<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدعماد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@smEmad</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:08:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/681408/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدعماد</title>
            <link>https://virgool.io/@smEmad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عملیات روانی با لشگر پوشالی</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/a-sezxhyalbqkt</link>
                <description>در اوج هیاهوهای ایران‌هراسی ترامپ برای خروج از برجام؛ کاخ سفید مدعی شد ایران بودجه ‌نظامی‌اش را با استفاده از توافق هسته‌ای افزایش داده است. وقتی نشریه واشنگتن‌پست خواهان مستنداتی درباره این ادعا شد؛ کاخ سفید آنها را به مقاله‌ای در فوربس ارجاع داد. مقاله‌ای با امضای شخصی به نام: «حشمت علوی».[1] اما حقیقت این بود که شخصی به نام «حشمت علوی» هرگز وجود خارجی نداشت و دولت آمریکا برای ادعای گزاف خود دست به دامن یک هویت جعلی شده بود.تصویرسازی از آنا پاویچ؛ مسکو تایمزبعدها اینترسپت در گزارشی نوشت «حشمت علوی یک شخص نیست، حشمت علوی یک هویت ‏ساختگی است که توسط چند نفر مدیریت می‌شود.» این هویت ساختگی تنها در فضای مجازی وجود داشت، برای تارنماهای فوربس، دیلی کالر، ‏فدرالیست و... مقاله می‌نوشت و در شبکه اجتماعی توییتر حضوری جدی داشت. او حتی در مواردی موفق به راه‌اندازی پویش‌های مجازی و موج‌های خبری در شبکه‌های اجتماعی شده بود. به گزارش اینترسپت این هویت جعلی برای عملیات تبلیغی و رسانه‌ای علیه ایران خلق شده بود و تیمی از سازمان منافقین این حساب کاربری را مدیریت می‌کردند.[2]البته «حشمت علوی» اولین هویت جعلی‌ای نبود که مورد استناد دولتمردان غربی قرار می‌گرفت و مسلما آخرین آنها نیز نخواهد بود. تعداد قابل توجهی از این هویت‌های ساختگی در فضای مجازی وجود دارد که با انتشار اخبار جعلی و تحلیل‌های مغشوش و هدف‌دار به وقت نیاز، مستندات ادعاهای غیرواقعی مقامات اروپایی و آمریکایی را فراهم می‌کنند. 6 جولای 2020 تارنمای آمریکایی دیلی‌بیست از شبکه‌ای متشکل از دست‌کم 19 هویت جعلی خبر داد که در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی با تمرکز بر مسائل غرب آسیا به فضاسازی رسانه‌ای علیه ایران، ترکیه و قطر می‌پرداختند. این شبکه تنها در سال گذشته بیش از 90 مقاله تحلیلی در 46 نشریه متفاوت نظیر نیوزمکس، واشنگتن اگزماینز، ریل کلیر مارکتز، امریکن تینکر، نشنال اینترست، جروزالم‌پست و... منتشر کردند. در اکثر این مقالات بر لزوم اتخاذ سیاست‌های سختگیرانه آمریکا بر ایران و گروه‌های مورد حمایت ایران در عراق و لبنان تأکید می‌شد.[3]اما این موارد تنها نمونه‌های انتشار اخبار جعلی و عملیات رسانه‌ای سازمان‌یافته در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی علیه ایران نبود. شبکه تلویزیونی الجزیره شهریور 1397 گزارشی از فعالیت‌های مجازی سازمان منافقین منتشر کرد. خبرنگار الجزیره در گزارش خود گفت: «مخالفان دولت تهران، با دستکاری اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، کمپینی گسترده در این فضا به راه انداخته‌اند.» اظهار نظری که مورد تأیید خبرنگار نشریه «نیو آمریکا» نیز قرار گرفت با این تفاوت که او به نقش حمایتی آمریکا در این فعالیت‌ها اشاره داشت و به خصوص انتخاب دونالد ترامپ را عامل تشدید این فعالیت‌ها ارزیابی می‌کرد: «نقطه عطف واقعی، انتخاب ترامپ بود. وقتی مشخص شد که خصومت با ایران (در دولت جدید آمریکا) بالا می‌گیرد، به ناگاه حساب‌های کاربری زیادی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد؛ حساب‌هایی متعلق به افراد بی‌نام که همگی فضای ذهنی مشابهی داشتند و با اختلافی بسیار جزئی، همگی یک خط را در نوشته‌های خود دنبال می‌کردند.» برخی اعضای جدا شده از سازمان منافقین در مصاحبه با «لیسنینگ پست» جزئیات بیشتری از این اقدامات را برای مثال در دامن زدن به آشوب‌های دی‌ماه 1396 شرح دادند: «مجموعاً چندین هزار حساب کاربری توسط هزار تا هزار و پانصد نفر از اعضای سازمان اداره می‌شود. این حساب‌ها به خوبی سازمان‌دهی شده‌اند و مدیران‌شان، دستورالعمل‌های مشخصی برای آنچه باید انجام دهند دریافت می‌کنند.»[4]مواردی از این دست باز هم وجود دارد. پروژه «ایران دیس‌ابنفو»(Iran Disinfo) نامی آشنا برای فعالان فضای مجازی در ایران است. پروژه‌ای که تحت حمایت مالی وزارت خارجه آمریکا و با هدف عملیات تبلیغی علیه ایران(با محوریت شبکه‌های اجتماعی) طراحی و راه‌اندازی شد و به واسطه گردانندگان آن از حمایت «گوگل» به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری اطلاعات نیز برخوردار بود. این پروژه در بسیاری از فضاسازی‌های رسانه‌ای علیه ایران با موضوع آزادی مجرمان زندانی، مسئولان جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، سیاه‌نمایی‌های فرهنگی-اجتماعی و ... فعال بود. تنها پس از انتشار مطالبی علیه برخی شهروندان و فعالان رسانه‌ای آمریکایی بود که وزارت خارجه ایالات متحده تصمیم به توقف این پروژه گرفت. لئا گابریل، رئیس مرکز مشارکت جهانی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به سوالات نمایندگان کنگره این کشور اعلام کرد این پروژه از اهداف خود فاصله گرفته و شهروندان آمریکایی را هدف قرار داده است: «کمک مالی به این پروژه تعلیق شد تا توئیت‌هایی که منتشر کرده بودند بررسی شود. بررسی این توئیت‌ها نشان داد که آنها توافق‌های صورت گرفته بین پیمانکار و وزارت خارجه را نقض کرده‌اند.‌.. قصد اداره مرکز مشارکت جهانی هرگز انتشار توئیت علیه شهروندان آمریکایی نبوده است.»[5]اعتراف جالبی در پس این جملات وجود داشت: گردانندگان «ایران دیس‌اینفو» در این پروژه فقط باید علیه شهروندان ایران توییت می‌زدند!مورادی اینچنین فقط محدود به ایران نیست. با در نظر گرفتن موارد مشابه در سایر نقاط جهان می‌توان با دقت خوبی الگوی عملیات رسانه‌ای آمریکا و متحدانش در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی را ترسیم کرد. در واقع دولت‌های غربی از رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی خود استفاده می‌کنند.[6] رسانه‌های غربی سال‌ها پیش از ترفند دولت آمریکا برای خلق هویت‌های جعلی و مدیریت انبوه آنها در شبکه‌های اجتماعی به منظور دستکاری افکار عمومی خبر دادند.[7]ژانویه 2016 تارنمای «بریتیش کنسول» گزارشی درباره اعمال قدرت نرم از طریق توییتر منتشر کرد. بر این اساس طبق تجزیه و تحلیل‌های دانشگاه ادینبورگ بیشترین مطالب درباره آشوب‌های اوکراین و جنگ سوریه نه از طرف شهروندان اوکراینی و سوری که از جانب حساب‌های کاربری مستقر در انگلستان و ایالات متحده در این شبکه اجتماعی منتشر و بازنشر شده است. اتفاقی مشابه در جریان انقلاب مردم مصر رخ داد. 75 درصد محتوای تولید شده در توییتر پیرامون قیام و مطالبات مردم مصر از سوی کاربران غربی منتشر شده بود و نه از طرف مردم مصر.[8]درباره کوبا اما وضعیت کمی متفاوت بود. دولت آمریکا سال 2010 از طریق آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده(USAID) در پوشش یک شرکت خدمات اینترنتی، یک شبکه اجتماعی با نام «زون‌زونئو»(ZunZuneo) برای مردم کوبا راه‌اندازی کرد. پلتفرمی که از روی توییتر الگوبرداری کرده و به توییتر کوبا معروف شد. چهارسال پس از راه‌اندازی این شبکه اجتماعی یعنی در آوریل 2014 وابستگی آن به دولت آمریکا در رسانه‌های انگلیسی زبان فاش شد. طبق گزارش‌های منتشر شده این پروژه بخشی از استراتژی بلند مدت آمریکا برای ترغیب جوانان کوبایی به شورش علیه دولت کوبا بود.[9](شباهت این پروژه با پروژه تلگرام در ایران می‌تواند موضوع گزارشی جداگانه باشد.)در این میان شاید ساده‌انگارانه‌ترین تحلیل، مستقل دانستن رسانه‌های اجتماعی و تقلیل نقش آنها به ابزاری برای سوءاستفاده آمریکا و متحدانش باشد. فیسبوک، اینستگرام، توییتر و ... هرگز پلتفرم‌هایی خنثی و بی‌طرف نبوده‌اند. پس از رسوایی ماجرای «حشمت علوی» توییتر مدتی این حساب کاربری را مسدود کرد اما اندکی بعد در میان تعجب کاربران و بر خلاف قوانین اعلام شده توییتر، این حساب کاربری مجدد فعال شد و طبق روال گذشته‌اش به فعالیت پرداخت.[10]درست در همان ایامی که گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره درباره شبکه‌ای از حساب‌های کاربری جعلی متعلق به سازمان منافقین در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر منتشر شد؛ توییتر حساب کاربری حدود 4800 ایرانی را به بهانه حمایت از دولت ایران مسدود کرد.[11] سال 2009 همزمان با آشوب‌های خیابانی در تهران، توییتر به درخواست وزارت خارجه آمریکا برنامه تعمیرات دوره‌ای خود را به عقب انداخت تا فضاسازی رسانه‌ای علیه ایران محدود نشود.[12]رویکرد جانبدارانه شبکه‌های اجتماعی آمریکایی به ویژه پس از تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حذف صفحات فرماندهان سپاه، همچنین پس از شهادت سردار سلیمانی و حذف صفحات بازنشر کننده تصاویر شهید سلیمانی؛ آنقدر روشن است که ادعای استقلال آنها را به یک شوخی مضحک تبدیل می‌کند. با این حساب بسط فضاسازی سازماندهی شده در شبکه‌های اجتماعی مجازی به فضای حقیقی توسط برخی رسانه‌ها و مطبوعات داخلی می‌تواند حلقه تکمیل کننده عملیات رسانه‌ای علیه ایران باشد، اتفاقی که در ماجرای داغ شدن هشتگ «اعدام نکنید» رخ داد. در حالی که «اجرای قانون»(اعم از اجرای حکم یا اعاده دادرسی) یا «شفاف‌سازی پرونده» مطالباتی به مراتب معقول‌تر بود. تکیه بر جایگاه قاضی و صدور حکم «اعدام نکنید» بدون آگاهی از محتوای پرونده غیرمنطقی‌ترین پویشی بود که می‌توانست مورد توجه قرار گیرد و از غرض‌ورزی بانیانش حکایت کند. پویشی که با حمایت ترامپ و نتانیاهو ماهیت ضد ایرانی خود را آشکار کرد.[13]مسلما عده‌ای بدون سوء نیت در این کارزار وارد شدند اما باید توجه داشت آنها با هر نیتی که داشتند تکیه‌گاهی برای دشمن شدند. منافقین، دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی روی سکویی ایستادند که بانیان و مروجان هشتگ «اعدام نکنید» آگاهانه یا ناآگاهانه زیر پای‌شان گذاشتند.مؤسسه تحقیقاتی استاتیستا در آوریل 2020 فهرست بیست کشور دارای بیشترین کاربر در توییتر را منتشر کرد که آمریکا با 64.2 و مالزی با 3.9 میلیون کاربر در ابتدا و انتهای این لیست قرار داشتند و ایران هیچ جایگاهی در این فهرست نداشت.[14] بر این اساس کاربران ایرانی این شبکه اجتماعی در خوشبینانه‌ترین حالت(با در نظر گرفتن تمامی هویت‌های جعلی) به کمتر از 5 درصد جمعیت کشورمان می‌رسد؛ معادل دانستن کاربران این شبکه اجتماعی با شهروندان حقیقی جامعه، خطایی بود که از جانب سخنگوی محترم دولت سر زد و این مطالبه سازماندهی‌شده حداقلی را «خواست طبیعی افکار عمومی که باید به آن احترام نهاد» ترجمه کرد.[15]رسمیت بخشیدن به این بستر تبلیغاتی نیز خطایی مضاعف است که با روند رو به افزایش حساب‌های کاربری برخی مدیران جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد. شبکه اجتماعی‌ای که از یک سو فعالیتش بر خلاف منافع ملی تشخیص داده شده و مسدود می‌شود اما از طرف دیگر با حضور گسترده برخی مسئولین دولتی و غیر دولتی و نمایندگان مجلس به شکلی رسمی ترویج می‌شود.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۵۱۸ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1]. “Fact-checking President Trump’s reasons for leaving the Iran nuclear deal”. Salvador Rizzo &amp; Meg Kelly, The Washington Post, 9 May 2018.https://www.washingtonpost.com/news/fact-checker/wp/2018/05/09/fact-checking-president-trumps-reasons-for-leaving-the-iran-nuclear-deal/[2]. “An Iranian Activist Wrote Dozens Of Articles For Right-Wing Outlets. But Is He A Real Person?”. Murtaza Hussain, The Intercept, 9 June 2019.https://theintercept.com/2019/06/09/heshmat-alavi-fake-iran-mekهمچنین نگاه کنید به:«حشمت علوی، فعال رسانه ای وجود خارجی ندارد». خبرگزاری مهر؛ 19 خرداد 1398.https://www.mehrnews.com/xPr6c«اکانت فیک منافقین به توییتر بازگشت؛ ادامه فشار به ایران با حشمت علوی‌ها». خبرگزاری مهر؛ 29 خرداد 1398؛ کد خبر: 4644335.https://www.mehrnews.com/xPvmn[3]. “Right-Wing Media Outlets Duped by a Middle East Propaganda Campaign”. Adam Rawnsley, The Daily Beast, 6 July 2020.https://www.thedailybeast.com/right-wing-media-outlets-duped-by-a-middle-east-propaganda-campaignهمچنین نگاه کنید به:«افشای هویت جعلی ۱۹ تحلیلگر ضدایرانی در شبکه‌های اجتماعی». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 17 تیر 1399؛ کد خبر: 83846878.https://www.irna.ir/news/83846878[4]. “Faking the online debate on Iran”. Al Jazeera, 15 September 2018.https://www.aljazeera.com/programmes/listeningpost/2018/09/faking-online-debate-iran-180915121527882.htmlهمچنین نگاه کنید به:«گزارش «الجزیره» از نقش «منافقین» برای ایجاد آشوب در ایران». خبرگزاری تسنیم؛ 26 شهریور 1397.https://tn.ai/1830593[5] . «آمریکا بودجه پروژه «ایران دیس اینفو» را قطع کرد». تارنمای یورونیوز فارسی؛ 11 جولای 2019.https://per.euronews.com/2019/07/11/us-has-terminated-support-for-iran-disinfo-ans-sais-the-tweets-were-not-in-the-contexte[6]. Look at:“Pentagon plans propaganda war”. Tom Carver, BBC, 20 February 2002.http://news.bbc.co.uk/2/hi/americas/1830500.stm[7]. “Social Media: Air Force ordered software to manage army of Fake Virtual People”. Stephen C. Webster, Global Research, 30 May 2011.https://www.globalresearch.ca/social-media-air-force-ordered-software-to-manage-army-of-fake-virtual-people/25060[8]. “The soft power of Twitter”. British Council, January 2016.https://www.britishcouncil.org/research-policy-insight/insight-articles/soft-power-twitter[9].“US secretly built ‘Cuban Twitter’ to stir unrest”. Alberto Arce, Associated Press, 4 April 2014.https://apnews.com/904a9a6a1bcd46cebfc14bea2ee30fdf[10] . «اکانت فیک منافقین به توییتر بازگشت؛ ادامه فشار به ایران با حشمت علوی‌ها». خبرگزاری مهر؛ 29 خرداد 1398؛ کد خبر: 4644335.https://www.mehrnews.com/xPvmn[11] . «توئیتر چهار هزار و 800 حساب کاربری را حذف کرد». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 23 خرداد 1398؛ کد خبر: 83352474.https://www.irna.ir/news/83352474[12] . «خاطرات کلینتون؛ هیلاری چگونه شرکت توییتر را برای کمک به اغتشاشات ایران متقاعد کرد». تارنمای مشرق؛ 1 فروردین 1394؛ کد خبر: 397112.https://mshrgh.ir/397112[13] . صفحه رسمی دونالد ترامپ در توییتر؛ 15 جولای 2020.https://twitter.com/realDonaldTrump/status/1283434584689049601صفحه رسمی بنیامین نتانیاهو در توییتر؛ 16 جولای 2020.https://twitter.com/israelipm_farsi/status/1283733286087544833[14]. “Countries with the most Twitter users 2020”. Statista website, July 2020.https://www.statista.com/statistics/242606/number-of-active-twitter-users-in-selected-countries[15]. «بازتاب‌های یک حکم». ربیعی، علی. خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 28 تیر 1399؛ کد خبر: 83859028.https://www.irna.ir/news/83859028</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2024 17:32:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسب‌های تروا</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/a-byirp2oleucf</link>
                <description>در دهه‌های ابتدایی قرن بیستم ایالات متحده تصمیم گرفت تا به توسعه چین بر اساس اصول نوسازی(مدرنیزاسیون) غربی بپردازد با این هدف که برای استمرار نظام سرمایه‌داری در جهان مانعی ایجاد نشود؛ ابزار آنها برای این کار حمله و اشغال نظامی نبود. سرمایه‌داران آمریکایی به واسطه بنیاد‌های خیریه سراغ راه‌اندازی نهادهای عام‌المنفعه در چین رفتند. در یک مورد بنیاد راکفلر اقدام به تأسیس «دانشکده اتحادیه پزشکی پکن» و آموزش پزشکان چینی بر اساس اصول تربیتی غربی کرد؛ اقدامی که با مخالفت شدید ملی‌گرایان چینی همراه بود.[1] جورج وینسنت رئیس بنیاد راکفلر در سال 1917 درباره بخشی از فعالیت‌های خیرخواهانه(!) این بنیاد و تأثیر پژشکان تربیت شده آنها بر جوامع شرق آسیا گفت: «مراکز ارائه خدمات درمانی و نیز پزشکان، اخیرا به طور مسالمت آمیز به مناطقی از جزایر فیلیپین نفوذ کرده‌اند و این واقعیت را نشان داده‌اند که برای رام کردن اقوام بدوی و بدبین نسبت به بیگانگان، طب بر مسلسل امتیازاتی دارد.»[2]طرح از لیو روی؛ گلوبال تایمز. این طرح به نقش بنیاد آمریکایی NED برای پیشبرد اهداف آمریکا در کشورهای هدف اشاره می کند. NED فریبکارانه خود را نهادی عام المنفعه و غیردولتی معرفی کرده و بسیاری از NGOها را در کشورهای مستقل از آمریکا مانند ایران؛ به منظور ایجاد تغییرات سیاسی و حتی آشوب و اغتشاش همسو با اهداف ایالات متحده تغذیه مالی و فکری میکند.یک اصطلاح مشهور فرانسوی وجود دارد که می‌گوید: «زن‌ها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد.»[3] این ضرب‌المثل، جان‌مایه اکثر اقداماتی بود که فرانسویان برای اشغال الجزایر انجام دادند. یک بار دیگر پای انجمن‌های خیریه و گروه‌های کمک‌رسان در میان بود. مددکاران اجتماعی و فعالان حقوق زنان با حضور در محله‌های فقیر و گرسنه که پایگاه انقلابیون الجزایری بود به ترویج این دیدگاه پرداختند که «شرایط زنان الجزایری مایه ننگ است.» خیرخواهان(!) در این مورد زن الجزایری را از فرهنگ اصیل خود منصرف کرده و به تصرف ارزش‌های بیگانه درآوردند تا نقش اساسی او در حمایت از مردان انقلابی الجزایر را خنثی کنند. فرانتس فانون در توصیف اقدامات این گرو‌ه‌های خیریه در مناطق فقیرنشین می‌نویسد: «هر کیلو آرد و بلغور که تقسیم می‌شود با مقدار معینی تحقیر نسبت به چادر سر کردن و پرده نشینی همراه است... دستگاه استعماری برای این مبارزه مبالغ هنگفتی را اختصاص داده است، بعد از آنکه تشخیص داد زن، محور اصلی و نقش اساسی مبارزه است تمام کوشش وی مصروف به تسلط بر زن‌ها و کنترل آنان شد.»[4] فانون این اقدام را «روشی خاص برای نفوذ در افکار» خواند.[5]سال‌ها گذشت تا «جوزف نای» این «روش خاص» را به صورتی آشکار در قالب یک نظریه سیاسی-اجتماعی صورتبندی کرد. نای از نتیجه نفوذ در افکار، چنین گفت: «دیوار برلین زیر بمباران توپخانه فرو نریخت، بلکه توسط چکش‌ها و بلدوزرهای مردمی به پایین آمد که ذهن‌های‌شان تحت تأثیر افکار آمریکایی قرار گرفته بود.»[6] او دست کم یکی از راه‌ها برای پیشبرد اهداف و ایده‌های آمریکایی در گروه‌های هدف را اینطور بیان کرد: «کمک‌های نوع دوستانه یک حس از نیت قلبی و مهربانانه را پدید می‌آورد. این برنامه‌ها هزینه چندانی ندارند، اما ایده‌های ما را به پیش می‌برند.»[7] نای «سخاوت و محبت» را از منابع کسب «قدرت نرم» معرفی کرد.[8] این الگو یکی از محورهای اصلی راهبرد استعمار در طول سال‌های طولانی سلطه بوده اما در هر دوره صورت تازه‌ای به خود گرفته است. در سال‌های دور در قالب میسیونرها و اعزام گروه‌های مبلغین مسیحی؛ پس از آن در قالب راه‌اندازی مدارس و دانشکده‌ها و تربیت نخبگان بومی و شاید تازه‌ترین شکل آن ان.جی.اُ ها(NGO) یا همان سازمان‌های به اصطلاح غیردولتی باشند. «ماکیا فریمن» سردبیر تارنمای «مقالات آزادی» درباره این شکل جدید از تأثیرگذاری بر افکار می‌نویسد: «ان.جی.اُ ها مظهر قدرت نرم نظم نوین جهانی آمریکا هستند که به واسطه آن، آمریکا به اداره و تسلط بر آن کشور دست می‌یابد، بدون آنکه گلوله‌ای شلیک کند.»[9] او در ادامه از جمله اهداف این دستکاری افکار عمومی را یأس‌آفرینی و بی‌اعتمادسازی مردم نسبت به حاکمیت‌شان بیان می‌کند: «قدرت این سازمان‌ها برای نفوذ در افکار عمومی و انتشار پنهانی تبلیغات سیاسی نهفته است که می‌تواند باعث از بین رفتن اعتماد مردم به سیاستمداران‌شان، سرنگونی دولت و گرفتن تصمیمات ضعیفی شود.»[10] اما این فقط فریمن نبود که به نقش مخرب این سازمان‌ها برای تغییرات فرهنگی و عملیات روانی در کشورهای هدف سلطه اشاره می‌کرد. «ارونداتی روی» نوبسنده و فعال سیاسی هندی در کنفرانس سال 2014 سانفرانسیسکو گفت: «ان.جی.اُ ها روح و روان عمومی را تغییر می‌دهند.»[11]او سپس با بررسی عملکرد سازمان‌های غیردولتی(NGO) در شبه قاره هند چنین نتیجه گرفت: «ان.جى.اُ ها کلیشه‌هاى نژادپرستانه را با تاکید بر موفقیت، رفاه و دلسوزی تمدن غرب تشدید مى‌کنند. آن‌ها میسیونرهاى سکولار جهان جدید هستند.»[12]شواهد متعددی وجود دارد که استفاده از ظرفیت ان.جی.اُ ها برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی همچنان یکی از دستور کارهای مطمئن دولت‌های غربی است. پاتریک هنینگسن تحلیلگر مسائل سیاسی در مقاله‌ای برای گلوبال ریسرچ نوشت: «سازمان سیا و بخش اطلاعات پنتاگون از مجموعه‌ای از خیریه‌ها، سازمان‌های امدادی و حتی سازمان‌های تبلیغیِ مذهبی به عنوان پیش‌قراولان جاسوسی و برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره می‌برند.»[13] او برای مثال از موضوع «زنان» به عنوان یکی از محورهای جنگ روانی سازمان‌های به ظاهر خیریه و عام‌المنفعه در کشورهای محل فعالیت‌شان نام برد: «وزارت امور خارجه ایالات متحده همراه با پنتاگون از مسائل عدالت اجتماعی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی استفاده می‌کنند. قوی‌ترین آنها باید سیاست هویت جنسی باشد، (که) از منظر غربی به عنوان ”حقوق زن“ دیده می‌شود. با طرح این مسئله برای یک ملت غیردوست، طراحان جنگ غربی می‌توانند به سرعت گام مهمی در جهت رسالت سیاست خارجی‌شان بردارند.»[14]شواهد میدانی آشکاری نیز برای نشان دادن این الگوی عملیاتی و نتایج آن وجود دارد. جنبش «اشغال مرکز» در هنگ‌کنگ توسط یک استاد غربگرای دانشگاه هنگ‌کنگ به نام «بنی تای» اداره می‌شد که خود و سایر عواملش در این جنبش از همکاران و گردانندگان سازمان‌های غیردولتی هنگ‌کنگ بودند. این سازمان‌ها با شعار «ترویج دموکراسی» همسو با سیاست ایالات متحده نقش عمده‌ای در بی‌ثبات‌سازی هنگ‌کنگ به عنوان یکی از مناطق مهم سیاسی و اقتصادی چین، ایفا کردند.[15] «اریک درایتسر» فعال ضدجنگ آمریکایی در تحلیلش از نقش ان.جی.اُ ها در هنگ‌کنگ نوشت: «واقعیت این است که آنها به عنوان بازوی دولت‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی غربی عمل می‌کنند و نقش اصلی را در بی‌ثباتی سال‌های اخیر چین بازی کرده‌اند.»[16] در نمونه‌ای دیگر می‌توان به حوادث اوکراین مراجعه کرد. «ویلیام جاسپر» روزنامه‌نگار آمریکایی می‌نویسد بسیاری از شرکت‌کنندگان در تظاهرات «یورومیدان» شهر کی‌یف یا از اعضای ان.جی.اُ ها بودند و یا از افرادی بودند که در اجلاس‌ها و کارگاه‌های بسیاری که توسط ان.جی.اُ ها برگزار شده بود شرکت کرده و آموزش دیده بودند.[17] در این مورد نیز سازمان‌های غیردولتی با مطالبه فاصله‌ گرفتن اوکراین از روسیه و نزدیکی به اتحادیه اروپا سیاست خارجی دولت‌های غربی را در کشورشان راهبری می‌کردند.مسلما ایران هم از این ترفند مستثنی نیست. در روزهای اخیر نام جمعیت موسوم به امام علی(ع) به دلیل برخورد مأموران انتظامی و قضایی با آن به خبری پربازدید در حوزه اجتماعی تبدیل شد. تشکیلاتی که گردانندگان اصلی آن نه تنها به هویت‌زدایی از رهگذر آموزش مددجویان خود بر اساس ارزش‌های غربی مندرج در متون و اسناد بین‌المللی می‌پرداختند[18] بلکه به تربیت شبکه‌ای از مربیان بر اساس آموزه‌های التقاطی و ضد دین مشغول بودند.[19] اقدامی که فراتر از تضعیف نظام مردمی ایران می‌توان آن را نوعی فعالیت سازمان‌یافته علیه اسلام از طریق نشر خرافات و افکار ضاله دانست. اشارات صریحی از سرکرده اصلی این سازمان مبنی بر «عدم کفایت مردم ایران برای ساخت سرنوشت و آینده خود»[20] در دست است که بر همین اساس درصدد فراهم کردن راه مداخله خارجی در امور کشور بوده‌اند.[21] اما این رویکرد فقط محدود به این تشکیلات نیست. در میان شبکه ان.جی.اُ های ایران موارد متعددی از این نوع وجود دارند. بعضی از این سازمان‌ها با بودجه رسمی نهادهای بین‌المللی نظیر بانک جهانی راه‌اندازی شدند.[22] برخی دیگر از نمونه‌های قابل توجه آنها ابتدا به عنوان مؤسسه‌ای آمریکایی در ایالات متحده به ثبت رسیده‌ و سپس اقدام به اخذ مجوز و راه‌اندازی دفتر در ایران کرده‌اند. در واقع آنها شعبه‌ای از یک سازمان آمریکایی در خاک ایران هستند. ان.جی‌اُ ها از منظر نحوه راه‌یابی‌شان به عرصه سیاسی-اجتماعی ایران، تحفه‌ای تحمیلی و ناخواسته‌اند که در دولت اصلاحات بدون توجه به ظرفیت‌های فرهنگی بومی در تقویت مدنیت اسلامی، با الگوگیری مقلدانه از ساختارهای غربی در فضای اجتماعی ایران جانمایی شدند. آنها در طول این سال‌ها به کمک تصویب قوانین مالیاتی و یا مسئولیت اجتماعی شرکتی(CSR) به صورت غیرمستقیم مورد حمایت حکومتی قرار گرفتند. این در حالی بود که نهادهای اصیلی که ان.جی.اُ ها جایگزین آنها در جامعه اسلامی شده بودند نظیر مساجد، حسینیه‌ها و هیئات با محدودیت‌های بیشتری روبرو بودند و دامنه فعالیت‌های‌شان تنها به برگزاری فرایض و مراسم مذهبی کاهش می‌یافت. در یک نمونه شورای شهر تهران در حالی حمایت خود از مساجد و هیئات را به بهانه لزوم مردمی اداره شدن آنها قطع کرد که همزمان به تشکیلاتی مانند جمعیت موسوم به امام علی(ع) با توجیه مسئولیت اجتماعی و تقویت جامعه مدنی امکانات می‌داد؛ در واقع هزینه دستکاری افکار عمومی به نفع سیاست‌خارجی دولت‌های غربی در جامعه ایران از جیب ملت پرداخت می‌شد! غربی‌سازی جامعه ایران هدفگذاری بلند مدتی است که برخی سازمان‌های غیردولتی در قالب الفاظ زیبا و طرح‌های انسان‌دوستانه مجری آن در ایران هستند. به این ترتیب درهای قلعه مستحکمی که طی سال‌ها با استقامت مردم خون داده و خون دل خورده به روی سلطه استکبار بسته بود، از درون باز می‌شود.در افسانه تروا آنچه مقاومت ده ساله شهر تروی را در هم شکست نه قدرت نظامی دشمن که ساده‌دلی و خوش‌باوری حافظان شهر بود. اسب چوبی‌ای که سپاهیان یونانی ساختند و به آنها اهدا کردند؛ اگرچه هدیه‌ای به نشانه صلح، محبت و خیرخواهی به نظر می‌رسید اما درواقع حیله‌ای برای ورود بیگانه و مداخله خارجی بود. بعدها این ترفند به دنیای دیجیتال هم آمد؛ در صنعت رایانه و نرم‌افزار، تروجان‌ها بدافزارهایی‌اند که خود را برای سیستم سودمند نشان می‌دهند تا پس از ورود به رایانه در آن اختلال ایجاد کنند. اما به غیر از افسانه‌های یونان باستان و دنیای دیجیتال؛ می‌توان اسب‌های تروا را در جهان حقیقی نیز یافت. شاید اولین نشانه برای یافتن‌شان اینطور باشد: آنها معمولا خود را سودمند نشان می‌دهند؛ مشغول فعالیت‌های بشردوستانه و اقدامات عام‌المنفعه، کمک به کودکان کار، دلسوزی برای معضل اعتیاد، دفاع از حقوق زنان و یا جایی میان مباحث حفاظت از محیط زیست؛ اگرچه باید عمیقا توجه داشت هر فرد و گروهی که به چنین خدماتی مشغول بود یک اسب تروا نیست!سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۵۰۸ روزنامه کیهان مورخ پنج‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . کنترل فرهنگ. برمن، ادوارد. ترجمه: حمید الیاسی. تهران: نشر نی، چاپ اول، 1366. ص38.[2] . پیشین. ص39.[3] . بررسی جامعه‌شناسی یک انقلاب. فانون، فرانتس. ترجمه: نورعلی تابنده. تهران: نشر حقیقت، چاپ اول، 1384. ص32.[4] . پیشین. ص34.[5] . پیشین.[6]. “Hard Power’s Essential Soft Side”. Interview With Joseph Nye, Council on Foreign Relations, 29 March 2017.https://www.cfr.org/interview/hard-powers-essential-soft-side[7]. Ibid.[8]. Ibid.[9]. “NGOs: choice tool of subversion for the new world order”. Makia Freeman. The Sleuth Journal, 31 August 2016.http://www.thesleuthjournal.com/ngos-choice-tool-subversion-new-world-order[10]. Ibid.[11]. “The NGO-ization of resistance”. Arundhati Roy. Massalijn, 4 September 2014.http://massalijn.nl/new/the-ngo-ization-of-resistance[12]. Ibid.[13]. “Smart Power and “The Human Rights Industrial Complex””. Patrick Henningsen. Global Research, 17 March 2016.https://www.globalresearch.ca/smart-power-and-the-human-rights-industrial-complex/5514739[14]. Ibid.[15]. “NGOs: choice tool of subversion for the new world order”. Makia Freeman. The Sleuth Journal, 31 August 2016.http://www.thesleuthjournal.com/ngos-choice-tool-subversion-new-world-order[16]. “China’s NGO Law: Countering Western Soft Power and Subversion”. Eric Draitser, NEO Website, 25 July 2015.https://journal-neo.org/2015/07/25/china-s-ngo-law-countering-western-soft-power-and-subversion[17]. “George Soros’ Giant Globalist Footprint in Ukraine’s Turmoil”. William F. Jasper. New American Website, 14 March 2014.https://www.thenewamerican.com/world-news/europe/item/17843-george-soros-s-giant-globalist-footprint-in-ukraine-s-turmoil[18] . نگاه کنید به نقش سند توسعه پایدار سازمان ملل در سیاست‌گذاری، اهداف و برنامه‌های تشکل‌هایی مانند «جمعیت امام علی»، «انجمن زنان مدیر کارآفرین»، «انجمن ملی زنان کارآفرین»، «بنیاد رشد» مندرج در برگه «درباره ما» تارنماهای رسمی آنان.[19] . نگاه کنید به مجموعه کلاس‌های «رهیافت به درون» با تدریس شارمین میمندی‌نژاد.[20] . پرونده جمعیت امام علی(ع) در آرشیو دفتر پژوهش‌های کیهان؛ فایل تصویری سخنان شارمین میمندی‌نژاد به شناسه: 2020062913990409.[21] . پرونده جمعیت امام علی(ع) در آرشیو دفتر پژوهش‌های کیهان؛ فایل تصویری سخنان شارمین میمندی‌نژاد به شناسه: 2020062813990408.[22] . نگاه کنید به اظهارات امید معماریان درباره «مرکز مطالعات و تحقیقات زنان» موجود در پرونده امید معماریان در آرشیو دفتر پژوهش‌های کیهان.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Tue, 26 Dec 2023 17:22:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زانوی ظلم بر گردن مظلومان تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/z-dihinmgsjmxs</link>
                <description>اعتراضات مردم آمریکا و دیگر کشورهای غربی به بی‌عدالتی و نژادپرستی؛ پس از حدود بیست روز وارد مرحله تازه‌ای شده است. حالا اعتراضات از حادثه مرگ یک سیاهپوست فراتر رفته و در لایه‌ای عمیق‌تر در دل تاریخ غرب دنبال می‌شود. شاید مجسمه محصور شده وینستون چرچیل و یا مجمسه بدون سر کریستوف کلمب را بتوان نماد جدیدی از این اعتراضات دانست.[1] در بلژیک تا کنون مجسمه لئوپولد دوم(پادشاه این کشور در دوره استعمار کنگو) پایین کشیده شده و بر روی مجسمه بودئون(پادشاه پیشین بلژیک و عموی پادشاه فعلی) به نشانه اعتراض رنگ قرمز پاشیده‌اند.[2]معترضین در محوطه بیرونی دانشگاه اوریل آکسفورد تجمع کرده و با شعار «آن را پایین بیاورید» خواستار پایین کشیدن مجسمه «سیسیل رودز»(تاجر انگلیسی در جنوب آفریقا و یکی از حامیان مشهور سیاست‌های استعمارگرانه این کشور) از سردر این دانشگاه شده‌اند.[3] مجسمه «ادوارد کلوستون»(تاجر انگلیسی برده) در بریستول به آب انداخته شده[4] و شورای منطقه تاور هملتس شهر لندن پیش از آنکه معترضان دست به کار شوند مجسمه «رابرت ملیگان»(برده‌دار انگلیسی) را از خیابان وست‌ایندیا در شرق این شهر پایین آورده است.[5] در آمریکا هم اوضاع چندان متفاوت نیست. دست کم در پنج شهر و ایالت معترضان مجسمه کریستوف کلمب را تخریب کرده، پایین آورده، به آتش کشیده و یا به آب انداخته‌اند.[6] شخصیت‌هایی که به نمادی در تاریخ غرب تبدیل شدند؛ سال‌ها زندگی‌شان افتخارآفرین قلمداد و در کتاب‌های رسمی تدریس شده و تندیس‌شان را ساخته بودند حالا مورد اعتراض قرار گرفته و به زیر کشیده می‌شوند. بر این اساس تاریخ رسمی غرب به شکل بی‌سابقه‌ای خدشه دار شده و معترضین قرائت دیگری از تاریخ را به رسمیت می‌شناسند. اکنون غرب در مقابل بخشی از تاریخ خود ایستاده است. تاریخی که در آن زانوی ظلم همیشه بر گردن مظلومان تاریخ فشرده شده و اجازه نفس کشیدن را از آنها گرفته است.در جریان اعتراضات ضدنژادپرستی سال 2020 در آمریکا به دنبال قتل جورج فلوید توسط پلیس این کشور؛ معترضان در آمریکا مجسمه های کریستف کلمب و دیگر چهره های مرتبط با تاریخ استعمار و برده داری را تخریب کردند؛ این تصویر مجسمه تخریب شده کریستف کلمب را در شهر بوستون آمریکا نشان می دهد. عکس از مارک گارفینکل، ان بی سی بوستوندر دهه 1950 وقتی ارتش انگلستان به دنبال زمینی برای آزمایش سلاح‌های هسته‌ای‌اش می‌گشت؛ رابرت منزیس نخست‌وزیر وقت استرالیا؛ نقشه اراضی بومیان در مارالینگا را به عنوان مناطق ”خالی از سکنه“ در اختیار آنها گذاشت و اجازه داد تا آزمایش‌های هسته‌ای‌شان را در آنجا انجام دهند.[7] پتریک کونالی افسر نیروی هوایی سلطنتی انگلستان که در مارالینگا خدمت می‌کرد بعدها بخشی از خاطراتش را در دوران خدمت اینطور تعریف کرد: «طی دو سال و نیمی که آنجا بودم، 400 تا 500 نفر بومی را در مناطق آلوده به تشعشعات اتمی مشاهده کردم. گاه آنها را برای آلودگی زدایی همراه می‌بردیم. سایر اوقات مثل اینکه به دسته‌ای حیوان برخورد کرده باشیم، با ”کیش-کیش“ کردن، از محل می‌راندیم‌شان.»[8] تا اواخر دهه 1960 مقامات استرالیا، بومیان این قاره را سرشماری نمی‌کردند و این در حالی بود که حتی گوسفندان استرالیا سرشماری می‌شدند.[9] به گفته نوئل پیرسن، حقوق‌دان بومی استرالیایی: «ما ساکنان این سرزمین بودیم اما گویا جزء جانوران به حساب‌مان می‌آوردند!»[10] گویی بومیان استرالیا تحت فشار استعمارگران انگلیسی حق نفس کشیدن نداشتند.سال 1965 وقتی ژنرال سوهارتو با حمایت انگلستان و آمریکا در اندونزی به قدرت رسید عده‌ای شمار قربانیان این کودتا را حدود ۴۰۰ هزار نفر اعلام کردند. رابرت مارتنز سفیر وقت ایالات متحده در جاکارتا به کتی کادین(روزنامه نگار آمریکایی) گفت: «احتمالادست من به خون بسیاری آلوده است، ولی این آن قدرها هم بد نیست. مواقعی وجود دارد که در لحظه‌ای تعیین کننده باید ضربه‌ای قاطعانه وارد کرد.»[11] فوریه ۱۹۶۶ گیلکرایست سفیر وقت انگلستان در اندونزی طی نامه‌ای به وزارت خارجه این کشور آمار کشتار در اندونزی را بیش از ۴۰۰ هزار نفر برآورد کرد.[12] یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۷ پس از استقرار و تثبیت حکومت ژنرال سوهارتو، ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت ایالات متحده مغرورانه و با افتخار از مهمترین غنیمت جنگی‌اش در جنوب شرق آسیا گفت که به قیمت خون بیش از 400 هزار انسان به دست آمده بود: «اندونزی، با ۱۰۰ میلیون جمعیت و ۴۸۰ کیلومتر طول کمان جزیره‌هایی که سرشار از منابع طبیعی منطقه‌اند، بزرگترین غنیمت در آسیای جنوب شرقی است.»[13] آن روز زانوی آمریکا روی گلوی مردم اندونزی بود و راه تنفس‌شان را بسته بود!آگوست 1998 بیل کلینتون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده دستور حمله موشکی به یک «کارخانه سلاح‌های شیمیایی» در سودان را صادر کرد. اما مکانی که کلینتون دستور حمله به آن را داده بود، نه محلی برای تولید سلاح‌های شیمایی بلکه «کارخانه دارویی الشفاء» بود. این کارخانه تنها منبع تولید 90 درصد داروهای اساسی سودان به عنوان یکی از تنگدست‌ترین کشورهای جهان محسوب می‌شد. کارخانه‌ای که مؤثرترین دارو برای مداوای مالاریا و سل را در سودان تولید می‌کرد.[14]جاناتان بلک در ارزیابی اثرات این حمله فاجعه‌بار، جبران کمبود جدی دارویی ناشی از نابودی کارخانه الشفاء را «غیرممکن» خواند و نوشت: «ده‌ها هزار انسان که بسیاری از آنان کودکان بودند به مالاریا، سل و سایر بیماری‌های قابل علاج مبتلا شده و جان داده‌اند.»[15]سفیر آلمان در سودان جان باختن چند ده هزار نفر در سودان را به علت نابودی کارخانه الشفاء حدسی منطقی عنوان کرد.[16] دولت سودان خواستار تحقیقات سازمان ملل در این زمینه شد اما واشنگتن از این کار جلوگیری کرد![17] رئیس‌جمهور دموکرات ایالات متحده نیز دست کمی از پلیسی که راه تنفس یک سیاهپوست را با زانو بست نداشت با این تفاوت که او با نابودی کارخانه دارویی الشفاء راه تنفس ده‌ها هزار انسان مبتلا به سل، مالاریا و بیماری‌های انگلی را مسدود کرد.سپتامبر 2001 در جریان حمله به برج‌های تجارت جهانی نیویورک حدود ۳ هزار آمریکایی کشته شدند.[18] اما در جنگی که آمریکا به بهانه این اقدام تروریستی در افغانستان آغاز کرد، طبق آمار غیر رسمی تا کنون بیش از 100 هزار غیر نظامی افغان کشته شده‌اند[19]؛ افرادی که اصلا در جریان چگونگی حمله به برج‌های تجارت جهانی هم نبودند! در حالی که بودجه سالانه کشور افغانستان تنها ۸۳ میلیون دلار یعنی معادل با یک دهم قیمت یک بمب افکن B52آمریکایی بود[20]؛ آمریکا با بمب‌افکن‌های B52 به مناطق مسکونی افغانستان حمله می‌کرد تا برایشان صلح و آزادی به ارمغان بیاورد! دسامبر سال ۲۰۰۱ مجاهدان افغانی گزارش کردند بمب‌افکن‌های B52 ایالات متحده یک شبه دهکده‌ای کوچک در این کشور را بمباران کرده و احتمالابیش از ۳۰۰ تن از اهالی آن را قتل عام کرده‌اند.[21] همان ایام خبرنگار روزنامه ایندیپندنت نوشت از یک خانواده ۴۰ نفره، فقط پسری خردسال و مادربزرگش زنده ماندند.[22]اندکی بعد مشخص شد فقط از ۱۷ اکتبر تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۱ حداقل ۳۷۶۷ نفر از شهروندان افغان در اثر پرتاب بمب‌های آمریکا کشته شده‌اند یعنی به طور متوسط ۶۲ نفر در یک روز.[23]زانوی آمریکا حداقل 19 سال است که بر گردن مردم مظلوم افغانستان سنگینی می‌کند!آگوست 2018 حدود یک سال و چهار ماه از قرارداد بزرگ تسلیحاتی آمریکا و عربستان به ارزش 460 میلیارد دلار می‌گذشت[24]که اتوبوس دانش‌آموزان یمنی در ضحیان؛ هنگام بازگشت از گردش توسط بمب MK82 ساخت گروه تسلیحات‌سازی لاکهید مارتین آمریکا تکه‌تکه شد.[25] 40 کودک زیر 15 سال در میان 51 قربانی این فاجعه بودند.[26] دو سال قبل در اکتبر 2016 دقیقا از همین نوع بمب برای هدف قرار دادن یک مراسم تدفین استفاده شد که طی آن 155 شهروند یمنی جان باختند، در ماه مارس همان سال یک بار دیگر این بمب‌های MK82ساخت کارخانه لاکهید مارتین آمریکا بود که در حمله هوایی به یک بازار محلی مورد استفاده قرار گرفت و منجر به کشته شدن 97 غیر نظامی یمنی شد.[27] پس از این حملات رسانه‌ها این سؤال را مطرح کردند که آیا دولت آمریکا خود را در شکل‌گیری چنین حملاتی همدست عربستان می‌داند؟ ژنرال جیمز متیس، وزیر دفاع وقت آمریکا در پاسخ به چنین سؤالی گفت: «اجازه دهید به شما بگویم، بله ما به آنها در طراحی حملات‌شان کمک می‌کنیم. اما در جزئیات نقشی نداریم.»[28] شعار «نمی‌توانم نفس بکشم» را این روزها باید در چهره مردم یمن جستجو کرد وقتی به گزارش یونیسف: «در هر ده دقیقه یک کودک در یمن جان می‌دهد.»[29]اینها فقط چند پرده از به شماره انداختن نفس مظلومان جهان توسط رژیم‌های نژادپرست و در عین حال مدعی تمدن غربی بود و مسلما نمونه‌هایی از این دست در طول تاریخ به مراتب یافت می‌شود. مرداد 1366 وقتی امام خمینی(ره) پیام خود به زائران خانه خدا را تنظیم می‌کرد برائت جستن از همین تاریخ را یکی از شروط مقبولیت حج مسلمانان اعلام کرد: «فرياد برائت ما فرياد مردم مسلمان افريقا است، فرياد برادران و خواهران دينى ما كه به جرم سياه بودن، تازيانه ستمِ سيه روزان بى‏فرهنگِ نژادپرست را مى‏خورند... فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردمانى است كه ديگر تحمل تفرعن امريكا و حضور سلطه‌طلبانه آن را از دست داده‏اند و نمى‏خواهند صداى خشم و نفرت‌شان براى ابد در گلوهاي‌شان خاموش و افسرده بماند و اراده كرده‏اند كه آزاد زندگى كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسل‌ها باشند.»[30] حالا معترضان اروپایی و آمریکایی با شکستن نمادهای تاریخی غرب برائت خودشان را از این تاریخ اعلام می‌کنند و البته این ابتدای راهی است که به شکستن بت سیادت ابرقدرت‌ها ختم خواهد شد.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت با عنوان «زانوی غرب نفس چه کسانی را بریده؟» در شماره ۲۲۴۸۸ روزنامه کیهان مورخ یک‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . «مجسمه چرچیل در لندن از ترس خرابکاری پوشانده شد». تارنمای بی‌بی‌سی فارسی؛ 23 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-53025737«معترضان در آمریکا مجسمه‌های کریستف کلمب را تخریب کردند». تارنمای بی‌بی‌سی فارسی؛ 22 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-53017706همچنین نگاه کنید به:«از کریستف کلمب تا چرچیل؛ مجسمه‌هایی که از سوی ضدنژادپرستان تخریب شد». خبرگزاری تسنیم؛ 24 خرداد 1399.https://tn.ai/2285447[2] . «معترضان به نژادپرستی به مجسمه یکی دیگر از پادشاهان بلژیک حمله کردند». تارنمای فارسی یورونیوز.https://per.euronews.com/2020/06/12/statue-of-another-former-belgium-king-baudouin-defaced-with-red-paint-by-protesters«پایین کشیدن مجسمه بزرگترین پادشاه برده‌دار بلژیک». خبرگزاری مهر؛ 21 خرداد 1399. کد خبر: 4946032.https://mehrnews.com/xS3Zs[3]. “UK confronts colonial past with statue protests”. AFP, 10 June 2020.https://www.afp.com/en/news/15/uk-confronts-colonial-past-statue-protests-doc-1t47fq6«بریتانیا: اعتراض به مجسمه‌های دوران برده‌داری». تارنمای خبری عصر ایران؛ 21 خرداد 1399.https://www.asriran.com/0034a9[4] . «مجسمه ادوارد کلستون توسط معترضان به نژاد پرستی در انگلیس سرنگون شد». باشگاه خبرنگاران جوان؛ 19 خرداد 1399.https://www.yjc.ir/00UyLR[5] . «جنبش حذف مجسمه‌ها؛ پایین آوردن تندیس مردی که در جامائیکا ۵۰۰ برده داشت». تارنمای فارسی یورونیوز؛ 10 ژوئن 2020.https://per.euronews.com/2020/06/10/statue-of-slave-traderrobert-milligan-taken-down-east-london[6] . «معترضان در آمریکا مجسمه‌های کریستف کلمب را تخریب کردند». تارنمای بی‌بی‌سی فارسی؛ 22 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-53017706[7] . اربابان جدید جهان.پیلجر؛ جان. ترجمه: مهرناز و مهرداد شهابی. تهران: کتاب آمه؛ 1392. ص224.[8]. Massacres to Mining: The Colonisation of Aboriginal Australia. Roberts, Jan. Melbourne: Dove Communications, 1981, p.47.[9] . اربابان جدید جهان. ص223.[10]. Sydney Morning Herald Newspaper, 31 May 1997.[11]. San Francisco Examiner, 20 May 1990.Washington Post, 21 May 1990.[12]. Letter from Andrew Gilchrist to the Foreign Office, 23 February 1977; cited in Tapol Bulletin, no. 163, October 2001.[13] . اربابان جدید جهان. ص33.[14]. “United States Violence on Terrorism”. Nguyen, Tan. Causes of Terrorism Website. Accessible on:https://web.archive.org/web/20060709114827/http://www.causes-of-terrorism.net/usviolence.htmهمچنین نگاه کنید به:«بمب‌گذاری آمریکا در کارخانه تولید داروی سودان به روایت نویسنده آمریکایی». خبرگزاری فارس؛ 16 آبان 1390.https://www.farsnews.ir/news/13900816000133[15]. Boston Globe, 22 August 1999.[16]. “Universalism and the West”. Daum, Werner. Harvard International Review, summer 2001.[17] . اربابان جدید جهان. ص185.[18]. “September 11 Terror Attacks Fast Facts”. CNN Website, 13 November 2019.https://edition.cnn.com/2013/07/27/us/september-11-anniversary-fast-facts[19]. “US war in Afghanistan: From 2001 invasion to 2020 agreement”. Al Jazeera News Website, 29 February 2020.https://www.aljazeera.com/indepth/interactive/2020/02/war-afghanistan-2001-invasion-2020-taliban-deal-200229142658305.html“UN: 100,000 civilians casualties in Afghanistan in 10 years”. ABC News, 22 February 2020.https://abcnews.go.com/International/wireStory/100000-civilians-casualties-afghanistan-10-years-69139753[20]. Marc Herold, University of New Hampshire, cited by Seumas Milne in The Guardian, 20 December 2001.[21]. Independent on Sunday, 9 December 2001.[22]. Ibid.[23] . اربابان جدید جهان. ص21.[24] . «کاخ سفید خبر داد: قرارداد ۴۶۰ میلیارد دلاری تسلیحاتی آمریکا و عربستان». خبرگزاری مهر؛ 30 اردیبهشت 1396. کد خبر: 3984296.https://mehrnews.com/xHSsb[25]. “Bomb that killed 40 children in Yemen was supplied by the US”. CNN Website, 17August 2018.https://edition.cnn.com/2018/08/17/middleeast/us-saudi-yemen-bus-strike-intl/index.htmlهمچنین نگاه کنید به:«سی‌ان‌ان: بمب ائتلاف سعودی که دانش‌آموزان یمنی را کشت، آمریکایی بود» خبرگزاری فارس؛ 27 مرداد 1397.https://www.farsnews.ir/news/13970527000038“Exclusive Report; Made in America”. CNN Website.https://edition.cnn.com/interactive/2018/09/world/yemen-airstrikes-intl[26] . «دانش آموزان یمنی بعد از پایان دوره «حفظ قرآن» بمباران شدند». خبرگزاری فارس؛ 20 مرداد 1397.https://www.farsnews.ir/news/13970520001012[27]. “Bomb that killed 40 children in Yemen was supplied by the US”. CNN Website, 17August 2018.https://edition.cnn.com/2018/08/17/middleeast/us-saudi-yemen-bus-strike-intl/index.htmlهمچنین نگاه کنید به:«سی‌ان‌ان: بمب ائتلاف سعودی که دانش‌آموزان یمنی را کشت، آمریکایی بود» خبرگزاری فارس؛ 27 مرداد 1397.https://www.farsnews.ir/news/13970527000038[28]. “Bomb that killed 40 children in Yemen was supplied by the US”. CNN Website, 17August 2018.https://edition.cnn.com/2018/08/17/middleeast/us-saudi-yemen-bus-strike-intl/index.htmlهمچنین نگاه کنید به:«سی‌ان‌ان: بمبی که عربستان به اتوبوس کودکان یمنی زد ساخت آمریکاست» خبرگزاری الوقت؛ 27 مرداد 1397.http://alwaght.com/fa/News/138126[29] . «یونیسف: در هر ده دقیقه یک کودک در یمن جان می دهد». دویچه‌وله(خبرگزاری دولتی آلمان)؛ 5 نوامبر 2018.https://p.dw.com/p/37ejF[30] . صحیفه امام؛ ج20؛ ص317.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Tue, 26 Dec 2023 12:07:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود درگیری و زوال رهبری آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/k-am9bmivtll36</link>
                <description>زمانی یکی از دیپلمات‌های کهنه‌کار آمریکا پس از بازنشستگی‌اش گفت: «اگر تیشه به ریشه خودمان نزنیم، هیچ کشوری نخواهد توانست برای ایفای نقش محوری در جهان در جایگاهی بهتر از آمریکا قرار بگیرد. ما همچنان قادر خواهیم بود کشتی خود را از میان جریانات پیچیده ژئوپولتیک در قرن بیستم به پیش برانیم.»[1] اما ظاهرا این خوش‌بینانه‌ترین تحلیلی بود که می‌شد از شرایط آینده ایالات متحده آمریکا ارائه داد. دهه آخر قرن بیستم شاید برای آمریکا سرمستی ناشی از رهبری جهان با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی را به همراه داشت اما دهه آغازین قرن بیست و یکم برای این کشور چندان خوشایند نبود و البته شروع سومین دهه از این قرن تا کنون یک کابوس وحشتناک برای آمریکا بوده است. کشوری که مورد هیچ تهدید نظامی‌ای قرار نگرفته، هیچ تحریمی بر آن اعمال نشده و هیچ شبکه گسترده تبلیغاتی از جانب قدرت‌های رقیبش به عملیات روانی و رسانه‌ای علیه آن اقدام نکرده؛ بدون کوچک‌ترین دخالت خارجی این روزها در یکی از ملتهب‌ترین و شکننده‌ترین دوران تاریخ خود به سر می‌برد. آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری گرفتار خود شده است. شاید بتوان گفت این کشور «تیشه به ریشه خود می‌زند.»عکس از خبرگزاری آسوشیتد پرس؛ پنجشنبه 28 می 2020 یکی از معترضان به نابرابری در نظام آمریکا به دنبال اعتراضات سراسری به مرگ جورج فلوید؛ پرچم آمریکا را به نشانه اعتراض وارونه حمل می کندویروس کوچکی که تا همین چند ماه پیش توسط عالی‌ترین مقامات آمریکا جدی گرفته نمی‌شد، معضلات بزرگی برای این کشور آفریده است. شمار قربانیان کرونا در این کشور از 100 هزار نفر فراتر رفته است.[2] فقط در هفته گذشته بیش از 2 میلیون نفر شغل خود را از دست دادند و در سه ماه گذشته از هر چهار آمریکایی یک نفر بیکار شده است. بدین ترتیب شمار بیکار شدگان توسط کرونا در آمریکا به بیش از 40 میلیون نفر رسید.[3]اتفاقی که طبق گزارش شبکه تلویزیونی CNNحتی پس از جنگ دوم جهانی نیز چنین بیکاری گسترده‌ای رقم نخورده بود![4] نشریه آلمانی اشپیگل مدیریت ایالات متحده در بیماری کرونا را «فاجعه‌آمیز» خواند و آمریکا را در شرف یک «سقوط اقتصادی بی‌سابقه» توصیف کرد.[5] دولت آمریکا نه در عرصه جهانی که حتی در رهبری امور داخلی خود برای حمایت از مردمانش ناکام مانده و این همان نکته‌ای است که الیزابت وارن، سناتور ایالت ماساچوست در مجلس سنای این کشور مورد توجه قرار داد و نوشت: «پاسخ دونالد ترامپ به این بیماری همه‌گیر، یک شکست در رهبری، سیاست و اخلاق بوده است.»[6]آمریکا هنوز با کرونا دست به گریبان است که یک بار دیگر نژادپرستی نهادینه شده در این کشور آتش خشم شهروندانش را شعله‌ور کرد. مینیاپولیس پس از اعتراضات شهروندانش به قتل تأسف‌آور یک سیاه‌پوست توسط پلیس به شهری جنگ زده شباهت پیدا کرده و دامنه اعتراضات به رفتار پلیس از این شهر فراتر رفته و به شهرها و ایالت‌های دیگر آمریکا کشیده شده است.[7] طبق آمارها پلیس آمریکا سالانه بیش از 1000 نفر را در این کشور به قتل می‌رساند که اکثر آنها از شهروندان سیاه‌پوست هستند.[8] این روزها خشم مردم مینیاپولیس یادآور اعتراضات 6 سال پیش در شهر فرگوسن آمریکاست. ۹ آگوست ۲۰۱۴ پلیس در حالی به مایکل براون نوجوان سیاه‌پوست اهل فرگوسن در ایالت میسوری شلیک کرد و او را به قتل رساند که دستانش را به نشانه تسلیم بالاگرفته بود و داد می‌زد: «شلیک نکنید.»[9]و اکنون گردن یک سیاه‌پوست دیگر به نام جورج فلوید در حالی زیر زانوی افسر آمریکایی فشرده می‌شد که او فریاد می‌زد: «نمی‌توانم نفس بکشم.»[10] خشونت پلیس نسبت به سیاه‌پوستان در حالی است که چند سال پیش مشخص شد بخشی از پلیس آمریکا در تمرین‌های تیراندازی از عکس سیاهپوستان به عنوان سیبل استفاده می‌کند.[11]واقعیتی که نشان می‌داد تبعیض نژادی امری رایج در میان بخشی از نیروهای امنیتی و انتظامی ایالات متحده آمریکاست و همین امر خشم مردم را برانگیخته است. حالا از لس‌آنجلس تا نیویورک و از دالاس تا واشنگتن و آتلانتا معترضین به خیابان آمده و با پلیس درگیر شده‌اند.[12]در مینیاپولیس چند ساختمان پلیس به آتش کشیده شده و در این شهر مقررات منع آمد و رفت(حکومت نظامی) اعلام شده است.[13]شرایط شکننده اجتماعی در آمریکا به حدی است که دیگر رئیس‌جمهور این کشور نیز زبان به انتقاد گشوده است. دونالد ترامپ در یکی از آخرین اظهار نظرات خود پیرامون اوضاع آمریکا نوشت: «کشور ما کاملا در حال از هم گسستگی است و با رهبری و مدیریت در واشنگتن انتظار این دست از آشوب و غارت را در جاهای دیگر آمریکا نیز باید داشته باشیم.»[14]دولت آمریکا شاهد یک «خود درگیری» گسترده در قلمرو حکمرانی خود است. امری که به وضوح نشان می‌دهد این دولت از رهبری مردم خود عاجز است و مسلما این عجز در عرصه جهانی بیشتر از این خواهد بود. احتمالا به همین دلیل و با مشاهده همین رویدادها بود که جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پیام تصویری خود به کنفرانس سفیران آلمان گفت: «تحلیل‌گران مدت‌هاست درباره پایان سیستم تحت رهبری آمریکا و ورود به عصر آسیا صحبت می‌کنند. این اکنون در مقابل چشمان ما اتفاق می‌افتد.»[15]شاید این صریح‌ترین اظهار نظر یک مقام بلند پایه اروپایی باشد که از پایان عصر رهبری آمریکا سخن می‌گوید. برای اعتبارسنجی بیشتر سخنان بورل در اعلام پایان عصر رهبری آمریکا بد نیست به یک مقایسه تاریخی مختصر بپردازیم.سی سال پیش از این در آگوست 1990 تنها بیست و چهار ساعت پس از حمله صدام به کویت، وزیر خارجه وقت آمریکا توانست شوروی رام شده در جنگ سرد را مجاب کند که علیه عراق موضع‌گیری و حمله به کویت را محکوم کند. کاری که ادوارد شواردنادزه 3 آگوست 1990 طی مصاحبه با خبرنگاران در فرودگاه ونوکوف انجام داد.[16] پس از آن فقط یازده روز لازم بود تا جیمز بیکر(وزیر خارجه وقت آمریکا) در سفر به کشورهای متحد آمریکا در آسیا و اروپا 50 میلیارد دلار جمع‌آوری کند؛ مبلغی که همه هزینه‌های عملیات طوفان صحرا علیه نیروهای رژیم بعث عراق را پوشش می‌داد.[17] در نهایت ارتش آمریکا در کمتر از 5 روز از شروع حمله زمینی‌اش توانست ارتش صدام را به طور کامل از خاک کویت عقب براند و بوش(پدر) رئیس‌جمهور وقت آمریکا در نطقی مغرورانه پایان عملیات را اعلام کرد.[18] حتی در حمله به افغانستان در سال 2001 نیز آمریکا توانست با تکیه بر نفوذ و رهبری خود اجماع بین‌المللی موفقیت‌آمیزی را شکل دهد، هر چند بسیاری از مردم افغانستان حتی روح‌شان هم از حمله به برج‌های دوقولو خبر نداشت! اما سال 2012 وضعیت آمریکا در مقایسه با این شرایط یک طنز تمام عیار بود. سی‌ام آگوست 2012 جان کری به درخواست کاخ سفید در اتاق معاهدات وزارت خارجه و در مقابل خبرنگاران بیانیه‌ای حماسی خواند و در آن اقدام نظامی آمریکا علیه سوریه را وعده داد. در حالی که همه منتظر بودند تا در تعطیلات آخر هفته اوباما فرمان حمله به سوریه را صادر کند، اما رئیس‌جمهور آمریکا علی‌رغم برنامه قبلی از این کار امتناع کرد و ترجیح داد اقدامی انجام ندهد.[19] واقعیت این بود که آنها حتی نتوانستند قدیمی‌ترین متحد خود یعنی انگلستان را برای حمله به سوریه قانع کنند.[20]آن روزها دیپلمات‌های آمریکایی در گفت‌وگو با متحدان‌شان برای شکل‌دهی به اجماعی بین‌المللی در حمله به سوریه یک جمله مشترک می‌شنیدند: «خودت دست به کار شو.»[21]کمتر از چند ماه پس از عملیات طوفان صحرا در سی‌ام اکتبر 1991 آمریکا توانست کنفرانس مادرید را برای برقراری گفت‌وگوها میان رژیم صهیونیستی و اعراب در حالی شکل دهد که کمتر کسی فکر می‌کرد چنین افرادی حتی بتوانند دور یک میز بنشینند. در یک سو نمایندگان فلسطین و سوریه و در سوی دیگر نمایندگان رژیم اشغال‌گر قدس در کنار دیگر رهبران عرب منطقه قرار داشتند.[22] اما سال 2019 آنچه دولت آمریکا با صرف هزینه و زمان زیاد تحت عنوان «معامله قرن» در منامه برگزار کرد در مقایسه با کنفرانس مادرید یک شوخی کوچک بیشتر نبود! تشکیلات خودگردان به عنوان یکی از میانه‌روترین گروه‌های فلسطینی حاضر به شرکت در آن نشد و بسیاری از کشورهای منطقه که برخی از آنها از متحدان آمریکا محسوب می‌شدند این نشست را تحریم کردند.[23]افول چشم‌گیر آمریکا در دهه‌های گذشته واقعیتی غیرقابل انکار به نظر می‌رسد. هزينه فراوان جانی و مالی آمریکا در افغانستان و عواید اندک آن، شکست در اقناع افکار عمومی و اجماع‌سازی بین‌المللی برای حمله به عراق، ركود اقتصادی سال ٢٠٠٨، ناكامي در سوريه و... لزوم نقش رهبری جهانی آمریکا را در میان افکار عمومی این کشور با تردید جدی مواجه کرد. تردیدی که خود را با شعار «اول آمریکا» در کمپین انتخاباتی ترامپ و پیروزی آن نشان داد. به تعبیر ویلیام برنز، قائم‌مقام وزیر خارجه اسبق آمریکا: «انتخابات سال 2016 در آمریکا ثابت کرد دیگر کسی به رهبری آمریکا در عرصه جهانی اهمیت نمی‌دهد.»[24] اما اتفاقات روزهای اخیر در مدیریت فاجعه‌آمیز بیماری کرونا و ناآرامی‌های اجتماعی در آمریکا، نشان می‌دهد این کشور در آغازین روزهای دهه سوم از قرن بیست و یکم، نه تنها نقش رهبری‌اش در جهان که حتی برای رهبری در قلمرو حکمرانی خود نیز با چالش مواجه است.این روزها نفتکش‌های ایرانی بدون توجه به تحریم‌ها و تهدیدهای آمریکا یکی پس از دیگری در سواحل ونزوئلا پهلو می‌گیرند، اتفاقی که واکنش‌های بین‌المللی فراوانی را در عرصه جهانی برانگیخته است. دو هفته پیش باربارا اسلاوین یکی از کارشناسان اندیشکده شورای آتلانتیک با بررسی رفتار ایران و ناکارآمد خواندن سیاست‌ «فشار حداکثری» آمریکا نوشت: «احتیاجی نیست مدرک دکتری روابط بین‌الملل داشته باشید تا بفهمید وقتی آمریکا تصمیم می‌گیرد، دیگر کسی از ما پیروی نمی‌کند!»[25]شاید خالی از لطف نباشد در آستانه سالگرد 15 خرداد 1342، رویدادی که امام(ره) آن را مبدأ انقلاب اسلامی مردم ایران نامید[26] به این سؤال فکر کنیم که سه دهه پیش، ایران اسلامی نوپا در چه شرایطی قرار داشت و ایالات متحده آمریکا به عنوان رهبر بلامنازع پس از جنگ سرد در چه وضعیتی؟ و امروز کدام یک تضعیف و کدام تقویت شده‌اند؟سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۷۸ روزنامه کیهان مورخ یک‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . گفت‌وگوهای پشت پرده. برنز، ویلیام. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص465.[2] . «شمار قربانیان کرونا در آمریکا از صد‌هزار نفر گذشت». بی‌بی‌سی فارسی، 8 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-52836765[3] . “‘Still Catching Up’: Jobless Numbers May Not Tell Full Story”. Patricia Cohen. The New York Times, 28 May 2020.https://www.nytimes.com/2020/05/28/business/economy/coronavirus-unemployment-claims.html[4] . «بیش از ۴۰ میلیون آمریکایی پرونده بیکاری پر کرده اند». خبرگزاری صدا و سیما؛ 9 خرداد 1399. کد خبر: ۲۷۲۷۸۵۷.https://www.iribnews.ir/00BRdh[5] . “How Trump Is Fueling a Corona Disaster”. Spiegel International, 11 April 2020.https://www.spiegel.de/international/world/the-american-patient-how-trump-is-fueling-a-corona-disaster-a-024a5cc9-2c07-419a-a351-67837b47f6bb[6] . Elizabeth Warren Official Page On Twitter, 29 May 2020.https://twitter.com/ewarren/status/1266146847980171264«سناتور آمریکایی: عملکرد ترامپ در برابر کرونا، شکست در رهبری، سیاست و اخلاق است». باشگاه خبرنگاران جوان؛ 9 خرداد 1399. کد خبر: ۷۳۷۰۹۳۶.https://www.yjc.ir/00UvW4[7] . «معترضان به قتل مرد سیاهپوست در شهرهای مختلف آمریکا با پلیس درگیر شدند». بی‌بی‌سی فارسی؛ 10 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-52851723[8] . پیشین.[9] . نگاه کنید به:«ادامه درگیری در فرگوسن». خبرگزاری فارس؛ 27 مرداد 1393.https://www.farsnews.ir/news/13930527000144«عنصر نژادپرستی؛ مولفه غایب تحلیل رسانه‌های غربی از حادثه فرگوسن». خبرگزاری فارس؛ 27 مرداد 1393.https://www.farsnews.ir/news/13930526001204[10] . «مرگ مردی سیاه‌پوست در بازداشت پلیس سفید آمریکا؛ اخراج چهار مامور». بی‌بی‌سی فارسی؛ 6 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-52814476[11] . «پلیس فلوریدا از عکس سیاه‌پوستان در تمرین تیراندازی استفاده کرده است». بی‌بی‌سی فارسی؛ 27 دی 1393.https://www.bbc.com/persian/world/2015/01/150117_u07_florida_police_balck_image_shooting[12] . «معترضان به قتل مرد سیاهپوست در شهرهای مختلف آمریکا با پلیس درگیر شدند». بی‌بی‌سی فارسی؛ 10 خرداد 1399.https://www.bbc.com/persian/world-52851723[13] . پیشین.[14] . Donald Trump Official Page On Twitter, 25 November 2014.https://twitter.com/realDonaldTrump/status/537160060682924032[15] . «بورل: شاهد پایان سیستم تحت رهبری آمریکا در دنیا هستیم». خبرگزاری تسنیم؛ 6 خرداد 1399.https://tn.ai/2273199[16] . گفت‌وگوهای پشت پرده. برنز، ویلیام. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص72.[17] . پیشین. ص74.[18] . پیشین. ص79.[19] . پیشین. صص 386 و 387.[20] . پیشین.[21] . پیشین. ص 384.[22] . پیشین. صص 82-91.[23] . «حاضران و غایبان بزرگ کنفرانس سازش بحرین چه‌کسانی هستند؟». خبرگزاری تسنیم؛ 3 تیر 1398.https://tn.ai/2039792[24] . گفت‌وگوهای پشت پرده. برنز، ویلیام. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص484.[25] . “Five reasons why US ‘maximum pressure’ on Iran has backfired”. Barbara Slavin. Atlantic Council Website, 14 May 2020.https://www.atlanticcouncil.org/blogs/iransource/five-reasons-why-us-maximum-pressure-on-iran-has-backfired[26] . صحیفه امام؛ ج9؛ ص468.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 13:45:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توافقی برای کاهش فشار یا اهرمی برای اعمال فشار؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/t-uhn7fjsvltge</link>
                <description>عکسی که وزرای خارجه ایران و 1+5 پس از توافق بر سر برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) در 24 تیر 1394 به عنوان یادگادری انداختند، یک غایب داشت: «سرگی لاوروف».[1] ظاهرا وزیر خارجه روسیه تمایلی به حضور در این قاب نداشت و شاید ناراضی به نظر می‌رسید. اندکی بعد اظهارات لاورف در میان خبرنگاران نشان می‌داد او از برخی روندهای طی شده در دستیابی به توافق رضایت نداشت. او گفت: «در طول مذاکرات منتهی به توافق، روسیه و چین می‌خواستند تحریم‌‌ تسلیحاتی علیه ایران، در میان اولین تحریم‌هایی باشد که برداشته می‌شود اما ایالات متحده و متحدانش اصرار داشتند که تحریم تسلیحاتی برای 8 و یا 10 سال دیگر باقی بماند. [در نهایت] تهران پذیرفت که تحریم تسلیحاتی 5 سال دیگر باقی بماند.»[2] یک سال بعد سرگی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به این قسمت از نارضایتی روس‌ها از توافق اشاره کرد و گفت: «روسیه طی مذاکرات هسته‌ای حامی رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران در زودترین موعد ممکن بود، ما حتی در مقاطعی پیشنهادهایی را تدوین کردیم که براساس آن تحریم تسلیحاتی یک ماه پس از اجرای برجام رفع شود، اما نتیجه متفاوت بود.»[3]با این اوصاف مذاکره‌کنندگان ایران علی‌رغم حمایت روسیه و چین برای رفع تحریم تسلیحاتی، چندان به چانه‌زنی نپرداختند و حاضر شدند این تحریم، 5 سال دیگر بر کشورمان اعمال شود. به نظر می‌رسید برای تیم ایرانی «حصول توافق» از «کیفیت توافق» مهم‌تر بود. این راهبرد دقیقا منطبق با همان شعاری بود که ابتدای مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم توسط وزارت خارجه در یک کارزار تبلیغاتی با محوریت برخی کارگردانان سینمای ایران ترویج شد: «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست.»[4] اولویت وزارت خارجه ایران «توافق» بود نه «محتوای» آن؛ به همین دلیل با شتاب زیاد برای دستیابی به هدفشان که «حصول توافق» بود، از توجه و چانه‌زنی بر روی جزئیات چشم‌پوشی می‌کردند. 7 آذر 1395 رهبر انقلاب در جمع فرماندهان نیروی دریایی به مضرات این شتاب‌زدگی اشاره کردند: «مشکلات فعلی در توافق هسته‌ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است. وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ی سلبی در آن کار می‌شود.»[5]اما پذیرش «تحریم تسلیحاتی» از جانب نمایندگان ایران، تنها مورد عجیب توافق‌نامه برجام نبود! موارد دیگری نیز وجود داشت که می‌توانست مصداق عجله و غفلت از جزئیات باشد. «ساز و کار حل اختلافات» که در بندهای 36 و 37 برجام آمده بود یکی از همین موارد بود. این ساز و کار به نحوی طراحی شده بود که ابتکار عمل را از ایران می‌گرفت. مطابق این ساز و کار با شکایت یکی از طرفین برجام و پس از فیصله نیافتن دعوی در کمیسیون‌ها و جلسات مشخص شده طی زمان تعیین شده، در نهایت کار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می‌شد. این شکایت یا طی زمان تعیین شده، در شورای امنیت به نتیجه می‌رسید(اعم از حل و فصل شکایت یا تصویب قطعنامه) و یا در غیر این صورت پس از زمان تعیین شده؛ کلیه قطعنامه‌های تحریمی گذشته شورا به صورت خودکار باز می‌گشت. چیزی که آن را «مکانیسم ماشه» نامیدند. در این حالت حتی اگر طرف شاکی ایران باشد، به علت حق وتوی کشورهای غربی و جلوگیری از تصویب قطعنامه، شکایت ایران هم می‌تواند منجر به بازگشت تمامی تحریم‌های قبلی شورای امنیت شود. در واقع ایران در صورت شکایت و ارجاع موضوع به شورای امنیت یا باید قانع شود و شکایتش را پس بگیرد و یا اگر قانع نشد همه تحریم‌های شورای امنیت باز می‌گردند![6]شاید به همین دلیل باشد که علی‌رغم اذعان مسئولان وزارت خارجه ایران به نقض مکرر تعهدات توسط طرف‌های غربی؛ آنها تمایلی به ارجاع شکایت ایران به شورای امنیت سازمان ملل ندارند و پیشتر ترجیح دادند تا به مفاد پیمان مودت در سال 1334(1957) رجوع کنند.[7] وقتی ایران در واکنش به نقض عهد طرف‌های غربی، اقدام به کاهش تعهدات خود در توافق هسته‌ای کرد؛ این طرف‌های غربی بودند که ایران را به فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از طریق ساز و کار حل اختلاف ”تهدید“ کردند. دانیل لاکاله تحلیل‌گر اقتصادی و استاد دانشگاه در توصیف این اقدام کشورهای اروپایی گفت: «مکانیزم حل اختلاف تصمیمی از سوی کشورهای اروپایی، برای بازگرداندن ایران به تعهداتش است.»[8] با این اوصاف ساز و کار حل اختلاف در برجام به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده بود. واهمه از چنین ساز و کاری بود که باعث می‌شد دولت‌مردان به جای آنکه با تهدید «خروج از برجام» به چانه‌زنی و ایفای حقوق ملت ایران بپردازند، ترجیح دهند در اظهارات متعدد طی زمان‌های مختلف طرف غربی را مطمئن سازند که ایران قصد خروج از برجام را ندارد. پیش از خروج آمریکا از برجام دست کم دو بار رئیس‌جمهور و معاونش این پیام را مخابره کردند که در صورت خروج آمریکا، ایران از برجام خارج نخواهد شد: «اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم.»(علی‌اکبر صالحی؛ 17 شهریور1396)[9]؛ «اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر!»(حسن روحانی؛ 17 اردیبهشت 1397)[10] حتی وقتی علی‌رغم مهلت چند هفته‌ای ایران به اروپا[11]، کشورهای اروپایی پس از گذشت چند ماه همچنان از راه‌اندازی ساز و کار ارتباطات مالی امتناع می‌کردند،  باز هم این رئیس‌جمهور ایران بود که سعی می‌کرد به طرف غربی اطمینان دهد ایران از برجام خارج نخواهد شد: «یکی از ویژگی‌های ما ایرانی‌ها، این است که وقتی توافقی را امضا کردیم در هیچ شرایطی امضاءمان را زیر پا نخواهیم گذاشت.»؛ «به دنیا ثابت کردیم که پای تعهدات خودمان می‌ایستیم و علی‌رغم اینکه طرف تعهد به بخشی از تعهداتش عمل نکرده و یا یکی از آنها به‌طور کامل خارج شده ما همچنان در تعهد خودمان باقی هستیم.»(حسن روحانی؛ 30 آذر 1398)[12] «مکانیسم ماشه» و متعاقب آن بازگشت تمامی قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت آنقدر برای دولت‌مردان هراس داشت که با چنین اظهاراتی به زعم خود از وقوع آن جلوگیری کنند.اکنون بگذارید به موضوع خبری این روزها نگاهی بیاندازیم. با پایان یافتن زمان پنج ساله تحریم تسلیحاتی ایران که با موافقت مذاکره‌کنندگان کشورمان اعمال شده بود؛ آمریکا برای دائمی‌ شدن این تحریم تسلیحاتی تلاش می‌کند. طبق گزارش نیویورک تایمز طرح وزارت خارجه آمریکا در این زمینه مبتنی بر تفسیری حقوقی است که نشان دهد ایالات متحده با وجود خروج از برجام همچنان یکی از اعضا/طرفین آن محسوب می‌شود: «طبق آن آمریکا ذاتا یکی از مشارکت کنندگان در برجام تلقی خواهد شد و هدف آن استفاده از تهدید مکانیسم ماشه است که می‌تواند همه تحریم‌های قبل از امضای برجام را علیه ایران مجددا اعمال کند و اگر تحریم‌های تسلیحاتی در شورای امنیت تمدید نشود واشنگتن از این حق ادعایی خود به عنوان یکی از طرف‌های توافق استفاده کند.»[13] در واقع برجام حتی برای سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ هم گزینه مطلوبی قلمداد می‌شود!به دلیل راهبرد غلط در مذاکرات هسته‌ای و تعجیل در «حصول توافق» و مقدم دانستن آن بر «کیفیت توافق»، این روزها «برنامه جامع اقدام مشترک» نه تنها از معنای خود تهی شده بلکه در مسیر اقدامات یک‌طرفه علیه ایران قرار دارد. دیگر خبری از «روح برجام» نیست؛ حالا توافقی که قرار بود به کاهش فشار بر ایران بیانجامد به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده است.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۶۲ روزنامه کیهان مورخ یک‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1]. “Iran Nuclear Talks In Vienna”. Photo by Thomas Imo, Getty Images. 14 July 2015, Vienna Austria.https://www.gettyimages.com/detail/news-photo/foreigen-minister-of-china-wang-yi-french-foreign-minister-news-photo/480651362[2] . “Russia Hails Iran Deal, Observers More Skeptical”. Jonas Bernstein, VOA, 14 July 2015.https://www.voanews.com/europe/russia-hails-iran-deal-observers-more-skeptical[3] . «ریابکوف: برخی اعضای ۱+۵ در اجرای برجام موانع را رفع نمی‌کنند». خبرگزاری تسنیم؛ 17 شهریور 1395.https://tn.ai/1177075[4] . «هدف همه ما حفظ منافع ملی در مذاکرات هسته ای است؛توضیح درباره یک کمپین». خبرگزاری مهر؛ 9 مهر 1393. کد خبر: 2381612.https://mehrnews.com/xrfWmهمچنین نگاه کنید به:«دفاع از «توافق به هر قیمت» دیکته وزارت خارجه به سینماگران!». روزنامه کیهان؛ 10 مهر 1393. سال هفتاد و سوم؛ شماره: 20888؛ ص 10.https://kayhan.ir/fa/news/25719«چرا شعار «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» سر داده شد؟». تارنمای خبری مشرق؛ 21 بهمن 1393. کد خبر: 388230.https://mshrgh.ir/388230[5] . «دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش با رهبر انقلاب». دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای؛ 9 آذر 1395.http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=35010[6] . نگاه کنید به:برنامه جامع اقدام مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5. منتشر شده توسط: وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران؛ صص 17 و 18؛ بند 36 و 37.https://www.mfa.ir/files/mfa/pdff.pdfhttps://www.mfa.gov.ir/portal/newsview/31179قطعنامه 2231. مصوب شورای امنیت؛ نشست 7488؛ 20 جولای 2015. منتشر شده توسط: وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران؛ صص4و5؛ بند 11و12و13.https://mfa.gov.ir/files/mfa/pdfpdf.pdfhttps://www.mfa.gov.ir/portal/newsview/31178«اسناد مرتبط با برجام». تارنمای رسمی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران.https://www.mfa.gov.ir/portal/viewpage/3993[7] . «شکایت ایران علیه آمریکا در دیوان بین المللی دادگستری؛ واشنگتن چگونه در دادگاه لاهه مغلوب شد». خبرگزاری میزان؛ 1 فروردین 1398. کد خبر: ۴۹۶۹۳۸.https://www.mizanonline.com/fa/news/496938[8] . «هدف مکانیسم حل اختلاف خرید زمان است». خبرگزاری کار ایران(ایلنا)؛ 29 دی 1398. کد خبر: 860810.https://www.ilna.news/fa/tiny/news-860810[9] . «صالحی: اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم». تارنمای خبری بی‌بی‌سی. 17 شهریور 1396.https://www.bbc.com/persian/iran-41209278[10] . «روحانی: اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر». تارنمای خبرآنلاین. 17 اردیبهشت 1397. کد خبر: 775091.https://www.khabaronline.ir/news/775091[11] . «رئیس جمهور در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم درباره برجام: برجام از ۱+۵ ، یک را از دست داده است». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. 18 اردیبهشت 1397. شناسه خبر: 104277.http://www.president.ir/fa/104277[12] . «درهای ایران روی دولت و شرکتهای ژاپنی باز است». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. 30 آذر 1398. شناسه خبر: 112932.http://www.president.ir/fa/112932[13] . «نیویورک تایمز؛ طرح برجامی پامپئو برای تصویب قطعنامه تسلیحاتی علیه ایران». خبرگزاری فارس؛ 8 اردیبهشت 1399.http://fna.ir/ex2peq</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 13:04:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلواپسی با ۴ سال تأخیر</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/d-atamzpiv7hl8</link>
                <description>«تحریم‌های ثانویه غیرقانونی ایالات متحده صادرات نفت و اقلام تولیدی را برای ایران به شدت سخت کرده و بنابراین نه تنها بخش دولتی - که تهیه و تدارک غذا و داروی یارانه‌ای و دیگر کالاهای اساسی برای مردم ایران و به ویژه آسیب پذیرترین قشر جمعیت را برعهده دارد - هدف قرار داده بلکه به تضعیف کل بخش خصوصی ما که مسئول تامین کالا، ارایه خدمات و اشتغال‌زایی برای مردم می‌باشد، منجر شده است [...] حتی اگر یک شرکت خارجی حاضر باشد اقلام مورد نیاز را به ایران بفروشد و ما بهای آن را از طریق دارایی‌های‌مان در خارج از کشور بپردازیم، باز هم تحریم‌های درهم تنیده آمریکا در حوزه حمل و نقل و کشتیرانی، بیمه و بخش‌های مالی و بانکی چنین تجارتی را برای طرفین امکان ناپذیر می‌کند [...] قطع ارتباط فرودگاه‌های اروپایی با هواپیمایی ایران‌ایر طی روزهای گذشته به هیچ عنوان به شیوع کرونا مربوط نبود بلکه مستقیما به تحریم خرید و نصب نرم افزار به روز شده برنامه‌ریزی پرواز توسط آمریکا مربوط می‌شود [...] واردات ما از اروپا از لحاظ مقدار و ارزش کمتر از دوره پیش از اجرای کامل برجام در سال ۲۰۱۶ است.»[1]عکس: محمدجواد ظریف؛ تارنمای خبری جمارانآنچه خواندید انتقادات یکی از منتقدان توافق هسته‌ای و یا به تعبیر دولتی‌ها «دلواپسان» درباره ناکارآمدی برجام و باقی‌ماندن تحریم‌ها نیست. اینها جملات محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در نامه به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد دقیقا 4 سال و 7 ماه و 29 روز پس از امضای برجام و اجرای یک طرفه آن توسط ایران است. برنامه‌ای که قرار بود به تعبیر رئیس‌جمهور روحانی: «در روز اجرای توافق تمام تحریم‌های مالی، تمام تحریم‌های بانکی، تمام تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو شده و نه تعلیق»[2] اما نه تنها همه تحریم‌ها ماند بلکه اضافه هم شد و در مقابل فعالیت‌های هسته‌ای ایران نه تنها متوقف بلکه در مواردی حتی به عقب بازگشت. نامه وزیر محترم خارجه کشورمان در آخرین روزهای سال 1398 و در روزهای اوج ویروس کرونا چندان مورد توجه قرار نگرفت و کمتر در رسانه‌ها دیده شد. نامه‌ای که نشان می‌داد آقای وزیر دست کم 4 سال پس از اجرای برجام به شکلی جدی «دلواپس» شده است! شاید اگر شیوع ویروس کرونا و متعاقب آن کارزار تبلیغاتی وزارت خارجه برای متأثر کردن افکار عمومی جهان و کاهش موقت تحریم‌ها نبود، چنین سخنانی هرگز شنیده نمی‌شد. کارزاری که بر خلاف نیت خیرخواهانه سازماندهندگانش بیشتر به یک «اظهار عجز و التماس» در عرصه بین‌المللی شباهت پیدا کرد. علی‌رغم نامه‌نگاری‌‌ها به رؤسای جمهور سایر کشورهای جهان[3]، نامه‌نگاری به دبیرکل سازمان ملل متحد[4]، نامه به پاپ فرانسیس[5]، درج مقاله در رسانه‌های خارجی[6]و پویش‌های متعدد در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی و انگلیسی[7]؛ نه به اموال بلوکه شده ایران در بانک‌های خارجی دسترسی حاصل شد و نه وام صندوق بین‌المللی پول به ایران تعلق گرفت؛ تنها با گذشت بیش از یک سال از آغاز به کار ساز و کار مالی ایران و اروپا موسوم به اینستکس یک تراکنش محدود برای صادرات اقلام پزشکی و بهداشتی از آلمان به ایران انجام شد![8] به نظر می‌رسید سیاست خارجی ما یک بار دیگر در فهم واقع‌بینانه‌ از روابط بین‌الملل دچار خطا شده بود.12 مرداد 1394 وقتی فؤاد ایزدی از محمدجواد ظریف درباره نقض برجام توسط رئیس‌جمهور آمریکا در آینده پرسید؛ اینطور پاسخ شنید: «میگن رئیس‌جمهور بعدی می‌خواد با یک امضا تحریم‌‌ها رو برگردونه؛ خب برگردونه؛ کی تو دنیا اجرا می‌کنه؟ نمی‌تونه این کار رو بکنه؛ قاعده حقوقی داره؛ من به شما اطمینان میدم.»[9] «اطمینان» وزیر خارجه ایران اگرچه تسلای دلگرم کننده‌ای بود اما چندان دوام نیاورد، بار دیگر تحلیلی اشتباه از مناسبات بین‌المللی وجود داشت، «با یک حرکت قلم» رئیس‌جمهور آمریکا از برجام خارج شد، تحریم‌های بیشتری اعمال کرد و اروپا و سایر متحدانش نیز از او تبعیت کردند. آقای ظریف هفته گذشته، 5 اردیبشهت 1399 در واکنش به عهدشکنی اروپایی‌ها  به همین نکته اشاره کرد و گفت: «آمریکا از سال ۲۰۱۷ مشغول تحکم کردن به همگان علیه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است. اروپا به جای قطعنامه ۲۲۳۱، از آمریکا تبعیت کرد.»[10] این جملات در حالی بود که کمتر از 2 سال قبل ایشان نظری کاملا متفاوت با امروز داشت و معتقد بود اروپا در کنار ایران ایستاده و تسلیم آمریکا نمی‌شود: «عده‌ای کم لطفی می‌کنند؛ امروز، دنیا با ماست.»[11]«این دفعه، دنیا پشت ما ایستاده.»[12] او حتی در 14 شهریور 1396 که با حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید زمزمه‌های مبنی بر خروج آمریکا از برجام به گوش می‌رسید، مدعی شد «خروج از برجام به معنی انزوای آمریکا است.»[13] و گفت: «اروپا، برجام را بدون آمریکا هم ادامه می‌دهد.»[14] اما تنها عضوی که برجام را بدون پایبندی دیگر اعضا به طور کامل ادامه داد؛ ایران بود! این بار هم محاسبات نادرستی از قدرت‌های خارجی و مناسبات و تعامل آنها با یکدیگر در ذهن مسئولان و سیاست‌گذاران دولت وجود داشت. با وجود گذشت 7 سال اما انگار همین دیروز بود که رئیس‌جمهور روحانی در نطق‌های انتخاباتی‌اش می‌گفت: «ای امان از شعارهای بی‌محتوا ... سیاست خارجی ”شناخت دنیا“ را می‌خواهد. سیاست خارجی ”شناخت قدرت‌های خارجی“ را می‌طلبد.»[15] اما با تمام احترام نسبت به خدمات دولت‌های یازدهم و دوازدهم نه تنها این شناخت در این دولت‌ها وجود نداشت بلکه باور به توانمندی سرمایه انسانی و فنی داخل کشور نیز میان مدیران بلندپایه دولتی در پایین‌ترین حد خود قرار داشت. «قابلیت رقابت در هیچ تکنولوژی و هیچ صنعتی به جز آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی را نخواهیم داشت.»[16]؛ «آمریکا با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد»[17]، «تکنولوژی این عمل[جراحی گوش وزیر صنعت در آلمان] حدود ۸۰ سال آینده به ایران خواهد رسید.»[18] جملات ماندگاری است که در مدیریت اجرایی این سال‌های کشور شنیده شد. با این حال جمهوری اسلامی ایران به مسیر خودش ادامه داد. برنامه فضایی‌ خود را در اوج تحریم‌های غیرقانونی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش با ارسال اولین ماهواره نظامی خود به مدار زمین دنبال کرد. نفوذ منطقه‌ای‌اش را حفظ کرده و با اتکا به توانمندی‌ متخصصان کادر بهداشت و درمانش در سخت‌ترین شرایط، شیوع ویروس کرونا را مدیریت کرده و با رشد آمار بهبودیافتگان مورد تحسین سایر کشورها و نهادهای بین المللی قرار گرفته است. ویروسی که در غرب غارت محموله‌های بهداشتی و هجوم به فروشگاه‌ها و کمبود ارزاق و اقلام مصرفی را به همراه داشت؛ در ایران همدلی مؤمنانه مردمی را به ارمغان آورد که بیش از 40 سال تحت بی‌سابقه‌ترین رژیم تحریم‌های ظالمانه آمریکا و متحدانش زندگی کرده‌اند. با این حساب انتظار غیرمعقولی نیست که پس از گذشت 7 سال از دولت تدبیر و امید و مشاهده محاسبات غلط در رویکرد نگاه به غرب، بیش از این ظرفیت‌های داخلی کشور را معطل نگه نداریم و در یک سال باقیمانده با قطع امید از اروپا و آمریکا، شناختی تازه از جهان را تجربه کنیم و به توان نیروی انسانی و فنی داخلی ایمان بیاوریم. آن وقت دلواپسی آقای وزیر حتی با چهار سال تأخیر می‌تواند مقدمه‌ای برای امید به آینده در روزهای باقیمانده باشد.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۵۲ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . «در نامه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل مطرح شد؛ ظریف: آمریکا مانع فروش دارو و تجهیزات پزشکی به ایران برای مبارزه با کرونا است». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 22 اسفند 1398. کد خبر: 83711835.www.irna.ir/news/83711835[2] . «متن سخنان دکتر روحانی در گفت و گوی زنده رادیو و تلویزیونی با مردم». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری؛ 23 تیر 1394. شناسه خبر: 88112.http://www.president.ir/fa/88112همچنین نگاه کنید به فیلم: «گفت و گوی زنده رادیو و تلویزیونی با مردم». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری؛ 23 تیر 1394. شناسه خبر: 88118.http://www.president.ir/fa/88118[3] . «دکتر روحانی در نامه ای به تعدادی از سران کشورهای جهان: مقابله با کرونا مستلزم اقدامات هماهنگ و مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی است». تارنمای رسمی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران؛ 24 اسفند 1398.https://mfa.gov.ir/portal/newsview/577511[4] . «در نامه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل مطرح شد؛ ظریف: آمریکا مانع فروش دارو و تجهیزات پزشکی به ایران برای مبارزه با کرونا است». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 22 اسفند 1398. کد خبر: 83711835.www.irna.ir/news/83711835[5] . «دیپلماسی دینی آیت‌الله محقق داماد و پاپ فرانسیس : درباره کرونا». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 25 فروردین 1399. کد خبر: 83749600.www.irna.ir/news/83749600[6] . “Sanctions are crippling Iran&#x27;s fight against coronavirus”. Pirouz Hanachi, The Guardian, 4 April 2020.https://www.theguardian.com/commentisfree/2020/apr/04/coronavirus-boundaries-fight-global-shared-threats«شهردار تهران در یادداشتی در روزنامه گاردین تصریح کرد: نقش مخرب تحریم‌های آمریکا در روند مبارزه ایران با کرونا». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 16 فروردین 1399. کد خبر: 83738106.همچنین نگاه کنید به: «حناچی، تحریم ها و تیترگُزینشی گاردین». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 20 فروردین 1399. کدخبر: 83740490.www.irna.ir/news/83740490[7] . «ظریف: به پویش جهانی برای بی‌اعتنایی به تحریم‌های آمریکا بپیوندید». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 27 اسفند 1398. کد خبر: 83718697.www.irna.ir/news/83718697«مولاوردی خواستار حمایت از پویش رفع تحریم‌های ایران شد» خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 26 اسفند 1398. کد خبر: 83716557.www.irna.ir/news/83716557همچنین نگاه کنید به:«ظریف: کرونا حقیقت تحریم‌های ظالمانه را برجهان آشکار کرد». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 28 اسفند 1398. کد خبر: 83720461.www.irna.ir/news/83720461«بحران کرونا و ماموریت ظریف در تبیین تاثیر تحریم‌ها». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 3 فروردین 1399. کد خبر: 83723300.www.irna.ir/news/83723300«ظریف: جهان درمقابل تروریسم پزشکی آمریکا علیه ملت ایران سکوت نکند». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 17 اسفند 1398. کد خبر: 83705476.www.irna.ir/news/83705476«ظریف: زمان تغییر سیاست ورشکسته آمریکا فرا رسیده است». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 29 اسفند 1398. کد خبر: 83721307.www.irna.ir/news/83721307«دستگاه دیپلماسی برای شکست کرونا چه اقداماتی انجام داده است؟». خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)؛ 18 اسفند 1398. کد خبر: 83705455.www.irna.ir/news/83705455و ...[8] . «اینستکس اولین تراکنش را با موفقیت انجام می دهد». تارنمای رسمی سفارت آلمان در تهران؛ 31 مارس 2020.https://teheran.diplo.de/ir-fa/-/2329894[9] . «سوالات فؤاد ایزدی و سلیمی از ظریف پیرامون برجام در شورای راهبردی روابط خارجی». تلویزیون اینترنتی مستضعفین؛ 15 مرداد 1394.http://www.mostazafin.tv/article/5535«بررسی پسابرجام در شورای راهبردی روابط خارجی با حضور ظریف». خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)؛ 13 مرداد 1394. کد خبر: 94051307451.https://www.isna.ir/news/94051307451[10] . صفحه رسمی محمدجواد ظریف در توییتر؛ 24 آوریل 2020.https://twitter.com/JZarif/status/1253618742631829504همچنین نگاه کنید به: «ظریف: اروپا به جای قطعنامه ۲۲۳۱، از آمریکا پیروی می‌کند»؛ خبرگزاری فارس؛ 5 اردیبهشت 1399.http://fna.ir/ex22i3[11] . «ظریف: به آمریکایی‌ها نشان خواهیم داد که مجبورند اعتیادشان به تحریم را ترک کنند». خبرگزاری فارس؛ 7 مرداد 1397.http://fna.ir/bns3of[12] . «با برگرداندن تحریم‌ها اتفاقی نمی‌افتد/چه کسی باور می‌کند ترامپ می‌خواهد با ایران مذاکره کند؟». خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)؛ 15 مرداد 1397. کد خبر: 97051508078.https://www.isna.ir/news/97051508078[13] . «ظریف: اروپا، برجام را بدون آمریکا هم ادامه می‌دهد». تارنمای خبری خبرآنلاین؛ 14 شهریور 1396. کد خبر: 703850.https://www.khabaronline.ir/news/703850[14] . پیشین.[15] . «۱۰سال پیش باید سیاست تنش‌زدایی با آمریکا را در پیش می‌گرفتیم». خبرگزاری تسنیم؛ 9 خرداد 1392.https://tn.ai/66582[16] . «مشاور رئیس‌جمهور: تعرفه واردات برداشته شود قدرت رقابت در هیچ صنعتی جز قرمه‌سبزی و آبگوشت بزباش را نداریم». خبرگزاری فارس؛ 19 آبان 1393.https://www.farsnews.ir/news/13930819000087[17] . فیلم جلسه سخنرانی پرسش و پاسخ محمدجواد ظریف در دانشگاه تهران؛ 12 آذر 1392؛ بایگانی شده در مرکز پژوهش‌های کیهان.[18] . «نعمت‌زاده دلیل سفرش به آلمان را جراحی پیچیده گوش اعلام کرد». خبرگزاری فارس؛ 25 فروردین 1393.https://www.farsnews.ir/news/13930124001195همچنین نگاه کنید به:«مدیرکل روابط عمومی وزارت صنعت مدعی شد: عمل جراحی سطحی نعمت‌زاده در آلمان؛ عمل، پیچیده نبود». خبرگزاری فارس؛ 25 فروردین 1393.https://www.farsnews.ir/news/13930125000915</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Wed, 06 Dec 2023 17:37:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت داده‌ها در حکمرانی نوین</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/d-bbhf8th4xpsj</link>
                <description>اگر یک ناشناس در خیابان جلوی شما را بگیرد و از نام و نام‌خانوادگی، شماره تماس، محل سکونت و نشانی منزل‌تان بپرسد؛ چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا پاسخ سؤالاتش را می‌دهید یا از این کار امتناع کرده و این موارد را بخشی از حریم شخصی‌تان می‌دانید و یا سعی می‌کنید قبل از پاسخ دادن از هویت سؤال‌کنندگان، اهداف‌شان و استفاده‌ای که از اطلاعات شما خواهند کرد مطمئن شوید؟ در فرض دیگری اگر گروهی از اشخاص مشغول پرسش این سؤالات از تک تک افراد محله و شهر شما باشند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در این صورت ممکن است حتی نهادهای انتظامی به نیابت از شما وارد عمل شوند، هویت‌شان را بررسی کنند و تا زمان کسب مجوزهای لازم توسط آنها از ادامه کارشان جلوگیری کنند. این قصه‌ای است که در زندگی حقیقی ما اتفاق می‌افتد اما در فضای مجازی ماجرا کمی فرق می‌کند. روزانه داده‌هایی به مراتب جزئی‌تر و با حجمی گسترده‌تر توسط کاربران در فضای مجازی بارگذاری می‌شود، بدون اینکه هیچ حساسیتی را برانگیزد. وقتی گوگل تصمیم گرفت برای مقابله با کرونا عادت‌های تردد مردم در بیش از 130 کشور دنیا را منتشر کند؛ روری کتلان جونز خبرنگار حوزه تکنولوژی بی‌بی‌سی جهانی گفت: «این اطلاعات ممکن است باعث شگفتی کسانی شود که در حال حاضر آگاهی ندارند که گوگل چقدر می‌تواند اطلاعاتی در مورد آنها جمع‌آوری کند.»[1] بر اساس همین اطلاعات بود که ریموند کورزویل کارشناس هوش مصنوعی و مدیر مهندسی پروژه‌های گوگل گفته بود: «گوگل به زودی شما را از نزدیک‌ترین عزیزان‌تان هم بهتر خواهد شناخت؛ چون برای این سیستم هیچ چیز پنهانی درباره شما وجود ندارد و مگوترین اسرارتان هم پیش چنین سیستم هوشمندی فاش است.»[2]طرحی از یان لیوونن (Janne Livonen) منتشر شده در فایننشال تایمز (Financial Times)داده‌هایی مثل زمان ورود و خروج شما در اینترنت، بازه زمانی استفاده از آن، جستجوهای روزمره اینترنتی، تماشای فیلم‌ها، بازدید از سایت‌ها، نظرات و ...که معمولا توسط کاربران ساده انگاشته می‌شوند؛ آن‌قدرها که به نظر می‌رسد بی‌اهمیت نیستند. این داده‌های خُرد با تجمیع‌شان کلان‌داده‌هایی می‌سازند که به عنوان مواد اولیه برای مکانیزم‌های هوش مصنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از این منظر آنها گنجینه‌هایی ارزشمند هستند که شرکت‌های فناوری از دل‌شان خلق ثروت می‌کنند. چیزی شبیه به معادن طلا و نقره یا یک چاه نفت؛ با این تفاوت که ما در بدترین حالت، ذخایر زیرزمینی‌مان را خام‌فروشی می‌کنیم اما درباره داده‌ها حتی از خام‌فروشی هم خبری نیست؛ ما آنها را رایگان هبه می‌کنیم! بیایید به چند نمونه نگاهی بیاندازیم:بسیاری از ما دست کم یک بار نقشه ترافیکی شهرمان را از طریق نرم‌افزارهای گوشی‌های هوشمندمان مرور کرده‌ایم. اینکه چگونه یک شرکت فناوری، فرسنگ‌ها دورتر و بدون نصب یک دوربین در شهرمان قادر به شناسایی نسبتا دقیق ترافیک سبک و سنگین در معابر شهری و ارائه آن به ماست، سؤالی است که پاسخش را باید در جمع‌آوری داده‌هایی که شما بارگذاری کردید و کاوش و پردازش آنها جستجو کرد.تصاویر پروفایل شاید یکی از پیش‌پا افتاده‌ترین قسمت‌های شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی برای کاربران باشد. اما همین تصاویر بانک اطلاعاتی ارزشمندی را برای داده‌کاوی فراهم کرد. شرکت کلیر ویو(Clearview) که یکی از پیمانکاران نهادهای انتظامی و امنیتی آمریکا محسوب می‌شود حتی پس از آنکه کاربران این تصاویر را از صفحات خود حذف کردند؛ آنها را در پایگاه اطلاعاتی خود نگه داشت و از آنها برای ایجاد و بهینه‌سازی فناوری‌های تشخیص چهره‌اش استفاده کرد.[3]تنها با هک شدن پایگاه اطلاعاتی آنها در فوریه 2020 بود که مشخص شد این شرکت بیش از سه میلیارد تصاویر پروفایل از فیسبوک، یوتیوب و توییتر ذخیره کرده است؛ شاید اگر این اتفاق نمی‌افتاد برای بسیاری از کاربران، تصاویر پروفایل همچنان اطلاعاتی بی ارزش محسوب می‌شدند. تیم مکی تحلیلگر امنیتی شرکت سیناپسیس(Synopsys) در واکنش به این رویداد گفت: «ترکیب کردن اطلاعات مربوط به تشخیص چهره با اطلاعاتی که از منابع دیگر به دست آمده مانند شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند گزارشی با جزئیات از مشخصات و فعالیت‌های یک کاربر بدهد بدون اینکه از آن فرد کسب اجازه شده باشد.»[4]راه‌اندازی یک پویش انتشار ویدیوی لب‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ایده‌ای سرگرم کننده باشد به شرط آنکه ویدیوهای کاربران به عنوان بانک‌اطلاعاتی برای ارتقای الگوریتم‌هایی که به منظور بهره‌گیری در فناوری جعل عمیق(Deepfake) طراحی شده‌اند؛ استفاده نشود! در این مورد شما یک شوخی ساده کردید اما خیلی جدی به بنگاه‌های تجارت اخبار جعلی کمک شد.کلان‌داده‌ها و و داده‌کاوی حتی به عرصه سیاست و رقابت‌های انتخاباتی هم وارد شده‌اند. باراک اوباما در سال 2008 و 2012 تیمی کارکشته از کارشناسان گوگل و فیسبوک را در کمپین انتخاباتی‌اش استخدام کرده بود تا جایی که برخی کارشناسان پیروزی او را به دلیل بهره‌گیری او از ظرفیت اینترنت در کارزار انتخاباتی‌اش ارزیابی کردند.[5] این سرمایه‌گذاری انتخاباتی بر روی تحلیل داده‌های فضای مجازی و فرآوری آنها در سال 2012 به اندازه‌ای بود که برخی رسانه‌ها نوشتند: «برای الگوریتم‌های گوگل هم «اوباما» با معناتر از «رامنی» بود.»[6] در انتخابات سال 2016 آمریکا استفاده از این شیوه به اوج خود رسید. دونالد ترامپ بیشترین بودجه کمپین انتخاباتی‌اش را یعنی چیزی حدود 85 میلیون دلار برای فضای مجازی اختصاص داد.[7] استفاده از داده‌های «کمبریج آنالیتیکا» موسوم به «آلامو» و هدف‌گیری رأی‌دهنگان آمریکایی برای ترغیب آنها در رأی به دونالد ترامپ تا مدت‌ها پس از انتخابات آمریکا نیز خبرساز بود چرا که این شرکت بدون اجازه کاربران، از اطلاعات آنها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای کارزارهای سیاسی‌اش استفاده می‌کرد.[8]در واقع هنگامی که بسیاری از شرکت‌های فناوری به شما خدمات رایگان ارائه می‌دهند، شما مشتری آن خدمات نیستید بلکه بخشی از محصول به حساب می‌آیید. گوردون کورِرا کارشناس فناوری کامپیوتری 2 آوریل 2020 در مقاله‌ای نوشت: «آینده واقعی شاید در استفاده از داده‌های پیچیده‌تر و هوش مصنوعی برای یافت، درک و پیش‌بینی تحولات در جوامع باشد. می‌توان از بررسی فراداده تلفن‌های همراه، جست‌وجوهای اینترنتی یا دیگر اشکال فعالیت استفاده کرد. چهار سال پیش، مدیر وقت ابداعات دیجیتال سی‌آی‌ای(CIA) به من گفت که این سازمان دارد دنبال راهی برای بررسی اطلاعات کل جمعیت یک کشور با استفاده از هوش مصنوعی و فنونی چون «عقیده کاوی» می‌گردد. ایده کلی این بود که بتوانند رویدادها - مثل اخلال در حکومت قانون یا احتمال وقوع انقلاب - را پیش از مسجل شدن، پیش‌بینی کنند.»[9] بیل برنز، قائم‌مقام پیشین وزیرخارجه آمریکا نیز در ارزیابی‌اش از آینده جهان نوشت: «توانمندی سایبری و پیشرفت دانش هوش مصنوعی، عواملی هستند که رقابت‌های ژئوپلوتیک را در قرن بیست و یکم شکل می‌دهند؛ درست مانند کاری که انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم میلادی با جهان کرد.»[10] بی‌جهت نبود که لئون پانه‌تا وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 2012 فضای مجازی را «خط مقدم جبهه‌های نبرد آینده» خواند.[11]حالا به نظر می‌رسد در موقعیتی مانند مثال ابتدای متن قرار گرفته‌ایم و باید در حمایت از مردم، صیانت از داده‌های‌شان در فضای مجازی و ممانعت از بهره‌برداری بدون اجازه از آنها وارد عمل شد. شاید بتوان داده‌های شهروندان یک کشور را هم‌ردیف ذخایر ملی تعریف کرد و با فراهم ساختن امکاناتی در ذخیره و حفظ آنها برای دسترسی و استفاده از آنها نیز مقرراتی وضع کرد . دست‌کم در سال‌های اخیر کشورهای اروپایی به ایده مشابهی در این زمینه رسیده‌اند. از سال 2018 «مقررات عمومی حفاظت از داده» در اتحادیه اروپا اجرا می‌شود. بر اساس این قانون کاربران این حق را دارند که بدانند اطلاعات‌شان توسط چه منابعی جمع‌آوری شده و از این اطلاعات برای چه اهدافی استفاده می‌شود و چنانچه شرکت‌های فناوری این درخواست کاربران را بی‌پاسخ بگذارند، از طرف دولت‌های عضو اتحادیه با جریمه حداقل 4 درصدی از درآمدشان مواجه و در صورت عدم تمکین به قانون دسترسی‌شان به داده‌های کاربران مسدود خواهد شد.[12] این قانون به دنبال اعتراض برخی اعضای اتحادیه اروپا نظیر فرانسه؛ آلمان؛ اتریش و ... درباره سیاست مالیات‌دهی، سوءاستفاده از قدرت انحصاری و رعایت نشدن حریم شخصی افراد توسط ابرشرکت‌های فناوری عمدتا آمریکایی تصویب شد.[13] بر این اساس اعمال قانون‌های محلی بر شرکت‌های خارجی هنگام استفاده از داده‌های محلی این روزها به یکی از مطالبات اساسی کشورها در مواجهه با ابرشرکت‌های فناوری تبدیل شده است.به یاد بیاوریم در جریان افشای برنامه «پریسم»(Prism) طبق اطلاعاتی که از ابزار داده‌کاوی آژانس امنیت ملی آمریکا موسوم به «مخبر بدون مرز»(Boundless Informant) به دست آمد مشخص شد ایران یکی از بزرگ‌ترین اهداف این سیستم در جمع‌آوری داده‌ها بوده است.[14] با این حساب منطقی به نظر می‌رسد که ایران بیش از هر کشور دیگری نسبت به صیانت از داده‌های شهروندانش حساس باشد. امروزه حاکمیت سایبری جزئی جدایی ناپذیر از حکمرانی نوین محسوب می‌شود و حکم‌رانان وظیفه دارند در حفاظت از منافع مردم زیرساخت‌های فیزیکی و نهادی آن را فراهم کنند. رهبر انقلاب در سخنرانی سوم فرودین سال 1399 یکی از ابزارهای قدرت را «قوت در فضای مجازی» عنوان کردند و قوت در این زمینه را «حیاتی» خواندند.[15] در این چهارچوب کاری و با این حجم گسترده از فعالیت‌های مورد نیاز در توانمندسازی سایبری کشور، دلسوزی برخی مقامات دولتی برای فیلترینگ یک نرم‌افزار یا یک شبکه اجتماعی تنها یک شوخی تلخ بیشتر نیست.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۳۷ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1]. “Coronavirus: Google reveals travel habits during the pandemic”. Leo Kelion, BBC World, 3 April 2020.https://www.bbc.com/news/technology-52138076[2] . «گوگل به‌زودی شما را حتی بهتر از شریک زندگی‌تان می‌شناسد». دویچه‌وله؛ 24 فوریه 2014.https://p.dw.com/p/1BEHk[3] . “Clearview AI: Face-collecting company database hacked”. BBC World, 27 February 2020.https://www.bbc.com/news/technology-51658111[4] . Ibid.[5] . آنچه اتفاق افتاد. کلینتون، هیلاری. (تهران:  شمشاد؛ 1396).[6] . «جنگ بر سر داده‌‌ها: مخالفان گوگل را بشناسید». دویچه‌وله؛ 19 می 2015.https://p.dw.com/p/1C2Nw[7] . گزارش تصویری شبکه بی‌بی‌سی جهانی از کمپین دیجیتالی دونالد ترامپ؛ بایگانی شده در مرکز پژوهش‌های کیهان.[8] . “Facebook scandal &#x27;hit 87 million users&#x27;”. BBC World, 4 April 2018.https://www.bbc.com/news/technology-43649018[9] . “Coronavirus: How will it change national security and spying?”. Gordon Corera, BBC World, 2 April 2020.https://www.bbc.com/news/uk-52122991[10] . گفت‌وگو‌های پشت پرده. برنز، ویلیام. (تهران: سال اول، 1398، کتابسرا). ص470.[11] . «وزیردفاع آمریکا می‌گوید فضاهای مجازی اینترنتی صحنه نبردهای آینده خواهد بود». رادیو فردا، 29 مهر 1391.https://www.radiofarda.com/a/24745329.html[12] . «چه کسی زورش می‌رسد «گوگل» را جریمه کند؟». امین رحیمی، خبرگزاری فارس، 10 دی 1398.http://fna.ir/de9rmh[13] . «مخالفت پارلمان اروپا با انحصار گوگل». دویچه‌وله؛ 28 نوامبر 2014.https://p.dw.com/p/1Dwcw[14] . «افشاگری‌ گاردین درباره جاسوسی‌ مخوف اینترنتی آمریکا». دویچه‌وله؛ 9 ژوئن 2013.https://p.dw.com/p/18mKy[15] . «سخنرانی نوروزی خطاب به ملت ایران به مناسبت آغاز سال نو و عید مبعث پیامبر اعظم». پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 3 فروردین 1399.https://www.leader.ir/fa/speech/24396</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 17:56:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غرور یک ابرقدرت زیر پای ویروس کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/g-losju8o9qbmk</link>
                <description>دقیقا چهل و یک روز پیش بود که ویلبر راس وزیر بازرگانی آمریکا در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس‌نیوز با خرسندی از بیماری کرونا، این ویروس را برای اقتصاد آمریکا مفید دانست و گفت: «فکر می‌کنم این امر به تسریع بازگشت شغل‌ها به آمریکای شمالی کمک خواهد کرد.»[1] اندکی بعد مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا متکبرانه ایران را به «پنهان‌کاری» درباره ویروس کرونا متهم کرد و خواستار انتشار اطلاعات دقیق و همکاری ایران با سازمان بهداشت جهانی شد.[2] ترامپ نیز مدتی بعد با ژستی ”از خود راضی“ خواستار استمداد ایران از آمریکا در مقابله با کرونا شد و در «کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران»، گفت: «ما بهترین متخصصان درمانی را در جهان داریم، ما واقعا می‌خواهیم و علاقه داریم که به ایرانی‌ها کمک کنیم. تنها کاری که باید بکنند این است که از ما بخواهند!»[3]کاریکاتور نشریه China Daily از استیصال آمریکا در مواجهه با ویروس کووید 19اما تنها سه روز از این اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا می‌گذشت که پایگاه خبری اکسیوس از یک فاجعه پزشکی در آمریکا خبر داد و نوشت آزمایشگاهی در آتلانتا که ساخت کیت‌های تشخیص کرونا را بر عهده داشته، خود آلوده به ویروس کرونا است.[4]نیوزویک نیز گزارش کرد آزمایشگاهی که مأمور تست مسافران برگشتی از ووهان بوده به اشتباه یک بیمار کرونایی را ترخیص کرده است.[5]همچنین مشخص شد پزشک بیمارستان وایت پلین در شمال نیویورک که طی دو هفته بیماران بسیاری را ویزیت کرده، خود مبتلا به کرونا بوده است و بیمارستان برای مراجعه بیمارانی که با این پزشک در ارتباط بوده‌اند فراخوان داد.[6] اگرچه همین اخبار برای راستی‌آزمایی ادعای دونالد ترامپ در تصویر کادر متخصص درمانی در آمریکا کافی به نظر می‌رسد اما اوضاع مدیریت شبکه بهداشت و درمان در آمریکا به مراتب بدتر از این بود. پایگاه خبری آتلانتیک طی گزارشی با بررسی امکانات موجود درمانی در ایالات متحده برای مقابله با ویروس کرونا نوشت: «آمریکا آمادگی مواجهه با آنچه قرار است رخ دهد را ندارد.»[7] در گزارشی مشابه شبکه خبری NBC آمریکا نیز به نقل از مقامات ایالت نیویورک گفت: «ظرفیت محدود دولت فدرال توانایی ما برای شکست شیوع کرونا را مختل کرده است.»[8] گزارش‌گر این شبکه همچنین به اظهارات متعدد کادر پرستاری بیمارستان‌های ایالات متحده اشاره می‌کرد که از نگرانی خود نسبت به نبود امکانات لازم در بیمارستان‌های این کشور و عدم آمادگی کافی در مواجهه با بیماری کرونا می‌گفتند.[9]آمریکا در حوزه تست بیماران کرونایی و کیت‌های تشخیص نیز به وضوح با مشکل مواجه بود. سارا کلیف خبرنگار نیویورک تایمز نوشت در بیشتر ایالت‌ها کمتر از 5 تست انجام می‌شود و برخی از آن‌ها اصلا کیت تشخیص کرونا ندارند.[10] این موضوعی بود که صدای شهردار نیویورک و یکی از نمایندگان مجلس آمریکا را نیز درآورد و انتقاد شدید آنها را به همراه داشت.[11] حتی وزیر بهداشت آمریکا بعد از گذشت هفته‌ها از گسترش کرونا در این کشور، گفت: «ما دقیقا نمی‌دانیم چه تعداد آمریکایی تست کرونا داده‌اند.»[12] و دست آخر مایک پنس معاون ترامپ نیز به کمبود کیت تشخیص کرونا در این کشور اعتراف کرد.[13] این اخبار و گزارش‌های بسیاری نظیر آن باعث شد تا کارشناس مهمان شبکه CNBC ناکارآمدی دولت آمریکا در مواجهه با این بیماری را یک افتضاح توصیف کند و بگوید: «[مقابله با کرونا] به یک افتضاح ملی تبدیل شده است.»[14] با این حال شاید عمق فاجعه در اسناد محرمانه‌ای که به رسانه‌های آمریکایی درز کرد مشخص شد. بر اساس این اسناد، دیلی میل گزارش داد که بیمارستان‌های آمریکا در حال آماده شدن برای پذیرش ۹۶ میلیون بیمار مبتلا به کرونا و احتمالا مرگ 480 هزار نفر بر اثر این بیماری هستند. دیلی میل وضعیت را «بسیار بدتر از آنچه مقام‌های این کشور مدعی هستند» خواند و تأکید کرد سطح بحران کرونا در ایالات متحده آمریکا ۱۰ برابر بیشتر از آنچه که در فصل ابتلای شدید به آنفولانزا مشاهده شد، است.[15]بررسی اظهارات متکبرانه مایک پمپئو در متهم کردن کشورهای دیگر نطیر ایران و چین به پنهان‌کاری درباره ویروس کرونا نیز دست کمی از سخنان دونالد ترامپ ندارد و نشان می‌دهد آمریکا بسیار بیشتر از کشورهای دیگر گرفتار دروغ و پنهان‌کاری است. طبق اطلاعاتی که پایگاه بیزینس اینسایدر منتشر کرد دست کم از 26 فوریه(7 اسفند) دکتر جیمز لاور استاد دانشگاه پزشکی نبراسکا با ارائه آمار و ارقام نسبت به تسریع شیوع گسترده ویروس کرونا در آمریکا و لزوم افزایش آمادگی‌های لازم در بیمارستان‌ها و کادر درمان هشدار داد اما این گزارش توسط مقامات رسمی نادیده گرفته شد و آنها گزارش او را «نظر و تفسیر شخصی آقای لاور از داده‌ها» عنوان کردند.[16]اندکی بعد تد لیو نماینده کنگره در 2 مارس(12 اسفند) اعلام کرد: «برای هفته‌ها ویروس کرونا به صورت ناشناخته در جامعه آمریکا در حال گسترش بود اما دولت در برابر درخواست‌ها برای غربال‌گری و آزمایش آن مقاومت می‌کرد.»[17] کریس مورفی سناتور آمریکایی نیز دولت آمریکا را به پنهان کاری متهم کرد و گفت ترامپ حاضر به شنیدن حقایق درباره ویروس کرونا نیست و به مردم آمریکا در مورد شیوع آن دروغ می‌گوید.[18]اظهاراتی که با بیانی دیگر توسط رئیس مجلس نمایندگان آمریکا تأیید شد. نانسی پلوسی در گفت‌وگو با خبرنگاران در انتقاد به دروغ‌گویی ترامپ گفت: «زمانی که او اعلام کرد فقط ۱۵ مورد ابتلا به ویروس کرونا در سراسر آمریکا شناسایی شده، در آن زمان ۶۰ مورد ابتلا به این ویروس گزارش شده بود.»[19] اما گزارشی که گلوبال تایمز منتشر کرد سطح پنهان‌کاری دولت آمریکا را بسیار فراتر از این آمار برد. گلوبال تایمز به نقل از شبکه تلویزیونی آساهی ژاپن مرکز شیوع ویروس کرونا را ایالات متحده عنوان کرد و مدعی شد برخی از 14000 نفری که آمریکا اعلام می‌کند به دلیل آنفلونزا در این کشور کشته شده‌اند، ممکن است به علت ابتلا به کرونا جان باخته و اساسا این ویروس از آمریکا به چین شیوع پیدا کرده باشد.[20]اظهارات متناقض، پنهان‌کارانه و کذب مقامات دولت آمریکا و رئیس‌جمهور این کشور به حدی بود که نویسنده روزنامه هافینگتن‌پست، ترامپ را در ارائه اطلاعات غلط با سعیدالصحاف وزیر تبلیغات رژیم بعث صدام مقایسه کرد.[21]با توجه به چنین اوضاعی این روزها احتمالا باید نظر ویلبر راس، وزیر بازرگانی آمریکا درباره مفید خواندن ویروس کرونا برای این کشور کمی تغییر کرده و خرسندی چهل روز پیش او جای خود را به اضطراب و نگرانی داده باشد وقتی پس از 11 سال مبادلات بورس نیویورک به مدت 15 دقیقه در روز دوشنبه متوقف شد؛ اتفاقی که از اوج بحران مالی سال ۲۰۰۸ تاکنون بی‌سابقه بود.[22] در واقع بر خلاف نظر ویلبر راس همانطور که نیویورک تایمز می‌گفت ویروس کرونا اقتصاد آمریکا را بسیار بیشتر از چین تهدید می‌کرد.[23] حتی ترامپ با همه پنهان‌کاری‌اش به تأثیر منفی بحران کرونا بر اقتصاد آمریکا اعتراف کرد.[24] برخی کارشناسان آمریکایی نظیر جیمز بولارد رئیس بانک فدرال رزرو شیکاگو وضعیت اقتصادی را کمی وخیم‌تر توصیف کردند و از احتمال ورود آمریکا به دوره رکود خبر دادند. بولارد در گفت‌وگو با تلویزیون بلومبرگ تأکید کرد: «طولانی‌ترین دوره توسعه اقتصادی در تاریخ آمریکا با ویروس کرونا از بین رفت.»[25]توماس رایت پژوهشگر اندیشکده بروکینگز نیز نوشت «۵۸ درصد دستاوردهای بازار بورس در دوره ترامپ [با بحران کرونا و نفت]، از بین رفت.»[26] اکنون و در چنین شرایطی پند و اندرز مقامات آمریکا به کشورهای دیگر اگر نگوییم احمقانه دست کم غیرمنطقی خواهد بود چرا که امروز ایالات متحده در دروغ‌گویی، ضعف ساختاری و بی‌کفایتی قابل مقایسه با کشورهای دیگر نیست!دولتی که مستکبرانه کشورهای دیگر را به پنهان‌کاری متهم می‌کرد، مغرورانه از درد و رنج انسان‌ها خرسند بود و با اغراق از تجهیزات و امکانات خود، سدی خلل‌ناپذیر می‌ساخت بر خلاف تمام ادعاهایش در مقابل یک ویروس حداکثر 500 نانومتری به زانو درآمده است.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۲۶ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] - «وزیر بازرگانی آمریکا: ویروس کرونا می‌تواند برای اقتصاد آمریکا مفید باشد». بی‌بی‌سی فارسی؛ 11 بهمن 1398.https://www.bbc.com/persian/world-51310723[2] - «انتقاد پومپئو از ایران و چین همزمان با افزایش نگرانی‌ها در مورد ویروس کرونا». بی‌بی‌سی فارسی؛ 7 اسفند 1398.https://www.bbc.com/persian/iran-51639001[3] . “Trump Calls for Calm on Virus and Expands Travel Restrictions”. The New York Times, 29 February 2020.https://www.nytimes.com/2020/02/29/world/coronavirus-news.html«ژست بشردوستانه ترامپ؛ ایران باید برای مقابله با کرونا از ما کمک بخواهد!». خبرگزاری فارس؛ 11 اسفند 1398.http://fna.ir/dfic43[4] . “Scoop: Lab for coronavirus test kits may have been contaminated”. Axios, 1 March 2020.https://www.axios.com/cdc-lab-coronavirus-contaminated-6dc9726d-dea3-423f-b5ad-eb7b1e44c2e2.html[5] . “Cdc Mistakenly Released Texas Coronavirus Patient Who Later Tested Positive, San Antonio Mayor Says”. Newsweek, 1 March 2020.https://www.newsweek.com/cdc-mistakenly-released-texas-coronavirus-patient-who-later-tested-positive-san-antonio-mayor-says-1489939[6] . “Maple Medical Group doctor confirms 2 more cases of coronavirus”. News12 Website, 6 March 2020.http://westchester.news12.com/story/41860735/white-plains-maple-medical-group-notifies-patients-that-one-of-its-physicians-has-coronavirus[7] . “The U.S. Isn’t Ready for What’s About to Happen”. The Atlantic, 8 March 2020.https://www.theatlantic.com/ideas/archive/2020/03/us-isnt-ready-whats-about-happen/607636/[8] . فایل تصویری گزارش NBC در آرشیو مرکز پژوهش های کیهان موجود است.[9] . پیشین.[10] . “With Test Kits in Short Supply, Health Officials Sound Alarms”. The New York Times, 6 March 2020.https://www.nytimes.com/2020/03/06/health/testing-coronavirus.html[11] . “Cuomo Attacks C.D.C. Over Delays in Coronavirus Testing”. The New York Times, 8 March 2020.https://www.nytimes.com/2020/03/08/nyregion/coronavirus-newyork.htmlTed Lieu’s Official Twitter Account, 7 March 2020.https://twitter.com/tedlieu/status/1236366086704001025?s=20[12] . فایل تصویری گفت و گوی الکس ایزار وزیر وقت بهداشت آمریکا با شبکه CNN در آرشیو مرکز پژوهش های کیهان موجود است.[13] . “Pence admits &#x27;we don&#x27;t have enough tests&#x27; to meet demands as delay in coronavirus testing persists”. CNN, 5 March 2020.https://edition.cnn.com/2020/03/05/politics/mike-pence-coronavirus-testing-trump/index.html[14] . فایل تصویری این برنامه شبکه CNBC در آرشیو مرکز پژوهش های کیهان موجود است.[15] . “Doctor warned US hospitals should prepare for as many as 96 MILLION coronavirus infections and nearly HALF A MILLION deaths”. Daily Mail Online, 13 March 2020.https://www.dailymail.co.uk/news/article-8085175/US-hospitals-prepare-96-MILLION-coronavirus-infections-HALF-MILLION-deaths.html[16] . Ibid.[17] . Ted Lieu’s Official Twitter Account, 2 March 2020.https://twitter.com/tedlieu/status/1234340075002982400?s=20[18] . “Senator Chris Murphy says government has &quot;no concept of the scope&quot; of coronavirus spread”. CBS News Website, 8 March 2020.https://www.cbsnews.com/news/coronavirus-chris-murphy-government-has-no-concept-scope-face-the-nation/[19] - «دروغگویی‌ ترامپ درباره کرونا خشم پلوسی را برانگیخت». باشگاه خبرنگاران جوان؛ 16 اسفند 1398.https://www.yjc.ir/00UVv8[20] . “Japanese TV report sparks speculations in China that COVID-19 may have originated in US”. People&#x27;s Daily Online, 23 February 2020.http://en.people.cn/n3/2020/0223/c90000-9661026.html“US CDC refutes TV Asahi story, claiming no evidence shows flu deaths in US were caused by coronavirus”. Global Times, 22 February 2020.https://www.globaltimes.cn/content/1180415.shtml[21] . “Conservative Columnist Max Boot Says Trump’s Turning Into ‘Baghdad Bob’ Over Coronavirus”. HuffPost, 10 March 2020.https://www.huffpost.com/entry/max-boot-trump-baghdad-bob_n_5e67152dc5b60557280a3923[22] . “Wall Street trading temporarily halted as stock prices plummet”. The AGE Website, 10 March 2020.https://www.theage.com.au/business/markets/wall-street-trading-temporarily-halted-as-stock-prices-plummet-20200310-p548fe.html[23] . “Why the Coronavirus Could Threaten the U.S. Economy Even More Than China’s”. The New York Times, 6 March 2020.https://www.nytimes.com/2020/03/06/business/coronavirus-economy-us-china.html[24] - «ترامپ: شیوع ویروس کرونا روی اقتصاد آمریکا تاثیر منفی می‌گذارد». خبرگزاری فارس؛ 16 اسفند 1398.http://fna.ir/dfjetj[25] . “The U.S. May Already Be in a Recession”. Bloomberg Website, 6 March 2020.https://www.bloomberg.com/news/articles/2020-03-06/the-u-s-may-already-be-in-a-recession-thanks-to-coronavirus[26] . Thomas Wright’s Official Twitter Account, 9 March 2020.https://twitter.com/thomaswright08/status/1237013300048728064?s=20</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 17:08:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی که مسیح آمد</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/m-yfccokphfhjo</link>
                <description>در روزهایی که شبه‌روشنفکران تازه از فرنگ برگشته به اسم تجدد، با ترویج غرب‌گرایی به هویت‌زدایی از ملت ایران می‌پرداختند؛ رضاخان تازه از ترکیه بازگشته بود و صحبت‌ها درباره لباس متحد الشکل و کنارگذاشتن حجاب زنان داغ بود؛ در توصیه نامه‌ای به یکی از دوستانش نوشت: «بپرهيز و بر حذر باش- اى برادر روحانى و دوست عقلانى- از اين اشباح مدعى تمدن و تجدد كه آنان ستورى رميده و گرگ‌هايى درنده و شياطينى انسان‌نما هستند كه از حيوان‏ گمراه‌تر و از شيطان پست‌ترند، و قسم به جان حقيقت كه ميان آنان و تمدن آنچنان فاصله دورى است كه اگر به شرق روند تمدن به غرب گريزد و چون به غرب روى آورند تمدن به شرق برود، و همانند تو كه از شير مى‏گريزى تمدن از ايشان در فرار است، كه ضرر ايشان بر بنى آدم از آدمخوارگان بيش است.»[1] سید روح‌الله آن روزها تنها 33 سال داشت اما تحولات عرصه سیاسی و اجتماعی کشور را به دقت رصد می‌کرد. روزگاری که کنشگری سیاسی برای روحانیون، وجهه خوبی به ارمغان نمی‌آورد، خمینی جوان شیفته مدرس و نقش‌آفرینی او در تحولات ایران بود و به شوق دیدن و شنیدنش بارها عازم مجلس شورای ملی شد.12 بهمن 1357؛ ورود امام خمینی(ره) به ایرانسیاست‌ورزی آقا روح‌الله اما متفاوت با سکه رایج سیاستمداران بود. در جواب حسن پاکروان(رئیس وقت ساواک) که سیاست را خدعه، فریب و ”پدرسوختگی“ می‌خواند، گفت: «این سیاست، مالِ شماست.»[2] و از وجه قدسی سیاست خبر داد: «اسلام، اسلام سياست است، حقيقتِ سياست است، خدعه و فريب نيست.»[3]سیاستِ او از بطن معارف الهی آمده بود و با همه انواع خودش فرق داشت. همین متاع ناب، دل‌ها را مجذوب او کرد تا جایی که سولیوان(سفیر وقت آمریکا در ایران) به وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن گزارش داد: «نهضت اسلامی در رأس انقلاب ایران قرار گرفته و رهبر فردی و سمبلیک آن آیت الله خمینی و سازمان‌های مرتبطی که از او حمایت می‌کنند، می‌باشد.»[4]در سپهر سیاست ایرانِ آن روزها، فقط یک ستاره می‌درخشید؛ نه اشتیاقی به جبهه ملی بود، نه نهادهای حقوق‌بشری و نه تشکیلات شبه روشنفکری. هنوز یک سال به رسیدن بهمن 1357 مانده بود که مشاور سیاسی سفارت آمریکا در تهران از پیروزی انقلاب اسلامی ایران خبر داد و از جان‌مایه آن گفت: «تشیع علوی قلب انقلاب امروزی است.»[5] جورج لمبراکیس در توصیف پیروزی این نهضت اسلامی و ابعاد آن نوشت: «می‌توان انتظار داشت که یک نهضت از مرز انقلابی گذشته تشیع اسلامی بتواند مورد حمایت بسیار مردم قرار گیرد. و احتمالا بنای مخالفت را با کمونیسم به عنوان یک واردات خارجی و با بسیاری از جنبه‌های غرب‌گرایی، با تمام قوا بگذارد.»[6] او درست تشخیص داده بود؛ یک سال بعد نهضتی اسلامی در ایران روی کار آمد که مخالفت با ایدئولوژی‌های رایج زمان خود را بنیان گذاشت. وقتی خبرنگار هفته‌نامه تایم از رهبر نهضت اسلامی ایران پرسید: «تحصيل شما مربوط به علوم الهى است، شما در سياست و گرفتن و دادن يك زندگى اجتماعى درگير نبوده‏ايد. آيا اين در ذهن شما اين شك را به وجود نمى‏آورد كه ممكن است عواملى در اين معادله باشد كه شما نمى‏توانيد درك كنيد؟» اینطور پاسخ شنید: «ما معادله جهانى و معيارهاى اجتماعى و سياسى‏اى كه تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجيده مى‏شده است را شكسته‏ايم. ما خود چارچوب جديدى ساخته‏ايم كه در آن عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفته‏ايم. از هر عادلى دفاع مى‏كنيم و بر هر ظالمى مى‏تازيم، حال شما اسمش را هرچه مى‏خواهيد بگذاريد. ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت‏.»[7] سید روح‌الله در مقابل نظام مادی‌گرای شرق و غرب ایستاده بود و این را نه راهبردی برای کسب قدرت که وظیفه‌ای در سیاست‌ورزی الهی‌اش می‌دانست. یک روز به محمدحسین بهشتی گفت: «اگر [مردم] دل‌های‌شان منقلب شود و به جای این شعارها همه بگویند مرگ برخمینی، من از راه و حرف خود برنمی‌گردم.»[8] او برای خدا پا به میدان گذاشته، قیل و مقال عالمی را به جان خریده بود؛ و خدا نام و یاد و راه او را در دل مؤمنانش تکثیر می‌کرد. دل‌های متکثر، همه به یک هدف رو کرده بودند. سولیوان در گزارش دیگری که برای وزارت خارجه آمریکا فرستاد، نوشت: «مسلمانان به طور کلی صرف نظر از بعد تقدیس، متحد شده‌اند.»[9] امام(ره) پیش از آنکه 22 بهمن 57 در ایران انقلاب کند، در دل و جان مردم انقلابی به پا کرده بود. انقلابی که از امثال طیب حاج‌رضایی‌، حرّ بن یزید ریاحی ساخت و از جوانان عصر جاهلیت پهلوی شهیدانی چون حاج قاسم سلیمانی بیرون کشید. امام(ره) بر مسیر الهی‌اش مطمئن و مصمم بود. وقتی صدام اقدام به موشک‌باران تهران کرد، یک روز که آسمان را دود گرفته بود و صدای ضدهوایی‌ها به گوش می‌رسید. یکی از اطرافیانش پرسید: «بالاخره شما تا کجا ایستاده‌اید؟» آقا روح‌الله انگشتش را روی پیشانی‌اش گذاشت و گفت: «تا وقتی که موشک اینجا بخورد.»[10]نهضت خمینی(ره) همانقدر که برای مردم ایران دلنشین بود برای آمریکا جان‌فرسا می‌نمود. مقامات آمریکا انقلاب ایران را در پمپ بنزین‌های‌شان به خوبی حس کردند زمانی که مردم برای یک باک بنزین مجبور بودند در ستون طویل خودروها به صف بایستند.[11]«روزهای انقلاب، جهان را حیرت زده کرد.»[12] جمله‌ای بود که بعدها یکی از مقامات آمریکایی برای توصیف آن روزگار به کار برد. روزهایی که جیمی کارتر(رئیس‌جمهور وقت آمریکا) یادآوری خاطرات آن را «دردناک» عنوان می‌کند.[13] در واقع بیش از تلاش ریگان، این انقلاب اسلامی ایران بود که باخت تحقیر آمیز کارتر در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را رقم زد و در اتفاقی نادر دموکرات‌ها در 44 ایالت از 50 ایالت آمریکا بازنده شدند.[14] در زمانی که با افول شوروی همه خود را برای نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا آغاز می‌کردند؛ دردسر تازه‌ای برای ایالات متحده شروع شده بود. دردسری که با همه دشمنی‌‌ها نمی‌شد وجوه برجسته آن را نادیده گرفت. 2 اسفند 86 سوزان ملونی پژوهشگر موسسه بروکینگز در جلسه استماع یکی از کمیسیون‌های مجلس سنای آمریکا خطاب به سناتورها گفت: «ایران تلفیقی از آرمان‌ها و نهادهای خداسالارانه و مردم‌سالارانه است. شما در کنار رهبر عالی مذهبی که دارای قدرت الهی و فیصله‌بخش است؛ نیروی مشروعیت بخش آراء مردم را نیز دارید. ایران در 29 سال، 28 انتخابات برگزار کرده؛ چیزی که در بسیاری از قسمت‌های خاورمیانه[غرب آسیا] یا حتی جهان اسلام بی‌سابقه است.»[15]ایران وابسته‌ای که با یک اشاره کوچک، امکانات نظامی و منابع انرژی‌اش را در اختیار ارتش انگلستان و آمریکا در ظفار و ویتنام قرار می‌داد پس از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب، به کشوری مستقل و تعیین‌کننده در معادلات منطقه حساس غرب آسیا تبدیل شده بود. معاون سیاسی وقت وزارت خارجه آمریکا در یادداشتی با عنوان «راهبرد جدید در قبال ایران» خطاب به هیلاری کلینتون ضمن تأکید بر اینکه «ایران دشمن قدرتمندی است.» نوشت: «ایران یک بازیگر مهم منطقه محسوب می‌شود. هدف اساسی ما باید همزیستی با نفوذ ایران در منطقه باشد.»[16]”مسئله ایران“ حالا دیگر برای دوره‌های متوالی به موضوع ثابت مناظره‌های انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریکا در حوزه سیاست خارجی تبدیل شده است و در میان مهم‌ترین اولویت‌های وزارت خارجه دولت آمریکا قرار دارد. مسئله‌ای که وقت و انرژی بی‌سابقه‌ای را از دولتمردان و تصمیم‌سازان این کشور می‌گیرد. ویلیام برنز دیپلمات باسابقه آمریکایی و قائم مقام وقت وزیر خارجه این کشور می‌نویسد: «فوریه 2013 اوباما چندین جلسه درباره رویکردمان در قبال ایران برگزار کرد. در طول سی سالی که در دولت آمریکا مشغول به کار بودم هیچ موضوعی را ندیدم که حول آن تا این حد تلاش و بحث و بررسی شده باشد. اتاق عملیات کاخ سفید معمولا پر از مقامات کابینه بود و صندلی‌های پشتی نیز به ندرت خالی می‌شد.»[17] ایران انقلابی حتی برای شخصیت ایران‌ستیزی مانند وندی شرمن(معاون سیاسی سابق وزیر خارجه آمریکا) هم جذاب است. او که ایرانیان را متهم به فریبکاری می‌کرد نتوانست احساسش را نسبت به حکومت و جامعه ایران کتمان کند: «رهبر انقلاب و دولت منتخب بر یکی از با ثبات‌ترین جوامع خاورمیانه[غرب آسیا] حکومت می‌کنند که ثباتش رشک برانگیز است و طبقه متوسط بزرگ و با سوادی دارد.»[18]اگرچه هنوز تا فتح قله راه باقیست اما ایرانِ عزت‌مند امروز در میانه مسیری قرار دارد که دیروز سید روح‌الله خمینی(ره) نشان‌مان داد؛ این انقلاب بی‌نام او در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. امام(ره) با نفَس الهی‌اش روحی در کالبد بی‌جان ایران دمید که نه تنها مردم کشور که جبهه مقاومت در منطقه و حتی آزادی‌خواهان جهان سال‌هاست از آن حیات می‌گیرند. پاییز 1978 در روستای نوفل‌لوشاتو، نوجوانی به نام لویی هنگام بازگشت از مدرسه متوجه ازدحام جمعیت در مقابل خانه یکی از همسایگان شد؛ با کنجکاوی خودش را از میان جمعیت جلو کشید و سیمای مردی را دید که در حلقه یارانش نشسته و همه برای شنیدن سخنانش چشم و گوش شده بودند. وقتی به خانه رسید به مادرش گفت: «مسیح به دهکده ما آمده است.»[19]سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۴۰۲ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . صحیفه امام(ره). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره). ج1؛ ص12.[2] . پیشین. ج13؛ ص431.[3] . پیشین. ج10؛ ص125.[4] . اسناد لانه جاسوسی آمریکا. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، سال 1386. ج1، ص686.[5] . پیشین. ج1، ص688.[6] . پیشین. ج1، ص689.[7] . صحیفه امام(ره). ج11؛ ص160.[8] . «روح‌اللهی که امام شد». عبدالصالح شمس‌اللهی. راسخون؛ 3 بهمن 1397.https://rasekhoon.net/article/show/1411744«خاطره روحانی از شهید بهشتی: می‌خواست از سمت قضایی استعفا بدهد.» تاریخ ایرانی؛ 31 خرداد 1393.http://w.tarikhirani.ir/fa/news/4424[9] . اسناد لانه جاسوسی آمریکا. ج1، ص676.[10] . خاطره آقاى حمید انصارى به نقل از مرحوم حاج سیداحمدخمینى(ره)؛ نگاه کنید به:«خاطرات از زبان یاران: تا کجا ایستاده‌اید؟». تارنمای شهید آوینی، قابل دسترسی در:http://www.aviny.com/imamkhomeini/Khaterat/khaterat-az-zaban-yaran.aspx[11] . بدون هراس. شرمن، وندی. مترجم: جمشیدی، محمد. تهران: انتشارات سروش، سال 1398. ص81.[12] . پیشین. ص82.[13]. ایران در خاطرات جیمی کارتر. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ 1390.[14]. “1980 United States presidential election”. Wikipedia, Retrieved 29 November 2023.https://en.wikipedia.org/wiki/1980_United_States_presidential_election[15]. “Iran Hearing; Advancing Religious Freedom and Related Human Rights In Iran: Strategies For an Effective U.S. Policy”. United States Commission on International Religious Freedom Website. 21 february 2008. Archived 3 February 2013, Accessible on:https://web.archive.org/web/20130203134316/http://www.uscirf.gov/component/content/article/290-hearings-a-press-conferences/2080-iran-hearing-fns-transcript.html[16] . گفت‌وگوهای پشت پرده. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص404 و 405.[17] . پیشین. صص 419 و 420.[18] . بدون هراس. ص82.[19] . خاطره لويي، نوجواني از نوفل لوشاتو. نشريه ياران شاهد، ويژه نامه هفدهمين سالگرد ارتحال امام، شماره٧، سال ١٣٨٥، ص٨١.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Wed, 29 Nov 2023 18:08:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی قدرت با ورزش</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/b-k729mpqeuf5i</link>
                <description>«ورزش و سیاست با هم برادرند و گاهی ورزش زیر سلطه برادر دیگرش قرار می‌گیرد.» این جمله‌ای بود که مارکو امپیگلیا، آوریل 2013 در کنفرانسی با میزبانی فیفا به خبرنگار آسوشیوتدپرس گفت.[1]سرکوب معترضان فرانسوی در حاشیه پخش تلویزیونی جام ملت های اروپا در پاریساما به نظر می‌رسید رابطه میان ورزش و سیاست چیزی بیش از یک رابطه برادرانه با سلطه سیاست باشد. دست کم در تاریخ معاصر، ورزش غالبا به عنوان ظرفیتی برای پیشبرد امر سیاسی تلقی می‌شد و خودش به تنهایی موضوعیتی نداشت. در انگلستان مهم‌ترین باشگاه‌های فوتبال با مشارکت کارخانه‌ها و برای سرگرم کردن کارگران و به حاشیه بردن مسائل صنفی‌شان تأسیس شد. رویه‌ای که در ایالات متحده هم ادامه پیدا کرد و کارفرمایان برای متوقف کردن گله و شکایت‌های کارگران، باشگاه‌های ورزشی را در کارخانه‌ها راه انداختند.[2] این ترفند در برزیلِ تحت استعمار نیز به کار گرفته شد و اساسا ورود فوتبال در برزیل مصادف با ورود کارخانه‌داران انگلیسی و استثمار نیروی کار آن کشور بود.[3] بعدها «ژتولیو وارگاس» دیکتاتور نظامی دست نشانده برزیل نیز از منافع سیاسی نزدیک شدن به ورزش استفاده کرد و توانست با راه‌اندازی شورای ملی ورزش و در دست گرفتن فدارسیون‌ها و لیگ‌ها حکومتش را تا حدودی تثبیت کند.[4]این موارد ما را بیشتر به عبارت «ژان ماری بروم» در نظریه انتقادی‌اش از فوتبال رهنمون می‌کند. او فوتبال را یک «طاعون عاطفی» نامید[5] و نتیجه گرفت: «فوتبال ـ نمایش یک ”بازی جمعی“ صرف نیست، بلکه سیاستی است برای قالب‌دهی به توده‌ها، ابزاری است برای کنترل اجتماعی و نوعی مسموم‌سازی اید‌ئولوژیک است که تمامی فضای جامعه را اشباع کرده است.»[6]جدا کردن ورزش از ساحت‌های دیگر شاید دور از ذهن نباشد اما در عرصه عمل تقریبا غیرممکن است. شعار «سیاسی نکردن ورزش» اگرچه به دقت طراحی شده اما برای پذیرفتن آن باید بیش از اندازه ساده‌لوح بود. شعاری که توسط آوری بروندیج، یکی از اعضای کمیته بین‌المللی المپیک برای واگذاری میزبانی بازی‌های المپیک سال 1936 به برلین طراحی و ترویج شد[7] و اتفاقا موفق هم بود. در حالی که افکار عمومی جهان خطر تثبیت و گسترش فاشیسم را به خوبی حس می‌کرد و جنبش تحریم آلمان راه افتاده بود، کمیته بین‌المللی المپیک توانست با ایده «سیاست را در ورزش دخیل نکنیم» سیاسی‌ترین اقدام ممکن را برای تحکیم قدرت و مشروعیت هیتلر انجام دهد و میزبانی بزرگ‌ترین جشنواره ورزشی جهان یعنی بازی‌های المپیک را به آلمان نازی واگذار کرد.[8] فیفا هم در خدمت به قدرت دست کمی از کمیته المپیک نداشت، آنها دو سال قبل در تبانی با موسلینی، قهرمانی در رقابت‌های جام جهانی فوتبال 1934 را به این دیکتاتور ایتالیایی تقدیم کرده بودند.[9]با پایان جنگ دوم جهانی نهاد ورزش کارکرد خود در خدمت‌رسانی به ساختار قدرت و حفظ نظم موجود جهان را همچنان ادامه داد. سال 1958 در گرماگرم مبارزات استقلال‌طلبانه الجزایر، مردم این کشور تیم فوتبال مستقل الجزایر را تشکیل دادند، تیمی که برخی بازیکنانش از زندگی بی‌دردسر در فرانسه گذشته بودند تا به قسمتی از مبارزات استقلال‌طلبانه مردم‌شان یاری رسانند. نتیجه اما برخلاف خواست و میل مردم الجزایر رقم خورد. فیفا نه تنها تیم فوتبال مردم الجزایر را تحریم کرد بلکه در اقدامی تکمیلی عضویت تیم مراکش را هم به دلیل انجام یک بازی دوستانه با این تیم به حالت تعلیق درآورد![10] پیام این کار فیفا واضح بود؛ حرکت برخلاف نظم موجود بین‌الملل و به چالش کشیدن آن حتی اگر با پشتوانه مردمی همراه باشد برای بانیان آن هزینه خواهد داشت. در 1978 فیفا به کمک یک دیکتاتور دیگر این بار در آرژانتین شتافت و با زد و بند ضمن اهدای جام قهرمانی به تیم آرژانتین، جنایت‌های ژنرال «ویده‌لا» و موارد متعدد نقض حقوق‌بشر توسط او در آرژانتین را به حاشیه برد.[11]سال 2012 وقتی رژیم صهیونیستی تعدادی از فوتبالیست‌های فلسطینی را به شهادت رساند و برخی از آنها را نیز زندانی کرد موجی از خشم، افکار عمومی را برانگیخت، ورزش‌دوستان منتظر تحریم و تعلیق فوتبال رژیم اشغالگر قدس بودند اما باز هم این فیفا بود که جانب‌دارانه به میدان آمد. نه تنها خبری از مجازات نبود بلکه «سپ بلاتر» رئیس وقت فیفا در مصاحبه با رسانه‌ها اطمینان داد که «مسابقات زیر ۲۱ ساله‌های اروپا طبق برنامه در سرزمین‌های اشغالی برگزار خواهد شد.»[12] این فقط قدرت و محبوبیت فوتبال بود که می‌توانست رد خون یک رژیم آدم‌کش را پاک کند. در موردی مشابه این بار در عربستان فوتبال به کمک یک دیکتاتور دست‌نشانده آمد و میزبانی سوپرجام ایتالیا به مدت دو سال و سوپرجام اسپانیا برای 6 سال، علی‌رغم انتقادات فعالان حقوق‌بشر به رژیم سعودی واگذار شد.[13] یک بار دیگر با حمایت نهادهای بین‌المللی ورزشی، از فوتبال و ظرفیت رسانه‌ای آن برای پاک‌سازی چهره حکومتی که ملایم‌ترین منتقدش را با ارّه تکه تکه کرد، استفاده شد.حالا شاید خیلی عجیب به نظر نرسد وقتی نهادهای بین‌المللی ورزشی به عنوان بازوهای سیاستگذاران جهانی برای اعمال فشار علیه کشورمان بیش از پیش فعال شوند. این اتفاق برای کشوری که با یک انقلاب مردمی مبتنی بر تعالیم اسلامی ساختار ناعادلانه قدرت در جهان را به چالش کشیده است، دیر یا زود رخ می‌داد. 13 آبان 1395 بود که فیفا ایران را به پرداخت 45 هزار فرانک سوییس جریمه کرد. علت این جریمه «برگزاری مراسم غیرمرتبط با فوتبال» عنوان شد و به مراسم عزاداری تاسوعای حسینی همان سال(20 مهر 1395) توسط تماشاچیان بین دو نیمه فوتبال ایران و کره‌جنوبی اشاره داشت.[14] در حالی که موارد متعددی از برگزاری مراسم‌های غیر مرتبط بین دو نیمه فوتبال(نظیر جشن، پایکوبی، اجرای موسیقی و ...) در کشورهای دیگر وجود داشت[15]، فیفا با چشم‌پوشی بر همه آنها مردم ایران را به دلیل بروز یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های فرهنگی‌شان یعنی بزرگداشت مقام سید و سالار شهیدان تنبیه می‌کرد!پاییز 1398 با اوج گرفتن بحث حضور زنان برای تماشای بازی‌های مردان، این مداخله بی‌پرده‌تر از همیشه خود را نشان داد. «جانی اینفانتینو» رئیس فدارسیون بین‌المللی فوتبال(فیفا) پس از صدور بیانیه‌ای علیه ایران با لحنی تحکم آمیز گفت: «باید زنان هم به وزرشگاه‌ها بروند... ما بیش از این نمی‌توانیم در انتظار بمانیم.»[16] او حتی اندکی بعد به تهران آمد تا شخصا بر حضور زنان برای تماشای مسابقات لیگ داخلی فوتبال مردان نظارت کند.[17]درحالی «ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه» به عنوان «مسئله» در بازنمایی رسانه‌ای صورت‌بندی می‌شد که اساسا چنین ممنوعیتی وجود نداشت، درهای ورزشگاه در رقابت‌های ورزشی زنان همیشه بر روی بانوان باز بود؛ حتی در مواردی زنان به تماشای مسابقات والیبال و بسکتبال مردان نیز رفته بودند. در واقع صورت مسئله در جامعه ایران نه حضور بانوان در ورزشگاه، که اختلاط مردان و زنان در ورزشگاه بود. همین موضوع حساسیت‌های فرهنگی و مذهبی را برانگیخت. حساسیتی که قابل تأمل بود چون فیفا بدون درنظر گرفتن شاخص‌های فرهنگی کشورهای عضو و تنها با محور قرار دادن ارزش‌های غربی، اقدام به ترویج و تجویز آنها برای دیگر کشورها می‌کرد؛ این کار نوعی همسان‌سازی فرهنگی جهانی حول ارزش‌های غربی بود. در این جهت فیفا حتی اختلاط زن و مرد را از روی سکوهای ورزشگاه به درون مستطیل سبز آورد و از داوران زن در رقابت‌های مردان استفاده کرد، این رویداد به شکل آزمایشی در ایران نیز اجرا و با واکنش افکار عمومی مواجه شد.[18] به نظر می‌رسید فیفا با تمام توان برای تغییر هنجارهای اجتماعی ایران تلاش می‌کند. تلاشی که در گام‌های اولیه‌اش قرار داشت زیرا در بیانیه فیفا علیه ایران آمده بود: «این آغاز یک سفر است.»[19] این تلاش همسو با سیاست آمریکا در قبال ایران مورد استقبال مقامات این کشور قرار گرفت. برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران گفت: «رفتار فیفا در این موضوع نشان داد که وارد کردن فشار جهانی به حکومت ایران برای تغییر رفتارش، مفید است.»[20]آن سوی ماجرا در کمیته بین‌المللی المپیک هم اوضاع چندان متفاوت نبود. به رسمیت نشناختن کشور جعلی اسرائیل و متعاقب آن عدم حضور در مقابل ورزشکارانش سوژه‌ای برای اعمال فشار بر فدراسیون‌های ورزشی ایران شده بود. پیشتر در مواردی کمیته بین‌المللی المپیک برای جلوگیری از بروز تنش و درگیری، عامدانه با در نظر گرفتن تمهیداتی نظیر نحوه دسته‌بندی در قرعه‌کشی‌ها از رویارویی برخی کشورها با یکدیگر تا حد ممکن خودداری می‌کرد. اما ظاهرا در نبود دیپلماسی ورزشی مؤثر، این موارد شامل ایران نمی‌شد! نه تنها هیچ تمهیدی برای جلوگیری از این تقابل اندیشیده نشد بلکه فدراسیون‌های ورزشی و ورزشکاران ایرانی برای حضور در مقابل نمایندگان ورزشی رژیم صهیونیستی از طرف فدراسیون‌های بین‌المللی مورد تهدید و یا تطمیع قرار می‌گرفتند. این بار کمیته بین‌المللی المپیک شعار «سیاسی نکردن ورزش» را در خدمت رژیم صهیونیستی به کار گرفت تا ماهیت اشغالگرانه‌اش را رسمیت ببخشد.علاقه ما به ورزش طعمه تحمیل سیاست‌هایی شده بود که برای کنار گذاشتن آنها انقلاب کردیم، جنگیدیم و سخت‌ترین تحریم‌ها را به جان خریدیم. فیفا، کمیته جهانی المپیک و فدراسیون‌های بین‌المللی ورزشی داشتند از عشق و علاقه ما سوءاستفاده می‌کردند. در آخرین مورد کنفدراسیون فوتبال آسیا با لغو میزبانی ایران در مسابقات جام قهرمانان آسیا به بهانه نبود امنیت؛ آشکارا در یک منازعه سیاسی منطقه‌ای، کنار یکی از طرفین نزاع ‌ایستاد.[22] بی‌طرفی در نهادهای ورزشی به یک شوخی شباهت داشت. قرار بود سیاست در ورزش دخالت نکند اما حالا ورزش داشت در ریزترین مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما دخالت می‌کرد. البته صورت دیگری هم متصور نبود؛ در واقع همانطور که «علم خنثی» و «حکومت خنثی» خیالی کودکانه است، «ورزش خنثی» نیز افسانه‌ای دست نیافتنی است. سکولاریزم به معنای جداسازی کنش از ارزش، یک لفاظی آکادمیک بیش نیست و ارزش‌ها اعم از الهی و غیرالهی نقشی تعیین کننده در راهبرد کنشگران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... دارند. حرف آخر را «دِیو زِرن» سردبیر ورزشی مجله نِیشن(The Nation) با دقت تمام گفته است: «المپیک، جام جهانی و بقیه ابر رویدادها در ۳۰ سال گذشته چیزی را فراهم کرده‌اند که با باتوم نظامی هم نمی‌شد به آن رسید؛ و آن چیزی نیست جز رضایت توده‌ها به مقاصد سیاست‌های نئولیبرال.»[23]سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۳۸۷ روزنامه کیهان مورخ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸ منتشر شده است.پی نوشت ها:[1] . “Did dictators fix World Cup title for Italy, Argentina?”. NDTV Website, 25 April 2013.https://sports.ndtv.com/football/did-dictators-fix-world-cup-title-for-italy-argentina-1537584[2] . رقص برزیل با شیطان. زرن، دیو؛ ترجمه: علی عربزاده. (تهران: نشر اسم، 1395). ص 183.[3] . Futebol: The Brazilian Way of Life. Bellos, Alex. (London: Bloomsbury, 2009). P 32.[4] . رقص برزیل با شیطان. زرن، دیو؛ ترجمه: علی عربزاده. (تهران: نشر اسم، 1395). ص 187.[5] . Look at:Le football, une peste émotionnelle: La barbarie des stades. Brohm, Jean-Marie &amp; Perelman, Marc. (Paris: Folio actuel, 2006)[6] . «نظریه‌ انتقادی فوتبال». خواجوندی، سمیه. تارنمای بی‌بی‌سی؛ 20 مرداد 1397.https://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-45144657[7] . Triumph: The Untold Story of Jesse Owens and Hitler’s Olympics. (New York: Houghton Mifflin, 2008). P 72.[8] . Ibid.[9] . “Mussolini and the 1934 FIFA World Cup: England v. Italy”. Impiglia, Marco. presentation at the Relevance and Impact of World Cups 1930-2010 Conference, Zurich. 25 April 2013.[10] . Soccer in Sun and Shadow. Galeano, Eduardo. (New York: Nation Books, 2013). P 37.[11] . “Did dictators fix World Cup title for Italy, Argentina?”. NDTV Website, 25 April 2013.https://sports.ndtv.com/football/did-dictators-fix-world-cup-title-for-italy-argentina-1537584[12] . “FIFA boss Sepp Blatter, feeling heat over UEFA U21 in Israel, promises to rebuild bombed Gaza stadium”. Abunimah, Ali. The Electronic Intifada, 23 December 2012.https://electronicintifada.net/blogs/ali-abunimah/fifa-boss-sepp-blatter-feeling-heat-over-uefa-u21-israel-promises-rebuild-bombed[13] . نگاه کنید به:الف) «مارکا: عربستان میزبان سوپرجام اسپانیا برای ۶ سال». ایران ورزشی، 4 اردیبهشت 1398، شناسه خبر: 97505.http://www.iran-varzeshi.com/News/97505ب) «یوونتوس-لاتزیو ، تاج گذاری قهرمان ایتالیا در عربستان». خبرگزاری اسپوتنیک، 22 دسامبر 2019.https://sptnkne.ws/AMFCج) «احتمال پس گرفته شدن امتیاز میزبانی سوپرجام ایتالیا از عربستان». خبرگزاری تسنیم، 24 خرداد 1398.https://tn.ai/2031778[14] . «ایران به خاطر برگزاری مراسم تاسوعا در بازی کره جنوبی از سوی فیفا جریمه شد». تارنمای صدای آمریکا، 14 آبان 1395.https://ir.voanews.com/a/fifa-iran-soccer-fines/3580289.html[15] . به عنوان نمونه نگاه کنید به:الف) فینال جام حذفی باشگاه‌های انگلستان میان دو تیم «لیورپول» و «اورتون» در 10 می 1986.ب) مسابقات دوستانه آمریکا، دیدار دو تیم «چلسی» و «اینترمیلان» در 21 جولای 2009.ج) لیگ برتر فوتبال افغانستان، دیدار دو تیم «عقابان هندوکش» و «موج‌ های آمو» در 13 شهریور 1394.[16] . «رئیس فیفا: مقامات ایران اطمینان دادند که زنان به ورزشگاه آزادی راه داده می شوند». تارنمای بی‌بی سی. 31 شهریور 1398.https://www.bbc.com/persian/sport-49787153[17] . «اینفانتینو: به ایران می روم تا مطمئن شوم زنان بازی‌های لیگ را می‌بینند». خبرگزاری ایسنا. 30 آذر 1398، کد خبر: 98093022600.https://www.isna.ir/news/98093022600/[18] . نگاه کنید به:الف) «اتفاق جالب در بوشهر: داوران زن بازی پسران را سوت زدند». تارنمای خبرآنلاین. 10 مرداد 1398، کد خبر: 1285534.https://www.khabaronline.ir/news/1285534ب) «قضاوت داوران زن در بازی‌های پسران زیر ۱۲ سال استان بوشهر متوقف شد». خبرگزاری تسنیم. 11 مرداد 1398.https://tn.ai/2067485[19] . «بیانیه اینفانتینو درباره حضور زنان ایرانی در ورزشگاه؛ هیچ نقطه بازگشتی وجود ندارد!». خبر ورزشی. 18 مهر 1398، کد مطلب: ۲۳۱۵۹۱.https://www.khabarvarzeshi.com/fa/news/231591[20] . صفحه رسمی وزارت خارجه آمریکا در توییتر فارسی به شناسه: @USAdarFarsi.https://twitter.com/USAdarFarsi/status/1176340884625006592[22] . «الریاضیه: AFC محرومیت ایران از میزبانی لیگ قهرمانان را تائید کرد». خبرگزاری تسنیم. 29 دی 1398.https://tn.ai/2184941[23] . رقص برزیل با شیطان. زرن، دیو؛ ترجمه: علی عربزاده. (تهران: نشر اسم، 1395). ص 362.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Sat, 18 Nov 2023 18:16:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ مکرر</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/m-dzd1zaggesot</link>
                <description>شايد غير از خودش که سال پیش خبر رفتنش را به دوستانش داد، كمتر كسي تصور شهادت حاج قاسم سلیمانی را به خیال خود راه می‌داد. اگرچه اين سعادت هميشه براي او محتمل بود اما حتي خیالش نيز آنقدر تكان دهنده بود كه در مسیری خلاف سرنوشت و مقدرات روزگار، دل‌مان را به حضور ابدي حاج قاسم در كنارمان خوش کرده بودیم! مردی که سال‌ها با حضور همیشگی‌اش در صحنه، امنیت و آرامش را به قلب تک تک مردم ایران هدیه داده بود؛ با خبر رفتنش آرام و قرار ملت را گرفت و آنها را بي‌تاب كرد. اين را مي‌شد در راهپيمايي روز جمعه تهران در خيابان ديد وقتي رهگذری در پیاده‌رو با دیدن جمعیت عزادار به پهنای صورت اشک می‌ریخت و یا در هیئات و دسته‌های عزاداری که در این چند روز برگزار شده دید، روزهایی که هنوز پیکر سردار شهیدمان به ایران نرسیده و تنها خبر شهادتش این چنین جگر سوز بوده است.اما شاید سؤال مهم و یا دست کم یکی از سؤالات اساسی این باشد که چرا آمريكايي كه پس از منهدم شدن پهپادش به تصريح ليندسي گراهام-سناتور جمهوری‌خواه- از ترس واكنش ايران هيچ عكس العملي نشان نداد به آمريكايي رسيد كه يكي از عالي‌ترين مقامات نظامي ايران و مقاومت اسلامي منطقه را هدف قرار داد؟ چه رويداد و یا رویدادهاي تعيين كننده‌اي در اين بازه زماني رخ داد كه محاسبات مقامات آمريكايي را يكصد و هشتاد درجه دگرگون کرد؟پاسخ این سؤال ممکن است حاکی از تولد نظم جدید در منطقه با محوریت مقاومت اسلامی و اقتدار ایران باشد. با بازگشایی مرز قائم-بوکمال و هموار شدن محور مقاومت از تهران تا مدیترانه، انفجار نفتکش‌ها در آب‌های شرقی امارات و انهدام خط لوله شرق به غرب سعودی در مسیر دریای سرخ که عملا دور زدن تنگه هرمز را به بن‌بست می‌رساند؛ حمله سهمگین مقاومت یمن به آرامکو و دست آخر انهدام مقتدرانه پهپاد متجاوز آمریکایی در آسمان ایران؛ شرایط به گونه‌ای رقم خورد که روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی، خبر از انفعال و بی‌عملی آمریکا در منطقه داد تا آنجا که  سعودي را از خود نا اميد كرده و به سمت ايران و متحدانش سوق داده است. تحمل این شرایط برای رئیس‌جمهوری که در آستانه رقابت‌های انتخاباتی تا مرحله استیضاح پیش رفت و سخنانش نه تنها در مجمع عمومی سازمان ملل که حتی در میان اعضای گروه جی7 نیز با خنده و تمسخر سران کشورهای متحدش همراه بود؛ می‌توانست کابوسی هولناک باشد. آمیختگی این موقعیت با مانور نظامي ايران، چين و روسيه برای آمریکایی که انحصار خود و متحدانش در آب‌هاي خليج فارس و درياي عمان را از دست رفته مي‌ديد؛ ممکن است خارج از حد تصور ما سخت باشد. بر این اساس حمله تروریستی آمریکا در بامداد جمعه نه اقدامی جسورانه که واکنشی از سر استیصال برای ترمیم موقعیت از دست داده‌اش بود. مسلما وقتی دندان‌های گرگی را می‌کشید طبیعی است که پنجه به دست و بازوی شما بکشد! ایالات متحده با این اقدام روند اخراج نیروهای تروریستی‌اش را از منطقه سرعت بخشید.اما این تنها جواب ممکن به سؤال‌مان نیست اگرچه می‌تواند قسمتی از پاسخ باشد. لازم است در کنار آن به تشکیل تصوير ضعف از ايران در ذهن مقامات آمريكايي نیز  بپردازیم. تصویری که کاملا متفاوت از اقتدار برون‌مرزی ایران اسلامی به نظر می‌رسد و اگرچه با واقعیت‌های درون نظام اسلامی‌مان همخوان نیست اما به نحوی ساختار تصمیم‌گیری در ایالات متحده را به طمع انداخته است. شايد يكي از عوامل شکل‌گیری این تصویر ناهمخوان، آشوب‌هاي محدود شكل گرفته در آبان ماه باشد. آشوب‌هایی که اگرچه به دلیل سازمان یافتگی، قدرت تخریب بالایی داشت اما به علت عدم پشتوانه مردمی در کوتاه‌ترین زمان به گل نشست و از این منظر قابل مقایسه با آشوب سال‌های 78 و 88 و حتی حوادث 96 نبود. در اين مورد با جرأت مي‌توان گفت مقامات آمريكايي بيش از آنكه درك درستي از واقعيات دروني ايران داشته باشند مسحور عمليات رسانه‌اي خودشان شده‌اند و یا گرفتار کارشناسان و مشاورانی هستند که با وسعت‌بخشی خیالی به اخبار و تحلیل‌های ایران، متاع خود را به مقامات آمریکایی گران می‌فروشند! آنچنان كه موضوع نرخ بنزين و حواشي‌اش را در جريان‌سازي اجتماعي داخلي ايران آنقدر تعيين كننده يافتند كه در تهديدهاي بعدي تلويحا از هدف گرفتن صنايع پتروشيمي و پالايشگاهي با هدف تأثیر گذاری بر قیمت سوخت و گسترش نارضایتی عمومی، خبر دادند. علاوه بر این برخي سخنان دولتمردان در توصيف شرايط سخت كشور با تحريم‌هاي آمريكا و وقت ناشناسي و بي‌تدبيري در فعال كردن يك طرفه كانال‌هاي ميانجي مي‌تواند نمونه‌هاي ديگري از شكل‌گيري تصوير ضعف از ايران در محاسبات آمريكايي‌ها باشد كه اکنون زمانی مناسبی برای تشریح این عوامل نیست.با در نظر گرفتن این موارد، ما نياز به بازسازي تصوير ايران مقتدر در محاسبات تصميم سازان آمريكايي و اصلاح تصوير ذهني آنها منطبق بر واقعيات موجود داريم. هر پاسخی به اقدام تروریستی اخیر آمریکا باید در برگیرنده این ملاحظه باشد تا پيله‌اي كه مقامات آمريكايي با اوهام در اطراف خود ساخته‌اند را پاره و دريافت آنها را از منطقه واقع بينانه كند. پس از انتشار خبر شهادت سردار سلیمانی از هند و کشمیر و پاکستان تا عراق و شام و لبنان و تا نیجریه و یمن در سوگ این سردار جبهه مقاومت به اقامه عزا برخاستند. این گستره جغرافیایی یعنی زمین پاسخ ما می‌تواند به همین گستردگی و فراتر از آن تا جایی که آزادی‌خواهان و دل‌دادگان جبهه مقاومت حضور دارند حتی ایالات پنجاه‌گانه آمریکا تعریف شود. در کنار گستردگی جغرافیایی، مسئولان جمهوری اسلامی نباید از فراگیری پاسخ ایران در حوزه‌های مختلف غافل شوند. اگرچه انتقام سخت نظامی گزینه لازم در هر پاسخی خواهد بود اما پاسخ ایران می‌تواند علاوه بر بُعد نظامی عرصه‌های سیاسی و اقتصادی را نیز در برگیرد. خروج از برجام و بازگرداندن کلیه فعالیت‌های هسته‌ای به شرایط قبل از سال 94، بازنگری در معاهدات منع اشاعه از رهگذر تلاش دیپلماتیک برای مشروعیت بخشی به آن در مجامع بین‌المللی و دسترسی به اجماع جهانی با استفاده از ظرفیت کشورهای جنبش عدم تعهد، همگی می‌تواند به عنوان گزینه‌هایی مکمل در کنار اقدام نظامی قرار گیرد. اقتصاد جهانی باید طعم تلخ ترور را بچشد، کشورهای غربی که امروز یا سکوت کرده و یا یک طرفه ایران را به خویشتن‌داری فرا می‌خوانند، هنوز ضربه اقتصادی ناشی از انهدام تأسیسات نفتی آرامکو را در بازارهای جهانی از یاد نبرده‌اند. تهدید جریان تولید و انتقال نفت در منطقه نیز از دیگر گزینه‌های ممکن است. همه این موارد در کنار هدف بالقوه‌ای به نام رژیم اشغالگر قدس نشان می‌دهد دست رهبران مقاومت منطقه برای تعیین نوع و سطح پاسخ جبهه مقاومت بسیار باز تر از آن چیزی است که تحلیل‌گران و کارشناسان کاخ سفید پیش‌بینی می‌کنند. از این منظر اظهار نظر جو بایدن معاون رئیس‌جمهور پیشین آمریکا مبنی بر اینکه «ترامپ دینامیتی به انبار مهمات انداخت.» واقع‌بینانه‌تر از هر تحلیل دیگری به نظر می‌رسد.ظرف روزهای گذشته مقامات آمریکایی پس از شهادت فرماندهان جبهه مقاومت خواستار محدودسازی واکنش ایران در همان سطح شده‌اند. پیام‌های واحد از میانجی‌گران متعدد حاکی از وحشت آمریکا از انتقام سخت است. این هراس از کشوری که بیش از 34 پایگاه نظامی در اطراف ایران ساخته و هزاران نظامی‌اش را در آن مستقر کرده طبیعی است. اما این پیام‌ها می‌تواند راهنمای ما نیز باشد،  باید از این نقطه هراس وارد شد و پاسخی نامحدود در زمان و مکان و میدان مبارزه آماده کرد. چندان بی‌راه نیست اگر بگوییم سرداران پر افتخار اسلام شهیدان سلیمانی و المهندس یک بار به شهادت رسیدند اما از این پس آمریکا بارها خواهد مُرد.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در شماره ۲۲۳۷۴ روزنامه کیهان مورخ دو‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸ منتشر شده است.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Sat, 18 Nov 2023 17:18:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلع سلاح دیپلماسی</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/k-v5jj3wwqlt8v</link>
                <description>وقتی محمدجواد ظریف و عباس عراقچی در آغازین روزهای مذاکرات‌شان با 5+1 از عدم تأثیر تحریم‌ها بر ایران گفتند، تقریبا هیچ‌کس حرف آنها را جدی نگرفت. دست‌کم در مورد تیم آمریکایی که چنین بود؛[1]چون پیش از آن رئیس‌جمهور ایران در تبلیغات انتخاباتی بر اوضاع نامناسب اقتصادی ایران مانور فراوانی داده بود و با جمله «خوب است که سانتریفیوژها بچرخند، اما مهم است که چرخ کشور هم بچرخد، و چرخ صنعت هم بچرخد.»[2] تحلیل‌گران غربی را به این نتیجه رساند: «روحانی با اشاره به مسئله هسته‌ای و این‌که چگونه مردم ایران از تحریم‌ها رنج می‌برند، خود را از بقیه متمایز کرد.»[3] آقای روحانی حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و به فاصله سه هفته پس از آغاز دور جدید مذاکرات در نیویورک از خزانه خالی کشور گفت: «دولت در شرایطی کار خود را آغاز کرده است که با خزانه خالی با انبوهی از بدهکاری مواجه بوده است.»[4] این اظهارات می‌توانست نقش مؤثری در تضعیف موضع دیپلمات‌های ایرانی در مذاکرات داشته باشد. در واقع آقای روحانی با این اظهارات زبان مذاکره‌کنندگانش را در مقابل همتایان غربی‌شان کوتاه کرده بود.مشابه این اتفاق یک بار دیگر در تیرماه 1394 افتاد. در آخرین ساعات قبل از اعلام توافق نهایی برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) در حالی که محمدجواد ظریف سخت مشغول آخرین چانه‌زنی‌ها با جان کری برای به دست آوردن اندک امتیازی بیشتر بود؛ این توییت بی‌موقع رئیس‌جمهور روحانی بود که مشت دیپلمات‌هایش را باز کرده و به آمریکایی‌ها اطمینان خاطر داد که ایران راضی به پذیرفتن توافق با همان شرایط است.[5] وندی شرمن معاون سیاسی وقت وزارت خارجه آمریکا و نماینده این کشور در مذاکرات 5+1 می‌نویسد: «یک روز قبل، روحانی، رئیس‌جمهور ایران، توییتی زده بود به این مضمون که توافق تقریبا آماده است. با آنکه او خیلی سریع این توییت را پاک کرد، اما دست ایران را رو کرد. آنها دیگر در موقعیتی نبودند که توافق را از بین ببرند.[تغییر دهند.]»[6]در گرما گرم تبلیغات یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 18 اردیبهشت 1396 باز هم رئیس‌جمهور اظهارات جنجالی دیگری مطرح کرد که در صدر اخبار رسانه‌های خارج کشور قرار گرفت. او در جمع حامیانش در سالن ابن‌سینای شهر همدان از «38 سال اعدام و زندان» توسط رقبایش در ایران گفت.[7]اظهاراتی که همان زمان نیز با تعجب مسئولان کشورمان همراه شد و معاون اول وقت قوه قضائیه را به واکنش وا داشت. ناگفته می‌توان حدس زد که با این اظهاراتِ رئیس‌جمهور، نمایندگان ایران در مجامع بین‌المللی حقوق‌بشری به سختی می‌توانستند موضع خود در دفاع از رعایت حقوق‌بشر در ایران را حفظ کنند.به نظر می‌رسید بی‌مبالاتی در ابراز نظرها و اظهار سخنان نسنجیده‌ای از این دست در دولت یازدهم و دوازدهم تبدیل به عادت شده بود. 18 اردیبهشت 1397 دولت آمریکا در حالی با امضای دونالد ترامپ از برجام خارج شد که ظاهرا مطمئن بود همتایان ایرانی‌شان علی‌رغم عهدشکنی آنها تمایلی به پاسخ‌گویی متقابل ندارند. آقای روحانی درست یک روز قبل یعنی 17 اردیبهشت 1397 در خراسان رضوی گفته بود: «اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر!»[8] حتی معاون رئیس‌جمهور نیز 8 ماه پیش از آن در 17 شهریور 1396 به روزنامه اشپیگل آلمان گفته بود: «اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم.»[9]این اظهارات به وضوح توان چانه‌زنی را از دیپلمات‌های ایرانی می‌گرفت. در حالی که واکنش متقابل به دولت آمریکا در «خروج از برجام» می‌توانست به عنوان تهدیدی معتبر در دست مذاکره‌کنندگان ایرانی باشد، رئیس‌جمهور و برخی مقامات ارشد دولت پیشاپیش با سخنانی نسنجیده که رویکرد ایران در واکنش به اقدامات طرف غربی را فاش می‌کرد، این اهرم فشار را خنثی می‌کردند.اما این اتفاق در سوی مقابل میدان کاملا برعکس بود. ایالات متحده همیشه به دنبال حمایت از دیپلماسی با یک تهدید معتبر می‌گشت و این اصل را در دستورکار خود قرار داده بود. آنها تهدید نظامی را در کنار مذاکرات 5+1، همیشه روی میز نگه داشتند.[10] وقتی ایران آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در جریان ساخت و بهره‌برداری تأسیسات هسته‌ای فردو گذاشت، آمریکایی‌ها بلافاصله با توجه به مشخصات فنی سایت فردو، متوجه کم‌اثر شدن تهدید نظامی‌شان در این مورد شدند و بر همین اساس پرژه‌ای تسلیحاتی برای ساخت بمبی سنگرشکن را تعریف کردند که قادر به انهدام تأسیسات زیرزمینی فردو باشد.[11]اینکه آیا این پروژه توانست به هدف مد نظر دست یابد می‌تواند موضوع گزارش دیگری باشد. آنچه مهم به نظر می‌رسد این است که بدانیم آمریکایی‌ها با این راهبرد، موضع مذاکره کنندگان‌شان را تقویت و قدرت چانه‌زنی‌شان را افزایش می‌دادند. شرمن مغرورانه به این سیاست دولت آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید: «هیچ دولت دیگری توانایی نظامی ما را ندارد تا با تهدیدی معتبر، دیپلماسی را حمایت کند.»[12]در حالی که کارزار فشار حداکثری علیه ایران از جانب آمریکا به اوج خود می‌رسید. یک بار دیگر این آقای روحانی بود که سخنرانی دیگری این بار در کرمان انجام داد و در جلسه شورای اداری استان کرمان، شرایط ایران را سخت‌تر از دوران جنگ توصیف کرد.[13]سخنانی که با استقبال گسترده رسانه‌های آمریکایی و اروپایی مواجه شد و آن را شاهدی بر تأثیرگذاری سیاست جدید آمریکا در اعمال فشار بیشتر بر ایران تلقی کردند. بر این اساس در شرایطی درست مشابه روزهای آغازین دولت یازدهم، از این پس به سختی بتوان پای میز مذاکره دیپلمات‌های غربی را قانع کرد که سیاست‌های تحریمی‌شان بر ایران اثرگذار نبوده است.حالا بیایید به تازه‌ترین اظهارات رئیس‌جمهور در جمع نخبگان سیاسی و اقتصادی ژاپن که روز گذشته ایراد شد بپردازیم. حسن روحانی در این دیدار گفت: «یکی از ویژگی‌های ما ایرانی‌ها، این است که وقتی توافقی را امضا کردیم ”در هیچ شرایطی“ امضاءمان را زیر پا نخواهیم گذاشت.»[14] در مورد ویژگی‌های ایرانیان می‌توان بعدها به تفصیل صحبت کرد اما متأسفانه رئیس‌جمهور با این اظهار نظر باز هم طرف غربی را بر عهدشکنی‌هایش مصمم‌تر می‌کرد و این اطمینان را به آنها می‌داد که از جانب ایران با پاسخی متقابل مواجه نخواهند شد. ایشان در همین جلسه ادامه دادند: «به دنیا ثابت کردیم که پای تعهدات خودمان می‌ایستیم و علی‌رغم اینکه طرف تعهد به بخشی از تعهداتش عمل نکرده و یا یکی از آنها به طور کامل خارج شده ما همچنان در تعهد خودمان باقی هستیم.»[15] به سختی بتوان در چارچوب فعلی مسائل سیاست خارجی ایران این گزاره را منطقی به حساب آورد و اثبات چنین رفتاری از جانب ایران به جهان را دستاورد محسوب کرد. در حالی که محاسبات عقلانی حکم می‌کند چماق خروج از برجام را بالا نگه داشته و راه را برای چانه‌زنی بیشتر در میدان مذاکرات باز کنیم متأسفانه رئیس‌جمهور  بار دیگر با اظهار نظراتی نسنجیده دیپلماسی‌اش را بی‌اعتبار و دیپلمات‌هایش را خلع سلاح کرد.ممکن است آقای روحانی سخنانش را اینگونه توجیه کند که برای عدم فعال‌سازی مکانیزم ماشه از جانب طرف‌های دیگر مذاکرات لازم است چنین اطمینانی به آنها داده شود که ایران هرگز از برجام فراتر نخواهد رفت. اما به نظر می‌رسد این توجیه لغزنده، خود آغاز بحث و تأملاتی دیگر خواهد شد که اصولا چرا چنین مکانیزمی در برجام وجود دارد؟ مسئولان دولت با چه توجیهی تن به این مکانیزم داده‌اند که امروز از آن هراس دارند و مهم‌تر از همه، آن روز که منتقدان به درستی نقش مکانیزم ماشه را در برنامه جامع اقدام مشترک تبیین کرده و نسبت به آن هشدار می‌دادند چرا هیچ گوش شنوایی نبود!؟سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در روزنامه کیهان شماره ۲۲۳۶۱ مورخ یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸ منتشر شده است.پی‌نوشت‌ها:[1] . وندی شرمن سرپرست تیم مذاکره کننده آمریکا ضمن اشاره به تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران و تبلیغات انتخاباتی حسن روحانی با محور رفع تحریم‌ها و رونق اقتصادی می‌نویسد: «وقتی که ما به ایشان[تیم مذاکره کننده ایران] پیشنهاد تخفیف تحریم‌ها را دادیم، مدعی شدند که تحریم‌ها به آنها آسیبی نرسانده است. این ادعای پوچی بود، ولی برای حفظ غرورشان ضروری بود.» نگاه کنید به:بدون هراس. شرمن، وندی. مترجم: جمشیدی، محمد. تهران: انتشارات سروش، سال 1398. صص95 و 96؛ ص108.[2] . حسن روحانی این سخنان را 18 خرداد 1392 در جمع حامیانش در ورزشگاه شهید شیرودی تهران ایراد کرد. اما این جمله به دلایل نامعلومی از متن کامل سخنان آقای روحانی در تارنمای شخصی‌شان حذف شده است. نگاه کنید به:«همایش تدبیر و امید در ورزشگاه شیرودی». 18 خرداد 1392. تارنمای رسمی حسن روحانیhttp://rouhani.ir/event.php?event_id=75همچنین نگاه کنید به بازتاب این سخنان در رسانه‌های خارجی، به عنوان مثال:&quot;Iranian candidates quarrel over nuclear talks&quot;. Associated Press. 8 June 2013.https://www.yahoo.com/news/iranian-candidates-quarrel-over-nuclear-talks-202509955.html[3] . نگاه کنید به کتاب «تریتا پارسی» تحلیل‌گر مقیم آمریکا و از بنیان‌گذاران شورای ملی ایرانیان آمریکا(نایاک) تحت عنوان «از دست دادن یک دشمن: اوباما، ایران، و پیروزی دیپلماسی». قابل دسترسی در:«خاطرات تریتا پارسی؛ روحانی ۹۲: هم سانتریفیوژ باید بچرخد، هم چرخ زندگی مردم». تارنمای مشرق. 28 اردیبهشت 1398. کد خبر: 944293.https://www.mashreghnews.ir/news/944293[4] . «دولت تدبیر و امید فشارهای محفلی بر دانشگاه را نخواهد پذیرفت». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. 22 مهر 1392. شناسه خبر: 72249.http://www.president.ir/fa/72249[5] . بدون هراس. شرمن، وندی. مترجم: جمشیدی، محمد. تهران: انتشارات سروش، سال 1398. ص280.[6] . بدون هراس. شرمن، وندی. مترجم: جمشیدی، محمد. تهران: انتشارات سروش، سال 1398. ص281.[7] . «روحانی: درخانه بنشینید و رأی‌ندهید، درپیاده‌رو هم دیوارمی‎کشند». تارنمای خبرآنلاین. 18 اردیبهشت 1396. کد خبر: 663099.https://www.khabaronline.ir/news/663099[8] . «روحانی: اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر». تارنمای خبرآنلاین. 17 اردیبهشت 1397. کد خبر: 775091.https://www.khabaronline.ir/news/775091[9] . «صالحی: اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم». تارنمای خبری بی‌بی‌سی. 17 شهریور 1396.https://www.bbc.com/persian/iran-41209278[10] . نگاه کنید به نامه مورخ 19 آگوست 2015 باراک اوباما به جرولد نادلر(نماینده دموکرات کنگره آمریکا) که در آن تأکید می‌کند «همه گزینه‌های در دسترس ایالات متحده از جمله گزینه نظامی در طول معاهده[برجام] و خارج از آن همچنان در دسترس باقی خواهد ماند.» قابل دسترسی در:Obama&#x27;s Letter to Congressman Nadler. The New York Times. 19 August 2015.https://nyti.ms/2rf0XK7همچنین نگاه کنید به:«اوباما: گزینه نظامی پیش از اجرای توافقنامه هسته‌ای و پس از آن، روی میز باقی می‌ماند». العربیه. 22 آگوست 2015.http://ara.tv/44czy«اوباما بر ادامه فشار بر ایران تاکید کرد». خبرگزاری ایسنا. 30 مرداد 1394.https://www.isna.ir/news/94053016987[11] . گفت‌وگوهای پشت پرده. برنز، ویلیام. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص415 و ص423.[12] . بدون هراس. شرمن، وندی. مترجم: جمشیدی، محمد. تهران: انتشارات سروش، سال 1398. ص132.[13] . «از اردیبهشت 98 روند تورم کاهش و رشد اقتصادی افزایش یافت». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. 21 آبان 1398. شناسه خبر: 112271.http://www.president.ir/fa/112271[14] . «درهای ایران روی دولت و شرکتهای ژاپنی باز است». پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. 30 آذر 1398. شناسه خبر: 112932.http://www.president.ir/fa/112932[15] . پیشین.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 18:16:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سراب توافق</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/s-fcqiroewg9ru</link>
                <description>مرداد 1396 وقتی تیم اندرسون استاد دانشگاه سیدنی[1] به کیهان آمد، با توجه به شناختش از آمریکای لاتین و تحقیقاتش در حوزه کشورهای مورد تحریم آمریکا از او پرسیدیم برای به حداقل رساندن اثر تحریم‌ها چه پیشنهاد کاربردی می‌تواند ارائه دهد؟ اندرسون فهرستی از کشورهای آمریکای لاتین، شرق اروپا، غرب آسیا و همچنین ترکیه، ایران، روسیه و حتی چین را نام برد که به نحوی مورد تحریم ایالات متحده قرار گرفته بودند. او با اشاره به فهرست قابل‌توجهش و اینکه آمریکا امروزه بسیاری از کشورها را تحریم کرده گفت: «دور هم جمع شوید، یک اتحادیه از کشورهای تحت تحریم تشکیل دهید و نیازهای یکدیگر را برطرف کنید.»[2]پیشنهادی که قابل تأمل به نظر می‌رسید و می‌توانست راهبرد جدیدی در سیاست خارجی تلقی شود. ایده‌هایی اینچنین که به کاهش نقش آمریکا در تبادلات سیاسی و اقتصادی میان کشورها می‌انجامید از جانب مسئولین آمریکایی نیز یک زنگ خطر به حساب می‌آمد. دست کم ویلیام برنز قائم‌مقام سابق وزارت خارجه آمریکا یک بار نگرانی‌اش نسبت به چنین اقداماتی را مطرح کرد و نوشت: «آمریکا به دلیل استفاده بیش از حد از تحریم‌ها به کارایی این ابزار سیاسی ضربه وارد کرده و کشورها را وادار کرد وابستگی خود به دلار و سیستم مالی آمریکا را کمتر کنند.»[3]اتفاقی که به نظر می‌رسد نشانه‌هایی از آن هم‌اکنون نیز قابل مشاهده است. جمعه 15 آذر 1398 نخست وزیر روسیه نسبت به محدود کردن دسترسی این کشور به سیستم پرداخت بانکی بین المللی سوئیفت هشدار داد؛ روسیه پیش‌تر از راه‌اندازی جایگزین بومی این سیستم خبر داده بود که قرار است به سیستم پرداخت بین بانکی و بین مرزی CIPS چین و مکانیسم پرداخت آینده هند متصل شود.[4]گسترش معاهدات پولی دو یا چند جانبه، طراحی و راه‌اندازی سیستم‌های پرداخت بانکی جایگزین سوئیفت، استفاده از ظرفیت بازار کشورهای همسایه در کنار تقویت نهادهای پیشران اقتصاد در داخل، گسترش پایه‌های مالیاتی به منظور اخذ مالیات از ثروتمندان، آمایش سرزمینی جهت رشد و توسعه ظرفیت‌های اقتصادی نظیر اقتصاد کشاورزی، ترابری و... همگی اهرم‌های متعددی در دست دولت هستند که با به کارگیری آن می‌تواند به مدیریت بهینه اقتصادی کشور در شرایط تحریم بپردازد و تأثیر تحریم‌های ناعادلانه آمریکا را اگر نگوییم هیچ بلکه به حداقل برساند. اما همه اینها و بسیاری دیگر از راهکارهای عملیاتی برای مدیریت کشور در دوران تحریم متوقف بر این است که نگاهی واقع‌بینانه و بدون تعصب به شرایط امروز و تجربیاتی که از سر گذراندیم داشته باشیم. نگاهی که به نظر می‌رسد فقدان آن متأسفانه در ریاست محترم جمهور به شکل مشهودی پیداست و شاید نقطه نگران‌کننده در مدیریت اجرایی کشور دقیقا همین‌جا باشد.بیایید نگاهی به ارزیابی شرایط کشور از نگاه رئیس‌جمهور در آخرین سخنرانی ایشان بیاندازیم. آقای روحانی 13 آذر 1398 در همایش بیمه و توسعه گفت: «پس از برجام، تولید حرکت کرد و شرکت‌های خارجی به ایران آمدند و قراردادهای گوناگون به امضاء رسید و تنها در آن شرایط یک کشور 50 میلیارد دلار اعتبار در اختیار ایران قرار داد که این یک تحول بسیار بزرگ و عظیم در کشور بود.»[5] «یکی از رهبران کشورهای بزرگ آسیایی در ملاقات به من گفت که ما بعد از برجام کم‌کم به چشم حسادت به ایران نگاه می‌کردیم، چرا که می‌دیدیم سرمایه‌گذاران، صنعت‌گران و بانک‌های فراوانی به سمت تهران سرازیر شدند و می‌گفتیم که ایران چه بهشتی برینی است که همه برای حضور در آن مسابقه گذاشته‌اند.»[6]رئیس جمهور در این سخنان تصويري فوق‌العاده از نتايج مذاكرات ترسيم می‌کند. روندی که پیش از این نیز بارها از طرف ایشان در سخنرانی‌های مختلف تکرار شده بود: «برخی انگار در گوش‌شان پنبه است و‌بیرون نمی‌آید! می‌گویند مذاکره چه خاصیتی داشت! ما قبل از مذاکره یک میلیون بشکه نفت صادر می‌کردیم بعدش ۲میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه صادر می‌کردیم. ماهانه پول‌های‌مان برگردانده می‌شد.»[7]چهار سال پیش قبل از انعقاد برجام نیز چنین تصویری رؤیایی از شرایط پس از توافق، توسط ایشان ارائه شد تا مقدمات رسیدن به توافق را فراهم کنند. آقای روحانی 17 خرداد 1394 در سخنانی تاریخی حل مشکل اشتغال جوانان، رونق صنعت، احیای بانک‌ها و حتی حل مشکل آب آشامیدنی را در گرو حصول توافق برجام دانستند.[8]اينكه آيا آقاي رئيس‌جمهور امروز نیز مانند آن سال‌ها مشغول تمهيد مقدمات توافق ديگري در اذهان عمومی است، موضوع اين متن نيست. مسئله در مرحله نخست وجود چنين تصوير مخدوشی در ذهن رئیس‌جمهور است که باعث می‌شود راه حل معضلات اقتصادی امروزه کشور را نیز در یک توافق دیگر جستجو کنند. بگذاريد كمي به ایشان برای اصلاح تصویر ذهنی‌شان از آثار برجام کمک کرده و برای این منظور نیز فقط به عبارات مسئولين ارشد دولتي استناد کنیم.مسلما مشهورترین اظهارنظر مربوط به ولی‌الله سیف رئیس وقت بانک مرکزی است که 28 فروردین 1395 گفت: «توافق هسته‌ای ایران و گروه 5+1 موسوم به برجام، تاکنون ”تقریبا هیچ“ دستاورد اقتصادی برای تهران در بر نداشته است.»[9]تنها یک سال از انعقاد برجام گذشته بود که علی‌اکبر صالحی، معاون رئیس‌جمهور و یکی از اعضای ارشد تیم مذاکره‌کننده، 5 بهمن 1395 در گفت‌وگو با شبکه الجزیره گفت: «بُعدی که از نگاه ما مهم است به تحریم‌ها و بُعد سیاسی توافق ارتباط دارد زیرا در این بخش مشکلاتی دیده می‌شود و آن این‌که طرف دیگر توافق، به تعهداتش در توافق هسته‌ای عمل نمی‌کند... زیرا اگر کاری در این زمینه انجام داده باشند مشکلات موجود در تعامل با بانک‌های بزرگ را چگونه باید ارزیابی کرد، آنان در این زمینه ”هیچ گامی“ برنداشته‌اند.»[10]محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان نیز ٢٩ شهريور ١٣٩٦ در نشست ٥+١ در نيويورك خطاب به رکس تيلرسون وزیر امور خارجه وقت آمریکا گفت: «ما هنوز نمی‌توانیم در انگلستان یک حساب بانکی باز کنیم.»[11]باید توجه داشت که اين اظهارات همگي مربوط به قبل از آن است كه دونالد ترامپ در ١٨ ارديبهشت 1397 از برجام خارج شود. در واقع برجام پیش از خروج یک طرفه آمریکا هم به درستی کار نمی‌کرد و به استناد اظهارات مقامات دولت آقای روحانی، شرایط آن‌طور که ایشان ادعا می‌کنند مطلوب نبود. اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور، پس از خروج آمریکا از برجام این شرایط کشور را در ادامه وضعیت سال 1390 ارزیابی کرد که بدون تغییر، علی‌رغم حصول برجام ادامه پیدا کرده است. او در 10 تیر 1397 گفت: ‏«ممانعت از جابجايي و انتقال پول براي ايران از سال 90 وجود داشته و ”تاكنون“ برطرف نشده است و مبادلات بانكي ما همواره با هزينه همراه بوده.»[12]علی ربیعی، وزیر سابق رفاه و سخنگوی فعلی دولت نیز 4 اسفند 1397 ارزیابی خود از شرایط پسابرجام کشور را در گفتگو با روزنامه دولتی ایران اینگونه تشریح کرد: «امروز زندگی مردم سخت شده است... ارز حاصل از فروش نفت و صادرات غیرنفتی به سختی وارد کشور می‌شود... تحریم‌ها [پیش از برجام] هم به این شدت نبود.»[13]ظريف نیز بار دیگر اعتراض خود را به این شرایط نشان داد و 2 اسفند 1397 به روزنامه زوددویچه گفت: «میزان صادرات نفت ایران حتی از این رقم[یک میلیون بشکه] هم کمتر شده است. به کمتر از زمان پیش از کسب توافق هسته‌ای، یعنی به کمتر از زمانی رسیده است که دور قبلی تحریم‌ها علیه ایران اعمال می‌شد.»[14]احتمالا وقوف بر همين شرايط بود كه آقاي عراقچي را در گفت‌وگو با رسانه هلندی ان.آر.سی به اين جمع بندي نهايي رساند: «یکی از درس‌هایی که ما از مسئله برجام گرفتیم، این است که نتیجه این توافق و پایبندی به آن، ظاهرا اعمال تحریم‌های جدید بود... دیگر درسی که گرفتیم این است که مقاومت، بیش از تمایل برای همکاری جواب می‌دهد.»[15]اما علی‌رغم همه این اظهارات انگار تصویر ذهنی رئیس‌جمهور از شرایط پس از برجام همان «بهشت برینی» است که باعث «حسادت رهبران کشورهای دیگر» شده است. ما اینجا با یک خطا در محاسبات ادراکی مواجه هستیم که همه دلسوزان و دست‌اندرکان موظفند ریاست محترم جمهور را در اصلاح آن یاری کنند. این خطای محاسباتی باعث می‌شود که مدیریت اجرایی کشور همچنان سراب را آب تلقی کرده و امکانات کشور را بار دیگر در راه رسیدن به آن هزینه کند. از این منظر متأسفانه تصویری که رئیس جمهور ارائه می‌کند گمراه‌کننده و خسارت آفرین است.دل سپردن به میانجی‌گری‌های عمان و ارسال پیام به ژاپن به عنوان میانجی دیگر، شاید در عرصه دیپلماسی خالی از اشکال باشد اما در میدان عمل تدوام رویکردی است که چهار سال پیش با انعقاد برجام آزموده شد و اکنون به گِل نشسته است. یک بار دیگر باید تأکید کرد که موضوع اساسي، شناخت مسئله و كوشش در جهت حل آن است. بر این اساس مدیریت اجرایی کشور نه در راه‌حل که در شناخت مسئله ناکام است.حضرت امام(ره) می‌فرمودند: «ملتى كه بخواهد سر پاى خود بايستد و اداره كشور خودش را خودش بكند، لازم است كه اول بيدار بشود. در سير الى‌اللَّه هم اهل معرفت گفته‏اند كه يَقْظه- بيدارى- اوّل منزل است. در طول تاريخ، در اين سده‏هاى آخر، كوشش شده است كه ملت‌هاى جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجه‌شان به شخصيت خودشان نباشد. و شخصيت خودشان را اصلًا وابسته به غير بدانند.»[16]شاید لازم باشد این جمله امام عزیزمان را به جای ملت، خطاب به دولت بازخوانی کنیم. قدم اول، بیداری است. دولت باید دل به سراب توافق جدید نسپرد و از این خواب بیدار شود.سید محمدعماد اعرابیاین یادداشت در روزنامه کیهان شماره ۲۲۳۴۹ مورخ یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ منتشر شده است.پی‌نوشت‌ها:[1] . تیم اندرسون استاد دانشگاه سیدنی استرالیا بود که به دلیل مواضع چپ‌گرایانه و اعتقادات ضد صهیونیستی‌اش مورد آزار و اذیت دولت استرالیا قرار گرفت و در نهایت آذر 1397 از دانشگاه سیدنی اخراج شد. وی پیش از این به دلیل مواضع سیاسی‌اش 7 سال در استرالیا زندانی شده بود.[2] . «دکتر تیم اندرسون در گفت‌و‌گو با کیهان: ایران یک تنه مسئولیت نبرد با تروریست‌ها را به دوش می‌کشد». روزنامه کیهان. 26 مرداد 1396؛ شماره21699؛ ص8.[3] . گفت‌وگوهای پشت پرده. تهران: نشر کتابسرا، سال 1398. ص499.[4] . «قطع ارتباط روسیه با سوئیفت به معنای اعلام جنگ است». خبرگزاری تسنیم. 15 آذر 1398.https://tn.ai/2153969[5] . «رئیس جمهور در همایش بیمه و توسعه: ماهیت بیمه امنیت بخشی به جامعه است». پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور. 13 آذر 1398؛ شناسه خبر: 112654.http://www.president.ir/fa/112654[6] . پیشین.[7] . «رئیس جمهور در مراسم ارائه دستاوردهای دولت در توسعه زیرساخت‌های روستایی: یکسان بودن روستانشین و شهرنشین، از ثمرات انقلاب بود». پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور. 4 شهریور 1398؛ شناسه خبر: 110935.http://www.president.ir/fa/110935[8] . این سخنان حسن روحانی که 17 خرداد 1394 در حاشیه «مراسم اعطای جایزه ملی محیط زیست» ایراد شده بود بنا به دلایل نامعلومی از پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور حذف شده است. برای مشاهده فیلم این اظهارات نگاه کنید به:«روحانی۹۴:تحریم باید از بین برود تا مشکل آب خوردن مردم حل شود». خبرگزاری تسنیم. 21 فروردین 1396.https://tn.ai/1375650[9] . «در گفت‌وگو با تلویزیون بلومبرگ؛ سیف: «تقریباً هیچ‌ چیز» از برجام عاید ایران نشده است». خبرگزاری فارس. 28 فروردین 1395.http://fna.ir/VZC7MU[10] . «صالحی: آمریکا به تعهداتش در برجام عمل نمی‌کند». تارنمای خبرآنلاین. 5 بهمن 1395؛ کد خبر 627232.https://khabaronline.ir/news/627232[11]. “Rex Tillerson at the Breaking Point”. Filkins, Dexter. The New Yorker. 6 October 2017.https://www.newyorker.com/magazine/2017/10/16/rex-tillerson-at-the-breaking-point[12] . «كشوري كه بخواهد جاي ايران را در بازار نفت بگيرد خيانت بزرگي كرده و روزي تقاص آن را خواهد داد». پایگاه اطلاع‌رسانی دولت. 10 تیر 1397؛ کد خبر: ۳۰۹۷۸۴.http://dolat.ir/detail/309784[13] . «نباید عبور از دولت راه بیفتد». روزنامه ایران. 4 اسفند 1397؛ شماره7005؛ ص13.[14] . «ظریف: صادرات نفت ایران از دور قبلی تحریم‌ها هم کمتر شده است». تارنمای خبری رادیو دولتی آلمان؛ دویچه‌وله. 21 فوریه 2019.https://p.dw.com/p/3DmDz[15] . «عراقچی: نتیجه پایبندی به برجام، تحریم بیشتر بود». خبرگزاری فارس. 7 آذر 1398.http://fna.ir/ddp6y3[16] . صحیفه امام(ره). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره). ج13؛ ص531.</description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>How money laundering is poisoning American democracy</title>
                <link>https://virgool.io/@smEmad/how-money-laundering-is-poisoning-american-democracy-hdg1qadkogqx</link>
                <description>By Edward Luce • November 28, 2019 • Financial TimesDirty cash is a curse that dare not speak its name in the 2020 electionAfter winning the cold war, the US sought to export the rule of law to other countries. That flow has gone into reverse. Today it is importing some of the worst corruption from abroad. America’s largest law firms, real estate companies and lobbying outfits thrive on dirty money. In the process they are leaving stains on US democracy that will not easily come out in the wash.Donald Trump is the public face of a problem that extends into the heart of America’s system. It spans Democrats and Republicans, New York and Washington, the public and private sectors. It is a curse that dare not speak its name in the 2020 election.It is easy to guess why Joe Biden, the Democratic frontrunner, goes light on it. Mr Biden helped to turn Delaware, his home state, into the most popular domicile for anonymously-owned companies. Without those, The Trump Organization would have garnered far fewer of the investors that bought its condominiums. In one of Mr Trump’s towers in Florida, more than 80 per cent of its units are owned by shell companies. The US has 10 times more shell companies than the next 41 jurisdictions combined, according to the World Bank.To be sure, unlike Mr Trump’s alleged transgressions, Mr Biden’s are legal. But it is “legal graft” that has seeped into all corners of US politics — and society beyond. Mr Biden has done as much as any US public figure to put such practices on the statute books.More surprising is Elizabeth Warren’s relative silence on the links between US politics and global corruption. Early in her campaign for the Democratic nomination, she rolled out numerous plans. These included blueprints to tackle foreign lobbying and corporate malfeasance. Since then, the US senator from Massachusetts has been consumed in a battle to justify her $20tn Medicare-for-All programme. That she is still threatening to die on a cross of M4A raises questions about her political skills. Here is what a better Warren campaign would argue — or indeed any White House contender who is serious about reviving US democracy and fighting global authoritarianism.America is the largest dirty money haven in the world. Its illicit money flows dwarf that of any other territory, unless you treat Britain and its offshore tax havens as one. The US Treasury estimates that $300bn is laundered annually in America. This is probably a fraction of the true number. Worse, the US government has no idea who controls the companies that channel the money because America lacks a corporate central registry.There is no law in America requiring disclosure of “beneficial ownership”. US banks must report suspicious activity. But law firms, real estate companies, art sellers, incorporated enterprises and non-bank financial institutions are exempt.Those hoping to clamp down on money laundering are thus heavily outgunned by lobbyists for the status quo. Mrs Warren should point out that the US system offers a red carpet for dirty money. Furthermore, autocrats in Russia, China, Saudi Arabia and elsewhere could not thrive without the connivance of America’s suite of service providers.The US voter is exhausted with the “forever wars” that Mr Trump and Mrs Warren agree should be brought to an end. A better US foreign policy would be to close down weapons of mass incorporation in states such as Delaware and Nevada and hold their enablers in New York and Washington to account.America’s military firepower poses no realistic danger to the likes of Vladimir Putin, Russia’s president. His visceral reaction to the 2010 Panama papers showed how deeply he fears the financial glare. Shining a light on dirty money flows would pose a greater risk to autocracies than five new US aircraft carriers.The danger, if polls are a guide, is that next year’s election will be a contest between Mr Trump and Mr Biden. Each will accuse the other of being corrupt. In Mr Trump’s case, the evidence appears overwhelming.But Mr Biden’s family has done enough to monetise his name to make that distinction a test of the voter’s research skills. The risk is that many will see little difference between the two.There used to be a bright red line between America and the world’s kleptocracies. Now they are symbiotically linked. America needs a candidate who can point out that the kleptocrats are winning. If not Mrs Warren, then who? https://www.ft.com/content/99bf2b62-1162-11ea-a225-db2f231cfeae </description>
                <category>محمدعماد</category>
                <author>محمدعماد</author>
                <pubDate>Sun, 28 Feb 2021 14:26:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>