<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های stringcast</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@stringcast</link>
        <description>پادکستی درباره گوشه های عجیب و غریب علم ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-29 12:55:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10475/avatar/SYE1yO.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>stringcast</title>
            <link>https://virgool.io/@stringcast</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک دروغ بزرگ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-cq2jcsl5cpmd</link>
                <description>تصویر ۱سفر به ماه نتیجه زحمات بیش از ۴۰۰ هزار نفر بود که در نهایت به پاگذاری نیل آرمسترانگ و باز آلدرین به روی سطح ماه ختم شد. فرایندی که بیش از یک دهه به طول انجامید و دو کشور نبرد طولانی و دشواری را برای پیروزی در آن طی کردند. نبردی که شما می‌توانید داستان آن را در سه گانه جنگ‌های فضایی پادکست استرينگ كست گوش کنید!اما تا به امروز، عده‌ای از مردم بر این باورند که این اتفاق چیزی بجز تخیل نیست و آمریکا از همه منابع خود استفاده کرده تا بزرگترین دروغ تاریخ را به باور جهانیان برساند. ولی این داستان از کجا آغاز شد؟ چه کسی برای اولین بار این نظریه را مطرح کرد و مهم تر از هرچیز دیگر، آیا سفر به ماه واقعا رخ داده است؟داستان دروغ آمریکایی با فردی به اسم بیل کیسینگ آغاز شد. کیسینگ یکی از ۴۰۰ هزار نفری بود که خیلی کوتاه در پروژه فضایی ناسا مشارکت داشت. او از مهندسین یکی از شرکت‌هایی بود که ناسا را در طراحی موشک ساترن ۵  یاری می‌کرد. او در سال ۱۹۷۶ بروشورى را  با نام &quot;ما هیچوقت به ماه نرفتیم:‌ کلاه‌برداری ۳۰ میلیاردی آمریکا&quot; منتشر کرد که در آن و با استناد به مدراک به گفته خودش مستدلی ادعا کرد که آمریکا هیچوقت موفق به سفر به ماه نشده و این نظریه تا امروز توسط عده‌ای دنبال می‌شود. حتی جو روگان یکی از بزرگترین پادکستر های جهان تا چند سال پیش از پیروان این نظریه بود و باور داشت که آپولو ۱۱ هیچگاه به ماه نرسیده. هرچند که او امروزه نظر خود را تغییر داده و اعلام کرده که به نظرش فرود به ماه واقعا اتفاق افتاده است!اما بیاید در این نوشته تعدادی از این مدارک مستدل را باهم بررسی کنیم!۱. دوربین روی ماه؟ اولین مسئله‌ای که توجه افراد مشکوک را به خود جلب کرد دوربینی بود که تصویر نیل و باز را به زمین می‌فرستاد. اگر این دو اولین انسان‌هایی بودند که پا به روی ماه گذاشته بودند پس چه کسی دوربین را روی ماه نصب کرده بود؟برای این موضوع دو جواب وجود دارد، تصاویر اولیه از فرود هواپیما توسط دوربینی که بر روی خود سفینه نصب شده بود به زمین فرستاده می‌شد و تصاویر بعدی با کمک دوربینی بود که نیل آرمسترانگ بر روی لباس خود داشت و ماه را از نقطه دید او به تصویر می‌کشید۲. پرچم متحرک؟ در بسیاری از تصاویری که از نصب پرچم بر روی ماه موجود است ما پرچم را در حال حرکت می‌بینیم در حالی که عدم وجود هوا در ماه می‌بایست پرچم را ثابت نگه دارد!تصویر ۲اما اگر کمی دقیق به فیلم‌ها و حتی تصاویر (تصویر ۲) نگاه کنیم میبینیم که پرچم تنها زمانی حرکت میکند که دست نیل یا باز به آن میخورد و بخاطر عدم وجود جریان هوا شکل تغییر یافته خود را حفظ میکند و ثابت می‌ماند!۳. ستاره‌ها کجا هستند؟یکی دیگر از موارد مورد بحث آسمان خیلی سیاه عکس های فضایی بود. اگر این عکس‌ها از ماه آمده‌اند منطقا باید ستاره‌های دیگر نیز در آسمان قابل مشاهده باشند ولی آسمان سیاه خلاف این را به ما نشان می‌دهد.تصویر ۳یکی از نکاتی که در عکاسی فضایی وجود دارد کنتراست شدید فضای روشن و فضای تیره است. بازتاب نور خورشید روی سطح ماه باعث می‌شود تا  نور پس زمینه گرفته شده و در مقابل روشنایی پیش زمینه ستاره‌ها بی رنگ و سیاه به نظر برسند. حتی اگر عکس‌های امروزی که از سیاره‌ها و حتی زمین گرفته می‌شود را نگاه کنید میبینید که در بسیاری از آن‌ها زمین در پس زمینه‌ای سیاه قرار گرفته و هیچ ستاره‌ای در آن دیده نمیشود. (تصویر ۴)تصویر ۴۴. سایه‌های عجیب استدلالی دیگر برای دروغ بودن فرود ماه سایه های عجیبی است که در اکثر تصاویر ارسالی از ماه دیده می‌شود. (تصویر ۵) تصویر ۵توجیه این مورد بسیار آسان است. وجود ناهمواری های فراوان بر روی سطح ماه و نور افقی خورشید باعث می‌شود تا بسیاری از این ناهمواری های کوچک سایه‌های خود را بگیرند و توهم بصری مانند سراب ایجاد شود. برای مثال سایه مربوط به ناهمواری جلوی پای فضانورد در واقع سایه پایه فضاپیما است که از جهتی دیگر نور به آن تابانده شده و ذهن را به این مسیر هدایت کند که این سایه حاصل منابع متفاوت نور در استدیویی بوده که فرود به ماه در آن شبیه سازی شده است.۵. دکور استدیوییاگر به عکس زیر (تصویر ۶) دقت کنیم میبینیم که یک علامت C بزرگ روی سنگ دیده می‌شود. درست مانند حروف و اعدادی که در استدیو‌های سینمایی روی اجسام دکور نوشته میشود تا ترتیب آن‌ها در صحنه حفظ شود.تصویر ۶اما چیزی که درباره این تصویر باید بدانیم این است که حرف C تنها در کپی های این عکس دیده می‌شود و عکس اصلی هیچ اثری از آن وجود ندارد. (تصویر ۷)  تحلیل منطقی پشت این اتفاق این است که احتمالا این مو یا نخ یا شیی است که در هنگام تکثیر عکس در مسیر اسکنر یا نگاتیو قرار گرفته و اثر خود را روی آن به جا گذاشته است. تصویر ۷ولی جدای از این ابهامات و دلایل منطقی رد کردن آن‌ها شواهد فیزیکی محکمی نیز مبنی بر فرود فضانوردان به ماه وجود دارد.جای پای فضانوردان ماهواره مدارگرد شناسایی ماه ناسا برای این طراحی شده تا دور ماه چرخیده، آن‌ را اسکن کرده و نقشه‌ای دقیق از سطح آن تهیه کند. در تصاویر کیفیت بالایی که این ماهواره از سطح ماه فرستاده شما می‌توانید به راحتی رد پای فضانوردانی که روی ماه حرکت کرده‌اند را مشاهده کنید. (تصویر ۸)تصویر ۸سنگی از ماه اما مهم‌ترین مدرک ما برای اثبات واقعی بودن سفر به ماه سنگ ۴۰۰ کیلویی است که مسافرین فضایی با خود از سطح ماه به زمین آورده‌اند. (تصویر ۹)تصویر ۹آمریکا بخش‌هایی از این سنگ را در اختیار ۱۳۵ کشور مختلف قرار داد تا آزمایش کنند و پس از تست‌های فراوان همه کشور‌ها به این نتیجه رسیدند که این سنگ به زمین تعلق نداشته و شرایط تولید آن تنها در ماه امکان پذیر بوده است.و از همه مهم‌تر، عناصر موجود در این سنگ با سنگی که پژوهشگر لونا متعلق به اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۷۰ با خود از ماه به زمین آورد کاملا برابری کرده و یکبار برای همیشه، سفر به ماه را به همگان اثبات می‌کرد!سفر به ماه از جمله اتفاقات تاریخ بشریت بود که تمامی انسان‌ها را جدا از مکان زندگی، جنسیت، نژاد و باور دور یکدیگر جمع کرد تا تجربه‌ای یکسان برای کل بشریت را رغم بزند. تجربه‌ای از افتخار، امید و باور به نسل انسانی. تجربه‌ای از اعتماد به علم، پیشرفت و رشد.چقدر خوب است اگر این دست‌آورد بزرگ علمی و انسانی را با شایعات غیر علمی خراب نکنیم ...منابع:۱۲</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Fri, 27 Sep 2019 13:54:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه انیشتین-زیلارد</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/einstein-letter-xbntau5ompxm</link>
                <description>این نامه که آغارگر رسمی برنامه هسته‌ای آمریکا به شمار می‌رود در آگوست ۱۹۳۹،‌توسط زیلارد نوشته و به امضای آلبرت انیشتین رسید تا از دولت آمریکا درخواست شود برنامه هسته‌ای خود را در جواب به تلاش آلمانی‌ها برای رسیدن به سلاح هسته راه‌اندازی کنند!داستان کامل این نامه، پروژه منهتن و ساخت اولین سلاح اتمی را در پادکست استرینگ کست بشنوید!ترجمه این متن به کوشش محمدرضا طباطبایی و رضا حریریان جوان آماده شده است.از طرف: آلبرت انیشتینبه: روزولت - رییس جمهور ایالات متحدهبتاریخ: دوم آگوست ۱۹۳۹با سلامجناب آقای رئیس‌جمهور،در پی تحقیقات اخیر بوسیله انریکو فرمی و لئو سیلارد که با من از طریق نامه در ارتباط بودند، اینجانب به این نتیجه رسیدم که عنصر اورانیوم ممکن است در آینده‌ای بسیار نزدیک به منبع انرژی مهم و جدیدی تبدیل گردد. در شرایط حساس کنونی، لزوم نظارت و در صورت ضرورت، اقدام سریع از جانب ریاست جمهوری احساس می‌شود. بنده وظیقه خود می‌دانم حقایق و توصیه‌های زیر را به اطلاع شما برسانم:در طول ۴ ماه گذشته (از طریق تحقیقات جولیت در فرانسه و فرمی و سیلارد در آمریکا) امکان ایجاد واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای، که در نتیجه آن حجم بسیار عظیمی از نیرو آزاد و تعداد زیادی عنصر شبیه رادیم تولید می‌شود، ایجاد شده است. در حال حاضر این قطعیت وجود دارد که در آینده‌ای نه چندان دور به این توانایی دست یابیم.این پدیده همچنین میتواند به ساخت بمب منجر گردد، در نتیجه تولید نوع جدیدی از بمب‌های بسیار قدرتمند دور از انتظار نخواهد بود. بمب‌هایی از این دست را می‌توان به وسیله کشتی منتقل کرد؛ و اگر انفجار آن در بندری صورت گیرد، ممکن است باعث نابودی کامل بندر و زمین‌های اطراف آن بشود. با این وجود، چنین بمبی ممکن است بسیار سنگین‌تر از آن باشد که بتوان آن را با هواپیما جابجا کرد.ایالات متحده آمریکا دارای ذخایر محدودی از کانی‌های نسبتاً بی‌کیفیت اورانیوم است. در کشورهای کانادا و چک اسلواکی سابق کانی‌هایی با کیفیت بسیار خوبی موجود است در حالیکه مهمترین منابع اورانیوم در کنگو بلژیک (مستعمره بلژیک) قرار دارد.در رابطه با این مسئله بهتر است ارتباطی دائمی بین ریاست جمهوری و گروهی از فیزیکدانان در آمریکا که در حال تحقیق و پژوهش روی واکنش‌های زنجیره‌ای هستند، برقرار شود. یکی از راه‌های نیل به این مقصود، تعیین شخصی مورد اعتماد و همچنین دارای منسب غیر رسمی به عنوان مسئول پروژه است. مسئولیت وی شامل موارد زیر می‌باشد:الف) برقراری ارتباط با وزارتخانه‌های‌ دولتی، مطلع نگاه داشتن آن‌ها از توسعه‌های آتی، ارائه توصیه‌های لازم برای اقدامات دولتی، داشتن توجه ویژه به مشکل تامین منابع اورانیوم برای ایالات متحده.ب) تسریع آزمایشات عملی، که در حال حاضر در آزمایشگاه‌های دانشگاهی و با بودجه محدود در حال انجام است، با تأمین بودجه، در صورت نیاز، از طریق برقراری ارتباط با اشخاصی که تمایل به همکاری در این هدف دارند یا ایجاد زمینه همکاری با آزمایشگاه‌های صنعتی که تجهیزات لازم را دارا هستند.بنده در جریان هستم که آلمان فروش اورانیوم معادن چک اسلوواکی، که در تصرف آلمان نازی است، را متوقف نموده‌است. ملحق شدن پسر وزیر امور خارجه آلمان، ارنست فون وایتسکر، به انیستیتو قیصر ویلهلم در برلین، که در حال حاضر برخی از پژوهش‌های آمریکایی‌ها بر روی اورانیوم در آنجا دوباره انجام می‌شود، می‌تواند دلیلی بر اقدامات زودهنگامی از این دست باشد.با کمال احترامآلبرت انیشتین</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 15:12:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه سال بعد ...</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-pdkqmzfphvm9</link>
                <description>سه سال پیش در این روزهای زمستانی، ما اولین قسمت پادکست استرینگ کست را منتشر کردیم. قسمتی که کیلومتر ها با هویت فعلی پادکست تفاوت داشت. یک مجله اینترنتی که چهار بخش داشت: اخبار علمی، پرونده، انفجار ذهنی و معرفی کتاب.پس از انتشار این قسمت و با همان شنونده های اندک،‌ ما متوجه شدیم که اپیزود های ۴۰ دقیقه‌ای که چندین بخش جدا دارند و به همه چیز می‌پردازند خیلی طرفدار نداشته و مهم‌تر از آن ... ما انرژی نوشتن چهار بخش مختلف را در هر دوهفته نداریم.همین موضوع ما را به این سمت برد که بخش های قسمت بعدی را بشکنیم و هر کدام رو جداگانه منتشر کنیم! و با همین حرکت، شنونده های ما چند برابر شدند. هرچند که چندین برابر ۱۰ نفر  عدد زیادی نیست ولی در نمودار های ما پیشرفت بالایی بود و همین موضوع برای تغییر قالب پادکست کافی بود!اکنون سه سال از آن روزها می‌گذرد و استرینگ کست ۵۲ داستان علمی تولید کرده و به لطف شنوندگان همیشگی پادکست همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. اما به مناسبت این تاریخ تصمیم گرفتم چند خطی درباره مسیری که پادکست طی کرده و آینده آن بنویسم و گزارشی از روند پادکست منتشر کنم.گذشتهاسترینگ‌کست مدرک این است که ساخت محتوا نیاز به هیچ چیز ندارد. این پادکست زمانی آغاز شد که من و رضا هرکدام در جایی از ایران مشغول تحصیل بودیم، رضا مشغول به کار بود و من مشغول برگزاری اولین تدکس دانشگاه هنر بودم. ما نه تجهیزات داشتیم، نه استدیو، نه پول و نه وقت! تنها چیزی که وجود داشت علاقه برای ساخت محتوا بود.ما مبنا را بر روی دو هفته گذاشتیم چرا که نه آنقدر کوتاه بود که فرصت کارهای دیگر را از ما بگیرد و نه آنقدر بلند بود که همه ما را فراموش کنند. (هرچند که پایبندی ما به این محدوده زمانی خیلی محکم نبود) موضوعات پادکست اکثرا سوال‌هایی بودند که من و رضا در زمان های بیکاری با همدیگر بحث می‌کردیم و قالب پادکست چیزی بود که من همیشه دوست داشتم. موضوعی آموزشی که زیر لایه‌ای از داستان، موسیقی و روایت مخفی شده بود! استرینگ‌کست بدون هیچ سرمایه‌ای با میکروفون گوشی رضا از راه دور ضبط، سپس برای من ایمیل و با کامپیوتر و هدفون های نه چندان حرفه‌ای  ویرایش می‌شد. ما پول سرور نداشتیم پس تا زمان خیلی درازی سرورهای تلگرام برای ما کفایت بود و تنها ابزار اطلاع رسانی ما یک کانال بود که تا ۶ ماه اول زیر ۱۰۰ عضو داشت.حالدر این سه سال ما درباره زمین و زمان گفته‌ایم. از ابعاد اتمی تا کهکشان ها سفر کردیم و از انسان‌ها، حیوانات  و حتی حشرات داستان گفته‌ایم. با کلی انسان خوب آشنا شده و دوستان زیادی را پیدا کرده‌ایم. سرمان کلاه رفته و از وقت و انرژی ما سوء استفاده شد و با هر قسمت، با هر ایمیل و با هر توییت، درباره علم، محتوا، صدا و افراد یاد گرفته‌ایم.استرینگ‌کست هیچوقت درباره مخاطب بالا، اشتراک گسترده و شناخته‌شدن نبود بلکه بهانه‌ای بود که دوستی ما را در زمانی که خیلی دور از هم بودیم نگه داشته و درک ما  از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم افزایش بدهد.این پادکست هنوز برای ما بهانه‌ای برای خندیدن و بازنگری به وقایعی است که جهان ما را دربر گرفته است. استرینگ یک محرک برای تیز نگه داشتن نگاه علمی ما در مقابله با سوال های زندگی است و تلاشی برای تحلیل موضوعاتی است که بجز این، ممکن بود خیلی ساده انگارانه از آن‌ها بگذریم!اما در این چند سال خیلی چیزها تغییر کرده است. استرینگ امروزه بجز من و رضا با ۲۰,۰۰۰ شنونده دیگر نیز به اشتراک گذاشته می‌شود و این مسئولیت ما را چند برابر می‌کند. محتوای نوشته شده باید با دقت بیشتری بررسی شوند، موضوعات انتخابی باید استاندارد های سخت تری را پشت سر بگذارند و کیفیت ارائه شده باید در حدی باشد که احترام وقت و زمانی که این افراد به شنیدن پادکست می‌گذرانند را  حفظ کند.دو سال پیش هر قسمت استرینگ کست شاید ۴ روز وقت ما را می‌گرفت. دو روز برای تحقیق و نگراش و یک روز برای ضبط و یک روز برای میکس. اما امروزه فرایند پادکست به محض انتشار قسمت قبل شروع شده و تا آخرین لحظات قبل از انتشار ادامه می‌یابد. موضوع هر قسمت ده‌ها بار از ایده اولیه فاصله می‌گیرد، متن هر قسمت بارها بازبینی ، هر جمله بارها ضبط و مرور شده و هر ثانیه چندین بار ادیت می‌شود تا در نهایت فایلی قابل انتشار منتشر شود.زمان پادکست نیز به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. میانگین هر قسمت پادکست از ۱۰ دقیقه فصل اول به ۲۲ دقیقه در فصل سوم افزایش پیدا کرده و همین موضوع باعث شده که تا همین لحظه بیش از ۷۵۰ دقیقه محتوای صوتی از سمت ما منتشر شده باشد. یعنی شما اگر برای اولین بار پادکست ما را شروع کنید می‌توانید بیش از ۱۲ ساعت بدون وقفه به قسمت های ما گوش کنید!اما این تمام ماجرا نیست! ما در ابتدای سال پروژه استرینگ‌بوکس را آغاز کردیم تا بخش معرفی کتابی که از ابتدا در نظر داشتیم را ادامه بدهیم. پروژه استرینگ‌بوکس تلاشی بود تا با کمک از صداهای ماندگار کتاب‌های ارزشمند را به شکل صوتی روایت کرده و فرهنگ کتاب‌خوانی را در میان شنوندگان پادکست گسترش دهیم. این پروژه با استقبال بسیار بسیار زیاد مخاطبان ما کار خود را آغاز کرد ولی تلاش برای پیدا کردن، هماهنگی و ضبط خلاصه های افراد سرشناس در شرایطی که یکی از ما ایران نبود و دیگری درگیر کار و تحصیل بود کار بسیار سختی بود و به همین خاطر این پروژه خیلی زود فعالیت خود را به مدت چندین ماه متوقف کرد. اما در ماه گذشته و با حمایت نشریه دانستنیها این پروژه دوباره فعالیت خود را آغاز کرده و مانند استرینگ‌کست کاملا مستقل به تنهایی توسط من و رضا ساخته می‌شود.همانطور که می‌بینید استرینگ از همه جوانب بزرگ شده. نوشتن آن، ضبط کردن، بازاریابی هر قسمت و حتی پاسخ دادن به ایمیل ها هرکدام به یک مسئولیت سنگین تبدیل شده و همچنان ۹۰٪ این کارها توسط ما دونفر انجام می‌شود. و این بدون در نظر گرفتن هزینه‌های نگه‌داری پادکست است که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود.آیندهمن و رضا یک یادداشت آنلاین داریم که رویاهای استرینگ نام دارد و در آن همه اهدافی که برای پادکست داریم نگاشته می‌شود. خیلی از این آرزوها (‌مثل برگزاری یک رویداد زنده، پادکستی درباره کتابخوانی و ...) تیک خورده‌اند ولی بخش زیادی از آن‌ها همچنان باقیست.ما روزهای زیادی را به صحبت با سازمان‌ها، شرکت‌ها و افراد مختلف سپری می‌کنیم تا مسیر‌های پیش روی استرینگ را بررسی و رویاهایی که همچنان تیک نخورده هستند را به واقعیت نزدیک کنیم اما با این وجود این نکته را نمی‌توان نادیده گرفت که وقت ما محدود است. رضا مشغول آماده سازی پروژه نهایی کارشناسی ارشد خود است و من هم مشغول درس و برگزاری یک جشنواره در کشوری غریبه هستم.استرینگ کست  بهانه‌ای است که دوستی ما را در زمانی که خیلی دور از هم هستیم نگه داشته، درک خودمان از جهان را افزایش داده و ما را تا جای ممکن بخنداند؛ ولی این تا زمانی است که وقت و بودجه ما اجازه بدهد.با بالارفتن حجم کار و هزینه‌هایی که تأمین آن برای ما سخت تر و سخت تر می‌شود ما باید مسیر های دیگر را هم ببینیم، هنوز ۸ قسمت دیگر از فصل سوم پادکست باقی مانده و موضوعات این ۸ قسمت جذاب ترین چیزهایی هستند که تا این لحظه نوشته، ضبط و منتشر کردیم ولی بعد از این ۸ قسمت ادامه راه مشخص نیست ... پس چاره‌ای جز انتظار نیست.در هر حال مرسی از شما که از ابتدای راه با ما بودید، مرسی از شما که از میانه راه با ما همراه شدید و مرسی از شمایی که همین امروز با استرینگ‌کست آشنا شدید.ممنون از همه شما که با پیام‌هایتان روزهای ما را می‌سازید، ممنون از شمایی که با نظرات خود ما را به سمت بهبود کیفیت هدایت می‌کنید و ممنون از شمایی که با انتقادات خوب و بموقع خود،  تلنگری از واقعیت هستید!</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Mon, 31 Dec 2018 15:02:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از صفر به یک و برعکس: مشکلات نگهداری یک پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/zero2one-rfvrdti98lye</link>
                <description>روز جهانی پادکست فرصتی مناسب است که درباره ساخت پادکست بنویسیم. بهار پادکست فارسی منجر به ساخت موج جدیدی از محتوای صوتی به زبان فارسی گشته و مدیوم محتوای صوتی و پادکست را کمی عمومی تر از گذشته به مخاطبان معرفی کرده است. پس اکنون که این نوع محتوا به شکلی فراگیر تولید و مصرف می‌شود، وقت آن است که درباره مشکلات آن هم صحبت کنیم. مشکلاتی درباره خود مدیوم، مشکلاتی که سازندگان مسئولش هستند و مشکلاتی که به شنوندگان برمی‌گردد.پس اگر شما هم قصد ساخت پادکستی را دارید و یا تولید کننده این گونه محتوا هستید، لطفا متن زیر را بخوانید و آگاهانه وارد دنیای زیبای پادکست شوید!مشکلات محتواتداوم انتشار:بسیاری از افراد هستند که با ایده‌های جذاب، محتوای خوب و انرژی بالا پادکستی را آغاز می‌کنند و تنها بعد از ۳ قسمت دلسرد شده و آن‌ را رها می‌کنند. دلایل بسیاری می‌تواند این سرخوردگی را توجیه کند. عدم بازخورد مناسب، عدم وجود زمان کافی، عدم وجود موضوعات بیشتر برای ادامه کار و ...فرض کنید شما بعد از صرف انرژی بسیار و با کلی علاقه اپیزود اول پادکست خود را آماده می‌کنید و پس از انتشار و گذشت چند روز می‌بینید شنوندگان آن به ۵۰۰ نفر هم نمی‌رسد. طبیعتا این موضوع باعث دلسرد شدن شما شده و حتی ممکن است پس از تکرار این رویه در قسمت های بعد به ناامیدی و پایان دادن به عمر پادکست کوتاه شما ختم شود.اپیزود اول استرینگ کست در زمان انتشار تنها ۴۸ بار شنیده شد. و شنوندگان سه قسمت بعدی روی هم به ۳۰۰ نفر نمی‌رسید. ۳۰۰ نفری که شاید بخش زیادی از آنها دوستانی بودند که با اصرار ما و برخلاف میل خود پادکست را دانلود کرده بودند. برآورد حدودی ما نشان می‌داد که در پایان فصل اول هر قسمت به طور متوسط شاید ۱۲۰۰ بار شنیده شده بود.ساخت محتوای اپیزودیک، بدون هیچ پشتوانه مارکتینگ و از صفر، فرایندی است که نیازمند صبر ایوب و زمان بسیار است. مخاطب شما را یک شبِ پیدا نمی‌کند و از آن‌ جایی که تنها راه گسترش شما تبلیغات اکتسابی است بسیار طول می‌کشد تا مخاطب شما را به دوستان خود معرفی کرده و راه همواری را برای شما فراهم کند.پس اگر شما یا افراد نزدیک شما قصد دارند پادکستی را شروع کنند، از آن‌ها بخواهید حداقل نقشه‌ راهی از ۵ یا ۱۰ قسمت بعدی به همراه زمان انتشار داشته باشند و تا جای ممکن سعی کنند به این نقشه پایبند بمانند.کیفیت نهاییپادکست خوب نه درباره متن مناسب و مشخص و نه درباره صدای مناسب و بی نقص است. پادکست درباره داستانی است که ما در حال شنیدنش هستیم. پس اگر داستانی دارید که فکر می‌کنید دیگران دوست دارند بشنوند میکروفون برداشته و آن‌ را ضبط کنید.اما این نکته را در نظر بگیرید که اگر می‌خواهید در میان پادکستر های حرفه‌ای رقابت کنید، باید کیفیت محصول نهایی خود را حداقل در سطح استاندارد نگه دارید.  پادکست فارسی امروزه پر از برنامه هایی است که از کیفیت متن، ضبط و ویرایش بسیار بالایی برخوردار هستند پس تا زمانی که این استاندارد ها را برای خود رعایت نکنید نمی‌توانید با آن‌ها رقابت کنید.ولی نکته خوب اینجاست که رعایت این استاندارد ها نه به تجهیزات گران قیمت و نه به افراد حرفه‌ای نیاز دارد. تمرین چندباره قبل از ضبط، استفاده از تکنیک هایی مثل شونه تخم مرغ و جوراب روی میکروفون و همچنین یک نویزگیری نرم‌افزاری می‌تواند کیفیت فایل نهایی شما را به شکل چشم‌گیری افزایش داده و به راحتی شما را به یک بازیکن حرفه‌ای در دنیای پادکست فارسی تبدیل کند.حضور موثر در وبشاید فکر کنید که همه چیزی که برای یک پادکست خوب لازم است یک فید و یک اپیزود جذاب است ولی پخش فایل تولیدی شما به اندازه ساخت آن اهمیت دارد. ایجاد یک حضور موثر در شبکه های مجازی (حتی با دنبال کنندگان محدود)، برقراری ارتباط با دیگر تولید کنندگان پادکست و یا گروه هایی که در حیطه کاری شما فعالیت می کنند و داشتن یک لندینگ پیج اولیه می‌تواند شانس شما برای دیده شدن، معرفی شدن و پیدا شدن را چندین برابر کند. قانون ۶ پله بیکن می‌گوید هر دو انسان در جهان با ۶ واسطه به هم وصل می‌شوند پس با گسترش ارتباطات خود با دیگر پادکست ها، تولید کنندگان مشابه و شنوندگانتان می‌توانید احتمال اتصال خود به شنوندگانی که هنوز موفق به کشف شما نشده‌اند را بیشتر کنید.استرینگ‌کست و ساروس خیلی اتفاقی همدیگر را از طریق یک واسطه کشف کردند و همین همکاری در نهایت منجر به این شد که استرینگ اولین رویداد زنده خود را برگزار نماید و شنوندگان بسیاری را به خانواده خود اضافه کند.  پس ارتباطات خود را گسترش دهید، با شنوندگان خود در ارتباط باشید و نظرات آن‌ها را بشنوید.مشکلات مدیومعدم وجود مدل کسب‌وکار ثابتپادکست سازی فرایندی وقت‌گیر، پیچیده و سخت است. آماده کردن محتوایی که می‌بایست بارها چک شود. ضبط آن به شکل صوتی که ممکن است بارها به دوباره کاری بیانجامد، ویرایش فایل‌های صوتی که جزییات فراوانی داشته و به دقت بالا نیازمند است و درنهایت انتشار و بازاریابی فایل نهایی برای پیدا کردن مخاطب هدفی که محتوا برای آن‌ها آماده شده؛ از معدود قدم‌هایی هستند که زمان زیادی را از سازندگان هر پادکست می‌گیرد. شاید در ابتدا این فرایند با حوصله فراوان انجام بگیرد ولی با گذر زمان (شاید بعد از سه سال) و افزایش مخاطب و نیاز به حفظ استانداردی مشخص برای همه مراحل به یک پروژه سنگین تبدیل می‌شود که انرژی و زمان زیادی را از تولید کنندگان می‌گیرد. علاوه بر این؛ وجود هزینه های نگهداری سرور یا سیستم های بارگزاری محتوا، هزینه مارکتینگ، تجهیزات و ... ساخت پادکست را به فرایندی تبدیل می‌کند که نه تنها انرژی،‌بلکه هزینه زیادی را نیز می‌طلبد. هزینه مادی و معنوی که در نهایت به انتشار یک محصول رایگان می‌انجامد.انتشار این محصول رایگان کاملا ارزشمند است ولی حفظ کیفیت و ادامه آن در طولانی مدت و به این شکل سخت و گاهاً غیر ممکن است. راه حل این مشکل را شاید بتوان در تعریف یک مدل کسب درآمد برای پادکست ها دانست که سازندگان بتوانند با تعریف یک درآمد مشخص برای محصول خود هم هزینه های ساخت را تامین کرده و هم مزد زحمات خود را تا حدی به دست بیاورند. اما متاسفانه پادکست و به خصوص پادکست فارسی در حال حاضر از هیچ مدل استاندارد و پایداری برای درآمد برخوردار نیست. تعداد محدودی از پادکست ها اسپانسر می‌گیرند و تعدادی دیگر (مثل ما) به کمک شنوندگان بسنده می‌کنند در حالی که هیچکدام از این مدل ها قابلیت گسترش نداشته و در بهترین حالت محدود هستند.دریافت اسپانسر موضوعی است که در شاخه بعدی به شکل کامل به آن می‌پردازیم ولی در خلاصه ترین شکل، اسپانسر ها کم هستند، میانگین مخاطب پادکست برای آن‌ها کافی نیست و در بعضی موارد (تجربه چندین‌باره استرینگ)‌ زیر حرف خود زده و پس از دریافت سرویس ناپدید می‌شوند.درباره شاخه دوم می‌شود ساعت‌ها نوشت و حرف زد. پیتر دایامندیس کمک جمعی و یا crowdfunding را آینده جذب سرمایه دانسته و معتقد است که دنیای سرمایه را متحول می‌کند. و شاید تا حدی حق با او باشد. پروژه های بسیاری در kickstarter و یا pateron راه افتاده و هزینه خود را به شکل کامل تامین کرده‌اند اما بومی سازی این فرهنگ در ایران با شکست همراه بوده است.بحران واحد مالی، عدم تقارن هزینه ها با واحد ریالی و همچنین عدم وجود زیرساخت پرداخت اشتراکی و یا subscription همه کمک کرده‌اند تا مدل کمک جمعی در اکثر پروژه های ایرانی با موفقیت همراه نبوده باشند.سال پیش استرینگ فراخوانی برای جذب سرمایه فصل سوم به راه انداخت و با کمک مخاطبان موفق شد نزدیک به ۳ میلیون تومان کمک جمع کند. در حالی که تنها هزینه های بارگزاری محتوا در دو سایت ساندکلاد و بلوبری به مدت یک سال برابر با 244 دلار می‌باشد که با نرخ فعلی دلار مبلغی نزدیک به ۴ میلیون تومان می‌شود. مونوپولی و محدودیت مخاطببازار پادکست‌های انگلیسی زبان پر از موضوعات متفاوت، برنامه های مختلف و مخاطبین گسترده است که هرکدام با توجه به سلیقه خود پادکست هایی که به بهترین نحو پاسخگوی نیازشان هستند را انتخاب و به آن گوش می‌دهند. در این حالت اسپانسر ها با توجه به مخاطب مورد هدف، پروفایل مخاطبین خود و همچنین موضوعات مد نظر تعدادی پادکست را انتخاب و از آن‌ها حمایت می‌کنند. این در حالی است که بازار پادکست فارسی بسیار کوچک و مخاطبین آن بسیار بسیار محدود است. در این حالت یک اسپانسر می‌تواند تنها با انتخاب یک یا دو پادکست پرطرفدار و انتشار تبلیغ در آن‌ها کل مخاطبین را پوشش داده و نیاز خود را برآورده سازد. در این مدل کوچک و نیچ، مدل تبلیغی همیشه بالای خط بوده و نیاز به تبلیغات زیر خطی و هدفمند تر بوجود نمی‌آید.اما علت این مشکل نه به گردن اسپانسرها است، نه پادکست ها و نه مخاطبان پس جستجو برای یافتن راه حل نیز شاید کاری بیهوده باشد.شاید ساخت پادکست های متنوع دایره موضوعی را گسترش داده و مخاطبان را افزایش دهد. شاید گسترش مخاطبان پادکست در آینده‌ای نزدیک باعث شود تا تبلیغات هدفمند به پادکست‌های مختلف اضافه شود و شاید همه این‌ها به عمومی سازی درآمدزایی در پادکست‌های فارسی ختم شوند. ولی تا آن زمان باید ایستاد و منتظر ماند.پیشنهاداتی برای شنوندگانپادکست‌ها را معرفی کنید:پادکست سازان وقت خود را می‌گذارند و از جیب خود هزینه می‌کنند تا محتوایی خوب را به دست شما برسانند. اکثر تولید کنندگان پادکست بودجه کافی برای تبلیغات را ندارند پس تبلیغات اکتسابی تنها گزینه برای آن‌ها می‌باشد.اگر پادکستی را گوش می‌کنید و دوستش دارید آن‌ را به دوستان خود معرفی کنید. قسمت مورد علاقه خود را برای آن‌ها بفرستید و یا آن را برایشان پخش کنید. اگر شاغل هستید آن را به همکاران خود بدهید، اگر همایش دارید قسمت‌های آن را به شرکت‌کنندگان هدیه بدهید و اگر دسترسی به پلتفورم و مخاطبین خاص خود را دارید پادکست را به آن‌ها پیشنهاد دهید.پادکست‌ها را امتیاز دهید:امتیاز هرپادکست مثل کارنامه اعمال آن می‌باشد و جزو معدود مواردی است که می‌تواند انرژی لازم را به تولید کنندگان محتوا برگرداند و خستگی را تن آن‌ها بیرون آورد. امتیاز دادن بسیار ساده است، به آیتیونز و یا جایی که پادکست گوش می کنید رفته و در آنجا به پادکست مورد علاقه خود امتیاز بدهید. این امتیاز نه تنها باعث خوشحالی سازندگان محتوا می‌شود بلکه شانس دیده شدن آن‌ها را بیشتر می‌کند.در صورت توان، از پادکست‌ها حمایت کنید:پادکست‌ها رایگان هستند و گوش دادن آن‌ها بدون پرداخت هزینه حق همه است. اما اگر شما توانایی این را دارید که از پادکست ها حمایت مالی کنید دست به کار شوید و به آن‌ها کمک کنید. پادکست رایگان است ولی تولید پادکست رایگان نیست. پس حمایت شما - در هر میزان - می‌تواند تولید کنندگان را در ساخت محتوا یاری دهد.حرف آخرسه سال از انتشار استرینگ گذشته و مخاطب پادکست فارسی بسیار گسترده شده و محتوای تولیدی افزایش چشمگیری داشته است؛ اما مشکلات گذشته همچنان پا برجاست و تولید کنندگان و شنوندگان را به یک اندازه آزار می‌دهد. پس اگر دراین بازار فعالیت می‌کنید و یا قصد دارید بزودی وارد آن شوید، آهسته و هوشیار برانید!شاهین</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Mon, 01 Oct 2018 22:29:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش اولین اجرای زنده استرینگ‌کست</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/stringlive-tcvzvugdvkfl</link>
                <description>دیوار پساحقیقتبه دنیای پساحقیقت خوش آمدید!اگر از طرفداران پروپاقرص پادکست های فارسی زبان باشید، پس از اجرای زنده‌ی پادکست معروف «چَنل بی» در فروردین ماه امسال، این دومین اجرای زنده‌ی امسال است که با همکاری تیم استرینگ‌کست و تیم ترویج علم ساروس در مقابل مخاطبان این پادکست و بصورت زنده اجرا و برگزار شد. موضوع انتخابی برای اجرای زنده «پساحقیقت» بود؛ واژه‌ای که در سال 2016 توسط دیکشنری نامدار آکسفورد به عنوان لغت سال برگزیده شد این کلمه در واقع صفتی است که موقعیتی را توصیف می‌کند که در آن «حقایق عینی تاثیر کمتری از حرف‌های تحریک‌کننده و احساسی دارند». همین موضوع آنها را به پا داشت تا در مورد بزرگترین چالش انسان‌های عصر حاضر، نوع برخورد با خبرها و شناخت آنها، چالشی که نهادهای علمی-اجتماعی مسئولیت رفع آن را بر عهده گرفته‌اند و در تلاش هستند با شفاف‌سازی و آگاه‌سازی، در مقابل گسترش شایعات و خبرهای دروغ ایستادگی کنند، اجرا داشته باشند.در عصر روز پنج‌شنبه به ساعت 04:04:04 رضا حریریان، راوی استرینگ‌کست به آرامی بر روی سن رفت تا اپیزود جدیدی از استرینگ‌کست را روایت کند؛ اپیزودی متفاوت که ترکیبی از صدا و تصویر بود و مخاطبین در کنار شنیدن روایت این قسمت، می‌توانستند به شکل تصویری ویدئوها و تصاویر مکمل داستان را نیز مشاهده کنند. داستان، کلیات بسیار دقیقی از «Fake News» را به مخاطبان روایت کرد، کلیاتی شامل روند شکل‌گیری این مفهوم، رویدادهای مهم و تاثیرگذار در رابطه با این موضوع، و آینده‌هایی که کارشناسان برای آن متصور می‌شوند شاهین جوادی‌نژاد نیز در پاره‌ای از لحظات روی صحنه حضور پیدا می‌کرد تا بخش‌هایی از داستان این قسمت را برای مخاطب باز کند. از آنجایی که قرار است موضوع این اجرا در قالب یک اپیزود مجزا منتشر شود، در طول روزهای آتی از طریق شبکه‌های اجتماعی استرینگ‌کست و مراجع دانلود پادکست و فایل صوتی در دسترس خواهد بود. پس از برگزاری اجرای زنده و استراحت شرکت‌کنندگان، پنل گفت‌و‌گو با حضور آرش برهمند؛ کارشناس تکنولوژی، جادی میرمیرانی؛ کارشناس تکنولوژی و مسائل اجتماعی، مسعود زمانی؛ آینده پژوه و به میزبانی سیاوش صفاریان‌پور؛ برنامه‌ساز علمی و کارشناس رسانه برگزار شد. هدف از برگزاری این پنل بررسی تاثیرات «Fake News» از جهات مختلف بود و تلاش شد که در کنار جواب دادن به سوالات مخاطبین، در نهایت راهکارهای جامعی برای مقابله با اخبار کذب بدست آید. و ببینند که چه چیزی باعث می‌شود این نوع اخبار بسیار فراگیر شده و به اصطلاح Viral شوند.پنل پساحقیقت با حضور آرش برهمند، جادی میرمیرانی، مسعود زمانی و سیاوش صفاریان‌پورهمچنین در طی برنامه تست آنلاینی اجرا شد که شروع آن یک هفته پیش از آغاز رویداد با هشتگی به نام #شنیدم در شبکه‌های اجتماعی تیم ساروس و استرینگ‌کست کلید خورد. مهمترین ویژگی این هشتگ تعامل با مخاطبان و عموم بود و از آنها دعوت شد با نظرات خود در روند روایت پادکست همکاری کنند.کمی درباره برگزارکنندگان و حامیان«تیم ترویج علم ساروس» مسئولیت برگزاری این رویداد را بر عهده داشت. این تیم که متشکل از جوانان علاقه‌مند به ترویج علم از سراسر کشور است، فعالیت خود را از سال 93 و با انتشار رایگان ماهنامه الکترونیکی نجومی ساروس آغاز کرده و درکنار آن با اجرای رویدادهای مختلف علمی، در جهت ترویج علم و تفکر علمی در جامعه قدم برمی‌دارد. تیم ساروس در تلاش است با تمرکز به رویدادهای مختلف فرهنگی-هنری و ترکیب آنها با علم، تاثیرگذاری بیشتری روی عموم مردم داشته باشد و بتواند مطالعه‌ی علمی را در سبد مصرفی خانواده‌ها قرار دهد. تیم ساروس در دی‌ماه سال 95 از طرف هیئت داوران اولین دوره از جایزه‌ی ترویج علم چراغ به عنوان «مروج علم سال» انتخاب شد. در آبان‌ماه سال 9۶ نیز توانست در اولین حضور خود در نمایشگاه مطبوعات، به عنوان غرفه‌ی فعال این نمایشگاه انتخاب شود.تیم برگزار کننده اولین اجرای زنده استرینگ‌کستاین رویداد با همکاری کانون نجوم دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اجرای رویداد و همچنین فضای کار مشترک زاویه و کارخانه نوآوری به سرانجام رسید*نویسنده: سعید جعفری | تیم ترویج علم ساروس</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Sun, 09 Sep 2018 17:51:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیروهای بنیادی (۱): نقش داستان در محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/1story-pavwultwsfiq</link>
                <description>برای ما، استرینگ کست همیشه ترکیبی از سه عنصر اصلی بوده است: داستان خوب، زیرساخت علمی و موسیقی مکمل. در این مجموعه نوشته ها، ما قصد داریم درباره این سه نیروی بنیادی که محتوای سه سال فعالیت ما را جهت داده است صحبت کنیم و برداشت خود از آن‌ها را شرح بدهیم. در ساخت هر محتوایی، داستان مهم‌ترین چیزی است که وجود دارد. مهم نیست که شما می خواهید یک فیلم سینمایی بسازید، یک سریال درست کنید، یک پادکست ضبط کنید و یا حتی یک کلیپ تبلیغاتی کارگردانی کنید. داستان درست تفاوت بین محتوای خوب و محتوای بد است.شاید با خود فکر کنید تعریف داستان برای خیلی از موضوعات غیرممکن باشد. شاید بگویید وجود ژانر غیر-روایی جوابیست به موضوعاتی که روایت براشون امکان پذیر نبوده، اما همه این ها غلط است. داستان لزوما نباید رشته‌ای از اتفاقات در هم تنیده با شخصیت های پیچیده و فضاسازی های خیلی خاص باشد. برای مثلا به  متن زیر توجه کنید:آقای تیموتی روباتم دوست داشت مکان های مختلف رو بررسی کنه و باکتری هایی که هرجا زندگی می‌کنند رو ببینه. اما او روزی یه باکتری خیلی بزرگ دید که برخلاف بقیه باکتری ها اصلا رشد نمیکرد. آقای روباتم که به اندازه کافی بودجه نداشت باکتری رو به یکی از دوستاش فرستاد. لاسکو با بررسی بیشتر حدس زد که این باکتری ممکنه اصن باکتری نباشه و یک ویروس باشه. پس اونو در یک موجود زنده گذاشت و با کمال تعجب دید که اون باکتری زنده شد. پس مطمئن شد که این باکتری یه ویروسه! و به این شکل اولین ابر ویروس جهان کشف شد. فصل دوم: قسمت اول - ماماویروسمتنی که خواندید صرفا روایت یک سری اتفاقات بود ولی بخاطر نحوه روایتش مغز شما بلافاصه آن را به عنوان یک داستان تشخیص می‌دهد و چندین برابر بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کند. در سال ۲۰۱۰ راب والکر حدود ۲۰۰ شی مختلف رو خیلی ارزون و با مجموع ۱۲۹ دلار  از سایت ebay خرید و از ۲۰۰ نویسنده خواست برای هر شی یک داستان تعریف کنند. او سپس اشیاء را با داستان هایشان در سایت بارگذاری کرد و توانست مجموع ۲۰۰ شی را اینبار با قیمت ۸۰۰۰ دلار بفروشد. داستان خوب نه تنها مخاطب را درگیر می‌کند بلکه آن‌ها را به محتوای شما وابسته می‌کند. شاید دیالوگ زیر از سریال Community به بهترین نحو این ماجرا را شرح بدهد.... به همین دلیل من میتونم این مدادو بردارم و بگم اسمش «استیو»ئه و بعد ...*مداد را میشکند*... و یه قسمتی از درون شما میمیره !فصل اول: قسمت اولمغز ما و داستانچه چیزی در پشت این پدیده نهفته است ؟ چرا ذهن ما اینقدر خوب با داستان ارتباط برقرار می‌کند ؟ یوری هاسون در پژوهشی شرکت کنندگان را در دستگاه fmri قرارداده و برای آن‌ها داستان های مختلف را پخش می‌کرد. اولین مکان حضور یک داستان در قشر شنوایی است که شنیده های ما را تحلیل می‌کند. دکتر هاسون مشاهده کرد که هنگام شنیدن یک داستان امواج این منطقه از مغز برای همه شرکت کنندگان یکسان شده و این توازن سپس به همه مغز منتقل می‌شود. گویی مغز این افراد در یک نظم خاص غوطه‌ور شده و  با داستان یکی می‌شود.دکتر هاسون می‌خواست علت این یکنواختی امواج را بررسی کند. منطقا علت این یکنواختی یا در خود صدا و یا در محتوای آن بود؛ پس او صدای داستان را معکوس و آن را دوباره برای شرکت‌کنندگان پخش کرد. به شکلی که شرکت کنندگان چیزی بجز نویز های بی معنی یکسان نمی‌شنیدند.  اینبار یکنواختی امواج مغزی به قشر شنوایی محدود شد و از آن فراتر نرفت. او سپس مجموعه از کلمه های بی ربط از همان داستان را کنار هم قرار داده و آن را برای شرکت کنندگان پخش کرد به شکلی که کلمات به تنهایی معنا داشتند ولی در کنار هم هیچ مفهومی را نمی‌ساختند. در این ترکیب، امواج مغزی تا محدوده زبانی مغز (جایی که یادگیری زبان به آن نسبت داده می‌شود) پیشروی داشت ولی دوباره در آن گیر می‌کرد. گویی مغز انسان از حدی بیشتر نمی‌توانست با کلمات ارتباط برقرار کند. اما همین کلمات هنگامی که یک داستان را تشکیل می‌دهند تمامی مغز با آن درگیر شده و امواج کل آن در نظم فرو رفته و با امواج دیگر کسانی که همان داستان را گوش می دهند یکسان می‌شود.پس داستان به معنای واقعی کلمه، چیزی است که انسان ها را به همدیگر متصل می‌کند.اما چگونه می‌توان یک داستان خوب را روایت کرد ؟ چگونه می‌توان دیگران را در روایت خودمان درگیر کنیم و با محتوایی که ساختیم روی افراد تاثیر بگذاریم ؟ساختار یک داستان داستان گویی هیچ فرمول پیچیده ای ندارد. هر داستان از یک روتین عادی شروع شده و با یک حادثه، جهان داستان به هم می ریزد. حادثه روال اتفاقات را تغییر می‌دهد و نیازمند اعمال جدید است تا اینکه در نهایت این اعمال جدید به نتیجه می‌رسند و از درون این اعمال یک روتین عادی جدید آغاز می‌شود. روتین جدیدی که پایان داستان ما را می‌سازد.روتین عادیحادثهعمل جدید ۱عمل جدید ۲...نتیجه‌گیریروتین جدیدبیاید یکبار دیگر داستانی که در ابتدا گفتیم را بررسی کنیم.آقای تیموتی روباتم دوست داشت مکان های مختلف رو بررسی کنه و باکتری هایی که هرجا زندگی می‌کنند رو ببینه (روتین عادی) اما اون یکروز یه باکتری خیلی بزرگ دید که برخلاف بقیه باکتری ها اصلا رشد نمیکرد.(حادثه) آقای روباتم که به اندازه کافی بودجه نداشت باکتری رو به یکی از دوستاش فرستاد. (عمل جدید) لاسکو با بررسی بیشتر حدس زد که این باکتری ممکنه اصن باکتری نباشه و یک ویروس باشه.(عمل جدید) پس اونو در یک موجود زنده گذاشت و با کمال تعجب دید که اون باکتری زنده شد.(عمل جدید) پس مطمئن شد که این باکتری یه ویروسه! و به این شکل اولین ابر ویروس جهان کشف شد. (روتین جدید)زمان بعدی که شما داستانی را برای کسی تعریف می‌کنید به این مسیر دقت کنید و ببینید که هر اتفاق، هر رخداد و هر واقعه  از همین الگو پیروی می‌کند. و همانطور که در پژوهش آقای هاسون دیدیم این الگو مغز ما را بلافاصه در حالتی ایده‌آل قرار می‌دهد. حالتی که باعث می‌شود مخاطب از داستان شما لذت برده و شما را دنبال کند.این موضوع حتی در رخدادهای غیرروایی هم دیده می‌شود. هر کشف علمی قهرمانی دارد که الگو های قدیمی را شکسته، هر رخداد سیاسی مردمی را دارد که روتین گذشته را با حادثه تغییر داده‌اند و در نهایت هر سفر، بازیگری داره که الگوی قهرمان جوزف کمبل را طی کرده تا جهانی جدیدی را خلق کند.شما هم حادثه داستان خود را پیدا ، قهرمان سفر را مشخص  و سپس داستان خود را به کاری که می‌کنید تزریق کنید. چه یک سخنرانی باشد، یک حرکت اجتماعی، یک فیلم سینمایی، یک کلیپ تبلیغاتی و یا ... یک پادکست.منابع بیشتر:داستان - رابرت مک‌کیدرباره نوشتن - استیون کینگقهرمانی با هزاران چهره - جوزف کمبلسخنرانی یوری هاسون در تد</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jul 2018 19:45:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کامل استرینگ‌کست : فصل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/season1-al6h6gyz4dhp</link>
                <description>سیاره اول: زمینقسمت اولآیا کریسپر جواب تمام پرسش‌های بشریت است ؟ آیا وجود بابانوئل از طریق فیزیک قابل توجیه است ؟  و آیا هشت‌پا ها واقعا از انسان ها باهوش تر هستند؟ همه این ها و بیشتر در قسمت اول پادکست ...آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت دوم:‌ آیا بابانوئل واقعی است ؟آیا وجود بابانوئل با قوانین فیزیک همخوانی دارد ؟ما تمام اعداد و ارقامو بررسی کردیم و نتیجه رو در این قسمت براتون میگیم.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت سوم: روح اختاپوسچه چیزی ۸پا هارو به یکی از اسرارآمیز ترین موجودات دریایی تبدیل کرده ؟ و آیا این حقیقت داره که ۸پا ها میتونن از انسان ها باهوش تر باشن ؟ در این قسمت ما کتاب &quot;روح یک اختاپوس&quot; رو براتون معرفی میکنیم.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت چهارم: کریسپرچند ساله که پدیده ای به نام کریسپر جنجالی در دنیای ژنتیک به پا کرده. خیلی ها اونو راه حل تمام مشکلات انسان و عده ای دیگه اونو تهدیدی برای ادامه حیات بشر میدونن. در این قسمت ما هرچیزی که درباره این موضوع باید بدونید رو براتون شرح دادیم.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت پنجم:‌ سیاه‌چاله‌ای در جیب شمافرض کنید دارین توی کوچه راه میرین. هدفونتون تو گوشتونه،‌ دارین آهنگ گوش میدین و همه چی رو به راهه.  ناگهان … یدونه سیاه‌چاله توی جیبتون ظاهر میشه !! الان دقیقا چه اتفاقی براتون میفته ؟آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت ششم: سال چیست ؟سال یعنی چی ؟! و مهم تر از اون، یک سال یعنی چی ؟!از نوماپامپلیوس تا سزار و از پاپ گِرِگوری تا سال تحویل خودمون. تاریخچه گاه‌شماری و تقویم یک داستان عجیب و پر پیچ و خم با قدمتی به اندازه قدمت خود انسان هستش. ما هم در آخرین قسمت استرینگ کست در سال ۹۴ سعی می‌کنیم تا مفهوم سال و شیوه سنجش اونو با استفاده از ستاره ها، ماه و خورشید بررسی کنیم و علمی ترین روش تشخیص سالو پیدا کنیم.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت هفتم: موجودات فضایی کجا هستند ؟آیا ما در این جهان تنها هستیم ؟ یا موجودات دیگه ای هم در کهکشان ها وجود دارن ؟ و اگه وجود دارن پس کجا هستن ؟اینا همه سوالایی هستن که ذهن بشرو مدت هاست مشغول کردن. و خب ما در این قسمت خیلی ناعادلانه شواهد رو بررسی میکنیم و سعی میکنیم این بحثو یکبار برای همیشه ببندیم !آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت هشتم:‌ بحران آنتی‌بیوتیککمتر از ۱۵۰ سال پیش،‌انسان در جهانی زندگی می‌کرد که یک بریدگی کاغذ می‌تونست جونشو بگیره و باعث مرگش بشه ! تا اینکه دارویی جادویی با نام پنی‌سیلین کشف شد و دنیای پزشکی رو متحول کرد ...اما الان ۸۸ سال از این کشف میگذره و با مقاوم شدن باکتری ها در برابر این داروها خطر بازگشت به دوران قبل از پنی‌سیلین انسانو تهدید میکنه! بنظر میاد الان دیگه وقتشه که بحران آنتی-‌بیوتیک ها رو جدی بگیریم!آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت نهم: بتمن واقعیهمه شما با این ابرقهرمان آشنایی دارین. قهرمانی که با نمایه خفاش در تاریکی به نبرد با بدی میپردازه. حتی شاید خیلی ها آرزو داشته باشن تا به این ابر قهرمان تبدیل بشن و مثل اون جهانو نجات بدنخب، در این قسمت ما می‌خوایم فردی رو به شما معرفی کنیم که میشه اونو به معنای واقعی &quot;مرد خفاشی&quot; دونست. آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت دهم: جاودانگی ابدیانسان همانند همه موجودات دیگه از یک تاریخ انقضاء برخورداره، یک لحظه شمار که از لحظه بدنیا اومدن کار خودشو آغاز می‌کنه و شروع به کم شدن میکنه. عددی که شاید در دهه های اول زندگی خیلی مهم نباشه، ولی با بالارفتن سن خودش و تاثیراتش برای ما زیاد میشه. حیوانات دیگه بدون هیچ اطلاعی از فانی بودن، زندگی خودشون رو سپری میکنن و احتمالا در آرامش جون میدن.اما انسان نه !!انسان از تمامی ابزار های دردست خودش استفاده کرده تا فرآیند گذر سن و به‌اصطلاح پیر شدن رو بدون توجه به عاقبت خیر یا شیر اون به تاخیر بندازه و تا جای امکان متوقف کنه. و ما در این قسمت میخوایم که یکی از این دست‌آورد هارو براتون توضیح بدیم !! دست‌آوردی که با یک کرم، بچه های درس نخون و یک سری سلول گشاد ارتباط مستقیم داره. پس با ما همراه باشید.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت یازدهم: بیگ بنگ (۱)بیگ بنگ؛ قدیمی‌ترین رخداد ثبت شده در تاریخ جهان. نقطه‌ای که همه چیز از اونجا آغاز شد. داستان بیگ بنگ داستان عجیبیه و در این قسمت ما میخوایم از شما دعوت کنیم تا با ما در یک سفر هیجان انگیز به سمت کشف یکی از بزرگترین نظریات تاریخ همراه شوید. سفری که از دو تا دوست دانشمند و یک نویز گوش خراش شروع میشه...آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت دوازدهم: بیگ بنگ (۲)پیشرفت علم،  شناخت خیلی زیادی از بیگ بنگ در اختیار ما قرار داده. شناختی که تقریبا مثل یک گزارش لحظه به لحظه از تولد جهان هستش. اما چطور این همه چیز از هیچ شروع شده ؟ خب ... برای درک این موضوع باید ساعتو خیلی عقب ببریم ! به اولین لحظه از تاریخ ثبت شده جهان.به ابتدای بیگ بنگ ...آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت سیزدهم: بیگ بنگ (۳)درباره وضعیت جهان قبل از لحظه بیگ بنگ نظریه های زیادی وجود داره و با این که هیچکدومشون به طور قطعی تایید نشدن، این نظریه ها دروازه هایی هستن به گذشته و حتی آینده های احتمالی جهان. و سرنوشتی که در انتظار ما انسان ها هستش …آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت چهاردهم: دگردیسیفرایند تبدیل کرم ابریشم به پروانه با وجود سادگی ظاهریش همیشه یکی از عجیب ترین و اسرار آمیز ترین رخداد های جهان ما بوده. چطور یک کرم که هیچگونه شباهتی به پروانه نداره با ۲ هفته مخفی شدن در یک پیله تغییر شکل میده و به یک پروانه تبدیل میشه ؟خب این سوالیه که ۴۰۰ سال ذهن انسانو به خودش مشغول کرده. ولی به لطف تکنولوژی مدرن ما میتونیم یکبار برای همیشه جواب این معمای طبیعت رو پیدا کنیم.آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت پانزدهم: داستان عادت‌هاآیا انسانی که قدرت ثبت حافظه را از دست داده همچنان می‌تواند عادت های جدید برای خودش ایجاد کند ؟ چه تفاوتی میان کارها و عادت های روزانه ما وجود دارد ؟ و آیا این تفاوت، قدرت اختیار در انسان‌ها را زیر سوال می‌برد ؟ همه این ماجراها در یکروز پاییزی و با بیماری فردی سالخورده به نام E.P آغاز شد …آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت شانزدهم: ژنوم (۱)امروز ميخوايم درباره يك مولكول باهاتون صحبت كنيم. یک مولکول جادویی و خارق‌العاده.مولکولی که در هسته تمام سلول های بدنتون پیدا میشه. و اگه تنها یکدونه از اونو بگیرین و کامل بازش کنین ارتفاعش از قدتون بلند تر میشه. مولکولی که نه تنها زندگی ما، بلکه زندگی تمام موجودات زنده به اون بستگی داره.دی ان ای یا همون دئوکسی ریبونوکلئیک اسید  این مولکول جادویی هستش. مولکولی که با داشتنش میتونید یک نسخه عینی از خودتون بسازید و به هیچ وجه فرقشو با خودتون  نفهمید!آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت هفدهم: ژنوم (۲)وراثت و انتقال خصلت ها از پدر و مادر به فرزند یکی از اسرارآمیز ترین موضوعات برای انسان‌ها بوده.چطور گروه خونی یک انسان با توجه به گروه خونی پدر و مادرش مشخص میشه ؟ آیا یک ژن همیشه به ژن های دیگه برتری داره ؟ و آیا ممکنه یک سری خصلت های نهان درون ما وجود داشته باشند که در نسل های بعدی خودشون رو نشون بدن ؟آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت هجدهم: ژنوم (۳)آیا نقشه ژنوم انسانی قابل ترسیم هستش ؟ آیا امکان رمزگشایی زبان ۴ کلمه‌ای دی ان ای برای ما وجود داره ؟ و آیا با شناخت این زبان، تمام بیماری ها و نقوص انسانی قابل درمان خواهد بود ؟ همه این سوالات از سال ۱۹۹۰ و با بیست زیست‌شناس آغاز و خیلی زود به رقابتی جهانی تبدیل شد!آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت نوزدهم: خودکشی کوانتومیآیا شما یک انسان جاودانه هستید ؟ برای پی بردن به این موضوع تنها کافیه خودکشی کوانتمی رو یکبار امتحان کنید ...آیتیونزساندکلادتلگرامناملیکقسمت بیستم: دژاواشتباهات حافظه، مسیر های چندطرفه مغزی و یا هم‌پوشانی جهان‌های موازی ؟چگونه می‌توان حس دژاوو را در چارچوب علمی توجیه و تحلیل کرد ؟آیتیونزساندکلادتلگرامناملیک</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jul 2018 21:05:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام علم</title>
                <link>https://virgool.io/@stringcast/hello-science-vaqugdvdj24p</link>
                <description>سلامدر زمستان ۱۳۹۴، پادکست استرینگ‌کست توسط شاهین جوادی نژاد و رضا حریریان شکل گرفت.یک گاه‌نامه پر نویز که توسط دو دانشجو تهیه میشد و درباره داستان هایی از دنیای علم بود که مارو هیجان زده می‌کرد!الان ۲ سال و نیم از اون زمان میگذره و استرینگ‌کست با یک تیم گسترده فصل سوم خودشو شروع کرده.با گذشت ۶۰ دو هفته و تعریف ۴۲ داستان علمی، ما تصمیم گرفتیم بیایم اینجا تا کمی درباره داستان‌هایی که تعریف می کنیم، علمی که اینقدر دوست داریم و مدیومی که در اون فعالیت می‌کنیم حرف بزنیم و دفترچه‌ خاطراتی از اتفاقات گذشته،‌حال و حتی آینده استرینگ را بسازیم.</description>
                <category>stringcast</category>
                <author>stringcast</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jun 2018 12:23:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>