<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینا اعلمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sinaalami</link>
        <description>همیشه خواننده، گاها نویسنده!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:36:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1332583/avatar/5W2dKm.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سینا اعلمی</title>
            <link>https://virgool.io/@sinaalami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستان شکل گیری و تاریخچه کمپانی بزرگ Caterpillar</title>
                <link>https://virgool.io/@sinaalami/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C-caterpillar-uoytiiwf7hfr</link>
                <description>کاترپیلار (Caterpillar)؛ با کلمه اختصاری CAT،بزرگ‌ترین سازنده‌ی ماشین‌آلات سنگین عمرانی، ماشین‌آلات استخراج معدن، موتورهای دیزلی، موتورهای گازسوز، موتورهای درون‌سوز، لوکوموتیوهای دیزلی-الکتریکی و توربین‌های گازی در دنیا است. کاترپیلار علاوه بر ماشین آلات سنگین امروزه به تولید و ساخت و ارائه گوشی های تلفن همراه هوشمند، ساعت، کیف و چمدان، اکسسوری و تجهیزات ایمنی نیز روی آورده است؛ که این محصولات بویژه کفش ایمنی کاترپیلار همانند ماشین‌آلات سنگینش، طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان دارند. این شرکت در سال ۲۰۱۸ در فهرست فرچون ۵۰۰ رتبه ۶۵ از بزرگترین شرکت‌های ایالات متحده و در فهرست فرچون جهانی ۵۰۰، رتبه ۲۳۸ از بزرگترین شرکت‌های جهان را به خود اختصاص داده است.تولد برند کاترپیلاربنجامین هولت مخترع آمریکایی و بنیانگذار کاترپیلارتولد برند کاترپیلار به قرن بیستم میلادی برمی‌گردد. آنجایی که خاک مزارع کالیفرنیا نرم بود و هنگام بارش باران به‌صورت گل در می‌آمد و تراکتورها امکان حرکت روی سطح گلی این زمین‌ها را نداشتند.بنجامین هولت (بنیانگذار کاترپیلار)، یک صنعتگر آمریکایی بود که در آن زمان کارخانه‌ی تراکتورسازی داشت. این ایده در ذهن هولت خطور کرد که چطور می‌توان تراکتوری طراحی کرد که دچار این مشکل نشود. او برای عملی کردن ایده‌اش راهکارهای مختلف را بررسی کرد و کوشید مشکل تراکتورهای فعلی را با افزایش طول و عرض چرخ‌ها و همچنین افزایش طول تراکتور حل کند. اما این راهکار باعث می‌شد که ساختار تراکتورها پیچیده‌تر و در نتیجه هزینه‌ی آن گران‌تر شود. راه حل دیگر هولت قرار دادن یک قطعه‌‌ی موقتی در جلوی تراکتور بخار بود؛ اما این روش هم زمان‌گیر و گران‌قیمت بود. ضمن این‌که باعث برخورد تراکتور با دیگر وسایل می‌شد. در نهایت هولت به این نتیجه رسید که برای کشش تراکتورهای خود، به‌جای چرخ از شیارهای چوبی پیچیده به زنجیر استفاده کند.این روش جواب داد و تراکتور هولت همانند کرم پیله‌ساز که معادل انگلیسی آن کاترپیلار است، روی سطح خاک حرکت می‌کرد. بنابراین هولت موافقت کرد که ماشین جدید خود را کاترپیلار بنامد و در سال ۱۹۸۶ از این نام به‌عنوان برند استفاده کند. به این ترتیب هولت اولین پتنت خود را در خصوص بهبود عملکرد تراکتور در سال ۱۹۰۷ به ثبت رساند.کاترپیلار در اولین سال ساخت خود توانست ۱۳ میلیون دلار فروش داشته باشد. این رقم در سال‌های بعد روند رو به افزایشی داشت و با شروع جنگ جهانی اول، بولدوزرهای کاترپیلار استفاده‌‌ی زیادی در جنگ داشتند.نقش کاترپیلار در جنگ جهانی اولتراکتورهای هولت نقش مهمی در جنگ جهانی اول ایفا کردند. حتی قبل از این‌که ایالات متحده به‌طور رسمی وارد جنگ شود، هولت ۱۲۰۰ تراکتور را به‌منظور اهداف کشاورزی به انگلستان، فرانسه و روسیه فرستاد. این دولت‌ها، تراکتورها را به‌طور مستقیم به میدان جنگ فرستادند تا نظامیان با کمک آن‌ها تجهیزات جنگی را جابه‌جا کنند. با گسترش جنگ جهانی اول، مقامات جنگ بریتانیا یک تراکتور هولت سفارش دادند تا آن را بررسی کنند. آن‌ها تحت تأثیر عملکرد این تراکتور قرار گرفتند و مصمم شدند تا از آن به‌عنوان خودروی حمل اسلحه استفاده کنند. ۴سال بعد تراکتورهای هولت به‌عنوان خودروی حمل اسلحه شناخته شدند. علاوه بر این، این تراکتورها الهام‌بخش توسعه‌ی تانک‌های بریتانیایی شدند که به شکل قابل توجهی تاکتیک‌های جنگ‌های زمینی را تغییر دادند.پس از پایان جنگ جهانی اول، شرکت هولت با مشکلات اقتصادی شدیدی مواجه شد. تراکتورهای هولت در طول جنگ جهانی اول به‌خوبی شناخته شده بودند؛ به‌طوری که بخش عمده‌ای از قراردادهای نظامی، شامل تولیدات این برند بود. جنگ به‌طور یکباره و ناگهانی به پایان رسید و تراکتورهای سنگین مورد نیاز ارتش، برای کشاورزان مناسب نبودند. وضعیت این شرکت زمانی بدتر شد که دولت‌های اروپایی اقدام به برگرداندن محصولات خریداری‌شده کردند و قیمت تراکتورها با کاهش مواجه شد. هر چه کاترپیلار در دوران جنگ رونق اقتصادی پیدا کرده بود، اکنون در زمان صلح با سقوط مواجه شد. به همین دلیل، هولت برای بقای خود مجبور شد وام‌های کلانی بگیرد. در آن زمان شرکت تراکتور سازی سی ال بست رقیب اصلی هولت به شمار می‌آمد. سی ال بست در سال ۱۹۱۰ توسط کلارنس لئو بست تأسیس شده بود و در طول جنگ جهانی با برخورداری از پشتیبانی دولت، تراکتور‌های کوچک را در اختیار کشاورزان قرار می‌داد. از این رو سی ال بست هم سود قابل توجهی در بازار زمان جنگ به دست آورده بود. البته این شرکت هم بدهی‌های قابل توجهی داشت؛ چرا که در خصوص یکی از تولیدات جدید خود وام زیادی گرفته بود. بنابراین پس از پایان جنگ جهانی اول، اقتصاد هر دو شرکت تحت تأثیر قرار گرفت. در دسامبر سال ۱۹۲۰، بنجامین هولت ۷۱ ساله پس از یک ماه بیماری در گذشت.تأسیس شرکت کاترپیلار در سال ۱۹۲۵بانک‌هایی که از شرکت هولت طلبکار بودند، هیئت مدیره را مجبور کردند فردی به نام توماس باکستر را به‌عنوان جایگزین هولت انتخاب کند. باکستر در ابتدا تولید تراکتورهای بزرگ را از خط تولید این شرکت حذف کرد و به‌جای آن، مدل‌های کوچک‌تر متمرکز بر بازار کشاورزی را معرفی کرد. هم‌زمان با آغاز پروژه‌های جاده‌سازی و اختصاص بودجه‌ی یک میلیارد دلاری به این برنامه، باکستر تمرکز شرکت را به ساخت تجهیزات ساخت و ساز جاده‌ای معطوف کرد. در این شرایط دو شرکت هولت و ال سی بست باید با رقیب تراکتورساز سومی به نام فدرسون رقابت شدیدی می‌کردند.بین سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۸ سی ال بست و هولت مجبور به پرداخت مبلغی حدود ۱.۵ میلیون دلار بابت هزینه‌های قانونی مربوط به فسخ قرارداد، علامت تجاری و نقض پتنت شدند. هری فیر، یکی از اعضای بنگاه مالی پیرس در سان‌فرانسیسکو، اعلام کرد که برای پرداخت بدهی‌ها و مشکلات مالی هر دو شرکت کمک خواهد کرد. فیر به هر دو شرکت پیشنهاد کرد که با یکدیگر ادغام شوند. از این رو در آوریل ۱۹۲۵، سی ال بست که از لحاظ مالی قوی‌تر بود با کاترپیلار هولت که پیشتاز بازار شناخته می‌شد یکی شدند و با نام شرکت کاترپیلار شروع به فعالیت کردند.شرکت جدید تا سال ۱۹۳۰ در سن لیندرو اداره می‌شد و پس از آن به پیوریا منتقل شد. در همان سال ۱۹۲۵ باکستر از سمت مدیرعاملی کنار گذاشته شد و کلارنس لئو به‌عنوان مدیرعامل شرکت تا سال ۱۹۵۱ باقی ماند.شرکت کاترپیلار در خط تولید خود تنها پنج نوع تراکتور را آماده‌ی عرضه کرد که شامل تراکتورهای دو تن، پنج تن و ۱۰ تن باقی‌مانده از خط تولید هولت و کاترپیلار ۳۰ و کاترپیلار ۶۰ از خط تولید سابق سی ال بست بودند. تولید تراکتورهای پنج تن و ۱۰ تن در سال ۱۹۲۶ و تولید تراکتورهای ۲۸ تن در سال ۱۹۲۸ متوقف شد. فروش اولین سال تأسیس شرکت معادل ۱۳ میلیون دلار بود. در سال ۱۹۲۹ این رقم به ۵۲.۸ میلیون دلار رسید و در طول دهه‌ی ۱۹۳۰ با رشد همراه بود.کاترپیلار و جنگ جهانی دوممشارکت کاترپیلار در جنگ جهانی دوم بسیار متفاوت بود. یکی از موارد بسیار مهم، تبدیل موتور بنزینی هواپیما به موتور دیزلی بود. در سال ۱۹۴۲ کاترپیلار نوع جدید موتور دیزلی RD-1820 را ارائه کرد که در تانک‌های جنگی M-4 مورد استفاده قرار می‌گرفت. این شرکت علاوه بر انواع موتورها، اقدام به ساخت گلوله‌های توپ به‌منظور استفاده در اهداف جنگی کرد. کاترپیلار یک کارخانه‌ی ذوب آلومینیوم در دیکاتور ایلینوی راه‌اندازی کرد تا کمبود دسترسی به مواد ضروری را تسهیل کند. مهندسان کاترپیلار متوجه شدند که با استفاده از القای الکتریکی با فرکانس بالا می‌توانند فلزات قوی‌تری از مواد خام فراوان‌تر و ارزان‌تر تهیه کنند.پس از پایان جنگ جهانی دوم، این شرکت به‌سرعت رشد کرد و نخستین سرمایه‌گذاری خارجی خود را در سال ۱۹۵۰ آغاز کرد و این ماجرا شروع چند ملیتی شدن این برند بود.کاترپیلار در دوران سقوط وال استریتطی سقوط وال‌استریت در سال ۱۹۲۹، کاترپیلار هم دچار ضربه‌های اقتصادی شد؛ اما به لطف افزایش فروش محصولاتش در اتحاد جماهیر شوروی توانست خود را پابرجا نگه دارد. در دوران فروپاشی اقتصاد جهانی، رقم فروش کاترپیلار از ۴۵ میلیون دلار در سال ۱۹۳۰ به ۱۳ میلیون دلار در سال ۱۹۳۲ رسید! در این شرایط کاترپیلار مجبور شد حقوق مدیرانش را کاهش دهد و بعضی از کارخانه‌هایش تنها ۴ روز در هفته دایر باشند.با این حال در اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰، با افزایش خریدهای شوروی این کارخانه توانست به سودآوری برسد؛ چرا که شوروی در آن زمان دارای مزارع وسیعی بود و نیاز به تراکتور و ماشین‌آلات کشاورزی داشت. به این ترتیب، محصولات کاترپیلار به شوروی کمک کرد کنترل بهتری بر وضعیت مزارع خود داشته باشد و میلیون‌ها دلار تراکتور و کمباین از این شرکت توسط شوروی خریداری شد.هر چند موتورهای دیزلی تا قبل از سال ۱۹۳۱ هم تا حد نه‌چندان گسترده‌ای استفاده می‌شدند؛ اما توسط کاترپیلار کارایی فراگیرتری پیدا کردند. پیش از این دیزل‌ها برای استفاده‌های تجاری بسیار سنگین و غیر قابل استفاده بودند. با روی کار آمدن موتور کاترپیلار ۶۰، دیزل به‌عنوان بخش اصلی وسایل نقلیه‌ی سنگین شناخته شد؛ به‌طوری که در سال ۱۹۳۳ تولید دیزل‌های کاترپیلار دو برابر بیشتر از تمام شرکت‌های ایالات متحده بود. بنابراین کاترپیلار توانست مجددا بسیاری از طراحی‌های قدیمی خود را به شیوه‌ای کارآمدتر و به‌صرفه‌تر عرضه کند. از این رو آمار فروش این برند افزایش پیدا کرد. ضمن این‌که کاترپیلار توانست از سود پروژه‌های ساخت جاده‌ی فرانکلین روزولت هم بهره‌مند شود.کاترپیلار و معضلات نیروی کاردر اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بود که کاترپیلار به ورشکستگی نزدیک شد و تقریبا یک میلیون دلار در روز دچار خسارت می‌شد؛ چرا که در رقابت با رقیب ژاپنی‌اش کوماتسو دچار رکود شدید شد. در آن زمان کوماتسو شعار «کاترپیلار را محاصره کنید» را در داخل سازمانش خط مشی قرار داده بود. بدشانسی دیگر کاترپیلار تحریم شوروی توسط ایالات متحده بود. پس از جنگ اتحاد جماهیر شوروی با افغانستان، دولت ایالات متحده صادرات محصول به این کشور را متوقف کرد. بنابراین کاترپیلار از فروش ۴۰۰ میلیون دلار ماشین‌آلات خط لوله‌ای که قبلا ساخته بود، باز ماند. پس از کاهش شدید تقاضا، کاترپیلار اقدام به اخراج نیروهایش کرد که این مسئله منجر به بروز اعتصابات و اعتراضات شد.کاترپیلار بارها برای نجات از شرایط بحرانی، اقدام به اخراج نیروها یا کاهش حقوق آن‌ها کرده استدر سال ۱۹۹۲، اتحادیه‌ی کارگران خودروسازی علیه کاترپیلار یک اعتصاب ۵ ماهه انجام دادند. کاترپیلار در پاسخ به این اعتصاب تهدید کرد که برای تمام نیروی کار خود جایگزین قرار خواهد داد. حدود ده هزار نفر از اعضای اتحادیه دوباره در بازه‌ی زمانی ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ شروع به اعتصاب کردند که این آمار در آن زمان نوعی رکورد بود! در نهایت اعتصاب‌ها به پایان رسید و اعضای اتحادیه تصمیم گرفتند بدون عقد قرارداد و ثبت درآمد به کار خود برگردند. در سال ۱۹۹۴ کاترپیلار اعلام کرد که حاضر است قرار دادی با کارگران ببندد که در آن درآمد کارگران رده بالا از ۳۵,۰۰۰ دلار به ۳۹,۰۰۰ دلار در سال برسد؛ درحالی‌که نظر اتحادیه رقم ۴۰,۰۰۰ دلار بود که توسط شرکت‌های دیگر پرداخت می‌شد.اعتراضات کارگران کاترپیلاردر جریان اعتصاب، کاترپیلار در تلاش برای حفظ تولید، از مدیران خود استفاده کرد. از این رو بخش تحقیق و توسعه متوقف شد و هزاران مهندس و نیروی غیر قراردادی به بخش‌های مونتاژ رفتند تا جایگزین اعضای اعتصاب‌کننده باشند.کاترپیلار تصمیم گرفت به‌جای درگیری با اتحادیه‌های کارگری، تاکتیک‌هایی به کار گیرد تا کم‌ترین آسیب را از این جریانات متحمل شود. یکی از راهکارهای کاترپیلار در این خصوص برون‌سپاری بخش عمده‌ای از تولید قطعات به خارج از شرکت‌هایش بود. حرکت دیگر کاترپیلار طبق اظهارات تحلیل‌گران صنعت، استفاده از از استراتژی جنوب بود که در آن تمرکز شرکت صرف تأسیس کارخانه‌های کوچک‌تر در ایالت‌های «بدون اعتراض» می‌شد.در سال ۲۰۱۲ کاترپیلار کارکنان کارخانه‌ی لوکوموتیوسازی در لندن، ایالات اونتاریوی کانادا را در تنگنا قرار داد تا حقوق آن‌ها را ۵۰ درصد کاهش دهد. این حرکت در کانادا با اعتراضات و شکایت‌های وسیعی همراه بود. به دنبال این اعتراضات فروشگاه‌های خرده‌فروشی پوشاک Mark&#x27;s چکمه‌های کاترپیلار را از قفسه‌های فروش خود حذف کردند.در ماه می ۲۰۱۲ هم، ۷۸۰ عضو اتحادیه‌ی بین المللی ماشین‌سازی و ۸۵۱ نفر کارگران عضو اتحادیه‌ی هوافضا هم اعتصاب کردند. این اعتصابات به دنبال توافق‌نامه‌ای بود که در آن کاترپیلار اعلام کرد که حقوق کارکنانش تا ۶ سال ثابت باقی خواهد ماند! کارگران با توجه به سوددهی قابل توجه کاترپیلار در سال ۲۰۱۱ و همچنین افزایش حقوق ۶۰ درصدی مدیرعامل آن، نسبت به این توافق جدید ابراز خشم کردند.کمک‌های انسان‌دوستانه در آفریقاکاترپیلار در عرصه‌ی رعایت حقوق نیروی کارش چندان خوش‌نام نیست؛ اما در عرصه‌ی فعالیت‌های بشردوستانه دست به فعالیت‌های قابل توجهی زده است.در دهه‌های اخیر، کاترپیلار بخشی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساختی در آفریقا را عهده‌دار بوده است. در واقع بنیاد کاترپیلار به‌منظور کاهش فقر و افزایش سطح رفاه زندگی مردم تأسیس شد. این بنیاد با همکاری شرکای غیر انتفاعی خود از سال ۲۰۱۰ بیش از ۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرده است تا پروژه‌های منطقه‌ای آفریقا و خاورمیانه را تأمین مالی کند. این سرمایه گذاری‌ها صدها هزار نفر از مردم فقیر آفریقا را از امکاناتی نظیر دسترسی به آموزش و پرورش، آب پاک، بهداشت و تأمین مالی بهره‌مند می‌کنند.در حال حاضر کاترپیلار حدود ۵۰ کارخانه‌ی تولیدی در ایالات متحده و ۶۰ کارخانه‌ی تولیدی در خارج از این کشور دارد و محصولات خود را به بیش از ۲۰۰ کشور جهان عرضه می‌کند.منابع: 1 _ 2</description>
                <category>سینا اعلمی</category>
                <author>سینا اعلمی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Mar 2022 14:57:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپلیکیشن کنوا/ همه چیز درمورد شرکت کنوا</title>
                <link>https://virgool.io/@sinaalami/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7-lld78ajbfahl</link>
                <description>جریان این مقاله از اونجایی شروع شد که من به اتفاق چندتا از همکلاسیام باید برای یه ارائه دانشگاهی در خصوص شرکت کنوا و استراتژی های بازاریابی و سیاست های ورودش به بازار های بین الملل، مطالبی رو جمع آوری میکردیم و ارائه میدادیم. هرچقدر که گوگل رو زیرورو کردیم چیز خاصی پیدا نکردیم. وب فارسی پر بود از آموزش کنوا، آموزش طراحی با کنوا، آموزش کار با کنوا، و کلا فقط و فقط آموزش؛ کلا هیچ دیتای بدرد بخوری توش نبود.ما هم در نهایت رفیتم و اطلاعات مورد نیازمون رو از خود سایت کنوا و سایت های خارجی دیگه پیداکردیم و ترجمه شون کردیم و با تجربیات خودمون مخلوط کردیم. الانم قصد دارم تا همه اطلاعات رو با شما به اشتراک بگذارم و از جهت متفاوتی کنوا رو بررسی کنم.اپلیکیشن کنواقطعا همه کسانی که کار طراحی گرافیکی انجام میدن، تدوینگرها، ادمین ها، و همه کسانی که داخل فضای اینترنت کار تولید محتوا انجام میدن، با کنوا آشنا هستن؛ یا باهاش کار کردن، یا حد اقل اسمش به گوششون خورده.اپلیکیشن کنوا یک اپلیکیشن استرالیایی هست که سال ۲۰۱۳ توسط خانم ملانی پرکینز راه اندازی شد. رشد مقیاس پذیر این استارتاپ ظرف هشت سال گذشته اینقدر زیاد بوده که سپتامبر سال۲۰۲۱ ارزشش به حدود چهل میلیارد دلار رسیده!!! و در حال حاضر حدود 55 میلیون نفر از این نرم افزار برای طراحی و ادیت عکس هاشون استفاده میکنن.ملانی پرکینزخانوم ملانی پرکینزملانی پرکینز در سال 1987 در شهر ساحلی پرت در استرالیای غربی به دنیا آمد. مادرش یک معلم استرالیایی و پدرش مهندسی اهل مالزی با تبار فیلپینی و سریلانکایی است.او از همان سال‌های مدرسه نشان داد که دختری با اراده است و علایقش را با جدیت پیگیری می‌کند. به همین خاطر هم بود که در دوره دبیرستان و برای تبدیل شدن به یک پاتیناژ کار حرفه‌ای، هر روز ساعت چهارونیم صبح بیدار می‌شد تا تمرین کند. با این همه، پرکینز خیلی زود وارد بازار کار شد و اولین کسب‌وکارش را در چهارده سالگی به راه انداخت.در آن زمان او شال‌های دست‌بافت را در فروشگاه‌ها و بازارهای محلی پرت می‌فروخت و حالا از این تجربه به عنوان انگیزه‌ای برای کارآفرینی‌ در سال‌های بعد یاد می‌کند. پرکینز معتقد است که هرگز آن آزادی و هیجان راه‌اندازی یک کسب‌وکار را فراموش نمی‌کند.در نهایت ملانی پرکینز بعد از اتمام دوره دبیرستان، راهی دانشگاه استرالیای غربی شد تا در رشته‌های ارتباطات، روانشناسی و بازرگانی تحصیل کند. در آن دوره پرکینز به عنوان کار دانشجویی، به دانشجویان دیگر آموزش خصوصی طراحی گرافیک می‌داد. در همین کار بود که متوجه مشکلات دانشجویان برای یادگیری برنامه‌های طراحی مانند ادوبی فتوشاپ شد.آنها مجبور بودند یک ترم دانشگاه را به یادگیری قابلیت‌های اولیه این برنامه‌های پیچیده بگذرانند. پرکینز در این مورد گفته است: «با خودم فکر کردم که در آینده قرار است همه چیز به سمت آنلاین شدن و فضاهای تعاملی پیش برود و قطعا همه چیز بسیار ساده‌تر از این‌ها خواهند شد.» این موضوع اولین جرقه راه‌اندازی یک کسب‌وکار برای ساده‌تر کردن فرآیند طراحی گرافیک را در ذهن او زد.ملانی پرکینز به دنبال توسعه‌ی یک پلتفرم طراحی ساده بود که کار با آن هیچ نیازی به تجربه فنی نداشته باشد.به این ترتیب بود که در نوزده سالگی تصمیم گرفت همراه با همکلاسی‌اش «کلیف اوبرشت» دانشگاه را ترک کند تا بتواند تمام وقتش را به راه‌اندازی این پلتفرم اختصاص بدهد. آنها در سال 2007 اولین کسب‌وکار خودشان را با نام Fusion Books به راه انداختند. این پلتفرم در واقع به دانش‌آموزان اجازه می‌داد تا با استفاده از تکنیک ساده بکش و بنداز Drag &amp; Drop و مجموعه‌ای از قالب‌ها و الگوهای طراحی ساده که امکان تلفیق با عکس، تصویرسازی و متن را داشتند، سالنامه‌ی تحصیلی خودشان را طراحی کنند.از آنجایی که مادر ملانی پرکینز معلم بود، او کاملا متوجه شده بود که کار طراحی سالنامه تحصیلی چقدر زمان‌بر و خسته‌کننده است. در حقیقت Fusion Books، ایده‌ی اولیه شکل‌گیری استارت‌آپ Canva بود. آنها اتاق نشیمن خانه‌ی مادر پرکینز را به اولین دفتر کار خودشان تبدیل کردند و اوبرشت در ابتدا از طریق تماس تلفنی با مدارس، سعی می‌کرد تا مشتریان جدیدی پیدا کند. با این همه اما در طول پنج سال Fusion Books به بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده سالنامه‌ی تحصیلی در استرالیا تبدیل شد و کارش را به فرانسه و نیوزلند هم گسترش داد.مزایای شرکت کنوا نسبت به برنامه های ادوبیحالا ملانی پرکینز مدیرعامل یکی از معدود تک‌شاخ‌های سودآور کشورش است. Canva خدماتش را در 190 کشور دنیا ارایه می‌کند و 85 درصد از شرکت‌های بزرگ عضو فهرست پانصد شرکت بزرگ مجله‌ی فورچون مشتری آن هستند تا به این ترتیب رقیبی جدی و سرسخت برای غول‌هایی مانند مایکروسافت و ادوب باشد. از آنجایی که صنعت تکنولوژی فضایی مردانه دارد و تنها یک‌چهارم استارت‌آپ‌های تکنولوژی توسط زنان راه‌اندازی می‌شوند، پرکینز در جمع اقلیت این صنعت قرار گرفته است.هر چند او تمایلی به صحبت درباره شکاف جنسیتی موجود در دنیای تکنولوژی ندارد، اما سیاست‌هایی را در شرکتش اجرا کرده است تا عامل جنسیت در فرآیند استخدام حذف شود. این اقدام باعث شده است که 41 درصد از کارمندان Canva را زنان تشکیل بدهند، در حالی که این رقم به طور متوسط در شرکت‌های تکنولوژی برابر 28 درصد است.ویژگی های شرکت کنواقطعا مهمترین ویژگی کنوا برای کاربران، سادگی اون است. هرکسی و با هر سطح دانشی میتونه خیلی راحت با کنوا کار کنه و طراحی های خاص و جذاب خلق کنه. شعار شرکت کنوایکی از نکات قابل توجه در خصوص کنوا این است که، کنوا هرگز برای تبلیغ خودش، حتی یک دلار هم خرج نکرده!!حتما میپرسید چطور؟؟؟؟در این خصوص باید بگم که کنوا 4 استراتژی فوق العاده داشته که تونسته با بهره گیری از اونها به این جایگاه برسه. که در ادامه اونهارو بررسی میکنیم.استراتژی های بازاریابی شرکت کنوا۱- توسعه‌ی یک نمونه‌ی اولیه از نرم افزار و گرفتن فیدبک از کاربرانکنوا در ابتدای کارخودش یک نمونه اولیه و کاملا رایگان رو در اختیار کاربران قرار داد؛ و در مراحل مختلف بر اساس بازخوردی که از کاربران گرفت، توانست نقاط ضعف خودش رو برطرف و تقویت کنه و بدین شکل یک نمونه همه پسند و بدون نقص رو در اختیار مخاطبان قرار بده.۲-تبلیغات شفاهی و دهان به دهانتبلیغات WON یک استراتژی فوق العاده بازاریابی است که کمپانی های مختلف میتوانند از آن استفاده کنند. این نوع از تبلیغات کاملا رایگان است؛ زمانی که کالا یا خدمات( بویژه خدمات فناوری محور) از کیفیت بالایی برخوردار باشد، کاربران بصورت شفاهی و دهان به دهان آنرا مطرح کرده و به دیگران پیشنهاد میدهند. این استراتژی فوق العاده کاربردی و اثر بخش است؛ که کنوا به خوبی از آن بهره برده است.۳-استفاده از مفهوم ( دایره طلایی) برای توسعه محصولمفهوم دایره طلایی برای اولین بار توسط آقای سایمون سینگ مطرح شد. دایره طلایی به موضوع فلسفه و چرایی اشاره دارد. یعنی شما در قدم اول باید در خصوص چرایی و فلسفه سازمان یا کالا و خدمات بنویسید و بعد از چرایی سراغ چگونگی بروید و پس از آن بگویید چه چیزی تولید میکنید. 1_چرا(کالا یا خدماتی را ارائه میدهید) 2_چگونه اینکار را انجام میدهید3_ چه چیزی تولید میکنید(خروجی کارتان به چه شکل است).مدیران کنوا از این مفهوم بخوبی درک کرده و توانستند بخوبی از آن بهره ببرند.دایره طلایی۴بازاریابی محتواییکنوا علاوه بر خدماتی که از طریق اپلیکیشن و وب اپلیکیشن خود ارائه می دهد، انواع محتواهای فوق العاده و کاربردی را در اختیار مخاطبین قرار داده و از این طریق با کاربران ارتباط برقرار میکند. از طریق بخش بلاگ در داخل سایت اصلی، آموزش ها و اطلاعات فوق العاده را منتشر میکند؛ و با ساخت ویدیو های آموزشی و کاربردی فنون جذابی را منتقل می کند.گلی کاوازاکی مدیر معنوی کنوانمیشود از موفقیت های کنوا حرف زد اما از آقای گلی کاوازاکی اسمی نبرد.آقای کاوازاکیاقای کاوازاکی که قبلا از مدیران اپل بوده. ایشون بعد از جدایی از کمپانی اپل نقش مدیریت اجرایی در شرکت کنوا و بعد هم مدیریت معنوی این شرکت رو بر عهده گرفت. ایشون در بسیاری از طرح ها و استراتژی هایی که کنوا را به جایگاه امروزی آن رسانده است نقشی اساسی داشته.سخن پایانی توی این مقاله در خصوص استراتژی های بازاریابی و چگونگی تاسیس کنوا نوشتم. و هدفم این بود که اطلاعاتی رو منتقل کنم که توی وب فارسی کمتر پیدا میشه. شماهم اگر تجربه کار با کنوا رو دارید، یا در خصوصش سوالی دارید، خوشحال میشم که مطرح کنید و بامن در میون بگذارید.</description>
                <category>سینا اعلمی</category>
                <author>سینا اعلمی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 14:59:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بدون هزینه، طراحی سایت و سئو رو رایگان یاد گرفتم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sinaalami/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-engrbxnatdnp</link>
                <description>سلام دوستان، من سینا هستم و این اولین پستی هست که توی ویرگول مینویسم. همین اول کار بگم که توی این متن قرار نیست که شخص یا موئسسه خاصی رو تبلیغ کنم و به شما بگم که از کجا یاد بگیرید؛ فقط میخوام تجربه خودم رو توی این زمینه به اشتراک بگذارم، تا اگر شما هم به این حوزه یا سایر حوزه های دیجیتال علاقه مندید و میخواید این حرفه رو یاد بگیرید، تو مسیر آموزش، کسب تخصص و کاریابی، وقت و هزینه تون رو صرف مسیر های اشتباه نکنید.چی شد که به یادگیری سئو علاقه مند شدم؟داستان من از اونجا شروع شد که  توی اینستاگرام چندباری اسم سئو و بهینه سازی رو شنیدم و خیلی بنظرم جالب اومد؛ رفتم توی گوگل و سرچ کردم و در موردش مطالعه کردم و فهمیدم که چه چیز خفن و باحالیه. بعد از اون رفتم و از چندتا از آشناها در موردش پرس و جو کردم، اونجا بود که فهمیدم طراحی سایت، سئو و کلا دنیای دیجیتال مارکتینگ بازار کاری فوق العاده ای داره و هرکسب و کاری برای رشد و بقا نیاز داره تا وارد دنیای دیجیتال بشه. همون موقع بود که تصمیم گرفتم  سئو رو یاد بگیرم و توی این عرصه شروع به کار کنم.در حالت عادی توی ایران سه راه برای بدست آوردن این تخصص ها وجود داره، که با هم مرور میکنیم.راه اول: کارآموزی در شرکت های خدمات نرم افزاریامروزه شرکت های خیلی زیادی هستن که خدمات مختلفی تو حوزه های دیجیتال مثل سایت، سئو، شبکه های اجتماعی، اپلیکیشن ها و ... انجام میدن. همیشه تعداد زیادی از این شرکت ها هستن که بدنبال کارآموز میگردن؛ یعنی کسی که در قبال آموزش دیدن توی اون شرکت، یکسری کارها رو هم انجام بده.بشخصه این مسیر رو اصلا پیشنهاد نمیکنم؛ چونکه تجربه اکثر افرادی که توی اینجور مجموعه ها کارآموزی کردن، ثابت میکنه که بیشتر این شرکت ها، کارهای پیش پا افتاده و خورده ریز و یکسری کارهای غیر مرتبط رو به عهده کارآموز میسپرن و چیز زیادی رو هم بهش آموزش نمیدن؛ به شکلی که فرد متوجه میشه بعد از چند ماه کار کردن، فقط مسائل ابتدایی رو یاد گرفته و در قبالش کلی کار برای اون مجموعه انجام داده و (احتمالا یه حقوق خیلی ناچیزی هم گرفته). البته اینرو هم بگم که یکسری از شرکت ها هم هستن که بصورت رسمی قرارداد میبندن که بعد از  آموزش دادن به اون فرد، اونرو بعنوان کارشناس استخدام میکنن. اگر شرایط اون سازمان بطوری باشه که فرد بتونه توی مدت کوتاه، تخصصی رو بدست بیاره و استخدام بشه و رشد کنه، این مورد میتونه گزینه خوبی باشه ولی در غیر این صورت اصلا پیشنهاد نمیشه.راه دوم: شرکت کردن در دوره های آموزشیعلاوه بر آموزشگاه های مختلف، موسسه ها، شرکت ها و افراد مختلفی هم هستن که در بستر اینترنت اقدام به فروش دوره ها و کمپین های آموزشی گوناگون می کنن. حتی بیشتر موسسه های دولتی و برخی از موسسه های غیر انتفاعی، بابت آموزش مدرک هم میدن. هرکدوم از این مجموعه ها یا اساتید قیمت ها و تعرفه های مختلفی رو برای آموزش هاشون در نظر میگیرن؛ بعضی از اونها، دوره های جامع و صفر تا صدی برگذار میکنن و برخی هم مسائل رو بخش بندی میکنن و آموزش هارو بصورت مجزا میفروشن. نسبت به راهکار قبلی برای یادگیری سئو این روش مزایا و معایب مختلفی داره؛ از طرفی شما برای یادگیری ملزم به پرداخت هزینه هستید. شما باید یا دوره ها و ویدیو های آموزشی را خریداری کنید، و یا در دوره های حضوری موسسه ها شرکت کنید. در هر دو حالت باید برای آموزش هزینه های نسبتا زیادی پرداخت کنید. اما از طرفی هم توی این روش از آموزش، شما بعداز مدتی با مباحث کاملا آشنا هستید و میتونید بعنوان سئوکار یا کارشناس سئو استخدام بشید؛ یا حتی خودتون اقدام به بازاریابی کنید و قرارداد ببندید.اما یک نکته کلیدی وجود داره که متاسفانه خیلی ها از اون بی خبرن، و اون این هست که همونطور که تماشای مسابقات والیبال و خوندن کتاب آموزش والیبال شما رو به یک والیبالیست تبدیل نمیکنه؛ حضور توی دوره ها یا دیدن ویدیو های آموزش سئو هم به تنهایی شمارو به یک سئوکار تبدیل نمیکنه. راه سوم: استفاده از محتوای رایگان و آزمون و خطااما میرسیم به روش آخر، که خودمم از این طریق سئو رو یاد گرفتم. شما فقط کافیه که شروع به کار کنید و در کنارش مباحث مختلف رو یاد بگیرید. یعنی هر چیزی که یاد گرفتید رو توی سایت خودتون امتحان کنید. به هر مشکل یا نکته جدیدی که بر خوردید، جست و جو کنید و جوابش رو پیدا کنید. توی وب فارسی پره از محتواهای کاملا رایگان در خصوص تمام نکات و آموزش های ریز و درشت سئو. نه تنها توی سئو و بهینه سازی، بلکه هر تخصص دیگه ای که میخواید بدست بیارید، میتونید از طریق مقاله های اینگلیسی یا فارسی گوگل، ویدیو های یوتیوب یا حتی آپارات، اطالاعات سایت های مختلف، پیج های اینستاگرامی و اساتیدی که توی اینستاگرام آموزش های کاربردی آپلود میکنن استفاده کنید.شما میتونید بصورت رایگان و عملی سئو رو یاد بگیرید؛ و علاوه بر کسب تجربه کاری برای خودتان رزومه جمع کنید.من وقتی که تصمیم به یادگیری سئو گرفتم، اول از همه توی گوگل سرچ کردم،( آموزش رایگان سئو)؛ و دیدم که اینترنت پره از دوره های کاملا رایگان. سایت خودم رو طراحی کردم و شروع کردم به سئو کردن و محتوا گذاری؛ همزمان پیج های آموزش سئو و اساتید مطرح سئو رو توی اینستاگرام دنبال کردم. توی مسیر سئو، به هر نکته یا مشکلی که بر میخوردم، سرچ میکردم و از بقیه میپرسیدم. گروه های سئویی داخل تلگرام و واتساپ وجود دارن که پرن از سئو کارهای با تجربه و کاربلد که میتونید سوالاتتونرو از اونها بپرسید و با اونهامطرح کنید، یا از اونها مشاوره بگیرید. اینجوری بود که تونستم سئو رو کاملا یاد بگیرم و برای خورم رزومه درست کنم و از طریقش پروژه های جدید بگیرم. نتیجه گیریاطلاعات و آموزش های زیادی بصورت کاملا رایگان، وجود دارن. فقط کافیه که شما استعداد و حوزه مورد علاقه خودتون رو کشف کنید و دنبال کنید. توی دوره های آموزشی هیچوقت تمامی نکات گفته نمیشه، پس لازمه بدست آوردن تخصص اینه که شما فعالیت کنید و تجربه کسب کنید؛ و وقتی هم که به بن بست برخوردید با جست جو و پیگیری، اونرو رفع کنید.شما هم اگر تجربه مشابهی داریدحتما  بگید و نظراتتون رو در این باره برای من کامنت کنید.</description>
                <category>سینا اعلمی</category>
                <author>سینا اعلمی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 17:24:36 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>