<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیره عشقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@takeeasy</link>
        <description>از نو نوشتن....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:49:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2039/avatar/YU7jaD.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیره عشقی</title>
            <link>https://virgool.io/@takeeasy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مربی های مادروار  و پروژه های  مادر دار</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-lrf3qzt0zpl6</link>
                <description>کوه کارهای نکرده و مربی های مادرواروقتی میشیینم بالای کوه کارهای اشتباه و ایده های دست نخوره و کارهای تمام نشده  میگم ای خداااا کاش یه کپی از خودم بودم یا یکی که دستمو میگرفت میبرد دونه دونه اینارو جمع میکردیم و تعمیرکردنی ها  و خراب شدنی ها و دورانداختنی ها رو انجام میدادیم بعد که همینجوری دارم حرف میزنم میگم اخه کی میاد کی میاد اصلا خودشو با تو درگیر کنه که تازه بخواد هم کمک کنه در راستای بی اعتمای از اینکه کسی از ته دل به کسی کمک نمیکنه  همینجور یکه زل زدم به پایین کوه  و میبینم که  افکار و پروژه ها و کارهای تموم نشده ام چقدر شبیه بچگی هام هستن مثل اسباب بازی های ریخته شده  وسط اتاق ته دلم میخندم از این استعاره و میگم اره خودشه دختر! داشتن یه مادر که دعوات کنه  چرا اینقدر شلوغ کاری کردی زود باش جمعش کن! و طوفانی از تلاطم و تلاش بوجود میاد و همه جا تمیز میشه عاشق اون لحظه هایی هستم که خودش خم میشه و یکی شو برمیداره و  اینجوری مقابل عمل انجام شده قرارت میده تا مجبور بشی حرکت کنی به نظرم دانشمندان حوزه  بهره وری در راستای تنبلی و اهمالکاری باید  ترفندهای مادرانه و ریزحرکت ها و زبان بدن و  استراترژی های مادرانه رو به شدت موشکافی کنن تا همه تنبلی های دنیا جمع شه بره کارش و مربی های مادروار بوجود بیاد و اصلا تدرس بشه  تا مربی ها یاد بگیرن مادروار عشق بورزن وقتی میگن بچه هام، بچه هام و به فکر بچه هامم باید مادروار هم رفتار کننخلاصه که کم داریم  مربی مادر وار و پروژه های و ایده هایی که بدون مادر ریختن زمین باز مینویسم پست قشنگ  هنوز جا داری.......</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 16:13:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکر کردن برای زندگی کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-ubeokki4fqey</link>
                <description>هیچ فکر کردی فکر کردن برای زندگی کردن تو دنیای پیش رو لازمه ؟هی به خودت بیا دیگه نمیتونی  صبح بیدار بشی و بگی بریم ببینیم چی میشه البته فکر کردن نه به معنای نشستن و فکر کردن و فسفرهای فراوان سوزوندن بلکه به معنای اگاه بودن به روزها و ساعت های و کارهایی که میکنی  هست اگاه بودن فکر کردن تنها چیزایی هستن که باید انجام بدی میرسی به ارزوهات شاید میگن  اولویتت این باشه هر روز چیزی بنویسید و منتشر کن  چرا که باعث میشه فکر کنی  و این فکر هست که تو رو متمایز میکنه و درنهایت به تاثیرگذاری و پولسازی و  شگفتی های بزرگ منجر میشه بنویس دوست من خیلی ساده قانع کننده بود نه ؟!</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 19:31:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میگن همینجوری بنویس</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-snilkspkwm8v</link>
                <description>میگن وقتی نمیدونی با خودت چند چندی و از چی و از کجا بنویسی همینجوری بنویس و بنویس و بنویس  که یه جایی یه روزی یه  جوری خلاصه خودت قشنگ و شسته و روفته ات رو از بین نوشته ها بیرون بکشی میدونم که نوشته های پیادار و منظم و هدفمند خیلی خوبن ولی نمیشه از نوشته های همینجوری هم دل کند نوشته هایی که برای هیچ مخاطب و هدفی نیست شاید بهتر باشه بگم نوشته های همینجوری به دنیا میان تا رهایی رو هدیه بدن  اصلا ندن هم دوست داشتن یان اخ که چقدر میچسبه خارج از چارچوب بنویسی  اینجوری خیلی حال میده انتظار نداری کسی بخونه و نوشته هات ور دوست داشته باشه  ولی یکی اومد لایک کرد هم حال میده میگی آهان ! این عین خودمه دوست داشتن واقعی که میگن همینه نه ؟ بخاطر دلیل خاصی لایک نمیزنی و فالو نمیکنی  قشنگه بنظرمخوندن نوشته های همینجوری  عین اون تیکه هایی از فیلم هاست که میری و  لای کتاب  و یادداشت های نویسنده ها رو پیدا میکنی اینجوری میشه که نوشته های ناب و نخونده ای رو پیدا میکنی که کسی تا حالا نخونده بود. لذت داره و هیجان ! شاید تو نوشته های همینجور یخودمم دنبال هیجان از دست رفته بلاگ نویسی هستم </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 10:08:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرتب کاری روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-ghzlcvqflo7c</link>
                <description>مرتب کاری باید جزیی از فرآیند روزانه باشه و اگر روزانه نه  هفتگی ولی برای منی که دوست دارم  پیامک های اضافی رو پاک کنم و صفحه دسکتاپم همیشه مرتب باشه  این عادت به شکل روزانه انجام میشه وقتی روزی سر نزنم با انبوه فایل و پیامک  مواجه میشم و این برای من سخته و باعث میشه تمرکزمو از دست بدم فکر میکردم زیاد دارم بهش اهمیت میدم و مرتب کاری فایل هام  بهونه ای هست برای اینکه کارای اصلیمو انجام ندم مدتی انجامش ندادم اما  در اون مدت دیدم که  بیشتر کلافه و بی برنامه شدم و حتی فایل هامو از دست دادم در اثر شلختگی، پس نتیجه گرفتم باید  مرتب سازی رو جدی بگیرم هر چند همه بگن زیاده روی میکنی اگر مرتب سازیم درست باشه میتونم کارهارو بهتر پیش ببرم و ذهن آرومتری داشته ابشم تو کلاس نویسندگی یاد گرفتم  دستورالعمل بسازم دستورالعمل ساختن باعث میشه کارهای همیشگی رو بدون خسته کردن و رجوع به ذهن انجام بدیم دستورالعمل من برای  مرتب سازی روزانه ام چی میتونه باشه ؟زمان مشخص داشته باش : ظهر ساعت 2 + شب ساعت 10سلسله مراتب مرتب سازی : اس ام اس ها + واتساپ + تلگرام 2+  دسکتاپ و پوشه دانلود + پ.شه شخصی +هارد و فلش و فایل ها باید هماهنگ بشن + نوت بوک +بوکمارک ها </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 23:00:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر 8 ساعت 1 پست</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%87%D8%B1-8-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-1-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-jpfnq2ppfp9u</link>
                <description>اگر من دکتر این روزهای زندگی بودم برای هر بیمار هر 8 ساعت 1 پست رو تجویز میکردم استرس گم شدگی بیماری  همه چی ناشی از ننوشتن های زیاد هست یه دوستی بود میگفت برای  اینه تو این زندگی دووم بیاری باید به تعداد ادم های منفی که دورت هست ادم های مثبت اضافه کنی و بیشتر البته در راستای این حرکت جهادی و کمبود ادم های همیشه در  صحنه حاضر مثبت دیدم کتابها میتونن دوستای بهترِ مثبت ترِ همیشه حاضرتری باشند این شد که همیشه تنهایی ها و دلتنگی ها و کلافه گی ها و چه کنم ها پر شد از کتاب ها اما این دوستان پر ازحرفم و انبوه ورودی اطلاعاتی که بر من وارد کردند و وب گردی های فراغتی  باعث تلنبار شدن باید بکنم های زیادی شد که زیر بار اونها و در سکوت چندین و چند ساله دفن شدم  و این شد که به یک دیوانه کمال گرا از طبقه کمالگرای معمولی انتقال پیدا کنم اینجا برای شکستن این سکوت ها و دل به دریا زدن و اشتباه کردن ها و جشن گرفتن این اشتباهاست تا یاد بگیرم با کم بودن و معمولی بودن و اشتباه کردن هم میشه زیبا بود و زندگی کرد چرا که اشتباه نکنیم ، غلط ننویسیم و شکست نخوریم ؟ </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 01:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سری 0 از مجموعه  چندتا استارتاپ میشناسم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%B3%D8%B1%DB%8C-0-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%85-redruuqhguyj</link>
                <description>استارتاپ کلمه ای که همگش شنیدیم ولی پای حرف که به میون میاد اصلا نمیدونیم چی به چیه حالا یه تعریف خوشگل ازش میذارم  قبلش باید دوره ناتموم کارافرینی نابم رو مرور کنم هدف از نوشتن این پست ایجاد رشته موضوعی من چندتا استارتاپ میشناسم رو دنبال خواهد کرد شما هم دنبال کنید و  منو در  جمع آوری این گنجیه یاری کنید وقتی میگیم استارتاپ میشناسم هدف از شناختن فهم و درک مدل کسب و کار آن استارتاپ هست پس وقتی اینجا پستی از استارتاپی معرفی کردم یعنی مدل کسب و کار اون را در حد درک مطالعه کرده ام این باعث میشه هم یادگیری عمیق داشته باشم و هم به قول متمم عزیز دانستن چیزی با درک اون رو متمایز کنیم از هم   باشد که از یادگیرندگان و استواران راه یادگیری و نوشتن باشیم :)آمینش یادم رفت </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2019 19:10:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هول هولکی نوشته هام</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%87%D9%88%D9%84-%D9%87%D9%88%D9%84%DA%A9%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%85-nhqrfmo09qti</link>
                <description>ویرگول عزیزم سلام تا اینجا چندتاپست خودجوشانه(spontaneous) نوشتم که وقتی دستم خواسته به قلم بره دوست داشتم که اینجا بنویسم پست هایی که کوتاه بودن ولی خب برای خودم و خودت نوشتم پست هایی که جوانه هستن  و ظرفیت اینو دارند که رشد کنند و پست های بلند و بالغی تبدیل بشن که واقعا حرفی برای گفتن داشته باشن تو پست قبلی هم گفتم حجم حرفهای نگفته خیلی بیشتر از چیزی هست که اینجا مینویسم ولی یاد نگرفتم تمام قلبم رو در کلمات جاری کنم .و اینکه واقعا پست هام حرفی برای گفتن داشته باشن آرزوی قلبیم هست.حرف و دراز کردم و فراموش شد و این اتفاق بعد موقع جرقه زدن نوشته هام هست . شاید باید برای درمان این عجولی از تکه نویسی استفاده کنم و مثل یه مادربزرگ مهربون حرفهای رو وصله کنم بهم . تا اینکه بخوام به ذهن رفیق نیمه راهم اعتماد کنم. وقتی این حالت پیش میاد موقع نوشتن یاد صف های دوران مدرسه میافتم که برای رد شدن و زودتر رسیدن همدیگه رو هل میدادیم. حرفها هم عین بچه های مدرسه برای جا دادن خودشون روی این صفحه های سفید همدیگه رو هل میدن و من میمونم و این بچه هایی که باید جمعشون کنم!</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 03:30:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزنده هایی فراتر از حرف</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B1%D9%81-uz82a88tort0</link>
                <description>این نوشته رو برای اونایی مینویسم که از تجربه های ناب خودشون در مسیر یادگیری مینویسن. مسیری که برای هرکسی متفاوت هست. بخاطر همین اشتراک مطالبی که یاد میگیریم از این جهت میتونه مهم و مفید باشه که دیگران رو برای رسیدن به مسیر دلخواه خودشون بیشتر و بهتر کمک کنه. یادم نمیاد کجا خوندم که منبعش رو ذکرکنم ولی نوشته جالبش توی ذهنم موند یادگیری از طریق تجربه های شخصی دیگران مفیدتر هست تا خوندن مطالب و نکته هایی که حاصل خلاصه نویسی یا تالیفی از منبع دیگههست. شاید به خاطر اینکه تجربه های جون دارن و میتونن جون  دوباره ببخشن برای تو و توهای بعداز تو. اما ..اما داره که  وقتی داریم از تجربه هایی که کردیم مینویسیم شایسته تر هست که راهکار و روش ابداعی مون رو هم به دیگران معرفی کنیم. مجموعه ابزاری که ما رو برای رسیدن به اهدافمون هدایت کردن شاید بتونن جعبه ابزار کمکی دیگران باشند.این نوشته و خیلی از نوشته های ویرگول من جرقه ای هستن که  تو دل ویرگول نقش میبندن باشد که این فرزندان خوبم جوانه بزنند این جرقه رو دوست داشتم اینجا به خودم قول میدم منسجم تر و دنباله دارش کنم</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Apr 2019 14:06:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشتیبان خوب راه سریع یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-jpqy59mucfpz</link>
                <description>خیلی وقتها پیش میاد که دوست  دارم  نرم افزار یا ابزاری رو سریع یاد بگیرم. درسته که اینترنت راحت ترین ابزار یادگیری هست اما   تا بیای پیدا کنی چی به چیه و منبع درست رو برای یادگرفتن شناسایی کنی دیرشده. غیر از بحث زمان یادگیری فکر میکنم روش یادگیری هم  مهمه اینکه بتونی راحت یاد بگیری و فرایند یادگیری برات لذت بخش باشه نه اینکه در هرگام کلی کلنجار بری تا مفهوم و ابزار موردنظر رو درک کنی بخاطر این دلیل خیلی وقتها استفاده از نرم افزارهای زیاد رو بیحیال شدم چون زمانش نبوده برام که یادبگیرم و محیط نرم افزار جوری نبوده که بشه یاد گرفت خلاصه برای این مشکلم باید یه کاری کنم در ادامه مینویسم چطوری تونستم این مشکل رو حل کنم شما هم اگر راه حلی به نظرتون رسید با من در میون بذارید </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Apr 2019 13:53:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام 98</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-98-hi3imdbkvrog</link>
                <description>ویرگول عزیزم سلام و عیدت مبارک وقتی فراغت می یابم دلم برات تنگ میشه این خالصانه ترین حسی هست که به تو دارم . دلم برای این صفحه ساده تنگ میشه . من افلاین زیاد مینویسم ولی اینجا حس و حال دیگه ای داره کاش میشد همیشه داشته باشمت بگذریم.. و بریم که سال 98 رو با امید شروع کنیم . کلمه ای که به زبون اوردنش در این شرایط سخته ولی در گذر از روزهای زندگی یاد گرفتیم که همیشه در بحران ها جوانه هایی زده میشه که بارور تنومندترین درخت ها میشن. یاد گرفتیم در هر تاریکی روشنی و در هر شبی طلوعی روشن بوده و خواهد بود پس  با تکرار  این  اندیشه های خوب  زندگی رو پیش ببریم حتی اگر صدای ناامیدی ها بلندتر از صدای الله اکبرها باشه  و به گفته دوست و شاعر خوبمون ایمان بیاریم من عشقم را در سال بد يافتمکه مي گويد “مايوس نباش”؟من اميدم را در ياس يافتممهتاب ام را در شبعشقم را در سال بد يافتمو هنگامي که داشتم خاکستر مي شدمگر گرفتمزندگي با من کينه داشتمن به زندگي لبخند زدمخاک با من دشمن بودمن بر خاک خفتمچرا که زندگي سياهي نيستچرا که خاک خوب استو اينها را تو به من آموختيو من ستاره ام را يافتمبه خوبي رسيدمو شکوفه کردمتو خوبيو اين همه ي اعتراف هاست                                                        احمد شاملو</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2019 14:27:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر از گذرها سری دوم:  حبس اروزها</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AD%D8%A8%D8%B3-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-lvefjhuemj8c</link>
                <description>در گذر از روزهای زندگی یاد گرفتم باید آرزوهارو کشت وقتی نمیتونی ازشون خوب مراقبت کنی وقتی نمیتونی بال بهشون بدی پرواز کنن . در گذر از این گذرها دردهایی است که این صفحه های سفید حوصله شنیدنش رو دارن. باید گذشت از این گذرها و دردهایی که باید کشید </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Feb 2019 06:38:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویسیم در حال غم دوران</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%BA%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-fukrs66lgvy5</link>
                <description>وقتی  می بینم روزهای سخت باعث میشن نوشته های بهتری بوجود بیاد و ابعاد دیگه ای از درون و عمقی به وسعت غم بوجود میاد. دلگرم میشم به نوشتن. این نوشته هایی که از حال و هوای غم نوشته میشه  معنایی در پشت خودش داره که در روزهای عادی قابل دسترسی نیست. این وقت میشه که دلگرم میشم به این روزهای سخت و گذشتن ازش رو سخت نمیبینم وقتی قراره نوری در ادراکم روشن بشه و کلماتی از اون به دنیا بیاد..روزها رو گذر میدیم از این حال و هوا نه که خودش بگذره  که باید بگذرونیمش ..و بنویسیم و بنویسیم </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Feb 2019 06:20:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر روز زندگی پر از سوالهاست..</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ax9fpld2puma</link>
                <description>اولین تیتری که به ذهنم اومد رو نوشتمصبح که از خواب بیدار میشیم هزارتاسوال جدید و کهنه و فراموش شده و له و لورده که پهن شدن و جا خوش کردن روی حیاط ذهنمون رو  میتکونیم و کیش کیش میکنیم که بریم به زندگی برسیم.امروز و روزای قبلی و قبلی ترش یه چیزی ذهنم رو خیلی درگیر کرده  کمک کردن هست.روزهای متمادی هست انتظار همیاری دارم .وقتی کارهای زیادی برای انجام دادن دارم  فکر میکنم کاش یکی بود یه دستی میرسوند. به دوستان زیادی از بابت همکاری و همیاری پیشنهاد دادم . اما نتونستم مجابشون کنم. من انتظار زیادی دارم ؟ ایا حتما باید پاداش و جایزه ای در ازای خدمتی ذکر بشه ؟ کمک کردن های خودجوش از کجا میاد؟ چیکار کنیم نیازهای همدیگه رو خوب بشناسیم ؟ بیخیال کمک کردن بشیم چون همه برای خودشون زندگی دارن؟ برم که به ادامه خوابهای بی جوابم برسم</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Feb 2019 23:18:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وهم خوشبختی</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-cetfuc8spvuv</link>
                <description>هیچ حواسم نبود یه خونه جدید دارم داشتم  اینیستا رو روی لب تاپ لاگین میکردم  که یه پست بنویسم  در حال گوش دادن گوش نیوش دکتر شیری هستم . آخر شبهای خستگی و درماندگی من ختم میشه به این گوش نیوش ها و آرامشی که ازش میاد از زندگی میگه از همت نکردن برای دوباره ساختن، از دلبستن وسط دلدادگی  و آدم هایی که هیزم زندگی دیگری میشن و گرما میدن به ویرانه های  دیگری عاشق شدن گناه نیست  شاید حس عاشق بودن دوباره در زندگی هر کسی بوجود بیاد اما شاید وهم خوشبختی باشه وقتی در ویرانه های خودتی، اگر خود عشق هستی و به عشقت ایمان داری باید قدرت جمع کردن ویرانه های زندگیت رو داشته باشیعاشق شدن خوبه نه به قیمت اینکه نفر دیگه ای رو پر از نفرت کنیم. نمیتونی قهقه بزنی وقتی در همون داستان گریه های تلخی در جریانه .. نه از موضع اخلاق بلکه از موضع انسان زندگی همدیگه رو بهم نریزیم مراقب زندگی دیگران باشیم عاشق شدن خوبه نه به قیمت اینکه نفر دیگه ای رو پر از نفرت کنیم. نمیتونی قهقه بزنی وقتی در همون داستان گریه های تلخی در جریانه .. نه از موضع اخلاق بلکه از موضع انسان زندگی همدیگه رو بهم نریزیم مراقب زندگی همدیگه باشیم فهم و شعوری یه جاهایی همین جاها خودش رو نشون میدهدرخشیدن تو هر رابطه و زمان و مکان درست نیست. یه جاهایی باید مستور بمونیملینک این گوش نیوش قشنگ :  https://t.me/drshiri/16841</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Feb 2019 02:53:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلیم نقطه شروع</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-wydjaiaravjp</link>
                <description>در حال خوندن کتاب شریل سندبرگ  بنام راه حل جایگزین  هستم. همیشه این سعادت رو داشتم که کتابها خودشون رو به موقع بمن میرسونن. هیچ بعید نیست که چرا کاری رو در وقتی که دوست داریم نمیتونیم انجام بدیم. به تعویق میندازیم، فراموش میکنیم، وقت نمیکنیم و  هزار دلیل دیگر چون باید وقتش برسه.  شاید باید قدرت کلمات  تو به حدی برسند که بتونی زبان نوشتن پیام نهفته کتابهایی  تلنبار شده نخونده ات باشی. چون تو هم گوشه ای از کتابهایی هستی که میخونی و یک روح  دیگه به اون کتاب اضافه میکنی. از روح کتاب ها که بگذریم  میرسیم به این روزهای سخت من. میترسم بگم سخت چون شاید روز سخت تر دیگه ای باشه .  تو این روزهای پر از ابهام و تلخی که با واقعیات زیادی دست و پنجه نرم میکنم و با داشتن حق آزادی بیانی که دارم سکوت کردم.  حس خوب نوشتن، ویرگول و  جایی که بتونی خونده بشی  باعث میشه حس کنی تنها نیستی و جزوی از این دنیایی هستی که افراد زیادی به مشابه تو با همین واقعیت ها  دارن میجنگن، کنار میان و راه می سازن . باور دنیایی این چنین زیباست و لذت بخش تر اینکه کتابها هم قدرت درک  دارند شوری دیگر برای نوشتن قدرت کتاب ایجاد میکنه . ولی برای نوشتن باید خوند. کتاب خوند و مطلب خوند و زیاد خوند . اما اعتقادم این هست که برای تعادل خونده ها و  عملی شدن یا کردن این خونده ها باید راهی برای ابرازشون باز کرد. اعتقادم بر تعادل وروردی و خروجی اطلاعات هست. اعتقادم بر نوشتن برای عبور از بحران هاست.. در مورد عبور از بحران ها خواهم نوشت.. اگر از این طوفان جان سالم به در بردم نکته های زیادی در کتاب راه حل جایگزین هست که میشه براش صفحه ها نوشت . اما برای  مغلوب کردن غول فراموشی  به پاراگراف های عزیز بسنده میکنم، باشد که  پارگراف ها، پست ها و کتاب های ماندگاری شوند.ردپای ماسه ها نکته زیبایی که در  کتاب راه حل جایگزین هست  قدرت ارتباط و کیفیت ارتباط در شرایط سخت و ابهام هست. تسلیم  نقطه شروع در شروع فصل پنجم این چنین میخونیم ویکتور فرانکل می گوید : &quot;زمانی که  دیگر قادر به تغییر یک موقعیت نیستیم، با چالش تغییر خودمان روبرو می شویم &quot;شجاعت زیادی پشت این جمله هست . نقطه تسلیم برای افراد مختلف متفاوت هست.در شرایطی که فکر میکنی باید پیش بری بعضی وقتها نیاز هست بایستی ... و بایستی برای عشق حسابی کوتاه بیای... </description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Feb 2019 04:56:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بریم به روزهای ناب</title>
                <link>https://virgool.io/@takeeasy/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8-etgiuitd4ltb</link>
                <description>بریم به روزهای ناب .. با روش ناب و کارافرینی ناباین اولین نوشته است توی ویرگول کلمه ترسناک دوران ابتدایی ولی تونستم یاد بگیرمش و پشت سر بذارم امیدوارم کارافرینی ناب هم که بهانه نوشتن اولین پستم در ویرگول شد  رو بمثل ویرگول به راحتی اب خوردن یاد بگیرم و روزی و روزگاری ازش به خوشی یاد بشم کاش که اونقدری یاد بگیرم که توی سلول هام جاری بشه و مثل نوشتن ناخوداگاه ویرگول ناخوداگاه در زندگی و کسب و کار و دنیا این ناب بودن رو گسترش بدم.</description>
                <category>نیره عشقی</category>
                <author>نیره عشقی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Oct 2018 15:16:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>