<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soroush zolmajdi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soroush.zolmajdi2</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 11:57:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/162797/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soroush zolmajdi</title>
            <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنر سادگی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-kee7cm97favu</link>
                <description>ساده سازی چیست؟اگر فهمیدن آن سخت است، انجام دادن آن هم سخت است. این جمله نتیجه ی یک آزمایش بسیار کاربردی است که در سال 2008 توسط سانگ و شوارز در دانشگاه میشیگان انجام شد.شیوه ی تحقیق بسیار ساده بود .در مرحله ی اول به دو گروه از دانشجویان دستورالعملی برای رعایت رژیم لاغری داده شد.نیمی از دانشجویان دستورالعمل را با فونت استاندارد آریل که به راحتی خوانده می شد دریافت کردند و گروه دوم دستورالعمل را در حالی دریافت کردند که با فونت منحنی شکل و در هم ریخته نوشته شده بود.در ادامه در مدت زمان مشخصی از این دو گروه دانشجویان خواسته شد تا بیان کنند که تاچه میزان از این دستورات پیروی کرده اند.نتایج نشان می داد که فونت در هم ریخته درک تمرین را برای دانشجویان سخت تر کرده و احتمال انجام دستورالعمل را هم به شکل مشخصی پایین آورده است.در مرحله ی دوم همین آزمایش با دو گروه دیگر از دانشجویا انجام شد.اما این بار به جای دستورالعمل رژیم ، دستور پخت سوشی در اختیار آن ها قرار گرفت.در این مرحله هم نتایج مشابه آزمایش اول بود و درصد کسانی که از این دستور پخت استفاده کرده بودند در کسانی که دستور پخت را با فونت ساده و قابل درک دریافته کرده بودند به شکلی محصوص بیشتر بود.شاید خنده دار به نظر برسد، اما اگر درک یک موضوع برای ما سخت باشد، این مساله در قابلیت اجرای ما نیز تاثیر خواهد داشت و احتمال انجام آن کار را تا حدود بسیار زیادی کاهش خواهد داد.آیا ساده سازی مهم است؟هر چه تخصص ها بیشتر و بیشتر می شوند به نظر می رسد که دنیای اطراف ما هم روز به روز در حال پیچیده تر شدن است.تعداد چیزهایی که درک درستی از شیوه ی انجام آن ها نداریم به مراتب بیشتر از یک دهه ی پیش است و این تصور هر روز در ما قوت می گیرد که در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم.اما چگونه این کارهای پیچیده توسط افرادی متخصص به شکلی صورت می گیرد که به نظر کاری ساده است؟برای پاسخ دادن به این سوال اول باید بپرسیم که آیا واقعاَ لازم است در خصوص تمام موضوعات اطلاعات کاملی داشته باشیم و اجرای آن ها برای شما ساده به نظر برسد؟احتمالاً پاسخ شما هم مانند من &quot;نه&quot; خواهد بود.پس بهتر است بپذیریم که شکل ظاهری بسیاری از مسائل را بپذیریم و درگیر پیچیدگی های آن ها نشویم.اما این شامل تمام اتفاقات دنیای اطراف ما و مسائلی که باید در خصوص آن ها تصمیم گیری کنیم و یا آن ها را اجرا کنیم نمی شود.اما در خصوص سوال اول که این کارهای پیچیده چگونه به شکلی انجام می گیرند که ساده به نظر می رسند،باید نگاه دقیقی به تخصص داشته باشیم.افراد متخصص و با تجربه در طی زمان آموخته اند که برای موفق شدن در اجرای کارهایی که به آن ها واگذار می شود ، بهتر است شکلی روتین و کاربردی برای هر کار در نظر بگیرند و تصمیم گیری و اجرای کارهایشان را بر اساس آن انجام دهند.برای مثال یک جراح قلب دقیقاً می داند در هر مرحله ای از فرآیند های پیش از عمل،در حین عمل و بعد از اتمام عمل جراحی باید چه کارهایی را انجام دهد و به همین دلیل هم می تواند بخش هایی از این کارها را به شکل درستی به دیگران واگذار کند.حتی در مواردی که کارهای خارج از برنامه و اضطراری پیش بیاید هم با برگشت به همین اصول می تواند بهترین تصمیم را در همان لحظه اتخاذ کند.حال تصور کنید که همین جراح متخصص داروهایی برای بعد از عمل برای بیمار تجویز کند و به شکلی بسیار ساده از بیمار درخواست کند تا در ساعات مشخصی این داروها را استفاده کند.مثلاً قرص A را هر هشت ساعت یک مرتبه و قرص B را پیش از هر وعده ی غذا مصرف کند. قاعدتاً استفاده از این داروها و گرفتن نتایج آن برای بیمار بسیار ساده تر خواهد بود.حال تصور کنید پزشک از بیمار درخواست کند هر زمان فشار خون از میزان مشخصی بالاتر رفت قرص A  و هر زمان فعالیت بدنی بیش از 20 درصد افزایش پیدا کند ، پس از گذشت 30 دقیقه از فعالیت قرص B را مصرف کند(قاعدتاً می دانیم که این مثال کاملاً فرضی و حتماً اشتباه است!)قطعاً محاسبات مصرف این داروها و طریقه ی استفاده از آن ها کاری بسیار زمان بر خواهد بود و حتی اگر فرض کنیم شخصی که این داروها را دریافت کرده کاملاً این موارد را مراعات کند، زمان بسیار زیادی از وی گرفته خواهد شد.چرا سعی در پیچیده سازی داریم؟به نظر می رسد که گاهی اوقات عمداً تصمیم به پیچیده کردن کارها می گیریم. به تجربه متوجه شده ام که بیشتر این پیچیدگی ها نادانسته انجام شده اند و تصور می کنیم که راهی به غیر از این وجود ندارد.اما در مواردی هم عمداً کارها را پیچیده تر از چیزی که هستند می کنیم، در ادامه چند علت که ممکن است دلایل این کار باشند را می بینیم.1- احساس قدرتدانستن چیزی که دیگران از آن اطلاعی ندارند، نوعی قدرت به ما می دهد که می تواند لذت بخش باشد!پس اگر امکان آن وجود داشته باشد ، شاید بتوانیم کارهایی را که در حال انجام آن هستیم را پیچیده تر کنیم و ارزش کاری که انجام می دهیم را بیشتر کنیم!چه بهتر که این مساله باعث شود درک کار ما توسط دیگران سخت تر هم بشود و این احساس قدرت در ما را تقویت کند.این مساله را به کرات در شرکت های زیادی دیده ام که مدیران سعی می کنند از ادبیات پیچیده و یا طرح های پیچیده استفاده کنند تا این مساله را به دیگران بفهمانند که دانش بیشتر(در نتیجه قدرت بیشتر) در دستان آن هاست.2- موقعیت اجتماعییکی دیگر از مواردی که می تواند انگیزه پیچیده سازی کارها را به ما بدهد این است که موقعیت اجتماعی خودمان را حفظ و یا تقویت کنیم.شاید تصور می کنیم که اگر یک مدیر فروش حرف های یک فروشنده ی معمولی را تکرار کند و یا حداقل از همان شیوه ها و ادبیات استفاده کند، پول زیادی بابت این مدیر فروش پرداخت می کنیم و یا در استخدام اشتباه کرده ایم.پس شاید به این نتیجه برسیم که از ادبیات ثقیل تری استفاده کنیم و به دیگران بفهمانیم که در چه موقعیتی قرار داریم!بعضی از سخنرانان هم از این مساله استفاده می کنند و یا از کلمات انگلیسی به کرات در صحبت هایشان استفاده می کنند و با این کار درک موضوع را برای مخاطبانشان سخت می کنند.ساده سازی و سوتفاهمیکی از نکاتی که باید به خاطر داشته باشیم این است که درباره ی کم کردن از پیچیدگی هایی صحبت می کنیم که غیر ضروری هستند و به هیچ وجه درباره ی ساده سازی بصورت غیر اصولی و یا غیر حرفه ای حرف نمی زنیم.اگر یک استاد دانشگاه در رشته های مهندسی از کلمات تخصصی استفاده می کند و یا چارچوبی دقیق و بسیار پیچیده برای حل مسائل را ارائه می دهد به این دلیل است که چنین کاری بایستی انجام شود.اما از پیچیده کردن بیش از حد خودداری می کنند.گاهی هم ساده سازی بیش از حد باعث سوتفاهم می گردد و نتایج خوبی به بار نمی آورد. خود من همیشه سعی می کنم تا مسائل را به ساده ترین شکل ممکن بیان و اجرا کنم و به هیچ عنوان کارها را بی دلیل پیچیده نکنم، اما برای خودم پیش آمده که مدیرانی این مساله را دال بر ساده بودن کار در نظر گرفته اند.احتمالاً با خودشان فکر می کنند که این که کاری نداشت! پس خودمان هم می توانیم این کار را انجام دهیم!همین باعث میگردد تا دست در کاری ببرند که به نظر ساده می رسیده و اشتباهات مهلکی برای خودشان و مجموعه شان رقم بزنند.یکی از با تجربه ترین اشخاصی که در حوزه ی فنی و مهندسی افتخار همکاری با وی را داشته ام همیشه در زمان شروع کار به سختی پروژه اذعان می کرد و پس از مطالعه و امکان سنجی بیان می کرد که هرچند این کار بسیار سخت است ، آن را برای شما به شکلی انجام می دهیم که کمترین اذیت و آزار را برای شما داشته باشد.چه باید کرد؟در زمینه ی کارهای پیچیده همیشه تصور کرده ام که بهتر است به ساده ترین شکل ممکن انجام گیرند، اما به شکلی که به اصول حرفه ای ضربه ای وارد نکند و ساده سازی به قیمت احمقانه کردن کار تمام نشود.هنر سادگی - سروش ذوالمجدی (zolmajdi.ir)</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Fri, 29 Apr 2022 19:35:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-gh3853mcf1yg</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/tjtfg0lgckfl-g1Pzc.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۶,۷۰۷ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۵ مرتبه پسندیدند و  ۰ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۳ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۲۴۵ بار خوانده شدند و ۶,۳۹۹ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۰۸۷۷۳۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱,۲۵۵ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۰۸۷۷۳۰ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jul 2021 23:50:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب ای کاش وقتی 20 ساله بودم میدانستم</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-20-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-sbruocsjibat</link>
                <description>لینک معرفی کتاب در سایت حرکت نواین کتابی است بزرگ. شاید مثل سایر کتاب ها آن را سریع بخوانید . اما به طور قطع بارها به آن مراجعه خواهید کرد تا با توسل به افکار و آرمان های هوشمندانه اش با دست پر به جنگ مشکلات و موانعی که بر سر راهتان قد علم کرده بروید و آن ها را از میان بردارید.جان تامسوناستاد دانشکده ی مهندسی استنفورددر زمان نگارش کتاب نویسنده حدود ده سال است که به عنوان مدیر اجرایی طرح سرمایه گذاری تکنولوژی محور در دانشکده ی مهندسی استنفورد کار می کند. آن ها به محققان و مهندسان آموزش میدهند تا نوآوری را در جز جز کار و زندگیشان دخالت دهند . سپس با تامین منابع و امکانات مورد نیاز آن ها را برای کار آفرینی آماده می کند. آن ها اعتقاد دارند که آموزش رسمی در دانشگاه هایی که هر روز بر تعدادشان افزوده می شود کافی نیست. پیشرفت و اعتلای افراد سازمان زمانی فراهم می شود در محیط کار و سایر جنبه های زندگی از چشم اندازی متفاوت به امور بنگرند و به کارهای متفاوت و نوظهور دست برنند.صرفنظر از اینکه افراد چه نقشی دارند و در چه زمینه ای فعالیت می کنند ، بهره مندی از نگرش نوآوری کلید حل و فصل مسائل است؛ خواه مسائل ساده و پیش پا افتاده ای که هر روز با آن ها دست به گریبان هستیم، و خواه بحران های جهانی  که رهایی از آن مستلزم توجه و تلاش همه ی مردم جهان است. به بیانی دیگر کارآفرینی شامل طیف وسیعی از مهارت های زندگی است؛ از مدیریت و سازماندهی گرفته تا مذاکره ، نوآوری و تصمیم گیری.درباره تینا سیلیگتینا سیلیگ، متولد سال 1958، استاد دانشگاه و نویسنده ای آمریکایی است. سیلیگ استاد دپارتمان علوم مدیریت و مهندسی در دانشگاه استنفورد است. او همچنین کلاس هایی در رابطه با خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در دانشگاه استنفورد برگزار می کند.از وی تا به حال 17 کتاب منتشر شده ، مشاور شرکت های بسیار زیادی بوده و سخنرانی ها ی عمومی بسیار زیادی داشته است.وی یکی از افرادی است که قویا به ما توصیه می کند که قرار نیست زمینه تحصیلی و کاری ما لزوما یکی باشد. خود او عصب شناسی خوانده اما امروز ما وی را به عنوان یک استاد جسور در حوزه کار آفرینی و ریسک و سرمایه گذاری می شناسیم.مثال های که در این کتاب با آن ها روبرو می شویم، مثال های بسیار زنده ای هستند که به ما این امکان را می دهند تا خود را در جایگاهی که بیان می شود ببینیم و قدرت تصمیم گیری در خودمان را بسنجیم.در تمام فصل های این کتاب ماجراهایی از افراد و موقعیت های مختلف برای ما نقل می شود ، از تجربیات دانشجویان تازه فارغ التحصیل شده گرفته تا تجربیات افراد شاخص و نامدار در زمینه های مختلف.این کتاب برای چه کسانی نوشته شده است؟هدف این کتاب این است تا عینکی در اختیارتان قرار دهد تا از پشت آن به مسائلی که هر روز دامنگیرتان می شود بنگرید؛ آن باورهای ژرف کانونی و مرکزی را که علت اصلی مشکلات شماست و نمی گذارد از زوایای مختلف به هر چیز بنگرید کشف کنید؛ استدلال های معمولی و متداولتان را زیر سوال ببرید و اصول و قواعد حاکم بر زندگیتان را از نو ارزیابی کنید.گرچه این مسیر همیشه نتیجه مشخصی ندارد. با وجود این مطالعه ی ماجراهای افرادی که به قلمروهای ناشناخته ی مشابهی گام نهادند ، تنش مان را به هیجان و چالش های پیش رویمان را به فرصت تبدیل خواهد کرد.مسیر موفقیت پر از فراز و نشیب است . چه بسا لازم باشد روزها و شب های غم انگیزی را پشت سر گذارید و مرارت ها و مشقات فراوانی را متحمل شوید.کارول بارتر ، مدیر عامل سابق آتودسک و مدیر عامل کنونی یاهو برای توصیف حرفه ی موفق از مثال جالبی استفاده می کندو به اعتقاد وی پیشرفت شغلی مثل بالا رفتن از نردبان (دوبعدی) نیست ،بیشتر به بالا رفتن از هرم(سه بعدی) شباهت دارد. سطوح جانبی هرم به شما امکان می دهد پایه ی تجربیات خویش را پی ریزی کنید. شاید به نظر نیاید که به سرعت به سوی قله ی توفیق گام برمی دارید و ندانید که شالوده ی مهارت ها و تجربیات خویش را، که بعدها به میزان ارزشمندی آن پی خواهید برد بنیان می نهید.یکی از داستان های مورد علاقه نویسنده درباره ماهیت غیر قابل پیش بینی مشاغل ، درباره استیو جابز است. ماجراهای موفقیت آمیز او به عنوان پایه گذار شرکت اپل و پیکسار به واقع شگفت انگیز است. زیرا او هر شکستی را به پله ای برای سعود مبدل کرد. استیو این ماجراها را هنگامی که برای سخنرانی جشن فارغ التحصیلی سال 2005 به استنفورد دعوت شد به این شکل بیان می کند:یک سال پیش از آن که از شرکت اپل اخراج شوم بهترین محصول ما تحت عنوان مکینتاش به بازار عرضه شد. لابد می پرسید: چگونه ممکن است از شرکتی که خودت آن را تاسیس کرده ای اخراج شوی؟ راستش را بخواهید ما پس از آن که دریافتیم اپل به سرعت در حال پیشرفت است هیات مدیره ی شرکت فردی را که به زعم آن ها بسیار کارآمد بود. برای کمک به من در هیات مدیره شرکت استخدام کرد. یکی، دو سال نخست کارها بر وفق مراد پیش می رفت. اما به تدریج ما درباره آینده شکت اختلا نظر پیدا کردیم و سرانجام کارمان به بحث و جدل کشید. هیات مدیره  کاستی های شرکت را به سیاست های مدیریتی من نسبت داد و از او حمایت کرد . و به این ترتیب من در سی سالگی دستاوردهایی را که تا به آن روز فکر ، نیرو ، و وقتم را خالصانه وقفش کرده بودم از دست دادم.پس از مرور تجربیات گذشته ام با این پرسش روبرو شدم که در چند سال اخیر گوی سبقت را از تمام کارآفرینان ربودم . پس چرا ناگهان تاج شاهی از سرم فرو افتاد و از اوج عزت به حضیض ذلت تنزل پیدا کردم؟ برای چند روز خواسته ها و امیالم را واپس زدم و در لاک خود فرو رفتم و از نظر روحی و جسمی بی بار و راکد و خمود شدم. تا بدانجا که تصمیم گرفتم دره سیلیکون ولی را برای همیشه ترک کنم. اما سروشی باطنی اندیشه خلاقانه ای را در ذهنم زمزمه کرد و به من یادآور شد که هنوز عاشق کارم هستم . رویدادهایی که در اپل افتاد ، ذره ای در فعالیت شرکت اثر نگذاشته بود. درست است که آنان دست رد به سینه ام زده بودند. اما من هنوز در آتش شوق دستیابی به اهدافم می سوختم و می خواستم به هر حال به آن ها دست پیدا کنم. به همین دلیل تصمیم گرفتم پلی بر روی این شکاف بزنم و با نیرویی تازه اهداف از پیش تعیین شده ام را دنبال کنم. و از آن لحظه تا کنون موفقیت ها ی سحرآمیز و باورنکردنی یکی پس از دیگری ظاهر شد و شگفتی ها لحظه ای باز نایستاد. معلوم شد که اخراجم از اپل بهترین رویدادی بود که می توانست در آن زمان بیفتد. به این ترتیب کوله بار سنگین یاس و ناکامی  را زمین گذاشتم، زندگیم رنگ و بویی تازه گرفت ، اشتها و بنیه ی جسمانی ام افزایش یافت و راندمان کارم به طور حیرت انگیزی بالا رفت و از همه مهم تر ، به خلاقانه ترین دوره ی زندگیم گام نهادم.در خلال  پنج سال بعدی شرکت های نکست و پیکسار را تاسیس کردم و با بانویی دلسوز و مهربان پیوند زناشویی بستم. پیکسار نخستین فیلم انیمیشن تمام کامپیوتری دنیا را با نام داستان اسباب بازی تولید کرد و در حال حاضر موفق ترین استودیوی تولید انیمیشن جهان است. سپس رویدادی غیر منتظره و استثنایی اتفاق افتاد: اپل نکست را خرید و من دوباره به اپل برگشتم. تکنولوژی را که ما در نکست بسط و توسعه دادیم . در حال حاضر پایه و شالوده ی اپل تلفنی می شود، و من و لورن از خانواده ای بی نظیر بهره مند هستیم.اکنون تردید ندارم که اگر از اپل اخراج نمی شدم هیچ یک از این رویدادها اتفاق نمی افتاد . گرچه این داروی شفابخش بسیار تلخ و گزنده بود. اما بیمار به شدت به آن نیاز داشت. بعضی اوقات زندگی سنگی را بر فرق سرتان می کوبد تا به خود بیایید و از خواب غفلت بیدار شوید.صحبت پایانیکتابی که من در دست دارم ترجمه محمد رضا آل یاسین است که توسط انتشارات هامون منتشر شده.امیدوارم این کتاب را مطالعه کنید و از راهکارهایی که در اختیارتان قرار می دهد ، نهایت استفاده را ببرید.</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2020 15:33:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجزای برند صنعتی</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D8%A7%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-sxujruw1cmq4</link>
                <description>اجزای برند صنعتیهمانطور که در نوشتارهای قبلی در خصوص نام های تجاری در فضای صنعتی صحبت کردیم و قسمت های متفاوت آن را بررسی کردیم الان می توانیم با خیالی آسوده به شناخت بخش های متفاوت برند ها خصوصا با تمرکز در فضای صنعتی بپردازیم.اجزایی که در ادامه مورد بررسی قرار می دهیم ازای ملموس تر برند هستند که گاهی اوقات فیزیکی هم می توانند باشند و به شناسایی و متمایز کردن برند از سایر برند های هم رسته کمک می کند. انتخاب و هماهنگی آن ها زمانی مهم و حیاتی است که به ارزش ویژه نام تجاری می رسیم. به هنگام ایجاد و ساخت یک نام تجاری (برند) قوی، اجزای زیر اهمیت بسیار زیادی پیدا می کنند:*نام*نشان تجاری*شعار تبلیغاتی*داستان نام و نشان تجاریاجزایی رسمی نام و نشان تجاری همچون نام ، نشان تجاری و شعار تبلیغاتی ، با یکدیگر هویت بصری یک نام تجاری ،شخصیت یا هویت نام و نشان تجاری را تشکیل می دهند. آن ها باید منعکس کننده ماهیت یا جوهره ی نام و نشان تجاری ، شخصیت یا هویت نام و نشان تجاری ، و فرهنگ شرکتی کسب و کار باشند . هویت بصری باید با دیدگاه و چشم انداز بلند مدت طراحی شود. به منظور اطمینان از انسجام از و ثبات عملکرد نام و نشان تجاری ، بسیار مفید است که آن رهنمودها و دستورالعمل های نام گذاری را شرح دهیم و تعیین کنیم که استفاده از هر قسمت و جزء نام و نشان تجاری را دقیقا مشخص می کند. چنین رهنمودی ، نظان نامه ی هویت بصری نامیده می شود . این نظام نامه ی هویت بصری برای اجزای نام و نشان تجاری ، باید پیرو یک مجموعه از معیارهای انتخاب شده باشد تا ریسک تضعیف نام و نشان تجاری ، کاهش یابد.برای اطلاع از شیوه ی نامگذاری صحیح به مقاله ای با این عنوان در سایت مراجعه کنید.تصویر ذهنیبه عنوان شروع این مبحث باید یاد آورد شد که تصویر ذهنی مصرف کننده از نام تجاری صرفا یک احساس است و لزوما واقعیت ندارد. خریداران در واقع می توانند ، هر آنچه را که درباره ی یک شرکت لازم است را بدانند . آن ها آنچه را که نمی دانند ، ممکن است بدون هیچ شواهد عینی و واقعی یا با این شواهد ، تجسم کنند و انتظار داشته باشند. برداشت ها و احساساتی که این چنین شکل گرفته اند ، برای خریداران تعیین کننده و موثرند ، درست همانگونه که عوامل واقعی براساس شواهد مسلم تعیین کننده هستند و ممکن است تصمیم خرید را تعیین کنند. معمولا یک شرکت هویت های متفاوتی دارد :1-هویت انتقال یافته2-هویت واقعی3- هویت هویت تصور شده4-هویت مطلوب5-هویت ایده آل</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 12:32:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 فایده گذراندن وقت مختص به خودمان</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/10-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-zgddvkzsrekf</link>
                <description>10 فایده گذراندن وقت مختص به خودمانزمانی که با دیگران نیستیم،ایمیل نمی زنیم،در صفحات اجتماعی نیستیم و ... زمان خوبی است که سود فراوانی ببریم. در این دنیای پر از ارتباطات که به شکل بسیار زیادی تحت تاثیر علاقه ی بودن با دیگران قرار داریم و یا حداقل ارتباط مداوم با دیگران است. در این دنیا ما همیشه کاری داریم ، یا در حال رفتن به جایی هستیم و یا در حال چت کردن برای رفتن به جایی و یا انجام دادن کاری هستیم.این ها 10 فایده ی داشتن زمانی مختص به خودمان است.1-هیچ فشاری وجود ندارد که چه میزان راندمان داشته باشیم.زمانی که تنها هستید می توانید زمانی را داشته باشید تا در فعالیت هایی رشد داشته باشید که به آن ها علاقه دارید ، بدون فشار در مورد اینکه چقدر خوب این کار را انجام می دهید و یا چقدر در این کار وارد هستید.2-توانایی هایی منحصر به فرد شما شکوفا می شود.توانایی های منحصر به فرد شما شکوفا می شود ، وقتی که از تاثیرات محیط بیرونی رها شوید.اگر می خواهید خانه خودتان را رنگ کنید ، نقاشی بکشید ، چیزی طراحی کنید ، مطلبی را بنویسید و یا چیزی را اختراع کنید ، زمانی را در سکوت به این کار اختصاص دهید و اجازه دهید تخیلات شما با خلاقیت به کاوش در نبوغ شما بپردازد. این خود می تواند تجربه ای بسیار شیرین باشد.توانایی ها و علایق خود را افزایش دهید . احتمالا چیزی خواهید یافت که زندگی شما را تغییر دهد.3-خیز بردارید ، نفس تازه کنید و آماده شوید تا بدرخشید.ما در یک جامعه ی بسیار پر جنب و جوش زندگی میکنیم . استرس و بیماری مرتبط با استرس در بالاترین سطح ممکن (در طول تاریخ) قرار دارند. گذراندن وقت برای خودتان باعث می شود تا روحیه ی بهتری داشته باشید ، نفسی تازه کنید و بیشتر آماده شوید تا با قوای بیشتری وارد دنیای بیرون از خود شوید.4-زمان سکوت می تواند کمک کند تا مسائل را طبقه بندی کنید.فقط بنشینید و مسائل را بررسی کنید ، بررسی مسائل ، دلایلی که آن را به وجود آورده اند و شکلی که می توانیم آن را حل و فصل کنیم میتواند به نتایج فوق العاده ای منجر شود. اما حتی اگر به نتایجی برای حل این مساله نرسیم ، گذاشتن زمان برای بررسی یک مساله و دیدن جوانب آن میتواند باعث آرامش فکر ما شود و زاویه ای جدید از دید را به ما بدهد.5-درک بهتر از خودمانآیا واقعا خودتان را می شناسید؟ آیا احساس می کنید که می توانید خودتان را درک می کنید؟بیشتر مردم درک درستی از خودشان ندارند ، هر چند گذراندن وقت برای خودتان لزوما پاسخی برای این پرسش منجر نمی شود، می تواند درک بهتری از احساسات شما و درک بهتری از خودتان در زندگی بشود.شما می توانید در مورد توانایی های خودتان ، احساسات ، علایق و چیزهایی که دوست ندارید ، درک بهتری داشته باشید ، اینکه چه کسی هستید و در کجای جهان قرار دارید و نهایتا به اعتماد به نفس منجر شود.6- ممکن است دوست تازه ای پیدا کنید.خشنودی در زندگی قویا به این بستگی دارد که شما چه کسی هستید . اگر زمانی را به تنهایی بگذرانید ، در مورد خودتان بیشتر می دانید.اگر به کاوش ادامه دهید و دید و شناخت بهتری از خودتان بدست بیاورید و از وجود خودتان لذت ببرید ؛ روابط شما با دنیا هم بهتر می شود. دلیل این امر این است که وقتی شناخت کامل تری از خودتان و توانایی هایتان داشته باشید و خودتان را دوست داشته باشید و بپذیرید ، برخورد شما با دنیا هم به طور بسیار زیادی تغییر خواهد کرد.این یک ویژگی بسیار جذاب است.7-کار بیشتری انجام دهید.آیا یک لیسا از کارهایی دارید که باید انجام دهید و یا نیاز دارید که انجام دهید؟ آیا شما هم از آن دسته انسان هایی هستید که هر چه پیش می روید از تعداد موارد لیست شما کم نمی شود؟ و آیا دلیل آن این است که به علت نداشتن وقت کافی به انجام دادن آن ها نمی رسیم؟گذراندن وقت با خودتان این اجازه را به شما می دهد تا وقتی را اختصاص دهید تا این کارها را به انجام برسانید.ممکن است بسته به اینکه این کارها چه هستند از انجام دادن و یا ندادن آن احساس لذت نکنیم ، اما مسلما حس بهتری خواهیم داشت وقتی که آن ها ار انجام دهیم و به اتمام برسانیم. درنتیجه استری کمتری خواهید داشت ، فشار کمتری روی ذهن شما وارد می شود و رضایت خاطر دارید از اینکه این کار را به انجام رسانده اید.8-آرام تر شوید و تحمل بالاتری داشته باشید.آیا احساس می کنید گاهی اوقات تحمل کمی دارید و به سرعت توسط مردم تحریک می شوید؟ آیا آدم های اعصاب خرد کن زیادی دور و بر خودتان می بینید؟هر چه انسان های اعصاب خرد کن زیادتر شود (که عملا بسیار زیاد هستند) ، قاعدتا نیاز بیشتری به این مهارت پیدا می کنیم که زمانی را با خودمان بگذرانیم. شما نمی توانید دنیا را تغییر دهید ، یا چیزی که مردم انجام می دهند و می گویند . اما می توانید دید خودتان نسبت به آن ها را عوض کنید. بعد از گذراندن زمانی برای خودتان و انجام دادن کارهایی که دوست دارید و یا اصلا انجام ندادن هیچ کاری و یا هر کاری که حس خوبی به شما میدهد ، متوجه می شوید که میزان اعصاب خرد کنی از این افراد به شکل بسیار فاحشی افت می کند که فقط به این دلیل است که شما ریلکس تر شده اید.9- فرصت های زندگی تان را بیابید.شما می توانید فرصت هایی که در زندگی تان دارید را بیابید . دوست دارید چه چیزی یاد بگیرید و یا چه کاری انجام دهید؟ چطور می توانید این کار را شروع کنید؟ چه کار باید بکنید تا این کارها به بهترین شکل پیش برود؟درمورد آن فکر کنید . به ذهنتان اجازه دهید تا در این ایده ها بچرخد . هیچ چیز را به عنوان غیر ممکن در نظر نگیرید.فقط به این فکر کنید که چه چیزی به شما بیشترین رضایت خاطر و یا لذت را می دهد. آن چیز بخصوص چیست؟زمانی را به تنها بودن با خودتان اختصاص دهید و به درون خودتان نگاه کنید و با تعمق در این موضوع ببینید چطور زندگی شما بیشترین ارزش را خواهد داشت ، هم برای خودتان و هم برای کسانی که دوستشان دارید.مسیر ممکن است با شغل شما مرتبط باشد و یا نباشد. تنها چیزی که مهم است این است که لذت و خوشی به زندگی شما وارد شود.10-با یک فرد فوق العاده وقت بگذرانید.نهایتا ، این عالی است که با خودتان وقت بگذرانید ، به این دلیل که عالی است که شما بتوانید اوقاتتان را با کسی بگذرانید که خوش مشرب ، دوست داشتنی و فوق العاده است و کارهای خارق العاده ای از دست او بر می آیند.گذاراندن وقت با خودتان می تواند به طرق مختلف به شما سود برساند ، ضمن اینکه باعث می شود زمانی را که با دیگران می گذرانیم لذت بخش تر باشد و روابط عمیق تری ایجاد می کند.شما با انجام دادن چه کاری در اوقات تنهایی لذت می برید؟</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 15:53:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشد شخصی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hqjmpls64y1x</link>
                <description>رشد شخصی چیست؟رشد شخصی یک فرایند در طول زندگی است.این یک راه است که مردم به توانایی ها و قابلیت های خود دست پیدا کنند.تمام این ها با توجه به اهداف هر فرد و توانایی هایی که به دست آورده است کمک می کند تا به حداکثر پتانسیل موجود در خودمان دست پیدا کنیم.این مقاله به شما کمک می کند تا توانایی های خودتان را شناسایی کنید تا بتوانید هدف گذاری را به شکلی انجام دهید که بتوانید به تمام نیازهای شغلی شما جواب دهد،اعتماد به نفس شما را افزایش دهد و به رضایت خاطر بیشتری در زندگی منجر شود. همچنین یک نقشه راه برای انتخاب های موثر و مثبت در زندگی شما است تا باعث قدرت شخصیت شما در آینده شود.با وجود اینکه در سال های نخست زندگی رشد ما با تجربیاتی در زندگی،خانواده،دوستان و مدرسه شکل می گیرد و شکل کلی وجود ما را می سازد،اما این رشد در طی زندگی در سال های بعد نباید متوقف شود.این مقاله به شکلی طراحی شده تا اطلاعاتی به شما داده شود تا بتواند به شما کمک کند تا راجع به رشد خودتان فکر کنید و راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا به پتانسیل خودتان دست پیدا کنید.چرا رشد شخصی مهم است؟ایده های بسیار زیادی حول مساله رشد شخصی شکل گرفته اند، یکی از این ایده ها ی بسیار موثر هرم مازلو است.خود شکوفاییمازلو(1970) پیشنهاد کرد که تمام انسان ها هر چند از هم مجزا هستند،یک سری نیازهای شخصی برای رشد دارند که منجر به روندی می شود که خود شکوفایی نام دارد.این مساله به بیان این موضوع می پردازد که انسان ها یک سری نیازهای پایه ای و اساسی دارند و برای رشد باید این نیازها را ارضا کنند و تنها در صورتی می توانند به سطح بعدی بروند که نیازهای سطح قبل را تامین کرده باشند. همینطور که در طول زندگی حرکت می کنیم ، سطوح متفاوت نیاز ما را به انجام کارهایی وامی دارند که ممکن است متفاوت از زمان های دیگر باشند.*در مقطع هرم نیازهای جسمانی و اولیه مانند غذا،نوشیدنی،سکس و خواب قرار دارند(نیازهایی که برای بقا نیاز داریم).*دوم نیازهای ما برای امنیت و مراقبت هستند که در هر دو موضوع سلامتی و مالی صدق می کنند.*سوم،ادامه این روند می تواند به ایجاد حس دوست داشتن و نیاز به دوست داشته شدن و مورد مهر دیگران قرار گرفتن منجر شود.*سطح چهارم به عزت نفس و نیاز به داشتن عزت نفس در انسان می پردازد. این نزدیک ترین مورد به قدرت درونی است.*سطح پنجم مربوط به نیازهای انسان به دانستن است. این سطح شامل بخش پیشرفته تری از نیازهای انسان مثل کنجکاوی و جستجوی معنا و هدف در زندگی و درک عمیق تر می شود.*سطح ششم به نیازهای انسان به زیبایی ، خلاقیت و خلق هنر در راستای رشد مربوط است.*نهایتا در بالای هرم مازلو نیاز انسان به خود شکوفایی قرار دارد.مازلو(1970/ص383) بیان می کند که هر انسان متفاوتی نیاز دارد که خودش را به عنوان یک انسان کارآمد و موثر ببیند و همچنین هر انسانی سطح متفاوتی از رشد را تجربه می کند.خودشکوفایی به این معنی است که هر انسانی خواستار این است که به تمام چیزهایی که می تواند و قدرت آن را دارد، دست پیدا کند. به معنی دیگر این مساله به حس ارضای درونی منجر می شود که هر انسانی از رسیدن به تمام پتانسیل های درونی است به دست آورد.برای مازلو ، راه رسیدن به خودشکوفایی از تماس با احساسات درونی،تجربه ی کامل زندگی و ارتباط کامل با خود می گذرد.(Maslow,A.H(1970),motivation and personality(2ndedition),Harper and Row,New York)رشد شخصیتان را مدیریت کنیدچند قدم برای مدیریت رشد شخصی وجود دارد.1.گسترش دید(ویژن)رشد شخصی برای بیشتر ما می تواند صرفا برای خوشی باشد! به هر حال ساده تر است که به خودمان برای انجام کارها انگیزه و انرژی بدهیم ، اگر در طی این مسیر هدف مشخصی داشته باشیم. گسترش دید شخصی و روشن کردن دید شخصی خودمان در مورد اینکه طی ماه ها و سال های آتی می خواهیم در چه مسیری قرار داشته باشیم، چرایی آن، روش قدرتمندی برای رسیدن به این هدف است.2.برای رشد شخصی تان نقشه بکشیدوقتی که مقصد شما به روشنی برایتان مشخص شد، می توانید شروع به کشیدن نقشه ی راه برای رسیدن به آن کنید. کشیدن نقشه ی رشد شخصی از نیازهای بنیادی نیست،اما به کشیدن نقشه ی واقع بینانه کمک کند.3.شروع فرآیندهای پیشرفت شخصیراه های متفاوتی وجود دارند که می توانید یاد بگیرید و رشد کنید.تکنیک های مربوط به پیشرفت شخصی در مقاله ای مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.4.ثبت فرآیندهای مربوط به رشد شخصیاین همیشه ایده ی خوبی بوده که روند پیشرفت خودتان را ثبت کنید . این کار را می توانید با نوشتن روند رشد و چیزهایی که در این مسیر می آموزیم انجام دهد. اینگونه می توانید زمانی که به اهدافتان می رسید، مسیر را به درستی بررسی کنید.بازخوردهایی که در طی این مسیر به خودمان میدهیم می توانند به ما کمک کنند تا انگیزه خودمان را برای افزایش مهارت هایی در آینده افزایش دهیم. تلاش کنید تا یک تقویم رشد و یادگیری و یا یک دفترچه خاطرات مربوط به خودتان ایجاد کنید تا دانش و توانایی های جدیدتان را ثبت کنید.5.نقشه های خودتان را مرور و بازبینی کنید.باید بدانیم که فرآیند یادگیری یک چرخه است.برای یادگیری کامل و تاثیرگذار ، مهم است که به تجربیات خودتان بازخورد دهید و چیزهایی که از آن ها می آموزید را در نظر بگیرید. مرور مرتب از کارهایی که انجام داده اید و چیزهایی که یاد گرفته اید به شما کمک می کند تا مطمئن شوید که در مسیر صحیح آموزش قرار دارید. همچنین این کار به شما کمک می کند تا بدانید که در مسیر رسیدن به اهداف خودتان قرار دارید.منبع ترجمه در سایت اعلام شده است.</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 13:22:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابود کنندگان اعتماد</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-gs0njyhmbv3y</link>
                <description>نابود کنندگان اعتماداثر برند شخصی صرفا از طرف ما تامین نمی شود،بلکه بخش قابل ملاحضه ای از آن برداشت مخاطبان ما از عملکرد کسانی است که از نظر حرفه ای با ما تشابهاتی دارند.این اثر را اصطلاحا اثر تعمیم یا اثر هاله ای می نامیم. اما این مساله چه تاثیری در برندشخصی ما دارد.ابتدا باید برند شخصی را بررسی کنیم،بصورت بسیار خلاصه برند شخصی شما هر چیزی است که وقتی در اتاق حضور ندارید مردم در مورد شما می گویند. شاید دوست داشته باشیم از این موضوع ناراحت شویم و بگوییم که پشت سر ما صحبت می کنند. اما این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که اگر مردم به عنوان یک حرفه ای پشت سر ما حرف بزنند بسیار هم عالی است و این به این معنی است که پذیرفته اند که ما چیزی برای ارائه داشته ایم که ارزش صحبت کردن داشته.این ارزش می تواند شامل منش ما به عنوان یک حرفه ای و یا حتی یک انسان خوش مشرب و مطلوب باشد و یا حتی حرکاتی که خودمان خیلی هم به آنها مشرف نیستیم و از آن ها خبری نداریم.ارزش دیگری که میتوان انتقال داد حرفه ای بودن و قابلت اعتماد است که شاید مهم ترین بخش هر فرایند حرفه ای را تشکیل میدهد و باید ارزش ویژه ای به آن ها بدهیم.نکته بسیار عجیب اما این نیست ، بلکه این است که حداقل در کوتاه مدت بسیاری از این برداشت دیگران از ما بستگی به برخورد های پیشین این افراد از دسته ای از کسانی است که مشابهت های حرفه ای و اخلاقی با ما دارند.اجازه بدهید با یک مثال ادامه دهیم: همه ی ما شنیده ایم که در زمان معامله مسکن باید حواسمان را جمع کنیم ، زیرا که افرادی که در این صنف هستند افراد کار کشته ای هستند و منتظرند تا ما یک لحظه غفلت کنیم تا ما را وادار کنند کاری را که علاقه ای به آن نداریم را انجام دهیم ، اما شما واقعا چند نفر از این قشر را که حقیقتا شغل سختی دارند را دیده اید که به این شکل برخورد کنند؟این تصور که ما راجع به یک حرفه ی خاص و یا یک مکتب و یا حتی راجع به یک نام خانوادگی خاص داریم فقط و فقط بسته به چیزهایی است که تا به حال دیده ایم و می تواند نتیجه ی درستی نباشد ، بلکه ما انتخاب کرده ایم که راجع به این موضوع این گونه فکر کنیم.مثال دیگری که راجع به این موضوع به وضوح دیده ایم این است که در مورد یک شهر خاص تصوراتی را پرورش می دهیم که بسیاری از آن ها به وضوح اشتباه هستند ولی ما آن ها را باور کرده ایم. زمانی که با یکی از اهالی این شهرها روبرو می شویم که با تصورات ما سازگار نیستند به راحتی به خودمان می قبولانیم که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است اما کافی است که دید دیگری نسبت به این موضوع داشته باشیم و تصمیم بگیریم به شکل دیگری به این موضوع نگاه کنیم و این میتواند بسیاری از این مسائل که در ذهن ما وجود دارد را حل می کند.برند شخصی در کوتاه مدتاین اثر تعمیم به راحتی می تواند برند شخصی ما را در کوتاه مدت تحت تاثیر قرار دهد و باعث شود بطور کلی حتی به شکلی برخورد کنیم که به ما تحمیل شده است.خیلی از اوقات این موضوع بصورت ناخودآگاه صورت می گیرد و ما تقریبا از آن مطلع نیستیم ، مثلا مثل بقیه افرادی که در آن حرفه فعالیت می کنند حرف می زنیم و مثل آنها با مشتریان خودمان برخورد می کنیم و خود به خود این مساله را به وجود می آوریم که ما را مانند آنها ببینند و برخوردی مانند آنچه با آنها دارند با ما داشته باشند.با دیدن این قضیه به این پی میبریم که خود ما هم به عنوان یک فرد که در خود موقعیت قرار گرفته ایم و کاملا متوجه نیستیم به مرور شبیه افرادی شویم که شاید روزی خیلی اهمیتی به منش آن ها نمی دادیم.ایجاد تمایز در برند شخصیاینکه ما تصمیم بگیریم متفاوت از دیگران در حرفه خودمان باشیم باید در طولانی مدت و یا حداقل میان مدت صورت می گیرد و کاری است که نیاز به کارهای دست اول دارد و نیاز دارد که با صبر و حوصله به کار ادامه دهیم و خیلی جاها خستگی ناپذیر باشیم .در بسیاری از موارد باید حتی منش جدیدی داشته باشیم و سبک جدیدی را پایه ریزی کنیم و مکتب جدیدی را راه اندازی کنیم .یعنی اگر به عنوان یک مشاور مسکن در مظن بسیاری از افکار و برخوردها قرار داشته باشیم ، باید با یک برنامه ی منظم و برنامه ریزی شده به کار ادامه دهیم و سبک خودمان را انتخاب کنیم و بطور مداوم به این برنامه متکی باشیم و کار را ادامه دهیم تا به نتیجه دلخواه برسیم. برداشت ما در این مطلب می تواند این باشد که خودمان تصمیم بگیریم کدام صفت در این کار برای ما مناسب است ، این صفت مناسب ما می تواند راستگویی، قابلیت اعتماد ، حرفه ای ، بی تعارف ، مودب ، پاسخگو و یا در مواردی که خودمان بخواهیم حتی زرنگ و ... باشد.بعد از انتخاب این مکتب می توانیم برنامه ای برای این کار مشخص کنیم . فرض می کنیم که ما قرار است روی پاسخگو بودن تمرکز کنیم که در هر حرفه ای پذیرفته و بسیار ضروری است.برنامه می تواند این باشد که تلفن ما برای پاسخگویی سریع و یا پیام های فوری آماده باشد تا زمانی که نمی توانیم پاسخگو باشیم بلافاصله بسیار مودبانه عذر خواهی کنیم و یا توسط یک ایمیل(هرچند که متاسفانه در کسب و کارهای ما زیاد مرسوم نیست) از عدم پاسخگویی عذر خواهی کنیم وزمان جدید پاسخگویی را مشخص کنیم .مواردی هم وجود دارد که بطور کلی به علت حجم زیاد کارو یا تماس های بسیار زیاد امکان تماس وجود ندارد در این حال بهتر است تا در پیغام های فرستاده شده درخواست کنیم تا از طریق پیام صوتی با ما در تماس باشند تا در زمان های خالی پاسخگو باشیم.البته جایی هم وجود دارد که میدانیم امکان جواب دادن به هیچ عنوان را نداریم و بهتر است که در این موارد از کمک های حرفه ای مثل منشی های آموزش دیده استفاده کنیم.تمام این کارها ممکن است در کوتاه مدت جواب زیادی به ما ندهند ولی در دراز مدت میتواند تفاوت ما با کسانی باشد که قصد داریم از آنها (از نظر حرفه ای) متفاوت باشیم .نابود کنندگان اعتمادباید صادق باشیم ، می توانیم تمام این کارها را انجام دهیم و نتوانیم نتیجه ای را که می خواهیم ایجاد کنیم ، ممکن است تاثیر افرادی که قبل از ما وارد این حیطه شده اند بسیار زیاد باشد و سایه آن ها بسیار سنگین باشد و به این راحتی نتوانیم از این سایه ها خودمان را رها کنیم.متاسفانه این مساله وجود دارد که اشخاصی هستند که در هر کاری که وارد شوند می توانند باعث بی اعتمادی و از بین رفتن روابط حرفه ای مناسب بین افراد شوند.این افراد می توانند سال ها تلاش هزاران نفر را به راحتی از بین ببرند و باعث شوند تا اثر تعمیم بقیه کار را بر عهده بگیرد و باعث شود تا مردم تمام افراد آن حرفه خاص را از یک قماش ببینند و برخورد یکسانی با آنها داشته باشند.نمی شود انتظار داشت که هیچ کس کار خطایی نکند و قاعدتا منطقی نیست که چنین انتظاری داشته باشیم ، اما انتظار رفتار شرافت مندانه را می توان از همه داشت و این درخواست زیادی نیست.این روزها بازار بی اعتمادی و سوءظن رواج دارد.......آمیل گارگانودر این بازار که بی اعتمادی را به راحتی می شود رواج داد و می توان هر جایی نشانی از آن یافت ، میشود یک اقدام جدید بود و یک روند جدید را بنا نهاد .افرادی که معمولا این اقدامات را انجام می دهند روند های مشخصی دارند و می توان این نشانه ها را جستجو کرد .این را در نظر داشته باشید که این ها صرفا نشانه هستند و نظر شخصی نویسنده هستند و به هیچ عنوان قابل تعمیم به همه نمی باشند.حرکات نمایشیاین افراد غالبا حرکات نمایشی قدرتمندی دارند و با استفاده از ظاهر قدرتمند و اغواگر مسائل را به سمتی پیش می برند که کسی به جنبه های دیگر آنها توجهی نکند و در همین مرحله بتوانند کار آنها را بپذیرند.دانش کمحرکات نمایشی به خودی خود نشانگر این نیست که کاسه ای زیرنیم کاسه است ، اما زمانی که این مطلب با اطلاعات کم ترکیب شود میتواند نشانه ای خطرناک باشد .کسانی هستند که اطلاعات کمی راجع به موضوعات کاری دارند و این کمبودها را با کارهای نمایشی به ظاهر بی خطر جبران می کنند ، اما مساله ناراحت کننده این مساله است که این افراد با استفاده از این ترفند کارهای به ظاهر حرفه ای خود را پیش می برند و زمانی که نتیجه دلخواه نسیب ایشان نمی شود با همین کارهای نمایشی موضوع را عوض می کنند و نتیجه ای که در نهایت عاید ما می شود بی اعتمادی کامل به یک رسته ی کاری است.یادمان هست که ما راجع به افراد کلاه بردار حرف نمی زنیم ، بلکه راجع به افرادی صحبت میکنیم که با کارهای نابخردانه باعث می شوند اعتماد از بین برود و باعث اتفاقات جانبی بسیاری می شوند.حرف ها ی پراکندهاین افراد بسیار علاقه مند به این موضوع هستند که از هر موضوعی صحبت کنند و این تصور را به وجود می آورندکه در مورد کارهای بسیار زیادی اطلاعات بسیار زیادی دارند.پس ابتدا نیاز داریم تا بدانیم تخصص به چه معنایی است؟تخصص به زبان ساده یعنی اینکه راجع به یک موضوع چقدر می دانیم به شکلی که بتوانیم آن را به اجزای کوچک تر تقسیم کنیم.(البته باز هم فرض را بر این میگیریم که این جز به جز شدن سبب بی معنی شدن و هذیان گویی نشود).حالا شاید بتوانیم درک کنیم که چرا این اشخاص راجع به این همه موضوعات متفاوت اظهار فضل می کنند.می تواند به این دلیل باشد که آن ها چیز قابل عرضه ای در حوزه تخصصی خودشان ندارند و این موضوع را در این دوران به شکل بسیار سازمان یافته می شود دید.تقریبا همه ی کسانی که سعی در جلب توجه مخاطبانشان دارند متخصص بیزینس و کسب و کار هستند(بدون حتی یک روز تجربه مدیریت و مشاوره) تعداد بسیار زیادی از آن ها افرادی هستندکه دوره هایی هر چند سطحی در زمینه های خود شناسی را گذرانده اند و بجای خود شناسی رو به شناخت دیگران آورده اند! چقدر رقت انگیز هستند این اشخاص که هنوز نتوانسته اند زندگی و کارهای شخصی خودشان را سرو سامان دهند اما خود را محق می دانند که راجع به دیگران اظهار نظر کنند.توصیه می کنم هر جا یکی از اشخاص (که تعداد آن ها کم هم نیست) را دیدید ، دست ها را بالا بگیرید و جیغ زنان فرار کنید!می بینید که چطور این اشخاص برای فرار از خودشان و نداشتن تخصص کافی شان این گونه به کارهایی که تخصص آن ها نیست می پردازندو با بی مبالاتی باعث سلب اعتماد از همه می شوند.ظاهراین افراد ظاهر بسیار قابل قبولی دارند و باعث می شوند احساس اعتماد را به مخاطبانشان تزریق کنند و می توانند با چیدن زمینه های مناسب کار را پیش ببرند.همانطور که می دانیم لباس و ظاهر اولین بینش ما نسبت به اطرافمان است و چیزی که اول از همه نظر ما را به خود جلب می کند ظاهر و لباس است و این در چشم بقیه افراد بسیار مهم است.استفاده از این قدرت هرچند میتواند بصورت صادقانه به ما برای شروع کارهای ما و برقراری ارتباط کمک کند ، اما می تواند دست آویز افرادی هم قرار گیرد که با جلب اعتماد اولیه کارهایی را به پیش میبرند که در کوتاه مدت برای خودشان سود فراوانی را در پی دارد ، اما در طولانی مدت بازار آن حرفه را هم برای خودشان و هم برای دیگران از بین می برند و سبب سلب اعتماد می شود.در نهایت بدانیم که تعداد این افراد زیاد نیست و ما می توانیم در قدم اول مانند آن ها نباشیم و در قدم دوم سعی کنیم تا اعتماد را ایجاد کنیم و به مردم این را بقبولانیم که هنوز می توانند به هم اعتماد کنند و نتیجه این اعتماد را هم ببینند.</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 02:00:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره حرکت نو</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush.zolmajdi2/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%88-ewvkrhoxyw3y</link>
                <description> تیم حرکت نو در ابتدا توسط مهلا محمدی پور و سروش ذوالمجدی به عنوان یک آژانس تبلیغاتی شروع به کار کرد . و در ادامه با گسترش زمینه های متفاوت و بازار های مختلف رشد پیدا کرد . در ادامه با بخش های مختلف این مجموعه آشنا می شوید.چشم اندازچشم انداز ما در تیم حرکت نو این است که بتوانیم با ایجاد تیم های تخصصی قدرتمند و کارامد در یک سلسله فعالیت های مجزا که نهایتا به هم وابسته هستند ، کمک کنیم تا برندهای قردتمندی در سطح کشور و در مرحله بعد در سطح بین المللی ایجاد کنیم.راه های تماسشما می توانید از طریق ایمیل بصورت روزانه با ما در تماس باشید . ضمنا می توانید شبکه های اجتماعی ما را دنبال کنید و در جریان جدیدترین اتفاقات قرار بگیرید.موسسین مجموعه حرکت نومجموعه حرکت نو در سال 96 به عنوان یک آژانس تبلیغاتی توسط مهلا محمدی پور و سروش ذوالمجدی تاسیس شده است.مهلا محمدی پور مربی و مشاور در امور پرسونال برندینگ است و با آموزش ها ، مشاوره ها و سخنرانی ها به مردم کمک می کند تا پتانسیل های خفته خود را بیدار کنند و صاحب برند منحصر به  فرد خودشان بشوند.سروش ذوالمجدی ، مربی ساختار سازی ، مشاور و نویسنده ، که با استفاده از سیستم های روابط عمومی ، تبلیغات و ساختارهای شخصی و سازمانی باعث ایجاد رشد شخصی می شود و در این مسیر در  کنار شماست.خدمات حرکت نومجموعه حرکت نو در کنار کسب و کار در حوزه تبلبغات و برندینگ ، بصورت تخصصی در حال فعالیت در حوزه پرسونال برندینگ است.در زمینه پرسونال برندینگ آموزش ها بصورت حضوری ، دوره های آنلاین ، کتاب های الکترونیکی و چاپی  می باشند و در کنار آنها بخشی بصورت مجزا بصورت پادکست منتشر می شود.محصولات ویژهمحصولات آموزشی گروه حرکت نو در حوزه برندینگ که شامل محصولات رایگان بسیار ویژه و همینطور آموزش های از راه دور می شود می تواند در این مسیرکمک بسیار خوبی به علاقمندان این حوزه بکنند.پادکست حرکت نومطالعه روی کسانی که برند شخصی قدرتمندی دارند و توانسته اند نتایج خوبی را ایجاد کنند ، می تواند باعث ایجاد انگیزه شود و حتی کمک کند تا ایده ای از مسیری که در آن حرکت می کنیم داشته باشیم.به همین دلیل در یک سری پادکست به زندگی این افراد تاثیرگذار می پردازیم و جنبه های متفاوت و اغلب ناشناخته زندگی این افراد را بررسی می کنیم.شبکه های اجتماعیشبکه های اجتماعی که بصورت تخصصی اداره می شوند شامل اینستاگرام ، تلگرام ، لینکداین ، آپارات و یوتیوب که در تمام آنها بسته به نوع مخاطب مطالب آموزشی در آن قرار می گیرد ، سعی دارند تا مخاطبان را بصورت روزانه در جریان اتفاقات جدید آموزشی قرار دهند.مسوولیت اجتماعیدر راستای گسترش فرهنگ کار نیک ، 5 درصد از تمام درآمد های مجموعه حرکت نو بصورت مستقیم در راستای کمک به کودکان کار هزینه می شود. برای شراکت در این حس زیبا و انسانی این امکان به وجود آمده که کسانی که با مجموعه حرکت نو کار می کنند ، 5 درصد قرارداد را به هر موسسه خیریه ای که به آن اعتقاد قلبی دارند بپردازند و رسید آن را ضمیمه قرارداد کنند . در صورتی هم که درخواست داشته باشند این مبلغ از طرف مجموعه حرکت نو پرداخت شده و رسید آن ضمیمه قرارداد می شود.تماس با ماشما میتوانید از طریق ایمیل های :  zolmajdi@harkateno.ir و mohammadipour@harkateno.ir  با ما در تماس باشید و همچنین:با تماس با شماره های :09127650570 و 09127597897در ساعات اداری با مشاوران مجموعه تماس حاصل کنید .درخواست همکاریدر صورتی که احساس می کنید توانایی هایی دارید که می توانید با مجموعه حرکت نو همکاری کنید ، اطلاعات خود را برای ما ارسال کنید تا در اولین فرصت با شما تماس بگیریم.</description>
                <category>soroush zolmajdi</category>
                <author>soroush zolmajdi</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 16:05:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>