<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amin Jafari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soodamin1412</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 10:53:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9820/avatar/VavIGw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amin Jafari</title>
            <link>https://virgool.io/@soodamin1412</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باور</title>
                <link>https://virgool.io/@soodamin1412/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-bch4fi5hrxov</link>
                <description>یک کودک زمانی که متولد میشود هیچ باوری ندارد. نه مسلمان است نه مسیحی، نه نژاد پرست است و نه آزادی خواه، نه موفق است و نه ناموفق. باورهای انسان در طول زندگی بر اثر اتفاقات، تجربیات ،مشاهدات، آموزش ها و  ... شکل پیدا میکنند. ما در زندگی با الهام گرفتن از باورهایمان تصمیم میگیریم و فعالیت میکنیم. بر اثر فعالیت هایمان به نتایجی میرسیم و تجربیاتی کسب میکنیم که این تجربیات باورهای ما را شکل میدهند و این چرخه در طول زندگی ادامه خواهد داشت. اما اگر باورهای ما باورهای اشتباهی‌ باشند چی؟ چرا اکثر مردم دچار روزمرگی هستند؟ چرا خیلی ها نتوانسته اند زندگی دلخواه خود را بسازند؟ چرا تنها درصد کمی موفق هستند و آزادی مالی دارند و درصد زیادی زندگی متوسط و رو به پایین ؟اکثر ما با باورهای محدود‌کننده ای بزرگ شده ایم، بخشی از این باورهای محدود کننده از خانواده به ما انتقال پیدا میکند. نه اینکه والدین ما آدم های خوبی نیستند اما ناخواسته باور های خودشان را به کودکانشان منتقل میکنند. کودک نیز بر اثر اتفاقات به ظاهر جزئی به نتیجه گیری های اشتباهی از خود میرسد. مثلا کودک با شنیدن جمله دست نزن، تو نمیتوانی، بچه بد و... به باورهای اشتباهی درباره خود و تواناییهایش میرسد. و یا مثلا هنگامی که از پدر یا مادرش درخواست میکند او را بغل کنند و به هر علتی آنها میگویند الان وقتش نیست ، کودک به این باور غلط درباره خودش میرسد که خانواده اش اورا دوست ندارند. بخش دیگری از این باورها از سیستم آموزشی و عمومیت جامعه به ما منتقل میشود. مثلا همه ما با این ذهنیت که پول کثیف است یا افراد پولدار آدم های بدی هستند و خداوند فقرا را دوست دارد به باورهای اشتباهی درباره پول رسیدیم. عموم مردم این تصور اشتباه رو دارند که برای خارج شدن از این چرخه باطل و داشتن زندگی‌ بهتر باید منتظر یک اتفاق بود و یا فقط یک شانس بزرگ میتواند زندگی بهتری را  با خود به ارمغان بیاورد. در صورتی که کلید تغییر و خارج شدن از این چرخه باطل، ایجاد تغییرات در تفکرات و باورهای ماست. کسی که الان هستیم، جایگاه و زندگی ای که الان داریم حاصل تفکرات و تصمیماتی است که تا به امروز داشتیم. پس اگر از موقعیت کنونی زندگیمان راضی نیستیم و زندگیمان تغییر کند باید فکرمان را تغییر دهیم.در اوجی از‌آسمان دیگر ابری  وجود‌ ندارد.پس اگر آسمان زندگیت ابریست بخاطر اینست که هنوز آنقدر که باد اوج نگرفته ای...</description>
                <category>Amin Jafari</category>
                <author>Amin Jafari</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jun 2018 11:47:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام</title>
                <link>https://virgool.io/@soodamin1412/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-iasfbuernqvu</link>
                <description>معتقدم انسان به هر چیزی که فکر میکنه براش اتفاق میوفته. با وجود اینکه در نوشتن تجربه و‌مهارتی ندارم اما مدتهاست که دنبال جایی برای نوشتن مطالبی که به نظرم میتونه به دیگران کمک کنه میگردم. حتی شاید یه روزی کتاب خودم رو نوشتم. امروز هم خیلی اتفاقی با ویرگول آشنا شدم و امیدوارم بتونم اینجا مخاطبین خودم رو پیدا کنم.اما داستان خودم رو بگم و اینکه چی شد که تصمیم به نوشتن گرفتم. بعد از دوران حرفه ای ورزشیم در رشته بسکتبال با مدرک لیسانس بدنبال کار گشتم و کارهای متفاوتی از قبیل فروشندگی، تعمیراتی یا کارگاهی را تجربه کردم. اما نهایتا بعد از ازدواج با همسرم بعنوان کارشناس فنی در یک شرکت معتبر خدماتی مشغول بکار شدم. متاسفانه از هیچکدام از کارهای کارمندی پول زیادی بدست نمی آمد و اگر همسرم هم شاغل نبود واقعا جوابگوی مخارج زندگی نبودیم. با وجود کار سنگینم سعی میکردم بسکتبال رو رها نکنم و در لیگ استانی بازی کردم. سعی کردم برای  روز فینال مرخصی بگیرم تا برای بازی استراحت داشته باشم اما با وجود هجده روز مرخصی ای که طلب داشتم با مرخصی یک روزه ام‌ موافقت نشد. نهایتا در دقایق پایانی بازی بخاطر ضعف بدنی بشدت از ناحیه زانو مصدوم شدم... بیشتر از دردی که میکشیدم نگران آینده زندگی ام بودم. امنیت شغلی ام بشدت بخطر افتاده بود حدود دو ماه خانه نشین شدم و با وجود استفاده از بیمه بخاطر هزینه های بالای جراحی و درمانم و نداشتن پس انداز بدهکار شدم. اما این پایان ماجرا نبود، تنها چند ماه بعد از برگشتنم به شرکت از کارم تعدیل نیرو شدم و همزمان صاحبخانه خبر داد که قصد فروش ملکش را دارد و این یعنی ما باید بفکر اجاره واحد دیگری میبودیم...نیازی نیست به حال من گریه کنید چرا که اگر این اتفاقات به ظاهر بد برای من نمی افتاد شاید هنوز از خواب بیدار نمیشدم. الان با گذشت حدود یکسال از تعدیل شدنم زندگی بسیار بهتری دارم. در خانه ای بهتر در محله ای بهتر زندگی میکنم  ، ماشین قراضه ام را با صفر عوض کردم و مطمئنم الان درآمدم از رییسم که به من مرخصی نداد بیشتر است. بله من تغییر کردم چون یاد گرفتم فکرم رو تغییر بدم و این باعث شد از هر لحاظ زندگی بهتری داشته باشم... امیدوارم بتونم با نوشتن تجربیاتم و به اشتراک گذاشتن مطالب مفید کمک کنم که شما هم دنیارو تبدیل به جای بهتری برای ‌زندگی کنید.</description>
                <category>Amin Jafari</category>
                <author>Amin Jafari</author>
                <pubDate>Tue, 29 May 2018 19:54:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>