<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سهیلا مرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soheilamoradi</link>
        <description>استاد کوچولو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:26:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1976116/avatar/jlAm5Z.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سهیلا مرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@soheilamoradi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اعتراف</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-k6wd3ga1bwgv</link>
                <description>چهارشنبه، دوم بهمنِ نود‌وهشت، ساعت چهارِ عصر، باز هم در مقابلِ یکی از ساده‌ترین و نادیده‌گرفته‌شده‌ترین آدم‌های این روزگار، مات شدم.خانم حسینی، حدوداََ پنجاه‌وپنج‌ ‌ساله، کارگر، اهل افغانستان.چیز‌هایی را از سرِ بی‌احتیاطی شکسته، سرپرستِ قسمت دیده و با هم توافق کرده‌اند که هفتاد تومن(تقریباََ نصفِ خسارت)از حقوقش کسر شود.پنجشنبه عصر -بعداز واریزِ حقوق- آمده دفتر و به من می‌گوید:«خانم‌مرادی، خدا خواست فلانی اون‌جا باشه و ببینه، که من تاوان بدم و مدیون نشم! اگه کسی نمی‌دید، من جاروش می‌کردم و چیزی به کسی نمی‌گفتم!»حرفش این‌جا تمام شد. قاعدتاََ باید یک چیزی می‌گفتم، ولی مات مانده بودم و همین‌جوری تماشاش می‌کردم. سنگِ توی قلّاب شده بودم و حرفش مرا چرخاند و چرخاند و پرت کرد انداخت جایی در بیابان‌های اطراف تهران، وسط تکه‌پاره‌های هواپیما.ماتِ این بودم که: اصلاََ این اقرارِ شجاعانه‌‌ی غیرِلازم، کجای شرافت تعریف می‌شود!«اگه کسی نمی‌دید، جاروش می‌کردم و چیزی به کسی نمی‌گفتم» اعترافی‌ست که «دیگران» باید بکنند، نه خانمِ حسینیِ کارگر، که چندتیکه چیزمیز شکسته!</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 13:06:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همینه که هست</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA-wdtu7fbq4xcd</link>
                <description>من شش لایه پوشیده بودم باز سردم بود. اون با یه تیشرت ایستاده بود قیافه ش ام اصلا شکل آدمایی نبود که سردشونه. بی معطلی پرسیدم تو یخ نمی زنی؟ گفت من سرمایی نیستم .ولی الان واقعا سرده! در چنین مواقعی میدونی چی کار میکنم؟ گفتم چی کار؟ گفت قبول میکنم که الان سرده و من سردمه. قبول میکنم همینی که هست دیگه! اونوقت سرما دیگه اذیت ام نمیکنه خیلی. خندیدیم.فکر کردم به اینکه من در زندگی م هیچ وقت از اول به این حقیقت اگاه نیستم. حالا تو هر شرایطی. هربار هی خودمو به در و دیوار میزنم وای چرا اینه چرا اونه حالا چی کار کنم! ای وای ای داد ای بیداد! وسطا یه جایی میرسم به اینکه انگار دنیا با سیستم «همینی که هست!» کار میکنه و تو هم بهتره خودتو با همین سیستم کوک کنی!تا می پذیرم «همینی که هست!» یا همه چی شروع میکنه به درست شدن یا حداقل به یه آرامش موضعی میرسم...</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 15:00:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری توی فارکس معامله میکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zuq6wpof576x</link>
                <description>معاملات فارکس توسط جفت ارزهامبحث معاملات فارکس رو با یه مثال ساده شروع میکنم. دو نفر که توی یک مهمونی کنار همدیگه نشستن رو تصور کنید؛ معیار سنجش ویژگی اون آدما چیه؟ آفرین. همدیگه! یعنی قدبلندی فرد x بخاطر اینه که فرد y قدش کوتاهتره. یا اگه یکیشون فقیرتر به نظر میاد بخاطر اینه که اون‌یکی پولدارتره. جفت‌ارزها هم دقیقا همینطور عمل میکنن. بیاید پایین براتون بگمدنیای فارکس، ارزش و قیمت هر ارز را بر اساس ارز دیگر تعیین می‌کند. به همین خاطر ما با جفت ارزها سر و کار داریم. مثلا جفت‌ارز یورو دلار، قیمت یورو در مقایسه با قیمت دلار است. اگر نمودار یورو دلار صعودی باشد، یعنی یورو از دلار گرانتر شده. اگر نزولی باشد هم یعنی یورو از دلار ارزانتر شده.معاملات در فارکس بدین‌گونه شکل می‌گیرد که شما اول تحلیل می‌کنید و به این نتیجه می‌رسید که مثلا ارز کشور اول، قیمتش نسبت به ارز کشور دوم  چند درصد رشد خواهدداشت. بنابراین درخواست خرید ارز اول را از طریق فروش ارز دوم انجام خواهید داد. بذارید بازم مثال بزنم: فرض کنید قیمت هر پوند انگلیس 1.4356 دلار آمریکا باشه. حالا شما نمودار GBP/USD رو بررسی کردید و متوجه شدید که طبق اندیکاتورها و نمودارها، در آینده ارزش پوند مقداری بیشتر میشه. پس روی GBP/USD پوزیشن خرید باز می‌کنید. یعنی شما دلار دادید و پوند انگلیس خریدید و قراره از رشد پوند، سود کنید. و اما نکته جذاب فارکس. فرض کنید همون نمودار GBP/USD رو بررسی کدید و متوجه شدید که ارزش پوند مقداری کم میشه. پس روی این رود پوزیشن فروش باز می‌کنید.معاملات فارکسچطور وقتی ارزی را نداریم آن را می‌فروشیم؟در ادامه‌ی مثال قبلی، وقتی GBP/USD نزولی شده و ما پوند را میفروشیم، در واقع داریم دلار میخریم. چونکه فروش پوند=خرید دلار و بلعکس. بگذارید اینطور بیان کنم که در هر چارت، مثلا EUR/USD، فشردن کلید خرید (buy) شما دلار را میفروشید و یورو میخرید. با فشردن دکمه‌ی فروش (sell) هم، دلار را میخرید. به طور کلی با فروش ارز اول، خرید ارز دوم حاصل شده و با خرید ارز اول، فروش ارز دوم حاصل می‌شود. اینگونه معاملات فارکس به سرانجام خواهد پیوست.ارز اصلی در معاملات فارکسنکته اینجاست که سرمایه ما در این معاملات فقط و فقط دلار است و به چیز دیگری تبدیل نخواهد شد. یعنی ما در اصل با مبادله‌ی دلار، سود کسب می‌کنیم.جمع بندی حرفه‌ایوقتی یک جفت ارز روند صعودی دارد، یعنی ارز پایه(سمت چپی) درحال رشد است و ارز متقابل (سمت راستی) درحال نزول. در این صورت با پوزیشن خرید سود می‌کنید.وقتی جفت ارزی رود نزولی دارد، یعنی ارز پایه(سمت‌چپ) نزولی‌ست و ارز متقابل (راست) درحال رشد است. در این صورت با پوزیشن فروش، سود خواهیدکرد.معاملات فارکسامیدوارم معاملات فارکس پرسودی رو تجربه کنید.اگه این قضیه رو نگرفتی نگران نباش. همینکه الان اینجایی و داری میخونی یعنی برای موفقیتت داری تلاش میکنی و باید بهت بگم که: تبریک میگم. قطعا موفق میشی. فقط کافیه آموزش‌های مورتین رو از دست ندی. از آموزشهای ویدئویی گرفته تا مقاله و کتاب و ابراز که همش توی وبسایت (www.mortin.ir)، کانالهای تلگرامی و صفحاتمون موجوده. مطمئن باش چیزایی که اینجا رایگان یاد میگیری توی پکیج‌های میلیونی هم گفته نمیشن.یه سر بهمون بزن.. منتظر اومدنت هستیم....</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:41:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما جوانی نکردیم</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D9%85%D8%A7-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-y9xs1rdtfxkc</link>
                <description>ما به سن جوان بودیم،
اما به دل جوان نبودیم...
ما جوانی نکردیم،
ما بی دغدغه نبودیم...
ما حتی یک روزِ بی غم نداشتیم...
ما جوان بودیم،
اما فرصتِ جوان بودن نداشتیم...
ما درد نان داشتیم،
غصه فردا کشیدیم، 
ما غم دیروز همراهمان بود...
ما جوان بودیم،
اما شبیه جوان ها نبودیم...
ما نه گذشته داشتیم،
و نه آینده...
ما در ظاهر جوان بودیم و در باطن...
پیرِ فکر و خیال هزاران ساله بودیم!
ما تنها به اسم جوان بودیم...
ما اگرچه رویای رهایی داشتیم،
قید و بند حقیقتمان بود!
ما جوان بودیم اما...
هیچ چیز برای از دست دادن نداشتیم،
حتی...
ذره ای امید!#طاهره_اباذری_هریس</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jan 2023 20:37:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موهای بلند..</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D9%85%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-jok1jgjyblqb</link>
                <description>من مثل هر مرد ديگه ای موهای بلند رو دوست داشتم. اما وقتی عاشق تو شدم، موهات كوتاهِ كوتاه بود. تو خودت بيزار بودی از موهات... دلت ميخواست زودتر شبيه چهرت تو گذشته شی، روزها و ماه ها گذشتن و موهای تو بلندتر شد و تو زيباتر ميشدی هرچقدر موهات بلند تر ميشدن، تو بيشتر خودت رو دوست داشتی. تا جايی كه يک روز ديگه برای من تو زندگيت جايی نبود... با اين حال، نميشد من رو كنار بگذاری، برات خيلی سخت بود چون تو موهات رو با من بلند كرده بودی... همين شد كه يكهو، ديوونه شدی و رفتی جلو آينه و همشون رو از ته كوتاه كردی! اون وقت بود كه فهميدم قيد همه چيز رو زدی... من مثل هر مرد ديگه ای موهای بلند دوست داشتمو تو از سر لجبازی موهاتو كوتاه نكرده بودی. چند وقت پيش عكست رو جايی ديدم،موهات خيلی بلند شده بود...فهميدم بالاخره يكی اومده تو زندگيتكه تونست ازت قيچی رو بگيرهکه دوستش داری...</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jan 2023 19:04:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتن..</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-kdvo3j8vqmb2</link>
                <description>رفتن غم‌انگیزترین فعلی است که در زبان بشر وجود دارد.وقتی رفتن برگشتن نداشته باشد می‌شود زهرزهری که هرقدر تلاش کنی درکش کنی بیشتر جانت را می‌گیرد؛ جانت را می‌گیرد اما نمی‌میری...درک «نبودن» درک «ازدست دادن» کار آدم معمولی نیست. به قول قدیم گاو نر میخواهد و مرد کهن. من که هیچکدام نیستم نمی‌دانم باید چه‌کنم. تو بگو چه‌کنم با غم‌نبودنت؟ چگونه‌به این دل بفهمانم به جای تو سنگی سرد را در آغوش بگیرد؟ منی که لبخند تو را و آرامشت را دیده‌ام تو بگو چگونه آن آرامش را در دل یک عکس جستجو کنم؟ یه کلام رفیق.. به من بگو چگونه رفتی برای همیشه.. ؟</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Dec 2022 22:44:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگار..</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-wgl6rzrpjllu</link>
                <description>انگار یکی آخرین تیکه پیتزامو خورده،تو جاده بنزین تموم کردم،گوشیم افتاده صفحش شکسته،پامو با جوراب گذاشتم یه جای خیس،یه گوش هندزفریم کارنمیکنه...انگار یهو یادم اومده امتحان تاریخ داشتیم و یه ساعت دیگه باید برم مدرسهاین روزا یه غمی چسبیده به روحم که نمیدونم چجوری کنده میشهبا تینر.. با یخ..یا با آلزایمر....</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Dec 2022 12:48:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریکی</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-xfoj3mncvbtb</link>
                <description>می‌دونی تاریکی چیه؟تاریکی وقتیه که کاری می‌کنیم که دوست نداریم،جایی زندگی می‌کنیم که دوست نداریم،درسی می‌خونیم که دوست نداریم،با آدم‌هایی وقت می‌گذرونیم که دوست نداریم،حرف‌هایی می‌زنیم و می‌شنویم که دوست نداریم،به چیزهایی فکر می‌کنیم که دوست نداریم.برای رسیدن به روشنایی، باید تکلیف این دوست نداشتنی‌ها را معلوم کنیم، باید از شرّ دوست‌نداشتنی‌ها راحت شیم... باید از دوست‌نداشتنی‌ها فاصله بگیریم، وگرنه رفت‌وآمد فصل‌ها دردی دوا نمی‌کنه…</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 13:51:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودنت..</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilamoradi/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AA-psjtqhe5pz1h</link>
                <description>مثلِ دیدنِ یه دوستِ عزیزِ قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاهِ متـرو...مثلِ بویِ گـردنِ یه نوزادِ سه ماهه...ترشیِ گوجه سبزایِ اولِ بهار که جون میـده به روحِ آدم...مثلِ دراز کشیدن رو تختت با لباسِ مدرسه وقتی حسابی خسته‌ای و کـوفته...مثلِ آغوشِ گـرمِ خانجـون و صدای بوسه‌های محکم و آبدارش از سر و صورتت...مثلِ پاس کـردنِ سخت‌ترینِ درس‌ها با نمـره‌یِ بالامثلِ همه حس‌هایِ خـوبِ دنیاشیریـنه، قشنگـه دوست داشتنتبــودنت :) ♥️</description>
                <category>سهیلا مرادی</category>
                <author>سهیلا مرادی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Dec 2022 12:16:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>