<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینا درویشی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sinadarvi</link>
        <description>یک برنامه نویس/سرباز ساده  که سایت KotlinFarsi.com رو بالا آورد شاید که رستگار شویم. هر از چندگاهی هم توی شرکت پیداش میشه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 00:39:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2716/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سینا درویشی</title>
            <link>https://virgool.io/@sinadarvi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شام آخر - سرطان درونت رو شکست بده - به خاطر بسپار</title>
                <link>https://virgool.io/@sinadarvi/the-last-supper-beat-your-cancer-remember-wbmsdxark4ep</link>
                <description>با هم سرطان درون رو شکست میدیم!قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپارتوی یک جمعی نشستی، صحبت از &quot;بورس&quot; میشه، آخرین باری که با بورس سروکار داشتی برمیگرده به حدود 6 سال قبل، خیلی از اصطلاحات رو یادت نمیاد ولی مفاهیم رو متوجهی. وقتی بحث سه تا رفیقت که خیلی وقته توی بازار بورسی فعالن داغ میشه، احساس میکنی دیگه حرفی برای گفتن نداری. دنبال یه موقعیت مناسبی که خودت رو دوباره داخل بحث کنی. اهان خودشه! یکی از رفیقات میگه: &quot;اره، فردا صبح باید تمومی سهام هامو به قیمت لحظه ای بازار بفروشم&quot;. با خودت میگی &quot;یه اصطلاحی بود براشش....زودباش...به خاطر بیاررررر.....اممم...سر سهم؟....نه نه.... این نبود... زود باشششش.... الان موقعیت از دست میره&quot; و تا به خودت میای میبینی بحث دور شده و دیگه هیچ رشته ای رو پیدا نمیکنی که دنبالش رو بگیری و دوباره به بحث برگردی.اینی که گفتم همین چند مدت پیش برای من اتفاق افتاد.... تنها هم این بحث نبوده از بحث های سر جنگ جهانی دوم، جغرافیا، سبک های نقاشی، نقاشِ مورد علاقه من داووینچی و کلی بحث فرهنگی و هنری و تاریخی قشنگ و جذاب دیگه بگیرررر تا حتی در مورد بعضی از موضوعات مربوط به زمینه کاری خودم و حتی افتضاح تر از همه، اسم های افراد! درسته، همینطور که متوجه شدین من هنوز نتونستم غول آخر رو شکست بدم!متاسفانه میدونم که من توی این نبرد نا عادلانه تنها نیستم! میدونم که حتی تویی که داری این متن رو میخونی احتمالا جزء یکی از این افرادی، حالا فوقش شاید یکم شدتش فرق کنه. بذارین یکم شفاف تر صحبت کنم.آیا ظرفیت حافظه انسان محدوده؟بله! مغز انسان از بیلیون ها نورون تشکیل شده و هر نورون با 1000 نورون دیگه در ارتباطه که کلی شبکه رو تشکیل میدن. در حقیقت توی مغز انسان ما یک حافظه نداریم. زمانی که ما سعی میکنیم یک خاطره رو به یادمون بیاریم از اون شبکه ها استفاده میکنیم برای باز فراخوانی اون رویداد. اگر نتونیم از اون طریق فراخوانی کنیم، از طریق یک ارتباط دیگه فراخوانیش میکنیم. حالا اگه فرض کنیم یک نورون بتونه تنها یک خاطره رو نگه داری کنه، ممکنه تنها چند گیگابایت فضای ذخیره سازی داشته باشیم! ولی خب همینطور که گفتم، ترکیب نورون ها با هم میتونه به یادآوری چندین خاطره در لحظه کمک کنه و این باعث میشه که ظرفیت حافظه به نزدیک 2.5 پتابایت برسه! به این معنی که شما 3 میلیون ساعت فیلم رو میتونید توی مغزتون ذخیره کنید!مشکل اول:پس اره، همینطور که گفتم، ظرفیت ذهن انسان محدوده ولی به این راحتی ها تموم نمیشه. پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که نورون ها برای یادآوری از همدیگه کمک میگیرن و هرچقدر ما اطلاعات بی ربط این وسط بریزیم ارتباط های کمتری برقرار میشن. یا مثلا وقتی یک موضوع رو فقط یک بار خونده باشیم، فقط یک مسیر برای فراخوانیش داریم و نسبت به اون موضوع که چندین بار خوندیم یا چندین بار فراخوانی کردیم احتمال یادآوری کمتری داره(چون وقتی چندین بار فراخوانی میکنیم، ارتباط های جدیدی هم میسازیم و بازفراخوانی اون فراخوانی رو داخلش میریزیم). این میشه وضعیت عادی و همه روزه ی ما! وقتی هر روز از چندین کانال و شبکه های اجتماعی مختلف، اطلاعات نامربوط به ذهنمون وارد میکنیم، نه تنها همون اطلاعات رو توی ذهنمون ذخیره نمیکنیم، بلکه فرصت پایدار و ماندگار سازی اطلاعات حیاتی قبلی رو هم ازشون میگیریم.واقعیتش این مقاله خیلی ادیت شده، چندین و چندین بار. چون به عنوان کسی که علاقه به نویسندگی داره، دوست داشتم قسمت آخر رو قشنگ تموم کنم. کلی قائده و روش به حافظه سپاری نوشتم و در انتها همشون رو حذف کردم. چون واقعیتش، روش هایی که میخواستم بگم سخت بودن! و خودم هم حتی سعی نکردم خیلی از اونا رو امتحان کنم(حالا اگه کسی خواست بهم پیام بده توضیح بدم براش). به جاش ترجیح دادم روش های ساده ای رو بگم که امتحان کردم و تا حدودی تاثیراتش رو احساس کردم.روش یادآوری و روش تکرار با فاصله زمانی: این روش ها خیلی ساده است، کل اساس این روش ها روی فراخوانی اطلاعات و ساختن نورون های جدید می چرخه، کافیه اون چیزی که میخواین رو به روش های مختلف و به نحوه های مختلف فراخوانی و یا دوباره خوانی کنید! بعد از مدتی توی مغزتون برای فراخوانی اون موضوع خاص انقدر راه ها و شبکه های مختلف ایجاد میشه که به راحتی نمیتونین اون مسئله رو از یاد ببرین. یک نکته ای که این وسط هست، مغز انسان هم مثل یک ماهیچه نیاز به استراحت داره تا بتونه هم قوی تر بشه و هم اطلاعات خودش رو تثبیت کنه. بخش عمده ای از اطلاعات هم در هنگام خواب (مراجعه به قسمت قبل) تثبیت میشه. پس بهترین نتیجه زمانی حاصل میشه که بین تکرار کردن ها فاصله زمانی چند روزه قرار بگیره، مثلا 3 روزه(البته با یادگرفتن سیکل های حافظه میتونید موضوعات رو خیلی بهتر و عمیق تر یادبگیرین ولی خب گفتنش خسته کننده می شد، دوست داشتین یک سرچی بکنین).روش فین من: این روش رو توی قسمت اول بهتون درس دادم و همینطور که قبلا بهتون گفتم، روش فین من یک روش برای حفظ کردن نیست! الان ممکنه با خودتون بپرسین، توی این روش هم که ما داریم با دوباره خوانی و تشکیل نورون های جدید کار میکنیم، پس چرا این روشی برای حفظ کردن نیست؟ نکته اینجاست که در روش فین من ما سعی میکردیم مفهوم رو حفظ کنیم نه خود متن رو! ما مفهوم رو به روش های مختلف به مغزمون می خرونیم و باعث میشیم که در انتها با تصویر سازی درک بیشتری نسبت به اون موضوع پیدا کنیم و به مدت بیشتری اون موضوع رو به خاطر ببریم.سربار اطلاعات:شاید اینو ندونین ولی مغز انسان سعی میکنه خودش با استفاده از &quot;فراموشی&quot;، از سربار اطلاعات جلوگیری کنه! مغز اطلاعات بی ربط رو به مرور زمان از حافظه پاک میکنه و به همین دلیله که ما یک حافظه کوتاه مدت در کنار یک حافظه بلند مدت داریم. پس اگه شما اطلاعات رو تکرار نکنین یا استفاده نکنین ، سریعا فراموشش میکنید!مشکل دوم:مشکل دیگه چیه؟ مشکل سن! هرچقدر اطلاعات وارد مغزمون بشن، نورون های جدید تشکیل بشن، ارتباطات بیشتر و پیچیده تری میسازن و این طبیعی میشه که بعد از مدتی اطلاعاتی رو فراخوانی کنیم که واضح نیستن و یا حتی درست نیستن! تنها پیر شدن هم به این موضوع آسیب نمیزنه، کلی چیزهای دیگه هم هستن که به نورون ها آسیب میزنن مثل غذای نامناسب، فعالیت های نامناسب، خواب نامناسب و  حتی سعی به حفظ کردن تمامی اطلاعاتی که از مسیر ها مختلف وارد مغزمون میشن!چارلی مانگر: وظیفه ما تنها پیدا کردن چند چیز هوشمندانه برای انجامه، نه اطلاع از هر چیز چرتی در دنیا!منظور اینه که سعی کنید بیشتر کیفیت اطلاعاتی که دارین رو بالا ببرین، نه تعداد اطلاعات رو.لیست سینا:واقعا نمیدونم چرا اسم این لیست رو گذاشتم لیست سینا! هیچیش به من مربوط نیست! یا شاید هم اینو گذاشتم که اسمم رو بیشتر تکرار کنید و من بیشتر تو خاطرتون بمونم. کی میدونه؟ ? توی این لیست قراره به یک سری چیز های ساده اشاره کنم که بیشتر برای حل مشکل دوم ارائه میشن ولی خب هدف کلیشون افزایش قدرت حافظه است.غذای مناسب: از کسی پنهون نیست که هرچقدر غذا بهتر و مناسب تر، بدن سالم و سر حال تر. مثلا شاه توت، توت فرنگی یا مثلا شکلات سیاه.کافیه فقط سرچ کنید، کلی غذا و میوه بهتون پیشنهاد میشه.از بین بردن افکار منفی: بدی افکار منفی اینه که چندین بار میان سراغت و هر بار باعث میشن بیشتر توی مغزت بمونن و همین باعث میشه که هم فضا توی مغزت اشغال کنن و هم روی فرایند ذخیره سازی اطلاعات دیگه دخالت کنن. یک چیزی که دیدم بعضیا پیشنهاد میکنن، گذاشتن چلنج های مثلا یک روز بدون شکایت، یا یک هفته یا یک ماه. قرار میذارن با خودشون که مثلا امروز هیچ شکایتی از زندگی خودشون نکنن. یک مطالعه جالب در مورد افکار و تخیلات توسط الن لنگر در سال 1979 انجام شد به نام &quot;پادساعتگرد(Counter Clockwise) &quot;. توی این مطالعه الن میاد گروهی 8 نفره از افرادی که روحیه خوبی نداشتن و شرایط جسمی و فیزیکیشون مناسب نبود رو وارد صومعه ای میکنه که دکوراسیونش مربوط به 20 سال قبل میشده،برنامه های سیاه و سفید از تلویزیون پخش میشده، آینه ای وجود نداشته، مجله های 20 سال قبل روی میز ها بوده و ... . بعد از گذشت تنها یک هفته، اون 8 نفر نه تنها از لحاظ روحی بهتر بودن، بلکه از لحاظ فیریکی و قدرت بدنی، حواس چندگانه و ... همه و همه بهتر شده بود. منظورم اینه که قدرت افکار منفی و قدرت افکار مثبت رو که همش از خودمون بیرون میاد رو دست کم نگیرین، یادتون باشه که قدرت تصور و خیال به همون اندازه قوی هست و شما میتونین تنها تصور کنین که خوشبختین، حتی اگه نباشین. باور کنین که بعد از چند مدتی واقعا خوشبخت میشین چون نگاهتون به زندگی تغییر میکنهورزش کردن: اینم دفعه سوم! هرچقدرررر کارتون زیاده و سرتون شلوغه، اگه میخواین تمرکز بیشتر داشته باشین، اگه میخواین ذهن بازتر داشته باشین، اگه میخواین کلا زندگی قشنگ تری داشته باشین ورزش کنید. این یکی از مورد هایی بوده که من حتی تا همین 2 ماه پیش سعی میکردم بهش توجهی نکنم، قبلش هی شروع میکردم و هی ول میکردم. هی با خودم منطق و دلیل میاوردم که آره الان وقتش نیست و به جای اون باید بیشتر مطالعه و کار کنم، این درحالیه که واقعا همین ورزش کردن باعث میشه همون مطالعه و کار بهتر انجام بشه. به هر حال هرچقدر تبر تیزتر، قطع کردن درخت راحت تر و سریع تر! اون روش دو دقیقه رو هم که دو جلسه قبل گفتم خیلی میتونه به تداوم این هدف کمک کنه!تمیز کردن محیط کار: این یکی هم خیلی تاثیر داره. علاوه بر این که هر روز صبح میزتون رو مرتب کنین، هر هفته حداقل یک بار کل اتاق و محیط کارتون رو تمیز و مرتب کنین. تمیز کردن باعث تولید دوپامین کمی میشه که حس رضایت به خودتون میده و باعث میشه دغذغه ها و حواس پرتی ها دور شن و راحت بتونین به کارتون برسین و تمرکز کنین و هر چی تمرکز بیشتر، فهم بیشتر، شبیه سازی بیشتر و در نتیجه حافظه قوی تر! اونایی هم که با لپ تاپ یا سیستم کار میکنن بدونن که تمیز کردن محیط کار تنها مربوط به اتاقتون نیست، سعی کنید دسکتاپ تمیز داشته باشین.دسکتاپ بنده!خواب خوب: دیگه قشنگ واسه همین یکی، یک جلسه صحبت کردیم. فکر میکنم اگه سریعتر از این قسمت رد شیم بهتر باشه.یادگرفتن: هرچقدر انسان از مغزش کمتر کار بکشه، مغز کهنه تر و پوسیده تر میشه. جالبه که بعضیا فکر میکنن ذهن انسان فعاله و چون دارن فکر میکنن به این معنیه که ذهنشون پوسیده نمیشه! درصورتی که خیلی از مشاغل هر روز یک کار و فقط یک کار رو انجام میدن و بعد مدتی اون کار رو شما به صورت اتومات انجام میدین و خیلی اوقات پیش میاد که اصلا درمورد کاری دارین انجام میدین فکری نمیکنین ولی اون کار توسط بدن شما داره انجام میشه. این باعث فرسوده شدن بدن میشه. فعالیت هایی مثل صحبت کردن با افراد مختلف، فیلم نگاه کردن، بازی های گروهی، توجه کردن به متن آهنگ ها و در کل کار هایی که فعالیت مغزتون رو بیشتر میکنن باعث فعال شدن هرچه بیشتر مغز میشن و در نتیجه قدرت حافظه رو بالا میبرن.همینطور که تا حالا احتمالا فهمیدین، بدن انسان مثل یک ماشین میمونه که تموم اعضاش به همدیگه وابسته اند و همینطور که دیدین در خیلی از روش ها ما از روش های ارائه شده در قسمت های دیگه استفاده کردیم و حالا که به انتها رسیدیم خیلی از روش ها معنی پیدا میکنن.یادتونه برچسب سرطان به تمومی این مشکل ها زدیم؟ حالا که به اخر رسیدیم و روش هایی برای علاج این مشکل ها گفتیم، اونا دیگه سرطان نیستن! حل کردنشون خیلی ساده تر شده. به اندازه ی خوردن یک لقمه ساده شدن. وقتی تموم لقمه های شام آخرتون رو خوردین، میتونین با خیالی راحت و ذهنی بازتر به زندگیتون ادامه بدین.امیدوارم از خوندن نوشته هام توی این مدت لذت برده باشین، همینطور که من از نوشتنش لذت بردم.سینا درویشیسوالی داشتین میتونین اینجا ها پیدام کنین:کانال تلگرام منتوییتر منلینکداین من(خیلی وقته کاملش نکردم)قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپار</description>
                <category>سینا درویشی</category>
                <author>سینا درویشی</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 22:22:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرطان درونت را شکست بده - خواب خوش</title>
                <link>https://virgool.io/@sinadarvi/beat-your-cancer-good-sleep-w6jlgz2sma9g</link>
                <description>باهم سرطان درون رو شکست میدیم!قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپارخواب خوشخب امیدوارم تا اینجا خوشتون اومده باشه چون الان با انرژی باید سراغ یکی از مشکلات دیرینه آدمی، خواب بریم. من به شخصه عاشق خوابم، اصلا کیه که نباشه؟ دراز بکشی رو تخت گرم و نرمت، چشات رو ببندی، غم جهان رو فراموش کنی، نه؟ ولی خب کی کارات رو انجام بده؟ :( لامصب دردسر هم داره، یه شب زیاد بیدار بمونی کلاً ساعت بدنت بهم میریزه! مخصوصا الانا که کرونا زندگی همه رو بهم ریخته! کلا از قدیم هم گفتن خواب خوب زندگی خوب ولی یه مشکل عجیبی که من با خواب دارم اینه که هر چقدر هم قهوه بخورم، اگه قرار باشه خوابم ببره، میبره! هرچقدر هم قهوه پرکافئین باشه.اصلا بذارین قبل از این که برم سراغ تنظیم کردن خواب، یکم در مورد قهوه و کافئینش صحبت کنم.دیدین وقتی صبحا از خواب بیدار میشین، آماده انجام هر کاری هستین؟ پر انرژییی... در حقیقت بدن انسان یک دوره خوابِمشخص درشبانه روز داره و این «دوره خواب» میتونه قشنگ توی 24 ساعت بچرخه و ساعت خودش رو شکل بده. به خاطر همینه که اگه شما توی غار هم زندگی کنین، بازم یک دوره زمانی خواب و بیداری توی 24 ساعتتون دارین که بهش میگن ساعت بیولوژیک بدن(Circadian rhythm). یک هورمون داریم توی بدنمون که بر اساس همین ساعت بدن، سر صبح پخش میشه که بهش میگیم کورتیزول(Cortisol) و این هورمن باعث میشه سر صبح ها انرژی داشته باشیم. اونطرف معامله هم یه چیزی داریم تحت عنوان ملاتونین(Melatonin) که شبا ترشح میشه و باعث میشه احساس خواب الودگی کنین. در حقیقت خورشید خیلی توی این ساعت بدنمون تاثیر داره و ما که همیشه روز ها در معرض تابش نور خورشید قرار میگیریم، ساعت بدنمون ریست میشه. اگه براتون سواله که پس چرا به خاطر کرونا همه مردم ساعت خوابشون بهم ریخت، باید بگم جوابش ساده است، چون توی خونه نشستیم! نور خورشید مستقیم به بدنمون نمیخوره و برعکسِ همیشه در معرض نور غیر طبیعی نیستیم که این باعث بهم ریختن ساعت بیولوژیک بدن میشه. چقدر از بحث دورشدیم. میخواستم در مورد کافئین صحبت کنم. کجا بودیم؟ هاا... خب هرچقدر ما بیشتر بیدار باشیم، ماده شیمیایی توی بدنمون تولید میشه به نام آدنوزین(Adenosine) که اونم هر چی بیشتر تولید بشه فشار خواب ما بیشتر میشه و این یکی دیگه از پارامتر هاییه که باعث میشه احساس خواب آلودگی کنیم، اینجاست که پای کافئین میاد وسط.بر حسب شرایط، پیش میاد که شما برای این که بیشتر بیدار بمونین، قهوه میخورین و کافئین درون قهوه، یک ماده شیمیاییه که خیلی پررو و بیخیال، تموم اون آدنوزین هارو کنار میزنه و میره میچسبه به اون سنسور های گیرنده آدنوزین، در نتیجه دیگه احساس خواب نمیکنین. مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که هرچقدر شما بیشتر بیدار بمونین و حتی با وجود کافئین، تولید آدنوزین در بدن متوقف نمیشه! بلکه هی ادامه پیدا میکنه. این دلیلیه که وقتی اون کافئینا توی بدنتون از بین میرن و تموم میشن، شما از دفعه قبل احساس خواب الودگی بیشتر پیدا میکنین.یک اتفاق بدی که این وسط میدونم برای خیلیا میفته اینه که برای این که سر کار پر انرژی باشن یا فکوسشون رو بیشتر کنن یا حتی ساعت خوابشون رو درست کنن، از کافئین استفاده میکنن و حتی به خاطر تولید دوپامینی (هورمون لذت )که قسمت قبل بهش اشاره کردم، باعث میشه اونا به خوردن کافئین معتاد بشن و همین باعث میشه در طولانی مدت میزان عکس العمل بدنشون به کافئین پایین بیاد و مجبور بشن بیشتر و بیشتر کافئین مصرف کنن و این درصورتیه که اصلا بدنشون و حتی کارشون احتیاجی به اون کافئین نداره و حتی اون کافئین بعد مدتی فقط یه عادت بد میشه و نه تنها اون فوکوس و اون انرژی رو از بین میبره، بلکه باعث ایجاد حس ناخوشایند &quot;همیشه استرس&quot; میشه و چه بسا موقعی که واقعا بهش نیاز دارین جواب نده. راه حل این مشکل هم واقعا ساده است اگه قسمت قبل رو خونده باشین، همون روش دوپامین زدایی رو میشه پیاده کرد.اگه میخواین سر کار پرانرژی باشین، همیشه نیازی به کافئین ندارین، از نوشیدنی های شیرین دیگه استفاده کنین، ونکته مهم این که : همیشه بعد از گذشت حدود یک ساعت از خواب، بدن آدم به حالت فول شارژ میرسه و قشنگ میتونین کارتون رو شروع کنین.اگه میخواین تمرکز داشته باشین نیازی به کافئین ندارین، قسمت قبلی رو بخونین و به جاش سر صبح ها یه لیوان آب خنک بخورین(اب یخ نه)، توی صبح هم هر طور شده پنجره هارو باز کنین که هم هوای تازه و هم نور به بدنتون برسه.اگه میخواین ساعت خوابتون رو درست کنین، با کافئین این کارو انجام ندین، به جاش کل ساعت کاریتون رو جا به جا کنید، نه فقط ساعت خوابتون رو! همچنین تا 6 ساعت قبل خواب هیچچچ قهوه و یا ماده کافئین داری نخورین. از نورهایمصنوعی(لامپ، گوشی، لپ تاپ و...) چند ساعت قبل خواب پرهیز کنین و میزانش رو کم کنین (به صورت پیش فرض نور قرمز باعث خواب الودگی میشه و نور آبی و سفید باعث هوشیاری میشن، به درستی ازشون استفاده کنید)سیکل خواباین قسمت رو شاید شنیده باشین ولی گفتنش ارزش داره . بدن برای این که به حالت نرمال و اولیه برسه باید یک سری سیکل ها که &quot;سیکل خواب&quot; یاهمون دوره خواب گفته میشه رو بگذرونه. معمولا سیکل های خواب حدود 1.5 ساعت طول میکشه و اگه اینو ضربدر 5 سیکل در روز که بدن حدودا لازم داره بکنیم به عدد، 7.5 ساعت در روز میرسیم. خیلیا ممکنه این عدد رو زیاد بدونن، ولی خب هرچی بیشتر به انتهای اون تعداد سیکل خواب نزدیک بشیم، راحت تر و با انرژی بیشتر بیدار میشیم.توی هر سیکل خواب ما 4 مرحله رو میگذرونیم، توی سه مرحله اول چشم ها در خواب حرکتی ندارن و در مرحله اخری چشم ها شروع به حرکت میکنن. به همین دلیله که به مرحله اخر میگن REM Sleep یا Rapid Eye Movement Sleep ، توی همین مرحله است که ما خواب میبینیم. در حقیقت توی مراحل اول خواب ما سبک تره ولی هرچی به خواب REM میرسیم، سنگین تر میشه خوابمون. حالا بریم سریع درمورد مراحل صحبت کنیم،مرحله اول، بعد از این که خوابمون شروع شد، تا حدود 7 دقیقه طول میکشه و توی این مرحله ما یک خواب سبک رو داریم که تموم اعضای بدن سعی میکنن آروم بشن. عجیبیش اینجاست که بیشتر اوقات بیدار شدن توی این خواب هم میتونه رفرش کننده و خوش آیند باشه وهم میتونه گاهی اوقات برعکس باشه.مرحله دوم، این حدود 25 دقیقه طول میکشه. بدن به آروم تر شدن و خنک شدن ادامه میده. بازم شما میتونید توی این مرحله راحت بیدار شین و اگه قراره یک چرت کوتاه بزنین، بیدار شدن وسط این مرحله بهترین حالته، که میشه تنظیم کردن الارم برای حدود 10 تا 30 دقیقه ولی اگه میخواین یک چرت بلند تر داشته باشید سعی کنید حداقل یک سیکل کامل 90 دقیقه ای رو سپری کرده باشین.مرحله سوم، این همون مرحله ریکاوری و رشده، به عنوان مثال استخون ها و ماهیچه های بدنتون شروع میکنن به رشد کردن و خب این مرحله به مراتب سنگین تر از سیکل های قبله. در عین حال که به راحتی از این خواب بیدار نمیشین ولی اگه بیدار بشین، احتمالش خیلییی زیاده که با بدخلقی بیدار بشین.مرحله REM، برعکس تموم مرحله ها، توی این مرحله فشار خونتون بیشتر میشه، دمای بدن بالاتر میره و شما شروع میکنین به فعالیت فعالانه توی خواب! البته که توی تموم این مرحله ها میشه خواب دید، ولی خواب های شفاف و واضح رو توی این مرحله میبینین. این مرحله مغزتون هم داره فعالیت میکنه و تقویت میشه.نکته: یک سری اپ ها هستن که روی گوشی نصب میشن و ساعت حدودی بیدار شدن رو میگیرن و سعی میکنن توی بهترین مرحله بیدارت کنن. یکی از این نرم افزار هایی که قبلا استفاده کرده بودم اینه،البته بعد مدتی دستتون میاد و دیگه نیازی هم بهش ندارین.نکته2: اگه قراره تویی یک ساعت مشخص بیدار شین، شروع کنین 1.5 ساعت، 1.5 ساعت عقب بیاین و سعی کنید راس همون 1.5 ساعت ها به خواب رفته باشین، اگه نتونستین سر همون تایم بخوابین(مثلا چهل دقیقه گذشته بود هنوز نخوابیدین)، دیگه نخوابین تا به سیکل بعدی برسین.چندتا روش دیگه که میتونین قبل خواب انجام بدین:ریلکس کنین قبل خواب، مسلما نباید یهو از محیط کار بپرین رو تخت، اصلا مغزتون اماده همچین تغییری نیست، به جاش کارتون رو تموم کنین، اگه دوست داشتین راجع به برنامه های فردا فکر کنین ویا ریلکس کنین! همون مدیتیشنی که توی قسمت قبل گفتم خیلی میتونه مفید باشه.ورزش کنین، یک نکته ای که لازمه توجه کنید اینه که به شخصه پیشنهاد میکنم عصرا ورزش کنین، بهتره! این کارو قبل خواب انجام ندین چون اگه آدرنالین و ضربان قلب بالا برن میتونه نتیجه برعکس داشته باشه.تختون رو خنک نگه دارین، این روش اتفاقا خیلی سریع جواب میده! موقع خواب، دمای بدن آدم پایین میاد حالا شما فرض کنین دارین کمک میکنین به پایین اومدن دمای بدنتون. اگه پاهاتون اذیت میشه توی این مورد، از جوراب استفاده کنین.حموم قبل خواب، کلا حموم کردن باعث میشه خون به سطح بدنتون برسه و در نتیجه وقتی به سطح برسه شما راحت تر میتونید اون گرما رو از بدن خارج کنین و از طرفی هم وقتی خون به سطح برسه اعضای داخلی بدن هم خنک تر میشه. اگه نمیتونین کامل حموم کنین، حداقل دستا و پاهاتون رو بشورین. بهترین موقع یک ساعت قبل خوابه!ساعت دیواری رو، رو به روی تختت نذار، مطالعات نشون داده هرچی بیشتر به ساعت نگاه کنین، دیرتر خوابتون میبره! میدونم خیلیا دوست دارن وقتی صبح از خواب بیدار میشن ساعت رو چک کنن ولی خب اگه از اون افرادی هستی که شبا قبل خواب هی به ساعت نگاه میکنی و حسرت میخوری که چرا خوابت نمیبره، تغییر جای ساعت خیلی میتونه مفید باشه.بادم بخورین، غذا های زیادین که خوردنشون قبل خواب، باعث بهتر خوابیدن میشه به عنوان مثال مصرف چند دونه بادم یا گردو، پنیر، چای بابونه، سیب ،کیوی، یا حتی برنج!چطور توی دو دقیقه بخوابیماینم واسه اونایی که تا اینجا خوندن ? تا اینجا گفتم چیا لازمه در مورد خواب بدونین و چیا لازمه قبل خواب انجام بدین. اگه بازم جزء اون دسته از آدمایین که هنوزم خوابشون نمیبره یا اصلا میخواین سریع بخوابین، این اخرین ترفندیه که توی چنته دارم! این ترفند یکی از روش هایی که سربازهای نیرو دریایی ایالات متحده برای سریع تر خوابیدن استفاده میکنن و ادعا میشه بعد از 6 هفته تمرین حتی میتونین ایستاده و تنها توی دو دقیقه بخوابین!· من خودم این روش رو استفاده نکردم چون نیازی ندیدم و علاقه ای نداشتم که فشار بیارم به خودم که زود بخوابم، ولی اگه دوست دارین سریع بخوابین این روش رو بخونین.مرحله اول، به پشت دراز بکشین، جوری که فشار به هیچ جای بدنتون نیاد، دستا و پاهاتون رو دراز کنین. به صورت سیستمی سعی کنید بدنتون رو ریلکس کنین، نفس عمیق بکشین. چشماتون رو ببندین و شروع کنین به تمرکز کردن روی صورتتون، تصور کنید که همه ی عضله های صورتتون دارن ریلکس میشن. اگه نیاز به یکم کمک داشتین، صورتتون رو جمع کنید و بعد دوباره ریلکس کنین. نفستون رو بدین بیرون جوری که احساس کنید اندام های صورتتون داره ریلکس میشه.مرحله دوم، همین روش رو برای تموم اعضای بدنتون مثل شونه ها، بازو ها، دست ها، سینه ها و پاهاتون انجام بدین و توی هر مرحله سعی کنید نفس عمیق بکشین و روی ریلکس شدن اعضای بدن تمرکز کنید . اگه سعی کنید بدنتون رو 4 قسمت کنید(سر، دست ها، قسمت های میانی و پاها) راحت تر میتونین این کارو انجام بدین البته بهتره بهترین روش رو برای خودتون پیدا کنید.مرحله سوم،  بعد از این که تمامی اعضای بدن رو ریلکس کردین، سعی کنید ذهنتون رو مدیتیت کنید و اونو توی یک حالت آرام و راحت قرار بدین. توی این حالت هم سعی کنید بازم مرتب نفس های کمی عمیق بکشین و خودتون رو توی بهترین حالت ممکن تصور کنید. اگه نتونستین ذهنتون رو خالی کنین کافیه تکرار کنید &quot;فکر نکن، فکر نکن، فکر نکن&quot; و برای حدود 10 ثانیه تکرارش کنید.میدونم به نظر مسخره میاد ولی چیزیه که به نظرم تمرین میخواد و توی اینترنت همه ادعا میکنن که با تمرین واقعا جواب میده! الان که اینو نوشتم واقعا دلم میخواد برای چند مدت امتحانش کنم ?خیلی خب، اینم خواب خوش، امیدوارم که همیشه خواب خوشی رو داشته باشین، چون هیچ چیزی سرحال کننده تر و انرژی زاتر از خواب خوش برای آدمی نیست!سوالی داشتین میتونین اینجا ها پیدام کنین:کانال تلگرام منتوییتر منلینکداین من(خیلی وقته کاملش نکردم)قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپار</description>
                <category>سینا درویشی</category>
                <author>سینا درویشی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 20:46:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرطان درونت رو شکست بده - تمرکز</title>
                <link>https://virgool.io/@sinadarvi/beat-your-cancer-gather-your-focus-qanmkyycqfck</link>
                <description>باهم سرطان درون رو شکست میدیم!امیدوارم که قسمت قبلی رو خونده باشین، اگه نخوندین حتما بخونین چون اگه نخونین ... خب سرطان رو شکست نمیدیم دیگه!قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپارقبل از این که در مورد تمرکز صحبت کنم، لازمه که یکی از سوالایی که چندین بار هم از من پرسیده شد رو جواب بدم.(البته این سوال مربوط به حوزه برنامه نویسیه و اگر برنامه نویس نیستین میتونین از این قسمت رد بشین)چطور روش &quot;فین من&quot; رو برای یادگیری مطالب برنامه نویسی استفاده کنم؟من خودم به شخصه همیشه این کار رو انجام میدم و اونقدر هم که فکر میکنین این روش سخت و طاقت فرسا و نشدنی نیست. خیلی هم ساده است. بذارین یک نمونه رو نشونتون بدم، یه چند مدتیه که دارم برای قسمت بعدی KotlinFarsi یک دوره رایگان آماده میکنم. اگه با برنامه نویسی اندروید آشنا هستین، اسم Dagger رو هم شنیدین. خب این دوره هم که انشالا توی ماه بعد میاد(اگه کرونا مشکلی توی پروسه ضبط و کارای من ایجاد نکنه). منم مثل هر کس دیگه که دوره ای رو تهیه میکنه باید یک سری مطالب رو آماده کنم، سرفصل بندی کنم، علمم رو به روز کنم و یه نگاهی به دوره های جدید بقیه بندازم، محتوا رو آماده کنم و ... . از بین این ها به روز کردن علمم یک قسمتیه که نیاز به یادگیری داره و میتونم روش فین من رو به کار ببرم. اگه یادتون باشه این روش 4 مرحله داشت.1 - خوندن و به خاطر سپردن. اینجا باید در نظر بگیرین که خب مطالب خیلی پراکنده است و بعضی هاش شاید تکراری باشن. مهم نیست، با هر مطلب جدیدی که مواجه میشم این قضیه براش صدق میکنه. قرار نیست مثل یک کتاب بیشینم از اول تا اخر بخونم، تیکه تیکه پیدا میکنم مطالب رو و سعی میکنم یادش بگیرم. حتی اگر توی بازه چند روزه باشه.2 - نوشتن، یاددادن و تکرار کردن. این قسمت شاید اولش یکم سخت باشه براتون ولی خب باید در نظر بگیرین که تهش واقعا یادمیگیرین. یه برگه بردارین و شروع کنین به نوشتن. مثلا من برای این موضوعات از OneNote استفاده میکنم. هر مطلبی رو که سعی کردم به حافظم بسپرم رو روی OneNote مینویسم و در این حین سعی میکنم به سینای خیالی بقل دستم درس بدم. انصافا خوب کارآموزیه، با ادب، مهربون، پر تلاش :))))قانون زحمتیک سری محقق اومدن بچه های یک کلاس دانشگاهی رو مورد آزمایش قرار دادن. بچه ها رو نصف کردن، به نصف کلاس گفتن با استفاده از لپتاپ مطالب رو یادداشت کنین و به نصف دیگه گفتن با استفاده از قلم و کاغذ مطالب رو یادداشت کنین. نوت برداری اونایی که از لپ تاپ استفاده میکردن خیلی بیشتر از اونایی بود که از قلم و کاغد استفاده میکردن. هم سریع تر بودن و هم بیشتر نوشته بودن. در انتها ازشون یه آزمون گرفتن. نتیجه اون آزمون جالب بود، اونایی که از قلم و کاغذ استفاده میکردن به مراتب نمره هاشون بیشتر از اونایی بود که تایپ میکردن. قانون زحمت میگه برای هرچی بیشتر زحمت بکشی بیشتر تو حافظه ات میمونه و بیشتر یادمیگیری.برای یک سری مطالب هم میتونین از قلم و کاغذ استفاده کنید که واقعااااا نتیجه اش سر تا پا متفاوته، حتما امتحان کنین.عکس مات شده، اینترنت مشکلی نداره :))ولی من نیاز داشتم به OneNote ، چون مطالبی که یادداشت میکردم اصلا پایدار نبود و هر لحظه ممکن بود تغییر کنه. برای همین منظور، چون میخواستم قانون زحمت رو هم به جا بیارم، اومدم مطالب رو به انگلیسی یادداشت کردم. همین که به مغزم فشار میاوردم و انگلیسی مینوشتم میشد زحمت و خب نتیجه اش هم خوب بود.این یک صفحه از نوت برداری هاست 3 - یادنداری؟ دوباره بخون. خب این دیگه واقعا نیاز به مثال زدن نداره دیگه، مشخصه4 - به زبان ساده توضیح بده. اتفاقا این قسمت رو خیلی دوست داشتم، چون واقعا هرچی بتونم راحت تر و ساده تر توضیح بدم برای مخاطب آینده هم بهتر میشه.همینطور که دیدن، خیلی ساده بود و سختی زیادی نداشت. مشکل از شروعه! سختیش &quot;شروع کردن به کاره&quot; که امروز یک اشاره بهش میکنیم.تمرکزاههه؟ تازه بحث اصلی شروع شد... این چیز غیر طبیعی و جدیدی نیست که خودمون رو توی موقعیتی ببینیم که بخوایم روی یک موضوع تمرکز کنیم ولی نتونیم. خیلی راحت بعد چند دقیقه حواسمون به موضوع های ناخواسته ای پرت میشه که نباید بشه. خیر سرمون فردا باید یه پروژه تحویل بدیم یا یه امتحان داریم یا یه چیز مهم دیگه... اوضاع موقعی بدتر میشه که به خودمون سخت میگیریم که چرا تمرکزمون رو از دست دادیم و همون باعث استرس بیشتر و از دست دادن تمرکز بیشتر میشه. چیز مشخصیه که اگه همین تمرکز از دست رفته رو برگردونیم میتونیم به راحتی نتایج کارمون رو چند برابر کنیم.ولی جالبش اینجاست که اگه بخوایم همون زمان رو توی اینترنت بگردیم، به راحتی انجامش میدیم یا اگه فیلم بخوایم نگاه کنیم یا بازی کنیم یا هرچیز خوشایند دیگه. واقعا چی میشه که به راحتی میتونیم روی کارای جذاب تمرکز کنیم ولی روی کارای سخت نه؟ چیزی که از نظر من باعث از بین رفتن تمرکز اکثریت آدما میشه، اون ذهن و بدنشون نیست(البته هست هااا، منظورم اینجا نسبیه) بلکه اون کاریه که نیازمند تمرکزه. اگه بتونیم بفهمیم چی میشه که اون کارای جذاب رو با تمرکز انجام میدیم و همون المنت رو برای کارای دیگه امون به کار ببریم میتونیم خیلی از اون تمرکز از دست رفته رو جبران کنیم.اینو دیدین تا حالا؟دوپامین، یه موجود فسقلی و شرمعرفی میکنم به شما، دوپامین هستن ایشون. عامل تموم لذت هامون همین فسقلیه که میبینین! البته این مولکول باعث میشه ما در &quot;طلب&quot; چیزی باشیم و همین فسقلی توی خیلی از کارا بهمون انگیزه میده. واقعا قویه، باور نمیکنین؟یه سری محقق میان به تعدادی موش یه دستگاه هایی وصل میکنن که با فشار دادن اهرم توسط موش ها بهشون دوپامین تزریق میشد. موش ها انقدر اون اهرم رو فشار میدادن که دیگه هیچی براشون مهم نبود، حتی غذا خوردن. انقدر اون اهرم رو فشار میدادن که از حال میرفتن. اومدن اون اهرم رو حذف کردن، زندگی برای موش ها دیگه معنی نداشت. بی هدف شده بودن، فقط یه گوشه دراز میکشیدن و در انتظار مرگ بودن. انقدر قویه این مولکول!خوب پیدا کردیم راهش رووو، بریم دوپامین تزریق کنیممم به خودمون! همین الانشم موقعی که کسی شوک شده یا حمله قلبی بهش دست داده یا قلبش از کار افتاده بهش دوپامین تزریق میکنن، اگه یکی از این شرایط رو نداری فکرش رو از سرت بیرون کن، دیگه فرض کن ماده ای که قلب از کارافتاده رو به کار میندازه، با قلبی که داره میتپه چیکار میکنه! بجاش بیا بشین، من بقیه حرفام رو بزنم، راحت تر، بدون درد و خون ریزی ?بهتون گفتم این ماده چطور توی بدنمون تولید میشه؟ هاا، اصلا نگفتم؟ خب حق داری به فکر تزریق باشی! واقعیتش اینه که بدنمون بسته به فعالیتی که میکنیم دوپامین تولید میکنه. در حقیقت هر فعالیتی که پاداشی در اون لحظه داشته باشه، باعث ترشح دوپامین توی بدن میشه. اون فعالیت هایی هم که پاداشی در اون لحظه نداشته باشن دوپامین ترشح میکنن ولی خیلیییی کمتر و خوب مغز هم نگا میکنه میبینه مسلما علاقه زیادی پیاده میکنه به انجام فعالیت هایی با ترشح دوپامین زیاد. توی اینترنت چرخیدن، فیلم نگاه کردن، حتی برای بعضی ها خونه تمیز کردن!(همینطور که گفتم، بدن اون دوپامین رو ترشح میکنه و افراد هم متفاوت هستن و در نتیجه ممکنه یه فعالیت برای شما لذت بخش باشه ولی برای یکی دیگه نه)ذهن هم سریع گول میخوره بنده خدا، در نتیجه وقتی میشینین جلوی کتاب یا شروع میکنین کاری رو انجام بدین سریع حواسش پرت میشه و هی میخواد بره کار های دیگه رو انجام بده! یادش بخیر موقع دانشگاه یه گروه داشتیم تا یکی میومد شروع میکرد به صحبت های طولانی و گاهن بی ربط، متوجه میشدیم بنده خدا فرداش امتحان داره :))))ما هم الان دوربرمون پرشده از فعالیت هایی که دوپامین زیاد ترشح میکنن. تازه میدونین بدترش چیه؟ بعد مدتی بدنمون به اون میزان دوپامین عادت میکنه! یعنی اگه هی فعالیت های با دوپامین بالا انجام بدیم، بعد مدتی دیگه به میزان قبل علاقه ای به اون کارا نداریم و هی شرایط بدتر و بدتر میشه. راه چاره چیه حالا؟دوپامین زدایینمیخوام بگم اون فعالیت ها رو کلا قطعش کنین چون نشدنیه! ولی خب میشه کمترش کرد. مثلا یک روز در هفته کلا تموم اون فعالیت هایی که بسته به بدنتون باعث ترشح دوپامین زیاد میشن رو قطع کنین و سعی کنید توی حذف کردن اون آیتم ها سر خودتون رو گول نزنید. یه روز کامل بدون انجام اون فعالیت ها. یک روز بدون نگاه کردن به گوشی، به تلویزیون، به لپ تاپ. یک روز بدون اینترنت یک روز پاک زندگی کنین. به جاش فعالیت هایی با میزان ترشح دوپامین کم انجام بدین. کتاب بخونین(البته اگه از اون آدم هایی هستین که علاقه زیادی به کتاب خوندن نداره! در غیر این صورت اینو هم نباید انجام بدین)، اتاقتون رو تمیز کنید، با خانواده وقت بگذرونین، آشپزی کنین و هر کار سخت و طاقت فرسای دیگه.من خودم به شخصه واقعا نمیتونم یک روز کامل از اینا دور باشم، برای همین سعی میکنم جمعه ها یا پنجشنبه ها، از ساعت 6 صبح تا 6 شب بدون این آیتم ها وقتم رو بگذرونم و واقعا توی این مدت تاثیر خودش رو گذاشته، علاقه ام به انجام کار های سخت بیشتر شده. یادمه وقتی دو ماه آموزشیم رو توی سربازی میگذروندم، من که کتابخون نبودم، به راحتی میتونستم یه کتاب رو در روز تموم کنم! گمونم قبلش بدنم معتاد دوپامین بوده.قانون دو دقیقهاین یکی ربطی به تمرکز نداره، پاداش اونایی که تا اینجا خوندن. خیلی موقع ها شده که شروع میکنین به انجام یک فعالیت جدید و توی چند روز اول به راحتی در راستای هدفی که گذاشته بودین حرکت میکنین ولی بعد از چند مدت دیگه علاقه اتون کم میشه( مثلا قرار میذارین که هر روز برین بیرون بدوین یا هر روز یک ساعت کتاب بخونین و یا ... ) بعد مدتی هم دیگه وقتش رو پیدا نمیکنین. قانون دو دقیقه میگه، اگه هر قعالیت و هدفی برای خودت گذاشتی، این قانون رو بذار که هر روز( یا توی اون سیکلی که تعریف کرده بودی از قبل) حداقل دو دقیقه اون فعالیت رو انجام بدی. اگه قرار بوده یک ساعت کتاب بخونی، یک صفحه کتاب بخون، اگه قرار بوده بری بیرون بدوی، بند کفشات رو ببند برو بیرون، اگه قرار بوده کل روز رو فعالیت بدون دوپامین انجام بدی، حداقل چند ساعت سعیت رو بکن. این بهت کمک میکنه که اگه از سر بی حوصلگی بیخیال اون فعالیت شدی، با انجام حداقل اون فعالیت دلت برای انجام بیشترش بکشه و اگر هم واقعا اون روز نمیتونی، خب همون دو دقیقه کافیه دیگه! ولی چیزی که لازم و ضروریه اینه که حتماااااا اون دو دقیقه رو انجام بدی، دیگه وقت انجام اون دو دقیقه رو داری دیگه!خب اینی که تا اینجا مطرحش کردم غول مرحله آخر و اون سخته بود. از قدیم هم گفتن، کارای سخت رو اول انجام بده. حالا که انجامش دادیم، دیگه چه چیزایی باعث تمرکز بیشترمون میشن؟از انجام چندکار همزمان پرهیز کن: وای که من چقدر این عادت بد رو داشتم! همیشه یادمه که همکارام توی اتاقم میومدن، من همیشه ادیتورم باز بود و داشتم کد میزدم و اون گوشه هم یک فیلم در حال پخش شدن بود. جالب اینجاست که انتظار میره از مرد ها چند کار رو هم زمان نتونن انجام بدن ولی من میتونستم! من میتونستم همزمان هم تایپ کنم و هم به حرفات گوش بدم، میتونستم هم کد بزنم و هم فیلمم رو ببینم و هم حرفای همکارام رو توی اتاق بغل رو گوش بدم و هر از چندگاهی یک ریسپانسی هم بهشون بدم. ولی آیا تمرکز کافی رو کارم داشتم؟ کاری که لازم بود اون موقع انجام بدم، کد زدن بودن. لازم بود فیلم نگاه کنم؟ لازم بود به حرفای رفیقام گوش بدم؟ لازم بود جوابی بدم؟ نه! پس چرا؟ چون میتونستم و این خوشایند بود برام و همین باعث میشد به جای این که تمرکز 100 درصدی داشته باشم، تمرکزم میشد 20 درصد. و وقتی هم که نیاز به 100 درصد تمرکز داشتم، مغزم به انجام چند کار همزمان عادت کرده بود و باعث میشد اتومات تمرکزم رو از دست بدم.بدنت رو تقویت کن: بابا قدیمی ها هم میگفتن، &quot;عقل سالم در بدن سالم است&quot;. ورزش کنین. نیاز به دمبل و باشگاه و این حرفا نیست. با همون تکنینک دو دقیقه که یاد دادم شروع کنین توی خونه به ورزش کردن. فقط شروع کنین نتیجه اش رو میبینین.مدیتیت کن: عصر ساعت 3 4 خیلی وقت خوبیه، برین یه گوشه در راحت ترین پوزیشن مناسب بشینین، سعی کنید کمرتون رو خم نکنین، چشاتون رو ببندین، سعی کنید به صورت منظم و مرتب نفس بکشین و سعی کنید فقططط راحت باشین و به هیچی فکر نکنین. تا 5-10 دقیقه این کارو انجام بدین. هم ذهنتون استراحت میکنه و هم فوکوستون بعد چندبار تکرار برمیگرده. شتاب دهنده خیلی خوبیه.آهنگ مناسب گوش بده: خوب یک نکته به برنامه نویس های عزیز دل بگم، آهنگ متن دار گوش ندین. مرسی اه. مشاور کنکورم آقای صائبی-دمش گرم، هر کجا که هست انشالا پرانرژی و سالم و سلامت باشه- همیشه بهم میگفت &quot;موقع درس خوندن آهنگ گوش نده&quot; و واقعا هم درست میگفت. ولی خب من بعدش دوتا اصلاحیه کوچیک رو حرفش زدم. یکیش این که &quot;آهنگ بدون متن و انرژی دهنده گوش بده&quot;. اگه با صدای پیانو خوابت میبره پیانو گوش نده، آهنگی که انرژی بهت بده گوش بده. اصلاحیه بعدی هم این که، &quot;گند نزن به آهنگت&quot; . اون آلبوم آهنگ رو فقط برای کارت بذار، فقط موقعی که نیاز به تمرکز داری گوش بده. اون آهنگ راک و پاپی که علاقه داری  رو بذار موقع های دیگه گوش بده. موقعی که نیاز به تمرکز داری فقط اون آلبوم خاص و اگه تمرکزت به هر دلیلی از بین رفت، آهنگ رو قطع کن. بعد از چند بار تکرار این روش ذهنت گول میخوره تا اون آهنگا رو میشنوه، اتومات میره روی حالت تمرکز.استراحت کن: وای که چقدر مهمه این. تا بدنت انرژی نداشته باشه که نمیتونه کاری انجام بده، بگیر بخوابب! موقعی که بین تایم های کاریت هست استراحت کن، نرو پشت Youtube کلیپ ببین. فرض کن میخوای 5 کیلومتر بدویی، یک کیلومتری رو که رد میکنی به خودت استراحت میدی، دوست داری حالا اونجا بشینی یه گوشه نفسی تازه کنی یا بالا پایین بپری؟خب خیلی صحبت کردم. همینا واسه این قسمت کافیه. امیدوارم کمکی کرده باشم. یادتون باشه هنوز کارمون تموم نشده. یه چندتا کار دیگه مونده و دیگه راحت میشین. خب پس تا قسمت بعدی فعلاا.سوالی داشتین میتونین اینجا ها پیدام کنین:کانال تلگرام منتوییتر منلینکداین من(خیلی وقته کاملش نکردم)قسمت ها:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپار</description>
                <category>سینا درویشی</category>
                <author>سینا درویشی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 21:01:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرطان درونت رو شکست بده</title>
                <link>https://virgool.io/@sinadarvi/%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-tqqovpqlibn1</link>
                <description>سرطانت رو شکست بدهقبل از شروع بگم این نوشته &quot;کلیک بِیت&quot; نیست و این چیزی که درموردش صحبت می کنم رو واقعا یک سرطان میدونم ?من یه برنامه نویسم. علاوه بر اون، یک سال و چهار ماه و دو روزه که دوره سربازیم رو با عنوان &quot;سرباز امریه&quot; توی اداره آموزش فنی و حرفه ای گذروندم. صبح ساعت 6:30 بیدار میشم و از ساعت 7:30 تا 2:30 بعد از ظهر برای فنی و حرفه ای کار میکنم و از اون ور هم حدودا از ساعت 5:00 تا 11 شب رو برای یک شرکت نرم افزاری، هم به صورت مجازی و هم به صورت حضوری کار میکنم. البته که این وسط بعضی اوقات به فعالیت های شخصی خودم هم میرسم.دلیل اصلی این صحبت هام این بود که بگم با توجه به این تفاصیر چیزی حول و حوش 13 ساعت در روز رو باید کار میکردم ولی در واقع مقدار ساعتی که واقعا برای کار میگذروندم به چیزی حول و حوش حداکثر 6 ساعت در روز خلاصه می شد. حدودا از نصف کمتر! و خب این یعنی سرطان! البته که اگه به موقع بفهمی میتونی مانع پیشرفت هر سرطانی بشی. ولی منشا این سرطان چی بود؟وقتی دنبال دلیل می گشتم متوجه شدم این سرطان از یک سری عادت های بد نشعات گرفته شدن که همشون باعث اتفاق افتادن یک سری معلول میشدن و همه این معلول ها دست به دست هم دادن و باعث ایجاد سرطان من شدن. به جای این که بشینم اینجا در مورد دلیل ها صحبت کنم و حوصلتون رو سرببرم بهتره توی چند قسمت کوتاه درمورد اون معلول ها صحبت کنم و روش های درمانشون رو بگم. معلول هایی مثل اشتباه یادگرفتن، نداشتن تمرکز، علاقه نداشتن برای انجام کارهای سخت، خواب نامنظم و غیر بهینه، حافظه ضعیف و امثالشون که مطمئنم توی زندگی همتون کم و بیش هست و دامنگیرش هستین.یادتون باشه که من روش هایی رو توضیح میدم که تستشون کرده باشم و واقعا تاثیر داشته باشه یا حداقل تغییر رو احساس کرده باشم و قول میدم که توی کوتاه ترین زمان توضیحشون بدم که وقتتون هم گرفته نشهقسمت های این مجموعه:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپاردرست یادگرفتناگه مثل من باشین، همین الان با خودتون میگین &quot;من که میدونم چطوری یادبگیرم!&quot; این یکی از بزرگترین اشتباهاتی بودی که توی چندین سال گذشته انجام میدادم. یادم میاد که هر موقع کارآموز جدید میومد بهشون میگفتیم &quot;اینجا میاین یادبگیرین، چطوری یادبگیرین&quot; خیلی جمله قشنگی بود مخصوصا برای من که اون موقع فکر میکردم اولین کسی هستم که این جمله رو استفاده کرده (Poor Sina) ولی در واقعا من خودم هم روش درست یادگیری رو یاد نداشتم! بلد بودم سرچ کنم، بلد بودم نتیجه ام رو پیدا کنم و به مقصودم برسم ولی چیزی که میخوندم و احساس میکردم یادگرفتم رو اگه دو روز بعد ازم میپرسیدین، میتونستم لپ کلام رو بهتون بگم ولی اگه کسی ازم میخواست که بیشتر راجع بهش صحبت کنم، می موندم! بنده خدا حافظه ام که تا یه چیزی رو یادم میرفت همه مشکلات رو گردنش مینداختم و خودم رو آدم کم حافظه ای میدونستم و این درصورتی بود که از خودم نمیپرسیدم &quot;آیا واقعا دارم یادمیگیرم؟&quot;در واقع اکثر ماها وقتی یه مطلبی رو میخونیم یا توی یوتویوب یا جای دیگه میبینیم با خودمون میگیم &quot;من همه چی رو دربارش فهمیدم!&quot; و این همیشه رخ میده! چه موقع کتاب خوندن، چه موقع فیلم دیدن چه موقع کار کردن، چه موقع پادکست گوش دادن و هر چی که فکرش رو بکنین. توی دوره &quot;یادبگیریم، چطور یادبگیریم&quot;(اسمش آشناست نه؟) که توسط دکتر باربرا اوکلی درس داده میشه در مورد این &quot;توهم خُبرگی&quot; صحبت میشه.توهم خُبرگی میگه: 1 - دیدن یک سری اطلاعات در مقابل شما، مثل خوندن یک کتاب، به این معنی نیست که اون کتاب رو میدونید. 2 - دیدن یا شنیدن این که فردی به یک نتیجه گیری میرسه به این معنی نیست که شما هم میتونین به اون نتیجه گیری برسین یا اصلا بتونین بحثشون رو توصیح بدین. 3 - سرچ کردن یه مطلب در گوگل بهتون این توهم رو میده که اون مطلب در ذهنتون قرار گرفته! 4 - اگه با یه چیز وقت زیادی رو میگذرونین به این معنی نیست که اون رو واقعا بلدین.واقعا سوزان کالین راست میگفت : &quot;دیدنش و دونستنش، دو موضوع کاملا متفاوتن&quot;سوال اینجا مطرح میشه من چطور میتونم یادبگیرم وقتی هی فراموش میکنم؟ جوابش ساده است، باید کاری کنیم که اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت بره، به این معنی که اگه میخوام خوب یادبگیرم باید خوب بتونم به خاطر بسپرم. الان نمیخوام در مورد روش های قوی کردن حافظه صحبت کنم ولی یه روشی که استفاده کردم و موثر بوده برای یادگیری درست رو بهتون یاد میدم.روش فین منریچارد فین من یک فیزیکدان آمریکایی و برنده جایزه نوبل فیزیک بود که توی حوزه مکانیک کوانتومکار می کرد. فهمیدن که طرف چقدر گنده بوده؟ خوب حالا وقتی روشش رو بگم متوجه میشین الکی انقدر گنده نشده بنده خدا ?قبل از شروع مراحل روش فین من باید بگم که این روش برای شب امتحانیا نیستمراحل: 1 - اول اون موردی رو که میخواین یادبگیرین رو سعی کنین به خاطر بسپارین. 2 - سپس یک برگه بردارین و شروع کنین به نوشتن اون مطلب ولی به این صورت که دارین این موضوع رو به یک کسی یاد میدین. باید توجه کنین که توی این مرحله هم بنویسید و هم بلند تکرار کنین، دقیقا مثل یک استاد که یک مطلب رو درس میده 3 - تا الان متوجه شدین که کدوم قسمت ها رو فهمیدین و کدوم قسمت هارو نیاز دارین بیشتر روش وقت بذارین، اگه موضوعی رو بلد نبودین، دوباره اون رو بخونین و بعدش سعی کنین مرحله نوشتن و بازخوانی رو تکرار کنین 4 - وقتی تموم تاپیک ها رو پوشش دادین، سعی کنین تمام موضوع رو به زبان ساده توضیح بدین و حتی اگه میتونین از نقاشی و کشیدن تصویر استفاده کنید.یک نکته این وسط باید بگم، شما بهترین نتیجه رو وقتی میگیرین که بتونین هم تمرکز داشته باشین و هم حافظه خوبی داشته باشین ولی خب تا اون موقع که به اون قسمت ها برسیم شما این روش رو به عنوان روتین انجام بدین و ملکه ذهنتون کنین. شاید اوایل این کار براتون سخت بیاد ولی بعد از مدتی این کار عادی میشه. یک چیز جالبی که لازمه اینجا در مورد مغز بگم اینه که، مغز هرچه بیشتر اطلاعت رو به درستی یادبگیره، یادگرفتن اطلاعات جدید براش راحت تر میشه.خب تا همینجا هم خیلی شد، امیدوارم شما هم بتونین سرطان زندگیتون رو شکست بدین(البته من هنوز نتونستم کامل شکستش بدم ولی خب راضیم از پیشرفتم ? )کانال تلگرام منتوییتر منلینک لینکداین من(خیلی وقته کاملش نکردم)قسمت های این مجموعه:درست یادگرفتنتمرکز کردنخواب خوششام آخر - به خاطر بسپارمنابع این قسمت:https://www.memory-improvement-tips.com/illusions-of-competence.htm11lhttps://www.coursera.org/learn/learning-how-to-learnhttps://www.youtube.com/watch?v=V-UvSKe8jW4https://www.youtube.com/watch?v=tkm0TNFzIeghttps://mattyford.com/blog/2014/1/23/the-feynman-technique-model</description>
                <category>سینا درویشی</category>
                <author>سینا درویشی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 21:17:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>