<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Soheila PourAmin</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soheilapouramin</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 13:15:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1315437/avatar/QvhObo.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Soheila PourAmin</title>
            <link>https://virgool.io/@soheilapouramin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>واقعا چرا بعضیا دائم العصبانی اند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilapouramin/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-qynw6eysh94m</link>
                <description>شاید شما آدمی باشید که پیش از این فردی سرزنده و خوش رو بوده باشید اما به تازگی زود از کوره در می روید. حتی گاهی خودتان هم نمی دانید که چرا دل و دماغ ندارید و عصبانی هستید. اگر این طور است این مقاله را ادامه دهید: یک بحث در مورد خشم، مدیریت خشم است که در کتاب موهبت خشم به زیبایی این موضوع شرح داده شده است. اینکه خشم مثل یک آژیر خطر است و به جای کندن آژیر خطر (سرکوب کردن خشم) باید علت به صدا در آمدن آژیر (نیاز اصلی فرد که برآورده نشده یا در معرض خطر قرار گرفته شده) تشخیص داده شود و راه های رفع آن بررسی گردد. اما بحث دیگری در مورد خشم نیز وجود دارد . شاید دست شما نیست که اینطور سریع عصبانی می شوید شاید هم از کاه کوه می سازید ویا همه چیز دنیا برایتان تاریک است. در بدن ما ماده ای به نام صفرا و سودا وجود دارد که برای بدن لازم اند اما اگر مقادیر این مواد از حدی بیشتر باشند می گویند غلبه صفرا یا سودا اتفاده است. در این صورت دیگر شاید کنترل روحیه شما دست شما نیست، در دست بدنتان است. این بدنتان است که تصمیم می گیرد شما چه حسی داشته باشید. (البته غلبه بلغم و دم هم داریم)غلبه هر یک از موارد فوق نشانه های فیزیکی و روحی متفاوت دارد. بهتر است برای تشخیص نشانه های فیزیکی به متخصص طب سنتی مراجعه کنید. اما نشانه های روحی به شما کمک می کند که مشکل خود را جدی تربگیرید و پیگیری کنید. تاکید می کنم که اگر شما درگیر یکی از این غلبه ها باشید شاید کنترل وضعیت روحی شما دست اندام های بدن شما است نه شما. شکل گیری این غلبه ها به یک سری عوامل بستگی دارد.به عنوان مثال اگر شما مدت زمان زیادی است که از چیزی می ترسید در این صورت شما مستعد غلبه سودا هستید. حالا اگر در همین بازه ی زمانی غذا های سرد و خشک بیشتری استفاده کنید، غلبه سودا در شما احتمال بیشتری پیدا می کند. یا اگر مدتی است که خشم زیادی را در خود سرکوب می کنید و همزمان تغذیه غالب شما، گرم و خشک است، بدانید که مستعد غلبه صفرا خواهید بود.نکته دیگری که باید بدانید این است که این چرخه دو طرفه است. شاید ابتدا این ترس شما باعث پیدایش سودا شده باشد اما در صورت غلبه سودا، این سودا است که ترس شما را اغراق آمیز می کند. یا خشم فرو خورده شاید منجر به غلبه صفرا شود اما در صورت غلبه صفرا، این صفرا است که شما را از کوره به در می برد و در چشم برهم زدنی از کاه پیش رویتان کوه می سازد. البته اگر این غلبه ها به دلایل دیگر مثل تغذیه یا سبک زندگی رخ دهد، باز همین اثرات جسمانی و روحی را در پی خواهد داشت. بحث در مورد طبع ها نکات و جزئیات فراوانی دارد. اما اگر خودتان یا شخص دیگری را می شناسید که در چنین حالاتی درگیر است شاید جستجوی بیشتر در مورد غلبه صفرا و سودا بتواند کمک شایانی کند. کمکی که شاید از ورود یک فرد به افسردگی جلوگیری نماید. در نهایت مراجعه به متخصص طب سنتی شما را از حدس و خطا نجات داده و در زمان و انرژی شما صرفه جویی خواهد کرد. </description>
                <category>Soheila PourAmin</category>
                <author>Soheila PourAmin</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 17:40:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریشه های ما</title>
                <link>https://virgool.io/@soheilapouramin/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-s6ls3jzatscz</link>
                <description>سلام!سلام درخت همیشه سبز!سلام به تو که منو می خونی! منم مثل تو یه درختم، ما همه مون یه جورایی درختهایی هستیم با قصه های زیاد، قصه ریشه دوندن هامون، ساقه زدن هامون و البته تنه قطورتر کردن هامون. اما این بین، داستان ریشه ها جداست. ریشه هامون همون اصالت ها مونند، همون دارایی های اصیلمون که یا به ارث بردیم یا اینکه ساخته شدند. ریشه هایی که تن و ساقه زندگی مونو نگه می دارند. هرچی این ریشه ها بیشتر و قطورتر، درخت ریشه دارتر و هر چی درخت ریشه دارتر، قویتر. درختی هم که قویتره باد و بوران، سرما و طوفان کمتر می تونه روی اون اثر بگذارند. 
و اما ریشه هامون: هر چیزی که به ما حس خوب میده ریشه ما حساب میشه. چه چیزایی؟ خانواده هامون، دوستانمون، کارمون، شهر یا محله ای که مدتها تو اون زندگی کردیم و قدم زدن تو کوچه پس کوچه هاش بهمون آرامش می ده. موسیقی که حتی شاید اولین باره می شنویمش اما چنان ما رو به اعماق خودش و بهتره بگم به اعماق خودمون می بره که انگار همزادمونه. یه خلوت دنج یا شاید هم دیدن یه دوست قدیمی. هر چیزی که به تو حس خوب بده، حس های خوبی مثل آرامش، توانایی، امنیت، دوست داشته شدن، حس مهم بودن، مفید بودن، سالم بودن، رها بودن، با تجربه بودن و اعتماد به نفس و ...همه ی اینا هویت ما هستند. ریشه های شخصیتی ما که برامون ناملموس اند، تا زمانی که ...یکیشون نباشه و حتی شاید چند تاشون. حالا چه اتفاقی می افته که یک یا چند تاشون نباشه؟ این دیگه برمیگرده به عمق اش، به قدرتش، به اون میزان حس خوبی که برامون ایجاد می کرد. گاهی وقتا شاید اون ریشه اون قدر باریک و نحیف بوده باشه، که بود و نبودش هم اثری نداشته باشه. اما گاهی نبودنش حتی ممکنه باعث خشک شدن یه درخت بشه. وقتی یک یا چند ریشه باهم حذف بشند، اون وقته که تنه درخت مون ممکنه خم بشه، ممکنه بترسیم، خودمونو گم کنیم، گیج بشیم، رشته امور از دستمون خارج بشه و ...حالا باید چیکار کنیم؟ باید نسبت به شرایطی که توش هستیم هشیار باشیم یا بشیم. بعضی وقتا قطع شدن یه ریشه دست خودمون نیست اما گاهی وقت ها میشه یه کارهایی کرد. مثلا ریشه های ضعیفو شناسایی کنیم، ترمیم یا تعویضشون کنیم. پدری که رابطه اش با پسرش خوب نیست بهتره زودتر برای ترمیم این ریشه اقدام کنه چون ممکنه درخت خودش یا پسرش به مشکلی بر بخوره که همین ریشه پدر و پسری، اون موقع بتونه به حیات درختا کمک کنه. یا اینکه معمولا میگند دو تا تغییر بزرگ زندگی تونو با هم انجام ندید. مثلا همزمان با ازدواج کارتونو عوض نکنید. پیک این قطع ریشه های همزمان، هم تعلق میگیره به مهاجرت به یه کشور جدید.اما وقتی به هر دلیلی تو شرایطی قرار گرفتیم که همزمان چند ریشه اصلی مون رو از دست دادیم یا ضعیف شدند، از بقیه ریشه های قدیمی مون کمک بگیریم. مثلا وقتی کار و شهر محل سکونتمونو عوض می کنیم فشار زیادی بهمون می آد. می تونیم از ریشه های قدیم تر کمک بگیریم. ورزشی که بهش عادت داریم، هنر، موسیقی، گپ و گفت با یه دوست قدیمی. می تونیم میزان انرژی که از هر کدوم از اینا میگیریم رو افزایش بدیم و صرف تقویت ریشه های موقعیت جدید بکنیم.تا می تونیم سعی کنیم برای خودمون و بخصوص بچه هامون ریشه های جدید بسازیم. ریشه هایی که اولش شاید نازک و کم قدرت اند. اما به مرور در گذر زمان، ریشه های قویی میشند که یه روزی می تونند تکیه گاهی برای درخت های تنومند بشند. ازدواج هم تا حدودی یه پدیده درختیه! تو علم کشاورزی یه پیوندیه که بهش می گند پیوند مجاورتی. پیوند مجاورتیتازمانی که هر دو انسان ریشه های هویتی خودشون رو داشته باشند هر دو می تونند بهتر و قوی تر راه خودشون رو ادامه بدند چون تکیه گاهی دارند که می تونند ازش کمک بگیرند. اما زمانی که یک درخت تمام بار و فشار روی خودش روی درخت دیگه بیاندازه، به عبارتی ریشه های خودشو قطع کنه و فقط از ریشه های درخت دیگه استفاده کنه، ممکنه در اثر این فشار، پیوند بین شون یا یکی از درختا شکسته بشه. داستان بچه ها هم که کاملا مشخصه. جوانه هایی که باید به کمک ریشه های ما تغذیه بشند و بتونند ریشه بدوانند و عمیق بشند تا خودشون روزی درختان تنومند بشند.برای قدرت یک درخت ریشه های عمیق و قطور نیازه، نه ریشه های سطحی و نازک. درختی که ریشه های قوی داشته باشه حتی می تونه به فونداسیون بتونی یک ساختمان هم نفوذ کنه. پس بیاید ریشه بسازیم. آرام و پیوسته.</description>
                <category>Soheila PourAmin</category>
                <author>Soheila PourAmin</author>
                <pubDate>Mon, 29 Aug 2022 12:14:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>