<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soroush</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@soroush110</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:48:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/159512/avatar/VXgv0C.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soroush</title>
            <link>https://virgool.io/@soroush110</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سکوت یا پر حرفی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%81%DB%8C-fmdyj1tlnrog</link>
                <description>یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکی نبود، زیر گنبد کبود دو تا دوست به اسم کریوگرا و اسمیرنف برای خودشان زندگی میکردند. کریوگر استعدادهای فکری زیادی داشت اما اسمیرنف بیش از آنکه با هوش باشد محجوب و سر به زیر و ضعیف النفس بود - د اولی حراف و خوش بیان، دومی، آرام و کــم سخن.روزی آن دو را سفری با قطار پیش آمد که طی آن سعی داشتند زنی جوان را به دام افکنند. کریوگر که کنار زن نشسته بود مدام زبانبازی میکرد و یکبند قربان صدقه او می رفت اما اسمیر نف که مهر سکوت بر لب زده بود مدام پلک می زد واز سر حرص و حسرت لبهای خود را می لیسید کریوگر در ایستگاهی اتفاق زن جوان پیاده شد و تا مدتی دراز به واگن باز نگشت. وقتی هم که باز آمد چشمکی به اسمیرنف زد و با زبانش صدایی درآورد که شبیه به بشکن بود.اسمیرنف، با حقد و حسد پرسید: - تو برادر، در این جور کارها مهارت عجیبی داری! راستی چطور از عهده اش بر می آیی؟ تا پهلویش نشستی فوری ترتیب کار را دادی... تو آدم خوش شانسی هستی!- تو هم میخواستی بیکار ننشینی سه ساعت تمام همان جا نشستی و لام تا کام نگفتی و بر و پر نگاهش کردی - مثل سنگ، لال شده بودی. نه برادر، در دنیای امروز از سکوت چیزی عاید انسان نمی شود! آدم، باید حراف و سرزبان دار باشد! می دانی چرا از عهده هیچ کاری برنمی آیی؟ برای اینکه آدمشل و ولی هستی! اسمیر تف، منطق دوست را پذیرا شد و تصمیم گرفت اخلاق خود را تغییر دهد. بعد از ساعتی بر حجب و کمرویی فایق آمد، رفت و کنار مردی که کت و شلوار سرمه ای رنگ به تن داشت نشست و جسورانه باب گفت و گو گشود. همصحبت او مردی بس خوش سخن و اهل مجامله از آب در آمد و در دم بارانی از سؤالهای مختلف به ویژه در زمینه مسایل علمی بر سر او بارید. می پرسید که آیا اسمیرنف از زمین و از آسمان خوشش می آید یا از قوانین طبیعت و از زندگی مشترک جامعه بشری احساس رضایت میکند؟ به طور ضمنی در باره آزاد اندیشی اروپاییان و وضع زنان امریکایی نیز سؤالهایی کرد. اسمیرنف که بر سر شوق و ذوق آمده بود با رغبت و در عین حال با شور و هیجان پاسخ های منطقی میداد اما - باور کنید - هنگامی که مرد سرمه ای پوش در یکی از ایستگاه ها بازوی او را گرفت و با لبخندی موذیانه گفت: «همراه من بیایید! سخت دچار بهت و حیرت شد.به ناچار همراه مرد سرمه ای پوش از قطار پیاده شد و از آن لحظه، چون قطره آبی که بر خاک تشنه لب صحرا چکیده باشد، ناپدید شد. دو سال از این ماجرا گذشت بین دو دوست بار دیگر ملاقاتی دست داد. اسمير نف رنگ پریده و تکیده و نحیف شده بود - پوستی بر استخوان کریوگر متعجبانه پرسید:  ‏- کجاها غیبت زده بود برادر؟اسمیرنف به تلخی لبخند زد و رنجهایی را که طی دو سال گذشته متحمل شده بود، برای دوست خود تعریف کرد. - میخواستی حرفهای زیادی نزنی میخواستی و راجی نکنی می خواستی مواظب حرف زدنت باشی مگر نشنیده ای که زبان سرخ سرسبز می دهد بر باد؟ آدم باید زبانش را پشت دندانهایش حبس کند!</description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 09:59:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عطر، این دوست بامزه‌ای که بعضی وقت‌ها روی اعصاب می‌رود!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/%D8%B9%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-q1eqfwzptzaz</link>
                <description>همه ما یک دوست داریم که بدون اینکه ازش بخواهیم، همیشه کنارمان است. بله، درست حدس زدید؛ **عطر!** این موجود عجیب و غریب که گاهی باعث می‌شود در دل جمعیت مانند یک سوپراستار بدرخشیم و گاهی هم... خب، گاهی انگار وسط یک سبد پر از میوه‌های خراب افتاده‌ایم! 😅#### **لحظاتی که عطر اشتباه انتخاب می‌کنی**حتماً برای شما هم پیش آمده که صبح با کلی امید و آرزو دست به انتخاب عطر می‌بری و فکر می‌کنی: «امروز بوی جذابیت میدم!» ولی تا می‌رسی به محل کار، همکارات با نگاهی پر از تردید می‌پرسن: «چی شده؟ بوی آشپزخونه می‌دی!» 😬بله، عطر اشتباهی بعضی وقت‌ها مثل انتخاب اشتباه کفش می‌مونه. هم زجر خودته و هم زجر دیگران! اما چه می‌شود کرد؟ ما آدم‌ها گاهی به عطرهایی علاقه‌مند می‌شویم که خودمان هم نمی‌دانیم چرا. انگار قرار است با بوی عجیب و غریب آن عطر، شخصیت عجیبی هم پیدا کنیم!#### **زمان‌هایی که عطر، قهرمان روزت می‌شود**اما از این‌ها که بگذریم، روزهایی هم هست که عطر دقیقاً همان چیزی است که نیاز داری. یک قطره از آن و ناگهان به یک جادوی نامرئی تبدیل می‌شوی! بوی عطر تو در هوا می‌پیچه و آدم‌ها پشت سرت می‌پرسند: «کی بود که بوی بهشت می‌داد؟»در این لحظات است که به خودت می‌گی: «نه، من کارم درسته!» و با افتخار به راهت ادامه می‌دهی. واقعاً عطر می‌تواند مثل یک شنل نامرئی عمل کند؛ شنلی که وقتی آن را می‌پوشی، انگار یک ابرقهرمان بو می‌دهی!#### **چند قانون نانوشته درباره عطر**1. **عطر اسپرت برای باشگاه** – اگه می‌خوای موقع تمرین دیگران رو خفه نکنی، از عطرهای اسپرت و ملایم استفاده کن! نه عطرهای سنگین و گرم. 2. **عطر گرم برای زمستون، عطر خنک برای تابستون** – فکر کن وسط تابستون عطر گرم بزنی... مردم ازت می‌پرسند: «ببخشید، شومینه‌ت کجاست؟»3. **هیچ وقت زیادی اسپری نکن!** – یک بار بیشتر از سه پاف عطر زدی؟ بله، دیگر همه جا می‌گن: «این همون کسیه که بوی زنبورستان می‌داد!»### **نظر شما چیه؟**تا حالا برای شما پیش اومده عطری بزنید که بعداً ازش پشیمون بشید؟ یا شاید یه عطر داشتید که همه ازتون تعریف می‌کردن؟ تجربه‌های خنده‌دار یا جالبت رو درباره عطر این پایین بنویس 👇👇 آدرسصفحهوبیکهمیخواهیدنمایشدهید </description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2024 04:04:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی گوشی هوشمند از من باهوش‌تر می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-z0ktv0uptbr0</link>
                <description>همه‌چیز از یک روز معمولی شروع شد. گوشی هوشمندم را برداشتم و دیدم که پیشنهادهایی برای بهتر شدن زندگی‌ام می‌دهد! مثلا: &quot;آیا می‌خواهید زودتر بخوابید؟&quot; یا &quot;چطور می‌توانید با ۵ دقیقه یوگا آرام‌تر شوید؟&quot;انگار خودش می‌داند که من قرار است شب تا دیروقت سریال تماشا کنم و بعد به جای یوگا، دستم را برای خاموش کردن آلارم دراز کنم!بعد به من پیشنهاد داد که &quot;آب بیشتری بنوش&quot;. راست می‌گفت. اما چرا گوشی باید حواسم را به آب خوردن جمع کند؟ یعنی من دیگر نمی‌توانم حتی بدون راهنمایی‌های گوشی یک لیوان آب بنوشم؟یک‌بار هم، وقتی داشتم غذای چرب می‌خوردم، گفت: &quot;کالری‌های اضافی را بسوزانید!&quot; خب، باشه! اما گوشی عزیزم، لطفاً وقتی سرِ پیتزا هستم، این پیشنهادها را نده!گاهی احساس می‌کنم به زودی گوشی هوشمندم قرار است مدیریت کل زندگی‌ام را در دست بگیرد. مثلاً یک روز از من بپرسد: &quot;آیا مطمئنی که هنوز باید این شغل را داشته باشی؟&quot; یا &quot;وقت آن نشده که بیشتر پس‌انداز کنی؟&quot; شاید هم خودش تصمیم بگیرد و حقوقم را مستقیم به حساب پس‌اندازم منتقل کند!اما خب، گاهی هم از خودم می‌پرسم: آیا گوشی هوشمند من واقعاً از من باهوش‌تر است؟ شاید نه. چون هنوز هم گاهی نمی‌داند که من هرگز نمی‌خواهم تبلیغ جوراب ورزشی ببینم!</description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2024 10:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به دنیای عطرها: هنری که با یک پاف آغاز می‌شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-m3bq2prsadur</link>
                <description>تو دنیای شگفت‌انگیز عطرها، ما هر روز با یک هنر پیچیده روبه‌رو می‌شیم: هنر انتخاب و استفاده از عطر. اما آیا تا حالا فکر کردید که چطوری ی پاف از عطر می‌تونه به ی تجربه کاملاً جدید تبدیل بشه؟1. **&quot;مرحله اول: مواجهه با بوی عطر و هنر تفسیر آن&quot;**  وقتی اولین بار عطر جدید خود را اسپری می‌کنید، با موجی از بوی‌های مختلف روبه‌رو می‌شوید. اینجا جایی است که هنر تفسیر بوها به کمک شما می‌آید. &quot;آیا این بوی گل‌های بهاری است یا یک سفر به جنگل‌های بارانی؟&quot; در این مرحله، شما با تمام حواس خود به دنبال فهمیدن و توصیف رایحه‌ای هستید که نمی‌توانید کاملاً آن را درک کنید، اما مطمئناً جذاب است!2. **&quot;مرحله دوم: آماده شدن برای بحران انتخاب&quot;**  شما در حال آماده شدن برای یک مهمانی یا ملاقات مهم هستید و تصمیم به انتخاب عطر مناسب می‌گیرید. در اینجا، شما با بحران انتخاب مواجه می‌شوید: &quot;آیا باید از عطر ملایم و آرامش‌بخش استفاده کنم یا عطر قوی و پر انرژی؟&quot; اینجا هنر واقعی انتخاب، بین دو جهان مختلف، به نمایش گذاشته می‌شود.3. **&quot;مرحله سوم: پاف زدن و تجربه جادویی&quot;**  زمانی که عطر را اسپری می‌کنید، شما به یک تجربه جادویی وارد می‌شوید. بلافاصله، احساس می‌کنید که از دنیای عادی خارج شده‌اید و وارد یک عالم جدید و جذاب شده‌اید. حالا، شما آماده‌اید تا با اعتماد به نفس در میان جمعیت بدرخشید و بگویید: &quot;من به جهان بوی‌ها سفر کرده‌ام و اکنون اینجا هستم!&quot;4. **&quot;مرحله چهارم: واکنش‌های اطرافیان و هنر ایجاد تأثیر&quot;**  بعد از اسپری کردن عطر، اطرافیان شما به آرامی به سمت شما می‌آیند و شروع به اظهار نظر می‌کنند. &quot;این عطر شما چه بویی دارد؟ فوق‌العاده است!&quot; در اینجا، هنر ایجاد تأثیر با استفاده از یک عطر، به اوج خود می‌رسد و شما با اعتماد به نفس بیشتری ادامه می‌دهید.در نهایت، استفاده از عطر به یک تجربه هنری و شخصی تبدیل می‌شود که هر روز با یک پاف جدید آغاز می‌شود. بنابراین، با انتخاب عطر مناسب، می‌توانید دنیای جدیدی از احساسات و تأثیرات را تجربه کنید و هر روز را به یک نمایش بی‌نظیر تبدیل کنید!</description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2024 10:20:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>pixlr فتوشاپ آنلاین!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/pixlr-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%BE-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-unkluuivkvf0</link>
                <description>فتوشاپ سال‌هاست که به عنوان یک ابزار حیاطی برای طراحان یا حتی کاربران عادی که اقدام به عکاسی و ویرایش عکس می‌کنند بدل شده است. برای بسیاری از افراد، دستگاه بدون وجود این برنامه‌ی سنگین و گران قیمت چیزی کم‌ دارد. این موضوع مخصوصا اگر در جایی باشید و بخواهید چیزی را ویرایش کنید اما نتوانید برنامه را در دستگاه مقصد نصب کنید، بیشتر جلوه پیدا می‌کند. خوشبختانه با سرعتی که حالا اینترنت دارد، ابزارهای آنلاین همیشه مشکل گشا هستند. امروز هم ما به سراغ Pixlr رفته‌ایم، یک ویرایشگر تصویر آنلاین که می‌تواند در سطح‌هایی نیاز شما را به فتوشاپ رفع کند.Pixlr چیست؟Pixlr یک ویرایشگر نسبتا قدرتمند است که کاملا تحت مرورگر اجرا می‌شود و برای کار کردن با آن نیاز نیست تا هیچ برنامه‌ای نصب کنید. این برنامه‌ی بسیار عالی کاملا رایگان بوده و بخش کوچکی را به تبلیغات اختصاص می‌دهد. بخش زیادی از ابزارهای معمول فتوشاپ در Pixlr وجود دارد و شما فرمت‌های متنوعی از جمله PSD‌ را می‌توانید در آن باز کنید. به این ترتیب این برنامه هم برای ساخت یک پروژه جدید می‌تواند به کار گرفته شود و هم در صورت لزوم می‌توان پروژه‌هایی که بر روی فتوشاپ ساخته‌اید را ویرایش کنید.محیط کاربری pixlrاولین و مهم‌ترین چیزی که شما در Pixlr می‌بینید، سبکی و سریع بودن برنامه موقع اجراست و به هیچ وجه با برنامه‌های دیگری که تحت مرورگر اجرا می‌شوند و به واسطه بار گرافیکی و اشغال کردن رم، عملا کاربردی ندارند بسیار فرق می‌کند. کار کرد این برنامه شاید تماما حرفه‌ای نباشد، اما در بسیاری از موارد حتی نیازهای یک ویرایشگر حرفه‌ای را نیز برطرف می‌کند.شما در Pixlr مجموعه‌ای متنوع از انواع براش‌ها را در اختیارتان قرار می‌دهد که با توجه به امکانات معمول انتخاب در محیط عکس که در فتوشاپ وجود دارد، می‌توانید  به راحتی از آن‌ها بهره ببرید. در واقع ابزارهای نوشتن، انتخاب، تمبر، رفع قرمزی چشم  و … کاملا برای ساخت پوستر و بنر یا ویرایش سطحی عکس مناسبند.یکی دیگر از نقاط بسیار جذاب برنامه، وجود انواع فیلترهای مختلف برای تنظیم رنگ و نور و همچنین ساخت عکس‌های مبتکرانه است که می‌توانید به رایگان از مجموعه‌ی آن بهره ببرید.Pixlr فرمت‌های PNG، JPEG و SVG را باز می‌کند، اما مهم‌ترین فرمتی که این برنامه امکان بازگشایی‌اش را دارد، فرمت PSD است. یعنی همانطور که گفتیم شما می‌توانید پروژه‌های فتوشاپ را نیز در آن باز کنید و به کار با آن‌ها مشغول شوید. این موضوع زمانیکه فتوشاپ در دسترستان نباشد و بخواهید کاری مهم را دستکاری کنید، به شدت خودنمایی می‌کندنسخه پولیPixlr همانطور که گفتیم رایگان است و شما به راحتی می‌توانید از امکاناتش استفاده کنید، اما یک نسخه پولی نیز برای این برنامه در نظر گرفته شده که مهم‌ترین تفاوتش با نسخه رایگان، امکان استفاده از طرح‌های پیش فرض برنامه است. این طرح‌ها به شما این اجازه را می‌دهد که کارهای خود را با کیفیت و سرعت بیش‌تری تولید کنید.*************************************************************************************************عطر ضحی ; محبوب بودن را انتخاب کنید!آیا شما نیز در پی رایحه ای هستید که علاوه بر برند معتبر و بوی خوب و ماندگار، قیمت منطقی هم داشته باشد؟
عطری که بتوانید در روزهای گرم تابستان یا در سرمای زمستان، در مهمانی های رسمی یا محافل دوستانه یا دز زمان هایی که در کنار معشوقتان هستید از آن استفاده کنید؟
*پس از یکبار استفاده تفاوت ماندگاری این نوع ادوپرفیوم را با محصولات مشابه به وضوح حس خواهید کرد.
</description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 16:22:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوسه و سیلی!</title>
                <link>https://virgool.io/@soroush110/%D8%A8%D9%88%D8%B3%D9%87-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-y1hzwbdgu2uu</link>
                <description>ماجرای قطارژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشتخانم جوان در دل گفت: از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدممادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشتژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردمستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند .</description>
                <category>soroush</category>
                <author>soroush</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 18:38:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>