<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد طالب تاش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@talebtash76</link>
        <description>در این جا از هر دری سخنی خواهم گفت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:53:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67455/avatar/adOkOR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد طالب تاش</title>
            <link>https://virgool.io/@talebtash76</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شیمی mba چیست؟ | مسیر موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-mba-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-ozosztoew1di</link>
                <description>شیمی mba ترکیبی که شاید برای شما نا آشنا باشد. اگر می‌خواهید با آن بیشتر آشنا شوید این مقاله را از دست ندهید. در این مقاله قصد داریم، در مورد تغییر رشته از شیمی یا مهندسی شیمی به رشته mba بپردازیم.مهندسی شیمیاین رشته شاخه ای از علوم مهندسی است که با طراحی، ساخت و بهره برداری از فرآیند ها و کارخانجات مرتبط با صنایع شیمیایی سروکار دارد و حیطه اصلی مطالعات یک مهندس شیمی در سه بخش” اختلاط، مهندسی واکنش و جداسازی” است. علم کاربرد ریاضیات، فیزیک، شیمی و اقتصاد در فرآیند تبدیل مواد خام به مواد مفید تر نیازمند توانایی‌های مهندسی و البته استراتژیک است. موازنه جرم ، موازنه انرژی، موازنه حرکت برای طراحی و کنترل واحدهای فرآیندی شیمیایی از جمله واحدهای یک پالایشگاه پتروشیمی ، صنایع چوب و کاغذ و … جزء وظایف یک مهندس شیمی است. اما هدف از رشته مهندسی شیمی چیست؟ هدف اصلی رشته مهندسی شیمی استفاده از دانش شیمی در خلق مواد و محصولات بهتر برای دنیای امروز است. امروزه مهندسین شیمی نه تنها بر فرآیندهای تولید مواد اولیه پایه بلکه در توسعه و تولید محصولات مفید و متنوع شرکت دارند. این محصولات شامل مواد ویژه و کارآمد برای صنایعی همچون هوافضا، خودروسازی، پزشکی، صنایع الکترونیک، کاربردهای محیط زیست و صنایع نظامی است.رشته mbaرشته mba یکی از پرطرفدارترین رشته‌های کارشناسی ارشد و ار آن طرف یکی از رشته‌هایی ست که بازار کار به شدت مناسب را دارد. mba مخفف Master Of Business Administration است یعنی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار. گرایش‌های این رشته گستردگی و تنوع مطالب مورد بحث در این رشته و کاربردهای مختلف آن برای افراد با تخصص‌های مختلف را نشان می‌دهد. هفت گرایش اصلی این رشته بدین صورت است:استراتژیمالیبازاریابیرفتار سازمانی و منابع انسانیعملیات و زنجیره تامینفناوریسیستم‌های اطلاعاتی و فناوری ازتباطاتبنابراین شاید الان بهتر متوجه شویم که چرا افراد با تحصیلات مهندسی و علوم پایه علاقه‌ی زیادی به ادامه تحصیل در mba را دارند؟ زیرا آن‌ها برای تاسیس یا مدیریت یک کسب و کار یا مجموعه در زمینه تخصصی خود نیازمند یک دانش مدیریتی و تفکر سازمانی و سیسیتمی هستند تا بتوانند علاوه بر مسائل فنی و دانشی بر روی مسائل مالی و استراتژیک هم تسلطی نسبی داشته باشند. ترکیب شیمی mba هم بر اساس همین دغدغه ویژه فارغ‌التحصیلان مهندسی شیمی به وجود آمده است.شیمی mba چرا ؟در این جا با هم دیگر دو دسته از فارغ‌التحصیلان مهندسی شیمی در ایران را بررسی خواهیم کرد:1. متخصص در حوزه مهندسی شیمیدسته‌ای از فارغ‌التحصیلان این رشته تا پایان تحصیل خود همچنان به آن علاقه‌مندند و می‌خواهند در همین زمینه مشغول به کار شوند. دو مسیر پیش روی آن‌ها خواهد بود. یکی این که تلاش کنند تا در یک نهاد دولتی یا خصوصی به عنوان یک مهندس کم سابقه استخدام شوند و یک زندگی عادی با درآمد متوسط را تا آخر عمر تجربه کنند. راه دیگر این است که بخواهند برای خودشان یک کسب و کار مستقل و دانش‌بنیان راه‌اندازی کنند و کارآفرینی کنند. در این صورت برای انجام این کار نیازمند به میزانی دانش مدیریتی خواهند بود که بهترین راه حل برای کسب آن رشته mba خواهد بود.2. علاقه‌مند به تغییر رشتهگروهی از کارشناسان مهندسی شیمی پس از تحصیل و یا در حین تحصیل متوجه می‌شوند که این رشته بدردشان نمی‌خورد و قصد دارند که تغییر رشته دهند. یکی از گزینه‌های خوب پیش روی این افراد رشته mba خواهد بود چرا که با دانش فنی بدست آمده از رشته مهندسی شیمی آن‌ها در مسائل تحلیلی و حل مسئله در مدیریت کسب و کار توانایی به شدت بالایی خواهند داشت. همچنین با توجه به مباحث کنکور این رشته یعنی ریاضیات عمومی، استعداد تحصیلی و زبان انگلیسی توانایی قبولی در دانشگاه‌های برتر برای دانشجویان مهندسی بسیار مهیا خواهد بود.در ادامه ویدیویی درباره mba مشاهده می‌کنیم:  https://www.aparat.com/v/2lrMI منابع مفید برای کنکور mbaمنابع بسیار خوبی برای کنکور رشته mba موجود است. بهترین کتاب‌هایی که برای هر سه مبحث اصلی این رشته می‌توان معرفی کرد شاید مجموعه کتاب‌های انتشارات مدرسان شریف باشد. این مجموعه در ریاضی عمومی 1و 2 ، استعداد تحصیلی و زبان تخصصی می‌تواند شما را به موفقیت در این کنکور نزدیک کند. در مورد کلاس‌های کنکور این رشته هم شاید بهترین کلاس‌ها مربوط به مجموعه کافه تدریس باشد.حرف آخرشیمی mba می‌تواند خلاصه‌ای از شش تا هفت سال از زندگی بسیاری از انسان‌های موفق و ثروتمند دنیا و البته ایران باشد که به عنوان یک کلمه جدید در ادبیات می‌توان از آن استفاده کرد.محتوای اصلی: کشکول محتوا</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 23:37:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارنکن؛ زندگی کن</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-clxzx3ls3fcd</link>
                <description>سلامتا حالا در مورد رادیو کارنکن چیزی شنیدید؟کارنکن داستان زندگی آدامیه که کار نمی کنن تا زندگی کنن بلکه کارشون همون زندگی و عشقشونه.داستان من و کارنکن بر می‌گرده به دوره توانمدسازی شغلی صدف که توسط مجموعه خوب دانشکار برگزار می‌شد. استاد یکی از کارگاه‌های اون دوره به نام طراحی زندگی، امین آرامش بنیان گذار رادیو کارنکن بود. اون کارگاه درباره یادگیری موثر، برنامه‌ریزی و یه سری فوت و فن‌های جالب در این زمینه‌ها بود. کلاس طراحی زندگی یک مسیر جدید برای ادامه زندگی جلوی پای من گذاشت. مسیری که داره من رو روز به روز به اون چیزی که می‌خواستم باشم اما تا اون لحظه شاید نمی‌دونستم نزدیک‌تر می‌کنه. می‌خوام یه مقدار بیشتر در مورد درس‌هایی که از اون کارگاه و البته رادیو کارنکن گرفتم باهاتون در میون بذارم: هیچ آدمی نمی‌تونه در زندگیش انتخاب‌های غلط نداشته باشه. میگید چرا؟ دلیلش کاملا واضحه شما کافیه پای درد و دل مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و در کل بزرگای فامیل خودتون بشینید تا  متوجه بشید که انتخاب‌های اشتباه جزئی از زندگی ماست. حالا راه حل چیه؟ راه حل اینه که هر چقدر زودتر شروع به آزمون و خطا کنیم و توی دل کارها و حرفه‌های مختلف قرار بگیریم، سریع‌تر به اون مسیری می‌رسیم که دیگه فقط کارمون محسوب نمیشه و خود زندگی ما رو میسازه. هر چقدر که توی سن و سال کمتری مسیرای اشتباه رو امتحان کنیم؛ تبعات و خسارت‌های تغییر مسیر برای ما دکمتر میشه. البته امین آرامش و بیشتر مهمونای رادیو کارنکن نظر دیگه‌ای در این باره دارن که من هم کم کم دارم بهش می‌رسم. اونا معتقدن که اگه تجربه آزمون و خطا نباشه، امکان نداره که به این درجه برسی که کارنکنی بشی. توی مسیر کارنکنی شدن، دو چیز خیلی اهمیت داره: 1- شما باید عاشق یادگیری بشید. 2- از تجربه کردن نترسید.این دو اصل؛ زندگی رو برای شما تبدیل به اون چیزی می‌کنه دوستش دارین.در آخر هم پیشنهاد می‌کنم مجموعه دانشکار و همچنین امین آرامش رو دنبال کنید.</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Thu, 03 Dec 2020 22:48:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بورس و ما ادراک بورس</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/stock-cxlgja3gumqa</link>
                <description>سلامقبل هر چیز بگم که پی نوشتا رو حتما بخونید که برام از خود مقاله مهم‌تره. بورس و ما ادراک بورس رو هم بهتره گفت اقتصاد و ما ادراک اقتصاد، شاید هم عدل و ما ادراک عدلبازار سرمایه ایران یا همون بورس این روزا یه صعود شارپ و عجیب و غریب رو داره تجربه می‌کنه.تحلیلای زیادی در مورد این روند صعودی می‌شنویم که قضاوت در موردشون هنوز زوده. یکی میگه که این صعود شارپ همش حبابه و امروز و فرداست که حباب بورس بترکه و سر اکثر مردم بی کلاه بمونه. یکی دیگه میگه که حباب کدومه؟ نقدینگی ملت با کاهش نرخ سود بانکی و در جا زدن بازار ارز و طلا و سکه و مسکن و ... اومده تو بورس و تا وقتی که اوضاع بقیه بازارا مثل همینایی که گفتم همینه، بورس رشد میکنه. از اون طرف یه خبرایی میرسه که ۷ تا شرکت پتروشیمی که الان توی بازار پایه نماد دارن و روز به روز دارن رشد میکنن تنها داراییشون یه بیابون بی آب و علفه که حالا حالاها قصد و اجازه احداث رو ندارن. هر نهادی رو هم که می بینی میگه ما تو بورس هستیم و میخوایم بیشتر از اینم باشیم.از یه طرف دیگه سهام عدالت رو میخوان آزاد کنن و خدا میدونه چجوری میخواد سر یه عده آدم زحمت کش و با غیرت کلاه بره!استقلال و پرسپولیسم با کلی بدهی و گندکاری منتظرن که یه فرصتی پیدا بشه خودشونو توی این بل بشو جا کنن تا بلکه بتونن یه پولی جمع کنن. همه این اخبارای عجیب و غریب فقط یه چیزو به من می‌رسونه که هیچ حساب و کتابی توی بحثای اقتصادی توی این کشور نداریم و خدا به بعد از ۱۴۰۰ رحم کنه. پ.ن ۱ : همه این کارا از زیر سر بودجه‌ای آب میخوره که با فروش نفت ۵۰ دلاری بسته شده و خدا میدونه که قراره چطور به این درآمد برسه.پ.ن ۲ : پول‌سازی شبهه ناک بانکا و فسادای مالی که خنده دار و گریه دارن و صدا و سیمایی که انگار داره بهشت رو به آدم نشون میده و مدیرای فرتوت و فربه تدبیر و امید رو هم به بقیه مشکلات اقتصادی اضافه کنید.پ.ن ۳: همه این مشکلات فقط و فقط یه راه حل داره که یه عده جوون باید شروع کنن به مطالبه از این وری و اون وری، راست راهنماها، چپ راهنماها و بخصوص جفت راهنماها بقیه هم مثل خود من که هیچ کاری ازم بر نمیاد باید حداقل حمایتی که میتونیم رو ازشون بکنیم. پ.ن ۴: یه عده جوون عدالتخواه این روزا دارن نورافکن میندازن تا شاید استادیوم از تشویق و هیاهو دست برداره و یه نگاه به وسط زمین بندازه.پ.ن ۵: صفحه میلاد گودرزی رو به شدت دنبال کنید.پ.ن ۶: به قول امام مستضعفان ملاک حال فعلی افراده و الان که این گروه داره علم عدالتخواهی رو بر میداره دلم میخواد دیده بشه. فرداها هم نیاز به همچین آدمایی برای زنده نگه داشتن امید خواهد داشت و چیزی نمیشه در مورد آینده این افراد گفت.</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2020 14:49:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلبریتیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-thqcqf8wcv0n</link>
                <description>اولین بار در انتخابات مجلس سال ۹۴ بود که که سلبریتی ها اثرگذاری خود را با حمایت همه جانبه از یک لیست ۳۰ نفره در تهران نشان دادند. در انتخابات ریاست جمهوری نیز شاهد ورود پررنگ سلبریتی های ریز و درشت در عرصه تبلیغات انتخاباتی بودیم. جالب ترین قسمت ماجرا آن جایی بود که صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد دولت وقت گفت که اگر کاندیدای رقیب به ما پیغام می دادند، حتما جمعی از هنرمندان را برای تبلیغ می فرستادیم. از دیگر برکات این دسته در این چند ساله می توان به تهییج افکار عمومی که حتی در موردی باعث قتل یک نفر بی گناه شد تا دروغ پردازی هایی که شاید با کمی فکر می توان شاخدار بودنشان را تشخیص داد، اشاره کرد.گروهی که روزانه درآمدهای میلیونی فقط با گذاشتن یک استوری یا یک پست تبلیغاتی دارند و حتی یک قران هم مالیات نمی دهند که هیچ بلکه هر کاری که دلشان بخواهد انجام می دهند و به هیچ ارگانی پاسخگو نیستند، البته اخیرا در ق.ق برخوردهایی با برخی موارد خاص شده است اما تا زمانی که دروغ پراکنی و نشر اکاذیب برای آن ها هزینه زا نباشد همین آش است و همین کاسه. در قانون آمده که نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از ۲ ماه تا ۲ سال حبس دارد که  شاید تا به حال به غیر از روزنامه ها و خبرگزاری ها این احکام برای انگشت شمارهایی آن هم نظیر حسن عباسی و حسین قدیانی ها که علیه دولت صحبت کرده اند اجرایی نشده است. اشخاصی که دیگر تبدیل به منابع خبری برای فالوور هایشان شده اند و بسیاری چشمشان به دهان آنها ست که چه می گویند و چه می خواهند، شاید به مراتب تاثیر گذار تر از برخی روزنامه ها و خبرگزاری ها باشند. سلبریتی می تواند سرمایه اجتماعی باشد و در مواقعی به مانند سیل ها و زلزله ها به کمک مردم بیاید اما تا وقتی که نظارتی بر آن ها نباشد حتی ممکن است مانند زلزله کرمانشاه منجر به کلاهبرداری شود که پول های میلیاردی از مردم جمع کردند و معلوم نشد با آن ها چه کردند؟از همه این ها که بگذریم شاید مقصر اصلی خود ما مردم هستیم. وقتی طرف ۸ میلیون فالوور دارد یعنی که خودمان دوست داریم که چنین آدم هایی که توانایی دو کلام حرف درست و حسابی زدن را ندارند، دغدغه من و شما را تعیین کنند. به راستی ورود زنان به ورزشگاه دغدغه چند درصد از جامعه ماست؟ در حالیکه مشکل اصلی مردم ما فساد های میلیاردی و رانت خواری هاست. به جای اینکه بدنبال رونق تولید داخل و حمایت کارگر زحمت کش ایرانی باشیم، باید درباره کودک همسری صحبت کنیم! به راستی ناصر خسرو چه زیبا گفت:&quot; گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست &quot;</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 12:17:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادوی فکر بزرگ (۲)</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DB%B2-y6vu0t8qxq28</link>
                <description>خب اینم قسمت دوم که درباره این کتاب می نویسم. اگر می خواهید از ابتدا خلاصه ای از این کتاب را بخوانید، اینجا کلیک کنید.با عذر تراشی یا بیماری شکست پذیری مقابله کنید، عنوان بخش دوم این کتاب هست. چیزی که این کتاب خیلی به آن تاکید دارد و واقعا هم مهم است خوب دیدن دیگران و عبرت گرفتن از آنهاست. قصد نویسنده اینست که تمام نکاتی که در این کتاب گفته می شود را به عینه در زندگی افراد موفق و ناموفق اطرافمان ببینیم تا جان مطلب در فکر ما نفوذ کند. به عقیده او افراد ناموفق از یک بیماری فکری که اندیشه های آنان را سرکوب می کند، رنج می برند و &quot; عذر تراشی توجیه کننده &quot; تفاوت بین افراد فعال و افرادی ست که به کار کنونی خود چسبیده و دائم در اضطراب از دست دادن آن هستند. کسانی که به جایی نرسیدند و برنامه ای هم برای رسیدن به جایی ندارند، همیشه برای تبرئه خود یک کتاب توجیهات دارند. تمام بهانه هایی را که آن ها می آورند شاید افراد موفق هم بتوانند بیاورند چه بسا بیشتر. او هرگز نشنیده یا ندیده که فرد موفقی اعم از یک مدیرعامل، افسر ارتش، فروشنده، نویسنده یا رهبر، یکی دو بهانه موجه را برای اختفا پشت آن نداشته باشد. او چند مثال درباره انسان هایی که می توانستند چندین بهانه موجه برای عذرتراشی داشته باشند، می زند. روزولت، ترومن، جان اف کندی، جانسون و آیزن هاور را نام می برد. هنگامی که قربانی شکست پذیری بهانه مناسب را پیدا می کند به آن متوسل می شود و آن را توجیهی برای عدم موفقیت خود می کند. آن بهانه در ضمیر ناخودآگاه او نقش عمیق تری می بندد. کم کم این امر بر خود او مشتبه می شود که واقعا چنین چیزی بهانه موجهی برای عدم پیروزی است. فقدان تندرستی، هوش، سن مناسب و شانس و اقبال از جمله این بهانه هاست. در ادامه راهکارهایی برای از بین بردن چهار بهانه ای که ذکر شد می پردازد:الف) فقدان تندرستی :او درباره دو تجربه اش برای برخورد مناسب با این بهانه صحبت می کند. در پایان سخنرانی او در کلیولند، جوانی سی ساله به سراغ او می آید و می گوید:« متاسفانه نظریات شما چندان بع درد من نمی خورد. باید بگویم که قلب چندان سالمی ندارم و باید دائم مراقب سلامتی ام باشم. تا به حال چهار پزشک او را دیده اند ولی نتوانسته اند ناراحتی او را تشخیص بدهند. شما چه توصیه ای دارید؟»شوارتز سه راهکار به او پیشنهاد داد. یکی این که به پزشک پنجمی مراجعه کرده و نظر او را بپذیرد. البته به احتمال زیاد مشکلی ندارید و بهتر است مرتب نگران قلبتان نباشید و گرنه نگرانی زیاد می تواند خودش باعث مشکلات قلبی شود. دو این که کتاب دکتر شیندلر با عنوان « چگونه ۳۶۵ روز در سال زندگی کنیم، را حتما بخواند. او در این کتاب نشان داده است که بیماری سه چهارم کسانی که در بیمارستان ها بستری هستند منشا عصبی دارد. این کتاب برنامه ای برای « کنترل هیجانات عصبی » به انسان می دهد. سه این که &quot; تصمیم بگیرد تا لحظه مرگ زندگی کند &quot;. برای این مورد نصیحتی از طرف دوست معلول وکیلش را به او متذکر می شود که باید تا زمانی که نمرده است زندگی کند. چرا باید خود را نیمه مرده فرض کرد؟ هر دقیقه ای که انسان در اضطراب مردن می گذراند، دقیقه ای ست که می توانست در مردن سپری شده باشد. بعد از جدا شدن از این جوان برای پرواز به سمت دیترویت به فرودگاه می رود. در هواپیما با فردی مواجه شد که ۲۱ روز پیش یک عمل جراحی سنگین داشته و یک دریچه پلاستیکی در قلبش کار گذاشته شده است. از او می پرسد که با این وضع چگونه کنار می آید؟ در جواب می گوید: نقشه های بزرگی در سر دارم، می خواهم حقوق را ادامه هم و امیدوارم روزی وارد یک کار دولتی شوم. این دو تجربه، دو شیوه رویارویی با بیماری را نشان داد که ناشی از دو طرز فکر متفاوت است. در ادامه نویسنده چهار پیشنهاد برای مقابله با فقدان تندرستی می دهد:۱) درباره بیماری های خود صحبت نکنید، هر چه بیشتر درباره حتی یک بیماری ساده سرماخوردگی صحبت کنید حالتان بدتر می شود. شاید با گفتن ناخوشی ها بتوان مختصر دلسوزی از طرف دیگران به خود جلب کرد اما هرگز نمی توان احترام و صمیمیت افراد را از این طریق بدست آورد.۲) نگران سلامتی خود نباشید، چرا که خود نگرانی و استرس داشتن فلان بیماری می تواند آن را تشدید کند و باعث وخیم تر شدن اوضاع یک بیمار شود.۳) خوشحال باشید که تا همین اندازه سالم و تندرست هستید. همین که افرادی را می بینید که مشکلاتشان از شما بیشتر است خدا را شکر کنید و خوشحال باشید که سالم هستید.۴)  با خود بگویید « فرسودگی بهتر از شکستگی ست » زندگی ارزانی شماست تا از آن لذت ببرید. زندگی را در واهمه های خوابیدن در بستر بیماری نگذرانید. ب) فقدان هوش:برخلاف بهانه قبلی این افراد کمتر درباره این موضوع صحبت می کنند و در اعماق وجود خود با آن کلنجار می روند. نگرشی که نسبت به هوش خود دارید بسیار مهم تر از میزان هوش است. انسان برای موفقیت در یک کار فقط کافیست به آن علاقه داشته باشد، یعنی وقتی بر فرض یک ساعت برای آن وقت می گذارد خسته نمی شود. در واقع اگر به کاری علاقه دارید از آن دست نکشید تا موفق شوید اما اگر به کاری علاقه ندارید وقت خود را تلف نکنید زیرا اگر هوش بالایی هم داشته باشید به سختی می توانید در آن موفق شوید تازه ممکن است بعد از موفقیت احساس خوشبختی نداشته باشید. سه راه برای از میان بردن بهانه های فقدان هوش:۱) هیچ موقع خودتان را کم هوش و دیگران را باهوش تصور نکنید. خودتان را دست کم نگیرید. استعداد های خود را کشف کنید.۲) روزی چند بار به خود گوش زد کنید:« نگرش های من مهمتر از هوش من است. » ۳) توانایی فکر کردن با ارزش تر از توانایی حفظ کردن اطلاعات است. از ذهن خود برای آفرینش و عملی ساختن ایده ها استفاده کنید.   </description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 21:55:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادوی فکر بزرگ (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DB%B1-k53qdqhqpqeh</link>
                <description>امروز به توصیه یک نفر شروع به خواندن کتابی کردم. اسم این کتاب &quot; جادوی فکر بزرگ &quot; هست. به ذهنم رسید که این تجربه با شما به اشتراک بگذارم و البته نظرات خودم رو هم در این باره بنویسم.نویسنده این کتاب &quot; شوارتز دیوید جوزف &quot; هست. او در مقدمه درباره داستان مدیران فروش یک شرکت صحبت می کند که یکی از آن ها فروشش پنج برابر بقیه مدیران  است و نکته جالب توجه این است که مدیرعامل شرکت می گوید که تحقیقات و آزمون های ما نشان می دهد که هوش و زمان کاری او در حد متوسط مدیران فروش است. به عقیده مدیر چیزی که او را متمایز کرده میزان تفکرش است. این موضوع نویسنده را به فکر فرو می برد تا در این باره بیشتر بیاندیشد و با افراد مختلفی صحبت کند. او می گوید هر چه با افراد بیشتری صحبت کردم و عوامل موثر در موفقیت را کاویدم، موضوع واضح ترمی شد. تحقیقات او نشان می داد که میزان درآمد و خشنودی از زندگی افراد به میزان تفکرشان بستگی دارد. در ادامه به القاهای غلط جامعه اشاره می کند که قصد دارد شما را از تفکر آزادانه و تفکری که جهت دهی شده نباشد باز دارد و حتی بعضی از آنها اراده انسان را زیر سوال می برد مثل « هر چه پیش آید خوش آید». رئیس یک اداره کاریابی آمار جالبی از متقاضیان شغل ها می دهد که پنجاه تا دویست و پنجاه برابر متقاضیان شغل های بیست هزار دلاری متقاضیان شغل های چهار هزار دلاری وجود دارد.در واقع به عقیده من عصاره بیان او در مقدمه این است که تا بزرگ فکر نکنی و آمالت را محدود کنی به موفقیت نمی رسی.در بخش اول کتاب درباره آرزوی موفقیت و ایمان راسخ به موفقیت صحبت می کند و مثال هایی در این باره می زند اما به عقیده من شاید یکی از بهترین مثال های ایمان به پیروزی در همین ایران خودمان بوده است، جوانانی که در دفاع مقدس با کمترین امکانات نگذاشتند حتی یک وجب از خاک ایرانمان کم شود. به عقیده او طرز فکر« امتحان می کنم ولی می دانم عملی نیست» یا « وقتی کار ها بر وفق مراد پیش نرفت، تعجب نکردم» جز شکست در پی ندارد، بنابراین ایستگاه اول موفقیت و مهم ترین ایستگاه ایمان به توانایی های خویش است، حال چگونه بر نیروی ایمان خود بیافزاییم. در این کتاب سه روش برای تقویت ایمان گفته شده:۱) اندیشیدن به پیروزی و هرگز به شکست فکر نکردن: اینکه در اوج خستگی ها و فشار ها به خود بگویی         « موفق خواهی شد» و ...۲)دائما به خود بگویی که از آنچه تصور می کنی بهتر هستی: انسان های موفق خارق العاده نیستند. آن ها هم انسانی معمولی هستند که اعتماد به نفس دارند و هرگز خود را دست کم نمی گیرند.۳) بزرگ اندیشیدن: اینکه اهداف بزرگ برای خود تعیین کنید. اهداف کوچک، نتیجه های کوچک به دنبال دارد.این نکته را هم کتذکر می شود که بیشتر ایده های بزرگ عملی کردنشان آسان تر از ایده های کوچک نباشد، سخت تر نیست.شوارتز از ما می خواهد که برای خودمان برنامه خودسازی بریزیم که البته این موضوع نمی تواند به ما دیکته شود و این برنامه تعهدی ست که با خود می بندیم. این برنامه باید سه هدف را دنبال کند: ۱) چه باید کرد؟ ۲)چگونه باید آن را انجام داد ۳) نتیجه آن چه شد؟ در پایان بخش اول کتاب از خوانندگان می خواهد که دو الگوی موفق و دو الگوی ناموفق در اطراف خود برگزینید سپس در حین خواندن ادامه کتاب به بررسی رعایت اصولی که ذکر می شود توسط آن ها بپردازید.</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 12:09:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختر آبی یا دختر پسران آبی</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-kdw9ml8ktyq7</link>
                <description>این روز ها اینستاگرام و توییتر پر شده از دلسوزان عرصه ورود زنان به استادیوم با عنوان هایی مثل &quot;وای سحر کشته شد&quot; &quot;دختر آبی را کشتند&quot; &quot; جامعه فوتبال در غم دختر آبی&quot; و...دختری که پدرش می گوید مشکلات روانی داشته و اصلا یکبار دیگر هم سابقه خودکشی داشته. بعد اعلام می کنند که به خاطر ورود با لباس مردانه در استادیوم به ۶ ماه حبس محاکمه شده در حالیکه او حین ورود به ورزشگاه دستگیر شده و شروع به فحاشی به مامور پلیس کرده و به خاطر همین برایش پرونده تشکیل می دهند سپس  با وثیقه آزاد می شود. چند روز بعد به دادسرا می رود برای تشکیل دادگاه و اینکه ببیند حکمش چه می شود اما هنوز حکمی نیامده چون قاضی حضور نداشته. یک نفر جلوی دادسرا از خودش ( بدون اطلاع ) می گوید که حکم فحاشی به مامور انتظامی ۶ ماه حبس است. دختر که سابقه خود کشی را هم داشته بنزین روی خود می ریزد و خودش را می سوزاند.از اصل ماجرا که بگذریم جالبی این شانتاژگری ها و ننه من غریبم بازی ها این است که اکثر کسانی که در حمایت از استادیوم رفتن زنان  صدای &quot;دختر آبی&quot; شده اند خودشان مرد اند.عجیبه، در کشوری که در اکثر رشته ها لیگ بانوان داریم و وضع و اوضاع خوبی هم ندارند و اگر تماشاچی های زیادی مثل دختران آبی داشته باشند نگاه ها به آنها معطوف شده و سر و سامانی می گیرند، پسران و مردان، مدافعان دختر آبی شده اند. از پست های یکپارچه و احمقانه برخی سلبریتی هایی که یکبار دیگر هم با همین کار حسن روحانی را را در پاچه ملت کردند و حتی انقدر جرئت ندارند که بگویند ما اشتباه کردیم، انتظاری نیست اما از کسی که ادعای آزاد مردی اش می شود (حسین جنتی) و هر روز به هر بهانه ای دم از انسانیت می زند، آن وقت خودش به بهانه حمایت از سحر، دختر آبی یک بیت شعر می گوید که توهین به تمام عزاداران سرور و سالار آزدگان است، انتظار بازی خوردن در چنین مطالبه سخیف و عجیبی که شاید یکی از هر ده زن حتی بهش فکر هم نمی کند را نداریم.پ.ن۱: تو این روز ها که همه شهر ها بوی حسینی گرفته، فقط همین سلبریتی ها که یا خارج از کشورند یا اصلا در جایی زندگی می کنند (بالا شهر) که هیچ  تفاوتی با دو روز پیش نکرده، می توانند چنین مطالبه ای داشته باشند.پ.ن۲: موقعی که میترا استاد توسط محمد علی نجفی یکی از بزرگ های اصلاحات (کسی که شاید سمتی نبود که تجربه نکرده باشه)  به قتل رسید و چند وقت دیگه هم احتمالا آزاد میشه کدوم یکی از این سلبریتی ها به داد زنان بی دفاع رسیدند؟! پ.ن۳: دختر وزیر سابق صنعت (شبنم نعمت زاده) بدلیل قاچاق دارو و ۳۵۰ میلیارد بدهی بانکی بازداشت شدهپ.ن۴: ببینیم حالا کلا چندتا از این سلبریتی ها تو ختم سحر خدایاری شرکت می کنندپ.ن۵: بر عکس این مطالبه هم آینده ها جالب میشه، یعنی این که &quot; چرا نباید مردها در ورزشگاه بازی زنان را ببینند؟&quot; اگر یه روزی ورزش خانم ها اوج گرفت از سلبریتی های عزیز می خوایم این سنگر خطیر رو خالی نگذارند.پ.ن۶: یک نکته ای که خودم هم الان متوجه شدم این هست که فردا مراسم هفتم هست در حالیکه همه جا پخش شده که دیروز فوت کردهبی ربط: تا ۱۴۰۰ با روحانی... تا ۱۴۰۸ با جهانگیری</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Wed, 11 Sep 2019 07:34:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی یه محصول کاربردی و جالب</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-mtwm6owrh1vp</link>
                <description>بعضی موقع ها مجبوری تا نصف شب پای لپ تاپت بیدار بمونی و نداشتن نور پس زمینه کیبورد، اذیتت       می کنه یا اینکه نمی خوای روشن بودن لامپ اتاقت جلوی خوابیدن دیگران رو بگیره. اینجاست که به یه چراغ مطالعه خوب نیاز داری.چراغ مطالعه JOYROOM  مدل JR-CY165  با طراحی زیبا و امکانات متفاوت می تونه یه انتخاب جذاب باشه. یه وقتایی  نور زیاد اذیت می کنه و البته یه وقتایی هم  نور کم نمیتونه جوابگو باشه. با این محصول مقدار نور دلخواهت رو براحتی میتونی تنظیم کنی. ابعاد کوچیک و وزن کمش توی مسافرتای کاری که نمیخوای وسایل زیاد و سنگین داشته باشی به کار میاد.بازوی قابل چرخشش امکان انتنخاب زاویه نوردهی رو بهت میده. توی جاهایی که دسترسی به برق نیست باتری قابل شارژش برای چند ساعت بدرد میخوره. به اینایی که گفتم باید یه صفحه نمایش دیجیتالی که ساعت، تاریخ، روز و دما رو  نشون میده به همراه قابلیت تنظیم آلارم و تایمر رو اضافه کنی. راستی این محصول سازگار با محیط زیسته و مواد آلوده کننده محیط زیست توش به کار نرفته. و در آخر اینکه قیمتش نسبت به امکاناتش واقعا مناسبه.این یک تمرین نویسندگی است. برای پرسونای شخصیتی زیر : الهام کریمی، 20 ساله، دانشجوی رشته روانشناسی، فعال اجتماعی</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 20:28:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چراغ مطالعه کاربردی  JOYROOM</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-joyroom-triwdftc5pop</link>
                <description>چراغ مطالعه زیبا و کاربردی JOYROOM با امکانات متفاوت  به راحتی و به بهترین شکل می تواند در شب های پر کار،  یار شما باشد. بسیاری از افراد به دلایل متفاوتی بعضی شب ها برای به سرانجام رساندن کارهایشان باید بیدار باشند. طبیعتا روشنایی عادی مزاحم دیگر اعضای خانواده می شود پس  در این شرایط چراغ های مطالعه بسیار حیاتی هستند.اگر جزء این دسته از افراد هستید یا در جستجوی هدیه ای مناسب برای عزیزانتان هستید، خواندن این مقاله را به شما پیشنهاد می کنم. چراغ مطالعه مدل JR-CY165  در ابعاد کوچک با قابلیت تنظیم میزان نور در فضاها و شرایط مختلف می تواند برطرف کننده نیاز های شما باشد. این کالا، محصولی از برند شناخته شده JOYROOM - در زمینه لوازم جانبی و محصولات کاربردی الکترونیکی - است. کیفیت نور مناسب آن مانع از آسیب رسیدن به چشم ها می شود.بازوی تاشو آن قابلیت چرخش تا 180 درجه را دارد تا شما بتوانید زاویه نور دلخواه و بهینه تان را داشته باشید. این محصول دارای باتری قابل شارژ با ظرفیت 1200 میلی آمپر است که این امکان را به شما می دهد تا ساعت ها بدون احتیاج به برق از آن استفاده کنید. در زیر پایه آن یک لایه فوم وجود دارد که از لغزیدن و سر خوردن بی موردش حین کار جلوگیری می کند.دارابودن صفحه نمایش دیجیتالی  که همزمان نمایشگر  ساعت ، تاریخ، روز و دما است یکی دیگر از مزیت های قابل ذکر است. اسپیکر تعبیه شده در بدنه آن قابلیت جالب یادآور ساعت را به ویژگی های این محصول اضافه کرده است. استفاده از تایمر ساعت دیجیتالی آن برای اشخاص با برنامه و منظم می تواند به کار بیاید. بدنه از جنس ABS+PS  و دکمه پاور لمسی از دیگر ویژگی های آن محسوب می شود. قیمتی در حدود 90 تا 100 هزار تومان برای این چنین محصولی مناسب به نظر می آید.این یک تمرین نویسندگی است. برای پرسونای شخصیتی زیر:رضا تابان، 32 ساله، مهندس عمران، مدیرعامل شرکت گسترش نوآوری جم</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 19:18:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میتونی  یه کارشناس تولید محتوا بشی (؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@talebtash76/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%DB%8C-jhmw18b4pmcx</link>
                <description>امروز اولین جلسه از دوره کارآموزی تولید محتوای شرکت تکنوسان بود، جلسه ای که توش  تمام مدت داشتم به این فکر می کردم که &quot;می تونی یه کارشناس تولید محتوا بشی؟&quot; سوالی که شاید رسیدن به جوابش مسیر زندگی من رو تغییر بده.حالا بریم ببینیم تو کلاس چه خبره:مهندس یوسفی ( مسئول سایت ) با عجله اومد تو کلاس و گفت:« بچه ها من یه توضیح بدم، سایت ما دان شده! برا همین فعلا چند دقیقه منتظر باشید.» تو این مدت تنها چیزی که از بچه های دوره دیده می شد یا زل زدن به یک نقطه بود یا ور رفتن با گوشی. تا اینکه بالاخره مشکل یه جوری حل شد و جلسه شروع شد.از این جای داستان رو بهتره از زبان خود مهندس بشنویم:«خب بچه ها من چند تا سوال بپرسم تا فضای کلاس دستم بیاد.کیا این جا اینستاگرام دارن؟کیا دفترچه خاطرات دارن؟کیا وبلاگ داشتن؟کیا لینکدین دارن؟کیا یوتیوب زیاد میرن؟کیا سریال زیاد می بینن؟خب خوبه .ببینید بچه ها کلا مقوله سئو و تولید محتوا به پنج قسمت تقسیم می شه:مدیرمحتوا ، استراتژیست محتوا ، بلاگر ، کارشناس شبکه اجتماعی ، کارشناس محتوای بصریاینو برا چی گفتم؟ برای اینکه شما باید تا آخر امروز مشخص کنید که توی کدوم قسمت میخواید کار کنید؟ منظورم اینه که مثلا اگر کسی از شما بپرسه که شما چی کاره هستی یا بخوای یه عنوان شغلی برای رزومت داشته باشی باید  بگی من یه بلاگرم یا بگی من یه مدیر محتوام. نمیتونی بگی من هم بلاگرم هم مدیر محتوا.خب الان وقتشه یه توضیحی در مورد هر کدوم بدم:بلاگر برای اینکه یه بلاگر خوب بشی باید خیلی اهل نوشتن باشی. مثلا کسایی که دفترچه خاطرات دارن یا کسایی که  وبلاگ داشتن و دنبال بهونه برای نوشتن می گردن می تونن تو این حوزه موفق بشن. اگه آدمی هستی که نمیتونی بر فرض هشت ساعت مداوم یه جا بشینی و با کسی صحبت نکنی و فقط به مقاله نوشتن فکر کنی  وارد این حوزه نشو. وضعیت مالی این حوزه اوایل زیاد خوب نیست اما می تونی بعد از چند سال با روزی دو سه ساعت کار ماهانه چهار پنج میلیون درآمد داشته باشی.کارشناس محتوای بصریاگه آدم با سلیقه ای هستی، اگه همیشه دنبال ست کردن لباسات هستی میتونی تو این حوزه موفق باشی. کلا آدم های با سلیقه مشخص اند و احتمالا من میتونم همین الان بهتون بگم که تو به درد این کار می خوری یا نه؟ یه چیز دیگه اینکه یه گرافیست با یه فتوشاپ کار فرق میکنه. اون باید هوش تجاری داشته باشه، باید درک از مخاطب داشته باشه ، باید رنگ ها رو بشناسه و ... بعضی ها هم هستن که کارشون ادیت ویدیو هست و خب درآمدشون هم بالاست. به مهارتشون بستگی داره که مثلا پریمیر بلدن ، افتر افکت بلدن و ...کارشناس شبکه اجتماعی  این حوزه هم خیلی پولسازه و اگه دنبال درآمد بالا می گردی بدردت می خوره. اگه آدمی هستی که خیلی چت میکنی یعنی مثلا سه نصف شب از خواب پا میشی تا با یه نفر چت کنی میتونی توی این زمینه پیشرفت کنی. اینا راحت میتونن مسافرتشون رو برن و تایم کاریشون رو خودشون انتخاب کنن، مثلا با روزی دو تا پست برای یه کانال ماهانه 400 هزار تومن پول بگیرن که شاید برای کسی که حرفه ای هست کار یک ساعت باشه.استراژیست محتوا  کسی که تو هر سه زمینه ای که گفتم توانایی فعالیت داشته باشه میتونه یه استراتژیست موفق بشه اما اینا کارشون بیشتر ایده پردازی و توانایی پیدا کردن آدمایی که بتونن اون ایده رو به کار بگیرن هست. در واقع یه استراتژیست باید تشخیص بده که این آدم از عهده این کار بر میاد یا نه ؟ البته این شغل توی ایران بیشتر برای سایت های بزرگ و خیلی قوی کاربرد داره.مدیر محتوا  بخوام خیلی ساده بگم یه چیزی شبیه سردبیر یک روزنامه ست. کسی که باید همه توانایی هایی که گفتم رو داشته باشه و یه مدیر خوب باشه، یعنی بتونه یه تیم ده پونزده نفره رو مدیریت کنه. کلا کارش پر از هیجان و استرسه . اگه دوست داری یه کار مشخص رو انجام بدی پیشنهاد نمیکنم سمتش بری. دو تا نکته مهم بهتون بگم و کلاس امروز تموم کنیم :یکی این که شما باید حداقل هایی از همه اینایی که گفتم رو داشته باشید و بعد تخصصی سراغ یکیشون برید به خاطر همین ما توی این دوره با همه اینا کار داریم.دو این که اگر اون وویس یوسف فراهانی(مدیر محتوای علی بابا) که براتون فرستادم رو شنیده باشید میگه که اگر یه نفر ادعا کرد که سئوکاره و اسمش رو سرچ کردی و هیچ چیزی در موردش نبود بهش شک کن . پس توصیه آخر من اینه که مطالعه زیاد داشته باشید، همیشه بنویسید و اون رو با بقیه به اشتراک بذارید تا آینده موفقی داشته باشید.در پایان ازتون می خوام که یه مقاله درباره امروز تا ساعت 10 شب برای من بفرستید تا اینکه مشخص بشه فردا شما رو اینجا ببینم یا نه.»با خودم فکر کردم که چجوری میتونم جواب سوالمو پیدا کنم که &quot;میتونی یه کارشناس تولید محتوا بشی؟&quot; و به این نتیجه رسیدم که کسی بهتر از مهندس یوسفی نمیتونه جواب سوالم رو بده.                                   راستی شما چی به این سوال تا حالا فکر کردید؟                                                                                     در آخر امیدوارم امشب پاسخ مهندس یوسفی به سوالم این باشه :&quot;میتونی یه کارشناس تولید محتوا بشی.&quot;</description>
                <category>محمد طالب تاش</category>
                <author>محمد طالب تاش</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2019 20:56:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>