<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سینچ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sinch</link>
        <description>دوست دارم نقطه‌ها رو به هم وصل کنم هر چقدر هم بی‌ریط...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:09:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/20246/avatar/VMfH8e.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سینچ</title>
            <link>https://virgool.io/@sinch</link>
        </image>

                    <item>
                <title>و این نیز بگذرد؛ داستان ظهور و سقوط امپراتوری تاوِر</title>
                <link>https://virgool.io/@sinch/tower-records-all-things-must-pass-n1rqiys0wald</link>
                <description>اصل این نوشته پیش از این در هفته‌نامه افق اقتصاد منتشر شده بود. در اینجا با لحن محاوره بازنویسی شده :)فیلم All things must pass از اون مستند‌های خوش‌خوراکیه که داستان ظهور، صعود، افول و مرگِ ققنوس‌وار Tower Records رو روایت می‌کنه. یکی از بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای فروش آلبوم‌های موسیقی که البته یکی از آیکون‌های فرهنگی آمریکا هم بوده. اگه موزیک‌باز هستید که دیدن فیلم بر شما واجبه. اگرم نه، داستان پر فراز و نشیب تاور رکوردز، نکات ارزشمند زیادی برای ارزش‌آفرین‌ها و صاحبان کسب و کار داره. فیلم نشون می‌ده چطور یه امپراتوری ساخته شد، چرا پیش‌قدم شدن تو بعضی چیزا عاقبت به ضررتون تمام می‌شه و مهم‌تر از همه اینکه چرا حضور کسی که درستْ فاز مخالف شما است بیش از هر کس دیگه‌ای ضروریه.قصه پدر و پسرنقطه شروع تاور رکوردز، روایتِ یکی از اون جنبه‌های شیرین رابطه پدر-پسری است. کلایتون سولومون در طبقه همکف برج تئاتر «تاور»، یه دراگ‌استور داره. از جونِ آدمیزاد تا شیرِ مرغ می‌فروشه و کار و کسبش پر رونقه. یه روز تصمیم می‌گیره صفحه‌های دست‌دوم موزیک هم بفروشه. ولی هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد این تصمیم، کارآفرینِ درونِ پسر سرخوش و همیشه خوشگذرونش رو بیدار کنه. وقتی یه باب مغازه توی ساکرامنتوی کالیفرنیا رو برای تاسیس شعبه دوم بقالیش نشون کرد با پیشنهاد دیوانه‌وار پسرش مواجه شد. بابا می‌خوام این مغازه رو بکنم صفحه‌فروشی! در نهایت پدر موافقت می‌کنه با این شرط که به غیر از خود مغازه حتا یه پاپاسی هم از سرمایه و اموال پدر به پسرش نمی‌ماسه. مدیریت مغازه و تأمین همه مخارج تمام و کمال میفته رو دوش شخص شخیص راس سولومون.پیش به سوی امپراتوریاولین شعبه تاور رکوردز در ناحیه شمالی ساکرامنتو تاسیس شد. فضایی که بالاخره نوجونای منطقه رو واسه وقت‌گذرونی از رفتن به ناحیه جنوبی شهر معاف کرد. خیلی زود حتا سر و کله بندهای موسیقی هم پیدا شد که شروع کردن ساز زدن جلوی فروشگاه. سریالِ خوش‌شانسی تو پیدا کردن مکان‌های عالی با کرایه پایین در تاسیس شعبه‌های بعدی هم دوباره تکرار شد. دومی در هیپی‌آباد یا همون سانفرانسیسکوی خودمونه که تا زمان تاسیس شعبه سوم (در سانست‌بلوار) بزرگترین فروشگاه صفحه‌های موسیقی دنیا است. سانست‌بلوار یعنی جایی که تقریباً بخش زیادی از موزیسین‌های راک اون زمان یا توش زندگی می‌کردن و یا اون طرفا زیاد می‌پلکیدن. با این حال چیزی که تاور رکوردز رو موفق می‌کنه صرفاً قرار گرفتن در مکان‌های درست نیست…شعبه‌های تاور رکوردز پاتوق جوونا بودن نه فقط یه صفحه‌فروشی صرفتاور رکوردز پاتوق بود نه صرف یه صفحه‌فروشی. در اصل بهشتی بود برای موزیک‌بازها و موزیسین‌ها. اگه موزیسینی بودی که به کالیفرنیا اومده و نمی‌دونستی باید از کجا شروع کنی؛ اولین کار این بود که یه سر بری تاور رکوردز. - بروس اسپرینگستینراس و رفقاش یه فرهنگ کاری اجق وجق ساختن و دیدگاه‌های متفاوتی در مدیریت داشتن. تاور رکوردز رو عمدتا یه مشت هیپیِ همیشه مستِ دائم‌الچِتِ کله‌خر می‌چرخوندن که تمام و کمال به سبک زندگی دلخواهشون وفادار بودن. اونقدر کله‌خر بودن که بعد از گُل کردن کار و کسبشون تو کالیفرنیا و ساحل غربی، شعبه بعدی رو نه تو ساحل شرقی آمریکا که اونور اقیانوس یعنی ژاپن تاسیس کنن.شعبه شیبویا در توکیو؛ عبارت No Music No Life رو در مرکز می‌بینید که مانترای معروف برند تاور رکودز بود و البته پیشنهاد خود ژاپنی‌ها  موزیک‌باز بودن تنها کیفیت اجباری برای استخدام در تاور رکوردز بود. دانش و مهارت بازاریابی‌ همسنگ با فیلیپ کاتلر رو هم که داشتی اهمیتی نداشت اگه نمی‌دونستی بیچ‌بویز یه آلبوم جدید داده یا یه صفحه جان کولترین رو تو قفسه خونه‌ت نداشتی. یه سیستم گردشی شبیه به مدرسه فوتبال آژاکس در تاور رکوردز وجود داشت. هر مدیری که می‌دیدی، کارش رو با پادویی یا فروشندگی تو یکی از شعبه‌ها شروع کرده بود. اگه سیستم اختصاص سی درصدی زمان کاری به پروژه‌های شخصی گوگل رو ستایش می‌کنید بد نیست بدونید مال تاور تقریباً صد درصد بوده! هر اتفاق، روند، خدمت، محصول و کلا هر چیزی، ایده یکی از کارکنان (مستقل از سمت شغلی و دپارتمان) بوده. ایده‌‌ای که خیلی سر راست و مستقیم با شخصِ شخیصِ پدرِ «خانواده» یعنی راس سولومون مطرح می‌کردن. مثلاً عبارت No Music No Life که شعار رسمی تاور شد رو یکی از صندوق‌دارای یه شعبه تو ژاپن پیشنهاد داد. «مثل یه خانواده» چیزیه که کارکنان و مشتریانی که فیلم رفته سراغشون مرتباً تکرارش می‌کنن. موسیقی تمام زندگی این خانواده رو شکل می‌داد. سینرژی، حمایت، امنیت و فضای رشدی که این اکوسیستم خانوادگی فراهم کرد عامل اصلی موفقیت تاور رکوردز شد. البته تزلزل پایه‌های همین خانواده هم شد عامل اصلی فروپاشی تاور…راس سولومون (نفر سوم از سمت راست) در کنار تنی چند از اراذل اولیه خانواده تاور رکودز (۱۹۷۴)کاش نمی‌کشتیمت عمو بادتاوریون اونقدر جسور و چغرِ بدْبَدن بودن که اولین کسب و کار خرده‌فروشی تماماً آمریکایی [۱] رو توی ژاپن تأسیس کنن. با مدت زمانی که برای امور حقوقی و کسب مجوزها تو انیمه‌آباد سپری شد، دست کم سه تا شعبه تو ساحل شرقی آمریکا می‌تونستن راه بندازن! با این حال، حتا اگه همه مشتریات هم یه سری نوجون و جوونِ سرخوش و اهل عشق و حال باشن؛ باز هم یه کار و کسب جنبه‌هایی داره که قطعاً مُشتی هیپی همیشه مستِ دائم‌الچتِ کله‌خرْ تمام، از پسش بر نمیان! پس اون چی بود که بودنش شد سوخت قطار موفقیت تاور رکوردز و نبودنش دومینویی از شکست و نابودی رو آوار کرد سر این بهشت موزیک‌بازها؟ نگرانی‌های عمو باد!«باد مارتین» حساب و کتاب پدرِ راس سولومون رو رتق و فتق می‌کرد. راس خوب می‌دونست که خودش و هیپی‌های دور و برش مالی نیستن تا امور مالی تاور رکوردز رو مدیریت کنن. پس بادِ پیرمرد که از راک‌اندرول چیزی سر در نمی‌آورد اومد کنار پسر رئیس سابقش قرار گرفت. عملاً تنها کسی بود که چرتکه می‌نداخت و به وقتش ترمز قطار رو می‌کشید. دفتر راس انتهای راهرو بود و دفتر باد اولای راهرو. وقتی ایده‌ای داشتیم می‌رفتیم پیش راس و اونم چهار تا چیز می‌گذاشت روش. اما وقتی می‌رفتیم پیش باد تا بودجه بگیریم حسابی مو رو از ماست می‌کشید بیرون و بایست از ایده‌مون دفاع جانانه‌ای می‌کردیم. - یکی از اولین کارمندای تاور رکوردزراس کارآفرین بود و باد بیزنس‌من. یه جوونک هیپی موبلند رو در نظر بگیرین در کنار یه پیرمرد کت‌شلوار پوشِ عشق ماشین. ترکیب خوبی بودن. یکیشون یانگ (yang) بود و اون یکی هم یین (yin).باد (والت) مارتین، ترمزکش تاور رکوردز در حال خوشگذرونی؛ پشت سرش هم راس سولومون رو می‌بینیدموفقیت‌های مکرر و روزگار خوش و به سامان، باعث شد تا ایگوی یانگ پرواز کنه و بچسبه به سقف. کم‌ْکَمَکْ هشدارهای یین دیگه خریداری نداشت و پیرمرد دخترکُش، آروم آروم رفت به حاشیه. بیماری‌اش هم شد قوز بالا قوز تا زودتر از موعد تاور رکوردز رو ترک کنه. همینجا بود که راس اشتباه مهلک دیگه‌ای مرتکب شد. کسی رو مدیر مالی کرد که اعتقادی به پوشیدن کت‌شلوار نداشت. رویکرد محافظه‌کار و انقباضی باد که راس و کله‌خرهای اطرافش رو تعدیل می‌کرد رفت به کنار. وام‌گرفتن‌های پیاپی از بانک‌ها، انواع و اقسام ولخرجی‌ها و چند سرمایه‌گذاری اشتباه مثل تاسیس شعبه در آرژانتین یا اسرائیل؛ «بید» که نقطه مقابل «باد» بود به همه چراغ سبز نشون می‌داد. با این اشتباهات وحشتناک تاور رکوردز نتونست بحرانِ دامن‌گیرِ صنعت موسیقی در ابتدای هزاره جدید را تحمل کنه. دستِ آخر سال ۲۰۰۶، شعبه بلوار سانست، آخرین سنگر تاور رکوردزِ آمریکایی بسته شد [۲]. تو یکی از صحنه‌های فیلم نگاه پر از حسرت راس رو می‌بینیم که افسوس گوش نکردن به حرف‌های باد را می‌خوره…چند نتیجه (نه چندان) اخلاقی پس از دیدن فیلم که در متن به آن اشاره شده و نشده- چقد خوبن این ژاپنیا :)- اگه یه کارآفرینِ اهل بسطِ Mr Yes هستین حتما یه بیزنس‌چیِ ترمزکشِ Mr No رو کنار خودتون داشته باشین. کلاً آدم باید فاز مخالف خودش رو دریابه چون از اونجاس که ضربه زیاد می‌خوری- کسی که کت‌شلوار نمی‌پوشه رو نکنید مدیر مالی و سرمایه‌گذاری- چقد خوبن این ژاپنیا :)) (ربطش رو با دیدن فیلم می‌فهمید) پانویس۱. قانون وقت ژاپن اجازه فعالیت کسب و کارها بدون مشارکت یک طرف ژاپنی در سهام کسب و کار را نمی‌داد۲. هر چند که شعبه‌های ژاپن که در اواخر دهه ۹۰ همگی فروخته شدند تا همین امروز هم با قدرت به کار خود ادامه می‌دن.</description>
                <category>سینچ</category>
                <author>سینچ</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 19:56:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۹ آلبوم جَز پیشنهادی از سال ۲۰۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/@sinch/19-jazz-albums-2019-vl60hy1i4asp</link>
                <description>موزیک جَز تو گذر زمان تغییر و تحولات زیادی رو به خودش دیده. سبک‌های مختلفی شکل گرفتن که بعضاً هر کدوم تو دوره‌ای به اوج خودشون رسیدن و بعدها کمرنگ‌تر شدن. اما جز معاصرِ ما مثل دنیای که توش زندگی می‌کنیم خیلی اکلکتیک (eclectic) شده. توی سال‌های اخیر هم هنرمندای سبک‌های دیگه دارن از عناصر موزیک جز تو کارهاشون استفاده می‌کنن. از کندریک لامار گرفته تا خدا بیامرز دیوید بووی و این اواخر ایگی پاپ.بیشتر بخوانید : آیا پاپ، آینده جز است؟جز بستری برای خلاقیت و آزادی در عین حفظ دیسیپلین رو برای موزیسین‌ها فراهم می‌کنه. شاید بیشتر از هر نوع موزیک دیگه‌ای به موزیسین‌ها این امکان رو داده که عناصر مختلفی از سبک‌های دیگه (مثل راک یا رگه) یا فرهنگ‌های موسیقایی مناطق مختلف دنیا رو باهاش سنتز کنن.چند سالیه که آخرای هر سال میلادی برای رسانه‌های مختلف مثل اورسی، شیوه و پاراساندر در قالب متن یا پادکست یه سری آلبوم رو پیشنهاد می‌دم. امسال تصمیم گرفتم تا دو تا لیست جداگونه داشته باشم. یکی برای آلبومای غیر انگلیسی زبون و یکی هم مخصوص آلبومای جَز باحالی که امسال شنیدم. https://bit.ly/2ZGrSO8 چیزی که قبل از معرفی آلبوما لازمه بگم اینه که اینا صرفاً یه سری پیشنهاد شخصی هستن. لطفاً به چشم یه لیست «بهترین آلبوم» و فولان نگاهش نکنید. هر سال کلی‌تا عنوان آلبوم جز (و سبک‌های دیگه) منتشر می‌شه. هر چی هست و نیست رو بگذارین پای سلیقه من :) لطفا اگه آلبومی جز خفنی شنیدین اما توی لیست نبود حتماً نظر بدین. اما بریم سراغ اصل ماجرا.⚠ آلبوم‌ها به ترتیبی که بیشتر بهشون گوش دادم مرتب شدن و این به معنی برتر یا بهتر بودن رتبه‌های بالاتر نیست. برتر یا بهتر بودن در موزیک به نظر من کاملا وابسته به context هر موزیکیه و عمدتاً محلی از اعراب نداره!19. Ashley Henry – Beautiful Vinyl Hunterبرای اندکی سرخوشی و سبک‌سری در این دنیای آشفته«شکارچی زیبای صفحه» دسترس‌پذیر و خوش‌خوراکه. می‌شه برای آشنایی و آشتی‌دادن غیر موزیک‌بازها با جز تجویزش کرد. البته جزبازها هم می‌تونن ازش لذت ببرن. اگه از کارای هربی هنکاک خوشتون میاد (که تقریبا ده ساله آلبومی نداده) احتمال زیاد با این آلبوم حال می‌کنید. این اولین اثر اَشلی هنری پیانیست و کیبوردنواز جوونیه که تو صحنه جز انگلیس (بیشتر نیو جز) اسم و رسمی برا خودش دست و پا کرده. عناصری از فانک، هیپ‌هاپ، برک‌بیت، گرایم و یه نمور هم آلترناتیو راک توی کارش هست. هِنری، تو این آلبوم مشارکت‌های زیادی با موزیسین‌های هر دو سمت اقیانوس اطلس داشته که حسابی خوب در اومدن. پرچم جز لندن بالا است :)بشنُفید :&gt; اسپاتیفای18. Maria Faust, Tim Dahl, Weasel Walter - Farm Freshمثل کارهای پارسالش نبود اما شلوغ‌کاری‌های خانم فاوست همیشه شنیدی است... ماریا فاوست، جزیست اهل استونی رو بیشتر با کاراش برای ارکسترهای بزرگ می‌شناسیم. سال پیش آلبوم فوق‌العاده Machina رو عرضه کرد. امسال اما از ارکستراسیون پر و پیمون فاصله گرفته و کنار دو تا موزیسین آوانگارد دیگه سعی کرد تا ایده‌هاش رو در بوته آزمایش قرار بده. جالب این جا است که فاوست تمامی قطعات رو با الهام از ایده حافظه بدن ساخته. این که کل بدن قابلیت به خاطر سپردن خاطرات رو داره نه فقط مغز. Farm Fresh ملغمه‌‌ی جون‌داریه از فری‌جز، پانک، متال و موزیک پروپاگاندای شوروی. دینامیک و هیجان توی این آلبوم مثل رانندگی با دنده پنج ‌تو یه خیابون شلوغه :-)بشنُفید :&gt; بندکمپ17. Laurence Hobgood - T E S S E T E R R Aزیبا در یک کلام از گرشوین به اینور تلاش‌های زیادی شده که جز و کلاسیک خصوصا ارکسترهاشون با هم ترکیب شن. به جزء یه سری تجربه‌های محدود، خیلی از جز بازها وقتی همچین چیزی رو می‌شنون (مخصوصا حضور زهی‌ها در جز) احتمالاً  جلوی کار گارد می‌گیرن (که حق دارن). «ت‌ِ زِ ت‌ِ را» از لارنس هاب‌گود ولی تجربه موفقی از آب در اومده. هاب‌گود کوارتت زهی رو به پیانو تریوی استاندارد اضافه کرده با یه طرح مسئله ساده: آهنگای پاپی که ای کاش وجود داشتن، و روایتی جزطور از یه سری آهنگ‌های پاپ معروف! آلبوم هشت تا قطعه داره که چهار تاش اورجینال و بقیه بازتنظیم‌هایی هستن از بیتلز، استینگ، ری چارلز و کول پورتر. کاورها اما انگار با زمینه و بافت تازه‌ای از نو بازسازی شدن. در مورد «ت ز ت را» فقط یه کلمه می‌شه گفت: ز ی ب ابشنُفید :&gt; اسپاتیفای16. Jaimie Branch - FLY or DIE II bird dogs of paradiseدنباله‌ای درخور برای آلبوم سال پیش کم پیش می‌یاد موزیسینی با اولین آلبومش حسابی سر و صدا کنه و تحسین شه. تازه کم‌تر پیش میاد آلبوم دومشون به خوبی اولی در بیاد. خانم جیمی برنچ پارسال با آلبوم اولش حسابی ترکوند و نقدهای خوبی گرفت. امسال دنباله‌ای ارائه کرد تو همون سطح حتا بهتر. به لحاظ سبکی متنوع‌تر شده و حال و هوای آهنگ‌ها عصبی‌ترن. تازه خانم برنچ شروع کرده به آواز خوندن! آواز که نه بیشتر فریاد می‌زنه بر سر نژادپرستی و خشونتی که هنوز هم علیه رنگین‌پوستا تو آمریکا حاکمه. آلبوم از یه آرامش پیش از طوفان شروع می‌شه و بعد نوبت می‌رسه به زوزه‌های پر آشوب و پانک‌طور برنچ و هم‌گروهیاش. دومین سکانس از «پرواز کن یا بمیر» یه بیانیه سیاسی واضح و پر صلابته.بشنُفید :&gt; بندکمپ15. Daniel Carter, Tobias Wilner, Djibril Toure &amp; Federico Ughi - New York Unitedکهنه‌کارهای نیویورک در کنار هم دنیل کارتر نوازنده ساکسفون، فلوت، کلارینت و ترومپت از چهره‌های باسابقه صحنه جز نیویورکه. توبیاس ویلنر دانمارکی عضو گروه شوگیز / دریم‌پاپ Blue Foundationه و خودشم موزیک الکترونیک تجربی کار می‌کنه. جبرئیل توره تو گروه هیپ‌هاپ معروف Wu-Tang Clan بوده. فدریکو اوگهی هم بین درامرای فری‌جز نیویورک گُنده‌لاتی به حساب میاد. همین ترکیب به خوبی نشون می‌ده که با چه موزیکی سر و کار داریم.  خلسه‌آور و وهمناک، جذاب و وسوسه‌انگیز؛ موزیک بداهه این چهار نفر (که تو یه سشن ضبط استودیویی ساخته شده) حکم یه سفر کوتاه رو داره به قلب وحشی و آشفته‌ی نیویورک. بشنُفید :&gt; بندکمپ14. Exoterm - Exits into a Corridorجز نروژی پارسال ناامیدمون نکرد ولی خیلی هم...هوبرو لیبل محبوب و مورد علاقه‌مه. البته هم هوبرو و هم نروژی‌ها سال گذشته با وجود پرکار بودنشون اون طور که باید و شاید انتظارات رو برآورده نکردن. همونطور که از کاور آلبوم مشخصه فضایی سرد و خاکستری انتظارمون رو می‌کشه. از اون جایی که نصف مؤلف‌ها نروژی هستن به طور طبیعی باید انتظار خلق اتمسفر و فضاسازی‌های خفن رو داشته باشیم (که داریم). نلز کلاین سال‌ها گیتاریست گروه Wilco بوده پس طبیعتاً دوز راک توی این آلبوم زیاده. اصلاً چیزی که اعضای این سوپر گروه نروژی - آمریکایی رو به هم پیوند داده عشقشون به راک، جز، نویز و بداهه‌نوازیه. موزیک تنش‌زایی دارن اما خوب بلدن که کِی و چطور اون رو استادانه رها کنن. با همه صداهای ساختگی و امپلی‌فای شده، موزیکشون حس ارگانیک عجیبی داره...بشنُفید :&gt; بندکمپ13. Rymden - Reflections And Odysseysستایش یه کاردست از یه خدابیامرز کاردرستبوگه وسلتافت رو در کنار نیلز پتر مولوار آغازگر جز نوین نروژی می‌دونن. مجموعه آلبوم‌های New Conceptions of Jazz الان دیگه کارای کلاسیکی برای نیو جز به حساب میان. همزمان با بوگه و در کشور همسایه سوئد اِزبیورن سُوِنْسِن (Esbjorn Svensson) فقید با تریوی خودش E.S.T داشته به جز مدرن شمال اروپا سر و شکل می‌داده. بعد از مرگ ناگهانی سونسن اعضای باقیمونده E.S.T مشخصاً از پروژه‌های با فرمت تریوی پیانویی اجتناب می‌کردن. Rymden اما این روال رو شکست. پروژه‌ای که بوگه به همراه دو عضو باقی‌مونده E.S.T شروع کرد تا مشترکاً ادامه‌ای باشه بر میراث جز نوردیک / اسکاندیناویک. «جز اروپایی به عنوان فرمی از هنر با هویتی مستقل» یکی از فلسفه‌های اصلی بوگه و سونسن در کارهاشون بوده. جالبه که بوگه این آلبوم رو اولین اثرش در فرمت یه «پیانو تریوی جدی» می‌دونه. سخته آدم جلوی خودش رو بگیره و Rymden رو با E.S.T مقایسه نکنه. وسلتافت و سونسن موزیسین‌هایی بودن که تو دو مدار متفاوت اما حول یه سیاره مشترک می‌چرخیدن و Rymden هم اینو بازتاب می‌ده.بشنُفید :&gt; بندکمپ12. Ronin Arkestra - First Meetingهمین که بگیم ژاپنی هستن کافی نیست؟!  رونین آرکسترا سوپر گروهیه که دی‌جی و تهیه‌کننده ژاپنی - نیوزیلندی Mark de Clive-Lowe شکل داده. قصه‌ش به سال ۲۰۱۷ بر می‌گرده وقتی که مایک تصمیم می‌گیره در نیمه ژاپنی هویت خودش کنکاش کنه و بیشتر بشناسه. به خاطر همین به ژاپن سفر می‌کنه و با چند تا از خلاق‌ترین موزیسین‌های صحنه جز و البته الکترونیک ژاپن آشنا می‌شه. «اولین دیدار» آلبومکیه با چهار تا آهنگ که هر کدوم ارجاعات خاص خودشون رو به ژاپن معاصر دارن. مثلاً Stranger Searching اشاره به یوکای‌ها و افسانه‌های محلی ژاپنی در مورد اونا داره. Redeye Reprisal بر مبنای انیمه سامورائی شامپلو ساخته شده. پریلود جاده ابریشم پر از ملودی‌های ژاپنیه. قطعه آخر هم که یه کاور نونواره از استاندارد معروف جان کولترین یعنی A Love Supereme. استفاده از ریتم هیپ‌هاپ طور و داب‌های ترن‌تیبل، افکت‌های صوتی و یه لاین پیانوی گرووی (groovy) نماینده خوبیه برای بازیگوشی و جسارت این آدم‌های خلاق.بشنُفید :&gt; بندکمپ11. Chris Lightcap - SuperBigmouthسایکدلیک جز راک! لیدرهای زیادی هستن که بیشتر از یه بند رو می‌گردونن. آقوی کریس لایت‌ْکَپ هم دو تا گروه داره به اسم Bigmouth و Superte. سال ۲۰۱۷ در جریان یه تور این ایده به سرش می‌زنه که آهنگی رو برای هر دو تا بندش تصنیف کنه. امتحانش می‌کنه و جواب می‌گیره و از همین جا است که داستان آلبوم Superbigmouth شکل می‌گیره. دو تا درامر، دو تا گیتاریست، دو تا ساکس آلتو، یه کیبورد و خود کریس هم که با بیس در خدمته گروه جدیده. درسته که موزیک کم‌سکوت و پُرچگالی می‌شنویم اما این سازبندی شلوغ نیست که جلب توجه می‌کنه. در واقع خیلی از این دوتایی‌ها خصوصاً درامرها بیشتر با هم سینکن تا اینکه دوگانه الگو - ضد الگو رو شکل بدن. در مورد گیتار‌ها هم اون کیفیت اسپکترالی که با آورتُن‌های متمایزشون ایجاد می‌کنن بیشتر براش ملاک بوده تا ساخت یه بافت عمودی و ... سوپربیگ‌ماوت یه فیوژن جانانه است از سایکدلیک راک، سرف ساحل شرقی و جز. لایت‌کپ هم تو آهنگسازی و بداهه‌نوازی پیروی فلسفه هارمُلودیک اورنت کُلمن هستن.  فلسفه‌ای که وزن یکسان و برابری برای همه جنبه‌های موزیک (ملودی، هارمونی، ریتم، زمان‌بندی و ...) قائله. با وجود سنتز بی‌پایانی از ژانرها و فرهنگ‌های دیگه، Superbigmouth کار منسجم و سر راستیه.بشنُفید :&gt; بندکمپ10. Maurice Louca – Elephantineوقتی یه موزیسین الکترونیک مصری کاری می‌کنه که برگات می‌ریزه!اولین کاری که از موریس لوکا شنیدم یه آلبومک تو سبک و سیاق الکترو - هاوس بود. اون روزا مصر خیلی هم حال و هوای خوبی نداشت هر چند که بعد از بهار عربی، صحنه موزیک مستقل قاهره جون تازه‌ای به خودش گرفت. امسال وقتی دوباره اسم موریس لوکا به گوشم خورد اولش خیلی راغب نبودم به شنیدن کارش. بالاخره اما شنیدم و فهمیدم نزدیک بود مرتکب چه اشتباه بزرگی بشم! تو این آلبوم لوکا چرخش عجیب غریبی از الکترو به فری‌جز داشته و با ۱۲ تا موزیسین مختلف همکاری کرده. این آلبوم با همون اولین قطعه‌اش - که یه جور نسخه مصری شده از کارهای درخشان و غیر نویزی Sun Ra است - حسابی دلبری و دلربایی می‌کنه. این سفر اما با گذر از سرزمین‌های متنوع و گونه‌گونی ادامه پیدا می‌کنه. خیلی گشتم تا نکته‌ای منفی توش پیدا کنم. تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که ای کاش لوکا و رفقاش قطعات بیشتری رو برای این آلبوم می‌ساختن...بشنُفید :&gt; بندکمپ9. Minua – Still Lightگرما در سرما، سرما در گرمااولین بار که Still Light رو شنیدم نسبت بهش گارد داشتم. یه چیزی توی ذوق می‌زد اما مسئله فقط زمان بود. از اون دست کارهاس که باید بهش فرصت بدی. چیزی که ترغیبم کرد تا کار رو بشنوم سازبندی گروه بود. دو تا گیتار الکتریک و یه کلارینت باس. گیتارها علاقه زیادی به این که خودشون رو نسبت به هم متمایز کنن ندارن و اتفاقاً برعکس مثل یه موجودیت واحد صدا می‌دن. سرمای گیتار‌ها در کنار گرمای کلارینت باس همون تضادیه که می‌تونه یه کم توی ذوق بزنه اما در نهایت تعلیق زیبای مینوئا ورق رو بر می‌گردونه. اگه پست‌راک دوست دارین به احتمال زیاد از این کار خوشتون میاد. گیتاریست‌ها بیشتر تو نخ ساخت بافت (texture) و آرپژ هستن تا اجرای ملودی. تو چند تا آهنگ از تکنیک‌های رایج در پست‌راک مثل ترمولو پیکینگ زیاد استفاده می‌کنن. همه چی در موزیک مینوئا با تامل و بدون عجله جلو می‌ره، یهو به خودت میای و می‌بینی که تو موزیکشون غرق شدی. دومین آلبوم مینوئا تعادلی از نوفه‌بافی، فضاسازی و روایت‌گونگی رو در خودش داره. مثل وقتی که تنهایی بالای کوهی هستی که ابرها زیر پاتن...بشنُفید :&gt; بندکمپ8. Max Andrzejewski&#x27;s HÜTTE - Hütte &amp; Guests Play the Music of Robert Wyattستایشی در خور از پیرمرد دوست‌داشتنی پراگرسیو راک  مکس آندْرِژِوْسکی، از اون موزیسین‌های عجیب و غریبه که تو سبک‌های مختلفی کار کرده. مکس و گروهش HÜTTE رفتن سراغ تجلیل از پیرمرد دوست‌داشتنی موسیقی پراگرسیو و جز یعنی آقای رابرت ویات که چند سال پیش خودش رو بازنشست کرد. من با موزیک پراگرسیو میونه خوبی ندارم اما رابرت ویات رو دوست دارم مخصوصا کارهای سولوش رو که بیشتر جزن تا پراگرسیو. مکس و رفقاش، هم توی انتخاب آهنگ‌ها و هم تو کاوریدن آهنگ‌ها واقعا گل کاشتن و ستایش درخوری از ویات کردن. به هر حال وقتی یه درامر از یه درامر دیگه تقدیر می‌کنه باید شنیدنی باشه. خود ویات درباره این آلبوم گفته:این پروژه به من احساس زنده بودن داد ، چون می‌دونم این نوازنده‌های جوان و درخشان واسه لحظاتی به دنبال راه من بودند ... اونا قدردانی عمیق من رو به همراه دارن.بشنُفید :&gt; بندکمپ7&amp;6. Shahbaz Hussain, Helen Anahita Wilson – Diwan+ Rajna Swaminathan - Of Agency and Abstractionدو رویکرد متفاوت و دلچسب در ترکیب موسیقی کلاسیک هند (راگا) با جزامسال دو تا آلبوم خیلی خوب شنیدم که موسیقی راگای هندی رو با جز ترکیب کرده بودن و تصمیم گرفتم که هر دوشون رو به طور مشترک معرفی کنم. آلبوم اول، «دیوان»، نتیجه همنوازی پیانیست انگلیسی هلن آناهیتا ویلسون با نوازنده طبلا شهباز حسینه. دومی هم از خانم راجنا سوامیناتان، مری‌دانگام نواز تحسین شده اهل جنوب هند. بد نیست بدونید که خانم ویلسون ریتم‌های پنجابی شهباز رو بیشتر با ملودی‌های ایرانی همراه کرده تا هندی! «دیوان» چیزی بین جز و مدرن کلاسیکال مینی‌مال قرار می‌گیره و یکی از دلنشین‌ترین کارهایی بود که تو ۲۰۱۹ شنیدم. دُز راگای هندی و البته موزیک جز اما تو کار راجنا و رفقاش خیلی بیشتره و یه جور جز فیوژنه. حمید السفر، با ترومپت‌نوازیش نقبی می‌زنه به مقام‌های عراقی که به گوش ما خیلی آشنا است. این اولین آلبوم خانم سوامیناتانه، شاید توی کامپوزیشن خیلی پخته نباشه اما قطعا باید بیاد زیر رادارهامون.بشنُفید :&gt; بندکمپ دیوان | راجنا5. Radament – Dueرویکرد مینی‌مالیستیک و ایندی‌راک‌طور به موزیک جز از دوئت اسپانیایی - ایتالیاییدومین آلبوم دوئت آلترناتیو جز مستقر در بارسلون از همون اولین میزان اولین آهنگش، تو رو حسابی با خودش درگیر (engage) می‌کنه. چیزی که از پیانوی خوانژو فرناندز (Juanjo Fernández) می‌شنویم جمله‌بندی‌های کلاسیکه که توی هارمونی جز به هم پیوند می‌خورن. درام‌نوازی جورجیو منوسی (Giorgio Fausto Menossi) و گرووهایی که این دو تا با هم درست می‌کنن در کنار تکرار و رویکرد مینی‌مالیستی جفتشون موزیک رادامنت رو بیش‌تر از هر چیزی به آلترناتیو راک نزدیک می‌کنه! در مُدها و مودها و تونالیته‌های مختلفی می‌نوازن ولی تونستن تعادل خوبی بین واریته و تکرار درست کنن. معمولاً این طور آلبوم‌ها استعداد زیادی دارن که گوش دادن بهشون بعد از سه چهار تا ترک یکنواخت و خسته‌کننده بشه اما خیالتون از بابت Due راحت. این دو تا کارشون رو خوب بلدن.بشنُفید :&gt; بندکمپ4. Hiromi – Spectrumباز هم یه ژاپنی دوست داشتنی دیگه :) هم عنوان آلبوم، اسپکتروم و هم عنوان ترک اول، کالئیدوسکوپ نماینده‌های خوبی برای توصیف ویژگی‌های موزیک هیرومی پیانیست ژاپنی هستن. هیرومی از طیف متنوعی از تکنیک، دینامیک و فیگورهای ریتمیک و ملودیک در کارهاش استفاده می‌کنه. با وجودی که آلبوم تکنوازی پیانوئه اما هیرومی درست مثل نگاه کردن از دریچه یه کالئیدوسکوپ، تقارنی سه‌بُعدی و رنگین کمونی از رنگ‌ها و اشکال متنوع رو در آهنگاش شکل می‌ده و می‌غلطونه. تو این آلبوم ارادتی هم به بیتلز، چارلی چاپلین و جورج گرشوین ابراز می‌کنه. هیروما می‌گه:به عنوان یه پیانیست ساخت یه آلبوم سولو، مثل لخت شدن می‌مونه. جایی برای قایم شدن نداری. ساز دیگه‌ای هم نیست که خودت رو پشتش بپوشونی. خیلی چالش برانگیزه اما بهترین فرصته برای تماماُ لذت بردن از این ساز... باید مثل یه درامر باشم، باید مثل یه بیسیست باشم، مثل یه گیتاریست و ... در حالی که فقط یه ساز دارم و اونم پیانوئه.این ژاپنی خوش‌تکنیک با هر کدوم از انگشتای دستش مثل یه نوازنده ارکستر برخورد می‌کنه!بشنُفید :&gt; اسپاتیفای3. Miho Hazama - Dancer In Nowhereرقاصی در ناکجا آباد نسخه‌ای معاصر از موزیک بیگ‌بندبیش از شش دهه است که از دوران اوج موسیقی بیگ‌بند فاصله گرفتیم. عوامل مختلفی هم دست به دست هم دادن که نوشتن و اجرای موزیک برای آنسامبل‌های بزرگ رو کمتر عملیاتی می‌کنه. با این حال این روزا کسایی پیدا می‌شن که با ایده‌های خلاقانه‌ای رو چاشنی این نوع موزیک می‌کنن. میهو هازاما به عنوان یه آهنگساز و رهبر آنسامبل خیلی درست و به موقع به سکشن‌ها و تکنوازهای گروهش (m_Unit) اجازه درخشش می‌ده. نوازنده‌های گروهش انصافاً خیلی تمیز ساز می‌زنن. دولوپمان و انتقال از یه بخش به بخش دیگه توی آهنگاش خیلی نرم، ظریف و استادانه است. فرم رو می‌شکونه اما نه طوری که مثل منجنیق پرتاب شی بیرون. انصافا باید بگیم که هازاما نفس تازه‌ای به موزیک بیگ‌بند معاصر دمیده.بشنُفید :&gt; بندکمپ2. Bremer/McCoy – Utopiaجایی بین اتوپیا و دیستوپیا؛ ولی هر چی هست دوست نداری ترکش کنی...چهارمین آلبوم این دوئت دانمارکی در حالی شکل گرفت که McCoy درگیر طلاقش بوده و برمر هم در سوگ خواهرش. پس طبیعیه که اتوپیا، موزیک متن خوبی باشه برای روزایی که حال و هوای دلت ابریه. اما همونطور که یونگین‌ها افسردگی رو در حکم دعوت طلایی به سمت «خویش - Self» می‌دونن، اتوپیا هم عاریه از هر جور اشک و آه و (چُس)ناله و غرغر. اتویپا دعوتیه به پذیرش و صبر و تعمق در هر دو نیمه تاریک و روشن زندگی. یه جور امید داشتن بدون خوش‌بین بودن. جزی که خیلی هم جز نیست چرا که حس متعارفی از بداهه‌نوازی رو نمی‌ده. عمدتا تعاملِ ملودیک کمی بین بیس‌لاین‌های برمر با پیانو و ملوترون مک‌کوی می‌شنوی. به جاش برمر زمینه و فضای تنفس رو برای مک‌کوی فراهم می‌کنه. اتوپیا حال و هوای امبینتی هم داره اما مؤلفاش با جمله‌پردازی‌های کوتاه اما پر مایه‌شون اجازه نمی‌دن تا موزیک چیز کش‌دار و بی‌فرمی در بیاد و بره توی بک‌گراند. برعکس اتوپیا، توجه رو جلب و شما رو حسابی درگیر خودش می‌کنه و فضایی می‌سازه که راحت نمی‌شه ازش دل کند و خارج شد.بشنُفید :&gt; بندکمپ1. The Comet Is Coming - Trust In The Life Force Of The Deep Mysteryمراقب باشید چون این آلبوم می‌تونه یه کرم گوش‌خوار باشه!کرم گوش‌خوار سال ۲۰۱۹ برای من. بعضیا می‌گن کارای شاباکا هاچینز امتداد قرن بیست و یکمی آثاره سان‌را و آلیس کولترین‌ه. هر چند که تقلیلش هم به صرفاً یه ادامه‌دهنده جز کیهانی سان‌را و کولترین یه کمی غیر منصفانه است. شاباکا و رفقاش، دیگه تونستن خودشون رو نسبت به بقیه متمایز کنن. درست مثل آلبوم سال پیش کاماسی واشنگتن، مهم نیست که طرفدار موسیقی جز هستین یا نه، شک نکنید که می‌تونید از این آلبوم حض شنیداری رو ببرین (مخصوصا اگه سبکه‌های grime و jungle رو دست دارین). چیزی که گروه ساخته یه موزیک فیوچرستیکه اما با رنگ‌بندی وینتیج، یه دیستوپیای از نوع پرتقال کوکی و آکیرا که توش امید به تغییر هم هست و خبری از فن‌سرویس‌های مزخرف هالیوود - بالیوود نیست. قراره که همه توهمات شکسته شن اونم با موزیکی که آروم آروم از دل یه راز عمیق شکل می‌گیره و میاد بیرون. اونطور که اعضای گروه خودشون می‌گن موزیکشون ستایش‌نامه‌ای برای آشوب و هرج و مرج. جالبه که شماره ۱ این لیست به نسبت آلبومای دیگه کمتر جز به حساب میاد :))بشنُفید :&gt; بندکمپاینم از پیشنهادهای جزی ماموزیک خوب بشنُفیم و موزیکای خوب رو به هم معرفی کنیم ;-) </description>
                <category>سینچ</category>
                <author>سینچ</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 23:58:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>