<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شیرجه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@spring75</link>
        <description>یک عدد تولید کننده ی محتوا هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:01:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/27145/avatar/lVuSnB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شیرجه</title>
            <link>https://virgool.io/@spring75</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دو راهی‌ای ترسناک به اسم شغل مورد علاقه یا پول؟ (ادامه)</title>
                <link>https://virgool.io/@spring75/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%BA%D9%84-atesfowsgrbu</link>
                <description>همون طور که قول داده بودم باید یک جمع بندی از پست دو راهی ترسناکی به اسم شغل مورد علاقه یا پول رو بذارم. اگه اون پست رو نخوندین پیشنهاد می کنم اول اون رو مطالعه کنین تا موضوع رو متوجه بشین.توی اون پست گفتم پست بعدی جمع بندیشو میذارم اما این کار رو نکردم. دو تا پست با موضوعات مختلف گذاشتم که یه یکم تنوع بشه بعد برگردیم سر مباحث جدی. البته فرصت نوشتن هم پیدا نکردم که باعث شد این قدر طول بکشه. به هر حال شرمنده ?خب من این سوال رو به جز در ویرگول؛ در شبکه های اجتماعی دیگه هم منتشر کردم. این مساله خیلی گستردست و برای هر فرد ابعاد متفاوتی رو در بر میگیره و هر کسی طبق شناختی که از خودش داره باید تصمیم بگیره. من اینجا نظراتی که شنیدم و خوندم رو براتون میگم تا اگه نکته ای هست که کسی تا حالا بهش فکر نکرده با این مطلب بتونه اون نکته رو هم بررسی کنه.انتخاب شغل با درآمد و امنیت شغلیخیلی از آشنا ها و دوستان خودم تاکید دارند که بیمه و امنیت شغلی رو به علاقشون ترجیح میدن که این دو دلیل داشت:یک. خیلی هاشون نمیدونستن اصلا به چی علاقه دارند و باید چیکار کنن. برای همین ترجیح میدن صرفا یک شغل باشه اما با شرایط ایده آل.دو. گزینه ی امنیت شغلی رو انتخاب کردن چون راه مطمئن تری برای تامین زندگیه و نمیخواستن ریسک کنن.مزایا و معایب انتخاب این گزینهانتخاب این گزینه با توجه به کامنت هایی که گرفتم و تحقیقاتی که کردم؛ به نظرم علاوه بر فایده هاش (که شرایط شغلی خوب، آسایش و بیمه و پاداشه) میتونه ضرر هم بزنه. از طرفی وقتی فرد فرصت نکنه به علائقش برسه ممکنه پرخاشگر و ناامید و حتی افسرده بشه. ممکنه حتی بعد چند سال دیگه خودشم متوجه این احساس و دلیلش نشه.از طرف دیگه در اخر و موقع بازنشستگی فرد میمونه با احساس و علاقه ای که یک عمر سرکوب کرده و دیگه از بین رفته. در اون صورت دوره ی بازنشستگیش دیگه هدفی براش نمونده و زندگی براش کسل کننده میشه. چون یک عمر یک کار روتین کرده و حالا چیزی به جز اون شغل نداره. مثل رمان &quot;مردی به نام اوه&quot; که بعد از فوت همسرش دلخوشیش فقط شغلش بود و وقتی بازنشسته شد میخواست خودکشی کنه. بین اطرافیانم هم دیدم افرادی رو که دوره بازنشستگی خوبی رو تجربه نمیکنن و دوره شاغل بودن هم شغلشون رو دوست نداشتن. البته هر کدوم از این موارد برای هر فرد متفاوته. برخی هم معتقد بودن میشه کنار کار به علائق رسید و براشون وقت ایجاد کرد. و یا این که اگه شرایط کاری و همکارای خوبی داشته باشی کم کم به شغلت علاقه مند میشی و ...انتخاب شغل مورد علاقه حتی با وجود سختی مسیراما انتخاب شغل مورد علاقه با توجه به این که ممکنه نه پول خوبی عایدت کنه و نه شرایط ایده آلی برات داشته باشه:مسلما اگه کسی بتونه همون اول توی یه شرکت خوب استخدام بشه شرایط بهتری براش رقم میخوره و زودتر ممکنه به پول و بیمه و مزایا برسه. اما کسی که راه مورد علاقه ش رو انتخاب میکنه باید سال ها تلاش کنه تا شرایط ایده آل رو رقم بزنه و پله های ترقی رو خودش باید بسازه چه برسه به این که طی کنه.اول این که اصلا علاقه داشتن به شغل یعنی چی:توی یه پادکستی شنیدم میگفت علاقه اون کاری نیست که توی انجام دادنش موفقی و مدام فیدبک مثبت میگیری و باعث انگیزه ت میشه. بلکه علاقه اینه که تو توی کاری حتی اگه فیدبک منفی هم بگیری ادامه ش بدی. هیچ چیزی نتونه جلوی تو رو بگیره و تلاش هات رو متوقف کنه. توی طی کردن مسیرت جملات انگیزشی نباید لازمت بشه. بلکه از خود اون کار باید انرژی بگیری.خب با توجه به این تعریف فکر کنم تا حدود زیادی مشخص بشه که اصلا مسیری که انتخاب کردیم درسته یا نه...فرض می کنیم مسیرمون درسته. حالا چی؟مزایا و معایب انتخاب شغل مورد علاقهاین گزینه ممکنه توی شرایط فعلی ای که داریم برای خیلی ها اصلا مطرح نباشه. چون به هر حال خیلی از مشکلات مالی و زندگی هست که فرد فرصت نمیکنه به علائقش برسه. در اون صورت برای داشتن روحیه ی شاد فرد باید دلخوشیای دیگه ای توی زندگیش ایجاد کنه که از احساسات منفی جلوگیری کنه.اما ما این جا فرض می کنیم که فرد دغدغه ی شدیدی برای مسائل مالی نداره. در این صورت میتونه یک تا سه سال و حتی بیشتر رو به صورت رایگان یا با دستمزد ناچیز کار کنه. ( با توجه به این که شغل با شرایط ایده آل هم این روزا خیلی کم یابه؛ زیاد هم نمیشه روی گزینه ی اول فکر کرد و یه جورایی آدم دوباره میاد سراغ کار مورد علاقش!)اگه فرد بتونه توی شرایط سخت دووم بیاره و کارشو واقعا دوست داشته باشه. خب پس مشکلی نیست! تردید نکنین که به هدف میرسه! در این صورت ممکنه بعد از ده سال حتی به وضعیت مالی یا اجتماعی بهتری از یک شغل کارمندی با امنیت شغلی برسه! اما ریسک این مسیر خب به مراتب بیشتر از کار با امنیت شغلی هست.جمع بندیهمون طور که گفتم انتخاب این دو گزینه به هزار و یک عامل دیگه بستگی دارن که از هر فرد به فرد دیگه متغیره. من فکر میکنم اگه کسی میتونه چندین سال شرایط شغلی سخت رو تحمل کنه باید بره سراغ کاری که دوستش داره چون این طوری هم راندمان بالاتری داره هم کشور بهتر ساخته میشه هم زندگیش رو بیشتر دوست داره و خوشحال تره.امیدوارم همه همون جایی باشن که به صلاحشونه ? ممنون که وقت گذاشتین و تا آخر مطلبم رو خوندین! ?</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Fri, 08 Feb 2019 11:35:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعطیلات مور مور شوید! + معرفی فیلم</title>
                <link>https://virgool.io/@spring75/%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-nwf9opfm9hwr</link>
                <description>امروز میخوام یک فیلم رو معرفی کنم که یه کم نوجوانانه هست اما همه رو به شدت سرگرم و حتی میخکوب میکنه...اگه برای تعطیلات برنامه ی خاصی ندارین و دنبال یه خرده هیجان میگردین پیشنهاد می کنم فیلم Goosebumps رو ببینین. این فیلم به فارسی ترس و لرز، مور مور، دایره وحشت و... ترجمه شده و ماجرای گرفتار شدن آر ال استاین بین شخصیت های داستان های خودشه...در واقع Goosebumps اسم یک مجموعه کتاب از کتاب های آر ال استاین هست که هر کتاب در مورد یک هیولا و یک سری افراد روایت میشه.شاید آر ال استاین رو نشناسید...من از دوره ی نوجوونی عاشق کتاب هاش بودم و هر کتابی که ازش پیدا کردم رو خوندم اما هنوز خیلی کتاب دیگه داره که نخوندم! به خاطر تعداد بالای رمان هاش توی گینس اسمش به عنوان پرفروش ترین نویسنده ی نوجوان ثبت شده...ژانر کتاب هاش ترسناکه اما ترسناک بودنش از اینایی نیست که دست و پا قطع میشه و دل و روده بیرون میریزه ? عنصر غافلگیری رو خیلی خوب توی داستاناش به کار می بره و در آخر بعضی داستاناش واقعا لبخند رو به لبت میاره.کتاب های استاین همون طور که خودش میگه مثل رفتن به شهربازیه...هیجان بهت میده اما حالت رو بد نمیکنه: همه از ترس سرگرم کننده لذت می‌برند، اگر در آن زمان در محل امن باشند. خواندن کتاب ترسناک مانند سوار شدن بر ترن هوایی در شهر بازی است. هم سرگرم کننده و جالب و هم ترسناک است. اما شما می‌دانید که جای شما امن است. اما فیلم Goosebumps هم همین طوره. آخر فیلم احساس می کنید از شهربازی با کلی خوش گذرونی برگشتید. (البته اگه از ژانرهای ماجراجویی، کمدی، هیجان انگیز و فانتزی خوشتون بیاد. البته من به شخصه خیلی طرفدار فانتزی نیستم اما این فیلم رو چندین بار دیدم که دیگه شمارشش از دستم در رفته ?)این فیلم رو که شرکت سونی تولید کرده، درباره ی یک پسر نوجوونه که به همراه مادرش به یه محله ی جدید میره و دو تا دوست جدید پیدا میکنه و همین شروع کلی گرفتاری برای این چهار نفره:این آقا که دستش رو بسته نقش آر ال استاین رو بازی میکنهبا این که با خوندن مطلب من ممکنه فکر کنین کلیشه ای یا تکراریه اما مطمئن باشین دیدن فیلمش فرق میکنه. بار اول که ببینین اصلا نمیتونین حدس بزنین که قراره چه اتفاقی بیفته و وقتی به خودتون میاین میفهمین دو ساعته پای فیلم میخکوب شدین ? دیدم که میگم!خب حالا میخوام با چند تا از شخصیت ها آشناتون کنم...عامل اصلی ایجاد بدبختی ها توی فیلم، به عهده ی اسلپیِ . اسلپی مربوط به داستان عروسک سخنگوی آر ال استاین هست. من کتابش رو نتونستم بخونم. یعنی تا حالا پیدا نکردم. اما بعد این فیلم به شدت مشتاق شدم در مورد اسلپی بیشتر بدونم.هیچوقت بهش نگین عروسک :)اگه کتاب &quot;او در باتلاق تبدیل به گرگ می شود&quot; رو خونده باشین این گرگینه رو میشناسین. اون یه پسر بچه ست که اصلا هم مهربون نیست!توی این فیلم و کلا داستان های آر ال استاین تنوع هیولاهاش خیلی بالاست...ولی بقیش رو لو نمیدم تا خودتون ببینین و اگه دوست داشتین نظرتون رو درباره ش بهم بگین ?از این فیلم قسمت دومی هم ساخته شده که دیدنش ضرر نداره و ماجراش به کلی در مورد یک سری شخصیت های دیگه هست. به نظر من قسمت دومش به پای قسمت اول نمیرسه اما نکات خوبی هم داره!سمت راست: آر ال استاینایشون آر ال استاین اصلی هستن که توی هر دو قسمت فیلم یک نقش خیلی کوتاه و بدون دیالوگ دارن که به نظر من حکم امضا برای طرفداراشونو داره ?? چون اگه حواستون نباشه اصلا اون صحنه رو نمیبینین!!! خلاصه امیدوارم این فیلم رو ببینین و لذت ببرین! ❤</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Fri, 08 Feb 2019 10:46:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از زن بودن ترجمه تا ناامیدی ما...</title>
                <link>https://virgool.io/@spring75/%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-ymxzqn01dxff</link>
                <description>چند وقت پیش مشغول مطالعه کتاب مادام بوواری بودم که در بخش مقدمه ی این کتاب به توصیف و نکات جالبی برخوردم...این کتاب که ترجمه ی مرحوم جناب آقای محمد قاضی بود؛ در مقدمه ی ابتدایی اش تشبیه و توصیف جالبی به کار رفته بود که من را به خنده و تفکر واداشت.مرحوم آقای قاضی در توصیف ترجمه نوشته بودند که: ترجمه مانند زن است. اگر زیبا باشد، وفادار نیست و اگر وفادار باشد، زیبا نیست.خنده من از آن جهت بود که این جمله ی پرمعنی وجهه ی جالبی برای خانم ها ندارد و به مذاقشان خوش نمی آید. اما گذشته از این مساله، چه توصیف زیبا و کاملی از ترجمه در همین یک خط کوتاه آمده است!و تفکر از این بابت که برخی ترجمه های کتاب های امروزی نه تنها وفادار نیستند بلکه زیبا هم نبوده و به کل از این قاعده مستثنا هستند!!!نکته ی جالب این کتاب آن بود که آقای گوستاو فلوبر مرحوم، به مدت 5 یا 6 سال برای نوشتن این کتاب صرف کرده و فقط روزی چند خط می نوشته است. ایشان بقیه وقت خود را صرف پیدا کردن لغات زیبا و جملات خوش آهنگ می کرده. شاید راز ماندگاری این کتاب نیز همین باشد.اما سوالی که این جا برای من مطرح است این است که:واقعا از کجا میدانسته که این همه تلاش و صرف وقت روزی اثرش را ماندگار خواهد کرد و تلاش هایش نتیجه خواهد داد؟یا سی سال رنج کشیدن جناب فردوسی و یا هزاران مورد مشابه دیگر...آیا همیشه تلاش به نتیجه خواهد رسید؟ پس چرا اکثر ما مردم امروز، این قدر نا امیدیم؟</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Tue, 05 Feb 2019 13:25:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو راهی‌ای ترسناک به اسم شغل مورد علاقه یا پول؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-swcyla7phq8a</link>
                <description>سلامامیدوارم الان که دارین این مطلب رو میخونین؛ یه جای گرم و نرم نشسته باشین و صدای بارون هم بیاد. کنار لپ تاپتون یه نوشیدنی گرم گذاشته باشین و یه موسیقی ملایم هم با صدای آروم پخش بشه. ?یا اگه همه ی این شرط فراهم نیست، آرزو دارم فقط و فقط حال دلتون خوب باشه... ❤میخوام یه سوال خیلی مهمی مطرح کنم که توی زندگی خیلیامون دست کم یک بار باهاش مواجه شدیم و جواب دادن بهش کل مسیر زندگیمون رو مشخص کرده...سوال اینه:کدوم گزینه رو به عنوان شغل انتخاب میکنید؟گزینه اول) ترجیح میدین یک شغل با درآمد خوب و امنیت شغلی داشته باشین که اصلا اصلا دوستش ندارین...یاگزینه دوم) شغلی که دوستش دارین رو انجام میدین حتی بدون امنیت شغلی و بدون درآمد درست و حسابی...منظور از امنیت شغلی هم بیمه و استخدام رسمی و... هست.پست بعدی رو به طور کامل به این مساله اختصاص خواهم داد و از کامنت های شما جمع بندی خواهم کرد؛ خوش حال میشم برام نظرتون رو بنویسین!ممنون ?</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jan 2019 17:35:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن روی لبه ی تیغ!</title>
                <link>https://virgool.io/@spring75/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%BA-oi28hfbcls5v</link>
                <description>لپ تاپ را باز کردم که کار کنم...اما شوق نوشتن بی دغدغه و برای دل خود؛ امانم نداد. الان این جا هستم...اغلب به نویسندگی فکر می کنم. به این که چه گونه شغلی است و چه شرایطی می طلبد. اصلا آدم این کار هستم یا نه... قبل تر ها که خیلی فرصت نوشتن نداشتم، مداوم وسوسه ی نوشتن به سراغم می آمد و دلم لک میزد برای ذره  ای غوطه ور شدن در واژگان...اما حال... پر از تردیدم! حس نوشتن‌ام روی لبه ی تیغ است...اما چه راهی برای رساندن تردید به یقین وجود دارد به جز خودِ نوشتن؟! پس می نویسم تا بفهمم.سرم که خلوت می شود باز می اندیشم که نوشتن چه کار طاقت فرسا و جانکاهی‌ست...اما مابین افکارم، دستی در میان ذهنم، مشغول نوشتن است. لغات همیشه در ذهن من میدوند، جملات در ذهنم می رقصند و کتاب ها از من دل می برند. در هر مکان و زمانی مشغول جمع کردن شواهدم که به من بگوینداین راه من است یا نه. آیا باید نویسنده باشم یا چیز دیگری؟چه راهی جز این دارم؟در ظاهر که هیچ اما در باطن؟نمیدانم، نمیدانم...با این همه تحقیق و تفحص و بررسی و نوشتن و نوشتن، هنوز هم نفهمیده ام این تردید کی از وجود من دست خواهد کشید...</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jan 2019 10:01:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انیمیشنی جذاب از جنس یخ و سرما</title>
                <link>https://virgool.io/@spring75/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7-dwpiui4tfc7w</link>
                <description>سلاماین اولین مطلب من توی ویرگول هست. از این به بعد قراره منم به جمع ویرگولی های عزیز اضافه بشم. کم کم از خودم، زندگیم، موضوعات مختلف و این که چرا این جا عضو شدم براتون خواهم گفت. اما امروز تصمیم دارم درباره ی یه انیمیشن جدید براتون صحبت کنم. البته قصدم اصلا نقد نیست و فقط میخوام یه انیمیشن جالب رو  به دوستان عزیزم پیشنهاد بدم.اول لازم میدونم که به یه موضوع کوچیک اشاره کنم. عده ای هستند که فکر می کنند انیمیشن ها فقط و فقط مختص بچه ها هستند. خب من نظرم این نیست. من هیچ وقت انیمیشن های برتر شرکت های خوب رو از دست نمیدم. چون فکر می کنم برخی انیمیشن ها هستند که کاملا برای بزرگسالان ساخته شدند. درسته بچه ها از دیدنشون لذت میبرن اما نکاتی رو که داخل انیمیشن گنجونده شده یک کودک سه یا چهار ساله اصلا متوجه نمیشه. خب با این مقدمه ی بدیهی (!) میخوام یه انیمیشن خوب رو براتون معرفی کنم که به نظر من نکات مهم و بزرگسالانه ای داشت. اگه دنبال یه سرگرمی خوب برای آخر هفته میگردین پیشنهاد می کنم یه نگاهی به این انیمیشن بندازین.انیمیشن SMALLFOOT یا پا کوچولواین همون یتی مذکوره :)شخصیت اصلی این انیمیشن یک یتی هست که با یک انسان برخورد میکنه و براشون ماجرا هایی پیش میاد...اینم پوسترشهاما نکته اصلی این انیمیشن تاکیدش روی به چالش کشیدن عقاید کهنه ست. این که کورکورانه چیزی رو نپذیرید صرفا چون عده ی زیادی فکر میکنند اون اعتقاد درسته.در این انیمیشن با روشی هنرمندانه نشون داده میشه که چطور میتونه حقیقت ترسناک و حتی گیج کننده باشه اما در هر حال باید بیان بشه و اشاره داره به این که همه باید حقیقت رو بدونن تا طبق اون تصمیم بگیرند.این بز فقط نقش نمک فیلم رو داره :) برخورد انسان با یتی برای هر دوشون چالش برانگیزه و هر دوی اون ها هزینه ی اقدماتشون رو پرداخت می کنند تا صداقت و اعتقادات صحیح و دوستی شکل بگیره.بیشتر از این نمیتونم چیزی بگم تا داستان لو نره. پیشنهاد میدم این انیمیشن رو ببینید و اگه دوست داشتین نظرتون رو در موردش بهم بگین!</description>
                <category>شیرجه</category>
                <author>شیرجه</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jan 2019 13:43:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>