<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی‌اشرف  فتحی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@taqriraat</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:49:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/213678/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی‌اشرف  فتحی</title>
            <link>https://virgool.io/@taqriraat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یلدای بی‌خاطره</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%DB%8C%D9%90-%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-h1ibqi45fxu9</link>
                <description>سال‌هاست که شب یلدا با دیوان حافظ ارتباط مستحکمی پیدا کرده و البته شبیه مواجهه اغلب ایرانی‌ها با قرآن که آن را ابزاری برای استخاره و تعیین تکلیف در مواقع سردرگمی و حتی کتابی برای پیش‌گویی می‌دانند، با اشعار حافظ هم همین مواجهه را داریم و تنها کارکردش تفأل است. جالب اینکه هم در قرآن برخورد خوبی با تفأل یا تطیّر نشده (آیات 131 اعراف، 18 یس و 47 نمل) و هم  تنها جایی که حافظ به شب یلدا اشاره کرده، جای جالبی نیست و هم‌صحبتی و همراهی با حاکمان و اهل دنیا را به طول تاریکی شب یلدا تشبیه کرده است:صحبت حُکّام، ظلمتِ شبِ یلداست                    نور ز خورشید جوی، بو که برآیدمی‌شود گفت همین تناقض‌های ظاهری به زندگی معنا می‌دهد. شما هرچقدر بگویید که استخاره و تفال و تطیّر سند معتبری ندارد، اما تجربه زیسته آدم‌ها می‌گوید که می‌شود با استخاره گاهی از حیرت درآمد و انتخاب درست کرد و آینده را هم دید. همین که چند نفر چنین تجربه‌ای داشته باشند، برای آدم‌های سرگردانی که توان انتخاب ندارند، این انگیزه ایجاد می‌شود که زمانی با پرندگان و نوع رفتار و حرکت آنان، تکلیف خود را مشخص کنند (درست مثل کاری که هنوز هم بعضی‌ها با هما و کلاغ انجام می‌دهند)، گاهی هم به یک کتاب رازآلود مثل قرآن یا دیوان حافظ چنگ بزنیم و فال بگیریم.ماهیت پارادوکسیکال شب یلدا فقط به همین سنت ختم نمی‌شود. یلدا را اگر واژه‌ای سُریانی و شبیه کلمه عربی میلاد بدانیم، قرار گرفتن آن در طولانی‌ترین شب سال و ایام منسوب به تولد مسیح و منجی، آدم را به یاد زندگی در نوسان میان روشنایی و تاریکی و امید نجات می‌اندازد. کاری که همه ما هر لحظه با آن درگیریم و مدام باید میان نور و ظلمت حرکت و انتخاب کنیم و امید نجات داریم.جامعه صنعتی که کمتر با کشاورزی درگیر است، برایش شب اول زمستان و تابستان فرق خاصی نمی‌کند. برای انسان کشاورز خیلی مهم بود که از آغاز زمستان، روزها کم‌کم طولانی‌تر می‌شود و زمان کار و کسب درآمد با کشاورزی و آب و زمین فرا می‌رسد. برای همین هم ماهیت شب یلدا قبلا با شب‌نشینی و خوردن خوراکی‌های مختلف گره می‌خورد و الان بیشتر با فال حافظ گره خورده است. انگار انسان کشاورز تکلیفش با طبیعت و زمین و آب و گیاهان روشن بود و فقط خوردن خوراکی‌های مختلف حالش را خوب می‌کرد. ولی انسان امروز آن‌قدر خسته و سردرگم است که فال حافظ در خلال یک مهمانی می‌تواند حال او را خوب کند و برایش خاطره بسازد. این خاطره‌‌ها هم گاهی آن‌قدر شخصی و خصوصی است که مثل من هیچ خاطره‌ای برای نوشتن پیدا نمی‌کنید :)</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2024 19:22:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتشار شماره ۱۱ مجله تقریرات</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B1%DB%B1-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-exlscmamykvd</link>
                <description>✔️پرونده ویژه‌ درگذشت آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی✔️گفتگو با دکتر ضیاء موحد و دکتر غلامرضا زکیانی در پرونده «ارسطو در فیضیه» درباره تأثیرات منطق ارسطویی بر دانش‌های اسلامی✔️مقاله‌ای اختصاصی از دکتر رسول جعفریان درباره مرزبندی میان شیعه زیدیه و شیعه امامیه✔️ پرونده‌ ویژه ظهور مجدد طالبان در افغانستان و فعالیت بنیادگرایان اسلامی در کردستان ایران❇️مراکز فروش✔️متأسفانه به دلیل گران شدن قیمت کاغذ و چاپ، تیراژ مجله کاهش چشمگیری داشته و به دلیل تعطیلات نوروزی نیز ارسال به مراکز فروش با تأخیر همراه خواهد بود. فعلا قمی‌های عزیز می‌توانند از دو کتاب‌فروشی «خانه کتاب» و «کتاب شهر» در چهارراه شهدا (بیمارستان) مجله را تهیه کنند. بقیه مراکز فروش را نیز از کانال تلگرامی مجله (اینجا) اطلاع‌ خواهیم داد.✔️همچنین خوانندگان عزیز می‌توانند به اینجا پیام دهند تا مجله را با پست برای آنها بفرستیم.✔️فروش نسخه الکترونیکی مجله نیز به زودی آغاز خواهد شد که جزئیات آن را از کانال تلگرامی مجله (اینجا) به اطلاع خوانندگان عزیز خواهیم رساند.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Mar 2022 16:17:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتشار کتاب «فقه شیعه و تأمین اجتماعی»</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-z5nbdmtwosai</link>
                <description>به لطف خدا نخستین اثر مکتوب مستقل بنده با عنوان «فقه شیعه و تأمین اجتماعی» از سوی انتشارات مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی منتشر شده است.در این کتاب کوشیده‌ام روایات معصومین و آرای فقهای شیعه درباره چگونگی دریافت و پخش کمک‌های شیعیان به نیازمندان را بررسی کنم. در این پژوهش، آرای همه متون مهم فقهی شیعه به مثابه یک برساخته اجتماعی در نظر گرفته‌ شده‌اند تا نحوه تعامل آنها با تحولات اجتماعی و تأثیر این تحولات بر تطور و تغییر آرای فقها بررسی شود. بنابر این می‌توان این اثر را ذیل تاریخ اجتماعی فقه شیعه و با کمی تسامح، معطوف به جامعه‌شناسی معرفت دانست.همچنین به این پرسش‌ها پرداخته‌ام که نگاه فقهای شیعه به دریافت و توزیع انفاق‌های واجب، چه تغییراتی داشته و اساسا آیا می‌شود یک نظام جامع تأمین اجتماعی را از این روایات و آراء استنباط کرد یا باید چنین انفاق‌هایی را ذیل عبادیات فهمید و معنا کرد.برای تهیه این کتاب با مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی تماس بگیرید:تهران، میدان آرژانتین، خیابان دهم بخارست، پلاک ۲۰تلفن:  ۸۸۷۵۳۲۴۵، داخلی ۱۱۳</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jan 2022 21:44:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پادکست تقریرات</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-y2zgdoriatjp</link>
                <description>اولین پادکست تقریرات رو به معرفی شماره دهم مجله اختصاص دادم. می‌تونید از همین جا یا کانال تلگرامی من بشنوید. خوشحال می‌شم نقد و نظرتون رو بگید تا دید خوبی به پادکست‌سازی پیدا کنم و اگه باب طبع شما بود ادامه بدم :)</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 22:18:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شماره دهم مجله تقریرات؛ باز هم نجف!</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%AC%D9%81-jl50ryug5ocm</link>
                <description>راستش بنا نداشتیم پرونده اصلی شماره دهم مجله را هم مانند شماره نهم به حوزه نجف و آیت‌الله‌العظمی سیستانی اختصاص دهیم، ولی بعد از دیدار ایشان با پاپ فرانسیس و حرف‌های مهمی که زده شد، حس کردیم جای خالی چنین پرونده‌ای در مطبوعات و رسانه‌ها حس می‌شود. ظرف دو سه روز توانستیم پرونده مختصری تهیه کنیم و البته پرونده اصلی مجله هم به این پرسش اختصاص داشت که: آیا فلسفه‌های اسلامی (یا به عبارت دقیق‌تر: فلسفه‌های مسلمانان) امکان پاسخگویی به مسائل سیاسی و اجتماعی را دارند یا نه؟گرانی کاغذ باعث شد که تعداد صفحات را کاهش دهیم تا نظم انتشار را حفظ کنیم. امیدوارم نتیجه تلاش و زحمات دوستان در آخرین روزهای قرن چهاردهم شمسی مورد قبول خوانندگان عزیز مجله واقع شود :)پی‌نوشت: تهرانی‌ها می‌توانند از دکه روزنامه‌فروشی جنب انتشارات خوارزمی (روبه‌روی در اصلی دانشگاه تهران) و کتاب‌فروشی اسم (بین خیابان ابوریحان و فلسطین) شماره دهم تقریرات را بخرند. قمی‌ها هم از همه دکه‌ها و کتابفروشی خانه کتاب در چهارراه بیمارستان به شماره جدید دسترسی دارند. برای بقیه شهرها هم بعد تعطیلات به صورت پستی در خدمتیم.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 20:48:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-nnkinu5fxzjb</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/ev62cxxl35rl-8JF34.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۵,۶۸۱ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۳۸ مرتبه پسندیدند و  ۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۶۰۰ بار خوانده شدند و ۲۲,۷۴۶ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۳۱۱۸۴۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱,۵۵۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۳۱۱۸۴۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 20:36:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن سوی انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A2%D9%86-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-inq948kohqh9</link>
                <description>عباس شیبانی و حبیب ‎الله پیمان در مراسم رونمایی مذاکرات شورای انقلاب، بهمن 97این روزها کانال تلگرامی کلمه (وابسته به میرحسین موسوی) در حال انتشار صورت مذاکرات شورای انقلاب اسلامی است؛ اسناد مهمی که بهمن 97 در خانه‌موزه هاشمی رفسنجانی در جماران با حضور دو عضو شورای انقلاب (دکتر عباس شیبانی و دکتر حبیب‌الله پیمان) و فرزندان برخی دیگر از اعضای این نهاد مهم انقلابی رونمایی شد.شورای انقلاب اسلامی که از بهمن 57 تا خرداد 59 مهم‌ترین نهاد اداره‌کننده کشور بود و اعضای آن به عنوان رهبران و چهره‌های مهم انقلاب 57 مطرح بودند، اکنون فقط پنج عضوش در قید حیات است؛ به جز شیبانی و پیمان، آیت‌الله خامنه‌ای، ابوالحسن بنی‌صدر و میرحسین موسوی .اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که در این شورا هم مانند مجلس خبرگان قانون اساسی، آقای دکتر بهشتی اداره‌کننده واقعی جلسات بوده است. با وجود آنکه مرحوم طالقانی ریاست شورای انقلاب را بر عهده داشت و پس از امام خمینی، مهم‌ترین رهبر انقلابی محسوب می‌شد، ولی به جز جلسات اولیه، پس از ماجرای دستگیری فرزندش کمتر در جلسات حاضر می‌شد. در مجلس خبرگان قانون اساسی نیز با وجود ریاست مرحوم آیت‌الله منتظری، دکتر بهشتی جلسات را اداره می‌کرد.متاسفانه جلسات نه به صورت صوتی و نه تصویری، ضبط نشده و صورت‌جلسه‌ها نیز بسیاری مختصر و اجمالی است. با این حال می‌شود از همین اختصار و اجمال هم به برخی تصورات و ذهنیت‌های رجال مهم انقلاب پی برد. تا جایی که فرصت کرده و خوانده‌ام، بحث درباره نحوه برگزاری سالگرد دکتر مصدق در 14 اسفند 57، نظرات اعضا درباره بازگرداندن پیکر دکتر شریعتی از سوریه (مذاکرات فروردین، ص 51،  جلسه روز 21 فروردین 58)، انتقادهای تند برخی اعضا نسبت به احکام اعدام و مصادره در دادگاه‌های انقلاب (ادامه جلسه 21 فروردین) و نیز مدیریت اقتصادی کشور پس از انقلاب از نکات خواندنی این مذاکرات است.در جایی طالقانی از محمدرضاشاه با عنوان «کافر محارب» یاد می‌کند (فایل اسفند 57، ص 54) و در جای دیگری می‌گوید «مجلس مؤسسان در اسلام نداریم» و با پاسخ بنی‌صدر مواجه می‌شود که «قانون اساسی هم در اسلام نداریم» (اسفند 57، ص 52).اهمیت این مذاکرات نسبت به مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی در این است که این سخنان در فضای محرمانه و خصوصی بیان شده و از صراحت و شفافیت بیشتری برخوردار است.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 14:24:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیت‌الله سیستانی اندیشه سیاسی میرزای نایینی را یک گام به جلو برد</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A2%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-nu4z3rpejvq3</link>
                <description>دکتر عبدالوهاب فراتی از سرشناس‌ترین پژوهشگران حوزوی است که به مطالعات و پژوهش‎های سیاسی درباره روحانیت و نسبت آن با مقولاتی چون سیاست، دولت مدرن، انقلاب اسلامی و تجدد پرداخته است. وی که در سال‌‌های اخیر مشغول پژوهش درباره جریان‌های سیاسی حوزه نجف بوده، در گفتگوی تفصیلی با شماره نهم مجله تقریرات به ارائه برخی دستاوردهای خود از وضعیت کنونی حوزه نجف و جریان‌های مختلف آن پرداخته است. او از نسبت میان این جریان‌ها و مرجعیت شیعه سخن گفته و بر این باور است که حوزه معاصر نجف چیزی جز قرائت آیت‌الله خویی از تشیع نیست و آیت‌الله سیستانی نیز تکرار میرزای نائینی در دوره جدید همراه با برخی ابهام‌زدایی‌هاست.?دکتر فراتی با مقایسه نظریه سیاسی حاکم بر قم با نظریه سیاسی حاکم بر نجف گفته: «به دلیل نوع بافت و خاستگاه دولت در جمهوری اسلامی، روایت رقیب این نظام سیاسی از درون محافل حوزوی بیرون می‌آید؛ نه محافل روشنفکری؛ و به نظر بنده به احتمال زیاد این روایت رقیب در آینده از سوی حوزه نجف ایجاد خواهد شد».?وی همچنین درباره اندیشه و روش سیاسی آیت‌الله سیستانی معتقد است: «آقای سیستانی ـ به‌عنوان زعیم حوزه نجف و مرجع اعلای شیعیان ـ مرز مشخصی را برای شکسته‌نشدن دولت مدنی ترسیم کرده است؛ به این معنا که روحانیت و نهادهای وابسته به حوزه آن‌طور ورود نکنند که مردم احساس کنند جزئیات تصمیم‌گیری در بغداد تابعی از نظریات نجف است». دکتر فراتی با همین منظر به تحلیل اندیشه سیاسی آقای سیستانی پرداخته به مجله تقریرات گفته است: «ما در اندیشه آقای سیستانی یک اتساع‌یافتگی در امور حِسبیه نسبت به اندیشه استادش آقای خویی می‌بینیم. آقای سیستانی اموری مانند امنیت، نظم اجتماعی، برقراری دولت یا تدوین قانون اساسی را هم وارد دایره امور حِسبیه می‌کند، اما این دایره را آنچنان باز نمی‌کند که حکومت را هم دربربگیرد. آقای سیستانی معتقد است فقیه در موارد منصوص ولایت دارد؛ یعنی جاهایی که بتوان با سند و دلالت، ولایت فقها را بر آنها ثابت کرد. همچنین می‌گوید که فقیه در حوزه‌های غیر منصوص، هیچ حقی برای مداخله ندارد. میرزای نایینی نیز در واگذاری تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در حوزه‌های خالی از نص به امت، تکلیف زنان را مشخص نکرد و اساساً وارد حقوق زنان در این حوزه‌ها نشد، اما آقای سیستانی به‌طور جدی از حقوق زنان حمایت کرده و به‌نظر من نظریه میرزای نایینی را یک گام به جلو برده است. به عبارت دیگر، آقای سیستانی تکرار میرزای نایینی در دوره جدید است؛ همراه با رفع ابهامات نظریه نایینی».?فراتی همچنین درباره دو جریان صدر اول و صدر دوم می‌گوید: «اساساً کسی در نجف به مدرسه و آرای شهید سید محمدباقر صدر (صدر اول) توجه نمی‌کند؛ چون معتقدند که وی به‌رغم ذکاوت و اندیشه‌های نویی که داشت، مبدع ظهور جریان‌های حزبی در حوزه شد. صدر دوم (سید محمدصدر؛ پدر مقتدا صدر) نیز مدرسه‌ای را در نجف تأسیس کرد که سنت‌ها و رویه‌های تاریخی و قدمایی این حوزه را به هم ریخت؛ با کلیت حوزه درگیر شد و رویه‌های جدیدی در حوزه ایجاد کرد که امروز حوزه نجف نمی‌داند با محصولات این مدرسه چه کند. مشکل مقتدی این است که چون از طریق سنت اجتهادی ارتقا و رشد پیدا نکرده، فاقد اقتدار حوزوی است و به همین دلیل است که تلاش می‌کند اقتدارش را خارج از ساختارهای حوزه رصد کند. البته حوزه نجف اساساً این مشکل را با پدر مقتدا صدر هم داشت؛ نه اجتهادش را تأیید کرد و نه مرجعیتش را پذیرفت».?این پژوهشگر علوم سیاسی درباره وضعیت کنونی کشور نیز می‌گوید: «نظام در برابر خواسته نسل‌های جدید خیلی مقاومت نخواهد کرد و جامعه به سمت فروپاشی نمی‌رود. این اتفاق خوبی است که جامعه متوجه شده است باید با فشار اجتماعی به سازمان سیاست، او را مجبور به رعایت حال و قبول خواسته‌های خود کند. مثلاً جامعه ما اصولگرایان تند را در هر انتخاباتی به میدان می‌آورد که دست از کودتا و حکومت نظامی بردارند و مجبور به رعایت اصول و رفتارهای دموکراتیک شوند. ضمناً بعد از اینکه آنها را به صحنه آورد، اگر ناکارآمد بودند، حذفشان می‌کند. به نظر من این وضعیت خوبی است و به تدریج هم به کارآمدی نظام اضافه خواهد کرد؛ چون دیگر کسی از دولتمردان نمی‌تواند نسبت به مطالبات اجتماعی بی‌تفاوت باشد یا از آن فرار کند. در عین حال جامعه ایران به دلیل مذهبی‌بودن، همواره به‌دنبال پیدا کردن راه برون‌رفتی است که از درون عینیات جامعه که بارز‌ترین آنها مذهب است سربرآورد».?شماره نهم مجله تقریرات به‌تازگی منتشر شده و برای تهیه آن لطفا اینجا را بخوانید..</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 13:23:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و علمای نجف</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D9%81-uihffzcxsax5</link>
                <description>خبر ابتلای آیت‌ﷲ شیخ حسن جواهری و برادرش شیخ محمد به بیماری کرونا اعلام شده است. آقای جواهری از علمای حوزه نجف است که سال‌ها در نجف و قم تحصیل و‌ تدریس کرده است.در شماره ششم مجله تقریرات (اسفند ۱۳۹۵) ضمن گزارشی درباره مراجع احتمالی شیعه در آینده، درباره وی آورده‌ بودم:نَسب آیت‌الله شیخ حسن جواهری؛ این مجتهد متولد ۱۹۴۹ میلادی در نجف، با چهار واسطه به شیخ محمد حسن نجفی (مشهور به صاحب‌جواهر) می‌رسد. از این رو آقای جواهری در سن و نسب همانند آقای ایروانی است. همچنین همانند آقای ایروانی در دروس آیت‌ﷲ خویی و شهید صدر شرکت کرده است. اما علاوه بر این، شاگرد آیات عظام مرحوم میرزا جواد تبریزی و وحید خراسانی در قم نیز بوده و در دانشکده فقه نیز مقطع کارشناسی را گذرانده است.دو بار بازداشت در اواخر دهه هفتاد میلادی به دستور حکومت بعثی عراق و تبعید به ایران سبب شد که وی نیز سال‌ها در حوزه قم به تدریس و تحقیق بپردازد. در همین دوره بود که ارتباط رسمی وی با جمهوری اسلامی شکل گرفت و به عضویت نهادهایی همچون مجمع جهانی اهل بیت﻿(ع) و مجمع فقه اهل بیت﻿(ع) درآمد و با متفکرین و نهادهای مهم اهل سنت همچون مجمع فقه اسلامی جدّه ارتباط برقرار کرد. وی همچنین تدریس در دارالتبلیغ اسلامی قم را نیز در کارنامه خود دارد که تحت اشراف مرحوم آیت‌ﷲ‌العظمی شریعتمداری اداره می‌شد.آقای جواهری اگرچه آیت‌ﷲ‌العظمی سیستانی را «ولی فقیه» در عراق می‌داند و خواهان حمایت همه‌جانبه از اوست، اما به سبب پیشینه‌ نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران و حضور در برخی نهادهای رسمی آن، روابط بسیار حسنه‌ای با حکومت ایران دارد. وی معتقد است که جدش صاحب جواهر نیز همچون امام خمینی و بر خلاف فقهای کنونی نجف به «ولایت مطلقه فقیه» اعتقاد داشته است.﻿‏آقای جواهری یک دهه است که به زادگاهش نجف بازگشته و موضوعاتی را که تحت تأثیر فضای نوین قم بررسی کرده بود، در حوزه نجف مطرح می‌کند. از جمله این موضوعات، بحث دموکراسی و مردم‌سالاری دینی است. به باور شیخ حسن جواهری: «در اسلام کلام اکثریت حجت و ملاک نیست. این که مرحوم امام﻿(ره) به رأی اکثریت اعتقاد داشت، برای این بود که ایشان شخصاً به عنوان ولی فقیه مردم ایران که مسلمان هستند،‌ به دموکراسی معتقد بود و تأکید داشت که مردم برای قبول جمهوری اسلامی باید رأی دهند. اما طبق اصل فقه، واقعیت این است که ولی فقیه مجتهد و متصرف است و شرع در دست اوست؛ چراکه عقل دارد و عادل است. لذا هر زمان که مصلحت بداند می‌تواند برای تشکیل یک مجلس و یا تعیین رییس جمهور انتخابات برگزار کند».﻿‏آیت‌ﷲ جواهری درباره راهکار نظارتی بر ولی فقیه می‌گوید: «اگر مرجعی برای شخص خود و خانواده‌اش کار کند، عدالت او ساقط خواهد شد. بنابراین اگر مردم زمانی به جایی برسند که فاسق بودن ولی فقیه را درک کنند، افراد ملت می‌توانند او را کنار بگذارند. همانند زمان شاه که بعد از سال‌ها تلاش و کوشش، او را از میان برداشتند و انقلاب شد. البته اهل سنت معتقدند که حتی اگر ولی فقیه فاسق شود نمی‌توان علیه او کار کرد، اما شیعیان چنین اعتقادی ندارند … اگر اشتباهی کرد که بسیار مهم بود و در عین حال ضرر مخالفت با ایشان بیشتر از خطای با او بود، با ارجاع به مجتهد دیگر باید کار را سامان داد. در عین این که ولی فقیه واجب‌الاطاعه است، اما اگر اشتباهی صورت داد که فساد آن برای ما واضح بود و سکوت و حرف نزدن ما ضرر بیشتری داشت، باید علیه او سخن گفت تا برکنار شود … مجتهدینی که تدبیر ندارند، حق ولایت هم ندارند».﻿‏وی نیز همچون آقای ایروانی معتقد است که آیت‌ﷲ سیستانی خواهان دخالت حداقلی فقها در سیاست است،‎ و در عین حال، آقایان خامنه‌ای و سیستانی را دو قطب مهم شیعیان می‌داند.﻿‏آقای جواهری همچنین خواهان استقلال کامل حوزه است و میل به تخصصی‌شدن اجتهاد و اصلاح رساله‌های مراجع و ذکر دلایل فتاوی دارد.﻿‏?شماره نهم مجله تقریرات نیز به‌تازگی با پرونده مفصلی درباره حوزه نجف منتشر شده است. برای تهیه این شماره و شماره‌های قبلی مجله لطفا اینجا را بخوانید.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 13:19:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوی کاغذ</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A8%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0-msagq3mjaegu</link>
                <description>شماره نهم مجله تقریراتکار صفحه‌بندی که تمام می‌شود و مجله را به چاپخانه می‌فرستی، مثلا کار تمام شده و باید نفسی تازه کنی، ولی تازه باید به فکر توزیع و فروش باشی. اینجاست که بهشت روزنامه‌نگاری و کار مطبوعاتی به مصداقی برای «حُفَّت بِالمَکارِه» بدل می‌شود.اینترنت شاید مفرّی برای فرار از این دشواری‌ها و سختی‌ها باشد. سرعت و سهولت انتشار و وسعت مخاطب در همه جای جهان، قطعا در رسانه کاغذی وجود ندارد. انبارهای مراکز توزیع مطبوعات پر از برگشتی‌های نشریات است که نشان می‌دهد اقبال اغلب مخاطبان به سمت اینترنت چرخیده و دیگر سخت است که به محصول کاغذی برگردد. خصوصا انتشار روزنامه هم که در قیاس با مجله، بی‌معنا و پرهزینه شده است. ولی ماندگاری و مرجعیت کار محصول کاغذی به این زودی‌ها از میان نمی‌رود.برای خودم جالب است که با وجود دو تجربه وبلاگ تورجان و مجله تقریرات، الان خیلی‌ها مرا به اسم مجله می‌شناسند. با اینکه وبلاگم قدمت 14 ساله دارد و مجله فقط پنج ساله است. تیراژ مجله هم که بسیار کمتر از آمار بازدید و مخاطبان وبلاگم بوده، ولی مرجعیت محصول کاغذی، قابلیت رفرنس‌دهی به آن و ماندگاری‌اش هنوز هم بی‌رقیب است.در پایان‌نامه‌هایی که دیده‌ام، ارجاع به کارهای مطبوعاتی و کاغذی‌ام خیلی بیشتر از ارجاع به کارهای وبلاگی‌ام بوده است. پس هنوز هم نباید از بوی کاغذ و مجله و کتاب ناامید شد.پی‌نوشت: شماره نهم مجله تقریرات هم بالاخره روانه چاپخانه شد و هفته بعد روی دکه و غیر دکه می‌آید :)اینجا درباره‌اش نوشته‌ام.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 23:14:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهی که طی نشد</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%AF-lmk7cupswq95</link>
                <description>فیلم «عروسی خوبان» را محسن مخملباف سال 67 اندکی پس از پایان جنگ ساخت که نخستین بار توانست نگاه متفاوتی به پیامدهای جنگ در جامعه ایران داشته باشد. این فیلم را باید آخرین همراهی مخملباف با نظام و شروع جدایی او دانست. دو سال بعد با ساخت نوبت عاشقی و شب‌های زاینده‌رود و توقیف آنها رسما اعلام جدایی کرد و به جریان منتقد پیوست.در «عروسی خوبان» رزمنده موجی با انبوهی از شعارهای پوچ و بی‌محتوا و مادی شدن نگاه آدم‌ها مواجه می‌شود. همه ارزش‌ها و آرمان‌ها رنگ باخته و آدم‌ها غرق در بی‌معنایی شده‌اند. او آدم غریبی است که در نهایت، بازگشت به جبهه را به ماندن در شهر ترجیح می‌دهد تا کارش به جنون نکشد. واپسین تلاش او عکاسی مطبوعاتی از معضلات اجتماعی است که مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.در صحنه‌ای عجیب و معنادار از فیلم، او در حال عکاسی از تظاهراتی است که ابتدا عکس‌های دکتر شریعتی در دست جمعیت است و صدای شعارها واضح و حماسی است، ولی کم‌کم تصاویر شریعتی محو می‌شود، عکس‌های شهید مطهری بالا می‌رود و صدای شعارها گنگ و نامفهوم می‌شود. پس از آن هم شعارهای ضد آمریکایی را می‌بینیم که ابتدا قابل فهم و حماسی است، ولی ناگهان گنگ و نامفهوم می‎شود.مخملباف از پررنگ شدن تصاویر مطهری و محو شدن تصاویر شریعتی به عنوان نمادی از تغییر ارزش‌ها و هنجارها استفاده می‌کند. واقعیت تلخی است، ولی دوگانه‌سازی بین مطهری و شریعتی که در چند دهه گذشته شدت گرفت و قبل انقلاب به جز برای افراد خاصی، ملموس و محسوس نبود، به سود مطهری تمام نشد. انبوه مسابقه‌های کتابخوانی و دوره‌های مطالعاتی آثار مطهری و تشویق‌های مداوم، منجر به افزایش کاذب تیراژ کتب استاد مطهری شد، اما کتب شریعتی با وجود آنکه رسمیت نداشت و در صدا و سیما و رسانه‌های رسمی و کتب درسی نادیده گرفته می‌شد، از مشتری و تیراژ بالایی در بازار رسمی و غیر رسمی کتاب برخوردار بود. اصرار بر حذف شریعتی، به او حقانیت ویژه بخشید و بیان جادویی او نیز بر بقای این کتب افزود. آنچه که کمرنگ و کمرنگ‌تر شد، رویکرد تحقیقی و مستدل به اندیشه دینی بود که کم‌کم جای مطهری را با رحیم‌پور ازغدی و سپس رائفی‌پور عوض کرد و مهدی رسولی مداح در رسانه ملی به عرض اندام فکری برخاست و همه چیز به کاریکاتوری‌ترین شکل ممکن درآمد. الان دیگر آن صداهای گنگ و مضحکی که مخملباف سی و دو سال پیش پخش کرده بود، با قدرت تمام از رسانه‌های مختلف در حال عرض اندام است.نسل جوان امروز دیگر میان مطهری و شریعتی مردد نیست، بلکه بین تتلو و رائفی‌پور باید انتخاب کند! رائفی‌پوری که حتی نمی‌داند عطیه عوفی؛ مفسر و محدث همراه جابر انصاری در روز اربعین سال 61 مرد بوده، نه زن!سیاست تنازع و حذف غیر طبیعی منجر به انتخاب بهتر و بقای فرد کامل‌تر نشده، بلکه به ابتذال و پوچی دامن زده است و دامنه انتخاب‌ها هر روز مضحک‌تر می‌شود؛ همان چیزی که «حاجی» فیلم عروسی خوبان به عنوان نماد فرد دردمند و دلسوز از آن واهمه داشت و ترجیح داد فرار کند تا کارش به جنون نکشد.زمانی به مسعود رجوی نسبت می‌دادند که گفته بود اگر افراد کیفی سیستم را ترور کنیم، افراد بی‌کیفیت بالا می‌آیند و به صورت اتوماتیک، موریانه به جان سیستم می‌افتد. نمی‌دانم این سخن را واقعا او گفته بود و اگر حرف او بود، تا چه حد موفق به انجام این برنامه هوشمند شد، ولی این حذف‌های غیر طبیعی، هم به زیان شریعتی شد و هم به زیان مطهری. هر دو حذف شدند و موریانه ابتذال به جان همه ما افتاد.تاریخ نشان داده که استمرار غلبه ابتذال، از آنجا که عامه‌پسند است، به راحتی می‌تواند کیفی‌ترین و نخبه‌ترین مغزها را هم رام کند و به اراجیف‌گویی بکشاند. حتما شما هم این روزها از آدم‌های ظاهرا روشنفکر و نخبه و دانشمند و عالم، حرف‌های مضحک و بی‌اساس زیادی می‌شنوید. این خاصیت طبیعی غلبه ابتذال است. همرنگ جماعت می‌شوند که رسوا نشوند!وقتی همه یا اکثریت مبتذل و مضحک شوند، دیگر هیچ‌کس مضحک و مبتذل نیست!پی‌نوشت: گویا جلد دوم حاشیه‌های آقای مطهری بر آثار دکتر شریعتی منتشر شده و دوستان فاضلی که مطالعه کرده‌اند، می‌گویند اثر مفیدی است. کاش همت کنیم و راه را از جایی که به خطا رفتند، تغییر داده و در مسیر درستش ادامه دهیم.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 09:03:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجتهاد در عقاید و اخلاق؛ ضرورت‌ها و چالش‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7-dtxmoqdve7a5</link>
                <description>سخنرانی مجازی شب بیست‌وششم رمضان ۱۳۹۹ برای مخاطبان دین‌آنلایندر آخرین شب‌های ماه مبارک رمضان که مهم‌ترین نمادهای دینداری مسلمانان را در بر دارد، به‌جاست که در مفهوم «دینداری» درنگ و تأملی دوباره بکنیم. در آیات متعدد قرآن کریم، دینداری را ترکیبی از «ایمان» و «عمل صالح» می‌بینیم:ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات (سوره عصر)در تطبیق این دو بال دینداری بر دانش‌های دینی، ایمان را باید همان عقاید و علم کلام، و عمل صالح را نیز همان فقه اصغر (احکام شرعی) و اخلاق دانست. از این آیات و روایاتی که مؤید آنهاست می‌فهمیم که دین مجموعه‌ای از پندارها و رفتارهاست که در کنار هم معنا می‌یابند و اگر یکی از این دو بال نباشد، دین به صورتی مضحک و ناکارآمد درمی‌آید. پس محتوای فرهنگ دینی را این دو بال مهم شکل می‌دهد.از سویی در جامعه کنونی ما صدا و سیما، خطبا و مداحان به عنوان مهم‌ترین سازندگان فرهنگ دینی شناخته می‌شوند و برای تحلیل آسیب‌شناسانه وضعیت دینی کنونی باید نسبت عملکرد این تولیدکنندگان فرهنگی را با تعریف مورد نظر قرآن از دینداری بسنجیم.در آثار علمای شیعه که در طول دوازده قرن پس از غیبت امام دوازدهم نوشته شده است، به هر مقوله عقاید، احکام شرعی و اخلاق توجه شده و البته سهم احکام شرعی به دلیل نیاز بیشتر دینداران در قرون متوالی، بیشتر بوده است. اکنون باید با توجه به نیازهای زمانه ما بررسی شود که آیا نیاز داریم همان‌گونه که در احکام شرعی، اجتهادهای نوینی انجام می‌گیرد، در آن دو بُعد فرهنگ‌ساز دیگر نیز اجتهادات جدیدی صورت گیرد.یکی از آسیب‌‌های جامعه ما این است که افزایش رسانه‌ها موجب افزایش نیاز به تولید محتوا شده و بسیاری از تولیدکنندگان غیر متخصص وارد عرصه شده‌اند تا به نیازهای مخاطبان پاسخ دهند و این خلأ را پر کنند. این پدیده هرچند مزایایی هم دارد، ولی موجب افزایش محتواهای نادرست و نامعتبر در رسانه‌های مختلف شده و اغلب مداحان و خطبا و حتی رسانه ملی نیز همین محتواهای غیر معتبر را تولید یا تکثیر می‌کنند. در این فرصت کوتاه مایلم چند نکته را درباره پالایش محتوای منابع فرهنگ دینی یادآور شوم:اولین نکته درباره تقلید در اصول دین  است. می‌دانیم که اغلب فقهای شیعه معتقدند در اصول دین نباید از کسی تقلید کرد و حتی آن را حرام می‌دانند. از فتوا از دیرباز سابقه دارد و شیخ طوسی به عنوان یکی از نخستین پایه‌گذاران فقه استدلالی شیعه در هزار سال پیش، در آثار خود به این نکته توجه داشته و در کتاب «عُدة الاصول» که نخستین اثر جامع شیعی در دانش اصول فقه است، می‌گوید اگرچه تقلید در اصول دین باطل است، ولی اگر کسی از فردی که اعتقادات درستی دارد تقلید کند، مؤاخذه نمی‌شود[1]. حدود دو قرن پیش نیز شیخ مرتضی انصاری؛ فقیه و اصولی بزرگ نجف در کتاب مشهور خود (فرائد الاصول) به همین مساله پرداخت و گفت که در اصول دین، آنچه که موضوعیت دارد، جزم و یقین است و این یقین می‌تواند از تقلید حاصل شود. به گفته شیخ، شبهه‌ها در علم کلام به حدی است که بسیاری از متخصصین نیز عمر خود را صرف مسائل اعتقادی می‌کنند و در نهایت، به نتیجه اندکی می‌رسند؛ پس نباید از مردم عادی انتظار داشت که بدون تقلید از عالم، اصول اعتقادی خود را بشناسند[2].یکی از دلایل مهمی که فقها و متکلمان را به فتوای تحریم تقلید در اصول دین سوق داده، آیات متعدد قرآن است که اقوام پیشین را به دلیل تقلید اعتقادی کورکورانه از آباء و اجداد خود نکوهش می‌کند. با این حال شرایط جوامع به گونه‌ای پیش رفته که حتی در دوره اسلامی هم اغلب مردم دز مسائل اعتقادی‌شان از علمای دین و روحانیون تقلید کرده‌اند؛ این در حالی است که فقها فتوای تحریم تقلید در اصول دین را داده بودند. بنا بر این چنین پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر و طبیعی است و حتی در جوامع امروزی که تعداد بی‌سوادها به گونه محسوسی کاهش یافته، باز هم اغلب مردم در این امور تقلید می‌کنند و فرصت تحقیق شخصی ندارند.اکنون این پرسش را باید مطرح کنیم که در جامعه دینی ما چه اندازه به آموزش اعتقادی بها داده شده است؟ اگر نظام آموزشی را بررسی کنیم خواهیم دید که آموزش دین در مدارس بسیار ضعیف، کلیشه‌ای و غیر جذاب بوده و هست؛ همان‌گونه که آموزش سایر علوم انسانی دارای ضعف‌های جدی است. شما در طول 12 سالی که تحت برنامه نظام آموزش و پرورش هستید نه یک بار به طول کامل قرآن را می‌خوانید و با معانی و مفاهیم آن آشنا می‌شوید و نه حتی احکام شرعی به صورت کامل و حرفه‌ای آموزش داده می‌شود. تکیه بر قرائت و تجوید و حفظ قرآن، بسیار بیشتر و مهم‌تر از فهم پیام‌های قرآن بوده و از همین رو اغلب کسانی که وارد تحصیلات عالی دانشگاهی یا حوزوی می‌شوند، اطلاع اندکی از قرآن و مسائل اعتقادی دارند. بسیاری از اینها حتی اطلاعی از نام فقها و متخصصان برتر علوم دینی ندارند و رسانه ملی نیز بهای چندانی به پدیده تکثر مراجع تقلید نمی‌دهد. لذا می‌بینیم که اغلب مقلدین از فتوای مراجع خود مطلع نمی‌شوند یا دیر اطلاع می‌یابند.به گمان بنده مهم‌تر از طرح موضوعات جدید در علم کلام، گسترش آگاهی در بین مردم و تشنه کردن آنان نسبت به معرفت دینی است که می‌تواند تقاضا را بالا برده و متکلمان و فقها را ناچار به عرضه محتواها و استدلال‌های به‌روز و کاربردی بکند. بنابر این باید مردم با این‌ موضوعات درگیر شوند و فضای بحث فراهم باشد تا بشود به شبهه‌های جدید پاسخ داد.نکته دیگری به نظرم حائز اهمیت است، تسامح در ادله سنن (مستحبات و مکروهات)است که یکی از قواعد مهم فقهی است. این قاعده می‌گوید که درباره ادله و اسناد مستحبات و مکروهات لازم نیست یک فقیه و محقق دینی، مته به خشخاش گذاشته و دقت جدی نشان دهد. ریشه این قاعده به روایاتی برمی‌گردد که به «اخبار مَن بَلَغ» شهرت دارد. این روایات می‌گوید که اگر کسی بشنود پیامبر اکرم گفته فلان کار را اگر انجام دهید ثواب دارد، و این کار به امید آن ثواب انجام دهد، حتی اگر پیامبر در واقع چنین سخنی نگفته باشد، آن پاداش به وی تعلق خواهد گرفت.اگرچه برخی فقها همچون صاحب کتاب «هدایة المسترشدین» می‌گویند که فقهای دوره‌های نخست نیز به این قاعده عمل می‌کرده‌اند[3]، اما به نظر می‌رسد که دست‌کم برخی علمای اولیه شیعه همچون شیخ صدوق و استادش ابن‌ولید قمی اعتقادی به این قاعده نداشته‌اند. شیخ در ذیل روایتی درباره نماز مستحب روز غدیر گفته که چون یکی از راویان این حدیث راستگو و ثقه نیست، پس نمی‌توان به آن عمل کرد[4]. شیخ صدوق که از نسل اول فقهای عصر غیبت کبری در قرن چهارم است، شاگرد ابن‌ولید قمی بود و این استادش شاگرد مستقیم چند نفر از اصحاب امامان دهم و یازدهم(علیهماالسلام) بوده است. ابن‌ولید حساسیت زیادی درباره غالی بودن راویان داشت و آن‌گونه که شاگردش شیخ صدوق نقل کرده، او نخستین مرتبه غلو را اعتقاد به مصونیت پیامبر از سهو و خطا در زندگی شخصی‌اش می‌دانسته است[5]. اما این سخت‌گیری‌ها و حساسیت‌ها به تدریج رنگ می‌بازد و در در قرن دهم می‌بینیم که شهید ثانی فتوا می‌دهد که نه تنها در احکام شرعی غیر الزامی، بلکه در نقل روایات تاریخی و مواعظ اخلاقی نیز می‌شود به روایات ضعیف عمل کرد و این فتوا به گزارش شهید ثانی، به نظر اکثریت فقهای شیعه بدل شده است[6]. شهید ثانی این‌چنین استدلال کرده که چون همگان از نقل مواعظ اخلاقی و قصص تاریخی، هدف خیر دارند، پس می‌توان قاعده تسامح در ادله سنن را اینجا هم جاری کرد و نسبت به اعتبار سندی این روایات آسان گرفت.در نتیجه می‌بینیم که به تدریج، انبوهی از روایات ضعیف درباره سیره معصومین(ع) و خصوصا درباره وقایع عاشورا بین مردم رواج می‌یابد و چون این‌گونه روایات در فضای احساسی و عاطفی بیان می‌شود، اثرگذاری بیشتری دارد و در اذهان مردم به عنوان بخش مهم فرهنگ دینی ماندگار می‌شود. از همین رو می‌بینیم که اثرگذاری این روایات ضعیف، حتی از اثرگذاری روایات و فتواهای معتبر فقهی نیز بیشتر می‌شود، چون عواطف و احساسات توده مردم را درگیر کرده و شکل می‌دهد.این قاعده به نظر می‌رسد از قرن هشتم به شکل مبنای مدون و صریح وارد کتب فقهی شیعه شده و در قرون اخیر می‌بینیم که سید محمد مجاهد (فقیه مهم حاضر در جنگ ایران و روس) از نقل روایات ضعیف در مجالس عزاداری دفاع کرده و می‌گوید که این کار هم مطابق سیره عقلای جامعه است و هم مصداقی از آیه «تعاونوا علی البر و التقوی»[7] محسوب می‌شود[8]. پس از وی نیز شیخ مرتضی انصاری در دفاع از نقل اخبار ضعیف به وجدانی و عقلی بودن آن اشاره کرده و می‌گوید که از نظر عقلی نیز چنین کاری خوب است[9]. البته هر دو فقیه گرانقدر این فتوا را مشروط به کذب نبودن این روایات کرده‌اند، ولی به نظر می‌رسد که این‌گونه فتواها بر اساس عرف زمانه صادر شده و به سبک زندگی آن دوره ارجاع داده شده است. آیا در زمان ما هم می‌شود گفت که عقلانیت زمانه می‌پذیرد که هر حرف خوبی را به افراد مشهور و بزرگان نسبت دهیم؟نمونه مشهور آن که تبدیل به طنز و لطیفه شده، نسبت دادن سخنان مختلف به کسانی چون دکتر شریعتی و پروفسور سمیعی یا کورش کبیر است که عرف جامعه نتوانست آن را بپذیرد و با اینکه سخنان جذابی به این افراد نسبت داده می‌شد، اما نادرست بودن این کار در منطق و عقلانیت کنونی سبب شده که بدل به جوک و طنز و دست‌مایه تفریح و تمسخر شود. نمونه دیگرش روایات موسوم به طب اسلامی است که فقها در سال‌های اخیر بر ضعیف بودن این روایات تأکید داشتند، ولی در جریان شیوع کرونا دیدیم که به یک مضحکه و عامل تمسخر اصل دین بدل شده بود. بنابر این نمی‌توان گفت وپذیرفت که عقلانیت زمان ما و سیره عقلای این دوره، موافق تسامح در نقل اخبار اعتقادی، تاریخی و اخلاقی است.بنابر این به نظر می‌رسد که باید بازنگری کاملی در کارکرد قاعده تسامح در ادله سنن شود تا آسیب‌های این‌چنینی به فرهنگ دینی وارد نشود. گفتیم که منبع بسیاری از سخنان موهوم و موهنی که در رسانه ملی، رسانه‌های مجازی، سخنان خطبا و روضه‌های مداحان مطرح می‌شود به این قاعده ارتباط دارد و می‌توان با تدقیق آن، مانع بسیاری از خرافه‌ها و آسیب‌ها شد.محور دوم عرایض بنده به اخلاق دینی مربوط می‌شود و این‌که آیا می‌توانیم اخلاق را بیرون از دایره شریعت و دین تعریف کنیم و به عقلانیت جامعه مدد رسانیم، یا اخلاق بدون دین بی‌معناست؟دوستانی که از مباحث فلسفه دین اطلاع دارند می‌دانند که این بحث از زمان سقراط مطرح بوده و در گفتگوی سقراط و فرد دینداری به نام اوتیفرون (یوتیپرو)[10]  که افلاطون گزارش کرده، این پرسش از جانب سقراط مطرح شده که آیا هرچه خدایان خوب و نیک بدانند همان خوب است و یا خوبی و بدی چیزها مستقل از نظر خدایان است؟[11] اساسا آیین موسی(ع) با ده فرمان و آیین مسیح با مواعظ عیسی(ع) شناخته شده که از منابع اصلی اخلاق در تمدن بشری محسوب می‌شوند. بعدها این بحث در الهیات و فلسفه مسیحی‌ها می‌آید و حتی در متون ادبی قرون اخیر نیز می‌بینیم لئو تولستوی؛ نویسنده مشهور روسی اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم، اخلاق بدون دین را به گلی تشبیه می‌کند که کودکی آن را از ریشه جدا کرده و در زمین می‌کارد[12]داستایوفسکی؛ دیگر نویسنده نامدار روس در قرن نوزدهم نیز در «برادران کارامازوف» از زبان یکی از شخصیت‌های داستان به طرح این مسأله می‌پردازد که اگر خدایی وجود نداشته باشد، همه چیز مجاز و مباح خواهد بود[13]. با این حال ما در مذهب شیعه دوازده امامی معتقدیم که اخلاق بدون دین هم معنا دارد. ما بر خلاف اشعری‌های اهل سنت معتقدیم که عقل ما قادر است خوبی و بدی برخی افعال را درک کند. البته برخی کارها مانند نماز و حج، ماهیت شرعی و در اصطلاح دانش اصول فقه «حقیقت شرعیه» دارند و طبیعی است که عقل بشر نتواند درباره خوبی یا بدی آنها قضاوت کند. ولی اخلاقیات بشری از اموری است که عقل بشر طبق ادله دینی و مذهبی ما می‌تواند درباره آن هدایتگر باشد. من در اینجا به دو نمونه قرآنی و روایی اشاره می‌کنم: آیه 10 سوره مُلک می‌گوید: «لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر». دوزخیان می‌گویند که اگر ما به سخنان پیامبران گوش داده بودیم یا از عقل خودمان بهره گرفته بودیم، اکنون در جهنم نبودیم. اگر حرف «أو» را به معنای تخییر بدانیم، می‌توان از این آیه استفاده کرد که رفتار عقلانی نیز می‌تواند در فقدان یا عدم دسترسی به سخنان انبیاء(ع) ما را به عاقبت بهشتی و رستگاری برساند. پس می‌توان از اخلاق مستقل از دین و مستفیض از عقل خدادادی سخن گفت. همچنین سخن مشهوری که منابع اولیه شیعه و سنی از امام حسین(ع) در روز عاشورا نقل کرده‌اند که در واکنش به دستور شمر مبنی بر حمله به زنان و کودکان حرم گفته‌اند: «اگر دین ندارید یا از معاد نمی‌ترسید، در دنیای خود آزاده باشید»[14]. اگر این روایت منسوب به امام، صحیح باشد، می‌شود گفت که ایشان صریحا از اخلاق مستقل از دین سخن گفته و سپاه وحشی دشمن را به تبعیت از اخلاقیات عقلانی انسانی دعوت کرده است.از سوی دیگر گفتیم که ما شیعیان اثنی‌عشری به حسن و قبح ذاتی و عقلی افعال اعتقاد داریم و این یعنی اینکه خوبی و بدی افعال، منبعث از گفته و دستور خدا و شارع مقدس نیست و عقل ما می‌تواند اخلاقیات انسانی بدیهی را درک می‌کند. بر خلاف مذهب اشعری که می‌گوید خدا حتی اگر کودک بی‌گناهی را به جهنم ببرد، کار بدی نکرده است، چون بدی یا خوبی کارها را خودش تعیین می‌کند. ولی ما می‌گوییم بر اساس آیات 108 آل عمران و 31 غافر، خداوند به هیچ‌کس ظلم نمی‌کند و به عقل انسان، قوه تشخیص خوب از بد را داده است.با این حال اگر به جامعه خود دقت کنیم، می‌بینیم که بسیاری از مردم، اخلاقی عمل می‌کنند چون دیندار و مسلمان هستند. سال‌ها پیش دکتر سروش گفته بود که در جامعه مذهبی ما باید مراقب بود که به راحتی ریشه اعتقادات را نزد، چون اخلاق جامعه به دینداری آنها گره خورده و اگر دینداری‌شان متزلزل شود، جامعه از نظر اخلاقی نیز متزلزل خواهد شد. البته به گمانم خود آقای سروش چندان به این سخن ملتزم نبوده است. به نظر بنده هم باید پروژه اصلاح دینی با احتیاط پیش برود و اخلاق اجتماعی را متزلزل نکند. شاید یکی از مهم‌ترین اهداف پروژه اصلاح دینی باید پیاده‌سازی همین آموزه شیعی باشد که اخلاق عقلانی مستقل از دین در جامعه جا بیافتد و افراد به محض تشکیک در عقاید دینی‌شان، به سمت بی‌اخلاقی و ناهنجاری اخلاقی نروند.نکته پایانی را هم به عنوان جمع‌بندی نهایی و با التفات به سخن ابتدایی خود باید عرض کنم که دینداری، ترکیبی از ایمان و عمل صالح است؛ یعنی توازن بین ایمان و عمل صالح؛ توازن بین جهان‌بینی و سبک زندگی. به گونه‌ای نباشیم که فقط سبک زندگی ما دینی باشد و مناسک تهی از اعتقاد و جهان‌بینی الهی را ترویج کرده و انجام دهیم. اشکالی که برخی فلاسفه اخلاق به دینداری می‌گیرند، همین است که می‌گویند دینداری نه تنها موجب تعمیق اخلاقی جوامع نمی‌شود، بلکه با رواج مناسک ظاهری، پوسته‌ای ریاکارانه و کودکانه از اخلاقیات را عرضه می‌کند[15]. ولی از نظر ما دینداری به معنای توازن در ایمان و عمل صالح است؛ دینداری هم جهان‌بینی توحیدی معتقد به عالم آخرت است و هم سبک زندگی اخلاقی و عقلانی.سخنم را با روایتی منسوب به پیامبر اکرم(ص) به پایان می‌برم که شهید ثانی در کتاب اخلاقی «منیة المرید» آورده است. این روایت را پیش از شهید، منابع روایی اهل سنت نیز نقل کرده‌اند. در این روایت آمده است: نخستین کسی که روز قیامت درباره وی قضاوت می‌شود، مردی است که در یکی از جنگ‌ها به شهادت رسیده و زمانی که نعمت‌های الهی را به وی یادآوری می‌کنند، از وی می‌پرسند که با این نعمت‌ها چه کرده است؟ او به خدا پاسخ می‌دهد: در راه تو جنگیدم و شهید شدم. خداوند می‌گوید: دروغ گفتی! تو جنگیدی تا به عنوان یک فرد شجاع و جسور شناخته شوی و به خواسته خودت رسیدی و مزدت را از مردم گرفته‌ای. سپس دستور داده می‌شود که او را به جهنم روانه کنند[16]. این روایت اگر صحیح باشد، شاهدی دیگر بر این مدعاست که عمل صالح بدون ایمان، و سبک زندگی دینی تهی از جهان‌بینی نمی‌تواند موجب رستگاری انسان شود. ما نیاز به اجتهادی داریم که این توازن را در دینداری ما برقرار کند.[1] - عُدة الاصول، ج 2، ص 731-730[2] - فرائد الاصول، ج 1، ص 574[3] - هدایة المسترشدین، ص 422[4] - من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 90[5] - همان، ج 1، ص 360[6] - الرعایة فی علم الدرایة، ص 94[7] - آیه 2 سوره مائده[8] - مفاتیح الاصول، ص 350[9] - رسائل فقهیه، ص 158[10] - Euthyphro[11] - دوره آثار افلاطون، ترجمه لطفی، ج 1، ص 245[12] - درآمدی بر فلسفه اخلاق، لویی پویمان، ترجمه ارشدنژاد، ص 259[13] - برادران کارامازوف، ترجمه صالح حسینی، ج 1، ص 103[14] - مرحوم عطاردی قوچانی در صفحات 158، 164، 169 و 193 جلد دوم کتاب «مسند الامام الشهید الحسین بن علی علیه‌السلام» این سخن امام را از منابع مختلف شیعه و سنی از جمله طبری، ابوالفرج اصفهانی و ابن‌اثیر نقل کرده است.[15] - درآمدی بر فلسفه اخلاق، لویی پویمان، ص 270[16] - منیة المرید، ص 134فایل صوتی را از اینجا بشنوید.</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 08:50:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت به زندگی در خانه قدیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@taqriraat/1-g7c2ooknx6tv</link>
                <description>بسم‌ الله الرحمن الرحیموبلاگ‌نویسی را شهریور 1385 در بلاگفا آغاز کردم. شهریور سال 88 به خانه خودم نقل مکان کردم و بلاگفا هم چند ماه بعد، همه خاطرات بلاگفایی مرا نابود کرد. وبلاگ خودم هم سال 89 فیلتر شد و رونق شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های تلگرامی باعث شد کمتر به وبلاگ فیلترشده‌ام سر بزنم.حالا به توصیه یک دوست قدیمی که از راه بلاگفا با هم آشنا شده‌ بودیم، به اینجا آمده‌ام تا وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرم. نمی‌دانم چقدر فرصت داشته باشم ولی همیشه وبلاگ‌نویسی برایم خاطره‌انگیز بوده؛ یاد گرفته‌ام و یاد داده‌ام، و زندگی مگر جز این است؟</description>
                <category>علی‌اشرف  فتحی</category>
                <author>علی‌اشرف  فتحی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 08:37:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>