<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soroursani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soroursani</link>
        <description>من سرور ثانی وکیل دادگستری هستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 05:32:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/225187/avatar/tvHo0y.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soroursani</title>
            <link>https://virgool.io/@soroursani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نحوه تبدیل سند منگوله دار به تک برگی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C-pfuzmkb1hpfv</link>
                <description>سند منگوله دار یعنی چه؟سند منگوله دار، دفترچه ای است که تمام اطلاعات مربوط به ملک و مالک و خرید و فروش ها در آن نوشته شده است.از این جهت به این سند منگوله دار می گویند که با سرب پلمپ شده و به صورت منگوله از یک نخ آویزان است. دلیل پلمپ کردن سند این است که صحت و اعتبار آن حفظ شود.سند منگوله دارجزو اسناد رسمی است و اطلاعات به صورت دستنویس در آن وارد می شود.اما این سند ایراداتی مانند آسان بودن جعل آن و تعداد زیاد برگه های دفترچه و … دارد. همین موارد هم باعث جایگزین شدن آن با سند های تک برگ شد.تعریف سند تک برگی:از سال 1390 به بعد اسناد منگوله دار جای خود را به سند تک برگی دادند.به این ترتیب دیگر سند مالکیت به صورت دفترچه ای و پلمپ شده نیست. بلکه سند مالکیت املاک با فرمت مشخص بر روی یک برگ به صورت مکانیزه صادر می شود و از نظر ارزش و اعتبار تفاوتی با اسناد منگوله دار ندارد.سند تک برگی هم سند رسمی محسوب می شود و شاخصه های امنیتی آن به گونه ای است که امکان جعل سند را کم می کند. وجود هولوگرام منحصر به فرد، تایپی بودن اطلاعات وجود نقشه و کروکی ملک با دقت زیاد نمونه هایی از این شاخص های امنیتی است.آیا تبدیل سند منگوله دار به تک برگی اجباری است؟باید توضیح دهم که افرادی که بعد از سال 1390 اقدام به معامله ی ملکی نموده اند، نیاز به سند تک برگی دارند.اما تبدیل سند منگوله دار به سند تک برگی در سایر موارد اجباری نیست. هر چند با توجه به مزایای سند تک برگی، توصیه می شود نسبت به تبدیل سند منگوله دار خود اقدام کنید.تبدیل سند منگوله دار به تک برگی چه مزایایی دارد؟برخی از مزایای سند تک برگی عبارتند از:ثبت یکپارچه و سیستمی اطلاعات ملک به صورت کامل و به روز رسانی اطلاعات در هر نقل و انتقال.روند چاپ سند کاملا سیستمی و مکانیزه است.مشکل بد خط بودن یا ناخوانایی وجود ندارد.وجود کروکی دقیق و اطلاعات جزئی ملک .با توجه به شاخص های امنیتی سند، جعل آن سخت است و کار هر کسی نیست.سندهای تک برگی برای یک نفر صادر می شوند. به این ترتیب مشکل فرسودگی و دست به دست گشتن هم ندارند.تعویض سند تسهیل شده و در محل دفاتر اسناد رسمی می توان سند را تعویض کرد.در صورتی که ملک مشاع باشد و دو یا چند نفر با هم مالک آن باشند، هر مالک سند مجزا خواهد داشت. می توانید مطلب فروش مال مشاع را مطالعه نمایید.مراحل تبدیل سند منگوله دار به تک برگی:تبدیل سند منگوله دار به سند تک برگ، 10 مرحله دارد که یکی یکی بررسی می کنیم:1- مراجعه به دفاتر ثبت اسناد:دو حالت وجود دارد:اگر شما یک سند منگوله دار قدیمی دارید و می خواهید سند تک برگ بگیرید، نیازی به مراجعه به دفاتر ثبت اسناد نیست و می توانید یک راست به اداره ی ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک مراجعه نمایید.اگر ملکی خریداری کرده اید و باید سند به نام شما تغییر نماید، باید به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نمایید. پس از انجام توافق اولیه با فروشنده به همراه او و به همراه مدارک هویتی خود به یک دفتر اسناد رسمی مراجعه نمایید تا معامله ی انجام شده ثبت شود.2- استعلام سند قدیمی:قبل از اقدام برای انتقال سند، دفتر ثبت اسناد رسمی فهرستی از استعلام ‌ها را از فروشنده یا همان صاحب فعلی سند دریافت می ‌کند. اولین استعلام مربوط به سند است. این استعلام توسط خود اداره‌ ثبت و به ‌صورت مکانیزه انجام می ‌شود.در این استعلام مشخص می شود که آیا ملک یا زمین قبلا به شخص دیگری فروخته شده یا نه و اینکه آیا سند ملک بازداشت است یا خیر. سند هایی که در گرو بانک باشد تا پیش از آزاد نکردن آن قابل انتقال نیستند. بدون شک در این شرایط سند جدیدی هم برای ملک صادر نمی‌ شود و باید ابتدا این موانع برطرف شود.3- تسویه حساب شهرداری:قبل از واگذاری ملک باید بدهی های آن به شهرداری تسویه شود. یکی از مدارک مورد نیاز برای اثبات تسویه حساب‌، گواهی پایان ‌‌کار شهرداری است. این گواهی نشان می‌ دهد که خانه یا ملک مورد نظر عوارض و مالیات خود را پرداخت کرده و سند آن مشکلی ندارد.گواهی بعدی هم که در مورد زمین ‌های مورد معامله نیاز هست، ارائه نامه از سازمان نوسازی است و تعیین تکلیف کاربری آن که آیا تجاری است یا مسکونی یا اداری و غیره ملک ‌های تجاری و صنعتی علاوه بر این دو گواهی، باید نامه سازمان تأمین اجتماعی مبنی بر تسویه حساب با این سازمان را هم هنگام خرید و فروش داشته باشند.4- مراجعه به اداره ی دارایی:هر فروشنده ای برای انتقال و واگذاری املاک خود و صدور سند تک ‎برگ، باید مالیات نقل و انتقالات املاک ناشی از این واگذاری را با توجه به ارزش معاملاتی ملک خود به اداره دارایی محل وقوع ملک پرداخت و گواهی آن را برای تحویل به دفترخانه دریافت کند.5- انتقال سند در دفتر ثبت اسناد:در این مرحله همه ‌‌چیز برای انتقال مالکیت آماده است، چرا که چون توافق بین خریدار و فروشنده صورت گرفته و همه گواهی ‌ها و نامه ‌های تسویه حساب و همچنین جواب های استعلام ها تحویل دفتر ثبت شده است.  نقل و انتقال سندهای دفترچه‌ ای و قدیمی در داخل خود دفترچه نوشته می‌ شوند اما برای سندهای تک‌ برگ این گونه نیست.به هر حال نقل و انتقال انجام شده پس از تعیین موعد مقرر در داخل سند دفترچه ‌ای وارد می ‌شوند. دفتر ثبت اسناد به‌ صورت مکانیزه خلاصه ‌ای از نقل و انتقال انجام شده را به اداره ثبت ناحیه مورد نظر ارسال می‌ کند. حال باید با سند قدیمی راهی اداره‌ های ثبت شوید تا بتوانید سند جدید بگیرید.6- مراجعه به اداره ثبت محل وقوع ملک:افرادی که قصد دارند سند منگوله دار خود را با سند تک برگ تعویض کنند از این مرحله باید وارد شوند.در این مرحله باید به اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک مراجعه کنید و فرم درخواست صدور سند تک ‎برگ مالکیت خود را تکمیل کرده و تحویل همان اداره دهید. در وارد کردن اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید. زیرا یکی همین فرم یکی از مبنا های اطلاعات سند شماست.7- ارائه سند مالکیت قبلی:برای صدور سند تک ‎برگ و برای تبدیل سند منگوله دار به سند تک ‌برگ، باید اصل سند مالکیت قبلی ملک نیز به اداره ثبت ارائه شود. اگر سند منگوله دار مفقود شده یا به هر دلیل غیرقابل استفاده شده باشد، باید قبل از اقدام برای صدور سند تک ‎برگ، نسبت به دریافت سند المثنی اقدام کنید.8- پرداخت هزینه ها و مدارک:کلیه مدارک به همراه مدارک هویتی فروشنده و خریدار و همچنین کروکی ملک باید به اداره ثبت تحویل داده شود. قبض تلفن ثابت ملک به دلیل درج آدرس و کد پستی دقیق ملک مورد نظر روی آن نیز از مدارک ضروری است.9- مراجعه به باجه پست:در این مرحله باید به باجه پست مستقر در اداره‌ ثبت مراجعه کنید. با پرداخت هزینه ‎های لازم، فرم مشخصات و همچنین پاکت تحویل سند مالکیت را تکمیل کنید. در واقع برای جلوگیری از هدر رفتن وقت و مراجعه دوباره شما به اداره ثبت، به طور رسمی دریافت سند و ارسال برای شما به اداره پست واگذار می‎ شود.اخیرا در برخی از اداره‌ های ثبت، باجه ‌ای هم به اداره پست اختصاص داده شده است تا کارهای مربوط به تحویل سند در آن انجام شود. اداره‌ های ثبتی که هنوز برای متصدی اداره پست باجه ‌ای مشخص نکرده‌‌ اند خودشان کار این متصدی را انجام می‌ دهند.10- دریافت سند تک برگی جدید:سند آماده است. برای تبدیل سندهای دفترچه‌ ای به سند تک برگی حدودا  ۵۰ روز زمان نیاز است. برای دریافت سند تک برگی ای که قرار است به شخص دیگری تعلق بگیرد حدودا ۲۰روز زمان نیاز است. سند شما از طریق مأمور پست به در خانه و به نشانی‌ که در اداره ثبت به متصدی پست اعلام کرده اید ارسال می ‌شود.سند تنها به مالک آن تحویل داده می‌ شود مگر اینکه در زمان پرکردن فرم مربوط به اداره پست، شخص دیگری را مأمور دریافت آن کرده و آن را در فرم خود معرفی کرده باشید. اگر مأمور اداره پست نتواند نشانی‌ را که باید سند را به آن تحویل دهد پیدا کند، سند به اداره ثبت ارجاع داده می‌ شود و مالک باید برای دریافت آن به اداره ثبت مراجعه کند.مدارک لازم برای تعویض سند تک برگی:برای تعویض سند تک برگی باید مدارک زیر را ارائه دهید:اصل و کپی مدارک هویتی خریدار و فروشنده ملک یا مالک جدید و مالک قبلی آن.ارائه پایان کار شهرداری.استعلام سند.تسویه ‌حساب با بیمه تأمین اجتماعی برای املاکی که کاربری صنعتی و تجاری دارند.قبض تلفن ثابت ملک و نشانی ملک به همراه کد پستی.كروكی دقيق ملک.اگر وكيل مراحل تعويض سند و يا واگذاری آن را دنبال مي‌ كند در تمام مراحل ارائه وکالت‌ نامه از سوی او ضروری است.فرم تقاضای دریافت سند تک برگی و فرم مربوط به اداره پست از جمله فرم ‌هایی هستند که باید در روند این کار تکمیل شوند. پرداخت هزینه‌ های لازم در خود اداره‌ های ثبت از طریق دستگاه کارت خوان امکان ‌پذیر است. فیش پرداخت این هزینه ها را باید ارائه نمایید.هزینه صدور سند تک برگی:صرف نظر از هزینه ‌های دریافت پایان کار و تسویه با بیمه تأمین اجتماعی، برای دریافت سند تک برگی باید هزینه‌ های دیگری هم بپردازید. مثلا هزینه پست با توجه به محل مورد نظر یا پرداخت هزینه ی ثبت سند در صورتی که سند قبلا در اداره ی ثبت اسناد، ثبت نشده باشد.سامانه صدور سند مالکیت تک برگی:سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به منظور کاهش مراجعات حضوری و آسایش مردم، سامانه ثبت الکترونیکی پذیرش درخواست صدور سند مالکیت را راه ‌اندازی کرده است. به این ترتیب مراجعین می ‌توانند از طریق این سامانه درخواست صدور سند مالکیت تک برگی دهند.برای دسترسی به سامانه، به نشانی زیر مراجعه کنید:sabtemelk.irنحوه استعلام سند تک برگی ملک:از طریق خدمات آنلاین سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می‌ توانید از اصالت سند مالکیت تک برگی آگاه شوید و از کلاهبرداری و سوء استفاده جلوگیری کنید. برای استعلام از دو روش می توانید اقدام کنید:مراجعه به دفاتر ثبت اسناد رسمی.استعلام آنلاین که بدون هزینه انجام می شود. برای دریافت این خدمت به لینک روبه رو مراجعه کنید: http://estate.ssaa.irگروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 21:40:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وظایف مدیر ساختمان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%88%D8%B8%D8%A7%DB%8C%D9%81-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-v1zqx8jnumko</link>
                <description>قانونا مدیر ساختمان کیست؟برای آن که بدانیم مدیر ساختمانچه کسی است، ابتدا باید با مجمع عمومی ساختمان آشنا شویم.بر اساس قانون تملّک آپارتمان ها، مجمع عمومی مالکان در هر ساختمان از تمامی مالکان واحدهای آپارتمانی تشکیل می ‌شود.مدیر ساختمان مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجرای تصمیماتی است که مجمع عمومی مالکان می ‌گیرد. در ادامه در خصوص وظایف مجمع عمومی و وظایف مدیر ساختمان توضیح خواهیم داد.مدیر ساختمان توسط چه کسانی انتخاب می شود؟مدیر ساختمان توسط مجمع عمومی مالکان انتخاب می شود.در واقع در هر ساختمانی که مشمول مقررات قانون تملّک آپارتمان ها است اگر تعداد مالکان از سه نفر بیشتر باشد، مجمع عمومی موظف است مدیر ساختمان انتخاب کند. این مدیر ممکن است از بین اعضای ساختمان یا از خارج انتخاب شود.در صورت نیاز، اعضای مجمع می ‌توانند به جای انتخاب یک نفر، چند نفر را به عنوان هیئت مدیره انتخاب کنند. در این صورت، باید توجه داشت که تعداد اعضای هیئت مدیره باید فرد باشد تا در هنگام تصمیم ‌گیری مشکلی به وجود نیاید.مجمع عمومی ساختمان چیست ؟ به چه نفر احتیاج دارد؟مجمع عمومی ساختمان سالانه یک بار به ریاست مدیر ساختمان برگزار می‌ شود.در صورتی که مدیر یا هیئت مدیره یا حداقل سه نفر از اعضای ساختمان درخواست جلسه فوق العاده ای را داشته باشند، مجمع عمومی می ‌تواند جلسه فوق العاده را برگزار کند.البته مدیر ساختمان موظف است زمان و مکان جلسه فوق العاده را به اطلاع اعضای ساختمان برساند. جلسه مجمع عمومی هر سال یک بار برای انتخاب مدیر برگزار می ‌شود.در زمان برگزاری جلسه مجمع عمومی، باید نصف مالکین ساختمان یا نمایندگان آن‌ ها حضور داشته باشند.در صورتی که تعداد افراد شرکت کننده از حد نصاب کم باشد زمان برگزاری جلسه به ۱۵ روز بعد موکول خواهد شد.اگر در جلسه دوم، تعداد شرکت کنندگان به حد نصاب نرسد دوباره زمان برگزاری جلسه به ۱۵ روز بعد موکول خواهد شد و در جلسه سوم تعداد اعضای شرکت کننده مهم نبوده و جلسه رسمی خواهد بود.زمانی که دو سوم اعضای مجمع به مصوبات مجمع عمومی رای داده باشند مصوبات رسمی و قانونی است. مدیر ساختمان موظف است که تصمیمات گرفته شده در مجمع را صورت جلسه کرده و آن‌ها را بایگانی کند.وظایف مجمع عمومی ساختمان:وظایف مجمع عمومی ساختمان عبارتند از:• تصویب و تغییر مقررات ساختمان براساس قانون کشور.• تصویب گزارش درآمد و هزینه سالانه ساختمان.• تصمیم گیری در مورد نحوه پس انداز نسبت به اموراتی مانند حفظ و نگهداری و تعمیرات ساختمان.• تصمیم گیری در مورد نحوه اداره ساختمان.• تفویض اختیار به مدیر نسبت به عقد قرارداد لازم برای اداره هرچه بهتر ساختمان.• انتخاب مدیر شایسته یا هیئت مدیره و ارزیابی عملکرد مدیران و هیئت مدیره ساختمان.وظایف مدیر ساختمان طبق قانون:وظایف مدیر ساختمان در 15 مورد زیر قابل بررسی است:1- حفظ و اداره ی ساختمان و اجرای تصمیمات مجمع عمومی:منظور این است که تمام کارها و فعالیت ‌های مدیر یا هیئت مدیره باید در راستای این باشد که ساختمان از آسیب و خرابی حفظ شود و امور جاری ساختمان را انجام دهد.2- عدم تفویض مدیریت به اشخاص دیگر:بر اساس قانون تملک آپارتمان‌ ها مدیر یا هیئت مدیره امین اعضای ساختمان هستند و نمی‌ توانند شخص دیگری را به جای خود بگذارند.بنابراین مدیر باید تمام وظایفش را خودش شخصا انجام دهد.البته اگر قرار است مدیری بیش از سه روز در ساختمان نباشد، می‌ تواند با یکی از ساکنین هماهنگ کرده و اختیارات را به صورت کوتاه مدت به او تفویض کند.3- تعیین شارژ ماهانه هر واحد و جمع آوری آن:مدیر یا مدیران وظیفه دارند شارژ هر واحد را تعیین کرده و از مالکین اخذ کنند. تعیین شارژ ممکن است به روش‌ های گوناگون انجام شود از جمله: شارژ ثابت، شارژ بر اساس متراژ، شارژ بر اساس نفرات، شارژ بر اساس نفرات و متراژ و … اینکه شارژ به کدام روش محاسبه شود از تصمیمات مدیر یا هیئت مدیره است.4- رسیدگی به اعتراض ساکنین:هر کدام از ساکنین که اعتراضی به نحوه مدیریت، وضع ساختمان یا شارژ پرداختی خود داشته باشد می‌تواند به مدیر یا مدیران مراجعه کند.آن‌ ها نیز وظیفه دارند به شکایت فرد رسیدگی کنند. مثلا بر اساس قانون افراد چه از واحد شان استفاده کنند و چه نکنند ملزم به پرداخت حق شارژ هستند. حال ممکن است مالکی به این اعتراض داشته باشد که وقتی از خانه استفاده نمی‌ کند چرا باید برای این موارد حق شارژ پرداخت کند.مدیر یا هیئت مدیره باید به شکایت فرد رسیدگی کرده و در صورت صلاحدید فقط حق شارژ خدمات عمومی ساختمان را از او بگیرد.5- بیمه کردن ساختمان در برابر آتش سوزی:یکی از اصلی ‌ترین وظایف مدیر یا هیئت مدیره بیمه کردن ساختمان در برابر آتش‌ سوزی است.مدیر یا هیئت مدیره باید به تناسب زیربنا سهم هر واحد از بیمه آتش ‌‍سوزی را حساب کرده و کل ساختمان را بیمه کند. اگر حادثه رخ دهد و ساختمان بیمه نشده باشد جبران خسارت مالکین بر عهده مدیر یا هیئت مدیره خواهد بود.6- رویت و بررسی وکالتنامه نماینده مالکین:همان طور که گفتیم در مجمع عمومی مالکین یا نماینده ی آنها باید شرکت کنند.اگر مالک به جای خود نماینده بفرستد، مدیر ساختمان وظیفه دارد مدارک ثابت کننده ی سِمَت او را بررسی نماید. این مدرک معمولا به صورت وکالتنامه رسمی است.7- نگهداری صورت جلسات مجمع عمومی ساختمان:تمام تصمیمات جلسات مجمع عمومی باید صورت جلسه شده و نگهداری از این صورت جلسات بر عهده مدیر یا هیئت مدیره است.این صورت جلسات باید به امضای کلیه حاضرین برسد.صورت جلسات مجمع عمومی از اسناد معتبری محسوب می‌ شود که حتی در مراجع قضایی نیز قابل استناد است و مدیر یا مدیران باید در حفظ و نگهداری آن‌ ها نهایت تلاش خود را بکنند.8- اطلاع رسانی تصمیمات مجمع عمومی به افراد غایب:هرچند که یک هفته پیش از تشکیل جلسه مجمع عمومی دعوتنامه برای همه‌ مالکین ارسال می‌ شود، اما ممکن است به هر دلیلی بعضی از مالکین نتوانند در جلسه حضور پیدا کنند.از آنجا که تصمیمات جلسه مجمعی که به رسمیت رسیده باشد الزام ‌آور است، همه‌ ساکنین باید از آن مطلع شوند.وظیفه‌ مطلع کردن مالکین غایب از این تصمیمات بر عهده مدیر یا مدیران است. این اطلاع‌ رسانی باید حداکثر تا ده روز بعد از تاریخ جلسه انجام شود.9- دادن گواهی تسویه حساب هزینه های ساختمان:دفاتر اسناد رسمی باید هنگام تنظیم انواع سندهای انتقال، اجاره، رهن، صلح، هبه و… گواهی تسویه‌ حساب هزینه ‌های ساختمان را رویت کنند.این گواهی باید به تایید و امضای مدیر یا مدیران رسیده باشد.10- ارسال اظهارنامه به مالکین بدهکار:اگر مالک یا استفاده‌ کننده ساختمان حق شارژ خود را به هر دلیلی پرداخت نکند مدیر یا هیئت مدیره وظیفه دارد بدهی او را از طریق اظهار نامه به اطلاع وی برساند.توجه شود که اطلاع دادن بدهی از طریق نامه معمولی یا چسباندن اطلاعیه به تابلوی اعلانات وجاهت قانونی ندارد و در مراجع قضایی قابل استناد نیست.مدیر ساختمان اظهار نامه را روی فرم ‌های مخصوصی که از دادگاه تهیه می شود ثبت کرده، در سه نسخه تنظیم و امضا می ‌کند.بعد آن را در دفتر دادگاه به ثبت می ‌رساند و مبلغ بدهکاری توسط مامور ابلاغ دادگاه به اطلاع مالک می ‌رسد. در اظهار نامه باید ریز مطالبه جزء به جزء آورده شود.11- خدمات ندادن به مالکیت بدهکار:بعد از ابلاغ اظهار نامه به مالک بدهکار او ده روز وقت دارد تا سهم بدهی‌ اش را بپردازد.در صورتی که مالک بدهی خود را پرداخت نکند، مدیر یا هیئت مدیره می‌ تواند ارائه خدمات به آن واحد را قطع کند.مثلا شوفاژ، تهویه آب گرم، برق، گاز و… را قطع کند تا بدهکار مجبور به پرداخت بدهی ‌اش شود. باید توجه کرد که مدیر نمی ‌تواند قبل از ابلاغ اظهار نامه خدمت ‌دهی به مالک را قطع کند.در غیر این ‌صورت حق اعتراض برای مالک محفوظ است.12- تقاضای اجرائیه برای وصول مطالبات:اگر مدیر اظهار نامه را به مالک بدهکار ارسال کند اما او همچنان از پرداخت بدهی ‌اش سر باز بزند، این حق برای مدیر وجود دارد که تقاضای صدور اجرائیه کند.بدین ترتیب دفتر اسناد رسمی اجرائیه را صادر می ‌کند و معادل بدهی بدهکار اموالش ضبط شده و پس از ارزیابی قیمت به حراج گذاشته می‌ شود. درآمد کسب شده از طریق حراج صرف وصول طلب ساختمان می ‌شود.13- طرح دعوی جهت وصول مطالبات:مدیر علاوه بر تقاضای اجرائیه می تواند از طریق طرح دعوی در دادگاه نیز نسبت به وصول مطالبات ساختمان از مالک یا مالکین بدهکار اقدام کند.14- درخواست از وزارت مسکن و شهرسازی برای تعیین کارشناس:ممکن است تعدادی از اعضای ساختمان معتقد باشند که عمر مفید ساختمان به پایان رسیده و به خاطر فرسودگی احتمال خطر یا ضرر مالی و جانی وجود دارد و به همین خاطر درخواست تجدید بنا داشته باشند. در مقابل تعدادی از ساکنین ممکن است با این درخواست مخالف باشند. در این جا مدیر ساختمان وظیفه دارد از وزارت مسکن و شهرسازی درخواست کند تا سه نفر کارشناس رسمی دادگستری برایشان ارسال کند تا در این مورد قضاوت کنند. نظر کارشناسان فصل‌الخطاب خواهد بود.15- بازسازی مجموعه پس از تصویب مجمع عمومی:اگر در مجمع عمومی بازسازی ساختمان با اکثریت آرا تصویب شود، وظیفه‌ مدیریت ساختمان  فرآیند بازسازی بر عهده‌ مدیر ساختمان یا هیئت مدیره است.16- درخواست تخلیه واحد هایی که با بازسازی همکاری نمی کنند:هر چند که فرآیند بازسازی پس از تصویب مجمع عمومی آغاز می‌ شود، اما ممکن است تعدادی از مالکین رضایتی به این کار نداشته باشند. این افراد ممکن است با عدم تخلیه در بازسازی ملک اخلال ایجاد کنند. در اینجا مدیر وظیفه دارد از دادگاه دستور تخلیه ساختمان را درخواست کند. البته باید پیش از آن سایر مالکان برای فرد مذکور مسکن مناسب را تامین کرده باشند.مسئولیت مدیر ساختمان در قبال حوادث:مدیر یا مدیران ساختمان مکلفند تمام بنای ساختمان را به عنوان یک واحد در مقابل آتش سوزی بیمه نمایند.سهم هریک از مالکین به تناسب سطح زیربنای اختصاصی آنها و به وسیله مدیر و مدیران ساختمان تعیین و اخذ و به شرکت بیمه پرداخت خواهد شد.در صورتی که هیئت مدیره اقدام به تهیه بیمه نکند و آتش سوزی رخ دهد، مسئولیت جبران خسارت متوجه مدیر و مدیران ساختمان خواهد بود.اگر حوادث دیگری در ساختمان اتفاق افتد که خسارت ‌‎هایی به افراد و اموال وارد شود که خسارت مالی و جانی به همراه داشته باشد، برای مدیران مسئولیت ایجاد می شوذ.بنابراین بهتر است مدیران مسئولیت خود را بیمه نمایند. به این ترتیب شرکت بیمه هزینه‌ های خسارت های مالی و جانی وارده به افراد را برعهده می‌ گیرد.وظایف مدیر ساختمان در قبال آسانسور:همان طور که گفتیم یکی از وظایف مدیر ساختمان بیمه کردن تمام بخش ‌های ساختمان در مقابل خطرات است. سهم هر یک از واحدها از حق بیمه توسط مدیر ساختمان و متناسب با متراژ هر واحد تعیین می گردد.بعد از تعیین سهم هر واحد، مدیر ساختمان باید برای جمع‌ آوری شارژ های ماهیانه و هزینه‌ ها اقدام کند که هزینه‌‌های مربوط به آسانسور نیز در این دسته قرار می‌گیرد. در واقع شارژ ماهیانه هزینه‌ های زیر را نیز در بر می‌ گیرد:هزینه‌ های برق عمومی که شامل برق آسانسور هم می شود.هزینه ‌های آب.هزینه‌ های تعمیرات و نگهداری که هزینه‌ های تعمیرات و نگهداری آسانسور را نیز در بر می گیرد.هزینه‌ های مرتبط با سرایدار.هزینه‌ های مرتبط با گاز.هزینه های لوازم شوینده، لامپ، روغن برای آسانسور و…از کارهایی که مدیر ساختمان در قبال آسانسور ساختمان باید انجام دهد، قرارداد بستن با شرکت آسانسور معتبر برای تعمیر و نگهداری آسانسور است. هزینه ‌های لازم برای خرید لوازم تعمیر و نگهداری آسانسور، مواد شوینده، روغن برای روغن کاری ریل های آسانسور، لامپ و دیگر هزینه ‌های مرتبط با آسانسور همگی باید در شارژ ماهیانه لحاظ شود.وظایف مدیر ساختمان در خصوص بیمه کردن :مدیر ساختمان وظیفه دارد ساختمان را در مقابل آتش سوزی و حوادث این چنینی بیمه نماید که در بخش های قبلی در مورد آن توضیح دادیم. همچنین مدیر ساختمان می تواند از بیمه مسئولیت استفاده کند.بیمه مسئولیت، مسئولیت هیئت مدیره را در قبال ساکنین، مالکین، مستاجران و اشخاص ثالث بیمه می نماید.میزان پوشش‌ بیمه مسئولیت هیئت مدیره بر اساس درخواست هیئت مدیره مشخص می ‌شود.هیئت مدیره برای خسارت های جانی و مالی که ممکن است در پارکینگ ساختمان، ریزش نمای ساختمان در محوطه و اطراف آن، ایجاد خسارت به ساختمان ‌های مجاور ناشی از آتش سوزی و ترکیدگی لوله آب یا نشت و ریزش چاه، آتش سوزی مشاعات ،خسارات وارده از آسانسور، استخر و سونا به افراد، نظافتچی و سرایدار ساختمان اتفاق افتد، از بیمه ی مسئولیت استفاده می کند. در این صورت  شرکت بیمه کننده نسبت به پرداخت خسارت اقدام می ‌نماید.حق الزحمه ی مدیر ساختمان چگونه محاسبه می شود؟مدیر ساختمان هم مثل هر شخص شاغل دیگری دارای حقوق و مزایا است.به همین منظور بین هیئت مدیره ساختمان به عنوان کارفرما و مدیر ساختمان به عنوان کارگر قراردادی امضا می ‌شود که میزان اجرت و حقوق به همراه بیمه و مزایا در آن درج می ‌شود.در این مورد تفاوتی ندارد که مدیر ساختمان از اعضای ساختمان باشد یا خیر.اگر مدیر ساختمان مستقیما از طرف ساکنان انتخاب شود و هیچ‌ گونه قراردادی در خصوص مزد و مزایا تنظیم نشده باشد و فقط صورتجلسه انتخاب مدیر تهیه شود، مدیر ساختمان به طور قانونی مجاز به برداشت هیچ‌ گونه مبلغی تحت هیچ عنوانی نیست. ولی بین ساکنان ساختمان عرف شده است که مدیر ساختمان را از پرداخت شارژ ثابت معاف می کنند.حقوق مدیر ساختمان ، جزو مخارج عمومی ساختمان به حساب آمده و باید از هزینه شارژ ساختمان پرداخت شود. توافق در خصوص میزان حقوق باید با توافق ساکنین و در مجمع عمومی صورت گیرد.آیا مستاجر میتواند مدیر ساختمان باشد؟بله.مدیر ساختمان ممکن است از میان مالکان یا از بین مستاجرین انتخاب شود.همچنین ممکن است فردی که اصلا از اعضای ساختمان نیست به عنوان مدیر انتخاب شود.البته معمولا به این صورت است که مدیر ساختمان از میان مالکان انتخاب شود اما انتخاب شخصی غیر از اعضای ساختمان منع قانونی ندارد.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 21:05:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میزان و نحوه محاسبه شارژ ساختمان چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%98-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cfurvzyjmnok</link>
                <description>شارژ ساختمان چیست؟همه ی ساختمان ها دارای هزینه هایی هستند. شارژ ساختمان هزینه‎ هایی است که برای حفظ و نگهداری بخش ‌های مشترک و مشاع آپارتمان از طرف ساکنین پرداخت می‌ شود.میزان شارژ و هزینه ها به نوع مجتمع و امکانات آن بستگی دارد. طبیعی است که هر چه میزان امکانات یک ساختمان بیشتر باشد مبلغ حق شارژ هم بیشتر است.ممکن است قسمت‌ هایی از ساختمان اصلا مورد استفاده برخی از همسایگان قرار نگیرد، اما این دلیلی برای پرداخت نکردن شارژ نمی‌ شود و هم مالکان خانه و هم مستاجران لازم است مبلغ تعیین شده برای شارژ را پرداخت کنند.حق شارژ باید به صورت ماهیانه پرداخت شود.انواع هزینه های ساختمان کدامند؟شارژ ساختمان برای چه هزینه هایی مصرف می شود؟سهم هر یک از مالکان آپارتمان ها از مخارج قسمت های مشترک ساختمان به دو نوع تقسیم می شود: هزینه های نسبی و ثابت.1- هزینه های نسبی:هزینه های نسبی به تناسب سهم هر مالک از مساحت زیر بنا حساب می شود.یعنی هزینه هایی از قبیل آب، گازوئیل و آسفالت پشت بام و … علاوه بر آن طبق ماده 14 قانون تملک آپارتمان ها مدیر یا مدیران وظیفه دارند تمام بنا را در مقابل آتش سوزی بیمه کنند.سهم هر یک از مالکان به تناسب سطح زیربنای آنها به وسیله مدیر یا مدیران تعیین و به شرکت بیمه پرداخت می شود.بنابراین هزینه های نسبی ساختمان شامل هزینه های مستمر و حق بیمه تقسیم می شود.روش تقسیم در این نوع هزینه ها به این شکل است که ابتدا متراژ کل واحدها به دست می آید سپس هزینه کل به متراژ تقسیم و هر واحدی براساس متراژ سهم خود را پرداخت می کند. در خصوص تقسیم حق بیمه نیز از این روش استفاده می شود.2- هزینه های ثابت ساختمان کدام است؟هزینه های ثابت هزینه هایی هستند که به متراژ ساختمان ارتباطی ندارند.مثل هزینه های مربوط به سرایدار، نگهبان، متصدی، آسانسور، هزینه های نگهداری و تاسیسات، باغبان و قسمت های مشترک و … نوع دیگر این نوع هزینه ها اندوخته قانونی است که در برابر هزینه های اتفاقی ساختمان را بیمه می کند.تصمیم در مورد میزان این نوع اندوخته به عهده مجمع عمومی مالکین است. به صورت معمول این نوع هزینه ها به صورت مساوی بین واحد ها تقسیم می شوند.نحوه محاسبه شارژ ساختمان چگونه است؟از دو راه کلی می توان سهم مالکان از هزینه های مشترک ساختمان و مبلغ شارژ را تعیین کرد؛اول از راه قانونی و دوم قراردادی.برای تعیین سهم مالکان از راه قانونی باید به سراغ ماده ی 4 قانون تملک آپارتمان ها برویم.در این ماده بیان شده است که حق شارژ باید با توجه به مساحت پرداخت شود.البته به جز هزینه هایی که به دلیل عدم ارتباط با مساحت زیر بنا به صورت مساوی تقسیم خواهد شد.همچنین با توجه به تبصره 3 همین ماده، چنانچه چگونگی استقرار حیاط ساختمان یا بالکن یا تراس مجموعه به گونه ای باشد که تنها از یک یا چند واحد مسکونی، امکان دسترسی به آن باشد، هزینه حفظ و نگهداری آن قسمت به عهده استفاده کننده یا استفاده کنندگان است.“انواع روش های محاسبه شارژ ساختمان”برای محاسبه شارژ ساختمان روش ‌های مختلفی وجود دارد.هیئت ‌مدیره ساختمان باید با توجه به نوع آپارتمان و میزان هزینه ‌های آن یکی از روش های محاسبه شارژ ساختمان را انتخاب کند. هر یک از این روش‌ ها فرمول محاسبه خاص خود را دارند.محاسبه شارژ ساختمان به روش‌ های زیر انجام می‌ شود:شارژ واحدیشارژ متراژیشارژ نفریشارژ نفری متراژیشارژ واحدی به همراه شارژ متراژیشارژ واحدی به همراه شارژ نفریشارژ واحدی به همراه شارژ نفری متراژیشارژ نفری به همراه شارژ متراژیشارژ واحدی به همراه شارژ متراژی و شارژ نفریشارژ بر اساس هزینه ‌های مجتمع مسکونی و آپارتمان ‌هامحاسبه شارژ واحدی چگونه است؟شارژ واحدی مناسب مجتمع‌ های مسکونی، اداری و تجاری است.این نوع شارژ بر اساس تعداد واحدها محاسبه می‌ شود و همه واحدها به میزان برابر و به صورت ماهانه شارژ پرداخت می ‌کنند. در محاسبه شارژ ساختمان به این روش، داشتن و یا نداشتن انباری و پارکینگ هم در تعیین میزان شارژ موثر است.  این روش محاسبه شارژ ساختمان مناسب مجتمع‌ هایی است که واحدهای یکسانی دارند، دارای سیستم گرمایش و سرمایش مرکزی نیستند و هر واحد کنتور های آب و گاز مستقل دارند.محاسبه شارژ متراژی چطوری است؟این روش، مناسب مجتمع ‌های مسکونی، اداری و تجاری است. در این نوع پرداخت شارژ، همه واحدها با توجه به میزان متراژی که دارند، شارژ خود را به صورت ماهانه پرداخت می‌ کنند.برای مثال اگر شارژ هر متر 2000 تومان باشد، شارژ یک واحد ۱۰۰ متری، 200 هزار تومان به صورت ماهانه است و شارژ یک واحد صد و پنجاه متری، 150 هزار تومان به صورت ماهانه است. این روش محاسبه برای مجتمع ‌هایی که واحد هایی با متراژ متفاوت دارند، مفید است.شارژ نفری ساختمان چگونه است؟این نحوه محاسبه شارژ به تعداد ساکنان هر واحد بستگی دارد و تنها در مجتمع‌ های مسکونی کاربرد دارد.برای مثال شارژ هر نفر به صورت ماهانه، چهل هزار تومان است. به این ترتیب، شارژ واحدی که سه نفر ساکن آن هستند، ماهانه 120 هزار تومان می‌ شود و واحدی که پنج نفر ساکن دارد، باید ماهانه 200 هزار تومان پرداخت کند. این روش برای مجتمع‌ هایی که سیستم آب مشترک دارند، مناسب است.میزان شارژ نفری متراژی چگونه است؟در این روش هر واحد بر اساس تعداد افراد و متراژ واحد، باید به صورت ماهانه شارژ پرداخت کند.اصولا نحوه محاسبه هر کدام از این بخش ‌ها به صورت بیست به هشتاد است، یعنی میزان شارژی که برای متراژ تعیین می‌ شود باید نسبت بیست به هشتاد با شارژ نفری داشته باشد. برای مثال، واحدها برای پرداخت شارژ، باید نفری ۱۰۰۰۰ تومان و برای هر متر، ۸۰۰ تومان پرداخت کنند. یعنی یک واحد صد متری که سه نفر ساکن آن هستند، باید ماهیانه هفتاد هزار تومان پرداخت کند. این روش محاسبه مناسب مجتمع‌ های مسکونی است که واحدهای آن متراژ متفاوتی دارند و سیستم سرمایش و گرمایش مرکزی دارند. این مجتمع‌ ها سیستم آب مشترک نیز دارند.نحوه محاسبه شارژ واحدی به همراه شارژ متراژی:این روش محاسبه شارژ ساختمان مناسب مجتمع‌ های مسکونی، اداری و تجاری است.در این روش شارژی ثابت وجود دارد که با میزان شارژ متغیر متراژی جمع بسته می ‌شود و واحدها باید این میزان شارژ را به صورت ماهیانه پرداخت کنند. برای مثال، شارژ ثابت یک واحد مسکونی، ماهانه 50 هزار تومان است و شارژ متراژی آن، 600 تومان برای هر متر مربع است.در این صورت یک واحد مسکونی با متراژ 100 متر، مبلغ 110 هزار تومان را باید به صورت ماهانه پرداخت کند. اگر شارژ ثابت یک واحد اداری 60 هزار تومان باشد و این واحد 100 متر باشد، شارژ ماهانه آن 140 هزار تومان به صورت ماهانه می‌ شود. این روش محاسبه برای مجتمع ‌هایی که دارای واحد هایی با متراژ متفاوت هستند، دارای سیستم گرمایش و سرمایش مرکزی هستند و مجتمع ‌های ترکیبی که واحد های مسکونی و اداری در یک ساختمان است مناسب می باشد.شارژ واحدی به همراه شارژ نفری:این روش محاسبه شارژ ساختمان مناسب مجتمع‌ های مسکونی است. در این روش، واحدها دارای شارژ ثابت هستند و شارژ متغیری که بر اساس تعداد ساکنین هر واحد مشخص می‌ شود، به آن اضافه می ‌شود و واحدها باید آن را به صورت ماهانه پرداخت کنند. برای مثال شارژ ثابت هر واحد ماهانه 50 هزار تومان است و به ازای هر نفر باید 20 هزار تومان شارژ پرداخت کنند. با این حساب، شارژ یک واحد مسکونی که سه نفر ساکن دارد، ماهانه 110 هزار تومان می ‌شود و شارژ واحدی با چهار عضو، ماهانه 130 هزار تومان می‌ شود. این روش محاسبه برای مجتمع ‌هایی که واحد هایی با متراژ یکسان دارند و آب مشترک دارند، مناسب است.شارژ واحدی به همراه شارژ نفری متراژی:در این روش محاسبه شارژ ساختمان، از ترکیب شارژ ثابت به همراه شارژ نفری و شارژ متراژی استفاده می ‌شود.برای مثال، هر واحد مسکونی، شارژ ثابت ماهانه‌ ای به مبلغ 50 هزار تومان دارد و برای هر متر مربع باید 1000 تومان و برای هر نفر، 10000 هزار تومان پرداخت شود. در این صورت شارژ یک واحد مسکونی با متراژ 100 متر و سه نفر عضو، ماهانه 180 هزار تومان می ‌شود. واحدی با متراژ 150 متر مربع با چهار نفر عضو، باید مبلغ 240 هزار تومان به صورت ماهانه پرداخت کند. این روش محاسبه شارژ ساختمان برای مجتمع‌ های مسکونی که دارای واحد هایی با متراژ متفاوت و سیستم گرمایش و سرمایش و آب مشترک هستند، مناسب است.شارژ نفری به همراه شارژ متراژی:این نوع شارژ بر اساس تعداد ساکنین واحد و متراژ هر واحد مشخص می ‌شود.برای مثال، شارژ هر متر مربع 1000 تومان و برای هر نفر 10000 تومان است. با این حساب، شارژ یک واحد 100 متری با سه ساکن، ماهیانه 130 هزار تومان می ‌شود و شارژ یک واحد 150 متری با چهار نفر عضو، ماهیانه 190 هزار تومان می ‌شود. این روش محاسبه برای مجتمع ‌های مسکونی که دارای سیستم گرمایش و سرمایش و آب و گاز مشترک هستند اما متراژ متفاوتی دارند، مناسب است.شارژ واحدی به همراه شارژ متراژی و شارژ نفری:این روش محاسبه مناسب مجتمع ‌های مسکونی است.برای مثال، شارژ ثابت هر واحد 50 هزار تومان است و برای هر مترمربع باید 1000 تومان و برای هر نفر، 10 هزار تومان پرداخت شود. در این صورت یک واحد با متراژ 100 متر و سه عضو باید ماهیانه 180 هزار تومان پرداخت کند. این روش برای مجتمع ‌های مسکونی که واحد هایی با متراژ متفاوت دارند و سیستم گرمایش و سرمایش، آب و گاز مشترک دارند، مناسب است.تعیین شارژ بر اساس هزینه‌ها:در این روش محاسبه، شارژ ساختمان بر اساس هزینه ‌های انجام شده، بین واحدها تقسیم می‌ شود.اصولا هزینه‌ های آب به صورت نفری و هزینه گاز به صورت متراژی و هزینه ‌های برق به صورت واحدی یا ثابت محاسبه می ‌شود.نحوه محاسبه شارژ آپارتمان خالی:ممکن است یکی از واحدها خالی باشد و مالک واحد مربوطه از پرداخت حق شارژ امتناع کند. آیا واحد خالی هم باید حق شارژ را بپردازد؟لازم است بدانید مالک واحدهای خالی هم باید هزینه های مربوط به نگهداری ساختمان را پرداخت کند.هزینه های مربوط به نگهداری آپارتمان چه مالک از آن استفاده کند و چه استفاده نکند، باید توسط همه پرداخت شود.طبیعی است که مواردی مثل ایزوگام کردن پشت بام یا هزینه های مربوط به نمای ساختمان برعهده همه بوده و جزو هزینه های مربوط به مشاعات است و در مورد آنها دیگر بحث استفاده یا عدم استفاده مطرح نیست.آیا برای نوزاد هم باید حق شارژ پرداخت کنیم؟در خصوص سهم شارژ برای نوزاد در قانون صحبتی نشده است.بنابراین، این موضوع بستگی به توافق مدیر یا هیات مدیره ساختمان دارد. به صورت منطقی با ورود نوزاد مصرف آب، برق، گاز و … افزایش می یابد، بنابراین منطقی است که برای نوزاد هم حق شارژ پرداخت شود.برخورد با ساکنانی که حق شارژ خود را پرداخت نمی کنند:پرداخت نکردن حق شارژ ساختمان، یکی از اختلافات رایج در آپارتمان ها است. این پرسش وجود دارد که با کسی که حق شارژ خود را نمی پردازد چگونه برخورد کنیم؟برای مطالبه ی حق شارژ از این افراد، چهار گام زیر وجود دارد:تذکر کتبی بابت عدم پرداخت حق شارژ.در صورت عدم پرداخت، مدیر ساختمان باید طی اظهارنامه ای به همسایه خاطی ابلاغ کند که ظرف 10 روز از تاریخ گفته شده، سهم بدهی خود را از هزینه های مشترک پرداخت کند. در غیر این صورت او می تواند از ارائه خدمات مشترک نظیر شوفاژ، آب گرم، گاز و… به واحد مربوطه خودداری کند.اگر باز هم همسایه از پرداخت شارژ خودداری نمود، مدیر ساختمان باید به اداره اجرای اسناد رسمی مراجعه نماید و براساس اظهارنامه ابلاغ شده علیه او درخواست صدور اجراییه کند. اداره اجرا از مدیر می خواهد مالی از مالک یا مستاجر خاطی معرفی کند تا با توقیف و فروش آن حق شارژ پرداخت شود. همچنین اگر مقدار حق شارژ مورد مطالبه کمتر از 20 میلیون تومان باشد، مدیر به شورای حل اختلاف محل مراجعه و تقاضای پرداخت می کند. اگر مبلغ حق شارژ مورد مطالبه بیشتر از 20 میلیون تومان باشد باید به دادگاه عمومی محل ملک مراجعه کند.کدام هزینه ها را مالک و کدام را مستاجر باید بپردازد؟با توجه به مواد 485 و 486 قانون مدنی، هزینه هایی که بر عهده ی هر یک از مالک و مستاجر است را به صورت زیر می توان طبقه بندی کرد:هزینه هایی که پرداخت آن بر عهده مستاجر است:پول آب، برق، گاز و تلفن.هزینه تعمیر و سرویس آسانسور.هزینه شارژ ساختمان.هر نوع خرابی که توسط مستاجر ایجاد شده باشد.رفع مشکل فاضلاب بعد از گذشت چند ماه اقامت مستاجر.پرداخت عوارض سالانه پسماند شهرداری.هزینه هایی که پرداخت آن بر عهده مالک است:هزینه تعمیرات عمده آسانسور و خانه.هزینه رفع مشکل فاضلاب در ابتدای ورود مستاجر.هزینه عوارض نوسازی شهرداری.تعمیرات ترکیدگی لوله.آیا ساکنان طبقات همکف و اول می توانند هزینه های مربوط به آسانسور را نپردازند؟برخی از افراد تصور می کنند که چون در طبقات همکف و اول زندگی می کنند و استفاده ای از آسانسور ندارند، پس پرداخت هزینه های تعمیر و نگهداری آسانسور بر عهده ی آنها نیست.اما این تصور اشتباه است. هزینه های مربوط به آسانسور جزو هزینه های مشترک است و مربوط به تمام ساکنین است و ارتباطی به استفاده یا عدم استفاده از آسانسور ندارد.بنابراین حتی ساکنان طبقات همکف و اول هم باید هزینه های مرتبط با آسانسور را بپردازند.اگر مبالغ جمع آوری شده به عنوان شارژ هر ماه استفاده نشود تکلیف چیست؟اگر شارژ های ماهیانه چندین ماه استفاده نشود و یا مقداری از آن باقی بماند ساکنین نمی توانند در ماه های بعدی از پرداخت شارژ خودداری کنند و همه ساکنان باید هر ماه حق شارژ آپارتمان را پرداخت کنند و کاری به میزان موجودی صندوق نداشته باشند.هئیت مدیره وظیفه دارد این مبالغ را باید در صندوق مالی نگه دارد.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 21:03:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرار نهایی چیست؟ قرار نهایی صادر شد یعنی چه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-jc5nyrswntom</link>
                <description>قرار چیست؟مقام قضایی برای پیشبرد فرآیند دادرسی تصمیمات مختلفی می گیرد. یکی از این تصمیمات قرار است.قرار یکی از انواع رای شمرده می شود و در واقع یک تصمیم قضایی است که توسط مقام قضایی در فرآیند دادرسی صادر می شود. قرار ممکن است توسط دادسرا یا دادگاه صادر شود.صدور بعضی از قرارها به تکمیل تحقیقات و آماده شدن پرونده برای رسیدگی و صدور حکم کمک می کند. این قرار ها بیشتر جنبه ی شکلی دارند. یعنی ارتباط چندانی به ماهیت موضوع ندارند. مانند قرار تامین کیفری که می توانید در مورد آنها در سایت ما مطالعه کنید.اما برخی از قرارها در مورد ماهیت موضوع صادر می شوند و با صدور آنها پرونده در حدود موضوع قرار خاتمه پیدا می کند.این قرارها معمولا زمانی صادر می شوند که تحقیقات تکمیل شده است یا به دلایلی پرونده باید مختومه شود. به این دسته از قرارها ، قرار نهایی گفته می شود.در هر دو حالت صدور قرار نهایی باعث می شود که پرونده از تصرف مقام قضایی خارج می شود و با توجه به نوع قرار نهایی، نتایج مختلفی ایجاد می کند.فرق قرار نهایی با حکم چیست؟حکم هم یکی از انواع رای است.در تعریف حکم باید گفت، رایی است که در مورد ماهیت دعوا صادر می شود و قاطع دعوا به صورت کلی یا جزئی است یعنی تکلیف دعوا را به صورت کلی یا جزئی مشخص کند.مرجع صادر کننده ی حکم دادگاه است و با صدور حکم پرونده از مرجع رسیدگی کننده خارج می شود.اما قرار نهایی با حکم تفاوت دارد:اولا قرار نهایی هم توسط دادسرا و هم توسط دادگاه می تواند صادر شود. در حالی که مرجع صادر کننده ی حکم الزاما دادگاه است.قرار نهایی ممکن است در مورد ماهیت دعوا صادر شود یا اصلا بدون ورود به ماهیت موضوع، صادر گردد. در حالی که حکم حتما باید در مورد ماهیت دعوا باشد و دادگاه نمی تواند بدون ورود به ماهیت اقدام به صدور حکم کند.قرار نهایی و حکم هر دو باعث خارج شدن پرونده از نزد مقام قضایی می شوند.انواع قرار نهایی دادسرا کدامند؟در دادسرا و در جریان تحقیقات مقدماتی، بازپرس یا دادیار ممکن است قرار های نهایی زیر را صادر نماید:1- قرار منع تعقیب:قرار منع تعقیب از جمله قرار های نهایی است که با ورود به ماهیت موضوع صادر می شود.بازپرس در صورتی که عمل انجام شده جرم نباشد و یا دلیل کافی برای ارتکاب جرم توسط متهم وجود نداشته باشد، قرار منع تعقیب صادر می نماید. بنابراین در دو حالت قرار منع تعقیب صادر می شود:کاری که متهم انجام داده طبق هیچ قانونی جرم نیست.کاری که انجام شده جرم هست ولی در پرونده دلیل کافی وجود ندارد که متهم این عمل را انجام داده.بعد از صدور قرار منع تعقیب توسط بازپرس، پرونده فورا نزد دادستان ارسال می شود.دادستان باید ظرف سه روز از زمان وصول پرونده، نظر خود را به صورت کتبی اعلام کند و پرونده را به بازپرس برگرداند. اگر دادستان با قرار منع تعقیب موافق باشد، موضوع به طرفین ابلاغ می شود. در این صورت قرار تامین کیفری متهم هم لغو می شود و اگر متهم در بازداشت باشد آزاد می شود.اگر دادستان با قرار منع تعقیب موافق نباشد و بازپرس به منع تعقیب اصرار داشته باشد، پرونده برای حل اختلاف به دادگاه صالح ارسال می شود. دادگاه صالح دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اتهام را داشته باشد.قرار منع تعقیب ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ توسط شاکی پرونده قابل اعتراض است. مرجع رسیدگی به اعتراض هم دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اتهام را داشته باشد.نکته ی مهم اینکه اگر در حوزه ی دادسرا دادگاه انقلاب یا کیفری یک تشکیل نشده باشد، مرجع حل اختلاف بازپرس و دادستان و مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض شاکی، دادگاه کیفری دو محل است.مطلب پیشنهادی: قرار منع تعقیب چیست؟2- قرار موقوفی تعقیب:قرار نهایی موقوفی تعقیب یک قرار نهایی شکلی است.یعنی مقام قضایی صادر کننده وارد ماهیت پرونده نمی شود.بلکه با صدور قرار موقوفی تعقیب اعلام می کند که امکان تعقیب کیفری و یا ادامه ی تحقیقات وجود ندارد.در قانون آیین دادرسی کیفری و قوانین دیگر، مواردی پیش بینی شده است که اگر در فرآیند دادرسی اتفاق بیفتد، دعوا ساقط می شود و دیگر امکان تعقیب متهم وجود ندارد.به همین دلیل هم قرار موقوفی تعقیب صادر می شود. این موارد عبارتند از:فوت متهم یا محکوم علیهگذشت شاکی در جرائم قابل گذشت.شمول عفو.نسخ مجازات قانونی.اعتبار امر مختومه.شمول مرور زمان.توبه ی متهم یا مجرم.قاعده درء.جنون متهم در زمان ارتکاب جرم.انحلال غیر ارادی شخصیت حقوقی.اگر بازپرس قرار موقوفی تعقیب صادر نماید، باید پرونده را فورا نزد دادستان ارسال کند.دادستان باید در مدت سه روز از تاریخ وصول پرونده، نظر خود را به طور کتبی اعلام کند و پرونده را نزد بازپرس برگرداند. اگر دادستان با بازپرس موافق باشد، بازپرس مراتب را به طرفین ابلاغ می کند و اگر برای متهم قرار تامین کیفری صادر شده باشد، قرار لغو می شود.اما اگر دادستان با بازپرس مخالف باشد و بازپرس همچنان بر قرار موقوفی تعقیب اصرار داشته باشد، پرونده برای حل اختلاف به دادگاه صالح، یعنی دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل اتهام را دارد ارسال می شود.شاکی می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ به قرار موقوفی تعقیب اعتراض نماید. مرجع رسیدگی به اعتراض شاکی دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اتهام را دارد.3- قرار ترک تعقیب دعوا :یکی دیگر از قرار های نهایی دادسرا، قرار ترک تعقیب است. این قرار یک قرار شکلی است و کاری با ماهیت موضوع ندارد. صدور این قرار در اختیار دادستان است.با توجه به ماده ی 79 قانون آیین دادرسی کیفری، در جرائم قابل گذشت، یعنی جرائمی که شروع به تعقیب و رسیدگی در آنها نیازمند شکایت شاکی است، شاکی تا قبل از صدور کیفر خواست می تواند درخواست ترک تعقیب نماید. در این صورت دادستان قرار ترک تعقیب صادر می نماید. قرار ترک تعقیب قابل اعتراض نیست.پس از صدور قرار ترک تعقیب، شاکی می تواند تقاضای تعقیب مجدد را مطرح کند. اما این تقاضا فقط برای یک بار آن هم تا یک سال از تاریخ صدور قرار قابل طرح است.4- قرار جلب به دادرسی:اگر عمل متهم جرم باشد و دلایل کافی مبنی بر انجام جرم توسط او وجود داشته باشد، بازپرس قرار جلب به دادرسی یا قرار مجرمیت صادر می کند.قرار مجرمیت یک قرار نهایی ماهوی است، زیرا بازپرس به ماهیت موضوع وارد می شود و پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم آن را صادر می نماید.بعد از صدور این قرار بازپرس باید پرونده را فوری نزد دادستان بفرستد و دادستان باید ظرف سه روز نظر خود را در مورد قرار به صورت کتبی اعلام کند. اگر دادستان با نظر بازپرس موافق باشد، باید ظرف دو روز کیفرخواست صادر کند و پرونده به دادگاه صالح ارسال می شود.اما اگر دادستان با نظر بازپرس مخالف باشد و بازپرس همچنان به مجرمیت متهم پافشاری کند، پرونده برای حل اختلاف به دادگاه صالح ارسال می شود. دادگاه صالح دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اصل اتهام را داشته باشد.قرار جلب به دادرسی توسط هیچ یک از طرفین قابل اعتراض نیست.توصیه می کنم مطلب قرار مجرمیت را در سایت مطالعه کنید.5- قرار تعلیق تعقیب :یکی از قرار های نهایی شکلی، قرار تعلیق تعقیب است که بدون ورود به ماهیت مسئله صادر می شود.این قرار به عنوان یک ارفاق برای متهمان در نظر گرفته شده است و با صدور آن پرونده بایگانی می شود. قرار تعلیق تعقیب تنها با شرایط زیر صادر می شود:در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت که مجازات آن قابل تعلیق است.شاکی وجود نداشته باشد، یا گذشت کرده باشد یا خسارات وارد شده به او جبران شده باشد یا با موافقت بزه دیده ترتیب پرداخت در مدت مشخصی داد شده باشد.متهم سابقه ی محکومیت موثر کیفری نداشته باشد. توصیه می کنم مطلب گواهی عدم سوء پیشینه را مطالعه کنید.متهم موافقت خود را اعلام کند.د صورت ضرورت از متهم تامین مناسب گرفته شود.با وجود شرایط بالا دادستان می تواند تعقیب متهم را از شش ماه تا دو سال معلق کند. در این صورت دادستان متهم را مکلف به اجرای بعضی از دستورات زیر می نماید:ارائه خدمات به بزه ‏دیده در جهت رفع یا کاهش آثار زیانبار مادی یا معنوی ناشی از جرم با رضایت بزه ‏دیدهترک اعتیاد از طریق مراجعه به پزشک، درمانگاه، بیمارستان و یا به هر طریق دیگر، حداکثر ظرف شش ماهخودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین، حداکثر به مدت یک‌ سالخودداری از رفت و آمد به محل یا مکان معین، حداکثر به مدت یک ‌سالمعرفی خود در زمان ‌های معین به شخص یا مقامی به تعیین دادستان، حداکثر به مدت یک‌ سالانجام دادن کار در ایام یا ساعات معین در مؤسسات عمومی یا عام‌ المنفعه با تعیین دادستان، حداکثر به مدت یک ‌سالشرکت در کلاس‌ ها یا جلسات آموزشی، فرهنگی و حرفه ‌ای در ایام و ساعات معین حداکثر، به مدت یک ‌سالعدم اقدام به رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و تحویل دادن گواهینامه، حداکثر به مدت یک‌ سالعدم حمل سلاح دارای مجوز یا استفاده از آن، حداکثر به مدت یک سالعدم ارتباط و ملاقات با شرکاء جرم و بزه ‏دیده به تعیین دادستان، برای مدت معینممنوعیت خروج از کشور و تحویل دادن گذرنامه با اعلام مراتب به مراجع مربوط، حداکثر به مدت شش ‌ماه6-قرار بایگانی کردن پرونده:قرار بایگانی کردن پرونده یک قرار نهایی شکلی است و بدون ورود به ماهیت پرونده صادر می شود.  این قرار با شرایط زیر توسط قاضی صادر می شود:جرم تعزیری درجه هفت یا هشت باشد.شاکی وجود نداشته باشد یا گذشت کرده باشد.متهم سابقه محکومیت موثر کیفری نداشته باشد.تفهیم اتهام انجام شده باشد و قاضی وضع اجتماعی، سوابق متهم و اوضاع و احوالی که باعث انجام جرم شده را مد نظر قرار دهد.در صورت ضرورت از متهم تعهد کتبی گرفته شود.در صورت وجود تمام شرایط بالا قاضی می تواند فقط برای یک بار از تعقیب متهم خودداری کند و قرار بایگانی پرونده را صادر نماید. شاکی و دادستان می توانند ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ قرار به آن اعتراض کنند. مرجع رسیدی به اعتراض هم دادگاه تجدیدنظر استان است.قرار نهایی قابل اعتراض است؟بعضی از قرارهای نهایی قابل است و برخی نیست. به طور مثال قرار منع تعقیب برای شاکی قابل اعتراض است.اما قرار مجرمیت برای مجرم و متهم قابل اعتراض نیست.پیامک قرار نهایی صادر شد یعنی چه؟«در مورد پرونده شماره ………… با ردیف فرعی ………… در شعبه ………… بازپرسی ، قرار نهایی صادر شد.»این متن پیامکی است که برای شما ارسال می شود. معنی این پیامک این است که تحقیقات پرونده ی شما به پایان رسیده است و مقام قضایی در مورد پرونده ی شما یکی از 6 قرار نهایی را که بررسی نمودیم صادر نموده است.مشاهده قرار نهایی در سامانه ثنا چگونه است؟اگر قرار نهایی جزو قرار هایی باشد که به طرفین یا یکی از آنها ابلاغ می شود، از طریق سامانه ی ثنا می توانید آن را مشاهده نمایید. به این صورت که:ابتدا پیامکی برای شما ارسال می شود که ابلاغیه شماره …. در حساب کاربری شما قرار گرفت.وارد سایت adliran.ir شوید.از طریق منوی سمت راست، قسمت خدمات ویژه، گزینه ی ابلاغ الکترونیک قضایی را انتخاب نمایید.در صفحه ی باز شده نام کاربری و رمز شخصی خود را وارد نمایید.در مرحله ی بعد رمز موقت به شماره موبایل شما پیامک می شود. این رمز را در کادر مربوط وارد نمایید.پس ار ورود به حساب کاربری، اگر ابلاغیه را قبلا ندیده باشید باید وارد قسمت ابلاغیه های مشاهده نشده بشوید.در جولی که نمایش داده می شود ابلاغیه ی مربوط را باز کنید.پس از باز کردن ابلاغیه در انتهای صفحه گزینه ی مشاهده ی پیوست یا دریافت پیوست را انتخاب کنید. حال می توانید قرار نهایی صادر شده را مطالعه کنید.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:59:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجازات جرم لواط</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B7-wbpnktnlut9y</link>
                <description>لواط چیست؟اولین قومی که به عمل همجنس گرایی روی آوردند و مورد غضب خداوند قرار گرفتند، قوم لوط نام دارد.در سوره های مختلف قرآن کریم به سرنوشت این قوم اشاره شد است. کلمه ی لواط نیز از نام این قوم گرفته شده است.لواط در لغت به معنای عمل شنیع مرد با مرد و آمیزش جنسی دو مرد با یکدیگر است.ماده 233 قانون مجازات اسلامی در تعریف لواط بیان می نماید:«لواط عبارت از دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ی ختنه گاه در دُبُر (مقعد) انسان مذکر است.»لواط از جمله گناهان کبیره است و به همین جهت هم برای آن مجازات سنگینی در نظر گرفته شده است. در عمل لواط دو شخص به عنوان فاعل و مفعول دخالت دارند و قانون هر دو آنها را مستحق مجازات می داند.حکم لواط چیست؟مجازات جرم لواط برای فاعل و مفعول متفاوت است. بنابراین ما هم مجازات آنها را به تفکیک بررسی می کنیم.مجازات لواط برای فاعل آن چیست؟حد و مجازات لواط برای فاعل 100 ضربه شلاق حدی است. وقتی می گوییم حدی به این معناست که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع تعیین شد است.به این ترتیب امکان تخفیف مجازات یا تبدیل آن به مجازات دیگر وجود ندارد.مجازات فاعل لواط در موارد زیر اعدام است:در صورتی که عمل به عنف و با زور انجام شود.در صورتی که مفعول اکراه شده و تمایلی به انجام لواط نداشته باشد.اگر فاعل غیرمسلمان و مفعول مسلمان باشد.در صورتی که فاعل متاهل و دارای شرایط احصان باشد.منظور از احصان این است که:مرد دارای همسر دائمی باشد؛همسر او بالغ باشد؛در حالی که خود بالغ و عاقل بوده از طریق قُبُل با زن رابطه ی جنسی برقرار کرده باشد؛هر وقت بخواهد امکان برقراری رابطه ی جنسی با همسر را داشته باشد.مجازات لواط برای مفعول چیست؟حد و مجازات مفعول، چه متاهل باشد و چه مجرد، در هر صورت اعدام است.در صورتی که عمل لواط به عنف انجام شود و مفعول بر اثر اکراه تن به رابطه داده باشد، مفعول مجازات نمی شود و مجازات فاعل در این شرایط اعدام است.اثبات لواط چگونه است؟اثبات جرم لواط از راه های زیر انجام می شود:مرتکب چهار بار به انجام لواط اقرار کند. منظور از اقرار این است که شخصی به ارتکاب جرم از جانب خود خبر دهد.چهار مرد به وقوع لواط شهادت دهند.علم قاضی. منظور از آن یقین حاصل از مستندات بیّن در موضوعی است که نزد قاضی مطرح می شود.توبه ی لواط کننده تاثیری بر مجازاتش دارد؟با توجه به ماده ی 13 قانون آیین دادرسی کیفری، توبه ی متهم از جمله موارد سقوط دعوای کیفری و صدور قرار موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرا می باشد.البته صرف ادعای توبه کافی نیست و اصلاح و ندامت مرتکب باید احراز شود. در خصوص جرم لواط هم توبه موجب سقوط دعوا می شود که آن را بررسی می کنیم.اگر متهم به لواط قبل از اثبات جرم توبه کند و پشیمانی و اصلاح او برای قاضی ثابت گردد، مجازات او ساقط می شود. اگر جرم لواط کننده با اقرار او ثابت شده باشد و و بعد از اثبات جرم توبه کند، دادگاه می تواند عفو او را توسط رئیس قوه قضائیه از مقام معظم رهبری تقاضا کند.در صورتی که لواط به عنف و اکراه باشد یا با اغفال مفعول انجام شده باشد و مرتکب توبه کند، مجازات اعدام ساقط می شود اما فاعل به حبس یا شلاق تعزیری در جه شش یا هر دو مجازات محکوم می گردد.اگر ثابت شود مرتکب تظاهر به توبه کرده سقوط مجازات منتفی شده  و مجازات اجرا می شود.حکم تجاوز جنسی به مردان چیست؟اگر مردی به مرد دیگری تجاوز نماید و به عنف و اکراه با او لواط کند، مجازات فرد متجاوز اعدام است.در مواردی که فرد با اغفال دیگری با او لواط می کند یا به پسر بچه ای تجاوز می نماید نیز مجازات او اعدام است.مجازات همجنس گرایی مردان چیست؟اگر دو مرد همجنس گرا باشند و با یکدیگر لواط نکنند اما رفتارهای دیگری مانند تقبیل و لمس کردن از روی شهوت انجام دهند، مجازات هر یک از آنها از 31 تا 74 ضربه شلاق تعزیری درجه 6 خواهد بود.حکم ازدواج فرد لواط کننده چیست؟طبق ماده ی 1056 قانون مدنی، مادر، خواهر و دختر مفعول لواط، بر فاعل لواط حرام می ‌شوند و فاعل اجازه ازدواج با آنها را نخواهد داشت.اما در صورتی که شک کند دخول انجام شده یا خیر، ازدواج در موارد گفته شده حرام نمی ‌شود.در صورتی که شخصی با مادر، خواهر و یا دختر شخصی ازدواج کند و بعد از ازدواج لـواط انجام دهد، آنها بر وی حرام نخواهند شد.تفخیذ  چیست؟ و چه مجازاتی دارد؟تَفخیذ عبارت است از قرار دادن اندام تناسلی مرد بین ران ها یا نشیمنگاه مرد دیگر.دخولی که کمتر از ختنه گاه نیز تفخیذ محسوب می شود.در تفخیذ مجازات فاعل و مفعول 100 ضربه شلاق است و تفاوتی میان متاهل و غیر متاهل وجود ندارد. همچنین به عنف بودن یا نبودن عمل هم ر مجازات تاثیر ندارد.اگر فاعل تفخیذ غیر مسلمان و مفعول مسلمان باشد، مجازات فاعل اعدام است.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:56:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه تامین دلیل بگیرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-oyc6wdendjya</link>
                <description>در این موارد امکانی فراهم شده تا شخص چنین دلایل و مدارکی را در امنیت قرار داده و تامین کند.این اقدام اخذ تامین دلیل یا همان گرفتن تامین دلیل نام دارد که در این مطلب به بررسی آن می پردازیم.با گروه وکلای آسا همراه باشید.ابتدا لازم است تعریف تامین دلیل را بدانیم.تعریف تامین دلیلتامین دلیل به معنی در امنیت قرار دادن دلیل است که وجود دارد.در واقع به موجب ماده ی 149 قانون آیین دادرسی مدنی ، در مواردی ‌که اشخاص ذی ‌نفع احتمال دهند که در آینده استفاده از دلایل و مدارک دعوای آنان مانند تحقیق محلی و کسب اطلاع از‌ مطلعان و استعلام نظر کارشناسان یا دفاتر تجاری یا استفاده از قرائن و امارات موجود در محل و یا دلایلی که نزد طرف دعوا یا دیگری است، متعذر یا‌ متعسر شود، می ‌توانند از دادگاه درخواست تأمین آن دلایل را بنمایند.درخواست تامین دلیل ممکن است در هنگام دادرسی یا قبل از اقامه ی دعوا باشد.مثلا فرد برای اثبات ادعای خود شاهدی دارد که احتمال فوت او وجود دارد، یا فرد می خواهد بابت خسارتی که دیگری به ملک او وارد کرده تقاضای جبران خسارت نماید اما احتمال می دهد که طرف مقابل او آثار خسارت بر ملک او را از بین ببرد. در این موارد فرد می تواند تقاضای تامین دلیل نماید.ممکن است تامین دلیل خوانده نداشته باشد. ماده ی 154 قانون آیین دادرسی مدنی بیان می دارد:«در صورتی که تعیین طرف مقابل برای درخواست کننده ی تامین دلیل ممکن نباشد، درخواست تامین دلیل بدون تعیین طرف پذیرفته و به جریان گذاشته خواهد شد.»علت گرفتن تامین دلیل چیست؟تامین دلیل برای حفظ دلایل مورد استناد در دعوایی که مطرح شده یا در آینده ممکن است اقامه شود، انجام می شود.توجه کنید که موضوع دعوایی که طرح شده یا قرار است طرح شود باید در درخواست تامین دلیل نوشته شود.چگونه تامین دلیل را اخذ کنم؟برای آن که تامین دلیل انجام شود، ابتدا خواهان باید درخواست آن را مطرح نماید. در قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده است که درخواست تامین دلیل می تواند کتبی یا شفاهی باشد.اما باید این مسئله مورد بررسی قرار گیرد:اگر پیش از اقامه ی دعوا قصد تامین دلیل داشته باشید، درخواست شما باید در قالب دادخواست انجام شود.اگر پس از اقامه ی دعوا قصد تامین دلیل داشته باشید، حالات زیر قابل تصور است:اگر انجام تامین دلیل در صلاحیت همان مرجعی باشد ک به دعوا رسیدگی می کند، به موجب یک برگ معمولی و در قالب لایحه می توان تقاضای تامین دلیل نمود.اگر تامین دلیل در صلاحیت مرجع رسیدگی کننده به دعوا نباشد، باید برای تامین دلیل دادخواست تقدیم شود.برای اخذ تامین دلیل چه مواردی را باید در دادخواست قید کنیم؟در درخواست تامین دلیل نکات ذیل باید قید شود:مشخصات درخواست ‌کننده و طرف او.موضوع دعوایی که برای اثبات آن درخواست تأمین دلیل می ‌شود.اوضاع و احوالی که موجب درخواست تأمین دلیل شده است.مراحل صدور قرار تامین دلیل چیست؟مراحل صدور قرار تامین دلیل، از ابتدا به صورت زیر است:تهیه و تنظیم دادخواست تامین دلیلآماده نمودن اصل یا فتوکپی مصدق مدارک و مستنداتمراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و ثبت نام در سامانه ثناثبت دادخواست تامین دلیل از طریق دفتر خدمات قضاییارجاع دادخواست به شورای حل اختلاف صالح (شورای حل اختلافی که دلایل و مدارک در حوزه ی آن واقع است)تعیین شعبه در شورای حل اختلافمراجعه حضوری به شعبهصدور قرار تامین دلیل توسط شعبهشعبه انجام تامین دلیل را معمولا به مدیر دفتر ارجاع می دهد.تعیین کارشناس رسمی دادگستری مربوطواریز هزینه ی کارشناسیهماهنگی با کارشناس محترم و انجام موضوع قرار تامین دلیلتامین دلیل در صلاحیت کجاست؟با توجه به بند چ ماده 9 قانون شوراهای حل اختلاف، تامین دلیل از نظر ذاتی در صلاحیت شورای حل اختلاف است.از نظر محلی شورای حل اختلافی صلاحیت دارد که دلایل و امارات در حوزه ی آن قرار دارد.مثلا در مثالی که در خصوص خسارات وارد شده بر ملک گفتیم، خواهان باید از شورای حل اختلاف محل وقوع ملک تقاضای تامین دلیل بنماید.هزینه اخذ تامین دلیل چقدر است؟تامین دلیل، یک دعوای غیر مالی محسوب می شود.به همین جهت هزینه ی دادرسی آن مطابق تعرفه تعیین شده برای دعاوی غیر مالی پرداخت می شود.هزینه دادرسی دعاوی غیر مالی نسبت به دعاوی کمتر است و معمولا بین 40 هزار تومان تا 200 هزار تومان هزینه دارند.اجرای قرار تامین دلیل چگونه است؟پس از تعیین شعبه در شورای حل اختلاف ، با توجه به موضوع درخواستی برای شما کارشناس تعیین می شود.در مواردی که نیاز به تعیین کارشناس رسمی دادگستری باشد، مانند موردی که نیاز به ارزیابی میزان خسارات وارده است، از طرف شعبه، کارشناس رسمی تعیین می شود و کارشناس نسبت به انجام موضوع اقدام می نماید.تامین دلیل به منظور صورت برداری و حفظ دلایل انجام می شود. بنابراین کسی که قرار را اجرا می نماید نمی تواند طرف مقابل را به پرداخت مبلغی به شما یا کلا انجام هر کاری وادار نماید.اما اگر طرف مقابل یا هر شخص دیگری مانع از اجرای کارشناسی شود، کسی که مجری قرار تامین دلیل است با کمک نیروی انتظامی می تواند نسبت به انجام موضوع قرار اقدام نماید.می توان به تامین دلیل اعتراض کرد؟ممکن است این سوال برای شما ایجاد شود که آیا قرار تامین دلیل یا نتیجه ی آن قابل اعتراض است؟پاسخ این سوال منفی است.فقط طرف مقابل برای انجام تامین دلیل احضار می شود.البته عدم حضور او مانع از انجام تامین دلیل نیست. با اینکه صورت مجلس تامین دلیل قابل اعتراض نیست اما خلاف مندرجات آن قابل اثبات است.اعتبار تامین دلیل چقدر است؟میزان اعتبار تامین به نظر دادگاه بستگی دارد. مطابق ماده ی 155 قانون آیین دادرسی مدنی:«تامین دلیل برای حفظ آن است و تشخیص درجه ی ارزش آن در موارد استفاده، با دادگاه می باشد.»ممکن است شما برای ملکی از طریق تامین دلیل کارشناسی کرده باشید، ولی دادگاه مجدد موضوع را به کارشناسی ارجاع دهد.این امر از این بابت است که اصولا تامین دلیل یک امر یک طرفه است. ولی در کارشناسی که از طریق دادگاه انجام می شود. امکان اعتراض به نظر کارشناسی برای طرف مقابل وجود دارد.گرفتن تامین دلیل برای ساختمان:در موارد گوناگونی ممکن است شما تقاضای تامین دلیل در مورد ساختمان را داشته باشید.مثلا در مواردی که فردی با انجام عملیاتی مثل گودبرداری غیر اصولی باعث ورود خسارت به ملک شما شده است، یا شخصی تعهد داشته کاری در ملک شما انجام دهد ولی نصفه و نیمه انجام داده. در این موارد به همان ترتیب گفته شده تقاضای تامین دلیل را مطرح نمایید.در شورای حل اختلاف یکی از کارشناسان رسمی دادگستری در حوزه ی راه و ساختمان، برای انجام موضوع قرار تامین دلیل تعیین می شود. پس از تعیین کارشناس ضمن هماهنگی با وی در محل وقوع ملک حاضر شوید تا مفاد قرار اجرا شود.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:53:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رجوع زوجه به مابذل مهریه</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%B9-%D8%B2%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%A8%D8%B0%D9%84-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-jwdrnfl4twa5</link>
                <description>بخشش مهریه غالبا به صورت بذل انجام می شود. اما گاهی زن ممکن است پشیمان شود و بخواهد مهریه خود را مطالبه کند. و اصلاح حقوقی رجوع زوجه به مابذل مهریه است.در این صورت تکلیف طلاق انجام شده چیست؟ مرد چه می تواند بکند؟برای پاسخ به این سوالات با گروه وکلای آسا همراه باشید.طلاق چیست؟طلاق در لغت به معنای گشودن گره و رها کردن، و در اصطلاح به معنای انحلال ازدواج با شرایط و تشریفات خاص آن توسط مرد است.طلاق در نظام حقوق خانواده ایران بر ۴ نوع است:طلاق رجعی:طلاق رجعی، طلاقی است که با اراده ی مرد واقع می شود و مرد در دوران عده می تواند به زن و زندگی مشترک با او رجوع کند. عده به مدت زمانی پس از انحلال ازدواج گفته می شود که در خلال آن زن نمی تواند مجددا ازدواج کند. عده طلاق سه ماه است.در طلاق رجعی، مرد همان طور که یک طرفه همسر خود را طلاق داده، یک طرفه هم می تواند به زندگی رجوع کند. البته فقط در دوران عده چنین اختیاری دارد.طلاق بائن:طلاق بائن، طلاقی است که مرد در دوران عده نمی تواند به همسر و زندگی مشترک رجوع کند. طلاق در موارد زیر بائن است:طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.طلاق زن یائسه.سومین طلاقی که پس از سه وصلت متوالی به عمل می آید. همان سه طلاقه که در عرف گفته می شود.طلاق خلع و مبارات تا زمانی که زن به عوض رجوع نکرده باشد.طلاق خُلع:آن است که زن به خاطر کراهتی که از شوهرش دارد، مالی به شوهر می دهد تا او را طلاق دهد. مالی که زن به شوهر برای طلاق می دهد، عوض نام دارد. این عوض می تواند به اندازه ی مهریه زن، بیشتر یا کمتر از آن باشد. طلاق خلع نوعی طلاق بائن است و با توافق زن و شوهر انجام می شود. به این ترتیب در طلاق خلع زن شوهر را راضی به طلاق می کند. معمولا تمام یا بخشی از مهریه در مقابل طلاق بخشیده می شود.طلاق مبارات:طلاقی است که طرفین از هم کراهت دارند. هیچ یک حاضر به ادامه ی زندگی مشترک نیست. در این صورت هم زن می تواند با دادن مالی، شوهر را راضی به طلاق کند. اما عوض نمی تواند از مهریه زن بیشتر باشد. زیرا نارضایتی از جانب دو طرف است. طلاق مبارات از نوع طلاق بائن و توافقی است.برای آن که خانمی مهریه خود را کاهش دهد یا به صورت تمام کمال آن را ببخشد، می تواند از هر یک از روش های زیر استفاده نماید:اقرار به وصول مهریهابراء ذمه شوهر (بری الذمه نمودن شوهر)هبه ی مهریهبذل مهریهدر بند بعدی در خصوص بذل توضیح می دهیم. در اینجا به شما توصیه می کنیم مطلب بخشیدن مهریه را مطالبه نماید.منظور از بذل چیست؟بذل مهریه در لغت به معنای بخشیدن مهریه و عطا کردن است. در اصطلاح بذل، دادن مالی به شوهر در ازاء طلاق است. این مال عوض یا فدیه نامیده می شود. این اصطلاح مربوط به طلاق خُلع و مبارات است و میزان این عوض در طلاق خلع می تواند بیشتر، کمتر یا معادل مهریه باشد. اما در طلاق مبارات، میزان عوض نمی تواند از مهریه زن بیشتر باشد.باید بدانید که اگر در توافق نامه طلاق نوشته شود که زوجه تمام یا بخشی از مهریه خود را مقابل طلاق می بخشد، این بخشش در صورتی معتبر است که طلاق واقع شود. اگر به هر دلیلی طلاق انجام نشود، بخشش مهریه هم منتفی خواهد بود.رجوع از بذل:در طلاق خلع و مبارات که زن در مقابل طلاق مالی به شوهر می دهد، برای زن این امکان در نظر گرفته شده است که در مدت عده به آنچه به مرد پرداخته است رجوع نماید. در مواردی که زن مهریه خود را در قبال طلاق و به عنوان عوض بذل می کند، در مدت عده می تواند به مهریه خود رجوع کند و آن را مطالبه نماید.اما این اقدام زن موجب می شود طلاق انجام شده از طلاق خلع به طلاق رجعی تبدیل شود، یعنی طلاقی که در آن مرد در مدت عده حق رجوع به زن و زندگی زناشویی را دارد. بنابراین با رجوع زن به مهریه مرد هم ممکن است مجددا به زندگی زناشویی رجوع کند.اسقاط حق رجوع زوجه به مابذل:برای آن که از بابت رجوع زوجه به مهریه نگرانی وجود نداشته باشد بهتر است در توافقات خود اشاره نمایید که زوجه حق رجوع خود را به مابذل اسقاط نمود. منظور از مابذل، چیزی است که زوجه در قبال طلاق بذل نموده و در واقع همان عوض است.ممکن است زوجه مهریه خود را در قبال دریافت وکالت در طلاق بذل نماید. در این مورد هم امکان اسقاط حق رجوع به مابذل وجود دارد. همچنین در هنگام جلسه رسیدگی طلاق می توانید از قاضی محترم بخواهید این موضوع را در رای طلاق قید نماید.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:50:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مطالبه مهریه پس از فوت شوهر</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-kvfoawf8na3x</link>
                <description>حقوق مالی زن پس از فوت شوهر شامل چه مواردی است؟1)ارث:پس از فوت شوهر، زن هم به عنوان یکی از ورثه از ترکه ی شوهر ارث می برد.میزان سهم زن از ارث شوهر تابع این است که شوهر چه ورثه ای دارد. اگر مرد بچه داشته باشد ، سهم الارث زن یک هشتم است.اگر ورثه فرزند نداشته باشد، سهم زن یک چهارم است.2) مهریه:مهریه دینی است که بر عهده ی شوهر است و باید آن را به همسر خود بپردازد. با فوت شوهر این بدهی او از بین نمی رود و زن می تواند مهریه خود را مطالبه کند.در ادامه نحوه مطالبه مهریه پس از فوت شوهر را می خوانید.3) نفقه:یکی از ویژگی های نفقه ی زوجه این است که برای زن امکان مطالبه ی نفقه ی گذشته هم وجود دارد.به همین جهت اگر مرد بدهی از بابت نفقه به زن داشته باشد، حتی پس از فوت شوهر، زن می تواند آن را مطالبه نماید.4) اجرت المثل ایام زناشویی:زن حتی پس از فوت شوهر می تواند می تواند اجرت کارهایی را که شرعا بر عهده ی او نبوده، اما زن به درخواست شوهر آنها را انجام داده مطالبه نماید.میزان دقیق اجرت المثل از طریق دادگاه تعیین می شود.مطالعه بیشتر اجرت المثل5)مستمری:پس از فوت شوهر، زن می تواند از مستمری او استفاده نماید.مطالعه شرایط دریافت مستمریتکلیف مهریه پس از فوت شوهر چیست؟پیش از این مطلب جامعی در خصوص مهریه و نحوه ی مطالبه ی آن را تنظیم کرده ایم.همان طور که ابتدای بحث هم اشاره کردم، برای بسیاری این سوال وجود دارد که آیا پس از فوت شوهر زن می تواند مهریه خود را مطالبه کند؟پاسخ این سوال مثبت است.در واقع قبل محاسبه ی سهم الارث ورثه و تقسیم ترکه، ابتدا باید دیون متوفی پرداخت شود و به ترتیب هزینه های زیر باید پرداخت شود:هزینه ی کفن میت. متاسفانه قانونگذار در مورد هزینه ی تهیه قبر و برگزاری مراسم سکوت کرده است. در حالی که بهتر است هزینه ی این اعمال نیز از محل ترکه متوفی تامین شود.حقوقی که به عین اموال متوفی تعلق گرفته است. مثلا اگر یکی از اموال میت وثیقه ی طلب طلبکاری باشد، باید در مورد آن تعیین تکلیف شود.دیون و واجبات مالی متوفی. اگر متوفی مالی به کسی بدهکار است باید پرداخت شود.عمل به وصیت متوفی. همان طور که گفتیم وصیت متوفی تا یک سوم اموال او صحیح است و نسبت به مازاد آن اجازه ی وراث نیاز است.مهریه نیز بدهی شوهر به همسر خود می باشد. یعنی زن از این بابت طلبکار شوهر است.تا زمانی که این دین پرداخت نشود یا به طریق دیگری این تعهد از عهده ی شوهر ساقط نشود، پرداخت مهریه همچنان بر گردن شوهر است.به این ترتیب مرگ باعث از بین رفتن بدهی و برائت ذمه ی شوهر نیست و زن حتی پس از فوت شوهر هم می تواند مهریه خود را مطالبه کند.نکته ی مهم اینکه پس از دریافت مهریه، اگر مالی باقی مانده باشد، زن نیز جزء ورثه محسوب می شود و به میزان سهم الارث خود از باقی مانده ی اموال ارث می برد.مطالبه مهریه پس از فوت همسر از چه کسی صورت می گیرد؟اگر مرد مالی از خود به جای گذاشته باشد ، زن می تواند از اموال باقی مانده ، طلب مهریه کند.برای آن که زن بتواند مهریه خود را پس از فوت شوهر مطالبه نماید، باید دادخواستی به طرفیت ورثه ی شوهر متوفی خود بدهد. و یا اگر از طریق اداره اجرای ثبت می خواهد کار را انجام دهد، در آن اداره باید اموال همسر را معرفی کند.ورثه متوفی در سه طبقه تقسیم می شوند:طبقه اول: پدر و مادر، فرزند، نوه، نتیجه و …طبقه دوم: پدر بزرگ و مادر بزرگ، برادر و خواهر متوفی و خواهر زاده ها و برادر زاده هاطبقه سوم: عموها، عمه ها، دایی ها و خاله های متوفی و فرزندان آنهاچگونگی ارث بری افراد در طبقات را می توانید در مطلب ارث مطالعه کنید.زن برای مطالبه ی مهریه ی خود پس از فوت شوهر از دو روش می تواند اقدام کند:1) مطالبه از طریق اجرای ثبت:در این روش زن ابتدا باید از طریق دفتر خانه ی ازدواجی که ازدواج او در آنجا ثبت شده تقاضای صدور اجرائیه کند. سپس با مراجعه به اداره ی اجرای ثبت به میزان مهریه خود از اموال شوهر توقیف نماید و از این طریق به مهریه خود برسد.2) مطالبه از طریق دادگاه:زن باید دادخواستی به خواسته ی مطالبه ی مهریه به طرفیت ورثه ی شوهر تقدیم دادگاه خانواده نماید.ممکن است زن نتواند هزینه ی دادرسی را بپردازد. در این صورت می تواند با اثبات اعسار از هزینه دادرسی، به طور موقت از پرداخت معاف شود. دادگاه پس از رسیدگی حکم به پرداخت مهریه زن از ترکه ی شوهر می دهد.نکته ی مهم این است که ورثه تنها در حدود سهم الارث خود مسئول پرداخت مهریه هستند و نمی توان ورثه را به پرداخت مهریه از اموال خودشان کرد.نحوه محاسبه مهریه بعد از فوت شوهر چگونه است؟اگر مهریه زن از نوع سکه و طلا باشد به نرخ روز به زن پرداخت می شود.اما مهریه های ریالی باید به نرخ روز ریالی تبدیل شوند.بنابراین شاخص تورم سال فوت شوهر بر شاخص سال وقوع عقد ازدواج تقسیم می گردد. سپس عدد به دست آمده در مبلغ مهریه زن ضرب شده و حاصل همان مهریه قابل وصول است. در موارد فوت شوهر تاریخ مطالبه مهریه اهمیتی ندارد.مثلا زن و مردی سال 1360 ازدواج کرده اند و مهریه خانم 100 هزار تومان است.اگر آقا سال 1395 فوت کرده باشد، شاخص سال 1395 را بر شاخص سال 1360 تقسیم می کنیم. عدد به دست آمده را در 100 هزار تومان ضرب می کنیم.گرفتن مهریه از پدر شوهر چگونه است؟اگر شوهر توان مالی پرداخت مهریه را نداشته باشد یا فوت کند، پدر شوهر باید مهریه را بپردازد؟اصولا خیر.هر کس خود مسئول دیون و تعهداتی است که بر عهده دارد. پس پدر شوهر مجبور به پرداخت دین پسر خود نیست حتی اگر بسیار ثروتمند باشد.البته در صورت زیر پدر شوهر مسئول پرداخت مهریه ی عروس خود است:پدر شوهر ضمن عقد ازدواج، در سند ازدواج یا در قرارداد جداگانه ای پرداخت مهریه را تقبل کرده باشد.پدر شوهر ضمن عقد ازدواج، در سند ازدواج یا در قرارداد جداگانه ای، پرداخت مهریه را از جانب پسر خود ضمانت کرده باشد.پس تعهد لفظی برای مسئول دانستن پدر شوهر به پرداخت مهریه معتبر نیست.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف حقوق و مستمری متوفی چه می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-symwvm838tlb</link>
                <description>امروز می خواهیم بررسی نماییم که چه کسانی می توانند از این امکان استفاده کنند و شرایط آن چیست؟با گروه وکلای آسا همراه باشید.مستمری چیست؟مستمری در لغت به معنای مقرری، حقوق و ماهیانه است.در واقع مستمری یکی از حمایت های بیمه تامین اجتماعی است که در موارد از کار افتادگی شخص بیمه شده، بازنشستگی او یا فوت وی پرداخت می شود. البته پس از فوت شخص بیمه شده، مستمری او به بازماندگان وی پرداخت می شود. این بازماندگان باید دارای شرایطی باشند که در بخش های بعدی خواهیم گفت.بعد از مرگ پدر حقوقش به کی میرسد؟پس از فوت فرد، افراد زیر می توانند از مستمری او استفاده کنند:همسر دائمی متوفی. در ازدواج موقت زوجین نمی توانند از مستمری برخوردار شوند.فرزندان متوفی.پدرو مادر متوفی.ممکن است این سوال برای شما ایجاد شود که آیا برادر و خواهر نیز می توانند از مستمری او استفاده کنند؟در قانون حمایت خانواده از عبارت «وراث قانونی» استفاده شده است.به این ترتیب اگر متوفی در طبقه ی اول وارثی نداشته باشد و ترکه ی او به طبقه دوم برسد، برادر و خواهر او به عنوان وارث طبقه ی دوم می توانند از مستمری او استفاده نمایند.پیشنهاد می کنیم برای روشن شدن موضوع، مطلب ارث و ترکه را مطالعه نمایید.شرایط بازماندگان مرد برای دریافت مستمری:بازماندگان مرد برای دریافت مستمری متوفی چه شرایطی باید داشته باشند؟ با توجه به ماده 81 قانون تامین اجتماعی باید گفت:همسر دائم بیمه شده متوفی تا زمانی که ازدواج مجدد نکرده است. اگر مردی چند همسر دائم داشته باشد، مستمری به صورت مساوی بین آنها تقسیم می شود.فرزندان متوفی در صورتی که سن آنان کمتر از هیجده سال تمام باشد و یا فقط در حال تحصیل باشند و شغلی نداشته باشند یا به علت بیماری یا نقص‌ عضو طبق گواهی کمیسیون پزشکی توانایی کار کردن نداشته نباشند.پدر و مادر متوفی در صورتی که اولا” تحت تکفل متوفی بوده ثانیا” سن پدر از شصت سال و سن مادر از پنجاه و پنج سال بیشتر باشد و یا آن ‌که به تشخیص کمیسیون پزشکی از کار افتاده باشند و در هر حال مستمری از سازمان دریافت ندارند.شرایط بازماندگان زن برای دریافت مستمری:با توجه به ماده 82 قانون تامین اجتماعی:شوهر مشروط بر اینکه تحت تکفل زن بوده و سن او بیشتر از شصت سال باشد یا طبق نظر کمیسیون پزشکی از کار افتاده بوده و در هر حال مستمری از سازمان دریافت نکند.فرزندان در صورت داشتن شرایط زیر:‌الف) پدر آنها در قید حیات نبوده یا واجد شرایط مذکور در بند اول این ماده باشد و از مستمری دیگری استفاده نکند.ب) سن آنها کمتر از هجده سال تمام باشد و یا فقط در حال تحصیل باشند و شغلی نداشته باشند تا پایان تحصیل و یا به علت بیماری یا نقص عضو طبق ‌گواهی کمیسیون پزشکی توانایی کار کردن نداشته باشند.پدر و مادر در صورتی که اولا” تحت تکفل متوفی بوده ثانیا” سن پدر از شصت سال و سن مادر از پنجاه و پنج سال بیشتر باشد و یا آن که به ‌تشخیص کمیسیون پزشکی  از کار افتاده باشند و در هر حال مستمری از سازمان دریافت ندارند.نحوه محاسبه میزان مستمری بازماندگان از حقوق متوفی چگونه است؟میزان مستمری بازماندگان عبارت ست از 1/30 (یک سی ام) مزد یا حقوق متوسط بیمه شده ضربدر سنوات پرداخت حق بیمه، مشروط بر اینکه این مبلغ از پنجاه درصد مزد یا حقوق متوسط ماهانه او کمتر و از صد در صد آن بیشتر نباشد.مزد یا حقوق متوسط نیز عبارت است از جمع کل مزد یا حقوق بیمه شده که به ماخذ آن حق بیمه دریافت گردیده، ظرف هفتصد و بیست روز قبل از فوت تقسیم بر روزهای کاری ضربدر عدد 30 است.سهم مستمری هر یک از بازماندگان چقدر می باشد؟سهم مستمری  هر یک از بازماندگان به شرح زیر است:میزان مستمری همسر بیمه شده متوفی معادل پنجاه درصد مستمری استحقاقی بیمه شده است و در صورتی که مرد دارای چند ‌همسر دائم باشد، مستمری به صورت مساوی بین آنان تقسیم خواهد شد.میزان مستمری هر فرزند بیمه شده متوفی معادل بیست و پنج درصد مستمری استحقاقی بیمه شده است و در صورتی که پدر و مادر را از‌ دست داده باشد مستمری او دو برابر میزان مذکور خواهد بود.میزان مستمری هر یک از پدر و مادر بیمه شده متوفی معادل بیست درصد مستمری استحقاقی بیمه شده باشد.‌منظور از مستمری استحقاقی بیمه شده متوفی مستمری حین فوت او است. در مورد بیمه‌ شدگانی که در اثر حادثه یا بیماری‌ فوت شوند مستمری استحقاقی عبارت است از مستمری که برای بیمه شده از کار افتاده کلی حسب مورد برقرار می ‌شود.نکته ی مهم این است که مجموع مستمری بازماندگان بیمه شده متوفی نباید از میزان مستمری استحقاقی متوفی تجاوز نماید. هر گاه مجموع مستمری از این میزان تجاوز کند، ‌سهم هر یک از مستمری ‌بگیران به نسبت کاهش داده می ‌شود و در این صورت اگر یکی از مستمری ‌بگیران فوت شود یا شرایط دریافت مستمری را از دست بدهد، سهم بقیه آنان با توجه به تقسیم‌ بندی مذکور در این ماده افزایش خواهد یافت. در هر حال بازماندگان بیمه شده از صد درصد مستمری‌ استفاده خواهند کرد.مدارک لازم برای برقراری مستمری بازماندگان:برای دریافت مستمری مدارک زیر را باید ارائه دهید:گواهی فوت بیمه شده یا مستمری بگیر که از سازمان ثبت احوال صادر شده باشد.اصل و تصویر شناسنامه و کارت ملی متوفی و بازماندگان واجد شرایطاصل و تصویر سند ازدواج همسر متوفیقیم‌ نامه یا گواهی رشدگواهی تحصیلی برای فرزندان پسر بالای 18 سالصورتجلسه کمیسیون پزشکی در مورد از کار افتادگی فرزندان یا پدر و مادر و یا شوهر (در صورت لزوم)گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 20:43:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جرم توهین و مجازات آن</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86-oabmsm5h57nq</link>
                <description>توهین یکی از جرائم بسیار شایع در سطح جامعه می باشد. به خصوص در حال حاضر که با گسترش تکنولوژی، بستر توهین به افراد در قالب های گوناگون فراهم گردیده است.در این مطلب به بررسی جرم توهین چه در فضای واقعی و چه در فضای مجازی می پردازیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.توهین چیست؟ابتدا باید ببینیم تعریف توهین چیست؟در لغت به معنای خوار و سبک شمردن است. توهین به معنای به کار بردن الفاظ یا انجام اعمالی است که موجب هتک حرمت افراد می شود. بنابراین این جرم علاوه بر به کار بردن الفاظ رکیک با انجام رفتار هایی مانند هل دادن هم محقق می شود.عناصر تشکیل دهنده جرم توهین کردن کدام است؟هر جرمی دارای سه عنصر تشکیل دهنده می باشد. ارکان جرم توهین نیز عبارتند از:عنصر قانونی: تا زمانی که قانونگذار رفتاری را جرم تلقی نکرده و برای آن مجازاتی در نظر نگرفته است، نمی توانیم آن رفتار را جرم بدانیم. پس اول باید در قانون برای رفتاری مجازات تعیین شود و بعد مرتکب رفتار، مورد تعقیب و محاکمه قرار گیرد. منظور از عنصر قانونی آن بخش از متن قانون است که برای یک رفتار مجازات تعیین کرده است. عنصر قانونی جرم توهین نیز مواد 608 و 609 قانون مجازات اسلامی است.عنصر مادی: در عنصر مادی مهم ترین چیزی که بررسی می شود رفتار است. یعنی باید ببینیم قانون گذار دقیقا چه رفتاری را جرم انگاری کرده است و به آن عنوان توهین داده است. جرم توهین ممکن است با گفتار، نوشتار، اشاره یا انجام یک رفتار محقق شود. البته ممکن است رفتاری نسبت به یک قرد توهین آمیز تلقی شود و نسبت به فردی دیگر توهین آمیز نباشد. چرا که شئونات و حیثیات افراد بسته به جایگاه و موقعیت آنها متفاوت است.عنصر روانی: در عنصر روانی علم و عمد مرتکب بررسی می گردد. در مورد جرم توهین صرف علم و عمد مرتکب در انجام رفتار توهین آمیز کافی است. به عبارت دیگر تحقق جرم توهین تنها نیاز به سوء نیت عام دارد.جرم توهین انواع متفاوتی دارد:به طور کلی می توان توهین را به دو نوع ساده و مشدده تقسیم کرد:1- جرم توهین ساده:منظور از توهین ساده توهینی است که با وجود داشتن وصف مجرمانه، کیفیات مشدده ندارد و به همین دلیل مجازات سنگین تری در مورد آن اعمال نمی شود. در توهین ساده، توهین باید صریح و بر مبنای عرف باشد.به علاوه اهانت حتماً باید نسبت به یک شخص حقیقی و در قید حیات انجام شود، وگرنه به ‌کار بردن لفظ توهین آمیز درباره‌ی عده‌ی کثیری از مردم یا شخص فوت شده مشمول مجازات نیست.برای تحقق توهین ساده، حضوری یا علنی بودن آن کافی است و نیازی به هر دو شرط نیست.منظور از حضور، لزوماً حضور فیزیکی نیست، بلکه اگر اهانت از طریق پیامک، ایمیل یا… صورت گیرد، مشمول مجازات می­‌ شود. منظور از علنی بودن هم این است که صرفاً حضور شاهد الزامی نیست؛ بلکه اگر اهانت در مکانی عمومی باشد، هر چند شاهدی وجود نداشته باشد، کافی است.2- جرم توهین مشدد چیست؟توهینی است که قانونگذار برای آن مجازات سنگین تری را در نظر گرفته است. در موارد زیر توهین مشدده محسوب می شود:توهین به مقدسات اسلام:مطابق ماده ی 513 قانون مجازات اسلامی، هر کس به مقدسات اسلام یا هر یک از پیامبران عظام یا ائمه اطهار و یا حضرت فاطمه (س) اهانت نماید، در صورتی که مشمول حکم ساب النبی نباشد به حبس از یک تا پنج سال محکوم می گردد.توهین به مقام معظم رهبری و امام خمینی:مطابق ماده ی 514 قانون مجازات اسلامی، توهین به امام خمینی و مقام معظم رهبری مستوجب محکومیت به حبس از شش ماه تا دو سال خواهد بود.توهین به مقامات دولتی ایران:هر کس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و‌ شهرداری ‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای ‌نقدی محکوم می‌شود.توهین به مقامات سیاسی خارجی:هر کس علنا به رئیس کشور خارجی یا نماینده ی سیاسی آن کشور که در قلمرو خاک ایران وارد شده اهانت نماید، به یک تا سه ماه حبس محکوم می گردد؛ مشروط بر اینکه در آن کشور نیز در این مورد نسبت به ایران معامله متقابل بشود.توهین تلفنی:برای تحقق این جرم نیازی به حضور فیزیکی طرفین در کنار یکدیگر نیست.در واقع این جرم به اشکال و روش های گوناگون قابلیت تحقق دارد. بنابراین ممکن است شخص با استفاده از ابزاری مانند تلفن و بدون حضور فیزیکی به دیگری اهانت نماید.در این موارد نیز قابلیت شکایت از شخص توهین کننده و پیگیری موضوع وجود دارد.مجازات اهانت تلفنی نیز مانند بند قبل، جزای نقدی درجه شش است. مگر اینکه از موارد توهین مشدده باشد که مجازات آن بسته به مورد متفاوت خواهد بود.البته باید توجه داشت محکومیت فرد به مجازات در گرو اثبات وقوع جرم توسط آن شخص است. اثبات جرم می تواند با ادله ای نظیر اقرار، شهادت شهود و … صورت گیرد.توهین در فضای مجازیامروزه با گسترش تکنولوژی و رواج استفاده از تلفن های هوشمند و افزایش حضور افراد در فضای مجازی، ارتکاب برخی جرائم شکل جدیدی به خود گرفته و راحت تر انجام می شود.در حال حاضر افراد به راحتی برای یکدیگر الفاظ رکیک را نوشته و با یک کلیک برای دیگری ارسال می کنند.بعضا افراد احساس می کنند که در بستر فضای مجازی، امکان شناسایی شدن آنها وجود ندارد. در حالی که چنین نیست.توهین در فضای مجازی به هر شکلی از قبیل ارسال نظر، پیام متنی خصوصی، ارسال پیام های صوتی، ویدئو و … قابلیت پیگیری دارد و مجرم بسته به  نوع جرم خود به مجازات تعیین شده در قانون محکوم می گردد.مجازات اهانت کردن در فضای مجازی:برای اهانت در فضای مجازی، مجازات جداگانه ای پیش بینی نشده است.به همین جهت شخص اهانت کننده بسته به نوع اهانتی که مرتکب شده است (ساده یا مشدد)  به یکی از مجازات های تعیین شده برای مجازات توهین در قانون مجازات اسلامی محکوم می گردد. این مجازت ها را در بالا توضیح داده ایم.محل وقوع جرم و دادگاه صالح به رسیدگیبرای رسیدگی به این جرم، دادگاه و دادسرای محل وقوع جرم صالح هستند.زمانی که اهانت به صورت فیزیکی و حضوری انجام می شود، تشخیص اینکه کدام دادسرا و دادگاه صالح است مشکل نیست. اما در مواردی که بدون حضور فیزیکی اهانت صورت می گیرد، تشخیص محل وقوع جرم و به تبع آن مرجع قضایی صالح مشکل است.در حال حاضر در مواردی که اهانت از طریق فضای مجازی انجام شده است، دادسرای جرائم رایانه ای به موضوع رسیدگی می نماید.اما در مورد اهانت تلفنی مطابق نظر مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین از طریق تلفن، جرم خاص مزاحمت دانسته شده است.به همین جهت آن دادسرا و دادگاهی صالح به رسیدگی است که نتیجه ی جرم در حوزه ی آن واقع شده است.متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 11:17:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه وصیت نامه تنظیم کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-c2ulouqd0yki</link>
                <description>تنظیم وصیت نامه: هیچ کدام از ما نمی دانیم آخرین لحظه ی زندگی مان کی خواهد بود. ممکن است کاری نیمه تمام داشته باشیم، یا دینی باشد که باید پرداخت کنیم. می توانیم انجام آن کار را به کسی از اطرافیان بسپاریم.یا به آنها سفارش کنیم دین ما را پرداخت کنند. یا حتی مالی را به آنها ببخشیم. همه ی اینها با نوشتن وصیت نامه ممکن است. اما چگونه باید یک وصیت نامه تنظیم کرد؟با گروه وکلای آسا همراه باشید.وصیت چیست؟قانون مدنی وصیت را تعریف نکرده است. اما وصیت یک عمل حقوقی است که با انجام آن فرد تکلیف امور مالی و غیر مالی خودش را برای بعد از فوتش مشخص می کند.اما این وصیت بعد از فوت شخص اثرگذار است و در زمان حیات او اثری ندارد.موصی، موصی له، وصی به چه کسی(کسانی ) گفته می شود؟موصی کسی است که وصیت می کند.وصی کسی است که به موجب وصیت انجام امری بر عهده ی او قرار داده شده است.موصی له کسی است که به موجب وصیت مالی از اموال متوفی به او بخشیده شده است.موصی به مالی است که نسبت به آن وصیت صورت می گیرد. در واقع همان مورد وصیت است.انواع وصیت را به صورت خیلی سریع با هم بررسی کنیم:در قانون مدنی وصیت به دو نوع تقسیم شده است:وصیت عهدی:عبارت است از این که شخص انجام امری را بر عهده ی یک یا چند نفر قرار دهد. مثلا پدری که فرزند خردسالی دارد، به برادرش وصیت کند که بعد از فوت او از فرزندش نگهداری کند. طرفین این نوع وصیت، موصی و وصی هستند.نکته ی مهم این است که وصیت عهدی یک ایقاع است؛ یعنی تنها به اراده ی موصی نیاز دارد. قبول وصی شرط نیست. اما وصی تا زمانی که موصی زنده است می تواند وصیت را رد کند. اما بعد از فوت موصی دیگر نمی تواند وصیت را رد کند و باید تعهد را انجام دهد.وصیت تملیکی:عبارت است از این که کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای بعد از فوتش به کسی بپردازد. مثلا پدری وصیت کند بعد از فوتش اتومبیل اش به نوه ی او برسد. طرفین این وصیت موصی و موصی له هستند.البته بر خلاف وصیت عهدی، وصیت تملیکی یک عقد است. یعنی موصی له هم باید آن را بپذیرد. البته تا زمانی که موصی له زنده است، قبولی او موثر نیست. او باید بعد از فوت موصی، موصی به را بپذیرد. این مسئله منطقی است. زیرا موصی می تواند از وصیتی که کرده رجوع کند.جهت مطالعه بیشتر در خصوصوصیت و نحوه ابطالآن کلیک کنید.وصیت نامه چیست؟وصیت نامه همان نوشته ای است که در آن شخص تکلیف امور مالی و غیر مالی خود را برای بعد از فوتش تعیین می کند. وصیت نامه در واقع نوعی سند است که بسته به نوع آن می تواند سند عادی یا رسمی باشد.انواع وصیت نامه:وصیت نامه فرد، چه وصیت او عهدی باشد و چه تملیکی، به یکی از سه صورت زیر تنظیم می شود:1- وصیت نامه رسمی ( وصیت نامه محضری) :وصیت نامه ای است که مانند سند رسمی در دفتر اسناد رسمی تنظیم می شود.مزیت تنظیم وصیت نامه به این صورت این است که افراد بی سواد هم می توانند نسبت به تنظیم آن اقدام کنند. وصیت کننده می تواند مطمئن باشد که وصایای او بعد از فوتش تغییر نمی کند.به علاوه کسی که وصیت به نفع او شده، نیازی ندارد که اصالت وصیت نامه را اثبات کند.ترتیب تنظیم وصیت ‌نامه رسمی و اعتبار آن، همان ترتیبی است که برای اسناد تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی مقرر است.بدین ترتیب در حقوق ما، وصیت نامه رسمی تشریفات خاص ندارد و همچون سایر اسناد رسمی تنظیم می شود. در مورد وصیت نسبت به املاک ثبت شده، مفاد وصیت در سند مالکیت قید و خلاصه آن به دفتر املاک فرستاده می شود؛ ولی این خلاصه در دفتر املاک ثبت نمی شود مگر بعد از فوت موصی و احراز اینکه اختلافی در بین نیست.اعتبار وصیت ‌نامه رسمی مانند سایر اسنادی است که در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شود.بنابراین، وصیت نامه رسمی چه موضوع آن مال منقول باشد چه غیرمنقول، بدون اینکه نیاز به حکمی از دادگاه باشد قابل اجرا است. همچنین تمام محتویات و امضاهای مندرج در آن رسمی و معتبر است و تنها می‌توان در برابر آن ادعای جعل نمود.2- وصیت نامه سری:وصیت نامه ای است که به خط موصی یا خط شخص دیگری تنظیم می شود، و در اداره ی ثبت محل اقامت موصی یا محلی که آیین نامه ی وزارت دادگستری تعیین می کند، به امانت سپرده می شود.این وصیت نامه حتما باید به امضای موصی برسد. در غیر این صورت اعتبار ندارد.به همین دلیل هم افراد بی سواد نمی توانند وصیت نامه سری تنظیم کنند. فردی که قدرت تکلم ندارد باید متن وصیت نامه را به خط خود نوشته و امضا کند و در حضور مسئول دفتر اسناد رسمی، در بنویسد که وصیت نامه متعلق به او است و مسئول دفتر هم صحت آن را تائید کند.موصی می تواند هر وقت بخواهد وصیت نامه ی سری را به همان ترتیبی که برای استرداد اسناد امانتی مقرر شده، استرداد نماید.3- وصیت نامه خودنوشت:وصیت نامه ای است که تمام متن آن به خط موصی نوشته شده، دارای تاریخ به روز، ماه و سال به خط موصی باشد و به امضاء او رسیده باشد.بنابراین افراد بی سواد و نابینا امکان تنظیم وصیت نامه ی خود نوشت را ندارند. این وصیت نامه سند عادی می باشد.بنابراین، وارثان موصی و سایر کسانی که در مقابل آن قرار می‌گیرند می‌توانند در اصالت سند تردید کنند. در این صورت موصی‌ له باید انتساب وصیت نامه را به شخص موصی اثبات کند.در موردی که اصالت وصیت نامه محرز باشد؛ ولی نسبت به صحت تاریخ آن اعتراض می شود، مدعی کسی است که تاریخ را نادرست می ‌داند و باید آن را در دادگاه ثابت کند. در این دعوا شهادت به تنهایی نمی تواند کافی باشد و مدعی باید با استناد اقرار موصی یا اسناد دیگر غلط بودن تاریخ را اثبات نماید.متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 11:15:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الزام به اخذ پایان کار ساختمان</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%B0-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-yzjo25d0zgml</link>
                <description>الزام به اخذ پایان کار ساختمان، یکی از دعاوی حقوقی ملکی است که علیه فروشنده به دلیل عدم انجام تعهدات طرح می شود.چرا که پس از اتمام عملیات ساختمانی، فروشنده ملزم به اخذ پایان کار می باشد و بدون دریافت این گواهی امکان انتقال سند رسمی به نام خریدار وجود ندارد.در این مطلب در رابطه با دعوای الزام به اخذ پایان کار ساختمان توضیح می دهیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.پایان کار ساختمان چیست؟پایان کار گواهی است که از سوی شهرداری صادر می گردد و به معنای پایان عملیات ساختمانی ملک می باشد.در پایان کار ساختمان، شهرداری مراتب عدم بدهی ملک به شهرداری و عدم خلاف در بنا را گواهی می نماید و همچنین انطباق بنای ساخته شده با قوانین و مقررات شهرسازی و معماری و نیز نقشه ساخت مصوب شهرداری تایید می گردد. اخذ پایان کار نشان دهنده استاندارد ساختمان است.به علاوه بدون این گواهی انجام مراحل بعدی جهت اخذ سند ،اخذ صورت مجلس تفکیکی و اخذ سند می باشد غیرممکن است.دریافت پایان کار به این صورت است که پس از پایان عملیات ساختمانی و ثبت تقاضای مالک در خصوص اخذ پایان کار و ارائه ی مدارک پایان کار به شهرداری، کارشناسان دفتر فنی و شهرسازی شهرداری محل وقوع ملک، از اتمام عملیات ساختمانی بازدید می نمایند. تایید کارشناسان شهرداری جهت اخذ پایان کار امری لازم است.اصولا تمامی هزینه های اخذ گواهی پایان کار بر عهده ی سازنده  و یا فروشنده ساختمان است مگر آنکه بین مالک و سازنده طور دیگری توافق شده باشد.پایان کار تفکیکی ساختمان چیست؟گواهی پایان کاری که پس از پایان عملیات ساختمانی صادر می شود کلی بوده و مربوط به کل ساختمان است.اما هر واحد ساختمان،  نیازمند گواهی پایان کار جداگانه است. به همین جهت مالک باید با مراجعه به شهرداری محل وقوع ملک، نسبت به اخذ گواهی پایان کار تفکیکی برای واحد خود اقدام نماید.چرا که هر گونه انتقال سند نیازمند ارائه ی پایان کار تفکیکی واحد است.مدارک لازم جهت دریافت گواهی پایان کار کدامند؟برای دریافت گواهی پایان کار، مدارک زیر مورد نیاز است:اصل و کپی سند مالکیتاصل و کپی شناسنامه و کارت ملی. در صورت فوت مالک اصلی، باید کپی گواهی انحصار وراثت و کپی مدارک شناسایی ورثه ارائه گردد.اصل و کپی فیش عوارض نوسازی سالیانهاصل و کپی فیش آب، برق، گاز، تلفنارائه کارت سازه، برگه اتمام عملیات ساختمانی و کلیه گزارش‌های مرحله‌ای و همچنین تأییدیه استاندارد برای آسانسور در ساختمان‌های نوسازاصل و کپی پروانه ساختمانینقشه معماری ملک دارایی مهر شهرداری منطقه به همراه CDارائه گواهینامه واکنش در برابر آتش برای نمای ساختمانمدت اعتبار گواهی پایان کار ساختمان چقدر است؟تا سال 1349، مدت اعتبار گواهی پایان کار 6 ماه بود. اما از این تاریخ به بعد، جهت کاهش مراجعات مردم و تسهیل امور، مدت اعتبار گواهی پایان کار به یک سال افزایش یافت.به این ترتیب در حال حاضر گواهی پایان کار به مدت یک سال از تاریخ صدور اعتبار دارد.استعلام گواهی پایان کار:در حال حاضر در سایت شهرداری تهران امکان استعلام گواهی پایان کار فراهم شده است. برای انجام این کار کافی است به این لینک زیر مراجعه نموده و از صحت گواهی اطمینان حاصل نمایید:خرید خانه بدون پایان کار ممکن است؟یکی از پر ریسک ترین معاملات ملکی، خرید آپارتمان های فاقد پایان کار است.ممکن است سازنده به جهاتی مانند عدم پرداخت تخلفات شهرداری، عدم پرداخت هزینه نصب انشعابات، وجود یک یا چند نقص عمده در استاندارد و ایمنی ساختمان نتوانسته باشد گواهی پایان کار را دریافت نماید.متاسفانه برخی خریداران بدون توجه و آگاهی نسبت به مسائل حقوقی در دام این افراد گرفتار می شوند.مشکل اصلی آنجا است که برای ساختمانی که گواهی پایان کار نداشته باشد، صورت مجلس تفکیکی تنظیم نمی گردد.واضح است که بدون گواهی پایان کار و صورت مجلس تفکیکی، امکان تنظیم سند رسمی به نام خریدار وجود ندارد.انتقال سند ملک بدون پایان کار ممکن است؟همان طور که در بند پیشین توضیح دادیم، امکان تنظیم سند رسمی در مورد آپارتمان هایی که گواهی پایان کار برای آنها اخذ نشده وجود ندارد.در واقع به موجب تبصره 8 ماده 100 قانون شهرداری، دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از انجام معامله قطعی در مورد ساختمان ها گواهی پایان ساختمان و در مورد ساختمان هاي ناتمام، گواهی عدم خلاف تا تاریخ انجام معامله را ملاحظه و مراتب را در سند قید کنند. به این ترتیب دفاتر اسناد رسمی از تنظیم سند رسمی انتقال برای املاکی که پایان کار آنها اخذ نشده، ممنوع می باشند.چگونه خانه بدون پایان کار را خریداری کنیم که به مشکل نخوریم؟اگر میخواهید ملکی را خریداری نماید ولی پایان کار ندارد، تنها راه شما خرید ملک به وسیله قرارداد عادی است.قرارداد های عادی، از نظر قانونی معتبر هستند ولی بزرگ ترین ایراد آنها این است که خریدار لازم است جوانب احتیاط را در نظر بگیرد که ملک به جز او به شخص دیگری فروخته نشده باشد.در قرارداد عادی خود حتما مشخص کنید که وظیفه اخذ پایان کار با کیست و برای آن مدت تعیین کنید.از آنجایی که عمده ساختمان هایی که خلاف ساخت دارند، امکان اخذ گواهی پایان کار ندارند، این را در نظر داشته باشید که یک روزی شاید به ساختمان شما خسارت تعلق بگیرد، در خصوص این خسارت ها و مسولیت پرداخت آن با فروشنده به توافق برسید. می توانید مقداری از ثمن معامله برای نگه دارید، یا بابت خسارت های احتمالی از فروشنده چک بگیرید و یا در قرارداد قید کنید خسارت های پیش آمده بر عهده چه کسی است.مطالعه بیشتر در خصوص اعتبار قولنامه دستیاخذ پایان کار جدید برای ساختمان های قدیمی چگونه انجام می شود؟برای انتقال سند ساختمان‌ها یا املاک کلنگی و قدیمی پایان کار جدید نیاز است.  برای دریافت پایان کار ساختمان کلنگی سه فرض وجود دارد:معمولاً ساختمان‌ ها یا ملک‌ های کلنگی و قدیمی پایان کار قدیمی دارند و در زمان اتمام عملیات ساختمانی، مدارک مربوطه را دریافت کرده‌اند. در این حالت کافی است با ارائه این مدرک قدیمی نسبت به درخواست پایان کار جدید اقدام شود.گاهی برای ساختمان‌های قدیمی یا کلنگی سند و پایان کار قدیمی وجود دارد اما تغییری در ملک انجام شده، مثل دوبلکس کردن خانه، که در این صورت باید مجوز اضافه کردن بنا را در همان زمان دریافت شود. اما اگر این مجوز را از شهرداری دریافت نشده باشد، باید تمام مدارک ذکر شده برای اخذ پایان کار ساختمان ارائه شده و سپس این اضافه کردن یا تغییرات در بنا به کمیسیون داخلی شهرداری یا کمیسیون ماده صد ارجاع داده می‌شود و باید جریمه‌ای پرداخت کنید تا پایان کار جدید ساختمان قدیمی و کلنگی صادر شود.حالت سوم برای ساختمان‌های قدیمی و کلنگی است که بدون هیچ مجوزی ساخته شده‌اند و پایان کار یا سند ندارند. گرفتن پایان کار برای چنین ساختمان‌های کلنگی به دلیل اینکه هیچ مجوزی برای ساخت آن‌ها وجود نداشته، دشوار است و پیشنهاد می شود که با استفاده از یک وکیل خبره و متخصص، از صرف وقت و پرداخت هزینه های گزاف جلوگیری نمایید. گروه وکلای آسا می تواند در این زمینه به شما مشاوره ی تخصصی ارائه نماید.دعوای الزام به اخذ پایان کار:اخذ پایان کار ساختمان اصولا از وظایف فروشنده می باشد. او می تواند این وظیفه را خود یا توسط نماینده ی قانونی خود انجام دهد.اما چنانچه فروشنده از انجام این تکلیف خودداری نماید، خریدار می تواند با تقدیم دادخواستی الزام فروشنده به اخذ گواهی پایان کار ساختمان از شهرداری را تقاضا نماید. این دعوا همان دعوای الزام به اخذ پایان کار است.توصیه می شود در قرارداد خود حتما مهلتی را برای اخذ گواهی پایان کار پیش بینی کنید. در این صورت چنانچه فروشنده در انجام تعهد خود تاخیر نماید، می تواند الزام او به اخذ پایان کار و خسارت تاخیر در انجام این تعهد را مطالبه نمایید. خواهان این دعوا، خریدار و خوانده فروشنده می باشد.نکاتی در خصوص متعهد اخذ پایان کارنکته اول:  اگر در قرارداد شما، اخذ پایان کار برای فروشنده قید نشده باشد، فروشنده همچنان موظف به اخذ پایان کار برای شماست.نکته دوم: طرفین معامله می توانند توافق کنند اخذ پایان کار را بر عهده خریدار و یا حتی بر عهده شخص ثالث باشد.دادگاه صالح برای رسیدگی به پرونده الزام به  اخذ پایان کار ساختمانی کجاست؟برای رسیدگی به دعوای الزام به اخذ پایان کار ساختمانی، از نظر ذاتی دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی دارد.بنابراین در این مورد محل اقامت خوانده اهمیتی ندارد.مثلا اگر ملک در منطقه 1 تهران باشد، آدرس خواهان منطقه 5، و آدرس خریدار منطقه 15 باشد، دادگاه عدالت که در منطقه 1 است به این پرونده رسیدگی می کند.هزینه دادرسی پرونده  الزام به اخذ پایان کار چقدر است؟دعوای الزام به اخذ پایان کار، از مصادیق دعاوی غیر مالی است. بنابراین هزینه ی دادرسی آن باید مطابق دعاوی غیر مالی پرداخت گردد.میزان هزینه  دادرسی پرونده های غیر مالی با توجه به میزان ضمایم پرونده، طرفین دعوا محاسبه می شود.مدارک و  موارد مورد نیاز برای شروع پرونده الزام به اخذ پایان کار ساختمانیمدارک شناسایی خواهان (عموما خریدار  و یا شریک خواهان این پرونده است)ثبت نام در سامانه ثنامبایعه نامه یا قرارداد مشارکت در ساخت یا قرارداد پیش فروشنظر کارشناس شهرداری مبنی بر اتمام عملیات ساختمانیپرداخت هزینه دادرسیاز کجا شروع کنم؟پیشنهاد ما این است که ابتدا جهت مشاوره و یا تنظیم قرارداد به وکلای آسا مراجعه فرمایید. وکلای آسا در سریع ترین زمان ممکن، امور شما را پیگیری و به نتیجه می رسانند.در صورتی که شخصا می خواهید اقدام کنید، اولین قدم شما تهیه مدارک و همچنین متن دادخواست است. پس ازتهیه متن خود به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه فرمایید و دادخواست خود را ثبت کنید.متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 11:13:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات مهم حقوقی خرید و فروش ملک ورثه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D9%88%D8%B1%D8%AB%D9%87-%D8%A7%DB%8C-puabsuwekpbm</link>
                <description>خرید ملک ورثه ای و نکات مهم آن: ممکن است شما هم قصد خرید ملکی را داشته باشید که مالک آن فوت کرده و به جای یک فرد با چندین فرد به عنوان فروشنده رو به رو هستید.این املاک معمولا قیمت پایین تری دارند چرا که خریداران زیادی با فهمیدن شرایط و اینکه با ورثه طرف هستند، از خرید منصرف می شوند.اما شما می توانید با رعایت نکاتی که در این مطلب به شما آموزش می دهیم، به خیال آسوده اقدام به معامله نماید. با گروه وکلای آسا همراه باشید.ابتدا با برخی واژگان مرتبط آشنا می شویم:طبق قانون مدنی:مُوَرِث: مورث شخصی است که فوت کرده و اموال او به وراث ارث می رسد. مورث همان متوفی است.وُراث یا ورثه: وراث یا وارثان اشخاصی هستند که اموال متوفی را به ارث می برند.تَرَکه یا ماترک: اموالی است که از مورث به جا مانده و به وراث می رسد.گواهی حصر وراثت: گواهی حصر وراثت سندی است که در آن زمان دقیق مرگ متوفی، تعداد وراث و سهم الارث هر یک از ایشان مشخص شده است. این گواهی سند رسمی محسوب می شود.ورثه متوفی چه کسانی هستند؟ورثه افرادی هستند که از اموال متوفی ارث می برند. اما آیا هر کسی را می توان وارث متوفی دانست و بخشی از اموال را به او داد؟ مسلما خیر.مطابق قانون مدنی، افراد به دو جهت ممکن است از متوفی ارث ببرند:نسب: منظور وجود رابطه ی خویشاوندی بین متوفی و شخصی است که از او ارث می برد. یعنی افرادی که بین آنها قرابت و خویشاوندی وجود دارد.سبب: منظور این است بین افراد به سبب ازدواج پیوند و خویشاوندی ایجاد شده است.پس افراد ممکن است به خاطر خویشاوندی نسبی یا سببی که با متوفی دارند از او ارث ببرند.قدم اول در خرید ملک ورثه ای : صاحب ملک ورثه ای کیست؟با فوت یک شخص اموالی از او به جا می ماند که باید در مورد آنها تعیین تکلیف شود.چون با فوت دیگر خود شخص اهلیت لازم برای مالکیت اموال را ندارد و اموال مالک جدیدی نیاز دارند. در واقع با فوت متوفی، مالکیت اموال او به ورثه انتقال می یابد.در این خصوص ابتدا لازم است بررسی کنیم که آیا مالک ملک شخص متوفی بوده است؟ یا خیر؟چنانچه ملک متعلق به متوفی نباشد ورثه در خصوص آن اختیاری نخواهند داشت.مانند حالتی که ملکی به نام همسر متوفی باشد. در این صورت ملک ورثه ای محسوب نمی شود که وراث در خصوص آن اختیار تصمیم گیری داشته باشند. با ملاحظه ی سند مالکیت ملک می توان به پاسخ رسید. بنابراین حتما از ورثه تقاضا کنید که اصل سند مالکیت را به شما ارائه دهند.ممکن است ملک دو یا چند مالک داشته باشد و متوفی تنها مالک بخشی از ملک باشد. در این صورت وراث اختیار تصمیم گیری در خصوص تمام ملک را ندارند.نکته حائز اهمیت دیگر این است که ممکن است متوفی قبل از فوت به موجب یک قرارداد عادی ملک خود را فروخته باشد. در این صورت شخصی که با مبایعه نامه عادی ملک را خرید کرده باشد قانونا مالک است هرچند که سند به نامش نباشد.برای شناسنایی ورثه (مالکین جدید) حتما اصل گواهی حصر وراثت را از خریدار بخواهید و یک نسخه از آن برای خود نگه دارید.قدم دوم :  موافقت همه وراث برای فروش ملک ورثه ایورثه ی متوفی کسانی هستند که نام و میزان سهم الارث آنها در گواهی حصر وراثت آمده است.بنابراین حتما از ورثه تقاضا کنید تا اصل گواهی انحصار وراثت یا فتوکپی برابر اصل شده آن را به شما ارائه دهند.دلیل این امر آن است که الزاما تمام ورثه باید رضایت خود را برای انجام معامله اعلام نموده و ذیل مبایعه نامه را امضا نمایند.اگر یکی از ورثه بدون اینکه قانونا از سوی سایرین نمایندگی داشته باشد، اقدام به فروش ملک به شما نماید، اقدام او فروش مال غیر می باشد. در واقع هر یک از وراث تنها نسبت به سهم خود اختیار تصمیم گیری دارد.در این صورت اگر ملکی را خریداری کنید که احدی از ورثه نسبت به فروش آن راضی نباشند، و ورثه بدون داشتن نمایندگی سهم او را منتقل کرده باشد، امکان فسخ معامله شما و یا حتی بطلان آن وجود دارد.در صورت عدم همکاری یکی از ورثه در فروش ملک چه کار کنیم؟همان طور که در بند قبل توضیح دادیم، هر یک از وراث تنها نسبت به سهم خود می تواند تصمیم بگیرد و یکی از ورثه نمی تواند بدون داشتن نمایندگی قانونی، مال را از سوی دیگران معامله کند.به همین دلیل هم همه ورثه باید در هنگام انعقاد قرارداد حضور داشته باشند و همگی ذیل مبایعه نامه را امضاء نمایند. حال اگر برخی از ورثه ذیل مبایعه نامه را امضاء نکرده خریدار در وضع پیچیده ای قرار می گیرد. زیرا مالکیت او تنها نسبت به سهم وراثی مستقر می شود که معامله را امضاء کرده اند. در این شرایط ملک بین خریدار و وراثی که راضی به معامله نبوده اند به صورت مشاع و مشترک می باشد.حال در این وضعیت، خریدار می تواند درخواست افراز و یا فروش مال مشاع را بدهد.جهت مطالعه بیشتر در خصوص افرازخریدرا ابتدا لازم است با مراجعه به اداره ی ثبت درخواست افراز ملک را بدهد. اگر ملک قابل افراز باشد ، که افراز میشود در صورت عدم امکان افراز گواهی با همین عنوان صادر می شود.خریدار باید با ارائه ی این گواهی از دادگاه تقاضای صدور دستور فروش نماید. پس از صدور دستور فروش مزایده انجام می شود.در زمان انجام مزایده هر شخصی می تواند در مزایده شرکت کند، خریدار و ورثه نیز می توانند در مزایده ملک را خریداری کنند.اگر در بین ورثه فرد محجور (دیوانه، طفل) وجود داشته باشد، تکلیف معامله فروش ملک ورثه ای چیست؟ممکن است در بین ورثه فرد محجوری وجود داشته باشد.افراد برای آن که دارای اهلیت استیفا باشند باید دارای سه وصف عقل، بلوغ و رشد باشند و هر کس هر یک از این سه وصف را نداشته باشد محجور شناخته می شود. بنابراین افراد زیر محجور محسوب می شوند:افراد صغیرافراد غیر رشیددیوانگانچنانچه در بین ورثه فرد محجوری حضور داشته باشد، ولی یا قیم او باید به نمایندگی از او اقدام نماید.چنانچه محجور ولی نداشته باشد و برای او قیم تعیین نشده باشد، باید تقاضای نصب قیم مطرح گردد تا دادستان برای او قیمی معین نماید.اگر کسی خود را نماینده ی قیم معرفی نمود، حتما مدارک او را بررسی نمایید که او واقعا ولی یا قیم محجور باشد.وکالت خرید یا  فروش در ملک ورثه ای:ممکن است فردی از میان ورثه یا کسی غیر از آنها خود را وکیل همه ی ورثه برای فرش ملک معرفی کند. در این صورت باید به نکات زیر توجه نمایید:این فرد از جانب ورثه وکالت رسمی داشته باشد. هیچ گاه به یک نوشته ی عادی اعتماد نکنید و صرفا وکالتنامه ی تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی را بپذیرید.توجه نمایید که وکالت او مدت نداشته باشد. چنانچه وکالتنامه مدت دارد بررسی نمایید که زمان آن نگذشته باشد.توجه نمایید که وکالت وکیل بلاعزل باشد. چرا که اگر وکالت بلاعزل نباشد ممکن است ورثه قبل از انتقال سند رسمی ملک به نام شما اقدام به عزل وکیل نمایند.اگر وکالت نامه با حق عزل بود، از دفتر اسناد رسمی استعلام بگیرید که وکیل عزل نشده باشد.حتما حدود اختیارات وکیل را بررسی نمایید. وکیل باید اختیار فروش ملک به شما را داشته باشد. او باید اختیار تنظیم سند رسمی به نام شما را داشته باشد و کاملا بتواند جایگزین ورثه شود.در وکالت نامه حتما باید شماره پلاک ثبتی ملک قید شده باشد.حتما بررسی نمایید که وکیل اختیار اخذ ثمن را از شما داشته باشد. چنانچه وکیل این اختیار را نداشته باشد شما نمی توانید بهای معامله را به او بپردازید. بلکه لازم است وجه معامله را به خود ورثه پرداخت نمایید.پرداخت بهای معامله در خرید ملک ورثه ای چگونه است؟ پول را به چه کسی بدهیم؟در معامله ی ملک ورثه ای، خریدار باید ثمن و بهای مورد معامله را به هر یک از وراث به نسبت سهم او بپردازد.شما نمی توانید کل بهای معامله را به یکی از ورثه بپردازید تا او سهم هر یک از ورثه را بدهد.مگر اینکه او از جانب دیگران وکالت داشته باشد و در قسمت حدود اختیارات او، اختیار اخذ ثمن هم درج شده باشد.وصیت نامه متوفی در خرید و  فروش ملک ورثه ای چه تاثیری دارد؟ممکن است متوفی پیش از فوت، وصیت نامه ای تنظیم کرده باشد.همان طور که می دانید ابتدا باید وصایای متوفی اجرا شود و سپس نوبت به ارث بری می رسد.این امکان وجود دارد که پس از انجام معامله، وصیت نامه ای از متوفی کشف شود که به موجب آن ملک خریداری شده را به نفع شخص دیگری وصیت کرده باشد.در این صورت کسی که وصیت به نفع او انجام شده می تواند از دادگاه ابطال معامله را تقاضا نماید. بنابراین حتما احتمال وجود وصیت نامه را در نظر بگیرید و نسبت به آن بررسی های لازم را انجام دهید.مفاصا حساب مالیات بر ارث:مفاصا حساب مالیات بر ارث یکی از مدارکی است که برای خرید و فروش املاک ورثه ای به آن نیاز است.طبق قانون، ورثه باید حداکثر تا ۶ ماه بعد از فوت، اظهارنامه مالیات بر ارث را ارائه دهند تا اداره مالیات با توجه به دارایی ‌های منقول و غیرمنقول متوفی، پس از محاسبه بدهی ‌ها، مالیات او را محاسبه کند و مفاصا حساب مالیاتی صادر شود. بنابراین ملکی که افراد قصد خرید آن را دارند، باید در فهرست اموال متوفی در این مفاصا حساب آمده باشد.انتقال سند ملک ورثه ای چگونه است؟برای انتقال سند ملک ورثه ای کلیه ورثه باید در دفترخانه ی اسناد رسمی حضور یابند و نسبت به تنظیم سند رسمی ملک به نام خریدار اقدام نمایند. ورثه می توانند نسبت به این امر به شخصی نیز وکالت دهند.برای اینکه در این مرحله دچار مشکل نشوید بهتر است یکی از ورثه از سایرین وکالت رسمی برای تنظیم سند رسمی ملک به نام شما وکالت بگیرد و همان یک فرد به نمایندگی از همه در دفتر اسناد رسمی حضور یابد.فروش ملک قولنامه ای متوفی:زمانی که متوفی ملکی را خریداری کرده اما سند رسمی به نام او منتقل نشده و تنها یک مبایعه به نام او وجود دارد تکلیف چیست؟در این مورد شما 2 راه حل دارد:راه اول: اگر شما از ورثه سند رسمی می خواهید، در این موارد ورثه ابتدا باید الزام فروشنده به تنظیم سند رسمی را تقاضای کنند.پس از صدور حکم و تنظیم سند رسمی، ملک به نسبت سهم ورثه میان آنها تقسیم می گردد. پس از انجام این اقدامات ورثه می توانند با سند رسمی که در دست دارند، به صورت رسمی ملک را منتقل کنند.مطالعه بیشتر الزام به تنظیم سند رسمیراه دوم: ممکن است شما بیع را با همان مبایعه نامه عادی قبول داشته باشید. در این صورت می توانید یک مبایعه نامه عادی با ورثه بنویسید، جهت تنظیم سند خریدار می تواند دادخواستی مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی به طرفیت ورثه و شخصی که سند به نامش است تنظیم نماید.دادگاه با بررسی قرارداد های عادی، حکم به الزام سند رسمی صادر می کند.مطالعه بیشتر اعتبار قرارداد عادی (دستی)مزایده خانه ورثه ای:در رابطه با مزایده ی ملک ورثه ای باید به نکات زیر توجه نمایید:مزایده به معنای فروش چیزی به بیشترین قیمت پیشنهادی است. پیش از اجرای مزایده، ملک توسط کارشناس دادگستری ارزیابی شده و سپس مبلغ تعیین شده  توسط او به عنوان مبلغ ابتدایی مشخص می شود.در مزایده ی فروش، به غیر از هزینه ی آگهی، هزینه ی دیگری برای وراث وجود ندارد.چنانچه یکی از وراث بخواهد ملک ورثه ای مزایده شده را از سایر وراث بخرد، این کار تنها با داشتن مجوز دادگاه امکان پذیر می باشد.برنده ی مزایده فردی است که بیشترین قیمت را پیشنهاد داده است و در این مورد هیچ استثنایی وجود نداردمدارک لازم برای خرید ملک ورثه ای:ارائه اصل سند مالکیت.ارائه گواهی حصر وراثت.حضور تمامی وراث در هنگام انجام معامله و یا وکیل قانونی آنها.ارائه مفاصا حساب مالیات بر ارث.ارائه مدارک نشان دهنده سمت ولی یا قیم در صورتی که بین ورثه محجور وجود داشته باشد.پرداخت سهم هر یک از وراث از مبلغ معامله.بررسی وجود و یا عدم وجود وصیت نامه از متوفی.درج شماره و مشخصات مدارک مستندات ابرازی و مرجع صدور آنها اعم از گواهی حصر وراثت، وکالتنامه، قیم نامه، مفاصا حساب مالیات بر ارث، وصیت نامه و غیره در متن مبایعه نامه تنظیمی در هنگام انجام معامله.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 11:10:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد طلاق غیابی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-xemhsreblhdw</link>
                <description>طلاق غیابی یکی از انواع طلاق است که در مورد آن زیاد می شنویم.اما معمولا افراد غیر حقوقی از اینکه چه حکمی، غیابی محسوب می شود و طلاق در چه مواردی غیابی است بی اطلاع هستند.با گروه وکلای آسا همراه باشید تا اطلاعات لازم در این خصوص را کسب کنید.به چه طلاقی غیابی گفته می شود؟برای آن که بدانیم طلاق در چه صورتی غیابی محسوب می شود، باید به ماده ی 303 قانون آیین دادرسی مدنی مراجعه نماییم.مطابق این ماده، حکم دادگاه اصولا حضوری است و فقط با وجود دو شرط زیر غیابی محسوب می شود:خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده ی قانونی او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به صورت کتبی نیز دفاع ننموده باشد؛اخطاریه حضور در جلسه ی دادرسی به او ابلاغ قانونی (ابلاغ قانونی اصطلاحی در برابر ابلاغ واقعی است) شده باشد. یعنی خود شخص اخطاریه را تحویل نگرفته باشد.در خصوص دعوای طلاق نیز با وجود دو شرط بالا، حکمی که صادر می شود غیابی خواهد بود.در واقع ممکن است هر یک از زن یا شوهر خواهان طلاق باشد و طرف مقابل او به عنوان خوانده ی دعوا، در هیچ یک از جلسات دادرسی حاضر نشده و لایحه ای هم ارسال ننماید و اخطاریه حضور در جلسه ی دادرسی نیز به صورت واقعی به او ابلاغ نشده باشد.البته در حال حاضر با توجه به را اندازی سامانه ثنا و ثبت نام اکثر افراد در این سامانه، ابلاغ اخطاریه حضور از این طریق انجام می شود.بنابراین شرط دوم، یعنی ابلاغ قانونی اخطاریه، معمولا محقق نمی شود.مطابق ماده ی 13 آیین نامه نحوه ی استفاده از سامانه های رایانه ای یا مخابراتی، وصول الکترونیکی اوراق قضایی به حساب کاربری مخاطب در سامانه ابلاغ، ابلاغ محسوب می شود.مشاهده اوراق قضایی در سامانه ابلاغ، با ثبت زمان و سایر جزئیات، ذخیره می شود و کلیه آثار ابلاغ واقعی بر آن مترتب می گردد.در ابلاغ الکترونیکی مخاطب در صورتی می تواند اظهار بی اطلاعی کند که ثابت نماید به لحاظ عدم دسترسی یا نقص در سامانه رایانه ای از مفاد ابلاغ مطلع نشده است.طلاق غیابی از طرف مرد چگونه است؟زمانی که طلاق به درخواست مرد باشد، مرد نیازی به اقامه ی دلیل برای طلاق ندارد و می تواند با پرداخت حقوق مالی همسر خود و یا در نظر گرفتن شرایطی برای پرداخت آن، برای طلاق اقدام نماید.در این حالت مرد خواهان طلاق و زن خوانده محسوب می شود.حال اگر زن در سامانه ی ثنا ثبت نام نکرده باشد و اخطاریه به او ابلاغ واقعی نشود و او در جلسات دادرسی حاضر نشود و لایحه ای هم ارسال نکند، رایی که در خصوص طلاق صادر می شود غیابی خواهد بود.در این صورت زن ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ واقعی رای غیابی، می تواند نسبت به آن واخواهی نماید.در صورتی که زن مقیم خارج از کشور باشد، دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی رای دادگاه برای انجام واخواهی فرصت دارد.در مواردی که طلاق از سوی مرد و غیابی است، مرد برای ثبت طلاق باید تکلیف حقوق مالی زن را مشخص نماید. این حقوق مالی عبارتند از: مهریه، نفقه، اجرت المثل ایام زوجیت، شرط تنصیف اموال (نصف شدن اموال مرد بعد از طلاق).طلاق غیابی از طرف زن چگونه است؟همان طور که قبلا هم توضیح دادیم، طلاق از حقوق مرد است و زن در موارد محدودی می تواند از همسر خود طلاق بگیرد. این موارد عبارتند از:اولین مورد این است که ضمن عقد ازدواج شرطی گذاشته شود که به موجب آن به زن وکالت در طلاق یا به زبان عرف، حق طلاق داده شود.یعنی زن نماینده ی شوهر خود می شود تا طلاق را واقع کند.که در این مورد زن لازم است ثابت کند که شرط تحقق یافته است.مواردی که بدون هیچ شرطی در دفتر خانه اسناد رسمی، شوهر به همسر خود وکالت در طلاق می دهد. در این صورت زن می تواند هر زمان بخواهد با استفاده از وکالتنامه به دادگاه مراجعه نماید و از همسر خود طلاق بگیرد.اگر مردی بیش از چهار سال غایب مفقود الاثر باشد، همسر او می تواند تقاضای طلاق کند.منظور از غایب مفقود الاثر کسی است که برای مدت طولانی ناپدید شده و به هیچ وجه خبری از او در دست نیست.هر گاه شوهر نفقه ی همسر خود را پرداخت ننماید، و دادگاه هم نتواند او را مجبور به پرداخت نماید، دادگاه شوهر را مجبور به طلاق می کند.اگر شوهر توان پرداخت نفقه را نداشته باشد هم از همین ماده استفاده می شود.در این شرایط لازم است زن دادخواست نفقه دهد ، مرد محکوم به پرداخت نفقه شود ولی وجود نفقه پرداخت نکند.هرگاه ادامه ی زندگی زناشویی برای زن ممکن نباشد و با ادامه ی زندگی زناشویی زن در سختی و مشقت قرار گیرد، می تواند به دادگاه مراجعه نماید و با اثبات عسر و حرج خود، از شوهر جدا شود.منظور از عسر و حرج به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه ی زندگی را برای زن با سختی و مشقت همراه کند و تحمل آن مشکل باشد.موارد عسر و حرج عبارتند از:شوهر در طول یک سال، زندگی خانوادگی حداقل به مدت شش ماه پشت سر هم یا نه ماه متناوب ترک زندگی مشترک کرده باشد .بدون آن که عذر موجهی داشته باشد.شوهر به انواع مواد مخدر یا مشروبات الکلی اعتیاد داشته باشد و از ترک آن خودداری کند یا نتوان او را مجبور به ترک نمود.این اعتیاد باید به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند تا موجب عسر و حرج زن شناخته شود.همچنین اگر شوهر قول داده باشد در مدت معینی اعتیاد خود را کنار بگذارد و به تعهد خود عمل نکند یا پس از ترک اعتیاد مجددا به سراغ مواد مخدر یا مشروبات الکلی برود، زن می تواند تقاضای طلاق نماید.در صورتی که شوهر به صورت قطعی به حبس به مدت پنج سال یا بیشتر محکوم شود.ضرب و شتم و هر گونه سوء رفتار شوهر که عرفا از سوی زن قابل تحمل نباشد.شوهر به بیماری های صعب العلاج روانی یا هر بیماری صعب العلاج دیگری مبتلا باشد که زندگی مشترک را مختل نماید.نکته ی بسیار مهم این است که تشخیص عسر و حرج زن با قاضی دادگاه است و ممکن است دادگاه شرایط دیگری غیر موارد بالا را موجب عسر و حرج زن تشخیص دهد و با استفاده از آن حکم طلاق صادر نماید.در مورد اثبات عسر و حرج دست قاضی بسیار باز است و قاضی با توجه به دلایل، شرایط ، امارات و نشانه ها تصمیم می گیرد که آیا زن در مشقت است یا خیر.مطالعه بیشتر عسر و حرجطلاق از طرف زن در چه  صورتی غیابی است؟در صورتی که زن خواهان طلاق باشد، شوهر خوانده محسوب می شود.حال در صورتی که شوهر در سامانه ی ثنا ثبت نام نکرده باشد و اخطاریه حضور در جلسه دادرسی به صورت واقعی به او ابلاغ نشود، همچنین شوهر در جلسه ی دادرسی حاضر نشود و لایحه ای هم ارسال نکند، حکمی که در خصوص طلاق صادر می شود غیابی خواهد بود.با توجه به اینکه حکم طلاق به صورت غیابی صادر شده است، اجرای این حکم منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از زن خواهد بود. مگر در صورتی که حکم به صورت واقعی به شوهر ابلاغ شده باشد و او در مهلت مقرر واخواهی نکرده باشد.اگر شوهر غایب مفقود الاثر باشد و پس از وقوع طلاق در دوران عده بازگردد، نسبت به طلاق حق رجوع دارد. اما پس از سپری شدن دوران عده چنین حقی برای او وجود ندارد.طلاق غیابی از طرف زن چقدر طول میکشد؟به طور کلی زمانی که زن خواهان طلاق باشد و از شوهر وکالت در طلاق مطلق نداشته باشد، گرفتن حکم طلاق امری دشوار خواهد بود.چرا که وقوع طلاق منوط به اقناع قاضی و اثبات مواردی نظیر عسر و حرج یا تحقق شروط ضمن عقد است.حال در صورتی که شوهر در سامانه ثنا ثبت نام نکرده باشد و از طرفی مجهول المکان باشد، ابلاغ اوراق قضایی به او از طریق نشر آگهی به عمل می آید که خود زمان بر است.بنابراین طلاق غیابی از سوی زن فرآیندی طولانی و پیچیده دارد. بنابراین به شما توصیه می شود که انجام این امر را به یک وکیل با تجربه بسپارید.در پرونده های غیابی، پس از صدور رای لازم است تا قطعیت رای صبر شود. یعنی پس از صدور رای طلاق، 22 روز بابت تجدیدنظر خواهی و 22 روز بابت فرجام خواهی لازم است صبر کنید. و همچنین رای ممکن است نشر آگهی شود. که تمام این موارد بر زمان پرونده می افزاید.به صورت میانگین پرونده طلاق غیابی حدود 5 ماه زمان می برد. این امر بسته به دلایل پرونده و کار شعبه متغییر است.طلاق غیابی با آدرس اشتباه:در دعاوی خانواده طرفین به هنگام تقدیم دادخواست، باید کد ملی طرف خود را به کاربر دفتر خدمات الکترونیک قضایی اعلام نمایند.در صورتی که طرف شما در سامانه ثنا ثبت نام کرده باشد، ابلاغ اخطاریه حضور و سایر اوراق قضایی از این طریق به عمل می آید.اما چنانچه طرف مقابل در سامانه ثنا ثبت نام نکرده باشد، شما باید نشانی او را به کاربر دفتر خدمات قضایی اعلام نمایید.در این حالت ممکن است برخی افراد شیطنت کرده و نشانی واقعی طرف خود را اعلام نکنند تا از این طریق از ابلاغ واقعی اوراق قضایی به او جلوگیری نمایند.به خصوص زمانی که طرف مقابل در خارج از ایران سکونت دارد این اتفاق بسیار می افتد.در این حالت چنانچه رای علیه فرد صادر شود، در صورتی که حکم به او ابلاغ واقعی نشده و وی مدعی عدم اطلاع از مفاد حکم باشد، می تواند دادخواست واخواهی را به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم کند.در واقع می تواند درخواست رسیدگی مجدد به پرونده بدهد.در این صورت دادگاه ابتدا به ادای عدم اطلاع او رسیدگی می کند و چنانچه آن را بپذیرد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر می کند. این قرار مانع از اجرای حکم خواهد بود.اگر شوهر غایب مفقودالاثر باشد:هرگاه شوهر چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد و زن دادخواست طلاق بدهد، دادگاه سه نوبت آگهی هر یک به فاصله‌ یک ماه در روزنامه محلی و یکی از روزنامه های کثیرالانتشار تهران با هزینه خواهان منتشر می‌کند.پس از گذشتن یک سال از اولین آگهی، چنانچه خبری از زنده بودن مرد نشود، دادگاه حکم به فوت فرضی مرد می‌دهد.به عبارت دیگر فرض را بر این می گیرند که مرد فوت کرده است. در این صورت ازدواج به فوت منحل می گردد.مهریه در طلاق غیابی:در صورتی که خواهان طلاق غیابی مرد باشد، باید تکلیف حقوق مالی زن از جمله مهریه را مشخص نماید.چنانچه مرد توان پرداخت مهریه را به صورت یکجا نداشته باشد، میتواند دادخواست اعسار از پرداخت مهریه را به همان شعبه ای که موضوع طلاق در آن مطرح است تقدیم نماید.اما چنانچه زن قبلا مهریه خود را مطالبه کرده باشد، دادخواست اعسار باید به دادگاهی تقدیم شود که موضوع مهریه در آن جا مطرح است.دادخواست اعسار به طرفیت زن تقدیم می شود. در صورتی که زن در جلسه ی رسیدگی به اعسار حضور نیابد، دادگاه با توجه به شهادت شود مرد، حکم به تقسیط مهریه می دهد.زن نیز می تواند مهریه خود را مطالبه کند.در این صورت چنانچه مرد مالی داشته باشد، زن با معرفی آن مال می تواند آن را توقیف نماید و مهریه خود را این طریق وصول کند.همچنین اگر مرد مالی نداشته باشد و به موجب حکم قطعی به پرداخت مهریه محکوم شود اما اقدامی جهت پرداخت انجام ندهد، زن می تواند جلب وی را تقاضا نماید.ثبت طلاق در دفتر طلاق به صورت غیابی:1)در صورتی که مرد خواهان طلاق باشد :زن باید برای جاری شدن صیغه طلاق، در تاریخ مشخص، در دفتر ثبت طلاق حاضر شود.اگر زن ظرف یک هفته در دفترخانه حاضر نشود، سردفتر اخطاریه حضور را هم برای مرد و هم برای زن ارسال می کند.چنانچه باز هم زن در دفتر خانه حضور پیدا نکند، صیغه طلاق بدون حضور او جاری خواهد شد و این موضوع به اطلاع او خواهد رسید.2) در صورتی که زن موفق به دریافت گواهی عدم امکان سازش یا حکم طلاق شود:باید ظرف مهلت مقرر گواهی را به دفترخانه ارائه دهد و مرد نیز باید برای ثبت طلاق در دفترخانه حضور یابد.در صورتی که مرد از رفتن به دفترخانه امتناع کند، سردفتر موضوع عدم حضور مرد برای ثبت طلاق را به دادگاه صادر کننده گواهی عدم امکان سازش یا حکم طلاق اطلاع می دهد.بعد از این زن باید از دادگاه بخواهد که مرد را برای اجرای صیغه طلاق احضار کند. در صورتی که بعد از ارسال احضاریه، باز هم مرد از حضور خودداری کند، دادگاه با رعایت دستورات شرعی، صیغه طلاق را بدون حضور مرد جاری می کند و دستور ثبت آن را به دفتر ثبت طلاق می دهد .هم چنین دادگاه به دفترخانه دستور می دهد بعد از ثبت طلاق، موضوع ثبت طلاق را به شوهر اعلام کند .3)در صورتی که طلاق توافقی باشد:حضور زن و شوهر برای ثبت طلاق لازم است و در طلاق توافقی نمیتواند یک طرفه و غیابی طلاق را ثبت نمود.هزینه طلاق غیابی در سال 99 چقدر است؟به طور کلی دعوای طلاق از جمله دعاوی غیر مالی است. بنابراین هزینه ی دادرسی آن باید مطابق دعاوی غیر مالی پرداخت گردد که مبلغ زیادی نیست.هزینه ثبت دادخواست طلاق: حدود 150 تومان است.هزینه داوری (در صورتی که از داور دادگاه استفاده کنید) : 100 تومان است.هزینه ثبت طلاق: با توجه به نوع طلاق بین 500 الی 1500 است.هزینه آزمایش خون عدم بارداری: حدود 40 هزار تومان است.مدت عده در طلاق غیابی چه قدر است؟بعد از انحلال ازدواج به هر شکل و سببی، زن تا مدتی نمی تواند با مرد دیگری ازدواج کند.این مدت عده نام دارد. ماده ی 1150 قانون مدنی، عده را مدت زمانی دانسته است که تا انقضای آن زن نمی تواند شوهر دیگری اختیار کند.مدت عده طلاق سه طُهر است. طُهر در لغت به معنای پاک شدن است. در اصطلاح حقوقی نیز به معنای پاکی زن از عادت ماهانه و مدتی است که بین دو عادت ماهانه قرار می گیرد.مدت تقریبی عده در طلاق سه ماه است. در حکم دادگاه نیز معمولا همین سه ماه قید می شود.در صورتی که زن باردار باشد، باید تا زمان زایمان عده نگه دارد. حتی اگر زایمان زودتر از سه طُهر اتفاق بیفتد.البته در موارد زیر زن عده ندارد:زنی که بین او و شوهرش رابطه ی زناشویی واقع نشده است.زنی که یائسه شده است.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 11:02:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وکیل تقسیم ارث</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AB-eeohbhelinx2</link>
                <description>مسائل مربوط به دعاوی ترکه (ارث و میراث) از  حساسیت های بالایی برخوردار است و هر گونه سهل انگاری یا عدم آگاهی از قوانین مربوط به امور حسبی، می تواند باعث عدم حصول نتیجه مطلوب شود.توصیه میکنیم برای سهولت در انجام امور با مراجعه به وکیل ارث که با آگاهی کامل به قانون امورحسبی و اشراف به طبقات مختلف ارث، شرایط محرومیت از ارث، ارث فرزندخوانده، ارث زن از شوهر، نحوه تقسیم ارث مادر، ارث زن مطلقه از اموال متوفی و.. کلیه مراحل شامل نحوه تقسیم ارث و محاسبه آن، مهر و موم ترکه و رفع آن، تحریر و تصفیه ترکه و سایر دعاوی ترکه را میداند مراجعه فرمایید.با  وکیل تقسیم ارث از گروه وکلای آسا همراه باشید.آشنایی با  اصطلاحات مرتبط با ارث از زبان وکیل تقسیم ارث که لازم است در ابتدا بدانید.مُوَرِث: مورث شخصی است که فوت کرده و اموال او به وراث ارث می رسد. مورث همان متوفی است.وُراث یا ورثه: وراث یا وارثان اشخاصی هستند که اموال متوفی را به ارث می برند.تَرَکه یا ماترک: اموالی است که از مورث به جا مانده و به وراث می رسد.مطابق قانون مدنی، افراد به دو جهت ممکن است از فرد فوت شده ارث ببرند:رابطه نسبی با متوفی داشته باشد  :یعنی افرادی که رابطه خونی با مورث  دارند از فرد فوت شده ارث می برند مانند رابطه فی مابین پدر و مادر با فرزندان و برادر  و خواهر و عمو عمه خاله دائی و فرندانشارابطه سببی با متوفی داشته باشد:یا به سبب ازدواج با شخص متوفی رابطه خویشاوندی دارند از متوفی ( مورث) ارث می برنددر نظر داشته باشید افراد در  رابطه نسبی بر اساس اولویت قانونی از یکدیگر ارث می برند، بدینگونه که طبقات ارث به ترتیب ذیل می باشد :طبقه اول پدر مادر و فرزند یا فرزندانطبقه دوم خواهر و برادر وجد ( اجداد)طبقه سوم  عمو و عمه و خاله و دایی و فرزندانشانتوجه داشته باشیداگر متوفی فرزند و مادر و پدر داشته باشد این طبقه ارث بر هستند و خواهر و برادر وی در صورتی که طبقه اول زنده باشند چون آنها جزء طبقه اول محسوب می شوند، از متوفی ارث نمی برند.اگر متوفی،  وراثش برادر و خواهر و عمه و عمو باشد در این صورت برادر و خواهرش از وی ارث می برند ولی عمو و عمه چون جزء طبقه سوم هستند از وی ارث نمی برند .پس در نتیجهدر صورتی که طبقه اول زنده باشند طبقه دوم ارث نمی برند و در صورتی که فقط طبقه دوم زنده باشند طبقه سوم از متوفی ارث نمی برد.اما در مباحث شرعی و حقوقی استثنائاتی در مورد خویشاوندی سببی فی مابین مورث و  وراث به شرح ذیل وجود دارد :اگر متوفی پدر و مادر و فقط نوه داشته باشد در این صورت استثنائا،  نوه ها ارث می برند.استثناء دیگر قانونی این است که اولاد عمه و عمو با وجود اجداد ارث بر هستندپسر عموی ابوینی( که از پدر و مادر ناتنی نیستند ) بر عموی ابی ( که از پدر تنی ولی از مادر ناتنی هستند) تقدم دارد .ارث بردن چه شرایطی دارد؟وکیل تقسیم ارث بیان می دارد: شرط اول ارث بردن، زنده بودن وارث در زمان مرگ مورث است.شرط دوم برای ارث بردن، نبود موانع ارث است. یعنی وارث باید خالی از موانع ارث باشد. حال منظور از موانع ارث چیست؟موانع ارثمقصود ار موانع ارث  اموری است که وجود هر یک از آن‌ها، مانع از ارث بردن می شود.موانعی که در قانون مدنی از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از:1-کفر: کافر از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از کافر ارث می‌برد.2-قتل: کشتن عمدی کسی به ناحق – نه برای قصاص، دفاع یا حدّ و مانند آن – موجب محرومیّت قاتل از ارث است. به قول مشهور، در قتل خطایی، قاتل تنها از دیه پرداختی محروم است.3-برده بودن: برده بودن مورّث یا وارث مانع ارث است، مگر آن که وارث، منحصر به برده باشد. در این صورت، برده – هر چند به طور قهری – از ترکه خریداری و آزاد می‌گردد و باقی مانده ترکه به او داده می‌شود..4-لعان: اگر مردی با همسرش برای نفی فرزند از خود،  لعان کند، زن و شوهر از یکدیگر و نیز مرد از فرزند مورد لعان و بالعکس، ارث نمی‌برند.5-زنا: نه زنا زاده از پدر و مادر خود ارث می‌برد و نه پدر و مادر و نزدیکان آنان از وی.6- حمل: کودکی که در شکم مادر است تا زمانی که زنده بدنیا نیاید نمی‌تواند ارث ببرد.7-غایب بودن: کسی که غایب شده به گونه‌ای که از او خبری نیست، نمی‌توان به مرگ او حکم داد و اموالش را تقسیم کرد؛ مگر آن که مدت زمان طبیعی و عرفی عمر یک انسان، بگذرد که در این صورت به مرگ او حکم می‌شود. در این مدت او از بستگانش ارث می‌برد و میراث به اموال او افزوده می‌شود. برخی معتقدند چهار سال جستجو کردن کافی است یا پس از ده سال انتظار، حکم به مرگ داده می‌شود.نحوه ی محاسبه ارث  وراث:در قانون مدنی سهم برخی از وراث از ترکه مشخص شده است و سهم برخی دیگر از آنها معین نیست. به کسانی که سهم آنها از ترکه مشخص است صاحبان فرض و به کسانی که سهم الارث شان مشخص نیست صاحبان قرابت گفته می شود. البته به طور کلی تعیین و محاسبه ی سهم هر یک از وراث امری پیچیده و تخصصی است و از هر مورد به مورد دیگر متفاوت است. به همین دلیل شورای حل اختلاف خود سهم هر یک را معین می نماید.ارث زن و شوهرصرف وجود رابطه زن و شوهری برای ارث بردن از یک دیگر کافی نیست، بلکه برای ارث بردن از یکدیگر شرایطی لازم است.به طور کلی برای ارث بردن  زن و شوهر دو شرط لازم است  لازم است:دائمی بودن نکاح ( ازدواج موقت نباشد)وجود رابطه زن و شوهری در  هنگام فوت همسرمیزان ارث بری زن و شوهر از یکدیگر به این صورت میباشد:ارثی که زن از مرد می برد ( اگر بچه نداشته باشند)      1/4   اموال مرد ارثی که زن از مرد می برد ( اگر بچه داشته باشند) 1/8   اموال مردارثی که مرد از زن خود می برد (اگر بچه نداشته باشند)  1/2  اموال زن ارثی که مرد از زن خود می برد (اگر بچه داشته باشند) 1/4 اموال زنارث جنینارث جنین هم با شرایطی امکان پذیر است. جنین با وجود دو شرط از مورث ارث می برد:نطفه ی جنین در زمان فوت متوفی منعقد شده باشد. جنین زنده متولد شود. اگر جنین بلافاصله بعد از تولد بمیرد، باز هم ارث می برد. زیرا او با زنده متولد شدن قابلیت دارا شدن حق را در همان زمان کوتاه یافته است.ارث مادر به فرزندبرخلاف باور عمومی که بین افراد جامعه وجود دارد میزان سهم الارث پسرها دو برابر دختر ها می باشد چه این ارثیه از سمت مادر باشد چه از سمت پدر تفاوتی نمی کند.شرایط تحقق  ارث فرزند از پدر و مادر1-هرگاه متوفی پدر و مادر نداشته باشد و تنها فرزند داشته باشد تمام اموال وی به فرزندانش به ارث میرسد.اگر همسری داشته باشد و در قید حیات باشد سهم وی به میزان یک هشتم ابتدا کسر شده و مابقی متعلق به فرزندان است.میزان سهم الارث فرزند در حالات مختلف متفاوت است:اگر متوفی تنها یک فرزند داشته باشد ( پسر یا دختر فرقی ندارد) تمام ارث به وی میرسد.اگر چند فرزند داشته باشد و همه ی آن ها پسر یا همه آن ها دختر باشند ارث بینشان به صورت مساوی تقسیم می شوداگر برخی پسر و برخی دختر باشند طبق قاعده فرزند ذکور دو برابر فرزند اناث ارث می برد.2-اگر متوفی علاوه بر فرزندان، پدر و مادرش هم در قید حیات باشند آن ها نیز ارث خواهند برد و سهم الارث پدر و مادر از اموال متوفی هریک به تنهایی یک ششم خواهد بود.اگر متوفی همراه پدر و مادر یا یک از آن ها یک فرزند دختر داشته باشد، سهم وی نصف اموال و سهم پدر و مادر یک ششم است و هر میزان که از اموال بعد از تقسیم به میزان نصف و یک ششم باقی بماند به نسبت سهم وارثان تقسیم می شود3-هرگاه میت اولاد داشته باشد حتی یک نفر، نوه های وی ارث نمی برند. ولی اگر در زمان تقسیم ارث،  فرزندش در قید حیات نباشد، نوه به قائم مقامی از والد خود ارث می برد. میزان سهم الارث نوه به قائم مقامی از اولاد خود بر اساس نسل ها می باشد. به این نحو که اگر نوه فرزند پسر متوفی باشد،سهم پسر را می برد و اگر نوه فرزند دختر باشد سهم دختر را ارث می برد.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:25:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا پیامک سند است؟ اس ام اس سندیت دارد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-r7jwy4wpkxqt</link>
                <description>با تغییر فضای ارتکاب جرم، دلایلی که برای اثبات وقوع جرم مورد استفاده قرار می گیرند نیز تغییر می کنند. در این مقاله به میزان اعتبار پیامک و سندیت پیامک می پردازیم.طبیعی است که اثبات یک جرم در فضای مجازی با اثبات همان جرم در فضای حقیقی متفاوت باشد.همین تغییر فضا و تغییر دلایل موجب بروز سوالاتی برای مردم شده نظیر اینکه آیا پیامک سندیت دارد؟ که در این مطلب به پاسخ آنها می پردازیم.با گروه وکلای آسا همراه باشید.آیا پیامک در دادگاه دلیل محسوب می شود؟همین ابتدا باید بگوییم که پاسخ به این پرسش منفی است.متن اس ام اس و پیامک دلیل محکمه پسند و مدرک محسوب نمی شود. مدرک به عنوان چیزی است که دادگاه می تواند بر مبنای آن حکم صادر کند.اما این پیامک ها می تواند به علم قاضی کمک کند. در واقع پیامک یک اماره است.منظور از اماره اوضاع و احوالی است که در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته می شود. در واقع امارات ذهن قاضی را هدایت می کنند و نوعی نشانه بر وقوع جرم تلقی می شوند.کاربرد پیامک هم همین است.قاضی نمی تواند به استناد متن چند پیامک، فردی را محکوم نماید. اما این پیامک ها در کنار سایر ادله می توانند نقش مهمی را در سرنوشت دعوا ایفا نمایند.این نکته را نمی توان نادیده گرفت که ساز و کار های لازم برای بررسی صحت پیامک های ارائه شده وجود ندارد.بنابراین استناد به آنها و صدور رای به محکومیت افراد می تواند به ضرر افراد جامعه تمام شده و زمینه را برای سوء استفاده فراهم آورد.اثبات جرم از طریق پیامک ممکن است؟همان طور که در بند قبل توضیح دادیم، پیامک ها اماره محسوب می شوند و تنها ذهن قاضی هدایت می کنند و برای او نشانه ای بر صحت گفتار شاکی تلقی می شوند.اما پیام به تنهایی برای اثبات جرم یا حق کفایت نمی کند.حتما باید پیامک ها ضمیمه ی دلایل دیگری قرار گیرند تا بتوانند در اثبات موضوع کمک کنند.مثلا علاوه بر پیامک ها شهادت شهود، اقرار مرتکب، اسناد، تحقیقات محلی، سوگند، کارشناسی و … به عنوان دلیل ارائه شوند.اصولا قضات پیامک را دلیل نمی دانند و به استناد آن حکم صادر نمی کنند. اما چنانچه قاضی بدون اینکه در کنار پیامک ها ادله ی محکمه پسندی وجود داشته باشد رای صادر نماید، امکان نقض این رای در مراحل بالاتر، تجدیدنظر خواهی و فرجام خواهی، وجود دارد.پیامک زمانی می تواند دلیل محسوب شود، که باعث علم قاضی شود. علم قاضی خود یک دلیل است.آیا متن اس ام اس در مخابرات ثبت می شود؟بله متن اس ام اس ها در مخابرات ثبت می شود. اما افراد عادی نمی توانند تقاضای دسترسی به آنها را داشته باشند.دسترسی به محتوای پیامک ها تنها از طریق مراجع قضایی امکان پذیر است.به این صورت که قاضی پرونده در صورتی که نیاز به ملاحظه ی پیامک ها داشته باشد از اپراتور تقاضا می کند که پرینت پیامک ها را ارسال نماید.مرجع قضایی در تقاضای خود بازه ی زمانی مورد نیاز را اعلام می کند و به این صورت نیست که همه ی پیامک های ارسال شده توسط فرد را پرینت بگیرند.آیا می توان به اسکرین شات استناد نمود؟یکی از سوالاتی که معمولا برای افراد ایجاد می شود این است که اگر در فضای مجازی جرمی انجام شود، آیا با استناد به اسکرین شات می توانم شکایت کنم؟وضعیت اسکرین شات هم در حقوق ایران همانند وضعیت پیامک است.در واقع اسکرین شات هم دلیل محسوب نمی شود. تنها اماره و نشانه ای است که به علم قاضی کمک می کند و ذهن او را به تحقق امری هدایت می نماید.البته این موضوع را به یاد داشته باشید که برخی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی اسکرین شات را پیوست شکوائیه یا دادخواست نمی کنند.اسکرین شات به راحتی قابل ساختن است از همین رو اعتبار و ارزش کمتری نسبت به پیامک و اس ام اس دارند.حکم توهین پیامکی چیست؟یکی از جرائم پیامکی که به وفور انجام می شود توهین است. در حال حاضر افراد به راحتی برای یکدیگر الفاظ رکیک را نوشته و با یک کلیک برای دیگری ارسال می کنند.بعضا افراد احساس می کنند که در بستر فضای مجازی، امکان شناسایی شدن آنها وجود ندارد. در حالی که چنین نیست. توهین پیامکی قابلیت پیگیری دارد و مجرم بسته به نوع جرم خود به مجازات تعیین شده در قانون محکوم می گردد.در حال حاضر مجازات جرم توهین جزای نقدی درجه 6، یعنی بیش از 2 میلیون تومان تا 8 میلیون تومان است.حکم تهدید با اس ام اس:ممکن است فرد از طریق پیامک مورد تهدید قرار گیرد.در این مورد هم امکان پیگیری موضوع وجود دارد.در این مورد هم در صورت اثبات جرم مرتکب به مجازات تعیین شده در قانون مجازات اسلامی یعنی شلاق از 1 تا 74 ضربه و یا حبس از دو ماه تا دو سال محکوم می گردد.مزاحمت پیامکی :افرادی که از طریق پیامک برای دیگران مزاحمت ایجاد می نمایند نیز مشمول ماده 641 قانون مجازات اسلامی می شوند. به موجب این ماده:«هر گاه کسی به وسیله تلفن یا دستگاه های مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت نماید علاوه بر اجرای مقررات خاص شرکت مخابرات، مرتکب به حبس از یک تا شش ماه محکوم خواهد شد.»در مقررات شرکت مخابرات نیز برای فرد مجازات های زیر در نظر گرفته شده است:بار نخست پس از کشف، ارتباط تلفنی او به مدت یک هفته همراه با اخطار کتبی قطع و تجدید ارتباط مستلزم پرداخت هزینه‌ های مربوطه خواهد بود.برای بار دوم، ارتباط تلفنی او به مدت سه ماه همراه با اخطار کتبی قطع و تجدید ارتباط مستلزم پرداخت هزینه‌ های مربوطه و تقاضای مشترک خواهد بود.برای بار سوم، مخابرات، ارتباط تلفنی وی را به طور دائم قطع و اقدام به جمع ‌آوری منصوبات تلفن کرده و ودیعه مشتری را پس از تسویه حساب مسترد خواهد کرد.اعتبار پیامک در پرونده رابطه نامشروع :افراد بسیاری این سوال را مطرح می کنند که آیا امکان اثبات رابطه نامشروع پیامکی وجود دارد؟ابتدا برخی قضات عقیده داشتند که رابطه ی نامشروع تنها زمانی محقق می شود که به صورت فیزیکی باشد.اما اکنون با توجه به گسترش استفاده از فضای مجازی، روابط نامشروع در این فضا هم مشمول مجازات می شود.البته اینگونه نیست که صرف چت کردن با نامحرم، رابطه ی نامشروع باشد. در این زمینه محتوای گفتگوهای طرفین اهمیت زیادی دارد.اثبات رابطه ی نامشروع به این شکل، آسان نیست. زیرا:اولا در حقوق ایران پیامک و اسکرین شات دلیل محسوب نمی شود و صرفا می تواند ذهن قاضی را به سوی وجود رابطه هدایت کند.دوما اسکرین شات ها ممکن است جعلی و ساختگی باشند. بنابراین صحت اسکرین شات باید توسط کارشناسان حوزه ی فناوری بررسی شود.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:23:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجازات اغفال دختران چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%BA%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-w5sfnsudpyep</link>
                <description>«می گفت قصدش ازدواج است.» «قرار بود به خواستگاری ام بیاید.». «گفت مادرش در خانه منتظر ماست و می خواهد مرا ببیند…» این ها تنها چند نمونه از جملاتی است که از دختران آسیب دیده می شنویم. متاسفانه سوء استفاده از دختران که اغلب با وعده ی ازدواج اتفاق می افتد، موضوعی آشنا برای همه ی ما است. کم نیستند دخترانی که با شنیدن این جملات تحت تاثیر قرار گرفته و تن به امیال مردان می دهند. در این مطلب موضوع مجازات اغفال دختران و سوء استفاده از آنان را از نگاه قانون بررسی می نماییم.با گروه وکلای آسا همراه باشید.اغفال یعنی چه؟اغفال در لغت به معنای فریفتن و به غفلت انداختن دیگری است.در اصطلاح عامه منظور همان گول زدن و سر دیگری را شیره مالیدن است.در واقع فردی که با وعده ی ازدواج یا هر وعده ی دیگری با دختری رابطه برقرار می کند، دختر را فریفته و از این راه به مقصود خود دست می یابد.ممکن است فرد با اهداف مالی و به قصد کلاهبرداری اقدام به فریب دختر نماید و به هدف خود دست یابد. گاهی فرد دختر را در موقعیتی خاص قرار داده و با تهیه تصویر از او، اقدام به اخاذی می نماید.بنابراین بسته به نیت و غرض فرد فریبکار، آسیب های گوناگونی ممکن است برای زنان و دختران ایجاد شود. مجازات فرد فریبکار نیز بر مبنای اینکه موجب پیدایش کدام اتفاق می شود متفاوت است.مجازات اغفال دختران چیست؟زمانی که از اغفال یک دختر صحبت می شود، ناخودآگاه به یاد جرائم جنسی و تجاوز می افتیم. با توجه به تفاوت های موجود بین جرائم زنا و رابطه نامشروع، مجازات هر یک را جداگانه بررسی می نماییم:مجازات اغفال دختران و زنا با او چیست؟زنا زمانی اتفاق می افتد که دختر و پسری به هم محرم نباشند اما جماع کنند.در جرم زنا دخول وجود دارد. اگر دختر راضی به برقراری رابطه باشد، مجازات هر دو، صد ضربه شلاق حدی است.اما اگر دختر اغفال شده و با اجبار تن به رابطه با پسر داده باشد، دختر مجازات نمی شود، اما مجازات پسر اعدام است.مثلا زمانی که پسر با گفتن اینکه مادرش در خانه منتظر آنهاست دختر را به خانه کشانده و به او تجاوز می نماید، برای دختر مجازاتی نیست اما پسر به مجازات زنای به عنف یعنی اعدام محکوم می گردد.همچنین با توجه به عدم رضایت دختر، مرد به پرداخت مهرالمثل محکوم می شود. مهرالمثل، نوعی مهریه است که با توجه به وضعیت خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی، ظاهری و … زن تعیین می شود.مجازات اغفال دختران  و زن و برقراری رابطه نامشروع با او چیست؟منظور از رابطه نامشروع این است که دختر و پسری به هم محرم نباشند و مرتکب روابط نامشروع کمتر از زنا شوند.منظور اعمال منافی عفت مانند بغل کردن، بوسیدن و به طور کلی هر نوع رابطه کمتر از زنا است.مجازات دختر و پسری که مرتکب رابطه نامشروع با یکدیگر می شوند، از 1 تا 99 ضربه شلاق تعزیری است. اگر دختری فریب خورده و در اثر فریب مرتکب رابطه نامشروع شده باشد چه؟ماده 637 قانون مجازات اسلامی، تنها در مورد به عنف و اکراه بودن صحبت کرده است و مجازات را از فرد اکراه شده برداشته است.اما با توجه به اینکه در جرم سنگین تر یعنی زنا، مجازات صد ضربه شلاق از دختری که اغفال شده برداشته می شود و مجازات مرد به اعدام تغییر می یابد، می توان گفت زمانی که زنی اغفال شده و مرتکب رابطه نامشروع می شوند نیز مجازات شلاق از وی برداشته می شود. در واقع منصفانه نیست فردی را که فریب خورده به مجازات محکوم نماییم.مجازات اخاذی از دختران چیست؟گاهی پسر با فریب دختر او را در شرایطی قرار می دهد و از وی اخاذی می نماید.مثلا از دختر تصاویری تهیه نموده و با استفاده از آن تصاویر اقدام به تهدید و اخاذی از دختر می نماید. در این موارد عمل فرد مشمول ماده 669 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات است.مطابق این ماده:«هر گاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضرر های نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشاء سری نسبت به خود یا بستگان او نماید،‌اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از دو‌ ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»اثبات اغفال دختران و اغفال زنان چگونه ممکن است؟در جرم زنا زمانی که صحبت از اغفال دختر می شود، تغییر مهمی در نتیجه و حکم دادگاه ممکن است ایجاد شود.به این نحو که اگر اثبات شود دختر واقعاً فریب خورده است، مجازات پسر از 100 ضربه شلاق به اعدام تغییر می یاید.بنابراین صحبت بر سر جان یک انسان است.لذا نمی توان به راحتی این ادعا را پذیرفت و تا زمانی که اثبات نشود دختر واقعاً اغفال شده و در اثر فریب تن به رابطه داده است تجاوز اثبات نمی شود.البته باید وجه دیگر موضوع را هم دید. در قوانین ما اثبات تجاوز بسیار سخت و حتی غیر ممکن است و در موارد بسیاری فرد متجاوز به سادگی از زیر بار اعدام در می رود.در مورد رابطه نامشروع هم همین است. دختر باید بتواند اثبات کند که اغفال شده.به هر حال زنا به عنف یا تجاوز با دلایل زیر اثبات می شود:چهار بار اقرار متهم.شهادت چهار شاهد مرد یا سه مرد و دو زن.مجازات وعده ازدواج دادن و اغفال دختران چیست؟وعده ی ازدواج دادن به تنهایی جرم نیست و حتی الزام آور هم نیست.اما چنانچه فردی به دیگری وعده ازدواج داده و از این طریق از دختر سوء استفاده مالی نماید، به مجازات های زیر محکوم می گردد:حبس از یک تا هفت سال.پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است.حکم قضایی رابطه نامشروع با دختر باکره چیست؟اگر بین دختر باکره و مرد متاهل رابطه ی نامشروع رخ دهد، هر دو به مجازات گفته شده محکوم خواهند شد. البته اگر مرد به زور به دختر تعرضی کرده باشد، دختر مجازات نمی شود.اما اگر بین دختر باکره و مرد متاهل زنا اتفاق افتد، مجازات دختر 100 ضربه شلاق و مجازات مرد متاهل در شرایط زیر سنگسار است:مرد دارای همسر دائم باشد.همسر او بالغ باشد.قبلا بین مرد با همسرش مقاربت بر قرار شده باشد.مرد امکان رفع نیاز جنسی با همسرش را داشته باشد.البته در حال حاضر به جای مجازات سنگسار اعدام اجرا می شود.در صورتی که بین مرد و همسرش مقاربت صورت نگرفته باشد، مجازات زنای او با دختر دیگر، 100 ضربه شلاق، تراشیدن موی سر و تبعید است.آیا اغفال پسران هم جرم است؟تصور نکنید که تمام این خطرات و مشکلات برای دختران است.هستند پسرانی که فریب خورده و مورد تجاوز قرار گرفته اند.کم نیستند مردانی که توسط زنی اغوا شده و مورد اخاذی و کلاهبرداری قرار گرفته اند.اگر پسری فریب خورده و مورد تجاوز قرار گیرد، مجازات متجاوز اعدام خواهد بود. البته در این مورد هم به عنف بودن عمل باید اثبات شود.مجازات اخاذی و کلاهبرداری نیز همان است که پیش از این بیان کردیم.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:22:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجاره به شرط تملیک</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%AA%D9%85%D9%84%DB%8C%DA%A9-ovjpn3opbxtg</link>
                <description>با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی و اقتصادی انسانها، همواره راه حل ها و روش هایی ابداع شده اند که بتوانند پاسخگوی نیازهای انسانها و عرصه های گوناگون باشند. اجاره به شرط تملیک هم یکی از این موارد است که برای پاسخ نیازهای جدید ایجاد شده ابداع گردیده و از حقوق اروپایی به حقوق ایران راه یافته است.در این مطلب می خواهیم پیرامون عقد اجاره به شرط تملیک برای شما توضیح دهیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.اجاره به شرط تملیک یعنی چه؟ابتدا باید تعریف قانون از عقد اجاره را ببینیم. مطابق قانون مدنی، اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع مورد اجاره می شود.کسی که مال را اجاره می دهد، موجر، اجاره کننده را مستاجر و مال مورد اجاره را عین مستاجره می نامند.در عقد اجاره مستاجر نسبت به منفعت مال مالکیت پیدا می کند.مثلا اجاره ی یک منزل مسکونی را در نظر بگیرید. در چنین اجاره ای درست است که مستاجر صاحب خانه نمی شود، اما منفعت آن خانه یعنی سکونت، متعلق به مستاجر است و او مالک منفعت محسوب می شود.مطابق ماده 57 آیین نامه تسهیلات اعطایی بانکی، اجاره به شرط تملیک نیز عقد اجاره‌ ای است که در آن شرط می ‌شود مستاجر در پایان مدت اجاره در صورت عمل به شرایط مندرج در قرارداد، مالک عین مستاجره شود.یعنی (در مثال بالا) مستاجر علاوه بر اینکه منفعت خانه و سکونت متعلق به او است، صاحبخانه هم بشود. اما این صاحبخانه شدن در صورتی اتفاق می افتد که مستاجر به شرایط قرارداد عمل نماید.در حال حاضر با توجه به قانون عملیات بانکی بدون ربا، قرارداد اجاره به شرط تملیک بیشتر با بانک ها منعقد می شود. به ندرت بین اشخاص حقیقی شاهد انعقاد چنین قراردادهایی هستیم.اجاره به شرط تملیک به انگلیسی:اجاره به شرط تملیک در زبان انگلیسی Lease on condition of ownership یا hire purchase نامیده می شود.انواع قرارداد اجاره به شرط تملیک:برای بررسی انواع قرارداد اجاره به شرط تملیک، ابتدا باید مختصری در خصوص شروط ضمن عقد توضیح دهیم.اساسا شروطی که در یک معامله درج می شوند در صورتی صحیح هستند که در قالب های زیر باشند:شرط صفت:منظور شرطی است که مربوط به کمیت یا کیفیت مورد معامله باشد.شرط نتیجه:منظور آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. این امر نتیجه ی یک عقد یا یک ایقاع است که در ضمن معامله شرط می شود. مثلا طرفین نتیجه ی عقد وکالت را که اعطای نمایندگی است، ضمن عقد بیع شرط می کنند.شرط فعل:آن است که اقدام یا عدم اقدام به کاری بر یکی از طرفین قرارداد یا شخص ثالث شرط شود.بر همین اساس انواع اجاره به شرط تملیک به دو دسته تقسیم می شود:تملیک عین مستاجره به مستاجر، در قالب شرط فعل، مورد توافق قرار گرفته باشد.به این ترتیب برای موجر تعهد به انتقال مالکیت مورد اجاره به مستاجر ایجاد می شود.در واقع در پایان مدت اجاره و در صورت عمل به شرایط مندرج در قرارداد، موجر مالکیت عین مستاجره را به مستاجر انتقال می دهد.بنابراین فقط از زمانی که اجاره دهنده عین مستاجره را منتقل می کند، انتقال مالکیت صورت می گیرد و قبل از آن مالکیتی برای مستاجر وجود ندارد. فقط تعهدی برای اجاره دهنده به نفع مستاجر وجود دارد.تملیک عین مستاجره به مستاجر، در قالب شرط نتیجه مورد توافق قرار گرفته باشد.از این رو در پایان مدت اجاره و با پرداخت اقساط و عمل به سایر شرایط مندرج در عقد، مالکیت عین مستاجره به صورت خود به خود به مستاجر منتقل می شود.و هیچ نیازی به اقدام جدیدی از سوی موجر یا مستاجر نیست. تنها باید تشریفات مربوط به تنظیم سند مالکیت به نام مستاجر انجام شود.عناصر اجاره به شرط تملیک:اجاره به شرط تملیک از عناصر زیر تشکیل شده است:عقد اجارهشرط ضمن عقددر واقع بین طرفین، عقد اجاره وجود دارد که به محض انعقاد مستاجر را مالک منافع ملک (مانند سکونت) می گرداند.از طرفی شرطی در ضمن این عقد اجاره درج شده که به موجب آن در پایان مدت اجاره، مستاجر مالک عین مال نیز می گردد.البته این در صورتی است که مستاجر به شرایط مندرج در قرارداد عمل نموده باشد. این شرط می تواند در قالب شرط فعل یا شرط نتیجه باشد و بستگی به عبارات به کار گرفته شده توسط طرفین دارد.مثلا شرط می شود که مستاجر در صورت پرداخت تمامی اقساط خود ، مالک ملک می شود.اجاره به شرط تملیک خانه توسط بانکبانک منحصراً بنا به درخواست کتبی و تعهد متقاضی مبنی بر انجام اجاره به شرط تملیک و استفاده خود، اموال منقول و غیر منقول را خریداری و به ‌صورت اجاره به ‌شرط تملیک در اختیار متقاضی قرار می‌ دهد.در این عقد، مدت قرارداد با توجه به عمر مفید اموال که قرار است به ‌صورت اجاره به شرط تملیک واگذار شود، متغیر است.به این ترتیب بانک با توجه به ضوابط و مقررات به تقاضای کتبی متقاضی، واحد مسکونی را خریداری می نماید و سپس به صورت اجاره به شرط تملیک در اختیار متقاضی قرار می دهد.به این ترتیب متقاضی، مستاجر بانک می شود و پس از پایان مدت قرارداد در صورت عمل به شرایط مندرج در عقد، مالک آن خانه می شود. در ماده 13 آیین نامه تسهیلات اعطایی بانکی، به بانک‌ ها اجازه داده شده که واحد های مسکونی ارزان قیمت احداث نمایند.بانک ها می توانند این واحد های مسکونی را به صورت اجاره به شرط تملیک واگذار نمایند. نرخ سود این قرارداد ها، در حال حاضر همان نرخ سود عقود مبادله ‌ای است که سالیانه بانک مرکزی به شبکه بانکی ابلاغ می‌کند. میزان مال ‌الاجاره نیز در مورد اموال خریداری و یا واحدهای مسکونی احداث شده موضوع ماده 13 با در نظر گرفتن قیمت تمام شده، مدت اجاره به شرط‌ تملیک و سود مناسب برای بانک تعیین می‌گردد.نمونه قرارداد اجاره به شرط تملیک:برای انعقاد قرارداد اجاره به شرط تملیک هر بانکی شرایطی دارد که می توانید با مراجعه به سایت هر یک از بانک ها، آنها را مطالعه نمایید:بانک ملت: https://www.bankmellat.ir/condition_of_the_lease_option.aspxبانک سپه: https://www.banksepah.ir/305/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%AA%D9%85%D9%84%DB%8C%DA%A9.aspxاجاره به شرط تملیک چه آثار حقوقی دارد؟احکام و آثار این قرارداد عبارتند از:این عقد یک عقد لازم است، بنابراین هیچ یک از طرفین نمی تواند جز در موارد پیش بینی شده در قرارداد یا در موارد وجود خیارات عقد را بر هم بزند.اجاره به شرط تملیک از عقود تملیکی است، یعنی علاوه بر اینکه مانند عقد اجاره منفعت را به مالکیت مستاجر در می آورد، عین مال نیز با پایان مدت اجاره به مالکیت مستاجر در می آید.این قرارداد مجانی و یک طرفه نیست.این عقد از عقود معوض است. یعنی در ازای مالکیت منفعت و در نهایت مالکیت عین مال، مبلغی به موجر پرداخت می شود و دو تعهد در مقابل یکدیگر قرار گرفته است.چون ماهیت این عقد اجاره می باشد، حقوق و تکالیف طرفین همان حقوق و تکالیف دو طرف عقد اجاره خواهد بود که در قانون مدنی و قانون روابط موجر و مستاجر پیش بینی شده است.حقوق و تکالیف موجر در قرارداد اجاره به شرط تملیک :در قرارداد اجاره به شرط تملیک برای موجر حقوق زیر وجود دارد:موجر حق مطالبه اقساط را دارد.اگر مستاجر به شروط توافق شده عمل نکند، مثلاً اقساط را در موعد مقرر نپردازد، مالک میتواند در قرارداد قید کند که حق فسخ داشته باشد و یا اینکه قرارداد خود به خود منفسخ شود.اگر مستاجر ورشکسته شود، مالک حق دارد مال خود را از اموال او بردارد، بدون آنکه لازم باشد مانند سایر طلبکاران وارد دعوا شود.تکالیفی نیز برای مالک وجود دارد که عبارتند از:مالک باید مورد اجاره را در حالی‌ که از عیب و نقصی ندارد به مستاجر تحویل دهد. در صورتی که عیب و نقص داشته باشد لازم است که مستاجر از این موضوع مطلع باشد.ملک مالک سومی نداشته باشد و موجر مالک مطلق باشد.تعمیرات و تمام مخارجی که در ملک برای بهره‌ برداری از آن لازم است به عهده مالک می باشد. البته ممکن است در قرارداد طور دیگری توافق شده باشد.مالک باید اطلاعات لازم برای بهره بردن از ملک را در اختیار مستاجر قرار دهد.مالک نباید اقداماتی انجام دهد که با استفاده از ملک توسط مستاجر منافات داشته باشد.مالک باید هزینه ‌های انتقال، همچون مالیات و عوارض و حق ‌الثبت در دفاتر اسناد رسمی را پرداخت کند.موجر مکلف است پس اینکه مستاجر به شروط قرارداد عمل کرد، مالکیت مال را به او انتقال دهد.حقوق و تکالیف مستاجر در عقد اجاره به شرط تملیکمطابق قانون حقوق مستاجر را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:مستاجر حق دارد ملک را بدون عیب تحویل بگیرد و از منافع آن در مدت اجاره استفاده نماید.مستاجر می ‌تواند مال را در مدتی که تحت تصرف دارد برای تعمیر در اختیار فرد دیگری قرار دهد.مستاجر حق دارد از تصرفات ناقله مالک نسبت به مورد اجاره جلوگیری کند؛ یعنی موجر تا پایان مدت اجاره نتواند ملک را بدون رضایت مستاجر به شخص دیگری واگذار نماید.تکالیف مستاجر نیز عبارتند از:مستاجر باید اقساط اجاره بها را در موعد مقرر بپردازد و به شروط قرارداد عمل کند.ملک در دست مستاجر امانت است و مستاجر نباید در نگهداری مال تقصیر کند. اگر مستاجر در نگهداری مال تعدی و تفریط کند ضامن آن خواهد بود و باید جبران خسارت کند.مستاجر باید از ملک در همان موردی که در عقد مشخص شده استفاده کند اگر این کار را انجام ندهد مالک حق فسخ  قرارداد را دارد.انقضای مدت قرارداد چه تاثیری بر مالکیت مستاجر دارد؟اجاره از جمله عقود مدت دار است. قرارداد اجاره به شرط تملیک نیز برای مدت معینی بین طرفین منعقد می شود.بنابراین با پایان مدت تعیین شده عقد اجاره خود به خود منحل می شود.حال اگر مستاجر به تعهدات قراردادی خود عمل نموده باشد، با انقضای مدت مالکیت مال به او منتقل می شود.اما اگر مدت قرارداد تمام شود و مستاجر به تعهدات خود عمل نکرده باشد و اقساط را در موعد مقرر نپرداخته باشد، مالک مال نمی گردد و اجاره هم منحل می گردد.فسخ قرارداد اجراه به شرط تملیک ممکن است؟همان طور که پیشتر هم به صورت اجمالی اشاره کردیم، اجاره از جمله عقود لازم است.یعنی طرفین نمی توانند هر وقت بخواهند آن را بر هم بزنند. مگر اینکه با توافق یکدیگر عقد را اقاله کنند یا به موجب قانون برای آنها اختیار فسخ معامله وجود داشته باشد.منظور از اختیار فسخ معامله همان خیارات است که در مطلب جداگانه ای به آن پرداخته ایم.اجاره به شرط تملیک املاک منقول ( خودرو ) :مورد معامله در قرارداد اجاره به شرط تملیک می تواند خودرو باشد. به این ترتیب که بین مالک و خریدار قراردادی منعقد می گردد که به موجب آن منفعت خودرو و استفاده از آن به خریدار منتقل می شود و زمانی مالکیت اتومبیل به خریدار منتقل می شود که مدت قرارداد پایان یافته و خریدار به تعهدات خود عمل نموده باشد.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع محجورین و مسائل حقوقی آنها</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-rsmzqohlfq9t</link>
                <description>به موجب قانون، همه ی افراد می توانند دارای حق و تکلیف شوند، یعنی صرف نظر از وضع جسمانی، روانی و عقلی خود می تواند دارای حقوق مالی و معنوی و البته دارای تکالیفی شوند. حال محجورین چه افرادی هستند؟اما صرف داشتن حق یا تکلیف کافی نیست و انسان باید بتواند حق یا تکلیف خود را اجرا کند.اما بعضی از افراد به دلیل شرایط خاص خود امکان اجرای حقوق یا عمل به تکالیف خود را ندارند.در واقع قانون برای حمایت از این افراد، آن ها را از اجرای حق منع کرده است.این دسته از افراد محجورین نامیده می شوند که در این مطلب به انواع محجورین و مسائل حقوقی آنها می پردازیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.اهلیت به چه معنا است؟اهلیت به معنای شایستگی و صلاحیت دارا شدن است. اهلیت در حقوق به دو نوع زیر تقسیم می شود:اهلیت تمتعبه اهلیت دارا شدن، اهلیت تمتع گفته می شود. هر فردی که زنده متولد می شود دارای اهلیت تمتع است و این اهلیت با مرگ او پایان می یابد.اهلیت استیفاءبه اهلیت مورد نیاز برای اجرای حق و به جا آوردن تکلیف، اهلیت استیفاء گفته می شود. اهلیت استیفاء وابسته به وجود سه وصف عقل، بلوغ و رشد در افراد است.محجور یعنی چه؟  به چه کسی محجور گفته می شود؟در وجود اهلیت تمتع برای همه ی افراد، شکی وجود ندارد. اما برخی افراد به واسطه شرایط خاصی که در آن قرار دارند، اهلیت استیفاء ندارند یا اهلیت استیفاء آنها محدود به موارد خاص است.این افراد محجور نامیده می شوند. همان طور که گفتیم افراد برای آن که دارای اهلیت استیفاء باشند باید دارای سه وصف عقل، بلوغ و رشد باشند و هر کس هر یک از این سه وصف را نداشته باشد محجور شناخته می شود.حجر در زبان حقوقی اینطور تعریف می شود:« حجر عبارت است از منع شخص از اینکه بتواند امور خود را به طور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند و شخصا اعمال حقوقی انجام دهد، به حکم قانون»معمولا قانون با این هدف که از شخص محجور حمایت کند و مانع از ورود ضرر و آسیب به حقوق شخص محجور شود، او را محجور اعلام می نماید.چه کسانی محجور هستند؟ماده ی ۱۲۰۷ قانون مدنی، محجورین را نام برده است:صغیر ( شخصی که بالغ نیست).اشخاص غیر رشید.مجانینصغار | صغیر | اطفالصغیر به کسی گفته می شود که نابالغ باشد و به بلوع نرسیده  باشد.سن بلوغ در قانون ایران برای دختر نه سال تمام قمری و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری است. صغیر خود به دو دسته تقسیم می شود:صغیر غیرممیزکه شخص نابالغی است که قوه ی درک و تمیز ندارد و نمی تواند درست را از غلط، سود را از زیان تشخیص دهد.صغیر ممیزشخص نابالغی است که قوه ی درک و تمیز نسبی دارد و می تواند سود را از زیان تشخیص دهد. چنین صغیری اگرچه ماهیت اعمال حقوقی را به درستی نمی داند اما متوجه سود و زیان خود می شود.ملاک و معیاری برای تعیین صغیر ممیز و صغیر غیر ممیز ارائه نشده است و اما اگر در خصوص ممیز یا غیر ممیز بودن کودکی اختلاف ایجاد شود، تشخیص آن با قاضی دادگاه است.سفیه یا غیررشید کیست؟سفیه یکی از انواع محجورین است.منظور از رشد این است که شخص توانایی اداره اموال خود را به نحو عقلایی داشته باشد و بتواند از اموال خود استفاده ی عقلانی نماید.در واقع شخص غیر رشید عقل معاش ندارد و نمی تواند اموال خود را اداره نماید.مثلا شخصی که خانه ی بسیار گران قیمت خود را بدون آن که معامله نماید به شخص غریبه ای می بخشد، یا کسی که اتومبیل خود را با یک دوچرخه ی زهوار در رفته معاوضه می کند، چون تصرف عقلایی در اموال خود ندارد پس نمی تواند امور مالی خود را اداره نماید.مجنون | دیوانه | مجانینافراد مجنون جز محجوزین هستند.مجنون کسی است که فاقد وصف عقل است و قوه ی درک و عقل ندارد. جنون با هر درجه ای موجب حجر شخص است. مجنون نیز به دو دسته تقسیم می شود:مجنون دائمی:یکی از انواع محجورین کسی است که جنون او استمرار دارد و مداوم است. یعنی در هیچ زمانی نمی توان گفت عمل او از روی عقل و درک است.مجنون ادواری:کسی است که گاهی در حال جنون است و اعمال او منشاء عقلانی ندارد و گاهی در حال افاقه(سلامت روان) است؛ یعنی می تواند موضوعات مختلف را درک کند و حتی تصمیم یگیرد.مثلا برخی افراد در فصول خاصی از سال دچار جنون می شوند، جنون این قبیل افراد دوره ای است یعنی در زمان های خاصی جنون در او پدید می آید.حکم رشد چیست؟پیشتر گفتیم که منظور از رشد این است که فرد بتواند به صورت عقلایی در اموال خود دخل و تصرف کند.حال همان گونه که امکان دارد که فردی به سن بلوغ و سن قانونی برسد اما توان اداره ی اموال خود را نداشته باشد، این امکان هم وجود دارد که فردی پیش از رسیدن به سن رشد بتواند به نحو عقلایی در اموال خود دخل و تصرف کند.در این موارد که فردی علی رغم اینکه سن او کمتر از سن قانونی است، مدعی رشید بودن است، باید تقاضای صدور حکم رشد را مطرح نماید.در واقع به موجب «قانون راجع به رشد متعاملین»، افراد کمتر از 18 سال تمام شمسی، غیر رشید فرض می شوند مگر اینکه رشد آنها در دادگاه اثبات شود.بنابراین وضعیت رشد افراد کمتر از 18 سال باید در دادگاه بررسی شود تا آنها بتواند در اموال و حقوق مالی خود دخل و تصرف کنند.برای صدور حکم رشد، باید دادخواستی به طرفیت دادستان دادسرای محل اقامت خود به خواسته ی صدور حکم حجر تقدیم نماید.این دادخواست جهت رسیدگی به دادگاه خانواده همان حوزه ارجاع می شود.قاضی دادگاه جهت بررسی وضعیت رشد خواهان او را به پزشکی قانونی ارجاع می نماید و دادگاه بر مبنای نظر پزشکی قانونی تصمیم گیری می نماید.برای صدور حکم رشد چه سوالاتی پرسیده می شود؟زمانی که درخواست حکم رشد می شود، دادگاه سوالاتی از شخص می پرسد تا مطئن شود که فرد جز محجورین است.برخی دچار اضطراب می شوند و نمی دانند دقیقا چه سوالاتی قرار است از ایشان پرسیده شود. در قسمت برخی از سوالاتی را که ممکن است از شما پرسیده شود ذکر می کنیم:اگر مقدار معینی پول در اختیار شما قرار گیرد با آن چه می کنید و چطور آن را مدیریت می کنید؟چک چیست؟برای خرید یک دستگاه خودرو چه باید کرد؟قیمت حدودی خانه در مناطق مختلف تهران چقدر است؟کارت ملی با کارت ملی هوشمند چه تفاوتی دارد؟آیا امکان لغو حکم رشد وجود دارد؟باید بدانید امکان لغو حکم رشد وجود دارد.بدین ترتیب فردی که مدعی عدم رشد است باید دادخواستی به خواسته ی لغو حکم رشد، تقدیم دادگاه نماید.سپس فردی که برای او حکم رشد صادر شده بوده، مجددا توسط پزشکی قانونی بررسی می گردد و چنانچه عدم رشد و حجر او احراز شود، دادگاه حکم رشد اولیه را لغو نموده و حکم حجر او را صادر می نماید.وضعیت معاملات محجورین چگونه است؟حال اگر شخص محجوری اقدام به معامله نماید، وضعیت معاملات او چگونه خواهد بود؟آیا معاملات محجور صحیح تلقی می شود؟در این مورد باید وضعیت هر یک از محجوران را جداگانه در نظر بگیریم:وضعیت معامله صغیر غیرممیز:همان طور که توضیح دادیم، صغیر غیرممیز، صغیری است که نمی تواند سود و زیان خود را تشخیص دهد. بنابراین هر قراردادی که چنین صغیری منعقد نماید، باطل خواهد بود، چه قرارداد مربوط به امور مالی او باشد و چه قرارداد مربوط به امور غیر مالی او باشد.وضعیت حقوقی معاملات صغیر ممیز:صغیر ممیز با آن که به سن بلوغ نرسیده، اما می تواند سود و زیان را از هم تشخیص دهد و قوه ی تمییز دارد. در مورد قراردادهایی که صغیر ممیز ممکن است با دیگران منعقد کند وضعیت های زیر ایجاد می شود:به طور کلی معاملاتی که صغیر ممیز با دیگران منعقد می کند، غیرنافذ است. این معاملات با تنفیذ ولی یا قیم او صحیح و در صورت رد ولی یا قیم، باطل خواهند شد.معاملات صرفا نافع صغیر ممیز، یعنی معاملاتی که به نفع او هستند و مالی را بدون عوض به مالکیت او در می آورند صحیح هستند و نیازی به تنفیذ ولی یا قیم ندارند. این دسته از معاملات تملکات بلاعوض نامیده شده و صحیح هستند.برخی معاملات به طور کامل به زیان صغیر ممیز هستند. مثلا صغیر مال خود را بدون دریافت عوض به دیگری می بخشد. این بخش از معاملات غیر ممیز باطل و بلااثر هستند.محجورین می توانند ازدواج کنند؟یکی از شرایط ازدواج وجود اهلیت برای طرفین است. حال آیا افراد محجور می توانند ازدواج نمایند؟با توجه به اینکه محجوران را به سه دسته تقسیم نمودیم، وضعیت ازدواج هر یک از آنها را جداگانه بررسی می نماییم:1- شرایط قانونی ازدواج صغیر ( ازدواج اطفال):مسئله ی ازدواج صغیر در ماده ی 1041 قانون مدنی بیان گردیده است. به موجب این ماده:«عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.»بنابراین امکان ازدواج دختر کمتر از 13 سال و پسر کمتر از 15 سال هم وجود دارد، اما این ازدواج منوط به وجود سه شرط منوط است:اذن ولی طفل (ولی به معنای پدر و پدر پدر است) رعایت مصلحت طفل تشخیص رعایت مصلحت توسط دادگاه صالح2- ازدواج افراد غیررشید:ازدواج قانونا یک یک قرارداد غیر مالی است و قاعدتا ازدواج شخص سفیه بدون دخالت ولی یا قیم او باید صحیح باشد.اما با توجه به این موضوع که ازدواج دارای پاره ای آثار مالی نظیر مهریه و نفقه است. بنابراین با توجه به نظر فقهای امامیه و قانون مدنی باید گفت که شخص سفیه نمی تواند به صورت مستقل درباره ی ازدواج اقدام نماید و ازدواج او باید با اذن ولی یا قیم باشد.هر گاه شخص سفیه بدون اذن ولی یا قیم خود ازدواج کند، عمل او غیر نافذ خواهد بود. مصلحت سفیه هم همین را اقتضاء می کند.فرد سفیه برای ازدواج به اجازه ولی یا قیم نیازمند است.3- ازدواج مجنون (ازدواج افراد دیوانه) :در ماده ی 88 قانون امور حسبی، در مورد مجوز ازدواج مجنون دائمی صادر شده است.به این نحو که هر گاه پزشک ازدواج مجنون را لازم بداند، قیم او می تواند با اجازه ی دادستان، جهت ازدواج مجنون اقدام نماید. چنانچه مجنون ولی یا وصی منصوب داشته باشد، نیازی به کسب اجازه از دادستان نیست.در مورد مجنون ادواری باید گفت که ولی یا قیم نمی تواند در مورد ازدواج مجنون ادواری اقدام کند. اما خود مجنون ادواری در حال افاقه می تواند به طور مستقل ازدواج نماید.البته این ازدواج در صورتی صحیح است که افاقه او در زمان عقد مسلم باشد.طلاق محجورین چگونه است؟ماده ی 1136 قانون مدنی بیان نموده:« طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.»بنابراین در مورد طلاق هر دسته از محجورین باید گفت:طلاق صغیر محجور  :با توجه به اینکه وجود بلوغ طلاق دهنده برای صحت طلاق لازم است، طلاقی که صغیر آن را واقع نماید صحیح نیست. همچنین ولی یا قیم غیر هم نمی توانند نسبت به طلاق اقدام نمایند.طلاق غیر رشید :قانونگذار در میان شرایط طلاق دهنده، از رشد سخنی به میان نیاورده است و طلاق هم از امور غیر مالی است. بنابراین شخص سفیه یا همان غیر رشید می تواند نسبت به طلاق اقدام نماید.طلاق مجنون محجور :هر گاه طلاق زوجه ی مجنون دائمی لازم باشد، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه قیم طلاق را انجام می دهد. در رابطه با مجنون ادواری نیز باید گفت که وی می تواند در حال افاقه نسبت به طلاق همسر خود اقدام نماید.سرپرست محجورین کیست؟اگر محجور ولی قانونی داشته باشد، ولی او سرپرستش خواهد بود. این ولی می تواند پدر یا جد پدری او باشد. اگر ولی نداشته باشد، قیم او سرپرستش خواهد بود.شخصی که متقاضی قیمومیت است می تواند دادخواست خود را به دادسرای سرپرستی دهد. دادسرا با بررسی وضعیت فرد تصمیم میگیرد که آیا فرد صلاحیت قیمومیت دارد یا خیر.گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:17:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جعل عنوان چیست؟ چه مجازاتی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroursani/%D8%AC%D8%B9%D9%84-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-igyfz0ri13jk</link>
                <description>جعل عنوان یکی از مصادیق جرم جعل می باشد که معمولا افراد با هدف انجام جرم یا فریب افراد به آن روی می آورند.مثلا فرد با نیت و هدف کلاهبرداری، خود را پزشک، وکیل، وزیر و … معرفی می نماید. در این مطلب به بررسی جرم جعل عنوان می پردازیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.جعل عنوان چیست؟یکی از اقسام جرم جعل، جعل و غصب هویت دیگری است.یعنی کسی خود را جای دیگری جا بزند.مثلا فردی به دروغ خود را مالک اموالی معرفی می نماید و برای فروش آنها به شخصی وکالت می دهد.در حالی که آن اموال واقعا متعلق به او نیست و چنین فردی هویت مالک را غصب کرده است. حتی ممکن است فرد خود را به جای مامورین دولتی، انتظامی و … جا بزند و از این طریق نیت خود را محقق نماید.یکی از مصادیق مهم این جرم زمانی است که شخصی به عنوان طرف معامله در دفتر اسناد رسمی حضور می یابد و به جای او سند می زند. که در این مورد دیوان عالی کشور رویه ای ثابت ایجاد کرده که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.ارکان جرم جعل عنوان:برای تشکیل هر جرمی وجود سه رکن لازم است:رکن قانونی:تا زمانی که قانونگذار رفتاری را جرم تلقی نکرده و برای آن مجازاتی در نظر نگرفته است، نمی توانیم رفتاری را جرم بدانیم.پس ابتدا باید در قانون برای رفتاری مجازات تعیین شود و بعد مرتکب رفتار، مورد تعقیب و محاکمه قرار گیرد.منظور از عنصر قانونی نیز آن بخش از متن قانون است که برای یک رفتار مجازات تعیین کرده است. در بخش قبلی به عناصر قانونی جرم جعل عنوان اشاره نمودیم.رکن مادی:مهم ترین چیزی که در رکن مادی بررسی می شود، رفتار جرم است.یعنی باید ببینیم ارتکاب چه رفتاری مشمول عنوان مجرمانه جعل عنوان می شود.با توجه به قانون، دخالت نمودن در مشاغل دولتی، معرفی نمودن خود به عنوان فرد دارای سمت در مشاغل دولتی، مورد استفاده قرار دادن لباس ها و نشان های ماموران نظامی یا انتظامی رفتار جرم جعل عنوان محسوب می گردد.جرم جعل عنوان با ترک فعل تحقق نمی یابد. یعنی اگر کسی دیگری را به جای مامور دولت اشتباه بگیرد و فرد سکوت کند، عمل او جعل عنوان محسوب نمی شود.رکن معنوی:مرتکب باید در انجام رفتار مجرمانه علم و عمد داشته باشد.قانون جعل عنوان در قانون مجازات اسلامی:در قانون مجازات اسلامی، عنصر قانونی جرم جعل عنوان در سه ماده به شرح زیر بیان شده است:ماده 555 قانون مجازات اسلامی «هر کس بدون سمت رسمی یا اذن از طرف دولت خود را در مشاغل دولتی اعم از کشوری یا لشگری و انتظامی که از نظر قانون مربوط به او نبوده است دخالت دهد یا معرفی نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد و چنانچه برای دخالت یا معرفی خود در مشاغل مزبور، سندی جعل کرده باشد مجازات جعل را نیز خواهد داشت.»ماده 556 قانون مجازات «هر کس بدون مجوز و بصورت علنی لباسهای رسمی مأموران نظامی یا انتظامی جمهوری اسلامی ایران یا نشانها، مدالها یا سایر ‌امتیازات دولتی را بدون تغییر یا با تغییر جزئی که موجب اشتباه شود مورد استفاده قرار دهد در صورتی که عمل او به موجب قانون دیگری مستلزم مجازات شدیدتری نباشد به حبس از سه ماه تا یک سال و یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال محکوم خواهد شد. ‌و در صورتی که از این عمل خود سوء استفاده کرده باشد به هر دو مجازات محکوم خواهد شد.تبصره – استفاده از البسه و اشیاء مذکور در این ماده در اجرای هنرهای نمایشی مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.»ماده 557 قانون مجازات  «هر کس علنی و بصورت غیر مجاز لباسهای رسمی یا متحدالشکل مأموران کشورهای بیگانه یا نشان‌ها یا مدالها یا سایر امتیازات ‌دولتهای خارجی در ایران را مورد استفاده قرار دهد به شرط معامله متقابل و یا در صورتی که موجب اختلال در نظم عمومی گردد مشمول مقررات ماده فوق است.»اثبات جعل عنوان:برای اثبات جرم جعل عنوان باید به ادله ای که در قانون مجازات اسلامی نام برده شده، متوسل شویم. ادله ی اثبات جرم در امور کیفری عبارتند از:اقرار متهم اولین و مهم ترین دلیل است.شهادت شهود نیز می تواند به عنوان یکی از دلایل مهم باشد.سوگندعلم قاضیگاهی اوقات مدارکی نظیر فیلم دوربین های مدار بسته، اسکرین شات و … وجود دارد که اگر چه در میان ادله ی اثبات جرم از آنها نام برده نشده اما می تواند منجر به علم قاضی شود.در واقع مدارک این چنینی امارات و اوضاع و احوالی هستند که ذهن قاضی را به سوی وقوع یا عدم وقوع جرم هدایت می کنند.جعل عنوان افراد عادی:پیش از این، از برخی مصادیق جعل عنوان صحبت کردیم که در آنها فردی خود را به جای فردی عادی معرفی می نماید.مثلا خود را مالک مالی معرفی می کند. در این موارد مجازات فرد با توجه به قانون مجازات اسلامی، قانون راجع به انتقال مال غیر و آراء دیوان عالی کشور تعیین می شود.یکی از مصادیق جرم جعل این است که کسی خود را در تنظیم سند و امضای آن متقلبانه به جای دیگری شخص دیگری معرفی نماید.مثلا فرد در دفتر اسناد رسمی حاضر شده و خود را به جای فروشنده ملک معرفی و سند را به جای وی امضاء نماید و وجه معامله را دریافت نماید.در این شرایط مرتکب با توجه به ماده 8 قانون راجع به انتقال مال غیر، جاعل محسوب می شود. مجازات چنین فردی به شرح زیر است:اگر سند رسمی باشد، حبس از شش ماه تا سه سال یا سه تا هجده میلیون ریال جزای نقدی.اگر سند عادی باشد، حبس از شش ماه تا دو سال یا سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی.در هر دو مورد جبران خسارت وارده نیز بر عهده مرتکب است.جعل عنوان دولتی:به موضوع جعل عناوین دولتی در ماده ی 555 قانون مجازات اسلامی پرداخته شده است. به موجب این ماده:«هر کس بدون سمت رسمی یا اذن از طرف دولت خود را در مشاغل دولتی اعم از کشوری یا لشگری و انتظامی که از نظر قانون مربوط به او نبوده است دخالت دهد یا معرفی نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد و چنانچه برای دخالت یا معرفی خود در مشاغل مزبور، سندی جعل کرده باشد مجازات جعل را نیز خواهد داشت.»در رابطه با استفاده از امتیازات دولتی باید به ماده ی 556 مراجعه نماییم که پیشتر بدان اشاره نمودیم.جعل عنوان و کلاهبرداری:ممکن است شخص از طریق جعل عنوان اقدام به کلاهبرداری نماید.مثلا خود را دارای سمت در یکی از نهاد های مهم کشور معرفی نماید و از این طریق افراد را فریب داده و مبالغی را کلاهبرداری نماید.مواردی که فرد از طریق جعل عنوان مرتکب کلاهبرداری می شود، از مصادیق تعدد معنوی جرم است. به این ترتیب با توجه به ماده 131 قانون مجازات اسلامی مرتکب به مجازات اشد محکوم می گردد.مطالعه بیشتر در موضوع کلاهبرداریجعل عنوان وکیل:افراد برای آن که بتوانند در محاکم دادگستری وکالت نمایند، باید دارای مجوز خاص و پروانه ی وکالت دادگستری باشند.این پروانه از کانون وکلای دادگستری صادر می گردد.البته در حال حاضر قوه قضائیه نیز با تاسیس مرکز امور مشاوران اقدام به اعطای پروانه وکالت نموده است.حال اگر فردی پروانه ی وکالت نداشته باشد اما خود را وکیل معرفی نماید و تظاهر به وکالت کند، با توجه به ماده ی 55 قانون وکالت مجازات می گردد.مطابق این ماده:«وکلای معلق و اشخاص ممنوع ‌الوکاله و بطور کلی هر شخصی که دارای پروانه وکالت نباشد از هر گونه تظاهر و مداخله در عمل وکالت ‌ممنوع است اعم از اینکه عناوین تدلیس از قبیل مشاور حقوقی و غیره اختیار کند یا اینکه به وسیله شرکت و سایر عقود یا عضویت در مؤسسات خود ‌را اصیل در دعوی قلمداد نماید. متخلف از یک الی شش ماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد.»جعل عنوان پزشک:در برخی موارد فرد خود را به دروغ پزشک معرفی می کند .از این طریق افراد را فریب می دهد. هدف فرد در این موارد معمولا کلاهبرداری، فریب دیگران برای ازدواج و … است. کسی که خود را به دروغ پزشک جلوه می دهد نیز مرتکب جرم شده است و این رفتار در ماده واحده «قانون مجازات استفاده غیر مجاز از عناوین علمی»، جرم انگاری شده است.به موجب این ماده واحده:«استفاده از عناوین علمی دکتر، مهندس و مانند اینها که شرایط اخذ آن مطابق قوانین و مقررات مربوط تعیین می گردد توسط هر فرد برای خود مستلزم داشتن مدرک معتبر از مراکز علمی و دانشگاهی داخلی و یا خارجی مورد تأیید رسمی وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد. مرتکبین استفاده غیرمجاز از عناوین علمی مذکور به مجازات ماده (۵۵۶) فصل هشتم کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد.تبصره- استفاده غیرمجاز از عناوین فوق شامل استفاده در مکاتبات اداری یا در تبلیغ عمومی از طریق وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، تارنما (سایت) یا نطق در مجامع و یا انتشار اوراق چاپی یا خطی خواهد بود.»بنابراین مرتکب به حبس از 3 ماه تا 1 سال و یا جزای نقدی از صد و پنجاه هزار تومان تا ششصد هزار تومان محکوم خواهد شد.جعل عنوان با جعل کارت شناسایی جعلی:معمولا فرد برای آن که باور پذیر به نظر بیاید، و طرف مقابل او به جعلی بودن عنوان وی شک نکند، اقدام به جعل کارت شناسایی یا استفاده از کارت های جعلی می نماید.مثلا فردی که خود را به جای مامورین انتظامی جا می زند، علاوه بر استفاده از لباس آنها، کارت ضابطیت را نیز جعل می نماید یا از کارت جعلی استفاده می نماید.در این موارد فرد هم به مجازات جرم جعل عنوان و هم به مجازات جرم جعل محکوم می شود.چنانچه خود او کارت ضابطیت را جعل نکرده باشد اما به علم به جعلی بودن از کارت ضابطیت جعلی استفاده کرده باشد، به مجازات استفاده از سند مجعول محکوم می گردد.جعل عنوان با پوشیدن لباس نظامی:ماده ی 556 قانون مجازات اسلامی، به موضوع جعل عنوان با استفاده از لباس های ماموران نظامی یا انتظامی پرداخته است. به موجب این ماده:«هر کس بدون مجوز و بصورت علنی لباسهای رسمی مأموران نظامی یا انتظامی جمهوری اسلامی ایران یا نشانها، مدالها یا سایر ‌امتیازات دولتی را بدون تغییر یا با تغییر جزئی که موجب اشتباه شود مورد استفاده قرار دهد در صورتی که عمل او به موجب قانون دیگری مستلزم مجازات شدیدتری نباشد به حبس از سه ماه تا یک سال و یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال محکوم خواهد شد. ‌و در صورتی که از این عمل خود سوء استفاده کرده باشد به هر دو مجازات محکوم خواهد شد. تبصره – استفاده از البسه و اشیاء مذکور در این ماده در اجرای هنرهای نمایشی مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.»استفاده غیرمجاز از لباس و موقعیت شغلی توسط نظامیان:ممکن است فرد واقعا نظامی باشد، اما برای مقاصد غیر قانونی از لباس و موقعیت خود سوء استفاده نماید.در این صورت وی مطابق ماده 126 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح، مجازات می گردد. در این ماده آمده است:«هر نظامی که علناً نشانها و مدالها و علائم و درجات و البسه رسمی ‌نظامی داخلی یا خارجی را بدون تغییر یا با تغییر جزئی که موجب اشتباه شود بدون مجوز‌ یا بدون حق، استفاده نماید یا از لباس، موقعیت، شغل و کارت شناسائی خود برای مقاصد ‌غیرقانونی استفاده کند به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم می‌شود مگر اینکه به ‌موجب این قانون و یا قوانین دیگر مستلزم مجازات شدیدتری باشد که در این صورت به ‌آن مجازات محکوم می‌گردد. تبصره – استفاده از البسه و اشیاء مذکور در این ماده در اجرای هنرهای نمایشی ‌مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.»گروه وکلای آسا متشکل از مجموعه ای از وکلای پایه یک دادگستری ، مشاوران حقوقی ، کار آموزان وکالت و متخصصین امور ثبتی و گمرکی است . هدف موسسه ارایه خدمات حقوقی مطمئن و مقرون به صرفه به صاحبان مشاغل ، شرکت های تجاری و استارتاپ های نو ظهور و همچنین آسان نمودن روند پیگیری دعاوی ملکی ،خانوادگی و کیفری است .</description>
                <category>soroursani</category>
                <author>soroursani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 11:12:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>