<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سمیه موسی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@somii</link>
        <description>شب‌نوشته‌های یک مادر - www.somi.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 10:54:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3752/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سمیه موسی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@somii</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کرونا با ما چه کردی</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-xdhrhvy0vvhr</link>
                <description>دلتنگی های این روزهابوسیدن روی مادرمرفتن به خانه اقوام و شب نشینی های کوتاه اما لذت بخشرفتن به بازار و بی دغدغه دست زدن به همه چیز و پرو کردن لباسرفتن به سوپر مارکت بدون دستکش و ماسک و قرار دادن خریدهایمان بدون ضدعفونی کردن و شستن در کابنیت یا یخچال بردن بچه ها به پارک بردن بچه ها به بازار و دیدن برق چشمانشان از خریدهای کوچکشانلذت بردن از  بازارهای شلوغ قبل از سال تحویلرفتن بچه ها به مدرسه و منتظر آمدن آنها خستگی و گرسنگی بچه ها بعد از مدرسه بی دغدغه لباسهای بیرون را آویزان کردن و جدا نکردن آنها به مانند لباس جذامی هاتمیز کردن سرویسهای بهداشتی با پودر لباسشویی ساده نه وایتکس (متنفرم از بوی وایتکس)تمیز کردن خانه تنها با شیشه پاکن نه الکلراحت و آسوده در ماشین نشستنو خلاصه اینکه این روزها همگی فهمیده ایم که چقدر زندگی قشنگ و آرامی داشتیم و چرا اینقدر ناشکر بودیم،چرا اینقدر غر می زدیم، چرا از شلوغی خیابانها گلایه داشتیم ،چرا  , وچراهای زیادی که کاش بعد از این مشکل درس بگیریم و دیگر زبانمان به ناشکری باز نشود.</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 12:45:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزهای حنایی -155</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-155-gj9hmtoes0la</link>
                <description>حانیه را در خانه مرحوم پدربزرگم به دستشویی بردم، نگاهش که به مسواکها افتاد، گفت: مامان چرا بابا علی(مرحوم بابا بزرگم) مسواکشو با خودش نبرده(اون دنیا منظورشه)? منم گفتم آخه لازمش نیست، بعد با ناراحتی گفت: آخه دوندوناشو کرم می خوره.– همسرم معمولاً در مورد قرصهای ویتامین به من تذکر می دهد که خورده ام یا نه؟ حانیه که خیلی دقتش بالاست  خیلی آروم به همسرم گفت: بابا چرا اینقدر قرص می دی مامان. همسرم گفت: آخه این قرصها بدنو قوی می کنه، دوست نداری مامان و بابات قوی باشن؟ حانیه خیلی با ناراحتی رو کرد به همسرم و گفت: بابا من دوست ندارم تو و مامان قرص بخورید.– در حال خوردن عرق دارچین بودم که حنانه گفت: مامان چی می خوری، گفتم عرق دارچین. با تعجب گفت: مگه دارچینم عرق میکنه!حنانه و حانیه و برف بازی https://virgool.io/p/gj9hmtoes0la/%F0%9F%93%B7%D8%AD%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%A8%D8%B1%D9%81%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C </description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 12:21:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اینگونه شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF-wyc2dyxqzfwf</link>
                <description>نتیجه گیری:مردم آن زمان حرف ولی خود را گوش ندادند و حالا که1400 سال از آن زمان می گذرد همچنان مردم دنیا به خاطر اشتباه بزرگ آنها در تاریکی به سر می برند.واما امروز ماآیا شهید شدن سردار سلیمانی  نتیجه ی آتش نزدن برجام و ماندن در برجام نیست؟آیا این خود نافرمانی از ولی زمان نبود؟</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 17:58:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال بورس بعد از شهادت بزرگ مرد ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF-iqmp281m50xt</link>
                <description>شاخص بورس 98/10/14انگار امروز بد بودن حال درونی مردم ایران بر روی بورس تأثیر مستقیم داشته، تصویر بالا بی حوصلگی و بد بودن حالا امروز مردم سرمایه گذار در بورس را به خوبی نشان می دهد. </description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 22:38:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداحافظ ای داغ بر دل نشسته</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%BA-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D9%87-dqeikuqjlu6m</link>
                <description>دوستان بهشتیسلام ای غروب غریبانه دلسلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لحظه‌های جداییخداحافظ ای شعر شب‌های روشنخداحافظ ای شعر شب‌های روشنخداحافظ ای قصه عاشقانهخداحافظ ای آبی روشن عشقخداحافظ ای عطر شعر شبانهخداحافظ ای همنشین همیشهخداحافظ ای داغ بر دل نشستهتو تنها نمی‌مانی ای مانده بی منتو را می‌سپارم به دل‌های خستهتو را می‌سپارم به مینای مهتابتو را می‌سپارم به دامان دریااگر شب نشینم اگر شب شکستهتو را می‌سپارم به رویای فردابه شب می‌سپارم تو را تا نسوزدبه دل می‌سپارم تو را تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکداگر روزگار این صدا را نگیردخداحافظ ای برگ و بار دل منخداحافظ ای سایه‌سار همیشهاگر سبز رفتی اگر زرد ماندمخداحافظ ای نوبهار همیشه</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 22:24:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 آدم سمی که هرگز نباید در محیط کار با آنها صمیمی شد</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/6-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-wz4wvjcsn6ov</link>
                <description>۱-پرحرف‌هااگر در محل کار با همکارانتان درباره‌ی فلان برنامه‌ی تلویزیونی یا چیز‌های عجیبی که کودکانتان می‌گویند، صحبت نکنید، محیط کار به محلی کسل کننده تبدیل می‌شود. اما، روان شناس، کیت اسنوز، می‌گوید، اگر همکاری دارید که درباره‌ی هر مسئله‌ای وارد جزئیات می‌شود و حرف زدن را تا جایی ادامه می‌دهد که وقت همه را می‌گیرد، بهتر است فاصله‌ی خودتان را با او حفظ کنید. او می‌گوید: «این افراد کسانی هستند که بیشتر از آن که علاقمند به کار کردن باشند، علاقه به برقراری تعاملات اجتماعی دارند.» «اگر خیلی با آن‌ها صمیمی شوید، به سرعت منحرف می‌شوید. چشم که بر هم می‌زنید، می‌بینید وقت تمام شده است و هنوز کلی کار برای انجام دادن مانده است. پرحرف‌ها نرخ تولید را کاهش می‌دهند.»۲- همه چیز دان‌هاهمه چیز دان‌ها آن‌هایی هستند که به سایر همکاران خود احساس ناتوان و فرودست بودن را انتقال می‌دهند. بدون این که از آن‌ها درخواست شود، آخرین آپدیت Apple iOS را به کارشناسان IT اداره آموزش می‌دهند و در جلسات درباره‌ی افرادی که در موقعیت‌های پایین تری از خودشان قرار دارند، اظهار نظر می‌کنند. روان شناس، ترزا مارزولف، می‌گوید، اعتماد به نفس بالای این افراد منجر می‌شود موقعیت‌های خوبی در محیط کار به دست آورند، اما نباید تحت تاثیر باد غبغب آن‌ها قرار بگیرید.«اگر به آن‌ها نزدیک شوید، همواره در موقعیت فرودست آن‌ها قرار خواهید داشت. آن‌ها هرگز شما را با خودشان برابر نخواهند دانست. همه چیز دان‌ها در دنیایی به سر می‌برند که به نظر خودشان از هر کس دیگری در این دنیا باهوش‌تر هستند. وقتی کاری خراب می‌شود، تقصیر شماست، نه آن‌ها. وفاداری همه چیز دان‌ها در وهله‌ی نخست نسبت به خودشان است. دوستی با دیگران، احترام به دیگران و کار، در بهترین حالت، در وهله‌ی دوم قرار دارد.»۳-آن‌ها که از پشت چاقو می‌زنندلین تیلور، کارشناس محیط کار، می‌گوید: «آن‌هایی که از پشت چاقو می‌زنند، در نگاه اول بسیار دلربا به نظر می‌رسند و می‌دانند چطور اعتماد سایرین را جلب کنند. آن‌ها حرف‌ها، ایده‌ها و نظرات شما را که بعد از اعتماد کردن با آن‌ها در میان گذاشته اید، به نام خودشان مطرح می‌کنند.»۴-از زیر کار در رو‌هااز زیر کار درو‌ها هر کاری غیر از کار کردن واقعی می‌کنند: اگر در اداره کسی مهمانی به هر مناسبتی برگزار کند، آن‌ها اولین نفر آنجا هستند. اگر یکی از همکاران برای خرید لباس نیاز به راهنمایی داشته باشد، آن‌ها کارشان را زمین می‌گذارند تا به او کمک کنند.مارزولف می‌گوید، مشکل اینجاست که اغلب تنبلی آن‌ها روی بهره وری شما هم تاثیر می‌گذارد. «برای این نوع افراد، روز کاری یک روز خسته کننده است و او تلاش می‌کند به نحوی از زیر کار در برود. آن‌ها با شما صحبت می‌کنند، بهتان‌ ایمیل می‌فرستند. وسط راهرو شما را به حرف می‌گیرند، بی دلیل از شما سوال می‌پرسند، و حتی تا آن جا پیش می‌روند که شما را هم وارد بازی‌های خود می‌کنند.» «آن‌ها انرژی شما را از شما می‌گیرند، زیرا به طور پیوسته در حال نظرخواهی کردن از شما و برهم زدن تمرکزتان هستند.»۵-خورندگان روحاس. کریس ادموند، کارشناس منابع انسانی، می‌گوید، خورندگان روح، فقط می‌گیرند و می‌گیرند و می‌گیرند. آن‌ها به راهنمایی شما برای یک ارائه‌ی مهم نیاز دارند، اما هرگز به شما هیچ راهنمایی‌ای برای بهتر شدن ارائه تان نمی‌دهند. آن‌ها هرگز سخت کوشی شما را در دست یافتن به یک موقعیت شغلی نمی‌بینند، و مدام از اینکه این موقعیت به آن‌ها داده نشده است، شکایت می‌کنند.«آن‌ها در ازای هر کاری که برایشان انجام دهید، هیچ کاری برای جبران انجان نمی‌دهند. آن‌ها هرگز کمک یا حمایت نمی‌کنند. اصلا این را وظیفه‌ی خودشان نمی‌دانند. نزدیک شدن به این افراد باعث می‌شود احساس خستگی مفرط و کلافگی کنید.»۶-خود قربانی پندارهااگر آن‌ها نبودند، این شرکت حتما تا کنون بسته شده بود—حداقل این چیزی است که خودشان به آن اعتقاد دارند.مارزولف می‌گوید، همه‌ی ما احتیاج داریم که گاهی غر بزنیم، اما آن دست از همکارانی که خودشان را قربانی می‌دانند، نیمی از روز را به شکایت کردن درباره‌ی این که دیگران تنبل و از زیر کار در رو هستند و آن ها بسیار کار می‌کنند، می‌گذارنند.آن‌ها معتقدند که بیشترین حجم کار را خودشان انجام می‌دهند و مابقی کمترین تلاش را می‌کنند. حتی در مورد شما که نزدیکترین دوستشان هستید هم همین نظر را دارند، هرچند ممکن است هرگز این مسئله را مستقیم به شما نگویند.«اگر با آن‌ها دوست هستید، بهتر است مراقب باشید. اگر زمانی سهوا کار خطایی انجام دهید، از نظر آن‌ها هدفمند‌ این کار را انجام داده اید و تا با همه درباره‌ی نیت بد شما صحبت نکنند، دست بردار نخواهند بود. آن ها، به عنوان خود قربانی پندارهای مهارت بالا، زمانی سر کیف می آیند که شما، به عنوان فرد تنبل و خاطی، تنبیه شوید.»(منبع: هافینگتون پستترجمه: سایت فرادید)پی نوشت:&quot;البته به نظر بنده از اینگونه آدمها تا آنجا که امکان دارد باید دوری کرد و فقط شامل محل کار نمی شود&quot;</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 13:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاه شرعی</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%B9%DB%8C-io6s2tulxlp1</link>
                <description>1- &quot;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند:مستحب‌بودن تعدد زوجات را قبول ندارم و آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند.به گزارش باشگاه خبرنگاران، چندی پیش فتوایی منتسب به رهبری در کانال‌ها منتشرشده بود که مدعی بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تعدد زوجات را در شرایط فعلی جامعه مستحب می‌دانند.شنیده شده اخیرا در جمعی با حضور رهبری، یکی از حضار از ایشان درباره صحت این فتوا سوال می‌پرسد.آیت‌الله خامنه‌ای با شنیدن این مطلب برافروخته شده‌اند و متعجب گفته‌اند که اصلا بنده همچین فتوایی ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم؛ چه کسی این را گفته است؟ آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند، که باعث دلسردی خانم‌ها می‌شود.جالب آن‌که رهبر انقلاب این نظر را در محل‌ کارشان هم اجرایی کردند و هشدار داده‌اند که افراد شاغل در بیت رهبری اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند&quot;2- &quot;یکی از مواردی که قرآن کریم تعدد زوجات را تجویز کرده است آیهٔ 3 سوره نساء می‌باشد که چنین می‌فرماید:و ان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی فانحکوا ماطاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع… در آیه مذکور دو نکته مهم نهفته است؛یکی اینکه تعدد زوجات مشروط به توانایی می‌باشد و دیگری اینکه اجازهٔ چنین امری مربوط به مواقع غیرعادی است که به طرفین زن و شوهر عارض می‌شود مانند:جنگ،مرض،فلج اعضاء،شدت مصائب،قتل و غارت،سرپرستی خانواده‌های ایتام،تجارت و بازرگانی،مسافرت ممتد و غیره که رخصت چنین حقی را می‌دهد و گرنه سعادت در وحدت و یک زنی است،چرا که سعادت و اساس زناشویی بر اساس عدالت است که جامعهٔ آفرینش بدان بسته است و آن هم با یک زن کافی است و گسترش عدالت در بیش از یک زن برای هر کس ممکن نیست.از طرفی حوادث اجتماعی و سوانح فکری بشر گاهی او را دست خوش مشکلاتی می‌نماید که ثانیاً و بالعرش مجبور به تجدید فراش می‌شود و گرنه اصلاً همان یک زن کافی است.عماد الدین اصفهانی، زنان پیغمبر اسلام/153 ـ 157، نشر محمد، 1370&quot;3- &quot;(سوالاتی که از آیت‌ا... موسوی‌بجنوردی پرسیده شده وایشان جواب داده اند)بعضي افراد كه مي‌خواهند تجديدفراش كنند به اين استناد مي‌كنند كه مي‌توانند عدالت را در مورد همسرانشان رعايت كنند، آيا اين كافي است؟  آيه نمي‌فرمايد عدالت را رعايت كنيد بلكه شديدتر مي‌گويد. يعني مي‌گويداگر خوف داريد كه نمي‌توانيد عدالت را رعايت كنيد، «فَاِنْ خِفْتُمْ» اجازه نداريد بيش از يك همسر بگيريد. رعايت عدالت ميان يك همسر 40-50 ساله و يك همسر جوان 20ساله چگونه ممكن است؟ واقعا كار خيلي مشكلي است. خيلي سخت است. نمي‌گويم محال است لكن خيلي كار مشكلي است. بنابراين اصل تعدد همسر را كه اسلام گفته، به‌ عقيده من برايش شرايطي گذاشته كه خيلي به‌ندرت اين شرايط تحقق و عينيت پيدا مي‌كند.  بعضي معتقدند مرد مي‌تواند با اجازه همسر اولش اقدام به ازدواج مجدد كند. در اين رابطه بعضي از آقايان همسر اول خود را تهديد مي‌كنند كه اگر اجازه ندهي، طلاقت مي‌دهم و به اين صورت اجازه مي‌گيرند. آيا چنين چيزي صحيح است؟  خير، هيچ ارزشي ندارد. اجازه بايد با اراده باشد نه از  روي ترس و تهديد. اول بايد ببينيم كه مرد مي‌تواند چند همسر بگيرد يا نه. درصورتي كه مي‌توانست باز اگر زن در ضمن عقد شرط كند كه من به اين شرط همسر شما مي‌‌شوم كه ازدواج مجدد نكنيد آن مرد ديگر نمي‌تواند ازدواج مجدد بكند و اگر بكند عقد دومي باطل است. اگر اجازه گرفتن از زن هم با ترس و تهديد باشد ارزش ندارد، چون در اين صورت اجازه دادن فقط لفظي است نه قلبي&quot; و سخن آخر مدیران محترم موسسه حیات حسنینیازی نیست برای هر کاری که می خواهید انجام دهید کلاه شرعی بگذارید و مردم را از اسلام و دین متنفر کنید کمی به جو و عرف جامعه نگاه کنید کاری که اسلام خیلی برایش مهم است. (موسسه حیات حسنی به تازگی شروع به تبلیغ خانواده چند همسری کرده است)</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 12:27:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و چقدر زود دیر می شود</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D9%88-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-fqjse6cwhtqr</link>
                <description>حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شودآی...ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر می شود!(مرحوم قیصر امین پور) با تمام وجود کلمه به کلمه شعر را حس کردم زمانی که:-  حنانه ام بزرگ شد و قد کشید و شیرین زبانی هایش را حواله داد به جر و بحث های روزانه اش.-  مادربزرگم دیگر مرا نشناخت.- جای خالی پدربزرگم را در خانه اش  دیدم.-  چروکهای زیر گردن مادرم را دیدم.- زمانی که ......</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 18:02:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 دلیل ترس خارجی‌ها برای ورود به اقتصاد ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-h1r0hlwvt1c7</link>
                <description>«۸۰ میلیارد دلار سرمایه‌ خارجی بعد از برجام وارد ایران کردیم، کمتر از ۵ میلیارد آن جذب شد. اگر همه این مقدار جذب شده بود هیچ‌کس نمی‌توانست ما را تحریم کند.» این‌ نکته را اخیرا محمدجواد ظریف در جمعی مطرح کرده، اما به دلایل عدم جذب این مقدار سرمایه اشاره نکرده است. دست بر قضا همان روزهایی که برجام به تایید کشورهای مذاکره‌کننده با ایران رسید، در کسوت ریاست اتاق ایران با بیش از ۲۰۰هیات خارجی ملاقات داشتم.در این دوره که به گمانم یکی از خاص‌ترین دوره‌های دیپلماسی اقتصادی در ایران است، تنها در اتاق ایران با ۶ رئیس‌جمهور، ۹ نخست‌وزیر، ۲۵ وزیر و ده‌ها معاون وزیر و مقام ارشد دولتی، ۱۱رئیس اتاق و بیش از ۴ هزار تاجر و فعال اقتصادی دیدار داشتم و مذاکره صورت گرفت. گاه در یک روز دو تا سه هیات بلندپایه به اتاق ایران می‌آمد و گاهی شمار اعضای هیات‌های خارجی و تجار ایرانی به قدری زیاد بود که سالن ۴۰۰نفره اتاق‌ایران هم گنجایش کافی برای پذیرش مهمان‌ها را نداشت. به گمانم نه قبل و نه بعد از انقلاب چنین علاقه‌ای برای حضور در ایران وجود نداشته یا دست‌کم اجرایی نشده است. پس اظهارات وزیر امور خارجه درباره اینکه پس از برجام، ۸۰ میلیارد دلار تقاضا برای سرمایه‌گذاری در ایران وجود داشته، گزاف نیست.اما چرا این مقدار سرمایه به اقتصاد ایران جذب نشد؟ ابتدا توضیح می‌دهم که چرا دوره خاص پس از برجام یک فرصت طلایی برای اقتصاد ایران بود و بعد می‌گویم چرا نتوانستیم از این فرصت استفاده کنیم. بعد از وقوع بحران مالی که اقتصاد جهان را درگیر رکودی فراگیر کرد، جهت حرکت سرمایه‌های جهانی تغییر کرد و به‌طور مشخص از حجم سرمایه‌گذاری در بازارهای نوظهور کاسته شد. به‌طور مشخص کشورهای بریک (برزیل، روسیه، هندوستان و چین) که در دوره‌ای، جزو گزینه‌های مطلوب برای سرمایه‌گذاری بودند دچار مشکلاتی شدند و جریان ورود سرمایه به این کشورها تا حدودی معکوس شد.در همین مقطع، وقوع انقلاب در خیلی از کشورهای عربی و تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، خیلی از کشورهای رقیب ایران را در وضعیت نااطمینانی قرار داد و این می‌توانست بهترین فرصت برای جلب سرمایه‌های خارجی توسط ایران باشد. در آن مقطع به‌دنبال برگزاری انتخاباتی پرشور، سرمایه اجتماعی ساختار سیاسی در ایران به‌شدت بالا رفته بود و شعارهای رئیس‌جمهور منتخب مردم مبنی بر حل مناقشه هسته‌ای و تعامل با جهان ایران را در آستانه یک تحول اساسی قرار داده بود. فرآیند مذاکرات هسته‌ای که با تابوشکنی همراه بود و پس از نزدیک به چهاردهه وزرای خارجه ایران و آمریکا را سر یک میز نشانده بود، مزید بر علت شد و نگاه جهانیان را نسبت به ایران تغییر داد.امیدها به‌شدت تقویت شده بود و مردم چشم‌انداز بسیار مثبتی پیش‌رو می‌دیدند. بنابراین طبیعی بود که بعد از برجام موجی از سرمایه‌گذاران خارجی مشتاق سرمایه‌گذاری در ایران باشند. اما سرمایه‌گذار خارجی به ۱۰ دلیل از ورود به اقتصاد ایران ترسید.۱- بعد از برجام مشخص بود که اقتصاد ایران ظرفیت رشد داشت، اما فضای سرمایه‌گذاری مهیا نبود و نه بخش دولتی و نه حتی بخش‌خصوصی ایران آمادگی و شفافیت لازم برای شراکت با سرمایه‌گذار بین‌المللی را نداشتند.۲- پس از برجام درحالی‌که سرمایه‌گذاران خارجی ما را رصد می‌کردند، منافع ملی را قربانی منافع گروهی کردیم و به جای پیام همگرایی، پیام واگرایی دادیم. رفتار برخی از رقبای سیاسی دولت ضدمنافع ملی بود و این سیگنال را داد که ایران آبستن دعواهای شدید داخلی است.۳- پس از برجام رقبای سیاسی دولت سناریوهای مختلفی را اجرا کردند تا این پیام را به جامعه جهانی بدهند که بخشی از ساختار سیاسی ایران فعلا علاقه به بهبود رابطه با جهان را ندارد. این رفتارها نااطمینانی را تشدید کرد. بدیهی است هیچ کشوری بدون داشتن رابطه خوب با جامعه جهانی، نمی‌تواند در جلب سرمایه موفق عمل کند.۴-  تنها رقبای سیاسی دولت را نباید متهم این ناکامی تاریخی دانست. دولت هم غفلت کرد و در باد برجام خوابید و گام موثری برای اصلاحات ساختاری و رقابتی کردن اقتصاد برنداشت. ما نیاز به تحول در سیاست‌گذاری و بازنگری در قوانین و تحول در نظام اداری داشتیم. دولت نه تنها اقتصاد را رقابتی نکرد که حتی برای بهبود بوروکراسی و ارتقای مناسبات اداری هم گامی برنداشت. حتی ذره‌ای به خود زحمت ندادیم اندکی در فضای کسب‌وکار کشور گشایش ایجاد کنیم.۵- علاوه بر این‌ دولت نتوانست سیستم حقوقی را متقاعد به بازنگری در قوانین و مقررات کند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سرمایه‌گذار خارجی، کیفیت مناسب دفاع از حقوق مالکیت و سرمایه‌گذاری است. اگر سرمایه‌گذار یا کارآفرین نسبت به حقوق مالکیت خود اطمینان نداشته باشد، قطعا فعالیت نخواهد کرد.۶- ظرفیت‌های نظام بانکی و بازار سرمایه ایران برای سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی بسیار محدود بود. هیچ اقدامی برای اصلاح نظام بانکی و بازار سرمایه نکردیم. بانک‌ها و بازار سرمایه ما هنوز هم قادر به تطبیق‌پذیری با بانک‌های بین‌المللی نیستند.۷- آن‌روزها خیلی از افرادی که روندهای اقتصاد ایران را رصد می‌کردند نسبت به افزایش فعالیت‌های رانت‌جویانه و تشدید فساد ناشی از سیاست‌گذاری هشدار دادند. خیلی از نهادهای بین‌المللی هم ‌‌چنین روزهایی را برای اقتصاد ما پیش‌‌بینی کرده ‌بودند، اما خودمان غفلت کردیم.۸- معمولا انتظار این است که بخش‌خصوصی شفاف‌تر از بخش دولتی و عمومی عمل کند، اما متاسفانه بخش‌خصوصی ایران هم دست کمی از دولت نداشته و ندارد. برای سرمایه‌گذار خارجی، شفافیت به مثابه راه نفس کشیدن است، اما جریان ورود و خروج منابع دولت و بخش‌خصوصی ایران شفاف نیست. طوری که حتی صورت‌های مالی خیلی از شرکت‌های ایرانی مورد قبول سرمایه‌گذار خارجی نیست.۹- در دهه‌های اخیر کیفیت نامطلوب سیاست‌گذاری در ایران منجر به ایجاد حفره‌های عمیق رانت و فساد شده است. این حفره‌ها میدان عمل را برای فعالیت‌های ناسالم مهیا کرده و کارآفرینان واقعی را به حاشیه رانده است. سرمایه‌گذار خارجی نشانه این عارضه را در گنگ و مبهم بودن جریان‌های مالی و ترازنامه‌های ناشفاف بنگاه‌ها می‌بیند. بدیهی است در چنین فضایی، سرمایه‌های پاکیزه وارد نشده و در مقابل، اقتصاد ایران بهشت پول‌شویی و قاچاق می‌شود.۱۰- حتی اگر نیمی از مشکلات اشاره شده وجود نمی‌داشت، باز هم نقش دولت در اقتصاد ایران یک عنصر بازدارنده است تا پیش‌برنده. چون این نقش طوری تعریف شده که سرمایه‌گذار خارجی می‌داند حتی اگر با بخش‌خصوصی ایران پیمان‌های سفت و سخت ببندد، روزی از رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی  برخی سیاست‌گذاران ضربه خواهد خورد.به هرحال سرمایه‌گذاران خارجی آمدند و همه چیز را به چشم خود دیدند. از نزدیک با مقامات و تجار ایرانی مذاکره کردند و متوجه شدند فضای کسب‌وکار و کارآفرینی در ایران مساعد نیست و بخش‌خصوصی واقعی هنوز شکل نگرفته است.متوجه شدند سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی در ایران عمدتا وابسته به درآمدهای نفتی است و سهم بخش‌خصوصی در تشکیل سرمایه در ایران تقریبا هیچ است. متوجه شدند اگرچه در بخش‌هایی از ساختار سیاسی ایران میل به ترمیم رابطه با جهان وجود دارد، اما همچنان برخی معتقدند که نفع‌ آن در بهبود رابطه با جهان نیست. متوجه شدند تخصیص بهینه منابع در ایران مخدوش است و سرمایه آن طور که باید در همه بخش‌ها جریان داشته باشد، گرفتار انحصار گردش در بخش‌ها و طبقاتی خاص است. به این ترتیب ما که دوران طلایی پیوستن به روند جهانی‌ شدن یعنی فاصله سال‌های اواخر دهه ۹۰ میلادی تا سال ۲۰۰۸ میلادی را از دست داده بودیم، باز هم یک فرصت طلایی‌تر را از دست دادیم.(نویسنده: محسن جلال پور،فعال اقتصادی)</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 10:04:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزهای حنایی - 154</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-154-jc2ukflpsmag</link>
                <description>من و همسرم در حال صحبت کردن بودیم(البته صدایم را با حالتی مسخره برای همسرم بلند کردم) در همین موقع حانیه که در حال آب خوردن بود گفت:&quot;آروم آروم نفس عمیک(عمیق) &quot; وای خدا از دست این فسقلی  .- حانیه از امیر علی (پسرعمه اش)گاز گرفته بود علت را از او پرسیدند،با آرامش جواب داده بود: آخه دندونای من تیزه- مراسم اولین سالگرد پدربزرگم بر سر مزار آن عزیز برگزار شد، من که کاملاً درگیر پذیرایی بودم از حانیه غافل بودم،  آخر مراسم پدر شوهرم گفت: حانیه چند لیوان آب ریخته  روی قبر پدربزرگم، علت را که از او جویا می شوند، با همان زبان شیرینش می گوید: آخه بابا علی(پدربزرگ بنده)تشنه اشهو اندر حکایات امیر علی پسر عمه ی دخترانم- مادر امیر علی(به قول بچه ها، عمه سمانه) در حال نصب یک بازی برای امیر علی بود، حنانه برای عمه اش توضیح می دهد که این بازی برای بچه هایی است که سواد دارند، حانیه سریع به جواب می آید که من سواد دارم(از دید حانیه سواد یعنی یک سبد بزرگ)، امیر علی با تعجب فراوان از گفتگوی آنها از مادرش می پرسد:&quot;مامان من سواد دارم&quot; ،مادر امیر علی ام که می خواست پسرش کم نیاره، با مهربانی گفته بود:&quot;آره پسرم شما سواد دارید&quot;، امیر علی بی خبر از همه جا سریع گفته بود: خب سوادم کجاست.- عمه سمانه با امیر علی می خواست  به عیادت دختر خاله اش برود،قبل از رفتن مکالمه ی زیر بین آنها رد و بدل شده بود:امیرعلی: مامان خاله زهره همون خاله ای که بچه داره.مامان: نه مامان اون هنوز ازدواج نکرده.امیر : مامان تو ازدواج کرده ای؟(درآمدن شاخهای مادر)مامان: اره مامان من  با بابات ازدواج کردم.امیر: مامان تو بچه داری؟(به نظرتون در این لحظه مامانه باید بخنده یا گریه کنه)مامان: اره مامان پس شما چی من می شی.امیر: آها فکر کردم من دیگه بزرگ شدم.(وای خدا از دست این بچه ها)</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 10:27:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامانده</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-xh1xxxd2bw1q</link>
                <description>داغی که بر دل نشیند جز خدا هیچ کس نمی تواند آن را التیام بخشد.و داغ جا ماندن از غافله را تنها پرچم دار غافله می تواند تسکین دهد.و امان از داغی که بر دلم نشست، در لحظات آخر از غافله ی عشقی که زینب پرچم دار آن بود جا ماندم، چقدر سخت است جا ماندن، و عجب احساس بدی تو را روز و شب همراهی می کند.</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 13:51:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهین</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-tp95oeczdick</link>
                <description>خیلی با خودم فکر کردم که بتوانم جوابی به توهین خانم کمالی بدهم، شاید بیش از 20 جمله به ذهنم رسید اما در آخر به این نتیجه رسیدم که هر کسی  به شکلی در پی جلب توجه کردن دیگران است،حال بعضی با یاری رساندن و بعضی با توهین کردن و ... و فهمیدم افرادی با شخصیتی ضعیف و پوچ از در توهین وارد می شوند حتی برایشان مهم نیست دارند به چه کسی ویا چیزی توهین می کنند مهم اینست که توجه ها را به خودشان جلب کنند.عجب راه بدی انتخاب کردی خانم کمالی </description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 12:16:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کربلای امروز و یزید زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-tfhp4wvp9f3z</link>
                <description>&quot;سازمان ملل متحد در گزارشی درباره اوضاع انسانی به ویژه زنان در یمن اعلام کرد، هر دو ساعت یک زن یمنی به دلیل نبود زیر ساخت‌های درمانی و فقر غذایی، جانش را از دست می‌دهد.طبق وب‌سایت سازمان ملل، صندوق جمعیت سازمان ملل پیش‌بینی کرده است تا ماه سپتامبر جاری 75 بیمارستان دیگر بسته شود که این امر بر حدود 650 هزار زن یمنی، که به خدمات بهداشت باروری نیاز دارند، تاثیر خواهد گذاشت و در صورت بسته شدن تمامی بیمارستان‌های تحت حمایت این صندوق در یمن، بیش از یک میلیون زن در معرض خطر قرار خواهند گرفت.&quot;بای ذنب قتلت سوال اگر امام حسین (ع) بود در مورد وضع مسلمانان یمن به ما چی می گفتند؟ </description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 00:51:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم اداری</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-efjx3b1mmkyt</link>
                <description>&quot;به گزارش مشرق، حسینعلی حاجی دلیگانی با بیان اینکه، در برخی سازمانها تعدادی کارمند وجود دارد که بدون انجام کوچکترین فعالیت حقوق دریافت می‌کنند، گفت: در یکی از دستگاهها نیز افرادی مشاهده شده‌اند که هیچ گونه وظیفه‌ای ندارند اما ماهیانه ۸ تا ۹ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند. حتی دیده شده این افراد در ساعات پایانی کار نیز در دستگاه حضور دارند تا از مزایای اضافه کاری استفاده کنند.&quot;حالا خودتان قضاوت کنید این مشکل باز هم ربطی به مذاکره با آمریکا دارد، باید قبول کرد سیستم اداری ما تنبل پرور است.</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 01:34:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزهای حنایی- 153</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-153-pjz7j2cavlxd</link>
                <description>- با حانیه خانم در مورد اینکه حلوا متعلق به خودش است یا نه، بحث می کردم ،آخر بحث که حانیه متقاعد شد، به جای اینکه بگوید: مامان اشتباه کردم ، گفت: مامان غلط کردم- یک روز بعد از ظهر که قصد بیرون رفتن را داشتم، حانیه شروع کرد به بهانه گرفتن که من می خواهم بغل مامان بخوابم ،من نیز او را به پدرش منتقل کردم ،اما حانیه گفت:&quot; بابا بو شکلات می دهد ولی مامان بو گلابی می ده&quot; از دیدگاه حانیه کسی که خیلی خوب باشه بوی گلابی می دهد.- سر میز غذاخوری نشسته بودیم و در حال خوردن نسکافه بودیم که حانیه خانم یکهو رو به من گفت: مامان مثلا اینجا کافر است (منظورش کافه بود) وای خدا حالا کی بتونه جلوی خندشو بگیره- همیشه این عبارت سلام خانم خوشگله را برای حانیه به کار می برم، یک روز که در حال بازی کردن با خودش بود رو به پدرش کرد و با ناز و عشوه گفت:بابا بگو سلام خانم خوشگله- سر سفره نشسته بودیم حنانه سوالی را با کلمه ی&quot;چرا&quot; از من پرسید، قبل از اینکه من جواب بدهم، حانیه که با دست به من تکیه داده بود و ظاهراً خسته بود گفت:چون چسبیده به لا(چون چه چسبیده به را)  انفجار خنده ی جمع تازه مرا متوجه حرف حانیه کرد.حانیه در حال دادن گل به حنانه</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2019 23:03:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مذاکره</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-qm6edkdgpmdq</link>
                <description>امیدوارم منظور از مذاکره با هر کسی ،اقتصادانان ماهر ایرانی ، و تولید کنندگان داخلی و جوانان پرشور ایرانی بوده باشد، ما خوب می دانیم شما حاضر نیستید با افراد حقیری چون ترامپ مذاکره کنید چون خودتان گفتید منافع مردم ایران و همه ی ما خوب می دانیم منافع مردم ایران فقط در دست مردم ایران است نه در دست دیگران.  </description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2019 13:14:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حجاب</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-ggs8ie30er6e</link>
                <description>حجاب واژه ای بس سنگین و قابل بحث استاینکه حجاب محدودیت نیست مصونیت است یعنی چه؟چرا زنان مسلمان باید حجاب داشته باشند؟چرا چادر حجاب کامل است؟می دانم سوالات زیادی در این زمینه در ذهن هاوجود دارد و این نیز به خود فرد بستگی دارد که تا چه حد برایش مهم است به دنبال جواب سوالات ذهنش برود؟فقط یک سوال آیا در اسلام به زن فقط در مورد حجاب ظاهری توصیه شده است یا اینکه در مورد زخم زبان و زود قضاوت کردن و خودخواهی سفارش نشده است؟</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 14:32:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزهای حنایی-۱۴۹</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B9-ev85zzz3xg5x</link>
                <description>- این روزها حنانه در ابتدای سن بلوغ  است و خلق و خوی خاصی به خود گرفته است،حنانه خانم که هیچ علاقه ای به فوتبال نداشت حالا عاشق فوتبال و مخصوصاً کارتون فوتبالیستها شده و مرتب سعی می کند با توپ حرکات آنها را تقلید کند، به تازگی هم دوست دارد در آینده فرزندش پسر باشد و اسمش را سوباسا بگذارد! همسرم به حنانه گفت وقتی می توانی اسم بچه ات را ژاپنی انتخاب کنی که شوهرت ژاپنی باشد، حنانه هم در جوابش گفت مگر شما عرب بودید که اسم من و حانیه را عربی انتخاب کردید! در این لحظه سکوت بر جمع ما حکم فرما شد.- معمولاً عصرهای تابستان حنانه با دختر همسایه مان بازی می کرد یک روز بعد از بازی حنانه با هیجان فروان وارد شد و گفت مامان، مامان تکنولوژی پیشرفت کرده، و من با تعجب پرسیدم چرا مامان؟ گفت آخه من امروز با آیناز لی لی جدیدی بازی کردیم. وقتی توضیح داد،تازه فهمیدم منظورش لی لی ۶ خانه است! وقتی به او گفتم این بازی خیلی قدیمی است ما نیز این را بازی کرده ایم، از من خواست که اگر راست می گویم به او بگویم که چه طور بازی می کنند ولی متاسفانه از قوانین بازی چیزی یادم نبود و حس پیری لحظه ای مرا فراگرفت.حنانه و حانیه در طبیعت بکر شهرمان
- مامان مامان،” لوژ کیامت” چیه؟ این جمله را حانیه خانم چند بار تکرار کرد به حدی که در تکرارهای آخر انگار کلمات را هجی می کرد، بالاخره فهمیدم می گوید: مامان “روز قیامت”! وای خدای من توی چه مخمصمه ای گیر افتاده بودم، واقعا نمی دانستم باید چه جوابی به او بدهم و این است به چالش کشیدن مادران توسط فرزندان.- تقریبا ً هر پیام بازرگانی را که می بیند، فوراً می گوید مامان اینو برام می خری، حتی اگر کتاب گاج باشد.- حانیه، هاجر خانم را با موهای بلند در دفتر نقاشی اش به همراه سرسره ای به اندازه طول کل دفترش کشیده بود و البته بماند که حنانه خانم این نقاشی را کشف کرده بود.-برادر کوچکم به حانیه گفت “حانیه من می خوام برم تهران” حانیه با ناراحتی گفت: نرو دایی، برادرم گفت: چرا نرم؟ در جوابش حانیه گفت: “آخه دلم برات تنگ میشه”. برادرم که انتظار چنین پاسخی را نداشت کلی ذوق زده شد.-حنانه خانم از همان لحظه ورودش به خانه تمام گزارشات مدرسه را تعریف می کند، حتی بعضی اوقات جوری تعریف می کند که همسرم با صدای بلند به او می خندد و همین باعث شده حنانه اتفاقات خنده دار را به محض دیدن پدرش برایش تعریف کند.</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 00:35:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزهای حنایی – ۱۵۲</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B1%DB%B5%DB%B2-t5fygrckhomp</link>
                <description>- رمضان امسال حنانه خانم تمام ماه رمضان را به جز ۴ روز که مریض شد، روزه گرفت. حنانه در جواب این سوال که:” دوست داری ماه رمضان زودتر تموم بشه؟” معمولاً جوابش منفی بود، علت اصلی هم دو چیز بود:۱- بیدار بودن حنانه و حانیه تا اذان صبح۲- دیدن باب اسفنجی، خارج از قانون تماشای دوساعته تلویزیون در روز و  هر اندازه که دلش می خواست (حالا و پس از یکماه دیدن باب اسفنجی،  حالم از این کارتون به هم می خورد!)- حانیه که عاشق خوردنی است، با حالتی پر از سوال از من پرسید مامان ماه رمضان چیه؟ من نیز توضیح دادم که ماهی است که بزرگتر ها در روز چیزی نمی خورند و فقط شبها حق خوردن دارند، حانیه با حالتی غمگین گفت: مامان من نمی خوام بزرگ بشم تا روزه بگیرم!- به خانه پدربزرگ همسرم رفتیم، قبل از ما عمه و پسرش(امیر علی) آنجا بودند، امیرعلی از حانیه پرسید: چرا اومدی اینجا؟ حانیه نیز با حالتی پر از ناز و عشوه گفت: اومدم تو رو ببینم داداش گلم، دلم برات تنگ شده بود. امیر علی تعجب زده از این جواب، گفت: منم دلم برات تنگ شده بود.- چند سالی می شود که روز دختر را با حنانه و حانیه خانم به کافه می رویم و معمولا کیک شکلاتی و نوشیدنی و چیپس و پنیر سفارش می دهند، حانیه خانم که امسال از خوردنی ها لذت برده بود، زمان خارج شدن از کافه رو به پدرش گفت: بابا خیلی خوش گذشت (با شنیدن این جمله، لبخندی رضایت بخش برچهره همسرم هویدا شد)- حنانه خانم همیشه قبل از خواب سه دیالوگ ثابت دارد:۱- مامان یه داستان خوندم حالا چیکار کنم؟ (من نیز می گویم خب بخواب)۲- برام بیدار باشید (حتما من یا همسرم باید بگوییم باشه)۳- خروپف کردم یعنی خوابیدم (باز هم باید بگویم باشه)حانیه خانم هم با این جملات آشنایی کامل دارد، یک صبح روز تعطیل، همسرم با صدای بلند حانیه که گفت: حنانه برات بیدارم بخواب، به داخل اتاق رفت و دید که حانیه خانم در خواب عمیقی است و اینکه چه خوابی دیده است را خدا داند.امیرعلی و حانیه</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2019 01:09:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضای مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@somii/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-abf8lz2l7org</link>
                <description>همه ی انسانها دوست دارند که مورد توجه و تشویق و تایید قرار بگیرند، بعضی ها با انجام کارهای عجیب و غریب، بعضی دیگر با کارهای متفاوت و بعضی با انجام کارهای نادرست و خلاصه اینکه هر کسی بر اساس تربیت و محیطی که در آن بزرگ شده است این حس خود را ارضا می کند. در این راستا تکنولوژی کمک فراوانی به انسان کرده است و با ظهور سایتها و وبلاگ و فیس بوک و وایبر و واتس آپ و تلگرام و اینستاگرام و به طور کلی فضای مجازی  باعث شده کار انسان را راحت تر کند.ولی متاسفانه اخیراً  در بعضی از فضاهای مجازی به جای اینکه تکنولوژی باعث آسایش انسانها شود به سوهان روح و تلف کردن عمر تبدیل شده است.و در پایان- به خوشی ها و شادی های افراد در فضای مجازی اعتماد نکنید از نگاه روانشناسی این گونه افراد معمولاً احساس خوشبختی ندارند و فقط خوشبخت نمایی می کنند.- عمرمان را صرف چیزی نکنیم که سودی به حالمان نداشته باشد.- بیشتر از اینکه حسرت داشته های دیگران را بخوریم به داشته های خودمان و افرادی که دوستشان داریم توجه کنیم .</description>
                <category>سمیه موسی نژاد</category>
                <author>سمیه موسی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2019 01:03:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>