<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های S / 9</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sn9ne</link>
        <description>در خلاف آمد عادت بطلب کام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:02:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/90925/avatar/97r2Mk.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>S / 9</title>
            <link>https://virgool.io/@sn9ne</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به بهانه سری جدید عصر جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@sn9ne/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-rpr9u8g7wmzr</link>
                <description>سری جدید عصر جدید بعد از مدتی مجدد روی آنتن شبکه سه رفت و مجدد محافل و گعده های علمی را از بحث درباره منفی یا مثبت بودنش داغ کرد، به طوری که امروز هر سوراخی را میگردی مطلب و یا نکته ای درباره عصر جدید بیان میشود ، سوای از تمام حواشی، این بحث ها نکته ای را به ما یادآور میشود و آن این است که عصر جدید صرفا یک برنامه تلویزیونی ساده نیست و اهمیت و ماهیت آن چیزی بیشتر از یک شوی تلویزیونی ساده است.به نظر می رسد عصر جدید همانطور که گفته شد صرفا یک برنامه تلویزیونی نیست و یک استعاره  است، استعاره از یک گسست عقیدتی-فرهنگی در سطح گروهی که خود را پیروی خط انقلاب می دانند و بین عموم جامعه به عنوان اصول گرایان شناخته میشوند ، و همین گسست زمینه ای ایجاد میکند برای عبور از اندیشه اصولگرایی سنتی به اصولگرایی جدید یا نو اصولگرایی(نمایندگان این تفکر در عصر جدید : دکتر سید بشیر حسینی ،‌ دکتر علی فروغی ، و کسانی که به عنوان مهمان در سری قبلی این برنامه حاضر شدند یا از این برنامه تمجید کردند مانند حجت السلام قاسمیان و حاج حسین یکتا)، اصول گرایان جدید در عصر جدید برای اینکه بار دیگر مقبولیت خود را در بین آحاد جامعه پیدا کنند اینگونه القا میکنند که اساسا ما مشکلی با شادی مردم نداریم!(صدای سوت و کف و تشویق حضار در عصر جدید)مشکلی با حضور زن ها در عرصه های مختلف ورزشی و هنری نداریم !(شرکت کننده زنی که قابلمه را پرت کرد و شروع به انجام حرکات نمایشی با توپ فوتبال کرد، که احتمالا این حرکت استعاره ای از این است که زن فقط کارش آشپزی و خانه داری نیست، اولین چراغ سفید را از سمت سید بشیر حسینی دریافت کرد) و حتی کمی کمرنگ تر اشکالش چیست که ماهم شبیه غربی ها شویم؟(درباره اش خواهم گفت)حداقل در تصور عامه مردم طرح چنین مضامینی کمی متفاوت از آن شناختی است که ما از اصولگرایان سنتی داشتیم.احتمالا اصولگرایان در قالب نسل جدید خود با استراتژی هایی از این قبیل میخواهند از حریف دیرینه خود یعنی اصلاح طلبان که از مدت هاست با طرح مفاهیمی چون آزادی و تساوی حقوق زن و مرد (اتهامات همیشگیشان به اصول گرایان سنتی همچون ،شما میخواهید بین زن و مرد دیوار بکشید، یا کنسرت ها و سینماهارا تعطیل کنید،شما عقب افتاده هستید و ...) و عقب افتاده بودند، پیشی بگیرند.اما حرف مهم تر و جدی تری که عصر جدید به ما میگوید را میتوان به گونه ای عقب نشینی فرهنگی ، تمدنی نامید.اصول گرایان سنتی از ابتدای انقلاب تا اواسط دهه نود،‌تاکید جدی بر پیروی از یک الگوی بومی فرهنگی و تمدنی و ضرورت مقابله با فرهنگ غربی داشتند(برای مثال در تولیدات رسانه ای، تولید برنامه هایی چون کلاه قرمزی،مختار نامه،در چشم باد این مدعا را ثابت می کند)اما پس از این دوره، و تسلط اندیشه های نو اصولگرایی به نوعی این را می رساند که اصولگرایان چندان مشکلی با برخی مظاهر غربی ندارند(اپ روبیکا و اسنپ و سایر برنامه های اینچنینی و حمایت های سپاه پاسداران،‌شو ها و برنامه های مختلف تلوزیونی با تقلید از نمونه های غربی مانند عصر جدید و ستاره ساز و دورهمی، حضور چهره های شناخته شده و بازیگران مختلف در شبکه های مختلف به عنوان میزبان و یا میهمان)نکته ای که وجود دارد این است که الگو گیری از غرب لزوما به معنای بد بودن آن نیست، اتفاقا همین عاریه گرفتن و الگو گرفتن و تقلید کردن از دستاورد های ملل مختلف بوده که باعث ایجاد دوران طلایی اسلامی شد، و پیشرفت های حاصل از آن، اما با رعایت ملاحظاتی.شهید آوینی از مفهومی صحبت میکند تحت عنوان تسخیر،‌تسخیر میگوید که شما میتوانید از دستاورد های دیگران (حتی غرب)استفاده کنید، و باید هم همینگونه باشد، اما با تاکید بر روی اصول اسلامی، اگر آن دستاورد از فیلتر ،‌اصول و چهارچوب های اسلامی عبور میکند، و با آموزه های اسلامی در تضاد نباشد فرآیند تسخیر روی آن اعمال میشود واگر غیر از این باشد، خطر غرب زدگی وجود دارد.با این مقدمه میتوان درباره دوبرنامه مختلف که با دورویکرد مختلف در صدا و سیمای جمهوری اسلامی تولید شده صحبت کرد.مثال اول کلاه قرمزی است، کلاه قرمزی هم برنامه ای است که با تقلید از نمونه خارجی و غربی آن تولید شده، اما اگر از سطح ظاهر آن عبور کنیم متوجه میشویم کلاه قرمزی دقیقا درحال ترویج و اشاعه مفاهیمی کاملا منطبق با فرهنگ بومی ما است.مثال دومی اما عصر جدید، عصر جدید در میزانسن، طراحی صحنه و دکور، پوشش مجری و داوران(به استثنای دکتر سید بشیر) کاملا یکسان با نمونه غربی و اصلی آن است، تنها تفاوتی که شاید در این سطح داشته باشد حضور احسان علی خانی به عنوان مجری است.در سطح بعدی عصر جدید با شعار های مبتی بر نولیبرالیسم غربی چون ،‌دیده شدن ، شکوفایی استعداد(که ضاهرا شوخی بیشتر نیست) تاکید بر مفهوم سرگرمی و رابطه ای که با سرمایه و سرمایه داری پیدا میکند(اسپانسر ها و *# ها و هزینه های سنگین تولید)(و اگر پوشش بانوان و محدودیت ساز و رقص را به عنوان وجه تمایز دهنده با نمونه اصلی ببینیم)دیده میشود.با این حساب،‌عصر جدید قرار است کدام پارامتر فرهنگی بومی را برای ما عرضه کند؟گویی عصر جدید جز سرگرم کردن مردم و تولید چهره و خدمت به فرهنگ سلبریتیسم کاری بلد نیست.اما عصر جدید به هیچ عنوان برنامه بدی از لحاظ فرمی نیست، برنامه از نظر ساخت با توجه به هزینه ای سنگین تولید به شدت قدرتمند است(با توجه به تعداد مخاطبان برنامه این مطلب کاملا روشن است)، و هر شب تعداد زیادی از مردم، حتی آن ها که عصر جدید را با نقد های تند و تیز خود مورد لطف قرار میدهند هم ببینده این برنامه هستند و و از دیدنش لذت میبرند ،اما پرسش مهم این است، صدا و سیمای جمهوری اسلامی و اصولگرایان سنتی که خود را در خط انقلاب میدانند،بعد از چهل سال و عبور از سرازیری و سراشیبی های زیاد، و تاکید بر حفظ هویت فرهنگی اسلامی و ایرانی ، به این نتیجه رسیده اند که باید مردم را سرگرم کنند ؟! اگر در کنار عصر جدید ما در صدا و سیما برنامه هایی را هم با این خرج و این وسعت میدیدیم که سعی در ترویج بنیان های معرفتی و شناختی، و اگاهی به مردم را داشت شاید از شدت نقد های تند و تیزی که روانه عصر جدید میشد کاسته میشد.هر چند تا زمانی که سرمایه و سرمایه دار عامل اصلی تولید محتوا در صدا و سیما باشد، تولید برنامه هایی که رسالت افزایش بنیان های معرفتی در مردم را داشته باشند بعید به نظر می رسد.</description>
                <category>S / 9</category>
                <author>S / 9</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 15:28:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکری که نیاز به بتمن ندارد!!</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AA%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-hikhi4uuflyo</link>
                <description>درباره ساخته جدید تاد فیلیپس چیزی که باید دانست این است که نباید آن را در کانتکست فیلم های کامیک بوکی مارول و دی سی دید،فیلم به طور کامل خود را از این کانتکست جدا میکند، بدون شک این بزرگترین عیب و مشکلی است که میتوان برای این فیلم دانست البته از نظر علاقه مندان به این ژانر.اما به نظره من همین امر یک شروع فوق العادست تا اینکه جوکر به یک فیلم عالی تبدیل شود و دغدقه و پیام فیلم بسیار فراتر از آنچه در فیلم های قهرمانی مارول و دی سی میبینیم باشد.جوکر تاد فیلیپس به هیچ وجه به حضور بتمن نیازی ندارد، چون او برخلاف تمام جوکر هایی که دیده ایم حال خود یک قهرمان است، اما باز تاکید میکنم یک قهرمان متفاوت،متفاوت از آنچه که تاکنون در آثار دو کمپانی بزرگ مارول و دی سی دیده ایم، قهرمانی که ضدقهرمانانش ثروتمندان و سلبریتی ها هستند.تفاوت از جایی آغاز میشود که سازنده در هیچ کجای فیلم خود از مناسبات رایج در هالیوود که برای ایجاد جذابیت در فیلم خود استفاده میکنند بهره نمی برد،برای مثال ما در هیچ کجای فیلم شاهد حضور یک کاراکتر زن زیبا و جذاب،یک رابطه جنسی(از این جهت فیلم نیاز به ثانیه ای سانسور ندارد?)،یک کاراکتر مرد جذاب که بخواهد توانایی ها یا قدرت های عجیب و غریب و ماوراء الطبيعی باشد نیستیم،فیلم این مناسبات رایج را کنار می زند و جذابیت خود را در نحوه ارائه داستانش آشکار کند.نکته مهمی دیگری که باید در این فیلم به آن توجه داشت و تفاوت مهم دیگری با بقیه آثار کامیک بوکی است واقع گرایانه بودن آن است، فیلم در میان زمین و آسمان و میان کهکشان های مختلف ، با حضور سلاح ها و ماشین های ماورای تخیل روایت نمیشود بلکه ؛گویی این یک داستان واقعی در گوشه و کناری از همین جهان است .قهرمان فیلم ما یا همان جوکر که حالا نامش آرتور است با بازی واکین فلیپس یک آدم ساده از قشر ضعیف یک جامعه است که مناسبات سرمایه داری در آن جاری است، نه قدرت های فوق العاده و ماورای الطبیعی دارد، نه حتی مانند رقیب اصلی اش در سه گانه بتمن کریستوفر نولان ثروت و امکانات هنگفتی، او خیلی شبیه آدم هایی است که شاید هر روز می بینیم.جامعه ای که ثروتمندان راس آن را گرفتند،آن ها به راحتی و باآسایش و آرامش در حال زندگی کردنند درحالی که فقر و آسیب اجتماعی در عموم بیداد میکند و بی عدالتی در سراسر جامعه اکنده است، این آسیب ها، فشار شدیدی به عموم جامعه وارد میکند. این جامعه هم طبیعتا به یک جامعه بی رحم و عصبی تبدیل میشود، در فیلم میبینیم چند جوان تابلوی فردی را که دارد در خیابان تبلیغات یک مغازه را انجام می دهد از او میگیرند،او را با بی رحمی کتک میزنند و آن تابلو را می شکنند یا در یک قطار چند فرد یک زن تنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهند،همکار آرتور با دروغی که به رییسش میگوید باعث اخراج او می شود و ... حال یکی از ثروتمندان در این جامعه با استفاده از امکانات و ثروت خود میخواهد شهردار این شهر شود،او رسما مابقی مردم را به این دلیل که مانند اون به جایی نرسیده اند دلقک میداند، حال و روز این جامعه چندان دور از واقعیت نیست و ما میتوانیم در گوشه و کنار همین جهان خودمان این وضعیت را مشاهده.آرتور شخص خاص یا یک فرد برگزیده نیست، او هم یکی از همین آدم های عادی است که البته به دلیل پیشینه سختی که داشته و بیماری روانی اش،نسبت به دیگران در معرض آسیب بیشتری است، به مرور زمان فشار های اجتماعی آرتور را به حدی از خشم و عصبانیت می رساند که او دیگر نمیتوند تمام این فشار ها را درون خود نگه دارد، اون تمام این فشار ها را جمع میکند و تبدیل به کنش بیرونی میکند و تبدیل به یک هیولای جانی میشود که به قتل کسانی که به او ظلم کرده اند به بدترین شکل ممکن، روی می آورد، و تبدیل میشود به جوکری که همه ما آن را میشناسیم،او ناخواسته جنبشی را شکل می دهد که عموم مردم همانطور که آن فرد ثروتمند آن هارا نامیده بود خودشان را به شکل دلقک در میاورند و درمقابل ثروتمندان و قدرتمندان قرار میگیرند. فیلم به تحول آرتور به جوکر میپردازد و این تحول را به عالی ترین شکل ممکن روایت میکند.شاید سوالی که بتوان مطرح این است که واکین فینکیس جوکر بهتری را توانسته ارائه دهد یا هیث لجر. در جواب باید گفت بازی هیث لجر در نقش جوکر در فیلم شوالیه تاریکی به حدی فوق العاده است که بازی عالی واکین فینکیس هم به آن نمیرسد، و سوای آن محبوبیت شخصیت جوکر به عنوان یک شخصیت منفی در بین مردم، و تا حد زیادی موفقیت این فیلم مدیون بازی هیث لجر بوده است. اما این نکته شایان ذکر است جوکری که هیث لجر آن را بازی کرده با این جوکر تفاوت های زیادی دارد.جوکر فیلم شوالیه تاریکی یک فرد شرور با گذشته ای البته تلخ است.او یک خلافکار ماهر و حرفه ای است و فردی پیچیده است که اقداماتش با هدف و فلسفه ی خاصی طراحی شده اند، او در واقع میخواهد به مردم شخصیت حقیقی خودشان را نشان دهد و از این جهت اون میتوانست یک فیلسوف در حد و اندازه های نیچه یا هگل باشد.اما جوکری که تاد فیلیپس خلق کرده همانطور که گفته شده یک آدم ساده و عادی است که رفتار ها و کنش هایش تحت عنوان جوکر، اهداف پیچیده و فلسفی ندارند، بلکه بروز و واکنش طبیعی نسبت به فشار هایی است که در او شکل گرفته ، جملات او پرمغز و پرمفهوم اند اما به سادگی بیان میشوند و این سادگی از ابتدا تا زمانی که تبدیل به جوکر میشود حفظ میشود، او حتی در انتهای فیلم و در زمانی که مشغول صحبت با مجری یک برنامه تلنت شو است، درحالی که به واسطه او یک جنبش مردمی شکل گرفته بیان میکند که از سیاست و این جنبش بی اطلاع است و تنها از عذاب و دردی که از سمت دیگران دریافت کرده برای او می گوید.در مجموع باید گفت جوکر از نظر جنبه های سینمایی فیلم خوبی است، اما به شخصه چیزی که جوکر را برایم تبدیل به یک فیلم متفاوت و خاص کرد،نخست شخصیت پردازی و تحول شخصیت بسیار عالی شخصیت آرتور بود ، و درگام بعد داستان و روایت فوق العاده فیلم ساز که که توانسته بود به خوبی به مسائل اجتماعی که جهان امروز درگیر آن است بپردازد و یک رویکرد ضد نئولیبرالیسمی داشته باشته باشد.</description>
                <category>S / 9</category>
                <author>S / 9</author>
                <pubDate>Wed, 27 Nov 2019 22:29:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>