<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید تقی کمالی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@stkamali</link>
        <description>|| نویسنده، پژوهشگر، تحلیلگر و روزنامه‌نگار / مشاور، مدرس و مربی ||
***

[منتخبی از مقالات، یادداشت‌ها، تحلیل‌ها و گفت‌وگوها را در اینجا می‌خوانید.]
***

{kamalionline@gmail.com}</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:23:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4110757/avatar/uwKnlc.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید تقی کمالی</title>
            <link>https://virgool.io/@stkamali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داده‌ها و نداده‌ها؛ اقتصاد زیرزمینی چگونه رونق می‌گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%82-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-v7uukebpofmn</link>
                <description>آنچه از حکمرانی داده تصویر می‌کنیم باید یک چشم‌انداز توسعه‌آفرین داشته باشد و نه صرفاً نظارت و کنترل بدون رویکرد انسانی و توانمندساز. از این منظر دولت باید ‌داده را برای پاسخگویی و مشارکت به کار گیرد.سید تقی کمالی«اکنون رانت و رشوه و زمین‌خواری و قاچاق به خاطر این است که داده نداریم. نمی‌توانیم رصد کنیم که چه کسی و کجا چه کار می‌کند؟ چرا انحراف پیدا کرد؟ اگر می‌خواهیم مشکلات را حل کنیم نیاز به داده داریم.» این بخشی از سخنان رئیس‌جمهور پزشکیان است. او در مبارزه انتخاباتی خود تا به امروز بارها از اهمیت داده و شفافیت اطلاعاتی سخن گفته است.رانت، رشوه، زمین‌خواری و قاچاق جلوه‌هایی از اقتصاد زیرزمینی هستند. فعالیت‌هایی که خارج از چارچوب‌های قانونی، نظارتی و مالیاتی رسمی کشور انجام گرفته و به ‌عنوان یکی از چالش‌های مزمن در مسیر توسعه پایدار، سهم قابل‌توجهی از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص می‌دهد و با تبعاتی چون فرار مالیاتی، نابرابری، تضعیف حاکمیت قانون و بهره‌کشی از نیروی کار، اشتغال فاقد بیمه و قرارداد رسمی و پوشش حقوقی قابل اعتنا همراه است.چنین پدیده‌ای فعالیت‌های پنهان (فرار مالیاتی)، غیررسمی (کسب‌وکارهای ثبت‌ نشده) و غیرقانونی (قاچاق) را شامل می‌شود که کاهش درآمدهای دولت، خدمات عمومی بی‌کیفیت، تحریف رقابت، تضعیف سرمایه‌گذاری و رشد پایین اقتصاد و اشتغال را به دنبال دارد. این نوع از فعالیت‌های اقتصادی از دید مقامات مالیاتی و آماری پنهان می‌مانند و بنابراین در محاسبات رسمی تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی‌شوند.دارون عجم‌ اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» بر این باورند که تفاوت در توسعه اقتصادی کشورها عمدتاً ناشی از تفاوت در نهادهای سیاسی و اقتصادی است. آنها نهادهای «فراگیر»  که قدرت را به‌ طور گسترده در جامعه توزیع می‌کنند و مشوق نوآوری و مشارکت اقتصادی هستند، عامل اصلی موفقیت اقتصادی می‌دانند. در مقابل نهادهای «استخراجی» هستند که قدرت را در دست گروهی محدود متمرکز می‌کنند و منابع را به نفع خود استخراج کرده و مانع رشد اقتصادی پایدار می‌شوند.یکی از الزامات اساسی برای ایجاد نهادهای فراگیر، حکمرانی داده است که با فراهم کردن دسترسی به اطلاعات و رهگیری دقیق فرایندها به شکل‌گیری نهادهای پاسخگو کمک می‌کند. دولت‌ با استفاده از داده‌ها و فناوری‌های دیجیتال می‌تواند شفافیت را افزایش، فساد را کاهش و مشارکت اقتصادی را گسترش دهد.  هر چند حکمرانی داده با اتکا به فناوری می‌تواند زیرساخت‌های لازم را فراهم بیاورد اما باید دانست که این موضوع شرط لازم اما نه کافی برای کنترل اقتصاد زیرزمینی بوده و هرگونه سیاست‌گذاری مؤثر مستلزم یکپارچگی و ادغام سیاست‌های حکمرانی داده‌ با سایر مؤلفه‌های حکمرانی از جمله اصلاحات نهادی و فرهنگی از رفتار شهروندی و مسئولیت مدنی تا ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه ملی است. برای دیده نشدن؛ از سوداگری تا محرومیتاقتصاد زیرزمینی به‌ عنوان یکی از چالش‌های ساختاری در کشورهای درحال‌توسعه، تهدیدی برای عدالت اقتصادی، درآمدهای مالیاتی و کارآمدی نهادهای دولتی محسوب شده و با بسط بی‌عدالتی و نادیده انگاشتن بخش‌هایی از جامعه موجب گسترش تبعیض و بی‌اعتمادی و در نتیجه کاهش سرمایه اجتماعی می‌شود.حکمرانی داده‌ یک راهبرد کلان‌ برای مواجهه با این نوع اقتصاد است. هنگامی که از حکمرانی داده سخن می‌گوییم چهار کلیدواژه را باید ملاک نظر قرار بدهیم: دقت و شفافیت، استاندارد و زیرساخت.در یک وضعیت آشفته، آمار و اطلاعات برای تصمیم‌گیری‌های کلان مبتنی بر داده‌های ناقص، متأخر یا حتی غیر قابل اعتبار است که موجب تخصیص غیر بهینه منابع و ناکارآمدی در سیاست‌گذاری می‌شود. وقتی آمارهای مربوط به اشتغال، دستمزد، نرخ بیکاری یا خط فقر ارائه شده از منابع مختلف گویای ارقام، روش‌ها و تعاریف متفاوتی است، مردم دیگر نمی‌توانند به هیچ‌کدام اعتماد کنند.نبود پروتکل‌ها و استانداردها برای جمع‌آوری، کدگذاری، اشتراک‌گذاری و تفسیر داده‌ها نیز باعث ایجاد ناسازگاری، داده‌های تکراری یا متضاد بین نهادها می‌شود و نداشتن زیرساخت‌های فنی و حقوقی مناسب از قبیل درگاه‌های داده باز، مراکز ذخیره‌سازی امن و چارچوب‌های حقوقی مناسب مانع از تحقق حکمرانی داده‌ خواهد بود.بر اساس گزارش بانک جهانی شفافیت داده‌ها می‌تواند تا ۳۰ درصد از فساد مالی در کشورهای درحال‌توسعه بکاهد. از بسترهای اصلی شکل‌گیری فساد، مرتبط با نبود شفافیت باید به نداشتن سازوکارهای رهگیری فرایندها و تصمیم‌ها اشاره کنیم. به همین جهت در عرصه حکمرانی، استقرار سیستم‌های مدیریتی و فرایندهای سازمانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابر آخرین گزارش شاخص ادراک فساد (۲۰۲۴)، ایران با امتیاز ۲۳ از ۱۰۰ (هرچه کمتر، فساد بیشتر) در رتبه ۱۵۱ از ۱۸۰ کشور قرار گرفته که برآمده از مسائلی مانند رشوه‌خواری، اختلاس، ضعف در پاسخگویی مقامات و نبود شفافیت در تصمیم‌گیری است. برای بهبود این وضعیت باید به اصلاحات ساختاری در حکومت‌داری و شفافیت مالی مبادرت ورزید. کشورهای موفق ثابت کرده‌اند شفافیت داده‌ها می‌تواند فساد را کاهش و عدالت را افزایش دهد.بر اساس گزارش EY (2025)، اقتصاد زیرزمینی ایران در سال ۲۰۲۳ معادل ۲۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برآورد شده است که آن را در رده کشورهایی با سطح متوسط به بالای اقتصاد زیرزمینی قرار می‌دهد (بالاتر از میانگین جهانی با ۱۱.۸ درصد اما پایین‌تر از برخی کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا) و در میان کشورهای خاورمیانه، بالاتر از پاکستان (۳۶.۱)، عراق (۳۰.۶ درصد) و ترکیه (۲۸.۳ درصد) و پایین‌تر از عربستان سعودی (۱۷.۶ درصد) و امارات متحده عربی (۱۵.۱ درصد).کمترین اندازه اقتصاد زیرزمینی در آمریکای شمالی و اروپای غربی و بیشترین اندازه در بخش‌هایی از آفریقا و جنوب آسیا مشاهده می‌شود. بالاترین سهم از اقتصاد زیرزمینی در کشورها به دلیل حجم بالای تجارت غیررسمی و قاچاق یا ناشی از بحران پولی و بی‌اعتمادی به سیستم بانکی و کمترین سهم از اقتصاد زیرزمینی نیز به دلیل سیستم مالیاتی کارآمد با نظارت قوی و جرائم سنگین برای فرار مالیاتی است.  اقتصاد زیرزمینی از لحاظ گستردگی جالب توجه است چون به عنوان یک پیوستار، طیفی از فعالیت‌های غیررسمی را شامل می‌شود که از سوداگری تا محرومیت را در بر می‌گیرد، اعم از کار غیررسمی (کارگران روزمزد بدون قرارداد، دست‌فروشان خیابانی و شاغلان خانگی بدون بیمه از این جمله هستند)، فرار مالیاتی (فروشندگان کوچکی که از ثبت فروش خودداری می‌کنند یا درآمد خود را کمتر گزارش می‌دهند را به عنوان نمونه می‌توان نام برد)، قاچاق و بازار سیاه (فروش کالاهای قاچاق مانند سیگار، سوخت و داروهای غیرمجاز) و پول‌شویی (انتقال پول از طریق روش‌های غیرشفاف برای پنهان‌کردن منشأ درآمد).ورود به اقتصاد زیرزمینی در بسیاری از موارد یک انتخاب داوطلبانه نیست بلکه ناشی از شرایط ساختاری است. بسترهای شکل‌گیری و رونق اقتصاد زیرزمینی در ایران از منظر تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌های داخلی مانند بروکراسی ناکارآمد و فساد اداری، مالیات‌های سنگین، بازار غیررسمی ارز، نرخ بیکاری بالا، یارانه‌های غیرهدفمند و قاچاق کالا قابل ‌بررسی است.محدودیت دسترسی به سیستم مالی جهانی منجر به افزایش مبادلات غیررسمی (مانند بازار سیاه ارز) شده، بروکراسی پیچیده و رشوه‌خواری برای فعالیت خارج از سیستم رسمی ایجاد انگیزه کرده، فشار مالیاتی بر روی کسب‌وکارهای کوچک تمایل به عدم ثبت درآمدها را افزایش داده، نبود فرصت‌های شغلی رسمی گرایش به مشاغل کاذب (مانند پیک موتوری و دست‌فروشی) را بالا برده است و در نهایت ورود و خروج غیرقانونی کالاها (مانند سوخت و لوازم الکترونیک) از مرزها منجر به اتلاف سرمایه می‌شود. باید به زبان داده‌ها سخن گفت!در ادامه به راهی که رفته‌ایم و تجاربی که کسب کرده‌ایم، می‌پردازیم. تا اینجا برای ما مشخص است که داده‌محوری با ایجاد ردپای دیجیتال در زنجیره تصمیم‌سازی و تخصیص منابع امکان کشف تخلف، تضاد منافع و روابط غیرشفاف را فراهم می‌کند.فرهنگ داده‌محور، پایه‌ تحول دیجیتال در دولت‌ها و سازمان‌های عمومی است. در چنین فضایی داده‌ها به عنوان دارایی راهبردی، ارزشمند تلقی می‌شوند. دسترسی به داده‌ها، مهارت‌های تحلیلی و تمایل به تغییر ارکان چنین فرهنگی هستند. بنابراین اشتراک‌گذاری و انتشار داده‌های عمومی اهمیت دارد و مقاومت در برابر آن با چنین فرهنگی ناسازگار بوده و برای این منظور نیاز به ارتقای سواد داده افراد است.بر اساس مواد ۸ و ۱۰ قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات»، سازمان‌ها موظف‌اند داده‌های عمومی را در درگاه داده باز منتشر کنند و استثنائات شامل داده‌های امنیتی، حریم خصوصی و اسرار تجاری است. آگاه نبودن از اهمیت داده‌های باز، حس مالکیت و اجتناب از اشتراک‌گذاری آنها در نهادهای دولتی مانعی بر سر راه اشاعه فرهنگ داده‌محور و بر خلاف اصل شفافیت است. عوامل متعددی از جمله درک نادرست از ارزش داده‌ها، ترس از افشای اطلاعات حساس و نگرانی از تغییرات ساختاری در این داده گریزی نقش دارند. از سوی دیگر نداشتن سیاست مشخص و فرماندهی واحد برای هماهنگ‌سازی نهادها در زمینه داده‌های باز منجر به عملکرد پراکنده و عدم تعامل مؤثر میان آنها شده است.یکپارچه‌سازی سامانه‌های اطلاعاتی و شفاف‌سازی فرایندهای اقتصادی ابزارهای مؤثری برای رصد فعالیت‌های پنهان در اختیار نهادهای نظارتی قرار می‌دهد. تحلیل داده‌محور به ‌ویژه در زمینه تراکنش‌های مالی، ثبت دارایی‌ها و زنجیره تأمین می‌تواند منجر به شناسایی الگوهای فرار از نظارت شود.همان‌طور که اشاره کردیم حکمرانی داده در کشور برای ایجاد درگاه‌های داده باز، مراکز ذخیره‌سازی امن و تعامل‌پذیری میان نهادها با موانع و چالش‌هایی در زمینه استانداردسازی و کدگذاری، توسعه زیرساخت‌های یکپارچه و انسجام در سیاست‌ها و رویه‌ها، قوانین و مقررات مواجه است.قانون «مدیریت داده‌ها و اطلاعات ملی (مدام)» که در سال ۱۴۰۱ تصویب شد، تلاش کرده است با ایجاد ۲۷ پایگاه داده و همچنین «مرکز ملی تبادل اطلاعات» این مسائل را حل کند اما هنوز در مرحله پیاده‌سازی با مشکل روبه‌رو است.تجربه‌هایی مانند «درگاه ملی مجوزها»، «سامانه تدارکات الکترونیک دولت (ستاد)»، «پایگاه رفاه ایرانیان» و «سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات» نشان داده‌اند که حرکت به‌ سوی حکمرانی داده‌، هرچند دشوار و پرهزینه اما زمینه‌ساز شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی نظام اداری است و با یکپارچه‌سازی و جامعیت می‌توان وضعیت جزیره‌ای و پراکندگی این سامانه‌ها را مرتفع کرد و دیگر سامانه‌های مورد نیاز را بدان افزود.یکی از ویژگی‌های بارز اقتصاد زیرزمینی، فرار از پرداخت مالیات و عدم گزارش‌دهی دقیق است. این امر به کاهش درآمدهای دولت منجر می‌شود. از طریق تجمیع اطلاعات اقتصادی و تراکنش‌ها امکان شناسایی مؤدیان پنهان و کاهش فرار مالیاتی فراهم می‌شود. بنابر گزارش گروه مشاوره بوستون، کشورهایی که از سامانه‌های داده‌محور و یادگیری ماشین در تحلیل‌های مالیاتی بهره می‌برند به طور متوسط تا ۲۵ درصد درآمد مالیاتی بیشتری نسبت به کشورهای فاقد این زیرساخت‌ها جذب کرده‌اند.بانک جهانی اشتغال غیررسمی در ایران را حدود ۶۰ درصد گزارش می‌کند. مشاغل غیررسمی عموماً فاقد قراردادهای رسمی، بیمه و حقوق بازنشستگی هستند. کارگران در این بخش از حمایت‌های قانونی برخوردار نبوده و اغلب به صورت روزمزد یا پروژه‌ای فعالیت می‌کنند. با پیاده‌سازی حکمرانی داده، دولت‌ می‌تواند شرایط بهتری برای کارگران فراهم کرده و از حقوق آنان حمایت کند. همچنین کسب‌وکارهای رسمی در برابر رقابت ناعادلانه از سوی فعالیت‌های غیررسمی محافظت می‌شوند.پیاده‌سازی ابزارهایی نظیر شناسایی دیجیتال، ثبت الکترونیک فاکتورها، کیف پول دیجیتال و بلاک‌چین با ثبت غیر قابل دست‌کاری تراکنش‌ها، گزارش لحظه‌ای و ردیابی آنها در تعامل نهادهای مالیاتی، گمرکی و تأمین اجتماعی زمینه کاهش قابل توجه اقتصاد زیرزمینی را فراهم می‌کند.شواهد کشورهای اسکاندیناوی (مانند دانمارک، سوئد و نروژ) و کره جنوبی مؤید این موضوع است. در نروژ (با کمترین نرخ اقتصاد زیرزمینی در اروپا) بیش از ۹۰ درصد تراکنش‌ها به صورت الکترونیک انجام می‌شود.در کره جنوبی دولت از طریق دیجیتال‌سازی و نظارت فعال در حال کنترل اقتصاد زیرزمینی است. این کشور تراکنش‌های خرد را دیجیتال کرده و معافیت مالیاتی برای فروشندگان در نظر گرفته است. این طرح باعث افزایش ۴۰ درصدی ثبت تراکنش‌های رسمی شده است. کره جنوبی با اتخاذ چنین رویه‌ای توانست اقتصاد زیرزمینی را از ۲۵ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱۰درصد در ۲۰۲۲ کاهش دهد. از نظارت و کنترل تا توسعه و توانمندسازیآنچه از حکمرانی داده تصویر می‌کنیم باید یک چشم‌انداز توسعه‌آفرین داشته باشد و نه صرفاً نظارت و کنترل بدون رویکرد انسانی و توانمندساز. از این منظر دولت باید ‌داده را برای پاسخگویی و مشارکت به کار گیرد.در این مسیر نیز چهار رویکرد فردی، اجتماعی، نهادی و ملی را مدنظر قرار می‌دهیم. لازم است بر رویکردهای فردی کنشگرانه یعنی نقش‌آفرینی تک‌به‌تک شهروندان، مسئولیت مدنی در قالب ایفای وظایف و تکالیف نهادی، بایسته‌های حکومت‌داری برای توسعه ملی و توجه به زمینه‌های افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه تمرکز داشته باشیم و نقش و جایگاه خود را در هر یک از این موارد جست‌وجو و پیدا بکنیم. شفافیت در داده‌های عمومی به شهروندان امکان نظارت بر حکومت را می‌دهد. مطالعات گویای این است که کشورهای دارای سیاست‌های داده باز رشد اقتصادی بالاتری دارند و داده‌ها به توزیع عادلانه‌تر منابع کمک می‌کند. رشد شفافیت و کارآمدی مبتنی بر داده موجب افزایش اعتماد به دولت و در نتیجه رشد نهادهای فراگیر شده و بر همین مبنا مشارکت داوطلبانه شهروندان در اقتصاد رسمی و تبعیت از مقررات افزایش می‌یابد و یک چرخه تقویتی در کاهش اقتصاد زیرزمینی ایجاد می‌شود. برای تحقق این موضوع ترکیبی از اقدامات بلندمدت (مثل بهبود نهادها) و کوتاه‌مدت (مثل استفاده از فناوری) ضروری است.تلفیق فناوری با ساختارهای شفاف، عادلانه و پاسخگو می‌تواند مسیر کاهش تدریجی فعالیت‌های غیررسمی را هموار کند. درعین‌حال نباید از این نکته غافل شد که در کشورهای با اعتماد پایین به دولت، بهره‌گیری نابه‌جا از داده می‌تواند به بی‌اعتمادی مضاعف و مقاومت عمومی دامن بزند. بنابراین بر لزوم شفافیت، رعایت حریم خصوصی و احتیاط در سیاست‌گذاری تأکید می‌شود.تصمیم‌گیری‌های کلان بدون اتکا به داده‌های دقیق و به‌روز، بیشتر به قضاوت شهودی و سیاست‌ورزی غیر علمی متمایل می‌شود که پیامد آن ناکارآمدی، هدررفت منابع و نارضایتی عمومی است. دولت‌ برای تنظیم سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و امنیتی به نظام‌های اطلاعاتی یکپارچه و قابل اعتماد نیاز دارد.در سایه نبود داده یا ناهماهنگی اطلاعاتی و با تبعیض داده‌ای همه شهروندان از اطلاعات کافی و  قابل قیاس بهره‌مند نخواهند بود که عدالت اطلاعاتی را در مخاطره قرار داده، زمینه نظارت مردمی بر عملکرد دولت را تضعیف کرده و کنشگری اجتماعی و رسانه‌ای (برای مقابله با رانت و تبعیض) را سست می‌کند و عاملی است برای گسترش شایعه و کاهش اعتماد عمومی (اجتماعی و نهادی).در نهایت باید گفت فراهم‌کردن داده‌ها در حکمرانی هوشمند برای تصمیم‌گیری کلان و پایش پیشرفت ملی یک ضرورت کلیدی به‌حساب می‌آید. در سایه نبود شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت و در نتیجه گسترش بی‌اعتمادی، اقتصاد زیر زمینی رونق می‌گیرد اما داده‌محوری با ایجاد زبان مشترک میان شهروندان، دولت و بخش خصوصی و در نتیجه تسهیل تعامل نهادی، مانع از شکل‌گیری و گسترش چنین فضایی است. دسترسی همگانی به خدمات دیجیتال، بهره‌برداری از بسترهای امن و مطمئن و اعتماد به نظام داده موجب کاهش فاصله ادراک شده مردم - دولت می‌شود.«داده‌ها و نداده‌ها؛ اقتصاد زیرزمینی چگونه رونق می‌گیرد؟»؛ سید تقی کمالی، پایگاه تحلیلی - خبری عصر ایران: ۱۵ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 03:31:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌ورزی هوشمندانه چگونه ممکن می‌شود؟/ حل مسائل با رجوع به تجارب جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%A8-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-rssamn2vwrvj</link>
                <description>در دنیای متحول امروزی سیاست‌ورزی هوشمندانه به‌عنوان شیوه‌ای که در آن سیاست‌مدار می‌تواند تصمیمات خود را با درنظرگرفتن پیچیدگی‌ها و تحولات محیطی اتخاذ کند، اهمیت ویژه‌ای دارد.سید تقی کمالیدر بازه‌های مختلف زمانی این موضوع از سوی دولتمردان کشورمان مطرح شده است که نیاز داریم از خارج کشور مدیر وارد کنیم یا اینکه از مشاوران خارجی برای حل مسائل داخلی کمک بگیریم. این را در دولت روحانی، محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صمت نیز این‌گونه مطرح کرد: «همان‌طور که در بخش‌های ورزشی مربی خارجی به کشور می‌آوریم در بخش صادرات نیز برای توسعه بازارهای صادراتی نیازمند ورود مدیران اقتصادی خارجی هستیم.»مسعود پزشکیان نیز معتقد به حل مسائل کشور با اتکا به مشاوره بین‌المللی است، او مدتی قبل گفت: «قرار است از کارشناسان بین‌المللی با رتبه‌های بالای علمی را برای مشورت دعوت کنیم. در این باره با رهبری صحبت کرده‌ایم. باید بهترین باشیم و به جایگاهی برسیم که برازنده جامعه ما باشد.» بااین‌حال هنوز از روند اقدام و نتایج آن سخنی به میان نیامده است.در دنیایی زندگی می‌کنیم که بخشی قابل توجهی از مسائل و چالش‌های ما متأثر از روندها، مسائل و تحولات جهانی است و یا اینکه همانند مسائل و چالش‌های ما را دیگر کشورها و جوامع داشته‌اند. اگر کسی جز این بیندیشد، خودفریبی است. جامعه انسانی مسیر مشترکی را طی می‌کند اگر عده‌ای توانسته‌اند بر مشکلی فائق آمده و طرحی نو دراندازند و زندگی آسوده‌تری داشته باشند چرا ما با اتکا به آن مسیر نتوانیم؟ بلکه با هزینه و زمان کمتر و حتی دستیابی به نتایج بهتر. هر مسئله‌ای نقاط مشترک و متناظری دارد که با ملاحظات هر بافتی می‌توان آن را شناخت، تحلیل و حل کرد. موارد اندکی وجود دارد که به عنوان یک مسئله منحصربه‌فرد یک کشور یا جامعه را درگیر کند.با این نگاه جهانی، برخی کشورها مسئولیت‌های مهم و راهبردی را به مدیران برجسته و موفق حتی از دیگر کشورها محول کرده و برای جذب در این مشاغل فراخوان منتشر می‌کنند تا به عدالت و شمولیت نیز نزدیک شود. به عنوان نمونه دولت بریتانیا در سال ۲۰۱۹ برای انتخاب رئیس بانک مرکزی اطلاعیه‌ای در وب‌سایت خود منتشر کرد و از افراد واجد شرایط برای ارسال رزومه و انگیزه‌نامه دعوت به عمل آورد. آنها در این زمینه از بخش خصوصی برای تسهیل فرایند اجرایی کمک گرفتند. موافقان این رویکرد معتقدند که موجب گسترش شفافیت، افزایش اعتماد عمومی، کاهش نفوذ سیاسی و ارتقای کارآمدی و استقلال سیاست‌های پولی می‌شود.امارات متحده عربی در کنار ما از شرکت‌های مشاوره بین‌المللی مانند «مکنزی» و «دیلویت» به طور مستمر مشاوره دریافت می‌کند و آکادمی‌ها و مؤسسات پژوهشی آن به ویژه در زمینه آینده‌پژوهی و رویدادهای فناورانه آن مانند جیتکس محل ارتباط و تعامل متخصصان و کارشناسان خارجی است. رشد بازار مشاوره در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس - به عنوان یک بلوک سیاسی و اقتصادی شامل عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و عمان - در سال ۲۰۲۳ به میزان ۱۳.۲ درصد رسیده است که نشان‌ دهنده تقاضای بالا برای خدمات مشاوره‌ای در پروژه‌های کلان منطقه است.ما در کشورمان با مسائل، چالش‌ها و معضل‌های متعدد، دامنه‌دار و پیچیده مواجهیم که سال‌ها از حل آنها عاجز مانده‌ایم. در مقاطعی هر چند در سطوحی محدود، گروه‌های مشاوره بین‌المللی را دعوت کرده و از آنها خواسته‌ایم مطالعات انجام داده و راهکار ارائه کنند. اگرچه هر یک از این موارد معدود تا اندازه‌ای به سرانجام رسیده اما به عمل و به‌کارگیری کامل منتهی نشده است. قطعاً شناخت مسئله یک بعد قضیه است، حل آن به ابتکار و توان مدیریتی در کنار بسترهای کارآمد نهادی احتیاج دارد.کشورهایی مانند کره جنوبی، سنگاپور، چین و برخی از کشورهای اسکاندیناوی در حل مسائل توسعه‌ای، آموزش، بهداشت و حتی فساد اداری با رجوع به تجارب جهانی، ضمن اینکه آنها را با شرایط داخلی سازگار کردند، توانستند از آثار آن برای ارتقای سطح توسعه‌یافتگی خود بهره‌برداری کنند. همچنین تجربه انتقال فناوری و آگاهی و بهره‌برداری از تجارب سیاست‌گذاری عمومی در کشورهایی مانند هند یا برزیل نشان می‌دهد بومی‌سازی دانش جهانی با تقویت ظرفیت‌های داخلی (ظرفیت نهادی، مشارکت اجتماعی و دانش بومی) نتیجه‌بخش است.در این راستا کشورها از مدل‌ها و روش‌های متنوعی استفاده می‌کنند. یادگیری تطبیقی با مطالعه منظم و مستمر تجربیات جهانی، تحلیل مقایسه‌ای سیاست‌ها به‌ منظور بهبود و بهینه‌سازی آنها، انتقال سیاست‌های مؤثر، کاربردی و سازنده و قرارگیری در شبکه‌ یادگیری با پیوستگی، تعامل و اشتراک‌گذاری دانش و تجربه از این جمله است.درعین‌حال باید گفت که رجوع به تجارب جهانی برای حل مسائل کشور هر چند یک رویکرد ضروری محسوب می‌شود اما به تنهایی ناکافی است و نیازمند تمهیدات مکمل است. ما با چنین شیوه‌ای افق دید خودمان را گسترش می‌دهیم و از سعی و خطاهای پرهزینه جلوگیری می‌کنیم. تجارب جهانی به ما راه‌حل‌های به‌روز، مؤثر و آزمایش‌شده ارائه می‌دهند و حتی می‌توانیم آن را در بستر اجرا نیز محک زده و به آزمون بگذاریم و با اطمینان و انطباق آن را عملیاتی و پیاده‌سازی کنیم. وقتی از بهره‌برداری از تجارب جهانی و استفاده از دانش و تخصص جهانی سخن می‌گوییم به معنای تقلید صرف بدون درنظرگرفتن زمینه‌های بومی - از جمله شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی - نیست. سیاست‌گذاری مقایسه‌ای و مطالعات و بررسی‌های تطبیقی از سوی متخصصان و کارشناسان داخلی نیز انجام می‌پذیرد و رهاوردهای مفیدی را پیش روی سیاست‌مداران و دولتمردان قرار می‌دهد. مهم این است که از چنین رویه‌ای تبعیت کرده و در نهایت آن را به اجرا گذاشت، نتایج را ارزیابی کنیم و به بهبود مستمر آن اهتمام داشته باشیم.در همین مدت که کشور وزیر اقتصاد ندارد عده‌ای به مزاح می‌گویند نبود وزیر مشکلی ایجاد نکرده گویی این ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده است که با یک اشارت قیمت طلا و ارز را در کشور ما جابه‌جا می‌کند!ریچارد رز، دانشمند مطرح علوم سیاسی در این باره معتقد است: «زمانی که مسائل «خارجی - داخلی» می‌شوند، موفقیت یک برنامه ملی دیگر به تصمیم سیاست‌گذاران ملی (داخلی) وابسته نیست بلکه به آنچه خارجی‌ها تصمیم می‌گیرند نیز بستگی دارد.»او همچنین می‌گوید: «دیر یا زود برنامه‌ای که یک روز، خود راه‌حلی برای یک مشکل بود، به یک مشکل تبدیل می شود. زمانی که کارها شروع به خراب‌شدن می‌کند، سیاست‌گذاران تحت فشار قرار می‌گیرند تا تمهیداتی جدید برای رفع نارضایتی و انتقادهای رسانه‌ای و نظرسنجی‌هایی که دولت را از عدم محبوبیت یا حتی شکست انتخاباتی می‌ترساند، بیندیشند.»بنابر این دیدگاه باید گفت که هر سازمان و کشوری برای پابرجا ماندن به اتخاذ سیاست‌های متناسب، به‌روز و مؤثر و تدابیر گشایشگر نیازمند است. پس چه‌بهتر که برنامه‌های مطالعات و برنامه‌ریزی ما مطابق با رویه‌های جهانی باشد و ارتباطات، همکاری و مشارکت خودمان با سازمان‌ها و سامانه‌های بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد، نهادهای وابسته به آن، مؤسسات پژوهشی و مشاوره مدیریت و مراکز مطالعات تخصصی وابسته به دانشگاه‌های برتر را گسترش دهیم.در دنیای متحول امروزی سیاست‌ورزی هوشمندانه به‌عنوان شیوه‌ای که در آن سیاست‌مدار می‌تواند تصمیمات خود را با درنظرگرفتن پیچیدگی‌ها و تحولات محیطی اتخاذ کند، اهمیت ویژه‌ای دارد. سیاست‌ورزی هوشمندانه تنها به توانمندی در استفاده از قدرت در شرایط مختلف محدود نمی‌شود بلکه به معنای شناخت دقیق موقعیت‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها و بهره‌برداری از آنها در راستای تحقق اهداف خاص است.ما نیاز به همه‌جانبه‌نگری در سیاست‌ها، مشارکت فراگیر اجتماعی و گسترش شفافیت داریم. سیاستی که اتخاذ می‌شود باید به درستی اجرا شده و مورد نظارت و ارزیابی دقیق قرار گیرد و فرایند، گردش کار و نتایج آن برای آگاهی‌رسانی عمومی منتشر شود. یک سیاست سازنده در اتاق‌های دربسته، بی‌اعتنا به واقعیت‌‌های جامعه نگاشته نمی‌شود و بدون تحلیل و واکاوی ابعاد و چگونگی اجرا به ثمر نمی‌نشیند. هیچگاه نباید تجربه شکست‌خورده «سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴» که گردهم آوری عباراتی آرمان‌خواهانه، به دور از واقعیت‌های بیرونی، غیرمنعطف و بدون بازنگری و اصلاح بود را دوباره تکرار کنیم. «سیاست‌ورزی هوشمندانه چگونه ممکن می‌شود؟ / حل مسائل با رجوع به تجارب جهانی»؛ سید تقی کمالی، پایگاه تحلیلی - خبری عصر ایران: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 03:09:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمزگشایی از پشت پرده دیپلماسی آمریکایی، فراتر از میز مذاکره/ چرا واشنگتن مذاکرات را به صحنه رسانه‌ها می‌کشاند؟</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF-aihrqebk32cv</link>
                <description>رسانه نه تنها ابزار ارتباطی بلکه بازوی راهبردی سیاست خارجی آمریکا در فرایندهای مذاکره و دیپلماسی به شمار می‌آید و انتظار اینکه مقامات ایالات متحده در روند مذاکره و دیپلماسی آن را نادیده بگیرند، برداشت غلط و توقع عبثی است.سید تقی کمالی«مشخص نیست که موضع‌شان چیست و این جالب نیست که شما این‌طور در علن صحبت کنید. این‌گونه مواضع روی فضای مذاکرات تأثیر می‌گذارد ولی باید ببینیم در عمل در مذاکره چه می‌گویند و صحبت‌ها و موضع‌شان چیست.» این بخشی از سخنان مجید تخت‌روانچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه پیش از آغاز دور پنجم مذاکرات ایران و ایالات متحده در رم ایتالیا است.مقامات ایالات متحده طی مذاکرات اخیر هسته‌ای بارها به شکل علنی مباحث مذاکره با ایران را در رسانه‌ها مطرح کردند و از فضای عمومی مانند نشست‌های تخصصی در مجامع علمی و فکری مانند اندیشکده‌ها برای طرح و بسط گفتمان و روایت سیاسی خود بهره‌برداری می‌کنند که سبب واکنش مقامات ایرانی شده است. این‌گونه که پیدا است استفاده از رسانه‌ها به‌ عنوان ظرفیت مکمل مذاکرات رسمی باعث شده ایالات متحده موقعیت دیپلماتیک خود را تقویت کرده و فرایند گفت‌وگوها را به نفع خود مدیریت کند، کاری که البته ایران نیز تااندازه‌ای از آن غافل نیست.ایالات متحده یکی از پیشگامان بهره‌برداری از رسانه‌ها در راستای پیشبرد اهداف خود است. این کشور با کاربست طیفی وسیع از رسانه‌های سنتی و دیجیتال همراه با پلتفرم‌ها توانسته است چه از لحاظ راهبردی و چه ابزاری امکان مناسبی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، دولت‌ها و نخبگان فراهم آورد. چه اینکه از منظر مطالعات فرهنگی و رسانه‌ای آن را «عمومی/ همگانی شدن» یا «جامه نمایش پوشاندن بر پدیده سیاست» بنامیم یعنی انتقال مذاکره به عنوان یک امر سیاسی از صحن (مکان‌مند و محدود - خاص) به صحنه (روایی، نمایشی و فراگیر - عام).در واقع رسانه‌ها به عنوان یکی از ارکان قدرت نرم به شمار می‌روند که نقش مؤثری در شکل‌دهی به ترجیحات، ادراک‌ها و نگرش‌ها ایفا می‌کنند. ایالات متحده با داشتن زیرساخت گسترده رسانه‌ای، این قدرت را به ظرفیت مهمی برای اعمال نفوذ دیپلماتیک و چانه‌زنی بین‌المللی بدل کرده است. ناآگاهی از فرهنگ رسانه‌ای این کشور و کارکردی که رسانه‌ها در عرصه‌های گوناگون از جمله سیاست و دیپلماسی دارند، موجب می‌شود در برابر راهبردها و رویه‌های ناشی از آن سردرگم و در نهایت مغلوب شد.   رسانه و دیپلماسی؛ مرزهای پیدا و پنهانعباس عراقچی، وزیر امور خارجه پیش‌تر با لغو سخنرانی مجازی خود در بنیاد کارنگی که قرار شد از سخنرانی به مناظره تبدیل شود به صراحت اعلام کرد که ایران قصد ندارد در ملأعام مذاکره کند و تبدیل سخنرانی به یک پرسش‌وپاسخ آزاد یا مذاکره عمومی را نمی‌پذیرد. او همچنین دراین‌بین در دیدارها و تماس‌های دیپلماتیک خود از «گفتار و رفتار متناقض مقامات آمریکایی» گلایه کرده است از جمله در تماس تلفنی با دبیرکل سازمان ملل متحد بیان کرد «رفتارها و گفتارهای ضدونقیض مقامات آمریکا به همراه ادامه تحریم و تهدید علیه ملت ایران موجب تشدید بی‌اعتمادی و سوءظن نسبت به جدیت آمریکا برای پیشبرد مسیر دیپلماسی شده است.» و در حاشیه نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (هم‌زمان با امضای کتاب خود با عنوان «قدرت مذاکره»)، گفت: «میدان مذاکره، میدان نبرد است، نبرد اراده‌ها، نبرد استعدادها و نبرد توانمندی‌ها در پشت صحنه.» و افزود: «در کنار مذاکرات هسته‌ای که بین ما و آمریکا می‌گذرد، یک جنگ رسانه‌ای نیز بین دو طرف است... چرا که از این طریق نه تنها می‌تواند ذهن جامعه خود بلکه جامعه بین‌المللی را شکل بدهد.»همان‌طور که مشخص است اظهارات علنی و گسترش دامنه مباحث به فضای عمومی از جمله رسانه‌ها از طرف ایالات متحده به ویژه در خصوص حق غنی‌سازی ایران موجب واکنش و گلایه مقامات کشورمان ‌شده است. آنان بر حفظ فضای آرام و جدی برای مذاکرات تأکید دارند و باورشان بر این است که علنی شدن و اظهارات متناقض می‌تواند به روند مذاکرات آسیب بزند و از جدیت آن بکاهد و معتقدند که علنی شدن چنین نظراتی موجب سوءاستفاده‌های سیاسی و رسانه‌ای می‌شود و برخی از گروه‌های ذی‌نفع با تبدیل مذاکرات به یک موضوع عمومی می‌توانند در روند دیپلماسی اخلال ایجاد کنند.البته چنین رویه‌ای مرسوم است و در قالب دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها و تفاسیر در طول مذاکرات قبلی و حتی پیش از شکل‌گیری مذاکرات جدید بارها از سوی مقامات ایالات متحده در رسانه‌ها، اجتماعات و محافل (اعم از تخصصی و عمومی) مطرح شده و همواره تنور مباحثه‌های رسانه‌ای، آکادمیک و اندیشکده‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران گرم بوده است. اما دانستن اینکه چرا چنین است و ارتباطات و رسانه‌ها در دیپلماسی ایالات متحده چه جایگاه و نقشی دارند، می‌تواند به ما در درک بهتر این موضوع کمک کند.... و دشمنانی که برساخته می‌شوند!ایالات متحده در سال‌های اخیر، در کنار رسانه‌های جریان اصلی، رسانه‌های اجتماعی (جایگزین) را به ابزاری مهم در دیپلماسی عمومی بدل کرده است. از دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، توییتر (ایکس امروز) به یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی تبدیل شد. توییت‌های تهدیدآمیز ترامپ علیه رهبر کره شمالی و سپس پیام‌های صلح‌جویانه، بخشی از راهبردهای رسانه‌ای برای افزایش ابهام و هدایت بازیگر مقابل به میز مذاکره بود.در ایالات متحده از منظر رسانه‌ای کره شمالی با عنوان تهدید نامتعارف/ دشمن دیوانه معرفی می‌شود و  تصویرسازی از آن بنابر نمایشی از غیرعقلانیت مطلق است. تاکتیک‌های رسانه‌ای ایالات متحده به طور مشخص در مقابل کشورهای ایران با عنوان تهدید ایدئولوژیک با تأکید بر اسلام سیاسی و بی‌اعتمادی دیپلماتیک، روسیه با عنوان تهدید ژئوپلیتیک با تأکید بر دشمنی کلاسیک، چین با عنوان تهدید نرم/ رقیب جهانی با تأکید بر رقابت تکنولوژیک و ایدئولوژیک و هر سه به عنوان محور تقابل تمدنی (مبتنی بر گفتمان غالب) شناخته می‌شوند. این یک آرایش رسانه‌ای مشخص و قاعده‌مند است و نمی‌توان انتظار داشت این نظم به طور دفعی و یک‌باره بر هم بریزد.از زمان قدرت‌گیری محمد بن سلمان (۲۰۱۵ تا به امروز) و اعلام برنامه اصلاحات «چشم‌انداز ۲۰۳۰»، تصویر رسانه‌ای از عربستان سعودی تااندازه‌ای دچار چرخش گفتمانی شده است. به ‌عنوان کشوری با «اقتدارگرایی نرم» که تلاش می‌کند خود را مدرن، مترقی و همسو با قرن ۲۱ نشان دهد، درحالی‌که ساختار قدرت تغییر چندانی نکرده است.از نمونه رویه‌های رسانه‌ای ایالات متحده در پیوند با دیپلماسی از جمله در مذاکرات هسته‌ای ایران که بخشی از سیاست‌های رسانه‌ای این کشور به شمار می‌رود و با ایجاد یک نظام یکپارچه رسانه‌ای - دیپلماتیک توانسته نفوذ چشمگیری در سطح بین‌الملل پیدا کند، به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: -         چارچوب‌سازی افکار عمومی از طریق رسانه‌های جهانی-         بهره‌برداری تاکتیکی از رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی-         استفاده از رسانه‌ها برای تحت فشار قراردادن بازیگران مقابل-         روایت‌سازی هماهنگ میان دولت، رسانه‌ها و سینماگفته‌ها، شنیده‌ها نیستند؛ واژه‌ها می‌فریبنددر دوره حاضر، مقامات آمریکایی به ویژه شخص دونالد ترامپ و فرستاده ویژه او، استیو ویتکاف مواضعی را به صورت علنی در رسانه‌ها مطرح می‌کنند که با هدف «فشار بر ایران» و «شکل‌دهی به افکار عمومی بین‌المللی» انجام می‌شود.ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده درعین‌حال که خود را «خواهان توافق» نشان می‌دهد و سعی در «ایجاد تصویر خوب و امیدبخش و ترغیب‌کننده» دارد، از «تهدید و فشار» نیز استفاده می‌کند تا ایران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا مجبور کند. از نمونه جملات و عبارات محوری در گفته‌های او می‌توان به این موارد اشاره کرد:«رفتار ایران در قبال مذاکرات هسته‌ای هوشمندانه بوده و اتفاقات بسیار خوبی در مورد ایران در حال رخ‌دادن است.» / «ما قرار نیست گردوغبار هسته‌ای در ایران ایجاد کنیم. فکر می‌کنم داریم به توافقی نزدیک می‌شویم، شاید بدون این که مجبور به انجام چنین کاری باشیم.» «به توافق هسته‌ای با ایران و صلح پایدار نزدیک هستیم.» / «اگر دور جدید مذاکرات که از آوریل آغاز شده، به نتیجه نرسد، ممکن است اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران انجام شود.»در ادامه، اظهارات ویتکاف در ظاهر نشان‌دهنده تضاد درونی در دولت ترامپ بین مواضع علنی و خصوصی آنها است اما در واقع هدف از مطرح کردن این مواضع به شکل عمومی «فشار حداکثری» بر ایران و درعین‌حال «آمادگی برای انعطاف» در پشت پرده برای رسیدن به توافق است.او در ابتدای مذاکرات گفت: «غنی‌سازی صفر خط قرمز در مذاکرات خواهد بود.» و پیش‌تر پیشنهاد بازگشت به سطوح پایین غنی‌سازی ذیل توافق ۲۰۱۵ را داده بود، اما سپس لحن خود را تغییر داد و ممنوعیت کامل هرگونه غنی‌سازی را «خط قرمز بسیار بسیار روشنی» خواند.پس از مدتی در پاسخ به اینکه آیا خواستار حذف کامل غنی‌سازی ایران خواهد شد یا خیر، گفت: «ما هنوز این تصمیم را نگرفته‌ایم.» و بعد به طور علنی گفت که هیچ توافقی را که به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم بدهد، امضا نخواهند کرد.مقامات آمریکایی به طور مداوم تلاش می‌کنند تا از طریق اظهارات علنی در رسانه‌ها، فشار بر ایران را حفظ کرده و موضع خود را در مذاکرات (هرچند غیرمستقیم) تقویت کنند. ترامپ که در سال ۲۰۱۸ و در دولت اول خود از توافق هسته‌ای با ایران موسوم به برجام خارج شد همواره بر لزوم دستیابی به توافقی «جامع‌تر» و «بهتر» تأکید می‌کند و برای تحقق آن از قدرت ارتباطات و رسانه‌ها بهره می‌برد و با ترکیبی از امید و تهدید اظهارات خود را مطرح می‌کند تا فضای بیناذهنی را به ویژه در میان سیاست‌مداران، متخصصان و اجتماعات سیاسی شکل بدهد. طی این مدت محورهای کلیدی در گفته‌های آنان اغلب این‌گونه بوده است:-         اصرار بر «غنی‌سازی صفر» یا «برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران» (مدل لیبی): این موضع به طور علنی مطرح شده هرچند در پشت پرده انعطاف‌پذیری بیشتری نشان داده می‌شود.-         اعلام پیشرفت در مذاکرات یا نزدیک شدن به توافق: رویکردی است که گاهی اوقات اظهارات ترامپ آن را برجسته می‌کند. او از این طریق نشان می‌دهد که مذاکرات در حال پیشرفت است و حتی ایران به نوعی با شرایط موافقت کرده است. این اظهارات می‌تواند با هدف ایجاد امیدواری یا فشار روانی بر ایران باشد.-          هشدار درباره اینکه گزینه نظامی همچنان پابرجا است: ترامپ این تهدید را بارها یادآوری می‌کند تا جدی بودن مواضع آمریکا را نشان دهد.این اظهارات علنی باوجود ماهیت غیرمستقیم مذاکرات، نقش مهمی در فضای دیپلماتیک و رسانه‌ای ایفا می‌کنند و به نوعی به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و فشار بر طرف ایرانی هستند. این رویکرد همان‌طور که از گلایه‌های مقامات کشورمان مشخص است، باعث پیچیدگی و سردرگمی در روند مذاکرات می‌شود.از نمونه تکنیک‌های رسانه‌ای مورد استفاده در پوشش مذاکرات هسته‌ای ایران «چارچوب‌سازی» را می‌توان نام برد که به معنای برجسته‌سازی برخی جنبه‌های واقعیت و کم‌رنگ کردن دیگر جنبه‌ها برای تفسیر، ارزیابی و توصیه درباره آن واقعیت است. این کار با انتخاب، برجسته‌سازی، حذف یا افزودن جزئیات خاص به یک خبر یا روایت صورت می‌گیرد.در جریان مذاکرات هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، رسانه‌های آمریکایی و غربی با تمرکز بر اختلاف دیدگاه‌ها، زمان‌بندی‌ها و فرصت‌های ازدست‌رفته نوعی چارچوب خاص برای درک افکار عمومی ایران و جهان از فرایند مذاکره ترسیم کردند. استفاده هدفمند از اصطلاحات و تعابیری مانند «پیشنهاد سخاوتمندانه»، «فرصت تاریخی» و «سخت‌گیری تهران» همگی در راستای فشار دیپلماتیک غیرمستقیم از طریق رسانه‌ها بود.بر همین منوال رسانه‌های آمریکایی اصطلاحات و عبارات «تهدید جهانی»، «خطر تسلیحات هسته‌ای»، «بی‌ثبات‌سازی منطقه» و «نقض توافقات بین‌المللی» را به کار می‌گیرند و روند مذاکرات را به عنوان راه‌حلی «تاریخی» و «مهم» برای بحران هسته‌ای معرفی می‌کنند تا ضمن تأکید بر نقش آمریکا به عنوان میانجی قابل‌اعتماد، هم‌زمان بر خطرات ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران در صورت شکست مذاکرات تأکید کرده تا بدین‌وسیله بر افکار عمومی فشار وارد کنند.همچنین در این جهت ساختن روایت دوگانه مانند «ایرانِ قابل‌مذاکره» در برابر «ایرانِ متعصب» کمک می‌کند تا آمریکا در موضع مذاکره‌کننده منطقی و ایران در موضع طرفی که باید تغییر کند، قرار گیرد. صدای بمب نمی‌آید اما جنگ در جریان است!رسانه‌ها در فرایند «دیپلماسی عمومی»  نقشی حیاتی ایفا می‌کنند و می‌توانند روند مذاکرات و هم برداشت افکار عمومی را تحت‌تأثیر قرار دهند و همان‌طور که بیان شد به‌کارگیری برخی تکنیک‌های رسانه‌ای می‌تواند باعث شکل‌گیری دو روایت متعارض از حقیقت مذاکرات شود که مانع تفاهم عمیق‌تر و اعتماد متقابل است. اما نکته مهم دیگر اینکه رسانه‌ها به نوعی «جنگ نرم» و «جنگ روانی» را هم‌زمان پیش می‌برند.جنگ نرم در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، رسانه‌ای، سیاسی و روانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تغییر نگرش‌ها، فرهنگ و رفتار جامعه هدف به کار می‌رود، بدون استفاده از زور فیزیکی یا عملیات نظامی مستقیم. هدف نهایی آن ایجاد تغییر در باورها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی به نفع طرف مهاجم است. در مذاکرات هسته‌ای در جهت تضعیف حمایت داخلی از تیم مذاکره‌کننده ایران (با القای ناکارآمدی و ناتوانی)، تغییر نگرش عمومی ایران نسبت به غرب (کشور صلح‌دوست و مشتاق مذاکره و حل‌وفصل منازعات) و ایجاد شکاف‌های سیاسی و اجتماعی (ایجاد چنددستگی در جامعه) به کار می‌رود.جنگ روانی، استفاده هدفمند از اطلاعات، تبلیغات، شایعات، دروغ‌ها و هرگونه اقدام روانی برای ایجاد ترس،  سردرگمی، القای ناامیدی و تضعیف روحیه دشمن بوده که با هدف شکست روانی و ذهنی دشمن برای کاهش توانایی تصمیم‌گیری و مقاومت به کار می‌رود. در این راستا رسانه‌های آمریکایی با برجسته‌سازی تهدید هسته‌ای ایران و خطرات آن تلاش می‌کنند به جامعه بین‌المللی و داخلی ایران القا کنند که ادامه برنامه هسته‌ای خطرناک و غیرقابل‌قبول است (ایجاد حس نارضایتی و بیزاری).در نهایت باید دانست رسانه نه تنها ابزار ارتباطی بلکه بازوی راهبردی سیاست خارجی آمریکا در فرایندهای مذاکره و دیپلماسی به شمار می‌آید و انتظار اینکه مقامات ایالات متحده در روند مذاکره و دیپلماسی آن را نادیده بگیرند، برداشت غلط و توقع عبثی است.رسانه‌ها دارای ظرفیت کلیدی در شکل‌دهی به روند مذاکرات و تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند که می‌تواند به موفقیت یا شکست مذاکرات منجر شود. اهمیت درک عمیق‌تر نقش رسانه‌ها در سیاست خارجی و مذاکرات بین‌المللی نزد سیاست‌مداران ضرورت دارد اینکه به دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای توجه ویژه داشته و راهبردها، تاکتیک‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای را هوشمندانه مدیریت و راهبری کنند.«رمزگشایی از پشت پرده دیپلماسی آمریکایی، فراتر از میز مذاکره/ چرا واشنگتن مذاکرات را به صحنه رسانه‌ها می‌کشاند؟»؛ سید تقی کمالی، پایگاه تحلیلی - خبری عصر ایران: ۲ خرداد ۱۴۰۴</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 02:26:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران دانایی در عصر رسانه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ol74ns588hly</link>
                <description>پیش‌گویی، مطرح کردن دیدگاه‌هایی با قطعیت بالا و بدون مفهوم احتمال است اما پیش‌بینی، شناخت و پیش‌بینی آینده (بنابر روش‌های علمی و پایش و تحلیل روندها) است.سید تقی کمالیدر فضای رسانه‌های اجتماعی اظهارنظرهای متعدد از افراد، کارشناسان و چهره‌هایی که تلقیات و برداشت‌های خود را در قالب تحلیل به کاربران ارائه می‌دهند، منتشر می‌شود که اغلب با واقعیت فاصله جدی دارد اما نظر کاربران را جلب می‌کند و در مواردی موجب تحسین آنان شده و در نهایت به دلیل ضعف ارتباط با واقعیت پس از مدتی به سرخوردگی و انزجار می‌گراید. این تحلیل ‌نماها معمولاً با زبان قاطع، روایت‌های ساده‌سازی ‌شده و لحن اطمینان‌بخش ارائه می‌شود و کاربران بسیاری را جذب می‌کنند. با وجود ظاهر تحلیلی، آنچه در عمل رخ می‌دهد بیشتر بازتابی از باورها، احساسات یا ایدئولوژی‌ است تا تلاش برای فهم واقعیت.بازار نقد و نظر در رسانه‌های اجتماعی (به عنوان مصداقی از حوزه عمومی) رونق گرفته است. توافق می‌کنند یا نه؟ جنگ می‌شود یا نمی‌شود؟ قیمت دلار بالا می‌رود یا پایین می‌ماند؟ نوسان در بورس چگونه است؟ طلا بخریم یا ارز؟ و... . در کنار مدرسان، مربیان و روان‌شناسی زردی که برای هر چیز پاسخ و راه‌حل ارائه می‌دهند از راه‌های تقویت حافظه، اکسیر جوانی، رازهای موفقیت، قانون جذب و فرمول کسب ثروت و همه چیز درباره فرزندپروری و روابط زوج تا... که البته بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد. بازار تریدرها و فعالان ارزهای دیجیتال هم گرم است و مخاطبان خاص خود را دارند که مرتب فراگیرتر می‌شوند. اما علاوه بر تحلیلگران خودخوانده، تحلیلگران شناخته شده کم نیستند که در حباب رسانه‌های اجتماعی گرفتار شده‌اند و خطاهایی مرتکب می‌شوند که از چشم کاربران آگاه می‌افتند. افرادی که میل و رغبتی به تحلیل‌هایی از نوع سیاسی ندارند هم به جهت حفاظت از اموال خود یا سودآوری اقتصادی ناگزیر به آخرین نظرات این عده گوش می‌سپارند که جملگی لزوماً تحلیلگر نیستند و آشنایی با اصول تحلیل و نقد و بررسی ندارند اما با توسل به ویژگی‌های ظاهری و مهارت‌های زبانی و به‌کارگیری انواع الگوریتم‌ها، آنان بیشتر به چشم انبوه کاربران می‌آیند.مطبوعات، خبرگزاری‌ها و رادیو و تلویزیون با عنوان کلی رسانه‌های جمعی مخاطب محور هستند و اغلب با مخاطبان خود ارتباط یک‌سویه دارند و به عنوان رسانه‌های جریان اصلی شناخته می‌شوند. این رسانه‌ها مخاطبان و جامعه هدف خود را مشخص می‌کنند: از عموم مردم تا متخصصان. با پیدایش وب ۲ (وب تعاملی) از دو دهه قبل و شکل‌گیری رسانه‌های اجتماعی به عنوان رسانه‌های جایگزین با ویژگی کاربرمحور تولید محتوا به دست کاربران سپرده شد و رسانه‌های جدید بنابر مدیریت پلتفرمی بستری شدند برای انتشار و اشتراک محتوای تولیدی کاربران (آنچه فروپاشی مرز میان متخصص و غیرمتخصص خوانده می‌شود) موضوعی که رویه‌های گذشته مانند دروازه‌بانی خبری را دگرگون کرد و سازمان تحریریه جای خود را به نرم‌افزارها و الگوریتم‌ها دادند و ازآنجاکه گمان می‌رفت با عزیمت از رسانه‌های جمعی یا توده‌ای به رسانه‌های اجتماعی، مخاطبان منفعل و با تأثیرپذیری بالا به مخاطبان کنشگر مبدل شده و کنش‌های عمومی مسئولانه مانند مسئولیت‌پذیری اجتماعی و رفتارهای شهروندی گسترش یابد اما پیامدهای متعددی به وجود آمد تا در بر همان پاشنه بچرخد. در حال حاضر با دگردیسی دیجیتال مرز میان رسانه‌های جمعی و اجتماعی کم‌رنگ شده است.رسانه‌های اجتماعی با برجسته‌کردن و گسترش چهره‌های ساختگی به دلیل استقبال جمعی (بنابر شاخص‌هایی چون تعداد بیشتر دنبال‌کننده‌ها، پسندها و اشتراک‌گذاری‌ها) به برخی افراد، اغلب بدون وجاهت علمی و حرفه‌ای اعتبار بخشیده و مرجعیت کاذب می‌دهند. این نکته باید مورد توجه کاربران باشد اما در اقصی نقاط جهان این موضوع تبدیل به مشکل و حتی معضل شده است. این بحران دانایی در عصر رسانه‌های اجتماعی به طور عمده ناشی از فقدان یا ضعف در تفکر انتقادی و گرایش‌های روانی انسان‌ها به روایت‌های ساده، قاطع و هیجان‌انگیز است.میل به دیده شدن و جلب توجه در فضای مجازی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام حد و اندازه برخی از متخصصان و پژوهشگران را فروکاسته و بنابر اینکه به اقتضای بافت موجود، سلبریتی‌ها را الگوی خود قرار داده‌اند مبدل به «نخبه نمای کاربر پسند» شده‌اند. بر همین منوال در رویه‌ای غلط متأثر از «اثر شبکه‌‌ای» بسیاری از رسانه‌ها و حتی برخی از مجامع علمی ملاک رجوع و بهره‌مندی از پژوهشگران و تحلیلگران را میزان شهرت و استقبال از آنان در محیط‌های مجازی قرار داده‌اند. با چنین اوضاعی روزبه‌روز «مشاهیر» را از دست داده و سلبریتی‌های بیشتری را مشاهده می‌کنیم؛ این یک خسران بزرگ برای جامعه علمی است. در نهایت اینکه خطاهای بارز و بیان نظرات مورد پسند صرف‌نظر از صحت و اعتبار آن رونق گرفته که در درازمدت منجر به نااطمینانی مردم به نظرات چنین افراد حتی در محیط واقعی خواهد شد. در دنیای سلبریتی پرور و در یک جامعه نمایش برخی منتقدان در دامان نقد با اتکا به تحلیل و تفسیر و باورها و عقاید در بستر رسانه‌های اجتماعی در نقش سلبریتی ظاهر می‌شوند. آنان بیش از آنکه برای رویه انتقادی خود رسالتی رهایی ‌بخش قائل باشند در فضای نارسیستیک می‌کوشند التیامی باشند بر روان زخم‌هایشان.بنابراین با رونق رسانه‌های اجتماعی، برنامه‌های کاربردی و هوش مصنوعی بازار مدعیان آموزش ندیده و  تجربه کسب نکرده سکه است. بسیاری از کسانی که با اغوا و اغفال به انبوه کاربران در باغ سبز نشان داده و روش موفقیت برای آنان تجویز می‌کنند، در اصطلاح تولیدکنندگان محتوا و یا پکیج فروشانی هستند که خود در ادای الفبای زندگی و کسب‌و‌کار ناتوانند. هر یک از ما علاوه بر اینکه باید با ارتقای سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی خودمان نسبت به این اوضاع آگاه باشیم بلکه به سهم خود مسئولیت اجتماعی داریم اطرافیانمان را از سودجویی این افراد مطلع کرده و بابت انحراف‌‌ها و مخاطراتی که این‌گونه مطالب می‌تواند رقم بزند، هشدارهای لازم را بدهیم.پیامدها و آسیب‌های رواج چنین رویه‌ای زوال مرجعیت تحلیلگران و متخصصان واقعی، کاهش توان تصمیم‌گیری عقلانی در جامعه، تضعیف امکان گفت‌وگوی علمی و منطقی در حوزه عمومی و شکل‌گیری گفتمان‌های عوام‌گرایانه و احساسی در موضوعات حساس است. مفاهیم را بشناسیم و تمایزها را درک کنیم!امروزه در بستر رسانه‌های اجتماعی «پیشگویی»های بسیاری مطرح شده و «عقاید» مختلفی ابراز می‌شود و هر کاربر با ترفندهایی می‌کوشد دنبال‌روی بیشتری برای خود دست‌وپا کند اما کاربری که تفاوت و تمایز بسیاری از این مفاهیم را نمی‌داند و از سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی و تفکر انتقادی و تحلیلی برخوردار نیست در اثر اغواگری سودجویان سرمایه‌های مادی و معنوی خود را از دست می‌دهد. واقعیت این است که «پیشگویی» با «پیش‌بینی» متفاوت است و «عقاید»، «تحلیل» نیستند.پیش‌گویی، مطرح کردن دیدگاه‌هایی با قطعیت بالا و بدون مفهوم احتمال است اما پیش‌بینی، شناخت و پیش‌بینی آینده (بنابر روش‌های علمی و پایش و تحلیل روندها) است. پیشگویی غیب‌گویی پیامبرگونه و اغلب شهودی است و مبنای علمی ندارد اما پیش‌بینی بر اساس واقعیات، آمار و اطلاعات و کشف و برقراری ارتباط میان پدیده‌ها انجام می‌شود و از حداقلی از روش‌مندی و بهره‌گیری از ابزار‌های تحلیلی برخوردار است. پیش‌بینی در رشته‌های مختلف علمی جایگاه متفاوتی دارد. پیش‌بینی‌ها ممکن است کاملاً درست نباشند و یا در عمل محقق نشوند. آگاهی از تفاوت این دو در توانمندی شناختی افراد و میزان استناد و اتکا به ادعاهای دیگران کمک‌کننده است.عقیده، افکار و باورهای یک شخص است برآمده از گمان‌ها و تصورات. دیدگاه یا قضاوتی که درباره چیزی شکل می‌گیرد و لزوماً مبتنی بر واقعیت یا دانش نیست زیرا این‌گونه القا می‌شود که هر کسی می‌تواند عقیده و نظر داشته باشد. بسیاری از عقاید به عنوان نظرات شخصی، شهودی، احساسی یا ایدئولوژیک که در بسترهای اجتماعی (مکان‌های عمومی و رسانه‌های اجتماعی) با عنوان تحلیل عرضه می‌شوند فاقد ویژگی‌های اساسی تحلیل هستند. مردم علاقه‌مندند که عقیده افراد برجسته مانند رهبران جوامع و اشخاص پیشرو را بدانند اما اینها نمی‌تواند ملاک موثق و معتبری برای دریافت بینش، رسیدن به شناخت و تصمیم‌گیری صحیح باشند. تمایز واقعیت از عقیده این است که واقعیت‌ها قابل اثبات هستند، یعنی می‌توان با اجماع کارشناسان بر سر آنها توافق کرد و مبنای تحلیل و تصمیم باشد اما یک عقیده این‌گونه نیست.  تحلیل بر پایه‌ داده‌ها و شواهد مستند است و نه صرفاً احساس یا شهود فردی، دارای انسجام منطقی و نظام‌مند است و سعی در فهم لایه‌ای پدیده‌ها دارد. صرفاً به دنبال پاسخ فوری یا ساده و دم ستی نمی‌رود و مهم‌تر اینکه قابل سنجش، نقادی و بازاندیشی است. بر همین روال یک تحلیلگر به پیش‌فرض‌ها و محدودیت‌های خود آگاه است و جنبه‌ها و زوایای مختلف یک موضوع را مورد توجه و واکاوی قرار می‌دهد.تحلیل، فرایندی عقلانی برای شکستن یک پدیده پیچیده به اجزاء تشکیل‌دهنده‌اش است تا روابط بین اجزاء و عوامل مؤثر بر پدیده فهمیده شود. در برابر آن نظر شخصی، شهود یا احساسات بدون پشتوانه قرار دارند که معیارهای تحلیل را ندارند. بنابراین تحلیل ‌نمایی یا شبه تحلیل به دیدگاه‌هایی اطلاق می‌شود که در قالب تحلیل عرضه می‌شوند اما فاقد بنیان‌های دانشی و روشی معتبرند. همان‌طور که اشاره شد تحلیل ‌نماها معمولاً روایت‌محور، تقلیل‌گرا، بدون داده و متکی بر جذابیت ظاهری و زبانی‌ هستند. چرا تحلیل نماها رواج می‌یابند و کاربران جذب آنان می‌شوند؟بسیاری از افراد در برابر ابهام و پیچیدگی زندگی نیاز به روایت‌های قاطع و ساده دارند بنابراین در جست‌وجوی قطعیت هستند. در عصر جدید ناتوانی در پذیرش و سازگاری با عدم قطعیت، ابهام، نوسان و پیچیدگی منجر به شکنندگی و فروپاشی می‌شود. باید برای تاب‌آوری و انطباق با شرایط مهارت‌های نرم را فراگرفت. درعین‌حال افراد بنابر «سوگیری تأیید» تحلیل‌هایی را می‌پذیرند که پیش‌فرض‌های ذهنی آنان را تأیید کنند. اگر گوینده فرد مشهوری باشد، مخاطب به‌ راحتی نظر او را درست تلقی می‌کند و متأثر از موقعیت، قدرت، ثروت و شهرت او می‌شود که به «اثر هاله‌ای» معروف است.از دیگر سو بحران بی‌اعتمادی در جامعه به ‌ویژه کاهش اعتماد به نهادهای دانشی رسمی منجر به این می‌شود که کاربران به جای مراجعه به منابع معتبر به اینفلوئنسرها یا کارشناسان خودخوانده اعتماد ‌کنند و عقاید شخصی آنان را به عنوان تحلیل بپذیرند. به حاشیه رفتن رهبران اجتماعی، مراجع فکری و میانجی‌گران فرهنگی مانند روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان که در گذشته نقش‌آفرینی مؤثری در اجتماعات و حوزه‌های عمومی داشتند به پدیداری بیشتر چنین اوضاعی منجر شده است و جای خود را به فرهنگ سلبریتی‌محور و بلاگری داده است تا بر مبنای خود نمایانگری و خود افشاگری اگرچه بی‌پایه و اساس وجاهت کسب کنند به‌گونه‌ای که تبدیل به یک فضیلت فرهنگی برای مشابهت پذیری عمومی و سرایت اجتماعی شده است.از لحاظ ساختارهای برنامه‌ای، مدیریت رفتار جمعی و اقتصاد توجه نیز باید گفت غلبه روایت بر داده منجر به این شده است که روایت‌پذیری و طراحی بصری مهم‌تر از استدلال و مستند بودن باشد. سرعت و لحظه گرایی (آنی بودن) در پلتفرم‌ها با اسکرول‌کردن مداوم مجالی برای تأمل و تحلیل نمی‌گذارد و محتواهای جذاب و دراماتیک که توجه کاربران را می‌ربایند و منجر به درگیری احساسات شده، تقویت می‌شوند. هم‌نوایی و «اثر گله‌ای» نیز منجر به هم‌رنگی جماعت می‌شود، به این شکل که وقتی کاربری می‌بیند عده‌ای نظری را پسندیده‌اند او نیز آن را می‌پسندد و می‌پذیرد و بنابر توهم درک، افراد حس می‌کنند با شنیدن چند جمله‌ قاطع و ساده، واقعیت را فهمیده‌اند درحالی‌که فهم عمیقی صورت نگرفته است.برای فائق آمدن بر این وضعیت، علاوه بر تلاش‌های فردی که تک‌تک کاربران انجام می‌دهند جامعه، نهادها و رسانه‌ها در همکاری با هم باید بر گسترش سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی و تقویت تفکر انتقادی و تحلیلی اهتمام جدی داشته باشند و احیای نقش نهادهای دانشی معتبر، چهره‌سازی‌های رسانه‌ای مبتنی بر اعتبار علمی و نه صرفاً شهرت، تولید و نشر محتوای تحلیلی واقعی و تعریف الگوریتم‌ها برای تقویت محتواهای استدلالی و دانش افزا در دستور کار نهادهای مرجع  و رسانه‌ها قرار بگیرد. «بحران دانایی در عصر رسانه‌های اجتماعی»؛ سید تقی کمالی، پایگاه تحلیلی - خبری عصر ایران: ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 23:56:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمروایی دیجیتال سازوکار پیش روی ما برای آینده است/ در آینده‌پژوهی رسانه‌ها در انتظار عصر پسا سواد هستیم</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-yujvzwstip9o</link>
                <description>ما در موج چهارم فناوری قرار داریم. ویژگی برجسته این موج مجازی‌شدن امور است. کرونا سبب شد این روند تسریع شود و جهان با قدرت و سرعت بیشتری مجازی‌شدن امور را در دستور کار قرار بدهد.با شیوع کروناویروس، سبک زندگی مردم و بسیاری از مشاغل تحت‌تأثیر قرار گرفت و فضای مجازی محوریت ویژه‌ای پیدا کرد و دورکاری پررنگ‌تر شد. با تمرکز بر شرایط  فعلی، عقلانیت حکم می‌کند که با تشکیل تیم‌های کارشناسی آینده‌پژوهی، به آینده نسبتاً طولانی همراه با کرونا و بعد از کرونا فکر کنیم.در گفت‌وگو با سید تقی کمالی، آینده‌پژوه و پژوهشگر ارتباطات و رسانه سعی داریم به بررسی تأثیرات این دوران بر گسترش فضای ارتباطی و وسایل ارتباطی بپردازیم و تأثیرات دوران پساکرونا بر فضای رسانه‌ای و اقتضائات آن را برشماریم.کمالی معتقد است که حکمروایی دیجیتال (Digital Governance) سازوکار پیش روی ما برای آینده است و هوشمندسازی اساس چنین اکوسیستمی است.او می‌گوید: شکل‌گیری جامعه هوشمند از طریق تجهیز به فناوری‌های مدرن نیازمند هوشمندی، خردورزی و عقلانیت جامعه اعم از دولتمردان، مدیران و شهروندان است. رسانه‌ها در دوران پساکرونا باید بتوانند خود را با این اکوسیستم همراه کرده و سیاست‌ها، راهبردها و برنامه‌های خود را در همین راستا تنظیم کنند. فکر می‌کنید که این دوران چه تأثیری بر فرم، سازمان و محتوای رسانه‌ها می‌گذارد و بهتر است رسانه‌ها خود را برای چه تغییر و تحولاتی در آینده آماده کنند؟برای پاسخ به این سئوال لازم است از دو وجه ویژگی‌ها و ابعاد ساختاری و فرایندی و همچنین آثار و نتایج اجتماعی رسانه‌ها سخن بگوییم که ماحصل برنامه‌ها و اقدام‌های آنها نقش‌آفرینی برای بهسازی اجتماعی و فرهنگی در مقاطع گوناگون با هدف حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی و انتقال میراث‌فرهنگی است.  ازسوی‌دیگر مهم است بدانیم، ما در دورانی زندگی می‌کنیم که VUCA خوانده می‌شود؛ یعنی بی‌ثبات (Volatile)، نامعلوم (Uncertain)، پیچیده (Complex) و مبهم (Ambiguous) است.بنابراین هر سازمانی اعم از سازمان رسانه‌ای برای امکان‌پذیر ساختن تداوم حیات خود نیاز دارد این موارد را در تنظیم خط‌مشی‌ها و تصمیم‌گیری‌های خود وارد کند و متناسب با تغییرات و تحولات مبتنی بر سیگنال‌های دریافتی، دیده‌بانی، پویش و پایش محیطی برنامه‌ریزی پابرجا و پایداری را برای مسیر پیش رو طراحی کرده و منابع و سرمایه‌های خود را بر مدار یک نگاه همه‌جانبه و کل‌نگر مدیریت کند. بر همین اساس شکل ساختاری و سازوکارها و رویه‌های رسانه‌ها منبعث از تنوع تحولات و تغییرات، روندها و رویدادها قابل بازتعریف و انعطاف‌پذیری می‌شود.مخاطرات و بحران‌ها در کمین هر سازمان و کسب‌وکاری است چه اینکه این مخاطرات و بحران‌ها بیماری‌های واگیر مانند کووید – ۱۹ باشد که در یک مقطع آثار فوری و فراگیر ایجاد می‌کند و چه تغییرات اقلیمی که در خط سیر روند خود آثار طولی و درازمدت را به وجود می‌آورد. مخاطرات متعددی امکان وقوع دارند که با هوشمندی می‌توان در برابر آنها غافلگیر نشد چه بلایای طبیعی باشند و چه حملات سایبری.رسانه‌ها در این شرایط ضمن اینکه نیاز به بازتعریف موقعیت خود دارند از لحاظ کارکردی در آموزش و راهنمایی، اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی به‌منظور کمک به بهبود وضعیت جامعه ایفای نقش می‌کنند. شیوع ویروس کرونا سبب شد حساسیت سازمان‌ها و حکومت‌ها به آینده‌پژوهی و کندوکاو راهکارهای هوشمندانه برای زیست در عصر جدید معطوف شود و این اتفاق خجسته‌ای است. بااین‌حال برای آمادگی در چنین فضایی رسانه‌ها نیازمند چه ملزوماتی هستند؟برای آماده‌سازی رسانه‌ها در مواجهه با شرایط مخاطره و بحران ابتدا باید تفکر بلندمدت و آینده‌اندیشی در میان مدیران رسانه‌ها شکل بگیرد و بر اساس چنین تفکری هفت اصل را در دو بخش سخت‌افزاری اعم از ساختاری، راهبردی و سیستمی و همچنین نرم‌افزاری شامل کارکنان، مهارت‌ها، سبک‌ها و ارزش‌ها مدنظر قرار بدهند. رسانه‌ها لازم است بر مبنای شرایط تمرکز، رسمیت و پیچیدگی ساختاری را به‌گونه‌ای تعریف کنند تا بتوانند در موقعیت‌های مختلف متأثر از رویدادهای احتمالی بازآرایی ساختاری متناسب با آن شرایط را به وجود بیاورند و در کنار آن راهبردهای مقتضی را برای مواجهه با تغییرات و تحولات که در شکل مسئولیت‌ها و تعهدات نمایان می‌شود تدوین کرده و سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری خود را در همین راستا تجهیز و به‌روزرسانی کنند. ازسوی‌دیگر منابع انسانی رسانه‌ها اعم از سردبیران، دبیران، خبرنگاران، عکاسان و متخصصان فنی، هنری و … که فعالیت‌هایشان در وضعیت‌های متفاوت ثابت یا متغیر و تمام‌وقت یا پاره‌وقت است در چارت تشکیلاتی ایفای نقش دارند که ساماندهی آن متأثر از شرایط از لحاظ کمیت و کیفیت دستخوش تغییر می‌شود و این به‌عنوان امری گریزناپذیر با عوامل متعددی مرتبط است. باید به توانمندسازی منابع انسانی هم توجه داشت.اینکه در موقعیت‌های گوناگون به چه دانش‌ها و مهارت‌هایی نیاز است و چگونه می‌توان با دگرگونی‌های محیطی و فراگیر روبه‌رو شد. سبک مدیریتی اصل دیگری است که مبین الگوی رفتاری مدیران رسانه در مقاطع مختلف است تا ضمن وجود یک الگوی پایه بتوان شیوه‌های مدیریتی در شرایط متغیر را تعریف و اجرا کرد که به ورزیدگی و نخبگی رهبران و مدیران بستگی دارد. در نهایت این ارزش‌های مشترک هستند که دوام و پایداری و تحمل‌پذیری را میسر می‌کنند تا افراد در کنار یکدیگر در انواع شرایط و حالات بتوانند مأموریت‌ها و وظایف رسانه‌ای خود را به نحو مطلوب ایفا کنند. به‌طورکلی اقتضائات دوران پساکرونا برای رسانه‌ها (از نظر فعالیت نیرو، فرم، سازمان، محتوا، مباحث فنی، زیرساختی و…) چیست؟ما در موج چهارم فناوری قرار داریم. ویژگی برجسته این موج مجازی‌شدن امور است. کرونا سبب شد این روند تسریع شود و جهان با قدرت و سرعت بیشتری مجازی‌شدن امور را در دستور کار قرار بدهد. حکمروایی دیجیتال (Digital Governance) سازوکار پیش روی ما برای آینده است و هوشمندسازی اساس چنین اکوسیستمی است. شکل‌گیری جامعه هوشمند از طریق تجهیز به فناوری‌های مدرن نیازمند هوشمندی، خردورزی و عقلانیت جامعه اعم از دولتمردان، مدیران و شهروندان است.رسانه‌ها در دوران پساکرونا باید بتوانند خود را با این اکوسیستم همراه کرده و سیاست‌ها، راهبردها و برنامه‌های خود را در همین راستا تنظیم کنند. سیاست‌گذاران، ناشران و پلت فرم‌ها در این فضا نقش بارزی دارند. روزنامه‌نگاری آنلاین رسانه‌ها را وارد وادی جدیدی می‌کند که الزامات قابل‌توجهی دارد. انطباق‌پذیری با فضای جدید و درک فرصت‌ها و چالش‌های آن یک ضرورت است.رسانه‌ها در ایجاد، کسب، انتقال دانش و اصلاح رفتار خود در واکنش به شرایط بینش تازه به دست می‌آورند و روزنامه‌نگاری آنلاین در پوست‌اندازی، رشد و بقای رسانه‌ها میدان‌داری می‌کند. اصحاب رسانه برای موفقیت در این عرصه نیاز به شناخت مفاهیم جدید و بازنگری در رفتار، توسعه مهارت‌ها و کسب توانایی‌های جدید و بهبود عملکرد دارند.با توسعه روزنامه‌نگاری آنلاین ضمن دسترسی گسترده، فراگیر و ارزان به اخبار، مسائل و موضوعات محلی بیشتر در معرض تهدید قرار می‌گیرند. مطالب مربوط به سیاست، امور مالی، سرگرمی و ورزشی بیشتر از سوی مردم پیگیری می‌شود؛ اما نگرانی درباره انتشار اخبار مربوط به منافع عمومی با هدف پیگیری مسائل جامعه (دموکراسی، مشارکت و توسعه) در سایه اخبار سبک زندگی و سرگرمی وجود دارد که روزنامه‌نگاری با کیفیت (High – quality Journalism) را تهدید می‌کند هر چند بازنشر اخبار در شبکه‌های اجتماعی بیشتر می‌شود؛ اما گسترش اطلاعات نادرست و اخبار جعلی این نگرانی‌ها را دوچندان می‌سازد که در خصوص بیماری کووید – ۱۹ نیز این موضوع مشاهده شد.رسانه‌ها با کاهش تعداد کارکنان، دفاتر محلی و دسترسی به منابع سرمایه‌گذاری مواجه‌اند. این موارد رسانه‌ها را نیازمند مهندسی مجدد در ساختار و فرایند می‌کند تا راه‌حل‌های مناسب را متناسب با زمانه بیابند. مدل‌های تجاری و کسب درآمد رسانه‌ها تغییر می‌کند. اگر پیش‌ازاین تبلیغات و تیراژ محل اصلی درآمدزایی نشریات بود، امروزه تبلیغات آنلاین و بهره‌گیری از هوش تجاری با دامنه وسیع و متنوع خود فرصت‌های جدیدی را پیش روی رسانه‌ها و شرکت‌های فناوری گسترانده است. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ فروش نشریات چاپی ملی و محلی حدوداً به نصف کاهش‌یافته و این همچنان ادامه دارد. ضمن اینکه در سال ۲۰۱۸، ۷۴ درصد بزرگسالان و ۹۱ درصد جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال در بریتانیا به طور هفتگی به شیوه آنلاین اخبار را پیگیری کرده‌اند.درعین‌حال که از تعداد کارکنان کاسته می‌شود شکل همکاری نیز تغییر می‌کند. دورکاری و کاهش ساعات حضور در دفاتر رسانه‌ها از این جمله است. برای درک این روند که کرونا آن را تشدید کرده است به‌عنوان نمونه می‌توان رسانه‌های بریتانیا را مثال زد که کارکنان آنها از سال ۲۰۰۷ تاکنون از حدود ۲۳ هزار نفر به ۱۷ هزار نفر رسیده است. یک وجه این تعدیل نیرو هوشمند شدن سامانه‌ها و تجهیز تحریریه‌ها به فناوری‌های مدرن از جمله هوش مصنوعی است که در رسانه‌های سازگار با اکوسیستم مشاهده می‌شود.این رسانه‌ها موقعیت خود را بازتعریف کرده، نه‌تنها درآمدزایی را حفظ می‌کنند؛ بلکه آن را به طور چشمگیری ارتقا می‌دهند؛ اما در مقابل پیامد این دگرگونی در سایر رسانه‌ها کاهش درآمد، تعداد تیراژ (ریزش مخاطب) و سفارش تبلیغات است؛ بنابراین باید بگویم که رسانه‌ها برای دوام و بقای خود به مشاوران کسب‌وکار و همکاری آینده‌پژوهان نیاز دارند تا بتوانند نوآوری داشته و فناوری را به کار بگیرند و مدل‌های تجاری خود را ترسیم کنند. بی شک بازار اخبار در حال تحول است؛ چون روزنامه‌نگاری آنلاین شیوه مصرف خبری مردم را تغییر داده است.رسانه‌ها در عصر دیجیتال باید با اقتصاد شناور همراه بشوند. اقتصاد شناور متکی بر تعریف فضای خود، باز تعریف آن و موقعیت‌یابی مجدد است. برای آن باید تجربه‌های کسب شده را احصا کرد، دایره ذی‌نفعان را شناخت، راهبردهای مناسب را طراحی کرد، منابع جدید درآمدی در موقعیت جدید را مشخص نمود و پیشران‌ها برای حرکت در این فضای رقابتی را شناسایی کرده و به کار گرفت. باتوجه‌به نیاز مضاعف به رسانه‌ها به‌ویژه تلویزیون و رسانه‌های اینترنتی در این دوران، تمرکز آن‌ها باید به چه رویکرد و تولید چه محتوایی باشد؟همان‌طور که اشاره کردم پیگیری مطالب خبری در فضای جدید گرایش پررنگی به سبک زندگی و سرگرمی دارد. حتی دنبال‌کردن اخبار سیاسی با چنین گرایشی است. رسانه‌ها برای اینکه روزنامه‌نگاری خوب (Good Journalism) را تقویت کنند باید ضمن مدنظر قراردادن علایق کاربران توجه آنان را به‌سوی اخبار مرتبط با منافع عمومی جلب کنند. ارتقای سلامت، ایمنی و امنیت مردم و نظارت بر عملکرد مسئولان و مطالبه‌گری از ایشان از جمله این اخبار است.در واقع با تقویت این اخبار است که جایگاه واقعی رسانه‌ها به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی نمایان می‌شود. طراحی و عرضه بسته‌های رسانه‌ای در قالب «سرگرمی اجتماعی» برای شرایط خاص مانند دوران کرونا به‌منظور ارتقای آموزش و ترویج و هدایت رفتار کاربری مؤثر هستند.کاهش تیراژ نشریات را می‌توان پوسته تحول رسانه‌ای دانست و ساختار و محتوا را هسته آن. اهمیت و ماهیت رسانه‌ها و نیاز بدان‌ها تغییر جدی نمی‌کند آنچه دستخوش تغییر و تحول است به طور عمده دگرگونی در شیوه‌های دسترسی، توزیع و درآمد و گسترش گزینه‌های انتخاب، شخصی‌سازی و جستجوی علایق است. در این فضا تصویر، ویدئو و بازی جایگاه برتر را دارند. بصری شدن محتوا رسانه‌های جدید را به تولید و اشتراک‌گذاری عکس و فیلم سوق می‌دهد.مشارکت کاربران در رسانه‌های اجتماعی و شهروند – خبرنگاران در رسانه‌های جریان اصلی و یا ترکیب هر دو به بازار رسانه‌ای رونق بسیاری داده است. حجم بازار جهانی رسانه‌ها و سرگرمی در سال ۲۰۰۸، ۱.۷ تریلیون دلار بود که تا سال ۲۰۲۴ به ۵.۷  تریلیون دلار می‌رسد. پس مشخص می‌شود که رسانه‌ها برای سودآوری نیاز به شناخت ذائقه کاربران دارند تا شیوه کسب‌وکار خود را بر مدار آن تنظیم کنند. در آینده‌پژوهی رسانه‌ها ما در انتظار عصر پسا سواد هستیم که در آن محتوای نوشتاری به حداقل می‌رسد. در سال‌های پیش رو اینترنت، تلویزیون دیجیتال، تلویزیون آنالوگ، بازی‌ها، رادیو دیجیتال، رادیو آنالوگ، سینما و نشریات چاپی به ترتیب در اولویت قرار می‌گیرند. فکر می‌کنید جهان مجازی و اینترنت بر روی زندگی و مشاغل آینده چه تأثیری خواهد گذاشت؟در حکمروایی دیجیتال نیاز به تفکر دیجیتال است. تحول دیجیتال پارادایم‌ها را تغییر می‌دهد و راهبردها و راهکارهای جدید خلق کرده و آنها را جایگزین شیوه‌های گذشته می‌کند. در عصر دیجیتال سازمان‌ها به نگاه نو، نوآوری و رهیافت‌های خلاقانه احتیاج دارند. سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌های نوظهور روزبه‌روز فزونی می‌گیرد. هم اکنون هوش مصنوعی دست‌کم بازار ۷۰ میلیارد دلاری در اختیار دارد و از آن با عنوان «آینده همه چیز» تعبیر می‌شود.هوش مصنوعی در روزنامه‌نگاری آینده نقش‌محوری خواهد داشت. بازار تجاری با همراهی رسانه‌ها و فناوری‌ها، اندیشه و هنر و تلفیق یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و شبکه‌های عصبی موجب تحول در صنایع، کسب‌وکار و رسانه‌ها می‌شود و شکل‌گیری زنجیره ارزش دیجیتال را به دنبال دارد.این چیزی است که در مدیریت رسانه‌ای (به طور خاص) و در عرصه‌های اقتصادی، صنعتی، تجاری و خدماتی (به طور عام) طرف توجه قرار می‌گیرد. وارد عرصه‌های جدید حکمروایی می‌شویم و بخش خصوصی در  فعالیت‌های رسانه‌ای نقش‌آفرینی دارد و در حوزه توسعه رسانه‌های دیجیتال و سامانه‌های هوشمند سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی می‌شود و حکمروایی از طریق جمع‌آوری، پردازش و بهره‌برداری از داده‌ها و اطلاعات کاربران موقعیت ویژه‌ای به شرکت‌های فناوری، ارتباطات و رسانه‌ها می‌دهد. چشم‌انداز آینده معطوف به صنایع دیجیتال بوده و معماری رسانه‌ها مبتنی بر تحول دیجیتال است و پیشروی در ابتکار عمل موجب ارتقای جایگاه رسانه‌ها و کسب سهم بیشتر از بازار می‌شود. * بازنشر گفت‌وگو با پایگاه خبری شفقنا با موضوع «نگاهی به آینده رسانه‌ها در پساکرونا/ یک آینده‌پژوه: رسانه‌ها باید در پساکرونا به سمت هوشمندسازی گام بردارند»: ۲۹ تیر ۱۳۹۹</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 23:26:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-yo4awg1ypy08</link>
                <description>امروز تكثر و فراوانی رسانه‌ها در كشورهای مختلف باعث شده تا نیاز به سواد رسانه‌ای و آموزش آن بیش از هر زمانی احساس شود.بروز و ظهور تکنولوژی‌های نوین ارتباطی به‌ویژه در فضای مجازی و دیجیتال نیاز به فرهنگ‌سازی و آموزش در زمینه نحوه و شیوه استفاده از این فضا را دوچندان كرده به‌طوری كه امروز بیش از هر چیز دیگری باید به سواد رسانه‌ای به‌عنوان الفبای روش زندگی در عصر جدید نگریست.سواد رسانه‌ای (Media Literacy) مجموعه‌ای از مهارت‌های قابل‌یادگیری است كه به توانایی دسترسی، تجزیه‌وتحلیل و ایجاد انواع پیام‌های رسانه‌ای اشاره دارد و یک مهارت ضروری در دنیای امروز به شمار می‌رود.ما برای حركت در محیط رسانه‌ای پیچیده امروز باید قادر به درک بهتر پیام‌های رسانه‌ای باشیم.افراد، با سواد رسانه‌ای قادر به كشف پیام‌های پیچیده‌ موجود در محتوای تلویزیون، رادیو، روزنامه‌ها، مجلات، كتاب‌ها، بیلبوردهای تبلیغاتی، اینترنت و سایر رسانه‌های مستقل خواهند شد. آنها همچنین می‌توانند رسانه‌های خود را ایجاد كرده و در شكل‌گیری فرهنگ رسانه‌ای مشاركت فعالانه داشته باشند. این امر سبب می‌شود مردم از حالت مصرفی خارج شده و از رسانه‌ها به‌صورت هوشمندانه‌ای بهره‌مند شوند.به‌طورکلی می‌توان گفت سواد و دانش در هر حرفه و رشته‌ای، مهارت انسان را در مواجهه با مسائل و مشكلات افزایش می‌دهد و در این میان سواد رسانه‌ای نقش انكارناپذیری در تشخیص افراد نسبت به مطالب مفید و غیرمفید و همچنین درست و غلط‌بودن محتوای رسانه‌ها دارد.خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با برگزاری میزگرد تخصصی با دعوت از كارشناسان علوم ارتباطات و فعال در حوزه سواد رسانه‌ای تلاش دارد تا این مهم را از زوایای مختلف بررسی و به راهكارهای مناسب در جهت ارتقا و توانمندسازی آحاد مردم برای افزایش سواد رسانه در جامعه كمک كند.در اولین میزگرد در ارتباط با سواد رسانه‌ای كه با حضور صدیقه ببران عضو هیئت‌علمی گروه ارتباطات دانشكده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه، حسن محرابی مدیركل سابق مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سید تقی كمالی مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران برگزار شد، حاضران دیدگاه‌های خود را دراین‌خصوص بیان كردند.مشروح این میزگرد پیش روی شماست:برخورد سلبی پاسخگو نیستدر ابتدای این میزگرد استاد علوم ارتباطات و كارشناس رسانه گفت، حدود ۱۵ سالی است كه در دنیا در خصوص مباحث مختلف سواد رسانه‌ای فعالیت می‌شود؛ اما كشور ما دیر به این مهم رسیده است.ببران افزود: سال ۷۳ قانونی گذاشته شد كه ماهواره‌های معاند باید جمع‌آوری شود؛ لذا بعد از برخورد و جمع‌آوری و نصب‌های مجدد توسط مردم و در واقع مقاومت آنها به طرق مختلف بیشتر و بیشتر شد؛ لذا امروز با گذشت ۲۳ سال به این نتیجه رسیدند كه برخوردهای سلبی دیگر جوابگو و پاسخگو نیست.وی خاطرنشان كرد: بعد از ماهواره وارد بحث حوزه سایبر و اینترنت شدیم و بعد از ۵ سال با شبکه‌های موبایلی و نظایر آن مواجه شدیم كه در واقع اینها مظاهری از تكنولوژی نوین هستند.فضای دیجیتال را مدیریت كنیم/ فرهنگ‌سازی و آموزش راهكار اولوی در ادامه افزود: برای كنترل ماجرا باز ما موضوع برخوردهای سلبی و فیلترینگ را راه انداختیم و الان هم در این اوضاع فیلترینگ را اعمال كردیم درحالی‌که بسیاری از افراد با استفاده از فیلترشكن این فضا را شكسته و وارد آن شده‌اند.این استاد علوم ارتباطات تأکید كرد كه با تكنولوژی جنگیدن كاری بیهوده و عبث است چرا كه باید این‌گونه فضاها را مدیریت و فرهنگ‌سازی كرد.ببران گفت: نهادها و دستگاه‌های متولی فرهنگی و مرتبط می‌توانند به‌راحتی با مدیریت موضوع و فضا با آموزش و فرهنگ‌سازی كنترل این جریان را در اختیار بگیرند.نگاه كلان و حاكمیتی به سواد رسانه‌ای لازم استدر ادامه این میزگرد تخصصی مدیرکل سابق خبرگزاری‌ها و مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با تشكر و قدردانی از برگزاری این میزگرد ایرنا گفت: موضوع سواد رسانه‌ای را باید از دیدگاه حاكمیتی نگریست و نباید موضوعی به این مهمی را در حد یک یا چند نشست و همایش خلاصه كرد.محرابی با اشاره به روند توسعه در غرب مبنی بر اینكه آنها چه بوده و از كجا به امروز یعنی توسعه رسیده‌اند، گفت: خوب است كه این روند را ما هم همواره مدنظر قرار داده و با كشور خودمان مقایسه كنیم كه چرا ما در جهت توسعه حركت نكردیم و علل و عوامل آن چه بوده است.وقایع اخیر نیاز به سواد رسانه را دوچندان كردمشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران نیز در ادامه این میزگرد به موضوع وقایع اخیر كشور اشاره كرد و گفت: این وقایع برجستگی و نیاز به سواد رسانه‌ای را بیشتر كرده و پرداختن به این مهم را برای ما محسوس‌تر كرد.كمالی با اشاره به اینكه پیشینه سواد رسانه‌ای در دنیا به بیش از پنج دهه و در ایران به سال ۱۳۹۰ بازمی‌گردد، گفت: امروز وارد فازهایی از سواد رسانه و تلفیق آن با دیجیتال شده‌ایم.سواد رسانه‌ای الفبای روش زندگی عصر جدید استاین فعال رسانه‌ای درعین‌حال اظهار داشت: امروز سواد رسانه فراتر از یک ابزار و وسیله برای انسان است بلكه این مهم در واقع الفبای روش زندگی در عصر جدید محسوب می‌شود.كمالی تصریح كرد: از طرفی هم از لحاظ سیاست‌گذاری، وضع و تصویب قوانین نیز عقب هستیم؛ ازاین‌رو باید بتوانیم از جنبه‌های آینده‌نگرانه به موضوع سواد رسانه‌ای بپردازیم.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران اظهار داشت: به دلیل مسائل موجود در كشور معمولاً حواشی در كشور ما برجسته شده و متأسفانه موضوعات از ناحیه پرداختن به چالش نگریسته نمی‌شود.آموزش و فرهنگ‌سازی سواد رسانه‌ای از مهدهای كودک آغاز شودببران در ادامه این میزگرد به عدم توجه به بحث کپی‌رایت و مالكیت معنوی در سال‌ها اخیر اشاره كرد و افزود، نباید به‌صورت جزیره‌ای به قضایا نگاه كرد بلكه نیازمند یک عزم جدی برای سیاست‌گذاری جامع و كامل توأم با برنامه‌ریزی در زمینه سواد رسانه‌ای هستیم.وی درعین‌حال گفت: چرا باید آموزش سواد رسانه‌ای از سال دهم تحصیلی در کتاب‌ها درسی گنجانده شود. ما امروز مانند دیگر كشور نیازمندیم كه این آموزش را از دوران كودكی و حتی مهدهای كودک آغاز كرده و بچه‌های خود را با شرایط و فضاهای پیرامون آن آشنا و فرهنگ‌سازی كنیم.وی تأکید كرد: بخش‌های فرهنگی مرتبط باید از پایه‌ای‌ترین دوره‌های آموزشی یعنی مهدهای كودک به موضوع سواد رسانه‌ای بها داده و اقدامات اولیه را شروع كنند.آموزش‌ها را دائمی و مادام‌العمر كنیممحرابی فعال رسانه نیز در ارتباط با ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای در كشور تأکید كرد: سواد رسانه‌ای بخشی از تحولات است كه در حوزه دانشی و آموزشی باید مقدمات آموزش فراگیر آن ایجاد شود.وی با یادآوری برگزاری دو همایش توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسكو) در سال ۱۳۹۰ برای چگونگی آموزش و یادگیری دائمی با حضور دست‌اندرکاران آموزشی گفت: امروز ما نیز نیازمند تغییر در شیوه و روش‌های آموزشی هستیم تا ما نیز آموزش‌های دائمی و مادام‌العمر را در كشور داشته باشیم.مسئولان موضوع سواد رسانه‌ای را جدی بگیرندمحرابی همچنین دخالت مسئولان و دولتی‌ها در مطبوعات و حوزه رسانه را به‌عنوان یكی دیگر از چالش‌های پیش رو در ارتباط با سواد رسانه عنوان كرد و گفت: حدود ۷۰۰ نشریه ما در كشور دولتی و یک مقام نیز سیاست‌گذار آنهاست لذا به نظر می‌آید لازم است تا مسئولان دولتی در موضوع سواد رسانه‌ای از طریق ارتقا و توانمندسازی آن نیز ورود كرده و با تلاش مضاعف این مهم را جدی بگیرند.مدیرکل سابق مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مردم و رسانه و مسئولان را سه ضلع یک مثلث برشمرد و گفت: قبل از اینكه از حوزه ترویج سواد رسانه‌ای سخن به میان آوریم باید ابتدا مشكلات قبل و بعد آن را حل كرده بعد به موضوع سواد رسانه‌ای برسیم.تكثر رسانه‌ها عامل نیاز به سواد رسانه‌ایكمالی هم در ارتباط با ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای در كشور با تأکید بر اینكه ریشه برخی مسائل به رسانه‌ها بازمی‌گردد، تصریح كرد: جوامع تک‌صدایی نیاز به سواد رسانه‌ای و به دنبال آن رسانه ندارند؛ اما امروز تكثر و فراوانی رسانه‌ها در كشورهای مختلف باعث شده تا نیاز به سواد رسانه‌ای و آموزش آن بیش از هر زمانی احساس شود.وی افزود: به‌طورکلی می‌توان گفت كه در جوامع دمكراتیک نیاز به سواد رسانه‌ای و پرداختن به آن از جنبه‌های مختلف احساس می‌شود.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تأکید كرد: امروز بیش از هر زمان دیگری دانش و آموزش سواد رسانه‌ای برای آحاد مردم یک امر ضروری و انکارناپذیر است؛ لذا جوامع مختلف باید خود را به شیوه‌های گوناگون برای رسیدن به مطلوب‌ها و شیوه‌های نوین ارتباطی و اطلاع‌رسانی وفق دهند.احساس خلأ در اطلاع‌رسانی وقایع كشورببران استاد علوم ارتباطات در ادامه با اشاره سواد رسانه‌ای و ارتباط آن با وقایع اخیر در كشور تأکید كرد: واقعیت این است كه ما در همه این قضایا دیده و شنیده می‌شویم و در یک كلام متأسفانه در اطلاع‌رسانی در كشور خلأ وجود دارد. به‌عنوان مثال صداوسیما در ارتباط با ناآرامی‌های اخیر باید خیلی بهتر از اینها وارد میدان می‌شد.ببران تصریح كرد: در این‌گونه مواقع تأکید این است كه باید با نگاه ایجابی پیشروتر وارد ماجرا شد و با واكنش سریع‌تری در اطلاع‌رسانی به مردم و جامعه و افكار عمومی عمل شود.مدیرکل سابق مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در ادامه این میزگرد به وضعیت رسانه‌های ایران و پوشش اخبار رویدادهای مختلف از جمله وقایع اخیر اشاره كرد و گفت: امروز فعالیت بیشتر رسانه‌های ما دولتی است و به همین خاطر سیاست‌گذاری رسمی و دولتی در آنها اعمال می‌شود به‌طوری كه ۵۰ درصد سیاست‌گذاری را مدیران رسانه و مابقی را در جای دیگری لحاظ می‌کنند.درک درستی از عملكرد رسانه‌ها وجود نداردمحرابی تأکید كرد: آنچه مهم است اینكه باید ویژگی اصلی رسانه‌ها در وضعیت فعلی را شناخته و درک دقیقی از چگونگی عملكرد آنها در خصوص رویدادهای مختلف داشته باشیم كه در این زمینه ضعیف عمل كرده و شناخت كافی نداریم.به گفته وی، وجود و بروز بسیاری از اشكالات و مشكلات در رسانه‌های ما باعث شده كه مردم به‌راحتی از رسانه‌ها و مطبوعات دیداری، شنیداری و نوشتاری عبور كرده و به شبکه‌های اجتماعی و تلگرام برسند.همگرایی رسانه‌ای بهتر از كثرت آناین فعال رسانه‌ای در ادامه موضوع ساختاری رسانه‌ها را به‌عنوان یكی دیگر از مسائل و چالش‌ها ذكر كرد و گفت: امروز هر كسی برای خودش درخواست فعالیت رسانه مستقل می‌کند به همین دلیل با كثرت رسانه‌ها در كشور مواجه هستیم بی‌آنکه به توانایی و صلاحیت افراد برای فعالیت در آن رسانه توجه داشته باشیم و تنها به صدور و ارائه مجوز بسنده می‌شود.محرابی اضافه كرد: به‌جای این كثرت جا داشت تا در جهت تجمیع و همگرایی اصحاب رسانه فكری كرد كه امروز با این فراوانی و چالش‌ها نیز مواجه نشویم.همه چیز تحت‌الشعاع شبکه‌های اجتماعیكمالی هم در خصوص پوشش اخبار رویدادهای اخیر از سوی رسانه‌ها تأکید كرد: امروز شبکه‌های اجتماعی همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار داده و با توجه به مهندسی‌شدن این فضا، الگوریتم‌ها و مطالب دستكاری می‌شوند.به گفته وی سواد رسانه‌ای برای هر محیط و جغرافیایی از لحاظ ساحت و فكر و فرهنگ متفاوت بوده و باید متناسب با آن تمهیدات لازم را مدنظر قرار دهیم.وی به وقایع و رویداد اخیر كشور اشاره كرد و گفت: وقتی جوانان ۱۶ تا ۱۹ساله وارد صحنه می‌شوند این بیانگر آن است كه اینها با تحریک و تحت لوای شبکه‌های اجتماعی درصدد هستند تا آنچه را كه دریافت و مشاهده و در ذهن خود ایجاد کرده‌اند به‌نوعی به جامعه هدف منتقل كنند.ضعف رسانه‌ها در وقایع اخیر كشورمشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تصریح كرد: برخی اتفاقات و وقایع مشابه قابل‌پیش‌بینی بود و با سیاست‌گذاری درست، فرهنگ‌سازی و آموزش به‌موقع می‌شد از بروز این حوادث جلوگیری كرد.كمالی با ارزیابی شیوه برخورد و عملكرد رسانه‌ها در این وقایع، اظهار داشت: متأسفانه رسانه‌ها در موضوع سیاست‌گذاری بسیار ضعیف عمل كردند و آن‌چنان كه باید و شاید به‌خوبی وارد میدان نشدند.به گفته وی رسانه‌ها متأسفانه در ساعات اولیه انتشار خبر این وقایع کاملاً مستأصل و درمانده بوده و نمی‌توانند جنبه آرامش بخشی را به جامعه بازگردانند از طرفی هم از اطلاع‌رسانی مناسب، به‌موقع، جامع و كامل غافل هستند.شورای عالی فضای مجازی بی‌برنامه پیش می‌رودببران هم در ادامه سخنان خود در خصوص علت وجود چنین مشكلاتی در فعالیت رسانه‌ها به‌ویژه در ارتباط با رسانه‌های مجازی به فعالیت شورای عالی فضای مجازی اشاره كرد و گفت: بخش عمده از سیاست‌گذاری فضای مجازی را این شورا عهده دارد؛ اما تاكنون قدمی مثبت در این زمینه برنداشته است.ببران تصریح كرد: فكر جزیره‌ای عمل‌کردن باعث شده كه سیاست‌گذاری‌ها پراكنده و همگان تنها دنبال نظارت و تدوین مقررات باشند.جنگ با تكنولوژی یک جنگ مغلوبه استوی درعین‌حال با بیان این كه جنگ با تكنولوژی یک جنگ مغلوبه است، گفت: امروز باید دید در بازار كار و فعالیت‌ها كجا قرار گرفته‌ایم، آیا هیچگاه به رقبای خود نگریسته‌ایم كه كجا قرار دارند و قبلاً كجا بوده‌اند؟به گفته وی درست است كه سرورهای تلگرام در روسیه و وی چت در چین مستقر است؛ اما آنچه در حال اتفاق است اینكه سیاست‌گذاری‌های ما در كشور در جهت جلب مخاطب نیست چرا كه آنچه در حال انجام آنیم مقابله با یک واقعیت است.برخورد سلبی با فضای مجازی راه‌حل نیستاین مدرس و كارشناس رسانه تصریح كرد: امروز نیازمند یک سیاست‌گذاری و نگاه ملی به فضای مجازی داریم؛ برخورد سلبی و فیلترکردن راه‌حل نیست.ببران با اشاره به اینكه بسیاری از فعالان کسب‌وکار و استارتاپ‌ها با فیلترشدن تلگرام فلج و زمین‌گیر شده‌اند، گفت: باید با سیاست‌گذاری مناسب و درعین‌حال تأثیرگذاری پیش‌بینی این روزها را می‌کردیم تا با بروز آنها در كار انجام شده قرار نمی‌گرفتیم.همگام با رسانه‌های دیجیتال حركت كنیموی همچنین همگرایی رسانه‌ای شامل همراه و همگام‌شدن رسانه‌های سنتی با دیجیتال را راهی برای رسیدن به مقصد و اطلاع‌رسانی جامع و كامل دانست و گفت: همان‌گونه كه در سواد رسانه‌ای هدف ما این است كه از سطحی بودن به سمت عمقی بودن حركت كنیم ازاین‌رو باید كاری كنیم تا مردم به خبرها شک كرده و به دنبال دریافت خبرهای واقعی باشند؛ یعنی در واقع به دنبال مطالب و اطلاع‌رسانی درست باشند.حیات رسانه‌ها در گرو استفاده از شیوه‌های نوینمحرابی هم در این ارتباط و در ادامه دیدگاه‌های ببران سیاست‌گذاری در عرصه رسانه‌ها به‌خصوص رسانه‌های جدید را مهم و ضروری دانست و گفت: باید یک بازنگری و سیاست‌گذاری جدی در عرصه رسانه‌های كشور صورت گیرد.این كارشناس رسانه تأکید كرد: كثرت رسانه هنر نیست بلكه آنچه حائز اهمیت است عملكرد، خروجی و میزان مخاطب آن به‌عنوان سرمایه اصلی آن است.محرابی تأکید كرد: نباید یكسره مجوز فعالیت رسانه داد بلكه باید همگرایی رسانه‌ها و چگونه كنار هم فعالیت‌کردن رسانه‌ها را تجربه كنیم.به گفته وی رسانه‌ها باید اعتبار داشته باشند تا مردم به آنها اعتماد كنند و بدون مردم به‌عنوان سرمایه‌های اصلی رسانه ادامه حیات برای هیچ رسانه‌ای امکان‌پذیر نخواهد بود.مدیرکل سابق مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین تأکید كرد: حیات روزنامه‌ها هم اكنون استفاده از شیوه‌های نوین در حوزه رسانه مكتوب است.خلأ در دانش ارتباطی و نبود یک دیدگاه واحدكمالی فعال رسانه‌ای هم تأکید كرد: هنوز در دانش ارتباطی جامعه دچار خلأ هستیم و نتوانسته‌ایم به یک دیدگاه و تعریف واحد و مشخص در خصوص رسانه‌ها در كشور برسیم.به گفته وی وقتی وارد فضای مجازی و دیجیتال می‌شویم با تغییرات بسیاری مواجه می‌شویم كه بیانگر عدم مدیریت در این فضاست.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تأکید كرد: بسیاری از مردم در این فضا زیست می‌کنند؛ اما سیاست فضای مجازی ما به محلی برای مناقشات سیاسی تبدیل شده است.كمالی با بیان اینكه دنیا امروز به فضای مجازی و دیجیتال نگاه اقتصادمحور دارد، گفت: متأسفانه این فضا امروز برای ما تبدیل به فضای مناقشات شده و به انحای مختلف از ظرفیت‌های این فضا غافل هستیم.به گفته وی دنیای امروز بخش زیادی از موضوع مربوط به اشتغال‌زایی و کسب‌وکار را در این فضا دنبال می‌کند؛ اما كشور ما از این مهم غافل است و فقط به‌عنوان تفریح، سرگرمی و محلی برای بحث و مسائل سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.صنعت رسانه نیاز امروز كشورمشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران درعین‌حال تصریح كرد: فضای مجازی فقط یک كانال نبوده كه به یكباره شاهد اتفاقات باشیم بلكه اطلاع‌رسانی در این فضا همواره به‌صورت نرم و آرام و مدت‌دار رخ می‌دهد.كمالی در ادامه با اشاره به تحول در توسعه دنیای رسانه، اظهار داشت: به دلیل نداشتن صنعت رسانه، دانشگاه با رسانه ارتباط ندارد و از طرفی بدنه جامعه هم به‌نوعی خودش را نیازمند به رسانه نمی‌داند.دسترسی آزاد به اطلاعات جزو حقوق اولیه مردم استببران در ادامه اطلاع‌رسانی و دسترسی آزاد به اطلاعات را جزو حقوق اولیه مردم عنوان كرد و گفت: در ایران چیزی كه اصلاً وجود ندارد صنعت رسانه است كه نه مدیریت آن را بلد هستیم و نه سیاست‌گذاری آن را به‌خوبی می‌دانیم.این مدرس علوم ارتباطات در ادامه به تیراژ ۸۰۰ هزارتایی نشریات در سال جاری اشاره كرد و گفت: باید ریشه‌یابی كرد كه علت پایین‌بودن تیراژ نشریات و رسانه‌ها در كشور ما چیست و چرا بخش زیادی از آن نیز مسترد می‌شود؟ببران بزرگ‌ترین چالش و مشكل پیش رو را نداشتن اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای، عدم مدیریت صحیح و عدم شناخت بازار و همچنین پایین‌بودن سواد رسانه‌ای دانست.باید بازار رسانه را به‌خوبی بشناسیموی به ‌سرعت بالای انعكاس و انتشار اخبار و مطالب در فضای جدید رسانه‌ای در دنیایی كه در حال جهانی‌شدن است اشاره كرد و گفت: باید بازار رسانه را بشناسیم و با بروز رسانی خود همگام با این بازار كه در دهم ثانیه اخبار را منتشر می‌کنند، حركت كنیم.این فعال رسانه‌ای همچنین تأکید كرد: تولید محتوا امروز در دستان شهروندان خبرنگار قرار گرفته است؛ لذا راه‌حل نهایی و درست این است كه در تولید محتوای درست، جذاب، مفید، سالم و به‌موقع وارد عمل شده و مخاطبان را به‌عنوان سرمایه‌های یک رسانه در جامعه به‌طرف خود بكشانیم.این مدرس دانشگاه اظهار داشت: به‌عنوان ‌مثال امروز رسانه ملی ما از اعتبارش در زمینه سرعت، صحت و دقت كم شده و مردم به‌عنوان مخاطبان این را به‌خوبی منعكس می‌کنند.جای خالی رسانه در سبد خانواده‌هااین مدرس دانشگاه، جامعه مدنی را مبنای دنیای امروز عنوان كرد و گفت: باید كاری كرد تا با فرهنگ‌سازی و آموزش سواد رسانه‌ای و در نهایت شفافیت و پاسخگویی، رسانه را در سبد خانواده‌ها قرار دهیم.ببران همچنین یادآور شد كه لازم است تا رسانه‌های دولتی به مسیر دستیابی به دموكراسی كمک كرده و سد راه آن نشوند.شاغلان شبکه‌های اجتماعی آری - خیرمحرابی فعال رسانه‌ای نیز در بخش دیگری از سخنان خود در میزگرد ایرنا به توسعه رسانه‌ها در غرب و روند شکل‌گیری روزنامه‌ها و خبر در ایران اشاره كرد و گفت: مهم‌ترین و بهترین زمان توسعه روزنامه‌ها در ایران به دوره مشروطه بازمی‌گردد كه نشریات در این زمان همراه با ایجاد هیجان و جذابیت بودند.وی با تأکید بر این كه ما میراث‌خوار گذشتگان هستیم، اظهار داشت: در غرب هر اتفاقی را به‌نوعی فرصت تلقی كرده ولی در كشور ما نگاه تهدیدی آن مدنظر قرار می‌گیرد.به گفته وی با گذشت چندین سال از بروز و ظهور شبکه‌های اجتماعی هنوز هم مسئولان كشور شاغلان در شبکه‌های اجتماعی و بعضاً نوع كار و خود شبكه آنها را قبول ندارند.نقش رسانه تشریفاتی و تبلیغاتی نباشدمدیرکل سابق مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینكه روند توسعه رسانه‌ها در دیگر كشورها این است كه آنها در سرنوشت كشورشان دخالت دارند، تصریح كرد: در كشور ما رسانه‌ها بیشتر جنبه تشریفاتی و تبلیغاتی دارند.وی درعین‌حال تأکید كرد: باید بپذیریم تحول بنیادین در حوزه رسانه‌های دیگر كشورها روی داده؛ لذا ما نیز باید همگام با این تحولات حركت كنیم.ضرورت مشاركت رسانه‌ها در تصمیم‌سازی‌هاكمالی هم در پایان تأکید كرد: امروز باید از تحول دیجیتال صحبت كنیم كه تبدیل به گفتمان شده است؛ لذا رسانه‌های ما باید به این سمت بروند كه بتوانند در تصمیم‌سازی‌ها شركت كنند.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تصریح كرد: با سیاست‌های متفاوت نمی‌توانیم یک سیاست‌گذاری واحد داشته باشیم.به گفته كمالی تلاش ما این است كه بدنه جامعه حساس به رفتن به‌سوی فضای دیجیتال و مجازی شوند چرا كه ما نمی‌توانیم شرایط را کاملاً تحت كنترل خود داشته باشیم.كمالی در ادامه به عبور از وب ۱ تا ۵ اشاره كرد و گفت: زمانی می‌رسد كه می‌توان حتی به محیط‌های خصوصی در شبكه مجازی هم دسترسی پیدا كرد ازاین‌رو باید برای فضاهای جدید در آینده تمهیدات و برنامه‌ریزی جدید داشته باشیم كه به‌محض بروز و ظهور به یكباره در آنها غرق نشویم.وی یادآور شد: با یکپارچه شدن رسانه‌ها و گسترش فضای مجازی در امتداد فضای سایبر كه تمام فضاها و ساحت‌های جدید در آن ورود پیدا كرده باشد الزامات متناسبی را نیاز خواهیم داشت؛ لذا باید با توسعه و افزایش سواد رسانه‌ای از طریق تفكرات جدید امروز در دنیا از محتوا آفرینی به‌جای كارآفرینی صحبت كرد چرا كه دنیای امروز روی تولید ناخالص ملی حركت می‌کند.رسانه پیش‌قراول توسعه و ترویج سواد رسانه‌ایمشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران در ادامه توسعه و ترویج سواد رسانه‌های را مورد تأکید قرار داد و اظهار داشت: بر این باوریم كه رسانه‌ها باید در این مهم جزو پیش‌قراولان بوده و وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری و دیگر نهادها و دستگاه‌های متولی فرهنگ و رسانه هم به میدان بیایند.كمالی به وقایع اخیر كشور هم اشاره‌ای كرد و گفت: در این وقایع متأسفانه رسانه‌ها آن‌چنان كه باید و شاید حرفه‌ای عمل نكردند چرا كه استراتژی درست و تعریف شده‌ای نداشتند.به گفته وی مردم وقتی نتوانستند به اطلاعات مورد نیاز خود از طریق رسانه‌های داخلی دست یابند به‌ناچار به رسانه‌ها و شبکه‌های خارجی مراجعه كردند. در واقع می‌توان گفت كه رسانه‌های ما لکنت‌زبان پیدا كردند.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تأکید كرد: شفافیت و پاسخگویی باید حرف اول را در رسانه‌ها بزند؛ ازاین‌رو هر رسانه كاركرد خود را داشته و باید به سمت همگرایی و فعالیت كنار هم برویم چرا كه كثرت و فراوانی رسانه و به‌ویژه مطبوعات هنر نیست.ضرورت ایجاد فضای مساعد برای مطالبه‌گری مردمكمالی خاطرنشان كرد، رسانه‌ها به‌خصوص صداوسیما باید فضای سیاسی ایران را به‌درستی فهم كنند و به دوگانگی‌ها دامن نزنند. چنین رویه‌ای به ضرر نظام است و موجب تضعیف حاكمیت می‌شود. باید در كنار جامعه مدنی فضای مساعدی را برای مطالبه‌گری اقشار مردم فراهم كرد.وی ادامه داد، چنین سازوکارهایی در دنیا رواج دارد. باید از ظرفیت رسانه‌های جمعی و اجتماعی برای ایجاد کمپین‌های اجتماعی بهره‌برداری شود.مشاور عالی انجمن سواد رسانه‌ای ایران تصریح كرد، اگر دولت نتواند فضای مطالبات عمومی را به‌درستی شناسایی كرده و پاسخ بدهد رسانه‌های معاند جریان اطلاع‌رسانی را برای مدیریت رفتار جمعی به‌منظور ایجاد انواع بلواها و آشوب‌ها در دست می‌گیرند.كمالی افزود، اساس چنین روندی بر شفافیت و پاسخگویی حكومت در كنار فراهم‌سازی محیط مطالبه‌گری در جامعه استوار است. باید دانست كه فضای مساعد، شفاف و سالم در سایه اطلاع‌یابی و اطلاع‌رسانی صحیح برای بهبود شرایط بنابر بستر مشاركتی و نقش‌آفرینی مردم میسر می‌شود. * بازنشر میزگرد خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با عنوان «سواد رسانه‌ای الفبای زندگی/ چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟» که در تاریخ ۲۰ دی  ۱۳۹۶ در این خبرگزاری منتشر شده است با مختصر اصلاحات نگارشی</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 05:21:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرزندپروری دیجیتالی یک نگرانی جهانی است</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dpfgm4hxtzol</link>
                <description>نظام مدرسه‌محوری و مدارس فیزیکی در جهان در حال تحول است و مدارس در حال تبدیل‌شدن به فضاهای معنایی هستند، به همین دلیل باید به رسانه‌ها و فضای مجازی توجه کنیم و به تولید محتوا برای تربیت بپردازیم. فرزندپروری در جهان دیجیتالی نگرانی بین‌المللی است. برای حل این چالش بسته‌های مهارتی بسیاری در سطح جهانی برای والدین و کودکان تولید شده اما والدین و کودکان ایرانی به دلیل عدم دسترسی به این مهارت‌ها رفتارهای آسیب‌رسانی دارند.شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسان امروزی هستند. رشد شتابان دنیای دیجیتال، پیوسته چالش‌های ناشناخته‌ای را پیش روی کاربران و خانواده‌ها قرار می‌دهد. پدر و مادرهای امروزی در مواجهه با تکنولوژی‌های ارتباطی جدید سه رویکرد مختلف دارند:برخی کودکان خود را از تکنولوژی‌های جدید محروم می‌کنند و برخی دیگر آنها را رها می‌کنند تا آزادانه به فعالیت آنلاین بپردازد و برخی با رویکرد دموکراتیکی که در مقابل تکنولوژی دارند تلاش می‌کنند با قابلیت‌ها و پیامدهای ارتباطات دیجیتال آشنا بشوند، خوبی‌ها و آسیب‌های آن را درک ‌کنند. این دست از والدین تلاش‌ می‌کنند تا فرزندشان از جوانب مثبت دنیای دیجیتال بهره بگیرد و به یک شهروند دیجیتالی خوب تبدیل بشوند، هر سه رویکرد عنوان شده ریشه‌ها و دلائلی دارد که باید بررسی شود و بهترین رویکرد به والدین ایرانی برای تربیت نسل شایسته معرفی شود.خبرگزاری فارس به منظور بررسی این موضوع میزگردی ترتیب داد، در این میزگردی که با حضور کارشناسان برجسته این حوزه برگزار کرد، سید تقی کمالی «آینده‌پژوه و پژوهشگر ارتباطات و رسانه‌ها، عضو هیئت مؤسس انجمن سواد رسانه‌ای ایران و دبیر علمی نخستین همایش ملی سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی» با همراهی محمد داوری «کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، لیسانس علوم تربیتی (روان‌شناسی تربیتی و مشاوره)، سردبیر، دبیر صفحه آموزش روزنامه اعتماد، سخنگوی سازمان معلمان ایران، مدرس آموزش خانواده و مهارت‌های زندگی، مدرس آسیب‌های اجتماعی» و خسرو سلجوقی «مجری سند حمایتی خدمات فضای مجازی کودک، مجری سابق توسعه خدمات فضای مجازی کودک در وزارت ارتباطات» در بازکردن لایه‌های این بحث تشریح شرایط حاضر کشور و راه‌های دستیابی به شرایط مطلوب برای «فرزندپروری دیجیتالی» پرداخت. متن زیر گزارشی از میزگرد برگزار شده با عنوان «فرزندپروری دیجیتالی» است.داوری‌: به عقیده من سه ضلع، کودک، فضای مجازی و تربیت باید در این میزگرد مورد بررسی قرار گیرد، چرا که این مسئله مقدمه شکاف میان والدین و فرزندان است. من مدرس تفکر و سواد رسانه‌ای هستم و پس از سال‌ها تدریس این رشته در مدارس به این نتیجه رسیدم که می‌توانستیم فضایی را در میان دستگاه‌های مسئول و خانواده‌ها از لحاظ فرهنگی ایجاد کنیم تا این شکاف به وجود نیاید، اما متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد. باید هشدار بدهم که بی‌‌توجهی به این مسئله آسیب‌هایی را به دنبال دارد و اگر شناسایی این آسیب‌ها به تأخیر بیفتد؛ شدید، گسترده و عمیق‌تر خواهد شد و این میزگرد می‌تواند در مدیریت آسیب‌ها با هشداردادن، تلنگرزدن مطالبه‌گر باشد.سلجوقی: به نظرم به چهار عنصر اصلی تشکیل‌دهنده طبیعت یعنی آب، خاک، آتش و هوا یک عنصر پنجم به نام فضای مجازی افزوده شده که ما هنوز این عنصر پنجم را باور نکرده‌ایم، برای چهار عنصر دیگر، بشر بسیار زحمت کشید تا آنها را در اختیار خودش قرار دهد و مدیریت کند و با تمام تلاش و کوشش شده موجود محیط‌زیست را به هم زده و همین شرایط برای عنصر پنجم وجود دارد که اگر فضای مجازی خوب مدیریت نشود، می‌تواند آسیب‌زننده باشد و این آسیب‌زنندگی در کودکان، سریع‌تر و عمیق‌تر بروز خواهد داشت. تنها کسی که با جدیت اهمیت فضای مجازی را باور دارد، مقام معظم رهبری است که فرمودند «اگر مسئولیت فعلی را نداشتم، می‌رفتم در این زمینه کار می‌کردم».در سطح جهانی برای مدیریت این فضا، ساختارهایی در نظر گرفته‌اند، به همین منظور در مجموعه سازمان ملل متحد تحت عنوان جامعه جهانی اطلاعات (WSIS) شکل‌گرفته است و سال ۲۰۰۳ اولین اجلاس سران این جامعه جهانی در ژنو برگزار شد و برنامه‌های عملی هم در این زمینه به تصویب رسید. دکتر معتمدنژاد یکی از پیشگامان حوزه رسانه در این اجلاس شرکت داشت و زحمت زیادی برای ترجمه اسناد موجود این اجلاس کشید، اما حتی اساتید دانشجویان و حوزه رسانه و اهالی رسانه این اصول را نخوانده‌اند.در یکی از اصولی که در این مجمع به تصویب رسید گفته شده تا سال ۲۰۰۵ میلادی تمامی دانشگاه‌ها باید به اینترنت مجهز شود و اصل دیگری می‌گوید تا سال ۲۰۱۵ تمام روستاها باید به اینترنت وصل شده باشند، این اصول حامل پیامی است که ما متوجه نشدیم، روستایی که قرار است به اینترنت وصل شود تنها موضوعش اتصال سیم و کابل نیست و باید به فکر تهیه محتوا باشیم.نگرانی برای فرزندپروری دیجیتالی یک نگرانی جهانی است و باید از فضای موجود برای همراهی با کودکان استفاده کنیماین عدم شناخت از فضا به موضوع فرزند‌پروری دیجیتالی هم باز تسری پیدا کرده است؛ البته نگرانی ما درباره فرزندپروری دیجیتالی درواقع یک نگرانی بین‌المللی و همه درباره آن وحدت نظر دارند. این نگرانی جهانی فرصت مناسبی است که به‌جای کنترل کودکان به مفهوم همراهی با کودکان برسیم، امروز به نظر می‌آید با مفهوم کنترل نمی‌توان با کودکان همراه شد. اما به دلیل ضعف مهارتی پدر و مادر‌های ایرانی، آنها فرزندانشان را در فضای مجازی کنترل می‌کنند و نیازمند آموزش‌هایی هستند که از این روش آسیب‌زننده به سمت همراهی کودکان در مجازی حرکت کنند.کمالی: اگر بخواهیم در هر جامعه‌ای تمدن‌سازی کنیم، قاعدتاً توجه به نسل بسیار مهم است در خصوص مطالعات نسلی در جهان بسیار کار شده و همان‌طور که آقای سلجوقی گفتند، اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی منشأ بسیاری از تحولات جدی در مطالعات فضای سایبر و حتی مطالعات نسلی شد. در خصوص توجه به نسل باید بگویم که در حال حاضر با نسلی تحت عنوان «نسل Z» مواجه هستیم، این نسل بین سنین ۷ تا ۲۲ سال را شامل می‌شود که در آینده‌ای نزدیک پیش‌برنده کسب‌وکارهای نوین خواهند بود، بنابراین سیاست‌گذاری برای این نسل لازم است. به همین دلیل دنیا در حال برنامه‌ریزی بر روی این نسل است، درحالی‌که ما هیچ برنامه‌ای برای آنها نداشته و نداریم.ما برای نسل قبلی که با عنوان «نسل Y» در جهان شناخته می‌شد و به نسل هزاره معروف بود، (همان دهه شصتی‌ها) که در حال حاضر بین سنین ۲۳ تا ۳۸ سال هستند، هم برنامه‌ای نداشتیم و هنوز هم نداریم، اینها کسانی هستند که کسب‌وکارهای نوپا را به وجود آورده‌اند. نسل سومی هم با تولد ۷ ساله‌ها تا صفر ساله‌ها شکل‌گرفته است که در دنیای دیجیتال رشد کرده‌اند و هیچ جدایی از آن‌ را نمی‌توانند تصور کنند. اگر بخواهیم به تمدن‌سازی توجه کنیم، باید برای این سه نسل در کشور توجه ویژه داشته باشیم، همان‌طور که نظام رسانه‌ای دنیا در این زمینه برنامه‌ریزی داشته و می‌تواند تأثیرگذار باشد. اگر بر روی افکار و باورهای این نسل برنامه‌ریزی کنیم جامعه را می‌توانیم تغییر دهیم.به همین دلیل باید به موضوع آموزش و تفکر رسانه‌ای جدی‌تر بپردازیم، پرداختن به این موضوع در پایه دهم بسیار دیر است، باید برای سنین کمتر از ۱۳ سال تمرکز کنیم، چون بسترهای شناختی افراد در این سنین شکل می‌گیرد پس از آن تغییر شخصیت سخت است، اما با وجود این اهمیت، در آموزش‌های پایه سهل‌انگاری کرده‌ایم و نیازمند بازنگری هستیم.سلجوقی: تحقیقات نشان می‌دهد هر یک دلار سرمایه‌گذاری برای کودکان ۰ تا ۲ سال تا ۱۶ دلار بازگشت سرمایه به دنبال دارد، شما کجا می‌توانید چنین سرمایه‌گذاری داشته باشید.باید به فکر تربیت کودکان، پایین‌تر از سنین تحت آموزش‌های رسمی (یعنی سنین زیر ۶ سال) باشیم، چون تنها ۱۳ درصد از کودکان ما در این سنین تحت آموزش مهدهای کودک هستند و ۸۷ درصد دیگر به مهد نمی‌روند و در واقع تحت مدیریت و تربیت خانواده‌ها هستند.در خصوص حقوق کودک هم ما در کشور به غیر از متن پذیرفته شده کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک، سندی نداریم درحالی‌که «سند حقوق کودک» در شورای اروپایی نوشته شده که دسترسی به اینترنت و سواد دیجیتال را جزو حقوق کودکان بر می‌شمردکمالی: علی‌رغم همه تحقیقات و مستندات جهانی از حساسیت دوران کودکی ما به آموزش و پرورش توجه جدی نمی‌کنیم، همیشه این وزارتخانه با کسری مواجه هست، یکی از مهم‌ترین مشکلات ما در این زمینه است که دولت به آموزش و پرورش توجه نمی‌کند، چون این وزارتخانه بازدهی اقتصادی ندارد. علاوه بر این ما در آموزش و پرورش به مشارکت‌های اجتماعی توجه نمی‌کنیم‌، درحالی‌که کشورهای پیشرفته برعکس ما عمل می‌کنند و در کنار بودجه‌های مناسب دولتی بخش مناسبی از بودجه را از طریق اجتماع و همگرایی‌های محلی و در قالب کسب‌وکارهای محلی برای آموزش کودکان در نظر می‌گیرند.در خصوص حقوق کودک هم ما در کشور به غیر از متن پذیرفته شده کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک، سندی نداریم. درحالی‌که در زمینه حقوق کودک در جهان به صورت دیجیتال هم مباحثی گنجانده شده و سندی اخیراً تحت عنوان «سند حقوق کودک» در شورای اروپایی نوشته شده که دسترسی به اینترنت و سواد دیجیتال را جزو حقوق کودکان بر می‌شمرد، تا به این طریق فرد بتواند به سایر امتیازات مثل مشارکت در آموزش دست یابد؛ بنابراین باید برای حقوق کودک کار کنیم، تا با همراهی والدین و با کمک آموزه‌های تربیتی ملی و مذهبی خودمان به یک فهم اجتماعی در خصوص تربیت کودکان در این فضای مجازی دست یابیم.داوری: فکر می‌کنم در سه‌گانه کودک، تربیت و فضای مجازی نباید از ساختار و اسناد صحبت کنیم. این نگاه اولویت نیست، تجربه هم نشان داده ساختارها مشکل ما را حل نکرده است. باید از فرهنگ‌سازی، آموزش، هشدارها و نگرش‌ها شروع کنیم. ما برای تربیت کودک در فضای مجازی صرف‌نظر از تذکر در خصوص سنین استفاده از برخی دستگاه‌ها و برنامه‌ها و فیلم‌ها کاری نکرده‌ایم.ما در بحث تربیت کودک و فضای مجازی با موانع جدی مواجهیم که به فلسفه تربیت کودک باز می‌گرددبه اقتضای شغلم، بیست و پنج سال است که با دانش‌آموزان تا سال دوازدهم دبیرستان سروکله می‌زنم، تجربیاتم که حداقل حاصل تجربه زیست با حدود سه هزار دانش‌آموز در ۳ مدرسه می‌شود به صورت محسوس و ملموس به من نشان داده است که نیازمند برخورد حرفه‌ای، تئوریک و گسترش بحث‌های کارشناسانه در این زمینه هستیم.با توجه به رشته تحصیلی و تخصصم هم می‌گویم که ما در بحث تربیت کودک و فضای مجازی با موانع جدی مواجهیم که به فلسفه تربیت کودک باز می‌گردد. ریشه‌های آن را باید هم در نظام رسمی و هم در نظام غیررسمی تعلیم و تربیت جستجو کرد. بزرگان تعلیم و تربیت میان نهاد تعلیم و تربیت و ارگان دولتی آن تفاوت قائل‌اند، نهاد تعلیم و تربیت به عنوان نهاد سنتی از قبل بوده و بعد از آن دستگاه آموزش و پرورش در قالب مدارس و شکل مدرن به وجود آمده است. فلسفه تعلیم و تربیت نخستین بحث پیش از این است که ما تربیت را حق کودک والدین و یا حاکمیت می‌دانیم؟وقتی یک کارشناس نگران تعلیم و تربیت کودک است، نگرانی‌هایش از جنس حاکمیتی نیست. من نگرانی کارشناس را اولی می‌دانم، چون روان‌شناسی کودک می‌داند و روش و مراحل تربیت و الزامات مراحل تربیتی را می‌شناسد او می‌داند در این شرایط سخت‌افزار و نرم‌افزار چه نقشی دارد. بی‌تردید تربیت کودک از جمله مسئولیت‌های تربیتی والدین و حاکمیت است اما والدین و حاکمیت حق کودک را برای خودشان تربیت کنند.باید دقت کنیم که نگرانی چه هستیم؟ برای مثال پدر و مادر نگران این است که دنیای دیجیتال شکاف میان نسلی را افزایش دهد و می‌گوید بچه من حرف گوش کن نیست. حالا سئوال این است که اگر قرار است بچه حرف گوش کن تربیت کنیم؟احساس می‌کنم باید از اینجا شروع کنیم که فضای مجازی هم تهدید است و هم فرصت. اگر در نگرش‌ها تهدید می‌بینیم، ممکن است سلیقه‌ای عمل کرده و دسترسی را محدود کنیم. اگر تمام آن را فرصت بینیم و تهدیدها بی‌توجه باشیم ممکن است فضا را رها کنیم، اما تعلیم و تربیت در واقع نقش هدایتگری دارد. چیزی که گرفتار آن هستیم این است که بیشتر نگرش تهدیدی غالب است و مانع برای فهم فرصت‌های فضای مجازی است.بحث دیگری که باید مطرح کنم این است که چقدر از فضای مجازی می‌توان استفاده کرد، مقابله با تهاجم اطلاعات یکی از ابعاد آن است، و یکی از ابعاد سواد رسانه‌ای این گزینه است و گزینه دیگر تولیدکننده بودن آن است.در همه ابعاد گزینه‌های زیادی پیش روی ماست، چون در فضای مجازی گزینه‌ها بی‌نهایت است و انتخاب برای کودک سخت است و ما برای انتخاب‌ها در روش‌ها و مهارت‌های فضای مجازی بی‌سواد و کم‌سواد هستیم. در مسئله رویکردهای بی‌تردید باید هدایتگری و مشاور بودن را برگزینیم، چون ما پلیس بچه نیستیم ما مربی بچه هستیم متأسفانه اکثر مربیان و والدین بیشتر پلیس هستند.ما با ۲۰ میلیون کودک زیر ۱۸ ساله با ویژگی‌های منحصربه‌فرد مواجهیم که نمی‌توان به صورت کلیشه‌ای تربیتشان کرددر سیاست‌های تعلیم و تربیت کودک، به عنوان مثال در سند تحول آموزش و پرورش به صورت خاصی از تعلیم و تربیت کودک را سخن نگفته و به کلی‌گویی اکتفا کرده است؛ بنابراین نیازمند تبدیل این سیاست‌ها به برنامه‌های راهبردی و کاربردی هستیم. باید توجه داشته باشیم که تعلیم و تربیت اسلامی موضوع کلیشه‌ای و قالبی نیست و به تعداد هر فرد و هر لحظه باید یک نسخه ویژه پیچید. ما با ۲۰ میلیون کودک زیر ۱۸ ساله با ویژگی‌های منحصربه‌فرد مواجهیم که نمی‌توان به صورت کلیشه‌ای تربیتشان کرد.آموزش و پرورش دستگاه عریض و طویل تمرکزگرایی است و برای چهارده میلیون دانش‌آموز نسخه واحد می‌پیچد، و برای حل این معضل باید مدرسه‌محور و معلم‌محور شویم که البته این مسئله نیازمند زیرساخت است.سلجوقی: آقای داوری می‌گویند سند و ساختار در اولویت نیست، آقای کمالی هم در خصوص اقتصاد آموزش و پرورش سخن گفتند، اما من معتقدم که بر روی هر دو موضوع باید بازنگری کرد.باز هم تأکید می‌کنم که کودک زیر ۶ سال در کشور ما فعلاً متولی ندارد و هر ساختار و سندی هم درست کنید، ۶ سال به پایین‌ها رها هستند. به همین دلیل معتقدم باید برگردیم به اقتصاد دیجیتالی و بدانیم این نوع فرزندپروری بر روی چه چیزی متمرکز می‌شود، بهترین ساختار در این زمینه خانواده است. باید محتواهای مورد نیاز را در دسترس خانواده‌ها قرار دهیم.در حال حاضر بهترین ساختار برای فرزندپروری دیجیتالی خانواده است، چون کودکان زیر ۶ سال در کشور ما متولی مشخصی ندارندباید تولیدکنندگان محتوا و متخصصان وارد این بازار شود و با روشنگری فضای مناسبی را سریع‌تر ایجاد کنند و این روش از سیاست نوشتن هم بهتر عمل خواهد کرد.رسانه می‌تواند این مسئله را شفاف کند که یک دلار سرمایه‌گذاری برای کودک چطور ۱۶ دلار بازگشت به همراه دارد و به این صورت تولیدکننده محتوا را در زمینه ترغیب کند. متأسفانه در خصوص استفاده از فضای دیجیتالی فرزندپروری چشم‌اندازی نمی‌بینم و جامعه در این زمینه فعالیتی نکرده است، با وجود اینکه محتوای مناسب در فضای تربیتی وجود ندارد.داوری: حتی اگر محتوا تولید نکنیم هم می‌توانیم به این موضوع بپردازیم، چون تولیدات خوبی برای تربیت کودکان در دنیا وجود دارد که حتی نیاز نیست ما خودمان دست به تولید بزنیم. کارشناسان تعلیم و تربیت در دنیا محصولاتی تولید کرده‌اند که در رشد روانی حرکتی کودک تأثیر دارد، اگر متعصب نباشیم می‌توانیم از این تولیدات استفاده کنیم. چون الزامات تربیتی در تمام دنیا برای این سنین یکی است و روان‌شناسی کودک بر اساس مراحل رشد برنامه‌ریزی می‌کند.سلجوقی: این نکته را که آقای داوری در خصوص عدم الزام بومی‌سازی مطرح کردند را تا حدودی قبول دارم. ۵۵ مهارت مورد نیاز کودکان در فضای مجازی وجود دارد که می‌توان با فارسی‌سازی از آن استفاده کرد، اما اشکال کار این است که ما در زمینه ترجمه و نشر و توزیع مشکل داریم. در ضمن در نظام اقتصادی کسی که ریسک چنین سرمایه‌گذاری را قبول کند، وجود ندارد. چون نگران بازار آن است، این بازار از لحاظ اقتصادی شفافیت لازم را ندارد.مطالعات بانک مرکزی نشان می‌دهد که خانواده‌ها برای آموزش بچه‌هایشان از خرید یک پفک‌نمکی هم کمتر هزینه می‌کنند، این مشکل در اقتصاد آموزش و پرورش هم وجود دارد. این ساختار دستش دراز است و همه به دنبال آموزش و پرورش رایگان هستیم این نگرش اشتباه است؛ اما چون این نگرش در قانون اساسی نهادینه شد با وجود اینکه نظام نمی‌تواند پاسخگو باشد و از کیفیت آموزش کاسته شده اما باز هم به این رویه ادامه می‌دهد.با کمک فضای مجازی و آگاهی‌رسانی به پدر و مادرها که سرمایه‌گذاران اصلی محسوب می‌شوند، می‌توان محتوای مناسب را در اختیار فرزندان قرار داد. ما باید با جامعه و والدین برای برنامه‌ریزی و آموزش فرزندان صحبت کنیم و بگوییم که فرزندان مثل بذری هستند که اگر به آنها آب و غذا بدهیم رشد خواهند کرد.شرکت‌های اپراتور کودک هم باید وارد عمل شوند، اپراتوری که سیم‌کارت مخصوص کودک تولید کرده و حدود دو میلیون مراجعه‌کننده دارد، اگر از ۵۵ مهارت ذکر شده حتی یکی از مهارت‌ها را در کنار فروش سیم‌کارت‌هایش باز تولید کند، خیلی از خلأها حل می‌شود. در واقع اپراتور‌های کودک باید چشم‌انداز اقتصادی داشته باشد که با تولید محتوا حاصل می‌شود. اگر از این ۵۵ مهارت، برنامه تولید کنیم بسیاری از این مسائل حل می‌شود. تولید محتوای این ۵۵ مهارت، حدود ۳ میلیارد تومان هزینه در بر‌دارد که در ابعاد کسب‌وکار اپراتورها پول قابل توجهی محسوب نمی‌شود اما می‌توان مهارت‌های زندگی را به نسل‌های آینده آموزش داد.کمالی: گاهی به سندنویسی نگاه ابزاری می‌کنیم، سند را نباید دست‌کم بگیریم در واقع سندنویسی مبنای سیاست‌گذاری است که از آن خط‌مشی و سیاست‌گذاری به دست می‌آید و کمک می‌کند تا دچار تشتت فکری نشویم. بسیاری از مواضع و تصمیمات در حکمروایی با این سندنویسی اتفاق می‌افتد و نادیده‌گرفتن آن به این دلیل است که خطوط عملمان از ذهن سازمان‌یافته تشکیل نشده است.سلجوقی: در ایالات متحده امریکا ۲۰۰ قانون در خصوص فضای مجازی نوشته شده که یک سوم آن مربوط به کودکان است ما حتی یک قانون هم در این زمینه نداریم.کمالی: در دهه ۸۰ قانونی در این زمینه نوشته شده اما به دلیل اینکه ما اجماع ملی و مشارکت اجتماعی را یاد نگرفته‌ایم از دل آن خروجی نداشتیم. به دلیل کم‌کاری در این زمینه دچار فقر محتوایی از جمله قوانین هستیم؛ درحالی‌که به لحاظ تاریخی و فکری محتوای خوبی داریم اما آنچه در قرن‌های پیش بوده باید متناسب با زمینه و زمانه به‌روزرسانی شود.درباره اقتصاد دیجیتال هم باید بگویم امروز جامعه جهانی اطلاعاتی ما را نیازمند اقتصاد دیجیتال کرده است، رسیدن به اقتصاد دیجیتال نیازمند تفکر دیجیتالی است به این منظور باید به تولیداتی که به رشد این اقتصاد کمک می‌کند توجه کنید که بتوانیم بازی‌های رایانه‌ای یا کسب‌وکارهای رایانه‌ای را پیش بگیریم. در ایالات متحده سالانه ۳۰ هزار میلیارد دلار از سوی مردم برای بازی‌های رایانه‌ای هزینه می‌شود، و در نهایت ۱۲ میلیارد دلار از این منبع به تولید ناخالص آمریکا کمک می‌شود.مدارس در حال تبدیل‌شدن به فضاهای معنایی هستند، به همین دلیل باید به رسانه‌ها و فضای مجازی توجه کنیم و به تولید محتوا برای تربیت بپردازیم.نظام مدرسه‌محوری و مدارس فیزیکی در جهان در حال تحول است و مدارس در حال تبدیل‌شدن به فضاهای معنایی هستند، به همین دلیل باید به رسانه‌ها و فضای مجازی توجه کنیم و به تولید محتوا برای تربیت بپردازیم. تمرین مهارت‌آموزی بخشی از سواد عملی است اما بخشی از آن به گفته یونسکو از سواد کارکردی است؛ یعنی باید مهارت‌هایی داشته باشیم که از عهده خود و اطرافیانمان بر بیاییم.سلجوقی: بله، ما نیازمند تولید محتوای آموزشی هستیم، اپراتور‌های داخلی کودکان می‌توانند محل رجوع خوبی باشند، اما تنها حدود یک میلیون و هفتصد هزار کودک به این سیم‌کارت‌ها دسترسی دارند و آنها را مورد استفاده قرار دهند.همان‌طور که گفتم، محتواهای رایگانی در فضای اینترنت برای استفاده کودکان وجود دارد، برای مثال cod.ir که توسط دو ایرانی به نام برادران پرتویی طراحی شده به کودکان از سن ۴ سالگی تا ۱۷ سالگی «کدنویسی» را آموزش می‌دهد که هدف آن حل مسئله و نقادی است. این برنامه به ۴۵ زبان در دنیا ترجمه شده و قابل استفاده است اتفاقاً یکی از زبان‌های آن هم فارسی است، اما چند درصد از بچه‌های ما از وجود چنین محتوایی باخبرند؟چرا آموزش و پرورش وبگاه اسکرچ دانشگاه ام‌آی‌تی را که آموزش کدنویسی می‌دهد و ۴۵ میلیون کودک در این زمینه فضای مجازی را آموزش می‌دهد، معرفی نمی‌کند. درحالی‌که از بهمن‌ماه سال گذشته با توجه به تعاملاتی که با این دانشگاه داشتیم آموزش اسکرچ به زبان فارسی هم راه‌اندازی شده است؛ بنابراین محتوای رایگان و حداقلی به زبان فارسی وجود دارد.در دامنه cop.ir، پایگاه اطلاع‌رسانی «طرح حمایت از توسعه خدمات فضای مجازی کودک» هم منابع ترجمه شده رایگان جامعه‌شناسی و روان‌شناسی کودکان وجود دارد که می‌تواند به تولیدکنندگان حوزه کودک برای بهبود کسب‌وکارشان و نزدیک‌شدن به سلیقه و روحیه به کودکان کمک کند. اما استقبالی از این محتواها نمی‌شود، به نظر می‌آید خلأ اطلاعاتی و عدم وجود تعامل و ناآشنایی با دیدگاه‌های اقتصادی، باعث ناشناخته شدن این مسائل شده است.کمالی: اگر می‌خواهیم اقتصاد دیجیتال داشته باشیم باید نگاه دولتی را در این زمینه حذف کنیم. تفکر جدید جامعه جهانی بنابر نگاه به بخش خصوصی و نهادهای مدنی است که باید از این زمینه برای ترغیب به کسب‌وکارهای غیردولتی استفاده کنیم و دولت در جایگاه تسهیل‌گر قرار گیرد تا مقررات دست‌وپاگیر برداشته شود. * بازنشر میزگرد خبرگزاری فارس با عنوان «فرزندپروری دیجیتالی یک نگرانی جهانی است» که در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۸ در این خبرگزاری منتشر شده است با مختصر اصلاحات نگارشی </description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 03:06:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط‌عمومی مبتنی بر بینش آینده‌پژوهانه</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B4-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-wkfqepd4qbtr</link>
                <description>ارتباطات انسانی در ‌‌‌روابط‌عمومی حائز اهمیت است و توسعه فناوری‌‌‌های اطلاعاتی و ارتباطی منجر به شکل‌گیری ارتباطات واسط کامپیوتری شده است و بدون این دانش نمی‌توان مطالعات ارتباطی از جمله ‌‌‌روابط‌عمومی را دنبال کرد. در آینده ‌‌‌روابط‌عمومی باید خود را برای تعامل انسان و ماشین آماده کند.در دویست و دومین نشست علمی - تخصصی انجمن ‌‌‌روابط‌عمومی ایران در مجموعه همایش‌‌‌های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، ‌‌‌روابط‌عمومی مبتنی بر بینش آینده‌پژوهانه تشریح شد.سیدتقی کمالی، پژوهشگر جامعه اطلاعاتی و تحلیلگر روندهای آینده به عنوان سخنران اصلی این نشست گفت: آینده‌پژوهی به عنوان علم، فناوری و هنر نیاز اصلی تمامی ارکان مدیریتی و عرصه‌‌‌های علمی است که به شناخت، تحلیل، ساخت، شکل‌دهی و ‌‌‌برنامه‌ریزی آینده می‌‌‌‌پردازد و تنها بدین‌وسیله می‌‌‌‌توان در عصر اطلاعات و جهان مجازی زندگی هوشمندانه و آگاهانه‌‌‌‌‌ای را پیش گرفت.وی با برشمردن فرایند تکامل جامعه بشری، عصر کنونی را مرحله‌‌‌‌‌ای از جامعه اطلاعاتی، دانش‌بنیان و مبتنی بر تحول دیجیتال دانست که منتهی به عصر فراجهان (Metaverse)، جهان مجازی مبتنی بر واقعیت افزوده می‌‌‌‌شود. از این عصر با تعابیر مختلفی یاد می‌‌‌‌شود، آمریکا و سازمان ملل (اتحادیه ‌‌‌‌‌بین‌‌‌المللی ارتباطات دوربرد) جامعه اطلاعاتی، یونسکو جوامع دانشی و بخشی از اروپا انقلاب صنعتی چهارم و بخشی دیگر آن را جامعه دیجیتال می‌‌‌‌خوانند.کمالی، ‌‌‌روابط‌عمومی آینده را مبتنی بر کنشگری هوشمندانه دانست و گفت: ‌‌‌روابط‌عمومی برای آینده با دو ساحت مواجه است نقش‌آفرینی سازمانی و فراسازمانی (متناسب با مأموریت و رسالت سازمان و جوامع) و جنبه‌‌‌های ماهوی و ذاتی (شناخت تغییرات و موقعیت خود) و بر همین اساس می‌‌‌‌توان بینش آینده‌پژوهانه را مبتنی بر پویش محیطی، تفکر راهبردی و طرح‌ریزی راهبردی دنبال کرد.وی افزود: آینده‌پژوهی اجتماعی و مطالعات اجتماعی آینده (با تأکید بر جنبه‌‌‌های زیستی و ارتباطی آینده) و تبدیل آینده‌پژوهی به ظرفیت اجتماعی (قدرت ارتباطات) و سیاست‌پژوهی و آینده‌پژوهی و تبدیل باور عمومی و ملی به یک فرهنگ در ساخت آینده مطلوب فردی، اجتماعی و سازمانی مؤثر هستند. به‌طورکلی آینده‌پژوهی تولید تجویزهای کارآمد است که می‌‌‌‌گوید در حال چه انجام دهیم تا آینده هر چه بیشتر مطابق ارزش‌‌‌های ما باشد.پژوهشگر جامعه اطلاعاتی و تحلیلگر روندهای آینده با تأکید بر اهمیت سرعت در ساختن آینده و مسئله مهم رصد و دیده‌بانی دیگران، سازمان‌‌‌‌‌‌‌ها و جوامع نقش ‌‌‌روابط‌عمومی را در ایجاد حس اجتماعی مسئولانه، قصد و التفات جمعی (Collective Intentionality) بی‌بدیل خواند و تولید ادبیات مشترک و بهره‌گیری از فناوری‌‌‌های نرم برای گسترش سرمایه‌‌‌های اجتماعی و اقتدار ملی اعم از بهره‌وری، رشد، امید و اعتماد را ضرورت ساخت آینده مطلوب و پایدار برای سازمان‌‌‌‌‌‌‌ها و جوامع دانست.کمالی، توجه به آینده‌پژوهی مشارکتی و انتگرال را با همکاری و مشارکت تمامی ذی‌نفعان سازمانی راهبرد مهم برای ‌‌‌روابط‌عمومی خواند که فرایند تبدیل ظرفیت‌‌‌های بالقوه به بالفعل، گفتمان‌سازی، اجتماعی شدن و ایجاد بسترهای کنش را در فضای نهادی تسهیل می‌‌‌‌کند.وی تصریح کرد: خلق یک آینده با سه مؤلفه پیش‌نگری، تخصیص منابع و کنشگری حاصل می‌‌‌‌شود و آینده مطلوب وابسته به انتخاب و اقدام ما است و در این میان می‌‌‌‌توانیم روندها را متناسب با ارزش‌‌‌‌‌‌‌ها و اولویت‌‌‌های خود تنظیم کنیم. در ابعاد جهانی و ملی کلان روندها و روندهای بسیاری وجود دارد که بخشی از آنها وابستگی به پیشران‌ها، تصمیم‌‌‌‌‌‌‌ها و سیاست‌‌‌‌‌‌‌ها دارد و بنابر نوع رویکردها و رویدادها می‌‌‌‌توان آنها را تغییر داد.این آینده‌پژوه با اشاره به روند فناوری در ایران در خصوص رسانه‌‌‌های اجتماعی گفت: با اتخاذ رویکردهای سیاستی، جامعه را از اجتماعات گفتمانی در فیس‌بوک به سمت رسانه‌‌‌های اجتماعی بصری مانند اینستاگرام سوق داده‌ایم که سلبریتی پرور هستند. در چنین وضعی شاهد گسترش فرهنگ بصری تشدید یافته هستیم که متعاقب آن نیاز به ارتقای سواد بصری کاربران هست.کمالی در ادامه با اشاره به تحولات پیش روی بشری گفت: رسانه‌‌‌های اجتماعی در دهه ۲۰۰۰ پدیدار شدند و به عنوان یک فناوری به طور مستمر خود را بهبود می‌‌‌‌دهند و در نهایت می‌‌‌‌توانند جهش فناورانه داشته باشند و قابلیت‌‌‌‌‌‌‌ها و ساحت‌‌‌های تازه‌‌‌‌‌ای را به وجود بیاورند اما تا سال ۲۰۳۰ ما تحول فناورانه دیگری را شاهد خواهیم بود که منجر به پارادایم شیفت می‌‌‌‌شود و آن ظهور ماشین‌‌‌های اجتماعی است که در قالب روبات‌ها، گجت‌ها، فن افزارها و دستیاران شخصی گسترش خواهد یافت.پژوهشگر جامعه اطلاعاتی و تحلیلگر روندهای آینده افزود: ارتباطات انسانی در ‌‌‌روابط‌عمومی حائز اهمیت است و توسعه فناوری‌‌‌های اطلاعاتی و ارتباطی منجر به شکل‌گیری ارتباطات واسط کامپیوتری شده است و بدون این دانش نمی‌توان مطالعات ارتباطی از جمله ‌‌‌روابط‌عمومی را دنبال کرد. در آینده ‌‌‌روابط‌عمومی باید خود را برای تعامل انسان و ماشین آماده کند.وی با اشاره به ضرورت اندیشه و پژوهش درباره آینده، نقش اندیشکده‌‌‌‌‌‌‌ها و مؤسسات پژوهشی را مهم توصیف کرد و گفت: هم اکنون مراکز متعددی در جهان در دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌ها به طور مستقل یا مشترک با صنایع رسانه‌‌‌‌‌ای به مطالعه در زمینه آینده ارتباطات و اطلاعات می‌‌‌‌پردازند.هوش مصنوعی هم اکنون هزار برابر از هوش انسانی کمتر است و تا سال ۲۰۳۰ با هوش انسان برابری کرده و پس از آن از هوش بشری فزونی می‌‌‌‌گیرد و می‌‌‌‌تواند در خدمت به انسان یا عامل مخاطره و تهدید باشد. داده‌‌‌های بزرگ یک کلان روند دیگر است که منجر به تحول خواهد شد. در سال ۲۰۰۹، ۷۹ صدم زتا بایت داده در اختیار شرکت‌‌‌های فناورانه قرار داشت که این رقم تا سال ۲۰۱۵ به ۷.۹ زتا بایت رسیده و پیش‌بینی می‌‌‌‌شود تا سال ۲۰۲۰ به ۳۵ زتا بایت فزونی بگیرد که یک رشد ۴۴ برابری است.همگرا شدن فناوری‌ها، مدیریت وب معنایی و مدیریت هوش فناورانه دیگر کلان روندهای مورد اشاره بود که منجر به شکل‌گیری انسان همیشه متصل، فناوری کاشت و ادغام کامل و شکل‌گیری جهان الحاقی و پدیداری فرا انسان در نقطه عطف تکینگی (Singularity) به عنوان تجربه متفاوت و بی‌نظیر بشری خواهد شد.کمالی در پایان آنچه كه تغيير دنيا می‌‌‌‌ناميم را در تغيير پنج مؤلفه خلاصه کرد و گفت: تغيير در پیش‌فرض‌ها، الگوها و تصورات، تغيير در ابزارها و روش‌ها، تغيير در اهداف، سیاست‌‌‌‌‌‌‌ها و رویه‌ها، تغيير در مفاهيم و تغییر در نهادها پیش روی انسان‌‌‌‌‌‌‌ها است که از هم اکنون باید برای آن برنامه داشت تا منجر به غافلگیری نشده بلکه هوشمندانه و آگاهانه مسیر آینده را طی کنیم. * «روابط‌عمومی مبتنی بر بینش آینده‌پژوهانه»؛ گزارش سخنرانی سید تقی کمالی در دویست و دومین نشست علمی - تخصصی انجمن ‌‌‌روابط‌عمومی ایران، تارنمای همشهری آنلاین: ۷ مرداد ۱۳۹۶ </description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 01:30:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«این همه خانه، این همه قصه»</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%B5%D9%87-h75vdb7qbv4b</link>
                <description>امروزه خطر گسیختگی در کمین اجتماعات درون جوامع است و رسالت رسانه این است که با سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی سنجیده، به هنگام و اثربخش از کیان جامعه صیانت کرده و پاسداشت و ارتقای سرمایه‌های اجتماعی را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهد.سید تقی کمالیجامعه به نشاط اجتماعی، اعتماد عمومی و امید به آینده احتیاج دارد. تولید آثار تلویزیونی به عنوان یک رسانه فراگیر این قابلیت را دارد تا بتواند این مهم را محقق کند. از همین رو است که در عصر اطلاعات به قدرت ارتباطات و تأثیرگذاری و نفوذ رسانه‌ها تأکید می‌شود.خلق فرهنگ شهرنشینیسریال هیئت‌مدیره با ایجاد ارتباط با مخاطب تلاش داشت عناصر ارتباطی چون تأثیرگذاری و همدلی را برای خلق فرهنگ شهرنشینی، زندگی آپارتمانی و همکاری‌های جمعی به کار بگیرید و به بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی در فضای زیستی جدید کمک کند.این سریال یک آپارتمان را به عنوان نمونه‌ای از انبوه خانه‌های مستقر در این شهر نماد قرار داد تا با بهره‌گیری از شخصیت‌های داستانی و روایت‌های آشنا مخاطب را با زندگی هر روزه همراه کرده و آداب و عادات روزانه را به امری سازنده برای حرکت و تکاپوی یک اجتماع (Community) مبدل کند که به واسطه آن می‌توان از زندگی در جمع لذت برد و حس خوب را برای خود و دیگران پدید آورد.غلبه نظم و آداب اجتماعی بر بی‌نظمی و شلختگیهیئت‌مدیره با بازنمایی یک نظم و ترتیب جمعی، آداب اجتماعی مصلحانه را بر شلختگی و درهم‌ریختگی غالب می‌سازد و از دل روابط و مناسبات حاصل از آن با همه ویژگی‌های انسانی و در سایه فراز و فرودها نظم و سیاقی دلپسند را بازآفرینی می‌کند. انسانی که در فضای ماشینی، سخت و دودگرفته راهی برای تداوم حیات می‌جوید، حیاتی که در گرو ارتباط با دیگران است و بدون دیگری معنا نمی‌یابد. با تماشای این سریال نفس‌های تازه شهروندی در ریه شهر دمیده می‌شود. هر چند چنین سریال‌هایی نیاز به غنای محتوایی بیشتر، روایت‌های گیراتر و تکنیک‌های هنری افزون‌تر دارند اما طراحی، ساخت و پخش هیئت‌مدیره امید به تداوم این راه برای سیاست‌گذاری و برنامه‌سازی مبتنی بر مضمون‌های انسانی - اجتماعی را پرفروغ‌تر کرد.امروزه خطر گسیختگی در کمین اجتماعات درون جوامع است و رسالت رسانه این است که با سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی سنجیده، به هنگام و اثربخش از کیان جامعه صیانت کرده و پاسداشت و ارتقای سرمایه‌های اجتماعی را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهد.برای تحلیل سریال هیئت‌مدیره باید نگاه به خانه به عنوان یک سازه مکانی صرف را دگرگون کرد. خانه به عنوان یک زیست‌بوم، ساحت زندگی، رشد و بالندگی است. فضای انسانی بدین ساحت پویایی و نشاط می‌بخشد. اختلال در جریان زندگی به واسطه مخدوش‌شدن فضای انسانی و روابط اجتماعی، روند رشد و تعالی را با مشکل مواجه می‌کند. ازاین‌رو از جنبه‌های مختلف معرفتی می‌توان به خانه و خانواده نگریست.اهمیت نقش‌آفرینی در نهاد خانواده در هیئت‌مدیرهیکی از نکات برجسته در هر نهاد اجتماعی (Social Institution) از جمله خانواده و اجتماعات انسانی متشکل، مفهوم نقش‌آفرینی است. ایفای نقش افراد عضو یک گروه یا تیم که در پیشبرد رسالت آن نهاد یا اجتماع تأثیرگذار است. نقش رهبری و هدایت، همکاری و مشارکت با تعاون و همیاری میسر می‌شود. نقش‌پذیری و مسئولیت‌شناسی در گروه‌های اجتماعی مؤید خودساختگی و والایش فردی است که از بهر آن اجتماعی به موفقیت و کامیابی نائل می‌شود. این نکته در بطن فیلمنامه این اثر به خوبی قابل درک است و مبنای ارزنده‌ای است که بر پایه اعتماد عمومی نیروی محرکه همکاری و تشریک‌مساعی می‌شود. از جمله اهمیت قائل‌شدن به جایگاه زنان در خانواده و مشارکت آنان در راهبری امور اجتماعی و نقش فعال، مدبرانه و حمایتگر مردان در استحکام بنیان‌های زندگی، همیاری گروه دوستان و جایگاه بدیع و ارزنده همسایه که در فرهنگ دینی و ملی ما مورد توجه و تأکید است.آموزش و سرگرمی توأمان در یک سریالاشاره به آموزه‌های زندگی‌ساز برای توسعه فردی و اجتماعی در خلال دیالوگ‌ها بر جنبه آموزشی - سرگرمی (Edutainment) دلالت دارد که مهارت‌های زندگی را به نحو غیرمستقیم تعلیم می‌دهد و جای آن در برنامه‌سازی‌ها اغلب خالی است. این‌چنین ویژگی‌های فنی و هنری در کنار نشانه‌ها و نمادهای هدایت‌کننده مانند ارزش قائل‌شدن به کتاب، نوشتن و خواندن از ارزش‌های معنابخش این سریال حکایت می‌کند.انسان‌ها با همه ویژگی‌هایی که دارند در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و اصل هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، رواداری، تساهل و تسامح، پذیرش، مقبولیت و همراهی در سرتاسر سریال جلوه‌گری می‌کند و امروزه در کشاکش زندگی شهری بدان بسیار احتیاج داریم و تولید آثار محتوایی مشوق سبک زندگی سالم به عنوان پیشران تربیت و پرورش نسلی توانمند عمل کرده و بذر امید در دل مردم می‌کارد و چه چیز والاتر از این برای رسانه؟ رسانه‌ای که امید و آگاهی را فرا راه خود می‌داند و جامعه‌ای که بیش از همیشه به امید و اعتماد نیاز دارد. «تکمله‌ای بر سریال هیئت‌مدیره؛ یک تحلیل اجتماعی/ «این همه خانه، این همه قصه»»؛ سید تقی کمالی، تارنمای سرزمین هنر: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ </description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 23:06:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلان‌شهر تهران نیازمند بازطراحی مدیریتی است</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-l7tmiyp4vvnb</link>
                <description>غالب شدن نگرش کالبدی به شهر به‌گونه‌ای است که پروژه‌های زیرساختی به معیار اصلی سنجش کارآمدی و عملکرد مدیران تبدیل‌شده است و بهزیست شهروندی در پروژه‌های توسعه شهری کمترین دخالت را دارد.آینده‌پژوه و پژوهشگر حکمروایی و مطالعات نهادی گفت: کلان‌شهر تهران نیازمند بازاندیشی معرفتی، بازآفرینی شهری و بازطراحی مدیریتی برای پاسخگویی به نیازهای شهروندی است.سید تقی کمالی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در این بازآرایی نقش شهروندان، اجتماعات محلی و نهادهای مدنی با همراهی سیاست‌گذاران و مجریان برجسته است.وی یادآورشد: تمرکز صرف بر توسعه کالبدی در برنامه‌ریزی شهری بی‌اعتنا به جنبه‌های انسانی، اجتماعات را با مخاطره و ناامنی مواجه می‌کند.کمالی اظهارداشت: برای این منظور باید به ابعاد کلان فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، محیطی و قانونی توامان توجه شود.مدیر شبکه تحلیلگران روندهای جهانی گفت: غالب شدن نگرش کالبدی به شهر به‌گونه‌ای است که پروژه‌های زیرساختی به معیار اصلی سنجش کارآمدی و عملکرد مدیران تبدیل‌شده است و بهزیست شهروندی در پروژه‌های توسعه شهری کمترین دخالت را دارد.وی خاطرنشان کرد: زندگی در شهر تهران بر پایه رضایت و امنیت مستلزم به‌کارگیری شیوه‌های مدیریتی نو و به‌روز است که حکمروایی شهری با مولفه‌های کلیدی توسعه بخش و بر پایه مشارکت و وفاق جمعی می‌تواند تامین‌کننده نیازهای جامعه محلی باشد.کمالی با بیان اینکه آنچه که باید مورد توجه واقع شود، اهمیت فضای عمومی در شهر است، گفت: دسترسی، سهولت، اطمینان و اعتماد در بهره‌گیری از خدمات و امکانات و توسعه ارتباطات و مراودات اجتماعی در این فضا به رشد و بالندگی کمک می‌کند.آینده‌پژوه و پژوهشگر حکمروایی و مطالعات نهادی اضافه کرد: شیوع بیماری کرونا، عرصه عمومی را محدود کرد و پیامدهای کاهش ارتباطات اجتماعی در درازمدت آسیب‌زا است و برای بهبود این موقعیت توجه به مزیت‌ها و امکانات محلی و در دسترس قرار دادن توسعه و ارتقای آن از سوی مدیریت شهری مفید و سازنده است.وی با تاکید بر اینکه طراحی شهری باید سازگار با اقلیم و محیط‌زیست باشد، افزود: امروز مدیریت سبز یک مزیت رقابتی در رقابت‌پذیری شهری است و ما علاوه بر رقابت‌پذیری بین شهرهای کشور باید با گسترش تعاملات بین‌المللی به ابعاد جهانی توسعه شهری بیاندیشیم و شاخص‌های مدیریت و توسعه شهری را ارتقا بدهیم.کمالی با بیان اینکه محله‌ها و بافت‌های فرسوده و ناکارآمد که خود معلول مشکلات متعدد به شمار می آید در بازآفرینی شهری موردتوجه است، اظهار داشت: ازدحام و گسیل انبوه جمعیت از شهرهای اطراف برای سکونت یا اشتغال یا رسیدگی به امور اداری و مانند آن از جمله ورود روزانه ۵۰۰ هزار خودرو به شهر و به همین میزان خروج از شهر، آلودگی هوا که در روال عادی زندگی شهری خلل وارد می‌کند، نشست زمین که موارد آن رو به فزونی است و دفع  بهداشتی زباله و چالش‌های مرتبط با آن از مسائل مطرح در کلان‌شهر تهران است.مدیر شبکه تحلیلگران روندهای جهانی افزود: طراحی و اجرای راهبردهای توسعه شهری یکی از الزام‌های مدیریتی برای اداره شهر است و ما هنوز نتوانسته‌ایم به دولت محلی برسیم و نظام مدیریتی موجود یک سطحی (تمرکزگرایی بر مبنای دولت ملی) است؛ برای اینکه دولت محلی شکل بگیرد باید بسترهای تبدیل وابستگی مدیریت شهری از سطح ملی به سطح محلی فراهم شود.وی یادآورشد: یکی از وجوه شکل‌گیری دولت محلی استقلال مالی نهاد شهرداری است؛ راهبردهای توسعه شهری در راستای پاسخگویی به نیازها با بهره‌گیری از داده‌های جمع‌آوری‌شده می‌کوشد تا اهداف مهمی را به ثمر بنشاند.کمالی اظهارداشت: در این چارچوب کاهش فقر شهری، بهبود کیفیت و کمیت زیرساخت‌های اجتماعی، بهره‌وری و رقابت شهری، مسکن و شهرسازی، خدمات شهری، محیط‌زیست، حمل‌ونقل شهری و مدیریت و اداره شهری از مؤلفه‌های مهم به شمار می‌روند.آینده‌پژوه و پژوهشگر حکمروایی و مطالعات نهادی گفت: برای این منظور لازم است تمام فعالیت‌ها بر اساس حکمروایی خوب پیش برود که اثربخشی مدیریتی، کیفیت قوانین و مقررات، کنترل فساد و حاکمیت قانون، ثبات و پایداری، شفافیت و پاسخگویی ملزومات آن است.وی خاطرنشان کرد: پیش‌بینی پذیری و مشارکت در فعالیت‌های شهری، شفافیت در معاملات بخش خصوصی و دولتی، افزایش مشارکت اجتماعی و بهبود ارائه خدمات، تمرکززدایی و نقش‌آفرینی و مشارکت ذینفعان و تعریف نقش‌ها و وظایف واضح و روشن برای بخش‌های دولتی و خصوصی، تامین بودجه و ارائه خدمات به‌ویژه با در نظر گرفتن مسئولیت‌های جدید چندبخشی و حمایت از آموزش مهارت‌ها و فعالیت‌های موردنیاز برای ایجاد قابلیت و ظرفیت برای شکل دادن و بسترسازی حکمروایی شهری ضروری است.کمالی ادامه داد: در حال حاضر شهر تهران از لحاظ معیاری تا اندازه‌ای واجد حکومت شهری است و هنوز با معیارهای حکمروایی شهری و به‌کارگیری مدل مشخص و تعریف‌شده فاصله دارد.مدیر شبکه تحلیلگران روند جهانی اضافه کرد: حکمروایی شهری تحت تاثیر شرایط اقتصادی، فضایی، اجتماعی و سیاسی شکل می‌گیرد.به گفته وی رفتار بازیگران همکار، وجود ساختارهای انگیزشی کافی و رهبری سیاسی در قلمرو شهری (متخصصان زبده) در ایجاد ظرفیت‌های حکمروایی اهمیت بارزی دارند.کمالی یکی از عوامل مهم در الگوی رفتاری را تسهیم مسئولیت و نقش‌آفرینی بازیگران شهری، فرهنگ سیاسی برشمرد و اعلام کرد: ما نیاز به شبکه اجتماعی برای توسعه ارتباطات و همکاری‌های حرفه‌ای و مشارکت و مسئولیت‌پذیری شهروندی داریم.آینده‌پژوه و پژوهشگر حکمروایی و مطالعات نهادی بیان کرد: تا زمانی که شهر به شهروندان سپرده نشود و مدیریت امور شهری با مشارکت شهروندان از طریق نهادها و مجامع محلی عملی نشود حکمروایی شهری در معنای حقیقی شکل نگرفته است.وی افزود: مشارکت شهروندی با توسعه فرهنگ شهروندی، رشد هویت محلی، میزان همکاری‌های اثربخش سازمانی، توسعه شبکه روابط نهادی میان بخش‌های دولتی، خصوصی و مدنی، با ایجاد انگیزه از طریق مشوق‌ها، حمایت‌ها و بسترهای بوروکراتیک روان و تسهیل شده و واگذاری اختیارات بیشتر به بازیگران مدیریت شهری امکان‌پذیر می‌شود.کمالی با بیان اینکه حکمروایی، موجب همبستگی و مشارکت نهادی و مدیریت، عامل انسجام و یکپارچگی میان بخشی است، یادآورشد: در حکمروایی شهری منظومه‌ای متشکل از ذینفعان برای دستیابی به اهداف مشترک همکاری دارند و شهروندان مجموعه‌ای از حقوق و وظایف را به ‌عنوان افراد انسانی بر عهده‌ دارند که درون یک دولت قانونی، تحت مقررات و سلسله مراتبی از قوانین تعریف می‌شوند.مدیر شبکه تحلیلگران روند جهانی اظهارداشت: در این میان نهاد شهرداری نیز به‌عنوان یک بخش عمومی واجد شفافیت و ساختار است و فعالیت‌های آن منتهی به دستیابی به اهداف عمومی می‌شود.وی خاطر نشان کرد: در نظام حکومتی شهرداران کارگزاران دولت محسوب می‌شوند اما در نظام حکمروایی، شهردار منتخب مردم است و منافع عمومی را نمایندگی می‌کند.وی ادامه داد: چنین نظام و ساختاری هم‌اکنون در شهرهای ایران به‌ویژه کلان‌شهر تهران حاکم نیست و شهرداران نه به‌طور مستقیم از سوی دولت منصوب و نه از سوی مردم انتخاب می‌شوند بلکه یک شیوه انتخابی غیرمستقیم به‌واسطه اعضای منتخب شورای شهر و تایید و نصب دولتی (وزارت کشور) است و تا حدود زیاد شهرداران کارگزاران دولتی به شمار می آیند.کمالی ادامه داد: طراحی مدل حکمروایی شهری در کلان‌شهر تهران مستلزم مطالعات و تحلیل نهادی متناسب با نظام سیاسی کشور، فرهنگ نهادی موجود و اقتضائات و فرهنگ سیاسی قلمرویی است.آینده‌پژوه و پژوهشگر حکمروایی و مطالعات نهادی گفت: استاندار و فرماندار به‌عنوان نمایندگان دولت در تلاش برای بسط ظرفیت دولت مرکزی در کنترل قلمرو محلی هستند. دولت از طریق استانداری‌ها و فرمانداری‌ها در تقسیمات کشوری اعمال حاکمیت می‌کند و می‌توانیم آنان را رهبران سیاسی شهر یا استان بنامیم اما حکمروایی شهری مبتنی بر قواعد و الزام‌های سازگار یافته با شهر مبتنی بر شبکه همکاری‌های محلی است که واحد سیاستی آن را شورای اسلامی شهر و واحد اجرایی آن راه شهرداری مدیریت می کند.وی اضافه کرد: در نظام حکمروایی شهری کیفیت زندگی و اجتماع محلی، شبکه روابط، دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی در کنار شهروندان در یک موازنه ایفای نقش می‌کنند.کمالی اعلام کرد: در حکمروایی، دولت کمینه‌گرا مورد تاکید است و کوچک‌سازی، خصوصی‌سازی، بازمهندسی و بازآفرینی در نظام مدیریتی و بافت شهری ملاک نظر است و با وجود گسترش نظام حکمروایی در کلان‌شهرهای جهانی، تهران در موقعیت مطلوبی نیست و این مستلزم تلاش مضاعف برای توجه به جنبه‌های اجتماعی و انسانی شهر و شهرنشینی به‌جای تمرکز صرف بر توسعه کالبدی و فیزیکی شهر است.مدیر شبکه تحلیلگران روند جهانی بیان کرد: در واقع طراحی و کاربست الگوهایی مدیریتی معطوف به پویایی مکانی و هویت بخشی به شهر در سایه تنوع فرهنگی و زیست پذیری و جریان حرکتی در شهر بر مبنای سلامت، امنیت، اخلاق و آداب اجتماعی ارمغان حکمروایی است.وی افزود: برای دستیابی به این منظور نظام حکمروایی ناحیه نگر یا محله محور با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ۳۵۲ محله شهر تهران می‌تواند موجب پیوند اجتماعی، کاهش آسیب‌ها و دسترسی سریع به خدمات را فراهم کند زیرا محله، سازه اصلی شکل‌گیری هویت شهری است که برای آن نیاز به بازطراحی مدیریت شهری و بازآرایی نهادی بر اساس مجاورت هستیم.کمالی یادآورشد: نظام سیاست‌گذاری و مدیریت اجرایی که ریشه در جامعه مدنی دارد الگوی مطلوب برای حکمروایی شهری است در عین‌حال می‌توانیم ضمن تقویت شبکه‌های سیاستی با حکمروایی ناحیه نگر، شوراهای محلی و شورایاری‌ها را توسعه دهیم که این خود مستلزم تمهیدات حقوقی و قانونی موردنیاز است و باید همچنان در دستور کار باشد.* گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با سید تقی کمالی  که در تاریخ ۷ خردادماه ۱۴۰۰ در این خبرگزاری منتشر شده است.</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 22:23:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنگام صحت‌سنجی خبر باید به مسیر طراحی آن توجه کرد</title>
                <link>https://virgool.io/interview/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%AD%D8%AA-%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-e8iptg5azahu</link>
                <description>مجهز بودن به سواد رسانه‌ای سبب می‌شود که شدت اخبار جعلی و اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده در سطح جامعه کاهش پیدا کند.در عصر اطلاعات، صحت‌سنجی خبر امری ضروری است که با سواد رسانه‌ای محقق می‌شود. کاربران فضای مجازی باید با هوشمندی و رویکرد سنجشگرانه خبر منتشر شده در رسانه‌ها را بررسی کرده و تلاش کنند به‌درستی حقایق را ببینند و جوانب امور را بسنجند. در غیر این صورت اخبار جعلی بر پایه ارتباطات فریب و دروغ‌رسانی، جامعه را گمراه می‌کنند و شرایطی بحرانی را رقم می‌زنند.سید تقی کمالی، پژوهشگر ارشد حکمرانی دیجیتال و عضو هیئت مؤسس انجمن سواد رسانه‌ای ایران در گفت‌و‌گو با آناتک با تأکید بر اهمیت سواد رسانه‌ای هنگام بمباران خبری به بررسی موضوع صحت سنجی خبر پرداخت.این پژوهشگر درباره صحت‌سنجی خبر گفت: «تکثر منابع و تراکم اخبار و داده‌ها از ویژگی‌های جامعه اطلاعاتی است که با توجه به فضای سیاسی و اقتصاد سیاسی ارتباطات، پدیدار می‌شوند. عموم جامعه شناخت کافی و تحلیل دقیقی از اقتصاد سیاسی ارتباطات و حکمرانی رسانه ندارند، به همین جهت فضایی با راهبری سطح بالا از سوی شبکه‌های سیاسی و حکمرانی جهانی از طریق رسانه‌ها و کانال‌های ارتباطی ایجاد می‌شود تا راهبرد‌های ارتباطی را در جوامع و اجتماعات عملیاتی کنند. این بستر با هدف تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی و جریان‌سازی ایجاد شده و بر همین روال برخی سیاست‌های امنیتی وضع می‌شود.»وی اضافه کرد: «سیاست‌های امنیتی و نظامی الزاماتی ایجاد می‌کنند تا مطابق آن پیوست رسانه‌ای تعریف شود. پیوست رسانه‌ای محقق‌کننده سیاست‌های امنیتی است و سیاست‌های نظامی در خدمت سیاست‌های امنیتی قرار می‌گیرند تا بتوانند از طریق رسانه، اقشار جامعه را مجذوب خودشان کنند، یعنی از طریق مدیریت افکار عمومی بتوانند آن فضا را راهبری کنند.»کمالی درباره آلودگی اطلاعات گفت: «آلودگی اطلاعات به معنای ترکیب اطلاعات درست و نادرست است که با توسل به آن در ذهن کسانی که سواد رسانه‌ای کافی ندارند طوری القا می‌شود که گویی واقعیت دارد، زیرا بخشی از یک حقیقت را دریافت کرده‌اند و آن را مطابق میل و به‌منظور تأمین منافع خود بازنمایی می‌کنند. در این شرایط، خطای ادراکی و محاسباتی و نیز اشتباه در تصمیم‌گیری به وجود می‌آید و در بستر آشوب‌های اجتماعی با دستکاری شناختی، احساس‌ها و هیجان‌ها غلیان پیدا می‌کنند و به یک رفتار که می‌تواند خشونت‌بار باشد تبدیل می‌شود. همه این موارد از طریق مهندسی پیام صورت می‌گیرد؛ بنابراین مهندسی پیام در خدمت دست‌اندرکاران و مجریان حوزه ارتباطات و رسانه‌ها قرار دارد و حوزه ارتباطات و رسانه‌ها، پیوستی در خدمت نظام‌های امنیتی هستند.»این پژوهشگر درباره هوش دیجیتال گفت: «مردم با داشتن سواد رسانه‌ای و هوش دیجیتال می‌توانند درک مناسب نسبت به شرایط و موقعیت داشته باشند، اما در بعضی مواقع فضای عقلانی به حاشیه می‌رود و با غالب شدن احساس و هیجان و تقویت تعصب، مانع از شکل‌گیری مفاهمه، رواداری و تعامل در میان مردم می‌شود و همبستگی و انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کند. هنگام رویارویی با یک پیام رسانه‌ای باید مکث کرد و جوانب امر را سنجید، تشخیص داد که بهترین کار در آن شرایط چیست و اینکه بدانیم آیا سامانه شناختی من در این پروسه دستکاری می‌شود یا خیر. اینجا نکته‌ای مهم وجود دارد، اگر تأمل داشته باشیم و فکر کنیم پیامی که به دست ما می‌رسد چه احساسی را در ما به وجود می‌آورد و آن را نام‌گذاری کنیم، آن احساس در سطح منطقی - عقلانی مغز ورود پیدا می‌کند و همین امر باعث می‌شود برخورد هیجانی نداشته باشیم و رفتار‌های خشونت‌بار و مخرب صورت نگیرد.»کمالی درباره سواد هوش مصنوعی و اهمیت آن گفت: «هوش مصنوعی ابعاد گسترده‌ای دارد و چند دهه تحقیقات دانشگاهی پشتوانه آن است که اخیراً به شکل اجتماعی درآمده و فراگیر شده و به مرحله تجاری‌سازی رسیده است. در اینجا بحث سواد هوش مصنوعی مطرح می‌شود، ما برای استفاده از هوش مصنوعی نیاز به سواد و دانش کافی داریم. اگر هنگام استفاده از هوش مصنوعی از دانش کافی برخوردار نباشیم، ممکن است ما را به بیراهه ببرد.»او درباره صحت‌سنجی خبر به کمک هوش مصنوعی گفت: «هوش مصنوعی می‌تواند در صحت سنجی کمک‌کننده باشد و درعین‌حال ما را گمراه کند. اگر ما از هوش مصنوعی به‌عنوان یک ابزار و با به‌کارگیری تکنیک‌های مؤثر، در کنار مهارت‌ها و دانش‌های کاربردی استفاده کنیم، می‌تواند به ما کمک کند در غیر این صورت آسیب‌زا می‌شود.»این پژوهشگر درباره تأثیر سواد رسانه‌ای در صحت‌سنجی خبر گفت: «سواد رسانه‌ای به ارزیابی، درک و تشخیص به ما کمک می‌کند. اگر پیامی را می‌شنویم باید جوانب مختلف آن را بسنجیم، تجزیه و تحلیل کنیم و تشخیص دهیم که آیا این خبر، پیام یا محتوا برای من مفید یا مضر است یا بر اساس چه سازوکاری طراحی شده است. جنبه‌های طراحی پیام از طریق سواد رسانه‌ای قابل شناسایی است، باید به منابع خبری و مالکیت رسانه‌ای که پشت پرده آن اقتصاد سیاسی ارتباطات است، توجه داشت.»وی اضافه کرد: «باید توجه داشت که این اخبار از چه کانال‌هایی منتشر می‌شوند و چه کسانی آن را راهبری کرده‌اند؛ و دریافت‌کننده خبر نباید آن را بدون هیچ راستی‌آزمایی بپذیرد بلکه باید عقبه انتشار پیام را بررسی کرده و تشخیص دهد که این خبر چقدر با واقعیت همگون است و چقدر در مسیر افزایش اطلاعات اشخاص قرار دارد و چه میزان به تصمیم‌سازی راهبردی در زندگی کمک می‌کند. همچنین باید بررسی کرد که آیا خبر به‌گونه‌ای طراحی شده است تا افراد را پیاده‌نظام سیاست‌های مغرضانه بکند یا خیر. بعضی از این سیاست‌ها رویکرد اقتصادی و سودآوری دارد یا می‌تواند رویکرد سیاسی - امنیتی داشته باشد و ما را به سمت تحرک‌های کور و نابهنجار سوق بدهد. در نتیجه در اینجا سواد رسانه‌ای بسیار کارگشا است.»کمالی درباره چگونگی مقابله با اخبار جعلی گفت: «هر خبر را نباید آنی پذیرفت و نباید در آن واحد بازنشر کرد. یکی از مشکلاتی که مخاطبان رسانه و به‌ویژه کاربران شبکه‌های اجتماعی دارند پذیرفتن بدون درنگ خبر و بدون بررسی است. باید ابعاد یک ماجرا را بررسی کرد و همان‌طور که عرض کردم به منبع و مسیر طراحی خبر توجه داشت. اگر به این مسائل توجه نشود ممکن است خبر جعلی باشد و در نتیجه محرک و مروج یک خبر خاص می‌شویم. به همین خاطر مجهز بودن به سواد رسانه‌ای سبب می‌شود که شدت اخبار جعلی و اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده در سطح جامعه کاهش پیدا کند.»* گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری آنا با سید تقی کمالی  که در تاریخ ۲۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ در این خبرگزاری منتشر شده است.</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 18:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمروایی اداری، شایسته گزینی و ضرورت بازآرایی سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-ocmkr8ka77fi</link>
                <description> حکمروایی اداری به نهادها و سازمان‌ها کمک می‌کند هوشمندانه سکان‌داری کرده و به طراحی و ترسیم مسیر دستیابی به رسالت‌ها و اهداف خود پرداخته و برای کنش‌های مقتضی تدابیر شایسته اتخاذ کنند. سید تقی کمالییکی از معضل‌های اساسی کشور ناکارآمدی نهادها و سازمان‌های دولتی در پیشبرد اهداف و برنامه‌ها است که همین موضوع خود تابعی است از نا به سامانی نظام اداری، فرسودگی سازمانی و بی‌انگیزگی کارکنان. آنچه این معضل را می‌تواند سامان بدهد اراده‌ای مستحکم برای تغییر و تحول است. مقاومت سازمانی در برابر این اراده می‌ایستد و امکان دگرگونی و بهبود وضعیت را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. هر تلاشی برای تحول ممکن است با تبعاتی مواجه شود که عمده آن از ناحیه عده‌ای از کارکنان رخ می‌دهد. تحولات سازمانی منشوری است از تحول در ساختارها، فرایندها و منابع انسانی. این موضوع نیازمند اهتمام جمعی و مبتنی بر ره نگاشت اصولی است. بدون مشارکت و همکاری چندجانبه و فراگیر بهبود عملکرد برآمده از چابکی سازمانی میسر نیست. سازمان چابک دارای پایداری است که نتایج آن در نوآوری، انعطاف‌پذیری، ادراک، فرصت‌آفرینی، تحرک و پویایی مشهود خواهد بود.فرصت‌های سازمانی امکان ظهور و بروز توانمندی‌ها را برای تعالی فراهم می‌سازد. نوآوری به سازمان کمک می‌کند تا راهکارها و راه‌حل‌های هوشمندانه‌ای را برای کسب موفقیت به کار بگیرد. انعطاف‌پذیری در عصر سرعت به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد که بتواند به هنگام تصمیم بگیرد و متناسب با شرایط دگرگون شونده خود را انطباق بدهد. ادراک سازمانی، سیگنال‌های تغییر را حس می‌کند و قدرت معناسازی به نفع پایداری سازمانی را دارد. سازمان‌های کند در عصر سرعت ناکام و محکوم به شکستند در این زمانه بدون تحرک، پویایی و سرعت عمل در تصمیم گیری و اقدام نمی توان انتظار پیروزی و موفقیت داشت.حکمروایی اداری به نهادها و سازمان‌ها کمک می‌کند هوشمندانه سکان‌داری کرده و به طراحی و ترسیم مسیر دستیابی به رسالت‌ها و اهداف خود پرداخته و برای کنش‌های مقتضی تدابیر شایسته اتخاذ کنند. این چیزی است که متأسفانه در غالب سازمان‌های ایرانی به‌ویژه دستگاه‌های دولتی مغفول است. لازمه سرلوحه قرار دادن این رویکرد بنیادین همان اهتمام جمعی برای تغییر و تحول است که در مطلع کلام بدان اشاره شد.استعدادها بر بستر تمایز شکوفا شده و سازمان‌های پیشرو بنابر تمایز شناخته می‌شوند. برای اینکه سازمانی متمایز را ایجاد کنیم نیاز است به قابلیت‌های منابع انسانی و ویژگی‌ها و کارکردهای بارز سازمانی برای پاسخگویی به نیازهای جامعه توجه ویژه کرده و از جنبه‌های مختلف در شناسایی، شکل‌گیری و بارور کردن عناصر تمایز به‌مثابه نقاط قوت در پدیداری، اکتشاف و خلق فرصت اهتمام داشته باشیم. سازمانی که می‌کوشد محیطی یکدست و یکنواخت را در میان کارکنان به وجود آورد در درازمدت نمی‌تواند در فضایی که برآمده از پیشران‌های پیشرفت باشد به حیات خود ادامه دهد. تمایز مزیت رقابتی می‌سازد و موجب پیشروی می‌شود. برای دستیابی به موقعیت مطلوب لازم است به رشد ایده‌های خلاقانه و توانمندهای فردی و جمعی بها دهیم و قدرت را از درون جمع جست‌وجو کرده و آن را مبنای تعالی و بالندگی قرار دهیم. تمایز در تمامی بخش‌های سازمانی نیرویی پیش‌رونده است و سازمان‌هایی که به تمایز بها می‌دهند در صنوف خود پیشتاز و پرچم‌دار خواهند بود.فرسودگی سازمانی، بی‌انگیزگی و اصطکاک و تعلل در پیشبرد امور منجر به تشدید و تداوم چالش‌های سازمانی می‌شود. ریشه‌یابی و واکاوی علل و عوامل پدیدارکننده و نقاط کانونی آسیب‌پذیر بر پایه دانش و تخصص امکان‌پذیر است. برای مسئله یابی و حل آن باید به مشاوران زبده و خبره رجوع کرد. نمی‌توان با استغنا از متخصصان مدیریت سازمانی و مطالعات نهادی انتظار رفع موانع و شکل دادن به سازمانی چابک و پیشرو را داشت. عناصر اعتماد، درستی و احترام در رأس و بدنه سازمان در یک فرهنگ‌سازمانی شایسته و بالنده مؤثر است و بدون رفتارهای انسان دوستانه نمی‌توان چنین فرهنگ‌سازمانی را توسعه داد.برای تحقق حکمروایی مطلوب اداری و شکل‌گیری فرهنگ‌سازمانی بالنده نقش منابع انسانی و هدایت و راهبری درست آن برجسته است. در انتصاب‌های دولتی در کشور با فقدان چارچوب مشخص برای شایسته گزینی به‌ویژه برگزیدن مدیر برای مراتب مهم سازمانی مواجه هستیم. این چارچوب باید به مجموعه‌ای از توانمندی‌ها اعم از نگرش‌ها، دانش‌ها و مهارت‌های نهادینه و مستقر در یک فرد نظر داشته باشد. اگر یک فرد شایسته را شناسایی کردیم لازم است در جای مناسب و مرتبط با این شایستگی (Competency) هم قرار دهیم در آن صورت هرچند ممکن است فردی شایسته باشد ولی به دلیل عدم به‌کارگیری در موقعیت مناسب و مرتبط فاقد صلاحیت (Qualification) باشد.در شایستگی سنجی و ارزیابی و انتصاب مدیران به‌طور معمول ویژگی‌های شخصیتی، انگیزشی و اخلاقی و دانش و مهارت لازم در ابعادی چون ارتباطی، فرهنگی، ادراکی، فنی، فناورانه، اقتصادی - کارآفرینی، اداری - نظارتی و سیاسی موردتوجه قرار می‌گیرد. یک مدیر باید مطلع، آگاه و مشرف‌به موقعیت شغلی خود باشد. این اشراف در اثر ژرفای بینش، قدرت ادراک، گستره دانش، تجربه زیسته و نقش‌آفرینی در عمل حاصل می‌شود. یک مدیر باید مستقل و صاحب‌رأی بوده و از قدرت تصمیم‌گیری برخوردار باشد تا تحت تأثیر فضا و گروه‌های فشار قرار نگیرد و دیگران نتوانند نیات و خواسته‌های خود را بر او تحمیل کنند و زمام امور را از اختیارش خارج کرده و به نحوی ماشین امضای جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و لابی‌های اقتصادی شود.یک مدیر باید عمل‌گرا بوده و کارایی او برای فعالان صنفی آشکار باشد. چنین فردی روابط و کنش‌های خود را بر مبنای حرفه‌ای گرایی تنظیم می‌کند و به اخلاق پایبند است و برمدار کدهای رفتاری و ملاک‌های اخلاقی عمل کرده و ارزش‌ها و شئون دینی، اجتماعی و حرفه‌ای را فدای مطامع فردی و باندی نمی‌کند.درعین‌حال یک مدیر شایسته علاوه بر تخصص دارای دانش لازم در امور مالی، امور راهبردی، رهبری و روابط با ذینفعان است و با اتکا به توانمندی خود و همکاری و هم‌افزایی با دیگر نهادها و اشخاص می‌تواند به‌خوبی امور شرکتی و سازمانی را حکمروایی و راهبری کند و با همه‌جانبه نگری و چندجانبه گرایی موجب پیشبرد امور و تعالی سازمانی شود.همچنین چنین مدیری دارای مهارت‌هایی چون تفکر راهبردی، تجزیه‌وتحلیل، استناددهی و به‌کارگیری اطلاعات، قدرت تصمیم سازی، مدیریت و توسعه ارتباطات، رهبری و تأثیرگذاری است.بر مبنای آنچه به‌عنوان عناصر کلیدی در شایسته گزینی مدیران اشاره شد، شایسته است تأمل داشته باشیم تا چه اندازه انتصاب‌های دولتی در کشور ما برمدار چنین چارچوبی است. هنگامی می‌توان شاهد تحول و تعالی بود که کنشگران مغلوب ساختارها نشوند و بتوانند بنابر الزامات و ضرورت‌ها از تغییر و توسعه استقبال کرده و توان سازگاری با شرایط نوپدید را داشته باشند. با چنین رویه‌ای این سازمان‌ها واکنش زده نخواهند بود زیرا این نگاه آینده‌نگر است که بر سیاست‌ها، تصمیم‌ها و برنامه‌های آن‌ها حکم‌فرما می‌شود.  «حکمروایی اداری، شایسته‌گزینی و ضرورت بازآرایی سازمانی»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۱۶ اسفند ۱۴۰۰</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jul 2025 21:58:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مسیر جهانی‌شدن حرکت کنیم / فناوری اطلاعات ایران و مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-eat9zg371ukc</link>
                <description>کشور ما از جمله نخستین کشورهای درحال‌توسعه بود که موضوع ورود به جامعه اطلاعاتی را درک کرد و کوشید خود را با اقدامات بین‌المللی همگام سازد. سید تقی کمالیدر یازدهمین خط عمل اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی (WSIS) به موضوع همکاری‌های بین‌المللی و منطقه‌ای تأکید شده است. مجامع جهانی فناوری اطلاعات و ارتباطات با همراهی کشورهای مختلف طی سه دهه پایانی قرن بیستم و یک دهه گذشته تأکید بسیاری بر اتخاذ تصمیم و راهبری امور فناورانه بر مبنای همکاری و مشارکت ذی‌نفعان دارد. تجربه بشری بر این نکته صحه گذاشته است که در مسیر جهانی‌شدن و ایجاد جامعه شبکه‌ای، ارتباطات و همکاری‌های بین‌المللی امری بایسته و کارگشا است. کشور ما از جمله نخستین کشورهای درحال‌توسعه بود که موضوع ورود به جامعه اطلاعاتی را درک کرد و کوشید خود را با اقدامات بین‌المللی همگام سازد و ازاین‌رو در برنامه‌های بین‌المللی از جمله اجلاس‌ها و مجامع دوره‌ای اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO) مشارکت جدی را مدنظر قرارداد.فعالیت ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی در عرصه اطلاعات و ارتباطات ذیل چتر جامعه اطلاعاتی مبتنی بر ادبیات سازمان ملل متحد از سال ۲۰۰۰ در ایران آغاز شد و در سه مقطع زمانی قابل ‌بررسی و واکاوی است. دوره اول در سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ در دولت اصلاحات و دوره دوم از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ در دولت مهرورزی و دوره سوم از سال ۱۳۹۲ تا کنون در دولت اعتدال قابل تقسیم‌بندی است.در دوره اول اقدامات خوبی آغاز شد. برگزاری دو اجلاس میان منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی - غربی درباره جامعه اطلاعاتی در شهریورماه سال‌های ۸۰ و ۸۲ گشایش ارزنده برای آغاز جدی بحث در ایران بود.سمينار شهریور ۸۰  نخستین گردهمايی علمی‌ منطقه‌ای دنيا در جهت‌ کمک‌ به‌ تدارک برگزاری كنفرانس‌ ‌سران‌ جهان‌ درباره‌ جامعه‌ اطلاعاتی (WSIS) محسوب‌ می‌شد و ساير گردهمایی‌های منطقه‌ای تداركاتی‌ كنفرانس‌ مذكور، مدت‌ها پس‌ از آن‌ و در سال‌ ۱۳۸۱ در آفريقا، اروپا، آسيا و اقيانوسيه‌، روسيه‌ و كشورهای‌ مشترک‌المنافع، آمريكايی لاتين‌ و كشورهای‌ حوزه كارائيب‌ برگزار شد ازاین‌رو با بازتاب‌ بين‌المللی ویژه‌ای همراه بود.كنفرانس سطح بالای آسيا - اقيانوسيه در مورد اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی از ۳۱ می تا ۲ ژوئن ۲۰۰۵ در تهران و در چارچوب کنفرانس‌های منطقه‌ای اجلاس WSIS برگزار شد. اين کنفرانس به طور مشترک توسط دولت ايران و کميسيون اقتصادی - اجتماعی سازمان ملل در منطقه آسيا اقيانوسيه (UNESCAP) با همکاری برنامه توسعه‌ آسيا - اقيانوسيه و اتحاديه‌ بين‌المللی مخابرات (ITU) سازماندهی شد. بيش از ۱۳۹ شرکت‌کننده و ناظر از سوی اعضای کشوری UNESCAP و سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای مدنی و بخش خصوصی در کنفرانس تهران شرکت كردند.در مجموع سمینار میان منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی - غربی جامعه اطلاعاتی در دو مرحله، شهریور ۸۰ و ۸۲ سمینار منطقه‌ای آسیا - اقیانوسیه با موضوع اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی - تهران (ژوئن ۲۰۰۵) و در کنار سمینار میان منطقه‌ای یونسکو، جامعه اطلاعاتی و جامعه معرفتی در اردیبهشت ۸۵ اقدام‌های مؤثر در تراز بین‌المللی با محوریت نهادهای تخصصی ملل متحد که به میزبانی ایران بوده است، معرف سطح تعامل بالای نهادهای سیاست‌گذار، دستگاه‌های اجرایی و مراکز علمی در توسعه ارتباطات علمی و تعامل با مجامع جهانی است. انتشار بیانیه تهران در زمینه جامعه اطلاعاتی یکی از دستاوردهای این‌گونه مناسبات بین‌المللی است. همچنین نقش‌آفرینی ایران در تصویب برنامه‌ها و دستورالعمل‌های حوزه اطلاعات و ارتباطات جهانی در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ وجه بارز مشارکت در تصمیم‌سازی در ابعاد جهانی به شمار می‌رود. متأسفانه این موارد در دو دوره بعد (پس از ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ و ۱۳۹۲ تا کنون) هرگز تکرار نشد، تا دوره طلایی جامعه اطلاعاتی ایران محصور در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ باقی بماند.طی ۱۰ سال گذشته ایران در حداقل روابط ممکن با مراجع بین‌المللی بوده است. هر چند طی سه سال اخیر حضور ایران در فروم‌های جامعه اطلاعاتی (WSIS+10) در ژنو سوئیس صرفاً در سطح دولتی و گزینش معدود افراد علمی به عنوان مورد برجسته به چشم می‌آید که بر خلاف رویه‌های بین‌المللی از قاعده چند ذی‌نفعی (Multi-Stakeholder) یعنی مشارکت طرف‌های دخیل در موضوع فناوری اطلاعات و ارتباطات مشتمل بر دولت، بخش خصوصی و غیردولتی و جامعه مدنی و به عنوان نمونه تشکلات، مؤسسات، مراکز، انجمن‌ها، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز علمی خبری نبوده و خالی از نقش‌آفرینی مؤثر بازیگران این عرصه است.پس از استقرار دولت نهم و در تداوم آن دولت دهم، فعالیت‌ها و مشارکت ایران در برنامه‌های بین‌المللی نه‌تنها از حالت چند ذی‌نفعی خارج شد که دولت نیز به صورت محدود در این رویدادها حضور یافت. با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور دولت یازدهم و انتصاب محمود واعظی در رأس وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که تحصیلات عالی در مهندسی مخابرات و روابط بین‌الملل دارد و همکاری نصرالله جهانگرد، دبیر سابق شورای‌عالی اطلاع‌رسانی (به عنوان هدایت‌کننده فعالیت‌های جامعه اطلاعاتی در دوره اول) انتظار می‌رفت سطح مناسبات ما با مجامع جهانی و گستره عمل برای نقش‌آفرینی، مشارکت و همکاری ارتقا پیدا کند.یکی از اصول بنیادین جامعه شبکه‌ای لزوم ارتباطات بین‌المللی است که مبتنی بر سازوکارهای حکمرانی (Governance)، ارتباطات در مقیاس جهانی صورت می‌پذیرد. نهادهای مطرحی در نظام بین‌المللی، ارتباطات را مدیریت و راهبری می‌کنند. کشورهای مختلف به شکل بین دولی و یا چند ذی‌نفعی در این عرصه مشارکت دارند. جدای بر ویژگی‌ها و اقتضائات هر یک از این رویدادها و برنامه‌ها که گونه‌ای از مشارکت را میسر می‌سازد، قاطبه مناسبات بر مدار چند ذی‌نفعی استوار است و هر چه ساختار جوامع دموکراتیک باشد، این نوع روابط به سمت چند ذی‌نفعی گرایش دارد.وقتی از نقش‌آفرینی صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که همکاری و مشارکت ما در زمینه اطلاعات و ارتباطات در ابعاد جهانی نباید به حضور در سمینارها، خلاصه شود. متأسفانه تولیدات علمی و محتوایی در این عرصه به سامان نیست و خلأ جدی در ادبیات و مفاهیم، روش‌ها و فنون علمی و کاربردی مشهود است. ضمن اینکه مانند دو دوره گذشته انسجام و یکپارچگی در فعالیت‌های ارتباطی و اطلاعاتی کشور - از جمله تعدد نهادها و سازمان‌ها و فقدان دستورالعمل‌ها و راهبردهای جامع - برقرار نیست که همین امر به تشتت و فرسایش فعالیت‌ها دامن می‌زند.  «در مسیر جهانی‌شدن حرکت کنیم/ فناوری اطلاعات ایران و مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی»؛ سید تقی کمالی، روزنامه شرق: ۳۱ تیر ۱۳۹۵</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jul 2025 20:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناخت هندسه سیاسی و مدیریت افکار عمومی در جریان‌سازی‌های رسانه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-mbwkj7eqdvnf</link>
                <description> هیچگاه مبارزه منجر به خشونت، هتک و هدم دیگران راهکار درستی برای پیگیری‌کردن مطالبات عمومی نیست. در جوامع جدید مبتنی بر گفت‌وگو و درک متقابل بر اساس کنش‌های هوشمندانه - و نه رفتارهای کور و خردگریزانه - طرح و پیگیری مطالبات امکان‌پذیر است. سید تقی کمالیدرصورتی‌که یک شهروند شناخت کافی از رویه‌های خبری و هندسه جریان‌سازی رسانه‌ای نداشته باشد در سیلان این هجمه‌ها و اغراض سیاسی غرق شده و بازیچه گروه‌های سیاسی و دسیسه‌گری‌های افراد یاغی می‌شود.مبنای کار جریان‌های سیاسی با یاری رسانه‌ها به عنوان واسط، ارائه‌دهنده و تقویت‌کننده مقاصد سیاسی، مدیریت رفتار جمعی (Collective Behavior) است. رفتار جمعی منهای تأمل، ادراک، آگاهی، عقلانیت و خردورزی می‌تواند مستمسک عده‌ای از افراد مغرض شده و در قالب انواع بلواها اعم از آشوب‌ها و شورش‌ها درآید. آری، رسانه‌ها چنین خاصیت و قابلیت گسترده‌ای دارند که رفتارهای جمعی را شکل داده و مدیریت کنند. تنها راهکار، کسب آگاهی، معرفت و بصیرت در مواجهه با انواع پیام‌های مجهول و مجعول است که نشانی غلط به مخاطبان و کاربران می‌دهند.در عصر اطلاعات و دنیای دیجیتال باید کنشگری هوشمندانه داشت. یک مخاطب یا کاربر رسانه‌ها در مقابل دریافت پیام از منابع و کانال‌های اطلاع‌رسان لازم است قدرت شناسایی، تشخیص، فهم و ادراک داشته باشد تا بداند این پیام حاوی چه مقاصدی است و چه کسانی به طراحی آن پرداخته‌اند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند. باید دانست که پیام‌های ارسال شده چه چیزی از مخاطبان و کاربران خود می‌خواهند و چرا چنین خواسته‌ای دارند. در غیر این صورت آن مخاطب و کاربری که در مواجهه با پیام‌ها منفعل است اسیر دستورات چنین منابع و کانال‌ها می‌شود که او را مجاب به اعمال رفتارهای غیرسازنده و حتی خشونت‌گرا می‌کنند. در این حالت مخاطب تبدیل به پیاده‌نظام جریان تخریب‌گر شده است.یکی از ویژگی‌های رفتار جمعی، خودانگیختگی است. وقتی عده‌ای از افراد گرد هم می‌آیند در اثر دریافت سیگنال‌های جمعی، احساسات در قالب هیجان‌های توفنده بروز کرده و میزان تفکر و تأمل فروکش می‌کند مگر آنکه فرد توجه و تمرکز خود را مبتنی بر شناخت و ادراک حفظ کند. اگر بصیرت سیاسی و سواد رسانه‌ای وجود نداشته باشد، رفتارهای فردی و جمعی متأثر از هندسه قدرت و مدیریت افکار آثار و تبعات اجتماعی و سیاسی زیان‌باری بر جای می‌گذارد.در این روزها شاهد هستیم که کانال‌های پیام‌رسان، صفحات شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی ماهواره‌ای با متمرکزشدن بر روی مشکلات مردمی و برخی کاستی‌های معیشتی و اقتصادی و بهره‌گیری از اختلاف‌های حزبی و جناحی میان گروه‌های سیاسی همچون رخنه بهره برده و آن را در جریان مدیریت خبری خود وارد کرده و با جهت‌دهی به افکار عمومی و سپس ایجاد رفتار جمعی، آن را به صحن جامعه کشانده‌اند. اینان طی ماه‌های گذشته با بسترسازی‌ و ارائه پیام‌های مهندسی شده، نارضایتی را تقویت کرده و امروز در صحنه عمل لشکری از افراد را به میدان آورده و در عمل ایشان را به خشونت، مبارزه و طغیان ترغیب و تشویق می‌کنند.گروه‌های خرابکار که درون جریان‌های سیاسی اپوزیسیون و با حمایت و پشتیبانی دول معاند شکل می‌گیرند پس از طراحی نقشه خود از رسانه‌هایی که در خدمتشان است برای ایجاد موج و اثرگذاری بر افکار عمومی بهره برده و با ایجاد شور و هیجان و فراگیر کردن آن در صحنه اجتماعی و بروز اعمال و رفتارهای جمعی، به مدد این اجتماعات آمده و با اجیرکردن افرادی برای هدایت جریان آشوب برای شعله‌ورشدن خشونت و عمق‌بخشی و گسترده‌کردن آن با ارائه تجهیزات تخریبی و سلاح تحقق نقشه را خود را پی می‌گیرند.هیچگاه مبارزه منجر به خشونت، هتک و هدم دیگران راهکار درستی برای پیگیری‌کردن مطالبات عمومی نیست. در جوامع جدید مبتنی بر گفت‌وگو و درک متقابل بر اساس کنش‌های هوشمندانه - و نه رفتارهای کور و خردگریزانه - طرح و پیگیری مطالبات امکان‌پذیر است. امروز به‌جای آشوب و شورش با ایجاد کمپین‌های اجتماعی و طرح مطالبات می‌توان از صفر تا صد خواسته‌های مردمی را دنبال کرد و این یعنی بهره‌مندی از ظرفیت‌های گسترده‌ای که سواد رسانه‌ای پیش روی ما می‌گشاید.مردم، مسئولان و فعالان سیاسی لازم است در طرح دیدگاه‌های خود نتایج و فرجام آن را مدنظر قرار بدهند و در تحلیل و نقد اجتماعی و سیاسی آگاه و هوشمند باشند، و بی‌محابا رفتار نکنند و سخن از هر چیز را در هر جا به میان نیاورند. طرح مسائل بدون همه‌جانبه‌نگری می‌تواند منجر به سوءبرداشت شده یا سبب‌ساز اقدام‌های نامطلوب شود و تبعات و پیامدهای ناخواسته را دامن بزند. تحلیل و نقد در رسانه اصول و منطق خاص خود را دارد. تریبون‌های امروز روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی مکمل هویت شغلی و اجتماعی ایشان است و طرح دیدگاه‌ها و نظرات هر شخصیت سیاسی محل رجوع افراد بسیاری است که مورد سند و مرجعیت قرار می‌گیرد. شناخت فضای ارتباطی و چارچوب‌های مناسب تولید و ارائه پیام تجهیزشدن به دانش و سواد رسانه‌ای را برای مسئولان و فعالان سیاسی و اجتماعی برجسته می‌کند.برای ایجاد یک جامعه خوب لازم است شهروندانی خوب باشیم. ایجاد جامعه خوب (Good Society) مورد توجه جوامع توسعه‌یافته و یا در مسیر توسعه است. این خوب‌بودن یعنی بیداری، آگاهی، مشارکت و همکاری برای ساخت جامعه‌ای که می‌خواهیم در تمامی جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خوب باشد و در آن احساس امنیت، آرامش و رفاه داشته باشیم. در چنین جامعه‌ای شهروندان کنشگر هستند و با دانش، معرفت و سواد همراه با انسجام و همبستگی جامعه مطلوب خود را می‌سازند و اسیر جریان‌های سیاسی مغرض نشده و اجازه نمی‌دهند قدرت‌ها و دول معاند و افراد فرصت‌طلب آنان را بازیچه مقاصد و اهداف شوم خود قرار دهند. «شناخت هندسه سیاسی و مدیریت افکار عمومی در جریان‌سازی‌های رسانه‌ای»؛ سید تقی کمالی، پایگاه اطلاع‌رسانی انجمن روابط‌عمومی ایران: دی‌ ۱۳۹۶</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jul 2025 19:06:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل چندوجهی جنگ سوریه: ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئومدیا</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%86%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DA%98%D8%A6%D9%88%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%DA%98%D8%A6%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%DA%98%D8%A6%D9%88%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7-qlbwgf815pe8</link>
                <description> قدرت‌های غربی طی حدود دو دهه اخیر فاز جدیدی از نظامی‌گری و جنگ‌افروزی را ایجاد کرده‌اند که از حیث حقوقی، سیاسی و جامعه‌شناختی سبک تازه‌ای از مخاصمات بین‌المللی و مداخله‌گری را رواج می‌دهد. سید تقی کمالیتمرکز کشورهای کلیدی عضو ناتو شامل ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه بر روی تحرک نظامی در سوریه پس از ناکامی در اجرای پروژه گسست سیاسی در کشورهای عربی با هدف بازآرایی خاورمیانه صورت می‌گیرد. گسیل‌کردن نیروهای دست‌آموز تکفیری مانند داعش در راستای تکمیل و تداوم پروژه قبلی بوده است تا برای نفوذ نظامی در دل خاورمیانه توجیه مردم‌پسند بیابند. بنابراین صحنه منازعه در سوریه چندلایه بوده و تحلیل آن از ویژگی چندوجهی برخوردار است از جمله ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئومدیا.هم اکنون سوریه صحنه رویارویی نظامی و مناقشه سیاسی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است. سه نقطه متقاطع برجسته در جنگ سوریه عفرین، ادلب و دمشق است که انبوهی از نیروهای نظامی معارض را در خود جای‌داده است.چنین وضعی این کشور را در دل خاورمیانه آبستن لحظه‌ای انفجار و مستعد جنگ فراگیر کرده است که تنش‌ها و تبعات ناشی از آن امنیت منطقه را متأثر می‌کند. این وضعیت در نوع خود کم‌نظیر است.گروه‌های به‌اصطلاح اسلام‌گرای مورد حمایت عربستان و امارات و ائتلاف ایالات متحده و بریتانیا به همراه پشتیبانی رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر ترکیه این کشور را آماج حملات نظامی قرار داده‌اند. افزوده‌شدن برخی کشورها و ائتلاف‌ها نیز گمان می‌رود. در چنین وضعی ایران، روسیه و سوریه ائتلاف دفاعی را ایجاد کرده‌اند.وضعیت سوریه در مختصات جغرافیایی خاورمیانه از لحاظ منطقه‌ای و بین‌المللی مورد توجه و دستخوش تحول است. هم اینک سوریه گرانیگاه تعیین معادلات جهانی است و بررسی مسائل آن در دستور کار مؤسسات و مراکز علمی و پژوهشی دنیا قرار دارد.سوریه محل لانه‌گزینی قدرت‌های متعارض شده است و این خود بر پیچیدگی و حاد شدن وضعیت می‌افزاید.از زاویه مطالعات رسانه‌ای باید گفت که آنچه در حال وقوع است یک فرایند تصویرسازی با سازوبرگ‌های تبلیغاتی است که در برنامه‌ها و تولیدات رسانه‌های جریان اصلی و نیز رسانه‌های اجتماعی مدیریت می‌شود. باید توجه داشت که جنگ الحاقات متعددی دارد و فضاسازی، مهندسی اطلاع‌رسانی و مدیریت افکار عمومی از جمله آنها است و رسانه‌ها این نقش را عهده‌دار هستند.با ایجاد شرایط جنگی، بی‌ثباتی و ناامنی امکان سرمایه‌گذاری و توسعه همکاری‌های بین‌المللی در کشور درگیر از بین می‌رود. نظامی‌گری با هجمه فرهنگی و رسانه‌ای، گلوگاه‌های اقتصادی و توسعه ملی را هدف قرار می‌دهد.قدرت‌های غربی طی حدود دو دهه اخیر فاز جدیدی از نظامی‌گری و جنگ‌افروزی را ایجاد کرده‌اند که از حیث حقوقی، سیاسی و جامعه‌شناختی سبک تازه‌ای از مخاصمات بین‌المللی و مداخله‌گری را رواج می‌دهد. برای پیشبرد چنین روندی با دستاویز قراردادن بهانه‌های متعدد از جمله حقوق بشری بدون توجه به منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل، رویه‌ای نوظهور را در قالب حقوق بین‌الملل انسانی پیش گرفته‌اند که چیزی جز نقض حریم جوامع و امنیت انسانی نیست هر چند در لوای صیانت و پاسداشت حقوق انسانی صورت می‌پذیرد.این یک توجیه ظاهراً مستدل است که امکان نقد و اعتراض را محدود می‌کند و مجامع بین‌المللی و فعالان حقوق بشری را در شرایط پذیرش و همراهی از پیش انجام شده قرار می‌دهد. علی‌رغم برخی مخالفت‌ها و موضع‌گیری‌ها به دلیل سیالیت رویه‌های حقوق بین‌الملل وضعیت خودسرانه شکل‌گرفته است که بدون اعتنا به موازین در عمل قدرت‌های غربی خود را مترادف با نظام بین‌الملل قلمداد کرده و مجاز به حکمرانی و برهم‌زدن نظم جهانی می‌دانند.دستاویز قراردادن بهانه‌های واهی و تدارک رخدادهای ساختگی از جمله شگردها و ترفندهای مداخله‌گری نظامی است که امروزه در سوریه قابل مشاهده است و رسانه‌های جبهه مهاجم با همراهی برخی نهادهای مدنی سؤال‌برانگیز حامی خود می‌کوشند فضای مساعد را برای زیر فشار قراردادن دولت این کشور به کار بگیرند.رسانه‌های در خدمت کشورهای مهاجم با ایجاد فضای پذیرش و مقبولیت به تصمیم‌ها و اقدام‌های سیاسی و نظامی مشروعیت و وجاهت می‌بخشند. معرفی اهداف فرضی - پوششی به‌جای اهداف اصلی - واقعی از جمله شگردهای این رسانه‌ها است تا با بیان پوشش‌ها آنچه در عمل رخ می‌دهد را کتمان کنند. بنابراین در صحنه مخاصمه هماوردی رسانه‌ای میان دو جبهه و طرف‌های درگیری شکل می‌گیرد.جوسازی و تهدیدها و تمجیدهای پیش‌ و پس از حمله در شبکه‌های اجتماعی مانند توئیت‌های رئیس‌جمهور ایالات متحده، مقدمه و مؤخره‌ای برای نمایش عملیات نظامی است که واجد ملزومات برای دست‌وپا کردن و حفظ و بهبود اعتبار و موقعیت است.آنچه در فرایند نظامی‌گری و سیاست‌های ایالات متحده نباید نادیده گرفته شود این است که جنگ کارکرد قدرت‌نمایی یافته است و گویی خود تبدیل به یک رسانه برای نمایش قدرت شده است. همان‌طور که رسانه‌ها به انگاره‌سازی و بازنمایی واقعیت می‌پردازند که لزوماً همان امر واقع نیست، حملات نظامی و جنگجویانه ایالات متحده نیز واجد چنین خصوصیت و کارکردی شده است که به مدد سناریوپردازی‌های نظامیان و متخصصان جنگ در اندیشکده‌ها و با تجهیز به فناوری‌های مدرن به تعبیر دونالد ترامپ «زیبا، جدید و هوشمند» به منصه ظهور می‌رسد.فرسایشی شدن جنگ و منازعه و تداوم مبارزات خشونت‌گرا با هدف عمده اضمحلال پایداری و مقاومت، تضعیف روحیه و خودباوری و ازمیان‌رفتن میراث تمدنی صورت می‌گیرد و این موضوع نباید از نظر سیاست‌مداران و کارشناسان سیاسی و نظامی دور بماند. صحنه درگیری و جدال در کانون سوریه (در عمق خاورمیانه) یک نقطه عطف است که اتحادهای نظامی و راهبردی را شکل داده و می‌دهد و اهداف خود را در درازمدت می‌جوید. بزرگ‌ترین سهم خواه در این جدال رژیم صهیونیستی است.باید متذکر شوم که انگیزه و اراده یک ملت و تداوم‌بخش مقاومت که ریشه در فرهنگ، ارزش و باور آنها دارد قدرت نرم و سرمایه معنوی است که با اقدام‌های نظامی و ستیزه‌جویانه به واسطه تجهیزات و تسلیحات به عنوان قدرت سخت ازبین‌رفتنی نیست. با پیوند صنایع فرهنگی و تسلیحاتی، مانورهای زبانی و نظامی راهبردی است برای پوشش نقاط ضعف و القای نقاط قوت ازاین‌رو است که معتقدم امروزه کارکرد جنگ از اقتصادی و کشورگشایی به نمادی و نمایشی مبدل شده است و با این ترفند هوشمندانه این صنعت تولید جنگ‌افزار و تجاری‌سازی آن است که به سرمایه‌داری جان می‌بخشد. هراس و واهمه در دل مهاجمان بیش از مدافعان است و جنگ التیام‌بخش روان‌رنجور، فرهنگ گسیخته و سیاست مغلوب کسانی است که راهی برای فرار از بن‌بست مشکلات می‌جویند و با جعل و تحریف بر واقعیات سرپوش می‌گذارند. «تحلیل چندوجهی جنگ سوریه: ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئومدیا»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jul 2025 17:31:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده‌پژوهی اسلامی - ایرانی و اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B3%DB%B0-uuqfflyxaiah</link>
                <description>سازمان‌های بین‌المللی در راهبری امور جهانی و تأکید بر مسائل پر چالش و بااهمیت در جهان پویش و پایش مستمر دارند و با مشارکت کشورهای پیشرو به تبیین آن‌ها می‌پردازند اما الزاماً تمامی آنچه در این تصویرسازی‌ها، سیاست‌ها و راهبردها پرداخته می‌شود در هر جامعه‌ای یکسان و یکنواخت نیست.  سید تقی کمالیریل‌گذاری و ترسیم نقشه راه برای جهت‌دهی و هدایت جامعه بنابر آینده‌پژوهی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی رویکرد جدید حکمروایی در جوامع و مجامع جهانی است. امروزه اهتمام بر آینده‌اندیشی و تفکر راهبردی و ترسیم خطوط عمل بر اساس خط‌مشی‌های برخاسته از بنیان‌های معرفتی منتج به فرایندها و فرآورده‌ها می‌شود. مفهوم‌سازی «مشکلات و چالش‌های جهانی» و دستیابی به رهیافت‌های مقتضی از طریق گستره علمی و راهبردی آینده‌پژوهی امکان‌پذیر است.آینده‌پژوهی دانش - فناوری است که ارزش بنیان بوده و به اقتضائات و ویژگی‌های بومی جوامع بستگی دارد. آنچه در کشوری مانند فرانسه و ایالات متحده آمریکا یا ترکیه و رژیم اشغالگر قدس آینده مطلوب خوانده می‌شود در این کشورها با یکدیگر و با جمهوری اسلامی ایران و یا دیگر کشورها متفاوت است چون با خصوصیات مختلف و مبانی ارزشی، فکری و معرفتی متفاوت با چشم‌انداز، دغدغه‌ها و مطالبات متنوع و گوناگون مواجه هستیم که اساساً یکسان نیستند.ضعف در آینده‌پژوهی بنابر قابلیت‌ها و ظرفیت‌های ملی و دینی موضوع جدی است که طی سال‌های اخیر نمود بیشتری می‌یابد. نگاشت خط‌مشی‌های کلان بنابر اصول و تعهدات، تبیین مقاصد و اهداف و برنامه‌ریزی برای دستیابی بدان‌ها از طریق عرصه راهبردی و حیاتی آینده‌پژوهی میسر می‌شود. اگر طی دو دهه اخیر مکرر در خصوص جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم و یا الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت می‌شنویم برخاسته از چنین ضرورتی است.در هنگامه‌ای که ما مردم ایران‌زمین بعضاً در چنبره امور عادی و سطحی و مشغول درگیری‌ها و مسائل روزمره خود هستیم دنیا برای آینده خود ایده و اندیشه و راهکار و برنامه عمل وضع کرده و به کار می‌گیرد. ما در عصر رقابت توأم با فناوری و نوآوری روبرو هستیم که ایده‌ها و برنامه‌ها در موفقیت و موقعیت‌یابی کشورها در اطلس جهانی تأثیرگذار هستند. در گفتمان، نظر و عمل به سیاست‌ها، راهبردها و برنامه‌های مناسب نیاز داریم و این میسر نمی‌شود مگر به مدد بهره‌گیری از علوم، فناوری‌ها و روش‌های مؤثر علمی از جمله آینده‌پژوهی، مطالعات علم و فناوری، سیاست‌گذاری عمومی و... و به‌روزرسانی رشته‌ها و حوزه‌های مطالعاتی متناسب با تحولات و دگرگونی‌های جدید.متأسفانه آینده‌پژوهی و حوزه‌های وابسته بدان در جامعه ایران منفعلانه عمل می‌کند. یک‌ بخشی از فعالان آینده‌پژوهی ما حیران و سرگشته مشغول مشق‌کردن آموزه‌ها و مفاهیم آن و عده‌ای دیگر در کسب‌وکار با آن مشغول‌اند این در حالی است که نیازمند شکل‌گیری و گسترش فعالیت‌های منسجم، یکپارچه، مستمر و پایدار برای توسعه فراگیر آینده‌پژوهی در ارکان مختلف جامعه از سطوح پایین تا سطوح کلان حکمرانی هستیم.مجامع جهانی مطابق رسالت و مسئولیت خود موظف به دیده‌بانی تحولات، رویدادها و روندهای بین‌المللی و منطقه‌ای هستند و بنابر اصل همکاری و مشارکت و با مشورت و هم‌فکری نمایندگان کشورهای عضو و کارگروه‌های تخصصی اقدام به شناسایی و تحلیل وضعیت حوزه مأموریت خود و در موارد لزوم نگارش اسناد موضوعی، دستورالعمل‌ها و ترسیم خطوط عمل مبادرت می‌ورزند. سازمان‌های بین‌المللی در راهبری امور جهانی و تأکید بر مسائل پر چالش و بااهمیت در جهان پویش و پایش مستمر دارند و با مشارکت کشورهای پیشرو به تبیین آن‌ها می‌پردازند اما الزاماً تمامی آنچه در این تصویرسازی‌ها، سیاست‌ها و راهبردها پرداخته می‌شود در هر جامعه‌ای یکسان و یکنواخت نیست. بااین‌حال شایسته جامعه ما نیست که با فرهنگ و تمدنی دیرپا منتظر بماند تا دیگر کشورها و مجامع برایش چارچوب و خطوط عمل تعیین کنند و از سوی دیگر در نقش‌آفرینی جهانی برای تدوین اسناد، گزارش‌ها، طرح‌ها و برنامه‌ها ضعیف ظاهر شود.طراحی و پیشبرد الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، سبک زندگی ایمانی و احیای تمدن اسلامی (شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی) الزامات و اقتضائات خود را دارد. بنابراین از مبانی تعلیم‌ و تربیت تا راهبردهای دفاعی و تسلیحاتی از چارچوب‌ها، مبادی و اصولی تبعیت می‌کند که ریشه در بنیان‌های فکری و معرفتی دارد و باید مبتنی بر تفکر و برنامه‌ریزی عالمانه و هوشمندانه با اتکا به مطالعات و پژوهش‌های مدون و مؤثر برای آن شاخص‌سازی کرد و با ترسیم خطوط عمل، روش‌ها و ابزارهای کارآمد شرایط اجرایی‌شدن آن را مهیا ساخت.ما دیر به کاروان جهانی آینده‌اندیشان و آینده‌پژوهان پیوسته‌ایم هرچند از دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی نیاز بدان را برخی اندیشمندان داخلی احساس ‌کردند و قدم‌هایی نیز برداشتند اما استمرار نیافت و این علم در ایران نهادینه نشد. امروز آینده‌پژوهی در ایران به مرزهای باور نزدیک شده است و ممارست‌ها و پیگیری‌های متعددی را شاهد هستیم اما بااین‌حال این روند چندان قوام نیافته و جریان ساختاریافته‌ای ندارد. از اوایل دهه ۸۰ با شکل‌گیری مراکز پژوهشی و اواخر این دهه با پذیرش دانشجو در دانشگاه و تا امروز در اواسط دهه ۹۰ شاهد معدود افراد آینده‌پژوهی هستیم که در حال پیداکردن جایگاه خود و چه‌بسا معرفی و تثبیت اهمیت این حوزه مطالعاتی در کشور هستند و متأسفانه با موقعیت و قابلیت‌های عظیم جامعه ایرانی نه این تعداد افراد و نه کنش‌ها و فعالیت‌های آنان و نه نظام ساختاری موجود کفایت نمی‌کند. آینده‌پژوهی در ایران از لحاظ ساختاری و فرایندی به بلوغ نرسیده و فعالیت‌های محتوایی و دستاوردهای علمی به این موضوع وابستگی دارد.دستورالعمل ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار در تداوم اهداف توسعه هزاره می‌کوشد از تمامی ظرفیت‌های بین‌المللی بهره‌برداری کند تا به نفع جامعه بشری از آلام و رنج‌ها بکاهد و مشکلات و موانع بر سر راه زیست معمول بشری را از سر راه بردارد و آینده‌ای بهتر برای همه را محقق کند. این دستورالعمل با مشارکت مجموعه ارکان سازمان ملل متحد اعم از کارگزاری‌های تخصصی و کمیسیون‌های کارکردی در مرحله اجرا (پیاده‌سازی) قرار دارد و هر یک متناسب با اهداف وظایفی را متعهد هستند. این اهداف بر مبنای دغدغه‌های برخاسته از چنین مواضعی شکل‌گرفته است:-         اجتماعی، رفاهی و معیشتی-         مهندسی، اقتصادی و زیرساختی-         جغرافیایی و برنامه‌ریزی شهری - منطقه‌ای-         محیط‌زیست و تنوع زیستی-         همکاری و وفاق جهانیمسائل کلیدی که فارغ از برخی ملاحظات مرتبط با جنبه‌های شناختی جوامع از دربرگیری و شمولیت در کشورهای مختلف حکایت دارد و متناسب با تحولات جهانی و توسعه علم و فناوری و ضرورت‌ها و بایسته‌های برآمده از آن نیازهای شهروندی و صنعتی‌شدن و ابعاد فرار روی بشری نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد. برخی از این‌ها اولویت‌های مهم در زمینه امنیت غذایی و توسعه کشاورزی، مقاوم‌سازی بناها، مدیریت بحران آب، مقابله با خشک‌سالی و بیان زایی و ایجاد سکونتگاه‌های امن و پایدار است که مسئولیت و تعهد همگان (حاکمان و مردم) نسبت به شهروندان جامعه و نسل آینده به شمار می‌رود.واقعیت این است که ما نمی‌توانیم نسبت به مسائل و دغدغه‌های بین‌المللی بی‌تفاوت باشیم چون ما بخشی از جامعه جهانی بوده و در زیست سیاره (مادر زمین) سهیم هستیم. کنشگری ما در نهادها و مجامع بین‌المللی بسیار ضعیف است در موضوعات مختلف از جمله جامعه اطلاعاتی که امروز کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی در آسیا نقش‌آفرینی برجسته در نهادهای بین‌المللی دارند و برخی کشورهای آفریقایی که از همکاری و مشارکت در تصمیم‌سازی‌های جهانی و مدیریت هیئت‌ها، کمیسیون‌ها و گروه‌های ذی مدخل آن غافل نیستند. حتی اخیراً افغانستان در عرصه جامعه اطلاعاتی و حکمروایی اینترنت رویدادها و اجلاس‌های بین‌المللی را در داخل کشور میزبانی می‌کند و در ترسیم خط‌مشی‌ها و تصمیم‌سازی‌ها نقش فعال دارد درحالی‌که بیش از یک دهه از حضور نسبتاً فعال ایران در مجامع جهانی (و تدارک نگارش اسناد) و میزبانی رویدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای مرتبط سپری می‌شود و پس از آن مباحت کلانی مانند جامعه اطلاعاتی در ایران مورد غفلت هستند و تنها انجمن علمی آن چند سال متمادی است در تعطیلی به سر می‌برد و مشارکت‌های بین‌المللی غالباً دولتی کشور ما کم‌فروغ و محدود به‌صرف حضور شده است اما کشورهای بسیاری از این فرصت‌ها نهایت بهره‌برداری را به نفع بیان دغدغه‌ها و خواسته‌ها خود و جلب‌توجه بین‌المللی به عمل می‌آورند.بنابراین در کنار ضعف جدی در آینده‌پژوهی بومی، ما از دیپلماسی علمی نیز به‌شدت غافلیم. نمایندگان ایران در مجامع جهانی آن‌طور که باید نتوانسته‌اند بنابر عظمت نام ایران و تمدن ایران‌زمین مشارکت فعال، سازنده و محوری در نهادها و سازمان‌های ذی‌ربط داشته باشند و افکار، برنامه‌ها و تصمیمات را در تراز بنیان‌های فکری و معرفتی اسلامی - ایرانی مطرح و در اسناد بین‌المللی ثبت و جاری بسازند. ما هم در عقبه فکری و علمی و هم در عرصه عملیاتی و پیشبرد مطالبات خود چندان موفق نبوده‌ایم.اهداف توسعه پایدار (SDG) برای سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۳۰ پس از اهداف توسعه هزاره (MDG) ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ طرح‌ریزی و به کار گرفته شد. اهداف توسعه هزاره دارای هشت هدف کلان بود و اهداف توسعه پایدار دارای ۱۷ هدف کلان است. این اسناد بر مبنای رفع چالش‌های جهانی نگاشته شده و بر پایه آینده‌پژوهی استوار است. انبوه جلسات مشاوره، سخنرانی، طرح و اندیشه و تصمیم‌گیری و بازنگری برگزار شده و نهادها و اشخاص متعدد در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی در ترسیم آن مشارکت داشته‌اند. اینکه ما در فرایند طراحی و نگارش این دستورالعمل چه نقش داشته‌ایم و چرا اکنون برای اجرای صرفاً بخشی از آن (هدف چهارم با عنوان آموزش) ذوق‌زده شده‌ایم، جای سؤال دارد؟! این در اسناد بین‌المللی به طور ضمنی یا صریح مورد اشاره است که اجماع جهانی بر سر موضوعات مطرح‌ شده نیاز به تطبیق با واقعیت‌ها، ظرفیت‌ها و سطوح قوانین، مقررات و سیاست‌های ملی دارد.ما در کشورمان نسبت به «نوع کنش‌ها» برای رفع چالش‌های جهانی مصرح در اسناد مورد توافق بین‌المللی مانعی نمی‌بینیم اما به «نوع رویکردها» نقد داریم. ماهیت اقدام برای رسیدگی به امور بشری برای زیست مناسب و آینده مطلوب برای جهان پیش رو امر غلطی نیست. اینکه اعضای جامعه جهانی کنشگرانه با وفاق و همدلی به راهکارهایی می‌رسند که اهداف جهان را بر آن استوار می‌بینند در ذات خود ایرادی ندارد و شایسته تحسین است اما هیچ‌گاه نمی‌توان چنین دستورالعمل‌هایی را به‌تمامی کشورها تعمیم داد و نسخه واحد برای توسعه جوامع پیچید. این یک امر آزموده شده است، از دهه‌های گذشته که بانک جهانی برنامه توسعه کشورها را با شرایط ایجابی دنبال می‌کرد. امروز آینده مطلوب کشورها همچنین ویژگی‌ای را دارد. یعنی جدای بر یک‌سری اشتراکات، مسائل و چالش‌های مشترک، تفاوت جدی در هر جامعه نسبت به جامعه دیگر در گذر از شرایط و وضعیت موجود به شرایط و وضعیت مطلوب وجود دارد و آرمان‌ها، اهداف و اولویت‌های هر جامعه‌ای با جامعه دیگر متفاوت است. این نکته کلیدی است که در آینده‌پژوهی و خط‌مشی‌گذاری از جمله برنامه‌های توسعه پایدار و توسعه ملی می‌بایست مورد توجه واقع شود. راهکارهای متعددی برای ایجاد فضای «گفت‌وگو» و نه لزوماً «گفتمانی» باید ایجاد کرد تا دغدغه‌های مشترک و احیاناً متفاوت مجال هم‌اندیشی بیابند چون بنابر هر بافت جداگانه در بسترهای حاکمیتی ضرورت تعریف شاخص‌ها و توجه به ملاحظات بومی به‌طورجدی مورد تأکید است.مسئله وارد بر این سند و اسناد مشابه به‌خصوص با موضوع آموزش، نوع رویکرد در کاربست آن‌ها است یعنی نوع مواجه با مسائل و زیربنای امور ملهم از معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی مکاتب و اندیشه‌های جاری در جوامع. ممکن است جوامع متعددی با رویکرد برنامه‌های بین‌المللی مشکلی نداشته باشند چون از جریانی تبعیت می‌کنند که الزاماً متأثر از مبانی دینی و فکری (ایدئولوژی) در تعارض نیست. رویکرد غالب بر اسناد بین‌المللی بر پایه لیبرالیسم استوار است. مکتبی که اصول معرفتی و فلسفی خاص خود را دارد و قاعدتاً بنیان‌های فکری و اندیشه‌ورزی در سیاست‌گذاری و نتایج عملی توسعه علم و فناوری، امور فرهنگی و اجتماعی و همچنین نظام اقتصادی و کسب‌وکار تأثیرگذار است.آموزش و تربیت نسل آینده موضوع مهمی است که نهادهایی چون سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) بدان اهتمام دارند. آینده از محل آموزش‌وپرورش رقم می‌خورد. اگر می‌خواهیم جامعه‌ای با آینده‌ای درخشان را ترسیم، معماری و محقق کنیم باید به نظام تعلیم و تربیت به‌خصوص آموزش عمومی توجه جدی داشته باشیم. مرز میان جامعه اسلامی و جامعه سکولار از آموزش‌وپرورش می‌گذرد. برای تربیت شهروندان آینده مسئولیت‌پذیر، مؤمن و مؤثر به نفع آرمان‌های ملی و دینی نباید از آموزش، یادگیری، تربیت و توانمندسازی غافل شد. فردای ما در دستان کودکان و نوجوانان امروز ما خواهد بود.درعین‌حال ساخت آینده نیازمند تدوین و بحث بر روی مسائل و چالش‌های فراگیر است. دیپلمات‌ها و نمایندگان ما در ارکان جهانی باید دانش، بینش و توانمندی کافی برای حضور فعال و اثربخش را داشته باشند. تمامی سازمان‌های ما که در عرصه بین‌المللی حضور دارند باید این صرفاً حضور را به تعریف و ترسیم اهداف و برنامه برای همکاری و مشارکت ارتقا بدهند و آموزه‌های ملی و دینی و دیدگاه‌های حاکمیتی را بر اساس کاربردهای جهانی و آینده مدار طرح، تشریح و پیگیری کنند.بسیاری از اسناد بین‌المللی بر قاعده همه یا هیچ برحسب یک کلیت منسجم، دارای پیوندهای متقابل، به‌هم‌وابسته و جدایی‌ناپذیر استوار هستند، اما جنبه توصیه‌ای دارند و نه اجرایی. همچنین با نظر به  نظام حقوق بین‌الملل اولویت‌ها و مقررات ملی بنابر اصل حاکمیت کشورها مورد احترام بوده و پاسداشت ابعاد و زمینه‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی در آن‌ها مورد تأکید است. ضمن اینکه نباید از جنبه‌های مثبت و سازنده آن‌ها امتناع کرد بلکه باید با تعریف موارد جایگزین در تضاد با ارزش‌های دینی، فرهنگی و حقوقی از دستاوردهای اجماع و خرد جهانی برای توسعه و پیشرفت جامعه و موقعیت سرزمینی خود بهره برد.ما باید بنابر الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت مواجهه خردمندانه و کنشگرانه با مسائل و موضوعات داشته باشیم و در عرصه جهانی بازیگری فعال بوده و متناسب با گفتمان فکری و معرفتی و مطابق با قابلیت‌های و ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی، راهبردها و راهکارهای کاربردی و مؤثر را پیش پای جهانیان بگذاریم، نه اینکه منفعلانه و از سر استیصال مقهور قدرت‌نمایی (برآمده از مشارکت و توان همکاری و اجماع‌سازی بین‌المللی) و مانور فعالیت دیگر کشورها (با احتساب نقش پررنگ جامعه مدنی و بخش خصوصی در کنار دولت‌ها و نظام ملل متحد) شده و از نمایش توانمندی و هم‌افزایی آن‌ها که منجر به آفرینش چنین اسنادی می‌شود (که در نوع خود بسیار متقن و مثال‌زدنی است) سر ذوق آمده و باری منفعلانه سرمشق دیگران را بر دیده منت بگذاریم و خود را از جهد و کوشش برای آینده‌سازی معاف کنیم.لازمه نقش‌آفرینی فعال تقویت جدی و توجه مؤکد به دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی و فعالیت سازمند و اثربخش تمامی نهادها و سازمان‌ها همچون سازواره‌ای زنده، پویا و ثمربخش است. جهان امروز بیش از همیشه درهم‌تنیده شده است توأم با پیچیدگی‌های بسیار. از همین رو با فاصله‌گذاری با جوامع و مجامع و بدون تعامل با دنیا و نبود برنامه‌ها و نظام‌های مشخص و مدون علمی و فکری و سازوکارهای معیوب و دست‌وپاگیر نمی‌توان انتظار داشت علی‌رغم همه اندوخته‌ها، پشتوانه‌ها و میراث تمدنی، دینی و تاریخی نتایج معطوف به خواسته‌های ما باشد. نخبگان و فرهیختگان، سیاست‌گذاران و مدیران باید بکوشند سازمان‌های خود را چابک و کارآمد بسازند و برای تحقق آینده‌ای روشن و مطلوب برنامه و پشتکار داشته باشند تا اسناد توسعه ملی بر مبنای الگوی بومی و با نگاه به شرایط جهانی تدوین و به کار گرفته شود. «آینده‌پژوهی اسلامی - ایرانی و اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰»؛ سید تقی کمالی، مجله علمی - تخصصی شاخص آینده: بهار ۱۳۹۶</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jul 2025 21:15:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوک نفتی و سودای «تمدن بزرگ»؛ اشتباه محاسباتی و سیاست‌گذاری معیوب</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%B4%D9%88%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%88%D8%A8-ikf8xok75wmc</link>
                <description>توسعه و پیشرفت یک امر نهادی است. بدون ایجاد بنای فکری و راهبردی نمی‌توان صرف رونق نفتی در یک اقتصاد تک‌محصولی که منبع تولید ملی محسوب می‌شود به تحول اقتصادی و رفاه اجتماعی امید بست. سید تقی کمالیسال ۱۹۷۳ دوران «تمدن بزرگ» برای کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه بود، کلیدواژه مطرح در سخنرانی‌ها، مصاحبه‌های مطبوعاتی و ژست‌های سیاسی شاه ایران در نقطه کانونی غرب آسیا. مقطع خاص تاریخی متأثر از بر همکنش رویدادها و روندهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بین‌المللی که موجب شد قیمت نفت به‌یک‌باره سر به فلک کشیده و از ۳ دلار به حدود ۱۲ دلار در هر بشکه و سرانجام به اوج ۴۰ دلار پس از دومین رونق نفتی در ۱۹۸۰ میلادی برسد. در دوره کوتاه سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴ درآمد کشورهای عضو اوپک یازده برابر شد. گسیل‌شدن سیل دلارهای نفتی به  خزانه‌های دولتی آرزوهای جدید را پروبال می‌داد و رؤیای توسعه‌یافتگی و صنعتی‌شدن برای کشورهای عقب‌افتاده از قطار توسعه و تمدن را نزدیک به واقعیت می‌کرد، آرزوهایی از جنس آینده‌ای متفاوت، سرشار از شکوفایی، پیشرفت و عظمت. رژیم شاهنشاهی پهلوی امر متناقضی را پیش گرفته بود. درعین‌حال که از لحاظ سیاسی وابستگی تمام و کمال به غرب داشت و نمی‌توانست بدون حمایت‌های لازم کشورهای غربی برای سرپا ماندن به بقای حکومت خود ادامه بدهد با ایجاد شوک نفتی دهه هفتاد میلادی در پی سودای مدرنیزاسیون (نوسازی) ایران برآمد بدون اینکه الزامات چنین تحولی را فراهم کرده باشد. اشتباه محاسباتی از ناپایدار بودن قیمت نفت، روند اقتصادی پر تلاطم و نوسانات بازار، کش‌وقوس‌های سیاسی و بین‌المللی، تغییر معادلات جهانی و بی‌ثباتی‌ها و عدم قطعیت‌ها در مراودات و تعاملات میان کشورها به‌خصوص قدرت‌های بزرگ و تأثیرگذار نکاتی بود که در رویکرد تقابلی با غرب در عین وابستگی و اتکا بدان مهم‌ترین تهدید برای حکومت پهلوی بود. ضعف در شناخت، تحلیل و ارزیابی همه‌جانبه مسائل داخلی و خارجی به دلیل عدم بهره‌گیری درست و به جا از کارشناسان و متخصصان خبره و برجسته و فقر مشاوران آگاه و توانمند که دچار مجیزگویی نشده و اطلاعات غلط از رخدادها و روندهای ملی و بین‌المللی ارائه ندهند از دلایل کاربست چنین رویکرد و شیوه عمل بوده است. دیدگاهی که با چشم‌بستن به واقعیت‌های موجود، چشم‌انداز آرمانی بدون تمهیدات پایه را مدنظر داشت. منشأ چنین رویکردی ناشی از نگاه خطی به تحولات جهانی بود و نه بر مبنای نگرش چندوجهی و توجه به عوامل متعدد، مرتبط و دخیل در موضوعات.درآمد صادراتی نفت حجم بالایی از بودجه دولت و منابع ارزی برای بقیه اقتصاد را شکل داد. دسترسی و کنترل درآمد عظیم نفتی، قدرت بی‌نهایتی در اختیار شاه نهاد تا بنابر تمایل خود اعتبارات و وجوه سرمایه‌گذاری را به گروه‌های خاص اعطا کند. وابستگی ای که گروه‌های اجتماعی، نوع رژیم و نهادهای دولت را شکل می‌داد.توسعه و پیشرفت یک امر نهادی است. بدون ایجاد بنای فکری و راهبردی نمی‌توان صرف رونق نفتی در یک اقتصاد تک‌محصولی که منبع تولید ملی محسوب می‌شود به تحول اقتصادی و رفاه اجتماعی امید بست. وابستگی رشد اقتصادی و افزایش تولید در هر حوزه‌ای صرف شکوفایی درآمد نفت پایه حبابی بیش نیست. رویه مقطعی صادرات محصولات ایرانی در دهه پنجاه به کشورهای غربی ازاین‌دست است ادعاهایی از جمله اعلام حمایت از سایر کشورها و اعطای وام به صندوق بین‌المللی پول به واسطه افزایش درآمد ناشی از نفت.این نشئت‌گرفته از این مسئله است که وقتی درآمد عظیم نفتی به دست دولت برسد به نرخ ارز فشار آورده که نتیجه آن افزایش واردات و کاهش صادرات است. ازاین‌رو است که در مصاحبه‌های مکرر شاه ایران در دهه هفتاد میلادی با رسانه‌های خارجی متعدد و به طور مستمر گلایه‌مندی از افزایش قیمت‌های اجناس وارداتی خارجی مطرح می‌شود درحالی‌که توان تولید داخلی وابستگی به جریان صادرات نفت پیدا کرده و تقاضاهای جدید برای منابع افزایش می‌یابد. پژوهشگران اقتصاد سیاسی از جمله تری لین کارل، استاد دانشگاه استنفورد، در پژوهش متقن خود که در کتاب «معمای فراوانی» منتشر شده است بر چنین دیدگاهی صحه می‌گذارد و آن را بستری برای ایجاد نابرابری، ناآرامی سیاسی و سرخوردگی می‌داند که این رونق نفتی به بار می‌آورد. وضعیتی که در آن نظامیان خواهان تسلیحات پیشرفته می‌شوند، سرمایه‌داران درخواست اعتبارات ارزان و یارانه‌ای می‌کنند، طبقه متوسط به دنبال هزینه‌های اجتماعی بیشتر است و کارگران برای دستمزدهای بالاتر و بیکاران برای اشتغال‌زایی فشار می‌آورند. در این اوضاع نظام اداری ناکارا و کند قادر به پذیرش نقش‌های جدید و مدیریت آن نیست بنابراین منجر به شکل‌گیری فساد اداری و نارضایتی مردمی می‌شود. بدین شکل برنامه‌های بخش عمومی به‌صورت انبساطی رشد می‌کند و درخواست بخش خصوصی تمامی ندارد. نتیجه امر به کسری تجاری، تورم و بدهی خارجی می‌انجامد. متنوع ساختن اقتصاد و استقلال از درآمد نفتی هرگز اتفاق نمی‌افتد و هر روز که می‌گذرد مردم فقیرتر و خشمگین‌تر می‌شوند.این مسائل مبین نداشتن یک الگوی عمل سازمند، مدبرانه و واقع‌گرایانه در حکومت پهلوی بود که موید ناکارآمدی نظام حاکمیتی برای تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری هوشمندانه محسوب شده و موجب آسیب‌پذیری بدنه جامعه متأثر از توسعه ناموزون شد. تصور توسعه و پیشرفتی که صرف رونق اقتصادی و گسترش تجهیزات نظامی به بار می‌آورد این گمان را ایجاد می‌کرد که می‌توان به نوسازی و تحول اقتصادی و صنعتی‌شدن نائل آمد درحالی‌که آزادی‌های سیاسی و فضای مساعد مشارکت عمومی و مردم‌سالاری در آن جایگاه و وجاهتی نداشته، احزاب و تشکلات مردمی در نقش‌آفرینی و تصمیم‌گیری برای سرنوشت خود محلی از اعراب نداشتند، یعنی فقدان توسعه سیاسی و آزادی عمل مردم در بیان دیدگاه‌ها و طرح مطالبات خود. از سوی دیگر بی‌مبالاتی و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی نهادینه شده در جامعه که مورد اقبال عمومی است و در هویت جمعی مردم رسوخ و نفوذ کرده و شاکله فرهنگی آنان را شکل می‌دهد از نقاط آسیب‌زای رژیم پهلوی در اتخاذ سیاست‌ها و رویه‌های حکومتی بود.رژیم پهلوی در پی رونق نفتی مخارج غیرمعمول بالایی را در امور دفاع مصروف کرد تا به پشتوانه تجهیزات نظامی بر اقتدار منطقه‌ای خود بیفزاید. بدون اینکه به توسعه زیرساختی و تولید بنیان توجه شود. همایون کاتوزیان، جامعه‌شناس تاریخی و پژوهشگر ایرانی دانشگاه آکسفورد، معتقد است سرنوشت رژیم پهلوی، دولت‌سازی و صنعت نفت کاملاً به هم گره خورد. از ۱۹۵۴، هنگامی که ایالات متحده مستقیماً در ایران دخالت کرد تا مانع ملی‌شدن نفت شود و یک‌بار دیگر این سلسله را سراپا نگه دارد تا سقوط حکومت سکولار اقتدارگرا در ۱۹۷۹، این درآمد نفتی بود که دولت رانتیر، مداخله‌گر، تمرکزگرا و به‌شدت زورگو اما از لحاظ اداری ضعیف تحت حکومت مطلقه شاه را تأمین مالی می‌کرد.از سوی دیگر توسعه نفتی، طبقات اجتماعی را به شیوه‌ای تغییر شکل داد که با کاهش قدرت زمین‌داران در روستاها، تشویق نخبگان تجاری و صنعتی به‌شدت حمایت شده و با مهاجرت گسترده به شهرها نفتی شدن تداوم یافت. در این فرایند، بخش کشاورزی به‌شدت آسیب دید و توسعه مبتنی بر نفت بر همه‌جا حاکم شد.بررسی‌ها نشان می‌دهد سیاست‌های اشتغال‌زایی در سال‌های ۱۳۵۵ - ۱۳۴۵ (برنامه‌های عمرانی چهارم و پنجم قبل از انقلاب اسلامی) عموماً در بخش کشاورزی با شکست روبه‌رو شده است. صنعت روند رشد خود را پس از ۱۳۵۵ کاهش داده و نرخ رشد اشتغال در بخش خدمات که می‌بایست غالباً پشتوانه بخش صنعت باشد، ۲/۷ درصد بوده است که نرخ رشد بالایی است. نرخ رشد سالانه اشتغال در دوره ۱۳۸۲- ۱۳۳۸ در بخش کشاورزی ۴/۰ درصد و در بخش صنعت ۸/۲ است. این در حالی است که در سال ۱۳۳۸ بیش از ۵۰ درصد از جمعیت شاغل کشور در بخش کشاورزی مشغول به کار بوده‌اند. در واقع این روند تغییرات گویای این است که رونق ناشی از شوک نفتی نه‌تنها ایران را به صنعتی‌شدن رهنمون نکرد بلکه از لحاظ ساختار اقتصادی مبتنی بر کشاورزی نیز عقب رانده و وابستگی آن به مواد غذایی و سایر اقلام زیستی از طریق واردات از دیگر کشورها را سبب شده است درحالی‌که با توسعه صنعتی می‌توان ضمن ورود به ساحت‌های جدید اقتصادی و تولیدی، بخش کشاورزی را نیز مجهز به ماشین‌آلات و فناوری‌های مدرن کرد و رشد آن را ارتقا داد. درپیش‌گرفتن شیوه استبدادی بی‌حدوحصر در حکومت، بدون رعایت موازین و اصول قانون اساسی مشروطه و قائل‌نبودن به عقاید اجتماعی و بی‌توجهی به آموزش و تربیت نیروهای متخصص و توانمند و تقویت اقتصاد اجتماعی جامعه به‌جای دولت‌سالاری و قیمومیت مردم عمق ناکامی رژیم پهلوی را پی‌ریزی کرده و زمینه‌ساز اضمحلال و شکست آن شد.  ساختار قدرت بدون توجه به چندصدایی، جایی برای طرح دغدغه‌ها و نظرات مردمی و گروه‌های اجتماعی قائل نبود و نهادهای مدنی در کشور هیچ مدخلیتی نداشتند. در کنار این موضوع، رسانه‌ها اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون افکار عمومی را نمایندگی نکرده و واسط میان مردم و حکومت نبودند که همین مسئله منجر به بی‌خاصیتی و اجتناب مردم از آنها می‌شد. امروزه قانون اساسی، احزاب سیاسی، نظام پارلمانی، رسانه‌ها و نهادهای مدنی ارکان دموکراسی محسوب می‌شوند و صدای ملت را به گوش حاکمان می‌رسانند و مردم را در ترسیم سرنوشت خود دخیل می‌دانند. تحکیم استبداد، بی‌عدالتی و نابرابری، فقر و فساد، وابستگی و نبود استقلال و خوداتکایی منجر به تضعیف روحیه مردمی و گسترش نارضایتی در میان اقشار مختلف اجتماعی می‌شد. اتکا به اقدام‌های تسکینی بدون مبنای متقن و متناسب با ویژگی‌ها و اقتضائات بومی از طریق کاربست روش‌های تجویزی نظام‌های غربی همچون اصلاحات ارضی و انقلاب سفید و تشکیل سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی نمی‌توانست در توسعه رفاه و ارتقای شاخص‌های اجتماعی مؤثر باشد و فضای مساعدی برای زیست‌پذیری آحاد جامعه فراهم کند.واکنش رژیم شاهنشاهی به رونق ۱۹۷۳، «جنون خرج‌کردن به چنان حدی که هرگز تجربه نشده بود»، سبب شد تصورات بلندپروازانه و نامعقولی شکل بگیرد که علی‌رغم افزایش تولید ناخالص داخلی، در منابع علمی و اقتصادی از آن تنها به‌عنوان «ثروت اتفاقی» یاد شده و موجب اضمحلال شدید اقتصادی و بی‌ثباتی رژیم و حتی دگرگونی در ساختار و انقلاب شود. رویدادی که گریبان‌گیر کشورهایی دیگر چون نیجریه و ونزوئلا هم شد اما کشور نفت خیزی چون اندونزی علی‌رغم شباهت‌هایی با دیگر کشورهای هم ردیف به عنوان یک استثنا خوانده می‌شود کمترین آسیب را دیده و کشور صنعتی نروژ از آن با درایت گذر کند.عجیب اینجا بود که شاه هرگز حتی امکان ناپایداری ثروت نفتی را تصور نمی‌کرد و روش مدرنیزاسیون (نوسازی) ایران را این‌گونه بنا کرد: سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین، تشویق به رونق مصرف تا طبقات تجاری و تحصیل‌کرده را آرام نگه دارد، نابودی فعالانه شکل‌های سنتی غیرقابل‌کنترل سیاسی زندگی کشاورزی عشایری و دینی، ایجاد ارتش نظامی، تشکیل احزاب سیاسی خودی و ایجاد حکومت پلیسی تا مخالفان خود را سرکوب کند.درحالی‌که بنابر گزارش بانک جهانی صادرات سوخت و منابع معدنی ایران طی سال‌های ۱۹۸۷ - ۱۹۶۰ از ۸۸ درصد به ۹۹ درصد رسیده بود، منابع درآمدی آن ۷/۶۸ درصد غیر مالیاتی بوده و ازاین‌رو کمترین وابستگی به بدنه  جامعه داشت و همین موضوع نظارت‌پذیری، شفافیت و پاسخگویی در برابر مردم را می‌زدود.اثر رونق اقتصادی در قبال بی‌ثباتی سیاسی در ایران دوران پهلوی به‌گونه‌ای است که پس از ونزوئلا با ۲۸۶ درصد افزایش در میانگین رشد، مخارج دولت در سال‌های ۷۵ - ۱۹۷۴ نسبت به میانگین قبل از رونق (۷۳ - ۱۹۷۱) با اثر رونق بالا رتبه اول بی‌ثباتی را به ترتیب در میان کشورهای نیجریه، الجزایر و ونزوئلا داشته است. درحالی‌که اثر رونق در اندونزی پایین و در نروژ متوسط بوده است که در رتبه بی‌ثباتی در جایگاه پایین‌تری نسبت به چهار کشور دیگر قرار داشته‌اند.بنابر اطلاعات صندوق بین‌المللی پول در سال ۱۹۸۸، ثروت اتفاقی سرانه در ایران ۲۰۵۷ و ونزوئلا ۱۹۱۸ در کنار نروژ با ۷۰۰، نیجریه ۴۳۷، الجزایر ۳۵۳ و اندونزی ۱۴۸ است که موید این است که عوامل بیرونی در تغییرات درون‌زا در کشورها مداخله دارند. یعنی اندازه ثروت اتفاقی نفتی صادرکنندگان دارای سرمایه ناکافی و نیز سطح بی‌ثباتی آنها نشان‌دهنده رابطه‌ای بین افزایش ناگهانی در درآمدهای دولت و آشوب‌های سیاسی است و به این استدلال اعتبار می‌بخشد که هر اندازه میزان تغییر بیرونی بیشتر باشد احتمال وجود مشکلات داخلی افزایش می‌یابد.توسعه سخت‌افزاری بدون توجه به توسعه نرم‌افزاری فراهم‌کننده شرایط لازم و کافی برای تمدن‌سازی نبوده و نیست. بی‌اعتنایی به ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی  و مدنظر قرارندادن ارزش‌های ملی و محلی و آموزه‌های مذهبی و اخلاقی و شیفتگی به ظواهر تمدنی مغرب‌زمین نتوانست منجر به ازخودبیگانگی قاطبه مردم شود و به طور پیوسته در هم‌زمانی رونق اقتصاد نفتی منجر به ایجاد شکاف میان دولت و ملت شد و زمینه التهاب را در جامعه فراهم کرد تا امکان فضای باز برای مشارکت و اعمال خواسته‌های مردم در حکومتی که می‌بایست مردم را نمایندگی کند میسر شود اما چاره کار از سوی حکومت پذیرش این مطالبه، اصلاح سیاست‌ها و بازنگری در رویه‌ها نبود و بسیار دیر صدای انقلاب به گوش سران رژیم رسید و به‌جای تعامل و گفت‌وگو، برخورد و رویارویی در دستور کار رژیم قرار گرفت و مداوم بر آتش خشم ملت افزود. «شوک نفتی و «سودای تمدن بزرگ»؛ اشتباه محاسباتی و سیاست‌گذاری معیوب»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ </description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jul 2025 19:20:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ديپلماسی علم و فناوری، راهگشای توسعه علمی</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%AF%D9%8A%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-s1gavscv8iqa</link>
                <description>علم و فناوری به عنوان جريان مستمر و روبه‌جلو در نظام بین‌الملل از قواعد، هنجارها و اصول تعريف شده تبعيت می‌کند و متناسب با بافت و موقعيت، ارزش‌های جهان‌شمول را می‌آفریند و در روند رشد و توسعه نقش بی‌بدیل دارد.سید تقی کمالیزندگی در عصر جديد بدون ارتباطات و مراودات با سامانه‌های بین‌المللی و محلی، مقدور نيست. کيفيت زندگی و رسيدن به سطح بالايی از توسعه‌یافتگی بدون درون‌زا و برون‌گرا بودن تفکر و انديشه محقق نمی‌شود. کشورها در ارتباطات ملی و بین‌المللی خود می‌کوشند در ابعاد و زمینه‌های متنوع، شبکه‌ای از استانداردها، محیط‌ها و مهارت‌ها را پایه‌ریزی کنند. صلاحیت‌ها، امتيازها و شاخص‌ها از رویه‌های مشخص و هدفمند يکپارچه و بین‌المللی تبعيت می‌کنند. برای ترسيم نظام ملی نوآوری، علمی و فناوری بايد به چشم‌انداز آينده و قابلیت‌های کليدی، ساختار، هزینه‌ها، عملکرد و مزيت رقابتی فعلی و آينده توأمان توجه داشت. بر اساس بازنگری و بهبود مستمر است که می‌توان از ظرفیت‌ها و فرصت‌های فراهم شده به‌درستی بهره‌برداری کرد و به نتايج راهبردی دست‌یافت.جامعه اطلاعاتی، شبکه‌ای و دانش‌بنیان عنوان‌هایی است که به جوامع جديد اطلاق می‌شود. متأثر از جهانی‌شدن، ما وارد دنيايی نو با قواعد و الزامات جديد شديم که ارتباطات بین‌المللی به عنوان يکی از خطوط عمل آن مورد تأکید قرار می‌گیرد. مبنای پديداری جامعه اطلاعاتی دگرگونی‌های بنيادی، تغييرات و تحرک‌های علمی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از مجموعه عوامل به‌هم‌پیوسته است. امروزه از اين جامعه به عنوان يک عصر زمانی، پارادايم جديد و رويکرد مهم توسعه‌ای نام برده می‌شود که بر اساس آن، شاهد حرکت جوامع به سمت توسعه‌یافتگی و انسجام و هم‌بستگی ميان بخش‌های مختلف هستيم و تمامی جوامع برای عقب نماندن از روند تحولات جهانی و رفع تهديد، رکود و اضمحلال نياز به اتخاذ رويکردهای علمی و سياستی در این باره دارند. ازجمله اينکه شبکه‌های علمی و تحقيقاتی نقشی محوری در چنين جامعه‌ای ايفا می‌کنند و منجر به شکل‌گیری فرصت‌های جديد می‌شوند و مجموعه‌ای از شبکه‌های اطلاعاتی، ارتباطی، اجتماعی، اقتصادی، شهری و بین‌المللی تسهیل‌گر و پديدارکننده سطوح بالايی از نظم، توسعه و نوآوری هستند.جامعه اطلاعاتی الگوهای جديد اشتراک‌گذاری اطلاعات و منابع را فراهم می‌کند و اثرات اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای را به همراه دارد. دستاوردهای حاصل از اين جامعه منجر به بهبود زندگی مردم می‌شود و تغييرات زيادی را در بخش‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، مديريتی، زيستی، نهادی و حقوقی به دنبال دارد، ازجمله اينکه نظام‌های توليد و کسب‌وکار را متحول کرده و فرصت‌های جديد برای بازار به وجود می‌آورد. همچنين ايجاد اقتصاد يادگيری، مشارکت‌های سياسی و مدنی، تغيير در روندها و برنامه‌های آموزشی، امنيتی، حکومتی و ارزش‌های انسانی و حقوق بشر و رويکردهای نو در امر سلامت، علم و فناوری، اقتصاد و فرهنگ از نتايج حاصل از آن است. اشاعه اطلاعات و تحولات اجتماعی و فرهنگی عصر اطلاعات فرصت‌های بديعی را برای توسعه جوامع خلق می‌کند. اين همه در يک فضای جهانی متأثر از جهانی‌شدن رخ می‌دهد و قاعدتاً بر رويکرد آینده‌اندیشانه و آینده‌پژوهانه استوار است. بدون درک از شرايط و تحولات جهانی نمی‌توان زيست منطقی در عصری جديد داشت که مبتنی بر ضوابط و الزامات نوپديد دموکراتيک، توسعه‌گرا و فراگير است.فناوری جريان، روش و اصول کاربست علم در ابعاد توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع است و ارتباط معناداری با سپهر بین‌المللی متأثر از فضای جهانی‌شدن پيدا کرده است. امروزه ديپلماسی علم و فناوری، مزيت برتری در عرصه رقابت ميان جوامع و سازمان‌های پيشرو است. علم و فناوری به عنوان جريان مستمر و روبه‌جلو در نظام بین‌الملل از قواعد، هنجارها و اصول تعريف شده تبعيت می‌کند و متناسب با بافت و موقعيت، ارزش‌های جهان‌شمول را می‌آفریند و در روند رشد و توسعه نقش بی‌بدیل دارد. سطوح آمادگی برای پذيرش و مراوده علمی ميان کشورها با ميزان توسعه‌یافتگی و حکمرانی خوب ارتباط دارد. همين امر ضرورت بهره‌گیری از ديپلماسی علم و فناوری را ميان کشورها برجسته می‌کند.امروزه ديپلماسی علم و فناوری يک ضرورت بايسته برای جامعه شبکه‌ای است. بر مبنای چنين رهاوردی، همکاری‌ها و مشارکت‌های علمی رونق گرفته، روابط دو و چندجانبه در برنامه‌ها و فعالیت‌های علمی سرآغاز تعاملات وسیع‌تر و گسترش سطح ارتباطات آکادميک می‌شود و از طريق ارتقای سطوح همکاری‌ها و ارتباطات علمی، برگزاری دوره‌های مشترک، ايجاد فرصت‌های علمی و مطالعاتی، حمايت از طرح‌های علم و فناوری، زمینه‌های مراوده برای انتقال فناوری و بهره‌برداری از قابلیت‌ها و استعدادهای بومی مبتنی بر سیاست‌های کلی، نقشه جامع علمی، نظام نوآوری و برنامه‌های توسعه مقدور خواهد شد.عرصه بین‌الملل واجد يک جامعه گسترده علمی است که ظرفیت‌ها و فرصت‌های ارزنده‌ای را پيش روی جوامع قرار می‌دهد. موقعيت ايران پس از برجام منجر به فرصت‌هایی می‌شود که در يک دهه گذشته از آن دريغ شده بود. جلوگيری از منع تحصيل شهروندان ايرانی در رشته‌های خاص، ازجمله اين موارد است. آثار رفع تحریم‌های مالی و اقتصادی مشمول فناوری‌ها نيز می‌شود. تدابيری که در اين حوزه‌ها به کار گرفته می‌شود، زمینه‌ساز ايجاد مشارکت‌های جديد و چندجانبه‌گرایی در تعاملات بین‌المللی علم و فناوری برای گسترش سطوح همکاری‌ها برای بهبود شیوه‌های کاربست و توليد علم و نيل به تجاری‌سازی و حضور در بازارهای بین‌المللی و از سوی ديگر، قابليت بهره‌برداری از موقعیت‌ها و ظرفیت‌های بین‌المللی در ارتقای تجهيزات و امکانات مراکز علمی و فناوری، آزمایشگاه‌ها و منابع را فراهم می‌کند.از سوی ديگر، مبتنی بر ديپلماسی علم و فناوری که ارتباط تنگاتنگی با ديپلماسی به معنای معمول و بر مبنای سياست و روابط بین‌الملل دارد، امکان بهره‌برداری از تسهيلات و حمایت‌های مالی در طرح‌های علم و فناوری از سوی مجامع و بنيادهای بین‌المللی مرتبط و تسهيل در مراوده استاد و دانشجو، پژوهشگران و فعالان علمی ميان دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی موجد شرايط و موقعيتی نو برای تمام بخش‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی کشور می‌شود که نياز به فراست و ابتکار عمل سیاست‌گذاران و مديران دارد.با اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، علاوه بر امکان گسترش صلح‌آمیز علوم و فنون هسته‌ای بنابر ملاحظات علمی و اقتصادی، ارائه تسهيلات اعتباری به بخش‌های نفت، گاز و پتروشيمی، فروش، تأمین، انتقال يا صادرات تجهيزات و فناوری‌های دريانوردی، هوانوردی و خودروسازی و فروش، عرضه، انتقال يا صادرات مستقيم يا غيرمستقيم هرگونه نرم‌افزار ميسر می‌شود که ازجمله نتايج رفع تحریم‌ها است که تا پيش از آن، از سرمایه‌گذاری، شامل مشارکت در سرمایه‌گذاری‌های مشترک، کالاها، خدمات، اطلاعات، فناوری و دانش و کمک‌های فنی مربوط به آن ممانعت می‌شد.در عصر اطلاعات به عنوان موج پنجم علوم و فناوری در سپهر جهانی پس از عصر صنعتی، علوم و فناوری‌های همگرا (NBIC) شامل نانو، بايو، اينفو و کاگنو اهميت مضاعفی یافته‌اند که در کنار کارکرد مهم مجازی‌شدن امور، بايد در توسعه علمی و ديپلماسی علم و فناوری کشور مورد توجه جدی قرار گيرند و بايد به دنبال شبکه‌سازی مؤسسات و مراکز علمی حرکت کرد، در شیوه‌های آموزشی و پژوهشی بازنگری صورت گيرد و مطالعات و پژوهش‌های مشترک بین‌المللی و تبادلات علمی به‌طورجدی در دستور کار باشند. با برچیده‌شدن تحریم‌های هسته‌ای، فراز جديدی پيش روی توسعه علم و فناوری کشور گشوده شده است که در صورت تفکر و تصميم سنجيده، تحرک و اقدام به‌موقع همراه با چابکی و سرعت عمل در نهادهای سیاست‌گذاری، دستگاه‌های اجرایی و نظام علمی و پژوهشی کشور در قالب ديپلماسی علم و فناوری می‌تواند نتايج ارزنده‌ای برای ايرانی مقتدر، توسعه‌یافته و الهام‌بخش به ارمغان آورد. «دیپلماسی علم‌ و فناوری، راهگشای توسعه علمی/ ارزيابی وضعيت علم‌ و فناوری كشور پس از اجرایی‌شدن برجام»؛ سید تقی کمالی، روزنامه شرق: ۱ بهمن ۱۳۹۴</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jul 2025 15:17:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد مقاومتی و اقتضائات جهانی: جهانی‌شدن اقتصاد، فرهنگ و ارتباطات</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-c8o6v5zvb4ip</link>
                <description> باید با برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری و تولید، مدیریت مصرف، واردات و صادرات مبتنی بر مبانی نظری و عملی مشخص (موازنه منطقی اقتصاد مقاومتی با الزامات و اقتضائات جهانی) برای پویاسازی و تحرک‌بخشی به اقتصاد ملی اهتمام ورزید.  سید تقی کمالیدر جهان متحول کنونی به نظر می‌رسد برخی رفتارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به‌گونه‌ای پیش می‌رود که نه تنها کلیت جهانی‌شدن را بلکه جوامع دارای واهمه از آن را در معرض تهدید قرار می‌دهد. پیامدهای تجاری، امنیتی و نظامی و انشعابات ناشی از تضاد منافع ازاین‌دست موارد هستند که روی کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده و آغاز فرایند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) از آن جمله است.جهانی‌شدن با تجارت آغاز و با فناوری توسعه‌یافته است. اینکه مدار ارتباطات بین‌المللی با پیوند و همگرایی جوامع فضای مشترک معنایی و اقلیمی را شکل داده است و پیچیدگی و درهم‌تنیدگی تمامی مسائل و مناسبات جهانی را رقم زده است در این سال‌ها با اما و اگرهای متعددی روبه‌رو است.  زیستن در فضای جهانی الزامات خاص خود را دارد که مبتنی بر الگوی عمل، رفتارها و اصول در تراز جهانی است. وابستگی، پیوستگی و برهم‌کنش امور از ویژگی‌های شاخص جهانی‌شدن است که در آن برنامه‌ریزی ضروری و مبرم است چرا که جهانی‌شدن کلان روندی است که در سپهر پیش روی جوامع قرار دارد، توقف‌پذیر نیست و انفعال در برابر آن قطعاً آثار ناخوشایندی بر جای خواهد گذاشت.جهانی‌شدن زمینه انتقال سرمایه را در جغرافیایی بی‌مرز پدید آورده تا جهانی مسطح برای بهره‌گیری از موقعیت‌ها و امتیازها شکل بگیرد. درعین‌حال که بهره‌گیری از سرمایه‌ها و منافع حاصل از جهانی‌شدن گسترده شده است اما همان‌طور که اشاره شد نمی‌توان بدون برنامه و تدبیر در این فضا بی‌محابا اقدام و عمل کرد. مدیریت و کنترل شرایط در فضای جهانی پر اهمیت است همان‌طور که فرصت‌ها توزیع می‌شود، مخاطرات و چالش‌ها نیز دامن‌گیر همگان خواهد شد. برای رویارویی با شرایط و اقتضائات جهانی از درنگ و محاسبه‌گری گریزی نیست، برخی اقدام‌ها می‌تواند تبعات مهلکی به دنبال داشته باشد. همچون تصمیم‌هایی که امثال بریتانیا و ایالات متحده در نظر دارند. آثار و نتایج جهانی‌شدن، چه مثبت و چه منفی به نسبت یا فراخور تقسیم می‌شود. در  اینجا درایت و هوشمندی در مدیریت جوامع در عصر جهانی‌شدن اهمیت برجسته می‌یابد و نه انزوا، کناره‌گیری و جدایی.خاستگاه جهانی‌شدن که پیشینه آن به سده ۱۶ میلادی به واسطه گسترش تجارت و سپس رشد و تداوم آن در عصر صنعت می‌رسد، امروزه ابعادی وسیع و پردامنه‌ای یافته است. آثار برآمده از جهانی‌شدن در عصر جدید از دهه ۱۹۹۰ بر مدار ارتباطات و اطلاعات پدیدار شده است. حتی اقتصاد و تجارت به عنوان منشأ اولیه جهانی‌شدن نیز متأثر از این مهم شدند. توسعه زیرساخت‌ها و گسترش کاربردها و دسترس‌پذیری به شبکه‌ها، منابع و محتوا بر بستر ارتباطات و مخابرات منجر به رونق‌گرفتن اقتصاد بین‌الملل به واسطه شبکه‌ای و فراملی شدن اقتصاد و جریان تولید و مبادله فراگیر و در نتیجه همگرایی فعالیت‌های اقتصادی و تغییر در نظام بازار شد که خود گویای تحولی شگرف در تجارت جهانی است. شکل‌گیری و گسترش صنایع بزرگ، بنگاه‌های کوچک و متوسط، شرکت‌های نوپا و خوشه‌های کسب‌وکار در تعامل با ذی‌نفعان دایره وسیعی از سازمان‌ها، سندیکاها و گروه‌ها را در خدمت تولید، معرفی و توزیع درمی‌آورند و زنجیره تأمین، تولید و مصرف را فرامرزی (اعم از محلی یا ملی) می‌کنند و می‌توانند مناطق اقتصادی را در ابعاد مختلف به وجود آورند به‌گونه‌ای که تبدیل به مرکز ثقل حوزه‌های تخصصی دانش‌بنیان و فناورانه محور شوند. مشاغل و کسب‌وکارها به دلیل گستره دربرگیری با اقشار متعدد و صنوف متنوعی در ارتباط هستند و بنابر همین ویژگی در یک سازه اقتصادی و اجتماعی قرار می‌گیرند که در آن نهادهای سیاست‌گذاری، علمی، اجرایی، مدنی و مردمی نقش حمایتی در کسب‌وکار را ایفا می‌کنند. در چنین موقعیتی همکاری در عین رقابت توأمان تقویت‌کننده نظام بازار و اقتصاد بخشی و فرابخشی می‌شود و جایگاه صنعت و کسب‌وکار را در مقیاس ملی و بین‌المللی ارتقا می‌بخشد. امروزه اقتصاد در رابطه با علم و فناوری است از همین رو است که اقتصاد دانش‌بنیان در جوامع مورد توجه و تأکید است و صاحبان اقتصاد بنابر میزان دارایی‌های فکری خود می‌توانند با ایده‌پردازی و نوآوری راهکارها و روش‌های نو را ایجاد کرده و محصولات متنوع، جدید، به‌صرفه و سازگار با محیط‌زیست تولید کنند. به همین نسبت اقتصاد در ارتباط با فرهنگ و سبک زندگی است. انسان‌ها از طریق مصرف و کاربرد تولیدات و بهره‌برداری از کالاها و خدمات سبک زندگی خود را که هولوگرام فرهنگی است خلق کرده و بازنمایی می‌کنند. این همه ذیل یک پارادایم قرار می‌گیرد تا بتوان برای آن برنامه و راهبرد عملیاتی اتخاذ کرد و این چیزی نیست جز اقتصادی سازگار با موقعیت ملی و تمدنی که با عنوان اقتصاد مقاومتی معرفی شده است.   تأثیرپذیری و تأثیرگذاری‌های علمی بیناتمدنی ماحصل جهانی‌شدن است. همان‌طور که اشاره شد جهانی‌شدن دوره‌های تاریخی مستمری را طی کرده است تا به امروز رسیده است. به همین تبع نگرش‌ها نسبت به نتایج و دستاوردهای جهانی‌شدن در هر یک از کشورهای مرکز و پیرامون متفاوت است. قبل از تغییرات و رویکردهای اخیر در دنیا همچون برگزیت، برخی منتقدان کشورهای پیرامون و درحال‌توسعه را بازنده جهانی‌شدن در مقایسه با امتیازات وسیع کشورهای مرکز می‌دانستند اما با مسائل جدیدی که در سیاست‌ها و رویکردهای برخی کشورهای مرکز به نظر می‌رسد، تفکر متروپولیتن برای انحصارگرایی دستاوردهای جهانی‌شدن محصور در دسته‌بندی‌های مرکز - پیرامون نمی‌شود. برخی قدرت‌های اقتصادی و سیاسی تمایل چندانی ندارند در موازنه‌ای جهانی سهم مشترکی داشته باشند. امتناع ایالات متحده برای مشارکت در سرمایه‌گذاری و تجارت با اتحادیه اروپا و کشورهای شرقی (لغو توافق‌نامه‌های ترانس آتلانتیک و ترانس پاسیفیک) با فرمان اجرایی رئیس‌جمهور جدید نمونه مشهود آن است. چنین رویه‌های مغرورانه وضعیت آسیب‌زننده‌ای است که در  فضای تعاملی جهان حاضر لطمات بسیاری وارد می‌کند و عمده تأثیر آن هم متوجه خود این کشورها خواهد شد و از سوی دیگر می‌تواند جوامع، سازمان‌های همکاری و بلوک‌های منطقه‌ای را تقویت کند که به نوبه خود موید نظم خودانگیخته‌ای است که هر نظام اقتصادی به فراخور موقعیت و شرایط خود می‌تواند از آن تبعیت کند. بی‌تردید مشارکت و همکاری در سرمایه‌گذاری و تجارت بر سرعت پیشرفت و توسعه جوامع اثرگذار است. تعریف و اجرای نظام‌نامه‌هایی که بتواند موجب ترویج رشد اقتصادی، حمایت از ایجاد و حفظ مشاغل، افزایش نوآوری، بهره‌وری و رقابت و بالابردن استانداردهای زندگی شود خواسته بسیاری از جوامع است. یک اقتصاد پویا در قالب هر نظام و اصول مبنایی با پیکربندی، تعریف و ترسیم مؤلفه‌ها، راهبردها و راهکارهای مناسب می‌کوشد در نهایت به چنین نتایجی دست یابد. اینکه چگونه می‌توان به دستاوردهای تعریف شده نائل آمد بستگی به شناخت و کاربست رهیافت‌ها دارد که برای هر جامعه با جامعه دیگر الزاماً مشابه نیست و اقتصاد مقاومتی نیز به عنوان یک سند به بازیگران اقتصاد و سیاست در نظر و عمل این امکان را می‌دهد تا در شرایط، محدودیت‌ها، الزامات، فرصت‌ها و اقتضائات داخلی و خارجی مناسب‌ترین راهبردها و راهکارها را برای نیل به نتایج مطلوب پیش بگیرند.ارزش‌های جهان‌مدارانه موضوع دیگری است که در مقیاس جهانی اجتناب‌ناپذیر است و این بیشتر از آنکه وابسته به تفکرات غالب و مغلوب باشد برآمده از جوامع انسانی و ارزش‌های جهان‌شمول آن است. «فرهنگ همه چیز» به واسطه گسترش‌یافتگی جهانی نمود عینی‌تری می‌یابد. گروهی در بسط آن و بخشی در مواجهه با آن دغدغه‌مندند. آنچه پروژه خواندن جهانی‌شدن در قالب جهانی‌سازی برای غربی یا آمریکایی شدن مطرح می‌شود در این بخش می‌گنجد. نباید آثار و نتایج جهانی‌شدن را در توانمندسازی و توسعه انسانی و ارتقای کیفیت و رفاه اجتماعی نادیده انگاشت بااین‌حال گسترش فناوری سطوحی از تجدد را متوجه جوامع می‌کند. اینک زمانه‌ای است که محصولات فناورانه در سبد اقتصادی خانوار قرار گرفته است و جریان اطلاعات و فرهنگ جهانی به واسطه آن منتشر شده و در دسترس است. هر چند به واسطه قاعده عرضه و تقاضا است که سرمایه‌داری توسعه می‌یابد و رسانه‌ای شدن جوامع و مصرف فناورانه از این موضوع مجزا نیست. فضای تجارت محدود و محصور نیست و ساحت‌های تولید و مصرف در معیشت عمومی در ارتباط با صنایع و کسب‌وکارهای گوناگون و متنوعی قرار دارد. باید با برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری و تولید، مدیریت مصرف، واردات و صادرات مبتنی بر مبانی نظری و عملی مشخص (موازنه منطقی اقتصاد مقاومتی با الزامات و اقتضائات جهانی) برای پویاسازی و تحرک‌بخشی به اقتصاد ملی اهتمام ورزید. بیان شد که جهانی‌شدن یکی از کلان روندهای آینده است و در دل این کلان روند، روندهای متعددی قرار می‌گیرد که از آن جمله می‌توان به مصرف‌گرایی، افزایش بدهی و  مخاطرات زیست‌محیطی اشاره کرد. منتقدان جهانی‌شدن ضمن اینکه منکر موفقیت‌های متعدد آن نمی‌شوند اما از کاستی‌ها و کمبودها در برخی جوامع مانند کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین گله می‌کنند مبنی بر اینکه سکان‌داران به‌اصطلاح جهانی‌سازی چرا یک نسخه مشخص برای علاج گرفتاری‌های این جوامع صادر و آن را اجرا نمی‌کنند درحالی‌که در جهانی که داعیه برابری دارد همه در ایجاد دگرگونی سهیم هستند و این در حالی است که برخی جوامع خود در تغییر سرنوشت و بهبود زندگی خود نقش‌آفرینی و مسئولیت‌پذیری چندانی عهده‌دار نمی‌شوند. رویه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول طی سالیان گذشته کمک به کشورها برای نقش‌آفرینی سازنده در عرصه بین‌المللی بوده است و هم اینک برخی کشورها به ویژه بلوک شرق برای هم‌افزایی اقتصادی و سیاسی خود با تأسیس اتحادیه‌ها، سازمان‌های همکاری و بانک‌های سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت در این امر می‌کوشند که در کنار جهانی‌شدن، منطقه‌گرایی را تقویت می‌کند. در رهیافت اقتصاد مقاومتی با رویکرد برون‌گرایی و درون‌زا بودن این چالش‌ها قابل مرتفع‌شدن است و می‌توان تعادل مناسبی در ابعاد ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی برقرار کرد.مهم است که بدانیم جهانی‌شدن جریانی طبیعی است و تمامی جوامع، فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بر هم تأثیر گذاشته و از هم تأثیر می‌پذیرند و دلیل آن روح سیالی است که ارزش‌های جامعوی، فرهنگی و تمدنی دارند. غرب یک کلیت همگون نیست، همان‌طور که شرق این‌طور نیست و منتفع شدن از مواهب و امتیازهای جهانی‌شدن نیازمند برخورداری از عقلانیت و برنامه‌های سازنده است تا بتوان در دنیای مبتنی بر دیپلماسی و تعامل از نتایج و رهاوردهای ارتباطات بین‌الملل به نفع توسعه‌یافتگی و گسترش میزان سرمایه‌گذاری و دست‌یافتن به سطوح بالایی از توانمندی و ابتکار عمل بهره‌مند شد. این کاری است که کشورهای با اقتصاد نوظهور در آن تردید ندارند و آن را از برنامه به عمل منتج می‌کنند. برای دستیابی به رهیافت اقتصاد مقاومتی و افزایش توان تولید و اشتغال‌زایی، تأمل و کاربست به هنگام و هوشمندانه آموزه‌های جهانی‌شدن و بهره‌گیری از  فرصت‌های همکاری و مشارکت‌های بین‌المللی با بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ملی تمرکز بر مباحثی که مورد اشاره قرار گرفت کلیدی و ضروری است. «اقتصاد مقاومتی و اقتضائات جهانی: جهانی‌شدن اقتصاد، فرهنگ و ارتباطات»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ </description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jul 2025 19:41:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسانه‌های محلی و اکوسیستم اجتماعی (واکاوی جبهه رسانه‌ای تحریم اقتصادی)</title>
                <link>https://virgool.io/article/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-mndhrz1n2fga</link>
                <description> با اتخاذ تدابیر هوشمندانه باید سیاست‌ها، راهبردها و ترفندهای سیاسی - رسانه‌ای طرف‌های مخاصم را کشف کرد و فرماندهان، راهبران و پیاده‌نظام‌های آنان را شناخت و نباید با غفلت و ناآگاهی زمین‌بازی را به ماشین تبلیغاتی بیگانگان واگذار کرد. سید تقی کمالیبرای آغاز بحث لازم می‌دانم طرح کلی این یادداشت را بیان کنم: می‌کوشم از یک منظر به موضوع نقش رسانه‌های محلی در شرایط حاضر جامعه نگاهی داشته باشم و از سوی دیگر به ویژگی‌های رسانه‌های محلی در جوامع شهری و روستایی پرداخته و در پایان به موقعیت رسانه‌های محلی متأثر از تحولات رسانه‌ای در عصر دیجیتال اشاره کنم.واقعیت این است که سطوح کلان حاکمیتی ما برای سیاست‌گذاری و مدیریت راهبردی رسانه در مناقشات و هجمه‌های رسانه‌ای برنامه و ستاد فرماندهی ندارد. یعنی عملاً با یک تشر از جانب رهبران قدرت‌های جهانی امنیت سیاسی و اجتماعی ما دستخوش تغییر شده، روان و افکار بدنه جامعه پریشان و متزلزل گشته و فضا برای مانور دشمن فراهم می‌شود.وقتی صحبت از «ستاد فرماندهی رسانه‌ای» می‌کنم منظورم این است که در سطح قوای حاکمیتی باید مرجعی برای مدیریت راهبردی و عملیاتی مقابله با جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن طراحی، ایجاد و سازماندهی شده و به اجرای خط‌مشی‌ها و دستورالعمل‌های مشخص بپردازد.متأسفانه در بخش‌های مختلف حکومتی هر نهاد و سازمانی برای خود رویه‌ای پیش گرفته است و نظام رسانه‌ای کشور برای مدیریت شرایط بحرانی دست پاچه شده و هیچ تمهید و برنامه یکپارچه، مشخص و تعریف شده‌ای ندارد.  در شرایطی که کشور زیر آماج هجمه‌های سنگین سازمان‌یافته علیه خود است دولت هم‌زمان با آغاز دور جدید از تحریم‌ها و تشدید مشکلات و چالش‌های اقتصادی حدود دو ماه است که سخنگو ندارد و درست در شرایط نابسامان اجتماعی و اقتصادی سخنگویش کناره‌گیری می‌کند و رئیس‌جمهور نیز با تعلل هنوز اقدام به تعیین و انتصاب سخنگوی جدید نکرده است. این مهم است که بدانیم سخنگوی دولت ریاست شورای اطلاع‌رسانی را هم عهده‌دار است و در هنگامه طرح‌ریزی‌های گسترده رسانه‌ها و اتاق‌های فکر مهاجمان و معاندان عملاً خود را منفعل و خلع سلاح کرده است.دولت در خصوص هجمه‌های رسانه‌ای نه‌تنها راهبردی ندارد بلکه در این بزنگاه سخنگویی نیز ندارد تا بخواهد پاسخگوی نمایندگان افکار عمومی در قبال عملکرد خود بشود. برنامه‌های پیش‌بینی‌شده رسانه‌های مخالف گسترش نارضایتی و اعتراض‌های عمومی، ایجاد و سرایت فضای روانی، شکل‌گیری جریان‌های مخالف و ایجاد و گسترش انشقاق‌ها و تضادهای سیاسی است. به نظرتان در این اوضاع و احوال نبود سخنگو و همچنین مسئول شورای اطلاع‌رسانی دولت برای مدیریت شرایط از چه چیزی حکایت دارد؟ جز اینکه دولت، خود به استقبال تحریم رفته است؟!جالب است که بدانید اتاق‌های فکر جنگ رسانه‌ای و اقتصادی با ایران این سناریو را در قبال فشارهای ناشی از تحریم پیش‌بینی می‌کنند:الف) واکنش‌های خارجی ایران:-         مختل کردن حمل‌ونقل جهانی از طریق تنگه هرمز و باب المندب-         حملات به زیرساخت‌های عمومی و شرکت‌های خصوصی معارض با بهره‌گیری از توانایی‌ها و ظرفیت‌های قدرتمند سایبری-         ازسرگیری دوباره برنامه‌های هسته‌ای ب) اوضاع داخلی ایران:-         شدت‌گرفتن رقابت‌ها و اختلاف‌های سیاسی (تقویت مخالفان رابطه با آمریکا)-         فشار و سختی‌های اقتصادی، شکل‌گیری اعتراض‌ها و تظاهرات داخلی (برای گسترش نارضایتی و تقویت پتانسیل خیزش عمومی) بخش قابل‌توجهی از اقدامات بازدارنده و مقابله با دشمن با اتکا به قدرت نرم و سخت نظامی و سایبری بر عهده نیروهای نظامی است و دشمن بر آن واقف است.تلفیق اختلاف‌های سیاسی و اعتراض‌های مردمی نیز می‌تواند منجر به بهره‌برداری جریان‌های سیاسی از جنبش‌های اجتماعی شده و به تغییر رژیم منتهی شود. مدیریت جریان بازدارندگی این بخش بر عهده کدام یک از ارکان نظام است؟!اداره خردمندانه جامعه و زیست سالم در آن هیچ‌کدام با شعار پیش نمی­رود. در یک نظام دموکراتیک حکومت و مردم در اندیشه و عمل در کنار هم مسئول و متعهد هستند.با اتخاذ تدابیر هوشمندانه باید سیاست‌ها، راهبردها و ترفندهای سیاسی - رسانه‌ای طرف‌های مخاصم را کشف کرد و فرماندهان، راهبران و پیاده‌نظام‌های آنان را شناخت و نباید با غفلت و ناآگاهی زمین‌بازی را به ماشین تبلیغاتی بیگانگان واگذار کرد.رسانه‌ها کارکردهای آموزشی، اطلاع‌رسانی و سرگرمی دارند. شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای و نیز رسانه‌های اجتماعی با کاربست برنامه‌های متعدد بر گسترش وهم و پندارهای غلط برآمده از فضای تهییجی - تبلیغی به‌جای تفکر و تأمل متمرکز شده و در فضای موجود هر چه بیشتر مخاطبان و کاربران را در خلسه فروبرده و ذهن آنان را برای رفتارهای احساسی دست‌کاری می‌کنند.بنابراین چاره کار وجود راهبرد مشخص برای ناکام گذاشتن دسیسه‌های دشمنان است. این مهم تنها با گسترش آگاهی حاصل می‌شود اما امروزه ابزارهای ارتباطی بر مبنای مدیریت رسانه‌ای مهندسی شده با ایجاد حباب اطلاعاتی و پمپاژ غفلت بر ناآگاهی افراد افزوده و توهم دانایی را به وجود می‌آورند. در اینجا است که باید نقش رسانه‌های ملی و محلی بازتعریف شده و خود را برای توسعه اجتماعی و آگاهی‌بخشی عمومی آماده کنند.وقتی از جوامع محلی صحبت می‌کنیم در واقع از مناطق شهری و روستایی سخن می‌گوییم که در برگیرنده طیف متنوعی از افراد هستند که یک اکوسیستم (زیست‌بوم) را تشکیل می‌دهند. این زیست‌بوم نیازها، خواسته‌ها و مطالباتی دارد که از طریق مدیریت محلی تأمین می‌شود. نظام حاکمیتی با ایجاد ادارات گوناگون که سازمان‌های ملی را نمایندگی می‌کنند خدمات‌رسانی به آنان را عهده‌دار است. چنین موقعیتی قطعاً نیاز به تمهیدات متعددی دارد که در قالب سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی تعریف و ترسیم می‌شود.رسانه‌های محلی با فعالیت متمرکز برای پوشش رویدادهای محلی و پرداختن به مسائل محیطی و مرتبط با اقشار مختلف اجتماعی در قلمرو جغرافیایی خود نقش مهمی در ایجاد انسجام اجتماعی بر عهده دارند. اگر یک رسانه محلی بتواند به‌درستی مسائل و چالش‌های موجود را شناسایی کرده و با طرح دقیق آنها به تحلیل، بررسی و واکاوی بپردازد و روحیه مطالبه‌گری و پاسخگویی را میان مردم و مسئولان هدایت کند آنگاه توانسته است رسالت خود را به شایستگی ایفا کند. رسانه‌های محلی انتقال‌دهنده و حافظ میراث‌فرهنگی و هویتی جامعه هدف خود هستند. این رسانه‌ها بیش از هر چیز باید سعی کنند مقهور رسانه‌های ملی و شبکه‌های اجتماعی نشوند و از فرهنگ و هویت خود صیانت کرده و در نشر و بسط آن بکوشند. رسانه‌های اجتماعی و ملی برای اشاعه فرهنگ بومی نیاز به پشتیبانی محتوایی مراجع محلی دارند که رسانه‌ها در کنار مراکز و تشکلاتی چون جامعه مدنی، نهادهای دولتی و مؤسسات فرهنگی و هنری در این راه سهیم و اثرگذار می‌باشند.پاسخگویی درست، به جا و به‌موقع به مخاطبان کلید آرامش و آسودگی جامعه برای حرکت در مسیر توسعه و آبادانی است. همه دغدغه‌های اجتماعی و اقتصادی را نباید رسانه‌های سراسری به دوش بکشند بلکه عمده چالش‌ها در محیط‌های محلی قابل‌حل و گشایش هستند و برای گسترش اطمینان و اعتماد عمومی و افزایش سرمایه‌های اجتماعی باید به رسانه‌های محلی بیش از همیشه توجه کرد.نکته دیگر این است که با دیجیتالی‌شدن امور جایگاه رسانه‌های محلی مورد سؤال قرار می‌گیرد که در این باره باید بگویم توسعه رسانه‌های دیجیتال و دیجیتالی‌شدن امور هیچ تهدیدی برای رسانه‌های محلی به دنبال ندارد بلکه انواع فرمت‌ها و ابزارهای جدید تقویت‌کننده این رسانه‌ها هستند و در راهبردهای رسانه‌ای باید به استفاده از ظرفیت‌های جدید رسانه‌ای توجه ویژه‌ای کرد و از آنها برای برنامه‌ریزی و ارتقای فعالیت‌ها بهره‌برداری شایسته داشت. «رسانه‌های محلی و اکوسیستم اجتماعی (واکاوی جبهه رسانه‌ای تحریم اقتصادی)»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۳ مهر ۱۳۹۷</description>
                <category>سید تقی کمالی</category>
                <author>سید تقی کمالی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jul 2025 23:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>