<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های seyed ali Mirsalimi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@smirsalimi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 02:20:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/132788/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>seyed ali Mirsalimi</title>
            <link>https://virgool.io/@smirsalimi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یلدا</title>
                <link>https://virgool.io/@smirsalimi/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-m0zrgftf5d9w</link>
                <description>یلدافخرکنم، فخر کنم ، مه به کنار آید مراشکر کنم شکر کنم، جنت نثار آید مراجمع شوید جمع شوید، امشب کنار قوم خودفصل الختام این خزان، صبحْ انتظار آید مرانوش کنید نوش کنید، از لب خونین انارآن که ز عمق دلِ ما، شور ببار آید مراگوش بده گوش بده، حافظ ندا گوید ترااز شعر و الفاظ خوشش، صوت سه تار آید مرامست کنید مست کنید، در شبِ سرد و تارِ سالچون که سپیده سر زند، وقت قرار آید مراسِیر کنید سِیر کنید، فصل به سرما زده استاز پس این شبِ بلند، دام و شکار آید مراهوش بَرید هوش بَرید، از سَرِ مستانِ جوانبلکه ز عطرِ میِ یار، هوش به کار آید مرازود دهید زود دهید، نامهِ اعمالِ مرادر پس سِرِّ شرح آن، راهِ دیار آید مراشور دهد شور دهد، وقت ملاقات صنمسرخوشِ دیدار شوم، شاهْ نزار آید مرا</description>
                <category>seyed ali Mirsalimi</category>
                <author>seyed ali Mirsalimi</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2024 04:25:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در انتظار</title>
                <link>https://virgool.io/@smirsalimi/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-pmb0rbcghjep</link>
                <description>در انتظاری مانده ام تا کِی خدا یاری کند؟این ازدحام بیکسی، افتاده عیّاری کند؟هر دم که می چرخد زمان، رنجی دگر آید برونگویا که این چرخنده دم، خواهد ربا خواری کنددیری نمی پاید که دل، مشغول بیگاری شوداما نمیدانم چرا، احساس دشواری کندجرمی که آدم کرده است، در باغ پردیسی حقهر دم جزایی می کِشد، گه گاهْ خَمّاری کندوابستگی دارد به خون، دنبال اسم است و نشانگویا که این نام و نشان، فرض است غمخواری کنداما نمیداند که هر، افتاده در وابستگیدَردی کشد دُردی کشان، از دیده خونباری کنددیوانه عریان میشود پیراهنش را میدردمعشوق عنوان میکند دلداده کمکاری کندمیثاق ما از بخت خوش افروز و روشن بوده استدنبال مستی میرود، تا ساده هشیاری کندسرخوش به امیدی نوا، سر داده تا یاری کندبر درد بی درمان خود، مرهم نهد کاری کند۸۹/۱۰/۱۰</description>
                <category>seyed ali Mirsalimi</category>
                <author>seyed ali Mirsalimi</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 23:06:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>