<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آنیما</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sootokoor</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 02:45:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/130507/avatar/jiTRSS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آنیما</title>
            <link>https://virgool.io/@sootokoor</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیدار به قیامت</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-jo8b55qdurmv</link>
                <description>انقدر همه چی یه دفعه ای اتفاق افتاد که هنوز باورم نشده وقتی امروز گفت صدات بهم آرامش میده دوباره حس کردم از نو متولد شدم حرفی بود که مدتها نشنیده بودمش، اون لعنتی کاری با من کرد تو این دو سال که خودم و فراموش کرده بودم فراموشم شده بود که سالیان سال معروف بودم به اینکه آرامش می‌دم، عشق می‌دم، امید می‌دم ...انقدر حالم خوبه که دلم می‌خواد هیچ نقطه تاریکی از گذشته هرگز هرگز به یادم نیاد همیشه دلم می‌خواست یه روزی این جمله رو بنویسم فراموش خواهی شد گویی که هرگز نبوده ای...و امروز همون روزه .</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jul 2021 15:36:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چیزی شبیه معجزه</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-jlz7nqbwb4y7</link>
                <description>جوری غرق در دوست داشتن تو شدم که اصلا فراموشم شده قبل از تو عاشق نماهای دیگه ای هم وجود داشتن، جوری فراموش شدن که انگار اصلا وجود نداشتن.... می دونی چیه دلم می خواد همه جا داد بزنم و بگم عشقای قبل از تو سوء تفاهمی بیش نبود، عزیزِ جانِ خسته مَن تو شبیه رویاهایی هستی که همیشه تو ذهنم می‌پروروندم و هیشکی جز خدا ازشون خبر نداشت هر روزی که می‌گذره بیشتر حیرت می‌کنم از شباهتت به معجزه ها هر صبحی که از خواب پا می‌شم یه بار دیگه چک می‌کنم واقعیته یا خیال ...بمان با من ... مَن هَم آمَده ام که بِمانَم جانَم.</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jul 2021 08:46:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در من چیزی شکست</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-cwqzggxyrf94</link>
                <description>روزی که سر راهم قرار گرفتی، باورم شد کسی پیدا شده که به گذشته ام اهمیتی نمی ده، جلوی همه با افتخار ازش تعریف می کردم، هر موقع هر کسی پرسید چی شد که انقدر بهش علاقه مند شدی تنها  یه جواب تو قلب و سرم می پیچید، ولی روزی که گفته بودی نمی تونی گذشته من و نادیده بگیری و تمام این مدت من به اشتباه روت حساب باز کرده بودم، قلبم و شکستی...کاش انقدر جسارت داشتی که به خودم می گفتی، من که بهت گفته بودم هر موقع نخوای میرم از زندگیت، چرا برای توجیه خیانتت من و له کردی...چرا واقعا؟!ای کاش یه روزی توضیحی براش داشته باشی، چون تا اون روز من و قلب شکسته ام هرگز نمی تونیم ببخشیمت و می دونی که این برای من سختترین کار دنیاست جانم...</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 08:40:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کابوس شبانه</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-gawxafy8oddl</link>
                <description>می دونی  کجای قصه من و تو از همه غم انگیزتره ؟اینکه من تو خواب هم هنوز به تو و عشقمون متعهدم هنوزم دو نفره هامون و حاضر نیستم با کسی قسمت کنم؟ می شنوی حتی توی خواب؟ولی تو چه کردی؟تمام مدتی که عاشقانه می پرستیدمت بهم خیانت کردی، تمام مدت!!!!کاش یه روز این سوال بی جوابم و توضیحی داشته باشی...فقط بگو چرا؟!</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 09:25:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابد و یک روز</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D8%A7%D8%A8%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-ssyjxgdvjw1b</link>
                <description>دیروز به قدری حالم از دروغات بد بود، که هیچ راهی جز خواب برای ساکت کردن صداهای ذهنم پیدا نکردم ولی همون دیروز یه تصمیمی گرفتم، با خودم گفتم فکر می کنم مردی ،خاکت کردم، گل رز قرمزی رو هم که برام خریده بودی به نشونه احترام روش گذاشتم و از جام پاشدم، خاکای لباسم و تکون دادم و برگشتم به دنیای زنده ها و زندگی ...هر چند که با تو خیلی چیزهای دیگه رو هم خاک کردم، عشق، احساس و اعتماد...شاید یه روزی بتونم تو رو برای کشتن روح و جسمم ببخشم، ولی نمی تونم تورو به خاطر آدمی که بعد خودت به جا گذاشتی که دیگه هیچ شباهتی به منِ قبل تو نداره ببخشم، چون می تونه دست به خیلی کارها بزنه که تو مسبب همشونی... ابد و یک روز هم برای نبخشیدنت کمه...</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Sun, 11 Apr 2021 09:48:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوک</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D8%B4%D9%88%DA%A9-xw0nhipowcf4</link>
                <description>هر بار که حرف جدیدی ازت می شنوم قلبم به درد میاد و تا مدتها حالم بد میشه...کاش حالا که رفتی، حالا که ولم کردی،حالا که تنهام گذاشتی اقلا با حرفهات خنجر تو قلبم فرو نمی کردی کاش می گفتی کجای این دو سال بهت بدی کردم که تو یک شب بدترین کارها رو در حقم کردی!کاش یه روزی برسه که برام یه توضیحی داشته باشی فقط انتظار اون روز و می کشم ...نمی دونم ببینم یا نه؟!</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 08:56:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناگفته ها</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-ss2wtajk3ho1</link>
                <description>عزیزِ جانِ منبا این لفظ خطابت می کنم، چون هنوز دلم نمی خواد باور کنم چه کردی با مندوست دارم تا ابد تو خاطرم همونجوری که می پنداشتمت به یادت بیارم کاش خاطره اون شب کذایی از ذهنم پاک میشد کاش باورم و اعتمادم بهت یکباره مثل آوار رو سرم خراب نمیشد کاش دوستم داشتی کاش ...کاش باهام حرف میزدی کاش یه دلیلی برای کاری که کردی می آوردی هزاران ای کاش ...</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 08:59:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالگرد</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-drla4hhlskxj</link>
                <description>خیلی اتفاقی چشمم به تاریخ امروز افتادیادم افتاد 3 روز از دومین سالگرد آشناییمون گذشت و من هیچ حواسم به تاریخ نبودالبته که تویی نبودی که بخوام بهش تبریک بگم و یادآوریش کنم!!!می نویسم که بدونی از شروع تا پایان چه بر من گذشت شاید هرگز نخونی، شاید هم خوندی... نمی دونم ، ولی احساس می کنم این همه حرف که تو سرم دور هم جمع شدن باید یه جایی خالی بشن. بذار شبهایی رو به یادت بیارم که تا صبح نمی خوابیدیم و با هم حرف می زدیم ، انقدر آتشین شروع کردی که منِ طوفان زده باورت کردم، اعتماد کردم و دل سپردم.رسم دل سپردگی این نبود جانم...</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 08:55:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منِ او</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D9%85%D9%86%D9%90-%D8%A7%D9%88-qbtvwdomu4fl</link>
                <description>تو رفتی... بدون اینکه حتی یک لحظه به این فکر کنی که چه بر من گذشت و بعد این چی میشم ...بدون هیچ توضیحی، بهت گفته بودم روزی که بگی برو، می رم و پشت سرم و هم نگاه نمی کنم ولی اون روزی که این قول و بهت دادم نمی دونستم چی کار کردی؟؟با خودم می گفتم دوسال عاشقی کردی ؟ چی قشنگتر از این، شاید خیلی آدمها حتی یکبار هم تو زندگیشون تجربه اش نکنن!مثه یه صندوقچه گنج یه جایی گوشه دلت پنهانش می کنی و یه عمر هر موقع دلت تنگ شد می ری نگاش میکنی و از تلالو برقش چشمای تو هم برق میزنه ....ولی تو همه چی رو خراب کردی، یه ویرونه ای ساختی تو دلم که زیر آوارش له شدم، شکستم، اصلا مردم ...کاش، ای کاش فقط می گفتی چرا؟انتقام چی رو از کی گرفتی!!!!!</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 08:44:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادآوری به خودم</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-kfrt5ggpiofp</link>
                <description>یادمه یه بار ازت پرسیدم چرا اومدی سراغ من؟چی شد که ازم خوشت اومد؟تو گفتی چون حس کردم شبیه همیم، اون موقع گفتم عاررره انگاری واقعا شبیه همیم، ولی الان میگم نه تو منو اشتباه انتخاب کردیمن اصن شبیه تو نبودم.من نامردی تو کارم نبود، من خیانت بلد نبودم، من دروغ بهت نمی گفتم،من هیچ وقت ازت خسته نشدم، من سرد نبودم، بی احساس نبودم، من دوست داشتم... اونقدری که خودم می ترسیدم از این همه حس...ولی الان درست شدم شبیه خودتیه آدم بی احساس بی تفاوت.حالا درست شدیم شبیه هم ... میشه دوباره انتخابم کنی؟!میشه دوباره برگردی؟!میبینی من هنوز یه فرق بزرگ با تو دارم، هنوز دوست دارم ...</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Sun, 04 Apr 2021 08:44:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروانگی</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-jigvbkcwotef</link>
                <description>دیگری، دیگری، دیگران ...پس کی من؟کی به خودم پرداختم؟ چقدر حواسم به تو یا او یا دیگری باشه؟پس من چی میشم ؟؟منِ مظلومِ من کی قراره به آرامش برسه؟ کی قراره بخنده؟ کی قراره رها باشه ...بعد از اون شب تلخ، فهمیدم که فراموشیِ من و غرق شدن در دیگری معنی هیچ می دهد...و من عوض شدم ...بزرگ شدم...وپیله ی پروانگیم رو گسستم.</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 15:23:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قول</title>
                <link>https://virgool.io/@sootokoor/%D9%82%D9%88%D9%84-vrb8wmu1osme</link>
                <description>من مردانه پای قول زنانه ام موندم، ولی تو نه ...گفته بودم هر روزی نخواستی بگو، میرم و پشت سرم و هم نگاه نمی کنم ...من رفتن و خیلی پیش از تو یاد گرفته بودم جانم، شکستن و خیلی پیش از این تجربه کرده بودم، ولی یاد گرفته بودم که خودم تیکه هاش و بچسبونم به هم.چرا اومدی؟ اصلا چرا اومدی؟ وقتی پای موندنت سست بود؟!من تازه به ساحل آرامش رسیده بودم، تازه داشتم نفس تازه می کردم که تو از راه رسیدی...قرارمون این نبود که طوفان به پا کنی و بری؟ قرارمون این نبود ...این نبود.</description>
                <category>آنیما</category>
                <author>آنیما</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 10:19:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>