<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینا گلستانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sina.golestaneh</link>
        <description>www.twitter.com/SinaGolestaneh</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 11:57:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15109/avatar/FUCGLc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سینا گلستانه</title>
            <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>#هوش_مصنوعی برای شغل من چه خطری داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/Artificialintelligence/dalle2-kgludr3s2eti</link>
                <description>جواب سوال تیتر اینه که: «بستگی داره».برای اینکه مشخص‌تر بشه، بیاید اول از چیزایی شروع کنیم که بستگی ندارن.هوش مصنوعی خیلی قدرتمنده. می‌تونه کارایی رو بکنه که برای انسان خیلی سخته، پس در میزان قدرتش تردیدی نداریم.منطق می‌گه چیزی که انقدر قدرت داره می‌تونه تاثیر زیادی هم روی زندگی ما داشته باشه. پس گذشته از اینکه خطر داره یا نه، احتمالا باعث تغییرات بزرگی توی زندگی ما می‌شه.داستان خطر چقدر جدیه؟در مورد این‌که دقیقا چقدر باید احساس خطر بکنیم بحث زیادی می‌شه کرد، اما دو سر طیف رو این‌جوری در نظر بگیرید: در این طرف یکی مثل #ایلان_ماسک وایساده و دائم داره توی رسانه‌ها، بدترین حالات ممکن رو توصیف می‌کنه و اشاعه می‌ده.ایلان ماسک به‌طور خلاصه می‌گه: «اگه از الان شل بگیریم و هوش مصنوعی رو با قواعد و قوانین سخت به زنجیر نکشیم، طولی نمی‌کشه که چموش بازی در میاره و بالاخره کار دستمون می‌ده.»در طرف دیگه، کسی مثل #ناوال_راویکانت رو میبینیم که عقیده داره: «هنوز زمان زیادی مونده تا بتونیم یک هوش مصنوعی کاملا مختار بسازیم که با آزادی عمل در سطح انسان بتونه برای خودش تصمیم بگیره. بنابراین حداقل توی عمر ما چنین چیزی رخ نمی‌ده و نباید بیش از حد بزرگش کرد»حرف ناوال راویکانت به‌طور خلاصه اینه که ما صرفا با چندتا دستگاه از مغز انسان عکس‌برداری کردیم و با این کار یک دید خیلی ناقص و سطحی از عملکردش در اختیار داریم. چیزی هم که به خوبی نشناسیم رو نمی‌شه مشابهش رو ساخت.ناوال عقیده داره مغز ما خیلی پیچیده‌تر از اونه که بخوایم به چندتا سیناپس در حال خاموش و روشن شدن ساده‌ش کنیم، بعد بریم چندتا خازن رو با سیم به همدیگه وصل کنیم و انتظار داشته باشیم عملکرد اینا در یک حد باشه.ناوال می‌گه ما اول باید بتونیم شناخت عمیقی از مغز و عملکردش پیدا کنیم، تا تازه در مرحله بعد بتونیم یه چیزی شبیه به همون رو بسازیم و ما با چنین نقطه‌ای، بیشتر از ۱۰۰ سال فاصله داریم.در حال حاضر هوش مصنوعی صرفا می‌تونه چیزایی که ما تعیین می‌کنیم رو یاد بگیره و باهاشون کارایی که بهش می‌گیم رو انجام بده.برای همین کاملا وابسته به چهارچوب و تصمیمات ما هست. خیلی مونده اونقدری خلاق بشه که بتونه خارج از چهارچوب ما تصمیمی بگیره.کدوم مشاغل اول حذف می‌شن؟ناوال توی مصاحبه در پادکست جو روگان مشخصا می‌گه:«خلاقیت آخرین سنگر هست و مشاغل حوزه‌ی خلاقه، آخرین گروهی هستن که باید احساس خطر بکنن. اتفاقا ما می‌تونیم با توسعه‌ی هوش مصنوعی کار گِل رو به کامپیوتر بسپریم و وقت بیشتری برای خلاقیت صرف کنیم. مگه این همون چیزی نیست که در نهایت انسان دنبالش می‌گرده؟»اتفاقا به نظر می‌رسه بر خلاف نگاه فلسفی ناوال به خلاقیت، کسایی که توی حوزه‌ی خلاقه کار می‌کنن اولین کسایی هستن که خطر از دست دادن شغل‌شون رو در عمل احساس کردن!کی فکرشو می‌کرد یک روز توییتر رو باز کنی و ببینی تدوین‌گرهای ویدیو دارن در مورد این صحبت می‌کنن که اگر قراره نرم افزار ادوبی با یک کلیک کاری رو انجام بده که برای ما یک هفته طول می‌کشه، قضیه واقعا جدیه!توی این مقاله که روی سایت videomaker.com منتشر شده توضیح می‌ده که نرم افزارهای جدید ویرایش تصویر ادوبی به مجموعه قابلیت‌های Sensei مجهز هستن. مثلا می‌تونن اجسام اضافی رو از تصویر حذف کنن، همون کاری که توی فتوشاپ به راحتی انجام می‌دیم، اما برای ویدیو. https://www.videomaker.com/how-to/editing/workflow/what-is-adobe-sensei-and-what-does-it-do/?utm_content=218905686&amp;utm_medium=social&amp;utm_source=twitter&amp;hss_channel=tw-15667774 یا مثلا فرض کنید می‌تونید فیلم رو به زبون‌های مختلف دوبله کنید و نرم افزار خودش به شکل اتوماتیک حرکات لب کاراکترها رو، با صدای جدید سینک می‌کنه!تازه هنوز هیچی نشده!توجه داشته باشید که این هنوز اول داستانه. کاری که چند سال دیگه هوش مصنوعی می‌تونه انجام بده در مقایسه با قابلیتای الانش، مثل میزان تفاوت آتاری با پلی استیشن ۵ هست.همین الانش هم این فقط تدوین‌کنندگان ویدیو نیستن که باید احساس خطر کنن. تصور کنید شما همین امروز می‌تونید انتخاب کنید به جای این‌که سر هر اصلاحیه با طراح چک و چونه بزنید، توی چند خط به هوش مصنوعی توضیح بدید چه طرحی می‌خواید و نتیجه رو تحویل بگیرید! چی از این بهتر؟!مثلا ازش بخواید براتون یه نقاشی قرون وسطایی از مادربزرگ در حال کار با لپ تاپش بکشه:یا می‌تونید بگید عکس واقع‌گرایانه از سگ گری‌هاند با عینک موتورسواری می‌خوام:یا اصلا عکس دختر فرانسوی در حال عشق ورزیدن به نون باگت روی جلد مجله چطوره...- هیچ‌کدام از شخصیت های موجود در تصاویر واقعی نیستند -مهم نیست که چی بگید و با چه سبکی بخواید، هوش مصنوعی می‌تونه مشابه بهترین آثار هنری خلق شده به دست انسان رو شبیه‌سازی کنه.چطوری به این‌جا رسیدیم؟الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای این‌که به چنین قابلیتی برسن جزئیات تمام آثار خلق شده توسط بشر رو به شکل پیکسل به پیکسل به مورد بررسی قرار دادن. حجم اطلاعاتی که هوش مصنوعی روش یادگیری عمیق انجام داده برای انسان قابل تصور نیست.الگوریتم‌ها تونستن توی جزئیات آثار هنری پترن‌های مشابهی ردیابی کنن که با شبیه سازی اونا قادر هستن یه اثر هنری درست مشابه بهترین دست ساخته‌‌های بشر خلق کنن.موضوع حتی به تصویرسازی و تدوین هم خلاصه نمی‌شه، بلکه می‌تونه به مرور تمام مشاغل حوزه‌ی خلاقه رو در بر بگیره!اگر اسم ژنراتور متن یعنی GPT-3 به گوش‌تون خورده باشه احتمالا می‌دونید که قادره با گرفتن چند خط توضیح از شما، بر اساس اون‌ها متن کامل یک سناریو یا داستانو مقاله رو خلق کنه و تحویل بده.این یعنی نویسنده‌ها از این به بعد باید به دست آوردن شغل، با الگوریتم‌های هوش مصنوعی هم رقابت کنن!موضوع وقتی جالب‌تر می‌شه که بدونید چند نفر متن‌هایی که GPT-3 نوشته بود رو تحویل جونورهایی به اسم DallE2# و Midjourney# دادن و در حقیقت این هوش مصنوعی، برای داستان‌هایی که اون یکی هوش مصنوعی خلق کرده بوده تصویرسازی انجام داده!اینا چند نمونه از تصویرسازی‌های انجام شده برای داستان هستن. متن کامل داستان رو هم می‌تونید اینجا بخونید.تا اینجا باید در کنار تدوینگرها، اسم نویسنده‌ها، تصویرگرها، نقاشان و عکاس‌ها رو هم به لیست مشاغل در خطر اضافه کنیم.حتی استودیوهای فیلمسازی و انیماتورها هم از گزند هوش مصنوعی در امان نموندن! چون شما امروز می‌تونید به هوش مصنوعی فقط چند خط توضیح بدید و ازش ویدیویی تحویل بگیرید که قبلا برای ساختش به چندین انیماتور و تیم حرفه‌ای نیاز بود.این یعنی جایگزین کردن کل تیم خلاقه، مدیر هنری و استودیوی طراحی با چند خط کد!اگر بخوایم لیست رو تا جای ممکن ادامه بدیم، کم کم می‌بینیم که تمام مشاغل دارن یکی یکی با هوش مصنوعی جایگزین می‌شن:نویسندهتصویرسازگرافیستنقاشعکاستدوینگرانیماتورطراحتولید محتواو این لیست تا ابد ادامه داره...حالا دیگه خودتون بگید، هوش مصنوعی اومده که ما رو از کارای تکراری رها کنه تا با خیال راحت به خلاقیت‌مون بپردازیم؟ یا اومده که کار دستمون بده؟#کسب_و_کار #آینده #تکنولوژی #علم #بازار_کار #استخدام</description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 08:25:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژیک ترین شکست تاریخ کسب و کار: گری کیلدال، اولین مبتکر سیستم عامل کامپیوترهای شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh/%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%B3-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-iuinyb7uijag</link>
                <description>گری کیلدال سرنوشتش این بود که بیل گیتس بشه، اما به معنای واقعی کلمه وقتی شانس در خونه ش رو زد خونه نبود! این داستان زندگی مردیه که به کامپیوترهای تک تک ما جان بخشیده اما خودش در مستی و افسردگی توی یک کتک کاری خیابونی کشته می شه!به عقیده بعضیا گری کیلدال بدترین شکست در حوزه کسب و کار رو تجربه کرده و تعجبی نداشته که زیر بار این شکست نتونسته دووم بیاره. اگه دوست دارید بیشتر بدونید ازتون دعوت می کنم مطلبی که در همین رابطه برای دیجیاتو نوشتم رو اینجا مطالعه کنید.</description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 23:07:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیل بیلی: از رویال آلبرت هال تا فستیوال Sonisphere</title>
                <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh/%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-trf4ygrgoj0u</link>
                <description>بیل بیلی یه استندآپ کمدین انگلیسیه که مثل من خیلی به موسیقی علاقه داره و برای همین خیلی وقتها موسیقی رو دستمایه شوخی های خودش قرار می ده.این کمدین در اجرایی که «Remarkable Guide to the Orchestra» نام داره روی صحنه سالن مشهور رویال آلبرت هال لندن می ره و همراه ارکستر بزرگ بی بی سی مجموعه ای از شوخی های خودش رو بر مبنای موسیقی اجرا می کنه.بیل بیلی توی بخشی از این نمایش موسیقی متن سریال Doctor Who رو با پیانو اجرا می کنه و توضیح می ده که آکوردهای اون چقدر به موسیقی جز بلژیکی شباهت داره. بعدش هم نسخه جز بلژیکی آهنگ سریال رو با عنوان «Dr Qui» اجرا می کنه! (در فرانسوی هم مثل فارسی کلمه «کی» به معنای «چه کسی» هست). https://www.youtube.com/watch?v=68wJIQbCtlI&amp;list=RD-5xJW-jHI24&amp;index=4 توی بخش دیگه ای از اجرا بیل بیلی تماشاچی ها رو با استعداد خودش در نوازندگی زنگوله شگفت زده می کنه! https://www.youtube.com/watch?v=-5xJW-jHI24&amp;list=RD-5xJW-jHI24&amp;index=1 چند دقیقه بعد هم کشف می کنه که موسیقی کلاسیک دوره باروک از آهنگ های Bee Gees کپی برداری کردن! https://www.youtube.com/watch?v=J1p5zOM96f0&amp;t=9s اما بهترین بخش های این اجرا روی یوتوب پیدا نمی شه. اگه با موسیقی حال می کنید توصیه می کنم حتماً اجرای کامل رو از جای دیگه پیدا کنید و بشینید ببینید. البته بیل بیلی چندتا دی وی دی دیگه هم داره و جاهای مختلفی حضور داشته.مثلاً بیل بیلی با اسم آنجلینا جولی توی برنامه تاپ گیر شرکت کرده.بیل بیلی حتی تونسته روی صحنه فستیوال بزرگ سانیسفیر هم زنده اجرا کنه. https://www.youtube.com/watch?v=eMRxqsB3ghc سانیسفیر اسم یه فستیوال متحرک راک و متاله که از سال ۲۰۰۹ برگزار می شه. سال ۲۰۱۰ در استانبول شاهد برگزاری دومین سری از این فستیوال بودم که تحت عنوان Big 4 برگزار می شد و برای اولین بار موفق شده بود ۴ گروه پرفروش سبک Trash Metal رو روی یک صحنه بیاره، از جمله متالیکا و مگادث که رابطه شون تا اون موقع مثل جن و بسم الله باقی مونده بود.در ویدیوی زیر اعضای ۴ گروه پر فروش سبک ترش متال یعنی متالیکا، مگادث، اسلیر و انترکس برای اولین بار همزمان با هم روی صحنه رفتن و آهنگ Am I Evil رو از Diamond Head افسانه ای اجرا می کنن. https://www.youtube.com/watch?v=upKtoIxXoig اینم پوستر فستیوال من به مثابه نوجوانی در «کف» فستیوال! بادی گاردهای فستیوال غول بیابونی بودن! اینم کوچیک ترین متال باز حاضر در فستیوال که پدرش آورده بود از الان آشنا بشه!آخرین عکس بعد از تموم شدن ۳ روز اجراهای مختلف، خسته و آفتاب سوخته اما کاملاً ارضاءبرای مطالعه مقاله های من در مورد هنر و موسیقی اینجا رو ببینید. گزیده مقاله های من در سایت دیجیاتو رو اینجا بخونید. بقیه نوشته های منتخب هم اینجا هستند.</description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Aug 2018 23:16:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی برای روح: Oblivion از M83</title>
                <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD-oblivion-%D8%A7%D8%B2-m83-sbh9knl498lg</link>
                <description>«فراموشی» یا «Oblivion» برای یکبار دیدن فیلم بدی نیست، اما موسیقی متنش به یاد موندنیه و باید بارها و بارها بهش گوش کرد. M83 در موسیقی متن این فیلم سبک الکترونیک خودش رو حفظ کرده، اما گریزی هم داره به فضای اکسترال و موسیقی فاخر و باشکوه کلاسیک، خصوصاً در بخش سازهای زهی. آواز سوزان ساندفور هم عالی روی این کار انرژیک نشسته و خواننده انتخاب هرکی بوده باید بهش تبریک گفت.حتی لازم نیست متن شعر رو متوجه بشید، ملودی وکال زیبای خواننده نروژی به زیبایی خلق شده و شما رو تا آخر قطعه دنبال خودش می کشونه. https://www.youtube.com/watch?v=IzHyM7JELGo توی این ویدیو صحنه هایی هم از خود فیلم فراموشی رو می بینیم. جالب اینکه در ساخت فیلم کمتر از جلوه های ویژه کامپیوتری و بیشتر از روش های دستی و به اصطلاح آنالوگ استفاده شده. مثلاً تصور کنید پنجره بزرگی که بخش زیادی از فیلم جلوی اون می گذره، در حقیقت یک مانیتور بزرگه و فیلم هایی که قبلا توسط تیم جلوه های ویژه در طبیعت واقعی ضبط شدن رو به عنوان منظره پخش می کنه!از موفق ترین کارگردان هایی که از روش های غیر دیجیتالی برای جلوه های ویژه فیلماشون استفاده کردن می شه به استنلی کوبریک اشاره کرد که فیلم تخیلی «۲۰۰۱: اودیسه فضایی»  رو قبل از ابداع کامپیوتر به شکل امروزی ساخته .  https://www.youtube.com/watch?v=L7y3ecnnBRg تمام سفینه هایی که توی این فیلم می بینیم توسط کارگردان و برای استفاده در فیلم طراحی و تولید شدن. توجه داشته باشید که این فیلم در سال ۱۹۶۸ ساخته شده، یعنی بیشتر از ۵۰ سال پیش که نه هنوز کسی به فضا رفته بود و نه حتی کامپیوتر به مفهوم امروزی وجود خارجی داشت. توی این ویدیو چند دقیقه ای از مراحل ساخت جلوه های ویژه فیلم رو در پشت صحنه می بینیم. https://www.youtube.com/watch?v=5ch5WC54egU یا کریستوفر نولان که در «اینسپشن» یک صحنه زد و خورد حسابی رو با روش مشابهی فیلمبرداری کرده بود. https://www.youtube.com/watch?v=8PhiSSnaUKk همه این کارگردان ها به عنوان نمونه های وسواسی شناخته می شن که به شکل بیمارگونه ای جزئی ترین اجزای فیلم خودشون رو زیر نظر دارن. همه این کارگردان ها نمونه های موفقی هستن و نشون می دن اگه شما حرفی برای گفتن داشته باشید و برای گفتن اون زحمت بکشید مخاطب هم زحمات شما رو حس می کنه و بابتش قدردانه.خیلی از مدیرهای محتوا وقتی غرق کار می شن این موضوع مهم رو فراموش می کنن و به دلایل مختلف روی کیفیت محتوای تولیدی خودشون سخت گیری کمتری می کنن. عوامل ساخت فیلم Oblivion هم می تونستن از جلوه های ویژه کامپیوتری استفاده کنن، اما به جاش سعی کردن چیزی که احتیاج دارن رو واقعاً بسازن، چون می دونن یه قشری هستن که ارزش تلاش اونها رو درک می کنن و با کمی توجه می شه اونها رو به عنوان مخاطب جذب کرد. https://www.youtube.com/watch?v=ZHYaj6EHfJg اگه می بینید توی بازار کشور کسی موقع تولید محتوا به شعور خواننده اهمیت نمی ده، شما با استفاده از این فرصت اولین نفر باشید و با کمی دلسوزی بیشتر مخاطبانی که کسی بهشون اهمیت نمیده رو به خودتون جذب کنید، مطمئن باشید راحت تر از جذب کساییه که تحت بمبارون تبلیغاتی و ملغمه ای از محتوای درست و غلط قرار دارن.اما در ویدیوی پشت صحنه های فیلم Oblivion گروه جلوه های ویژه فیلم رو می بینیم که در تلاش هست با روش های غیر کامپیوتری صحنه های طبیعی تری رو خلق کنه. مثلاً در دقیقه ۱۵ گروه ۷ تا جعبه ی بزرگ پر از تجهیزات حرفه ای مورد نیاز برای یک فیلم هالییودی رو با هلیکوپتر به بالای کوه منقل می کنه تا از منظره های شبیه به اتمسفر سیاره های دیگه فیلمبرداری کنه. این منظره ها بعداً به عنوان نمای پنجره ی خونه ای که شخصیت های فیلم در فضا داخلش سکونت دارن به کار رفتن.توی ویدیوی پشت صحنه ضمناً می بینیم که  وسایل نقلیه و سفینه هایی مورد استفاده داخل فیلم هم همگی توسط تیم پشت صحنه طراحی و ساخته شدن و گرافیک کامپیوتری نیستن. اگر از فضای کلی فیلم خوشتون اومد پیشنهاد می کنم ببینیدش و از نتیجه تلاش تیم های سازنده لذت ببرید. داستان فیلم هم اونقدری جذاب هست که بتونید تا آخرش رو ببینید. https://www.youtube.com/watch?v=i9m6KzRMWnA آهنگساز گروه M83 در مورد ساخت موسیقی متن این فیلم می گه:وقتی گروه فیلمسازی از من خواستن موسیقی متن رو بسازم وسط برگزاری تور گروه خودمون بودیم. اما من مدتها آرزوی چنین موقعیتی داشتم و حالا که بالاخره فرصتش پیش اومده بود نمیشد از دستش بدم. ازم خواستن دو سه تا آهنگ به عنوان نمونه بفرستم که ببینیم چیکارا می تونیم بکنیم، منم ۱۷ تا نمونه فرستادم که خیالم راحت باشه. با اتوبوس بین شهرهای مختلف برای اجرای کنسرت سفر می کردیم و من پشت اتوبوس شبانه روز کار می کردم که بتونم این پروژه رو به بهترین شکل ممکن به انجام برسونم. شما وقتی موسیقی فیلم می سازید دیگه قرار نیست فقط خودتون راضی باشید، باید بتونید گروه فیلمسازی و کل استودیوی تهیه کننده رو هم تحت تاثیر قرار بدید. برای همین وقتی شنیدم من رو برای آهنگسازی انتخاب کردن هم خوشحال بودم که بالاخره به آرزوم رسیدم و هم نگران بودم که چطوری از پس کار به اون سختی توی اون شرایط سخت بر بیام. واقعاً هم فشار سنگینی بهم وارد شداما هرچه که بود نتیجه بسیار دلپذیر از آب درومده و نشون می ده این گروه فرانسوی کارش رو خوب بلده. توی یه اجرای زنده هنر خواننده رو ببینید که انگار این آهنگ از اول به شکل اختصاصی برای صدای خودش طراحی شده! https://www.youtube.com/watch?v=O73t6GwmdRc اگه از سبک آهنگسازی M83 برای فیلم فراموشی خوشتون اومده احتمالاً با کار Daft Punk هم برای فیلم Tron: Legacy حال می کنید. این گروه دو نفره که اونها هم فرانسوی هستن توی موسیقی متن این فیلم با ترکیب سبک های الکترونیک و کلاسیک فضای حماسی و پویایی ساختن که حسابی با فضای فیلم عملی تخیلی مطابقت داره. https://www.youtube.com/watch?v=EB2-ijxjTs0 برای مطالعه مقاله های من در مورد هنر و موسیقی اینجا رو ببینید. گزیده مقاله های من در سایت دیجیاتو رو اینجا بخونید. بقیه نوشته های منتخب هم اینجا هستند. https://www.youtube.com/watch?v=ZHYaj6EHfJg </description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Aug 2018 21:03:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی ویدیویی سامسونگ گلکسی نوت ۹</title>
                <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%B3%D9%88%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AA-%DB%B9-oe6pv1muxzuv</link>
                <description>وضعیت بازار دل و دماغ برامون نذاشته. قیمتها نامردی رفته بالا و امیدی هم نیست به این زودی ها برگرده سر جاش. به عنوان علاقه مند فناوری باید اخبارشو دنبال کنیم دیگه فقط. با این حال ما سعی می کنیم امیدمون رو حفظ کنیم ببینیم چی میشه.توی این ویدیو به مدت ۸ دقیقه در مورد قابلیت های جدید نوت ۹ صحبت می کنیم که گوشی پرچمدار بعدی سامسونگه و قراره از اوایل شهریور به بازارهای جهانی بیاد. مدل ارزونتر این گوشی هزار دلار قیمت داره که با نرخ فعلی ارز، توی بازه ای بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون قرار می گیره. به این امید که قیمت ها پایین تر بیاد و دوباره بتونیم به داشتن چنین گجت های نابی فکر کنیم. https://www.aparat.com/v/gKyfP برای مطالعه مقاله های من در مورد هنر و موسیقی اینجا رو ببینید. گزیده مقاله های من در سایت دیجیاتو رو اینجا بخونید. بقیه نوشته های منتخب هم اینجا هستند.</description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Aug 2018 01:17:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شِش بُرش کوتاه از شکست‌های «دنیل اِک»، پایه‌گذار اسپاتیفای</title>
                <link>https://virgool.io/@sina.golestaneh/%D8%B4%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%81%D8%A7%DB%8C-yrk1hctjgha0</link>
                <description>سفیر موسیقی در سرزمین اینترنتشما توی زندگی‌تون چندبار شکست خوردید؟ همونطور که دیکته‌ی نانوشته غلط نداره، شما هم اگه تاحالا شکست نخوردید احتمالاً موفقیتی رو هم در پی اون تجربه نکردید.اصولاً موفقیت فقط این نیست که به اولین پیشرفت در زندگی دست پیدا کنید و دیگه تموم بشه. تا روزی که بخواید موفق بمونید باید به سختی تلاش کنید. تلاش هم اگر بدون ریسک باشه فقط خر کاریه. برای اینکه رشد و موفقیت رو تجربه کنید، محکوم هستید به ریسک کردن.البته با بعضی روش ها می شه خسارت های احتمالی ریسک رو به حداقل رسوند، اما اگه ریسک نکنید تا ابد همینی که هستید می مونید. (این مطلب رو ببینید در مورد اینکه گوگل چطوری با همین استراتژی کل دنیای اینترنت و موبایل رو به چنگ آورده)اصلاً بیاید با یک نمونه در دنیای واقعی آشنا بشید که مثل خیلی از ما دنیا به کامش نبوده و روی هرچی دست میذاشته توش شکست می خورده، اما به جای ناامید شدن انقدر کارای دیگه رو امتحان کرده تا بالاخره دنیای موسیقی اینترنتی رو فتح کرده.این مطلب به ۶ برش کوتاه از زندگی «دنیل اِک» مدیر سایت اسپاتیفای نگاهی میندازه.۱. فوتبالدنیل اک توی یه محله ی متوسط استکهلم زندگی می کرد و عضو تیم فوتبال باشگاهی بود، اما خیلی زود فهمید انگیزه ش توی این کار کافی نیست و استعدادی هم نداره.دنیل می گه:«یکی از دوستام بود که هر روز تا دیر وقت تنهایی توی زمین چمن تمرین می کرد، آخرش هم رفت ایتالیا و حتی یه مدت توی L.A. Galaxy آمریکا هم توپ زد.»هرچند اک ورزشکار نشد، اما ورزشکارها رو دوست داره و با چندتایی شون توی تیم های حرفه ای رفیقه. از هاکی گرفته تا بسکتبال و فوتبال.۲. پینگ پُنگظاهراً جاستین بیبر پینگ پنگ باز قهاریه و دنیل این موضوع رو از مدیر برنامه های جاستین شنیده بود. برای همین وقتی خواننده نوجوان به استکهلم اومد برای بازی دعوتش کرد.مدیر برنامه های جاستین بیبر در مورد نتیجه بازی ها می گه:«بذارید اینجوری بگم که بعد از چندتا مسابقه، مشخص شد دنیل توی پینگ پنگ هم هیچ استعدادی نداره.»بر اساس شایعات این سری مسابقات با نتیجه ۲۱ به ۱ به نفع خواننده کانادایی تموم شد و نقطه پایانی بود بر کشش دنیل نسبت به پینگ پنگ. https://www.youtube.com/watch?v=3BMbf3xUV4c                               ای کاش استعداد خوانندگی بیبر هم به خوبی پینگ پنگش بودبعداً وقتی آهنگ «What Do You Mean» جاستین بیبر از نظر تعداد پخش توی اسپاتیفای رکورد شکنی کرد، دنیل به عنوان جایزه برای بیبر یه راکت پینگ پنگ طلایی فرستاد.تو مایه «یک راکتِ طلایی، اسمتو روش نوشتم...»۳. موسیقیدنیل می گه:«وقتی هیجده نوزده ساله بودم یکسالی سعی کردم نوازنده باشم. به عنوان گیتاریست در تور گروه های دیگه می نواختم. گروه هایی که باهاشون اجرا می کردم دائم در حال تور گذاشتن بودن و یکسره با اتوبوسشون سفر می کردیم. من و یه گیتاریست دیگه بودیم که یک روز در میون، نقش گیتاریست اصلی و فرعی رو با هم تعویض می کردیم. تا اینکه یه نوازنده ی خیلی عالی به گروه اضافه شد. اگه مثل من حال و حوصله ی ارتقاء دادن نوازندگی تون رو نداشته باشید، خیلی سریع باید جاتون رو به نفری که بهتره بدید. توی دنیای موسیقی با کسی شوخی ندارن.»دنیل از دنیای نوازندگی فقط فیگور گرفتنش رو یاد گرفت۴. کد نویسیدنیل:«یه مدت هم گفتم اصلاً باید بهترین کدزن بشم، اما کمی بعد دیدم توی این یکی هم استعداد خاصی ندارم و بیخیال شدم.»البته این یکی تجربه به همین سادگی که خودش می گه به دست نیومده. دنیل در رویال انستیتوی فناوری استکهلم مهندسی می خوند که MIT سوئد به حساب میاد، اما ولش کرد. هرچند تیمی که بعداً اسپاتیفای رو طراحی کرد، از بچه های همین دانشگاه ساخته شد.‌۵. بازی‌های ویدیوییدنیل می گه دو سه سالی می شه توی دفتر اسپاتیفای فیفا بازی نکردم، اما فیفا باز قهاری هستم و تا موقعی که بازی میکردم، قهرمان کل شرکت بودم!«البته هنوز توی خونه بازی می کنم. فکر کنم از سال ۱۹۹۳ تا الان همه رو بازی کردم. هر سال موقعی که نسخه جدیدش میاد چند هفته بازی می کنم ببینم چیاش عوض شده.»دنیل می گه یکی از مدیرای EA Games چون می دونه عشق فیفا داره، گاهی قبل از انتشار یه نسخه اولیه می ده بهش بازی کنه! مدیر عامل سونی هم یه پلی استیشن اختصاصی بهش کادو داده که روش لوگوی اسپاتیفای رو زدن! اما در نهایت هیچ کدوم این افتخارات جایی توی زندگی به دردش نخورد و براش نون و آب نشد.۶. کارآفرینی (تقریباً)دنیل اک موقعی که دبیرستانی بود چندتایی طراحی وبسایت موفق انجام داد که با استقبال هم مواجه شد، برای همین چندتا از همکلاسی ها رو استخدام کرد که کمکش کنن. موفقیت های تجاری دنیل از همینجا شروع شد و ادامه داشت تا اینکه بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد. اونجا دنیل به گفته خودش تا سرحد ورشکستگی هم رسیده بود، اما بالاخره جون سالم به در برد تا اینکه به مرور در سالهای بعد وضع اقتصادی بهتر شد.دنیل نه کار خارع العاده ای کرد و نه استعداد عجبیبی داشت، فقط هرچی شکست خورد از تلاش کردن دست نکشید تا اینکه بالاخره با اسپاتیفای به موفقیت رسید. دنیل حالا می دونه برای موفق شدن لازم نیست حتماً توی مهارت هایی مثل فوتبال یا کدنویسی عالی باشه. اونها هم مهارت های خوبی هستن ولی دنیل در عوض می تونه موفقیت اقتصادی خلق کنه و همین برای زندگی هر آدمی کافیه. https://www.youtube.com/watch?v=8brg9iVrN5U شما هم اگه می خواید از این شرایط فعلی اقتصادی مون موفق بیرون بیاید، محکومید خودتون رو برای ریسک کردن و چشیدن مزه ی شکست آماده کنید. ریسک یعنی امتحان کردن چیزای جدید. اگه ریسک نکنید موفقیت جدیدی هم خلق نمی شه. هرچند با استراتژی درست می شه تا حدی خطرات ریسک رو خنثی کرد.بریده های زندگی مدیر اسپاتیفای در این مقاله برگرفته از مطلب زیر:Six things you never knew about Spotify CEO Daniel Ekبرای مطالعه مقاله های من در مورد هنر و موسیقی اینجا رو ببینید. گزیده مقاله های من در سایت دیجیاتو رو اینجا بخونید. بقیه نوشته های منتخب هم اینجا هستند.</description>
                <category>سینا گلستانه</category>
                <author>سینا گلستانه</author>
                <pubDate>Wed, 15 Aug 2018 21:37:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>