاه  یکی از روزنامه ها یه ضمیمه ورزشی می داد که ما عاشقان فوتبال رو به رویا  می برد و با ورق زدن هر برگ این ویژه نامه ها دنیایی از افتخار توی ذهنمون  مجسم می شد. فوتبال شده بود تجسم رویای موفقیت و برای من و خیلی های دیگه  بوسه زدن بر جام جهانی نهایت رویا بود. شب با همین رویا می خوابیدیم و فرداش توی  گرمای صبح تابستون که رد پایی از خاطرات شب قبل داخلش دیده می شد تا سر حد  مرگ می دویدیم که یه توپ پلاستیکی رو وارد یه گل کوچیک کنیم. ما یه مشت  کودک و نوجوون مشتاق بودیم که توی اون بازی فوتبال محله ای رسیدن به افتخار  رو تمرین می کردیم. آسیب دیدگی و کوفتگی جزئی از بازی بود و آسفالت و کلی  زخم روی ساق پا مانعی برای یه رقابت مردونه با یه روحیه ی جنگنده نبود.شب ها وقتی خسته و عرق کرده به خونه می  رفتیم این پوسترهای قهرمانای فوتبالی ما بود که درد زخم ها رو تسکین می  داد. خوابوندن کل رفقا و هم محله ای ها بود که رضایت خاطر رو به لب می  نشوند. بله دوستان اون روزا هم اندازه لذتی که مارادونا یا روماریو یا  زیدان بعد از بردن جام بالای سرشون تجربه کردن غرق در لذت بودیم. این  فوتبال بود که خارج از میدون نبرد باعث می شد تمرین مردونگی، غرور و قدرت  کنیم تا با بلوغی که از این رهگذر به دست میاریم یه دوست، یه همسر و یه پدر  خوب باشیم. به همین دلیل فوتبال معروف ترین آیین مرداست که توش یه زندگی  در جریانه. زندگی ای که مارادونا، باجو، مالدینی، روماریو، ببتو، رونالدو،  کلینزمن، دل پیرو، بکام، آث میلان، یونتوس رئال، بارسلون، بایرن، منچستر و  چند صد تا اسم دیگه ارکان استواری اون هستن.دوستان هم محله ای من در آخرین روزهایی (حوالی سال 81) که می شد گل کوچیک بازی کرد...دیشب (این مطلب در روز بعد از بازی آلمان و ایتالیا در جام ملت های 2016 نوشته شده) نزدیک ۲۲ سال از جام جهانی ۹۴ می  گذشت و من تنها بدون پدرم و برادرم و دوستان هم محله ای به صحنه ی نبرد  ایتالیا و آلمان خیره بودم. هر دقیقه از بازی یادآور دوران پر افتخار قبل  بود، من سال هاس که طرفدار تیم ملی آلمان هستم و اولین بار با حذف آلمان  توسط بلغارستان در سال ۱۹۹۴ از ته دل اشک ریختم. اما به قول فردوسی پور  ایتالیا رو نمی شه ندید، فوتبال بدون ایتالیا و هلند و برزیل و آرژانتین یه  ملودی ناشیانه است. یه سمفونی مردگانه. ایتالیا و آرژانتین برای من سمبل  جنگندگی همون بچه های کوچه پس کوچه ها هستن که حالا توی جعبه جادویی دل  میلیون ها هوادار رو بردن و می برن. دیشب اشک های بوفون اشک های من هم بود.  اشک هایی که مرثیه ای است برای کوچه پس کوچه های خالی این روزها که اصلا  صدای هیچ بچه ای ازش به گوش نمی رسه. فوتبال برای ما یه عشقه.من به افتحار فوتبال، به بزرگی  ایتالیا و سایر رقبای سنتی احترام می ذارم، چرا که بدون اونها رویای کودکی  من نا تمامه و این رویای کودکی من بود که نبض این روزهای من رو به تپش وا  داشته. یه بار دیگه چشم هاتون و ببندین و برین به همون روزهای کودکی و  نوجوونی …</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Tue, 13 Mar 2018 15:54:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستانِ UX و این واژه های قلمبه</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%90-ux-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%A8%D9%87-orlwh8hhceea</link>
                <description>عمه‌ی آقا فریبرز کدبانو و آشپز قابلی  هست. وقتی شام خونه‌ی آقا فریبرز دعوت می شیم همه از خوردن دستپخت عمه‌ی  ایشون لذت می برن. من نمی دونم چرا عمه‌ی آقا فریبرز اینا خونه‌ی آقا  فریبرز اینا شام میده، اما می دونم که سفره آرای خوش سلیقه ای هست و از  اونجایی که در مهمونی دادن پیش کسوت هست و تجارب زیادی داره، همیشه ظرف  خورشت و دیس چلو ها رو طوری سر سفره می چینه که مهمونا مجبور نشن عین تیرکمون کش بیان!بار آخری که خونه ی آقا فریبرز اینا دعوت  بودیم بعد از صرف شام مهمونا لب به تحسین گشودن و هر کسی به به و چه چهی می  کرد، منم که میخاستم تعریفی کرده باشم بی هوا گفتم عمه خانم UX Designer قابلی هستن. آقو یهو سکوتی هولناک مجلس رو فرا گرفت و عمه خانم گفت چی چی؟ منم زیر بار ای نگاهوی سنگین له شدم و اضافه کردم:ندارد هیــچ زیبــــایی چو تــو خوبی و رعنایی دل انگیز و نفیس و خـوش لقا و محفل آراییرهی معیریدختر عمه ی آقا فریبرز و پرسش در مورد UX Designerبعد از فروکش کردن اون جو سنگین، دخترِ  عمه خانم دوان دوان اومد کنارم و ازم خواست تا در مورد UX Designer براش  توضیح بدم. یه لحظه هنگ کردم، آخه نمی دونستم چطوری توضیح بدم. چند ثانیه  ای به فکر فرو رفتم و بعدش در پاسخ گفتم یعنی همون سفره ای که با سلیقه  چیده شده بود و نیاز نبود من برای برداشتن دیس شیرجه بزنم، یعنی همون سفره  آرایی که علاوه بر زیبایی باعث شده بود همه لذت ببرن. باز مکث کردم و بهش  خیره شدم. چند ثانیه بعد اضاف کردم که توی تعالیم مدرن به این دو مقوله  زیبایی شناختی و خلق یه تجربه خوب و مناسب برای مصرف کننده توجه ویژه ای  میشه و عده ای افراد با تجربه و دانا سعی دارن تا فرایند استفاده از  ابزارها رو تا حد ممکن ساده و مطلوب کنن. به این افراد توی فرنگ UX  Designer میگن. مثلا همین گوشی موبایلی که دستت هست رو ببین، در قیاس با  گوشی های هفت هشت سال پیش، صفحه لمسی این گوشی یه تجربه متفاوت و بهتری رو  برات به ارمغان آورده.چند لحظه بعد دخترِ عمه خانم با اشتیاق  بهم زل زد و ازم خواست که ادامه بدم. همین لحظه اشکان پسر عموم یه پوزخند  بهم زد و گفت خب خب، می فرمودین پروفسور بالتزار. خواستم یه نمکدون به سمتش  پرتاب کنم اما حفظ وقارم جلو دخترِ عمه خانم مانع می شد.عمه ی با تجربه در نقش UX Designerخیلی حس خوبی هست وقتی یه زیبارو داخل یه  محفل شما رو تحویل بگیره! بر همین اساس گفتگوی من و بیتا (دختر عمه) گل کرد  و جو مدام من و می گرفت و رها می کرد. بار آخری که جو من و گرفت و بعدش  یهو رها کرد بدجوری خوردم زمین و ترجیح دادم بدون جوگیری صحبتم رو ادامه  بدم.صمیمانه رو کردم به بیتا و گفتم ببین همه  این موارد خوشایند از نظر من ناشی از تجربه بالا هست. مثلا شرکت سامسونگ یا  اپل سال ها در کوران رقابت و عرضه محصول بودن و همزمان با گذر زمان سعی  کردن تجاربشون رو با فناوری پیوند بزنن و محصول بهتری خلق کنن. همین حالت  توی دنیای خودرو ساز ها وجود داره و گذر زمان باعث شده با تجربه بشن و همین  تجربه رو داخل طراحی محصولاتشون به کار بگیرن. عین عمه خانم که سال هاس  مهمونی میده و آشپز چیره دستی شده.ختم کلامهمه حرفای بالا رو زدم که برسم به این بند و جملات آخر:۱- طراح تجربه کاربر یا  UX Designer بودن تجربه میخاد. با زدن یک وبلاگ و ترجمه و خوندن چند مقاله  زود جوگیر نشو و برچسب قلمبه به خودت نچسبون. چند تا سایت رو هدایت کردی؟  چند تا محصول روانه بازار کردی؟ اصلا کاری انجام دادی؟ نسب حرف زدنت با عمل  کردن ات چطوریاس؟از این دست واژه ها می تونم ازمدیر محصولCTO (مدیر فناوری)هیپسترهکرهاسلرCX (تجربه مشتری)CHO (مدیر خوشحال سازی)CEO (مدیرعامل)Senior Full Stack Developerنام ببرم. توجه کنید که اغلب کسب و کارهای  مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران و خصوصا در حوزه نرم افزار بسیار جوان  بوده و عمده افراد شاغل در آن متولدین دهه های ۵۰ و ۶۰ شمسی هستند. یعنی  افرادی که جوانی و نوجوانی آنها همزمان با ظهور اینترنت و شکل گیری آن در  ایران مصادف بوده است. بسیاری از تجارب و گرایش ها و مفاهیم با رفتارها و  اخلاقیات و تجارب این قبیل افراد ارتباط مستقیمی دارد و نمی توان انتظار  داشت یا باور کرد که چنین افرادی دارای کوله باری از تجربه هستند. چنین  افرادی هنوز وارد برخی از فازهای پیش رو نشده اند و درک صحیحی از جایگاه  خود ندارند. وصف فوق یک قانون یا شرط کلی نیست و دارای استثناهایی نیز هست.داستان واقعی:  داستان دیجی کالا و تغییرات اون رو در  راستای بهتر شدن و کاربرپسند شدن دنبال کنید. به آگهی های استخدام اون ها و  نیازمندی های اون ها سر بزنید تا متوجه بشید چه کسانی و چه شرکت هایی کجا  هستند و چکار می کنند. مسلما دیجی کالا با مواجهه با یک شرایط جدی و بر  مبنای یک فعالیت مداوم به نتایجی رسیدند که اسمش بلوغ هست. ۲- متخصصین کشورهای  توسعه یافته به لحاظ تجربه و بلوغ کاری سال ها از ما فاصله دارن. وقتی مثلا  در جامعه آمریکا از یک گرایش صحبت میشه باید توجه داشت که این ها سال ها  درگیر اون صنعت بودن و از ابتدا تا کنون آهسته و پیوسته رشد کردن.بعد نگاه می کنی می بینی یک فرد بی تجربه  وطنی از القابی استفاده می کنه که مترادف تجربه هست و با شرایط واقعی اون  فرد همخوانی نداره. برادر من خواهر من، مایکروسافت، شرکت ها و افراد شاخص  سال ها برنامه سازی کردن، توسعه دهندگان و طراحان اونا توی محیط مستعد و  زیر نظر پیش کسوت ها رشد کردن و صاحب نظریه و ایده شدن.این چیزا زمان و تجربه نیاز داره. ما تازه  برخی مفاهیم اساسی رو به صورت سراسری درک کردیم و در مسیر بلوغ گام بر می  داریم. رشد اینترنت و شروع خلق کسب و کار تازه داره ما رو با مفاهیم کار تیمی، اخلاق حرفه ای، طراحی محصول و تجربه کاربری و … آشنا می کنه. نیاز نیست جار بزنی کی هست، کافیه توی عمل نشون بدی.مرور تاریخ:  سال ها پیش کامپیوترهای رو میزی خلق شدن.  در ابتدا رابط کاربری اون ها به صورت متنی و خط فرمان بود، مدتی بعد و بر  اساس رشد بازار و نیاز عام مردم رابط های کاربری گرافیکی و موس خلق شد. این  تحول ناشی از گذر زمان و کسب تجربه بود. این تجربه در سطحی گسترده رخ داد و  طراحان رابط کاربری را با گرایش جدید و الگوهای جدید آشنا کرد و آنها پخته  تر شدند. ۳- اصرار به خودنمایی به  اقسام مختلف ارتباط با مستقیمی با مهارت ها و دانش ما داره. ضرب المثل  درخت هر چه پر بار تر سر به زیر تر یادآور میشه که افراد در چه جایگاهی  هستند. بد نیست در سایت لینکداین عنوان انتخابی صاحبان کسب و کارهای موفق و  افراد واقعا توانمند رو با خودنمایان و کم تجربه ها مقایسه کنید.در واقعیت:  گونه های مختلفی از رفتار وجود داره. یکی  از اون ها افرادی هستند که یه مدت سر و صدایی به پا می کنن و وقتی یه جا  سرگرم یا استخدام میشن ساکت میشن. غیب میشن و این چرخه مدام تکرار میشه. پی نوشت:من مبرا از هیچ اشتباهی نیستم.عالمان بی عمل را به شدت محکوم می کنم.لطفا برای همراهی با جو شروع به مسخره کردن افرادی که مشابه متن فوق عمل می کنند نکنید.هر کسی مختار است خود را آن طور که می خواهد معرفی کند. مطلب بالا نوشتاری روشنگرانه است.من بابت رخ دادهای مشابه مقاله متاثر می شوم، اما شروع به فحاشی و تخریب نمی کنم.اگر شما هم قصد رد یا تایید صحبت های فوق را دارید یک مقاله بنویسید.بزرگی  سراسر  به  گفتار نیستدو صد گفته چون نیم کردار نیستفردوسیسعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخندانی نیست تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست چارهٔ کار بجز دیدهٔ بارانی نیست</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2018 16:10:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زود شرکت ثبت نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-m1pjvqfxde5e</link>
                <description>همیشه دیدن صفحه آگهی های ثبتی و حقوقی  روزنامه ها من رو به تعجب وا می داشت. من هیچ آمار دقیقی از ثبت شرکت ها  در ایران نداشتم اما همیشه این حس رو داشتم که نرخ ثبت شرکت ها در ایران  طبیعی نیست. من در مورد کشورهای پیشرفته هم آمار دقیقی نداشتم و این حس من  ناشی از تفکراتی بود و هست که من داشتم و دارم. خوب که دقیق می شدم می دیدم  همه اونها با یه سرمایه اندک که اصلا با اوضاع اقتصادی کشور تطبیق نداشت  تاسیس شده بودند. جالب تر اینکه اعضای هیئت مدیره شرکت هم عمدتا از یک  خانواده بودند!اینطور به نظر می رسید که شرکت ها به خاطر  یک هیجان گذرا تاسیس شدند و موسسان اون درک صحیحی از دلایل ثبت شرکت و  پیشبرد صحیح اون ندارند. این فرضیات رو در ذهنم داشتم تا اینکه با چند مورد  عملی روبرو شدم، مواردی که خودم و اطرافیانم تجربه کردیم. در ادامه این  نوشته قصد دارم به این موارد بپردازم. طبق معمول این نوشته همه ماجرا نیست.  یک انتقال تجربه است.نداشتن تجربه کاری و ثبت شرکتایده های زیادی به ذهن من و شما خطور کرده  و می کنه، ایده هایی که تصور می کنیم میشه باهاش کسب درآمد کرد. به طور  طبیعی سعی می کنیم این ایده ها رو با دوستان همفکر و اعضای خانواده در میون  بذاریم. توی این مرحله درک صحیح از بازار نداشتیم و عشق ما به ایده خودمون  در کنار اتکا به مهارت های فنی خودمون باعث می شد متقاعد بشیم که ایده رو  عملی کنیم و متعاقب اون شرکتی رو ثبت کنیم.خب شرکت ثبت کردن نیاز به چند نفر آدم  داشت، ما هم بدون کسب مشورت های اصولی و ارزیابی بازار به صورت سر انگشتی  یه عده آدم رو دست و پا می کردیم، حتی بلد نبودیم تا آخر کار ثبت پیش بریم و  وقتی دفاتر مالیاتی رو می دیدیم و جزئیات مالی رو متوجه می شدیم اصلا نمی  دونستیم چیکار باید کرد و چرا این کار ها رو می کنیم.ما حتی بلد نبود سهام شرکت رو درست و  عادلانه تقسیم کنیم و همیشه این هیجان رو داشتیم که مدیر عامل بشیم. خب  مدیریت و قدرت و همه کاره بودن رو دوست داشتیم و مدیرعامل بودن برای صاحب  ایده شرط اساسی بود!زمان گذشت و مشکلات خودش رو نشون داد، ما  نمی تونستیم هزینه ها رو بپردازیم، ما نمی تونستیم از پس خواسته های همدیگه  بر بیایم و خیلی جاها بی تجربه بودیم. متوجه شدیم که دانش فنی کامپیوتری  کافی نیست و ما باید درسای بیشتری یاد بگیریم. ما باید بالغ تر بشیم.– ما از این رهگذر چه تجربه ای کسب کردیم؟ما یادگرفتیم که باید توی امور حقوقی و تجاری تجربه کسب کنیم.ما یاد گرفتیم که شرکت زدن بلوغ کافی نیاز داره.ما یاد گرفتیم که  اول محصول یا سرویسی رو که میخایم ارائه کنیم نیازسنجی کنیم و بعد شروع به  ساختن کنیم و اگر نشانه های رشد و موفقیت دیده شد به سمت شرکت زدن بریم.ما به خوبی فرق میان شرکت ها رو یاد گرفتیم. مثلا شرکت مسئولیت محدود چیه و سهامی خاص رو کی باید ثبت کرد.– چطور میشه برای کسب این تجارب اشتباه ما رو تکرار نکرد؟بهتره در دوران نوجوانی و دانشگاه به صورت آزادکاری (فریلنسری) کار کنید.درس کارورزی دانشگاه  رو جدی بگیرید. مدت نسبتا خوبی کارورز باشید و در شرکتی با دستمزد پایین  کسب تجربه کنید. تجربه به زودی برای شما درآمد زا خواهد شد. مغرور و بهانه  گیر نباشید. شما باید درس کسب و کار یاد بگیرید.برای کسب اطلاعات به صورت خلاصه و سریع کتاب رایگان “کلید موفقیت در رشته کامپیوتر را فشار دهید” را مطالعه کنید.نداشتن تجربه کار تیمی و ثبت شرکتخاطرم هست که توی جمع دوستی کلی می گفتیم و  می خندیدیم، شاد بودیم و علی الظاهر همدل! اما وقتی شرکت زدیم و پای  مسئولیت و پول به میون اومد اختلافات ما جدی شد و مشکلات دو چندان شد.ما بلد نبودیم کار تیمی کنیم و تقسیم کار  کنیم. ما بی تجربه بودیم و میخاستیم خودنمایی کنیم و همه کارها رو خودمون  انجام بدیم. ما می ترسیدیم که ایده هامون لو بره و ناکام بمونیم. اصلا  توجهی به مسائل کار تیمی نداشتیم. اصلا بلد نبودیم ابزارش چیه و مدام وقت  تلف می کردیم.– ما از این رهگذر چه تجربه ای کسب کردیم؟ما یادگرفتیم که حتما می بایست قبل از شرکت زدن چندتا تجربه داشته باشیم.ما یادگرفتیم که چطور از ابزارهای موجود برای کارتیمی استفاده کنیم. البته بهای سنگینی دادیم.ما اخلاق تیمی و شیوه تعامل تیمی رو بهتر درک کردیم. یادگرفتیم فرق رهبر و مدیر، فرف گروه و تیم چیه.– چطور میشه برای کسب این تجارب اشتباه ما رو تکرار نکرد؟حتما قبل از شروع یک کار تیمی جدی، وارد یک تیم بشید و یاد بگیرید.توی تیم مغرور و تکرو نباشید، اجازه بدید دیگران هم باشند و استعدادشون رو نشون بدن.توی کار تیمی وقت زیادی رو صرف گفتگو و حل مشکل کنید.همه این تجارب ارزشمند رو می تونید با تماشای ویدئوی آموزشی مبانی کار تیمی برای تیم های توسعه بدست بیارید.ندانستن مسائل مربوط به امور مالی و بیمه و ثبت شرکتما شرکت نمی زنیم که سرگرم باشیم، ما شرکت  می زنیم که کسب درآمد کنیم و کار کنیم. ما باید بدونیم که چطور کسب درآمد  کنیم. باید بدونیم که تا آخر عمر جوان و پویا نیستیم. ما به فکر دوران پیری  و بازنشستگی نبودیم، قرار نبود غصه ی اون دوران رو بخوریم، اما بهش بی  توجه بودیم. همه ما مجرد بودیم و مسئولیت های کمی در زندگی داشتیم، نه همسر  بودیم و نه والدین. همین باعث می شد که ریسک کنیم و دقیق ارزیابی نکنیم.  البته ریسک های جوانی خوب هست، اما نیم نگاهی به تجربه دیگران بهتر هست.ما نمی دونستیم مالیات چی هست و چطور باید مالیات داد. اصلا حقوق و  دستمزد و اصول ساده حسابداری رو بلد نبودیم. البته می دونستیم که باید  کارهایی بکنیم، اما سردرگم بودیم. ما از تسهیلاتی که می تونستیم تهیه کنیم  بی خبر بودیم.برنامه درستی برای شراکت مالی و پرداخت دستمزد و حق بیمه نداشتیم. اصلا  خیلی از مواقع توان این کار رو نداشتیم و نمی دونستیم حتی برای بیمه شدن  باید چکاری انجام بدیم. این مسائل اعتراضاتی رو به دنبال داشت و باعث شد  همدلی و امید از بین بره و ما مدام جنجال داشته باشیم. ما اصلا نمی تونستیم  این کارها رو بکنیم، چون در بین ما شخص با تجربه ای نبود.– ما از این رهگذر چه تجربه ای کسب کردیم؟اینکه حساب حساب و کاکا برادر.اینکه مشخص کنیم سهم هر کس چقدره و قرار هست چقدر هزینه کنه و چقدر گیرش بیاد. این توافقات رو مکتوب کنیم.اینکه به بیمه تامین اجتماعی اهمیت بدیم. این کار هم باعث ثبت سابقه کار خواهد شد و هم برای دوران بازنشستگی خوب هست.اینکه در نهایت راه فراری از مالیات نیست. همیشه در مورد وضعیت فعلی و اینکه مشمول مالیات میشیم یا خیر بدونیم.– چطور میشه برای کسب این تجارب اشتباه ما رو تکرار نکرد؟با کسانی که شرکت دارند و روند موفقی دارند گفتگو و تبادل تجربه کنید. بپرسید و گوش کنید.در دوران کاروزی با نهایت وجود کار کنید و تخصصتون رو در اختیار دیگران قرار بدید و در عوض این مسائل رو یاد بگیرید.سری به سایت سازمان تامین اجتماعی و سازمان امور مالیاتی کشور بزنید و براش وقت بذارید. باور کنید ارزشش رو داره.توافقات میان خودتون رو بنویسید و امضا کنید.هزینه ها و درآمد ها رو ثبت کنید. می تونید از یه نرم افزار حسابداری رایگان استفاده کنید.پز دادن، بزرگ جلوه دادن و ثبت شرکتآره خیلی ها، یا شایدم من شرکت ثبت می  کردیم که نشون بدیم هویت بزرگی داریم، که نشون بدیم میشه به ما اعتماد کرد.  نشون بدیم میشه با ما قرارداد بست و نمی تونستیم به با هویت حقیقی وارد  مذاکره بشیم، چون تحویلمون نمی گرفتن. زمان که گذشت فهمیدیم مشتریا به  سوابق و توانایی ما اعتماد می کنن و اصلا شرکت ما براشون مهم نیست.– ما از این رهگذر چه تجربه ای کسب کردیم؟ما فهمیدیم در مذاکرات باید سوابق حرفه ای رو نشون بدیم تا اعتمادشون رو بدست بیاریم.فهمیدیم که قرارداد بستن به صورت حقیقی هم شدنی و خوب هست و نیاز نیست حتما شرکتی باشه.– چطور میشه برای کسب این تجارب اشتباه ما رو تکرار نکرد؟سعی کنید در ایام نوجوانی و دانشگاه کارهای خوبی بکنید تا نمونه کارهای خوبی براتون خلق بشه.اگر می تونید در پروژه های بزرگ بدون چشمداشت مالی مشارکت کنید تا برخی از حقایق رو تجربه کنید.چند قرارداد همکاری رو مطالعه کنید و با حال و هوای قرارداد بستن آشنا بشید. برای شروع می تونید به مقاله نمونه فرم قرارداد برای توسعه دهندگان وب و کتاب کلید موفقیت در رشته کامپیوتر را فشار دهید نگاهی بندازید.نتیجه گیری– بدون ثبت شرکت و با ماهیت حقیقی هم میشه کسب درآمد کرد.– قبل از ثبت شرکت سعی کنید در یکی از شرکت های تثبیت شده کار کنید یا کارورز باشید.– به کارورزی اهمیت بدید و براش حسابی وقت بذارید. اصلا مهم نیست به شما ظلم بشه یا پول گیرتون نیاد. در عوض تجربه کسب می کنید.– همه افراد توانایی مدیرعامل شدن و اداره امور شرکت رو ندارند. قرار نیست برنامه نویس همه کاره بشه.– قبل از شروع به پیاده سازی ایده هاتونخوب تحقیق بازار کنید.– در مورد مسائل حقوقی شرکت مطالعه کنید.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2018 12:03:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ کیلویی چند؟ شرحی بر رویدادهای استارتاپی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@silvercover/what-is-startup-p3mps14dtprh</link>
                <description>در این نوشته قصد دارم صد در صد واقعی و بر اساس تجربه در خصوص  استارتاپ، رویدادهای استارتاپی، تب کارآفرینی و حاصل اون ها صحبت کنم.  براتون گفتم که از کجا شروع کردم و این موج ها چه تاثیراتی در زندگی شخصی و  کاری من داشته. بدون اغراق و مبالغه توضیح دادم که خوب و بد ماجرا چی هست و  تصمیم گیری رو به عهده شما گذاشتم.خلاصه مقاله:استارتاپ چیز خوبیه. تلاش دارم فرق استارتاپ و رویدادهای استارتاپی رو بازگو کنم، متاسفم که نمی تونم توی یه جمله یا عکس یا شعار، همه‌ی داستان رو برای شما روایت کنم. راستش اگر طالب حقیقت هستی ناچاری که کمی وقت بذاری و مطالعه کنی.استارتاپ (Startup) چی هست؟استارتاپ یک رویداد و همایش کارآفرینی نیست. یک وب سایت یا یک اپ موبایل، لزوما یک استارتاپ نیست. استارتاپ یک شرکت کوچک  که در حال درآمدزایی و رشد است، نیست. در واقع این طور باید گفت که بیزنس  پشت اون ها مهمه و باید بررسی بشه. عده ای از متصدیان دانشگاهی، دولتی و  مردم تصور می کنند که رویدادهایی همچون استارتاپ ویکند، استارتاپ گرایند و امثالهم مترادف مفهوم استارتاپ هستند که باید گفت این تصور اشتباه است.تعریف مرسوم:استارتاپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کار تکرارپذیر و مقیاس پذیر بوجود آمده است.ویدویی در همین خصوص:https://www.aparat.com/v/5Rfz7البته توضیحات بیشتری در این خصوص در سایت خوشفکری وجود داره. اما من قصد دارم قضیه رو با یه مثال ساده روشن کنم. من مدیر اجرایی و یکی از توسعه دهندگان وب سایت پارسکدرز یکی از استارتاپ های قدیمی ایران هستم.در ادامه خیلی خلاصه تلاش می کنم روند خلق و رشد پارسکدرز رو با تعریف رسمی بالا تطبیق بدم.۱- سازمان موقت: وقتی ایمان قصرفخری  موسس پارسکدرز تصمیم به راه اندازی پارسکدرز گرفت با دوستان نزدیکش و  خواهرش قضیه رو در میون گذاشت و در نهایت سازمان موقت اونا یا همون افراد  تیم کنار هم جمع شدند. اون ها نمی دونستند تا کی با هم خواهند بود و آخر سر  چی پیش خواهد اومد. واسه همین به این تشکل میگن سازمان موقت.نکته: برای آشنایی بیشتر با ایمان به اینجا مراجعه کنید. ۲- یافتن مدل کسب و کار: ایمان خودش یه فریلنسر قدیمی  هست و قبل از خلق پارسکدرز توی بازارهای جهانی فعالیت داشته. پس برای شروع  می دونسته که مدل کسب و کار لازم باید چطوری باشه و باورش بر این استوار  بوده که مردم حاضرن از این سرویس استفاده کنن و براش هزینه کنن و پول خرج  بشه.۳- تکرار پذیر: ایمان بر اساس برآورد اولیه اش و  تجاربش به این نتیجه رسید که وقتی پارسکدرز در معرض عموم قرار بگیره احتمال  بسیار زیاد مشترهایی خواهند بود و پیوسته به تعداد اون ها افزوده خواهد شد  و اینطور نیست که مثلا یک ماه بعد درمونده بشه و هیچ کس از سرویسش استقبال  نکنه و براش پول نپردازه. پس یه قوت قلب داشت که مدل درآمدش در آینده  تکرار میشه.۴-مقیاس پذیر: ایمان استارت کار رو زد و بعد از مدتی  متوجه شد که تعداد مشتری ها بیشتر شدن و اون ماه به ماه داره بزرگتر از قبل  میشه، دیگه با شرایط قبلی نمی تونه کار رو توسعه بده و داره بزرگ و گنده  تر میشه!داستان استارتاپ ویکنداز اوایل دهه‌ی ۹۰ شمسی سر و کله‌ی استارتاپ ویکند و رویدادهای این چنینی در ایران پیدا شد. شروع این قضیه در تهران بود و به دنبال اون سایر شهرهای بزرگ اقدام به برگزاری این رویداد کردند.اولین استارتاپ ویکند شیراز اولین استارتاپ ویکند اصفهان اولین استارتاپ ویکند تبریز اولین استارتاپ ویکند مشهد اولین استارتاپ ویکند یزد اولین استارتاپ ویکند بوشهر اولین استارتاپ ویکند کرمان اولین استارتاپ ویکند اهواز اولین استارتاپ ویکند رشتبه نقل از ویکی پدیا:استارتاپ ویکند رویداد آموزشی-تجربی (Experimental Education) در سراسر دنیاست که در ۳ روز متوالی (در انتهای هفته) بر‌گزار  می‌گردد. در این برنامه شرکت کنندگان پر انگیزه‌ای شامل برنامه نویسان،  مدیران تجاری، عاشقان استارتاپ، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک گرد هم  می‌آیند تا طی ۵۴ ساعت ایده هایشان را مطرح کنند، گروه تشکیل بدهند و هر  گروه ایده‌ای را اجرا کند.آخرش چی؟ خروجی استارتاپ ویکندها چی شد؟همونطور که توی تعریف بالا مشخص هست هدف اصلی برگزار این رویداد کسب  تجربه و مهارت و آموزش دیدن به صورت عملی است. مهمتر از به ثمر نشستن ایده  های مطروحه در استارتاپ ویکند ها تمرین و فراگیری مهارت های زیر مد نظر  بوده و هست:برقراری ارتباط و شبکه سازیتیم سازی و آشنایی با چالش های تیمیفراگیری شیوه ارائه ایده یا محصول به سرمایه گذارانسنجش و اعتبارسنجی ایده هاسرگرمی، رقابت و خوشگذرانیقسمتی از داستان های واقعیمن و ایمان قصرفخری در اولین رویداد استارتاپ ویکند شیراز همدیگه رو از نزدیک دیدیم و الان همکاریم!سهیل شهیدی بنیانگذار payment24.ir توی همین رویداد ها بعضی از افراد شرکتش رو پیدا کرد.سال ها قبل دورادور ناصرغانم زاده ، آرش برهمند، آرش سروری، نیمانورمحمدی، مهدی علی پور و شایان شلیله و ده ها نفر دیگه رو می شناختم، اما توی این رویدادها از نزدیک ملاقاتشون کردم و روابط و دوستی ها تقویت شد.استارتاپ های دونیت و فرانش ماحصل برگزاری همین رویدادها هستند.رویدادهای مشابه دیگری از جمله لین استارتاپ ماشین، استارتاپ گرایند، بیست تا سی و … برگزار شد.امید امرایی از دل همین رویدادها جامعه UXShiraz رو پایه گذاری کرد.داوود تراب زاده (یو ایکس دیزاینر دیجی کالا) با همسرش منظر سزاوار آشنا شد.گردهمایی های ماهانه و هفتگی از جمله همفکر شکل گرفت.دانشگاه های کشور کمی به تکاپو افتادند و خبردار شدند.پارک های علم و فناوری استان ها درگیر این قضایا شدند.اکوسیستم بومی استارتاپی سایر شهرها به جز تهران اندکی تقویت شد.سر و صدا به گوش سرمایه گذاران رسید و شتاب دهنده ها با سرعت بیشتری تاسیس شدند.پیامد همین رویدادها و رسانه ای شدن فعالیت استارتاپ ها الکامپ تهران با بخش الکامپ استارز رنگ و بویی تازه گرفت.تلاش های همه‌ی فعالان ارکان دولتی رو به حمایت واداشت.اندکی در حضور سرمایه گذاران خارجی تسریع شد.و…هیجانات زودگذر، جوگیری، کلاس گذاشتن، سودجویی و خالی بندیوقتی تب استارتاپ ها به ایران رسید هر کسی از ظن خودش تلاش کرد دستی بر  آتش داشته باشه. عده ای دلسوز بودن و مدام سعی بر آموزش و تلاش صادقانه  داشتند. فعالیت کردند، آموزش دادند و به کسب دانش و تجربه و البته انتقالش  به مخاطبان پرداختند.-آقا داماد چه کاره اند؟ -استارتاپ هستند!عده ای جوگیر شدند و راه اندازی هر وب سایت یا اپ موبایلی رو استارتاپ  دونستن و توی شبکه های اجتماعی سر و صدایی به پا کردند که آره داداش ما  اینیم! عده ای هم در مقام پاسخگویی گفتند داری اشتباه می زنی داداش! دعوا  شد، درگیری شد، بداخلاقی شد، جنجال شد، فراز و نشیب به پا شد.یه دسته‌ی دیگه دایه‌ی مهربان‌تر از مادر شدند و خواستند برای این جو  جدید متولی پیدا کنند، آیین نامه و سند و سازمان رسمی به وجود بیارن و  مصاحبه و سخنرانی کنند و آماری دست و پا کنند.در ادامه گروهی دیگه با حیله و نیرنگ تلاش کردند سوار موج بشن و رویداد  برگزار کنند و بودجه ای بگیرند و رزومه سازی کنند و چرخ پیشرفت مملکت رو با  شتاب بیشتری به حرکت در بیارند. تنازع بقا رخ داد و یه سری قهر کردن و  رفتن!عده ای حزب باد بودند و هستند و هر بار در یک مسیر تازه گام بر می دارند و هر چیزی که مد باشه همون مدلی هستند.واژه پر طمراق کارآفرین نقاب چهره‌ی زنبوران بی عسل شد  و هست. آسمان شکافت و فکر کردیم کارآفرین فقط ما حاضرین و فعالان حوزه‌ی  IT هستیم! غافل از اینکه صدها بنگاه اقتصادی دیگر با داشتن هزاران نیرو بی  سر و صدا کارآفرینی می کنند!تعداد زیادی چه قبل از این تب و تاب که در حین اش آروم و بدون جنجال دست  به اقدام و عمل زدند و کارشون رو به پیش می برن. بعضی هاشون از روی اثر  کارهاشون دیده می شن و برخی دیگه کماکان ناشناخته موندن.خلاصه اینکه هیاهو بسیار بوده و هست و هر کسی از ظن خویش شد یار استارتاپ!آیا در خارج از ایران و در کشورهای خوب هم چنین هیاهویی برپاست؟از نظر من نه تا این حد. اما با کیفیتی کمتر چنین فراز و نشیب هایی در اکوسیستم های کارآفرینی و استارتاپی سایر کشورها هم معضلاتی دیده میشه. اما در ایران به دلیل مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شاهد ناهنجاری هستیم.در همین راستا پیشنهاد می کنم تا سریال Silicon Valley رو تماشا کنید.آیا باید عطاش رو به لقاش ببخشیم؟نه! ما در ایران کم تجربه هستیم و در حال برداشتن گام ها. هر ماه بیش از  ماه قبل یاد می گیریم و بالغ تر میشیم. تعدادی از جنجال های قبلی بابت  بلوغ و تجربه کم ما رخ داد. پس بهتره امیدوار باشیم.آیا همه باید کارآفرین یا استارتاپی بشن؟مسلماً نه. الان درد خیلی از موسسین کسب و کارها و  استارتاپ ها فقدان نیروی خوب هست. پس نیروی فنی خوب بودن هم یک نیاز و  افتخار هست و قرار نیست همه موسس کسب و کار شخصی خودشون باشند. بد نیست یه  سری به سایت های کاریابی بزنید.مطالب مرتبط: با بحران کمبود نیروی کار در بخش IT چه کنیم؟ زود شرکت ثبت نکنید! نون تو ساختمون سازیه، از رشته کامپیوتر که نمیشه پول درآورد!نقش من توی استارتاپ ویکندها چی بوده؟مربی بودم. کلی هم چیز یاد گرفتم. از سال ۸۰ به صورت جدی در حوزه‌ی وب (برنامه نویسی، آموزش و نوشتن) فعالیت دارم. وب سایت فارس مارکت رو سال ها پیش ساختم که نتیجه نداد. در ادامه اولین وب سایت سفارش غذای اینترنتی (اسنادش اینجا  موجوده) رو راه اندازی کردم که اشتباهاتی مرتکب شدم و نتیجه نداد، این  میون چند پروژه ساده و کوچک داشتم و موفق بودن، از جمله خبرگزاری واسونک.  حالا از قبال این انجام دادن ها و کسب تجربه کردن ها پای من به استارتاپ  ویکند باز شد.توی این رویدادها شرکت کنیم یا نکنیم؟بله قطعاً پیشنهاد می کنم شرکت کنید. این رویدادها از نظر من حکم یک ترم  درس دانشگاهی داره و کلی اتفاق خوب داخلش می افته. البته همون یکبار شرکت  کردنش کافیه و مهم اینه که شروع کنید و انجام بدید. سخت نگیر، نترس و بدون  خیلی از این هایی که هر روز شعار هفته های زیبا ازشون نقل می شه اصلاً  دنبال این شعار هفته ها نبودن، دنبال شلوغ بازی و بهونه گیری نبودن. دست به  کار شدند.چی گیر من میاد؟معلومه، ثروت.چون شبکه سازی می کنم، یاد می گیرم و یاد می دم، بیشتر شناخته میشم و  اعتماد سازی می کنم، پروژه ها میاد، مشاوره ها میاد و اینها یعنی چی؟ اگر  هم ریگی به کفشم باشه زود دستم رو میشه و بهم بی اعتماد میشن و تمام میشم!رسانه هادنیای IT ایران بی بهره از رسانه های تخصصی نبود.  اما با ظهور فعالیت های استارتاپی در ایران رسانه های چاپی و اینترنتی  ایرانی با دامنه‌ی وسیعتری از مخاطبان روبرو شدند و پیوند متخصصین این رشته  با سرمایه داران و مردم تقویت شد. به همین بهانه من چند رسانه‌ی خوب که  دنیای استارتاپ ها رو پوشش می دن معرفی می کنم:هفته نامه شنبه – اولین هفته نامه اختصاصی استارتاپ ها ماهنامه پیوست – ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی و فرهنگی خبرنامه و نشریات مرکز توانمندی و تسهیل‌گری کسب و کارهای نوپای فاوا ITIran – مرجع اخبار و تحلیل‌های فناوری اطلاعاتکانال های تلگرامhttps://t.me/Startupirنتیجه:انجام بدید.چه کاری؟ هر کاری که دلتون می خاد. چون وقتی که انجام بدید:مجبور می شید یاد بگیرید و بسازیدمجبور می شید تیم بشید و یاد بگیریدبازار رو بهتر لمس می کنیدبا تجربه می شید و بسیاری از ناهنجاری های گفته شده پاسخ داده میشه!در همین راستا مطالعه کتاب های تستِ مامان و بازانجام رو شدیداً توصیه می کنم.</description>
                <category>حامد تکمیل</category>
                <author>حامد تکمیل</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2017 11:28:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>