<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سیامک حجازی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@siyamakhejazi</link>
        <description>https://zil.ink/siyamakhejazi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 00:34:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2989/avatar/SIEY4S.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سیامک حجازی</title>
            <link>https://virgool.io/@siyamakhejazi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ابهام بزرگ رمزارزها</title>
                <link>https://virgool.io/@siyamakhejazi/%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-gjm2erlweskm</link>
                <description>من همیشه برای بیشتر تحلیل هایم سعی می کنم کمی از جزییات فاصله بگیرم و از بالاتر به موضوع نگاه دوباره ای داشته باشم. در این مطلب هم سعی می کنم فارغ از جزییات و از دید کلان، در مورد ابهامی که در رمزارزها می بینم توضیحاتی ارایه کنم.من یک ابهام بزرگی در رمزارزها می بینم.در زمان های قدیم رفع نیازهای بشر مبتنی بر معامله پایاپای بود. یک شخصی ماهی داشت و شخص دیگری گندم. شخص اول کمی از ماهی هایش رو می داد تا بتواند بجای آن گندم بگیرد و مصرف بکند.به تدریج با بزرگتر شدن جوامع، حمل و نقل و جابجایی کالا سخت شد. کالاهایی مثل ماهی زود فاسد می شد و شخص نمی توانست به صورت مداوم برای رفع نیازهایش، کالا رو با خودش به صورت فیزیکی جابجا کنه. در این وضعیت ، اشخاص دیگری آمدند و به کسانی که ماهی و گندم داشتند پیشنهاد دادند که ماهی و گندم آنها را نگهداری کنند و در عوض برگه ای معتبر بدهند تا اشخاص بجای دادن ماهی یا گندم، اون گواهی معتبر رو به طرف مقابل بدهند و شخص دارنده برگه بتواند با ارائه اون برگه که بعدا اسمش را پول گذاشتند، ماهی یا گندم رو از اون موسسات که بعدا اسمش را بانک گذاشتند طلب کنند. این بانک ها و پول ها را دولت ها و سیستم و قدرت برقراری نظمی که داشتند تضمین می کرد و به آنها اعتبار می داد و اشخاص بر اساس همین تضمین، نگرانی از دریافت اون پول ها بجای کالا نداشتند چون تضمین شده بود که هر وقت اراده کنند می توانند پول را به بانک داده و ماهی یا گندم شان را بگیرند. بعدا بجای این ماهی ها و گندم ها ، طلا به عنوان پشتوانه چاپ اون اوراق یا همان پول، قرار داده شد. به تدریج اشخاص دارنده این پول ها با تثبیت اطمینان، دیگر نیازی به مراجعه مداوم برای تعویض پول با کالای فیزیکی را ندیدند و لذا پول در دست اشخاص بدون طلب کالا، گردش پیدا کرد.من در این موارد،کتاب دید اقتصادی انتشارات آریاناقلم را مطالعه کرده ام.این توضیح مختصر نشان می دهد که پول به تنهایی ارزشی نداشته و ارزش و اعتبار آن به ماهی ها و گندم ها و طلایی که در بانک به ازای آنها ذخیره شده بستگی دارد. یعنی پولی که چاپ شده بایستی متصل به یک کالا و دارایی که با زحمت و فعالیت تحصیل شده و در بانک ذخیره شده است، باشد.با بزرگتر شدن جوامع، بانک ها با زیرکی و پنهان کاری هایی که انجام می دادند، خودشان پول جدید چاپ می کردند بدون اینکه در قبال اون پول های جدید، ماهی یا گندم و یا طلا ذخیره کرده باشند. مردم هم به دلیل بزرگ شدن و پیچیده شدن جوامع از این اتفاقات خبری نداشتند. این پول های بدون پشتوانه، هیچ ارزشی نداشتند و باعث شدند حجم پول بسیار بیشتر از اون طلاهای ذخیره شده در بانک ها (ماهی ها و گندم ها) شوند و لذا قدرت و تقاضای موجود در جامعه بیشتر از مقدار ماهی ها و گندم ها شد. در این وضعیت ماهی ها و گندم ها به ارزش بسیار بیشتر از ارزش واقعی شان معامله شدند. تقاضا بیشتر از عرضه بود و باعث افزایش قیمت شد. برنده این شرایط بانک ها و صاحبان آنها بودند.رمز ارزها هم همان پول یا یک وسیله مبادله هستند چرا که با استفاده از آنها می توان کالایی خرید. سوال و ابهام اصلی این است که چه کسی فلان رمزارز را بوجود آورده یا در واقع چاپ کرده؟ آیا در قبال انتشار آن، ماهی یا گندمی یا طلایی در بانک یا در هر محل مورد اعتماد دیگری ذخیره کرده؟ در واقع شخص خالق اون رمزارز، بابت هر واحد رمزارزی که دارد بایستی قبلا زحمت و فعالیت و دارایی داشته باشد که آن رمزارز را جایگزین آن دارایی کند.رمزارزها توسط یک برنامه نویس کدنویسی و تولید می شود. ابهام اصلی رمزارزها در اینجاست. هر کسی که تخصصی در برنامه نویسی داشته باشد می تواند رمزارز ایجاد کند و در واقع پول جدید چاپ کند. هرچند استانداردهای امنیتی این رمزارزها از جهت تکنولوژی بکار رفته در آن، اطمینان از انتقال امن آن از یک شخص به شخص دیگر و غیر قابل رهگیری بودن، قابل احترام هست ولی باید در نظر داشته باشیم که بابت تولید این رمزارزها در ابتدای ایجاد آن، هیچ نوع دارایی، پشتوانه قرار داده نشده است. هر وسیله معامله ای، مثل پول یا یک رمزارز، ارزش خودش را از دارایی که پشتوانه اون قرار داده شده می گیرد. از این دیدگاه:رمز ارزها از نظر اینجانب هیچ ارزش ذاتی ندارند و یا حداقل ارزش ذاتی تبلیغ شده برای آن، ساختگی ست.به نظر میاد تولیدکنندگان این رمزارزها ، دارایی های با ارزش سایر اشخاص را که برای آن زحمت کشیده اند از دستشان می گیرند و بجای آن این رمزارز را می دهند که همانند یک گوی بسیار داغ هست و هرچقدر زیاد و ادامه دار در دست تان نگه دارید بیشتر به نقطه سوختن دست هایتان نزدیک می شوید و بله درست است که می توانید در دست به دست کردن این گوی داغ شما هم سودی ببرید. طبق این تحلیل:1 - رمزارز نقشی در افزایش تولید و فعالیت تولیدی ندارد و یکی از دلایل بالا رفتن نقدینگی و تورم در دنیا خواهد بود2 - آخرین نفری که این گوی در دست او خواهد ماند به قیمت زندگی اش تمام خواهد شد.به هر حال اقتصاد دنیا بر پایه اطمینانی که از برقراری نظام ها و حکومت ها به دست می آید و همچنین، قدرت نظامی که آنها در سایه آن به دست آورده اند کار می کنه و فعلا بدون آن سیستم، نحوه برقراری نظم متصور نیست.</description>
                <category>سیامک حجازی</category>
                <author>سیامک حجازی</author>
                <pubDate>Sat, 22 May 2021 09:34:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مسیر شانس ...</title>
                <link>https://virgool.io/@siyamakhejazi/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-y6p1lmgvjww6</link>
                <description>دوستان احتمالا همه شما کتاب “قوی سیاه” نسیم نیکلاس طالب را مطالعه کرده اید.این کتاب به طور کلی درباره نقش توانایی های بشر در پیش بینی اتفاقات و در مقابل آن نقش شانس در بروز اتفاقات در جهان، صحبت می کنه و در مورد انجام ریسک با مبنا قرار دادن این موارد، بحث می کنه. نظر این کتاب این هست که همه اتفاقات مهم و تاثیرگذار در جهان تصادفی رخ می دهند و بشر نتوانسته هیچ یک از این اتفاقات مهم را پیش بینی کنه. مثل جنگ های جهانی، گسترش بیماری ها و غیره. البته در مورد اتفاقاتی با تاثیرگذاری بزرگ این نظر رو داره. ایده این کتاب خیلی در زندگی و افکارم تاثیرگذار بوده . امروز صبح، سایت ترجمان (tarjomaan@) یک مقاله صوتی بسیار بسیار عالی فرستاد در اکانت اینستاگرام ش با موضوع: “اگر خیلی باهوشی، پس چرا پولدار نیستی، شاید همه اش شانس باشد” ، که من رو یاد اون کتاب انداخت. توصیه می کنم گوش کنید حتما. مخصوصا اواخر مقاله خیلی جالبه. لینک صوت مقاله رو در ادامه می فرستم. https://anchor.fm/tarjomaan/episodes/ep-eu6kke/a-a552i4u ? من امروز با استفاده از ایده این کتاب و این مقاله نظری دارم و اون اینه که به نظر میاد ایده خوبی باشه که ما خودمون رو در سرمایه گذاری و یا اصلا در کل زندگی در مسیر این اتفاقات بزرگ قرار بدیم. برای ما هم احتمالا اتفاق غیر منتظره مثبتی اتفاق بیوفته. تلاش و دانش را کنار نگذاریم ولی به قول معروف:? شانس مان را هم امتحان کنیم.میزان و نحوه ریسک کردن را با این روش بازتعریف کنیم. من امروز می خواهم در سرمایه گذاری در بورس هم این ایده را در نظر بگیرم.?بخش پایانی مقاله صوتی بالا هم جالبه. اینکه محققان در آزمایش علمی شان به این نتیجه رسیده اند که توزیع مساوی ثروت بین اشخاص، خیلی بیشتر از توزیع تصادفی و یا توزیع بر اساس سابقه موفقیت شان، دارای نتایج مثبتی بوده. من از این بخش این برداشت رو داشتم که بر اساس این تحقیقات، تلاش برای توزیع دستی ثروت به صورت مساوی، خیلی بهتر از سپردن آن به دست اتفاقات تصادفی هست که در بهترین حالت طبق اصل 80 - 20 انجام میشه. یعنی اگر توزیع ثروت را به دست تصادف بسپاریم و یا آن را بر اساس سابقه تلاش و  موفقیت افراد توزیع کنیم، 20% افراد، صاحب 80% ثروت خواهند بود. یعنی وضعیت فعلی دنیا. البته این پاراگراف آخر، ابراز برداشت شخصی بنده بود و فعلا به معنای پذیرش یا رد از طرف من نیست.نظر شما چیه؟ ⏳</description>
                <category>سیامک حجازی</category>
                <author>سیامک حجازی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 14:32:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب هایی می خوانم که همه می خوانند!</title>
                <link>https://virgool.io/@siyamakhejazi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-q9wywnl80hnd</link>
                <description>امروز من مشکل بزرگی با کتاب خواندن پیدا کرده ام.مشکل من این است که کتاب هایی را می خوانم که همه می خوانند!به لطف سیستم امروزی معرفی و نشر کتاب در کل دنیا، افکار و ایده های همه ما داره مشابه هم میشه چرا که به طور کلی همه داریم کتاب های مشابهی رو مطالعه می کنیم. کتاب هایی که چاپ و منتشر شده و رتبه بالایی در میزان فروش در دنیا پیدا کرده اند، بیشتر و بیشتر معرفی می شوند و ما به طور دائم کتاب هایی که چنین خصوصیاتی دارند را می خریم. نویسنده هایی که شانس (به قول نسیم نیکلاس طالب در کتاب قوی سیاه) بیشتری در چاپ کتاب های خودشان در نشریات پیدا کرده اند، شانس دوباره برای انتشار کتاب های بعدی شان پیدا می کنند و افکار ما با مطالعه بیشتر آن کتاب ها، بیشتر به افکار این نویسنده ها نزدیک میشه. امروز ما شبیه نویسنده ها و انتشاراتی با تیراژ بالای چاپ می شویم و این اصلا خوب نیست به نظر من. در واقع رسانه ها چنین کتاب هایی رو معرفی می کنن و تناقض اینجاست که ما کل کتاب های دنیا را که نمی توانیم بخوانیم و باید انتخاب کنیم و از طرف دیگر به غیر از آن رسانه ها هم مرجعی نداریم برای انتخاب کتاب. جالب اینجاست که حتی اگر شما بخواهید کتاب هایی متفاوت و به غیر از آنچه در اینترنت و یا انتشارات معرفی می شوند را مطالعه کنید موفق نخواهید شد. چرا؟ چون اصلا چاپ نمی شوند!در واقع ایراد کار اینجاست که من نمی خواهم مثل سایرین باشم و دوست دارم افکار و عقاید متفاوتی داشته باشم ولی نمی توانم. درست است که هر کسی با مطالعه یک کتاب می تواند برداشت خاص خود را داشته باشد ولی جهت و مسیر کلی مهم هست. همین مواجه شدن عموم مردم با یک کتاب مشابه می تواند ایشان را به مسیر خاصی (هر چند با کمی انحراف که تاثیر گذار هم نیست) سوق دهد.همیشه فکر می کنم من با مطالعه فلان کتاب کار مهمی انجام نداده ام. مفاهیم و مطالب آن کتاب را همه کتابخوان های دیگر به غیر از من خوانده اند. من و همه، تمام مفاهیم کتاب را می دانیم و همه مثل هم شده ایم. انتشارت و رسانه ها دست هر کسی باشد ما داریم به سمت تصمیمات و افکار ایشان هدایت می شویم و اینکار را با مطالعه هرچه بیشتر کتاب های معروف و با محتوای غنی، بیشتر و بیشتر پی می گیریم! جالب نیست؟به این فکر می کنم که کسانی که کتاب نمی خوانند با کتاب خوان ها چه فرقی دارند؟ اصلا آیا امکان انتخاب در این دنیا وجود دارد؟!</description>
                <category>سیامک حجازی</category>
                <author>سیامک حجازی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 09:08:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب صوتی، چاپی یا دیجیتالی، روش من©</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%86%C2%A9-ritg67np7q9w</link>
                <description>در این دنیای پیچیده و شلوغ، انتخاب روش ساده ای برای زندگی کردن مخصوصا برای یک آدم درون گرا ? کار بسیار دشواری شده. همیشه ساده کردن و نظم دادن به کارها یکی از اولویت های من بوده. نه تنها اولویت، بلکه یک ضرورت بوده. در غیر این صورت، امکان درک و پیش بردن کارها با کیفیت بالا برای من مقدور نیست. در بی نظمی (نه صرفا در بی نظمی فیزیکی، آنطور که ممکن است شما در وهله اول فکرتان به آن معطوف بشود، بلکه در بی نظمی فکری و ذهنی و روش های انجام کار هم) کارایی من نزدیک صفر میشه. بگذریم. شاید بهتره در ارتباط با درون گرا بودنم یک پست جداگانه ای بنویسم.در مورد انتخاب و مطالعه کتاب هم همینطور هست. بالاخره بعد از مدتی بررسی و تجربه، یک روش و یک استراتژی برای خودم در این ارتباط تنظیم کردم که فکر می کنم مناسب هست و شاید راهنمای مفیدی برای کسانی باشه که بخواهند یک روش منسجمی در کتاب خوانی داشته باشند هرچند اصلا درون گرا هم نباشند.روش انتخابی خودم رو به طور خلاصه در باکس زیر آورده ام. در ادامه، در مورد هریک صحبت می کنم و دلایل خودم رو میگم.? داستانیاستفاده از کتاب های صوتی وب سایت نوار? غیر داستانیبرای کتاب های با کیفیت چاپ بالا، استفاده از کتاب های چاپی، اولویت اول کتاب های انتشارات آریاناقلمبرای کتاب های با کیفیت چاپ پایین یا غیر قابل دسترسی فیزیکی، استفاده از کتاب های الکترونیکی وب سایت طاقچه? انتخاب کتاباستفاده از وب سایت کافه بوکاستفاده از پادکست بی پلاسمهم ترین موضوعات انتخابی من برای کتاب های غیر داستانی، فلسفه، روانشناسی، تاریخ و منابع انسانی هست. شاید این طبقه بندی فردا تغییر کنه همانطور که قبلا کتاب های موفقیت رو بیشتر مطالعه می کردم و امروز خیلی کمتر شده، ولی فعلا همینه.داستانیاستفاده از کتاب های صوتی وب سایت نواربرای مطالعه کتاب های داستانی و رمان، از کتاب صوتی استفاده می کنم. من کتاب صوتی رو در اتومبیل و هنگام رانندگی گوش می کنم. در این حالت زمان تلف شده من در اتومبیل مورد استفاده قرار می گیره و مشکلات شایع حین رانندگی هم به حاشیه میره. همچنین طی تجربیاتی که داشته ام کتاب صوتی، تجسم صحنه ها رو خیلی خوب امکان پذیر می کنه. قرار گرفتن در مسیر داستان در کتاب صوتی، خیلی راحت تره و به همین جهت برای کتاب های داستانی خیلی مفید واقع میشه. ضمنا کتاب های داستانی و رمان ها، اغلب، چند جلدی و یا حجیم هستند و همین عامل، دلیل مناسب دیگه ای برای استفاده از نسخه شنیداری اونها هست. هزینه هم که جای خود دارد. هزینه خرید کتاب های صوتی همیشه کمتر از کتاب های چاپی است.در کتاب های غیر داستانی شما در بیشتر مواقع نیاز پیدا می کنید مدام به عقب برگردید و برخی مطالب رو دوباره بخونید و این مسئله در موقع گوش دادن به کتاب صوتی کار رو سخت می کنه. کتاب های غیر داستانی نیاز به فکر کردن و تمرکز زیادتر دارند. مدام باید توقف کنم و فکر کنم ولی در کتاب های داستانی خیلی نیاز به این کار نیست و من فقط کتاب رو پخش می کنم و گوش میدم و در مسیر کلی داستان قرار می گیرم.حالا چرا سایت نوار؟ به دلیل اینکه سایت نوار، به صورت تخصصی، فقط در مورد انتشار کتاب صوتی کار می کنه. نرخ های اشتراک سایت نوار هم به صرفه تر بود برای من. البته این وحی نیست و من بسته به شرایط، منبع کتاب ها رو عوض می کنم ولی فعلا مدت تقریبا زیادی هست که این شرایط برقرار هست. داشتن اپلیکیشن برای گوشی همراه و همچنین طراحی خوب وب سایت هم برای من خیلی مهم بود که این شرایط در سایت نوار دیده میشه.غیر داستانی برای کتاب های با کیفیت چاپ بالا، استفاده از کتاب های چاپی، اولویت اول کتاب های انتشارات آریاناقلمهمانطور که گفتم من در کتاب های غیر داستانی، از موضوعات فلسفه، روانشناسی، تاریخ و منابع انسانی مطالعه می کنم. من از در دست گرفتن کتاب های چاپی لذت می برم. البته به شرط اینکه کیفیت مناسبی داشته باشند. نمی توانم تصور کنم که یک کتاب صوتی غیر داستانی بتواند جای یک کتاب چاپی با چاپ با کیفیت و طراحی خوب را بگیرد. اینجا دیگه هزینه برای من اصلا مهم نیست و اولویتی ندارد.کتاب های انتشارات آریاناقلم این مشخصات را دارد. محصولات این انتشارات برای من مثل محصولات اپل هست. (من عقیده دارم اپل برای درون گراها به وجود آمده ?) و من تقریبا تمام کتاب های این انتشارات رو می خرم و مطالعه می کنم. این انتشارات حساسیت بالایی در انتخاب موضوعات، مترجم، کیفیت کاغذ و تایپ و طراحی کتاب دارد که من در داخل ایران به غیر از ایشان در انتشارات دیگری فعلا ندیده ام. اگر شما می شناسید لطفا در نظرات بفرمایید. زیاد به حرف بعضی ها که میگن مهم نیست که کتاب رو برای خودتان داشته باشید توجهی نمی کنم و دوست دارم کتاب های مورد مطالعه خودم، مال خودم باشه. مطالعه کتاب قرضی برای من اصلا جذابیت نداره هرچند محتوای عالی داشته باشه.غیر داستانی برای کتاب های با کیفیت چاپ پایین یا غیر قابل دسترسی، استفاده از کتاب های الکترونیکی وب سایت طاقچهاستفاده از کتاب های الکترونیکی برای من در پایین ترین اولویت قرار داره. البته وب سایت هایی مثل طاقچه و فیدیبو واقعا کار خیلی خوبی دارن انجام میدن و حضور اونها تنها به دلیل فروش کتاب نیست و اثرات مثبت زیادی دارن در جامعه می گذارند. من البته در این مورد، طاقچه رو ترجیح میدم. طراحی طاقچه، بخصوص طراحی اپلیکیشن گوشی همراهش خیلی بهتر از بقیه و بهتر از فیدیبو هست. وقتی کسی به فونت داخل اپلیکیشن، رنگها، محل قرارگیری دکمه ها و ... اهمیت میده شک نکنید که اون در کلیات و چیزهای دیگه هم به شما اهمیت میده و با خیال راحت از محصولاتش استفاده کنید. هر کسی یا هر ارائه دهنده خدماتی اگر به این چیزهای کوچک اهمیت نده، مطمئن باشید به درد شما نمی خوره هرچند یک محصول خیلی دهن پر کن هم ارائه بده. فیدیبو هم خوبه ولی طراحی گوشی همراهش اصلا خوب نیست. اخیرا هم اپلیکیشن گوشی رو آپدیت کرده که کمی بهتر شده ولی علیرغم اینکه از طریق دی جی کالا پشتیبانی میشه (که من مشتری ثابتش هستم) هنوز هم از نظر من به پای طاقچه نمی رسه.انتخاب کتاباستفاده از وب سایت کافه بوک و استفاده از پادکست بی پلاسدر کافه بوک کتاب ها معرفی و نقد می شوند. این وب سایت از نظر بروزرسانی و طراحی سایت نظر من رو جلب کرده و مطالبش رو دنبال می کنم. پادکست صوتی بی پلاس هم خلاصه کتاب منتشر میکنه. این پادکست به صورت خیلی حرفه ای خلاصه کتاب ها رو به صورت صوتی با گویندگی آقای بندری منتشر می کنه. در صفحه &quot;درباره ما&quot; در وب سایت پادکست اینطور موضوع رو توضیح داده:بی‌پلاس پادکستی فارسی است که در هر اپیزود آن، ما خلاصه‌ یک کتاب غیر داستانی را به فارسی تعریف می‌کنیم.اپیزودهای بی‌پلاس جایگزین کتاب‌خواندن نیستند. هدف ما این است، طوری از کتاب حرف بزنیم که شما علاقه‌مند به خواندنش بشوید. برای معرفی کتاب‌ها از نسخه‌ی انگلیسی استفاده می‌کنیم، اما برای ترجمه‌ی اصطلاح‌ها، هر جا به ترجمه‌ی خوب فارسی دسترسی داریم، دوباره معادل‌سازی نمی‌کنیم و از همان‌هایی که دیگران ساخته‌اند استفاده‌ می‌کنیم.این پادکست در پادکست گیرهای زیر قابل اشتراک و دریافت هست:گوگل پادکست | اپل پادکست | کست باکس | اورکست | ساوندکلاود | اسپاتیفای | استیچر | تلگرام | ناملیکاین روش من در انتخاب و مطالعه کتاب هست. لطفا شما هم صحبت کنید ببینیم نظر شما چیه. روش یا ایده شما چیه؟ خیلی ممنون.</description>
                <category>سیامک حجازی</category>
                <author>سیامک حجازی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 14:34:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>