<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید محمد اسدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@smhdAsadi</link>
        <description>دانشجوی کامپیوتر، دوستدار فوتبال، رانندگی، فلسفه، کتاب‌خوانی و نویسندگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:28:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/220535/avatar/yjiBDw.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید محمد اسدی</title>
            <link>https://virgool.io/@smhdAsadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا قهوه دیگر مثل روز اول اثر ندارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-futrvvdbucpw</link>
                <description>قهوه واقعا شاهکاره. دیدی وقتی یه کوچولو از این مایع تیره‌رنگ رو وارد  بدنت می‌کنی، بعد یه مدت خیلی کوتاه انگار جادویی اتفاق میفته. تغییرات رو  می‌تونی حس کنی. انگار بهت انرژی میده. فرکانس کاری مغزت میره بالا. سرحال و  قبراق میشی. انگیزه می‌گیری. غصه‌هات رو فراموش می‌کنی. تمرکزت بیشتر  میشه.روز بعد میگی به به دیگه راز موفقیت رو پیدا کردم! قهوه دوای دردمه. بازم قهوه می‌خوری. هممم. بازم انرژی و تمرکز و حال خوب.روز بعد هم این کار رو انجام میدی. اما دیگه حسی که بهت منتقل می‌کنه مثل روز اولش نیست. انگار یه چیزی کمه. ناامید نمیشی. میگی شاید قهوش درست آماده نشده بود. دوز روبوستا رو می‌بری بالا و حس دوست‌داشتنی رو دوباره تجربه می‌کنی.اما نه. اینم تکراری میشه. یهو می‌بینی به جایی رسیدی که قهوه می‌خوری ولی بیشتر خوابت می‌گیره! ای بابا. جریان چیه؟اینجا می‌خوام از تجربیاتم بهت بگم. در نهایت بهت راه حلی معرفی می‌کنم که دیگه قهوه برات تکراری نشه.چه وقتایی نباید قهوه بخوریم؟بعد از ظهر به بعداگه از روزت گذشته و  غروب شده دیگه سراغ قهوه نرو. قهوه باعث میشه عملکرد طبیعی مغز، مخصوصا  هورمون ملاتونین مختل بشه. همین باعث میشه خواب خوبی نداشته باشی. نیمهٔ عمر قهوه در بدن حدود ۵ الی ۶ ساعته. یعنی اگه ساعت ۴ عصر قهوه  بخوری، تا ساعت ۱۱ شب هنوز نصف قهوه توی بدنت هست!الان که دارم این متن رو می‌نویسم ساعت ۱۲ شبه. معمولا ۱۱ می‌خوابم. اما چون ساعت ۵ قهوه خوردم اصلا خوابم نمیاد :)بلافاصله بعد از بیداریقهوه  باعث بالا رفتن هورمون کورتیزول میشه. این هورمون موقع استرس ترشح میشه.  اون حس تشویشی که موقع خوردن قهوه بهت دست میده به خاطر همین هورمونه.معمولا  بعد از بیداری میزان این هورمون در بدن به پیک خودش می‌رسه. پس اگه اون  زمان قهوه بخوری، افزایش کورتیزولی رو حس نمی‌کنی چون در حالت بیشینهٔ خودش  هست.قهوه خوردن توی این زمان بد نیست، اما فایدهٔ کمتری داره. پس  بهتره که حداقل یک ساعت بعد بیداری صبر کنی تا این کورتیزول طبیعی بدنت  کاهش پیدا کنه.حالا چرا این حس خوب به مرور کمرنگ‌تر میشه؟اگه حوصله نداری این بخش رو کامل بخونی، اینطوری بگم که بدن عادت می‌کنه. اما اگه واقعا می‌خوای ریز بشی بیا ادامه رو بخون.مغز به مرور آدنوزین بیشتری ترشح می‌کنهآدنوزین  یک انتقال‌دهندهٔ عصبیه که در طول روز جمع میشه و باعث میشه حس خستگی و  خواب‌آلودگی داشته باشیم. کافئین خیلی سریع توی گیرنده‌های آدنوزین جا خوش  می‌کنه. آدنوزین دیگه به گیرنده‌هاش نمی‌رسه. اینطوریه که ما خستگی رو دیگه  حس نمی‌کنیم.اما به مرور، مغز می‌بینه هی آدنوزین تولید می‌کنه ولی  بدن به یه ورشم نیست :) اعصابش خورد میشه و ترشح آدنوزین رو بیشتر می‌کنه.  به همین دلیله که هرچی می‌گذره ما نیاز به کافئین بیشتری داریم تا با این  آدنوزین‌های اضافه مبارزه کنه.حساسیت ما به دوپامین کمتر میشهکافئین  بدن ما رو تحریک می‌کنه تا دوپامین ترشح بشه. دوپامین خیلی خفنه. به قول  خارجیا، این هورمون باعث Drive ما میشه. ترجمش میشه پیشران فکر کنم. انگیزه  و حس خوبی که بعد قهوه خوردن داریم به خاطر دوپامینه. اگه قهوه رو به طور همیشگی مصرف کنیم مغز حساسیت گیرنده‌های دوپامین رو  کاهش میده. اینطوری دیگه کمتر به دوپامین ترشح‌شده واکنش نشون میدیم و قهوه  برامون «عادی» میشه.کافئین زودتر هضم میشههرچی  بیشتر کافئین به بدن برسه، معده آنزیم مرتبط با هضم کافئین رو بیشتر تولید  می‌کنه. این کار باعث میشه کافئین زودتر تجزیه و هضم بشه و تاثیری که قبلا  داشتیم کمتر حس بشه. یعنی هرچی بیشتر قهوه مصرف کنیم، تاثیرش کوتاه‌تر  میشه.چیکار کنیم قهوه مثل روز اولش بشه؟یه مدت قهوه رو بذار کناربه  بدنت فرصت بده. ۳ تا ۷ روز اصلا لب به قهوه نزن. این کار باعث میشه بدنت  Reset بشه. بعدش اگه بخوری دوباره قهوه حس فوق‌العاده‌ای که ازش به یاد  داشتی رو بهت میده.دوز قهوه‌ات رو بیار پایینبه  جای این که روزی دو شات صد روبوستا دبل سگی بزنی، روزی یه سینگل معمولی  بزن. خیلی به بدنت فشار نیار. به این فکر کن به برده‌های سیاه‌پوست  آفریقایی که توی آمریکا بودن قهوهٔ ۱۰۰ روبوستا می‌دادن که بهتر کار کنن :)هر روز قهوه نخورقهوه رو تبدیل به یه عادت روزانه نکن. بذارش برای روزایی که واقعا بهش نیاز داری. اینطوری مقاومت به قهوه دیرتر خودش رو نشون میده.سخن پایانییه زمانی بود دوستم بهم یه چیزی در این مورد گفت که از اون موقع آویزهٔ گوشم شده.توی ساعت‌های مختلف و رندوم قهوه بخور جوری که پشمای بدنت بریزه. – زرکشاین حرفش رو با پوست و استخونم درک کردم. اگه هر  روز در ساعات مشخصی قهوه می‌خوری خب بدنت هم باهاش مقابله می‌کنه. یه روز  ساعت ۹ بخور. یه روز ۴. یهو بعد ناهار بخور. باز برگرد اول صبح. یه کاری کن  بدنت نفهمه کی می‌خوری. اینجا تنها جاییه که نظم تاثیر معکوس داره :)پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Mar 2025 00:35:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری مثل یه برنامه‌نویس فکر کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-qxhw0b4e38mt</link>
                <description>- این نوشته ترجمه‌ای از مطلبی با همین عنوان از سایت freecodecamp است.اگه با برنامه‌نویسی آشنا باشی، حتما این حرف رو شنیدی:«همه باید برنامه‌نویسی رو یاد بگیرن، چون به شما نشون میده چطور فکر کنین.» - استیو جابزاحتمالا براتون سواله که منظور استیو از این حرفش چیه؟ یعنی چی که مثل برنامه‌نویس فکر کنیم؟در اصل، مسئله درباره پیدا کردن راهی کاربردی برای حل مسئله هست.هدف از این پست اینه که دقیقا این راه رو بهتون نشون بدم. در اخر این پست می‌دونین که چطور یه مسئله رو به شکل یک برنامه‌نویس واقعی حل کنین.چرا مهمه اصلا؟مهارت حل مسئله مهارت خیلی مهمیه. همه ما با مسئله‌های زیادی در زندگیمون مواجه میشیم. مسائل بزرگ و کوچیک مختلفی که کاملا رندوم هستن.ما معمولا از این روش برای حل مسائل استفاده می‌کنیم (مگه اینکه یه سیستم خاصی برای خودمون داشته باشیم):یه راه حلی رو امتحان می‌کنیماگه کار نکرد یه راه حل دیگه رو امتحان می‌کنیماگه بازم جواب نداد انقدر مرحله ۲ رو تکرار می‌کنیم تا به جواب برسیمبعضی وقتا شانسمون می‌گیره و به جواب می‌رسیم، ولی این بدترین راهبرد برای حل مسائله! و واقعا وقت زیادی رو تلف می‌کنه.بهترین روش داشتن یه چارچوب مشخص و تمرین کردنه.تقریبا همه کارفرماها اولویت اول رو به مهارت حل مسئله میدن. حتی بیشتر از تسلط به سینتکس و دیباگ کردن و طراحی سیستم. توانایی شکستن مسائل بزرگ به مسائل کوچیک و قابل حل، دقیقا به همون اندازه مهمه که مهارت‌های مورد نیاز درج شده در آگهی استخدام مهمه. - Hacker Rankداشتن چارچوبچهار مرحله حل مسائلمن با دو نفر تاثیرگذار مصاحبه کردم. C. Jordan Ball که از بین ۶۵۰۰۰ کاربر Coderbyte نفر اول در حل مسائل برنامه‌نویسی شده و Anton Spraul که کتاب «مثل یک برنامه‌نویس فکر کنید» رو نوشته.من ازشون سوالات یکسانی پرسیدم و حدس بزنین چی شد؟ جواب‌هاشون خیلی شبیه به هم بودن! به زودی جوابشون رو با شما در میون میذارم.البته این به این معنی نیست که همه باید از این روش استفاده کنن. هر کسی متفاوته. ولی اگه با چیزی شروع کنیم که خیلیا باهاش موافقن خیلی جلو میفتیم.«بزرگترین مشکلی که من در برنامه‌نویس‌های جدید می‌بینم اینه که روی سینتکس زبان‌های مختلف تمرکز می‌کنن، به جای اینکه روی مهارت‌های حل مسئلشون تمرکز کنن.» - Anton Spraulخب در مواجهه با مسائل باید چیکار کرد؟1. فهمیدندقیقا بفهمین سوال چه چیزی از شما می‌خواد. بیشتر مسائل سخت به این دلیل سختن که شما نمی‌دونین اصلا چی میگه!چطوری بفهمیم که کی سوال رو فهمیدیم؟ خب یه جواب معروفی برای این سوال وجود داره. به زبان خودتون یه بار اونو توضیح بدین. اگه مسئله‌ای رو نفهمیده باشین توی توضیح دادنش گیر می‌کنین و قسمت‌های گنگی رو در توضیحات پیدا می‌کنین.به همین دلیله که شما باید مسائل رو بنویسین، چنتا نمودار بکشین یا برای کسی (یا چیزی مثل رابر داک) توضیح بدین.«اگه شما نتونین چیزی رو با کلمات ساده توضیح بدین، مشخصه که اونو نفهمیدین.» - Richard Feynman2. برنامه‌ریزیخیلی سریع به مرحله حل سوال نرین. برای جوابتون برنامه‌ریزی کنین.به مغز خودتون یه زمانی بدین تا مسئله رو بررسی و آنالیز کنه و یه پردازشی روی اطلاعاتی که داره صورت بده.برای اینکه به یه برنامه‌ریزی خوبی برسین، این سوال رو از خودتون بپرسین:«با ورودی X باید چه مراحلی طی بشه تا به خروجی Y برسم؟»برنامه‌نویس‌ها یه ابزار خیلی خوب برای این‌کار دارن، کامنت!3. تقسیمخوب دقت کنین. این مرحله از همه مهم‌تره.سعی نکنین که یه مسئله بزرگ رو یک‌دفعه حل کنین. اشکتون در میاد. به جاش یه مسئله رو به زیرمسائلی که حلشون آسون تره تقسیم کنین.بعد هم این مسئله‌های آسون‌تر رو حل کنین. از اونی شروع کنین که از همه آسون‌تره، اونی که جوابشو ترجیحا بلدین و به جواب مسائل دیگه وابسته نیست.بعد اینکه همه زیرمسائل رو حل کردین، باید کنار هم بذارینشون تا اون مسئله سخت رو هم حل کنین. تبریک میگم شما یه مسئله سخت رو حل کردین!«اگه من می‌تونستم به تک تک برنامه‌نویس‌های جدید تنها یه چیز یاد بدم، اولین چیزی که بهشون یاد می‌دادم مهارت کوچیک‌کردن سوالاته.»«برای مثال فرض کنین یه برنامه‌نویس جدید هستین و به شما این مسئله رو میدن: «برنامه‌ای که ده عدد دریافت کنه و بفهمه سومین عدد بزرگ این لیست کدومشونه» این مسئله می‌تونه برای تازه‌کارها خیلی سخت باشه. در حالی که به سینتکس خاصی هم نیاز نداره.»«اگه گیر کردین، مسئله رو کوچیکتر کنین. به جای سومین عدد بزرگ، چطوره بزرگترین عدد رو پیدا کنیم؟ هنوزم سخته؟ چطوره بزرگترین عدد از بین ۳ تا عدد رو پیدا کنیم؟ از بین ۲ تا چی؟»«مسئله رو تا جایی کاهش بدین تا بتونین حلش کنین. بعد حل این مسئله کم کم گسترشش بدین تا اینکه به جایی برسین که ازش شروع کردین.» - Anton Spraul4. گیر کردین؟حتما تا حالا به این فکر کردین که «باشه قبول هرچی که گفتی درست، ولی اگه اون ریزمسائل رو هم نتونستم حل کنم چی؟»آرامش خودتون رو حفظ کنین و یه نفس عمیق بکشین. این چیزا عادیه. برای همه هم پیش میاد. تفاوت یه برنامه‌نویس خوب و بد مواجهه با این شرایطه.این مواقع ۳ تا کار میشه انجام داد:دیباگ: مرحله به مرحله توی کدی که نوشتین پیش برین تا بفهمین کجا رو اشتباه رفتین.«هنر دیباگ کردن اینه که بفهمی واقعا چی به برنامت گفتی که انجام بده، برخلاف چیزی که فکر می‌کردی به برنامه گفتی تا انجام بده.» - Andrew Singerارزیابی مجدد: یه قدم برگردین عقب. از دید بالاتری به مسئله نگاه کنین. طرز نگاهتون رو عوض کنین و ببینین آیا راه کلی بهتری برای این مسئله وجود نداره؟«بعضی وقتا انقدر در جزییات یه مسئله گم میشیم که بیخیال اصول کلی که باعث حل مسئله میشن میشیم.»«یه مثال قدیمی، جمع اعداد ۱، ۲، ۳، ...، n هست که یه پسر بچه تونست با تغییر دیدش به مسئله درجا جواب بده که حاصل میشه n(n+1)/2 و دیگه تک تک اعداد رو جمع نکنه.» - Jordan Ballیه راه دیگه برای ارزیابی مجدد اینه که از نو شروع کنیم. همه‌چی رو حذف کنین و از اول بنویسین. جدا بعضی وقتا این روش خیلی زودتر از بقیه راه‌ها باعث حل میشه.جستجو: دوست قدیدیمون گوگل رو فراموش نکنیم :) مهم نیست چه مسئله‌ای رو قراره حل کنین، احتمال بسیار زیاد یکی قبل از شما حلش کرده. برین جوابش رو پیدا کنین. حتی زمانی که مسئله رو حل کردین باز هم دنبال جوابش برین تا چیزهای جدیدی یاد بگیرین.هشدار: جواب مسئله اصلی رو هیچ‌وقت از گوگل نگیرین. فقط برای زیرمسئله‌های کوچیک این کار رو انجام بدین. اگه قرار باشه کپی و پیست کنین که دیگه چیزی یاد نمیگیرین. فقط زمان رو از دست میدین.تمرینبازی کردن، یکی از روش‌های تمرین حل مسئلهتوقع نداشته باشین بعد یه هفته توی کاری عالی بشین. اگه می‌خواین در حل مسائل مهارت پیدا کنین، خب تعداد زیادی مسئله حل کنین!تمرین، تمرین و باز هم تمرین. فقط یه مقداری زمان می‌بره تا بفهمین که «عه این مسئله رو که میشه با روش X حل کرد».چطوری تمرین کنیم؟ خب خوشبختانه تو این قسمت کارهای بسیار زیادی میشه انجام داد.شطرنج، مسائل ریاضی، سودوکو، مونوپولی، بازی‌های ویدیویی و و و.در واقع یه چیز مشترک بین افراد موفق، اینه که عادت دارن مسئله‌های کوچیک رو حل کنن. مثلا Peter Thiel شطرنج بازی می‌کرد، یا ایلان ماسک بازی ویدیویی می‌کنه.«اگه می‌خوای ببینی یه مدیر در ۳ تا ۵ سال آینده به کجا می‌رسه، برو ببین چطوری بازی می‌کنه.» - Byron Reeves«امروزی باش. ایلان ماسک، رید هافمن و مارک زاکربرگ و خیلی‌های دیگه میگن که بازی کردن دلیلی برای موفقیتشون در کمپانی‌هاشون بوده.» - Mary Meekerاین یعنی فقط باید بشینیم بازی کنیم؟ خیر اصلا. ولی بازی‌های ویدیویی اصلا چیکار می‌کنن؟ خب کلش درباره حل مسائل مختلفه دیگه!کاری که باید بکنین اینه که یه جایی رو پیدا کنین تا همیشه بتونین مسائل کوچیکی رو حل کنین. حالا می‌خواد شطرنج باشه، بازی ویدیویی، یا سوالات برنامه‌نویسی در سایت‌های مختلف. مهم اینه مسئله حل کنیم.سخن پایانیهمش همین بود!حالا دیگه شما می‌دونین فکر کردن به سبک یه برنامه‌نویس چه شکلیه. همچنین می‌دونین که مهارت حل مسئله چقدر مهمه و می‌تونه کمک کنه به زندگی بهتر.اگه بخوام جمع‌بندی کنم، اول باید یه چارچوبی برای حل مسائل داشته باشیم. این چارچوب ۴ مرحله فهمیدن، برنامه‌ریزی، تقسیم و راهکاری برای مواقعی که گیر کردیم میشه. بعد از پیدا کردن چارچوب، باید انقدر از این چارچوب در حل مسائل مختلف استفاده کنیم تا به مهارت برسیم.حالا که با چارچوب حل مسائل آشنا شدین برین دنبال مسئله بگردین تا حل کنین :)</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Aug 2021 15:59:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز خود را با موبایل و فضای مجازی شروع نکنید</title>
                <link>https://virgool.io/digimaster/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ovvqtyb2gukz</link>
                <description>از خواب بیدار شدم. تمایلی به بلند شدن نداشتم و خواب‌آلودگی در حال چیره شدن بر من بود که تصمیم گرفتم موبایلم را چک کنم تا از این خماری در بیایم.با بازکردن پیام‌رسان‌ها، دریایی از اخبار به سویم روانه شد. از ناسزاهای دوستانم به خاطر قطعی آب و برق بگیر تا حذف تک تک ورزشکارانمان در المپیک و دستور پخت غذای مورد علاقه یکی از آشنایان و جدایی سیروس از سیما و مشکلات خوزستان و سیستان و غوغای کرونا در کشور و تصویب طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و ... .نقطه مشترک تمامی این اخبار انرژی منفی‌ای بود که به سمت من روانه میشد و دغدغه‌ای جدید در ذهنم ایجاد می‌کرد. بعد از گذشت دقایقی، نفرت و خشم را در تمام وجودم حس کردم. بداخلاق شده بودم و به طرز نامناسبی با اطرافیان برخورد می‌کردم. تمرکز لازم برای انجام کارهایم را نداشتم. دست خودم نبود، آن اخبار کار خودشان را کرده بودند.آن روز به بدترین شکل ممکن گذشت و تمام شد. اخباری را شنیدم که باعث خراب شدن حالم شدند، در حالی که تقریبا برای تمامی آنها کاری نمی‌توانستم انجام دهم. مطمئنم شما هم تجربه مشابهی داشته‌اید. مخصوصا با توجه به مشکلات اخیر کشور که تعداد اخبار بد روز به روز بیشتر می‌شود.دنیای امروز، دنیای اطلاعات است. باید یاد بگیریم چگونه این حجم از اطلاعات را مدیریت کنیم، چه زمانی اجازه ورود به مغزمان را بدهیم و چه زمانی آن‌هایی را که نیاز نداریم از ذهنمان خارج کنیم.روز خود را با موبایل و شبکه‌های اجتماعی آغاز نکنید. حتی اگر خبرهای بدی در کار نباشد، مطالب جدیدی وارد مغزتان می‌شود. خودآگاه و ناخودآگاهتان مشغول پردازش آن می‌شوند و قسمت کمتری از مغز برای رسیدگی به کارهایتان آزاد می‌ماند.حتی بعد از این که دست از پیگیری این اخبار بردارید، ناخودآگاهتان دست‌بردار نیست و پیوسته روی آنها پردازش می‌کند.پیشنهاد من این است که رسیدگی به اخبار را به حداقل برسانید و تا جایی که می‌توانید آن را به شب موکول کنید. زمانی که توان کمتری دارید و خسته شده‌اید و نمی‌توانید روی کار خود به خوبی وقت بگذارید.اگر ذهن پریشانی به خاطر اخبار دارید، بهتر است سعی کنید آن را خالی کنید. نگه‌داشتن این موارد در مغز واقعا آسیب‌زاست. بهترین روش برای خالی کردن مغز نوشتن است. هر زمان که ذهن خود را آشفته دیدید یک قلم و کاغذ بردارید و شروع کنید به نوشتن درباره هرآنچه که به ذهنتان می‌آید.نوشتن بهترین راه برای خالی کردن ذهن از افکار و احساسات است.اگر از نوشتن خوشتان نمی‌آید، صدای خود را ضبط کنید، حرف‌های دلتان را به خودتان بزنید و در نهایت بدون گوش دادن آن را حذف کنید. هدف تنها خالی کردن افکار و احساسات مغز است.راه حل دیگر گفتگو با دوستی است که بدون قضاوت به حرف‌هایتان گوش فرا دهد. گفتگو و جر و بحث باعث تشویش بیشتر شما می‌شود. پس در انتخاب دوست برای این کار دقت کنید!و در نهایت، تجربه به من آموخته هرچه میزان استفاده از فضای مجازی محدودتر و کنترل‌شده‌تر باشد اعصاب و روانمان آرامش بیشتری خواهند داشت. پس حداقل سعی کنیم روز خود را با موبایل و فضای مجازی شروع نکنیم.پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jul 2021 16:21:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهشت و جهنم، حقیقتی برای ترساندن مردم</title>
                <link>https://virgool.io/eyvoon/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-s7jgmbnubagp</link>
                <description>با شنیدن بهشت و جهنم به یاد چه می‌افتیم؟ بهشت ما را یاد مکانی می‌اندازد که پر از میوه‌های خوشمزه و شراب ناب و رودی از شیر و عسل و حوریان بهشتی است. جهنم هم آتشی دارد سوزان و دردناک. این خلاصه درک و دریافت بسیاری از بهشت و جهنم است.کمی غیر منطقی نیست که همه آنچه که در این دنیا حرام اعلام شده، در آن دنیا به شکل لذت بر ما حلال شود؟ چگونه است که در آن دنیا شراب خوردن مانعی ندارد؟ اصل قضیه که تفاوتی نکرده است.متعصبان ادیان مختلف، سعی دارند با ترسیم بهشت و جهنم به این شکل، ترس را در وجود ما بکارند. افراد زیادی، برای رفتن به بهشت و نرفتن به جهنم دست به انجام کارهای خوب می‌زنند. شاید در ظاهر کار خوبی به نظر بیاید، ولی ما را از حقیقت ماجرا دور می‌کند.حقیقت ماجرا این است که باید عشق به خدا را در دلمان قرار دهیم. کارهای خوبی که انجام می‌دهیم نه برای رفتن به بهشت، بلکه به خاطر این باشد که خداوند را دوست داریم و برای نزدیک‌تر شدن به او این کارها را انجام می‌دهیم.حتما با پل صراط آشنایی دارید. پلی بسیار نازک که تنها افراد با تقوا توان عبور از آن را دارند و گناه‌کاران نمی‌توانند از آن گذر کنند و به اعماق جهنم میفتند. اینجا هم به نوعی از عنصر ترس استفاده شده است.قضیه بهشت و جهنم، مانند گروکشی می‌ماند، چیزی مانند معامله با خدا. اگر کار خوبی انجام دهی بهشت را به تو می‌دهیم و اگر کار بدی انجام دهی تو را به جهنم می‌بریم تا مجازات شوی.پس بهشت و جهنم واقعی چیست؟جهنم و بهشت همین جاست. دست از ترس از جهنم و رویابافی درباره بهشت بردار؛ چرا که بهشت و جهنم در هر لحظه زندگی ماست. هربار که عاشق می‌شویم، به بهشت صعود می‌کنیم و هربار که متنفر می‌شویم یا حسادت می‌ورزیم یا با کسی به جنگ می‌رویم، به قعر جهنم می رویم.خدا را به خاطر خدا بودنش دوست بدار و کار خوب انجام بده چرا که فرد درستکاری هستی و برای کار خوب ارزش قائلی. بهشت و جهنم باید وسیله‌ای باشند برای رسیدن به هدف که خدا باشد، نه اینکه خودشان تبدیل به هدف شوند.مطالب این نوشته برگرفته از کتاب ملت عشق بوده است. نظر شما در این باره چیست؟پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 23:45:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سردرگمی</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-kzi19p9hb5fw</link>
                <description>مدتی است که سردرگم شده‌ام. سوالاتی در ذهنم شکل گرفته‌اند که نمی‌توانم به آن‌ها پاسخ دهم. چکار باید کرد؟ چگونه از این سردرگمی در بیایم؟چند وقتی است که دیگر خود را موظف به خواندن کتاب‌های درسی نمی‌دانم. بعد از اتمام مدرسه، آن سال کذایی منتهی به کنکور و تقریبا ۶ ماه تحصیل در دانشگاه، با آمدن کرونا فرصتی فراهم شد تا دنبال مطالبی بروم که خودم انتخاب می‌کنم، نه نسخه‌ای که برای تمامی دانش‌آموزان و دانشجویان پیچیده‌اند.دوران تغییر من شروع شد. از همان اولین لحظه‌ای که دست از خواندن کتاب‌هایی که اشتیاق به خواندنشان نداشتم کشیدم. داستانی که همچنان ادامه دارد.با کتاب‌خوانی آشنا شدم. اوایل کتاب‌هایی برایم جذاب بودند که مربوط به حوزه تحصیلم بودند و به مراتب ارتباط بهتری با آنها می‌گرفتم. اما با گذشت زمان، کتاب‌هایی را در موضوعات مختلف توانستم برای خواندن انتخاب کنم.در بین مطالبی که خواندم به این مطلب رسیدم که بیان می‌کرد بسیاری از کارهایی که انجام می‌دهیم و باورهایی که داریم، نتیجه تفکر و اختیار خودمان نیست. خیلی از کارها و باورهایمان به خاطر سنت‌ها، افکار و طرز برخورد دیگران و به طور کلی، محیطی است که در آن زندگی می‌کنیم.این موضوع برای مدتی من را تحت تاثیر خودش قرار داده بود. تمام باورهایم زیر سوال رفته بود. مجبور شدم تمام آن‌ها را راستی آزمایی کنم. تکلیف تعدادی از آن‌ها هنوز هم مشخص نشده است.گذشت و دوباره به مطلبی رسیدم که می‌گفت، معمول یک زندگی روزانه، انجام دادن کارهای روزمره است و بس. یعنی اگر کارهای روزمره را انجام دهیم، آن روز معمولی است. چیزی که بیشتر از همه از آن نفرت داشتم روزمرگی بود و با نگاه کردن به زندگی خودم، متوجه شدم که گرفتار این پدیده شدم.همین باعث شد تا مدتی دوباره سردرگم شوم. چرا کاری را انجام می‌دهم که بیشتر از همه از آن نفرت دارم؟ اختیار چیزی بود که باز هم به وجودش شک کردم.و در نهایت امروز، با خواندن مطلبی با موضوع معرفی فلسفه، به کلی دگرگون شدم. فلسفه، دقیقا همان چیزی بود که من به دنبالش بودم. موضوع مورد بحث در فلسفه این بود که چه چیزی درست است؟ چرا آن چیز درست است؟ و اگر درست است چگونه از آن در زندگی استفاده کنم؟واقعا چه چیزی درست است؟ چگونه می‌توان فهمید چیزی که به آن باور داریم درست است؟ همان طور که همه باور داشتند که زمین تخت است ولی خلافش ثابت شد، ممکن است تمام چیزهایی که باور دارم اشتباه باشند!در قسمتی از این مقاله آمده بود:درک ما از درختی که از درون اتاقمان می‌بینیم چیست؟ یک تصویری که گویا در فاصله دوری از ما قرار گرفته است. حال اگر آن‌قدر به آن نزدیک شویم که بتوانیم آن را لمس کنیم، اطلاعات بیشتری از آن به‌دست می‌آوریم. اما با این حال، باز هم تمام درک و شناختی که از آن درخت داریم، نتیجه سیگنال‌های عصبی است که از حسگرهایمان ارسال شده است. هرچقدر هم که به درخت نزدیک شویم، نمی‌توانیم آن را کامل بشناسیم و “درخت بودن” را تجربه کنیم.حتی از درک کامل درخت هم عاجزیم! با خواندن این تکه از مقاله، همه‌چی برایم بی‌معنی شد. تصاویری که می‌بینم، صداهایی که می‌شنوم، سطوحی که لمس می‌کنم و طعمی که می‌چشم، همه و همه ساخته ذهن من هستند برای شناخت محیط بیرون و واکنش به آن. تمام این‌ها درون ذهن من در حال اتفاق افتادن هستند. پس بیرون چه خبر است؟؟؟لازم نیست بگویم که این موضوع دوباره من را در حالی قرار داد که از زمان فراگیری کرونا چندین بار تکرار شده است. بارها و بارها و به بهانه‌های مختلف، مسائلی روبه‌رویم قرار می‌گیرند که مرا به فکر فرو می‌برند بدون آن که پاسخی برای آنها داشته باشم. به راستی که هرچه می‌گذرد، بیشتر به این موضوع پی می‌برم که هیچ چیز نمی‌دانم.نظر شما چیست؟ آیا زیر سوال بردن چیزهایی که به آن‌ها اعتقاد داریم درست است؟ چگونه از این حالت خارج شوم؟ پیشنهاد شما برای یافتن پاسخ سوال‌هایم چیست؟پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 19:33:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید از همین امروز پیاده‌روی را شروع کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-hlqopjjchrdc</link>
                <description>این نوشته در مورد آثار پیاده‌روی بر روی جسم نیست! قراره در مورد اثراتی که بر روی روح و روان ما می‌ذاره صحبت کنیم.همه تقریبا از این موضوع که پیاده‌روی از لحاظ فیزیکی بسیار مفیده مطلع هستن. هرچی جلوتر می‌ریم هم تحقیقات بیشتری این مسئله رو تایید می‌کنن. من پزشک نیستم و از اصطلاحاتی که استفاده میشه سر در نمیارم پس سراغ این موارد نمیرم اما، در زندگی خودم تاثیرات بسیار زیادی داشته که قصد دارم با شما در میون بذارم.فرصتی برای اندیشیدنامروزه ما با دنیایی از اطلاعات روبه‌رو هستیم. هر طرف که نگاه می‌کنیم یه چیزی پیدا میشه که حواس ما رو به خودش پرت کنه و وقت زیادی رو ازمون بگیره. یه جورایی بیش از حد به دنیای بیرون متصل شدیم. اینستاگرام، تلگرام و توییتر حالا قسمت بزرگی از روز ما رو تشکیل میدن. همه این‌ها باعث میشن که ما کمتر فکر کنیم. واقعا در طول روز چند دقیقه پیش میاد که شما سرتون خلوت باشه و به طور ارادی فکر آزاد داشته باشین؟ما برنامه‌نویسا، زمانی که تو کدنویسی به باگ می‌خوریم و بعد تلاش زیاد نمی‌تونیم حلش کنیم به یه جای خاصی از خونه میریم. شاید تعجب کنین که این جای خاص دستشوییه. آره دستشویی. فکر نمی‌کنم مخصوص ما برنامه‌نویسا باشه و خیلیا برای اینکه فکرشون آزاد بشه به دستشویی میرن. خوشبختانه دستشویی تنها جاییه که هنوز تکنولوژی نتونسته بهش نفوذ داشته باشه و ما آزادیم. در واقع دستشویی نیست که باعث میشه ایده‌های نابی به ذهنمون بیاد، این خلوت کردن و فکر کردن آزاده که باعث این میشه.وقتی داشتم توی ویرگول یه نوشته‌ای رو می‌خوندم، به یه نقل‌قولی برخوردم که می‌گفت:دیگه داریم هر کاری می‌کنیم که فکر نکنیمدر نگاه اول شاید غیر منطقی باشه ولی راست میگه. زندگی جوری شده که همه فکر می‌کنن هرکی سرش شلوغ‌تر باشه موفق‌تره. داریم مسیر اشتباهی رو پیش میریم.بیاین یه تستی انجام بدیم تا ببینیم چقدر تلاش می‌کنیم که فکر نکنیم. از الان، به مدت ۵ دقیقه هیچ کاری انجام ندین. نه موسیقی گوش کنین، نه با کسی صحبت کنین و تمام تکنولوژی‌های موجود رو از جلوی چشماتون دور کنین. فقط ۵ دقیقه هیچ کاری نکنین!بعد این تست لابد متوجه اوضاع میشین. یه چیزی از درونمون می‌خواد که مشغول انجام کاری باشه. ولی بعضی وقتا نیازه که هیچ کاری انجام ندین تا ذهنتون درگیر چیزی نباشه. انقدر آروم و بدون مشغله باشه که بتونه «فکر کنه». ایده‌های بزرگی به ذهن ممکنه بیاد ولی قبلش باید اونو از شر انجام کارهای کم اهمیت خلاص کنین. بذارین نفس بکشه یکم.بعد این مقدمه بلند می‌رسیم به پیاده‌روی. پیاده‌روی فرصتی برای ما فراهم می‌کنه که از این غوغای جهان فارغ بشیم. نیم ساعت بیخیال همه‌چی بشیم و بریم بیرون. برای مدت محدودی هم که شده فکر نکنین که از بقیه عقب میفتین. هیچ‌کس با نیم ساعت پیاده‌روی عقب نمیفته و اخباری رو از دست نمیده. توی این مدت فقط فکرتون رو آزاد بذارین تا بتونه تا هرجایی که دلش می‌خواد پرواز کنه.لازمه بگم که افراد بزرگی در تاریخ بودن که با همین پیاده‌روی تونستن آثار معروفی رو به جامعه تحویل بدن. افرادی مثل Ernest Hemingway و Charles Dickens. به قول فردریش نیچه:تمام افکار عالی با راه رفتن تصور می‌شوند.خالی کردن احساساتزمانی می‌رسه که ما عصبانی میشیم. ناراحت و دلخور میشیم. دلمون تنگ کسی میشه و خیلی احساسات قوی دیگه. بالاخره این‌ها همه طبیعی هستن اما احساساتی مثل خشم خطرناکن. بهتره که در زمان خشم زیاد اون محیط رو ترک کنیم تا آروم بشیم. و چی بهتر از پیاده‌روی.گروهی از اسکیموها هستن که وقتی ناراحت یا عصبانی میشن، از خونه می‌زنن بیرون و تا زمانی که عصبانیتشون رد نشده راه میرن. وقتی حالشون خوب شد یه چوب رو توی یخ فرو می‌کنن. این شکلی میتونن بفهمن چقدر عصبانی بودن. جالبه نه؟حتما فیلم فارست گامپ رو دیدین(اگه ندیدین حتما حتما پیشنهاد می‌کنم که ببینین). فارست بعد درد و رنج سنگینی که دچارش شد تصمیم گرفت بره بدوه و این کار رو چند سال ادامه داد تا تونست اون اتفاقات رو فراموش کنه! فارست میگه:قبل از ادامه کار باید گذشته را پشت سر بگذارید.گرفتن انرژیموقع پیاده‌روی مشخصه که سطح انرژی بدن میاد پایین. ولی سطح انرژی روحی روانی میره بالا، عجیب هم میره بالا. تا حالا شده توی این دوران کرونایی که همیشه تو خونه بودیم از وضع موجود گلایه داشته باشین و دلتون از همه‌چی گرفته باشه؟ خسته شده باشین از همه‌چی. من که چند باری به این وضع دچار شدم و همیشه یه پیاده‌روی تونسته دوای دردم باشه. بیرون زدن از خونه می‌تونه دوای درد مشکلات زیادی باشه.دیدم خیلی‌ها رو که برای خوشحال شدن باید کارهای خیلی بزرگی انجام بدن. زندگی کردن اون‌قدرها هم سخت نیست. هرچی بیشتر سخت بگیری زندگی سخت‌تر میشه. زندگی واقعی یعنی احساس خوشبختی و خوشحالی با وجود تمام نواقصی که توی دنیا هست. با یه پیاده‌روی و گشت زدن توی شهر با جاهای خیلی قشنگی مواجه میشین. کوچه‌ها و خیابونایی رو پیدا می‌کنین که خیلی جذابن. حتی ممکنه با دیدن محله دوران بچگی کلی خاطره بیاد جلوی چشماتون.تازه با یه دوپینگ میشه تجربه خیلی بهتری از پیاده‌روی داشته باشین و اون همراهی کردن با دوستاست. به نظرم هیچی بهتر از این نیست که با کسی که دوسِش داری بری پیاده‌روی. دوستان خوب باارزش‌ترین موجودات روی زمینن اگه دارین قدرشونو بدونین.سخن پایانیپیاده‌روی از آسون‌ترین کارهاییه که میشه انجام داد و غیر از یه جفت کفش خوب به چیزی نیاز نداره. نه استعداد و مهارتی نیاز داره نه ابزار و وسایل و هزینه خاصی. برای سلامت جسم و جان هم مفیده و لذت بخشه. پس بهتره که از همین امروز پیاده‌روی رو شروع کنید.پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jun 2021 18:41:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در انجام کارهایمان تعلل می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-nagx1z4znn7w</link>
                <description>تعلل در کارها یا Procrastination برای چی اتفاق میفته؟ چرا با این‌که می‌دونیم گشتن تو فضای مجازی و به خصوص اینستاگرام فایده‌ای برامون نداره، با این حال سراغ کارهامون نمی‌ریم؟ در این نوشته قراره با هم بررسی کنیم که چرا این اتفاق میفته و چطوری میشه ازش جلوگیری کنیم.چرا تعلل در انجام کارها اتفاق میفته؟تعلل و دست دست کردن در انجام کارها، یعنی این‌که به جای انجام یک کار مهم و ضروری، کار دیگه‌ای رو انجام بدیم و اون کار رو موکول کنیم به یک زمان دیگه. مثلا زمانی که دانش‌آموزی درس‌خوندن برای امتحان رو می‌ذاره برای آخرین لحظات داره تعلل می‌کنه.همه با این حس و حال مواجه شدیم. توی این شرایط با این که میدونیم باید کاری رو انجام بدیم ولی بعد از چند ساعت وقت تلف کردن پشت گوشی، به خودمون میایم و حسرت زمان از دست رفته رو می‌خوریم.این روزا این حس که وقتمون داره تلف میشه شایع شده. مخصوصا بعد از شیوع کرونا که زمان زیادی رو در خونه هستیم. چرا تعلل داره فراگیر میشه و خیلی‌ها نمی‌تونن رفعش کنن؟ یکی از دلایلش اینه که نگرش نادرستی نسبت به این موضوع وجود داره.معمولا دو دلیل برای افرادی که در انجام کاری تعلل می‌کنن آورده میشه:۱) اون فرد خیلی تنبله۲) اون فرد استعداد و توانایی انجام اون کار رو ندارهاین دو دلیل باعث میشه فرد سرخورده بشه، احساس پوچی کنه و دیگه ادامه نده. این‌ها معمولا دلایل اشتباهی هستن. شخصی رو در نظر بگیرین که در طول ترم اصلا درس نخونده. وقتی نزدیک امتحانات میشه نگران میشه و با انگیزه و توان خیلی بالایی در مدت زمان محدود درس رو می‌خونه و معمولا نمره قابل قبولی هم می‌گیره. این نشون‌دهنده اینه که نه فرد تنبلی هست، و نه استعدادش کمه.پس دلیل این همه امروز و فردا کردن چیه؟ دو دلیل برای این قضیه وجود داره:۱) اون فرد نمی‌دونه باید چه کاری انجام بده۲) اون فرد دلیل قانع‌کننده‌ای برای انجام کارش ندارهواقعا کل قضیه به همین دو دلیل خلاصه میشه. لطفا به تعلل دید منفی نداشته باشین. تعلل کردن در کارها یک هشدار از سمت مغز ماست. هشداری که داره میگه واقعا برای چی دارم این کارها رو انجام میدم؟ آیا واقعا به کارم میان؟ اصلا این کارها ارزش این رو دارن که وقت با ارزشم رو براشون صرف کنم؟ آیا بهتر نیست سطح خودم رو کمی بالاتر ببرم و کارهای بهتری رو به جای این کارها انجام بدم؟در واقع هنگام تعلل، قسمتی از ما نسبت به کاری که داریم انجام میدیم شاکی میشه. اون قسمت از ما، برنامه فعلی رو قبول نداره و به دنبال اهداف والاتری هست. پس بهش گوش بدین. سرکوبش نکنین و انگ تنبلی به خودتون نزنین.وقتی برای انجام کاری طفره میریم که در اون کار شک و تردید داشته باشیم. اون کار مبهم باشه و از مفید بودن اون مطمئن نباشیم. تعلل باعث میشه از بالا نگاهی به کاری که انجام میدیم داشته باشیم تا مطمئن بشیم در راستای اهدافی هست که برای خودمون تعیین کردیم.چطور از تعلل جلوگیری کنیم؟دو سوال اساسی وجود داره که با پاسخ به این سوالات میشه جلوی تعلل در کارها رو گرفت:۱) چه کاری باید انجام بدم؟۲) چرا باید چنین کاری رو انجام بدم؟اتکا به انگیزه کار درستی نیست، چرا که همیشه انگیزه نداریم. اما انگیزه سلاح بسیار قوی برای پیشبرد اهدافمون هست. خوبی انگیزه اینه که میشه اون رو افزایش داد. شاید ذهنتون رفته باشه پیش متن‌ها و فیلم‌های انگیزشی که توی یوتیوب هزاران و شاید میلیون‌ها بازدید داشتن. اما باید بگم نه، این چیزها انگیزه ما رو به شکل بلندمدت بالا نمی‌برن بلکه پاسخ دادن به این دو پرسش هست که ما رو باانگیزه می‌کنه.به این دو پرسش به طور خیلی دقیق و جزئی پاسخ بدین. هرچی به شکل کلی‌تر جواب بدین تاثیر کمتری روی شما میذاره. برای مثال بگین من باید دوره آموزشی CryptoCurrency رو از سایت Coursera ببینم چون می‌خوام ۲ ماه بعد در بازار رمزارزها سرمایه‌گذاری کنم و سود ببرم.اگر پاسخ دادن به این پرسش‌ها برای شما مقدور نیست، ممکنه نشونه این باشه که اصلا نیازی به انجام اون کار ندارین! در این موارد دست از انجام دادن کار بکشین و رهاش کنین. یکی از بدترین استفاده‌های از زمان اینه که کاری رو به بهترین نحو انجام بدیم در حالی که اصلا نیازی به انجام دادنش نیست.حتی ممکنه کاری که انجام میدیم در نظر همه کار درستی باشه، ولی ته دلمون مطمئن باشیم که واقعا این کار برای من ساخته نشده. رفتن به دانشگاه و تحصیلات در مقاطع بالا یکی از این موارده که در نظر اکثر مردم کار بسیار پسندیده و خوبیه، در حالی که شما افراد بسیار موفقی رو میبینین که دانشگاه نرفتن یا اینکه دانشگاه رو رها کردن.ابزارهایی که ما را در این راه کمک می‌کننداندازه گیریزمانی که صرف انجام کارهای مختلف می‌کنین رو ثبت کنین. بعد از مدتی با دیدن این حجم از زمان از دست رفته، خودبه‌خود از وضع موجود شاکی میشین و انگیزه بالایی برای استفاده بهتر از زمانتون به‌دست میارین. برنامه‌هایی مثل YourHour در اندروید و RescueTime در ویندوز مثال‌هایی هستن که به ما در این زمینه کمک می‌کنن.تایمر pomodoroپومودورو یک سیستم زمان‌بندی برای کارکردن هست. در این سیستم، شما بعد از هر ۲۵ دقیقه کار کردن مقدار کمی(مثلا ۵ دقیقه) استراحت می‌کنین. بعد از چهار دور از انجام این کار، مقدار بیشتری(مثلا ۱۵ دقیقه) استراحت می‌کنین. خوبی این سیستم اینه که میشه روز رو به بلاک‌های ۲۵ دقیقه‌ای تقسیم کرد. برای مثال ۴ بلاک رو درس خوند و ۳ بلاک رو فیلم دید. علاوه بر اون با استراحت‌هایی که در خودش داره باعث میشه کم نیارین و حداکثر استفاده از سطح انرژیتون رو ببرین. https://anzalweb.ir/1390/05/20/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D9%88%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88/ دور انداختن todo-list تودولیست‌ به اندازه خودش کمک زیادی به ما می‌کنه. اما باید توجه کنیم که اولویت در این لیست‌ها وجود نداره. به جای todo-list از روش ABCDE استفاده کنین. در این روش به کارهای مختلف اولویت داده میشه و کارهای با اولویت بالاتر باید زودتر انجام بشن.به کاری که حتما حتما باید انجام بشه برچسب A بزنین.به کاری که باید انجام بشه ولی اگه انجام نشه دنیا به آخر نمی‌رسه برچسب B بزنین.به کاری که انجام دادنش خوبه، ولی ارزش زیادی به شما اضافه نمی‌کنه(مثل چک کردن ایمیل) برچسب C بزنین.به کاری که میشه به بعد موکول کرد برچسب D و به کاری که میشه حذفش کرد برچسب E بزنین.همیشه کارها رو از A شروع کنین به انجام دادن و به سمت کارهای با اولویت کمتر برین. به قول کتاب قورباغه‌ات را قورت بده:اگه به عنوان صبحانه، یک قورباغه زنده، زشت و گنده رو بخورین، دیگه خیالتون راحته که در طول روز هیچ چیزی بدتر از اون نمی‌تونه اتفاق بیفته. پس اول از همه قورباغه‌ات را قورت بده.کاری که مهارت دارین رو انجام بدیناگه با انجام کاری، بازخورد خوبی از بقیه می‌گیرین، همون کار رو انجام بدین. برای مثال اگه مردم عاشق نوشته‌های شما هستن، به نوشتن ادامه بدین. حتی اگه نوشتن اولویت اصلی شما نباشه، حمایتی که از سمت مردم روانه شما میشه ممکنه باعث علاقه بیشتر شما به این کار بشه.عادت‌های خوبی در خود ایجاد کنیداکثر کارهایی که در طول روز انجام میدیم، برگرفته از عادت‌های ما هستن. خیلی از مواقع اصلا بدون فکر کردن کاری رو انجام میدیم. تا می‌تونین عادت‌های خوبی در خودتون ایجاد کنین و عادت‌های بد رو از خودتون دور کنین. https://vrgl.ir/I4Qev خودتون رو مجبور کنینبعضی وقت‌ها هم هست که باید کاری رو انجام بدین، هرچند حس و حال انجامش رو ندارین. در این مواقع میشه از اجبار کمک گرفت. آدم‌های بزرگی از این روش برای پیش‌بردن کارهاشون استفاده کردن. برای مثلا ویکتور هوگو تمام لباس‌هاش رو به خدمتکارش داد و بهش دستور داد تا زمانی که نوشتن کتابش تموم نشده لباس‌هاش رو بهش برنگردونه. این شکلی خودش رو مجبور کرد تا نوشتن رمانش رو زودتر به پایان برسونه.سخن پایانیتعلل در انجام کارها، برخلاف دید منفی که نسبت بهش وجود داره، نوعی هشدار از طرف مغز هست برای این‌‌که وقت و انرژیمون رو هدر ندیم. همین الان چند ساعتی رو وقت بذارین تا کارهایی رو که واقعا دوست دارین انجام بدین پیدا کنین و راه و روشی مشخص برای رسیدن به اون جایگاه تعیین کنین. موفق باشین!پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 May 2021 20:36:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای شفاف، تجربه دنیایی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-tjc180h3bgpc</link>
                <description>تو خونه نشسته بودم که یهو یکی در زد. در رو باز کردم. داییم به همراه خانوادش اومده بودن سری به ما بزنن. به رسم ادب رفتم پیششون و سلام و احوال‌پرسی کردم. وقتی رفتم به داییم دست بدم، دستم از توی دست داییم رد شد! در یک آن فهمیدم که دارم خواب می‌بینم، همه‌چی واضح و ملموس شد. می‌دونستم این یک خوابه ولی همچنان درون خواب بودم. من وارد یک رویای شفاف شده بودم!ما تقریبا ۸ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابیم. زمان بسیار زیادیه و در مجموع یک سوم عمرمون رو در بر می‌گیره. برای مثال یک فرد ۹۰ ساله به مدت ۳۰ سال خوابیده! خیلی‌ها دوست ندارن ۳۰ سال از عمرشون رو صرفا به خواب بگذرونن که هیچ فایده‌ای (در ظاهر) براشون نداره. پس بهتره این افراد که امیدوارم شما هم جزوشون باشین، به خواب و استفاده بهتر از اون اهمیت بدن.رویای شفاف ما رو وارد دنیای جدیدی می‌کنه. دنیایی که هنوز اطلاعات کاملی ازش در دسترس نیست و نیازمند ماجراجویی افرادی مثل ماست که سر از کارش در بیاریم.رویای شفاف چیست؟رویای شفاف یعنی وقتی داریم خواب می‌بینیم، آگاه باشیم که داریم خواب می‌بینیم. این تعریف خیلی جذاب نیست. تعریف دل‌انگیزتر رویای شفاف میشه «رفتن به یک دنیای دیگه که خدای اون دنیا ماییم».اون دنیا دقیقا همون‌جوری خواهد بود که ما می‌خوایم. در حالت معمول، محیطی که خواب در اون شکل می‌گیره توسط ضمیر ناخودآگاه ما شکل می‌گیره. ولی با شفاف شدن رویا، ممکنه این کار به دست ضمیر خودآگاه ما سپرده بشه و هرکاری که فکرش رو بکنین میشه انجام داد.رویای شفاف در نگاه دیگه یک راه ارتباطی با ضمیر ناخودآگاهه. این کار به شدت باعث خودشناسی بیشتر میشه. شاید فکر کنین خودتون رو خیلی خوب میشناسین ولی باید بگم خیلی مطمئن نباشین. توی رویای شفاف میتونین گله‌های خودتون از خودتون رو بشنوین و خودتون رو اصلاح کنین. که جلوتر بیشتر در موردش حرف می‌زنم.پشتوانه علمی رویای شفافما وقتی می‌خوابیم، وارد یک چرخه میشیم. این چرخه رو میشه به دو قسمت REM (که خلاصه Rapid Eye Movement هست) و NonREM تقسیم کنیم. در قسمت REM هست که ذهن ما فعالیت خودش رو زیاد می‌کنه و تقریبا همه خواب‌هایی که میبینیم در این مرحله رخ میده. در چرخه اول حدود ۹۰ دقیقه خواب NonREM داریم و ۱۰ دقیقه خواب REM و در چرخه‌های بعدی این نسبت تغییر می‌کنه و خواب REM بیشتر میشه. به طوری که اواخر خواب حدود یک ساعت خواب REM خواهیم داشت.چرخه خواب - برگرفته شده از سایت medicalnewstoday.comخواب شفاف هم مثل هر خواب دیگه‌ای در مرحله REM شکل می‌گیره. هنگام خواب، عملکرد مغز شبیه به عملکرد مغز در بیداری هست، حتی بعضی از قسمت‌های مغز فعال‌تر هم هستن. این حرف به این معنیه که درک و دریافتی که ما هنگام خواب از محیط اطراف داریم، نه تنها هیچ فرقی با دنیای واقعی نداره، بلکه ممکنه خیلی قوی‌تر از واقعیت هم باشه. ما در خواب می‌شنویم، می‌بینیم، لمس می‌کنیم، می‌چشیم و درواقع از تمام حواسمون بهترین استفاده رو می‌بریم.ممکنه عده‌ای خواب شفاف رو رد کنن و بگن همه این حرف‌ها الکیه. خواب شفاف توسط آزمایش‌های علمی اثبات شده و هیچ بحثی در این زمینه وجود نداره. تنها عضوی از بدن که هنگام خواب فلج نمیشه چشم‌هامونه. دکتر استفن لابرگ، از طریق چشم تونست پیام‌هایی رو بین دنیای واقعی و دنیای خواب رد و بدل کنه و وجود خواب شفاف رو اثبات کنه.تحقیقات گسترده‌ای در زمینه رویای شفاف و اثرات مثبتش شکل گرفته و مشخص شده که از طریق رویای شفاف میشه کارهای بسیار خوبی انجام داد. حتی خواب درمانی هم به‌وجود اومده که با رویای شفاف سر و کار داره.کارهایی که می‌توان در خواب شفاف انجام دادخواب شفاف، دنیای جدیدی است که منتظر ماجراجویی‌های ماستزندگی سختی‌های خودش رو داره و همیشه نمیشه روز بی‌نقصی داشت. به کمک رویای شفاف، میشه تجربه خوشایندی رو قبل از شروع روز ساخت، که همین باعث بهتر شدن تجربه روزانه تو زندگی واقعی میشه. شما می‌تونین تو خواب شفاف کارهای زیر رو انجام بدین.اگه به یک شهر علاقه خاصی دارین، می‌تونین در رویاهاتون به اون شهر برین و لحظات به یاد موندنی بسازین.اگه طرفدار تیمی مثل منچستریونایتد هستین و دوست دارین برای یک بار هم که شده بازی تیمتون رو ببینین، در رویا این کار برای شما مثل آب خوردنه، تازه میتونین جوری بازی رو رقم بزنین که مثل همیشه بعد دقیقه نود شاهد کامبک تیمتون در تئاتر رویاها باشین.اگه فرد خاصی که بهش علاقه داشتین از دنیا رفته، می‌تونین اونو در رویا ملاقات کنین و باهاش یک دل سیر صحبت کنین، بغلش کنین، بدون هیچ مقصدی یه مدت با هم پیاده‌روی کنین و به آرامش برسین.اگه فرد شکمویی هستین، توی خواب با خیال راحت می‌تونین به خوردن غذاهای موردعلاقتون بپردازین. اصلا هم نگران چربی و شکر و قند و هزارتا چیز دیگه نباشین چرا که هیچ ضرری ندارن :)اگه از رییس شرکتتون یا مدیر مدرستون یا استاد دانشگاهتون بدتون میاد، توی خواب هر بلایی که دلتون می‌خواد سرش بیارین این خیلی جوابه.اگه خیلی دیگه این‌‌کاره شدین، اصلا دنیا رو تغییر بدین، خودتون رو نامرئی کنین، بُعد چهارم رو بسازین و جاذبه رو از بین ببرین و رنگ‌های جدید ایجاد کنین. با سرعت نور حرکت کنین، در زمان سفر کنین، با خود آیندتون صحبت کنین و هزارتا کار دیگه.تقریبا لیست کارهایی که میشه انجام داد بی‌نهایته. علاوه بر این‌ها، میشه کارهای دیگه‌ای هم انجام داد که روی زندگی واقعیمون هم موثر باشن. این خاطره رو از زبان یه نفر دیگه بخونیم:«من یک نویسنده هستم. همیشه دوست داشتم قبل از این‌که نوشته من به چاپ برسه یا فیلمش ساخته بشه، اون چیزی که نوشتم رو تصور کنم. با رویای شفاف دیگه خیلی این کار راحت‌تر شده. درون یک اتاق کوچیک زندانی شده بودم. همه چیز سفید بود. هیچ راه فراری نبود. یهو متوجه شدم این یه خواب باید باشه، چون نمیدونستم چطوری به اونجا رفته بودم. صحنه‌ای که اون شب نوشته بودم رو تصور کردم و رو به عقب برگشتم. دیگه درون اون اتاق نبودم، درون راهرو یک قطار قدیمی بودم. سال ۱۹۸۷ بود و همه لباس‌های قدیمی داشتن. همون چیزی بود که تو ذهنم بود. باید میرفتم به کوپه ۳۶ تا شخصیت اصلی داستانم رو ملاقات کنم...»در کنار این داستان، افراد زیاد دیگه‌ای هم خواب‌های جالبی دیدن که توی زندگی واقعی هم بهشون کمک کرده. برای مثال شخصی که از سخنرانی در جمع می‌ترسیده، در رویا این کار رو امتحان کرده و به ترسش غلبه کرده. ورزشکار یا هنرمندی که در خواب تمرین کرده تا در واقعیت از لحاظ ذهنی کارش بی‌نظیر بشه. معماری که درون خواب به طراحی‌های فوق‌العاده دست پیدا کرده و در نهایت آهنگ‌سازی که ملودی مورد نظرش رو از رویای شفافش گرفته.همه این‌ها به کنار، خواب شفاف امکانی به ما میده که جاهای دیگه به این راحتیا پیدا نمی‌کنین. اون هم امکان ارتباط مستقیم با ناخودآگاهه. اگه اقدام به تغییر محیط رویاهامون نکنیم، ضمیر ناخودآگاه اون‌ها رو میسازه. از این طریق میشه فهمید ناخودآگاهتون، که همون خود واقعیتونه، چه حرفایی برای گفتن داره. جالب‌تر این‌که می‌تونین باهاش حرف بزنین، درجا جوابتون رو میده! یا این‌که عده‌ای تونستن در رویای شفاف، ضمیر ناخودآگاهشونو در ظاهر خودشون ببینن و باهاش کلی صحبت کنن.چطور رویای شفاف ببینیم؟شاید تا الان خیلی به فکر فرو رفتین. با خودتون گفتین خوش به حال کسایی که خواب شفاف دیدن، من که نمیتونم. باید بگم که رویای شفاف قابل یادگیریه. روش‌های مختلفی هم وجود داره که در ادامه با هم بررسی می‌کنیم.بررسی واقعیتابزاری که cobb در فیلم تلقین برای تشخیص واقعیت ازش استفاده می‌کرد.توی زمان بیداری اگه عادتی در خودتون ایجاد کنین، در زمان خواب هم همون کارها رو انجام میدین. پس اگه توی واقعیت مکرر بررسی کنین که بیدارین یا نه، در خواب هم این عمل رو انجام میدین. درسته که محیط خواب و بیداری بسیار شبیه به هم هستن و خیلی تشخیص تفاوتشون سخته، اما نشونه‌هایی وجود دارن که خواب رو لو میدن.نوشته مرتبط: عادت‌های اتمی - تغییرات کوچک، نتایج بزرگزمانی که خوابیم، قسمت‌هایی از مغزمون خاموش میشن و دیگه کار نمی‌کنن. برای مثال نمی‌تونیم بشماریم. برای بررسی خواب بودنتون، تعداد انگشت‌های دستتون رو بشمارین. اگه نتونستین، مطمئن باشین که خوابین.زمانی که خوابیم، نمی‌تونیم خودمون رو بُکشیم. پس از این ترفند هم میشه استفاده کنیم. نیازی نیست خودمون رو بکشیم چون اگه دنیای واقعی باشه راه برگشتی نیست، اما میشه برای مثال دماغمون رو با دست بگیریم، اگه با این وجود تونستیم نفس بکشیم، پس خوابیم.انگشت اشاره رو به کف دست مقابل فشار بدین، اگه از کف دست رد شد یعنی دارین خواب می‌بینین. من از این روش برای تشخیص خواب بودن استفاده کردم و جواب گرفتم.مغز نمی‌تونه آسمون رو مجسم کنه. یه جوری میشه که انگار یه بچه ۴ ساله با نرم‌افزار paint ویندوز اونو رنگ کرده. من یک بار تو خواب آسمون رو نگاه کردم و از شدت مسخره بودنش خندم گرفت و بیدار شدم :)موارد دیگه‌ای هم هستن، مثلا اگه توی آینه خودتونو نگاه کنین دقیقا شبیه خودتون نیست، یا ساعت کارکرد عادی نداره و چیزهای دیگه که تو اینترنت می‌تونین پیدا کنین.رویا نویسیتحقیقات نشون داده که تقریبا همه افراد خواب شفاف دیدن، ولی چرا تعداد افرادی که همچین ادعایی دارن کمه؟ دلیلش برمی‌گرده به حافظه. رویای شفاف خیلی کم پیش میاد، و زمانی هم که پیش میاد فراموش میشه. دقیقا مثل خواب‌های روزانه که فقط تعداد کمی رو به یاد می‌سپریم. برای رفع این مشکل باید کاری کنیم تا خواب رو فراموش نکنیم. بهترین و موثرترین کار برای این امر، نوشتن رویاهاست. یک دفترچه مخصوص برای رویاهاتون بگیرین و گوشه تختتون بذارین. هر روز صبح که بیدار شدین، شروع کنین هرچی که یادتون میاد رو بنویسین. تضمین می‌کنم در عرض حدود یک هفته انجام این کار شما هر شب تقریبا ۳ خواب رو به طور کامل به یاد میارین!نوشته مرتبط: بهترین و موثرترین روش یادگیریرویا نویسی علاوه‌ بر این‌که کمک می‌کنه خواب‌ها رو به یاد داشته باشیم، فواید دیگه‌ای هم داره. شما هر زمان دیگه‌ای، مثلا 50 سال دیگه هم بیاین این متن رو بخونین، خواب رو با تمام جزییات دوباره به یاد میارین. جدای از اون، میشه روی این خواب‌ها تحقیقاتی انجام داد و نتایج مهمی گرفت. برای مثال تعبیر خواب.تقریبا تمام افراد، یک سری نشونه‌های تکراری در خواب می‌بینن. این نشونه‌ها رو میشه تنها از طریق رویا نویسی تشخیص داد. برای مثال من در زمانی که رویا نویسی می‌کردم، متوجه شدم به طور مکرر هم‌کلاسی‌هام رو در خواب می‌بینم. با کمی دقت فهمیدم که به شدت دلم برای هم‌کلاسی‌هام تنگ شده چون خیلی وقت بود نمی‌دیدمشون.تکنیک MILDاین کلمه مخفف Mnemonic Induction to Lucid Dreaming هست. توی این تکنیک باید قبل از خواب با خودتون تکرار کنین که امشب قراره رویای شفاف ببینین. این کار درصد احتمال دیدن رویای شفاف رو بالا می‌بره. در کل هرچی بیشتر در روز به فکر کردن در مورد خواب و رویا بپردازین احتمال دیدن رویای شفاف بالاتر میره و راحت‌تر میشه شفاف شد.تکنیک WBTBاین کلمه مخفف Wake Back To Bed هست. توی این تکنیک، زمانی رو که احتمال میدین در مرحله REM هستین انتخاب می‌کنین تا بیدار شین. برای مثال ۵ ساعت بعد از این‌که به خواب رفتین زمان مناسبیه. به مدت حدود نیم ساعت کارهای مورد علاقتون رو انجام بدین تا کاملا هشیار بشین. بعد از نیم ساعت دوباره بخوابین، این بار مستقیم به خواب REM میرین و مزیتش اینه که هشیار هم هستین.افرادی که برای نماز بیدار میشن، این کار براشون هیچ زحمت اضافه‌ای نداره. نماز برای شکرگزاری هست، شکرگزاری در صبح زود وقتی که از خواب بیدار شدین، می‌تونه معنویت خاصی داشته باشه، اگه یه مقدار meditation هم چاشنی کار کنین و بعد به قصد رویای شفاف به خواب برین احتمال موفقیتتون خیلی بالا میره.چند توصیهدیدن رویای شفاف کار سختی نیست، اما اگه بخواین هر موقع که اراده کردین به خواب شفاف برین سال‌ها تمرین نیاز دارین. رمز موفقیت در دیدن رویای شفاف تمرین مستمر تکنیک‌های گفته شده هست و اوایل کار انتظار نداشته باشین هفته‌ای ۵ بار به خواب شفاف برین. شاید برای اولین بار نیاز باشه یک ماه این تمرین‌ها رو انجام بدین تا نتیجه بگیرین. پس صبور باشین. کم کم راه براتون هموارتر میشه.اگه می‌خواین زودتر به رویای شفاف برسین، مطالب مربوط بهش رو در اینترنت جستجو کنین و زمان زیادی رو به تحقیق در موردش بپردازین. کارهایی که در روز انجام میدیم معمولا در خواب نمود پیدا می‌کنه پس این می‌تونه احتمال دیدن رویای شفاف رو افزایش بده.یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در دیدن رویای شفاف، کوتاه بودنشه. وقتی برای اولین بار در خواب متوجه میشین که دارین خواب می‌بینین، خوشحالی عظیمی سرتاسر وجودتون رو فرا می‌گیره، ضربان قلبتون میره بالا و از شدت هیجان معمولا بیدار میشین. این کاملا طبیعیه. خودتون رو به خاطر زود بیدار شدن سرزنش نکنین. شاید دفعه بعد بتونین خودتون رو کنترل کنین.خواب شفاف در کنار خوبی‌های زیادی که داره ممکنه یک سری معایبی هم داشته باشه. برای رسیدن به خواب شفاف، باید تلاش زیادی انجام بدین، زیاد بخوابین و در بعضی تکنیک‌ها مثل WBTB وسط خواب بیدار بشین. این موارد ممکنه باعث به هم خوردن زندگی روزانتون بشه. پس تعادل بین زندگی روزانه و رویا رو برقرار کنین که از جفتشون سود ببرین.تجربه‌های مشابهی مثل رویای شفاف وجود دارند که یکی از اون‌ها، پرواز روح یا OBE هست.اگه به این موضوعات علاقه دارین توصیه می‌کنم در مورد OBE و NDE هم جستجو کنین تا پاتون رو یکم فراتر بذارین. (در ماه رمضان 1400 برنامه‌ای در شبکه ۴ پخش می‌شد که افراد تجربه خودشون از OBE و NDE رو به اشتراک می‌گذاشتن)سخن پایانیامیدوارم این نوشته انگیزه‌ای شده باشه برای شما تا حداقل تلاشی برای رسیدن به رویای شفاف انجام بدین. اگه تجربه رویای شفاف رو در گذشته داشتین خوشحال میشم در نظرات با ما در میون بذارین.پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 22 May 2021 16:25:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیر تکاملی اعداد</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-qr3uc5ygucuz</link>
                <description>شمارش از کجا آغاز شد؟ چه چیزی باعث شد که از اعداد استفاده کنیم؟ چرا از این ارقام و به این شکل برای نمایش اعداد استفاده می‌کنیم؟مشاهده روند تکاملی استفاده از اعداد از گذشته تا کنون، جدای از جذابیت باعث نگاه متفاوت ما به اعداد میشه. پاسخ‌دادن به این چراها تاثیر به سزایی در درک مفاهیم مربوط به علوم کامپیوتر و اعداد دودویی داره.آشنایی ما با اعدادخودتون رو بذارین جای انسان‌هایی که تازه با نوشتن آشنا شده بودن. افرادی که برای اطلاع از دارایی‌هاشون نیاز داشتن تا حداقل آماری از اون‌ها داشته باشن.احتمالاً برای اولین بار افراد از نقاشی برای شمردن استفاده می‌کردن. کسی که  ۴ تا اردک داشته، همچین چیزی رو روی یک تیکه کاغذ رسم می‌کرده:رفته رفته کسی که مسئول نقاشی این اردک‌ها بود از کارش خسته میشه، با خودش فکر می‌کنه که خب چه کاریه، چرا فقط یکبار اردک رو نکشم و تعدادش رو با چوب خط نشون ندم؟ پس بعد از این فکر  ۴ تا اردک رو به این شکل نشون می‌داد:بعد از مدتی این فرد میبینه که این مدل برای اعداد بزرگ خیلی مناسب نیست. مثلا یکی که وضعش خیلی خوب بوده و ۲۷ تا اردک داشته باید این شکل رو می‌کشیده:حتما با خودش میگه این‌جوری که نمیشه! حتما باید یه راه بهتری برای نمایش تعداد اردک‌ها وجود داشته باشه. این‌جوری بود که اولین سیستم اعداد به‌وجود اومد.سیستم اعداد رومیاز بین سیستم‌هایی که اون زمان به‌وجود اومدن، تنها سیستم اعداد رومی هم‌چنان استفاده میشه. بعضی وقت‌ها اون‌ها رو میشه روی ساعت‌ها دید، بعضی وقت‌ها هم روی اسم‌گذاری بعضی محصولات مثل GTA V یا IPhone X.اعداد رومی و معادل آن‌هااین سیستم بسیار ساده هست. تنها کاری که باید انجام بدین کنار هم گذاشتن ارقام هست. برای جمع کردن هم کافیه دوتا عدد رو به هم بچسبونین و تمام! برای مثال جمع Xو X میشه XX.اما بزرگ‌ترین مشکل این سیستم، پیچیده شدن برای اعداد بزرگ، و نداشتن یک رویه ساده برای انجام ضرب و تقسیم هست. برخلاف این موارد، این سیستم اعداد تا حدود قرن ۸ و ۹ میلادی در اروپا استفاده می‌شده!خوارزمی، ردپای ایران در سیستم اعدادمحمد خوارزمی به جرات یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان قرون وسطی‌ است که حتی تا امروز از آثارش استفاده میشه. به دلیل کارهای بزرگی که در زمینه جبر انجام داده، پدر جبر لقب گرفته. اصلا واژه جبر از کتابی که خوارزمی نوشته گرفته شده. کلمه الگوریتم هم که امروزه سر زبان‌ها افتاده، همون الخوارزمی هست!یکی از کارهای بزرگ خوارزمی، دستگاه اعداد هندی-عربی یا هندی-فارسی هست. دستگاه اعدادی که هنوز هم به طور فراگیر در جهان ازش استفاده میشه. دلیل نام‌گذاری هندی-عربی برای این دستگاه، مطلع شدن اروپاییا از این دستگاه از طریق هند و عرب‌ها هست.این دستگاه از چند لحاظ با دستگاه های قبلی متفاوت هست:سیستم هندی-عربی از ارزش مکانی استفاده می‌کنه. این یعنی یک رقم در مکان‌های مختلف معناهای مختلفی داره. برای مثال 10 و 100 هردو یک ۱ دارن، ولی ارزش ۱ در عدد دوم بیشتره، چون در مکان متفاوتی واقع شده.تمام سیستم‌های قبلی چیزی دارن که سیستم هندی-عربی نداره، و اون نماد مخصوصی برای عدد ۱۰ هست. برخلاف بقیه، این سیستم از ارزش مکانی برای تولید عدد ۱۰ استفاده می‌کنه.سیستم هندی-عربی چیزی داره که هیچ‌کدوم از سیستم‌های قبلی ندارن، و اون نمادی برای عدد ۰ هست. شما نمی‌تونین در سیستم‌های دیگه آثاری از ۰ ببینین!حضور صفر برای ما خیلی خیلی مهمه. علاوه بر این‌که ما رو قادر به استفاده از ارزش مکانی می‌کنه، عملیاتی مثل ضرب و تقسیم هم با وجود صفر به شدت آسون میشن.ساختار این سیستم رو میشه از طریق تلفظشون فهمید. برای مثال ۲۸۶۵ رو «دو هزار و هشت صد و شصت و پنج» تلفظ می‌کنیم. حضور «هزار» و «صد» مشخصاً داره ساختاری رو نشون میده.اگه یه خورده مرتب‌تر بنویسیم:و نهایتاً میشه اون‌ها رو به این شکل نوشت:هر مکانی در این سیستم، مربوط به توانی از ۱۰ هست. به همین دلیل نیاز به نمادی برای عدد ۱۰ نیاز نداریم. احتمالاً متوجه شدین که به این دستگاه مبنای ۱۰ میگن. خوبی این دستگاه اینه که به راحتی میشه همین روش رو برای مبناهای دیگه هم استفاده کرد.جمع و ضرباین سیستم اعداد به ما قدرتی میده که بتونیم برای جمع و ضرب، مسئله رو به زیرمسئله‌هایی تبدیل کنیم که حل کردنشون ساده تره.برای مثلا ۳۶ + ۶۴ رو میتونیم در دو مرحله انجام بدیم:برای ضرب هم همین کار رو میشه انجام داد:به همین روش میشه زیرمسئله‌ها رو باز هم ساده‌تر کرد تا این‌که به ساده‌ترین حالت ممکن برسیم. در واقع تنها به این نیاز داریم که عمل جمع و ضرب رو تنها برای یک رقم به خاطر بسپاریم. به خاطر همین در دبستان به ما گفتن جدول ضرب و جدول جمع حفظ کنیم.جدول جمعطبق این جدول، حاصل جمع هر دو عدد یک رقمی مشخص شده. الگوریتمی هم برای شکستن جمع اعداد چند رقمی به چند جمع یک رقمی وجود داره. به این شکل جمع هر دو عدد قابل محاسبه هست.جدول ضربو طبق این جدول، حاصل ضرب هر دو عدد یک رقمی قابل محاسبه است. الگوریتمی هم برای شکستن ضرب اعداد چند رقمی به چند ضرب یک رقمی وجود داره، که البته این الگوریتم در نهایت به چند عدد ختم میشه که باید در انتها با هم جمع بشن. در نتیجه میشه هر دو عدد دلخواه رو با این روش ضرب کرد.فکر می‌کنم نیازی به توضیح این الگوریتم‌ها نیست چون خیلی وقت پیش زمانی که در دبستان تازه با ریاضی آشنا شده بودیم این روش‌ها رو با جزییات زیاد یاد گرفتیم.بر خلاف سیستم‌های اعداد قبلی که روش مشخصی برای ضرب و تقسیم نداشتن، این سیستم به خوبی این کار رو انجام میده و از این چالش سربلند بیرون اومده.چرا ۱۰؟شاید برای شما سوال پیش اومده باشه که چرا همه جا از ۱۰ استفاده میشه؟ چرا رقم‌ها در جایگاه‌های مختلف توانی از ۱۰ هستن؟ چرا ۱۰ رقم بیشتر نداریم؟ چرا برای مضارب ۱۰ اسم خاص انتخاب میکنیم؟ مثلا چرا دهه، صده و هزاره داریم ولی هشته هشتاده و هشتصده نداریم؟دلیلش خیلی ساده هست، چون ۱۰ انگشت داریم. انسان‌ها برای شمارش از دست‌هاشون استفاده می‌کردن و چون ۱۰ انگشت روی دست داریم، همیشه با ۱۰ سر و کار داشتیم و داریم.شاید عبارت high five رو در انگلیسی شنیده باشین که به معنی «بزن قدش»‌ هست. مشخصاً five اینجا به معنی عدد نیست و به دستان ما مربوط میشه. یا کلمه digit گاهی اوقات معنی انگشت هم میده. این تشابه‌ها اتفاقی نیستن و نشان از رابطه اعداد با انگشتان دست ما دارن.سخن پایانیشمارش از اولین کارهایی بود که انسان‌ها انجام می‌دادن. یه زمانی با انگشتان دست، یه زمانی با کشیدن خط روی در و دیوار و یه زمانی هم با سیستم اعدادی که خوارزمی به ما پیشنهاد داده. انسان همیشه در حال پیشرفته و هرگز متوقف نمیشه. کسی چه‌میدونه، شاید در آینده‌ای نه چندان دور سیستم جدیدی برای اعداد ارائه شد که کارامدتر بود!لینک‌های مفید:خوارزمی در ویکی‌پدیا:https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8Cسیستم هندی-عربی در ویکی‌پدیا:https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%AF%D8%AF%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8Cپی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 23:08:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت‌های اتمی - تغییرات کوچک، نتایج بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/courier/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-dvuh8np2qchg</link>
                <description>کتاب عادت‌های اتمی (به انگلیسی Atomic Habits) نوشته جیمز کلیر در سال ۲۰۱۸ وارد بازار شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. ایده اصلی این کتاب ساختن عادت‌های کوچیکی هست که باعث دست‌یافتن نتایج بزرگ میشن.کتاب ابتدا به اهمیت عادت‌ها و تاثیری که بر روی زندگی ما دارن می‌پردازه، و بعد از اینکه خواننده رو متقاعد کرد چقدر عادت‌های کوچیک مهم و تاثیرگذار هستن، به طور اصولی راه‌هایی ارائه میده تا عادت‌های خوبی بسازیم و از عادت‌های بدمون دوری کنیم.قسمت اول – چرا عادت‌های اتمی مهم‌اند؟شاید براتون سوال پیش اومده باشه که چرا عادت‌های اتمی؟ معنی این ترکیب چی هست؟ منظور نویسنده کتاب از عادت‌های اتمی، عادت‌های کوچیکی هستن که در کنار هم رفتار ما رو شکل میدن. درست مانند اتم‌ها که ذرات بسیار ریزی هستن که جهان رو میسازن.قانون یک درصداکثر مردم به کارهای بزرگ اعتقاد دارن. به نظر اون‌ها هرکسی که موفق شده کار خیلی بزرگی انجام داده. معمولا هم کارهای مفید کوچیک دست کم گرفته میشن. کتاب میگه مثل اکثر مردم نباشید!قانون یک درصد بیان می‌کنه هر روز یک درصد بهتر از دیروز بشیم. این کار باعث میشه در نهایت وقتی به عقب نگاه کنیم متوجه پیشرفت عجیب و غریبمون بشیم. اگه از دید ریاضی به قضیه نگاه کنیم هم قضیه خیلی جالب میشه!برخلاف انتظارات، نتایجی که به‌دست میاریم به شکل خطی نیستن. مدت زمان زیادی طول می‌کشه تا نتیجه کارمون مشخص بشه و همین موضوع باعث میشه وسط فرایند ناامید بشیم و از ادامه دادن دست بکشیم.دور انداختن اهدافهمیشه بهمون گفته شده باید برای آینده هدف داشته باشیم و برای هدفمون بجنگیم. کتاب میگه هرچی هدف برای خودتون مشخص کردین بریزین دور! دلایلی هم برای این حرفش میاره که شما رو متقاعد کنه.اولاً برنده‌ها و بازنده‌ها یک هدف مشترک دارن، پس کسی که هدف داشته باشه و براش تلاش کنه لزوماً به هدفش نمی‌رسه.دوماً اگه کارهایی که ما انجام می‌دیم فقط به خاطر رسیدن به اهداف باشن، قبل از رسیدن به هدف از کاری که انجام می‌دیم لذت نمی‌بریم و چون معمولاً نتایج دیر مشخص میشن، قبل از پایان کار از ادامه دادن منصرف میشیم.سوماً بعد از رسیدن به هدف، به طور موقت خوشحال میشیم و بعدش معمولاً دست از اون کار می‌کشیم. فردی که برای به‌دست آوردن شکمی شیش تیکه به باشگاه میره، بعد از اینکه به این مهم رسید، راضی و خشنود میشه و دیگه ادامه نمیده. در نهایت همین دست‌آوردش هم از بین میره.کتاب یک راه جایگزین برای هدف به ما پیشنهاد میده. به جای تلاش برای رسیدن به هدف، سیستم فعالیت‌هامون رو درست کنیم. اگه کسی توی ۹۰ دقیقه بازی فوتبال به تابلو امتیازات نگاه کنه هیچ فایده‌ای نداره، باید روی سیستم بازی کردنش تمرکز کنه. با این کار برنده شدن هم خود به خود به‌دست میاد.تغییر هویتاین قسمت از کتاب شاید مهم‌ترین و تاثیرگذارترین بخشش باشه. در ادامه بخش قبلی، کتاب میگه شما باید هویت خودتون رو تغییر بدین. کاری به نتیجه نداشته باشین. ورزش نکنین به خاطر این‌که به شکمی شیش تیکه برسین، ورزش کنین چون خودتونو آدمی ورزش‌کار می‌دونین و از این کار لذت می‌برین.فرض کنین اتاق‌تون کثیف و نامرتب شده. هدفی برای خودتون مشخص می‌کنین که اتاق رو مرتب نگه دارین. این‌جوری هر موقع که اتاق کثیف میشه باید برین و اتاق رو تمیز کنین. این کار به شدت سخت و خسته کنندس و شما نهایتاً بعد چند بار انجام این کار دیگه ادامه نمی‌دین.این دیدگاه بر اساس نتایج هست. از بیرون داریم به قضیه نگاه می‌کنیم. بهتر و اصولی‌تر اینه که از درون به بیرون نگاه کنیم. اصلا چرا اتاق کثیف و نامرتب میشه؟ اگه من تبدیل به آدمی بشم که اتاق رو کثیف نکنه، دیگه اصلا نیازی به تمیز کردن نیست.یک نقل و قولی هست که میگه:برای این‌که به موفقیت برسی، اول باید آدم موفقی باشیبه شخصه این قسمت از کتاب رو خیلی دوست داشتم و تاثیر زیادی روی کارهایی که انجام میدم داشته. همین که اومدم و اینجا دارم می‌نویسم نتیجه همین دیدگاه بوده.قسمت دوم – چطور عادت‌های خوبی بسازیم؟حالا که قانع شدیم عادت‌های کوچیک باعث تغییرات بزرگ میشن، نوبت اینه که ببینیم چطوری باید عادت‌های خوب در خودمون ایجاد کنیم. کتاب ۴ قانون برای تغییر رفتار ارائه میده که در این چهار عبارت خلاصه میشن: «نشانه، اشتیاق، پاسخ، پاداش»۱- نشانهاولین عاملی که باعث انجام یک عمل میشه، نشونه هست. نشونه یک سیگنالی هست به مغز که باعث میشه به انجام اون کار فکر کنه. مثل وقتی از کنار بستنی‌فروشی رد می‌شین و با دیدن بستنی اقدام به خریدنش می‌کنین. ولی آیا قبل از دیدن بستنی واقعا می‌خواستین بستنی بخورین؟برای این‌که عادت‌های خوب ایجاد کنیم، اول باید نشونه‌های اون عادت رو جلوی چشم‌مون قرار بدیم. اگه برای مثال می‌خواین گیتار زدن رو یاد بگیرین، بذارینش توی اتاق خوابتون یا جایی که بیشتر وقت رو اونجا می‌گذرونین.برعکس، برای اینکه عادت‌های بد رو رها کنین، نشونه‌های اون رو از جلوی چشم‌تون بردارین. اگه نمی‌خواین خیلی درگیر فضای مجازی بشین، موبایل‌تون رو بذارین یه اتاق دیگه تا حواس‌تون رو پرت نکنه.تنظیم کردن محیطی که توش هستین، شما رو به سمت انجام کارهای خوب هُل میده.۲- اشتیاقعامل بعدی اشتیاق و هوس‌کردنه. بعد از مواجه‌شدن با نشونه، مغز «می‌خواد» که اون کار رو انجام بده. این مرحله همون‌جاییه که انگیزه وارد کار میشه. کسی که انگیزه بالایی داره واقعا و از ته دلش می‌خواد که اون کار رو انجام بده.* حتما متوجه شدین که انگیزه تنها قسمتی از پروسه انجام کاره. تکیه کردن به انگیزه اصلا کار درستی نیست و هیچ‌وقت جواب نمیده. برای موفق‌شدن به چیزی بیشتر از انگیزه نیاز دارین.کتاب عنوان می‌کنه که عادت‌های خوب رو تا جایی که می‌تونین جذاب کنین. جذاب‌کردن کارهای خوب (که معمولاً اصلاً جذاب نیستن)‌ کار خیلی سختیه. اما راه‌حل‌هایی وجود داره.اگه می‌خواین پیاده‌روی کنین، یک کفش نو بخرین. اگه باشگاه حوصلتون رو سر می‌بره، همیشه بعد از باشگاه برین استخر. اگه درس‌خوندن کار سختیه، با خودتون قرار بذارین بعد از انجامش یه غذایی که دوس دارین بخورین. کافیه به این فکر کنین که برای جذاب کردن چه کارهایی میشه انجام داد.۳- پاسخپاسخ در واقع همون انجام دادن هست. مرحله‌ای که وارد میدون می‌شیم و شروع می‌کنیم به انجام کار.دو تا مشکل بزرگ در این مرحله وجود داره، مورد اول زمانی اتفاق میفته که کاری رو انجام نمیدیم و تنبلی می‌کنیم؛ مورد بعدی انجام دادن بیش از حد یه کاریه. اگه کاری رو بیشتر از توانمون انجام بدیم، حتی اگه کاری باشه که دوستش داریم، معمولا خسته میشیم و باز هم ادامه نمیدیم.کتاب میگه هرچی میتونین کارها رو آسون کنین. انقدر آسون کنین که دیگه شبیه مسخره‌بازی بشه. قانون ۲ دقیقه رو معرفی می‌کنه که بیان می‌کنه اگه می‌خواین کاری رو شروع کنین، با ۲ دقیقه انجام اون کار شروع کنین و یواش‌یواش بیشترش کنین. اگه می‌خواین پیاده‌روی کنین ولی به قول معروف حسش رو ندارین، ۲ دقیقه پیاده‌روی کنین، ۲ دقیقه که واقعا چیزی نیست!مقاومت از انجام کار، خیلی نیروی بزرگیه. مهم اینه که فقط شروع کنین. بعد از شروع کار، دیگه اون مقاومت اولیه وجود نداره و خیلی خیلی راحت‌تر میشه ادامه داد. پس اگه به این مقاومت دچار شدین، با خودتون قرار بذارین که به مدت ۲ دقیقه اون کار رو انجام بدین و اگه خوشتون نیومد دیگه ادامه ندین. این تکنیک با این‌که خیلی ساده به نظر میاد ولی به طرز عجیبی کار می‌کنه.۴- پاداشمواردی که تا الان بررسی شدن، باعث می‌شدن که کاری انجام بشه. این مورد باعث میشه کاری تکرار بشه. عامل اصلی برای اینکه یک کاری رو تکرار کنین، پاداشه. هیچ‌کس محض رضای خدا موش نمی‌گیره، بالاخره یه چیزی تهش باید نسیب‌مون بشه تا راضی به انجام دوباره اون کار بشیم.کتاب میگه جدای از این‌که پاداش مهمه، خیلی مهمه که بلافاصله باشه. مغز توانایی درک پاداش‌های در درازمدت رو نداره. با درس‌خوندن نمره خیلی خوبی می‌گیریم، ولی مغز این حرف‌ها حالیش نمیشه.یک سیستم جایزه‌دهی برای کارهای خوبتون در نظر بگیرین و در مقابل برای کارهای بد تنبیه در نظر بگیرین. این مرحله خیلی مهمه و معمولا افراد از این مرحله غافل می‌مونن. انجام یک کار به طور مداوم و طولانی‌مدت بدون پاداش ممکن نیست.کتاب در ادامه توصیه‌هایی رو به انتهای کتاب پیوست می‌کنه که به نظرم می‌تونه دلیل خوبی باشه برای اینکه شما برین و خودتون کتاب رو بخونین.سخن پایانیممکنه با همه قسمت‌های کتاب موفق نباشین، ولی موارد خیلی مهمی توی این کتاب هست، به همراه مثال‌های واقعی که کمک خیلی زیادی در شکل‌گیری عادت‌هاتون داره. توصیه اکید می‌کنم حتماً این کتاب رو به طور کامل بخونین. این کتاب به فارسی هم ترجمه شده و می‌تونین نسخه فارسیش رو تهیه کنین.پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 07 May 2021 17:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین و موثرترین روش یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/digimaster/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-k4vyw72fm3zl</link>
                <description>۱۲ سال توی مدرسه بهمون گفتن درس بخونین، ولی هیچ‌وقت بهمون یاد ندادن روش درست درس خوندن و یادگیری چطوریه. روشی که با کمترین تلاش، بیشترین بازدهی رو داشته باشه. در این پست شما با بهترین روش یادگیری که از لحاظ علمی اثبات شده آشنا میشین.روش‌های یادگیری سنتی که کارامد نیستندافراد باهوشی وجود دارن که فقط با یک نگاه، همه چی رو یاد می‌گیرن و نیازی به مرور ندارن. اما اکثر افراد مثل من و خیلی‌ها چنین ویژگی رو ندارن و برای یادگیری باید تلاش زیادی کنن.یک اصل شهودی برای یادگیری بین همه به وجود اومده که میگه، هرچی بیشتر درس بخونی، بیشتر یاد می‌گیری. طبق این اصل، روش‌های مختلفی برای درس خوندن روی کار میان.یک نفر چند دور یک مطلب رو می‌خونه تا کامل یاد بگیره، یکی از روش هایلایت کردن استفاده می‌کنه، و دیگری یادداشت‌برداری و خلاصه کردن رو در دستور کار قرار میده. چنددور خوندن به آدم این حس رو میده که تمام تلاشش رو برای یادگیری کرده و اگه نتیجه نگرفت، خودش رو سرزنش نمیکنه. هایلایت‌کردن و یادداشت‌برداشتن هم این حس رو به آدم میده که فرد مسئولیت‌پذیری هست و از اینکه میتونه مطالب رو به زیبایی خلاصه کنه لذت میبره. اما این‌ها دلیل بر این نیستن که ما از تمام پتانسیلمون برای یادگیری استفاده کردیم.همه این روش‌ها اثبات شدن که کارامد نیستن؛ در واقع به نحوی تاثیر خودشون رو میذارن، ولی وقت و انرژی زیادی از ما می‌گیرن. منظور از این‌که کارامد نیستن اینه که روشی وجود داره، که با صرف وقت کمتر نتیجه بهتری برای ما به ارمغان میاره.روش‌های یادگیری کارامدشاید فکر کنین هرچی اطلاعات بیشتری وارد مغز بشن، بهتر یاد گرفته میشن؛ ولی تحقیقات نشون داده هرچی اطلاعات بیشتری از مغز فراخوانی بشن، بیشتر تثبیت میشن. هنگامی که چیزی رو از حافظه فراخوانی می‌کنیم، بین نورون‌های مغزی مربوط به اون اطلاعات، راه‌هایی به وجود میاد و هر دفعه که به اون اطلاعات نیاز داشته باشیم، راه های بیشتر و قوی تری به این اطلاعات ساخته میشن.به همین دلیل اگه چیزی وارد مغزمون بشه و ازش استفاده نکنیم، رفته رفته راه های منتهی به اون از بین میره. جالبه بدونین اطلاعات سرجاشون هستن ولی مغز راه دسترسی به اون‌ها رو نداره. کسی یادش نمیاد هفته قبل شام چی خورده، چون تا حالا از این اطلاعات استفاده‌ای نکرده، ولی اگه خونه مادربزرگ شام خیلی لذیذی خورده باشه و تعریف شام رو پیش همه کرده باشه، مطمئنا همچنان یادشه چی خورده.به خاطر همین موضوع، روشی برای یادگیری هست به نام active recall. در این روش، بعد از اینکه چیزی وارد مغزمون شد، کمی مکث می‌کنیم و اون اطلاعات رو دوباره فراخوانی می‌کنیم تا ببینیم واقعا اون مطلب رو یاد گرفتیم یا نه. این کار باعث میشه اگه چیزی یاد گرفتیم بیشتر تثبیت بشه و اگه یاد نگرفتیم برگردیم و اونو یاد بگیریم.در یک آزمایش، دو گروه از دانش‌آموزان مسئول خوندن یک مبحث شدن. گروه اول اون درس رو ۴ دور خوندن، و گروه دوم بعد از یک دور خوندن، چندین بار اقدام به فراخوانی اون اطلاعات کردن و میزان یادگیری خودشون رو تست کردن. بعد از یک هفته آزمونی از این دو گروه گرفته شد و گروهی که از active recall استفاده کرده بود به میزان قابل توجهی نمره بهتری داشت!جالبه بدونید که از بین تمام افراد این گروه، تقریبا همه قبل از این آزمایش عنوان کرده بودن که گروهی که ۴ دور درس رو خواهد خوند نتیجه بهتری خواهد گرفت؛ در صورتی که نتیجه به‌دست اومده با پیش‌بینی اون‌ها سازگار نبود.در ادامه روش active recall، باید به این نکته توجه داشته باشیم که مباحث باید در طی زمان مرتبا مرور بشن. اگه مطالب رو مرور نکنیم مغز دیگه نمیتونه از اون اطلاعات استفاده کنه و وقتی که برای یادگیری صرف کردیم هدر میره.هرمن ابینگهاوس (hermann ebbinghaus) یک روان‌شناس آلمانیه که روی حافظه تحقیقاتی رو انجام داده. ایشون منحنی فراموشی رو برای اولین بار معرفی کرد.منحنی فراموشیطبق این منحنی، مطالب باید طی زمان مرور بشن و رفته رفته میزان فاصله بین مرورها افزایش پیدا کنه. در صورتی که مرور مطالب ادامه پیدا نکنه، واضحه که اون رو فراموش می‌کنیم. به این مرور و تکرار دانسته‌ها اصطلاحا میگن space repetition.هدف از امتحان‌های هفتگی، ماهانه و میان‌ترم هم همین هست که دانش‌آموز یا دانشجو مجبور بشه از دانسته‌هاش استفاده کنه و طبق این منحنی، مطالب از ذهن بیرون نرن.با ترکیب active recall و space repetition به موثرترین راه برای یادگیری می‌رسیم. راهی که ممکنه در نگاه اول به ذهنمون نیاد ولی توسط تحقیقات، آزمایش‌های گوناگون و پشتوانه علمی که داره بهترین راه هست. (لینک مربوط به تحقیقات در انتهای پست اومده که می‌تونین مطالعه کنین)چطور این روش رو اجرا کنیم؟به طور کلی، هر روشی که به مرور زمان، باعث میشه که شما اطلاعات رو از مغزتون استخراج کنید، بسیار مفید و موثر هست. اما به طور خاص میشه از یک سری روش ها برای پیاده سازی این موضوع استفاده کرد.مرسوم‌ترین راه حل برای این کار استفاده از فلش‌کارت‌هاست. کارت‌هایی که در یک طرف سوال و در یک طرف جواب بر روی اون‌ها نوشته شده، و فرد با دیدن سوال، اقدام به جواب دادن می‌کنه و در نهایت پاسخ درست رو می‌بینه. فلش‌کارت‌ها به خودی خود باعث active recall میشن ولی تضمینی برای مرور مطالب وجود نداره. برای رفع این موضوع هم اقداماتی صورت گرفته که میشه به جعبه لایتنر اشاره کرد.با اینکه فلش‌کارت‌ها گام مهم و بزرگی در عرصه یادگیری بودن و جعبه لایتنر بسیار محبوب واقع شد، ولی همواره محدودیت‌هایی وجود داشته که استفاده از اون‌ها رو سخت کرده. برای رفع سختی‌های بوجود اومده، فلش‌کارت‌های دیجیتال به وجود اومدن.انکی ANKIنرم‌افزار انکی یک برنامه رایگان برای اکثر سیستم‌عامل‌هاست، که از ایده فلش‌کارت‌ها استفاده می‌کنه. انکی سوالاتی رو در اختیار خواننده قرار میده، خواننده به اون‌ها فکر می‌کنه و پاسخ رو می‌بینه. انکی active recall و space repetition رو به خوبی پیاده‌سازی کرده و ابزار بسیار خوبی برای یادگیری هست.تفاوت انکی با فلش‌کارت‌های فیزیکی در اینه که بعد از دیدن پاسخ از کاربر سوال می‌پرسه که در چه حد تونسته به سوال پاسخ بده؛ آیا سوال راحتی بوده؟ سخت بوده؟ اصلا نتونسته جواب بده؟ این سوالات به برنامه کمک می‌کنن که این سوال رو برای مرور در آینده برنامه‌ریزی کنه. سوالی که آسون بوده برای مدت زمان دیرتری برنامه ریزی میشه.علاوه بر این، انکی محدود به سوالات متنی نیست، و میشه از تصویر، فیلم، فرمول‌های ریاضی و تقریبا هرچیزی که فکرش رو بکنید استفاده کرد.مزیت دیگه انکی اینه که دسته کارت‌های آماده بسیار زیادی داره. برای مثال اگر شما می‌خواین واژه‌های زبان انگلیسی رو یاد بگیرید، کافیه یک سری به سایت انکی بزنید و فلش‌کارت‌های مربوط به این زبان رو دانلود کنید. دیگه حتی برای نوشتن فلش‌کارت‌ها هم نیازی به صرف زمان ندارید و این فوق‌العادست.انکی رو باید به طور مستمر و روزانه استفاده کنید. شاید این جمله در نگاه اول سخت و نشدنی به نظر بیاد، ولی ۱۵ الی ۳۰ دقیقه روزانه باعث میشه تسلط بی‌نظیری داشته باشین و حتی برای امتحان‌ها تلاش اضافه‌ای انجام ندین.سخن پایانیهرکسی یک روشی برای درس خوندن داره، بهش عادت کرده و تقریبا همیشه از اون استفاده میکنه و نتیجه میگیره. هدف از این پست این نیست که روش درس خوندن خودتون رو کلا عوض کنین، بلکه در کنار روشی که دارین، از این روش هم استفاده کنین. یادتون نره که تنها دونستن راه و روش درست، تضمینی بر موفقیت نیست و باید از اون استفاده بشه. انکی رو نصب کنین تا طعم یادگیری بهینه رو بچشین و با علم به اینکه این روش هم وجود داره، درس بخونین.لینک تحقیقات، مقاله‌ها و کتاب‌های مربوطه:https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/26173288/https://www.apa.org/science/about/psa/2016/06/learning-memoryhttps://www.gwern.net/docs/spacedrepetition/1939-spitzer.pdfhttps://science.sciencemag.org/content/331/6018/772.fullپی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 01 May 2021 15:39:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از چشمان خود در برابر کامپیوتر مراقبت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-pm2btlxkpdmc</link>
                <description>تا حالا شده بعد از مدتی کار با کامپیوتر چشم هاتون قرمز بشن؟ یا اینکه سردرد سراغتون بیاد؟ این‌ها نشونه نامهربونی با چشم‌ها هست و اگه نشونه‌های آشنایی برای شما هستن، بهتره که در این پست با ما همراه باشین تا جلوی مشکلات بزرگی رو بگیریم.چشم یکی از مهم‌ترین اعضای بدن انسان هست؛ یک لحظه چشم‌هاتون رو ببندین تا به این حرف ایمان بیارین. مثل تمام نعمت‌های دیگه که داریم، قدردان قدرت بینایی هم نیستیم مگر زمانی که مشکلی برای چشم‌ها پیش بیان. اگه مشکلی برای چشم‌هاتون به وجود اومده از وخیم‌تر شدن اوضاع جلوگیری کنین و اگه هنوز چشم‌های تیزی دارین، از مشکلات احتمالی پیشگیری کنین. بعد از اینکه چشم‌هاتون ضعیف شدن، دیگه راه برگشتی وجود نداره پس از همین الان به فکرشون باشین!تو دنیای مدرن امروزی، استفاده از نمایشگرها در همه جا مشاهده میشه؛ وسایلی که همیشه در حال سر و کله زدن باهاشون هستیم و زمان زیادی از روز رو در حال نگاه کردن به اون‌ها هستیم. همین باعث میشه نسبت به گذشته چشمان ما در معرض نورهای مضر بیشتری قرار بگیرن، و آسیب‌پذیری بالاتری داشته باشن. خبر خوب اینه که میشه با یک سری تدابیر که سخت هم نیستند به طور کامل جلوی این ضررها رو گرفت!تنظیم فاصله از صفحه‌نمایشآیا به این دقت کردین که چرا ضرر صفحه‌نمایش کامپیوتر خیلی بیشتر از ضرر تلویزیون هست؟ به خاطر اینه که فاصله کامپیوتر خیلی خیلی کمتر از فاصله تلویزیون هست. سعی کنین که حداقل به اندازه یک متر با صفحه‌نمایش فاصله داشته باشین. یک راه ساده برای بررسی این‌که فاصله درستی دارین یا خیر اینه که ببینین دستتون بهش میرسه یا نه! به همین سادگی، نباید دستتون به صفحه نمایش برسه.تنظیم نور صفحه‌نمایشنور صفحه‌نمایش باید «تنظیم» بشه. منظور از تنظیم، همیشه کم کردن نور نیست. جوری نور رو تنظیم کنین که هماهنگ با نور محیط باشه؛ به طوری که وقتی به صفحه‌نمایش نگاه می‌کنین احساس راحتی کنین.تقریبا تمام صفحه‌نمایش ها برای کم کردن نور صفحه، فرکانس و PWM رو دست‌کاری می‌کنن. نیازی نیست ما بدونیم این اصطلاحات تخصصی چی هستن اما بگذارین براتون توضیح بدم. لامپی که اتاق رو روشن می‌کنه در دقیقه به تعداد بسیار زیادی روشن و خاموش میشه ولی به دلیل سرعت بالا ما متوجه این موضوع نمیشیم. همین موضوع برای صفحه‌نمایش ها هم صادق هست، و برای کم کردن نور تعداد و مدت زمان این خاموش و روشن شدنه تغییر می‌کنه.این تغییر هنگام کم کردن نور باعث آسیب رسوندن به چشمان ما میشه. از این روش استفاده میشه چون قیمت پایین‌تری دارن و مصرف انرژی کمتری هم دارن. اما برای این موضوع میشه از نرم افزار Iris استفاده کرد. این نرم افزار نور رو روی ۱۰۰٪ قرار میده و خودش به صورت نرم افزاری میزان نور سفیدی که قراره بیاد رو کاهش میده. با این کار دیگه چشم‌ها آسیبی نمی‌بینن. این برنامه رایگان نیست، ولی با دعوت کردن از دوستاتون می‌تونین ازش برای مدت زمان زیادی استفاده کنین.(برای دانلود Iris روی این لینک کلیک کنید)استفاده از عینک مخصوصعینک‌های مخصوصی برای همین مسئله وارد بازار شدند؛ البته تشخیص این‌که چه عینکی کاری که گفته رو انجام میده و کدوم عینک مناسب شماست، کار سختی هست. بهترین و مطمئن‌ترین راه، مراجعه به پزشک هست. اگه واقعا برای چشم‌هاتون ارزش قائلید، پاشید برید پیش یک چشم پزشک مجرب، هم چشمتون رو معاینه کنین و هم برای عینک‌های مخصوص چشم خودتون راهنمایی بگیرین.یک راه دیگه برای جلوگیری از ورود امواج مضر به چشم، استفاده از نرم افزارهاست که نور آبی رو کاهش میدن. نور آبی به خاطر فرکانس بالایی که بین رنگ‌ها داره، انرژی بیشتری با خودش حمل می‌کنه و ضرر بیشتری داره. نرم افزارهای زیادی برای این‌کار هستن که می‌تونید ازشون استفاده کنید که یکی از اون‌ها Iris هست.به صورت ارادی پلک بزنید!پلک زدن باعث جلوگیری از خشکی چشم میشه. در حالت طبیعی، پلک زدن خودکار انجام میشه ولی وقتی روی چیزی تمرکز می‌کنیم، مثل صفحه‌نمایش، میزان پلک زدن به طرز چشم‌گیری کاهش پیدا می‌کنه. در این حالت بهتره که به صورت ارادی پلک بزنیم تا جبران مافات بشه.اما پلک زدن ارادی، یعنی در هر لحظه به پلک زدن فکر کردن، و این یعنی از دست رفتن تمرکز. منطقی نیست هر ۵ ثانیه با اراده پلک بزنیم تا چشممون خشک نشه، ولی نتونیم به کارمون برسیم. برای این مشکل، بهتره که هر بیست دقیقه، یک بار از پشت کامپیوتر بلند شین، برین برای چند دقیقه یه کار دیگه انجام بدین. چنتا نفس عمیق بکشین و یه لیوان آب بخورین. توی این مدت پلک زدن به روند عادی خودش برمی‌گرده و دیگه چشمتون خشک نمیشه.محیط برنامه stretchlyباز هم می‌خوام یک برنامه معرفی کنم که به شما کمک کنه هر بیست دقیقه از سر جاتون بلند شین. کاری که این برنامه انجام میده خیلی ساده هست. هر بیست دقیقه بهتون اعلام می‌کنه که یکم به خودتون استراحت بدین! این کار علاوه بر اینکه برای چشم‌هاتون خوب هست، باعث میشه حالت بدنتون هم به درستی شکل بگیره و از آسیب به ستون فقرات جلوگیری کنه.(برای دانلود Stretchly روی این لینک کلیک کنید)به چشم‌هاتون استراحت بدین!هرچی بیشتر از چشم‌هاتون کار بکشین، بیشتر خسته میشن. هرچی چشم خسته‌تر باشه، احتمال آسیب دیدنش بالاتره. پس هر چند وقت یک‌بار، به چشم‌هاتون استراحت بدین. دست از نگاه کردن به صفحه‌نمایش بردارین، چشم‌هاتون رو ببندین و یکم بهشون مهلت بدین تا خودشون رو دریابن!هرچی تمرکز چشم روی چیزهای نزدیک‌تری باشه، فشار بیشتری روش وارد میشه؛ پس نگاه کردن به دوردست‌ها چشم‌ها رو از این فشار آزاد می‌کنه. یک قانون معروفی در این زمینه وجود داره که به قانون ۲۰-۲۰-۲۰ معروفه. این قانون میگه هر ۲۰ دقیقه، به مدت ۲۰ ثانیه به یه چیزی که به فاصله ۲۰ متری از شماست نگاه کنین.یک تمرین دیگه برای راحتی چشم‌ها، اینه که چشم‌ها رو ببندین، در همین حال که بسته هست اون رو به آرومی تکون بدین.سخن پایانیچشم‌ها یکی از بزرگترین دارایی‌های ما هستند. اگه ضعیف بشن دیگه راه برگشتی برای خوب شدنشون وجود نداره. پس از همین الان به فکر سلامتی چشم‌هاتون باشین تا بعدا حسرت یک دید خوب رو دلتون نمونه!پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Apr 2021 16:30:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور مثل یک تایپیست حرفه‌ای تایپ کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@smhdAsadi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-xjgfzwj47qz6</link>
                <description>دیدین یک سری تایپیست‌ها همین‌جوری پشت سر هم و بی‌وقفه تایپ می‌کنن؟ آیا اصلا می‌شه با این سرعت تایپ‌ کرد؟ بله که میشه! در نگاه اول تایپ سریع و ده‌انگشتی غیرممکن به نظر میاد ولی توی این پست قراره به شما نشون بدم که این‌طور نیست.تایپ‌کردن امروزه خیلی مهارت مهمی شده. دیگه اون دوران که فقط یک سری آدم خاص پشت ماشین‌های تایپ می‌نشستن و تایپ می‌کردن گذشت و الان همه برای خودشون یک تایپیست هستن. وقتی می‌خوایم برای یک نفر پیامک بفرستیم، توی پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام با دوستان و آشنایان حرف بزنیم و یا اینکه برای کسی ایمیل ارسال کنیم و خیلی کارهای دیگه نیاز به تایپ‌کردن احساس می‌شه.تایپ‌کردن از اون دسته کارهایی هست که اصول خیلی راحتی داره و یاد گرفتن اون‌ها زمان کمی از شما صرف می‌کنه ولی برای کسب کردن مهارت باید وقت زیادی روش بگذارید. مثل بازی Two Cars می‌مونه. اصول و کارهایی که باعث لذت‌بخش‌تر کردن مسیر می‌شه رو در ادامه با هم بررسی می‌کنیم.کارهایی که قبل شروع به تایپ باید انجام بدینقبل از شروع باید زمینه رو برای تایپ مهیا کنیم. بدون در نظر گرفتن این موارد بهتون قول می‌دم که قبل از رسیدن به هدف از کار دست می‌کشین.1. در موقعیت مناسب قرار بگیرینبهترین وضعیت برای تایپ کردن، نشستن پشت یک صندلی راحت با پشت صاف و تنظیم کردن ارتفاع صفحه‌کلید و نمایشگر هست. نمایشگر رو یک مقدار کمی از چشم‌هاتون پایین‌تر قرار بدین و صفحه‌کلید رو در ارتفاعی بگذارید که دستتون وقتی روش قرار می‌گیره راحت باشه.نحوه درست نشستن هنگام تایپ‌کردنلطفا لپتاپ رو موقع تایپ روی پاهاتون نذارید؛ هم باعث فشار آوردن به کمر می‌شه، هم باعث فشار آوردن به چشم‌ها و گردن می‌شه، هم دست‌ها در وضعیت مناسبی نیستن. اگه هرچند وقت یک‌بار مجبورین لپتاپ رو روی پاهاتون بذارین مشکلی نیست ولی از انجام مستمر این کار جدا پرهیز کنین که سلامتی‌تون به خطر میفته.2. انگشتانتون رو در جای مناسب قرار بدینیادتون نره که قراره بدون نگاه کردن به صفحه‌کلید و با ده انگشت تایپ کنیم. برای این کار نیاز داریم تا به هرکدوم از انگشتان کلیدهای خاصی رو اختصاص بدیم. این‌طوری نظم خاصی روی دست و انگشت‌ها برقرار می‌شه و کمک می‌کنه که در ادامه، مغز طبق همین نظم موجود به صورت خودکار به انگشتا دستور بده بدون اینکه نیاز باشه شما کار خاصی انجام بدین. یعنی وقتی به کلمه «آسمان» می‌رسین، باید فقط اراده کنین که بنویسین آسمان، خودش نوشته میشه :)هر انگشت وظیفه دارد کلیدهای خاصی را پوشش دهدتقریباً همه صفحه‌کلیدها روی کلیدهای j و f یک برجستگی ریزی دارند. این برجستگی برای این هست که تایپیست‌ها بتونن راحت و بدون نگاه کردن به صفحه‌کلید دست‌هاشون رو در جای درستی قرار بدن. انگشت اشاره دست راست روی حرف j و انگشت اشاره دست چپ روی حرف f قرار می‌گیره و بقیه انگشتان کنار هم میان، هردو شصت هم روی space جا خوش می‌کنن.هم دست چپ و هم دست راست باید یک زاویه‌ای داشته باشن، یعنی اگه شما سعی کنین انگشتاتون رو صاف بگذارید روی کلیدهای مورد نظر، اصلا احساس راحتی نمی‌کنین، سعی کنین مثل چیزی که در تصویر می‌بینین یکم به دست‌ها زاویه بدین.3. حواستون به نحوه قرارگیری مچ دست هم باشهمچ دست همیشه جاییه که کسی توجهی بهش نداره. سعی نکنین مچ دست رو به زور به صفحه‌کلید تکیه بدین، بذارین آزاد باشه و اگه به جایی تکیه نده هیچ اتفاق بدی نمیفته.نحوه درست قرارگرفتن مچ دست هنگام تایپدقیقاً مثل کسانی که پیانو می‌نوازن، باید منتظر نواختن یک سری کلمه باشین. شاید اوایل یکم رعایت این مورد سخت باشه ولی بعد زمان اندکی راه میفتین.چطوری ده انگشتی تایپ کنم؟انسان همیشه قبل از انجام یک کار جدید، بهونه میاره و به خاطر ترس از شکست، خیلی وقت‌ها از انجام دادن اون کار صرف نظر می‌کنه. افراد زیادی به خاطر این‌که تایپ ده انگشتی به نظرشون سخت و نشدنی هست اصلاً امتحانش هم نمی‌کنند. بگذارید خیلی راحت خاطر نشان کنم که تایپ با ده انگشت از راحت ترین کارهایی هست که هرکسی می‌تونه انجام بده.کافیه یکم از منطقه مطمئنه فاصله بگیرین. یک بار من خیلی اتفاقی که در حال تایپ با موبایل بودم، مجبور شدم همزمان با تایپ، نگاهم رو از روی صفحه نمایش بردارم و برام خیلی عجیب بود که بدون نگاه کردن هم همون جمله‌ای که می‌خواستم رو نوشتم! برای این‌که این موضوع بازتر بشه باید با یک اصطلاح آشنا بشیم.1. حافظه حرکتی یا muscle memory چیست؟حافظه حرکتی به این موضوع اشاره داره که عضلات و ماهیچه‌های بدن بعد از تکرار زیاد یک کار بدون اطلاع ما هم می‌تونن اون کار رو انجام بدن. مثلا یک راننده خودرو رو نگاه کنین، آیا واقعا هر راننده‌ای داره فکر می‌کنه که کلاچ رو با پای چپ فشار بده، پای راستش رو از روی گاز برداره، با دست راستش دنده رو عوض کنه و با دست چپش فرمون رو بچرخونه؟ معلومه که نه! برای بارهای اول راننده باید تک تک این دستورات رو به اعضای بدنش بده، برای همین در ابتدا کار خیلی سختی هست ولی بعد از تمرین‌های زیاد تمام این کارها به صورت خودکار انجام می‌شن. کافیه راننده اراده کنه به سمت راست بپیچه، تمام اون جزییات خودشون انجام می‌شن.در تایپ کردن هم اوضاع خیلی متفاوت نیست. اوایل کار که حافظه حرکتی ایجاد نشده کار خیلی سختی در پیش دارین، باید برای فشردن تک تک کلیدها یک دستور از مغز به انگشتاتون ارسال بشه، اما بعد از گذشت چند روز که این حافظه حرکتی تشکیل شد، کارتون به مراتب راحت‌تر می‌شه.2. استفاده از سایت‌ها و برنامه‌های آموزش تایپصفحه اول سایت typeracer.comسایت‌ها و برنامه‌های بسیار متنوع و فراوونی وجود داره که شما رو در این راه همراهی می‌کنن. توصیه اکید می‌کنم که از طریق تعدادی از این سایت‌ها و برنامه‌ها یادگیری رو شروع کنین و ادامه بدین. اولاً این‌ها راه مطمئنی برای پیشروی جلوی شما قرار می‌دن، دوماً با کمک این‌ها می‌تونین روند رو به رشدتون رو زیرنظر داشته باشین و انگیزه بگیرین، سوماً می‌تونین با بقیه به رقابت بپردازین و یادگیری رو شبیه به بازی کنین و از همه مهم‌تر این‌که با ارائه متن‌های از پیش تعیین شده باعث می‌شن مسیر برای شما بسیار هموارتر و راحت‌تر بشه.بسته به شرایط، سایت‌ها یا برنامه‌های خاصی رو می‌شه پیشنهاد داد.- برای تایپ انگلیسی در سیستم عامل گنو-لینوکس، بدون شک برنامه‌های متنوعی برای کمک به شما هستن که می‌تونین از همشون استفاده کنین ولی پیشنهاد من به شما Klavaro  هست. به خاطر ظاهر زیبا و چشم نواز و مهم‌تر از اون، استراتژی آموزش بی‌نظیری که داره.- برای تایپ انگلیسی و فارسی در ویندوز، یکی از بهترین گزینه‌های رایگان Rapid Typing هست که من هم ابتدای کار از این برنامه استفاده کردم.- برای تایپ انگلیسی در وب، گزینه‌ها خیلی زیاد هستن و انتخاب بین اون‌ها بسیار سخته. من برای افراد مبتدی سایت keybr رو پیشنهاد می‌کنم. این سایت با استفاده از الگوریتم‌های ساخت کلمه‌ای که داره روی ترکیباتی که مسلط نیستین تمرکز می‌کنه تا بتونین بهتر و سریع‌تر تایپ کنین. اما بعد از گذشتن از مرحله مبتدی این سایت مناسب نیست، به جای اون از سایت های مسابقه‌ای مثل typeracer می‌تونین استفاده کنین.و اما بهترین سایت‌های آموزش تایپهمه برنامه‌ها و سایت‌های معرفی شده بسیار خوب هستن ولی بهترین نیستن. برای تمرین متن‌های انگلیسی، با فاصله بهترین سایت به نظر من monkeytype هست. این سایت از نظر بصری و شخصی‌سازی بی‌نظیره. یک پروژه متن‌باز هست و به شدت توصیه می‌شه. واقعا تایپ کردن در این سایت کار لذت‌بخشیه، مراقب باشین معتادش نشین :)صفحه اولیه سایت monkeytype.comبرای تایپ متون فارسی، دوتا گزینه بسیار خوب وجود داره. گزینه اول تلگرام هست! اگه مثل من فردی هستین که خیلی توی تلگرام می‌چرخه و حرف می‌زنه، مطمئنا یک منبع بسیار خوب برای تمرین تایپ کردن همین تلگرام هست. اما گزینه بعد، سایت تایپو هست. این سایت یکی از بهترین سایت‌های تایپ فارسی هست و فکر نمی‌کنم رقیب نزدیکی داشته باشه. آموزش‌های متنوعی داره و بیشتر از اون‌چه که نیاز دارین بهتون می‌ده.نمایی از لحظه تمرین در سایت typeo.top اگه از طریق این لینک در این سایت ثبت نام کنین ۱۰٪ تخفیف بیشتر هم برای شما فعال می‌شه.پس یادتون نره به این چند سایت حتماً حتماً سر بزنین چون واقعا سایت‌های ارزشمندی هستند.تمرین، تمرین و باز هم تمرینشما بعد از یادگرفتن اصول تایپ‌کردن که قرارگیری انگشتان در جای مناسب و نگاه نکردن به صفحه‌کلید و نشستن درست و ... هست، فقط نیاز به تمرین دارین. هیچ چیز دیگه‌ای نیاز نیست حتی نوع صفحه‌کلیدی که دارین تاثیری روی تایپ کردن نداره، با صفحه‌کلیدهای معمولی لپتاپ هم میشه به سرعت بالای ۱۵۰ کلمه/دقیقه رسید.سعی کنین به طور مستمر و روزانه تمرین کنین. یک زمان خاصی از روز رو اختصاص بدین به تمرین تایپ و وقتی که دارین تایپ می‌کنین به چیز دیگه‌ای فکر نکنین و تمرکز داشته باشین. پنج روز تمرین در هفته به مدت ۱۰ دقیقه بهتر از یک بار تمرین در هفته به مدت یک ساعت هست، پس تایپ‌کردن رو فراموش نکنین.سخن پایانیهر هفته آمار سرعت و دقت تایپ‌کردنتون رو بررسی کنین و از رشدی که دارین لذت ببرین. دوستاتون رو هم دعوت به تایپ‌کردن کنین و یک مسابقه‌ای بین هم راه بندازین که باعث رشد سریع‌تر هردوی شما می‌شه. اگه از این مسیر لذت ببرین، می‌تونین تایپ کردن رو به تفریح خودتون تبدیل کنین و با این کار دیگه هیچ سقفی برای سرعت تایپ‌کردنتون نمی‌شه در نظر گرفت.پی‌نوشتمن دیگه در ویرگول فعالیت نخواهم داشت. در صورت تمایل لطفا مطالب جدیدتر رو از وبسایت NotesBySMhd.ir دنبال کنید. یا می‌تونید عضو کانال تلگرام بشید تا از ارسال مطالب جدید باخبر بشید.</description>
                <category>سید محمد اسدی</category>
                <author>سید محمد اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Apr 2021 19:49:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>