<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های sina hosseini</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sina_hosseini1</link>
        <description>بازی‌ساز...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:31:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11396/avatar/xHzsRc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>sina hosseini</title>
            <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تیم؛ اولین و آخرین منجی کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1/%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-slluivlulqj8</link>
                <description>چرا باید در تولید یک محصول به ماهیت و مفهوم تیم توجه زیادی داشته  باشیم؟ چرا یک تیمِ خوب با افرادی معمولی می‌تونه بهتر از یک تیمِ بد متشکل  از افراد حرفه‌ای ظاهر بشه؟ چطور می‌تونیم تیمی داشته‌باشیم که یک محصول  خوب رو بسازه؟ اگر تولید یک محصول، تیم و تیم‌سازی برای شما مهم یا جذاب  باشه، این پست مطالب مفیدی می‌تونه برای شما داشته باشه.شاید این اولین پست بلاگم با ادبیاتی خودمونی‌تر باشه. دلیلش هم اینه که  مفهوم تیم این رو ایجاب می‌کنه تا بی‌پرده و بدون کنایه با هم حرف بزنیم.  در این پست دوست دارم از تجریبات خودم در طی 6-7 سال کار تیمی بگم. تقریبا  تمام کارهایی که انجام دادم تیمی بودن و با افراد نسبتا زیادی در حرفه‌های  مختلف در ارتباط بودم. اینطور بگم که حتی پروژه‌های دانشگاهی -که باید  تنهایی انجام می‌دادم- رو هم چند نفره انجام می‌دادیم ?مفهوم تیمشاید اگر اول یک نگاهی به معنا و مفهوم “تیم” بندازیم، خالی از لطف  نباشه. با یک سرچ کوچیک در اینترنت میشه تعاریف مختلفی پیدا کرد. یکی از  اون‌ها که به نظرم جالب بود، تعریفیه که در سایت Inspire Software در موردش نوشته شده:“Leading in the Team Context means gathering, structuring and developing the collective abilities and energies of a team of people with a common purpose, and then guiding them to the  achievement of interdependent goals and sustained high performance”–Dr. Drea Zigarmi, Achieving Leadership Geniusمن هم تا حدودی با این تعریف موافق هستم. به نظرم باید به لغاتِ “ساختار“، “توانایی“، “هدف” و “تولید” توجه بیشتری داشته باشیم.در واقع تیم باید ساختاری هم‌پیمان متشکل از توانایی‌های گوناگون برای  رسیدن به هدفی مشترک باشه. دوست دارم از ساختار شروع کنم و بریم جلو.ساختار تیمساختارِ تیمی بخش جدایی‌ناپذیر در روند کار تیمیه. در اینجا از تعریف  ساختار چند-تیمی گذر می‌کنم و سعی می‌کنم حرف‌هام روی یک تیم واحد متمرکز  کنم. حالا این عنوان دقیقا چه معنایی رو می‌رسونه؟ ساختار تیمی باعث می‌شع  که اجزای اون در جای درست خودشون قرار بگیرن.برای مثال تیمی رو فرض کنید وظیفۀ مراقبت از یک بیمار رو بر عهده گرفتن.  در این تیم نقش‌های رهبر، پیشتبان، ناظر، پزشک و پذیرش باید مشخص باشه تا  “نتیجه” مشخصی از کارهای دسته‌جمعی حاصل بشه. این نتیجه همون هدفِ مشترکیه  که تیم برای رسیدن به اون تلاش می‌کنه. پس تا ساختار درستی نداشته باشیم،  رسیدن به هدف مشترک در تیم کار سختی می‌شه و به عبارتی سگ می‌زنه و گربه  می‌رقصه.توانایی‌های افراداز اون‌جایی که بازی‌ساز هستم، مثالی در این مورد میارم تا بتونیم متوجه  این موضوع بشیم و با یک سوال شروع می‌کنم. آیا میشه با 4 برنامه‌نویس یا 4  آرتیست یک بازی ساخت؟! به نظر من و خیلی‌های دیگه جواب “نه”ه. برای ساخت  یک بازی، توانایی‌های مختلفی نیازه تا نتیجه، محصولی قابل عرضه باشه.  طبیعتا برای ساخت یک بازی، نیاز به برنامه‌نویس، آرتیست، طراح بازی، مدیر  پروژه و حتی توانایی‌های دیگه در جای درست خودشون داریم.چرا گفتم در جای درست خودشون؟ به خاطر اینکه شما از یک برنامه‌نویس  نباید انتظار طراحی کاراکتر داشته باشید؛ هرچند که اون شخص برنامه‌نویس  خوبی باشه. توانایی‌های مختلف برای برطرف‌کردن نیازهای مشخصی به‌وجود اومدن  و باید حواسمون باشه با این قضیه.مورد دیگه در این موضوع اینه که توانایی‌های موجود در یک تیم باید  مشکلاتی رو حل بکنند که سرِ راهِ رسیدن به همون هدفِ مشترک وجود داره. مثال  بارز اینه که شما تیمِ بازی‌سازی نیازی به یک دندان‌پزشک ندارید؛ هر چند  که اون پزشک، بهترین دندان‌پزشکِ دنیا باشه.یک تواناییِ مهم که همۀ افراد تیم باید داشته باشند به نظر من  “مسئولیت‌پذیری”ه. در این مورد زیاد حرف نمی‌زنم. اگر علاقه دارید می‌تونید  در این مورد به بلاگ پست دیگۀ من سری بزنید: چرا می‌توانیم کرونا را شکست بدهیم ولی بی‌مسئولیتی را نه؟!پس باید به این موضوع هم حواسمون باشه که افرادی رو دور هم جمع کنیم که  توانایی‌هایی اون‌ها در راستای حل مشکلاتِ ما در راه رسیدن به هدفمونه. به  عبارتی باید توانایی‌های افراد مکمل هم باشند و با هم هم‌افزایی داشته  باشند.هدف و تولید محصول خوببا توجه به حرف‌های بالا، تیم تشکیل می‌شه تا به یک هدف مشترک برسه. به  شخصه معمولا کارهایی انجام دادم که بیشتر محصول‌محور بودن و صحبت‌های من هم  در این زمینه است تا در موضوعات دیگه؛ چونکه تخصصی ندارم در موردشون.از توضیحات اضافه در مورد ماهیت هدف می‌گذرم تا مطلب طولانی نشه و برم  سر اصل مطلب در مورد هدف در تیم. به نظرم در مرحله اول باید این سوال‌ها رو  از خودمون بپرسیم که چرا هدف مهمه؟ چرا باید چشم‌اندازی از محصولِ  تولید‌شده توسط تیم داشته باشیم؟ فکر کنم اگر با یک مثال ادامه بدم بهتر  باشه.فرض کنید در تیمی هستید که هدفِ شما و بقیه افراد ساختِ یک ساختمان  تجاریه. حالا اگر هدف یکی از مهندسینی که در ساخت این ساختمان همکاری  می‌کنه، ساختِ یک ساختمان مسکونی باشه. چه اتفاقی میفته؟ همه چیز بهم  می‌ریزه! جای دستشویی و آشپزخونه عوض میشه و نتیجه واحدهایی میشن که به هیچ  دردی نمی‌خورن، مشتری‌ای براشون پیدا نمی‌شه و در آخر هم شرکت متضرر  می‌شه. این مثال رو تعمیم بدید به بقیه تیم‌ها و حتی تیم‌هایی که شما در  آن‌ها هستید.اگر هدف، مشترک نباشه و به‌طبع بین افراد تیم به اشتراک گذاشته نشه،  رفته‌رفته روندِ تولید از اون‌چیزی که باید باشه فاصله می‌گیره. محصولِ  تولید‌شده چیزی می‌شه که انتظارش رو نداشتیم و ما رو دل‌سرد می‌کنه. پس  علاوه‌بر وجودِ یک هدف مشترک، باید این هدف به صورت شفاف بین اعضای تیم  مشخص باشه و مسیری برای رسیدن به اون مشخص بشه.این مطلب رونوشتی از مقاله‌ای با همین اسم در وبلاگ من هست که می‌تونید اینجا بخونید:  تیم؛ اولین و آخرین منجی کسب و کار | سینا حسینیمخلص کلامزیاد طولانی نکنم حرفام رو. در مورد تیم و تیم‌سازی می‌شه ساعت‌ها به صحبت و بحث نشست. خلاصه این‌که:سعی کنیم با هم‌تیمی‌های خودمون روراست باشیم.توانایی‌های مناسب رو انتخاب کنیم تا هم‌افزایی و Synergy ایجاد بشه.هدف‌مون و مسیرِ رسیدن به اون رو همون اولِ کار مشخص کنیم.ساختاری درست تشکیل بدیم.تیم مهم‌ترین هستۀ تولید یک محصوله و تنهای چیزیه که هدف رو می‌سازه.یادمون نره که مثلا توی فوتبال اگر 11 فردِ غیرحرفه‌ای در کنار هم یک  تیم خوب و ساختاریافته رو تشکیل بدن، می‌تونن تیمِ غیرمنسجمی که از 11 فردِ  خیلی حرفه‌ای تشکیل‌شده رو به راحتی شکست بدن.</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 12:23:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکستن ساختارهای بازی June’s Journey</title>
                <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-junes-journey-yxgquvlgsvt9</link>
                <description>بازی “ماجرای ژون” یا “June’s Journey” روایت‌گرِ داستانی زیبا است.  داستان بازی در سال 1920 اتفاق می‌افتد و از آن‌جا شروع می‌شود که ژون  پارکر (June Parket)، شخصیت اصلی داستان، خبری ناراحت کننده از New York  دریافت می‌کند: خواهر او، Clare Parker، توسط همسرش به قتل می‌رسد و پس از  همسرش خودکشی می‌کند. پس از شنیدنِ این خبر، ژون تصمیم می‌گیرد که به منزل  کودکی‌شان سفر کرده و از دختر خواهرش مراقبت کند. در این بین نیز سعی دارد  تا از هوش و مهارت‌های خودش برای حل معمای قتل خواهرش استفاده کند.بازی حول محور این داستان می‌چرخد. در این بازی باید در هر صحنه از  بازی، سرنخ‌های گوناگون را پیدا کنید. سبک گیم‌پلی بازی به صورت پیدان کردن  اشیا پنهان یا Hidden Object است. از لحاظ هنری، بازی در سطح خوبی قرار  دارد و به کاربر احساسات خوبی را منتقل می‌کند. این بازی توسط شرکت Wooga  در آلمان تولید شده است. در ادامه به بررسی مکانیک‌ها و ساختارهایی از بازی  خواهم پرداخت.مقدمهبررسی قسمت‌های “حلقه اصلی (Core Loop)، حلقه وابستگی (Dependency  Loop)، قسمتی از اقتصاد و طراحی اشیاء پنهان بازی در پایین آمده است. لازم  به ذکر است که به دلیل اینکه بازی را به اتمام نرسانده‌ام، همۀ قسمت‌های  بازی را امتحان نکرده‌ام. این موضوع می‌تواند باعث پنهان ماندن برخی از  قسمت‌های بازی از چشم من شده باشد. منتهی سعی کرده‌ام که با جستجو در  اینترنت و دیدن عکس‌ها و اطلاعاتی که میزان پیشرفت بیشتری نسبت به من در  بازی داشته‌اند، این مشکل را برطرف کنم.میزان پیشرفت من در بازی:ساختارهای بازیحلقه اصلی (Core Loop)قسمت اصلی حلقه اصلی این بازی صحنه‌هایی هستند که در آن باید اشیائی  پنهان را یافت. همچنین در کنار این این صحنه‌ها، ساخت و توسعه جزیره به  عنوان Meta در بازی گنجانده شده است. همانطور که در نمودار زیر مشخص شده  است، بازیکن با استفاده و حل معمای داستانی بازی در صحنه‌ها، به ساخت جزیره  مشغول می‌شود.نکات قابل توجه در این حلقه این است که بازیکن با مصرف کردن انرژی تلاش  می‌کند تا در صحنه‌ها تبدیل به Master شود. همینطور برای باز کردن محتوای  جدید بازی، نیاز به ستاره‌های بیشتری دارد که این دو امر باعث می‌شوند  بازیکن یک صحنه را چندین بار تکرار کند. برای باز کردن صحنه‌های جدید،  بازیکن نیاز به مقدار مشخصی گل دارد که این منبع از ساخت و ارتقای  ساختمان‌های جزیره به دست می‌آید.حلقه وابستگی (Dependency Loop)مهم‌ترین نکتۀ این حلقه این است که تمامی بُعدهای بازی به یکدیگر  وابسته‌اند. این موضوع بازیکن را مجبور به ایجاد تعامل بیشتر با بازی  می‌کند.منابع و مخارج (Source-Sink)در این جدول ستون اول اعمال بازیکن و ردیف اول منابع بازی را نشان  می‌دهد. هر 1 به معنای به دست آوردن یک منبع و هر -1 به معنای هزینه‌کرد آن  منبع است. برای مثال بازیکن با بازی‌کردن هر صحنه باید مقداری انرژی هزینه  کند. همچنین در نمودار حلقۀ اصلی بازی توضیحاتی در مورد جایگاه هزینه‌‎کرد  منابع نوشته شده استحلقه انرژی در بازی (Energy Loop)در سیستم انرژی بازی، بازیکن با هر بار بازی کردن صحنه‌ها، مقداری  انرژی از دست می‌دهد و با صبر کردن در طول زمان یا پرداخت هزینه، می‌تواند  انرژی خود را بیشتر کند. نکته حائز اهمیت در این سیستم این است که با وجود  درگیری مکانیک‌ها و دینامیک‌های مختلف در این سیستم، قدرت تصمیم‌گیری از  بازیکن گرفته نشده است. به عبارتی کاربر می‌تواند انرژی خود را، با استفاده  از ویژگی‌های درون بازی، بیشتر کند؛ مثلا بازیکن می‌تواند مقدار انرژی خود  را نگه داشته و بعدا استفاده کند. لازم به ذکر است به شخصه با دینامیک “حل  پازل کارت‌های کاراکتر” و ویژگی “تبلیغات” بازی درگیری خاصی نداشته‌ام ولی  این موارد را در اطلاعات موجود در مورد بازی مشاهده کرده‌ام.منطق اشیا پنهانهمانطور که در حلقۀ اصلی بازی گفته شد، پیدا کردن اشیاء پنهان در  صحنه‌ها اصلی‌ترین مکانیک بازی است. به نظر من مهم‌ترین نکته در این مورد  این است که با افزایش ستاره‌های بازیکن در یک صحنه، اشیاء پنهان آن بیشتر  می‌شود. این مورد در تصاویر زیر کاملا مشخص است:این افزایش تعداد اشیاء باعث شلوغ‌تر شدن صحنه بازی و به‌طبع موجب افزایش سختی آن می‌شود.فرایند یادگیری در روند پیشرفت هر صحنه در بازی مشهود است. به این صورت  که بازی‌کن برای Master شدن در صحنه، بارها آن را تکرار می‌کند تا 5 ستاره  به دست بیاورد. در این روندِ تکراری، بازیکن محل اشیاء مختلف را رفته‌رفته  به خاطر می‌سپارد. در نتیجۀ این حلقۀ یادگیری بازیکن می‌تواند مرحله را با  سرعت بیشتری پشت سر بگذارد و در نتیجه باعث ایجاد حس موفقیت و پیشرفت در او  می‌شود. از طرفی Master شدن در یک مرحله می‌تواند جایزۀ روانی خوبی برای  او باشد.باید توجه کنیم که افزایش ستاره‌ها و اشیاء در هر صحنه باعث ایجاد شکاف  کنجکاوی یا Curiosity Gap در بازیکن می‌شود. این حس کنجکاوی می‌تواند نیروی  پیشرانۀ خوبی برای ادامه بازی در هر بازیکن باشد.نکتۀ دیگر در مورد اشیاء پنهان این است که در هر صحنه، نحوۀ قرارگیری  آن‌ها از یک مدل پیروی می‌کند. این امر موجب می‌شود تا شِما و مدل ذهنی  بازیکن نسبت به بازی به درستی شکل بگیرد. به عبارتی بازیکن در هر صحنه  نگاهی یکسان به معما بازی خواهد داشت و به همان صورتی که مرحلۀ قبل را پشت  سر گذاشته است، معمای این مرحۀ را نیز حل خواهد کرد.باید توجه داشت که در هر صحنه از بازی، تم هنری و اتمسفر به‌خصوصی رعایت  شده‌است. این اتمسفر به شکلی است که اشیاء پنهان مورد نظر در بازی هیچ  تفاوتی با دیگر اشیاء بلااستفاده ندارند و طبیعتا تشخیص آن‌ها را سخت  کرده‌است. بنابر گفتۀ یکی از اعضای تیم سازندۀ بازی، برای جایگذاری 75 شئ  پنهان در هر صحنه برنامه‌ریزی کرده‌اند.همچنین صحنه‌های بازی به کمک داستان اصلی به نوعی با هم مرتبط هستند.  برای مثال بازیکن عکسی را در یک صحنه به عنوان سرنخ پیدا می‌کند و صحنۀ  بعدی همان عکس است که باید در آن سرنخ‌های دیگری را پیدا کند.سختی بازی در مسیر پیشرفت (Difficulty Curve)به نظر من سختی بازی در روند کسب ستاره‌های بیشتر و پیشرفت در بازی در  هر صحنه در وهلۀ اول کاهش و در زمان کسب ستاره جدید، افزایش می‌یابد.  همچنین سختی بازی در روند کلی بازی طبیعتا در حال افزایش است.مخلص کلامامیدوارم که از خواندن این مطلب لذت برده باشید و به کارتان بیاید. این  توضیحات را سعی کرده‌ام که خلاصه و مفید باشد و طبیعتا می‌توان در مورد هر  یک از سیستم‌های بازی بیشتر نوشت و بررسی کرد. اگر نظری داشتید خوشحال  می‌شوم که آن‌ها را با من در میان بگذارید.این مطلب رونوشتی از مقاله‌ای با همین نام در وب‌سایت خودم است که در زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید:شکستن ساختارهای بازی June’s Journey | سینا حسینی منابعHow June’s Journey empowers players with an innovative session design – Game Design StuffJune’s Journey Breakdown – GamasutraJune’s Journey – Wikipedia</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Tue, 20 Oct 2020 18:54:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا می‌توانیم کرونا را شکست بدهیم ولی بی‌مسئولیتی را نه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%87-dts7bt0b2psp</link>
                <description>سلام! امیدوارم که حال دلتون خوب باشه و تنتون سلامت.سینا هستم. کارِ من مدیریت پروژه بازی‌سازی و بازاریابی دیجیتاله.امیدوارم که این روزها کار‌های مفیدی انجام داده باشید و قرنطینه حوصله‌تون رو سر نبرده باشه.راستش چند وقتی هست که می‌خوام در این مورد مطلبی بنویسم ولی وقتش رو پیدا نکرده بودم. اما الان حجم بی‌مسئولیتی‌هایی که من در حال حاضر می‌بینیم و اطراف من هست یا مثلا ویروس کرونا خیلی جاها شیوع پیدا کرده، زیاد شده و من از دیدن این‌ها عذاب می‌کشم. پس مقدمه رو کوتاه می‌کنم و اگر چای یا قهوه‌تون به راهه، میرم سراغ اصل مطلب. منتهی قبل از اینکه عمیق بشیم یه سری تعاریف رو با هم مرور کنیم.سوپی به اسم &quot;تیم&quot; و مخلفات آنچرا سوپ؟ چونکه از اجزای مختلفی داره. تیم هم همینه.اجزای کلی و مختصر تیم به نظر من این ها هستند: افراد، هدف مشترک، وظایف، مسئولیت‌ها، سیستماز نظر من بی‌مسئولیتی می‌تونه جواب خیلی از مشکلاتی باشه که توی انواع کارها وجود داره. چرا؟ به خاطر اینکه ما خیلی از کارهامون رو به صورت جمعی انجام می‌دیم. به صورت جمعی زندگی می‌کنیم. به صورت جمعی رشد می‌کنیم و همیشه با جمعی از افراد در ارتباط هستیم. حالا اگر با افرادی کاری رو برای رسیدن به هدفی مشترک انجام می‌دیم، تیمی رو تشکیل می‌دیم تا در قالب اون به هدف‌مون برسیم. طبیعتا در این صورت برای همۀ افراد در تیم، وظایفی وظایفی تعریف میشه. رویه‌ها و قوانینی هم کم کم شکل می‌گیره. یادمون نره که تمام این‌ها برای رسیدن به یک هدفِ خاصه.اگر گفتید کم کم چه چیزی داره درست میشه؟اگر جوابتون سیستمه، درست حدس زدید!تعریف دقیق سیستم چیه حالا؟ پایین چند تعریفش رو میارم.- مجموعه ای از کارهایی که به عنوان بخشی از یک مکانیزم یا یک شبکه بهم پیوسته با یکدیگر کار می کنند.- مجموعه ای از اصول یا رویه هایی که طبق آن کاری انجام می شود. به عبارتی یک طرح یا روش سازمان یافته.ما گفتیم که افراد در یک تیم، وظایفی رو قبول می‌کنند تا با انجام اون‌ها به هدف مشترکی که مد نظر داشتند برسند. اینجا &quot;مسئولیت&quot; معنا پیدا می‌کنه. مثل سیستم، چند تعریف از مسئولیت رو در پایین میارم (گرچه تعاریف بسیار زیادی برای &quot;مسئولیت&quot; وجود داره):- حالتی که فرد در آن وظیفه یا کنترلی در قبال چیزی یا کسی دارد.- حالتی که فرد در آن در قبال عملی پاسخگو یا مورد سرزنش است.با تعاریفی که توی ذهن‌تون بود، این تعاریف چقدر فرق داشتن؟ (اگر دوست داشتید و افتخار می‌دید، برام کامنت کنید)خب حالا توضیح مختصری از هدف، سیستم و مسئولیت داشتیم. اینا میشن مواد خامِ ما که وقتی با هم قاطی بشن و چاشنی رو بهشون اضافه کنیم، می‌تونیم سوپی عالی به اسم &quot;تیم&quot; درست کنیم!جواب سوال &quot;چرا می‌توانیم کرونا را شکست بدهیم ولی بی‌مسئولیتی را نه؟!&quot;جواب برای این سوال فکر کنم زیاد باشه! خیلی هم زیاد! اول مواردی رو ذکر می‌کنم که به نظرم مهم هستند و بعد چند تجربه شخصی رو می‌نویسم.یکی از مواردی که می‌تونه جوابی برای این سوال باشه اینه که: خودِ ما خبر نداریم فردی بی‌مسئولیت هستیم. بله. درسته! خودِ خودِ ما. حتی خودِ من دوست عزیز!در طول تجربه‌های کاری من، شاید این مورد مهم‌ترین و شایع‌ترین دلیلی برای بی‌مسئولیتی باشه.ذهن انسان دچار خطاهای شناختی مختلفی میشه که یکی از اون‌ها &quot;تعصب یک‌طرفه&quot;ست. زیاد نمی‌خوام در موردش توضیح بدم که حوصله‌تون سر نره. اما توضیح مختصرش اینه که ما نسبت به برخی عقاید و کارهایی که انجام می‌دیم تعصب دارم. مثلا اگر بر این باور هستیم قرص ژلوفن مضره، توی گوگل &quot;مضرات قرص ژلوفن&quot; رو سرچ می‌کنیم. در صورتی که می‌تونستیم عبارت &quot;مضرات و فواید قرص ژلوفن&quot; رو سرچ کنیم. این تعصب یک‌طرفه هم در تیم و هنگام انجام وظیفه یا حتی بی‌مسئولیتی می‌تونه سراغ ما بیاد.بذار با مثال موضوع رو مطرح کنم. شاید دیده باشید کسی که در ساعت کاری، اون کاری که باید انجام بده رو اصلا انجام نمیده و مشغول به کارهای بی‌ربط و بی‌فایده‌ست. یا به عبارتی مشغول به انجام کاریه که به نظرش مهمه. اگر زمان تحویل کار برسه و این شخص کارش رو تمام نکرده باشه، شروع می‌کنه به بهانه‌تراشی، انداختن تقصیر به گردن افراد دیگه یا حتی پرخاش! و خودِ اون شخص همچنان فکر می‌کنه که کار درستی کرده و دلیلی وجود داشته که دیر بکنه.جواب دیگه‌ای که در جواب اون سوال میشه داد اینه که: اولویت‌های ما با سیستم سازگار نیست.بعضا پیش میاد که نظر همه افراد با نظر ما متفاوته و در نتیجه تصمیمی که گرفته میشه که با نظرات ما متفاوته. در این حالت ما نسبت به انجام دادن کارهایی که تیم تصمیم گرفته، دلسرد می‌شیم و اونا رو پشت گوش میندازیم. در آخر هم کاری که باید درست انجام بشه، انجام نمیشه و تیمِ ما حتی قدمی به هدفی که داشتیم نزدیک نمیشه. در این مورد باید حواسمون به همون تعاریف اول و مخلفات سوپ باشه. چونکه داریم با دست خودمون سیستم رو به هم می‌زنیم و مانع حرکت درست اون میشیم. از طرفی باید تعامل بیشتری رو در تیم به وجود بیاریم تا این دلسردی‌ها پیش نیاد.به خاطر رسیدن به بعضی چیزها باید از بعضی چیزهای دیگه گذشت. این جمله چه ربطی به جوابِ سوالِ ما داره؟ ربطش اینجاست که ما حاضر نیستیم (برای مثال) از سرگرمی‌های خودمون بگذریم تا وظایف خودمون رو درست انجام بدیم. دلیلش هم می‌تونه این باشه که سرگرم شدن برای ما سخت نیست ولی انجام کاری چرا. ما هم انسان‌های راحت طلبی هستیم و بقیه‌ش دیگه مشخصه… همه واسه خودشون میگردن و یه سری آدم زیر بار مسئولیت خشک میشن و آخرش هم اون بیچاره‌ها بدنام میشن. برای جلوگیری از به وجود اومدن این مشکل نباید یادمون بره که نتیجه‌های خوب و اثرگذاری‌های بزرگ نیازمند ایثار هستن و باید به خاطرشون فداکاری کرد.همۀ ما ریاست رو دوست داریم. یا بهتره بگم دستور دادن رو!این جواب دیگه‌ای بود که برای سوالمون به نظرم رسید. این مورد به شدت مضر و زیان‌باره! ما دوست داریم که دستور بدیم، ایده‌پردازی کنیم، پُز بدیم و از افراد بخوایم تا ایده‌های ما رو عملی کنن و مهم‌تر از اون مسئولیت عملی کردن ایده‌های چرت و پرت خودمون رو بندازیم گردن افراد دیگه و خودمون رو کنار بکشیم. آخرِ کار هم وقتی محصولی که به دست میاد، یک محصول آشغاله، تقصیر رو سریعا به گردن دیگر افراد می‌‌ندازیم. در صورتی که ایده‌پراکنی و انتظارات ماست که محصولی آشغال و به درد نخور تولید کرده.این مورد رو هم به شخصه زیاد دیدم. دلیلش هم اینه که ما دوست داریم که توی همه چیز نظر بدیم و فکر کنیم که نظر ما درسته (همون تعصب یک‌طرفه). دوست داریم دخالت کنیم. در عوض دوست نداریم کار کنیم که مبادا خسته نشیم یا شکست بخوریم. ما توی ایران کارآفرین تا دلمون بخواد داریم ولی مدیر نداریم.این مورد و مورد بعدی به شدت دردآوره و مواجهه با اون همیشه من رو عصبی می‌کنه. مورد بعدی در مورد نداشتن تواناییه.توانایی و حس و حال انجام دادن هیچ کاری رو نداریم ولی در عوض منتقدی حرفه‌ای هستیم.بذارید یه داستان تعریف کنم در این مورد که شاید باهاش مواجه شده باشید. خیلی زیاد دیدم که مثلا یک برنامه‌نویس داره کدهای بازی رو می‌نویسه و یهو یکی از در میاد، یک نگاه متفکرانه به مانیتور برنامه‌نویس شوربخت می‌‌ندازه و شروع می‌کنه به نظر دادن: &quot;اینجا رو چرا اینطوری زدی؟ یک خط کده دیگه [در صورتی که چند صد کده]... عوضش کن دیگه. اه اه&quot;. بعدش یک برنامه‌نویس دیگه میاد و میگه که &quot;این قسمت رو نباید اینطوری بنویسی. باید اونطوری می‌نوشتی&quot;. حالا داستان از چه قراره؟ داستان از این قراره که این برنامه‌نویس شوربخت ما داره کار‌های بقیه رو انجام. چرا؟ چونکه بقیه دستوردهندۀ خوبی بودن. چونکه بقیه حس و حال انجام دادن کار رو نداشتن. چون این برنامه‌نویس بیچارۀ داستانِ ما مسئولیت‌پذیره.مخلص کلامموارد دیگه و زیادی هست که می‌تونه به این سوال که &quot;چرا می‌تونیم کرونا را شکست دهیم ولی بی‌مسئولیتی را نه؟!&quot; جواب بده. ولی خب من چند مورد رو اینجا نوشتم.راستش مشکلی که نه تنها این روزها بلکه همه روزه ما باهاش سر و کله زدیم، بی‌مسئولیتی بوده و هست. قدرت شیوعش هم کم از کرونا نداره! به راحتی هم می‌تونه هر سوپی رو خراب بکنه.البته این رو هم بگم که طرف صحبتم توی این مدت خودم بودم و سعی کردم که این دلایل و گلایه‌ها رو برای خودم روشن کنم. خلاصه که جسارتی به کسی نباشه.بیاید از خودمون شروع کنیم! رئیس بازی رو کنار بذاریم، آستین بالا بزنیم و خشت به خشت رو خودمون جا به جا کنیم. اگر ایمان و قدرت‌مون زیاد باشه، بقیه هم همراهمون میشن و تیم خوبی ساخته میشه. انتظارات‌ِ بی‌جا از کسی نداشته باشیم. حواسمون به تیمی که در کنارشون کار می‌کنیم و مردمی که در یک شهر با اون‌ها تعامل داریم باشه. حواسمون به ایران باشه. ما مسئولیم! نسبت به همۀ اتفاقات بزرگ و کوچیک.در مورد این مطلب اگر نظری داشتید، خیلی خوشحال میشم که اون رو با من در میون بذارید. البته اگر دوست داشتید.در آخر هم دست تک تک کادر درمان و پزشکی کشور رو می‌بوسم. اون‌ها قهرمان‌اند. زحمتشون رو هدر ندیم و حواسم‌مون به مسئولیت اجتماعی‌مون که توی خونه مونده باشه...شاد و پیروز باشید.</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 00:26:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی (قسمت دوم) + اکسل</title>
                <link>https://virgool.io/seo-academy/11-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%84-ppdfpmgdx54u</link>
                <description>در قسمت اول 5 پله نخست (ممیزی، پرسونا مخاطب، اهداف هوشمند، مناسب بودن یا نبودن شبکه‌های اجتماعی برای شما، صدای برند) را مورد بررسی قرار داده‌ایم و حال به ادامۀ آن خواهیم پرداخت.پله ششم: رقبای خود تحت نظر بگیریدبازار نمایان‌گر میدان جنگ است و برای پیروزی در آن هم نیاز به استراتژی  دارید. ولی جنگ شما با رقیبان تجاری‌تان است و نباید از آن‌ها غافل شوید.  (یک نکته را هم در نظر بگیرید در تدوین استراتژی بازاریابی محتوایی نیز،  رقیبان‌تان را بررسی کرده‌اید.) شما با بررسی رقیبان خود، می‌توانید نقاط  ضعف و قوت آن‌ها را بشناسید، فرصت‌های مختلف را شناسایی کرده و به طور  موثرتری در بازار حضور پیدا کنید.آنالیز رقبا در استراتژی شبکه های اجتماعی باید به گونه‌ای باشد که نقاط  ضعف و قوت رقیبان‌تان را مشخص کنید. برای مثال یکی از رقبای شما در توئیتر  فعالیت خوبی داشته ولی اینستاگرام خود را به امان خدا رها کرده است. در  این صورت فرصت خوبی برای شما به وجود آمده است که از اینستاگرام به عنوان  یک کانال موثر استفاده کنید.پله هفتم: چه محتوایی، چه زمانی و در کدام شبکه اجتماعی منتشر خواهد شد؟ (تقویم محتوا)خب رسیدیم به معرفی سوخت استراتژی شبکه های اجتماعی؛ محتوا. این را  بگویم که از نظر من محتوا پادشاه نیست! ولی محتوا همه چیز است؛ عنصری بسیار  حیاتی که باید آن را خلق یا تولید کنید. در پله اول شما شبکه های اجتماعی خود را ارزیابی کردید. در آن مرحله شما می‌توانید  مشخص کنید که چه محتوایی در چه ساعت‌هایی و در کدام کانال‌های‌تان بازخورد  بهتری داشته و بیشتر دیده شده است. همینطور می‌توانید از سرویس‌های مختلفی  مانند نوین‌هاب، بافر (Buffer)، هوت‌سوئیت (Hootsuite) یا دیگر ابزارها برای فهمیدن این زمان‌ها و تشکیل تقویم محتوا استفاده کنید.تقویم محتوا به شما نشان می‌دهد که چه محتوایی را کجا و در چه زمانی  منتشر باید بکنید. در پلۀ یازدهم (معرفی قالب اکسل استراتژی بازاریابی شبکه  های اجتماعی) این تقویم را برای شما آماده کرده‌ام. مواردی که در این پله  باید به آن‌ها توجه کنید، استراتژی محتوایی شماست. محتوای شبکه های اجتماعی  اصولا از چند مورد زیر خارج نیست:محتوای ویدیوییمحتوای متنیمحتوای تصویریمحتوای تولید شده توسط کاربران (User Generated Content)بسته به استراتژی محتوایی و شبکه های اجتماعی شما، باید از این انواع  محتوا به درستی استفاده کنید. برای مثال ممکن است شما یک تم رنگ را برای  صفحۀ اینستاگرام‌تان انتخاب کنید یا شاید بخواهید یک عکس به خصوص را در  قالب نُه پست مختلف در اینستاگرام به اشتراک بگذارید.در تدوین تقویم محتوا به چند نکته توجه کنید:برای اینکه محتوای شما خسته کننده و تکراری نشود، انواع مختلف محتوا را در نظر بگیرید.در تقویم محتوا کمپین‌های مقطعی، رویدادها و مناسبت‌ها را مشخص کنید و برای تولید محتوا متناسب با آن‌ها آماده باشید.فرکانس انتشار محتوا را در نظر بگیرید. مثلا 3 الی 5 توئیت در روز یا روزانه 2 استوری در اینستاگرام.اهداف و KPIهایی که مشخص کرده بودید را در نظر بگیرید. مشخص کنید که  هدف و شاخص مورد نظر شما از انتشار هر گونه محتوا چیست. این کار باعث  می‌شود که بتوانید رشد و عملکرد خود را اندازه بگیرید.ابزارهایی که برای مدیریت اکانت‌های خود مشخص می‌کنید را مشخص کنید تا تیم کارشناسی راحت‌تر بتواند از این تقویم استفاده کند.داخل پرانتز اگر بخواهم منبع فارسی خوبی برای استراتژی بازاریابی محتوایی معرفی کنم، وبسایت یاور مشیرفر است که می‌توانید از آن استفاده کنید.محتوا در بازاریابی شبکه های اجتماعی؛ تمام چیزی که لازم داریمنکات زیر مهم‌ترین نکاتی هستند که باید به آن‌ها در تولید، خلق و انتشار محتوا دقت کنید:خلاق باشید.از محتوای منتشر شده توسط کاربران استفاده کنید.از تمام ظرفیت‌های شبکه اجتماعی استفاده کنید.تداوم انتشار محتوا را حفظ کنید.محتوای دیروزتان از محتوای امروزتان بهتر و بهینه‌تر باشد.بین کانال‌های اجتماعی مورد استفاده خود توازن برقرار کنید.برای هر محتوا هدفی داشته باشید.تبلیغ نکنید! ارزش خلق و منتقل کنید.هر محتوا توانایی ایجاد یک جریان رفتاری در کاربر دارد. می‌توانید از  محتوای منتشر شده برای کشاندن کاربر به وبسایت‌تان استفاده کنید و با  تکنیک‌های بازاریابی و تجربه کاربری خوب، فروش داشته باشید.در این مورد هم می‌توانید به اپیزود بازاریابی محتوایی در شبکه های اجتماعی پادکست سفر محتوا گوش دهید و از آن استفاده کنید.پله هشتم: تزریق محتوا را شروع کنیدحالا نوبت به انتشار و توزیع محتواست. محتوایی که در تقویم محتوای خود  مشخص کرده‌اید را خلق یا تولید کنید و انتشار دهید. در این پله نکاتی که  باید محتوایی که تولید می‌کنید، باید با فضای شبکه اجتماعی مورد نظرتان  هم‌خوانی داشته باشد. اینستاگرام محتوایی شاد و سرگرم‌کننده، توئیتر  محتوایی جدی، خبری و متفاوت، لینکداین محتوایی جدی و علمی می‌طلب. در حالت  کلی سعی کنید محتوایی جذاب و درگیر کننده منتشر کنید و از طریق آن با مخاطب  خود ارتباط برقرار کنید.بیش از این نمی‌خوام با نوشتن در مورد محتوا، مقاله را طولانی کنم؛ چرا  که خود مقاله‌ای جدا می‌طلب که اگر فرصتش پیش بیاید، آن را هم خواهم نوشت.  برویم سراغ پله بعدی و بازی با داده‌ها.پله نهم: عملکرد خود را ارزیابی کنیدکدام پله را جا انداخته‌اید؟ کدام پله را سریع و با بی‌خیال؟ اگر خودتان  ندانید و سریع و بی‌خیال عمل کردن، ضرر مهلکی به کسب و کار شما بزنید چه؟  برای همین است که باید حواسمان به عملکردمان باشد، آن را رسد و داده‌های  مربوط شبکه های اجتماعی را دریافت و بررسی کنیم.تعداد لایک و فالو شاخص‌های درست و کاملی برای ارزیابی موفقیت شما نیست.  در واقع باید شاخص‌هایی که همراستا با اهداف‌تان هستند را بررسی و مورد  ارزیابی قرار بدهید.بسیاری ار کسب‌و‌کارها هستند که به شبکه های اجتماعی دیدی یک‌طرفه دارند  و گمان می‌کنند که اگر روزانه پست یا استوری بگذارند و چند توئیت کنند،  کافی است. این یک باور به شدت غلط است. همانطور که در اوایل متن گفتم، شبکه  های اجتماعی برای ارتباط افراد با یکدیگر ساخته شده‌اند. کسب و کارهایی که  ارتباط کارآمد و مداوم با مخاطبین خود را در استراتژی بازاریابی شبکه های  اجتماعی خود هدف قرار می‌دهند و این عملکرد را مورد ارزیابی قرار می‌دهند،  به طبع نتیجه بهتری می‌گیرند.انواع شاخص های کلیدی عملکردشاخص های کلیدی عملکرد کیفی (qualified kpi)شاخص های کلیدی عملکرد کمی (quantified kpi)شاخص های کیفی غیر عددی هستند و اندازه‌گیری آن‌ها معمولا کار راحتی  نیست. برای مثال لحن حرف زدن مخاطبانی که پست‌های شما را بازانتشار  کرده‌اند.شاخص های کلیدی عملکرد کیفی (qualified kpi)شاخص کلیدی عملکرد کیفی مورد ارزیابی در بازاریابی شبکه های اجتماعی، آنالیز احساسی (semantic analysis) است. اگر بخواهم با مثال توضیح دهم، شما پستی را در نظر بگیرید که پنج  هزار لایک و سه هزار کامنت دارد، در نگاه اول، به نظر می‌رسد که نتیجه  مطلوبی از پست برداشت شده است ولی اگر تمام آن سه هزار کامنت فحش و بد و  بیراه باشند چه؟ عملکرد کاملا برعکس شد! در نتیجه احساس کاربران را نیز  باید مورد ارزیابی قرار بدهیم. این کار باعث می‌شود بتوانیم پرسونای آن‌ها  را بهبود ببخشیم و رفته رفته محصولاتی باب طبع آن‌ها تولید و عرضه کنیم.شاخص های کلیدی عملکرد کمی (quantified kpi)شما با استفاده از این شاخص‌ها می‌توانید میزان نزدیک شدن به اهدافتان  را مشخص کنید. به این صورت که اگر خواستار افزایش آگاهی از برندتان (brand  awareness) می‌توانید میزان فالوور، لایک و کامنت خود اندازه بگیرید. در  نتیجه باید نسبت به اهدافی که دارید، شاخص‌های مختلفی را ارزیابی کنید. در  زیر چند شاخص مهم را برای شما آورده‌ام:followersaverage weekly activityengagement rateimpressioncommentlikeretweetssharesmentionsclicksProfile VisitsActive Followersreachcustomersdirectsconversion rateدر پله یازدهم و قالب اکسلی که برای شما آماده کرده‌ام، می‌توانید از این شاخص‌ها  استفاده کنید و آن‌ها را آنالیز کنید. برای دریافت مقدار این‌ها می‌توانید  از همان شبکه اجتماعی که در آن فعالیت دارید یا ابزارهای مدیریت شبکه های  اجتماعی مختلف استفاده کنید.پله دهم: از خوب به عالی!استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی، سند ثابتی نیست که با یک‌بار  نوشته شدن و اجرا شدن، نتیجۀ مطلوبی برای شما داشته باشد. دائما باید آن را  بروز کنید، مورد بررسی قرارش بدهید، نقاط ضعفش را بپوشانید و نقاط قوتش را  تقویت کنید. شما نمی‌توانید از اول استراتژی عالی‌ای تدوین کنید؛ پس آن را  خوب تدوین کنید و پله به پله تبدیل به یک سند عالی کنید.به این توجه کنید که کدام یک از اعمال‌تان باعث دریافت نتیجۀ خوب شده و  کدام یک از آن‌ها نتیجه بدی به همراه داشته است. همانطور که در انتشار  محتوا تداوم مهم است، به‌روز‌رسانی این سند نیز مهم است؛ چراکه این هم  محتوایی است برای خودِ شما.پله یازدهم: استفاده از یک ابزار به‌دردبخور: اکسل!تمام این پله ها را باهم گذراندیم و نوبت به استفاده از آن‌ها رسیده  است. به شخصه کار با اکسل را ترجیه می‌دهم؛ چراکه امکانات کاملی دارد و به  راحتی به آدم کمک می‌کند. به همین منظور اکسلی را آماده کردم 11 صفحه دارد و  تلاش کرده‌ام که تمامی ابعاد استراتژی شبکه های اجتماعی را شامل شود.  علاوه بر این ده پلۀ گذشته، موارد دیگری، مانند تیم، سیاست‌های فعالیت و  پلن واکنش سریع که در اکسل آماده. نیازی به نگرانی نیست! تمامی صفحات  یادداشت‌هایی دارند که شما را در تدوین بهتر استراتژی یاری می‌کنند. برای  مشاهدۀ فایل بر روی این لینک یا عکس زیر کلیک کنید: تدوین استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعیحالا زمان شروع است. دست به کار شوید و اهداف خود را تنظیم کنید.مخلص کلامبازاریابی شبکه های اجتماعی رفته‌رفته اهمیت بالایی به خود می‌گیرد، چرا  که با گذر زمان این اپلیکیشن‌ها محبوبیت زیادی کسب می‌کنند. با این وجود  کسب و کارهای مختلف می‌توانند با ورود به این فضاها، محبوبیت بیشتری بین  کاربران و مخاطبین خود کسب کرده و فروش بهتری داشته باشند. استراتژی  بازاریابی شبکه های اجتماعی به شما کمک می‌کند تا عملکرد حساب‌شده و  قدرتمند داشته باشد. در این مقاله سعی کردم تا ابعاد مهم بازاریابی شبکه  های اجتماعی را پوشش بدهم.شما با داشتن استراتژی صحیح و درست، می‌توانید در هر مرحله از کارتان  مشتریان جدید را جذب و نگهداری کنید. کافی است که در رسانه‌های اجتماعی  خلاق باشد، محتوای خوب و با ارزشی تولید کنید و ارتباط خوبی با مخاطبین خود  برقرار سازید. از خوب شروع کنید و به سمت عالی حرکت کنید.این مطلب، رونوشتی از یکی از پست‌های بلاگ من، سینا حسینی، با همین عنوانه که می‌تونید از لینک روبرو مشاهده کنید: 11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعیامیدوارم که این مطلب مورد استفاده شما قرار گرفته باشد. اگر این مقاله را خواندید و اشکالی در محتوا بود خوشحال می‌شوم که  به من گوش زد کنید. خواندن نظرات شما به من انرژی می‌دهد تا مطالب بیشتری را منتشر کنم.برای خواندن قسمت اول و 5 پله اول به لینک مقابل مراجعه کنید: 11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی (قسمت اول)</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Sat, 23 Nov 2019 18:41:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/idealsense/11-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-tymzqfbecs8x</link>
                <description>استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی می‌تواند نقشی بسیار مثبت در بازاریابی محتوایی داشته باشد. بسیاری از افراد برای شروع فعالیت در شبکه های اجتماعی، به  دنبال راهی برای شروع، رشد و افزایش درآمد هستند. داشتن یک استراتژی ساده و  کارآمد می‌تواند کمک بزرگی در این مورد بکند. استراتژی شبکه های اجتماعی  تمام کارهایی که باید انجام بدهید یا ندهید را مشخص می‌کند. شما با داشتن  یک استراتژی درست می‌توانید به سمت اهداف کسب و کار خود حرکت کنید و موفقیت  خود را تضمین کنید.در این مقاله سعی کرده‌ام تا استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی را از  همۀ جهات مورد بررسی قرار بدهم. همچنین تلاشم بر این بوده تا فرمت کلی تدوین آن را در قالب فایل اکسل تعریف کنم که در آخر این مقاله، می‌توانید آن را دانلود و استفاده کنید.در ادامه پله‌های طلایی را برای تدوین یک استراتژی کارا و فوق‌العاده برای رسانه های اجتماعی با هم طی خواهیم کرد.استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی؛ جزئی از استراتژی بازاریابی محتواییهمانطور  که در اول ذکر شد، بازاریابی شبکه های اجتماعی می‌تواند نقشی اساسی در  بازاریابی محتوایی ایفا کند. چرا که با گذشت زمان کاربران رسانه های  اجتماعی رفته‌رفته بیشتر شده و این اپلیکیشن‌ها تبدیل به جزئی از زندگی  روزمرۀ مردم شده‌اند. در این بین، اکثر افراد صفحات برندهای محبوب خود را  در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند و پیگیر اخبار و محصولات تازۀ آن‌ها  هستند. به این دلیل همین برنامه‌ها می‌توانند در گسترش یک کسب و کار نقشی  مفید ایفا کنند.از شبکه ها می‌توان برای جذب کاربران جدید (User Acquisition)، آگاهی از  برند (Brand Awareness)، ترفیع محتوا (Content Promotion)، افزایش وفاداری  مشتریان (Customer Loyalty) و … استفاده کرد. در هر کدام از این مراحل،  باید محتوای مناسب با آن هدف طراحی و توزیع شود که این موضوع نشان‌دهندۀ  اهمیت محتوا است و باید به آن دقت شود. بدین منظور استراتژی بازاریابی شبکه  های احتماعی شما باید در راستای استراتژی بازاریابی محتوایی شما باشد.به طور خلاصه شما در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی چند عمل اصلی دارید:مشخص کردن اهدافشناسایی مخاطبانتدوین محتواتوزیع محتواسنجش عملکرد برای بهبودحال در ادامه سراغ پله‌های طلایی استراتژی بازاریابی محتوایی می‌رویم و در آخر یک ابزار فوق‌العاده کاربردی را به شما معرفی خواهم کرد.پله اول: شما کجای راه هستید؟در اولین قدم، شما باید بدانید که تابحال چه کارهایی انجام داده‌اید و  نتیجۀ آن‌ها چه بوده است. ارزیابی شبکه های اجتماعی خود و ابزارهایی که  برای مدیریت‌شان استفاده می‌کنید، اهمیت زیادی دارد که شما بتوانید  استراتژی مناسبی را تدوین کنید. در این مرحله به چند سوال اصلی باید پاسخ  بدهید:از چه شبکه های احتماعی استفاده می‌کنید؟فعالیت شما در این شبکه‌ها چگونه است؟تابحال چه نتیجه‌ای از آن‌ها داشته‌اید؟چه نوع محتوایی تا اینجا در این کانال‌ها منشتر کرده‌اید؟چه ابزارهایی برای مدیریت شبکه های اجتماعی استفاده کرده‌اید؟رقبای شما تا به امروز چه کسانی بوده‌اند؟برای پاسخ به این سوالات باید عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار بدهید تا  به دید خوبی از فعالیت‌های خود داشته باشید. داخل پرانتز این موضوع را  یادآوری کنم که استراتژی به شما نشان می‌دهد که چه کارهایی را باید و چه  کارهایی را نباید انجام بدهید؛ در نتیجه شما به ارزیابی شبکه های اجتماعی  خود برای تدوین آن نیاز دارید.ارزیابی شما باید به گونه‌ای باشد که دید خوب و واضحی از فعالیت شما را  مشخص کند. همچنین باید به این نکته توجه کنید که این ارزیابی در آخر شما را  برای شروع مسیر آماده خواهد کرد. در آخر باید این موارد را از ارزیابی خود  برداشت کرده باشید:میزان دسترسی درست به مخاطبان هدفمیزان ارتباط صحیح با مخاطبان هدفکدام شبکه اجتماعی تابحال بهترین عملکرد را داشته استنحوۀ عملکرد در پلتفرم‌های مختلفشاید به نظر کمی پیچیده بیاید، ولی این را نظر داشته باشید که برای  رسیدن به اهداف کسب و کار خود، زحمت بیشتری باید بکشید و اگر مقاله را تا  انتها مطالعه کنید، ابزاری را ارائه خواهم داد که همۀ این کارها را آسان  خواهد کرد.پله دوم: پرسونای مخاطب و دریافت‌کنندگان ارزش‌های‌تان را مشخص کنیددر استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی در نظر گرفتن مخاطب، مهم‌ترین  اصل است. چرا؟ جواب خیلی ساده است! در رسانه های اجتماعی، افراد با هم در  ارتباط هستن و روابط نظیر به نظیر دارند. اگر بخواهم ساده بگویم، مادامی که  شما در این شبکه ها فعالیت می‌کنید و ارتباط نزدیک و شناختی کافی از  محاطبین خود ندارید، به هیچ عنوان به اهداف خود و موفقیت نخواهید رسید.  رسانه های اجتماعی تنها مکانی برای انتشار اخبار و فعالیت‌ها نیست بلکه  مکانی برای ایجاد ارتباطی نزدیک بین افراد، حرف زدن به آنها و معرفی  محصولات مختلف است.با این توصیفات برای ایجاد این ارتباط موثر با کاربران، باید چه کار کرد؟ این موارد را در نظر بگیرید:باید مخاطب هدف خود را بشناسیدمحتوایی باارزش برای آن‌ها تولید کنیدزمانی آن را منتشر کنید که در معرض دیدش باشدخب برای اینکه این اعمال را انجام دهید نیاز دارید که پرسونای مخاطب خود را مشخص کنید. از اینکه پرسونا دقیقا چیست، میگذرم تا نوشته کوتاه‌تر  باشد. مواردی که شما برای پرسونا و اطلاعات دموگرافیک مخاطب در استراتژی  بازاریابی شبکه های اجتماعی خود باید در نظر داشته باشید این‌ها هستند:توزیع سنی و جنسیتیمحل زندگیتفریحاترسانه هایی که از آن‌ها استفاده می‌کنندنیازهای اصلی و فرعیویژگی‌های شخصیتیراهکارهای مشابه برای رفع نیازبهترین تجربه‌ای که شما به آن‌ها خواهید داداحتمالا برای شما سوال پیش آمده باشد که این‌ها را از کجا جمع‌آوردی و  مشخص کنید. نخست، از ارزیابی‌های پلۀ اول، اطلاعات خوبی مانند زمان‌های  حضور مخاطب در شبکه های اجتماعی، محتواهای مورد علاقۀ آن‌ها یا بسیاری دیگر  را می‌توان فهمید. دومین راه، دقت کردن به رفتار و مشخصات مشتریان شما تا  به امروز است. کافی است کمی وقت بگذارید تا این اطلاعات را مشخص کنید.خب حالا ما از مخاطب و فعالیت‌مان چه انتظاراتی داریم و هدف ما برای فعالیت چیست؟ برویم سراغ پلۀ سوم…پله سوم: اهداف خود را هوشمند انتخاب کنیددر این مرحله باید مشخص کنید سعی در رسیدن به چه چیزهایی از طریق  بازاریابی شبکه های اجتماعی هستید. همانطور که قبلا هم گفتم، فعالیت شما در  شبکه های اجتماعی قسمتی از استراتژی بازاریابی محتوایی شما می‌باشد. پس  باید اهدافی را انتخاب و مشخص کنید که در راستای اهداف بازاریابی محتوایی و  کسب و کار شماست.برای اینکه اهداف خود را مشخص کنیدف آن‌ها را باید در قالب S.M.A.R.T مشخص کنید. SMART دارای ویژگی‌های زیر است:Specific: مشخصMeasurable: قابل اندازه‌گیریAttainable: قابل دستیابیRelevant: مرتبطTime-Boarded: زمان‌بندی‌شدهاین روش هدف‌گذاری نه تنها برای کسب و کار شما کافی است، بلکه به شما  این امکان را می‌دهد که عملکرد خود را ارزیابی کنید و اعمالی را انجام دهید  که کسب و کار شما را به موفقیت نزدیک می‌کند.شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعینکتۀ دیگری که باید به آن توجه کنید این است که شما در کدام قسمت از قیف  بازاریابی دیجیتال‌تان از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنید و خواستار  بهبود چه چیزهایی هستید. به همین منظور باید شاخص‌های کلیدی عملکرد خود را  مشخص کنید؛ مثلا آیا می‌خواهید آگاهی از برند (awareness) شما بالا برود یا  تعداد درخواست برای خرید محصول‌تان؟در پله نهم بیشتر در مورد KPI‌ها توضیح می‌دهم؛ چیزی که باید در این پله به آن دقت  کنید، این است که در زمان تنظیم اهداف هوشمندتان، به مرحله بازاریابی، هدف  اصلی خود در استفاده از شبکه های اجتماعی و KPIهای آن نیم‌نگاهی داشته  باشید.پله چهارم: کدام شبکه اجتماعی برای شما مناسب است؟در پلۀ دوم،  زمانی که پرسونای مخاطب خود را مشخص می‌کردید، به این نکته هم دقت کردید  که مخاطبان هدف شما بیشتر در کدام شبکه احتماعی حضور دارند. این مورد  مهم‌ترین نکته برای انتخاب شبکه اجتماعی مناسب است. هر جایی که مخاطب شما  حضور داشته باشد، بهترین شبکه اجتماعی برای فعالیت شماست (شاید هم کلا  مخاطبین هدف شما میانه‌ای با شبکه های اجتماعی نداشته باشند که در این صورت  این فضا را بیخیال شود!).به غیر از حضور مخاطب، بهتر است که به ویژگی‌ها، نکات مثبت و منفی هر شبکه اجتماعی نیز نگاهی داشته باشید:فیس‌بوکنکات مثبت:2.2 میلیارد کاربر فعال ماهانهپلتفرم تبلیغاتی کارابزرگ‌ترین شبکه اجتماعینکات منفی:کاربران ایرانی کم‌تری داردتعداد کاربران در حال افتاینستاگرامنکات مثبت:1 میلیارد کاربر فعال ماهانهنرخ درگیری بالادسترس‌پذیری بالا برای کاربران به وسیلۀ هشتگ‌هاتعداد کاربران ایرانی زیادنکات منفی:برای محتوای متن محور مناسب نیستقابلیت لینک‌گذاری به غیر از بایو وجود نداردتوئیترنکات مثبت:مناسب برای اخباردربرگیرندۀ موضوعات مختلف محتواییدسترس‌پذیری بالا برای کاربران به وسیلۀ هشتگ‌ها330 میلیون کاربر فعال ماهانهنکات منفی:نرخ درگیری پایین‌ترمحتواهای غیرکاربردی، دیده شدن برای برندها را سخت‌تر می‌کندلینکدایننکات مثبت:590 میلیون کاربران فعال ماهانهبهترین شبکه احتماعی برای کسب و کارهای B2Bدسترسی به محتوای خوب B2Bنکات منفی:نرخ دسترسی به مشتریان روزانه کمتر استپس از اینکه شبکه اجتماعی مورد نظر کاربران هدف‌تان را مشخص کردید، سعی  کنید در 1 یا 2 شبکه فعالیت مستمری داشته باشید و بر روی آن‌ها تمرکز کنید.پله پنجم: صدا و پرسونای برند خود را مشخص کنیدشما که هستید؟ مخاطبان‌تان شما را چطور می‌شناسند؟ این سوال‌ها  نشان‌دهندۀ صدای برند شماست. این صدا و پرسونای برند شما چیزی است که در  ذهن مخاطب نسبت به شما شکل می‌گیرد. برای مثال شما طرفدار حقوق حیوانات  هستید و بخشی از سودتان را صرف این امور می‌کنید. در این صورت شما برندی  خیرخواه شناخته می‌شوید.در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی شما باید مشخص کنید که با چه  لحنی با مخاطبان خودتان ارتباط برقرار خواهید کرد و چطور شناخته خواهید شد.  برای مشخص کردن این‌ها به چند مورد زیر دقت کنید:شبکه اجتماعی که در آن فعالیت خواهید کردپرسونای مخاطب‌تانمحصول، خدمت و ارزشی که ارائه می‌دهیدنوع برند شمالحن و صدای برندهای رقبابرای مثال، اگر محصول شما، سروسی خاص (saas) است و به درد شرکت‌های  گوناگون می‌خورد، شاید پست‌های شاد و خنده‌دار در اینستاگرام با لحنی  طنزآمیز برای شما مناسب نباشد، ولی فعالیت شما در لینکداین و انتشار مقالات  علمی نرخ بازگشت سرمایه (ROI) بیشتری داشته باشد.خب آیا رقبای تجاری خودمون رو فقط باید در این مرحله زیر نظر داشته باشیم؟ نه! برویم سراغ پلۀ ششم و نظارت بر رقبا.این مطلب، رونوشتی از یکی از پست‌های بلاگ من، سینا حسینی، با همین عنوانه که می‌تونید از لینک روبرو مشاهده کنید: 11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعیدر قسمت اول، از 11 پله، به 5 پله پرداختم و دلیلش هم اینه که نمی‌خواستم مطلب زیاد طولانی و خارج از حوصله خواننده‌های عزیز باشه. اگر نظری دارید، خیلی خوشحال می‌شم که از شما بشنوم. قسمت دوم + فایل اکسل استراتژی: 11 پله طلایی در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی (قسمت دوم) + اکسل</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2019 11:34:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>2 راه 100% تضمینی برای یادگیری سریع و آسان همه چیز!</title>
                <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1/2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-100-%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-ip9dygdldifp</link>
                <description>قطعا مواقعی وجود داشته که شما دوست داشته‌اید تا مطالب یا کارهای جدیدی  یاد بگیرید. برای مثال با از دوستان یا همکارانتان در مورد تکنولوژی جدید  که در حوزۀ کاری‌تان به بازار آمده، چند جمله‌ای را شنیده‌اید و دوست دارید  آن را یاد بگیرید، ولی نمی‌دانید که از کجا شروع کند. حالا اگر من به شما  بگویم که به راحتی می‌توانید آن و حتی مطالب خیلی بیشتری را یاد بگیرید، چه  کار می‌کنید؟! یادگیری شاید خیلی ساده‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کند.در این مطلب 2 راه تضمینی، سریع و آسان جهت یادگیری برای شما می‌نویسم.1- یادگیری با استفاده از کتاب و مطالعهاگر بخواهم خیلی ساده این روش را برای شما توضیح بدهم، دوباره همین تیتر را  بازگو می‌کنم! چه بخواهیم و نخواهیم، کتاب و مطالعه قطعی‌ترین راه برای  یادگیری است. واقعیت هم چیزی به جز این نیست.اگر می‌خواهید در مورد موضوعی، مثلا “علوم رفتاری” مطالبی را یاد  بگیرید، کافی است به دنبال کتاب‌های مرتبط با آن موضوع باشید! اگر به دنبال  کتابی هستید، به غیر از کلیه فروشگاه‌های کتاب، به تعداد آدم‌ها کرۀ زمین،  وب‌سایت وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها کتاب تهیه کنید.حالا این وب‌سایت‌ها را چطور از اینترنت پیدا کنیم؟ وای! عجب کار سختی! گزینۀ دوم همین کار را برای شما آسان می‌کند.2- یادگیری با استفاده از گوگلیادگیری سریع با استفاده از این موتور جستجو خیلی آسان است. درست  خواندید… گوگل!  اما چطور؟ کافی است چیزی که می‌‎خواهید را جستجو کنید.برای من بسیار پیش آمده که فردی سوالی را از من می‌پرسد و من با کمال  تعجب به آن فکر می‌کنم. جواب این سوال با استفاده از جستجو قابل یافت است.  من هم با حالت پوکر فیس فقط یک جواب را داده‌ام: گوگلش کن لعنتی!اگر به مطالبی در مورد رشد شخصی علاقه دارید، به دسته‌بندی آن در وب‌سایت من، سینا حسینی، بروید و بخوانید؛ اگر هم که نظر بدهید، منت بر سر من گذاشته‌اید و خوشحالم کرده‌اید.نتیجه‌گیرینتیجه‌گیری خاصی وجود ندارد! یا کتاب بخوانیم یا گوگل کنیم؛ ساده‌ترین راه‌ها برای یادگیری.شاید این مطلب حالتی تمسخرآمیز داشته باشد و هدف من هم دقیقا همین  بوده‌است؛ به سخره گرفتن کسانی از کتاب و جستجو می‌ترسند! چرا؟ جوابش خیلی ساده است: یادگیری در عین سخت بودن، یک حرفۀ  حیاتی، مهم، ضروری و همینطور ساده است. فقط باید به دنبالش رفت و جستجو  کرد.یک رونوشت از این مطلب، در وبلاگ شخصی خود، تحت همین عنوان (2 راه 100% تضمینی برای یادگیری سریع و آسان همه چیز!)، وجود دارد.</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 15:13:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود معلول کردن (self-handicapping) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sina_hosseini1/self-handicapping-sina-hosseini-gxlf6dkcj2hr</link>
                <description>خودت را پایین نکش!خود معلول کردن باعث ایجاد یک مانع (بهانه) در راه رسیدن موفقیت می‌شود.همه‌ی ما در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ایم که از نتیجه‌ی کاری مطمئن  نباشیم، ترس از شکست داشته باشیم و از انجام آن کار منصرف شویم. همچنین  همیشه افرادی در کلاس درس ما بوده‌اند که برای عملکرد ضعیف خود، بهانه‌هایی  می‌آوردند.دلیل این رفتار‌ها چیست؟ آیا این ترس‌ها واقعی هستند؟ آیا واقعا در صورت انجام آن کار، شکست می‌خوریم؟با من همراه باشید تا در این مقاله به این موضوع بپردازیم و از عقب‌نشینی در مقابل چالش‌ها جلوگیری کنیم.مفهوم خود معلول کردن یا  self-handicappingخود‌معلول‌کردن (self-handicapping) یک استراتژی شناختی (cognitive strategy) است که توسط افراد برای جلوگیری از شکست‌های احتمالی و لطمه وارد شدن به اعتماد به نفس یا عزت نفس اتخاذ می‌شود.اولین بار این مفهوم در سال 1978 توسط استیون برگلاس (Steven Berglas) و  ادوارد جونز (Edward Jones) با عنوان “هرگونه اقدام یا انتخاب عملکردی که  باعث افزایش فرصت بهانه گیری در مقابل شکست و قبول کردن منطقی اعتبار  موفقیت” مطرح شد.در واقع خود‌معلول‌کردن همانطور که از اسمش پیداست، باعث ایجاد یک مانع (بهانه) در راه رسیدن موفقیت می‌شود؛  چراکه وقتی کسی در انجام کاری موفق نشود، این شکست را به وسیله‌ی همان  بهانه توجیه می‌کند و در صورتی که موفق شود، می‌تواند اعتبار اضافی برای  پیروزی خود بدست آورد (به خاطر اینکه با وجود مانع موفق شده است).خود‌معلول‌کردن ممکن است برای حفظ کردن عزت نفس یا افزایش اعتبار موفقیت  شخصی استفاده شود (جلوتر مثال‌هایی رو آوردم که به درک موضوع کمک می‌کنه).  کسانی که بیشتر از دیگر افراد، دچار این مفهوم هستند، به دستاوردهای کم  ارزش‌تری دست پیدا می‌کنند.به این موضوع باید دقت کرد که خود‌معلول‌کردن در ذهن ما شکل میگیرد و ما  آگاهی زیادی نسبت به آن نداریم؛ یعنی هنگام انجام کاری، این فکر به ذهن ما  میرسد که “اگر من تلاش خودم را بکنم و نتیجه‌ی مطلوب نگیرم، چه می‌شود؟” و  در نتیجه شروع به ساختن بهانه‌هایی می‌کنیم که در صورت شکست، بتوانیم آنها  را به عنوان دلیل عدم موفقیت و در صورت پیروزی، آنها را به عنوان سختی کار  و قدرت خودمان برای خودنمایی کردن قبول کنیم. مثال‌هایی از خود‌ معلول‌ کردنیک مثال بارز در این مورد این است که شخصی شب امتحان خود را مشغول  کارهای بیهوده می‌کند و یا وقت رو خود را در مهمانی با دوستان خود تلف  می‌کند. در این حالت، اگر آن شخص، نتیجه مطلوب را در امتحان روز بعد خود به  دست نیاورد، مهمانی را بهانه‌ی عدم موفقیت خود می‌کند. اگر هم نتیجه مطلوب  را به دست بیاورد، موفقیت خود را با وجود رفتن به مهمانی و وقت تلف کردن،  مایه خودنمایی کرده و برای کسب محبوبیت اجتماعی از آن استفاده می‌کند.از دیگر مثال‌های خود‌معلول‌کردن می‌توان به مصرف الکل و مواد مخدر،  آوانس دادن به رقیب در حین مسابقه، اضطراب امتحان، کم تلاش کردن، شکایت  کردن‌های بی‌مورد، به تعویق انداختن کارها و … اشاره کرد.انواع خود‌ معلول‌ کردندو نوع خود‌معلول‌کردن وجود دارد:خود‌معلول‌کردن رفتاری (Behavioral self-handicapping) که در  این حالت ما کاری را عمدا سخت‌تر از چیزی که هست، انجام می‌دهیم تا  بهانه‌ای برای شکست در آن داشته باشیم.خود‌معلول‌کردن ادعایی (Claimed self-handicapping) که در آن ما توجیهی برای اینکه چرا ممکن است شکست بخوریم ارائه می‌دهیم.دلیل و هدف خود‌ معلول‌ کردنمحققین خود‌معلول‌کردن را ناشی از وجود احساس عدم اطمینان به نتیجه  عملکر‌دهایمان می‌دانند. در واقع خود‌معلولی مکانیسمی برای حفظ عزت نفس و  اعتماد به نفس در یک شخص است که نتیجه‌ی آن کاهش اثرات شکست‌های احتمالی و  افزایش امتیاز پیروزی است.همانطور در قبل به آن اشاره شد، کسی که با خود‌معلولی درگیر است، به  هنگام شکست، بهانه‌های خارجی را عامل عدم موفقیت خود می‌داند و به اینصورت  از عزت نفس خود محافظت می‌کند. همینطور این شخص در زمان موفقیت، از وجود  بهانه‌های خارجی برای کسب امتیاز برای پیروزی خود و خودنمایی استفاده  می‌کند.معایب و مزایای خود‌ معلول‌ کردنخود‌معلول‌کردن مزایا و معایبی دارد. کسی که درگیر این خود‌معلولی است،  شانس خود را برای موفقیت کاهش می‌دهد ولی از طرفی خود را از پیشامد‌های عدم  موفقیت حفظ می‌کند. با این وجود، این مسئله می‌تواند معایبی را در طولانی  مدت به همراه داشته باشد. برای مثال، تحقیقات نشان داده که کسانی که درگیری  بیشتری با خود‎معلول‌کردن دارند، از لحاظ آکادمیک و تنظیم امورشان در  وضعیت ضعیف‌تری نسبت به دیگران قرار دارند. همچنین ممکن است درگیری زیاد با  این مسئله عواقب جدی را به همراه داشته باشد. بعلاوه برخی محققان بر این  باورند که خود‌معلول‌کردن مداوم ممکن است منجر به الگوهای خودآزاری  (self-destructive) مزمن مانند مصرف الکل و مواد مخدر شود.به نظر می‌رسد که افرادی که درگیری زیادی با این مسئله دارند، در هنگام  یا بعد از انجام فعالیتی که نگران آن بودند، انگیزه‌شان بیشتر شده و  همینطور نگرانی آنها کاهش پیدا کرده است.خود‌معلول‌کردن استراتژی مناسبی برای کسانی که شوقی برای بیرون رفتن از  منطقه راحتی (comfort zone) است؛ که باید توجه داشته باشیم که ماندن در  منطقه راحتی، پیشرفتی را به همراه ندارد.4 قدم برای غلبه بر خود‌ معلول‌ کردننشانه‌های هشدار‌دهنده را مشاهده کنید.لیست کردن بهانه‌ها و پرت کردن حواس (مثل موزیک، الکل و …) نشانه‌هایی  از درگیری شما با خود‌معلولی است. هر کسی در طول روز و حین انجام کاری،  نیاز به انجام اموری برای استراحت و ذخیره انرژی دارد ولی این اعمال شاید  سرنخی برای فرار کردن از نتیجه‌ی احتمالی نامطلوب باشد. در این شرایط یک  همکار یا مربی می‌تواند کمک کننده باشد.از “چه‌چیزی اگر” و “اگر فقط” برای به وجود آوردن اهدافتان به جای بهانه‌ها استفاده کنید.تحقیقات نشان داده است که افرادی که هنگام درگیری با خود‌معلول‌کردن فکر  می‌کنند، به راحتی می‌توانند به خود انگیزه بدهند. وقتی به این فکر  می‌کنید که چه چیزی قابلیت بهتر شدن دارد یا موانع را در مسیر خود شناسایی  می‌کنید، اطلاعات بهتری نسبت به شرایط خود به دست می‌آورید. این موانع  کنترلی را بشناسید و دنبال راه حلی برای برطرف کردن آنها باشید. برای مثال؛  کسی که عقیده دارد “من نمی‌توانم مصاحبه انجام دهم”، می‌تواند با تحقیق در  مورد مهارت‌های مصاحبه و کمک گرفتن از یک مربی، این مسئله را حل کند.احساسات منفی خود را شناسایی و مدیریت کنید.تحقیقات نشان داده است که وقتی از “فقط اگر” برای انگیزه بخشی به خودمان  استفاده می‌کنیم، احتمالا احساسات منفی مانند ناامیدی و خشم به سراغمان  می‌آیند. حالا اگر به این احساسات توجه کنیم و در مواجهه با آنها، با  خودمان روراست باشیم، به احتمال زیاد قادر خواهیم بود که رفتاری مثبت و قوی  از خودمان نشان دهیم.برای حرفه‌ای شدن و تسلط یافتن تلاش کنید.خودمعلول‌کردن در واقع اشتیاق زیادی برای منصرف کردن ما هنگام انجام  کاری دارد؛ که دلیل آن این است که از بازخوردهای منفی خارجی به هنگام انجام  آن کار؛ مانند انتقاد همکاران، جلوگیری کند. زمانی که ما بر روی مسائل  نگران کننده به جای تسلط بر حرفه‌ی خودمان تمرکز می‌کنیم، در واقع به  انگیزه ذاتی خود برای رشد و یادگیری ضربه وارد می‌کنیم. بنابراین؛ مواردی  که برایتان مهم است را مشخص کنید و راه رسیدن به رشد را در پیش بگیرید.نتیجه‌گیری و کلام آخربا خودمان روراست باشیم. از انجام دادن کاری نترسیم. اگر می‌خواهیم که  در زندگی به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا کنیم، باید ریسک کنیم؛ یعنی پتوی  گلبافت راحت و گرم را از روی خود برداریم و از منطقه راحت خودمان خارج  شویم. شجاع باشیم و به چیزی که در ذهن ما شکل میگیرد، بیشتر دقت کنیم.باید به این نکته دقت کنیم که خود‌معلول‌کردن یک تفکر فریبکارانه است که  به ما احساس موفقیت را بدون انجام دادن کاری می‌دهد؛ پس برای بدست آوردن  پیروزی‌های بزرگ باید تلاش کنیم و نگران شکست و نظرات دیگران نباشیم.یادمان باشد که شکست، پایه و اساس هر پیروزی است و بدون آن، موفقیتی وجود ندارد.امیدوارم که این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد. خوشحال می‌شوم که  نظرات شما را در مورد این مطلب بخوانم؛ پس ثبت نظر را فراموش نکنید. همچنین  اگر احساس می‌کنید این مطلب می‌تواند برای یکی از دوستانتان مفید باشد، با  به اشتراک گذاری آن، هم من و هم دوستتان را خوشحال کنید  همیشه شاد و پیروز باشید.از این مطلب یک نمونه هم در وب‌سایت خودم (سینا حسینی | خود معلول کردن) موجوده که میتونید اونجا هم بخونید و نظر بدید.منابع:https://psychology.iresearchnet.com/social-psychology/self/self-handicapping/ https://en.wikipedia.org/wiki/Self-handicapping https://brandnewchapter.com/how-self-handicapping-is-holding-you-back-in-life/ https://hbr.org/2012/05/dont-sabotage-yourself</description>
                <category>sina hosseini</category>
                <author>sina hosseini</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 22:29:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>