<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Moein Taghvaei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@taghvaei.moein1996</link>
        <description>من یک زیست شناس،پزشک،مشاور تحصیلی،شاعر،نویسنده،استریمر و تولید کننده محتوای فرمول یک و سایکل توریست(دوچرخه سوار گردشگر) هستم ! و عاشق خوابیدن !</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 14:44:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/150943/avatar/kyYWxz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Moein Taghvaei</title>
            <link>https://virgool.io/@taghvaei.moein1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>و مردمی که ارزش معلم را نمی دانند!</title>
                <link>https://virgool.io/@taghvaei.moein1996/%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-gnnkw3mf4a2h</link>
                <description>مردمی که ارزش معلم را نمی دانند!حالا که 24 عید را پشت سرگذاشته ام این اولین عیدی هست که نه خبری از دیدار مامان بزرگ بابابزرگ رفتن هست نه خبری از عیدی بابا و داداش و بقیهحتی خبری از اون ماهی کوچولوهای قرمز سفره هفت سین هم نیستمدتی ست که یک مهمان ناخوانده اومده و حسابی داره جولان میده،از اون مهمونا که اصلا حبیب خدا نیستیک ماهی هست که یک بیماری وارد کشور شده و باعث شد دانشگاه ها و اداره ها و مکان های عمومی و . . . همه تعطیل بشن و برن خونه هاشونحالا دارم فکر میکنم چرا با اینکه اینقدر علم و تکنولوژی پیشرفت کرده پس چرا تنها خبرهایی که این روز ها میشنویم خبر مرگ و مبتلا شدن هزار هزار انسان هستحالا میفهمیم که علم بهتر از ثروت هستمیلیارد میلیارد پول که در صنعت های مختلف سینما و سرگرمی و ورزش هزینه میشوند و یک هزارم آن ها دستمزد دانشمندان و استادان و معلمان نیستحتی شاید یک میلیونیوم !پدر من نزدیک به 40 سال در سرمای سخت هرروز صبح به مدرسه رفت و پای تخته گچ خورد و دانش آموز تحویل جامعه داد و حالا بعد از نزدیک به 50 سال کار کردن و تعلیم دادن حقوق ماهانه ای دارد که به زور جواب تهیه مایحتاج زندگی اش را می دهددرعجبم! چرا هیچوقت پشت شیشه یک فروشگاه نوشته ای با عنوان:تخفیف ویژه مهندسان و یا تخفیف ویژه پزشکان نمیبینمولی تا دلت بخواهد تخفیف ویژه فرهنگیان!اسکان فرهنگیان در مدارس روی یک تکه موکت !اما کارکنان فلان ارگان دولتی هتل های مجلل در شمال کشور برای اسکانشان فراهم هستمگر غیر از این است که اگر این معلمان نباشند ما هیچ پزشک و هیچ مهندسی نخواهیم داشت؟حالا هم که تمام دنیا چهار ستونش از ترس یک ویروس به لرزه افتاده همه دست به دامن زیست شناسان و دانشمندان و علم دانان شده اند که:خواهش میکنیم سریع تر واکسن را کشف کنید!علم بهتر است یا ثروت؟!باید اهمیت بدهیم به علم دانان و علم آموزان و تعلیم دهندگانو این یعنی مساوات و این یعنی زندگی برابر انسان ها درکنار هم رو به افق های روشن برای موفقیت و آرامش!ما انسان ها بیدار می شویم یا نه؟!این ویروس هم از بین ما خواهد رفت!اما ویروس همیشگی جهل و دشمنی و طمع در بین ما انسان ها همیشه پا برجاست!شاید امروز دوباره زمزمه های علم بهتر از ثروت هست را میشنویم!دیری نخواهد بود که دوباره طمعکاران ثروت اندوز و جنگ آوران قدرت طلب تمام این نگرانی های انسانی و این اخلاق مداری های مهربانانه رو فراموش می کنند و دوباره میلیارد میلیارد هزینه سرگرمی های بی هدف خواهند شد!و انسان بیدار نخواهد شد !</description>
                <category>Moein Taghvaei</category>
                <author>Moein Taghvaei</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 00:47:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار و شروعی تازه</title>
                <link>https://virgool.io/@taghvaei.moein1996/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-ln5zchdqunzr</link>
                <description>بهار که شروع میشه،دلم لک میزنه واسه دیدن بارونی شدن هوادلم میخواد هی بباره هی بباره هی بباره و من بشینم زیر این بارون و زیرلب قربون صدقه ابرها برمبعد که اشک آسمون تموم شد،رو کنم به بالا و یه لبخند با تمام وجودم بزنم و خداروشکر کنم که اینقدر احساس خوب دارم از این زندگیمن انگیزه دارم؟!من هدف دارم؟!دائما با خودم کلنجار میرم این دو تا سوال رو . . .من کیم؟! دارم چیکار میکنم؟!دائما با خودم زمزمه میکنم این دوتا سوال رو . . .و طوری زندگی میکنم که به جواب این دو سوال برسممن برای این زنده ام که انگیزه و هدف داشته باشماما دوست دارم که خودم رو بشناسم که هدفم رو پیدا کنم،چه رابطه مستقیمی بین این دوتا هستو چه مستقیم سختی هست که در یک لحظهء زندگی شیرین می . . . شودامروز اولین روز از اولین ماهِ اولین فصلِ آخرین سال دهه نود هستتجربه کردم،آموختم و فهمیدم که باید تجربه کنم و بیاموزمتمام دستاورد من در یک دهه این بوده که بیاموزم که تجربه کنم و بیاموزماین آخرین سال مرا وارد سومین دهه زندگی خواهد کرد!حالا چطور میخوام وارد این دهه بشم؟شکست خورده و مغموم؟پیروز و پرتجربه؟شاد و دل زنده؟ناراحت و دل مرده؟نه به اندازهء چهار فصل و یا دوازده ماه و یا 365 روز؛که به اندازه ی8760 ساعت باید بیاموزمباید بخندم،باید بنویسم،باید بخوانم و باید برقصمتا زندگی را زندگی کنم و عاشقانه را عاشقانه بسازماین منم ... قصهء کامیشا . . . .</description>
                <category>Moein Taghvaei</category>
                <author>Moein Taghvaei</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 00:49:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و من تو را دوست دارم . . .</title>
                <link>https://virgool.io/@taghvaei.moein1996/%D9%88-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-xgsxlozhinsf</link>
                <description>خب با جمله کلیشه ای: &quot;یک سال گذشت&quot; شروع میکنم! یک سال گذشت از زمانی که عاشقانه آرزو میسازم در دنیایی که با اومدن تو رنگ گرفتهکه صورتی شده،که قرمز شده،که زرد و آبی و بنفش و سبز؛ آره سبز شدهو من برای تو میخونم هنوز از اینجا،این نقطه از دنیا که عاشق ترین و صادق ترین تن منتظر و شیدای تو ایستادهآرزوی عید قبلیم آمدن لبخند روی لبای سرخت بود و آرزوی عید امسالم آمدن لبخند روی لبای سرخت هست و آرزوی تمام عید های آینده امهمین که آرزو میکنم لبخند روی مهربانی لبامون بیاد بهترین هدف برای شروع یک سال و چهار فصل جدید از زندگی عاشقانمونهبهار که میشه سبز میشم و زیر نم نم بارون برات شعر میگم و میدونی که هوای مورد علاقه م هوای ابریه پس توی هوای مورد علاقه م برات زیباترین نغمه های دنیا رو عاشقانه میخونم و درکنارت قدم میزنم و این عیش رو زندگی میکنمتابستون که میشه؛امان از تابستون که فعلا برامون طعم گسی داره و مزه جدایی مکانی،اما یه روزی میرسه که تابستونمون طعم سفر و میوه های خوشمزه داره مثل توت فرنگی های سرخ و آب دار و شیرین شمالپاییز که میشه دوباره از سر میگیریم عاشقانه هامونو و قدم زدنامون و اون لحظه جذاب دیدن چشم های نازت،پاییز اگه برای همه عاشقا فصل درد و عذابه برای منو تو فصل وصل و وصاله،فصل &quot;سرما نخوری عزیزم&quot; فصل &quot;میای رو برگا قدم بزنیم&quot;؛پاییز رو دوست دارم چون از اول تا آخرش داشتمت و دارمتزمستونا هم که دیگه گرفتن دستای توئه که میتونه منو گرم نگه داره و قلبم رو قدرت بده که با تموم وجودش برای تو به تپیدن بیوفته و وای از اون هُرم دوست داشتن و عشقی که با بوسه های تو،توی وجودم شعله ور میشهیک سال برای من هر لحظه اش یک نُت موسیقی عاشقانه ست کنار تویک سال برای من هر لحظه اش بوی یک گل رز سرخ زیباست کنار تویک سال برای من . . .یک سال برای من یعنی تو باید عاشق زیباترین فرشته خدا باشییعنی هر شب آخرین جمله رو تو بگو تا بدونه تو تا صبح مواظبشییعنی طوری کنارش باش که وقتی بهش میگی دوستت دارم؛برگرده و با تموم ذوق و شوق و برقی که تو چشاشه بگه:آررره؟ و تو بگی:آره دردت به جونمو من؛ دوستت دارم</description>
                <category>Moein Taghvaei</category>
                <author>Moein Taghvaei</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 01:45:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>