<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینا سالِک</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sinasalek</link>
        <description>یک آدم عاطفی خوش بین واقعیت گرا! کارآفرین دیواانه و توسعه دهنده کهنه کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:45:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/38687/avatar/lCGlT8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سینا سالِک</title>
            <link>https://virgool.io/@sinasalek</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روز برنامه نویس، احیای کسب و کارهای زمین خورده و مشقت های توسعه محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@sinasalek/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-b50xfqud4oee</link>
                <description>با اینکه خیلی علاقه مند به نوشتنم ولی شاید سالی یکبار هم فرصت و حوصله ش  رو پیدا نکنم. معمولا اینقدر سر خودمو شلوغ می کنم که وقت برای هیچکار دیگه  ای ندارم. دعوت و پیگیری ویرگول از طرف #داتین به مناسبت روز برنامه نویس بهانه ای شد که بعد مدتها بنویسم. این سری می  خوام در مورد چیزی بنویسم که تا حالا ننوشتم و فکر می کنم برای خیلی از  برنامه نویس ها و فعالین حوزه کسب و کار جالب باشه.یکی از کارهایی که خیلی پیش اومده انجام بدم نجات دادن بیزینسهاییه که دچار مشکلن. مشکل ممکنه در جذب سرمایه، مدل کسب و کار، کندی در رشد، زیرساخت و فنی و ... باشه ولی امروز چون روز برنامه نویسه منم در مورد کیس هایی می نویسم که به دلیل مشکلات زیرساختهای نرم افزاریشون در آستانه ورشکستگین. آخرین موردش یه شرکت کانادییه که بعد از دو سال توسعه نه تنها نتونسته بودن محصول جدیدشون رو عرضه کنن بلکه هیچ نشانی ای هم از قابل استفاده بودی چیزی که تیم توسعه شون بهشون تحویل داده بود نبود.معمولا شرکتهایی که توی این شرایط هستن، زمان و هزینه قابل توجهی رو از دست دادن و گزینه های زیادی برای حل مشکلاتشون ندارن. طبیعتا وارد چنین کاری شدن و پذیرفتن مسئولیت احیای کار بسیار دشواره و حداقل به تجربه من هرچقدر هم که انجام بدی بازم دشواره. جدا از اینکه توسعه نرم افزاری که یک کسب و کار روش بنا میشه به تنهایی کار بسیار پرچالشیه، بیزینس هایی که توی این وضعیت هستن مشکلات متعدد دیگه ای هم دارن.فشار رقبا به خصوص در کشورهایی که رقابت واقعی وجود داره واقعا جدیه. در یک بازه زمانی حتی کمتر از ۶ ماه ممکنه همه چیز تغییر کنه. هزینه های اداره شرکت و نیروها هم که خوب معمولا هم جا سنگیه و امکان ادامه فعالیت اگر درآمدی نباشه تقریبا غیر ممکنه. البته در این مورد خاص شرکت در حوزه فعالیتش خیلی با سابقه بود و حداقل مشکل بیزینسی نداشتن.معمولا اولین کاری که می کنم اینه که بررسی می کنم ببینم میشه از تیم فعلی و خروجی که تا اون موقع داده استفاده کرد یا نه. اینجا جاییه که پیش داوری و تعصب می تونه به قیمت خیلی گرونی تموم بشه. طبیعتا دور انداختن و از نو انجام دادن، هم خیلی جذاب تره و هم راحت تر. اینکه بگیم چون یکی دیگه کارو زده پس حتما بده هم می تونه به اون کسب و کار آسیب بزنه. دعوای بهترین فریم وورک و زبان برنامه نویسی هم جایگاهی نداره.وقتی یک پروژه یا کسب و کاری به مشکل می خوره، مشکل همیشه مشکل مدیریته. در این مورد هم انتخاب نا مناسب تیم توسعه و برنامه ریزی اشتباه باعث دو سال اتلاف وقت و انرژی شده بود. معمولا کسب و کارهای که تازه وارد حوزه IT میشن در اولین تجربه به چنین وضعیتی گرفتار میشن.در این مورد تیم توسعه نتونست گزارش درستی از وضعیت کار بده و مشخص بود که حتی تعریف نیازها هم مشکل داشته و نیاز هست که همه مستندات تکمیل و سازماندهی بشه. شانسی که آوردن این بود که پلتفورمی که استفاده شده بود مناسب بود و ضرورتی به تغییرش نبود در نتیجه میشد حداقل بخشی از کدی که نوشته شده رو استفاده کرد و بعدا سر فرصت اصلاحات اساسی تر رو اعمال کرد. تیم توسعه ولی توان فنی اجرای چنین کاری رو نداشت و باوجود اینکه نرم افزار کار نمی کرد تمایلی به پذیرفتن و اصلاح ایرادات نداشتن در نتیجه مجبور شدم همرو اخراج کنم و تیم جدید بیارم.همونطور که گفتم کار مشکلات مدیریتی جدی داشت و به دلیل ناآشنایی تصورات مدیر عامل با واقعیت های صنعت تطابق نداشت. طبیعی بود که روی برنامه زمان بندی و بودجه هم مشکل باشه. به تجربه من، حداقل زمان برای توسعه یک نرم افزار و رسوندنش به وضعیت production حداقل 6 ماه زمان میبره. به ندرت زودتر از این قابل انجامه. علتش البته فقط بحث های فنی و کمبود نیرو نیست. برای توسعه محصول موفق خیلی کارهای دیگه هم لازمه انجام بشه که زمان بره و در طول این 6 ماه ممکنه انتظارات تغییر کنه که طبیعیه. در این مورد علاوه بر پلتفورم جدید، پلتفورم قدیمی هم به موازات باید توسعه و نگهداری میشد که طبیعتا منابع زیادی فقط برای همون مورد نیاز بود.مستندات تکمیل شدن، بررسی فنی کار انجام شد، پلن فنی و غیر فنی تهیه شد، نیروهای استخدام شدن، تیم جدید مستقر شد، آموزش های تیم داده شد، روندهای توسعه و کنترل پروژه تدوین شد و کار توسعه شروع شد. یکماه قبل یعنی بعد از ۸ ماه اولین نسخه پایدار نرم افزار آنلاین شد و فروش روی پلتفورم جدید رو شروع کردن.کار توسعه محصول نرم افزاری کار بسیار دشواریه. برای رسوندن کار به مرحله ای که هم نیازهای ضروری کسب و کار رو برطرف کنه و هم قابل اطمینان باشه خیلی خیلی خیلی باید تلاش کرد. خیلی از فرضیات اشتباه می تونن باعث نابود شدن یا آسیب های جدی به کسب و کار بشن. تجربه من این بوده که عمده ایرادات اساسی مربوط به مشکل در معماری نرم افزاره پس باید خیلی جدی گرفتش و همیشه باید فرض رو بر این گذاشت که صرف نظر از اینکه چقدر تست کردیم نرم افزار هنوز باگ داره ولی ما نتونستیم همرو پیدا کنیم (حتی اگر تست خودکار هم داشته باشیم) پس باید روندها و ابزارهای مناسب در اختیار داشته باشیم که اگر مشکلی پیش اومد بتونیم به سرعت و دقت هم مشکل رو برطرف کنیم و هم اگر اطلاعاتی از بین رفت بتونیم بازیابی کنیم.توسعه نرم افزار می تونه یک هنر باشه. روز همه برنامه نویس های پرتلاش و خلاق و هنرمند مبارک :)</description>
                <category>سینا سالِک</category>
                <author>سینا سالِک</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 12:04:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا پیامک‌های تبلیغاتی از هر سدی عبور می‌کن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@sinasalek/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86-synihw48oy7e</link>
                <description>نمونه ای از صدها پیامکی که مشترکین روزانه دریافت می‌کنن: محصول آقایان تقویتی خاص رسید حتی دیابتی هاخیلی از ما از اینکه وقت و بی‌وقت پیامک‌های تبلیغاتی بعضاً بی‌ربط دریافت کنیم به ستوه اومدیم و ظاهرا وزارت ارتباطات هم راهکاری برای حل این معضل نداره. البته گرفتن سند و ضمانت و سفته و امکان شکایت از فرستنده و امکان غیر فعال کردن پیامک‌های تبلیغاتی و بلاک کردن شماره‌های روی گوشی راهکار‌هایی بوده که انجام شده ولی هیچکدام تاثیری بر توقف این مزاحمت آشکار روزانه نداشته. ولی آیا واقعاً این پیامک‌ها اینقدر قدرتمند هستن که از هر سدی عبور می‌کنن؟ آیا واقعا هیچ راه چاره ای وجود نداره؟قبل از اینکه به راهکار بپردازم بد نیست خیلی خلاصه کمی با نحوه ارسال پیامک از طریق اپراتورها آشنا بشیم. زمانی که پیامکی از یک سیم کارت ارسال میشه میره در یک صف از پیام‌های منتظر ارسال قرار میگیره و نهایتا از طریق اپراتور برای سیم کارت دریافت کننده ارسال میشه. ولی این بین تمام پیامک‌های ارسال شده در یک بانک اطلاعاتی بزرگ ذخیره میشن که فرستنده، گیرنده، متن پیام، ساعت ارسال و برخی اطلاعات جزئی تر دیگه است.تمام اپراتورها و وزارت ارتباطات همچنین بانک اطلاعات دیگه‌ای دارن که شامل ریز مشخصات دارندگان تمام شماره‌های سیم کارت هست. بله همون مشخصات و کارت‌های شناسایی که موقع خرید سیم کارت باید ارائه کنید. با اتصال این دو بانک اطلاعاتی به هم دقیقا مشخص هست که چه کسی به چه افرادی پیامک ارسال می‌کنه.قاعدتاً هیچ فرد عادی اقدام به ارسال انبوه پیامک از شماره شخصی خودش نمی‌کنه ولی حتی اگر هم بخواد برای سیم کارت‌های معمولی محدودیت‌های هست و همچنین سرعت ارسال هم پایینهاعمال محدودیت‌ها بر اساس آمار: با توجه به دسترسی به بانک اطلاعاتی بزرگ پیامک‌ها مشخصه که عموم مشترکین چه تعداد پیامک و به چه تعداد مشترک دیگر ارسال می‌کنن و متن این پیامک‌ها چقدر مشابه است. بر اساس این اطلاعات آماری امکان اعمال محدودیت در ارسال و سیستم نظارتی فراهم می‌شود. به طور مثال اگر اکثر مشترکین حداکثر در ماه 50 پیامک ارسال می‌کنند اگر کسی اقدام به ارسال 400 پیامک کند مشخص است که رفتار معمولی ندارد و در فهرست بررسی قرار میگیرد و موقتاً ارسال پیامک وی قطع شده و هشدار دریافت می‌کنه. بعد اپراتور می‌تونه متن برخی پیامک‌های ارسال را بخونه و اقدامات تنبیهی مرتبط را اعمال کنند. همچنین می‌توان بر اساس این آمار به طور کلی جلوی ارسال تعداد زیاد پیامک را از هر شماره‌ای گرفت. سیستم خودکار گزارش هرزنامه مشابه چیزی که اکثر شبکه‌های اجتماعی، سرویس‌های ایمیل و غیره دارن: مشترکین می‌تونن شماره ارسال کننده پیامک تبلیغاتیٌ به یک شماره مشخص پیامک کنن و علاوه بر اینکه از اون شماره دیگه پیامکی دریافت نمی کنن. متن پیامک هم به عنوان نمونه پیامک تبلیغاتی ذخیره میشه و اگر افراد دیگری هم چنین گزارشی کنند، آن پیامک برای هیچ مشترک دیگری که دریافت پیامک‌های تبلیغاتی را غیر فعال کرده ارسال نمی‌شه. همچنین در صورت افزایش گزارش‌ها ارسال کننده هرزنامه هم هشدار دریافت می‌کنه و در صورت تکرار علاوه بر دریافت هشدار قضایی سیم کارتش نیز غیر فعال می‌شود. اگر از شماره دیگری اقدام به همین کار کنه، به طور کلی دیگه امکان استفاده از سیم کارت را نخواهد داشت. همه اقدامات و مراحلی ذکر شد به طور خودکار و مطمئن قابل انجام است.این راهکارها البته جزئیات بیشتری داره که از حوصله این مطلب خارجِ. به عنوان نمونه شاید این سوال پیش بیاد که پس تکلیف شماره‌های خدمات نظیر پیامک‌های بانک‌ها، سرویس‌های اینترنتی که تبلیغاتی نیستن چی میشه. برای دریافت این قبیل پیامک‌ها میشه یک سیستم فعال سازی خیلی ساده اضافه کرد، فرد در شروع عضویت سرویس یک پیامک تایید با متن مشخص دریافت می‌کنه و در صورتی که پاسخ تایید دهد، پاسخ وی در دیتابیس پیامک‌ها ثبت می‌شه و مشخص است که تمایل به دریافت دارد و بعدا اگر شکایتی کند ابتدا ازش درخواست می‌شه که دریافت پیامک از اون سرویس را با ارسال پیامکی با مثلا متن لغو متوقف کنه. یا اینکه اگر کسی اشتباه گزارش کنه و ... که همه راهکار داره و اگر کسی خواست در این زمینه کاری کنه هر سوال یا ابهامی داشته داشته باشه من جوابگو هستمراه حل برخورد با تماس‌های تلفنی تبلیغاتی که متاسفانه اکثراً کلاهبرداری هستن هم مشابه هست فقط روش ثبت بازخورد مشترکین طبیعتاً متفاوت هست.آیا انجام این اقدامات از نظر فنی کار غیر ممکن و پیچیده‌ای است؟ به عنوان کسی که سالیان ساله در حوزه آی تی کار تخصصی انجام میده باید بگم ابداً، مواردی که ذکر شد نسبت به روش‌های هوشمند نظیر یادگیری ماشین که امکان تشخیص خودکار پیامک تبلیغاتی و شناسایی ارسال کنندگان هرزنامه را دارد بسیار پیش و پا افتاده‌ است. کارهای بسیار پیچیده تر از این بوده که در همین کشور خودمان و توسط متخصصین داخلی به خصوص بخش خصوصی به خوبی انجام شده که حتماً شما هم نمونه‌هایی ازش دیدید.حال سوال این است که پس چرا واقعاً اقدام موثری برای پایان این مردم آزاری انجام نمی‌شه؟</description>
                <category>سینا سالِک</category>
                <author>سینا سالِک</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2019 23:46:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران دارنده پیشرفته ترین وب سایت دولتی در دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@sinasalek/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-ajpsv9tobwkm</link>
                <description>سایت مالیات بر ارزش افزودههر چند وقتی لازمه از مسئولین قدردانی بشه تا انگیزه بیشتری برای انجام وظایفشون پیدا کنن به همین خاطر تصمیم گرفتم بهترین سایت دولتی رو معرفی کنم و از سازندگانش صمیمانه سپاسگذاری کنم. با توجه به اینکه کل کسب و کارهای کشور استفاده کننده این سایت هستند، استانداردهای بالایی در ساخت آن رعایت شده و از نورآوریهای فراوانی هم استفاده شده که همین امر انتخاب سایت برتر را بسیار آسان کرد.سایت مالیات بر ارزش افزوده (e-vat.ir / evat.ir / vat.ir) نه تنها از طراحی زیبایی برخورداره بلکه به شکل مستمر بروز میشه که واقعا در افزایش آگاهی مالیات دهندگان نقش مهمی داشته. فهرست امکانات این سایت شگفت انگیزه و فرصت پرداختن به همه جزئیات نیست لذا فقط به ذکر برخی موارد برجسته اکتفا می کنم:طراحی مدرن و طبق استاندادرهای روز و بسیار کاربر پسند و توجه به معماری ایرانی اسلامی با استفاده از فونتهای تصویری تحریریدوزبانه بودن سایت با ترجمه های حرفه ای که باعث اقبال بیشتر سرمایه گذاران خارجی به سرمایه گذاری در کشورمان شده (از ابتکارات ویژه)بسیار سبک و کم حجم که موجب کاهش مصرف پهنای باند مراجعین میشهیکپارچی ظاهری سایت و رعایت موارد اساسی UX. به طور مثال در همه جای سایت نکات مهم به رنگ های متنوع با فونتها و استایلهای متفاوت مشخص شدن تا هم کاملا واضح باشن و هم موجب خستگی چشم کاربر نشن. استفاده از تگ marquee یا نوار اخبار که امکان نمایش حجم عظیمی از محتوا را در فضای بسیار ناچیزی فراهم می کنهسهولت دسترسی. عموم سایت ها فقط یک دامنه اصلی دارن و دامنه های دیگه به همان دامنه اصلی منتقل می شن. ولی این سایت حق انتخاب را بر عهده کاربران گذاشته تا با دامنه ای که بیشتر دوست دارن اقدام به استفاده از سایت کننبهینه سازی قوی برای موتورهای جستجو. نه تنها سایت به راحتی پیدا میشه بلکه تمام دامنه هاشم کنار هم در گوگل نمایش داده میشن که باعث تاکید بیشتر و بهتر دیده شدن میشهامنیت بالاصمیمانه از مسئول آی تی مالیات بر ارزش افزوده و سایر افراد مرتبط به خاطر این همه سال تجربه لذت بخش قدردانی می کنمصفحه اصلی سایت مالیات بر ارزش افزوده</description>
                <category>سینا سالِک</category>
                <author>سینا سالِک</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2019 14:32:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدبینی تنها راه مناسب برای اداره جامعه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@sinasalek/%D8%A8%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-shshiyssodwu</link>
                <description> شاید طبیعی باشد تصور کنیم که جامعه‌ی سالم جامعه‌ای است که در آن اکثر مردم درباره‌ی خودشان، دیگر شهروندان، و آینده‌ی مشترک‌شان دیدگاه‌های خوش‌بینانه‌ای دارند. اما در واقع به نظر می‌رسد که عکس این قضیه صادق است: بدبینیِ عمیق یکی از عناصر اصلی حفظ جامعه‌ی سالم است.   سایت آسو اخیرا ترجمه ای گذاشته از مقاله ای از آلن دو باتن پژوهشگر انگلیسی که پیشنهاد می کنم حتما بخونید. ولی اینجا در تکمیل این مطلب یادداشتی نوشتم که شاید مفید واقع بشه.به نظرم چیزی که بهش نیاز داریم واقع بینیه و نه بدبینی، منتها برخورد جامعه با واقع بینی شاید ریشه اصلی ناموفق بودن این شیوه است که تغییر این دید نیاز به کار فرهنگی و آموزشی داره. جامعه به افراد واقع بین، برچسب بدبینی میزنه که شاید به این خاطر باشه که حقیقت تلخه. ما انسان ها مثل هر موجود زنده دیگه ای خودخواه هستیم ولی به ندرت کسی تمایلی به پذیرش این حقیقت داره در حالی که خودخواهی به خودی نه تنها چیز بدی نیست بلکه برای بقا ضروریه. (اینکه چرا خودخواهی خوبه و چه زمانی این خودخواهی باعث ایجاد مشکل میشه بحث دیگری ست به بعدن بهش خواهم پرداخت).حداقل در کوتاه مدت زندگی کردن در خواب غفلت خیلی ساده تر و شیرین تره تا مواجه شدن با واقعیت های تلخ زندگی. کسی دوست نداره در کنار فردی قرار بگیره که مدام با یادآوری واقعیت ها از این خواب شیرین بیدارش کنه، پس با زدن برچسب بدبین و منفی نگر تلاش میکنه کسی که مخل آسایشش شده رو ترد کنه.مواجه شدن با واقعیت ها فشار دیگری هم به آدمها وارد میکنه. تلاش، برنامه ریزی و آینده نگری. اینکه ما بدونیم قرار هست در آینده نه چندان دور اتفاق ناگواری بیافته و اگر نهایت تلاشمون رو بکنیم احتمال زیاد می تونیم جلوی اون اتفاق رو بگیریم با روحیه راحت طلبیه خیلی از ما تناسب نداره و برای خیلی ها شاید حتی عامل محرک هم نباشه. در واقع تنها تاثیری که داره فشار روانیه که بهترین راهکار برای مواجه با این فشار روانی پس زدن واقعیت ها و حل کردن مشکلات از طریق فکر نکردن به اونهاست.امیدوارم نسل آینده با شیوه بهتری آموزش ببینن که از مواجه شدن با واقعیت ها نترسن و به جای خوشبین بودن به دنیایی که کنترلی روش ندارن به خودشون و توانایی هایی هاشون تکیه کنن</description>
                <category>سینا سالِک</category>
                <author>سینا سالِک</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2019 15:11:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>