<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرتضی نوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tadbir</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 03:07:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/316409/avatar/lf0tRA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرتضی نوری</title>
            <link>https://virgool.io/@tadbir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترَک در شمشیر سامورایی</title>
                <link>https://virgool.io/@tadbir/%D8%AA%D8%B1%D9%8E%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-gn5mrsipvtzb</link>
                <description>بلندشدنِ دوباره برای سنگین وزن ها سخت تر است.متن زیر که یادداشت دوست ارجمند جناب دکتر بهرام تهرانی هست در این خصوص  خواندنی است. دکتر تهرانی که جزء فارغ التحصیلان دانشگاههای ژاپن هستند  سالهاست که در مرکز تحقیق و توسعه تویوتا (قلب توسعه فن آوری تویوتا) مشغول  به کار هستند. این دست تحلیل ها از جهت اینکه از سوی افرادی است که  مستقیماً با بدنه صنعت ژاپن درگیر هستند، خواندنی تر است. یادداشتترَک در شمشیر سامورایی ژاپن  باخت و تمام شد! این شعاری است که اخیرا از همکاران و دوستانِ ژاپنی خود  زیاد میشنوم. حقیقت این است که ژاپن بسیاری از بازارهایِ پرسود خود را از  دست داده و وضعیت بسیاری از شرکتهای آن اسفناک است! &quot;سونی&quot; پرآوازه، که  زمانی به داشتن یکی از محصولات آن افتخار میکردیم هم اکنون فقط از طریق  فروش بازی و توزیع فیلم، به سختی روزگار میگذراند و عملاً شرکتی ورشکسته  است. علت غول شدن اقتصاد ژاپن، تولید ارزان و انبوه و سود بالای فروش  بود. حدود ۴۵ سال قبل، شرکتهای ژاپنی با سرقت تکنولوژیهای متوسطی مانند  خودرو، وسایل برقی و ... از اروپا و آمریکا از یکسو و از سویی دیگر با  استثمار کارمندان (حقوقهای پایین و ساعات کار بالا) توانستند هزینه هایِ  تولید را بشدت پایین آورده و بازارهای دنیا را تسخیر کنند. با فروش و سود  فراوان (گاهی قیمت فروش به دهها برابر هزینه تمام شده میرسد! مثلاً هزینه  ساخت یک لکسوس ۳۵۰ میلیون تومانی، حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان برای تویوتا  است!) توانستند سرمایه زیادی انباشته کنند (بسیاری از شرکتهای ژاپنی هم  اکنون از آن سرمایه ارتزاق میکنند که البته کفگیر به ته دیگ رسیده است)!ولی  از حدود ۲۰ سال قبل شرکتهای کره ای و اخیراً چینی، با بکارگیری روشهایی  مشابهِ شرکتهای ژاپنی، توانستند تولید بمراتب ارزانتری داشته و گام به گام  در حال شکست و عقب راندن شرکتهای ژاپنی از بازارهای دنیا هستند !امروزه  تکنولوژیهای تولید با کیفیت و ارزان وسایل برقی، خودرو و غیره امر پیچیده و  پنهانی نیست و میتوان با مدیریتی منسجم و انضباط پادگانی، تولید کننده  بسیار خوبی برای این محصولات بود (مانند شرکتهای چینی که در زمانی بسیار  کوتاه سازنده همه نوع محصولات شده اند). پی نوشت: برخی  تحلیلگران بر این باورند که ژاپنی ها به دلیلِ سابقه آشنایی با روشهایِ  بازاریابی و همچنین داشتن زیرساخت ها و کارخانه های بسیار قوی، از این  شرایط عبور خواهند کرد و در اصطلاح دود از کنده بلند می شود و اکنون آتش  زیر خاکسترند. ولی برخی دیگر (همچون یادداشت فوق دکتر تهرانی) معتقدند  رقابت ها به قدری تنگ و نفسگیر است که به سرعت زمین می خوری و بعد از  ورشکست شدن ، بلند شدنِ دوباره برای یک غول آسان نخواهد بود.</description>
                <category>مرتضی نوری</category>
                <author>مرتضی نوری</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 21:08:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ديجي كالا بدون توليد ، ديجي چي ميتونه باشه؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tadbir/%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%AF-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A-%DA%86%D9%8A-%D9%85%D9%8A%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-nczug9alnsav</link>
                <description> از منظر تاریخی، مسیر توسعه همواره از فعالیت تولیدی بوده استآن‌گونه  که اقتصاددان نروژی، اریک رینرت در کتاب &quot;چگونه کشورهای غنی، ثروتمند شده و  چرا کشورهای فقیر بی‌چیز ماندند&quot; نشان می‌دهد؛ دستاورد استراتژیک ملت‌های  ثروتمند در چند قرن گذشته برای ایجاد ثروت و قدرت ملی، داشتن یک بخش تولیدی  قدرتمند و باکیفیت بوده است. از طرفی انگلستان در قرن نوزدهم و رشد  ایالات‌متحده، آلمان، ژاپن و شوروی در قرن بیستم، تا کشورهای جدیداً صنعتی  شده مانند کره، تایوان و حالا چین، کلید کسب ثروت، فعالیت تولیدی بوده است. 2- تولید اساس قدرت‌های بزرگ جهانی استقدرتمندترین  ملت‌های جهان آن‌هایی هستند که کنترل فن‌آوری تولید را در دست دارند.  منظور این نیست که کارخانه داشته و کالاهای بیشتری تولید می‌کنند، بلکه  آن‌ها می‌دانند چگونه ماشین‌‌آلات ساخت کالاها را بسازند. کلید قدرت از این  منظر &quot;ابزار تولید&quot; است.هر جا که ماشین‌های صنعتی ساخته شود،  قدرت‌های بزرگ ظهور می‌کند. طبق مطالعات انجام شده، هشتاد درصد ماشین‌آلات  کارخانه‌های تولیدی توسط کشورهایی ساخته می‌شود که به آن‌ها قدرت‌های بزرگ  می‌گوییم. ایالات‌متحده تا دهه پنجاه حدود 50 درصد ماشین‌آلات را تولید  می‌کرد؛ حالا این نسبت به کمتر از سهم  16% درصدی کشور چین رسیده است. 3- تولید مهم‌ترین عامل رشد اقتصادی استساخت  ماشین‌آلات و توسعه فن‌آوری آن‌ها، از پیش برنده‌های اصلی رشد اقتصادی  است. بدون ماشین‌آلات صنعتی، رشد بلندمدت و پایدار امکان‌پذیر نیست. برای  مثال رشد انفجاری اینترنت، گوشی‌های هوشمند و مانند آن، تماماً به‌واسطه  بخش کوچکی از ماشین‌آلات بخش تولید تحت عنوان تجهیزات ساخت نیمه‌هادی (که  خود وابسته به اشکال دیگری از ماشین‌آلات تولیدی است) ممکن شد.به‌علاوه  ‌ماشین‌‌های تولید خود به تولید دستگاه‌ها و ماشین‌آلات دیگر منجر  می‌شوند. برای مثال یک قطعه فلزی تولیدشده نه‌تنها ممکن است جزئی از محصول  دیگری مانند اتومبیل باشد، بلکه شاید برای ماشین‌آلات تولیدی دیگری هم  استفاده گردد.  4- تجارت جهانی بر اساس کالا است و نه خدمات یک کشور نمی‌تواند در ازای تمام کالای مورد نیازش، خدمات ارائه کند (مثبت شدن تراز تجاری).طبق  گزارش WTO، 80% تجارت جهانی بین کشورها تجارت کالاست. این بدین معنی است  که تنها 20% تجارت جهانی خدمات است. این درصدها در خصوص آمریکا هم که به  اصطلاح در دوران پساصنعتی قرار گرفته صادق است. در واقع حتی بدون تعدیل  تورم، تراز منفی تجاری کالا در ایالات متحده، بین سال‌های 2000 تا 2010  حدود 7 هزار میلیارد دلار بود. اگر در مبالغه‌آمیزترین حالت، یک کشور صرفاً  بخش خدمات داشته باشد، کشور فقیری خواهد بود، چراکه نمی‌تواند خدماتش را  در مقابل کالای مورد نیازش مبادله کند؛ ارزش پولش بسیار کم خواهد بود. دلار  هم در بلندمدت با مشکل روبرو خواهد شد، درواقع دوران پساصنعتی، همان دوران  پیشاصنعتی است که آینده روشنی برای کشور نمیتوان متصور بود. 5- بخش خدمات وابسته به کالاهای تولیدی استدر  بیشتر موارد خدمات، انجام عملی در رابطه با کالاهای تولیدی است. شما  نمی‌توانید تجربه استفاده از چیزی را صادر کنید. خرده و عمده‌فروشی که  یازده درصد اقتصاد آمریکا را تشکیل می‌دهد، عمل خریدوفروش کالاهای تولیدی  است. بازار مسکن هم که 13 درصد اقتصاد را شامل می‌شود، به همین منوال عمل  خریدوفروش یک کالای واقعی یعنی یک ساختمان است. حتی بخش خدمات بهداشت و  سلامت هم که شامل 8 درصد اقتصاد می‌شود، عمل استفاده از ابزار پزشکی و  دارویی است (اینجا).بازار مالی هم که هدایت منابع مازاد به بخش‌های  غیرمالی اقتصاد است، این بدان معنی است که حتی بازار مالی هم به‌طور  غیرمستقیم وابسته به بخش تولیدی است. برای جمع‌بندی می‌توان ادعا نمود که  سلامت یک اقتصاد یقیناً درگرو وجود یک بخش تولیدی سالم است. 6- تولید یعنی خلق شغلبیشتر  مشاغل، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به بخش تولید می‌باشند. در سال 2005،  بخش تولیدی ژاپن شامل 20.2 درصد اقتصاد این کشور می‌شد، در آلمان 23.2 درصد  و در آمریکا 13.4 درصد. به استناد همین آمار،{اینجا} اگر بخش تولیدی  آمریکا به‌اندازه بخش تولیدی ژاپن بود، این کشور دارای 7 میلیون شغل  باکیفیت بالا، پایدار و با حقوق مناسب می‌شد. اگر نسبت بخش تولید به‌اندازه  کشور آلمان بود، آمریکا ده میلیون شغل بیشتر داشت.طبق گزارش موسسه  سیاست اقتصادی، هر شغل تولیدی تقریباً از سه شغل دیگر در اقتصاد حمایت  می‌کند. این موضوع با توجه به پنج دلیلی که در بالا ذکر شد منطقی به نظر  می‌رسد.</description>
                <category>مرتضی نوری</category>
                <author>مرتضی نوری</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 20:59:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط كاش ، در آينده كاش نباشيم</title>
                <link>https://virgool.io/@tadbir/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%83%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%8A%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B4-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D9%85-u8f7erpkmpaf</link>
                <description>نگران بوديم باآمدن موج جدید&quot;هوشِ مصنوعی خيلي ازمشاغل مبني برفردحذف بشه وصحبت ازکامیون‌های خودران،رباتهای انباردار،پهپادهای تحویل کالا،دستگاه هاي اتومات توليدكننده غذا و... و يك بيكاري عظيم.و اما #كرونا شد بازيگرهمان نقش ، اينبارحتي خودمان هم ازايجاد چنين كاربردهايي حداقل ناراحت نيستيم...حالا فرض كنيم كرونا به اتمام رسيد و هوش مصنوعي ، رباتيك و ... همان كردند كه امروز در گوشه كنار دنيا شاهد آن هستيم.آيا نظام هاي حاكميتي به فكر فردا هستند؟آيا دوران پساكرونا شاهد تحول در مديريت هاي جامعه بشري خواهيم بود؟آيا مديران فرداي ما از پدر و مادرهاي مدير امروزشان جز رنگ چشم یا شکل دماغشان که منطقا از پدر و مادرشان به آنها می‌رسد،عبرت و تجربه هم به آنها خواهد رسيد ؟؟از امروز اگر ياد گرفتيم مطالبه كنيم ، فكر كنيم و تبيين كنيم براي مردم ، شاهد بحران هاي عدم تبعيت مردم و ساختارها مثل امروز در برابر كرونا نخواهيم بود.از امروز اگر ياد گرفتيم مطالبه كنيم ، فكر كنيم و تبيين كنيم براي مردم ، شاهد قرباني شدن اقشار ضعيف جامعه نخواهيم بود.مثلا ميشود به درآمد پايه همگاني كه بتواند كفاف زندگي مردم را بدهد فكر كرد البته با رعايت اصول اثر تا مدل كميته امداد و ... نشويميا مثلا ميشود به شان داده ها و اثر درآمدي آن براي افراد توجه ويژه كرد و ده ها پيشنهاد ديگر.فقط كاش ، در آينده كاش نباشيم...كاش ...</description>
                <category>مرتضی نوری</category>
                <author>مرتضی نوری</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 18:43:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این ره که میروی...</title>
                <link>https://virgool.io/@tadbir/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-xll2m5drs7u6</link>
                <description>این ره که میروی اول خاورمیانه و منطقه نیست در بخش اکوسیستم نوآوری...امتیازهای متعدد برای تشكیل شركت‌های دانش‌بنیان، آیا راه خوبیست برای گسترش و حمایت از اقتصاد دانش به تنهایی ؟؟یکی از شگردهای جلب توجه و جهت دهی افکار &quot;جاذبه هست&quot; با هر ترفندی که میشود. گرگی در لباس میش ، این روزها تعبیر جالبیست برای داستان شرکت های دانش بنیان کشورم ایران.چندی پیش که میگویم نه این چند ماه بلکه چندسال قبل است که در روزنامه جوان مطلبی خواندم در باب سواستفاده ها از شرکت های دانش بنیان.جوان بودم و گرم این اکوسیستم یهو ظاهر شده از لپ لپ دولت بودم و بی اعتنایی کردم . بعدها در مسیر راه دیدم افرادی که با استفاده از این مزایا چه ها که نکردند .اگر دوست داشت قوه قضائیه میشود داستانی بمراتب جذاب تر از ارز معاون اولی باشد برایش.به امیدی که از جوانان کم شد و دارد از بین میرود کاری ندارم صرفا این بار نوع نگاهم چیز دیگریست.اینکه بگوئیم در مسیر خلق یک کارجدید این ها عادیست و نمیشود جلویش را گرفت خنده دارترین و دردآورترین استدلالیست که میشود بعد از نبود هولوکاست شنید. دولتی‌ها و خصولتی‌ها  یکه تاز این رقابت اند و به قول معروف خان دایی این سفره رنگین امتیازات 110 تایی شرکت های دانش بنیان اند.و اما آنچه باید گفت را تا حدودی اینجا گفته اند: از‌آنجا‌كه نفوذ و قدرت لابی در شبه‌دولتی‌ها زیاد است، طبیعی است كه  بتوانند بخشی از منابع در نظر گرفته‌شده برای دانش‌بنیان‌ها را به نفع خود  مصادره كنند. شركت‌های بزرگی كه داشتن واحدهای تحقیق و توسعه جزء وظایف  ذاتی‌شان است، فقط با چند عضو هیئت علمی به‌راحتی می‌توانند جای بخش خصوصی  واقعی را بگیرند و از رانت سرشار شركت‌های دانش‌بنیان استفاده كنند. با كمی  جست‌وجو در میان نام شركت‌های دانش‌بنیان، شركت‌هایی وابسته به  ایران‌خودرو را می‌توان دید. فرار از مالیات مهم‌ترین انگیزه‌ای است كه  باعث می‌شود بانك‌ها و دولتی‌ها به سمت شركت‌های تولیدی و دانش‌بنیان  بیایند.وقتی امتیازات شركت‌های دانش‌بنیان را بررسی می‌كنیم، خیلی از  دولتی‌ها می‌گویند ما چرا نباید به سمت چنین مجموعه‌هایی برویم.شركت‌های  ارزیابی وجود دارند كه طرح‌های شركت‌های دانش‌بنیان را ارزیابی می‌کنند.  در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری حدود 16 ستاد و هفت معاونت عهده‌دار  وظیفه شناسایی شركت‌های دانش‌بنیان و مسائل مرتبط با آنها هستند. در صورت  دریافت مجوز شركت دانش‌بنیان، صندوق نوآوری و شكوفایی از این شركت‌ها حمایت  خواهد كرد و البته معافیت‌های مالیاتی، گمركی و... هم برای این شركت‌ها  لحاظ می‌شود.شركت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در كاربری مسكونی ویژه،  حق استقرار بگیرند. حمایت ساخت داخل و توسعه بازار شامل حال‌شان می‌شود.  در بحث صادرات به آنها كمك می‌شود. حمایت از این شركت‌ها در بورس و فرابورس  انجام می‌شود و در نوشتن برنامه توسعه كسب‌وكار، به آنها مشاوره داده  می‌شود. مجوز فعالیت پژوهشی به شركت‌های دانش‌بنیان می‌دهند و افرادی كه در  این شركت‌ها مشغول به كار بوده و در دانشگاه فعال هستند، دو‌شغله محسوب  نمی‌شوند. اگر اعضای هیئت علمی به این شركت‌ها بیایند، تسهیلات ویژه به  آنها می‌دهند.در نظام وظیفه و امریه نظام وظیفه، جایگزین خدمت در شركت‌های  دانش‌بنیان داریم. مشكل شركت‌های دانش‌بنیان از جایی شروع می‌شود  كه ارزیابی‌ها را به شركت‌هایی شامل تعدادی افراد جوان می‌دهند. تخصص این  افراد ارزیاب، خیلی مرتبط با بعضی موارد فعالیت شركت‌های دانش‌بنیان نیست. در  ایران چهارهزارو 700 شركت دانش‌بنیان داریم كه گردش مالی این شركت‌‎ها  حدود 90 هزار میلیارد تومان است. د‌رحال‌حاضر متراژ و مساحت فضاهای مسقف  صنعتی ایران از آلمان بیشتر است. همین اتفاق در شركت‌های دانش‌بنیان در حال  انجام است. از دهه 80 برای بحث نانوتكنولوژی هزینه شده است. سالانه  600 تا 700 مقاله یعنی روزی بیش از یك مقاله در این حوزه چاپ می‌‎شود؛ اما  در دوران تحریم‌ها شركت‌هایی را نداریم كه بتوانند كاتالیست مورد نیاز  صنایع را تأمین كنند.وقتی امتیازات شركت‌های دانش‌بنیان را بررسی  می‌كنیم، خیلی از شركت‌ها می‌گویند ما چرا نباید به سمت چنین مجموعه‌هایی  برویم. متأسفانه خیلی از شركت‌های دولتی به این سمت رفته‌اند. می‌گویند  پول‌پاشی اتفاق می‌افتد و چرا ما نباید به این سمت برویم. اگرچه در قوانین  شركت‌های دانش‌بنیان هست و در كارگروه ارزیابی به این نكته توجه می‌شود كه  اگر بیش از 50 درصد مالكیت شركت‌های دانش‌بنیان متعلق به شركت‌های دولتی  باشد، حمایتی از آن نمی‌شود؛ اما واقعیت این است كه اكثر شركت‌هایی كه وجود  دارند، مثل شركت‌های وابسته به ایران‌خودرو و مپنا خصولتی هستند.خیلی از  شركت‎های خصولتی، درخواست وام‌های‌شان از صد میلیارد تومان شروع می‌شود!   همیشه بحث این بود كه حتی اگر این پروژ‌ه‌ها بررسی كارشناسی شده و رد شوند،  بعضا از فشارهای سیاسی استفاده می‌شود؛ یعنی فشار كارشناسی درباره چنین  پروژه‌هایی جواب نمی‌‎دهد و از راه‌های دیگر به مسئله ورود می‌كنند. برخی  شركت های دانش‌بنیان در مواردی وقتی موفق شدند مجوز دانش‌بنیان دریافت  كنند، دیگر دنبال تولید نرفتند؛ بلكه اقدام به واردات كرده و با تعویض  بسته‌بندی، محصول به بازار عرضه کردند.این شركت‌ها فقط از مزایای شركت‌های  دانش‌بنیان و مزایای واردات به صورت هم‌زمان بهره‌مند می‌شوند و خیلی خوب  راهش را یاد گرفته‌اند. شركت‌های دانش‌بنیان و استارت‌آپ‌های موفق ایران،  كپی‌پیست شده شركت‌های شبیه خودشان هستند. مثل دیجی‌كالا و اسنپ و...  نمونه‌هایی هستند كه براساس فكر و ذهن صاحبان‌شان شكل نگرفته‌اند. باید  توجه و مراقبت کرد بسیاری از شركت‌های دانش بنیان بستری برای پول‌شویی  نشوند و از آنها به‌عنوان بستری برای فرار مالیاتی استفاده نشود تا كل بحث  خراب شود.ته این نوشته زیبا که به قلم یک دغدغه مند نوشته شد من هم چند خط اضاف میکنممثالی بود در باب ازدواج که میگفتند فلانی دخترش را نمیخواست بدهد و میگفت فلان و فلان و فلان را بیاورید تا بعد.بعد هم که میشد میگفت دیرآمدید ، فردبهتری آمد و ...حال در باب تنعم بیش از حد شرکت های دولتی و رانتی باید گفت اگر قرار بود به اینها بدهند و همان دور قبل کمی با تغییرات را شاهد باشیم در اقتصاد و بهره برداری از امتیازات ما رو چرا این وسط ... کردید؟واقعا چرا ؟؟</description>
                <category>مرتضی نوری</category>
                <author>مرتضی نوری</author>
                <pubDate>Wed, 14 Oct 2020 22:38:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>