<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سارا ذابح جمشیدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@szjamshidi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:11:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/58591/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سارا ذابح جمشیدی</title>
            <link>https://virgool.io/@szjamshidi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>علی بابا و برند کارفرمایی</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-xuokbihzo2wg</link>
                <description>#علی_بابا #برند کارفرمایی خودش رو تضعیف کرد.مساله این نیست که شرکت ها حق تعدیل نیرو رو ندارند و یا اجبار کاهش هزینه را می توانیم نادیده بگیریم.مهم نوع و اسلوب برخورد کارفرما در موارد اینچنینی هست.وقتی کل جامعه درگیر معضل روحی یه بیماری واگیر داره، زمانی که شرایط اقتصادی با درآمدهای حاصل از کار، رابطه خصمانه ایداره، وقتی نزدیک عیده و ایام به کام همه تلخه، وقتی کمپین های کاهش قیمت میزاریم و وقتی کمپین های خوب تبلیغاتی ران شدن، تعدیلتعداد زیادی نیرو با این شکل و شمایل ضربه میزنه .اشکال اصلی نوع برندینگ کارفرمایی تو کشور ماست، چیزی که باعث میشه سنگ محک سنجش بشه تعداد پرسنل، اندازه و تعداد دفاتر،عناوین شغلی متفاوت و بعضا بدون استفاده.مهمترین دلیل رخداد چنین اتفاقی به نظر نبود #منابع_انسانی خبره است که خیلی از سازمان ها از اون رنج می برند.استخدام تعداد زیاد پرسنل بدون در نظر گرفتن استراتژی رشد، یا اضافه شدن منابع انسانی بعد از اینکه سازمان بزرگ شده و یا عدممشورت و نظر خواهی از منابع انسانی برای جذب و نگهداشت نیروی انسانی معضل بزرگیه که سازمان ها باهاش دست و پنجه نرم میکنند.علی بابا جان، الان وقت تبلیغات مسئولیت اجتماعیه، از روابط عمومی کمک میگرفتین، رو نگهداشت نیروی انسانی مانور رسانه ایمیدادین، از بعضی از سازو کارها استفاده می کردین و امور رفاه رو کمتر می کردین، تو بازه زمانی طولانی تری با شیب ملایم تریتعدیل می کردین یا ....هزینه تضعیف برند کارفرمایی رو چندین کمپین مارکتینگ باید جبران کنه؟بازهم متخصصین براحتی براتون رزومه اپلای میکنن وقتی شاخص عدم امنیت شغلی رو برای خودتون ساختید؟قضاوت من و امثال من درست نیست و حتما دلایل محکمی برای این تعدیل داشتید، اما کاش میشد در روزهای سخت شما کمی مهربانتراز #کرونا پرسنل رو مبتلا می کردید.</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 16:52:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغز بهتر است یا ...</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-o6zaxjoiquoe</link>
                <description>بطور دقیق نمی دانم که چه شد، چه اتفاق هولناکی روی داد که باید هر روز زیبا و زیباتر می شدیمهر روز لاغر ترهر روز ظریف تر هر روز بیشر از روز قبل مطابق مد روز چرا باید بینی را عمل کنیم تا جایگاه اجتماعی کسب کنیم؟ واقعاً لب پروتز شده و موی کراتینه و ... نشان دهنده شان و شخصیت ما در اجتماع است ؟مشخص نیست که این سلیقه و خواسته زنان جامعه امروزی ماست یا در جهت تامین نظر مردان جریان پیدا کرده است.اما من همنشین و مروج کسب جایگاه هستم برای زنانی که ذهن زیبایی دارند. زنانی که کتاب می خوانند، تئاتر می بینند، در جلسات نقد فیلم شرکت می کنند، با دستان هنر آفرین نقاشی می کنند، لباس می دوزند، موسیقی گوشنواز می نوازند، روحشان را صیق می دهند و باز هم کتاب می خوانند. زنانی که بجای اثر تیغ جراحی پزشکان بر بدن و صورتشان اثر تیغ دانش بر مغرشان را متحمل می شوند.زنانی که می دانند و این دانش است که زیبایشان کرده است. زنانی که به فهم خود می نازند و جایگاهشان در اجتماع را با مشخصه ای متفاوت تثبیت می کنند.شما هم در زمره این زنان باشید.کافیست گاهی بجای مراجعه به مطب پزشکان زیبایی، سری هم به کتاب فروشی بزنید و گرد و غبارشان را کنار بزنید.راستی در جامعه امروز ایران مغز بهتر است یا زیبایی؟</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 15:58:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساسات مخفی</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AE%D9%81%DB%8C-spikwzdntpap</link>
                <description>حس آدم  مهمترین دارایی هر کسی محسوب میشه. بهشت و جهنم هم مرتبط با حس شماست، مرتبط با همون چیزی که درون خودمون لمسش می کنیم. حس و حال روحی میتونه آدم رو ببره به عرش اعلا و کلی حال خوب رو بهش بده و میتونه بکوبدش رو زمین جوری که انگار هیچ وقت ایستاده نبوده. ما آدم ها همیشه نیاز داریم که حس و حالمون رو به اشتراک بزاریم. شادیمون رو منتشر کنیم و برای غم ها مون همدرد یا حداقل آرام دل پیدا کنیم. اما سوال اینجاست که چرا علیرغم این همه نیاز به غمخوار و گوش شنوا گاهی نقاب می زنیم و به خودمان اجازه بروز احساسات رو نمی دهیم؟آیا قراردادهای نانوشته اجتماعی باعث این مخفی کاری عجیب و غریب میشن. جایی که میشه با همه وجود اشک بریزیم، لبخند می زنیم جای دیگه به جای خندیدن به یک موقعیت خنده دار، سکوت و نگاه خیره رو انتخاب می کنیم و گاهی هم سعی می کنیم نسبت به موضوعات جذاب و گیرا، بی تفاوت باشیم.واقعا این همه تفاوت بین حس های درونی و رفتارهای بیرونی لازمه؟ کمک میکنه آدم مرموز تری باشیم؟ معقول تر به نظر می رسیم؟ یا تو موقعیت های کاری برامون موفقیت بیشتری رو رقم می زنه؟ شاید هم فقط ابراز واقعی احساستمون رو آموزش ندیدیم.نظر شما چیه؟</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2019 15:52:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معجزه بی صدایی</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-dpaw5oslioa1</link>
                <description>دائم دارم توضیح میدم خیلی منطقی و حسابیمدام میگم و میگم و هیچ کس نمی فهمهحس میکنم حنجره ی بی صدام دیگه جونی براش نموندهیه جوری خیره نگاهم میکنن که به نظرم غیر از حرکت لبام چیز واضحی ازم وجود نداره خسته از این همه صدا و بهت ....میرسم به بهترین نقطه به قله ارتباطات به سکوت، سکوت و سکوت!خلسه جالب سکوت و قلقک دلفریب لحظه هایی که دیگه توش نه توضیحی هست و نه گفت و شنودی و نه درگیری ذهنی دل آزاری. کاش بقیه هم می دونستن سکوت معجزه جذابیه که هر پیغمبر دورنی میتونه به نمایش بزارهوقتی لب ها بهم دوخته میشن، بند ذهن ها باز میشه و پرواز می کنن.در این دنیای پر از هیاهو، بی صدایی معجره است.&quot; باید به اندازه کافی بالغ باشی تا بدانی بعضی وقت ها سکوت قوی تر از گفتن حرف آخر است&quot;.                                                                                                                                     (تما دیویس)</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 15:47:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طالع بینی آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-mn03qytrjain</link>
                <description>همه آدم ها تو زندگیشون برای آینده خودشون و اطرافیانشون پیش بینی میکنن و درست مثل طالع بینی معلوم میکنن که در آینده دور و نزدیک چه کسی چیکاره میشه و به کجاها میرسه یا نمیرسه.سوال ذهنی مندارم فکر میکنم که اون چیزی که در آینده هر کسی میشه چقدر سهم خودش یا هوش و استعدادشه و چقدر حاصل این تلقین های خوب یا بد؟اگر از روز اول زندگی تو یه محیط خوب خانوادگی و اجتماعی همه باور داشته باشن که یک فردی موفق میشه و هزار جور تفکر مثبت احاطش کرده باشه شانس موفقیتش چقدره و برعکس آدمی که دائم میشنوه و حس میکنه که تهی از خلاقیت و استعداده راه به کجا می بره؟ایده آلتلقین و تبعیت از نظر جمعی نه سن و سال میشناسه و نه مرد و زن.پس بیایم از این بعد هر زمانی که احساس میکنیم خیلی طالع بین خوبی هستیم و همه چیز دان، به این فکر کنیم که حاصل نظرات ما ممکنه در آینده چقدر نقش موثر داشته باشه. بیایم بجای قضاوت کردن در مورد اینکه آدمای دور و برمون چی میشن و قراره به کجا برسن همیشه و همیشه فرستنده فرکانس مثبت باشیم.شاید انرژی مثبت ما اثر هر نوع طالع بینی رو خنثی کرد. شاید یه آینده خوب با آدم های عالی و امیدوارم ساختیم.شما چقدر به طالع بینی و مشخص بودن آینده معتقد هستید؟</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 16:25:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا چی بپوشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D9%BE%D9%88%D8%B4%D9%85-zn0d4cubk2cr</link>
                <description>چی بپوشم؟ از اون سوال حسابی هاست که همیشه و همواره همراه همه آدم هاست بخصوص خانم ها.تا جائیکه مربوط باشه به مراسم های خانوادگی و شخصی نه خیلی مهمه و نه کسی رو آزار میده؛ اما این سوال برای پوشش تو محل کار دیگه هم مهمه و هم اگر جایی کار کنید که نوع خاصی از پوشش جزئی از فرهنگ سازمانی باشه تبدیل میشه به یه معضل درست و درمون .چرا بعضی از سازمان ها در مورد پوشش اینقدر سختگیری دارند؟ واقعا پوشیدن لباس های رسمی و سخت به افزایش کارایی کمک میکنه؟ یا اینکه مشتری یا ارباب رجوع حس بهتری نسبت به اون سازمان پیدا میکنه؟اگر جواب شما به این سوال ها بله هستش؛ سوال بعدی اینه که پس چرا سازمان های پیشرو تو دنیا از پوشش هایی به این شکل و شمایل استفاده نمیکنن؟ تو شرکت هایی مثل گوگل یا ماکروسافت که پوشش خیلی آزادانه انتخاب میشه کارایی نه کاهش داره و نه مشتری حس غیر لاکچری به مجموعه پیدا کرده!!فکر میکنم انتخاب این نوع پوشش شاید برای بعضی از سازمان ها برای تمایز اعضا سازمان از سایرین و یا مراسم های رسمی مفید باشه اما در کل به نظر سودمندی چندانی نداره بعلاوه اینکه آزادی عمل رو هم تحت الشعاع قرار میده.مرکز توجه قرار گرفتن نوع پوشش حتی گاهی باعث جنجال های سازمانی میشه و بحث ها بجای تمرکز روی کار افراد منوط به نوع پوشش اونها میشه و گاهی نیروهای خوب شما بخاطر اجباری که در نوع پوشش به اونها تحمیل می کنید، علیرغم شرایط خوب ممکنه جای آسوده تری رو برای کار کردن انتخاب کنند.نظرتون چیه دوست دارید جایی کار کنید که پوشش رسمی وجود دارد و یا ترجیح میدید آزادانه حق انتخاب داشته باشید؟</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2019 15:35:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیکار ها کجان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@szjamshidi/%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D9%86-y6rxklqyn0gl</link>
                <description>همیشه و همیشه تو اخبار یه آمار نا امید کننده ای در مورد تعداد بیکارها وجود داره که عین قارچ سریع رشد میکن و هی از میله های نمودار صعود می کنن و میرن بالا و قصد پایین اومدن هم ندارن که ندارنبعدش یکی تو جمع آه میکشه که خدا بداد جوونامون برسه و یکی دیگه تقصیرها رو میندازه گردن دولت و حکومت و رانت و هزار تا چیز دیگه که مانع کار کردن جوونا شدن و این بنده های مظلوم خدا هم که فرو رفتن تو کاناپه (در بهترین حالت) یا تازه هدفون رو از رو گوششون برداشتن و نمیدونن جریان چیه، اما تائید میکنن!!!واقعاً تقصیر کیهرشد بی رویه جمعیت تو دهه های شصت و هفتادنبودن ارتباط مناسب بین صنعت و دانشگاهتحصیلکرده بودن قشر عظیمی از متولدین این دو دهه و آرزوی پشت میز نشینیاستخدام و بکارگیری افراد در سازمان های دولتی و خصوص بر اساس ارتباطات و ...و یا ....مشکل اینها هست اما همش نیستتجربه شخص من در مورد استخدام میگه این نیست. کمی بی مسئولیتی و حمایت بی دریغ و مدل خاله خرسی خانواده ها هم هست که بی نهایت تاثیر گذارهنمونه اش اونایی هستن که رزومه میفرستن و جلسه مصاحبه رو نمیان بدون اطلاع و دلیلیا میان مصاحبه و همه حواسشون به اینه که خدایی نکرده یه کامنت اینستاشون بی جواب نمونهیا تو مصاحبه تا میرسن میپرسن چند؟ و کی؟ (چقدر حقوق میدین و ساعت کاری چیه)تو بخش اضافه کاری و ماموریت میزنن خیریه روز میان و بعد میگن خیلی سخته ما نمیایمراه خونشون به شرکت دوره و تحمل خستگی راه رو ندارن میگن توقعاتتون خیلی بالاست میان و حوصله کار کردن و بودن تو یه محیط با همکار ها رو ندارن و ....شما چقدر با اینکه که کار هست و کارکن نیست موافقید؟</description>
                <category>سارا ذابح جمشیدی</category>
                <author>سارا ذابح جمشیدی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2019 12:16:27 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>