<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تارا محمودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tara2020</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 16:07:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1955528/avatar/XboTdD.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تارا محمودی</title>
            <link>https://virgool.io/@tara2020</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آینه</title>
                <link>https://virgool.io/@tara2020/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-n02mcsg0twyz</link>
                <description>داستان آینه از موراکامیصوتی داستان را شنیدم با صدای بهناز بستاندوستراوی اول‌شخص است که مخاطب درون‌متن دارد. ظاهراً مهمانی است که راوی میزبان است. همه مهمان‌ها داستان‌هایی درباره اشباح و ارواح گفته‌اند و میزبان هم می‌خواهد مهمانی را با تعریف خاطره‌ای به پایان برساند.ابتدا می‌گوید که خودش نه روح دیده و نه خوابی که در آن وقایع آینده باشد. حکمی هم صادر می‌کند که آن‌ها که اشباح می‌بینند، خواب آینده‌نگرانه ندارند و برعکس.به بهانه تعریف خاطره‌اش از دوران جوانی، قدری هم از اوضاع آن دوران می‌گوید و رفتار خودش و ترک تحصیل و جزئیات بی‌مصرف دیگر. شاید این جزئیات قرار است حس واقع‌گرایی به مخاطب بدهد اما بیشترآن به شیوه خاطره گویی- می‌شود حتی خاطرات را به شیوه نشان بده تعریف کرد- می‌گوید. وقتی هم که به ماجرای اصلی می‌رود و عنوان می‌کند که آینه‌ای بوده که درونش خودش را می‌دیده که خودش نبوده! همان شگرد همیشگی موراکامی اتفاق می‌افتد. منتظر اتفاقی هستی که نمی‌افتد.اولین قوانین داستان‌نویس اشاره می‌کند نباید مخاطب را گول بزنیم. مثلاً نباید ماجرایی تعریف کنیم و در پایان بگوییم از خواب پریدم. همان کاری که- باکمی تغییر- موراکامی انجام می‌دهد. صبح که می‌رود آینه‌ای وجود ندارد. درواقع داستانی به نام آینه هم وجود ندارد. سرکار هستی تا پایان داستان.این حس را موقع خواندن کافکا در کرانه نیز داشتم. شاید اگر ژاپنی بلد بودم و انچه را به نام شاهکارهای موراکامی منتشرمی شود می‌خواندم، در فرم داستان چیزی را کشف می‌کردم – مثل نثر- که من هم ستایش می‌کردم. اما ترجمه داستان در فارسی! هیچ‌چیز برایم نداشت.</description>
                <category>تارا محمودی</category>
                <author>تارا محمودی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2024 09:47:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریگ روان</title>
                <link>https://virgool.io/@tara2020/%D8%B1%DB%8C%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-wxxhhkgbfueb</link>
                <description>ریگ روان رمانی است از استیو تولز. با ترجمه پیمان خاکسار.لابد شما هم بعد از خواندن جزء از کل به سراغ این رمان رفته اید و لابد توی ذوقتان خورده است. من هم همینطور. اگر ابتدا این کتاب را می خواندم بی شک خیلی دوستش می داشتم اما با توقعی که بعد از جزء از کل داشتم کمی توی ذوقم زد.تفاوت این دو رمان چیست. اولی داستانی دارد که بسیاری صحنه ها و توصیفات جالب که روی  هسته اصلی یا پیرنگ اصلی سوار شده است. هم توصیف ها جالب هستند و هم سیر داستان بسیار سرگرم کننده. اما در مورد رمان ریگ روان باید بگویم مثل این است که نویسنده یک سری صحنه ها و توصیف هایی داشته که نمی دانسته با آن چه کند. همه را ریخته در کتابی و نیمچه پیرنگی برایش ساخته و منتشر کرده.</description>
                <category>تارا محمودی</category>
                <author>تارا محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Aug 2023 13:45:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دومی</title>
                <link>https://virgool.io/@tara2020/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C-j6fyzp2aluft</link>
                <description>نوشتن با تصویر خیلی حال میده. انهم همچین تصویر زیبایی. خودمانیم قشنگ است. امیدوارم این مزخرفات راکسی نخواند و همینطور بشود این را پست کنم تا مطمئن شوم و ایراد سیصد کلمه ای از من نگیرد. سیصد خیلی زیاده ه ه ه</description>
                <category>تارا محمودی</category>
                <author>تارا محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Dec 2022 01:27:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرآغاز</title>
                <link>https://virgool.io/@tara2020/%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-c0seuyntz5xl</link>
                <description>خب این اولین پست است و خیلی سختگیر است و باید سیصد کلمه بنویسم. نمی دانم چرا شاید فقط یک جمله تمام حرف های من را بزند. نمی خواهم شلخته باشم و نیم فاصله را باید حتما راعایت کنم اما فعلا فقط امتحان می کنم تا بفهمم امکانات ویرگول چیست و چه کار می شود با آن کرد.</description>
                <category>تارا محمودی</category>
                <author>تارا محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Dec 2022 01:23:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>