<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soliman ghoreyshee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soliman_ghoreyshee</link>
        <description>طراح زندگی خودتی .شروع کنی شروع میشه ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:30:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2397/avatar/5V23yW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soliman ghoreyshee</title>
            <link>https://virgool.io/@soliman_ghoreyshee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مهاجرت غیر قانونی ....</title>
                <link>https://virgool.io/@soliman_ghoreyshee/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-vikqzifi9xth</link>
                <description>خب نمیدونم دقیقا از کجا باید شروع کنم خب بزارید از اول شروع کنم  نزدیک به 7 ماه پیش با کلی نفر صحبت کردم بابت مهاجرت و اینکه چطور میشه به اروپا رسید ؟ خب بعد یه نتیجه گیری کلی به این نتیجه رسیدم که مثلا یه چیزی حدود 6 هزار دلار هزینه کنم تا بتونم به صورت غیر قانونی به ترکیه و بعد به سمت المان برسم توی بازه زمانی 21 الی 30 روزه . خب من تصمیمو گرفتم و بلیط قطار گرفتم به سمت ارومیه  و یه چیزی نزدیک به 16 ساعت تو قطار درجه چهار مزخرف بودم البته توی راه از کلی شهر ها و مناطقی که تاحالا ندیده بودم رد شدم و کمی سفرو برام قابل تحمل میکرد . وقتی همکه رسیدم اونجا اون شخصی که قصد جابجایی منو داشت اومد دنبالم و منو برد خونه خودش ازش پرسیدم چرا خونه خودتون میریم گفت که ما فقط افرادی که مثلا خیلی کثیف و بهم ریخته باشن یا مثلا افغان ها و .... رو میبریم خوابگاه و اسکان میدیم . بعد اینکه رسیدم خونشون یه ناهار مختصر خوردم و   شبو خوابیدم صبح بیدار شدم و وسایلو چک میکردم و اماده رفتن میشدم متوجه شدم که از لیر هایی که همرام بود که مثلا تو ترکیه لازمم میشه کم شده یه خورده جا خوردم و خدایی حس بدی داشتم با خانوادمم صحبت کردم اونا هم کمی نگران بودن ولی خب من مصمم بودم برای رفتن و اینو بیخیال شدم و رفتیم سمت مرز که نزدیک به یک ساعت راه بود اخرای راه منو تحویل داد به یه شخص دیگه به حساب راه بلده و کلی سرم منت گذاشت که تورو مثل بقیه تو وانت بار نمیزنیم و خیلی با احترام باهات برخورد میکنیم منم بعد کلی تشکر  همراه نفر دوم رفتم و نیم ساعت که گذشت کمی باهاش گرم گرفتم صحبت راجب راه و به نتیجه رسیدم که داره کم کم حرف هایی که بهم زدن دروغ از اب در میاد بازم نظرمو عوض نکردم و ادامه دادم بعدش که به روستا مرزی ایران یا به حساب اخرین روستای مرزی ایران و ترکیه رسیدیم گفت که باید با یه خانواده جلوت هستن سریع بهشون برسی و باهاشون رد بشی دوباره سوار ماشین شدیم و رسیدیم بهشون دیدیم کیفمو داد بهم گفت اون افرادو میبینی روی کوه هستن برو بهشون برس منم وات د فا.ک کنان تو دلم گفتم مگه تو راه بلد نیستی پس چرا همراه من نمیای . بخدا اگه بگم شیب و مساحت چقدر بود باورتون نمیشه ( طرف گفته بود یه ربع از مسیر مستیقم کلا راهه) اما چیزی که مشخص بود از کوه باید بالا بریم و نزدیک به 4 الی 12 ساعت پای پیاده راهه خلاصه سریع داشتم از کوه میرفتم بالا که بهشون برسم که یهو یه نفس تنگی شدیدی بهم دست داد و حس کردم اگه یه قدم دیگه بردارم قطعا میمیرم چون یه باد سردی هم میزید و حالمو بدتر میکرد خلاصه تصمیم گرفتم که برگردم پایین و بعد چند دقیقه دیدم همون ماشینی که منو رسیدم از دور داره چراغ میده  منم سریع رفتم سراغش که سوار شم اخه منطقه نظامی به حساب میاد و کلی گشت مرزی داره به اشین که رسیدم و قضیه رو گفتم طرف گفت اشکال نداره از یه راه دیگه میفرستمت . نزدیکای ده یازده شب بود که نفر اصلی بهم زنگ زد و کلی دری وری بهم گفت که چرا نرفتی با اونا چون من پلیسای مرزی رو خریده بودم و الان شانست از بین رفت ( که داشت مثل س.گ دروغ میگفت بی ش.رف ) با داداشم که زنگ زدم صحبت کردم گفت برگرد اگه نمیتونی منم دیدم این همه زحمت کشیدم تا اینجا اومدم پس بهتره عقب نکشم و به هدفم برسم خلاصه ساعتای چهار صبح بود که دیدم اون افرادی قرار بود بهشون برسم اومدن تو خونه همه به شدت یخ زده و بدون کفش !!! ازشون پرسیدم چی شد گفت هیچی توی کوه راهو گم  کردیم و پلیس مرزی واسمون کمین گذاشه بود مارو نزدن اما کفشامونو در اوردنو یکی دوتا تیر هوایی زدن که برگردید از هرجایی که اومدید و ماهم نزدیک به هشت ساعت تو کوها اواره بودیم که برسیم به اینجا . بخدا دارم دوباره بهش فکر میکنم تنم میلرزه  اما جالبش اینجا بود که طرف گفت اشکال نداره اینم روش ! تازه فهمیدم که این دفعه چندمشون هست که این طوری میشن بیچارها بهشون گفتن یه بار رد میشین از راه اسون وساده اما این بلا سرشون میاد تازه اگرم بخوان برگردن باهاشون برخورد میشه و حسابی اذیت میشن از طرف قاچاقبر حالا خدارو شکر این نفر دومی که به پست من خورده بود ادم خوبی بود حتی پذیرایی مختصری هم ازم کرد موقع شام . گفت ببین یه راه هست خیلی سخته اما اسونه گفت چطور گفت ببین راهش راحت تر از راه اولیه ولی مرزبانی بیشتری داره هم تریکه و هم ایران که باید از یه کانال وسیم خاردار رد بشبی و بعدش یه ساعت پیاده روی کنی تا برسی به روستا مرزی اونجا هم نفرم میاد دنبالت . منم خودمو جمو جور کردم با یکی از افرادی که تازه اومده بود راه افتادیم نزدیک نقطه صفر مرزی که شدیم طرف مارو پیدا کرد و نقشه راهو دوباره گفت بهمون ماهم از یه شیب نسبتا ملایم بالارفتیم و اونجایی که باید وارد کانال میشدیم دیدم گشت مرزی هست و دارن بحاسب گشت میزنن رفیقم یا همراهم زنگ زد به طرف قضیه رو گفت  اونم گفت گوشیرو بده من با من که صحبت کرد گفت برگردین منم گفتم بزار یه چند دقیقه صبر کنیم ببینیم چی میشه چون اگه برگردم دیگه کلا برمیگردم اونم قبول کرد و گفت هر جور میلته منم دیگه دلو زدم به دریا وقتی دیدم دارن کم کم میرن و دور میشن دوباره راه افتادیم از کانال و سیم خاردار ها که رد شدیم تقریبا افتاب زده بود بیرون و کاملا هر کسی که دید بانی میداد به ما دید کامل داشت ولی خدا شاهده هیچ اتفاقی نیافتاد و در حین ناباوریبین کوها یه ساعت پیاده روی کردیم تا رسیدیم به نزدیک روستای مرزی که دیدیم یه پسر جون که به سختی فارسی میفهمه با دوربین اومد دنبالمون و با زبون بی زبونی گفت چطوری تو روز روشن رد شدین شما و خلاصه مارو برد یه جایی نگیم تویله اما فرق انچنانی باهاش نداشت درو رومون بست و گفت که ساکت باشین و صداتون درنیاد.........خب دوستان خیلی اسم ها و مکان هارو نگفتم اگه دوست داشتین میگم انشاالله اگه دیدم مایل هستین ادامه راهو و اتفاقاتو براتون تعریف میکنم . تو دلم مونده بود باید یه جوری خودمو خالی میکردم دیدم که اینو به اشتراک بزارم شاید بتونم کمکی کرد باشم به تصمیم گیری افرادی که قصد این کارو دارن .</description>
                <category>soliman ghoreyshee</category>
                <author>soliman ghoreyshee</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jul 2020 21:04:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مهاجرت ؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-fgwwqov20uch</link>
                <description>مهاجرت  کردن  وجه های مختلفی داره و باید و نباید ها و کلی چیزهای دیگر .....خب از این اینجا شروع کنیم که چرا مهاجرت و اگر هم میخواهیم مهاجرت کنیم به کجا و برای چه ؟یه دوستی دارم تو المان که حقیقتش وقتی ایران بود یه کارگر ساده و با سوادی کم که مشغول یادگیری موسیقی بود . یه روزی تصمیم گرفت بنا به دلایلی مهاجرت کنه به کشوری بیرون از ایران ... الان که باهاش صحبت میکنم شاید باورتون نشه توی این سه چهار سالی که رفته واقعا میشه گفت از صدتا یا شایدم هزار تا تحصیل کرده ایرانی وضع زندگیش بهتره و حتی میخواد توی اون بخش موسیقی که گفتم کنسرت برگذار کنه . بعضی وقتا با خودم میگم مگه ایران خودمون خار داره که جوان های  فعال تحصیل کرده و حتی بی سواد ولی با استعداد باید تو اروپا یا امریکا موفق بشن ولی ایران نه . وقتی به خودم  به وضعیت خودم و تحصیلات و شغلم نگاه میکنم به عنوان یه جوان پر انرژی و فعال جامعه , با خودم میگم  پ ن پ  انتظار داری اون رفیق بی سوادت الان وضعش از تو بدتر باشه  . خب معلومه که بهتره .ببینید  دوستان اینارو نمیگم که از ایران فرارکنید برید ولی خب اگه فکر میکنید دارید  به سمتی که دوست ندارید میرید و فکر میکنید 12 یا 16 یا 18 سال درسی که خوندین برالتون نون اب نمیشه واقعا اقدام کنید و ارزو هاتونو مشخص کنید و به سمت اهدافی که دارین برین .من دوستان لیسانسه و حتی بالاتری دارم که کلی درس خوندن و هنوز بیکارن واقعا برای من خیلی گیج کنندس که چرا بیکارن چرا ؟؟؟ هنوز دانش کافی برای اون کار ندارن ؟؟ حتی برای کار اموزی هم باید تحصیلات متفاتی داشته باشن ؟؟؟؟؟ یا اینکه پدر یا مادر یا از اقوام شخص خاصی باشن ؟؟؟ یه زمانی دانشگاه های متوسط و عالی اروپا و امریکارو نگاه میکردم و حرص میخوردم البته الان هم به همین صورته ولی چرا واقعا ایران که این همه فرصت شغلی و فرصت کار برای حتی افرادی که از سواد کمی برخوردارن , این همه بیکار داشته باشه .اگه به این وضعیت راضی هستین که امیدوارم زندگی پر شور واشتیاق و زندگی عالی داشته باشین ولی اگه راضی نیستین س استین بالابزنین و فکر چاره باشین و از خونه نشینی کسی ایندشو نساخته .موفق و پیروز و سر بلند باشین .</description>
                <category>soliman ghoreyshee</category>
                <author>soliman ghoreyshee</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 09:40:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آپارات ؟و چرا بخش لایو آن ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soliman_ghoreyshee/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%88-%D8%A2%D9%86-zslnwrdw2wid</link>
                <description>سلام و وقت بخیر خدمت تمامی دوستان عزیز .امروز میخوام کمی از آپارات بگم و تاثیرش روی خودم و خیلی های دیگر.اپارات یه چند وقتی میشه که یه بخشی به اسم پخش لایو یا انلاین یا به عبارتی استریم ایجاد کرده و این قابلیت رو برای تمامی افرادی که سعی در پخش زنده کار های خود بر روی پی سی و گوشی همراه را دارند ایجاد کرده.از خوبی های این بخش اینه که ما الان بگی نگی توییچ ایرانی داریم , البته حالا حالا ها مونده به توییچ برسه ولی همین که شروع کرده خودش یه دنیا ارزش داره .از مزیت بعدی بگم براتون که  من به عنوان یه گیمر وقتی پلی میدم و لایو میزارم ,مطمعن هستم که  حداقل یه ۱۰ ۲۰ تا بازدید کننده ایرانی دارم و میدونم که میتونیم روز به روز تعدادشونو بیشتر کنم و طرفدارای بیشتری برا خودم جذب کنم ....مزیت بعدی بر میگرده به کسی که داره به عنوان کسی که معمولا دوست داره بره توییج و لایو بازی های مورد علاقشو ببینه, خب موضوع اینه که توی توییچ همه زبان انگلیسی یا زبان محلی خودشونو استفاده میکنند و برای من که دوست دارم بدونم کسی که لایو میزار چی میگه یه خورده اذیت کنندس ولی وقتی توی اپارات میبینی یکی داره لایو بازی مورد علاقتو میزاره و هرچند که شاید طرف به حرفه ایی بودن استریمر های توییچ نباشه ولی حداقل میدونم فارسی حرف میرنه و منم میتونم با خیال راحت گوش کنم و حتی فارسی چت کنم توی چت باکس و با گیمر های ایرانی بیشتری اشنا بشم.مزیت بعدی اینه که بهتون انگیزه میده و اینو بهتون میفهمونه که بازی که انجام میدین هدف مند است و بیهوده وقتتونو پای بازی هدر نمیدین به عنوان مثال من خودم وقتی بازی میکردم قبل اینکه لایو  بزارم همیشه به این صورت بود که یه ۱ ساعت یا دو ساعت بازی میکردم بعدش با یه خوش حالی نسبی که فقط تونستم یه بازی کرده باشم میرم بیرون و وقتمو میگزروم ولی از وقتی که پای لایو اپارات وسط اومده خدایی خیلی شورو اشتیاق دارم که زودتر از دفتر برس خونه و برای دوستان عزیزی که بازی بنده رو لایو میبینن لایو بزارم و حتی خودمم که بازیمو سعی میکنم بهتر کنم تا مخاطب های بیشتری جذب کنم و وقتی مورد استقبال دوستان قرار میگیرم یه انرژی مثبت و خیلی خوبی بهم منتقل میشه .البته گفتنی ها زیاده ولی نمیخوام خستتون کنم و ممنون که وقت گذاشتین و این متنو خوندین و اگه گیمر هستین و دوست دارین بازی هارو به صورت لایو ببینید میتونین هر شب ساعت ۸ به صورت زنده از کانال بنده در اپارات دیدن فرماییدhttps://www.aparat.com/world_gamers
</description>
                <category>soliman ghoreyshee</category>
                <author>soliman ghoreyshee</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2018 11:53:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه صندلی dxracer برای برنامه نویس</title>
                <link>https://virgool.io/@soliman_ghoreyshee/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-dxracer-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-h3j68akyvmxw</link>
                <description>خب میشه گفت که هر برنامه نویس مدت زمان طولانی رو پشت میز کار در منزل و یا دفتر کار سپری میکنه و خیلی وقتا هم دچار درد شدید از ناحیه گردن و کمر قسمت پایین کمر میشه که این خودش یه بحث خیلی بزرگیه برا یه شخصی که میخواد یه مدت زیادی رو صرف انجام یه کاری بکنه بزاره و در پایان انتظار یه بازدهی قابل قبولو داره .خب زیاد نمیپیچونم من یه چند وقتی هست که از صندلی گیمینگ دی ایکس ریسر سری اوریجین استفاده میکنم فقط میتونم بگم که برای منکی همیشه مشکل کمر و گردن داشتم مثل یه معجزه ظاهر شده  به صورتی که واقعا خستگیم کمتر میشه هنگام کار و مدت زمان بیشتر میتونم به کارام بپردازم خب بهتره درباره چنتا از مزییت هاش براتون بگم اول اینکه هیچ گونه عرقی در کار نیست یعنی تو هر بازه زمانی کار کنید بدنتون عرق نمیکنه و موجب اذیتتون نمیشه دوم اینکه واقعا جنس عالی داره از پیچ گرته تا دسته روی صندلی و همچنین میشه به جنس چرمش اشاره کرد که به نظر من خوبه و جنسش چند لایه هست .پیشنهاد من به دوستان برنامه نویس یا گیمر که مدت زمانه طولانی از روزشونو پشت میز کامپیوتر هستن و با مشکلاتی که معمولا باهاش دستنو پنجه نرم میکنند بهترین بیشنهاد اینه که یه صندلی مناسب از سری های dxracer تهیه کنند که بازه قیمتی این صندلی ها بین 1200 تا 2500 هستن ولی به نظر من ارزش تجربه کردنو دارن .امیدوارم این متن مورد قبول دوستان واقع شده باشه .</description>
                <category>soliman ghoreyshee</category>
                <author>soliman ghoreyshee</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2017 11:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>