<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های طاقچه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@taghche</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:23:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/137862/avatar/svlLs5.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>طاقچه</title>
            <link>https://virgool.io/@taghche</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب جنگ و صلح</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD-yulpqsm7ebml</link>
                <description>کتاب جنگ و صلحجنگ و صلح  نام رمان مشهور لو تالستوی، نویسنده بزرگ روس است.تالستوی کتاب جنگ و صلح را در سال ۱۸۶۹ میلادی نوشت. این کتاب یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات روسی و از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات جهان به شمار می‌رود. در این رمان طولانی بیش از ۵۸۰ شخصیت با دقت توصیف شده‌اند و یکی از معتبرترین منابع تحقیق و بررسی در تاریخ سیاسی و اجتماعی سده نوزدهم امپراتوری روسیه است و به شرح مقاومت روس‌ها در برابر حملهٔ ارتش فرانسه به رهبری ناپلئون بناپارت می‌پردازد. منتقدان ادبی آن را یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های جهان می‌دانند. این رمان، زندگی اجتماعی و سرگذشت پنج خانواده اشرافی روس را در دوران جنگ‌های روسیه و فرانسه در سال‌های ۱۸۰۵ تا ۱۸۱۴ به تصویر می‌کشد. زمینه نگارشتالستوی در سال ۱۸۶۳ شروع به نوشتن رمانی با نام دکابریست‌ها نمود. قهرمان این داستان، یک دکابریست بود که به همراه خانواده‌اش به روسیه بازگشته‌بود. تالستوی به گفته خودش، بعد از مدتی دریافت که باید به سال ۱۸۲۵، یعنی دوران اشتباهات و بدبیاری‌های قهرمان داستانش بازگردد. اما قهرمان داستانش در ١۸۲۵ یک فرد بالغ بود و تالستوی به این نتیجه رسید که برای تبیین شخصیتش باید به عقب‌تر باز گردد و راجع به دوران افتخار روسیه در ۱۸۱۲ بنویسد. بنابراین برای بار دوم نوشتن را رها کرد و این بار یکسره درباره این دوران نوشت. تاریخچه انتشاراین کتاب اولین بار به صورت سریالی در یکی از روزنامه‌های روسیه به نام پیام‌آور طی سال‌های ۱۸۶۵ و ۱۸۶۷ منتشر شد. اما انتشار کامل آن به‌عنوان یک کتاب، در سال ۱۸۶۹ اتفاق افتاد. این نسخه در چهار جلد شامل ۱۵بخش و یک موخره، از بین هفت نگارشی انتخاب شد که همسر تولستوی طی ۴ سال از نوشته‌های او استخراج کرده بود. کتاب جنگ و صلح، پس از انتشار به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و به چاپ رسید.شخصیت های رمان جنگ و صلحمهم‌ترین شخصیت‌های این حماسهٔ بزرگ عبارتند از: شاهزاده آندرِی بالکونسکی، کنت پیر بزوخوف، شاهزاده ناتاشا روستوا، شاهزاده ماریا بالکونسکایا، شاهزاده نیکولا روستوف، دولوخوف، واسکا دنیسف، پرنس واسیلی کوارگین، الن کوارگین، آناتول کوارگین، پتیا رستف، ورا رستف، سونیا رستف، کنت ایلیا رستف، کنتس رستفوا، لیزا بالکونسکایا، نیکولانکیا بالکونسکی. پرنسس آنا دروبت سوکایا.اقتباساین رمان بارها مورد اقتباس قرار گرفت و نمایش‌ها، فیلم‌ها و سریال‌های متعددی با اقتباس از آن ساخته‌شد. مشهورترین آنها مجموعه فیلم جنگ و صلح با کارگردانی سرگئی باندارچوک است که موفق به دریافت جوایز معتبری هم شد. جملاتی از کتاب جنگ و صلح کسی در نبرد پیروز است که با عزم جزم و با اطمینان به پیروزی در آن شرکت کرده باشد. (رمان جنگ و صلح – جلد سوم – صفحه ۱۱۰۷)معتقد بود که سرچشمه همه عیبهای آدمی دو چیز است: یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات. و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد: یکی کار و دیگری خرد. (رمان جنگ و صلح – جلد اول – صفحه ۱۴۶)هیچ حقیقتی در ذهن دو نفر یکسان جلوه نمی‌کند. (رمان جنگ و صلح – جلد دوم – صفحه ۶۳۸)منابع : ویکیپدیا - کافه بوک</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 23:35:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم رستگاری در شاوشنک | The Shawshank Redemption</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%A9-the-shawshank-redemption-nr1p7xdehep8</link>
                <description>فیلم رستگاری در شاوشنکرستگاری در شاوشنک (به انگلیسی: The Shawshank Redemption) یک فیلم سینمایی آمریکایی در ژانر درام به نویسندگی و کارگردانی فرانک دارابونت و بازی تیم رابینز، مورگان فریمن، باب گانتون محصول سال ۱۹۹۴ توزیع شده توسط شرکت آمریکایی کلمبیا پیکچرز است. این فیلم براساس داستان کوتاهی از استیون کینگ به نام «ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک» ساخته شده‌است و در آن رابینز در نقش اندی دوفرین و فریمن در نقش الیس «رد» ردینگ بازی می‌کنند.پوستر نسخه سینماییدر مراسم جایزه اسکار سال ۱۹۹۴ این فیلم نامزد هفت اسکار شد (بهترین فیلم، بهترین بازیگر–مورگان فریمن، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین موسیقی فیلم، و بهترین صدابرداری) اما موفق به بردن هیچ‌یک نشد.رستگاری در شاوشنک در حال حاضر در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDb با بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ رأی رتبهٔ اول را به خود اختصاص داده‌است.این فیلم در هفت تا از لیست‌های مجموعهٔ «۱۰۰ سال…» بنیاد فیلم آمریکا که هرکدام ۱۰۰، ۵۰، یا ۲۵ عنوان فیلم یا شخصیت سینمایی را متشکل می‌شوند نامزد شد؛ و در دو تا از آن‌ها موفق به دریافت رتبه شد.فیلم محصول ۱۹۹۴ که براساس رمان کوتاهی از استیفن کینگ به نام «ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک» ساخته شده توانست نظر مردم و منتقدان در سرتاسر دنیا را به خود جلب کند و حتی بسیاری از سایت‌ها و مجلات حوزه سینمایی این فیلم را بهترینِ تاریخ سینما می‌دانند.فیلم رستگاری در شاوشنکداستان فیلم دربارهٔ اندی دوفرین بانکدار جوانی است که به اتهام قتل همسر و معشوق همسرش به زندان می‌افتد و ادعا می‌کند که بیگناه است. داستان فیلماندی دوفرین (تیم رابینز) بانکدار جوانی است که به جرم قتل همسر و معشوقه پنهانی‌اش به حبس ابد در زندان ایالتی شائوشنک محکوم می‌شود. وی تأکید می‌کند که این جرمی است که مرتکب نشده، ولی قاضی تشخیص می‌دهد که او گناهکار است. او سال‌های متعددی را در این زندان می‌گذراند در حالی که تنها سرگرمی‌اش دست‌وپنجه نرم کردن با افرادی از پایین‌ترین طبقهٔ جامعه است؛ کسانی مثل همجنس گرایان و قاتل‌ها که مدام او را آزار و اذیت می‌کنند. آلیس بوید رِدینگ (مورگان فریمن) یکی از زندانی‌های سیاه‌پوست و راوی داستان است که به این مشهور است که می‌تواند هرچیزی را در زندان فراهم کند. او کسی است که اندی بعد از چند ماه بیش از دو کلام با او صحبت می‌کند و از او یک نوع چکش مخصوص می‌خواهد. رد ابتدا فکر می‌کند که اندی برای فرار از زندان این چکش را می‌خواهد ولی پس از دیدن اندازه چکش، متوجه می‌شود که بسیار کوچک است و برای شکستن سنگ‌های کوچک طراحی شده؛ رد، راوی فیلم روایت می‌کند که سوراخ کردن دیوار زندان با این چکش ششصد سال زمان می‌برد؛ بعدها وی از رد درخواست پوستری بزرگ از ریتا هیورث، بازیگر زن مشهور را می‌کند و آن را به دیوار سلول خود می‌آویزد. وقتی رئیس زندان از سلول اندی بازرسی می‌کند چون می‌بیند انجیل در دست اندی است، او را به خاطر چسباندن پوستر سکسی بر روی دیوار، می‌بخشد؛ سپس به انجیل اشاره می‌کند و می‌گوید «رستگاری در این کتاب نهفته اندی.» و از سلول خارج می‌شود.فیلم رستگاری در شاوشنکبعدها رئیس زندان متوجه موقعیت و تحصیلات اندی می‌شود و از او برای پول‌شویی رشوه‌هایش استفاده می‌کند. اندی و رد سال‌های زیادی در زندان می‌گذرانند تا اینکه پسر جوانی به عنوان زندانی به شاوشنک منتقل می‌شود. وی که فردی دلنشین است، خیلی سریع تبدیل به یکی از دوستان اندی و رد می‌شود و وقتی ماجرای اندی را می‌شنود، داستانی را که قبلاً از یکی از همسلولی‌هایش در زندانی دیگر شنیده، تعریف می‌کند؛ که حکایت از کشته شدن زن اندی به دست آن زندانی دارد. رئیس زندان که از شهادت دادن این جوان به نفع اندی و روشن شدن حقیقت قتل و آزادی اندی بخاطر لو رفتن خلاف‌ها و پول‌شویی‌هایش می‌ترسد، پس از کشاندن این جوان به محوطه زندان، دستور شلیک به وی را صادر و او را می‌کشد. یک روز اندی با رد دربارهٔ جزیره‌ای به نام «زواتانئو» صحبت می‌کند؛ صحبت‌های وی که با لبخندی تلخ همراه است توسط موسیقی متنی با همین نام ساختهٔ نیومن همراه می‌شود. او می‌گوید می‌خواهد زندگی‌اش را در آنجا بگذراند؛ «مکانی گرم و بدون خاطره». رد که ازین حرف‌ها تعجب کرده به او می‌گوید نباید خیالبافی کند و وقتی به حبس ابد محکوم است نباید به آزادی امید داشته باشد زیرا این مسئله می‌تواند او را نابود کند. او از جا بلند می‌شود و پس از گفتن اینکه حق با رد است و همهٔ این‌ها به انتخابی ساده منتهی می‌شود، معروف‌ترین دیالوگ فیلم را به رد می‌گوید و آنجا را ترک می‌کند:[۴] «برای زندگی تلاش کن؛ یا به پیشواز مرگ برو…» رد که ازین حرف نگران شده‌است و فکر می‌کند اندی فکر خودکشی را در سر می‌پروراند، با دوستان خود در این‌باره صحبت می‌کند و شگفت‌زده‌تر می‌شود وقتی یکی از آن‌ها می‌گوید اندی امروز یک طناب از او گرفته‌است. آن‌ها با نگرانی تمام شب را می‌گذرانند.فردا صبح موقع بازرسی، مسئولین زندان با کمال تعجب متوجه می‌شوند که سلول وی خالی است و وقتی رئیس زندان با عصبانیت سنگی به طرف یکی از پوسترها که همان پوستر هنرپیشهٔ زن که توسط رد تهیه شده پرت می‌کند، متوجه سوراخ عمیقی در دیوار می‌شوند که اندی با همان چکش کوچکی که رد گفته بود سوراخ کردن با آن ششصد سال طول می‌کشد، طی قریب بیست سال هر روز دیوار را حفر کرده و از آن به بیرون فرار کرده، و با خود تمامی مدارک پول‌شویی و مدارک شناسائی فردی که رئیس زندان به نام او حساب بانکی باز کرده و در واقعیت وجود ندارد به همراه تمامی آنچه که رئیس زندان در این مدت از راه‌های خلاف جمع‌آوری کرده، را برداشته، و فردای همان روز در اول وقت اداری با مراجعه به کلیه شعبی که رئیس زندان با امضای اندی به نام فردی جعلی پول‌های خود را در بانک سپرده‌گذاری کرده، تمام پول‌ها را با ارائه مدارک شناسائی از حساب خارج و مدارک کلاهبرداری‌های رئیس زندان را در یک پاکت دربسته به منشی بانک تحویل می‌دهد و از او می‌خواهد که به آدرس مربوط پست کند و پس از آن با تمام پولها، به همان جزیرهٔ آرام و دور، زواتانئو فرار می‌کند. بعدها، رئیس زندان انجیل اندی را در اتاق خود پیدا می‌کند و متوجه می‌شود اندی تمام مدت، چکش را آنجا پنهان می‌کرده‌است. انجیلی که در روز اول قرار بود به اندی در رستگاری کمک کند، حالا به زیرکی توسط اندی با دفتر عمل‌های حقوقی رئیس جابه‌جا شده (دفتری که همهٔ کلاه‌برداری‌ها را ثابت می‌کند) و باعث رسوایی و نابودی همهٔ افرادی که در این تجارت نقش داشته‌اند می‌شود.فیلم رستگاری در شاوشنکدر صفحه اول انجیل جمله‌ای با امضای اندی دوفرین نوشته شده‌است:«حق با شما بود رئیس! رستگاری در این کتاب نهفته!»بعدها رد آزاد می‌شود و به‌خاطر قراری که مدت‌ها پیش با اندی گذاشته‌بوده به محلی می‌رود تا چیزی را که آنجا حفرشده دربیارد. آن چیز، نامه‌ای بیش نیست که توسط اندی و پس از فرار از زندان نوشته شده. نامه به رد اطلاع می‌دهد که اندی در حال حاضر در همان جزیرهٔ دورافتاده زندگی می‌کند. در قسمتی از نامه یکی دیگر از دیالوگ‌های معروف فیلم را می‌خوانیم:«... امید چیز خوبیه؛ شاید بهترینِ چیزها؛ و هیچ چیز خوبی هیچ وقت از بین نمیره…»فیلم در حالی به پایان می‌رسد که رد با پولی که اندی برایش در زیر همان سنگ سیاه گذاشته‌است، به جزیره دور افتاده می‌رود و اندی را می‌بیند در حالیکه دارد یک قایق قدیمی را تعمیر می‌کند. درونمایهمنتقد روزنامه شیکاگو سان-تایمز راجر ایبرت استدلال کرد که رستگاری در شاوشنک تمثیلی برای حفظ احساس عزت نفس فرد در وضعیتی خالی از امید است. شرافت اندی دوفرین درونمایه‌ای مهم در داستان است؛ به ویژه در زندان که شرافت نایاب است. آیزک ام. مورهاوس اظهار می‌کند که فیلم تصویری فوق‌العاده از اینکه چگونه شخصیت‌ها می‌توانند بسته به نگرششان به زندگی حتی در زندان آزاد باشند یا که در آزادی آزاد نباشند، ارائه می‌دهد.تیم رابینز اشاره کرد که داستان در به تصویر کشیدن یک داستان عشقی غیر جنسی بین دو مرد منحصر به فرد است. معرفی شخصیت‌هااندرو &quot;اندی&quot; دوفرین : تیم رابینزاندرو &quot;اندی&quot; دوفرین - تیم رابینزشخصیت اصلی و قهرمان داستان. وی یک بانکدار موفق است که ناگهان به جرم کشتن همسرش به حبس ابد محکوم می‌شود. او شخصیت سرد و محکمی دارد و یکی از معدود زندانی‌های جدیدی است که می‌تواند با شرایط زندان کنار بیاید. اندی دوفرین هیچ‌گاه در طول فیلم امید خود را از دست نمی‌دهد و در نامه‌ای که برای رد به جا گذاشته امید را بهترینِ امور می‌نامد. این شخصیت در لیست &quot;۱۰۰ سال… ۱۰۰ قهرمان و شرور&quot; که لیست ۵۰ قهرمان و ۵۰ شخصیت منفی برتر تاریخ سینما به انتخاب بنیاد فیلم آمریکا (بفا) نامزد شد؛ ولی نتوانست مقامی به دست بیاورد. اِلیس بوید &quot;رد&quot; ردینگاِلیس بوید &quot;رد&quot; ردینگ - مورگان فریمنراوی داستان و کسی که در زندان با اندی دوفرین دوست می‌شود. او شخصیتی آرام و منطقی دارد ولی به اندازهٔ اندی به امید اعتقاد ندارد. با این حال، در آخر داستان که به جزیرهٔ &quot;زواتانئو&quot; می‌رسد، گویی شخصیتش تغییر کرده و این بار به امید کاملاً اعتقاد پیدا کرده‌است. مورگان فریمن برای بازی این نقش، نامزد جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد ولی آن را تام هنکس که نقش &quot;فارست گامپ&quot; را در فیلمی به همین نام بازی کرده بود باخت. نکات جالب توجه فیلم با امتیاز ۹٬۳ در سایت IMDb (بانک اینترنتی اطلاعات فیلم‌ها) برترین فیلم تاریخ سینما با بیش از ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ رای محسوب می‌شود و بالاتر از فیلم پدرخوانده، در رتبهٔ یکم فهرست ۲۵۰ فیلم برتر این سایت قرار دارد.    فیلم با داشتن بیش از ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ رای در همین وبگاه بیشترین رای‌های کاربران را به خود اختصاص داده‌است؛ تنها فیلم دیگری که بیش از دو میلیون رای دارد، شوالیه تاریکی است که البته رای‌های این فیلم هم چند هزارتا کمتر از رستگاری در شاوشنک است.    نقش تامی ویلیامز ابتدا برای برد پیت در نظر گرفته شده بود.    انجمن شقاوت آمریکا به سکانس دادن یک کرم توسط زندانی بروکس هاتلن به پرنده‌اش اعتراض کرد و آن را ظلم در حق کرم دانست و از مسولان فیلم خواست تا یک کرم که با حوادث طبیعی مرده باشد را برای آن صحنه استفاده کنند.    عکس جوانی مورگان فریمن که در پرونده زندان او ضمیمه شده بود در واقع عکس پسر کوچکتر او، آلفونسو فریمن است. او همچنین در صحنهٔ آوردن زندانیان جدید، نقش زندانی‌ای را بازی می‌کند که جملهٔ &quot;ماهی تازه! تازه از دریا گرفتیمشون!&quot; را فریاد می‌زند.    استفن کینگ حق اقتباس از روی داستانش را به ۲ دلار به فرانک دارابونت فروخت که این به دوستی آن‌ها به زمانی که دارابونت داستان استفن کینگ با نام «A Woman in the Room» را به صورت یک فیلم کوتاه درآورد، برمی گردد. آن‌ها در واقع همدیگر را ملاقات نکرده بودند تا هنگامیکه دارابونت ساختن فیلم رستگاری در شاوشنک را آغاز کرد.    استفن کینگ، نویسنده کتابی که داستان فیلم از روی آن اقتباس شده، دربارهٔ یکی از فیلم‌های دیگری که فرانک دارابونت، کارگردان فیلم از روی یکی دیگر از داستان‌های او ساخته بود (A Woman in the Room) گفته‌است: بدون شک بهترین اقتباسی که از یکی از داستان‌های من شده‌است.    در مجله امپایر به عنوان چهارمین فیلم برتر تاریخ انتخاب شده‌است.    در ابتدای تیتراژ پایانی فیلم جملهٔ &quot;به یاد آلن گرین&quot; نمایش داده می‌شود. او کارگزار و دوست صمیمی فرانک دارابونت بود. او درست در روزهای پایانی فیلم به علت بیماری ایدز درگذشت.    در صحنهٔ ابتدایی فیلم که اندی با حالتی مردد یک سلاح در دست دارد، در نمایش کلوزآپ آن دست‌های فرانک دارابونت را مشاهده می‌کنیم نه دستان رابینز را. همین‌طور در کلوزآپ صحنه‌ای که اندی روی دیوار سلول اسم خود را با استفاده از چکش روی دیوار زندان می‌نویسد. در مورد دلیل این کار، عموماً معتقدند که دارابونت فقط خود می‌توانست آنچه که می‌خواست را با دستانش نشان بدهد.    کاراکتر اندی دوفرین ابتدا برای تام هنکس در نظر گرفته شده بود ولی او به خاطر فیلمبرداری فیلم فارست گامپ که در همان سال انجام می‌شد، نتوانست در آن شرکت کند.    عده‌ای فیلم را در زبان‌های مختلف از جمله پارسی، رهایی از شاوشنک معنا کردند که با توجه به متن و معنی فیلم درست نیست. رستگاری در شاوشنک به این دلیل انتخاب شده‌است که اندی به آرامی در طول ۱۹ سال زندانی بودن به این باور می‌رسد که قاتل اصلی همسرش خودش است و با وجود اینکه همیشه این امکان را داشت که از زندان فرار کند ولی این کار را نمی‌کند؛ ولی با آگاهی یافتن از وجود قاتل اصلی خود را می‌بخشد و به قولی به رستگاری می‌رسد که هر گناهکاری می‌بایست قبل از بخشیده شدن توسط خداوند آن را تجربه کند.    کوین کاستنر بازی در کاراکتر اندی دوفرین را رد کرد. نقشی که بعدها به خاطرش تاسف بسیاری خورد.    راب راینر برای گرفتن امتیاز فیلمنامه، به دارابونت ۲٫۵ میلیون دلار پیشنهاد داد. دارابونت که عقیده داشت این بهترین فرصتی است که می‌تواند یک کار بزرگ انجام دهد، این پیشنهاد را رد کرد. راینر قصد داشت از هریسون فورد و تام کروز به ترتیب در نقش‌های رِد و اندی استفاده کند.[۸][۹][۱۰]    فیلم با بی‌مهری آکادمی روبرو شد درحالی که اکنون در فهرست بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها در صدر بهترین فیلم‌های تاریخ سینما قرار دارد.    این فیلم همزان با فیلم موفق فارست گامپ (در یک سال) ساخته شد و تقریباً در تمامی جایزه‌های اسکار، با این فیلم رقیب بود. فارست گامپ در همه رقابت‌ها پیروز شد و در این سال رستگاری در شاوشنک موفق به کسب هیچ جایزه‌ای نشد. البته بعدها در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDB که بر اساس رای مردم است، رستگاری در شاوشنک در رتبه ۱ و فارست گامپ در رتبه 12 قرار گرفت.    این فیلم در گیشه‌های هالیوود بسیار کم فروش رفته‌است، اما در سینمای خانگی این فیلم بیش از ۳۲۰ هزار نسخه فروخته‌است.تفاوت‌های فیلم با داستان اصلیداستان این فیلم از داستان ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک از استفن کینگ برگرفته شده‌است، اما تفاوت‌هایی بین فیلم و داستان اصلی وجود دارد که بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از:  در داستان زندان‌بان کنار اندی می‌آید و می‌رود، در حالی که در فیلم زندان بان تا لبه ساختمان نزدیک او می‌شود و با او صحبت می‌کند.    در داستان رد مسئول کتابخانه زندان نمی‌شود.    در داستان اندی کفش‌های رئیس زندان را نمی‌دزد.    در داستان ویلیامز به یک زندان ناامن فرستاده می‌شود و ترجیح می‌دهد که کشته شود.    در کتاب رد یک فرد انگلیسی-ایرلندی است در حالی که در فیلم یک سیاه‌پوست است.    در فیلم اندی در سال ۱۹۶۶ فرار می‌کند در حالی که در داستان در سال ۱۹۷۵ فرار می‌کند.    قسمت نمایش فیلم ریتا هیورث در داستان اتفاق نمی‌افتد.منبع : ویکی پدیای فارسی</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Apr 2020 18:41:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد های فیلم انگل - Parasite ۲۰۱۹ [ 3 نقد فیلم انگل ]</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84-parasite-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9-3-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84-edt4form6fed</link>
                <description>قد های فیلم انگل - Parasite ۲۰۱۹نقد فیلم انگل, Parasite, کالبدشکافی استادانه ی نابرابری اجتماعینوشته : جان بلیزدیلامتیاز منتقد به فیلم : 10معرفی  کاراکترها در نیمه ی اول فیلم و تغییرات آنها در نیمه ی دوم بسیار شجاعانه  ، دلهره آور و خونین است. تصویربردار همیشگی «بونگ»(کارگردان) یعنی «هونگ  کیونگ پیو» دو قاب خانه ی زیر همکف و خانه ی بزرگ را واقع بینی اجتماعی  دقیقی نسبت به یک دیگر به تصویر کشیده است.«کیم وو»(چوی وو سیک) مرد جوانی است که آینده ای برای خود متصور نیست.  او در یک خانه ای در طبقه ی زیر همکف به همراه پدر ژولیده و بد اخلاقش «کی  تائک»(سونگ کانگ هو) ، مادر عصبانی اش «چونگ سوک»(چانگ هائه جین) و خواهر  باهوشش «کی جونگ»(پارک سو دام) زندگی می کند. شغل آنها درست کردن جعبه ی  پیتزا برای یک رستوران است. خانه ی آنها بسیار وضع بدی دارد و از اینترنت  بی سیم همسایه استفاده می کنند. اما کی وو برای آینده اش برنامه هایی دارد و  به پیشنهاد دوستش می خواهد معلم خصوصی شود.او موفق می شود تا با یک مدرک دانشگاهی جعلی خودش را به عنوان یک معلم  خصوصی به خانواده ای ثروتمند معرفی کند. او به عنوان معلم خصوصی «دا  های»(جونگ زیسو) دختر جوان یک مدیر ثروتمند بنام «آقای پارک»(لی سونگ کیون)  و همسر ساده اش «یئون کیو»(چو یئو جیونگ) شروع به کار می کند. همچنین کی  وو موفق می شود تا خواهرش کی جونگ را به عنوان معلم هنر برای پسر آقای پارک  معرفی کند.در ابتدا حس یک کلاهبرداری توجیه شده به مخاطب دست می دهد. اما در جایی  کی تائک به نشانه ی اعتراض می گوید که در این کشور بسیاری از فارغ التحصیل  دانشگاه ها مجبور هستند به شغل هایی مانند نگهبانی روی آورند و در جایی  دیگر کی وو تایید می کند که به دانشگاه خواهد رفت و این مدرک تقلبی فقط جهت  تسریع کاغذبازی های اداری است. اما مسئله به اینجا ختم نمی شود. تلاش های  کیم وو و خواهرش کی جونگ به نتیجه می رسد و آنها باعث می شوند تا آقای کیم ،  راننده و خدمتکار خانه اش را اخراج کند تا آنها بتوانند پدرشان را به  عنوان راننده و مادرشان را نیز به عنوان خدمتکار به آقای کیم معرفی کنند.این برنامه دقیق و کامل جایی به بار می نشیند که نویسندگان فیلم از یک  گره داستانی رونمایی می کنند که نشان می دهد این خانواده ، همان خانواده ای  نیست که در ابتدا به زندگی انگل گونه عادت کرده بود. معرفی کاراکترها در  نیمه ی اول فیلم و تغییرات آنها در نیمه ی دوم بسیار شجاعانه ، دلهره آور و  خونین است. تصویربردار همیشگی «بونگ»(کارگردان) یعنی «هونگ کیونگ پیو» دو  قاب خانه ی زیر همکف و خانه ی بزرگ را با واقع بینی اجتماعی دقیقی نسبت به  یک دیگر به تصویر کشیده است.در این فیلم بخش هایی از کتاب «یادداشتهای زیرزمینی» اثر «فیودور  داستایفسکی» و «مسخ» اثر «فرانتس کافکا» امورد استفاده واقع شده و انگل ها  را با سوسک ها مقایسه کرده که در یک سکانس به درون لانه ی خود می خزند و  بنظر می رسد که می خواهند به یک پشه تبدیل شوند. این کمدی اجتماعی دقیق ،  پیامدهای تراژیک این ساختار طبقاتی نامناسب را به خوبی روشن می کند.  خانواده ی کی وو حتی از نظر اخلاقی نیز ورشکسته هستند. آنها بازیگرانی  هستند که بیشتر از هرکس دیگری خود را گول زده اند. حتی وقتی که برای پیدا  کردن پول و آسایش در حال دروغ گفتن هستند.نقد فیلم انگل, Parasite, یادداشتی بر فیلم&quot;پارازیت&quot;نویسنده : زهره نبی زادهامتیاز منتقد به فیلم : 8پارازیت&quot; محصول 2019 کره جنوبی به کارگردانی بونگ جون - هو است.&quot;پارازیت&quot; محصول 2019 کره جنوبی به کارگردانی بونگ جون - هو است. این  فیلم که جایزه نخل طلایی کن و بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان 20 20 گلدن  گلوب را دریافت کرده است اکنون یکی از شرکت کنندگان اسکار می باشد که شانس  بالایی برای بردن یکی از جوایز آن را دارد مکان و شخصیت های فیلم همگی کره  ای می باشند و زمان رویدادها نیز مربوط به حال کره جنوبی است می توان از  نامگذاری این فیلم بخش عمده ای از مضامینش را حدس زد. &quot;parasite””که می  توان آن رابه انگل ترجمه نمود، و نشان از این دارد که فیلم قصد دارد نوعی  از زندگی انگلی را به تصویر کشد. بدین ترتیب فیلم بدون در نظر داشتن و  توضیح این که چگونه جامعه به طبقاتی تقسیم می شود که بین آنها شکاف زیادی  ایجاد می گردد، به روابط بین دو خانواده از طبقه فرودست و طبقه فرادست می  پردازد. &quot;پارازیت&quot; را می توان به دو نیمه یا پرده تقسیم نمود. در نیمه اول  همه چیز به شکلی کمدی وار به نفع خانواده فقیر پیش می رود اما در پرده دوم  اوضاع تغییر می کند و فیلم به یک تراژدی ختم می شود. داستان فیلم روایتی از  ورود یک خانواده فقیر با فریب و نیرنگ به زندگی یک خانواده ثروتمند است و  حوادثی در پی آن شکل می گیرد. &quot;پارازیت&quot; با نشانه گذاری های سمبلیک فراوانی  تفاوت این دو نوع از زندگی را تصویری می کند. از واقع شدن خانه ی بزرگ  ویلایی در بالای شهر با چشم اندازهای زیبا تا زیرزمین کوچک و نمور پایین  شهر با چشم اندازی به زباله ها و فضولات و از بارانی که باعث تفریح و  سرگرمی خانواده ثروتمند است و همان باران که سیل می شود  پایین می رود  فاضلاب  می شود و آشیانه ی فقرا را پر می کند. از پله ها و سر بالایی هایی  که به خانه ویلایی خانواده آقای پارک می رود و پله ها و سراشیبی هایی که به  زیر زمین آقای کی می رسد. از بوی نامطبوع -برای ثروتمندان- بدن فرودستان  که حتی با شستشوی فراوان خود و لباس هایشان تا زدن عطر و خوشبو کننده ها  نمی توانند آن بو را از خود دور کنند گرفته تا غذاها و حتی آب گازداری که  ثرونمندان می خورند و تهی دستان از آن محرومند. بدین ترتیب با نماهای  تصویری به اضافه ی گفتگوها، تفاوت ها و شکاف ها به روشنی برای مخاطب بازگو  می شود آنچه که می تواند برداشتی مشترک بین مخاطبین باشد همین اختلاف  طبقاتی است که در جامعه ی سرمایه داری کره به نمایش گذاشته می شود که خاصیت  همه جوامع سرمایه داری یعنی توزیع ثروت بدون عدالت اجتماعی است. اما آنچه  که می تواند مورد اختلاف باشد این است که:آیا فیلمساز قصد دارد تهیدستان را انگل ثروتمندان نشان دهد؟ یا اینکه  ثروتمندان به علت ثروتشان افرادی مهربان، خوشخو و خوشبو هستند و برعکس فقرا  ذاتا دغل باز و حیله گر و بدبو هستند؟ و یا اینکه ثروتمند شدن برای فقرا  آرزویی محال است و بهتر است پای خود را از گلیمشان درازتر نکنند و تلاششان  محدود به دست آوردن همان روزی اندک باشد؟نقد فیلم انگل, Parasite, اخلاق مداری آقای قاتلنویسنده :علی رفیعی وردنجانیامتیاز منتقد به فیلم : 4انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی –  سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در  این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت  ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه  فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به  واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف  ترین نمونه دیده شده...انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی –  سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در  این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت  ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه  فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به  واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف  ترین نمونه دیده شده از این فیلم ساز است .*معیشت روانییک خانواده از قشر ضعیف جامعه ای که به شدت رو به مدرنیته حرکت می کند و  وابسته به شبکه های اجتماعی برای ارتزاق اقتصادی خود است بر اساس پیشنهاد  وسوسه کننده یک دوست خود را جای معلمی کاربلد به خانواده ای متمول معرفی  کرده و ... جدای از تاری فاسد های اخلاقی موجود که مختصر به آن می پردازم  در این اثر فرم فیلمنامه نسبت به همه شخصیت های داستان وفادار نمانده . در  واقع فیلمنامه بونگ جون هو رنگ قرمزی است وسوسه کننده که چشمان مخاطب را  برای چگونگی رشد و نفوذ این خانواده -که بوی تعفنشان به مشام می رسد – باز  نگاه می دارد . اشاره به هوشمند بودن حرکت خانواده و ریسک بالای افراد در  برخورد با خانواده ثروتمند عملکرد روانی فیلم را کامل کرده است . چرا که  همواره قشر پرنفوذ و ثروتمند از سوی جامعه ، افرادی باهوش و محافظه کار  محسوب می شوند اما علی رغم میل باطنی مخاطب ، ضعف روانی خانواده غنی و ترس  آنان از بروز شبهات و هوش جلوگیری می گیرد . هنگامی که لباس زیر زنانه در  ماشین یافت می شود برخورد غیر اخلاقی و عقلانی خانواده ثروتمند اجازه بروز  چرایی را از فیلمنامه می گیرد و چنین رفتاری از سوی مولف نشان می دهد اثبات  انگیزه روانی برای مولف به مراتب مهم تر از ساختاری تماما قاعده مند بوده  است .*وضعیت قرمزنفوذ یک به یک خانواده فقیر در اتمسفری غیر قابل توجیه قبل از آنکه بحث  فرماتیک و سینمایی را مطرح کند دغدغه های شخصی فیلم ساز را مطرح کرده است .  به طور واضح می بینیم که فرم زیر پوست هیجانات روانی از نوع مولفی چون «ام  نایت شیامالان» پنهان شده است و اجازه بروز نمی یابد به همین جهت شخصیت ها  اگرچه جذاب اما پوچ و توخالی هستند و کاربرد دراماتیک پیدا نخواهند کرد .  ضعف روابط در «انگل» به چگونگی شکل گیری شان ختم نمی شود بلکه به چرایی آن  منتهی خواهد شد . بهانه نزدیکی پسر خانواده فقیر به دختر خانواده ثروتمند  را قابل قبول می دانم اما جدی شدن این رابطه از سوی هر دو را نقطه کور فیلم  نامه دیده ام . در واقع مولف در این اثر حرف برای گفتن زیاد دارد اما از  آنجا که زمان را تنگ می بیند قتل با کارد را که شکل هیجان انگیز سینما برای  وی است ترجیح می دهد .*شعور شرافت مندانهابتذال در آثار بونگ جون هو همواره روند نزولی طی می کند و به یک نتیجه  اخلاقی – روانی پسندیده ختم می شود . اما در این فیلم با معکوس برگزیدن  چنین هدفی هو می خواهد مخاطب از بی ادبان ، ادب بیاموزد . در صورتی که  سینما جای تذکار و کوشش انتزاعی نیست بلکه کارکرد اخلاقی سینما در به تصویر  کشاندن شدت یک ابژه منفی است . به زعم من سینمایی «انگل» دستاورد فیلم  سازی است که از تعاریف سلیقه مند اخلاقی خود ، اثری غیر اخلاقی تولید کرده  است و تعمدا روان آدمی را هرطور که رفتار کند پذیرا است .منبع : سلام سینما</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 06:18:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم فورد در برابر فراری | برنده جایزه اسکار</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-e1yzaceesvby</link>
                <description>فیلم فورد در برابر فراریفورد در برابر فراری (انگلیسی: Ford v Ferrari)، یک فیلم آمریکایی در ژانر زندگینامه‌ای درام به کارگردانی جیمز منگولد است در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. فیلم‌نامه این فیلم توسط جیسون کلر بر اساس رخدادهای واقعی به نگارش درآمده است. فیلم، داستان زندگی و رفاقت پیچیدهٔ کن مایلز و کرول شلبی را به تصویر می‌کشد که در اوایل دهه ۶۰ توسط شرکت فورد استخدام می‌شوند تا ماشین مسابقه‌ای قدرتمند بسازند که بتواند ماشین شرکت فراری را شکست دهد. کریستین بیل، مت دیمون، جان برنثال، کترینا بلف، نوآ جوپ و جی‌جی فیلد ستارگان فیلم هستند.پرونده ساخت فیلم از فوریه ۲۰۱۸ باز شد. تام کروز و برد پیت نخستین انتخاب‌ها برای نقش‌های اصلی بودند اما هردو به علت هم‌زمانی با پروژه‌های دیگر نتوانستند در فیلم حضور پیدا کنند و دیمون و بیل جایگزین شدند. فیلم‌برداری از ژوئیه همین سال آغاز شد و بعد از سه ماه به پایان رسید.فورد در برابر فراری نخستین بار در اوت ۲۰۱۹ و در طی جشنواره فیلم تلیوراید به روی پرده رفت و سپس در تاریخ ۱۵ نوامبر توسط فاکس قرن بیستم به صورت جهانی اکران شد. فیلم با تحسین جهانی منتقدان همراه بود و در زمینه کارگردانی، اجرای دیمون و بیل، موسیقی، فیلم‌برداری و سکانس‌های مسابقه ستایش شد. فیلم همچنین یک موفقیت در گیشه بود و توانست ۲۲۵ میلیون دلار در سرار جهان فروش کند در حالی که بودجه ساخت آن ۹۷ بوده‌است. هیئت ملی بازبینی فیلم، فورد در برابر فراری را یکی از ۱۰ فیلم برتر سال معرفی کرد. در هفتاد و هفتمین مراسم گلدن گلوب فیلم در رشته بهترین بازیگر مرد فیلم درام بود که موفق به کسب آن نشد. همچنین در نود و دومین دوره جوایز اسکار، فیلم در چهار رشته از جمله بهترین فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود که در نهایت دو جایزه بهترین تدوین و بهترین تدوین صدا را به خود اختصاص داد.پوستر اکرانبازیگرانکریستین بیل در نقش کن مایلزمت دیمون در نقش کرول شلبیکترینا بلف در نقش مالی مایلزنوآ جوپ در نقش پیتر مایلزجان برنثال در نقش لی لاکوکاجی‌جی فیلد در نقش روی لونجاش لوکاس در نقش لئو بیبیتریسی لتس در نقش هنری فورد دومبنجامین ریگبی در نقش بروس مک لارنمنبع : ویکی پدیا فارسی</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Fri, 13 Mar 2020 21:45:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برندگان جایزه اسکار سال 2020 - لیست فیلم های برنده</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2020-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-yk3lhw9r3l3a</link>
                <description>نود و دومین جوایز اسکار -  زمان: ۹ فوریه ۲۰۲۰ نود و دومین مراسم جوایز اسکار، توسط آکادمی علوم و هنرهای سینما و برای انتخاب بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ در سالن تئاتر دالبی، هالیوود، لس آنجلس برگزار شد.این مراسم پس از یک‌دهه برگزاری در اواخر فوریه، امسال نهم فوریه ۲۰۲۰ برگزار شد. در این مراسم جوایز آکادمی اسکار (که با نام جوایز آکادمی نیز شناخته می‌شوند) در ۲۴ رشته اهدا می‌شوند. این مراسم در آمریکا به صورت زنده از شرکت پخش رسانه‌ای آمریکا (اِی‌بی‌سی) پخش می‌شود و تهیه‌کنندگان آن لینت هاول تیلور و استفانی الن بودند. با توجه به موفقیت اجرای بدون مجری نود و یکمین جایزه اسکار در سال ۲۰۱۹، مراسم امسال نیز مجری نداشت.از مراسم‌های مرتبط، یازدهمین دورهٔ مراسم جوایز گاورنر در سالن اجتماعات بزرگ مرکز هالیوود و های‌لند در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۹ برگزار شد.فیلم کره‌ای انگل در کمال تعجب به عنوان اولین فیلم کره ای تاریخ اسکار برنده جایزه بهترین فیلم شد.واکین فینیکس اولین جایزه اسکار خود را با بازی در فیلم جوکر دریافت کرد.برد پیت اولین جایزه اسکار خود را به دلیل بازی در فیلم روزی روزگاری در هالیوود دریافت کرد. رنی زلوگر دومین جایزه اسکار خود را دریافت کرد.برندگان و نامزدهانامزدهای نود و دومین دوره جوایز آکادمی در تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی، در ساعت ۵:۱۸ قبل از ظهر به وقت پی.اس. تی (۱۳:۱۸ به وقت یوتی‌سی) در سالن تئاتر ساموئل گلدوین در بورلی هیلز کالیفرنیا، هم‌زمان با پخش زنده جهانی توسط آکادمی، اعلام شدند. مجریان این مراسم جان چو و ایزا راعی بودند.با اعلام نامزدها، فیلم جوکر به کارگردانی تاد فیلیپس در یازده بخش (شامل بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد)  نامزد شد و توانست جایگاه اول از لحاظ تعدد نامزدی را ازآن خود کند. جوکر موفق شد به اولین فیلم اقتباس شده از شخصیت‌های دی‌سی تبدیل شود که نامزد بهترین فیلم شده‌است.همچنین رکورد شوالیه تاریکی را، که با ۸ نامزدی موفق ترین فیلم دی‌سی در جوایز آکادمی بود، شکست. از  طرفی توانست رکورد بیشترین نامزدی برای یک فیلم ابرقهرمانی را نیز بشکند.  در جایگاه دوم فیلم‌های مرد ایرلندی، ۱۹۱۷ و روزی روزگاری در هالیوود با ده نامزدی قرار گرفتند. که هر کدام در بخش‌های بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نیز نامزد شده‌اند. در جایگاه سوم، چهار فیلم زنان کوچک، خرگوش جوجو، داستان ازدواج و انگل با شش نامزدی قرار گرفتند. این برای اولین بار است که فیلمی از کره جنوبی (انگل) موفق یه کسب نامزدی در بخش بهترین فیلم بین‌المللی می‌شود. این فیلم با توجه به استقبال گستردۀ منتقدان، توانست در بخش‌های  اصلی نیز (شامل بهترین فیلم و بهترین کارگردانی) نامزد دریافت جایزه شود.در میان استودیوهای فیلم سازی، نت‌فلیکس با کسب ۲۴ نامزدی در جایگاه نخست قرار دارد.بهترین فیلمانگل فیلم انگل 2019فورد در برابر فراری فورد در برابر فراریرد در برابر  مرد ایرلندی مرد ایرلندیخرگوش جوجو – کارتیو نیل و تایکا وایتیتیخرگوش جوجوجوکر  جوکر (فیلم ۲۰۱۹)زنان کوچک زنان کوچک داستان ازدواج داستان ازدواج ۱۹۱۷ ۱۹۱۷ روزی روزگاری در هالیوودمنبع : ویکی پدیا</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2020 03:11:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم انگل - Parasite ۲۰۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/@taghche/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84-parasite-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9-tgdceijpsonc</link>
                <description>فیلم انگل - Parasite ۲۰۱۹انگل  - Parasite فیلمی محصول کره جنوبی در ژانر کمدی سیاه به نویسندگی و کارگردانی بونگ جون-هو است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به سونگ کانگ-هو، لی سون-کیون، چو یئو جئونگ، چوی وو-شیک و پارک سو-دام اشاره کرد. این فیلم در بخش اصلی جشنواره کن ۲۰۱۹ حضور داشت و برنده نخل طلای جشنواره شد.انگل برای نخستین‌بار، نامزد جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه، بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان در هفتاد و هفتمین مراسم گلدن گلوب در سال ۲۰۲۰ (میلادی) شد و توانست جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان را از آن خود کند.سونگ کانگ-هو بخاطر بازی در این فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این فیلم همچنین نامزد دریافت شش جایزه در آکادمی اسکار بود که از بین آنها برندهٔ جوایز بهترین فیلمنامه، بهترین فیلم، بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان و بهترین کارگردان شد.جایزه اسکار فیلم انگل - Parasite جایزه اسکار فیلم انگل - Parasite انگل نخستین فیلم غیر انگلیسی‌زبان است که برندهٔ جایزه بهترین فیلم آکادمی اسکار شد.داستانهمه اعضای یک خانواده که کارهای موقت کم‌درآمد دارند با حیله‌گری وارد خانه و زندگی خانوادۀ ثروتمندی به نام «پارک» می‌شوند. آنها گرفتار  حادثۀ غیرمنتظره‌ای می‌شوند و به دردسر می‌افتند و بیرون آمدن از آن خانه  برایشان به یک کابوس مبدل می‌شود.نقدبسیاری از  منتقدان، این فیلم را بهترین اثر «بونگ جون-هو» تا به امروز توصیف کرده‌اند  که به عنوان یک اثر کمدی غیرعادی آغاز و به اثری عجیب تبدیل می‌شود که در  هیچ ژانری قابل دسته‌بندی نیست. آخرین اثر بونگ، زندگی را زیر کفن  سرمایه‌داری می‌جوید و در پایان، ما را توانگرتر می‌سازد. الخاندرو گونسالس اینیاریتو رئیس هیئت داوران جشنواره کن در نشست خبری پس از مراسم اهدای جوایز در اینباره گفت:«این فیلم تجربه‌ای منحصر به فرد و اثری غیرمنتظره است. همهٔ ما را  تحت تأثیر قرار داد. اینکه فیلم ما را از طریق ژانرهای گوناگون با خود  همراه می‌کند و به شکلی سرگرم‌کننده پیرامون مسئله‌ای جهانی و اساسی حرف  می‌زند برای ما غیرقابل پیش‌بینی بود.»جوایز جشنواره کن  |  جشنواره کن ۲۰۱۹   |  نخل طلا  ? جشنواره فیلم سیدنی   |  ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹  | بهترین فیلم   ?هفتاد و هفتمین مراسم گلدن گلوب  |  ۵ ژانویه ۲۰۲۰  |  بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان  ?هفتاد و سومین دوره جوایز بفتا 	۲ فوریه ۲۰۲۰ 	بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان  ?نود و دومین دوره جوایز اسکار 	۱۰ فوریه ۲۰۲۰ 	اسکار فیلم بین‌المللی  ?نود و دومین دوره جوایز اسکار 	۱۰ فوریه ۲۰۲۰ 	اسکار بهترین فیلم  ?تصاویری از فیلم انگل Parasite 2019پوستر فیلم انگلفیلم انگل 2019فیلم parasite نظر منتقدان دنیا درباره فیلم سینمایی Parasiteواکنش منتقدان و مخاطبان به فیلم Parasite به شدت مثبت بود. این فیلم  سینمایی توانست در سایت معتبر Metacritic و توسط منتقدان برجسته‌ی دنیا  امتیاز 96 از 100 را دریافت کند. در این قسمت نگاهی خواهیم انداخت به  نقدهایی که از این فیلم توسط منتقدان مطرح جهان منتشر شده‌اند.استفانی زاچارک: فیلم Parasite بالاترین جایزه را در جشنواره فیلم کن گرفت و نماینده کره  جنوبی برای جایزه بهترین فیلم بین‌المللی در اسکار است. دلایل خوبی برای  معروفیت جهانی این فیلم وجود دارد. این فیلم قصه‌ای را تعریف می‌کند که  احتمالا بدون زیرنویس با بدون هیچ دیالوگی هم می‌توانید آن را دنبال کنید.  چهره‌های این بازیگران به آشکاری نشان می‌دهد که غریبه بودن در دنیای ثروت و  برتری چه حسی دارد. با این حال فیلم Parasite اول از همه یک داستان  خانوادگی است؛ یادآور این است که وقتی هیچ چیزی نداریم حداقل یکدیگر را  داریم.جو مورگنسترن:فیلم Parasite شاهکاری از غافل‌گیری‌های پی در پی است که توسط کارگردان  کره‌ای بونگ جون-هو کارگردانی شده است. آقای بونگ پیش از این با فیلم  Mother محصول سال 2009 ما را غافل‌گیر کرده بود. اما مهارت فراگیر این یکی  فیلمش چیزی جدید برای خودش و برای ما است.منولا دارگیس: در پایان فیلم، این نمایش خنده‌دار وحشیانه‌تر می‌شود. خنده‌ها،  ترسناک‌تر و ظالمانه‌تر می‌شوند. تا آن زمان شما هم مانند خانواده کیم در  این خانه به راحتی جاگیر شده‌اید: هرچه باشد این خانه خیلی خوب و باصفاست.  اما هزینه این راحتی و آن اتاق‌های زیبا – و رضایت حریصانه آنها که با  بی‌انصافی و فرومایگی‌ همراه است – خیلی سنگین است.منبع : ویکی پدیای فارسی</description>
                <category>طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2020 02:24:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>