<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کیهان فکت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soroshgreed258</link>
        <description>بنده سروش عزیزی هستم و با مطالعات کوچیک علمی خودم سعی در آگاهی رسانی بیشتر در جامعه دارم و امیدوارم بهتون کمک کنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:34:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/267311/avatar/8hCtpJ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کیهان فکت</title>
            <link>https://virgool.io/@soroshgreed258</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا باید به فکر تغییر اختلالات روانشناختی باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-esafxt3zl1pb</link>
                <description>عجایب انسان ها تمام‌نشدنی است! روان ما گردآوری‌شده از چیزی است که طی هزاران سال زندگی بر روی این کره خاکی در ما تکامل پیدا کرده. اگر بخواهیم از تغییرات فیزیکی در بدن خود صرف نظر کنیم، ویژگی‌های روانشناختی هم در کنار ویژگی‌های فیزیکی بارها و بارها سبب بقای انسان در این کره خاکیِ وحشی شده‌اند!در ادامه به بررسی ویژگی‌های مختلف روانشناختی‌ای که در طی این سال‌ها در بدن ما به وجود آمده‌اند می‌پردازیم و در پی این حقیقت خواهیم بود که آیا واقعاً این ویژگی‌های روانشناختی که گاهاً به شکل اختلالات آزاردهنده ای در جهان امروزی دیده می‌شوند، صرفاً بی‌دلیل به وجود آمده‌اند یا حقیقتی پنهان در تاریخ ژنتیک ما باعث این ویژگی‌های روانشناختی شده و به این نتیجه برسیم که کدام ویژگی واقعاً می‌تواند تغییر کند یا به کل حذف شود!منشا ویژگی های روانشناختی ما از کجاست؟&quot;در ژنتیک، هیچ چیز تصادفی نیست؛ حتی کوچک‌ترین تغییرات هم ریشه در دلایلی عمیق دارند.&quot; شاید این جمله یکی از بزرگ‌ترین جملات در علم ژنتیک است. جمله‌ای که بارها و بارها به متخصصین ژنتیک ثابت کرده است که هر چیزی که در جهان امروزی می‌بینیم شاخه‌هایی از درختی هستند که ریشه‌ای مستحکم آن را در خاک نگه داشته‌. پس بیایید که با هم در تاریخ سفر کنیم و دلیل وجود برخی از ویژگی‌های روانشناختی شناخته‌شده را بررسی کنیم.علم ژنتیک به ما می‌آموزد که هیچ جزئیاتی بی‌اهمیت نیست؛ هر نوکلئوتید داستانی برای گفتن دارد.فرانسیس کالینزاسترس و اضطراب!شاید یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های روانشناختی ما انسان‌ها &quot;ترس&quot; باشد. انسان‌های نخستین با تهدیدهای مداومی روبه‌رو بودند. آمیگدال که نقش کلیدی‌ای در پاسخ‌های ترس دارد، برای حس تشخیص ترس تکامل یافت؛ اما این قسمت مغزی با محور HPA یا همان &quot;جنگ یا گریز&quot; ارتباط مستقیمی دارد که باعث بروز اضطراب و استرس در موقعیت‌های حتی غیرتهدیدکننده می‌شود. باید توجه کرد که این قسمت مغزی در زمان‌های گذشته بسیار حائز اهمیت بوده است، اما در جهان امروزی می‌تواند عامل اصلی اختلالات اضطرابی و استرس باشد.ریشه های ژنتیکی استرس و اضطرابتخمین‌های وراثت‌پذیری برای اختلالات اضطرابی خاص (مانند اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک، فوبیا اجتماعی) معمولاً در محدوده 30% تا 50% قرار می‌گیرد. این بدان معناست که حدود 30% تا 50% از تفاوت‌های بین افراد در احتمال ابتلا به این اختلالات می‌تواند به تفاوت‌های ژنتیکی آن‌ها نسبت داده شود.ژن  SLC6A4 (ژن انتقال دهنده سروتونین) پروتئینی را کد می‌کند که سروتونین را از فضای بین سلول‌های عصبی (سیناپس) به سلول عصبی بازمی‌گرداند. در تنظیم خلق و خو و اضطراب نقش دارد. تغییرات در این ژن با افزایش خطر اضطراب مرتبط است.ژن ADRB1 (گیرنده بتا-1 آدرنرژیک) پروتئینی را کد می‌کند که به نوراپی‌نفرین (یک هورمون استرس) متصل می‌شود. در پاسخ بدن به استرس نقش دارد. تغییرات در این ژن ممکن است با اضطراب مرتبط باشد.ژن CRHR2 (گیرنده هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین 2) پروتئینی را کد می‌کند که به هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین (CRH) و پپتیدهای مرتبط متصل می‌شود. در تنظیم پاسخ استرس نقش دارد. تغییرات در این ژن ممکن است بر نحوه واکنش فرد به استرس و اضطراب تأثیر بگذارد.بیش فعالی و کم توجهی (ADHD)شاید ADHD در عصر امروزی یک نقطه ضعف و اختلال تلقی شود ولی این مسئله در گذشته بسیار بسیار مهم بوده و حتی باعث پیشرفت! دلایل متفاوتی برای تکامل این موضوع مطرح شده که عبارتند از:هوشیاری و آگاهی محیطیاگر در یک محیط پر از خطر باشید که ممکن است هر لحظه جان شما از دست برود! فکر کردن عمیق و صبر و حوصله بی‌معنی است و شما نیاز به تکانشگری (تصمیمات عجولانه گرفتن) هستید!شکار و غذاشکارچیانی موفق‌تر هستند که می‌توانند در کمترین زمان بهترین صرفه را داشته باشند، افرادی که بیشتر به دنبال پیدا کردن راه‌های منطقی‌تری نسبت به حمله‌های مستقیم به شکار و درگیری‌های لحظه‌ای می‌گشتند بسیار در شکار ضعیف‌تر عمل می‌کردند! پس بیش‌فعالی در شکار اثرگذارتر بوده.جستجوگری و کنجکاویتمایل کنجکاوی در افراد ب یش‌فعال می‌توانست به کشف منابع غذایی بیشتر و یا یافتن مکان‌های امن‌تر برای زندگی منجر شود که در افراد دیگر بیشتر به شکل حفظ محیط امن کنونی دیده می‌شد که قطعاً استراتژی دیگری است ولی چیزی که منجر به بقای بیشتر انسان‌ها و پراکندگی آن‌ها در این گستره خاکی شد کنجکاوی چنین افرادی بوده!ژن های موثر در بیش فعالی (ADHD)بیش فعالی توارث پذیری ژنتیکی بالایی نزدیک به 74 تا 80 درصد دارد. طبق آخرین مطالعات انجمن گسترده ژنومی آخرین متاآنالیز 27 مکان ژنومی مهم را نشان داده که همگی در بیش فعالی موثرند.ژن DRD4 به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است و به طور مداوم با ADHD مرتبط است. بر تمایل اتصال گیرنده دوپامین تأثیر می‌گذارد.ژن DRD5 نیز ارتباط نشان می‌دهد، DRD5 تمایل بالایی به دوپامین دارد و در توجه و یادگیری نقش دارد.ژن‌های مسیر دوپامینرژیک: ژن‌های دخیل در سیگنال‌دهی دوپامین به طور مداوم در ADHD نقش دارند.نظریه هارتمنتام هارتمن در سال 2003 نظریه &quot;شکارچی در مقابل کشاورز&quot; را مطرح کرد. او استدلال کرد که ویژگی‌های ADHD در جوامع شکارچی-گردآورنده سازگارانه بوده و به عنوان ویژگی‌های یک &quot;شکارچی&quot; موفق عمل می‌کرده‌اند. با گذار به جوامع کشاورزی و سبک زندگی یکجانشینی، این ویژگی‌ها که نیازمند تمرکز طولانی‌مدت، صبر و پیروی از برنامه‌های منظم بودند، دیگر مزیت محسوب نشده و حتی می‌توانستند مشکل‌ساز شوند.اوتیسم (ASD)دلیل اصلی اوتیسم در تاریخ ژنتیک همچنان در هاله‌ای از ابهام است؛ اما نظریاتی هم وجود دارند که آن ها بررسی میکنیم.برخی محققان بر این باورند که تمرکز شدید بر روی برخی موارد و توجه شدید به تک‌تک جزئیات می‌توانسته از این رو به بقای انسان و تکامل او کمک کند که انسان‌ها تقریباً در تمامی ادوار زندگی نیاز به افرادی متخصص بر روی تنها یک مسئله داشته‌اند.برای مثال: فردی با تمرکز بالا و علاقه‌مند به شناخت گیاهان و میوه‌های متفاوت می‌توانسته با شناسایی گیاهان مختلف و به خاطر سپردن دقیق بو و شکل آن‌ها بارها به گروه خود کمک کند که از گیاهان و میوه‌های سمی که با آزمون و خطا آن‌ها را به خاطر سپرده است مصرف نکنند و حتی مجدد با آزمون و خطا درمان‌هایی هم برای برخی بیماری‌ها کشف کنند، به خاطر داشته باشید که درباره زمانی صحبت می‌کنیم که ممکن بود خط در اشکال بسیار ابتدایی خود بوده باشد و چیزی برای ثبت اطلاعات وجود نداشته پس به خاطر سپردن دقیق جزئیات تنها راه بوده!همچنین این مسئله در شناخت خطرات و شکار هم کمک‌کننده بوده و افراد با این ویژگی در به خاطر سپردن شکل رد پا و حتی مدفوع جانوران متفاوت می‌توانستند آن‌ها را شناسایی کنند.با این وجود این ویژگی هم در جهان امروزی می‌تواند مشکل‌ساز باشد و در بسیاری از موارد موجب عدم پیشرفت افراد شود.ریشه های ژنتیکی اوتیسم (ASD)به شکل کلی تخمین زده میشود که توارث پذیری ASD بین 70 تا 90 درصد است.ژن SHANK3 در ساختار و عملکرد سیناپسی نقش دارد؛ جهش‌ها با ASD و سندرم فلان-مک‌درمید مرتبط هستند.ژن CHD8 یک تنظیم‌کننده کروماتین است که در رشد عصبی نقش دارد؛ جهش‌ها یک عامل خطر قوی برای ASD هستند.ژن ADNP در رشد مغز و بازسازی کروماتین نقش دارد؛ جهش‌ها باعث سندرم ADNP می‌شوند که اغلب با ASD همراه است.حالا، چه تغییری مثبت است؟مثال‌هایی که زده شد به این دلیل بود که ما به این موضوع آگاه شویم که اختلالات روانشناختی‌ای که امروزه به شکل اختلال شناخته می‌شوند در حقیقت ویژگی‌هایی بوده‌اند که باعث بقا و زندگی بهتر گذشتگان ما شده است و این ویژگی‌های ارثی به همراه ما تا جهان کنونی به مسیر خود ادامه داده‌اند!اگر به شخصه قصد داشته باشم که یکی از ویژگی‌های روانشناختی که به ارث رسیده را تغییر بدهم از ویژگی‌ای استفاده می‌کنم که کمی همراه با ترس و کمی همراه با زندگی اجتماعی است! این ویژگی کم و بیش در همگی ما وجود دارد که البته میزان مناسب آن می‌تواند مثبت هم باشد. اسم این ویژگی &quot;اضطراب اجتماعی&quot; (Social anxiety) است که در مراحل حاد به تنهایی باعث بروز اختلالات دیگر نیز خواهد شد!اضطراب اجتماعی (Social anxiety) چیست؟اضطراب اجتماعی در حقیقت زمانی رخ می‌دهد که شخص در مقابل به تفکری که اطرافیانش نسبت به او دارند احساسات شدیدی نشان دهد و طرز فکر سایرین برای او بیش از اندازه اهمیت داشته باشد. برای مثال فرض کنید شما دچار این اختلال هستید و اگر کسی از ظاهر شما نقد کند باعث آشفتگی ذهنی و خجالت‌زدگی در شما شود، هر چند شاید آن شخص منتقد در زندگی شما آن‌قدرها هم تأثیرگذار نباشد!ریشه به وجود آمدن این اختلال پدیده‌ای به اسم &quot;حساسیت شدید تهدید اجتماعی&quot; (Hyper-social Threat Sensitivity) می‌باشد که با افزایش میزان حساسیت شخص به طرد شدن و رانده شدن از اجتماع شکل خود را تغییر داده و به شکل اضطراب اجتماعی نمایان می‌شود!ریشه ی شکل گیری اضطراب اجتماعیدر گذشتگان ما، طرد شدن از اجتماع و تبعید شدن، یکی از عواملی بود که می‌توانست منجر به مرگ فرد تبعید‌شده شود! چون یک انسان تنها در طبیعت وحشی، آن هم طبیعت ماقبل تاریخی شانسی نزدیک به صفر برای بقای خود دارد، بنابراین این رفتار در انسان‌ها شکل می‌گرفت که با راضی نگه داشتن همنوعان خود نسبت به رفتارها و اعمالشان، نظر مثبت آن‌ها را جلب کنند و بتوانند در اجتماع کنار سایرین زندگی کنند.تغییر استفاده در جهان امروزی به چه شکل است؟در جهان امروزی این رفتارها به چند شکل خود را نشان می‌دهند که یکی از آن‌ها احساس کم بودن و ناچیز بودن و عدم اعتماد به نفس کافی نسبت به سایرین است که به خودی خود می‌تواند شروع‌کننده اختلالات دیگری در انسان باشد. می‌تواند به شکل یک رقابت نادرست و مقایسه نادرست با دیگران پیش برود که مجدد می‌تواند سبب عدم پیشرفت و ناهنجاری‌های ذهنی شود و حتی می‌تواند برعکس حسی که ترس از نظرات دیگران است اگر با نظرات مثبت پیش برود به سمت خودشیفتگی و این که &quot;هیچ کس بهتر از من نیست و بقیه اشتباه می‌کنند&quot; پیش برود. می‌توان مثال‌هایی از این موارد را در جهان امروزی دید که شامل:ترس از صحبت کردن در محیط‌های اجتماعیاسترس از دست دادن شغل در محیط‌های کاری رقابتیاضطراب ناشی از چک کردن مداوم لایک‌ها و کامنت‌ها در فضاهای مجازیحالا، چه تغییری مثبت است؟مثال‌هایی که زده شد به این دلیل بود که ما به این موضوع آگاه شویم که اختلالات روانشناختی‌ای که امروزه به شکل اختلال شناخته می‌شوند در حقیقت ویژگی‌هایی بوده‌اند که باعث بقا و زندگی بهتر گذشتگان ما شده است و این ویژگی‌های ارثی به همراه ما تا جهان کنونی به مسیر خود ادامه داده‌اند!اگر به شخصه قصد داشته باشم که یکی از ویژگی‌های روانشناختی که به ارث رسیده را تغییر بدهم از ویژگی‌ای استفاده می‌کنم که کمی همراه با ترس و کمی همراه با زندگی اجتماعی است! این ویژگی کم و بیش در همگی ما وجود دارد که البته میزان مناسب آن می‌تواند مثبت هم باشد. اسم این ویژگی &quot;اضطراب اجتماعی&quot; (Social anxiety) است که در مراحل حاد به تنهایی باعث بروز اختلالات دیگر نیز خواهد شد!اضطراب اجتماعی (Social anxiety) چیست؟اضطراب اجتماعی در حقیقت زمانی رخ می‌دهد که شخص در مقابل به تفکری که اطرافیانش نسبت به او دارند احساسات شدیدی نشان دهد و طرز فکر سایرین برای او بیش از اندازه اهمیت داشته باشد. برای مثال فرض کنید شما دچار این اختلال هستید و اگر کسی از ظاهر شما نقد کند باعث آشفتگی ذهنی و خجالت‌زدگی در شما شود، هر چند شاید آن شخص منتقد در زندگی شما آن‌قدرها هم تأثیرگذار نباشد!ریشه به وجود آمدن این اختلال پدیده‌ای به اسم &quot;حساسیت شدید تهدید اجتماعی&quot; (Hyper-social Threat Sensitivity) می‌باشد که با افزایش میزان حساسیت شخص به طرد شدن و رانده شدن از اجتماع شکل خود را تغییر داده و به شکل اضطراب اجتماعی نمایان می‌شود!ریشه ی شکل گیری اضطراب اجتماعیدر گذشتگان ما، طرد شدن از اجتماع و تبعید شدن، یکی از عواملی بود که می‌توانست منجر به مرگ فرد تبعید‌شده شود! چون یک انسان تنها در طبیعت وحشی، آن هم طبیعت ماقبل تاریخی شانسی نزدیک به صفر برای بقای خود دارد، بنابراین این رفتار در انسان‌ها شکل می‌گرفت که با راضی نگه داشتن همنوعان خود نسبت به رفتارها و اعمالشان، نظر مثبت آن‌ها را جلب کنند و بتوانند در اجتماع کنار سایرین زندگی کنند.تغییر استفاده در جهان امروزی به چه شکل است؟در جهان امروزی این رفتارها به چند شکل خود را نشان می‌دهند که یکی از آن‌ها احساس کم بودن و ناچیز بودن و عدم اعتماد به نفس کافی نسبت به سایرین است که به خودی خود می‌تواند شروع‌کننده اختلالات دیگری در انسان باشد. می‌تواند به شکل یک رقابت نادرست و مقایسه نادرست با دیگران پیش برود که مجدد می‌تواند سبب عدم پیشرفت و ناهنجاری‌های ذهنی شود و حتی می‌تواند برعکس حسی که ترس از نظرات دیگران است اگر با نظرات مثبت پیش برود به سمت خودشیفتگی و این که &quot;هیچ کس بهتر از من نیست و بقیه اشتباه می‌کنند&quot; پیش برود. می‌توان مثال‌هایی از این موارد را در جهان امروزی دید که شامل:ترس از صحبت کردن در محیط‌های اجتماعیاسترس از دست دادن شغل در محیط‌های کاری رقابتیاضطراب ناشی از چک کردن مداوم لایک‌ها و کامنت‌ها در فضاهای مجازیریشه های ژنتیکی اضطراب اجتماعی (SAD)مطالعات نشان داده‌اند که اختلال اضطراب اجتماعی دارای یک جزء ارثی است و میزان وراثت‌پذیری آن بین 27% تا 56% تخمین زده شده است.ژن SLC6A4: ارتباط قوی بین این ژن و خطر ابتلا به SAD وجود دارد. تغییرات ژنتیکی کوچک در این ژن با ایجاد SAD مرتبط هستند. ژن SLC6A4 در انتقال سروتونین، یک انتقال‌دهنده عصبی مهم در تنظیم خلق و خو و اضطراب، نقش دارد. تصور می‌شود که نقص در پردازش سروتونین ممکن است در SAD نقش داشته باشد.ژن ADRB1 : این ژن ممکن است در SAD نقش داشته باشد، اگرچه مکانیسم دقیق آن هنوز مشخص نیست.ژن CRHR2 : جهش در این ژن که بخشی از گیرنده CRF است، با اضطراب اجتماعی مرتبط است. این جهش باعث اختلال در اتصال بین گیرنده CRF2 و CRF می‌شود که برای کاهش استرس ضروری است.ژن MANEA: یک مطالعه ارتباطی بین اضطراب اجتماعی و تغییرات ژنتیکی این ژن پیدا کرده است.آمار هشدار دهنده! آمار های سال 2023 از 61 درصد جوانان 18 تا 25 ساله ای گزارش میکند که &quot;ترس از قضاوت&quot; زندگی آنها را محدود کرده است.American Psychological Association 2023چگونه این ویژگی را تغییر دهیم؟چیزی که مشخص است این ویژگی را نمی‌توان به شکل کلی حذف کرد و باید به سمت کم‌تأثیر کردن آن پیش رفت چون حذف کامل این ویژگی قطعاً به سمت بی‌مسئولیتی‌ها و بی‌اهمیتی احساسات نسبت به هم پیش خواهد رفت؛ پس باید به سمت اصلاح این ویژگی پیش رفت.هر چند که می‌توان در راه بهبود این وضعیت راهکارهایی داد؛ اما در این میان دشمنانی بر ضد این بهبود هستند:فضاهای مجازی دشمن ردیف اول هستند که با استفاده از همین مسئله کاربران خود را درگیر نگه می‌دارند.سنت‌ها و خانواده‌ها که همگی حرف از مسیری درست و از پیش تعیین شده می‌زنند که خود باعث ایجاد بایدها و نبایدهایی می‌شود که ترس از طرد شدن را بیشتر می‌کند.راهکار های فردیراهکارهای فردی من برای این موضوع می‌تواند آگاه‌سازی جامعه از اشتباه بودن احساسات در این زمینه خاص و همچنین با ایجاد راهکارهایی برای افزایش &quot;همدلی اجتماعی&quot; با انجام فعالیت‌های اجتماعی‌ای که وابسته به کمک‌رسانی حاکمیت‌ها در فرهنگ‌سازی آن دارد و حتی بازی‌های رایانه‌ای که بتوانند با شبیه‌سازی موقعیت‌های مشابه افراد را برای درگیری‌های واقعی آماده‌سازی کنند.در پایان، این مهم نیست که دقیقاً چه ویژگی روانشناختی‌ای که از گذشتگان به یادگار برای ما گذاشته شده نیاز به تغییر دارد، مهم‌ترین مسئله برای شروع این است که درک کنیم هر کدام از این ویژگی‌ها چرا و به کدامین دلیل با ما در سفر بی‌پایان ژنتیک همسفر شده‌اند و بعد از درک، سعی در کنترل و تغییر آن‌ها نسبت به جهان امروزی کنیم!خوشحال میشم اگر شما هم راهکار هایی که دارید رو کامنت کنید .🙌 با تشکر از همراهی شما ، سروش عزیزیمنابع: • A natural history of the human mind• Evolution and ADHD• Genome-Wide Association Studies of Schizophrenia• Sex differences in autism screening• The Evolutionary Perspective• Modeling Sensitivity to Social Threat in Adolescent • Social anxiety in modern societies from an evolutionary perspective• Hypersensitivity to social threat, anger, and aggression• Genetic Risk Associated with Social Anxiety• Genetics in the ADHD Clinic• The Autism Spectrum: Behavioral, Psychiatric and Genetic Associations</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Apr 2025 17:22:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سیارات به سمت خورشید جذب نمیشوند!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-umyvlc5ktsde</link>
                <description>یکی از سوالات بزرگ در مکانیزم منظومه ی شمسی این است که چگونه سیاراتی همچون زمینِ خود ما توسط گرانش عظیم خورشید به سمت خورشید کشیده نمیشود؟در حقیقت چندین دلیل مختلف باعث چنین رخدادی میشود که در ادامه مطالعه میفرمایید!تعادل!4.5 میلیارد سال پیش منظومه ی شمسی ما هیچ تعادلی نداشت! بسیاری از سیارات متولد شده که تعداد آنها مشخص نیست و به شکل تخمینی میتوانند هزاران یا حتی میلیون ها بوده باشند بدون هیچ مدار مشخصی در منظومه ی شمسی تازه متولد شده در حرکت بودند و برخی از آنها به دام خورشید افتاده و در آن میسوزند و برخی نیز به کل از منظومه ی شمسی خارج میشدند! ممکن بود که بعضی از همین سیارات به هم برخورد کرده و به تکه های کوچک تر تبدیل شوند و یا سیاره ی جدیدی را بسازند، که البته سیاره ی زمین خود ما نیز به همین شکل به وجود آمده! (شکل گیری زمین:yun.ir/rtpwec)حال این تعادل چه زمانی رخ داد؟ در حقیقت در تمام مدتی که منظومه ی شمسی در تلاطم بوده تمام سیارات به دنبال راهی برای به تعادل رسیدن میگشته اند! سیارات این تعادل را به کمک تاثیرات گرانشی ای که نسبت به هم داشتند  به دست آوردند؛ پس در وحله ی اول مهم ترین عاملی که باعث شد که هر سیاره در مداری قرار بگیرد گرانش بود و در کنار گرانش سرعت حرکت سیارات باعث شد که سیارات نیروی گریز داشته باشند! این یعنی اگر گرانش خورشید زمین را به سمت خودش هدایت میکند؛ زمین هم با سرعت بالایی از این گرانش در حال فرار کردن است!تاثیرات گرانشیهمانطوری که خورشید در حال تاثیر گذاشتن گرانشی روی سیارات است سیارات هم نسبت به یکدیگر و همچینین خورشید تاثیرات گرانشی دارند! بیایید این را فرض کنیم که هیچ یک از سیارات حرکت انقالی به دور خورشید ندارند  برای چند لحظه به تصویر زیر نگاه کنید! به نظر شما در چنین وضعیتی زمین باید به کدام سمت کشیده شود؟به این دقت کنید که فاصله ی زمین تا خورشید بیشتر از زمین تا مشتری است (فاصله ها فرضی است و در مقیاس واقعی نیست و فقط برای درک بهتر رسم شده)همانطوری که میبینید گرانش خورشید بسیار بیشتر از زمین و مشتری است، اما چطور امکان دارد که خورشید باز هم نتواند زمین را به سمت خودش بکشد؟به تصویر زیر دقت کنید! همانطوری که نسبیت عام به ما میگوید گرانش به شکلی فرض میکند که تمامی اجرام بر روی یک پوسته ی کشسان سراسری به اسم فضا-زمان قرار دارند که هر جرم یک جسمی بیشتر باشد گرانش آن نیز بیشتر میشود و در نتیجه در پوسته ی فضا-زمان هم خمیدگی بیشتری ایجاد میشود!فرض را بر این بگیرید که مشتری هم تحت تاثیر نیروی گرانشی دیگری از خارج منظومه شمسی مهار شده!همانطوری که در تصویی میبینید زمین در نقطه ای قرار دارد که امکان ندارد از تعادل خودش خارج شده و به سمت مشتری یا خورشید حرکت کند! حال اگر فاصله ی مشتری و زمین کمتر شود تنها اتفاقی که رخ میدهد این است که مدار زمین کمی بزرگ تر میشود!گریز از مرکزهمانطوری که از اسم آن مشخص است نیروفیی است که باعث میشود جسمی از مرکز گریز داشته باشد.فرض کنید سطل آبی در دست دارید و در حال چرخاندن آن هستید؛ اتفاقی که رخ میدهد این است که آب موجود در سطل به کف سطل میچسبد و حتی اگر سطل بر خلاف گرانش عمل کنید آب از درون سطل خارج نمیشود!همانطوری که میبینید سرعت حرکت چرخش باعث میشود که گرانش بر روی آب تاثیر نگذارد!حال این نیرو دقیقا نیروییست که در ابعاد منظومه شمسی ما هم رعایت میشود! سیارات با سرعت بالایی در حال چرخش به دور خورشید هستند! این سرعت باعث ایجاد این نیرو میشود و این نیرو در کنار تاثیرات گرانشی ای که روی یک سیاره میباشد، دست به دست هم میدهند که جایگاه سیاره در منظومه شمسی مشخص شود!اگر سرعت حرکت زمین به دور خورشید بیشتر بود، آنگاه مدار زمین بزرگ تر میشد چون تاثیرات گرانشی خورشید روی زمین کمتر میشد! اگر سرعت کمتر بود، مدار زمین کوچک تر میشد و زمین به خورشید نزدیک تر میشد.در نهایت باید گفت که نیروی گریز از مرکز و نسبیت عام دست به دست هم داده اند تا این توضیح را به ما ارائه دهند که چگونه سیاره ی ما به طرف خورشید حرکت نمیکند.ماه همواره به دلیل تاثیرات گرانشی سیارات و خورشید در حال دور شدن از زمین است!</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 13:39:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلا در حقیقت چه کرده!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-xidaxo9lmogl</link>
                <description>حتما در فضای مجازی با اطلاعاتی درباره ی نیکولا تسلا و همچینین ادیسون مواجه شده اید که بسیار اغراق کننده هستند! در این مقاله سعی در روشن شدن حقیقت برای شما عزیزان دارم!نیکولا تسلانیکولا تسلا متولد 1854 در کرواسی میباشد! این مخترع خوش ذوق در سال 1880 در دانشگاه در رشته ی مهندسی و فیزیک فارغ التحصیل شد!نیکولا تسلا نزدیک به 300 اختراع ثبت شده دارد که خود یک رکورد محسوب میشود، بزرگ ترین اختراع او، اختراع جریان متناوب برق بود که یک جهش بزرگ در جریان الکترومغناطیسی محسوب میشود!توماس ادیسونتوماس ادیسون متولد 1847 در ایالت متحده آمریکا میباشد! ادیسون تحصیلات آکادمیک نداشت و حتی در دوره ی دبستان مورد تمسخر معلم خود قرار گرفت، اما ادیسون طولی نکشید که در سال 1877 موفق به ساخت نخستین نمونه از گرامافون شد! طبق سندیات ادیسون حدود ده سال برای اختراع گرامافون تلاش کرد!ادیسون لامپ را اختراع نکرد!توماس ادیسون هرگز مخترع لامپ رشته ای نبوده! بلکه تنها بهترین نمونه از انواع لامپ ها که حدود 9 مخترع دیگر بر روی آن کار میکردند را اختراع کرده!ادیسون میکروفون، گرامافون، نوعی ابزار فیلم برداری به اسم کینتوسکوپ، دیکتافون را اختراع کرد!قبل از ادیسون، هاینریش گوبل که پایدار ترین لامپ قبل از ادیسون که از نظر زمانی چهارصد ساعت طول عمر مفید داشت اما توان روشنایی بسیار کمی نسبت به لامپ های ادیسون داشت که حتی عمر بیشتری هم داشتند اختراع کرد بعد از او جیمز وودوار، ویلیام سایر، متیو ایوانز، جوزف سوان به شکل کلی بین سال های ۱۸۵۴ تا ۱۸۸۰ مدل های متفاوتی از لامپ های مختلف اختراع کردند که هیچ یک کار آمد نبود و یا توان کم و یا عمر کمی داشتند!تا این که در نهایت والیس که یک صنعتگر آمریکایی بود اختراع خودش که یک لامپ ذغالی بود را روانه ی بازار کرد که در حقیقت جریان برق بین دو ذغال در جریان بود و باعث ایجاد یک قوص الکتریکی میشد به رنگ آبی و به این شکل لامپ عمل میکرد اما عمر ذغال ها کم بود و تمام میشدند و وقتی که ادیسون این ایراد ها را دید بر آن شد که لامپ خودش را اختراع کند!ادیسون با تلاش های زیاد و امتحان کردن مواد متفاوت ابتدا لامپی ساخت که درخشش مناسب ولی عمر کوتاه چهل ساعته داشت و بعد از آن با سازماندهی بهتر این لامپ لامپ دیگری ساخت که در نهایت پانصد ساعت کار میکرد و این یک جهش بزرگ در صنعت لامپ ها بود!ادیسون در کنار گرامافون اولیه (نخستین اختراعش)چندی بعد جوزف سوان مدعی شد که اختراع بهتری دارد و لامپی که بهتر از لامپ ادیسون عمل میکند! ادیسون، برای از دست ندادن بازار به جای ایجاد جنگ بین خود و جوزف به او پیشنهاد داد که با هم شرکتی تاسیس کرده و لامپ های خود را بفروشند!در نهایت ادیسون بسیاری از سرمایه داران و برجستگان را به پارک منلو در نیوجرسی برای شام دعوت کرد و جلوی میهمانان که بی خبر بودند هزاران لامپ در پارک را روشن کرد! پارک مثل روز روشن شده بود و هیچ یک از میهمانان هرگز لامپ هایی با این درخشش ندیده بودند!در نهایت باید گفت ادیسون مخترع بوده و دزد نبوده! اگر او دزد بود پس تمام کسان دیگری هم که لامپ اختراع کرده اند دزد هستند، ادیسون تنها روش خاص دیگری را برای لامپ هایش ارائه داد و هم چنین به دشمنی کردن با کسی که اختراع مشابه به خودش داشت هم بلند نشد و از او تقاضای همکاری کرد!بزرگ ترین اشتباه ادیسون این بود که سالها بعد از موفقیت های جهانیش! کارمندی به اسم نیکولا تسلا را دست کم گرفت و جریان برق متناوب اور را نشدنی دانست که البته در سال های پایانی عمرش نیز بالاخره اعتراف کرد که اشتباه کرده بود!و حالا دروغ هایی که درباره ی نیکولا تسلا وجود دارد!تسلا هرگز الکتریسیته را کشف نکرده! هرگز حرفی از انرژی رایگان نزده! هیچ کس اختراعات تسلا را ندزدیده و برق بیسیم نشدنی بوده! نیکولا تسلا در سال 1882 در پاریس برای یکی از شرکت های بزرگ آن دوران یعنی جنرال الکتریک مشغول به کار شد، موسس این شرکت توماس ادیسون بود! در آن دوران ادیسون پایدار ترین لامپ رشته ای را به بازار جهانی میفروخت و در چندین کشور دنیا شرکت های متفاوتی داشت! تسلا بسیار باهوش بود و بسیار در زمینه ی کاری اش مشتاق! چندی نگذشت که به خاطر ترفیع دادن به او، او را به شعبه ی مرکزی شرکت جنرال الکتریک؛ یعنی شرکتی که خود ادیسون مدیرعامل آن بود منتقل کردند!ادیسون از کار کردن تسلا و استعداد او بسیار خرسند بود و حتی در خود شرکت هم به او ترفیع داد!لحظه ی شکوفایی تسلا زمانی بود که اختراع خود را به ادیسون در میان گذاشت، لحظه ای که ادیسون به او گفت که جریان برق متناوب بلا استفاده و نشدنی است و تسلا شرکت ادیسون را ترک کرد، بزرگ ترین اتفاق در زندگی تسلا رخ داد از آن لحظه به بعد بود که تسلا 300 اختراع دیگر به نام خود ثبت کرد و به ادیسون فهماند که درباره ی جریان متناوب حق با او بوده! تنها اختلاف تسلا و ادیسون بر سر جریان متناوب و مستقیم (AC,DC) بود و به جز این مورد هیچ اختلافی بین این دو شخص در تاریخ دیده نشده! خنثی بودن آنها نسبت به هم بیشتر از دشمنی آنها بوده!jkنیکولا تسلا از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او در حل مسائل می‌نویسد:«اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکار فراوان دانه‌به‌دانه کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف می‌دیدم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد.»ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است:«نوآوری، یک درصد الهام روح است و نود و نه درصد عرق‌ریختن و تلاش‌کردن.»شایعات درباره ی تسلا:تسلا کاشف الکتریسیته نبوده است!توضیح درباره ی کاشف الکتریسیته، وقت تلف کردن است چون هر انسانی که دقیقه ای به تحقیق بنشیند به سادگی در میابد که قبل از تولد نیکولا تسلا در سال 1856 چندین انسان دیگر به شکل های مختلف اکتریسیته را کشف کرده اند که نخستین آنها بنجامین فرانکلین بوده و به جز این قضیه اختراعات بسیار زیادی قبل از تولد تسلا به وسیله ی الکتریسیته ثبت شده است!تسلا هرگز حرفی از انرژی رایگان نزده بود! درباره ی انرژی رایگان، تسلا هرگز چنین ایده ای در سر نداشته و به خوبی از قوانین ترمودینامیک و پایستگی انرژی آگاه بوده، اما او این ایده را همیشه در سر داشت که حتی به وسیله ی چرخش زمین به دور خودش هم برق تولید کند و همیشه به فکر این بود که در هر عملی اتلاف انرژی را به حداقل برساند! موتور های الکتریکی بسیار قدرتمندی که تسلا اختراع کرد همگی به طرز معجزه آسایی اتلاف انرژی را نسبت به نمونه های دیگر کاهش میداد و این موارد دست به دست هم دادند که چنین شایعه ای را از زبان تسلا بیان کنند! دوستان با این کار ارزش علمی این شخص را کم میکنید، نه زیاد! کسی اختراعات تسلا را ندزدید!و یا حداقل چنین چیزی ثابت نشده، شاید تسلا در این مورد از خود تنش نشان داده باشد اما دلیل اینکه اداره ثبت اختراعات برخی از اختراعات تسلا را ثبت نکرد این بود که قبل از تسلا شخص دیگری آنها را اختراع کرده بود و این اتفاق بین 300 اختراع ثبت شده ی تسلا چیزی نیست که باورش سخت باشد! چون تسلا تقریبا به اندازه ی یک سال اختراعات کل جهان اختراعات متفاوت داشت و اینکه چند نمونه از این اختراعات با اختراعات اشخاص دیگر یکی در بیاید کاملا محتمل است! حتی برخی از این اختراعات سال ها قبل از این بود که تسلا شهرت بگیرد و یا حتی ایده ی آن اختراع به ذهنش خطور کند!برق بیسیم تسلا عملی نبود، هیچ کس و هیچ چیز جز علم در مقابل او قرار نداشت!برق بیسیم در فواصل کم و ولتاژ پایین به سادگی شدنی است اما سه مشکل اساسی دارد که تسلا هم به همین دلایل نتوانست آن را عملی کند:1) برق بیسیم نیاز به یک نیروی اولیه برای تولید امواج الکتریکی دارد تا بتواند امواج را در فواصل جابه جا کند! یعنی اینکه اگر ما بخواهیم به طور مثال برق را یک متر جابه جا کنیم نیاز به دوبرابر انرژی نسبت به برق با سیم داریم یا حتی بیشتر، چون اتلاف انرژی چنین کاری نیز بسیار زیاد است!اگر بخواهیم کل برق نیروگاه های ایران را از مرکز ایران به کل ایران مخابره کنیم شاید فقط برای چند ثانیه این کار عملی شود و بعد از آن کل انرژی ها تمام میشود! پس دلیل اول نصرفیدن!2) دلیل دوم بسیار روشن است؛ مخابره! در برق با سیم ما اگر احتیاج داشته باشیم که وسیله ای الکتریکی روشن نباشد به سادگی آن را از دوشاخه میکشیم ! اما در چنین مخابره ای امواج الکتریکی همه جا هستند و همه چیز را روشن میکنند و ما هرگز نمیتوانیم آن وسیله ی الکتریکی را خاموش کنیم مگر این که کل امواج را از ریشه قطع کنیم (که اگر یک شهر با یک برج تسلا اداره شود در این صورت برق کل شهر قطع میشود) و یا در هنگام خواب کل منزل خود را در پوششی از یک جنس عایق امواج الکترومغناطیس قرار بدهیم که در این صورت دیگر امواج رادیویی نیز مخابره نمیشود(یعنی بای بای تلفن همراه و اینترنت و ... )3) امواج الکترومغناطیسی که حتی در امواج رادیویی با قدرت بسیار پایین تری از برق شهری در اطراف شهر ما در حال مخابره هستند با همین ولتاژ پایین یکی از عوامل موثر در سرطان هستند! حال اگر این امواج قدرت بیشتری به دست بیاورند در اصل مخرب بودن آن ها هم بیشتر میشود به شکلی که به سادگی میتوانند روی ژنتیک بافت های زنده تاثیر گذاشته و باعث تغییرات ژنتیکی شوند(مخرب بودن امواج الکترومغناطیس در آن دوران هنوز کشف نشده بود اگر تسلا متوجه این قضیه میشد قطعا دست به ساخت چنین وسیله ای نمیزد)تسلا با موجودات فرازمینی ارتباطی نداشته!و چیزی به اسم اشعه مرگ وجود ندارد! (البته ساخت چنین دستگاهی شدنی است ولی چه احتیاجی به چنین چیزی است وقتی که اسلحه هایی با برد بیشتر و مخرب تر وجود دارند که کم خرج تر عمل میکنند)حرف آخردر انتها باید گفت که نیکولا تسلا در کنار تمام بدنامی هایی که با شایعات اینچنینی در فضای مجازی برایش ساخته اند هنوز هم یک نابغه است و هیچ شکی در این موضوع نیست و هنوز هم رکورد دار بیشترین اختراعات ثبت شده! ولی ای کاش از پافشاری بر روی پروژه ی برق بیسیم دست میکشید و به این شکل همه دارایی اش را خرج کاری که نشدنیست نمیکرد!</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 17:51:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره فرگشت!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-kshh6ddd9t3w</link>
                <description>چگونگی فرگشت انسان ها طبق بررسی های فسیلی!به شکل کلی انسان دارای 8 گونه مختلف بوده که همگی آنها نزدیک به 2 میلیون سال پیش از یک جد مشترک شکل گرفته اند! اولین و قدیمی ترین گونه انسان ها، انسان ماهر نامگذاری شده اند که در حقیقت جد قدیمی تمامی انسان ها هستند! آنها کمترین شباهت را به انسان های خردمند امروزی داشته اند!انسان های ماهر طی هزاران سال از تانزانیا (جنوب آفریقا) به شکل پراکنده ای در جای جای افریقا به شکل های گروهی زندگی میکرده اند، انسان های ماهر توان مکالمه نداشتند و ترجیحا از شکار حیوانات شکار چی دیگر و یا گیاهان و میوه ها تغذیه میکرده اند!انسان های ماهر تا 1.5 میلیون سال پیش زندگی میکرده اند اما در نهایت منقرض شدند! اما این انقراض به معنای نابودی نبود! در حقیقت گروه های مختلف انسان ها طی زمان 500 هزار ساله به گونه های دیگر انسانی تقسیم شدند: انسان راست قامت، انسان رودولفی و انسان کار ورز تماما این سه نوع انسان ویژگی های منحصر به فرد خود را داشته اند! انسان رودولفی در کنیای امروزی میزیسته و توان ساخت سلاح نداشته اما استرادژی شکار اولین بار در این گونه انسان شکل گرفت! این انسان ها با سنگ و چوب که سلاح طبیعی محسوب میشوند به شکار حیوانات ضعیف میرفته!فسیل های 1.9 میلیون ساله از جمجمه انسان ماهر انسان راست قامت را برخی همان انسان رودولفی میپندارند که تنها اختلافات کمی با انسان های دیگر داشته! این انسان ها اولین گونه بودند که توان ساخت سلاح داشتند و شکار میکردند و در مناطق اوراسیا پخش شدند! این انسان ها طی صد هزار سال مجدد شاخه بندی شدند درست در کنار انسان های راست قامت! انسان گرجی ( که ضعیف ترین نوع انسان ها بودند) ، انسان نئاندرتال (که قوی ترین گونه از نظر قدرت بدنی بود) ، انسان هایدلبرگی و انسان خردمند(خودِ ما) در مناطق اوراسیا و آفریقا گسترش پیدا کردند!دلیل منقرض شدن انسان راست قامت مشخص نیست؛ اما انسان های گرجی کاملا مشخص است ! این انسان ها ابتدا در اطراف گرجستان امروزی گسترش پیدا کردند. اما با مهاجرت های خود در پی یافتن غذا و زندگی ای کم خطر تر، انسان های گرجی در مناطقی میزیستند که به شکلی وفور نعمت بوده در سواحل جنوبی هند و چین و غالبا از راه کشاورزی و شکار ماهی ها زندگی خود را بدون هیچ تنشی میگذرانده اند. اما چیزی که جان آنهار را گرفت یک فاجعه ی طبیعی بوده (سیل، طوفان، سونامی)؛ چون چیزی که دیرینه شناسان از فسیل ها در میابند این چنین است که تمامی این انسان ها در بازه زمانی کمی منقرض شده اند!شبیه سازی از روی فسیل های کشف شده از یک انسان راست قامت متعلق به 250 هزار سال پیشانسان نئاندرتال به دلیل شکار های خطرناکی که میکردند منقرض شدند، آنها سر نترسی داشتند و حتی با اجداد کرگردن های امروزی که سه برابر بزرگ تر بودند درگیر میشدند! (هیچ حیوانی جرات شکار کردگردن را ندارد) پس این سر نترس نئاندرتال ها دلیل قانع کننده ای برای انقراض آنهاست! هرچند که در ژن انسان های امروزی هم اثراتی از آنها وجود دارد که نشان میدهد که با انسان های خردمند آمیزش داشته اند!انسان های هایدلبرگی که قبل از نئاندرتال ها و انسان خردمند از انسان راست قامت فرگشت پیدا کرده بودند و در حقیقت ما نیای این نوع انسان هستیم، اولین گونه انسان ها بودند که توان مکالمه بسیار مبتدی را داشتند! و نقاشی های مختلفی بر روی دیواره ی غار ها میکشیدند! این گونه هم یا به انسان خردمند و نئاندرتال فرگشت پیدا کرد و یا منقرض شد!شبیه سازی یک انسان نئاندرتال بر اساس فسیل های کشف شده 143 هزار ساله!به شکل کلی میتوان گفت که اثبات فرگشت انسان ها به این شکل طبقه بندی میشود که :انسان خردمند و نئاندرتال فرگشت یافته از هایدلبرگیانسان هایدلبرگی و گرجی فرگشت یافته از راست قامتانسان رودلفی ، کار ورز و راست قامت فرگشت یافته از انسان ماهرو انسان ماهر که در اصل شباهت بسیار زیادی به شامپانزه ها و میمون های امروزی دارد میتواند از موجودی با این شباهت فرگشت یافته باشد!دلیل این که ما میمون ها را امروزه هم میبینیم بسیار روشن است در روند فرگشت خود انسان، انسان ماهر در زمانی که انسان راست قامت هم زندگی میکرده وجود داشته ! اما آیا انسان راست قامت حدس میزد که یک شبه میمون جد مشترک او در حدود 500 هزار سال پیش است؟و یا در زمانی که انسان کارورز هنوز منقرض نشده بود انسان های خردمند وجود داشته اند!آیا انسان خردمند فکر میکرد که انسان کار ورز، خود اوست در 400 هزار سال پیش؟حال منظور میمون بودن انسان نیست! انسان ها میمون نیستند بلکه موجوداتی هستند که به جای استفاده از درخت برای در امان ماندن روی دوپا ایستادند و با خلاقیت و مهارت سلاح ساختند و به جای فرار از دشمنان طبیعی با آنها جنگیدند و از هوش بهره بردند!از نظر مغزی حافظه کوتاه مدت شامپانزه 50 برابر انسان قوی تر عمل میکند!حافظه بلند مدت فیل 2 برابر انسان ها بهتر عمل میکندمغز نوعی دلفین همانند رادار عمل میکندکلاغ ها در حل پازل و معما تا 3 برابر سریع تر از انسان ها عمل میکنند!تنها پیشرفت مغز ما نسبت به این حیوانات خلاقیت و خیال پردازی های ماست!شواهد فرگشت در انسان های امروزی!نظریه ی فرگشت عمر بسیار کمی دارد و برای یافتن یک سند بسیار دقیق برای اثبات بی چون و چرای این نظریه عمر کوتاه این نظریه نمیتواند آزمایش ها را بین نمونه های زنده طی این زمان کوتاه با حتم اعلام کند!درباره ی فسیل ها نتیجه مشخص است! و هیچ چون و چرایی برای زیر سوال بردن این تحقیقات و آزمایشات تا کنون نتوانسته چیزی را زیر سوال ببرد! تنها دلیلی که فرگشت را فعلا ناقص میکند آزمایشات حال حاظر روی گونه های مختلف است که آن نیز نیاز به زمان دارد! طبق گفته های متخصصین فرگشت، برای مشخص شدن کامل یک تغییر در یک گونه خاص حداقل به دو هزار سال زمان و آزمایش روی آن گونه نیاز است!اما در همین بازه های زمانی کوتاه سال های کم(نزدیک به دویست سال) از پیشرفت علم ژنتیک و ثبت آمار و نتایج و بررسی ها روی گونه های متفاوت جانوری از جمله انسان نتایج جالبی به دست میایند که میتوانند شواهدی برای این انتخاب طبیعی باشند:۱) بلند شدن قد متوسط انسان ها نسبت به صد سال گذشته که چیزی حدود ۱۵ سانتی متر افزایش یافته، عده ای بر این باورند که این تغییرات در ژنتیک ریشه در این دارد که انسان ها هنوز در روند راست قامت شدن هستند و ستون فقرات انها رو به راست تر شدن پیش میرود عده ای دیگر بر این باورند که کمک های پزشکی و بهتر شدن تغذیه ی مردم دلیل اصلی این تغییرات است، فرقی ندارد که کدام یک از این دو استدلال دلیل درست تر است، هر دوی این دلایل در نهایت انتخاب طبیعی و تغییر در ژنوم انسان را نتیجه میدهد!۲) کوتاه تر شدن انگشتان پا نسبت به صد سال اخیرطبق پژوهش های انجام شده انگشت های پای انسان ها به طور متوسط در حال کوتاه تر شدن است اما این کوتاه تر شدن باعث نمیشود اندازه ی خود پا کوتاه شود، در اصل اندازه انگشتان نسبت به کل پا کوچک تر شده و دلیل آن بسیار روشن است! ما هزاران سال است که از انگشتان پایمان استفاده نمیکنیم! اگر به فسیل های یک و نیم میلیون ساله انسان نگاهی بیاندازیم متوجه این موضوع میشویم که نسبت انگشتان پای آنها به خود پا بسیار بزرگ تر از انسان های امروزی بوده!۳:چشم انسان هادر این مورد هم ممکن است انتخاب طبیعی با کمک های پزشکی و تغذیه در ژنوم ها تاثییر گذاشته باشد اما دلیل دیگر سخت تر شدن کار چشمان ما نسبت به صد سال پیش است! به طور متوسط انسان های امروزی سه برابر بیشتر از انسان های صد سال پیش از چشمان خود کار میکشند و این باعث شده که اندازه ی متوسط چشم انسان ها نسبت به صد سال پیش نزدیک به 3.43 میلی متر(343 میکرون) بزرگ تر شود!۴:ریزش مو قاعدتا به این جمله برخورد داشته اید که وقتی شخصی برای ریزش مویش هیچ چاره ای نمیابد در آخر به او میگویند؛ که این ریزش ژنتیکی است! اما هرگز دلیل انرا میدانستید؟ در این جا ابتدا باید از تغذیه و شامپو ها شکایت کرد چون ژنتیک به این توجهی ندارد که شما چه مقدار به موهای خود میرسید و چقدر تغذیه ی شما مناسب است؛ بلکه این عامل از زمانیس که اجداد شما این رسیدگی هارا به درستی انجام نداده اند پس در اطلاعات وراثتی شما این ضعف عمل کرد ثبت میشود و نکته جالب تر اینجاست که جد هایی که شروع کننده ی این اتفاق هستند هرگز با ریزش مو مواجه نمیشوند و این ژنوم را برای اجداد بعدی به ارث میگذارند!نشریه ی Sun تصویری از انسان 3000 سال آینده منتشر کرد که به حدی این تغییرات اغراق آمیز است و پشتوانه علمی زیادی ندارد اما اگر از روی احتمالات در نظر بگیریم نه طی 3000 سال بلکه تا چند صد هزار سال آینده میتوانیم شاهد چنین انسان هایی باشیم! انسان های آینده چگونه خواهند بود؟این که ما مجدد یک تغییر اساسی در ژنوم هایمان ایجاد کنیم در وحله اول بستگی به تغییر شرایط محیطی و در وحله ی دوم بستگی به پیشرفت علم دارد!همانطور که خواندید انگشتان پا و قد و چشم مو در معرض تغییرات است!طی همین تغییرات ما میتوانیم در آینده شاهد انسان هایی با قد بلند، چشمانی درشت، ترجیحا با موهایی کم در بدن، پا هایی بدون انگشت باشیم! احتمال اینکه دندان ها هم به دلیل ضعفی که دارند به خاطر خوردن مواد شیرین و قندی انسان ها در صده اخیر در اینده ممکن است شاهد دندان هایی یک سره باشیم و هم چنین به دلیل استفاده ی بیشتر از دستانمان در کار هایی که دقت دستان در آن زیاد است ممکن است انگشت دستان کشیده تر شود!از نظر مغزی در آینده به دلیل پیشرفت علم و استفاده کمتر از مغز هوش ما از خیلی جهات تضعیف میشود!از طرفی، خود انسان هم میتواند با پیشرفت علم در ژن خود تغییر ایجاد کرده و جهش هایی به دلخواه در خود شکل دهد! در هر صورت هر دوی این تغییرات باعث تکامل در انسان ها میشود!نصیحت ضروری!فرگشت به شکل کلی یک نظریه ی نزدیک به حقیقت بر اساس جمع آوری اطلاعات بر اساس فسیل ها و دیرینه شناسی و شواهد است، و اگر کسی مخالف این نظریه باشد؛ تنها یک مخالف محسوب میشود! هرگز قرار بر این نیست که هر نظریه علمی را همه انسان ها قبول داشته باشند و هیچ کس به زور و اجبار نمیتواند کسی را مجبور کند که این نظریه را باور داشته باشد، و درست برعکس هم وجود دارد! کسی نمیتواند به فردی که این نظریه را باور دارد تنها با حرف و بدون هیچ مدرک علمی ای بفهماند که این نظریه اشتباه است!پس خواهش بنده ی حقیر این است، اگر قبول ندارید زمین کرویست، اگر قبول ندارید آسمان آبی است، اگر قبول ندارید که زمین هر سال حدودا 365/4 بار دور خود میچرخد هیچ کس جلوی شما را نخواهد گرفت! اما باور شما، برای شماست و علم برای همه!</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 15:22:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبرد زمین و تیا و متولد شدن ماه!(قسمت دوم تولد منظومه شمسی)</title>
                <link>https://virgool.io/eastcloudmedia/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-alece8jtshmg</link>
                <description>سیاره تیاسیاره ی تیا در حقیقت سیاره ای بوده که در 4.5 میلیارد سال پیش به زمین برخورد کرده، این سیاره احتمالا به شکل عمده همانند زمین دارای عناصر آهن و نیکل بوده، اندازه ی تقریبی این سیاره هم اندازه ی مریخ امروزی میباشد! قطر سیاره ی تیا حدودا 6 هزار کیلومتر تخمین زده میشود! قبل از برخورد تیا به سیاره ی اولیه ی زمین، قطر زمین حدود 9 هزار کیلومتر بوده است و این درحالی است که قطر امروزی زمین 12.4 هزار کیلومتر است!سیاره ی تیا به مدت طولانی ای در مداری بین زهره و عطارد در چرخش بوده؛ اما توسط نیروی گرانشی سیاره ی مشتری و زهره و همچین خود زمین، رفته رفته از مدار خودش منحرف میشود و در مدار زمین به شکل سرگردانی شروع به چرخش میکند! حرکت تیاتیا هرگز شبیه به خود زمین در مدار گردش نمیکرده و علاوه بر گردش به دور خورشید در مدار گردشی بر روی مدار زمین اولیه داشته است!در تصویر بالا حرکت گردشی سیاره ی تیا را میبینید که بعد از چرخش های متوالی به زمین برخورد کرده استبرخورد!در 4.5 میلیارد سال پیش سیاره ی تیا که سرعت حدودی 4 کیلومتر در ثانیه داشته با زاویه ی حدودی 45 درجه ای به زمین برخورد میکند! این برخورد فاجعه بار باعث میشود بیشتر از نصف سیاره ی زمین و کل سیاره ی تیا از هم بپاشد!اما به دلیل وجود میدان گرانشی سنگین تر توسط نیمه ی باقی مانده ی سالم زمین ، قطعات پراکنده شده مجدد به سمت زمین جمع شدند، و درنهایت سیاره ی زمین بعد گذشت هزاران سال شکل گرفت!اگر سرعت برخورد تیا زیاد تر و یا زاویه ی برخورد کمی عمود تر بود، بسیار ممکن بود که هر دو سیاره به کل متلاشی شوند و درست همانند کمربند سیارکی ای که بین مشتری و مریخ قرار گرفته بین زهره و مریخ نیز یک کمربند سیارکی شکل بگیرد و در نهایت، مایی هم وجود نداشتیم!شبیه سازی برخورد تیا به زمین بعد از برخورد تیا بر روی سیاره ی تازه متولد شده تلاطم امواج بود، اما نه امواج آب، امواج مواد مذاب! انرژی آزاد شده از طریق اصطکاک این برخورد به حدی بالا بود که تا سالیان سال سیاره ی تازه متولد شده سطح سختی نداشت و تنها چیزی که روی زمین بود مواد مذاب بود! پس از آرام گرفتن زمین و سرد شدن بعضی نقاط در پوسته ی آن تنها یک سیاره وجود داشت و سیاره ی تیا از بین رفته بود! علاوه بر سیاره ی ما در اطراف زمین درست شبیه به سیارات گازی ای مثل زحل حلقه ای از ذرات ریز و درشت وجود داشت!حلقه ی فرضی سیاره زمینتولد ماهحدود ده میلیون سال پس از برخورد تیا به زمین، حلقه ی اطراف تحت تاثیر نیروی گرانشی ذرات پرجرم تر، رفته رفته جمع شدند و در نهایت به یک شکل کلی که ماه امروزی را تشکیل داده رسیدند!طبق جمع آوری اطلاعات از ماه و بررسی نمونه های آورده شده از ماه به زمین طی ماموریت های آپلو، عناصر موجود در ماه دقیقا همان عناصری بودند که در زمین وجود دارند! پس این حقیقت برملا شد که ماه جسمی خارج منظومه ای و یا حتی ساخته شده ی مکان دیگری در منظومه شمسی نبود؛ بلکه دقیقا فرزندی بود که حاصل برخورد تیا به زمین بود!اکثر حفره هایی که روی ماه میبینید توسط باقی مانده ی ذراتی که در حلقه ی زمین وجود داشته هستند، پس به همین دلیل زمین اکنون حلقه ای ندارد؛ هرچند که هنوز ماه نتوانسته تمام ذرات را جذب کند و هنوز هم ذراتی در اطراف زمین خورشید از زمان برخورد وجود دارند، حتی به یکی از این ذرات لقب ماه دوم را داده اند که اسم علمی آن Cruithne به معنی گندم است!شکل فرضی زمین در کنار ماهِ در حال شکل گیری برای دیدن مستند کوتاه این واقعه به پیج اینستاگرام و یا به آپارات کیهان فکت مراجعه کنید: @keyhanfactآپارات:کیهان فکت</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Thu, 26 Nov 2020 18:41:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولد منظومه شمسی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-c8kdwwailz1h</link>
                <description>سحابی منظومه ما!برای شروع شکل گیری و تولد منـظومه شـمسی فرضـیات  زیادی ارائه شده اما قوی ترین آنها که دلیل آن وجود نمونه های مشابهدر کهکشان است، شکل گیری توسط سحابی است!سحابی ها شکل ها و اندازه های متفاوتی دارند، دراقسام بزرگ تر آنها شاید از یک سحابی میلیون ها ستاره و سیاره شکل بـگیرد در کنار تمام این سحابی ها سحابی هایی نیز وجود دارند که بسیار کوچک هستند و در حقیقت توده ای از مـواد در جـهان هسـتی  به شمار میرودند!سحابی منظومه ما بعد از شکل گیری خورشید دیسک بزرگی از ذرات گاز و غبار پراکنده بوده است!سحابی NGC 7027 با قطر حدودی 40 روز نوری ( قطر حدودی اثر منظومه شمسی 1.8 سال نوری درنظر گرفته میشود) این سحابی کوچکترین سحابی شناخته شده است!سحابی SSA22 Protocluster با قطر حدودی 200 میلیارد سال نوری بزرگترین سحابی شناخته شده! حدود دوهزار برابر قطر کهکشان راه شیری :|خورشید چگونه شکل گرفت؟سحابی ها از مواد مختلفی تشکیل شده اند، سحابی ما مانند اکثر سحابی های شناخته شده از درصد بالایی هیدروژن تشکیل شده بوده! همین هیدروژن ها تحت تاثیر خمیدگی ای که جرم آنها در  بافت فضا-زمان ایجاد کرده بود فشرده و فشرده تر شدند و این نیروی گرانشی قوی خورشید ما را که اکثر جرم منظومه را در بر گرفته طی گذر زمانی بین 100 تا 300 میلیون سال شکل داده! عمر خورشید از لحظه تولد تا کنون به 4.6 میلیارد سال میرسد!  خورشید ما بعد از تشکیل تحت تاثیر نیروی گرانشی بسیار قوی ای بوده، البته این چیزی است که تمام ستارگان در حال تجربه ی آن هستند. این میدان گرانشی قدرتمند یکی از دلایل اصلی برای این است که در دل خورشید همجوشی هیدروژن و تبدیل آنها به هلیم شکل بگیرد!تراکم ذرات در مرکز سحابی باعث شده که در فضا-زمان خمیدگی ایجاد بشود و این خمیدگی باعث ایجاد میدان گرانشی قوی و شکل گیری خورشید شده است!سیارات چگونه شکل گرفتند؟بعد از تشکیل خورشید و خمیدگی ایجاد شده کل اجرام اطراف خورشید در خلاف جهت عقربه های ساعت به دور خورشید در چرخش بودند این حرکت و چرخش به این سمت دلیلش حرکت نسبی سحابی بوده که از اول هم سحابی این رفتار را داشته! همواره تمام ذرات موجود در یک سحابی تحت تاثیر گرانش یک دیگرند حال اگر در قسمتی از سحابی گرانش بیشتر باشد ذرات به آن سمت گریز میکنند پس ممکن است که دلیل جهت چرخشی که سیارات دارند از همان روز نخست تشکیل خورشید تعیین شده باشد! حال سوال پیش میاید که چگونه کل این مواد به داخل خورشید ریخته نشدند! جواب دوباره رفتار پوسته فضا-زمان است! درست همانطوری که خورشید گرانش دارد اجرامی که به دور خورشید در چرخش هستند هم گرانش دارند! این درست است که اجرام زیادی در دل خورشید غرق شده اند ولی این اجرام دقیقا آنهایی بودند که جرم کافی برای مقابله با گرانش خورشید و پشتیبانی برای تحت تاثیر قرار دادن پوسته فضا زمان برای خمیدگی آن نداشتند!به صورت کلی دو رفتار برای غرق نشدن در خورشید وجود دارد!جرم آبی) به حدی جرم داشته باشید و در فاصله ای باشید نسبت به خورشید تا خمیدگی در پوسته به حدی باشد که به جلو نروید!جرم قرمز) خودتان جرم کافی نداشته باشید اما تحت تاثیر میدان گرانشی جرم دیگری قرار بگیرید (رفتار قمر ها)به تعادل رسیدن!سیارات منظومه شمسی سالیان سال تحت تاثیر فشار و حرکت های متفاوت بودند تا سرانجام به شکل امروزی در آمده اند سیارات حدود صد میلیون سال بعد از تشکیل خورشید به شکل نهایی خودشان رسیده بودند اما نخستین سیاره، مشتری بود! مشتری اولین سیاره ای بود که به شکل نهایی رسید و بعد از آن به سمت خورشید در حرکت بود تا اینکه زحل متولد شد و مشتری تحت تاثیر نیروی گرانشی زحل جایگاه خودش را پیدا کرد و از حرکت به سمت خورشید متوقف شد و به تعادلی که میبینید رسید، بقیه ی سیارات هم مدام در حال تغییر و تحول و برخورد به یک دیگر بودند تا در نهایت به شکل نهایی امروزی در آمدند!در طی این صد میلیون سال سیارات زیادی به داخل خورشید غرق شدند و یا تحت تاثیر نیروی گریز از مرکز از منظومه خارج شدند و تبدیل به سیارات سرگردان شدند! اما تنها سیاراتی که امروز می بینید به تعادل رسیده و هنوز هم در تعادلی نسبی هستند!به شکل کلی همانطوری که در شکل قبل دیدید اجرام موجود در منظومه شمسی سالیان سال طول کشیده تا به شکل امروزی در تعادل قرار بگیرند! این تعادل ها هنوز هم به شکل کامل دارای ثبات نیستند! مثلا سیارهخودمان در مدارش هر سال یک دور یکنواخت نمیزند و گاهی مدار کوچک تر و گاهی مدار بزرگ تری را طی میکند!ماه، در حال فرار از زمین است و هر سال دور تر میشود. این حرکت حدود 4 سانتی متر در سال است!مدار بیضی شکل عطارد در حال بزرگ تر شدن است و این حرکت در دراز مدت میتواند حتی حیات در زمین را به خطر بیاندازد!در کل، دلیل بقای سیارات منظومه شمسی تعادلی است که بین آنها وجود دارد!استثنای چرخش  در منظومه شمسی!همانطوری که متوجه شدید سیارات در جهت خلاف عقربه های ساعت در حرکتند حتی خورشید هم در خلاف عقربه های ساعت به دور خود و همچنین مرکز منظومه شمسی حرکت میکند!با این وجود سیاره زهره و اورانوس موافق با عقربه های ساعت در حرکت هستند! و چنین چیزی نیاز به توضیح دارد! دلیل چرخش عکس اورانوس برخورد یه تکه ی یخی بزرگ به او بوده که حتی باعث شده این سیاره کامل کج به دور خود بچرخد از حلقه ی موجود در این سیاره میتوانید متوجه این موضوع بشوید!چیزی که غالبا متوجه آن نیستند این است که میدان گرانشی منظومه شمسی تا هزاران برابر قطر منظومه شمسی دور تر هم قابل لمس است قطر منظومه شمسی تقریبا 8 روز نوری(مسافتی که نور در یک روز طی میکند) است اما تاثیرات گرانشی تا 1.8 سال نوری دور تر هم قابل لمس هستند و همین مساله باعث میشود اجرام از خارج به سمت منظومه شمسی کشیده بشوند!دلیل حرکت برعکس زهره نیز تا سالهای گذشته همین در نظر گرفته میشد تا این که اخیرا متوجه شدند که این رفتار زهره به دلیل تاثیر نیروی گرانشی خورشید بر روی آن است، درست همانطوری که ماه باعث کند تر شدن چرخش زمین به دور خودش شده ، خورشید هم باعث شده که زهره در طی زمان ابتدا به شکل کامل بایستد و سپس حرکت معکوس انجام بدهد!در حقیقت این گرانش برای تمام سیارات وجود دارد اما زهره درست در نقطه قرار دارد که در این زمینه نیروی گرانشی هیچ سیاره ای به او کمک نمیکند و این نقطه ی تعادلی برای زهره در این زمینه مناسب نیست و این رفتار زهره نشان میدهد که تاثیرات گرانشی خورشید از همه ی سیارات بیشتر بر روی زهره حس میشود در حالی که هر کسی باید تصور کند که عطارد به خورشید نزدیک تر است پس تحت تاثیر نیروی گرانشی بیشتری است که درست است؛ اما عطارد هم از نظر جرمی و هم از نظر کمک گرفتن از نیروی گرانشی بقیه ی سیارات میتواند تاثیرات گرانشی را بکاهد اما زهره توان چنین کاری را ندارد!سیاره زهرهسیاره اورانوس، کاملا کج و برعکس به دورخودش میچرخدپیج اینستاگرام: @keyhanfact</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Wed, 11 Nov 2020 19:30:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی سکونت در مریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%AE-ijvkksrforlz</link>
                <description>شباهات مریخ با زمینشرایط زندگی در یک سیاره ی دیگر میتواند بسیار سخت باشد، تصور کنید که طول شب و روز متفـاوت باشـد و یا فـصول بی معنی باشند و یا حتی راه رفتن به دلیل گرانش بالا سخت باشد!یکی از خوبی های زندگی در مریخ همین شباهت هایش به زمین است در مریخ هر روز 24 ساعت و 39 دقیقه است و این بسیار نزدیک به روز زمینی است حتی زاویه ی محور مریخ 25 درجه است که تنها 2 درجه با زاویه 23 درجه ای زمین متفاوت است و این یعنی فصول هم تقریبا شبیه به زمین تغییر میکنند! گرانش مریخ تقریبا دو سوم زمین است و این یعنی ما در مریخ سبک تر هستیم! و مشکلی در راه رفتن نخواهیم داشت!تفاوت های مریخ با سیاره ماهمانطور که باید حدس بزنید سیاره مـریخ در مـدار بـزرگ تـری بـه دور خورشید در چرخش است؛ پس باید سال های طولانی تری داشته باشد. در حقیقت هر سال مریخی 678 روز طـول می کـشد و ایـن یعـنی اگـر در مریخ متولد شوید میانگین  عمر انسان 40 سال است! مشکل بعدی متوسط دمای مریخ به دلیل فاصله ی بیشترش با خورشید است! میانگین دمای مریخ 63-  درجه است، از همین رو آب در مـریخ به صورت مایع یافت نمیشود!فشار در مریخ بسیار بـالا اسـت به طـوری که بدن انـسـان را بدون لباس مخصوص منفجر میکند! همچنین میزان دی اکسـید کربن در ایـن سیاره 15 برابر بیشتر از زمین است!  نخستین مسافراندر مرحله اول وسیله نقلیه برای سفر به مریخ مهـم ترین رکـن است که خوشبختانه علم درحال نزدیک  شدن  ساخت  کشتی  فضایی  برای  جابه جایی انسان ها به مریخ می باشـد! در اولـین سـفر بـه مریـخ انسـان ها و ماشین آلات و ربات ها برای ساخت اولین پناهگاه ها به مریخ میروند! پس از ساخته شدن پناهگاه اولین تیم انسانی  به  مریخ عـازم می شــود که به کمک ربات ها و ماشـین آلات تـجهـزات و نیـاز هـای  دیـگــری  را در سیاره برطرف کنند، یکی از بـزرگ ترین ارکـان آب اسـت، آب مـورد نـیاز ساکنان از دریاچه های یخ زده برآورده میشود و علاوه بر آن پناهگاه نیاز به گلخانه هایی برای تولید اکسیژن مورد نیاز ساکنان دارد!چگونه قرار است حیات ممکن شود؟برای ممکن کردن حیات در مریخ به شکل کلی  به یک دانـش بـزرگ به اسم “زمین سازی” نیازمند است که علم بسیار پیچیده ای است! در زمین سازیِ مریخ یکی از مهم ترین ارکان اکسیژن اسـت! با بـررسی های انجام شده روی خـاک مـریخ، نتـیجـه گرفـته شـده کـه خـاک مریخ  حاصل خیزی کافی با استفاده از کمی کود را خواهد داشت. برای تولید اکسیژن بیشتر نیاز است که مخازنی ساخته شود پر از گیاه و درختان که در حال اکسیژن سـازی هسـتند و ایـن اکسـیژن هـا را به شکل گسترده وارد اتمسفر مریخ میکنند.بزرگ ترین مشکلطبق پیش بینی ها اولین انسان در سال 2024 پا بر روی مریخ میگذارد و اگر همه چیز درست پیش برود اتمـسفر مـریخ بـعد از حـدود پانـصد سال زمینی به  نحـوی  آمـاده می شود  که  انسـان بـتوانـد بدون لباس مخصوص در آن زندگی کند! اما بزرگ ترین مشکل  آب است ، سیاره ی سرخ مقدار آب بسیار کمتری  از  زمین  دارد  و  بـرای  بدسـت آوردن و صرفه جویی در آن نیاز است که سیستم های تصویه کننده بعد از هـر بار مصرف آب، سریعا آن را تصفیه و مورد استفاده کنند. در مریخ هیچ چرخه ای برای آب وجود نـدارد و آب فـقط به شکـل یخ زده وجـود دارد! به همین دلیل پانصد سال عددی اسـت که بـدون در نـظر گـرفتن این مشکلات است پس مسیر زیست پذیر کردن بسیار طولانی خواهد بود.</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 18:24:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر در زمان بدون پارادوکس</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-zjyahmpvykfc</link>
                <description>پدر بزرگ خود را بکشید!فرض کنید که موفق به ساخت ماشین زمان شـده ایـد و بـه گـذشته سفر میکنید و وارد کـافـه ای می شوید که پـدر بزرگـتان در 70 سـال پـیـش  در  آن  حضـور  داشـته و شـما خیـلی راحـت اسـلحه خـود را در میاورید و به او شلیک میکنید و او می میرد!پارادوکس پدربزرگ قرار است اینجا دخالت کند که چطور امکان دارد شما پدربزرگ خود را بکشید اما خـودتـان زنـده باشـید، در حقـیقـت باید وجود خود شما نیز زیر سوال برود!اما پدربزرگ زنده است!فرض کنید پس از شلیک به پدربزرگتان  به آینده بازخواهید گشت اما به طرز عجیبی متوجه می شوید که پـدربزرگـتان هـنوز هـم زنده است! کجای کار مشکل دارد! کافیست که از پدربزرگتان سوال کـنید و دربـاره ی آن روز بپـرسید که خودتان به کافه رفتید و قصد کشتن او را داشتید! جواب پـدربـزرگ این  اسـت: آن روز شـخصی با اسلحه به من شـلیک کرد اما من به طرز معجزه آسایی زنده ماندم!در اصل شما سفری داشته اید که در حقیقـت تاریـخ ایـن چـنین  از قبل برای این واقعه نوشته شده است! یعـنی تلاش شـما بـرای کشتن پدربزرگتان کاری بوده که شمـا در گـذشـته انـجام داده  اید و پدربزرگتان قبل از اینکه شما این کار را بکنید از آن با خبر بوده! حال نگاه دیگری به این جریان می اندازیم این بار نه برای کشتن بلکه یک کار خوب!فرض کنید که در آینده هستیم و  زمانی  که  واکسن  کرونا  ساخته شده و همه بهبود یافته اند!  حال  شما  یک  ماشـین  زمـان  داریـد و  قصد این را دارید که به گذشته بروید  و  زود تر  درمـان  را  عـرضه  کنید! متاسفانه پوسـته فـضا زمـان به  شـدت  با  شـما   می  جنگد و  شما نمیتوانید این کار را بکنید!  برای  مثال  لحظه ای  که   میخواهید واکسن را به نزدیک ترین آزمایشگاه ببرید تصادف می کنید!  و  این دقیقا  اتفاقی  اسـت که در گـذشته رخ داده و حـتی شـما  در  آینده قبل از سفر می توانید آن را بررسـی کنـید! و  شـاید  بعد  از  این  که  به آزمایشـگاه برسـید واکـسن توسـط  شخـصی  دزدیـده شـود و آن  شخص در مسیر باعث از  بین  رفتن   واکسن  شود  و  حتی  اگر شـما صد ها بار هم به گذشته بروید باز هم نمیتوانید  واکسن را  درست به مقصد برسانید! حتی  امکان  این  که  شـما در  گـذشته بـمیرید و تاریخ مرگ شما قبل از تولدتان باشد!  سفری بدون پارادوکسفرضیه ی سفر در زمان بدون پارادوکس سالها پیش ارایه شـد اما  هیچ دلیل محکم ریاضیاتی ای برای این فرضیه ارایه نشده بود که  جدیدا این اتفاق افتاد و طبق این محاسبات پوسـته ی فـضا-زمـان  رقیبی سرسخت تر از این حرف هاست که شما بتوانید به سـادگی در آن تغییری ایجاد کنید که آینده را عوض کند!  در حقیقت اگر شما واقعا هم قصد و هم توان این را داشته باشـید که در زمان سفر کنید و هیتلر را بکشید در حقیقـت قبـل از انجام کار شما در تاریخ این ترور شما نوشته شده ! اما به عنوان یک ترور نا موفق! هر چقدر هم دقیق برنامه ریزی کنید درصد کمی احتمال  شکست برای کارتان وجود دارد! فضا زمان هـمان درصـد کم را بـه  راحتی ممکن میکند!</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 19:38:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار نیروی گرانش!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4-ve99ei2ao6bn</link>
                <description>گرانش چیست؟ چگونه به وجود میاید؟ و چگونه در گذر زمان تاثیر میگذارد؟مفهوم گرانشهمانطوری که امروزه همگی میدانیم گرانش را نیوتون کشف کرد خوب اولین سوال این است؛ چرا قبل از نیوتون متوجه چنین نیرویی نبودیم؟ حقیقت این است این سوال که چرا جسمی به روی زمین میافتد در ذهن بسیاری از انسان ها بوده اما نیوتون کسی بود که برای سوال پاسخ داشت! گرانش عامل اصلی سقوط است و طبق قوانین نیوتونی ما فقط زمانی میتوانیم از سقوط کردن جلو گیری کنیم که همواره نیرویی بر خلاف جهت نیروی گرانش بر ما وارد شود! شتاب نیروی گرانشی روی زمین حدود ۹.۸ متر بر ثانیه میباشد و این یعنی اگر جسمی بدون در نظر گرفتن اصطکاک هوا و نیرو های دیگر سقوط کند با این سرعت به سمت زمین میاید!یک چترباز برای این با سرعت کمتری به سمت زمین میاید چون که اصطکاک هوا باعث میشود نیرویی برخلاف جهت گرانش ایجاد شود؛ پس در نتیجه آرام تر فرود میایند! گرانش چگونه ایجاد میشود؟ تصور کنید یک پارچه ی بزرگ را کشسان را از همه طرف با چهار چوبی محکم کرده اید! حال این را تصور کنید که یک وزنه ی سنگین را وسط این پارچه انداخته اید! چه اتفاقی رخ میدهد؟ درست در همان نقطه از پارچه فرو رفتگی ایجاد میشود و وزنه فرو میرود! این تصور را اولین بار آلبرت انیشتین مطرح کرد و نام این نظریه نسبیت عام بود! طبق این نظریه هرچه جرم- حجمی(چگالی) جسمی بیشتر باشد نیروی گرانشی سطحی آن نیز بیشتر میشود! این درست است که مشخصه ی اول در این نظریه جرم است اما حجم یک جسم هم در شتاب گرانشی ای که ایجاد میکند تاثیر میگذارد! هم اکنون ما در منظومه شمسی در اطراف خورشید چرخش میکنیم و این چرخش ما و سیارات دیگر به دلیل فرو رفتگی ایست که جرم کلی منظومه در پوسته ی فضا-زمان ایجاد کرده! پوسته فضا-زمان در حقیقت حکم همان پارچه کشسان را دارد! و دقیقا رفتار مشابهی دارد! چرا سیارات به سمت خورشید نمیروند؟ این سوالیست که در ذهن اکثریت جامعه مطرح میشود که چرا اگر خورشید گرانش بیشتری نسبت به سیارات دارد به سمت آن کشیده نشده و در آتش آن نمیسوزد؟ دلیل این است که تصور ما از پارچه در شرایطی است که نیروی گرانشی زمین وجود دارد و همواره روی گوی هایی که قرار است به دور جسم سنگین تر گردش کنند تاثییر دارد اما در فضا اینگونه نیست!در فضا، خلا گرانشی حکم فرماست تمام اجرام کیهانی تنها در شعاع خاصی در اطراف خودشان توان گرانشی بالایی نسبت به جرمی که در نزدیکی آنهاست دارند و همواره مقدار جرمی که دارند در تغییرات گرانشی تاثیر گذار است.اگر اینگونه فرض کنیم که فضا زمان خمیده شده و به سمت خورشید و یا زمین انحنا دارد پس در این نتیجه یک  جرم سنگین همانند زمین خودش نیز در یک فرورفتگی است و این فرو رفتگی خودش توان این را دارد که در این شیب گرانشی که در پوسته فضا زمان است سرازیر نشود.در شکل زیر بهتر متوجه خواهید شد!اگر کره ی بزرگ تر زمین و کره ی کوچک تر ماه باشد و ماه هیچ فرورفتگی ای در پوسته نداشته باشد قطعا به سمت زمین حرکت میکند اما از آنجایی که خود ماه هم جرم دارد و این خمیدگی را ایجاد میکند خود این خمیدگی همانند یک جایگاه مشخص برای ماه عمل میکند و آن را ثابت درجای خود نگه میدارد!نسبی بودن زمان با کمک گرانش!زمان نسبی است! این جمله قطعا به گوش هر کسی چندین بار خورده، اما چگونه؟نسبی بودن زمان به کمک گرانش و سرعت ثابت میشود این دو در کنار هم نسبیت عام و نسبیت خاص انیشتین را میسازند!گرانش قوی ترین نیروی شناخته شده جهان است (البته بدون در نظر گرفتن نیروی عشق :) ) این نیرو به حدی قوی است که میتواند به سادگی در حرکت نور اختلال ایجاد کند! درست است که گرانش بر روی زمین از شتاب کمی برخوردار است اما با همین شتاب کم هم گرانش توان این را دارد تا در زمان هم تاثیر گذار باشد! به شکل کلی ما هرچه به یک میدان گرانشی نزدیک تر باشیم بیشتر تحت تاثیر تغییراتیم به شکل کلی بهتر است بگوییم هرچه به یک جرم سنگین تر که خمیدگی بیشتری در پوسته فضا-زمان ایجاد کرده نزدیک شویم بیشتر تحت تاثییر این مساله هستیم! در دهه های 1940 تا 1950 آزمایش ساعت و برج به اوج جذابیت خود در بین دانشجویان هاروارد رسیده بود به طوری که به طور متوسط از هر 2 نفر یکی از آنها به شکل تیمی این آزمایش را انجام داده بود!این آزمایش قرار بود که نظریه ی نسبیت عام را ثابت کند و به شکلی انجام شد که دو ساعت را یکی در طبقه ی پایینی برج و یکی را در بالاترین طبقه ی برج قرار میدادند و بعد از گذشت بازه های زمانی مختلف تغییرات آنهارا بررسی میکردند! جالب است که بدانید بعد از گذشت چند ماه ساعت ها به اختلافات چندین ثانیه ای تغییر میکردند و درست همانطوری که نسبیت عام پیش بینی میکرد ساعتی که بیشتر نزدیک به میدان گرانشی بود(ساعتی که پایین برج بود) کند تر عمل میکرد و همواره چندین ثانیه از ساعت بالای برج عقب تر بود!مشکل این آزمایشات این بود که همیشه این دلیل محتمل بود که یکی از ساعت ها نقص داشته باشد، برای همین باز هم این مساله به شکل تئوری باقی ماند تا این که اخیرا مجدد این آزمایش با ساعت های اتمی بسیار دقیق انجام شد و این آزمایش به نام &quot;نسبیت بر روی میز تحریر&quot; نام گرفت!در این آزمایش دو ساعت اتمی بسیار دقیق را تنها 0.1 میلی متر و نه به طول یک برج از هم دور کردند و اختلافات را بررسی کردند و متوجه شدند که نسبیت عام درست تر از هرچیزی است که تصور میشود! درست است که در آن فاصله ی کم اختلاف زمانی ناچیز است اما باز هم این اختلافات زمانی ثابت میکنند که زمان تحت تاثیر نیروی گرانشی متفاوت در گذر است!به بیان ساده تر میتوان این چنین گفت که اگر شما با دوست هم سن خودتان امروز از هم جدا شوید و او در کوه های آلپ و شما در سواحل مدیترانه زندگی خود را ادامه دهید دوست شما زود تر از خود شما پیر میشود، چون که زمان برای او سریع تر در حال گذر استپیج اینستاگرام: Keyhanfact</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Mon, 21 Sep 2020 15:13:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان های موازی کوانتومی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroshgreed258/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%85%DB%8C-wahl8xxjzqih</link>
                <description>روزی را تصور کنید که متولد شدید! به خاطر ندارید که چه اتفاقاتی افتاد، اما مجموعه ای از پیشامد ها دست به دست هم دادند تا شما امروز اینجا باشید! والدین شما همواره مراقب شما بودند و اتفاقات و بلا های مختلفی از کنار گوش شما در طی دوران کودکی و آسیب پذیرتان گذشت، و شما روز ها را پشت سر گذاشتید و امروز اینجا هستید! اگر یکی از اتفاقات در طی زندگی شما به شکل دیگری رخ میداد، آیا الان شما اینجا بودید؟به خواندن ادامه دهید تا متوجه شوید فیزیک چه توضیحی برای این پدیده دارد!در سال 1925 فیزیکدان اتریشی به نام اروین شرودینگر توانست توضیحی برای رفتار عجیب الکترون ها ارائه کند! اینکه ما بتوانیم محل یک  الکترون  را  بـه قـطعیت بـیان کـنیم غـیر ممکن است چون الکترون ها این خاصیت را  دارند  که  از خـود یـک رد به جا بگذارند! فرض کنید یک فـرد روبه روی شـماست امـا در دوجـای دیـگر هـم قرار دارد ! آن دو شخص دیگر اشـخاص دیـگری نیـستند بـلکه هـر سه نفر یکی هستند! اما چطور ممکن است؟ تنها یکی از این سه شـخص واقـعا در جـای واقـعی خـود قـرار دارد و دو شخص دیگر سایه ای از حرکات قبلی آن شخص هستند! دلیل این است که شخص با سرعت زیادی در این سه مکان مختلف حرکت کرده و دل یک لحظه که ما به این سه مینگریم ، هر سه تصویر را با هم میبینیم ! این رفتار الکترون است!نکته ی جالب این رفتار الکترون ها در این است که الکترون در هر نقطه دقیقا همان رفتاری را دارد که در نقاط دیگر دارد یعنی این الکترون دقیقا همان الکترونی است که در جای دیگری در یک زمان قرار دارد، ما به این رفتار الکترون ها یک رفتار موجی میگوییم، این رفتار موجی الکترون به شکلی است که تمام احتمالات حضور الکترون را در مکان های مختلف نشان میدهد و ممکن است طبق این رفتار احتمال حضورش در برخی مکان ها کمتر و در برخی مکانها بیشتر باشد! محققان در زمینه ی فیزیک کوانتوم به هر یک از احتمالات موجود برای مکان الکترون یک تابع موجی میگویند!در شکل زیر توابع موجی یک الکترون در اتم هیدروژن را در تابش های مختلف و با دریافت انرژی های مختلف و در حالات موجی مختلف میبینید. در این شکل احتمال وجود الکترون در نقاط روشن تر بیشتر است!  تابش انرژی به یک اتم باعث میشود که موج های بیشتر در آن شکل بگیرد! همانطوری که می بینید در تصویر بالای چپ تعداد موج صفر است یعنی هیچ موجی دخالت ندارد ولی به ترتیب تعداد موج ها و مقدار انرژی دریافتی بیشتر شده  و اکلترون را محدود و محدود تر میکند اما باز هم این توابع موجی هیچ گاه نمیتوانند مکان درستی برای الکترون ایجاد کنند!برای درک بهتر اینکه متوجه شوید موج ها چگونه روی شکل های بالا تاثیر میگذارند به شکل زیر توجه کنید که نشان میدهد که تصاویر بالا به این دلیل دچار برش هایی میشوند که این امواج که در تصویر پایین میبنید روی حرکت الکترون ها تاثیر گذاشته و آنهارا به سمت های مختلفی میرانند!برای درک بهتر به شکل C و D دقت کنید و به نمودار قبل توجه کنید! دو شکلی که در سمت چپ ردیف دوم و سوم قرار دارند به ترتیب تحت تاثیر موج هایی هستند که در C و D میبنیند!توابع موجی را در جهان خودمان درک کنید!به گذشته های دور دقت کنید زمانی که زمین در حال شکل گیری بود! نزدیک به 4.6 میلیارد سال پیش اگر باران های شهابی به زمین نمیخوردند یا حتی اگر کمتر از حدی که بوده بارش شهاب سنگی داشتیم، دیگر عناصری که اتمسفر زمین را تشکیل دادند شکل نمیگرفتند و در نتیجه سیاره ی ما هیچ اتمسفری نداشت! درست شبیه به عطارد و یا ماه ! در آن صورت تشکیل حیات بر روی زمین امری بعید بود. خوشبختانه چنین نشد! اما اگر قرار باشد ما یک تابع موجی از این پدیده باشیم پس جهانی هم وجود دارد که در آن زمین چنین سرنوشتی را داشته! در تاریخ به جلوتر سفر میکنیم! همگی میدانند که یکی از احتمالات قوی انقراض دایناسور ها شهاب سنگ بزرگی بوده که به زمین برخورد کرده، حال تصور کنید جهانی وجود داشت که در آن به هر شکلی این شهاب سنگ در میلیارد ها میلیارد سال نوری دور تر از زمین انحراف کوچکی میگرفت و به زمین برخورد نمیکرد. آنگاه سرنوشت زمین چه بود؟ ممکن بود که ما الان در کنار دایناسور ها زندگی کنیم و شهری به نام ژوراسیک ورلد بسازیم برای نگهداری از دایناسور ها!به یک درخت نگاه کنید! ثابت تر و بی حرکت تر از یک درخت در زندگی روزمره ی خود نمیبینید! اما همین درخت همیشه در حال ساختن جهان های موازی مختلف توسط خودش است! ممکن است همین درخت هم در یکی از جهان های موازی توسط یک صاعقه سوخته باشد و در یک جهان دیگر توسط آفت ها خشک شده باشد و یا حتی یک تغییر کوچک، ممکن است در یک جهان موازی یک برگ از روی این درخت بیشتر افتاده باشد! فرض کنید رودخانه ای در حرکت است ! اما دچار انشعاب می شود پس دو مسیر مخـتلف را طـی می کند ! دوبـاره فـکر کـنید ایــن  دو انشعاب، انشعاب دیگری میگیرند و همین روند ادامه دارد! چیزی که مشخص است بعد زمانی اسـت کـه در کـل مسـیر ممـکن است که به یک شکل پیش برود اما فرضیاتی هم وجود دارد که ممکن است در جهان های موازی بـا ما زمـان هـم متفـاوت باشد به هر حال باید گفـت همگی شاید هایی که نسبت به یک پدیده هـستند  می توانند یـک جهان موازی برای آن باشند، درست همانطوری که شاید الکترون اینجا و شاید آنجا باشد!سفر در جهان های موازیفرض کنید یک روز از خواب بیدار میشوید و خود را در جهانی میبینید که ازدواج کرده و دارای دو فرزند و یک ویـلای بـزرگ هستید، روز بعد که از خواب بیدار میـشوید  خود را  در  کـنار خیابان و درلباس های یک شخص کارتون خواب می بینید!پدیده ای به اسم جهش کوانتومی ممـکن اسـت بتوانـد چـنین پـدیـده ای  را بـرای مـا عـملی کـند کـه  با  خواب  و  یا  با   وجـود دستگاهی برای چنین کاری بیـن جـهان هـای مـوازی خـود سفرکنیم! اما این اتفاق بسیار دور است!چیزی که باید همیشه در باره ی جهان خـود بدانیم ایـن اسـتکه اگر نظریه ی جهان های موازی کوانتومی حقیقت باشد جهان ما به تنـهایی بیـنهایت بزرگ تـر از چیـزی که اکـنون می بیـنیم خواهد بود!برای سفر در جهان های موازی ما نیاز داریم به جایی برویم که پل میان این جهان و جهان موازی با ما باشد و این پل دقیقا کوانتوم است! جهان کوانتوم همیشه از نظر من یک ترمینال بود که به همه جا راه دارد! تنها چیزی که نیاز است وسیله ی نقلیه و نقشه است! دو چیزی که تمام تلاش محققان در زمینه ی فیزیک کوانتوم بر روی آن است!سفر در زمان کوانتومیسفر به کوانتوم با یک جی پی اس کوانتومی را میتوانید در سری سوم فیلم اونجرز(Avengers) ببینید در این فیلم تیم اونجرز با ورود به کوانتوم به گذشته سفر میکنند اما نه گذشته ی جهان خودشان بلکه به گذشته ی یک جهان موازی با خودشان! به شکل کلی سفر در زمان و آن هم به گذشته دارای پارادوکس های بسیار زیادی است. و تنها راه حل کردن این پارادوکس ها جهان های موازی است به این شکل که اگر ما به گذشته ی یک جهان موازی با خود برویم گذشته ی خودمان هم در آنجا میبینیم و اگر خودمان را در آن جهان بکشیم قرار نیست وجود خودمان در جهای که خودمان به آن وابسته ایم زیر سوال برود! در اصل ما یک تابع موجی از خود را در یک جهان دیگر کشته ایم و همواره این را میدانیم که جهان های موازی بی شماری وجود دارند که ما در آن ها وجود نداریم!طبق همین فرضیات میتوان این باور را معنی بخشید که سفر به گذشته تنها با رسیدن به کوانتوم و رفتن در گذشته ای متفاوت از گذشته ی جهان خودمان امکان پذیر است!در مطالب بعدی درباره ی سفر در زمان مطالب بهتری ارائه میشود!پیج اینستاگرام: Keyhanfact</description>
                <category>کیهان فکت</category>
                <author>کیهان فکت</author>
                <pubDate>Thu, 17 Sep 2020 15:53:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>