<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهسا ابراهیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tarjome3001</link>
        <description>;کارشناس ارشد مهندسی it -</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 07:58:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12796/avatar/iWh87O.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهسا ابراهیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@tarjome3001</link>
        </image>

                    <item>
                <title>با چند توصیه روابط زناشویی خود را بهبود ببخشید</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF-zjuvs4qbz1kg</link>
                <description>فهمیدن همسرتان :کوشش کنید همسرتان را بفهمید و بعد از این که فهمیدید ، بپذیرید.معنایش این است که با او هم عقیده باشید. بنده تلاش می کنم آدم ها را بفهمم و آن ها را به صورتی که هستند بپذیرم ولی با عقیده ی آنها موافق نیستم.معنی فهمیدن و پذیرفتن با فهمیدن و قبول کردن کاملاً متفاوت است. شما در زندگی قرار است دیگران را بفهمید و آنها را آن گونه که هستند بپذیرید.همسرتان همین است که هست. او را بفهمید و بپذیرید چون شما انتخابش کردید در مجموع این برای شما بهتر بوده است یا بهترین ولی شما نمی توانید بگویید که تو چون با من متفاوتی من با تو مشکل دارم بلکه باید او را همین گونه که هست بپذیرید.اگر شما حرفتان این باشد که من تو را می فهمم و اگر به صورتی که من درست می دانم باشی تا تو را بپذیرم یا دوست داشته باشم شما فرد خودخواهی هستید.شما روزی می توانید بگویید من را دوست دارید که اختلاف و تفاوت مرا هم دوست داشته باشید.اگر شما منی را که عین خودتان هستم دوست دارید شما فقط فرد خودخواهی هستید که فرافکنی کرده‌اید.بسیاری اوقات وقتی شما فردی را دوست دارید به خاطر این است که او را مثل خودتان می دانید در حالی که یک ذره نگاه کنید خودتان می‌دانید خودتان را دوست ندارید و خودتان را آن گونه که هستید نمی‌پسندید خوب یک تحفه ای هم پیدا شده عین شما و آن وقت بعداً چه خواهد شد؟بنابراین در زندگی قرار است او را همین طوری که هست بپذیرید. این زن و شوهری که شما می‌بینید یا اوایل دیده‌اید معمولا ۱۰،۲۰ درصد با گذشت زمان بدتر می شوند که بهتر نمی شوند.اصلاً زنی که بهتر شود و یا شوهری که بهتر شود نداریم. ما فقط زنی که بدتر شود و شوهری که بدتر شود داریم.اگر می بینید ۲۰درصد بدتر شده و که هنوز خواهان او هستید خوش آمدید. اگر همین که هست را نمی توانید تحمل کنید الان بروید دنبال کارتان. بنابراین مسئله ی فهمیدن و پذیرفتن موضوع مهمی است.ظاهر و زیبایی :یک گرفتاری که در فرهنگ ما وجود دارد این است که ما برای دیگران خودمان را زیبا می کنیم ولی در خانه خیر.بسیاری از اوقات خانم ها وقتی شوهرشان را در مهمانی می بینند فکر می کنند عجب شاخه شمشادی است اما در خانه چنین نیست.اولین چیزی که باید مواظبش باشید، و چیزی است که رابطه ها را می سازد و یا ویران می کند، بو، می باشد.بارها عرض کردم بو، جایگاهی در مغز دارد که همه چیز را خاموش یا روشن می کند یا خراب می کند یا می سازد.به بوی خودتان اهمیت بدهید و به بوی او هم اهمیت بدهید. بو هایتان را درست کنید. برخی از شما مشکل دهان و دندان و لثه دارید، این همه دکتر متخصص میتوانند کمکتان کنند.عده ای نیز مشکل جهاز هاضمه دارید. برخی هم بدنشان بوی نامطبوعی دارد که باید سریعاً به فکر چاره باشید. همچنین در خوردن سیر و پیاز و ادویه بیشتر باید مراقب بود که مایه ی آزار نباشد یا حتی به خاطر برخی تفکرات پوچ با اینطور موادغذایی دیگران را نیازارید.به خصوص در زناشویی لطفاً مراقب بوی بدنتان باشید که سبب بی انگیزگی همسرتان نشود. مخصوصاً در آقایان خیلی جدی تر است.چون در مردها سه سیستم باید کار کند، تنها سیستم جنسی نیست، بلکه سیستم عصبی و سیستم گردش خون هم باید کار کند که با بوی بد کامل از کار می افتد.بنابراین مواظب این مسئله باشید، عطر و ادکلن هارا در خانه مصرف کنید، بیرون برای چه مصرف می کنید. شما به دنبال چه چیزی هستید.مواظب آرایش و ظاهرتان باشید.حتی پیشنهاد می شود بهتر است هفته ای یکی دو شب حتماً لباس خوب و تمیزی را بپوشید و غذایتان را بیرون بخورید.درست مثل زمانی که دیدار می کردید ، برگردید خانه، مکانیزمی که چندین جنبه دارد و کمکتان می کند صرف نظر از تمایل جنسی، رابطه را پیدا کنید.رابطه ی جنسی، احساسی و عاطفی :خدمتتان عرض کنم دلیلی که با هم ازدواج کرده‌اید، به خاطر این است که زن و مرد هستید و اگر به دلایل دیگری بوده معمولاً دوامی ندارد.برای اینکه رابطه ی جنسی و رابطه ی احساسی و عاطفی و عشقی علاوه بر زمینه ی ژنتیک، بیولوژیک، نورولوژی، زمینه ی روانی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دارد.شما اگر این سیستم را نتوانید درست کنید، گرفتاری است. اشکال کار رابطه ی جنسی در آقایان این است که یک مقدار فیزیکی است.اما اگر مردی سیستم احساسی و عاطفی زیادی دارد و می‌گوید چون به مادر من این طور گفتی ، دیگر من برای ۶ ماه با تو کاری ندارم ، خبر بد برایتان دارم، به زودی هیچ کاری با شما ندارد. خانم ها هم ماجرای دیگری دارند.مسئله ی رابطه ی جنسی یک مشکل بزرگ مردم دنیا ست، برای اینکه اولا هر حالی که از نظر جنسی دارید، بیش از ۵ درصد مردم دنیا ندارند.یعنی ۹۵ درصد یک جور دیگر هستند، دوم این که معمولاً همیشه پر از اشکال و عیب و ایراد است.جا دارد که در این زمینه مطالبی را دانست.نه اینکه، خودتان را به خواب بزنید. یا آنقدر در آشپزخانه بمانید که خوابش ببرد یا بعداً بازی و بهانه در بیاورید و دچار گرفتاری شوید.لطفاً سیستم ها را درست کنید که اگر درستش نکنید مشکل زاست. آخر کار آن چیزی که زن و شوهر را برای هم نگه می دارد مسئله و رابطه ی جنسی است.بگذارید این جمله را بگویم چون برایم بسیار مهم است، میان زن و شوهر که همدیگر را را دوست دارند :هیچ رابطه ای در جهان از نظر فیزیکی ، از نظر مادی ، از نظر روانی ، روحانی ز، احساسی ، عاطفی ، فیزیولوژیکی ، بیولوژیکی ، ژنتیکی بالاتر از رابطه ی جنسی زن و شوهری که همدیگر را دوست دارند در چارچوب ازدواج نیست و شما هیچ رابطه ای ندارید.به من نگویید رابطه ی مادر و فرزند، اشتباه می کنید.من نمی‌دانم به چنین رابطه ای که مهمترین رابطه است چطور می شود سرسری نگاه کرد و آن را به بازی و بازیچه گرفت و با توجه به بیماری ها و گرفتاری ها با آن برخورد کرد.متاسفانه همه ی مادر بیشتر زمینه‌های جنسی ایراد و اشکال داریم.علتش هم این است که نه آن را به طریق درست و علمی می‌دانیم و همچنین آن اندازه که دنیای علم به ما گفته، پدر و مادرها در کودکی ما را کمک نکردند تا رابطه ی جنسی درستی داشته باشیم.آنقدری که متاسفانه بسیاری از ما رابطه ی جنسی را هنوز یک رابطه ی شهوانی، حیوانی، کثافت و نجاست و فلان و بهمان می‌دانیم و معتقد هستیم که خدا بدترین مهندس بوده، برای اینکه سیستم را گذاشته وسط، به همین جهت است که ما هم چنان گرفتاریم.من و شما همیشه با هم اختلاف داریم :این مورد برای من همیشه بسیار مهم است ولی فقط باید اشاره کنم و به نظر من این است که من همیشه با خودم اختلاف دارم.من اگر حرف های خودم را بشنوم، بعد از این که بشنوم می‌گویم چرا این حرف‌ها را زدم؟، چرا این این حرف‌ها را نزدم؟، چرا این طور شوخی کردم؟ چرا آن مطلب یادم رفت؟حتی همیشه با شما اختلاف دارم، درباره ی هر موضوعی؛ حتی وقتی که سر یک موضوعی با هم توافق داریم، اگر به جزئیات آن وارد شدیم، با انگیزه و هدف های آن با هم اختلاف پیدا می کنیم.من و شما همیشه با هم اختلاف داریم.هیچ زن و شوهری پیدا نمی شوند که با هم اختلاف نداشته باشند.مهم این است که آیا من و شما حاضریم اختلاف مان را به درستی حل کنیم و اختلافمان را مطرح کنیم و آن را حل کنیم؟اگربه من بگویید ما اختلاف نداریم، یا دروغ می‌گویید یا آنقدر نادانید که نمی فهمید. بی خود نگویید نه ما با هم هیچ اختلافی نداریم.ما همه با هم اختلاف داریم.مسئله این است که آیا حاضریم اختلافمان را مطرح کنیم و حل کنیم یا نه؟یادتان باشد اگرچه در قسمت نباید ها مطرح می‌شود ولی بگذارید همین جا عرض کنم و آن این است که:هرگز، هرگز، هرگز، اختلاف زن و شوهری را نبرید. هرگز همسرتان را مجبور و وادار به کاری که دوست ندارد و درست نمی‌داند، نکنید.او حتماً آسیب می بیند. به جایی برسید که توافق کنید حتی توافق کنید که با هم توافق نداریم. به جایی برسید که هر دو احساس کنید برنده اید.به جایی برسید که حتی به این نتیجه برسید که بین من و تو، سر این موضوع اختلاف عقیده وجود دارد.?حتی آن را بیان کنید که او را بفهمید شما را فهمیده و شما بفهمید او را فهمیده اید. باید بگویید با وجودی که مخالف این عقیده و نظر و این کار هستم، چون تو اصرار داری، می گویم بسیار خوب این کار را بکنیم ویا با وجودی که من اینطوری هستم، از تو خواهش می‌کنم بپذیری.اسم این بردن دو طرفه است، حتی وقتی که به نظر غلط او رضایت می‌دهید. اما روزی که نظرتان رابه دیگری در هر زمینه ای تحمیل می کنید مطمئن باشید، مطمئن باشید، که تمام زندگی زناشویی و زندگی را باخته اید. تمام زندگی زناشویی را باخته اید.ما در زندگی برنده نداریم و این درست مثل این است که تمام شادی شما این باشد که من بیایم سر چهارراه بزنم به ماشین شما، خوشبختانه به ماشین من ۱۰۰ تومان خسارت وارد شد اما به ماشین تو ۱۰ هزار تومان این خسارت از آن هر دوی شماست. هیچ وقت اختلاف زناشویی را نبرید.هیچ وقت همسرتان را در شرایطی نگذارید که وادارش کنید کاری بکند یا نکند. رابطه اش را با خواهرش یا مادرش این طور یا آن طور برقرار نکنید.گفت و گو کنید و او را به این نتیجه برسانید که به صلاح هر دوی شماست، حتی می‌تواند نظر مختلف و متفاوتتان را داشته باشد و از او بخواهید که به خاطر شما این کار یا آن کار را بکند یا نکند یا شما به خاطر او این کار یا آن کار را بکنید یا نکنید.ولی این جا توافقی است که بین دو تا فردی که با هم اختلاف دارند به یک جایی می رسد، تا این که درست برعکس فکر کنید.من چون زورم می رسد این ماجرا را به تو تحمیل می کنم، تو هم چاره ای جز پذیرفتن این موضوع و مسئله نداری.reference:pars68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Sep 2020 16:27:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوگل اسکولار یا گوگل اسکالر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-csyjbiqtstn6</link>
                <description>گوگل اسکالرگوگل اسکولار (GS) یا همان گوگل اسکالر یک موتور جستجوی آکادمیک رایگان است که ورژن آکادمیک گوگل را به محققان آموزش می دهد. تحقیق در مورد همه اطلاعات ایندکس شده یا ثبت شده در صفحات وب، از طریق گوگل اسکولار امکان پذیر بوده و روش تحقیق مناسبی را برای ناشران، و وبسایت های علمی و دانشگاهی فراهم می آورد.در گوگل اسکولار معمولا زیر مجموعه کوچکی از تحقیقات گوگل، وجود دارد که همه این تحقیقات به صورت خودکار انجا مشده ولی بسیاری از آن ها نتایج تحقیقات را به گونه ای ارائه می دهد که شامل نتایج تحقیقاتی گوناگون دیگر شوند. به هرحال، گوگل، دقت کمتری در شمول نتایج تحقیقاتی داشته و پایگاه داده های آکادمیکی مثل Scopus یا Web of science را نیز پوشش می دهند. به هرحال، مهم است که به خاطر داشته باشیم این ارزیابی نتایج و اعتبار سنجی منابع و لینک ها، از طریق گوگل اسکولار به درستی انجام می گیرد.?به صفحه گوگل اسکالر خوش آمدید. اگر شما وارد صفحه پروفایل گوگل اسکولار شده اید، با لیستی از مقالات مواجه می شوید که مطالعه آن ها به شما توصیه می شود.چرا استفاده از گوگل اسکولار برای تحقیقات علمی بهتر از گوگل معمولی است؟همه ما برای تحقیقات اینترنتی روزانه خود از گوگل استفاده می کنیم. پس استفاده از گوگل اسکولار چه ضرورتی می تواند داشته باشد؟یک مزیت استفاده از گوگل اسکولار این است که محقق را با تعارضات و تشابهات موجود در موتور جستجوی گوگل مواجه می کند. و این امر باعث کاهش منحنی یادگیری یافته های تحقیقاتی و اطلاعاتی اسکولار می شود. تعدادی از تفاوت های قابل توجه گوگل اسکولار با گوگل معمولی در ذیل آورده شده است:امکان گزینه کپی کردن فرمت های مختلف نگارشی در روش های متفاوت مثل MLA, APAامکان استخراج داده های کتاب شناسی (Bibtex, RIS) برای استفاده در نرم افز ار مدیریت مرجعامکان لینک دهی به چیزی که در جستجوی آن هستید در روش های تحقیقاتی دیگر و کارهای لیست شدهامکان لینک دهی آسان و یافتن متن کامل مقالات با ورژن های مختلفالبته نکته جالب توجه این جا است که تحقیق در گوگل اسکولار، رایگان بوده و بسیاری از محتواها نیز به صورت رایگان قابل دسترسی نیست . ولی گوگل، بهترین کپی ها را بریا یافتن مقالات محدود در اختیار عوم قرار دارد و اغلب این محتوا شامل پیش نویس های اولیه ( پیش از چاپ) می شوند. اگر شما یک موسسه تحقیقاتی یا آکادمیک باشید، می توانید کتابخانه یا مرجعی ترتیب دهید که به صورت برجسته به مباحث موجود بپردازد و مقالات شما را سازماندهی کند.صفحه نتایج تحقیقات گوگل اسکولارتحقیقات در گوگل اسکولار، به عنوان یک روش تحقیقاتی بسیار ساده در گوگل شناخته شده و بهترین روش برای پرش به اطلاعات معتبر و مقالات موجود است.?نتایج تحقیقات گوگل اسکولار با استفاده از کلمات کلیدی ماشین و یادگیری .”machine” and “learningاین نتایج و روش های تحقیقاتی به هرحال، متفاوت بوده و شایان ذکر است که با بخش های متفاوتی از اطلاعات نشان داده شده، تشابه دارند. در این جا ما به نتایجی مراجعه می کنیم که بر مبنای یادگیری ماشین انجام می گیرد.دو خط اول: هسته اطلاعات کتابشناسیدو خط اول نتایج تحقیقات گوگل اسکولار، نشان دهنده هسته اصلی اطلاعات کتاب شناسی است. عنوان، نویسندگان، نام ژورنال، سال چاپ.?دو خط اول هر کدام ازن تایج، بیانگر عنوان سند است. ( یک مقاله، کتاب، فصل یا گزارش). دومین خط، بیانگر اطلاعات کتابشناسی در مورد سند است و به عبارت دیگر، نویسندگان، ژورنال یا کتاب و سال انتشار و ناشر در آن مشخص می شود. با کلیک روی لینک عنوان مرجع، می توان به صفحه ناشر دست یافت که در این بخش شما می توانید قادر به دستیابی به اطلاعات بیشتری در مورد سند شامل چکیده باشید می توانید اگر مقاله مناسب شما است، اقدام به دانلود نسخه پی دی اف آن نمایید.گزینه دستیابی به متن کامل مقالهبرای اطلاعات بیشتر در مورد گوگل اسکولار، لینکی از متن کامل مقاله ( به صورت pdf یا html) ارائه می شود.?در قسمت سمت راست مقاله ، گزینه های دیگری برای دانلود متن کامل مقاله، وجود دارد. در این مثال، گوگل، نسخه pdf را در اختیار کاربران قرار می دهد و میزبان آن سایت umich.edu است. شایان ذکر است که تضمینی وجود ندارد که ورژن این مقاله، آخرین ورژن منتشر شده در ژورنال باشد.برای آگاهی از نحوه ترجمه فایل های پی دی اف این مطلب را بخوانید.خط پایانی : نقل قول ها و دیگر لینک های مفیدبخش های دیگر به دستیابی به فرمت های نقل قول شده در فرمت های مشهور مثل APA,MLA,Chicago و غیره می پردازد و امکان دستیابی به مقالات مرتبط فراهم می شود.?پیش از این که شما به متن چکیده مقاله مراجعه کنید، شما می بایست تعدادی از لینک های مفید را بررسی کنید. تعدادی از مقالات در اول لیست، به صورت نقل قول آورده شده اند و نشان دهنده این است که مقالات دیگر، از این مرجع استفاده می کنند. ویژگی های مفید دیگر به گونه ای استکه به شما کمک می کند تا در راهکارهای متفاوتی از آن بهره برید. درا بتدا، راهکار خوبی ارائه می شود که تحقیقات اخیر را ردیابی کرده و به این مقاله ارجاع داده می شوند و دومین مورد، مربوط به محققان دیگر و نقل قول های حاصل در این سند است که اعتبار پذیری فوق العاده ای در آن موجود می باشد. ولی می بایست بدانیم که ویژگی بسیار مفیدی برای ما مطرح است که در بسیاری از راهکارها به ما کمک می کند. درا بتدا، راهکاری را مطرح می کنیم که تحقیقات اخیر را ردیابی نموده و مراجع این مقاله را بررسی می کنیم  و دومین مورد مربوط به این واقعیت است که محققان دیگر، در این سند نقل قول شده و اعتبار پذیری مقاله افزایش می یابد. بنابراین، یک مقاله منتشر شده در سال 2017، ممکن است تعدادی از نتایج گسترده را ارائه ندهند. این عملکرد، حداقل شش ماه برای بسیاری از مقالات منتشر شده به طول انجامیده و بنابراین احتی اگر یک مقاله، از یک منبع استفاده کند، نتایج اخیر این مقاله، هنوز به انتشار نرسیده است.این لینک ورژن، ورژن های دیگر این مقاله یا پایگاه های داده را ارائه داده که در این جا بسیاری از مقالات، یافت نمی شوند و تعدادی از مقالات ، امکان دسترسی رایگان ندارند.با کلیک روی گزینه نقل قول یا quotation، یک علامت یا پاپ اپ نشان داده می شود که معمولا با فرمت هایی مثل MLA,APA، شیکاگو و هاروارد و ونکوور ارائه شده و ممکن است یک کپی از این مقالات موجود بوده و در فرمت های مختلف الصاق شوند. به هرحال، شایان ذکرا ست که داده های گوگل اسکولار، گاهی اوقات کامل نبوده و بنابراین در اغلب مواقع، ایده خوبی برای بررسی این داده ها در این منبع می باشند و در ادامه به لینک عنوان در وبسایت ناشر ، مراجعه می کنیم. پاپ آپ نقل قول ، بیانگر لینک هایی است که برای استخراج داده های نقل قول شده به کار می رود و به عنوان BibTex یا RIS و فایل های به این شکل، نشان داده شده و هر کدام از مراجع اصلی وارد این بخش می شود.گوگل اسکالر، به کاربران اجازه دستیابی به فرمت های مختلف مقاله و بازیابی این فرمت ها مثل APA,MLA، شیکاگو، هاروارد و ونکور را فراهم می کند.راهکارهایی برای ارتقا ادبیات تحقیقاگرچه گوگل اسکولار، هر کدام از روش های تحقیقاتی را محدود می کند ولی حداکثر 1000 نتیجه را به شما ارائه می دهد. هنوز، بسیاری از مقالات، مورد بازیابی و بررسی مطالعه محققان قرار نگرفته است و شما نیاز دارید تا راهکار موثری ارائه دهید که بتوانید به مقالات مرتبط نیز دسترسی داشته باشید. ما لیستی از این راهکارها را با هم ارائه می دهیم که این راهکارها به شما کمک می کند تا زمان خود را مدیریت کرده و به صورت موثر تر به مقالات مختلف دستیابی داشته باشید.تحقیق در گوگل اسکولار، چندان حساس نیست. به این معنا که تحقیقات برای یادگیری ماشین باعث می شود تا همان نتایج به عنوان یک تحقیق برای یادگیری ماشین به شما ارائه شود.به جای نوشتن جمله کامل، از کلید واژه ها استفاده کنید. می توان گفت که موضوع تحقیقاتی شما، در مورد اتومبیل های خودران است. برای یک تحقیق گوگل عادی، می توانیم این جمله را بنویسیم: حالت کنونی فناوری به کاررفته برای اتومبیل های خود ران چیست؟ در گوگل اسکولار، شما می توانید نتایج ایده آل کمتری برای این جمله بیابید. راهکار این است که لیستی از کلمات کلیدی تهیه کنید و تحقیقات خود را براساس آن بر مبنای اتومبیل های خودران، وسایل نقلیه خودکار یا اتومبیل های بدون راننده به کار برید. گوگل اسکولار، شما را ارزیابی می کند. اگر شما شروع به تایپ کردن در فیلد جستجو کنید، می توانید پرسش های مرتبط پیشنهادی را در اسکولار ببینید.از نقل قول ها برای تحقیق و تطابق دقیق استفاده کنید. اگر شما بندهای تحقیقاتی را در نقل قول های خود به کار ببرید می توانید روش های تحقیقاتی دقیقی را در این عنوان جستو کنید و بدنه تحقیق شما و سند اصلی شما قابل رویت خواهد بود. بدون نقل قول، گوگل اسکولار هر کدام از کلمات را به صورت جداگانه نشان می دهد. به این معنا که اگر شما در بخش های ملی یا national تحقیق کنید، این کلمه ضرورتا با کلمات دیگر ظاهر نمی شود. کلمات گروه بندی شده و بندهای دقیق آن می بایست در روش های نقل قول متفاوت، نشان داده شوند.اضافه کردن سال تحقیق انجام شده برای دستیابی به مقالات منتشر شده در سال خاص انتشار. یک تحقیق در مورد اتومبیل های خودران، در سال 2015 انجام شد و مقالات یا کتاب هایی که در سال 2015 چاپ شده بود، به این مقاله ارجاع داده شد.استفاده از کنترل های ساید بار برای تنظیم نتایج تحقیقاتی شما. با استفاده از گزینه های پیشنهادی در بخش سمت چپ، شما می توانید روش های تحقیقاتی بهتری را ارائه دهید که محدودیت در تحقیقات و مقالات ندارد و حق انتشار مقالات محفوظ بوده و شما می توانید نتایج را براساس تاریخ تحقیق یا ارتباط با مقالات دیگر، به خوبی سازمان دهی نمایید.استفاده از عملگرهای بولی برای کنترل هرچه بهتر روش های تحقیقات. تحقیقات به خودی خود، حساس نیستند. به هرحال، تعدادی از عملگرهای بولی وجود دارند که شما با استفاده از این عملگر ها می توانید از کنترل تحقیقات استفاده کنید و این روش ها می بایست به صورت کامل مورد پژوهش قرار گیرند.AND. عمللگر بولی AND یا و ، دو کلمه یا عبارت را به هم مرتبط می کند و تا جایی که تحقیقات در مورد این دو کلمه یا عبارت انجام شده است را در نتایج تحقیق به شما نشان می دهد.NOT این تحقیق، در مقابل یک واژه یا عبارت بیان می گردد که هر نتیجه ای را نشان دهد که این واژه یا عبارت در آن وجود نداشته باشد.OR (یا) نتایجی را نشان می دهد که از نظر شما اهمیت یکسانی بین دو کلمه یا عبارت وجود دارد و نتایج هردو کلمه یا عبارت که با یا جدا شده اند را به صورت مساوی و با اهمیت یکسان به شما نشان می دهد.در صورتی که شما بیش از حد غرق در گزینه های مختلف تحقیق شوید، ما برخی از مثال های زیر را به شما ارائه می دهیم.چه زمانی از چه چیز استفاده کنیم و چه کار انجام خوهیم داد؟مفهوم چند کلمه ای مثل  نام داروهای مختلف، بهترین روش های تحقیقاتی است که با یک بند دقیق، تطابق دارد. در غیر این صورت، گوگل اسکولار نتایج معتبر را به شما نشان می دهد که شامل نام داروهای مختلف مورد نظر شما می باشد.اگر شما در جستجوی یک مقاله خاص هستید و عنوان مقاله خود را می دانید، بهتر است که جملات کلیدی را برای یک نتیجه دقیق و صحیح، وارد گوگل اسکولار کنید.یک روش تحقیقاتی معتبر برای نویسندگان ، توسط جین گودال بیان گردید که البته محدودیت ها و سخت گیری های کمتری در آن ها مشاهده می شود.تنها تعدادی از نتایج تحقیقاتی بیان می شود که به شما نشان می دهد که در مورد اتومبیل های خودران و وسایل نقلیه خودکار، چه تحقیقاتی انجام شده است.نتایج تحقیقاتی محدود در مورد دایناسورها، مقالاتی به شما ارائه می دهد که تا سال 2014 منتشر شده اند.مثالجست و جو در مورد تحقیقات رایجقانون کلنوروانشناسی اجتماعی در مورد کلنی زنبور عسلنویسنده جین گودالوسایل نقلیه خودکار و اتومبیل خودراندایناسور 2014واسط پیشرفته تحقیقاتشما می توانید به اطلاعات گسترده ای در مورد موضوع تحقیقاتی خود دست یابید و از ویژگی های تحقیقاتی پیشرفته در این زمینه استفاده می کنید.اگر شما در مرحله تحقیقات پیشرفته قرار دارید، می توایند روش تحقیقات پیشرفته را محدود به اطلاعاتی کنید که اکنون می توانید به دست آورید. ولی اگر شما نتایجی مشابه با مقالات و نتایج بازیابی شده دیده اید، می توانید ابزارهای تحقیقاتی پیشرفته ای را به کار ببرید که با استفاده از این روش ها تحقیقات دیگری نیز انجام شده و به شما کمک می شود تا به نتایج مرتبط دست یابید. این ویژگی با کلیک روی یک منو مثل منو همبرگر، به دست می آید که در بخش بالا سمت چپ قرار گرفته و می توانید تحقیقات پیشرفته تری نیز روی این منو تحقیقاتی انجام دهید.این زمینه های تحقیقاتی، کاملا به صورت خود توضیح دهنده هستند. این روش های تحقیقاتی یپشرفته، برای شما رتسیم شده و به عنوان مثال، نتایج در مقالات یا عناوین کتاب های منتشر شده بین سال 1990 و 2000 به دست آمده که کلماتی مثل دایناسور، فسیل و دیو وشیطان، در آن ها ظاهر شده ولی شامل کلماتی مثل ایالات متحده امریکا در متن یا عنوان نمی شوند و نتایج تحقیقاتی به این صورت نشان داده می شوند.اولویت ها و گزینه های تحقیقاتی سفارشی سازی شدهبا در نظر گرفتن تنظیمات گوگل اسکالر، به این نتیجه می رسیم که دستیابی به نتایج مطلوب برای ارائه روش های سفارشی سازی شده ، پیشنهاد نمی شود و می توان به قابلیت دستیابی به مباحث ادغامی در کتابخانه ها در عملکرد گوگل اسکولار نیز اشاره نمود. منو تنظیمات، به همان صورت است که در منو همبرگر قابل دید بوده و در بخش بالا و سمت چپ صفحه گوگل اسکولار قابل دید است.تنظیمات را می توان در پنج بخش، تقسیم بندی نمود.نتایج تحقیق. این بخش رایج ترین روش های کنترلی را دارد شامل :مجموعه ای از تحقیقات. طبق پیش فرض گوگل اسکولار و روش ها و مقالات تحقیقاتی انجام شده و حق امتیاز گرفته، می توان پیش نویس را به گونه ای نشان داد که در این جا تغییر داده شده و در این شرایط شما ممکن است به حق امتیازها علاقه نداشته باشید و یا این که بخواهید اغلب تحقیقات خود را به صورت دیگری انجام دهید.مدیریت کتابشناسی. اگر شما از یک روش تحقیقاتی آکادمیکی برای مدیریت تحقیقات خود استفاده می کنید ( روشی مثل Paperpile) می توانید که موضوعات و داده ها و مقالات مرتبط را از طریق مدیریت کتابشناسی، به بخش های دیگر انتقال دهید. گزینه های موجود از جمله Bib Tex ( برای ویراستاران لاتکس) EndNot ( برای EndNote)، RefMan ( برای RefMan,Zotero, Mendely و یا موارد دیگر) و RefWorks از این دسته هستند.زبان ها. اگر شما بخواهید نتایج تحقیقاتی را تنها در مقالات مکتوب و تنها در زیرمجموعه های زبانی خاص ارائه دهید، می توانید آن ها را در این جا تعریف کنید.لینک های کتابخانه. همان طور که گفته شد، گوگل اسکولار به شما اجازه می دهد تا متون کامل مقالات را به خوبی به شما نشان دهد ( تا جایی که در دسترس است ) تحقیق در مورد این بخش به شما اجازه می دهد تا به لینک های مرتبط دستیابی داشته باشید و نتایج تحقیقات خود را گسترش دهید.دکمه اسکولار. دکمه اسکولار، یک افزونه در کروم است که به شما اجازه تحقیق در جعبه ابزار یا نوار وظیفه گوگل اسکولار را می دهد و شما می توانید موضوع تحقیقاتی گوگل اسکولار خود را از هر وبسایت به دست آورید. علاوه براین، اگر شما متنی را روی صفحه انتخاب کنید و پس از آن روی دکمه اسکولار کلیک کنید می توانید نتایج تحقیق کلماتی که کلیک کرده اید را مشاهده نمایید.استفاده از ویژگی کتابخانه من برای مقالات نشان گذاری شده ای که می خواهید بعدا بخوانید.زمانی که وارد صفحه کاربری خود شدید، گوگل اسکولار، برخی از ابزارهای ساده را برای ردیابی یا سازمان دهی مقالات شما، پیشنهاد می دهد. این ابزارها در صورتی برای شما مفید هستند که شما از مدیریت کامل مراجع آکادمیک، استفاده نکنید.همه نتایج تحقیقاتی، دکمه save را در انتهای لینک ها و ردیف ها دارند و بنابراین می توانید آن ها را به لیست کتابخانه، وارد کنید.این کار به شما کمک می کند تا ساختار را ارتقا بخشید و می توانید برچسب هایی را ایجاد کنید که متصل به کتابخانه شما می شود. این برچسب ها به گونه ای هستند که در انتهای مقاله و عناوین قرار می گیرند. به عنوان مثال، مقالات تحت عنوان برچسب RNA مشخص می شوند.یک کتابخانه در گوگل اسکولار با برچسب RNAدر میان کتابخانه گوگل اسکولار شما، شما می توانید داده های متا با عناوین مشخص شده را ویرایش کنید. این کار در صورت ضرورت به شما کمک می کند تا داده های گوگل اسکولار را به صورت صحیحی مشخص نمایید.چشم انداز و محدودیت های گوگل اسکولارمبحث .و بیانیه مشخصی در مورد شاخص های جست و جوی اسکولار وجود ندارد ولی تخمین ها و براوردهای غیر عادی در محدوده 160 میلیونی قرار می گیرند و فرض بر این است که چند میلیون مقاله در هر سال به این تعداد اضافه شوند. همچنان گوگل اسکولار، همه مراجع را بازگشت نمی دهد و ممکن است شما تحقیقات و کاتالوگ کتابخانه ای و محلی را به خوبی نشان دهید. به عنوان مثال، یک پایگاه داده کتابخانه، پادکست ها، ویدیوها، مقاله ها، مجموعه های آماری و خاص را نیز ارجاع می دهند. در این شرایط، گوگل اسکولار تنها انواع خاص مربوط به خود را خواهند داشت.مقالات ژورنال. مقالات منتشر شده ژورنال. مجموعه ای از مقالات که از ژورنال های دیگر ارائه می شوند. ژورنال های مشخص و آرشیو های پیش از چاپ، در این بخش مورد بحث است.کتاب ها . ارتباط با ورژن محدود شده گوگل برحسب متن ( در صورت امکان)فصل های کتاب ها. فصل هایی از یک کتاب گاهی اوقات به صورت الکترونیکی در دسترس هستند.کتاب های مروری. کتاب های مروری در این بخش مطرح بوده ولی مروری از این مطالب با نتایج تحقیق ، همخوانی دارند.اقدامات مربوط به کنفرانس. مقالات نوشته شده به عنوان بخشی از کنفرانس مطرح بوده و بخش مهمی از کنفرانس را شامل می شوند.گزینه های مختلف دیگرحق امتیازها. گوگل اسکولار تنها تحقیقات و حق امتیازها را در نظر می گیرند که در این شرایط، گزینه انتخابی در تنظیمات تحقیقات توصیف شده در فوق بیان می شوند.اطلاعات در گوگل اسکولار، به صورت حرفه ای طبقه بندی نشده اند. کیفیت داده های متا، وابستگی فوق العاده به منبع گوگل اسکولار دارد تا اطلاعات را به خوبی ارائه نماید. این کار، فرایند بسیار متفاوتی نسبت به چگونگی اطلاعات جمع آوری شده و گسترش فرایندهای اسکولار و علمی مثل Scoupus  یا web of science دارند.تاریخچه مختصری از گوگل اسکولاربنیان گذار اصلی گوگل اسکولار، Anurag Acharya بود که روی تیم گوگل اسکولار کار می کرد و تاریخچه گوگل اسکولار به سال 2004 برمیگردد. با بررسی روی مقالات موجود می توان ماجرای کلی پس زمینه ساخت گوگل اسکولار را به دست آورد. در این جا، خط زمانی خلاصه ای در مورد به روز رسانی های گوگل اسکولار آورده شده است.ژانوبه 2010: هشدارهای گوگل اسکولار ارسال شد.نوامبر 2012. نقل قول های گوگل اسکولار ارسال شد.آوریل 2012: گوگل اسکولار ( مقیاس های مشخص شده برای اولین زمان)می 2012: نسخه کاملی از تداخلات گوگل اسکولاراکتبر 2012: ویژگی های معرفی شده کامل و مجاز برای مشخصات MLA,APA یا شیکاگو در یک مقاله.نوامبر 2013. کتابخانه گوگل اسکولار کاربران را مجاز دانست که مقالات یافت شده در گوگل اسکولار را در کتابخانه شخصی خود ذخیره کنند .ژانویه 2016: پیشنهادات پرسش و جو نشان می دهد که تا چه خد کاربران عملکرد عادی تحقیق در گوگل را می شناسند واین عملکرد عادی تا چه میزان در گوگل اسکولار نقش دارد.آگوست 2016. قابلیت افزودن برچسب ها به مقاله و ذخیره آن در نسخه کاربری کتابخانه گوگل اسکولار.سپتامبر 2017. طراحی مجدد صفحه نتایج گوگل اسکولارمارس 2018. ارتقا تجربیات برای تلفن های همراهآگوست 2018 : معیارهای اسکولار 2018 مشخص گردیدند.اگر شما نیاز به نگاه عمیق تری به این موضوع دارید به وبلاگ گوگل اسکولار سری بزنید.جایگزین گوگل اسکولارگوگل اسکولار، قابل استفاده ترین موتور جستجو در زمینه تحقیقات آکادمیک است ولی تنها این ابزار وجود ندارد. نرم افزار مایکروسافت آکادمیک نیز نرم افزاری است که برای راسال اطلاعات و مقالات در سال 2015 به کار برده شد و رقابت تنگاتنگی با گوگل اسکولار دارد. جدیدترین نوع این بلوک مربوط به حالت معناشناسی اسکولار بوده که برای هوش مصنوعی به کار برده می شود. این موارد شامل 40 میلیون مقاله در زمینه علوم کامپیوتر است.ویرایش گوگل اسکولار در برخی کشورهاscholar.google.fr: Sur les épaules d’un géantscholar.google.es (Google Académico): A hombros de gigantesscholar.google.pt (Google Académico): Sobre os ombros de gigantesscholar.google.de: Auf den Schultern von Riesenپرسش های معمول در مورد گوگل اسکولارآیا گوگل اسکولار را می توان به عنوان یک مرجع کتابشناسی ذکر کرد؟خیر . گوگل اسکولار، یک موتور جستجوی کتابشناسی است که طبق پایگاه کتابشناسی کار می کند. به منظور کیفیت سنجی پایگاه داده گوگل اسکولار، نیاز داریم تا شناساننده ای بسیار ثابتی را در نظر بگیریم و اطمینان حاصل کنیم که هیچ مقاله ای برای تحقیق ما از قلم نیفتاده اند.آیا گوگل اسکولار، یک منبع علمی است؟نه، گوگل اسکولار، یک موتور جستجوی علمی و آکادمیک است ولی مستندات موجود در گوگل اسکولار، از جمله منابع علمی است.آیا گوگل اسکولار، تنها از منابع از پیش تعیین شده تشکیل شده است؟خیر گوگل اسکولار به جمع آوری مقالات تحقیقاتی از همه سطح وب پرداخته و شامل مقالات خاکستری و مقالات منتشر نشده و گزارشات دیگر نیز می شود.آیا برای استفاده از گوگل اسکولار، نیاز به پرداخت هزینه است؟گوگل اسکولار، محتوای متن کامل را ارائه نمی دهد بلکه لینک هایی را نشان می دهد که آن لینک ها، کاربر را به متن کامل مقاله منتشر شده، ارجاع می دهد. در برخی موارد، دسترسی باز بوده و در برخی موارد نیاز به پرداخت هزینه است. به هرحال، گوگل اسکولار در تلاش است تا لینک ها را به صورت آزادانه نشان دهد و ورزن های مقالات نیز تا حد ممکن گسترش یابد.آسان ترین راهکار برای دستیابی به گوگل اسکولار چیست؟آسان ترین راهکار برای دستیابی به گوگل اسکولار ، استفاده از دکمه گوگل اسکولار است. در مرور گر می توان به سادگی از هر صفحه وب، به گوگل اسکولار دست یابید. شما می توانید آن را از فروشگاه وب کروم، نصب نمایید.شرکت گوگل با ارائه ابزارهای بسیار کاربردی تلاش می کند تا تمام نیازهای مخاطبان خود را برطرف کند. ابزارهایی مانند map, Google, Google image Google Drive, Google hangouts,,Google translate و … از جمله این ابزارها هستند.یکی از این ابزارها که برای محققان و پژوهشگران بسیار مهم است، گوگل اسکولار (Google Scholar) است. شما با استفاده از این ابزار، می توانید در منابع علمی بسیار زیادی که که در آن بارگزاری شده است، مطالب مورد نظر خود را جستجو کنید. مقالات محققان و اساتید دانشگاهها و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ژورنال های دانشگاهی و علمی معتبر، در این ابزار قابل دسترسی است.دلیل چاپ مقالاتعموما دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی برای پایان نامه و یا پروپوزال خود و همچنین داشتن رزومه قوی، نیاز به چاپ مقالات دارند. آنها برای افزایش دانش خود در این زمینه، نیاز به مطالعه مقالات مختلف برای پیدا کردن ایده و یا بهبود روش های فعلی دارند.در اغلب موارد، ژورنالها برای در اختیار دادان مقالات، هزینه هایی را از کاربر می خواهند. البته چکیده مقاله را معمولا به صورت عمومی منتشر می کنند. ولی قیمت های بسیار بالایی برای خرید و یا دانلود مقالات ارائه میشود که از عهده داشنجویان خارج است.اساتید هم برای ارتقا مرتبه علمی، مکررا باید در ژورنالها، مقالاتی را به چاپ برسانند. همه اینها باعث میشود که ابزاری مانند گوگل اسکولار (که به صورت رایگان و جامع) مقالات را در اختیار محققین قرار می دهد، ابزار محبووبی در بین آنها باشد. گوگل اسکولار با استفاده از شاخص های خود، مقالات را رتبه بندی کرده و به مخاطبان کمک میکند بر اساس سال چاپ مقاله، نویسندگان، تعداد ارجاعات و …، مناسب ترین مقاله را با کلید واژه مد نظر خود، جستجو کنند.تمام مقالات و منابع علمی در گوگل اسکولارواضح است که این معیار تا چه میزان به محققین کمک می کند تا جدیدترین مقالات را در اختیار داشته باشند. تقریبا می توان گفت تمام مقالات و منابع علمی در گوگل اسکولار وجود دارد. متن کامل اکثر مقالات قابل دسترسی است (مگر آن که ژورنال و یا نویسنده، محدودیتی در این رابطه اعمال کرده باشد). همانطور که در بالا اشاره شد، یکی از معیارها و شاخص های گوگل اسکولار، ارجاعات است.اگر مقاله ای دارای میزان ارجاعات بسیاری باشد، نشان دهنده اعتبار آن است. خود گوگل اسکولار میزان ارجاعات را به نویسنده خبر می دهد. مقاله ای که دارای ارجاعات بسیار زیادی است، قاعدتا بیشتر به محققان کمک می کند. مرتبط کردن مقالاتی که با هم دارای اشتراک موضوع هستند، از دیگر مزایای گوگل اسکولار به شمار می آید.با استفاده از این قابیلت، می توان موضوعات میان رشته ای و ایده های جدید را مورد بحث قرار داد. قابلیت دیگر گوگل اسکولار، همکاری با کتابخانه های معتبر جهان است. شما می توانید با جستجوی پیشرفته در این ابزار کاربردی گوگل، و انتخاب یک دانشگاه (مثلا دانشگاه آلبرتا)، به سایت کتابخانه مرکزی این دانشگاه متصل شده و آن دسته از مقالات و کتابهایی که امکان دریافت کامل دارند را، دانلود کنید.قابیلتی که اگر مستقیما به سایت دانشگاه واد شوید، شاید با محدودیت هایی همراه باشد. با این اوصاف، گوگل اسکولار را می توان  بهترین منبع دریافت مقالات و کتابهای علمی و پژوهشی، نام نهاد .نکات مهم این مقالهدانشجویان برای افزایش دانش خود نیاز به مطالعه مقالات دارندبا گوگل اسکولار میتوان مقالات را جستجو کرداساتید هم برای ارتقا مرتبه علمی، مکررا باید در ژورنالها، مقالاتی را به چاپ برسانندreference: پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Sep 2020 10:55:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک فروشنده حرفه ای باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-usskobcgjomn</link>
                <description>یک فروشنده حرفه ای باشیدویژگی یک فروشنده حرفه ای :تصویر ذهنی روی شخصیت و رفتار انسان تاثیر اساسی برجای می گذارد. تصویر ذهنی تان را عوض کنید تا شخصیت و رفتارتان تغییر کند.«ماکسول مالتز»فروشندگان بزرگ خودشان را نه فروشنده ، بلکه مشاور می بینند. آنها خود را دوست خریداران در نظر میگیرند.آنها خود را بیش از هر چیز حلال مسئله تلقی می کنند.احتمالاً مهمترین عنصر تعیین کننده ی اینکه کسی از شما خرید می کند، این است که او از شما چه برداشتی داشته باشد.جایگاه شما در دل و ذهن مشتری با توجه به عباراتی تعیین می‌شود که مشتری وقتی به شما فکر می کند یا درباره تان حرف می زند، از آن استفاده می کند.از د هها هزار مشتری سوال شده است درباره ی فروشندگان بزرگی که به آنها فروش می کند چه برداشتی دارند.?آنها می‌گویند بهترین فروشندگان،را نه فروشنده،بلکه مشاور خود احساس می کنند.آنها را منابعی با علم و اطلاع در زندگی شخصی و تجاری خود ارزیابی میکنند.آنها به فروشندگان خود اعتماد می کنند آنها در زمینه‌های کالاها و خدمات دریافتی شان راهنمایی درست بکنند.وقتی مشتری شما را مشاور و دوست خود بداند، هرگز از شخص دیگری خرید نمی کند.در آغاز کارم به یک اصل روانشناختی حیرت‌انگیز پی بردم. من به این نتیجه رسیدم که اشخاص با توجه به نگرشی که شما در قبال خود دارید، شما را ارزیابیمی کنند.به عبارت دیگر، حرفی که درباره ی خودتان می زنید ، و هر طور که خود را توصیف می‌کنید، اشخاص شما را به همان شکل قبول می‌کنند.بعد از آن روی شما دقیق می شوند تا مطمئن شوند حرفی که درباره خودتان می‌زنید و رفتاری که به نمایش می گذارید، با یکدیگر سازگار باشند.مثلا اگر به من بگویید که همیشه وقت شناس هستید، حرفتان را قبول می کنم.دلیلی ندارم که این کار را نکنم. بعد به تماشای رفتار واقعی شما می نشینم تا بدانم چه اندازه وقت شناس هستید.اگر رفتارتان با ادعایتان همخوانی داشته باشد، به این نتیجه می رسیم که این عبارت در شما مصداق دارد.وقتی این اصل را در ارتباط با مشاور بودن پذیرفتم ، تصمیم گرفتم بلافاصله آن را رعایت کنم.تا آن زمان که خودم را فروشنده معرفی می‌کردم، واکنش های جور واجور مشتریان را متوجه می شدم.در ملاقات بعدی به مشتری ام گفتم: از اینکه وقتتان را به من دادید: متشکرم.لطفاً راحت باشید .من نیامده ام که چیزی به شما بفروشم. من بیش از اینکه خودم را یک فروشنده ببینم، یک مشاور احساس می‌کنم.در نهایت می خواهم از شما چند سوال بکنم.می خواهم بدانم آیا شرکت من می تواند به شما کمک کند از میزان هزینه‌های خود بکاهید.اما من بیشتر خودم را یک مشاور می‌دانم تا یک فروشنده.از همان اولین باری که خودم را یک مشاور معرفی کردم، رفتار مشتریان با من تغییر کرد.آنها برای صرف قهوه و نهار از من دعوت کردند. با توجه و دقت بیشتری به حرف هایم گوش دادند و وقتی از آنها سوال کردم، با صراحت و آشکاری بیشتری به من جواب دادند.به راحتی بسیار بیشتری از من خرید کردند و در ضمن من را به دوستانشان معرفی کردند تا آنها هم از من خرید کنند.مرا به خانه شان دعوت کردند تا با افراد خانواده شان شام بخورم. در آن زمان تازه بیست و چهار ساله بودم.از حالا به بعد، خودتان را یک مشاور در نظر بگیرید.مانند یک مشاور حرف بزنید،راه بروید و رفتار کنید.لباسهای خوب بپوشید. خودتان را برای هر جلسه ی فروش به گونه ای آماده کنید که انگار یک مشاور عالی رتبه هستید و حقوق خوبی می گیریدو واقعیت هم همین است. وقتی دیگران از شما می پرسند که چه می کنید ، در جوابشان بگویید:« من یک مشاور هستم » .چندی پیش این اصل را به مدیر شرکتی آموزش می‌دادم که کارش فروش مصالح ساختمانی بود.او به قدری از پیشنهاد من استقبال کرد که وقتی به دفترش مراجعه کرد، همه فروشندگانش رافرا خواند کارت های ویزیت آنها را گرفت و به جای آن کارت هایی به آنها داد که کلمه مشاور روی آن درج شده بود.او بعدا به من گفت که تا سی روز بعد فضای شرکت او متحول شده بود.فروشندگانش با مشتریان رفتار متفاوتی را به نمایش می گذاشتند.همانند ماه اول فروش آن ها ۳۲ درصد افزایش یافته بود. اولین قاعده روانشناسی تصویر ذهنی را به خاطر بسپارید:شما هر طور که خودتان را ببینید ، همان‌طورمی شوید.تصویر ذهنی شما، کسی را که در درون خود می بینید ، مشخص می کند کدام رفتار بیرونی را به این نمایش خواهید گذاشت.وقتی خودتان را یک مشاور معرفی کردید و مشتریان شما این را پذیرفتند، به آنها اطلاعات ارزشمند بدهید.کاری کنید که تحولی در کار و زندگی آنها ایجاد شود. وقتی مانند یک مشاور حرف می زنید، راه می‌روید و رفتار می کنید، از بقیه ی کسانی که خودشان را یک فروشنده می‌دانند حسابتان جدا می شود.اینگونه به جمع ۱۰ درصد بالای فروشندگان در حرفه ی خود می پیوندید.تمرینات عملی برای فروشنده ی حرفه ای شدن :از این زمان به بعد خود را در حرفه تان یک مشاور ارزیابی کنید. به جای اینکه سعی کنید کالایتان را بفروشید،از مشتریانتان سوال های خوب بکنید.با توجه به جواب هایی که می گیرید، سعی کنید به آنها کمک کنید.خود را یک مشاور بدانید که برای مشتری کار می کنید ، او را راهنمایی می کنید تا متوجه کار درستی که باید انجام بشود ، گردد.از کلمات جمع « ما، ماها و به ما » استفاده کنید به آنها بگویید :پیشنهاد من این است که ما به اتفاق از این روش استفاده کنیم. به جای فروشنده بودن، برای مشتریانتان یک یاور و مشاور باشید.از همه ی اینها مهمتر ، خود را حلال مسئله معرفی کنید.سعی کنید مسئله و مشکل مشتری خود را متوجه شوید و بعد به او راه حل های ایده آل پیشنهاد کنید.به او نشان دهید که اگر کالای شما را خریداری کند تا چه اندازه به سودش کار کرده است.ترجمه متن انگلیسی توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Sep 2020 17:48:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف فروش چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-p5584aeqxtgf</link>
                <description>قیف فروشقیف فروشقدرتی که در انسان وجود دارد در طبیعت پدیده ی جدیدی است.تنها هر انسانی می داند که چه کاری از او ساخته است و این را هم تنها وقتی می فهمد که دست به کار شود.« رالف والدو امرسون »فروش حرفه‌ای از سه بخش تشکیل می شود، و این در تمام مدت تاریخ استمرار داشته است. این ها عبارتند از مشتری یابی، ارائه کردن کالا و پیگیری.این سه مرحله تشکیل دهنده ی سه بخش قیف فروش هستند.اگر از نتایجی که به دست می آورید راضی نیستید، می توانید کارتان را بر اساس این سه فعالیت اصلی و اولیه تجزیه و تحلیل کنید.اگر فروش و درآمد شما کم است، علتش این است که به اندازه ی کافی مشتریابی نمی‌کنید، به اندازه ی کافی کالاهایتان را عرضه نمی‌کنید و به اندازه ی کافی پیگیری ندارید تا فروشتان را قطعی کنید.?برای آنکه بر فروش خود بیافزایید، باید بر کمیت و کیفیت فعالیت‌های خود در یک یا چند زمینه بیافزایید.این را یک قیف در نظر بگیرید. در بالای قیف، مشتریان بالقوه را قرارمی دهید. باید به شمار معینی از مشتریان بالقوه زنگ‌بزنید تا مشتری پیدا کنید.این تعداد با توجه به بازار تغییر می کند. کالاها یا خدمات شما هم در این میان نقش تعیین کننده دارند.مهارت های فردی شما در مشتری یابی، دادن آگهی های تجارتی و بسیاری از عوامل دیگر هم تاثیر گذار هستند.بخش دوم قیف فروش عرضه کردن محصول است.رابطه ی مستقیمی میان شمار کسانی که با آنها تماس می‌گیرید و شمار کسانی که موافقت میکنند شما را ملاقات کنند، وجود دارد.مثلاً فرض کنید که باید با ۲۰ نفر تماس بگیرید تا از جمع آنها پنج نفر با ملاقات با شما موافقت کنند. این به شما نسبت ۲۰ به ۵ را می دهد.فروش تا حدود زیادی بازی با اعداد است. حالا فرض کنیم از هر پنج نفری که با آنها ملاقات می کنید، دو نفر آنقدر علاقه نشان می‌دهند که می‌توانید فروشتان را با آنها پیگیری کنید.در نتیجه در کار عرضه به نسبت ۵ به ۲ می‌رسید. در بخش سوم قیف فروش به پیگیری و قطعی کردن فروش می رسیم.فرض کنیم از هر دو مشتری که کار فروش را با آنها پیگیری می کنید، یک مشتری اقدام به خرید کند. بنابراین در قعر قیف فروش به نسبت ۲ به ۱ می‌رسید.با این حساب ، به یک قاعده ی اصلی رسیدیم که می گوید: همیشه قیف فروش تان را پرنگه دارید.?قاعده ی ۸۰ به ۲۰ را در مورد فعالیت‌های فروش هم رعایت کنید. ۸۰ درصد زمان خود را به مشتری یابی و عرضه کردن ، و تنها ۲۰ درصد وقت خود را به پیگیری تخصیص بدهید.وسوسه نشوید و بخش اعظم وقت خود را صرف تماس با کسانی که به شما جواب نه داده‌اند ، نکنید.بخش اعظم وقت خود را صرف پیدا کردن مشتریان جدید نکنید. در اینجا به یک قاعده ی بزرگ در کار موفقیت فروش می رسیم.با مشتریان بهتر بیشتر صرف وقت کنید.قدرت مشتری یابیمشتری خوب کسی است که می تواند در یک زمان منطقی از شما خرید کند و این کار را هم انجام می دهد.وقت خود را صرف آدمهای خوبی نکنید که یا اختیار لازم و یا پول خرید کردن را ندارند. پیوسته به درآمد شخصی خود فکر کنید.همیشه دقت کنید با کسی که حرف می زنید بتوانید به افزایش درآمد شما کمک کند.پیدا کردن مشتری با تحلیل شما درباره ی کالاهای خدماتی شروع می شود که به شما می گوید کدام محصول را به چه مشتریانی می توانید بفروشید.با این سوال شروع کنید که من چه می فروشم؟به این سوال با رعایت کاری که کالایتان برای مشتری می کند جواب بدهید.مشخص کنید که کالا یا خدمت شما چه کاری برای مشتری می کند و چرا مشتری باید بخواهد متاع شما را خریداری کند.مشخص کنید که مشتری با خرید کالای شما چه سودی می برد. کالا یا خدمت شما زندگی و کار مشتری شما را در چه زمینه هایی بهبود می بخشد؟دوم، چرا باید مشتری بخواهد که کالای شما را خریداری کند؟ شما از کدام امتیاز رقابتی برخوردارید؟ چه امتیازی در کالای شما وجود دارد که آن را در مقایسه با کالاهای رقبا بهتر می‌کند؟کالای شما چه تفاوتی با کالاهای رقبا دارد؟ در چه زمینه هایی از امتیاز منحصر به فرد برخوردارید؟جالب اینجاست که اغلب فروشندگان جوابی برای این سوال ها پیدا نمی‌کنند.به همین دلیل تلاش های آنها برای فروش پراکنده می شود و حالت متمرکز پیدا نمی‌کنند و در نتیجه میزان فروش آنها از آنچه باید باشد، کمترمی شود.واقعیتی است که حتی یک مشتری واجد شرایط تا نداند کالای شما از چه امتیازاتی در مقایسه با کالاهای رقبا برخوردار است، اقدام به فروش نمی کند.بازار را بخش بندی کنیدوقتی دقیقاً دانستید که می فروشید، وقتی دانستید که کالایتان چه امتیازی نسبت به کالاهای رقبا دارد ، کارتان این است که مشتریانی را که می‌توانند به شما سود بیشتری برسانند ، شناسایی کنید.?چه کسانی سریع تر از بقیه از شما خرید می کنند و از کالای شما بیشترین بهره را می برند؟در ادامه ی مطلب، به برخی از کیفیات یک مشتری خوب اشاره کرده ایم.باید قبل از هر کاری بدانید مشتری ای که با او صحبت می‌کنید مشمول این توصیف می‌شود یا نمی‌شود:۱– مشتری نیازی دارد که با خرید کردن از شما برطرف می شود.۲– مشتری با شما رفتاری دوستانه و از شرکت و یا صنعت شما تاثیر پذیری دارد.۳– مشتری در مقایسه با پولی که می پردازد از کالای شما بهره ی بیشتری می برد.۴– مشتری مایل است که در آینده ی نزدیک از شما خرید کند.۵– مشتری منبع بالقوه ی مناسبی است که دوباره از شما خرید کند و یا شما را به دوستان و آشنایانش معرفی کند.کار شما باید این باشد که با طرح سوالات به جا مشخص کنید مشتری در کدام زمینه ها با این تعاریف همخوانی دارد.تلف کردن وقتبعضی ها به واقع وقت شما را تلف می کنند. حتی اگر بتوانید با آنها قرار ملاقات بگذارید، بعید است که از شما خرید کنند. در ادامه ی مطلب، به کیفیت مشتری بد اشاره کرده‌ایم.?۱– مشتری نیاز، پول، اختیار و اضطراری برای خرید کردن از شما ندارد.۲– مشتری از شما، شرکت شما و یا محصولتان انتقاد می کند و ایراد می گیرد.۳– مشتری بلافاصله از قیمت شما ایراد می گیرد.۴– مشتری شما را با رقبا یتان مقایسه می کند و کفه ی ترازو را به سود رقبای شما سنگین می‌کند.۵– مشتری برای خرید کردن از شما یا رقبای شما تصمیم جدی ندارد.۶– مشتری منبع مناسبی برای خرید کردن دوباره از شما یا معرفی شما به دوستان و آشنایانش نیست.گاه به سود شماست که بلافاصله با بعضی از مشتریان صحبت نکنید. همیشه مودب باشید، اما وقتتان را برای کارهایی که به سود حرفه ی شما نیست تلف نکنید.با مشتریان بهتر قرار ملاقات بیشتر بگذارید?در بازار شما کسانی وجود دارند که اصطلاحاً به آنها مشتریان پراحتمال می گویند.این ها کسانی هستند که به کالایی که می فروشید نیاز فوری دارند.کار شما باید این باشد که هر چه می‌توانید، مشتریان بیشتری از این دست پیدا کنید.باید این کار را در اسرع وقت انجام دهید و مشتریان کم احتمال را به دیگران واگذار نمایید.بهترین راه مشتری یابی این است که بدانید بیشترین سود و فایده ای که می‌توانید به مشتریان خود برسانید، چیست.دوم ، باید بدانید که چرا کالا یا خدمت شما برای مشتری ایده‌آل است. سوم، تمام وقت خود را مصروف یافتن و صحبت کردن با مشتریانی از این دست بکنید.به خاطر داشته باشید، اولین سوال مشتری این است:چرا باید به حرف شما گوش بدهم؟ کار شما باید این باشد که در نخستین برقراری ارتباط به این سوال مشتری جواب بدهید.به امتیازات کالا یا خدمتی که عرضه می کنید اشاره نمایید.?برای مثال، وقتی آموزش های فروش را می فروختم ، به شرکتی زنگ میزدم و از اپراتور میخواستم تماس مرا با مدیر فروش آن شرکت برقرار کند.حقوق و درآمد این شخص به احتمال زیاد بستگی به فروش او داشت. وقتی او گوشی را بر می داشت ، می گفتم: سلام. من برایان تریسی از موسسه ی رشد و بهسازی مدیران هستم.برای آن با شما تماس گرفتم که بدانم به برنامه ای که در سه تا شش ماه بتواند ۲۰ تا ۳۰ درصد بر فروش شما بیفزاید علاقه مند هستید؟این یک طرز برخورد درست و حرفه ای در شروع کار فروش است. باید بلافاصله خودتان را معرفی کنید و اسم خودتان و شرکتتان را به مشتری بگویید.بعد بلافاصله سوالتان را مطرح می‌کنید. و اگر او مشتری واجد شرایطی باشد، بلافاصله در جوابتان می گوید: البته ، بیشتر توضیح بدهید.وقتی با شخص مناسبی صحبت می کنید و سوالی مطرح می سازید که نیازی را برطرف می سازد، مشتری می‌خواهد بداند که شما چه متاعی دارید.اگر جز این بگوید، معلوم می شود که او مشتری واجد شرایطی نیست.مثال دیگر درباره ی خدمات مالی است. می توانید از مشتری بپرسید: آیا مایلید که مالیات پرداختی شما روی همین سطح درآمد فعلی تان کاهش یابد؟همه با هر درآمدی مایلند که مالیات کمتری بپردازند.مشتری شما اگر واجد شرایط باشد، می‌خواهد درباره ی خدمتی که ارائه می دهید بیشتر توضیح بدهید.کار شما باید این باشد که با مشتریان بهتر بیشتر وقت صرف کنید. شما باید دقیقاً بدانید که چه میفروشید و بهترین مشتریان شما چه کسانی میتوانند باشند.?باید شمار مشتریان بالقوه ی شما به مراتب بیش از حدی باشد که توان ملاقات با آنها را دارید. دقت کنید با کسانی تماس بگیرید که بتوانید به آنها فروش کنید.تمرینات عملیبا طرح یک سوال به جا توجه و علاقه ی خریدار را به کالایی که می فروشید جلب کنید.آنقدر سوالات خود را امتحان و مرور کنید تا به پرسش های مناسب دست پیدا کنید.از امروز تعداد مشتریانی را که با آنها تماس می گیرید ، یادداشت کنید. ببینید با چند نفر قرار ملاقات می گذارید.چند بار فروش تان را قطعی می کنید. ارزش دلاری فروش شما چقدر است. از امروز برنامه ای بریزید تا نسبت‌های میان تماس گرفتن، ارائه و عرضه ی کالا و فروش واقعی خود را بهتر کنید.اگر نسبت فعلی شما ۲۰ به ۱ است، ببینید آیا می توانید در هر زمینه در شرایط بهتری قرار بگیرید. سعی کنید به نسبت ۱۵ به ۱ برسید و بعد ۱۰ به ۱ را تجربه کنید.قیف فروشتان را پر نگه دارید.ترجمه این مقاله توسط دارالترجمه پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Sep 2020 17:44:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول و فنون ترجمه</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-mhcvm60o6xpy</link>
                <description>اصول و فنون ترجمهمهمترین اصول و فنونی که در ترجمه باید رعایت شود1-تسلط کامل مترجم به زبان انگلیسی2-آشنایی کامل مترجم با فرهنگ زبان مبدا3-مترجم باید اهل مطالعه باشد تا هرچه بیشتر اطلاعات عمومی خود را بالا ببرد4-مترجم باید توانایی ترجمه حداقل 1000 کلمه یا سه صفحه استاندارد در روز را داشته باشد5-ترجمه باید روان و با زبان ساده نوشته شود. 6- ترجمه از جانب مترج باید دارای ضمانت نیز باشد7-ترجمه متون تخصصی باید توسط مترجم متخصص ترجمه شودترجمه های تخصصی مقاله و کتاب، به مترجمین متخصص در زمینه های مربوطه نیاز دارند تا مترجمان بتوانند با بهره گیری از دانش و تخصص حرفه ای خود ، بهترین ترجمه را ارائه دهند و در اختیار مخاطب بگذارند.ولی در کنار ترجمه تخصصی مقاله و کتاب، ترجمه متون و بروشور ها نیز بسیار حائز اهمیت هستند.. این گونه متون یعنی بروشورها و کاتالوگ ها ، متونی نیستند که مترجمان عمومی بتوانند به راحتی ترجمه کنند و در اختیار مخاطب قرار دهند.ترجمه بروشورها و کاتالوگ ها نیز نیاز به دانش تخصصی دارد و نیاز است که به مترجمان تخصصی واگذار شود تا بتوانند قلب مطلب را به خواننده و مخاطب خود القا نمایند.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Sep 2020 11:18:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبران چگونه شجاعت و اعتماد به نفس خود را پرورش می دهند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-u9kycqtdtj0b</link>
                <description>شجاعت و اعتماد به نفس را پرورش دهید:بررسی ۳۳۰۰ مقاله درباره ی رهبری در سال ۶۰۰ قبل از میلاد که توسط جیمز مک فرسن انجام شده نشان می دهد مشخصه ی اصلی رهبران رویا پردازی و شجاعت بوده است.نخست، رویا یا هدفی شفاف درباره ی آینده ی مطلوبتان را ترسیم کنید و دوم شجاعت انجام هر کار لازم برای دستیابی به آن هدف و تحقق آن رویا را داشته باشید.به قول وینستون چرچیل، شجاعت به درستی برترین خصلت نام گرفته است، زیرا اساس همه ی خصلتهای دیگر است.پرورش شجاعت و اعتماد به نفس برای موفقیت حیاتی است، زیرا ترس از شکست باعث عقب‌ماندگی اغلب افراد می شود.در فهرست ۴۰۰ نفره از ثروتمند ترین افراد آمریکا در سال ۲۰۱۵، میلیاردرهای خودساخته تمایل به ریسک را یکی از پنج مشخصه ی مهمی ذکرکرده بودند که موفقیتشان را مدیون آن هستند.می توان ترس ها را فراموش کرد :ترس از شکست معمولاً در ابتدای کودکی و در نتیجه ی انتقادهای مخرب والدین و خواهر و برادر ها آموخته می شود، اما همانطور که آموختنی است، می توان آن را به فراموشی سپرد یابا عادات شجاعت جایگزین کرد.ترس تجربه‌ای ساختگی است که واقعی به نظر می آید. ترس از شکست نه بر اساس واقعیت بلکه بر مبنای تخیل است.۹۹ درصد مسائلی که نگران آنها هستیم، هرگز اتفاق نمی افتند. ترس یک باور است و به قول ویلیام جیمز از دانشگاه هاروارد، باور، خالق واقعیت است.رالف والدو امرسون پادزهر ترس را معرفی کرد:او می‌گفت کارهایی که از آنها می ترسید را انجام دهید.در این صورت مرگ ترس حتمی است. اگر کارهای ترسناک را بارها و بارها انجام دهید، ترس به تدریج ضعیف می شود.به سوی ترس گام بردارید :تفاوت میان انسان های شجاع و ترسو چیست؟پاسخ این است که فرد شجاع با ترس مواجه می شود، به سوی آن حرکت می کند، با ترس کنار می آید و شرایط ترسناک را برطرف می‌کند.از طرف دیگر، فرد ترسو از ترس فرار می کند، از آن اجتناب می‌کند و امیدوار است خود به خود برطرف شود.وقتی به سمت چیزی می روید که از آن می ترسید ، بزرگی و اثر ترس کاهش می یابد، کوچک و کوچکتر می شود و به تدریج دیگر هیچ اثری بر احساسات ندارد.اما اگر به ترس پشت کرده و از فردیا شرایط ترسناک اجتناب کنید، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و خیلی زود همه ی زندگیتان را در بر می گیرد.همه این تجربه را داشته اند. هر گاه ترسی را تجربه کردید، فورا با گفتن این کلمات جادویی آن را از بین ببرید، می‌توانم انجامش دهم، می‌توانم انجامش دهم.حقیقت این است که می توانید هر کاری که بر آن تمرکز می کنید را انجام دهید، فقط باید آن را با تمام وجود بخواهید.هیچ محدودیت واقعی به جز محدودیت‌هایی که خود بر افکارتان تحمیل می کنید، وجود ندارد.فقط باور های محدود کننده که تا حد زیادی تحت کنترل هستند، باعث عقب ماندگی تان می شوند.طوری عمل کنید انگار…یکی از کلیدهای افزایش شجاعت و اعتماد به نفس این است که طوری عمل کنید انگار از پیش شجاع و مطمئن به نفس بوده‌اید.طوری عمل کنید انگار ترس وجود ندارد. وانمود کنید که نمی ترسید.در شرایطی که باعث بازدارندگی تان می شود به خودتان تلقین کنید که اصلاً نمی ترسید.وانمود کنید شجاع هستید و از خودتان بپرسید ، اگر هیچ ترسی نداشتم، چگونه رفتار می کردم، راه می رفتم وحرف می زدم؟آن قدر وانمود کنید تا به حقیقت تبدیل شود. وانمودکنید نمی‌ترسید و به تدریج ذهن ناخودآگاهتان می پذیرد که نمی ترسید و ترس ناپدید می شود.عادت کنید شجاع باشید. هرگاه فرصت عقب‌نشینی یا پیشروی داشتید، همیشه شجاعت پیشروی را داشته باشید.یکی از ضرب المثل های قبیله ی زولو این است، اگر با دوخطر یکی پشت سر و یکی رو به رو مواجه شدید، همیشه به سوی خطر روبرو بروید.آنقدر تصمیم به پیشروی بگیرید تا خودکار شود و دیگر عقب نشینی نکنید.سلامتی و شادی شما:شجاعت نقشی بسیار حیاتی در موفقیت فردی و سلامت روانی دارد و قابلیتی است که آموختنی است.حتی اگر در گذشته تجربه هایی داشته اید که باعث تردید و ترس شما در شرایط خاص می شود ، با تمرین مداوم شجاعت بر این تردید غلبه کنید و به اندازه ی یک سرباز شجاع شوید.درصد زیادی از افراد موفق می گویند وقتی جوان بودند و سال های شکل گیری خود را می گذراندند ، زندگی نامه های مردان و زنان موفق را خوانده اند.داستان افرادی را خوانده اند که بر موانع غلبه کرده اند و به موفقیت های بزرگ دست یافته اند.معرفی سایت در خبرگذاری مهرمعرفی سایت در خبر گذاری انتخابمعرفی سایت در خبرگذاری مشرقمعرفی سایت در سایت ایبناتمرین های عملی سلامتی و شادی:۱- به شخصی فکر کنید که از مواجهه با او نگران هستید یا کاری که از انجام آن می ترسید شجاعت پیشروی را داشته باشید. با این ترس مقابله کنید. با آن کنار بیاید و آن را پشت سر بگذارید.۲- هر روز گفتگوی مثبتی با خودتان داشته باشید آنقدر این واژه‌ها را تکرار کنید تا به واقعیت جدید زندگیتان تبدیل شوند، می‌توانم انجامش دهم.می توانم هر کاری را که بر آن تمرکز می‌کنم را انجام دهم.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 13 Sep 2020 14:29:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط شروع کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qa98nodd31hj</link>
                <description>شروع کنید1- با خودت مهربان باشوقتی احساس می کنید اخیراً بسیار تنبل بوده اید ، بسیار رایج و وسوسه انگیز است که خود را در این باره مورد سرزنش قرار دهید و امیدوار باشید که این امر شما را به سمت انجام اقدامات عملی سوق دهد. بعضی اوقات چنین می شود. اما فهمیدم که سرزنش خودتان اغلب به احساس گناه و مانند یک شکست منجر می شود.بنابراین احساس می کنید انگیزه کمتری برای رفتن دارید و تعلل می کنید زیرا به نظر می رسد در حتی در تلاش نیز نکته کمی وجود دارد. به جای اینکه در محل عزت نفس گیر بیفتید ، توصیه می کنم هر وقت احساس کردید می خواهید خود را سرزنش کنید، به آرامی خود را به سمت بعدی برسانید.2- فقط با یک قدم کوچک به جلو شروع کنید.سخت ترین کار این است که کاری را به سادگی شروع کنید.بنابراین این کار را تا حد امکان آسان کنید تا از مقاومت درونی بکاهید و در واقع اقدام کنید. فقط با یک قدم کوچک به جلو شروع کنید:- فقط برای 3 دقیقه پیاده روی کنید- ظرف ها را برای 5 دقیقه بشویید- برای نوشتن گزارشی که در آن تعلل کرده اید 10 دقیقه کار کنیدمن تقریباً هر روز از این عادت استفاده می کنم.مثلاً من دوره جدیدی را ایجاد می کنم و هدف روزانه من طی ماههای گذشته معمولاً نوشتن 1 صفحه در روز بوده است. و اکنون که نگارش صورت می گیرد هدف من ویرایش 1 صفحه در روز است. همین طور است. اما هرگز در این ماهها فقط در 1 صفحه متوقف نشده است ، من هر روز یک دسته کامل را نوشتم یا ویرایش کردم.3- بخش کوچکی از مهمترین کارهای روز خود را انجام دهید.برای اینکه احساس کنید می توانید از تنبلی / استراحت خود به طور کامل و بدون گناه لذت ببرید ، مهم است که در درازمدت هر هفته آنچه را که واقعاً مهم است بدست آورید. بنابراین روز خود را با آن شروع کنید. اما با تفکیک کار به مراحل کوچکتر ، این کار را برای خود آسان کنید و سپس فقط روی مورد اول تمرکز کنید.فوراً روی آن کار کنید تا به یک طرز فکر مؤثر و متمرکز بپردازید. با این کار لحن خوبی را برای روز خود تنظیم می کنید. شما در ابتدا 5-10 دقیقه پیروزی سریع را کسب می کنید و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر در طول روز خواهید داشت.به جای شروع به کار با موارد پرمشغله مانند چک کردن ایمیل - ممکن است انجام این کار برای بعضی از افراد بسیار حیاتی باشد اما احتمالاً برای خیلی ها اینگونه نیست - یا چک کردن فیسبوک و غیره و سپس 30 دقیقه بعد با شروع کار امروز انها را انجام دهید4- چرخه کار کاملاً متمرکز با استراحت های کمبرای سبک تر کردن کار روزانه ، وقفه های کوچکی بین انجام کارهای کوتاه اما متمرکز ایجاد کنید. به خودتان بگویید: من 20 دقیقه کار بر روی این کار انجام می دهم و پس از آن می توانم 5 یا 10 دقیقه وقت استراحت داشته باشم . به نظر می رسد با تفکیک ساعات کاری خود ، این کار کمتر دلهره آور است. و اگر به خودتان اجازه دهید این مکث های استراحت در فیس بوک ، با یک بازی یا فقط با استراحت در چمن یا با پیاده روی کوتاه در پارک صورت گیرد این کار به شما انرژی و انگیزه بیشتری میدهد، احساس توانایی برای کار طولانی تر و انگیزه بیشتری خواهید داشت.سپس بعد از مدتی ممکن است بخواهید 40 دقیقه قبل از استراحت 10 دقیقه ای کار کنید. اما در ابتدا به راحتی پیش بروید. و اگر در رعایت محدودیت های زمانی خود مشکلی دارید ، از برنامه کاربردی برروی تلفن خود یا یک دستگاه egg-timer آشپزخانه خود استفاده کنید.5- مسیرهای فرار را بطور موقت خاموش کنیدفقط نشستن پشت کامپیوتر برای انجام کارهای خیلی متمرکز به مدت 5 الی 20 دقیقه ممکن است منجر به انجام کارهای مهم نشود. البته درصورتیکه شما آندسته از کارهایی که برای انجام آن تعلل کرده اید را حذف نکنید، این کار انجام نخوااهد شدبنابراین از خود بپرسید: در چه جاهایی من به جای انجام کارهایم ، معمولاً فرار می کنم؟ برای مثال برای من این امر در مورد اغلب تلفن های هوشمند من است که Reddit ، Twitter یا مرور اینترنت تصادفی را چک می کنم. بنابراین تلفنم را در حالت خاموش قرار میدهم و هنگام کار آن را در انتهای دیگر خانه خود قرار می دهم. با تنظیم آن مانع فیزیکی کوچک ، من شاید 95٪ از زمان از تله تلفن اجتناب می کنم .معرفی سایت در خبرگذاری مهرمعرفی سایت در خبر گذاری انتخاباگر شما- اگر شما نیز همین مسئله ازی را دارید سپس هنگام کار کنترلر خود را در خانه بگذارید-  فرار برای چک کردن فیسبوک و سایر وبسایتها در کامپیوتر را برای مدتی با استفاده از StayFocusd مسدود کنید- تلویزیون تماشا کنید و سپس سیم آنرا قطع کنید یا یکی از سیم ها را بطور کامل قطع کنید و آنرا در جای دیگری قرار دهید6- برای ایجاد انگیزه جدید فراز و نشیبهای جانبی را لیست کنید. سوالات بهتری را از خود بپرسید و سپس به آنها جواب دهیددومجموعه ازسوالاتی که من از خود می پرسم و بارها باعث ایجاد انگیزه در من شده اند عبارتند از:-  درصورتیکه من همین مسیر را ادامه دهمزندگی من در طی 5 سال چطور خواهد بود؟-  چقدر ممکن است که زندگی برای من و برای اطرافیانم بدتر شود؟این سرزنش خود نیست بلکه یک بررسی هوشمندانه از واقعی بودن مکان شماست.و ممکن است ناراحت کننده باشد یا سعی کنید تا عواقب منفی را به همان میزان واضح درنظر بگیرید که میتوانید در ذهن خود انگیزه خود را برای شروع تحولات مثبت برانگیخته کنید. سپس این سوالات را از خود بپریسد- درصورتیکه من این کار را شروع کنم، همچنان به ان ادامه دهم و بااین تغییر پیش بروم بعد از یکسال زندگی من چگونه خواهد بود؟-  اگر من به اینکار ادامه دهم چطور زندگی نه تنها برای من بلکه برای افرادیکه دوستشان دارم بهبود خواهد یافت؟7- هنجارها را از زندگی خود دور کنیدزمانیکه زندگی شما بسیار بهم ریخته و پرتلاطم باشد، سپس ممکن است با تنبلی و تنها تماشا کردن تلویزیون یا کار با گوشی هوشمند خود وقت گذرانی کرده و تعلل کنیدزمانیکه چنین باشد، سپس هر دو ساعات کاری و زمانهای خصوصی خود را از هنجارها پاک کنید. دو سوالی که در انجام این کار به من کمک میکنند و برای یافتن چیزهایی که مهم هستند عبارتند از:- اگر در طول روز تنها 2 ساعت زمان برای انجام کاری داشته باشم چه کاری انجام خواهم داد؟-  اگر در طول روز تنها 1 ساعت زمان آزاد داشته باشم چه کاری خواهم کرد؟از این موارد استفاده کنید تا از روزمرگی رها شوید، تا روز عادی خود را کمی زیر سوال ببرید و فرصتهای برتر خود را بیابیدسپس ببینید که کدامیک از کارهایی را که در جواب های شما وجود ندارند را میتوانید حذف کنید، به حداقل برسانید یا به زمان دیگری محول کنید8- هرزگاهی با لغزش مشکلی نداشته باشیدترس از شکست میتواند شما را به حالتی بازگرداند که بتوانید کارها و چیزهایی که در ان تنبلی میکنید را به سادگی انجام دهیداما هر کسی برای انجام کاریکه واقعا تمایل به انجام آن دارد و در خارج منطقه راحتی خود است گاهی اوقات با شکست روبه رو می شود و دچار لغزش می شود. این تنها بخشی از زندگی است ( حتی درصورتیکه در مورد مشکلات افراد به اندازه موفقیت های آنها نشنیده باشید)مشکلات را بعنوان یک تجربه یادگیری و بعنوان راهی برای سازنده و مهربان تر شدن با خود در نظر بگیریدشما میتوانید این کار را پرسیدن این دو سوال مهم بعد از لغزش اانجام دهیداگر مردمی که با آنها ارتباط دارید در انجام کارها یا مدرسه کمی تنبل هستند، خیلی ساده است که با روحیه و طرز تفکر سازگار شده و همین مسیر را ادامه دهیداما اگر شما زمان زیادی را با افرادی سپری کنید که در زندگی واقعی و در کتابها، اینترنت، پادکست ها و کتابهای صورتی خیلی مهیج هستند، سپس این امر بروی روحیه و تفکر شما نیز تاثیر خواهد داشتبنابراین درصورتیکه میخواهید تغییراتی را در زندگی خود اعمال کنید درمورد تفکر خود در مبنای روزانه و هفتگی فکر کنیدمعرفی سایت در سایت ایبنا- 1 موردی که میتوانم از این موقعیت یاد بگیریم چیست؟-  دراین موقعیت بهترین دوست/ والدین من جطور میتوانند به من کمک کنند ( سپس با خود صحبت کنید و کارهایی مانند این را انجام دهید)9-  اجازه دهید شور و شوق ، انرژی و انگیزه دیگران در شما جریان یابدهرچه به ذهن و زندگی خود وارد کنید بر شما تأثیر می گذارد10-  از زمان بیکاری خود لذت ببریدزمان صرف شده برای اوقات بیکاری و تنیلی نیز به ما کمک میکند تا ریلکس و مجددا پر انرژی شویم و این کار مرا خوشحال میکنداما درصورتیکه این کار را خیلی زیاد انجام دهم آن برای کم کمتر سالم خواهد بود آن:- این کار من را ناامید خواهد کرد زیرا من به سمت جلو و چیزیکه میخواهم حرکت نخواهم کرد-  بجای اینکه من را آرام کند من را مضطرب م یکند زیرا من کارهایی که مهم هستند را انجام نمی دهم و این کار میتواند عواقب منفی ای را به همراه داشته باشدهنوز هم گاهی تنبلی کردن و وقت گذرانی میتواند برای من مفید باشد. من دریافته ام که زمانیکه شما درمورد نحوه وقت گذرانی خود فکر می کنید، مهم نیست که یک استراحت 10 دقیقه ای باشد یا یک روز یکشنبه کامل، و از آن زمان برای انجام کاریکه واقعا از آن لذت می برید مانند خواندن کتابی که دوست دارید یا تماشای نمایش های تلویزیونی استفاده می کنید، حال شما خوب خواهد بود، سپس آن زمان شادی بیشتر برای شما به همراه نخواهد داشتمعرفی سایت در خبرگذاری مشرقمن یاد گرفته ام که زمانیکه من زمان های بیکاری خود را به این شیوه آگاهانه تر می گذرانم انگیزه و انرژی بیشتری برای برگشتن به کار دارم. بنابراین مطمئن می شوم که از وقت بیکاری خود بهترین استفاده را ببرم زیرا میدانم که آن به شیوه های متعدد به نفع من است.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Sep 2020 11:36:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامع ترین راهنمای گرامرلی Grammarly</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%84%DB%8C-grammarly-tkikgekuzuz5</link>
                <description>گرامرلیهمۀ افراد، از جمله نویسندگان حرفه‌ای نیز، در نوشتن، دچار اشتباه می‌شوند. حتی در صورت آشنایی با اصول پایۀ گرامری، تسلط بر گرامری با سطح بالاتر و اختلاف‎های جزئی در سبک دشوار خواهد بود. گرامرلی (Grammarly)، که خود را دستیارِ نگارش  می‌نامد، می‌تواند در این قسمت‌ها به شما کمک کند و کارِ نوشتن را برایتان آسان‌تر سازد. این نرم‌افزار اصلاحات املایی، گرامری و نگارشی را به صورت بلادرنگ به نویسنده پیشنهاد می‌کند و حتی می‌تواند ژانرهای خاص را ویراستاری کند. گرچه بهای اشتراکِ این نرم‌افزار کمی گران است و نمی‌توانید به‌صورت آفلاین (offline) از خدماتِ آن استفاده کنید، پشتیبانی گرامرلی از پلتفرم‌های مختلف و سهولتِ استفاده از آن باعث می‌شود ارزشِ پرداختِ این هزینه را داشته باشد.بهبودِ سطحِ گرامر (تقریباً) در همه جاهزینۀ اشتراکِ گرامرلی برای یک ماه ۲۹٫۹۵ دلار، برای سه ماه ۵۹٫۹۵ دلار و برای یک سال ۱۳۹٫۹۵ دلار است. اگر فکر می‌کنید هزینه‌ی آن بالا است، لازم است بدانید که گرامرلی همواره تخفیف‌هایی را برای خرید اشتراک در نظر می‌گیرد. با پرداختِ هزینه‌ی ورود، انواع نوشته‌های شما به‌طور سفارشی بررسی و سرقت‌های ادبی تشخیص داده می‌شوند. همچنین، گرامرلی به شما کمک می‌کند تا از واژگان مختلفی در متن استفاده کنید. این‌ها فقط بخشی از خدماتِ نرم‌افزار گرامرلی بود. به‎علاوه، گرامرلی نسخه‌ی محدودی را به صورت رایگان در اختیار شما قرار می‌دهد که اشتباهات مختصر گرامری و املایی را تشخیص می‌دهد. هزینۀ ماهیانه اشتراک طرح حرفه‌ای (Business) گرامرلی ۱۵ دلار برای هر نفر است و صورتحساب آن به‌صورت سالیانه محاسبه می‌شود.گرامرلی، برای مشتریانی که از سیستم عامل‌ ویندوز (Windows) و مک او اس (macOS) روی کامپیوتر رومیزی استفاده می‌کنند، افزونه‌هایی را برای مرورگرهای کروم، فایرفاکس، سافاری و ادج و همچنین افزونه‌ای را برای مایکروسافت آفیس ارائه می‌کند. گرامرلی همچنین، از طریق یک نرم‌افزار کیبورد موبایل،  بر روی سیستم‌عامل‌های اندروید و آی‌اواس قابل استفاده است.گرامرلی از دو پلتفرم نوشتاری مهم دیگر، یعنی گوگل داکس و مدیوم ، پشتیبانی می‌کند. یکپارچه‌سازی اخیرِ گوگل داکس ویژگی‌های جدیدی را به آن اضافه کرده است که، در بخش‌های بعدی، به آن می‌پردازیم. با این حال، برای استفاده از همه‌ قابلیت‌های گرامرلی روی گوگل داکس، همچنان باید از افزونه‌ی کروم استفاده کنید.راه‌اندازی و امنیتگرامرلی نوشته‌های شما را بر اساس پایگاه اطلاعاتی محتوا و اشتباه‌های نگارشی و همچنین داده‌های گردآوری‌شده از کاربران فعالش بررسی می‌کند. نقطه‎ضعفِ این مدلِ بلادرنگ آن است که، برای کار با آن،  باید به اینترنت متصل باشید. همچنین، گرامرلی زیر اشتباه‌های مهم (اشتباه‌های گرامری و املایی) را با رنگ قرمز و زیر اشتباهات پیشرفته (سبک نگارش و بهترین شیوه‌ها) را با رنگ‌های دیگر خط می‌کشد، هرچند قابلیت تشخیص اشتباهات پیشرفته مخصوص کاربران پریمیوم است. با نگه داشتن نشانگر موس روی هر یک از واژه‌ها یا عبارات نشان داده‏شده، می‌توان اشتباه را مستقیماً اصلاح یا توضیح مفصل‌تری را درباره اشتباه مورد نظر مشاهده کرد.توضیح‌ها به زبانی شفاف ارائه شده‌اند و از جمله‌‌های نمونه برای نشان دادنِ اشتباهات استفاده شده است. این ویژگی‌ها تحسین‌برانگیزند. قابلیتِ تصحیح گرامر آفیس ۳۶۵ همواره در حال ارتقا است، اما گرامرلی، در مقایسه با گوگل داکس و آفیس ۳۶۵، گرامر متن را دقیق‌تر بررسی می‎کند. همچنین، متوجه شده‌ام  که گرامرلی تعداد اشتباهات هر متن را در انتهای آن می‌آورد. از این طریق، متوجه می‌شوم چه مقدار از کار ویراستاری متن باقی مانده است.باید از مخاطرات احتمالی مرتبط با حریم خصوصی و امنیت هر نرم‌افزاری که ورودی‌های تایپی‏تان را بررسی می‌کند آگاه باشید. برای مثال، در سال ۲۰۱۸، تاویس اورماندی، پژوهشگر حوزه امنیت گوگل، گزارش داد که نحوۀ ارتباط افزونه‌های مرورگر گرامرلی با توکن‌های احراز هویت(auth token)  آسیب‌پذیر است. گرامرلی، در مدت کوتاهی، این مشکل را برطرف کرد و اشاره کرد که این آسیب‌پذیری فقط ممکن بود داده‌های ذخیره‌شده در ویرایشگر گرامرلی را در معرض افشا شدن قرار دهد.?اگرچه گرامرلی به‌خوبی به این مشکل واکنش نشان داد، همواره باید دربارۀ نرم‌افزارهایی که می‌توانند ورودی‌هایتان را مشاهده کنند و تغییر دهند به‌شدت احتیاط کنید. با وجود این، گرامرلی تفاوت‌های مهمی با کی‌لاگر دارد. برای مثال، گرامرلی، برای دسترسی به نوشته‌هایتان، نیاز به مجوز دارد و مشخص می‌کند که در چه زمان‌هایی مشغول انجام کار است. یکی از نمایندگان این شرکت به من گفت که گرامرلی «به هر آنچه در فیلدهای متنی‎ای با علامت «حساس» تایپ می‏کنید، مانند فرم‌های ورود اطلاعات کارت اعتباری یا فیلدهای رمز عبور، دسترسی ندارد». همچنان پیشنهاد می‌کنم که در چنین سایت‌هایی و در مواردی مانند نوشتن اسناد حقوقی حساس، گرامرلی را غیرفعال کنید، زیرا ممکن است پیکربندی صحیح در این زمینه صورت نگرفته باشد. توجه داشته باشید که گرامرلی به کاربرانی که باگ‌های این برنامه را در HackerOne  گزارش دهند پاداش می‌دهد؛ مشارکت در این برنامه برای عموم فعال است. همچنین، گرامرلی صفحه‌ای دربارۀ شیوه‎های امنیتی، از جمله شیوه‌های رمزنگاری‌اش، دارد (گرامرلی از پروتکل‌های لایه‌ی سوکت‌های امن (SSL) یا امنیتِ لایۀ انتفال۱٫۲  (TLS) برای ایمن‌سازی اتصالات و از استاندارد رمزنگاری پیشرفته- ۲۵۶  (AES-256) برای ایمن‌سازی ‌داده‌های غیرفعال استفاده می‌کند).نرم‌افزارهای گرامرلیمن نرم‌افزار دسکتاپ گرامرلی را روی ویندوز ۱۰ نصب کردم و هیچ مشکلی با ورود به حساب کاربری خودم نداشتم. این نرم‌افزار ظاهرِ خوبی دارد و آرایش اجزای آن نیز بسیار کاربردی است. ظاهر تیره و آیکون‌های مینیمال پنل کناری را می‌پسندم. کاربران یا می‌توانند متن را مستقیماً در ویرایشگر ایجاد و یا آن را از فایل دیگری وارد (import) کنند.اگر متن را از نرم‌افزار وُرد (Word) در گرامرلی کپی کنید، گرامرلی اعلام می‎کند که فقط می‌تواند فرمت بولد (Bold)  و ایتالیک (Italic)، لیست‌ها، پیوندها (links) و هِدرها (headers) را حفظ کند. از طریق آزمایش، متوجه شدم که این نرم‎افزار می‎تواند متونی را که زیر آنها خط کشیده شده است نیز حفظ می‌کند. اگر می‌خواهید فرمت متن (از جمله فاصله‌گذاری بین پاراگراف‌ها) را کاملاً حفظ کنید، فایل را با استفاده از ابزار import وارد نرم‌افزار گرامرلی کنید. هنگام کار در برنامۀ گرامرلی، متن‌ها هیچ فرمت خاصی ندارند، اما وقتی از متن خروجی  (export)بگیرید، فرمت متن کاملاً مطابق فایل اصلی حفظ خواهد شد.از آنجایی‌که گرامرلی اکنون مجهز به ابزارهایی برای بولد و ایتالیک کردن متن، خط‎کشی زیر نوشته‌ها، سرفصل‌ها، لینک‌ها و لیست‌ها (لیست شماره‌دار و بدون شماره) شده است، می‌توانید متن را مستقیماً در محیط این نرم‎افزار تایپ کنید. با این حال، تایپ کردن در نرم‌افزار وُرد یا گوگل داکس احتمالاً راحت‌تر است و در این پلت‌فرم‌ها، از ابزار مخصوص گرامرلی استفاده کنید.در نرم‌افزار دسکتاپ گرامرلی، می‌توانید روی آیکون پروفایل کلیک کنید و فرهنگ لغات شخصی‌تان را ویرایش کنید و زبان مورد نظرتان را از بین چند گونۀ مختلف زبان انگلیسی، یعنی آمریکایی، استرالیایی، بریتانیایی و کانادایی، تغییر دهید. در حال حاضر، گرامرلی به زبان انگلیسی موجود است. بنابراین، نمی‌تواند در قالب نرم‎افزاری کمک‎آموزشی برای یادگیری زبان استفاده شود، البته مگر آنکه بخواهید زبان انگلیسی را با کمک تایپ کردن یاد بگیرید. داخل متن، در سمت راست پنجره، زبان‌هایی برای مشاهده اشتباهات املایی و گرامری، بررسی‌های نوشتاری پریمیوم، بررسی سرقت ادبی، گزینۀ نمونه‏خوان انسانی و نمرۀ کلی نگارش بر اساس این عوامل وجود دارند. همانطور که پیش‌تر گفته شد، نمرۀ‌ نگارش برای بررسی فوری پیشرفت کار و میزان فرایند بازبینی‏تان مفید است.Goals و Performance دو ویژگی دیگر گرامرلی هستند. با وارد کردن متنی جدید، پنجره Goals باز می‌شود. این قابلیت به گرامرلی کمک می‌کند تا ویرایش‌هایش را بر اساس زمینۀ‌ متن تنظیم کند. برای مثال، می‌توانید قصد (اطلاع‌رسانی، توصیف، متقاعدسازی یا نقل داستان)، مخاطب، سبک ویرایشی و احساس خودتان را تعیین کنید. کاربران پریمیوم همچنین می‌توانند گزینۀ مورد نظرشان را از بین حوزه‌های مختلف متنی، از جمله حوزۀ دانشگاهی، حرفه‌ای و خلاقانه، انتخاب کنند. پنجره‌ی Performance داده‌هایی کلی، از جمله تعداد لغات و زمان مطالعه، و همچنین فهرست واژگان و معیارهای خوانش‌پذیری متن را ارائه می‌کند. این معیارها بر مبنای مقایسه‌ متون دیگر کاربران گرامرلی محاسبه می‌شوند و امتیاز خوانایی متن نیز بر اساس آزمون Flesch reading-ease به دست می‌آید. این دو ویژگی باعث می‌شوند گرامرلی، در مقایسه با یک نرم‌افزار سادۀ بررسی اشتباهات متن، مفیدتر باشد و در سطح بالاتری قرار گیرد.?آخرین به‌روزرسانی گرامرلی تجربۀ استفاده از این نرم‎افزار را در گوگل داکس بهبود می‌بخشد. علاوه بر نوار جانبی مخصوص و جدید گرامرلی، اکنون پیشنهادهای گرامرلی درباره شفافیت  متن، گیرایی متن و قابلیت انتقال مفهوم متن (موارد دوم و سوم  فقط برای کاربران پریمیوم فعال هستند)، در کنار ماژول تعیین اهداف، قابل مشاهده هستند. این قابلیت‌ها در افزونۀ گوگل کروم فعال‌اند؛ یعنی اگر از افزونۀ گرامرلی در مرورگرهای دیگری با گوگل داکس استفاده کنید، فقط ویرایش‌های درون‌برنامه‌ای را دریافت خواهید کرد.در نرم‎افزار وُرد (در سیستم عامل مک و ویندوز) و در نرم‎افزار اوتلوک(در سیستم عامل ویندوز)، افزونۀ مایکروسافت آفیس به صورت یک منو در نوار آفیس ظاهر می‌شود. می‌توانید انتخاب کنید که کدامیک از انواع اشتباهات متن فعلی خود (از جمله، اشتباهات املایی، نشانه‌گذاری و نگارشی) را ببینید. گرامرلی در قالب پنجره‎ای در نوار جانبی باز می‌شود و متن را نشان می‌دهد. با کلیک روی هر مورد اصلاح‎شده، می‎توانید جزئیات آن را ببینید. قبلاً، با باز شدنِ گرامرلی، قابلیت ترک چنج (revision tracking) و کلید میانبرCtrl + Z مایکروسافت وُرد غیرفعال می شد، اما طبق بررسی ما، این مشکل دیگر وجود ندارد.یک همراه مفیدهنگام بررسی نرم‌افزار گرامرلی، متوجه شدم از این برنامه زیاد استفاده می‎کنم. شاید بگویید گرامرلی شما را در امر نوشتن تنبل می‌کند؛ این تا حدودی، صحیح است. زیرا بعضی از افراد از بررسی‌های کامل این نرم‎افزار بهره می‌گیرند و دیگر سعی نمی‌کنند از این نرم‌افزار چیزی بیاموزند. این نرم‎افزار برای افرادی که، به‌طور فعال، سعی در ارتقای سطح نوشته‌های خود دارند مناسب است، اما می‌تواند برای کاربرانی که متوجه نیستند نیاز به کمک دارند نیز مفید باشد. ارزش واقعی گرامرلی در توانایی آن برای نشان دادنِ متداول‌ترین اشتباهات شما و کمک به شما برای اجتناب از تکرار آن‌ها است. هنگام تست برنامه، گاهی ویرایش‌های بلادرنگ حواس مرا پرت می‌کردند. به همین دلیل، گرامرلی را غیرفعال کردم تا بتوانم آنچه را در ذهنم می‎گذرد، بدون قطع شدن، تایپ کنم. گرامرلی می‌تواند در طول بازنگری فرایند نگارش‏تان، در قالب بررسی نهایی اشتباهات و ناهماهنگی‌ها، مفیدتر باشد.من به‌سختی توانستم تفاوتی میان نسخه رایگان گرامرلی و ویراستار داخلی آخرین نسخۀ مایکروسافت آفیس (با قابلیت بررسی اشتباهات املایی، گرامری و نگارشی) پیدا کنم. هر دو نرم‌افزار اشتباهات املایی، عبارات درهم‎پیچیده و اشتباهات گرامری را به‌درستی شناسایی می‌کنند. بررسی‌های ویرایشی پیشرفته گرامرلی بسیار مفید هستند؛ گرامرلی به شما کمک می‌کند همه اشتباهات جزئی گرامری را اصلاح کنید، جایگزین‌هایی برای واژه‌هایی که بیشتر استفاده شده‌اند پیشنهاد می‏کند و اصلاحاتی را در راستای بهبودِ شفافیت متن، با توجه به بافتار آن، ارائه می‌دهد. برای مثال، گرامرلی به شما کمک می‌کند از شرِ ویرگول‌های اضافه خلاص شوید. یکی دیگر از مزایای گرامرلی این است که می‌تواند، در مسیر کارتان، در جاهای بیشتری کمک‌کننده باشد.گاهی گرامرلی و آفیس پیشنهادهای نادرستی می‌دهند و این نشان می‌دهد که باید همچنان به اصلاحات انجام‌شده دقت کنید و آنها را بدون فکر تایید نکنید. برای مثال، گرامرلی به من پیشنهاد کرده بود در چند جا، حرف تعریف اضافه کنم، در حالی که، هیچ نیازی به افزودنِ حرف تعریف نبود. با وجود این، ممکن است برخی کاربران راضی به حذفِ دکمۀ «Accept All» نباشند، خصوصاً برای بعضی از اشتباهات ابتدایی‌تر، مانند فاصله‌گذاری و استفاده از ویرگول. توجه داشته باشید که حتی مراجع معتبر گرامر، مانند ای پی، مریام وبستر و آکسفورد، نیز دربارۀ برخی قواعد، مانند گذاشتن خط تیره‌ و نوشتن با حروف بزرگ، توافق ندارند؛ بنابراین، هیچیک از ابزارهای بررسی گرامر کامل نیستند. برای مثال، گرامرلی به من پیشنهاد کرد که واژۀ «kanban»  را با حروف بزرگ بنویسم، زیرا «به نظر می‌رسد که واژۀ  kanban در این متن اسمی خاص باشد»، هرچند این مورد در مریام وبستر و آکسفورد مصداق ندارد.گرامرلی هر هفته ایمیلی را با عنوان بینش گرامرلی (Grammarly Insights) برای شما ارسال می‌کند که حاوی نکات مهمی دربارۀ نوشته‌های شما است. این ایمیل‌ها اطلاعات مفیدی را در خود دارند، مانند سه اشتباه پرتکرار شما و همچنین معیارهایی که عمدتاً، مشابه محتویات Insights در نسخه دسکتاپ نرم‌افزار هستند. همچنین، این ایمیل‌ها حاوی آمارهای دقیقی نیز هستند، مانند تعداد واژه‎های بررسی‌شده توسط نرم‎افزار و تعداد واژه‎های منحصر به فرد به‎کاررفته توسط شما.کیبورد موبایلنرم‌افزار کیبورد گرامرلی از سیستم عامل‌های ios و اندروید پشتیبانی می‌کند. من این نرم‎افزار را روی گوشی گوگل پیکسل خودم با اندروید نسخه ۱۰ امتحان کردم. چنانکه انتظار می‌رود، کیبورد گرامرلی به شما کمک می‌کند اشتباهات گرامری و املایی را حین تایپ کردن اصلاح کنید. این کیبورد برای هر کاری مفید است؛ از نوشتن ایمیل گرفته تا نوشتن پست‌های شبکه‌های اجتماعی و ویرایش متن‌های بلند.در بخش تنظیمات (Settings)، می‌توانید انتخاب کنید که رنگ زمینۀ برنامه تیره باشد یا روشن، خط دور دکمه‌های کیبورد نمایش داده شود یا خیر، ردیف دکمه‌های اعداد روی کیبورد نمایش داده شود یا خیر، با فشردن هر دکمه، ویبره، صدا یا پاپ‌آپ (pop up) فعال باشد یا خیر. حتی می‌توانید ارتفاع کیبورد را تنظیم کنید. همچنین برنامه گرامرلی قابلیت سوایپ تایپینگ (swipe typing) را نیز پشتیبانی می‌کند. البته این کیبورد از هیچیک از قابلیت‌های اضافی جی‌بورد، که شما را به سمت استفاده از سرویس‌های گوگل سوق می‌دهند، از جمله جستجوی اینترنتی و ترجمه، برخوردار نیست. با وجود این، طراحی ساده و تمیز کیبورد گرامرلی قابل تحسین است و فکر نمی‌کنم هدف گرامرلی داشتن همۀ ویژگی‌های مشابه باشد. کاربران سطح بالاتر ممکن است با این نکته مخالف باشند.وقتی تایپ می‌کنید، گرامرلی پیشنهادات و اصلاحاتی را به‏طور خودکار ارائه می‌دهد. می‌توانید انگشت خود را روی این موارد ببرید و آنها را به آسانی تأیید کنید یا اینکه آیکون سبز گرامرلی را در گوشۀ بالا سمت چپ کیبورد بزنید تا پیشنهاد مورد نظر دوباره بررسی شود. اگر روی ویرایش‌های تکی بزنید، گرامرلی محیط مبتنی بر کارتی را باز می‌کند و توضیحات دقیق‌تری را ارائه می‌دهد. کار با این کیبورد روان است و به‌سادگی می‌توانید ویرایش‌های پیشنهادی را بررسی کنید. ویرایش‌ها و پیشنهادهای کیبورد گرامرلی نیز، مانند نسخه دسکتاپ این نرم افزار، مفید و دقیق هستند؛ خصوصاً اگر نسخۀ کامل آن را خریداری کنید. قابلیت اصلاح اشتباهات املایی این کیبورد به‎خوبیِ کیبورد استاندارد گوشی است، اما جاذبۀ اصلی این کیبورد اصلاحات گرامری آن است.بخش تنظیمات این کیبورد بسیار گسترده است.  گرامرلی، علاوه بر تنظیمات ظاهری و رفتاری، که پیش‌تر به آنها اشاره کردم، گزینه‌هایی را در زمینه‌ی ویرایش مقدماتی در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید آنها را تغییر دهید. مثلاً می‌توانید اصلاح خودکار (autocorrect) و نوشتن حرف اول کلمه با حروف بزرگ به صورت خودکار (auto-capitalization) را فعال یا غیرفعال کنید و زبان مورد نظرتان را انتخاب کنید (انگلیسیِ آمریکایی، استرالیایی، بریتانیایی یا کانادایی). حتی می‌توانید به این کیبورد اجازه بدهید تا وقتی شروع  به تایپ کردن اسم یکی از مخاطبانِ موجود در گوشی‌تان می‌کنید، گرامرلی اسم او را پیشنهاد دهد. همچنین می‌توانید بازخورد ارسال کنید، به درگاه پشتیبانی دسترسی داشته باشید یا حساب کاربری‌تان را تغییر دهید.گرامرلی مهارت شما را در نوشتن بهبود می‌بخشدمهمترین نقطۀ قوت گرامرلی کامل بودن آن در بحث ارائۀ پیشنهادات املایی، گرامری و نگارشی است. نسخه پریمیوم گرامرلی، با قیمت ماهانه ۲۹٫۹۵ دلار، گران‌قیمت اما ارزنده است. همۀ نویسنده‌ها می­توانند، با اضافه کردن گرامرلی در کارشان، از آن سود ببرند. ما دوست داریم نسخۀ آفلاین این برنامه را ببینیم، اما تغییرات اخیر این نرم‎افزار، مانند پشتیبانی بهتر از گوگل داکس و پشتیبانی از نرم‎افزار ورد در سیستم عامل مک، باعث می‌شود رغبت بیشتری برای معرفی گرامرلی به دیگران داشته باشیم.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Aug 2020 11:14:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میزان خواب کودکان چقدر باید باشد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-qfrg6oqfztzl</link>
                <description>میزان خواب کودکانما در این مقاله قصد داریم تا شما پدران و مادران عزیز را با خواب نرمال و اصولی فرزندانتان آگاه سازیم .لطفا این مقاله را تا انتها مطالعه نمایید و در آخر نظرات و سوالات خود را در این باره برای ما بنویسید تا بتوانیم در ارائه خدمات هرچه بهتر و بیشتر شما را یاری نماییم.خواب کودکان بین ۳ تا ۷ سالهکودک سه تا پنج ساله ، حدود ۱۲ ساعت می خوابد ، برخی از بچه ها تا ۳٫۵ سالگی ممکن است در روز یکبار آن هم بعد از ظهر ، خواب کوتاه نیم ساعته تا یک ساعت را داشته باشند .ولی معمولا بعد از ۳٫۵ سالگی بچه ها تمایلی به خوابیدن نخواهند داشت .بچه های ۵ تا ۷ ساله حدود یازده ساعت خواب احتیاج دارند و تقریبا ۲۰ درصد این خواب در منطقه ی حرکت تند چشم است ، که در این ایام دیدن رویا اتفاق می افتد .کودکان با خوابیدن مسئله دارند ، یعنی تقریباً در این سن و سال تمایل به خوابیدن ندارند ، از خوابیدن وحشت دارند و علتش این است که خواب می‌بینند و این خواب ها آنها را اذیت می کند .نگرانی دیگر آنها این است که هنگام خواب آنها اتفاقاتی بیفتد که آنها از آن بی خبر هستند .( چه خوب و چه بد )نگران موضوع ها و مطالب دیگری هم در ذهن شان هستند تا آنجایی که ممکن است به بهانه گیری های مختلف مایل نباشند که بخوابند .کارهای قبل از خواب کودکانپدر و مادر تقریباً نزدیک به یک ساعت قبل از وقت خواب مناسب بچه ها ، باید خانه را آرام کنند و این فرصت را بدهند که آهسته آهسته و بدون فشار و تحمیلی آنچه را که به عنوان مراسم قبل از خواب هست مثل ( شستن دندان ها یا مسواک زدن یا رفتن به دستشویی و یا تغییر لباس و یا خواندن و شنیدن موسیقی و یا گفتگو با پدر و مادر که لازمه این مراسم هست ) بچه ها آن را آغاز کنند .نه اینکه وقتی که زمان خواب بچه ها فرا می رسد حالا با سرعت و فشاری از آنها بخواهیم که کارها را هر چه زودتر انجام داده و به موقع بخوابند .در عین حال محیط خانه باید آرام باشد ، به این معنا که رادیو و تلویزیون برای فردی نباید روشن باشد ، زیرا اگر بچه ها احساس کنند که همچنان بیداری ادامه دارد آنها مایل به خوابیدن نخواهند بود .به هرحال گفتگویی با بچه ها خواندن کتاب برای آنها جزء موارد اصلی و اساسی خواهد بود .خواب کودک ۴ سالهکودک ۴ ساله معمولاً علاقه مند است ، که به رختخواب و تخت خواب خودش برود .این احساس مالکیت خوشبختانه در این سن پیدا می شود و ما باید از آن استفاده کنیم و تقریباً دیگر بعد از آن به بچه ها فرصت بازگشت و برگشت به اتاق خودمان و یا تختخواب مان را ندهیم .و از این بابت خاطر آسوده کنیم تا مشکلاتی که مخصوصاً بین ۴ تا ۶ سالگی از نظر جنسی برای آنها وجود دارد ، گرفتاری هایی را در این زمینه برای آنها فراهم نمی کند .آمدن بچه به اتاق خواب والدیناگر بچه‌ها در این سن و سال به اتاق شما آمدند ، بهترین کار این است که یکی از شما پدر یا مادر به اتاق خواب بچه برگردید و او را به خوابیدن تشویق کنید و مدتی در آنجا بمانید .می توانید روی زمین کمی بنشینید ، اگه بچه احتیاج به امنیت و آرامش بیشتری دارد ، در آنجا رختخواب و تختخوابی داشته باشید و در آنجا استراحت کنید و بعد از اینکه خاطر او آسوده شد که شما هستید و چند دقیقه از خوابش گذشت و وارد مرحله خواب عمیق یا عمیق ‌تری شد می توانید به اتاق خودتان برگردید .آنچه که از این سن و سال به بعد اهمیت دارد ، این است که ، اگر اتاق و رختخواب پدر و مادر جدا از بچه ها است ، نباید محلی برای رفت و آمد بچه ها شود و یکی از پدر و مادر که هم بچه‌ها توجه بیشتری به او دارند و یا از او حرف شنوی دارند و هم به بچه ها آرامش بیشتری می دهد ، این وظیفه را انجام دهند.کابوس دیدن کودکان در خواباما مشکلی که برخی از اوقات در این سن و سال برای بچه‌ها اتفاق می‌افتد ، موضوع کابوس هایی است که می بینند این کابوس ها به دو صورت خودش را نشان می‌دهد .۱) یکی اینکه وقتی کودک بیدار می شود ، دقیقا خاطرش هست که چه دیده و موضوع چه بوده است و آن را می‌تواند بازگو کند یا حداقل شما خاطرتان آسوده است که چنین توانی را دارد .۲) دیگر اینکه احتمال دارد وقتی کودک از خواب بیدار می‌شود و بسیار وحشت زده است به هیچ وجه از خواب خودش خبر نداشته باشد . این وحشت خواب موضوع متفاوتی است و زمینه بیولوژیکی دارد و هیچ ارتباطی به زمینه روانی ندارد . در نتیجه کودکانی این مشکل را پیدا می‌کنند که دلایل بدنی برای آن دارند .یکی از آنها که بیشتر توجه متخصصین را به خودش جلب کرده است ، مرحله (ایست تنفسی) است به این معنا که بچه ها به دلایلی اکسیژن به مغزشان نمی‌رسد و در نتیجه فعالیت مغز غیر عادی می‌شود ، بنابراین به یک چنین اکسیژنی احتیاج دارد .نکته : اگر فرزند ما گرفتار کابوس و وحشت خواب شد ، پدر یا مادر باید به سراغ او بروند او را بیدار کنند مواظب او باشند و با آرامش صحبت کنند ، این که خواب است و واقعیت ندارد را برای او مشخص کنند .به او اطمینان دهند که کنارش هستند و با او هستند و کمک کنند که بخوابد و مدت بیشتری کنار او بمانند تا خاطر بچه و شما آسوده باشد که این مشکل پشت سر گذاشته شده است و اگر فرزند شما راه افتاده است بهتر آن است که در حالی که مواظب بدنش هستید ، چون ممکن است به زمین بخورد و او را گرفته اید به او بدون اینکه بیدارش کنید این پیام را خواهید داد که به اتاق خوابش و رختخوابش برگردد و او را کمک می کنید تا در آن مسیر حرکت کند .معمولاً این بچه‌ها فردا صبح از آنچه که اتفاق افتاده است خبری ندارند .این حرکت معمولا در سه ساعت اول خواب بچه ها اتفاق می افتد . ولی اگر بچه ها فقط کمی ناله و گریه می کنند بهتر است که کاری به کارشان نداشته باشیم . اما اگر وحشت زده هستند و فریاد می‌زنند ، بیدار کردن آنها کمک می‌کند .تاثیر پرخوری بر کابوس دیدن کودک در خواباینکه فرزندمان غذای بسیار خورده باشد ، که هنوز هضم نشده است و یا گرسنه باشد و علت این بیداری و یا گرفتاری به این دلیل باشد همچنان وجود دارد ولی معمولاً تغذیه در این سن و سال نقشی ندارد .شب ادراری بچه ها برخی از اوقات سبب می شود آن ها را بیدار کند و یا بعد از اینکه بیدار شدند یا در حالت خواب با این کابوس ها به دلیل احساس بدی که می‌کنند ، روبه‌رو شوند .راه حل های ترسیدن کودک از خوابخیلی از بچه ها شب ها از سایه‌های اتاقشان یا اطرافشان یا از پنجره می ترسند .از یک طرف باید نور را طوری تنظیم کرد که این سایه ها نباشند و خیلی از اوقات دادن یک چراغ قوه که به راحتی بچه ها می توانند آن را روشن کنند تا مطمئن شوند ، چیزی که آنها را اذیت می‌کند سایه است و چیزی در آنجا نیست ، می‌تواند به بچه ها کمک کند .بچه ها بین ۳٫۵ یا ۴ سالگی کابوس خیلی کمتری دارند ، ولی در سن ۵ سالگی بیشتر می شود . مخصوصاً نگرانی بچه های ۵ ساله این است که حیواناتی هم ، از کوچک و یا بزرگ در کمدی مخفی هستند و یا زیر تخت آنها هستند ، که باید آنها را در این زمینه کمک کرد .در ۶ و ۷ سالگی معمولا نگرانی بچه ها از ارواح و اشباح و حرف‌هایی از این قبیل خواهد بود .خوشبختانه بچه‌ها با کمی مواظبت و مراقبت می توانند از آن بگذرند و نیز می دانیم که پسربچه زودتر به خواب می رود و کمی هم خواب بیشتری دارد .بهانه گیری کودک برای نخوابیدنبرخی از بچه ها حدود ۴ ، ۵، ۶ سالگی قبل از خوابیدن بازی‌هایی را درمی‌آورند ، غذا می خواهند ، شیر می‌خواهند ، آب می خواهند ، یا مایل هستند که یکی از اسباب بازی ها یا عروسک خودشان را با خودشان داشته باشند ، در حالی که با مهربانی می‌توانیم آن را پاسخ دهیم و باید بدانیم که غالب اوقات این بهانه ای است برای نخوابیدن .بچه های ۵، ۶ ساله برخی از اوقات فین فین هایی می‌کنند که نشانی نگرانی آنها است و یا دستشان را در موهایشان می برند و انگشت شان را می خورند ولی این نوع اتفاقات برای بچه ها عادی است و ما باید با مهربانی با آنها برخورد کنیم ، چون مهمترین مسئله اطمینان از محبت ما است و آرامشی که از این طریق پیدا می کنند .تحقیق و ترجمه توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Aug 2020 17:35:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا وقتی گرسنه نیستم ، غذا می خورم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%85-q3ajehuuabdz</link>
                <description>وقتی گرسنه نیستم غذا میخورمچه گرسنه باشم چه نباشم غذا می خورم. هیچ فرقی برایم نمی کند.گاهی آ ن قدر سرعت غذا خوردنم را بالا می‌برم که بتوانم قبل از این که کاملا سیر شوم غذای بیشتری بخورم.غذا خوردن همیشه برایم لذت بخش نیست، بلکه برایم به صورتِ عادتی ناخودآگاه درآمده است.تحلیل چرا وقتی گرسنه نیستم ، غذا می خورم :افراد به غیر از احساس گرسنگی به دلایل دیگری نیز غذا می خورند.عواملی که در این جا به آن اشاره می‌شود از جمله دلایل غذا خوردن بدون احساس گرسنگی است که البته به این چند مورد محدود نمی گردد.افسردگی ، خستگی ، تنهایی ، پر کردن خلا عاطفی ، خودتخریبی ، عدم حس لذت ، انزواطلبی ، خشم ، عدم توازن انرژی یا مواد شیمیایی بدن ، نگرانی ، احساس گناه، ترس و غیره.کتاب های بسیاری در مورد دلایل جسمی و روانی پرخوری نوشته شده است. با این که توضیحات و تئوری های بسیاری وجود دارند که اغلب با یکدیگر تناقض هم دارند ، اما ریشه ی اصلی چنین رفتاری بدون شک در همه ی موارد یکسان است.شما فقط به یک دلیل ، تنها و تنها به یک دلیل وقتی گرسنه نیستید غذا می خورید: شما نیاز دارید تا کمتر به خود فکر کنید.?همین و بس! شما از احساسات ، رفتار ها و طرز فکر تان راضی نیستید. شما در برابر استرس و فشارهای روحی بسیار شکننده اید و این باعث می شود که بخواهید از چنین فشارهایی فرار کنید.وقتی رویاها و خیال پردازی ها دیگر نمی توانند حواستان را پرت کنند ، برای دور بودن از چنین تفکراتی به الکل ، مواد مخدر و یا غذا روی می آورید.وقتی می گویید استرس زیادی دارید ، در واقع دارای تفکرات منفی زیادی هستید که نمی توانید خاموش شان کنید.بنابراین هر کاری از دستتان بر بیا ید انجام دهید تا کمتر به این مسائل بیاندیشید. غذای انتخابی منطقی برای تغییر حالات روحی است به چند دلیل:۱- غذا طعم خوبی دارد، لذت بخش و ارضا کننده است.۲- احساس سیری همراه با حس راحتی و آرامش است و به شما اجازه می دهد تا دست کم چیزی را احساس کنید.۳- غذا خوردن نوعی فعالیت جسمی است که باعث حواس پرتی می شود، چرا که توجه شما را به خود جلب می کند.۴- غذا خوردن امری شرعی، قانونی و بسیار ساده است.۵- غذا وضعیت شیمیایی بدن را تغییر می دهد، غذاهای حاوی کافئین و قند به طور موقت سبب بهبود روحیه می شوند.۶- حس لذت در غذا خوردن بسیار زود اتفاق می‌افتد.?مهمترین و تهدید کننده ترین فاکتور در مورد این مسئله عامل کنترل کردن است. اگر از چنین رفتاری رنج می برید ، احتمالاً احساس می کنید که کنترلی بر زندگی خود ندارید.به طور قطع کنترلی بر افکارتان ندارید و این مسئله بدان معناست که هیچ چیز در زندگیتان قابل کنترل نیست.از آنجا که قادر به کنترل افکارتان نیستید ، به غذا خوردن که تصور می کنید تحت کنترل تان است رو می آورید تا ذهنتان را منحرف کنید و از این رو به شدت به غذا وابسته می شوید.اگر ناراحت و غمگین باشید ، قادر نیستید تا خود را از این وضعیت خارج کنید در عوض تکه ای کیک می خورید.علاوه بر این ، عدم داشتن کنترل در زندگی باعث می‌شود بیشتر خود را مسئول مواردی بدانید که می‌توانید برآنها کنترل داشته باشید.بنابراین نمی توانید اجازه بدهید که هیچ رژیم غذایی به شما بگوید چه چیزی را بخورید و چه چیزی را نخورید.زمانی که احساس می کنید می خواهید چیزی بخورید در حالی که اصلا گرسنه نیستید ، چند لحظه صبر کنید.?چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد این است که شما با شور و اشتیاق دیوانه واری به غذا حمله می کنید ، اما اگر آن قدر صبر کنید که بفهمید چه کار دارید می کنید، می‌توان جلوی رفتارتان را بگیرید.پس از آن یکی از روش های زیر را انتخاب کنید و انجام دهید.راهکار چرا وقتی گرسنه نیستم ، غذا می خورم :فهرستی از کارهایی را تنظیم کنید که می توانید به جای غذا خوردن از انجام آنها لذت ببرید.(مثلاً ده مورد)این فعالیت ها می بایست همانند غذا خوردن ساده باشند وبه سرعت انجام شوند.پیاده روی کنید، موسیقی گوش کنید، دوش آب گرم بگیرید، تمرکز کنید، کتاب جالبی بخوانید…فهرست خود را در آشپزخانه، دفتر کار، روی درب یخچال، و هر جای دیگر که بتوانید آن را قبل از غذا خوردن ببینید قرار دهید.آنگاه وقتی احساس کردید که باید چیزی بخورید به جای خوردن، یکی از این فعالیت ها را انتخاب کنید و انجام دهید.این انتخاب ها بدون هیچ اضافه وزنی حالات روحی شما را تغییر می دهند!زمان را برای ده دقیقه تنظیم کنید و تا آن ده دقیقه به پایان نرسیده چیزی نخورید.اغلب گرایش به غذا خوردن پاسخی است به نوعی ناراحتی مقطعی.اگر بتوانید قبل از خوردن چیزی ده دقیقه به خود زمان بدهید خواهید دید که میل و گرایش تان به خوردن آن کاهش یافته یا به طور کل از بین رفته است.به یاد داشته باشید که ساعت را در جایی قرار دهید که نتوانید آن را ببینید! قرار نیست ثانیه ها را تا پایان ده دقیقه بشمارید و بعد غذا بخورید،بلکه قرار است به ذهنتان این شانس را بدهید تا بر روی چیزی به غیر از غذا تمرکز کند.در طول این ده دقیقه، نفس عمیق بکشید و یک لیوان بزرگ آب بنوشید. ممکن است بدن شما به جای غذا به اکسیژن و مایعات نیاز داشته باشد.تنفس کردن و نوشیدن آب باعث می شود حالات روحی شما تغییر کند.آب باعث پر شدن معده می شود که این حالت در بسیاری از افراد همراه با راحتی و آرامش است.اگر همچنان تمایل به خوردن دارید آن را به شکلی متفاوت انجام دهید.اگر از چنگال استفاده می کنید آن را در دست دیگر خود نگه دارید. اگر با دست غذا می خورید در ذهن خود دفعاتی که غذا را می جوید، بشمارید.این کار باعث می شود تا نسبت به عمل کردن خود مطلع باشید. وقتی جویدن هایتان را می شمارید ، غذا خوردن به طور خودکار برایتان کار مشکلی می شود.بدن خود را حرکت دهید.فیزیولوژی بدن با حالات روحی ارتباط مستقیم دارد. وقتی فردی در حالات روحی بد و منفی است است به همان نسبت بدنش هم در چنین حالتی قرار دارد.این وضعیت بدن معمولا در حالت نشسته شکل می گیرد. برخیزید و بدنتان را حرکت دهید.در این صورت افکارتان هم از بدن تان پیروی خواهند کرد.ترجمه انگلیسی به فارسی این مقاله توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 18:10:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش رسم جدول و تنظیمات تب layout</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A8-layout-dpwa6yugczmr</link>
                <description>رسم جدول همواره از موارد مورد درخواست مشتریان در سفارش‌های ترجمه بوده که مترجمان باید کار رسم آن را انجام دهند. در این مطلب به تنظیمات کلمات کلیدی برای تب layout پرداخته‌ایم.تب Layout دارای ۶ بخش متفاوت است که در ادامه به معرفی هر کدام از این بخش‌­ها و کاربرد آن می‌­پردازیم:Table: خود به چندین گزینه تبدیل می­شود، اولین گزینه است که Select برای انتخاب جدول به کار می­رود، Select Cell (انتخاب یک خانه)،  Select Columns (انتخاب ستون)، Select Row (انتخاب سطر) و Select Table برای انتخاب کل جدول کاربرد دارد. ? Draw: این گزینه برای رسم خطوطی در جدول (Draw Table) و یا پاک کردن بخشی از جدول (Eraser) کاربرد دارد. ? Rows &amp; Columns: این بخش نیز دارای گزینه‌­هایی از قبیل Delete برای پاک کردن کاربرد دارد (با کلیک بر روی آن گزینه‌­هایی با نام Delete Cell (حذف یک خانه)،  Delete Columns (حذف ستون)، Delete Row (حذف سطر) و Delete Table برای حذف کل جدول وجود دارد). در بخش Insert نیز با توجه به شکل آن می­توانید بخش‌­هایی را به جدول خود اضافه کنید. ? Merge: گزینه Merge Cells برای ادغام دو یا چند سطر، گزینه Split Cells برای ایجاد کردن یک جدول داخل یک خانه از جدول و گزینه Split Table برای تبدیل یک جدول به دو جدول کاربرد دارد. ? Cell Size: با کلیک بر روی گزینه Auto Fit، فایل کشویی باز می­شود که هر کدام از موارد آن دارای کاربرد متفاوتی هستند، این موارد شامل Auto fit Contents (با توجه به محتوای داخل جدول، اندازه آن را تعیین می­کند)، Auto fit Window (جدول به اندازه عرض کل پنجره کشیده می شود) و Fixed Column Width (جدول به همان شکل باقی می­ماند اما در صورتی که متن بیش از یک سطر باشد، نوشته­‌ها در سطرهای بعدی قرار می­گیرند) است.بیشتر بخوانید: نحوه تایپ نیم فاصلهگزینه‌­های بعدی مربوط به Cell Size مربوط به Height و Width بوده که به وسیله آن می‌­توان به ترتیب ارتفاع سطر و عرض ستون انتخاب شده را کم یا زیاد کرد.گزینه­‌های دیگر در مورد Distribute Rows و Distribute Columns نیز مربوط به هم‌اندازه کردن سطرها و ستون­‌های جدول است. ? Alignment: در این بخش تنظیمات مربوط به قرارگیری محتوا و نوشته­‌ها داخل جدول انجام می‌­گیرد. ? Data: برای به ترتیب کردن ستون‌­ها، تبدیل متن به جدول و عمل عکس آن و همچنین نوشتن فرمول مورد استفاده قرار می­گیرد.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 15:58:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه روش کاربردی برای تایپ نیم فاصله در ورد و اکسل</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%84-cptyvbmztawc</link>
                <description>سه راه کار ساده و اساسی برای تایپ نیم فاصله در ورد1-ایجاد نیم فاصله در word بدون تغییر کیبورد2- استفاده از کلید کنترل و - +3-نصب کیبورد حبیبیبرای دانستن موارد استفاده از نیم فاصله این مطلب را بخوانید.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 10:22:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرایش و ترجمه کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-as98pvv8cxog</link>
                <description>ویرایش کتابویرایش کتاب یکی از مهمترین بخش های ایجاد هر اثر مکتوب است. اگر کتابی ویرایش نشود حتی اگر دارای مطالب ارزشمندی باشد، اعتبار آن به شدت آسیب می بیند.ویراستاران افرادی هستند که به لحاظ هنری و بر اساس دانش خود، آنچه را که نوشته شده است لمس می کنند و آن را جالب تر و خواندنی تر می کنند. به ما بپیوندید تا در مورد ویرایش کتاب و ابعاد مختلف آن به شما بگوییم. شما به عنوان کسی که علاقه مند به ویرایش باشد یا شخصی که در دنیای کتاب و نوشتن فعالیت دارد ، به این اطلاعات نیاز دارید. ?ویرایشکتابترجمهشده محتوا  پنهان1 ویرایش کتاب چیست؟1.1 ویرایش رسمی کتاب1.2 ویرایش ادبی کتاب1.3 ویرایش محتوایی کتاب2 برای ویرایش کتاب چه باید کرد؟3 نکات مهم ویرایش کتاب چیست؟3.1 برای ویرایش کتاب عجله نکنید3.2 متن ها را با صدای بلند بخوانید3.3 متن کتاب را یک مرور کلی کنید3.4 روند ویرایش را برنامه ریزی کنید4 چگونه می توانم ترجمه کتاب سفارش دهم و کتاب شخص دیگری را ویرایش کنم؟5 هزینه ترجمه کتاب چقدر است؟ آیا ویرایش کتاب گران است؟6 چه عواملی در هزینه ترجمه کتاب و ویرایش آن تأثیر دارد؟7 مراحل ترجمه و ویرایش کتاب چیست؟8 انواع پیشنهادات ترجمه کتاب چیست؟9 حسن ختامویرایش کتاب چیست؟ویرایش به معنای تهیه نهایی متن برای انتشار در بازار کتاب است. ویرایشگران از زوایای مختلف ویرایش می کنند. ویرایش دارای دسته های زیر است:ویرایش رسمیویرایش ادبیویرایش محتواهر یک از این نوع ویرایش ها لازم است تا کار نوشتاری به سطح استاندارد برسد. بیایید هرکدام از آنها را شرح دهیم:ویرایش رسمی کتابمنظور از ویرایش رسمی کتاب چیست؟ ویرایش رسمی یا بصری ، که به آن ویرایش فنی نیز گفته می شود، نوعی ویرایش کتاب است که به بهبود ظاهر و نگارش کتاب کمک می کند. ویرایش فنی یا رسمی به گونه ای است که نویسنده با مشاهده نگارشی و هماهنگ کردن لحن و املای متن ، متن را چشم نوازتر می کند و به خواننده اجازه نمی دهد از مشکلات مختلف در ظاهر متن و املاء کلمات خسته شود.اگر می خواهید یک ویرایش فنی ، تصویری یا رسمی خوب انجام دهید، باید مراقب باشید که علامت های نقل قول را با کاراکترهای صحیح ارائه دهید، مشاهده متن فارسی ، کنترل محتوای ، پاراگراف ، توجه به نمودارها و جداول و زیرنویس ها و علائم مهم آنها مهم است . که هنگام ویرایش کتاب باید در نظر داشت.ویرایش ادبی کتابویرایش ادبی نوع دیگری از ویرایش است که باید در روند تهیه کتاب مورد توجه قرار گیرد. ویراستار ادبی حق دخالت در سبک داستان نویسنده را ندارد. به عبارت دیگر ، مجاز به ایجاد داوطلبانه تغییر در متن و تغییر لحن و سبک نویسنده اصلی نیست. بلکه در زمینه ویرایش ادبی ، اثر فقط می تواند اصول ساختاری زبان را در نظر بگیرد و در صورت بروز هرگونه مشکلی در متن از این نظر ، آن را اصلاح کنید. ویرایش ادبی متن را جلوی شما قرار می دهد که کاملاً به صورت و شکل شسته شده است و مخاطب را آزار نمی دهد.ویرایش محتوایی کتابویرایش محتوا همچنین نشان می دهد چه کاری انجام می شود. ویرایشگر کتاب در این بخش از نسخه باید سعی کند محتوای کار را از منظر علمی و تخصصی بررسی کند. در اینجا این نیاز وجود دارد که فردی به عنوان ویراستاری که به محتوای متن موجود در کتاب تسلط داشته باشد ، تبدیل شود. اگر ویراستار محتوا به مشکلات مربوط به محتوای اثر توجه کند یا فکر کند برخی از مفاهیم نیاز به توضیح بیشتری دارند ، باید آنها را اصلاح کند.البته در ویرایش محتوا نیاز به تعامل بین نویسنده و ویراستار است. در این تعامل است که امکان ارائه ناصحیح مفاهیم و مطالب علمی و تخصصی به حداقل می رسد. اگر کتاب ترجمه باشد ، وظیفه ویراستار کتاب مقایسه کامل مطالب علمی با نسخه اصلی است تا خطایی در آن نباشد. ویرایش محتوا نوعی ویرایش علمی است که نمی تواند نادرست وارد متن شود و این در روند انتشار هر کتاب بسیار مهم است. ?ویراستارکتاب بنابراین ، اگر از نحوه ویرایش کتاب سؤال می کنید ، باید بدانید که مراحل فوق از این فرآیند عبور می کند تا یک کتاب معتبر و دقیق آماده مطالعه شود. البته متأسفانه همه کتاب های موجود در بازار از این مراحل عبور نمی کنند و در بسیاری از موارد می توانید ترجمه و چاپ کتاب های بی کیفیت را مشاهده کنید. ویرایش بخش های مختلف را می توان در اختیار افراد مختلف قرار داد ، یا اگر ویرایش در همه این زمینه های ویرایش تجربه شده باشد ، می توان کل کار را برای وی واگذار کرد.برای ویرایش کتاب چه باید کرد؟برای اینکه بتوانید یک کتاب را ویرایش کرده و متن را ویرایش کنید ، باید تجربه و دانش کافی در این زمینه داشته باشید. با خواندن کتابهای مفید و مرتبط در زمینه ویرایش ، می توان بخش دانش را تقویت کرد. اما بخش دیگر که به تجربه باز می گردد با مطالعه متون مختلف و همچنین کار بر روی متون مختلف تحت نظر معلمان امکان پذیر است.دقت و صبر از دیگر خصوصیاتی است که هر ویرایشگر موفق باید بر آن تسلط یابد. هدف ویراستاران این است که متن را برای مخاطبان خود بخوانند و جذاب کنند. یعنی با تصحیح خطاها و خطاهای احتمالی موجود ، برای اصلاح متن. البته نباید این پالایش و پانسمان را دخالت یا نقض متن اصلی نویسنده دانست. اگر این ترجمه درگیر باشد ، نباید لحن و هدف نویسنده اصلی در ترجمه و ویرایش تغییر کند.نکات مهم ویرایش کتاب چیست؟برای اینکه کتاب به بهترین شکل ممکن ویرایش شود ، یک ویراستار کتاب لازم است که تمام قسمت های کار را با جزئیات مورد بررسی و تصحیح قرار دهد. موارد زیر برای ویرایش مناسب و اساسی بسیار مفید است:برای ویرایش کتاب عجله نکنیددشمن شما در همه چیز عجله دارد. بنابراین عجله را کنار بگذارید و مطمئن باشید که اگر صبر زیادی را سپری کنید ، نتیجه کار شما یک کار عالی خواهد بود که هیچ نقصی ندارد و اگر. اگر نویسنده یا مترجم کتاب بودید و اکنون قصد دارید ویرایش را شروع کنید ، بهتر است مدتی زمان ببرد و بعد شروع به کار کنید. ایجاد فضایی بین شما و وظیفه ویرایش باعث می شود ذهن شما استراحت کند. به طور کلی ، هنگامی که شما در حال ویرایش هستید ، باید آن را به اندازه کافی صبورانه انجام دهید تا نتیجه کار شما بی نظیر باشد.متن ها را با صدای بلند بخوانیدیکی از مهمترین کارهایی که می توانید در فرآیند ویرایش انجام دهید ، خواندن متن ها با صدای بلند است. خواندن با صدای بلند مشکلاتی را که معمولاً بوجود می آید را از بین می برد. با انجام این کار ، دقیقاً متوجه خواهید شد که چه اشتباهی است یا متن هرگونه نقص را کاملاً پاک کرده اید.ویرایش دسته ای نیز معمولاً ایده خوبی برای ویرایش وظایف است. این بدان معناست که چندین نفر برای اصلاح کامل کاستی های آن روی متن کار می کنند. البته این نیاز به هماهنگی تیمی خوبی بین افرادی دارد که با هم همکاری خواهند کرد.متن کتاب را یک مرور کلی کنیدهنگام ویرایش یک کتاب ، باید با چشم باز به آن نگاه کنید. فرقی نمی کند که شما در حال ویرایش یک کتاب یا مقاله یا چیز دیگری هستید. ابتدا باید متن را بخوانید و یک مرور کلی از آن کسب کنید. بدیهی است در این مرحله نمی توانید وارد جزئیات شوید و جزئیات از دید شما باقی می ماند. اما این حرکت به شما کمک می کند تا دریابید که برای شروع بهترین برنامه ها چه برنامه هایی است و در متن چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهید. در حقیقت ، شما از سبک نوشتن نویسنده ایده خوبی می گیرید. این نمای شما را در تنظیم برنامه ویرایش راهنمایی می کند.روند ویرایش را برنامه ریزی کنیدهنگامی که شما یک مرور کلی در مورد موضوع برای ویرایش دارید و با چه متنی در ارتباط هستید ، باید تلاش کنید تا به سمت برنامه ریزی بروید. یعنی برای خود برنامه ای تهیه کنید که براساس آن اقدام کنید. برای مثال ، فصل به فصل ، بخش به بخش یا ساختن بخش های مشابه در یک کتاب. این وظیفه شماست که برنامه های درستی برای خودتان تهیه کنید.دانستن این موارد ویرایش به شما کمک می کند بسته به نوع نوشتار و زمان در دسترس شما ، متن را ویرایش کرده و دچار سردرگمی نشوید. برنامه ریزی ویرایش به شما کمک می کند هر کتاب یا مقاله را بطور مناسب شروع و به پایان رسانید.چگونه می توانم ترجمه کتاب سفارش دهم و کتاب شخص دیگری را ویرایش کنم؟اگر شخصی کتاب را ترجمه کند ، باید خصوصیات خاصی داشته باشد. اولین و مهمترین شرط این است که فرد به انگلیسی یا زبانی دیگر که در آن کتاب نوشته شده صحبت کند. باور داشته باشید که نرم افزارهای ترجمه و ابزارهای دستگاهی نمی توانند روشی مناسب برای ترجمه متن خارجی باشند.ترجمه هنر و بیش از آن است – تکنیکی. بنابراین هیچ کس بدون داشتن تجربه و تلاش برای قرار دادن کتاب در بازار نمی تواند به یک سطح ترجمه برسد. بنابراین ، اگر ترجمه ای را از کسی سفارش می دهید یا از آنها بخواهید که متن ترجمه شده را ویرایش کنند ، باید از کیفیت کار آنها و میزان فداکاری آنها در متن آگاه باشید.ویژگی های یک مترجم حرفه ای و سردبیر کتاب های خارجی به شرح زیر است:آشنایی کامل با زبان مقصد و مبدا؛آشنایی با محتوای کتاب و درک کامل آن؛توجه داشته باشید که به متن اصلی نویسنده صادق باشید.مدیریت مناسب برای خلاصه کردن کار به روشی خواندنی و مناسب برای مخاطبان بومی.ویراستار و مترجم کتابهای خارجی باید این خصوصیات را داشته باشد. در غیر این صورت اثری از وی منتشر خواهد شد که به سرعت بی فایده توسط مخاطبان حرفه ای و سریعا رد می شود. ویرایش هر اثر ، متن را صیقل داده و برای خواندن مخاطب آماده می کند.هزینه ترجمه کتاب چقدر است؟ آیا ویرایش کتاب گران است؟واقعیت این است که دنیای کتاب و نشر جهانی بسیار ساده و در عین حال پیچیده است. ساده با این واقعیت که تقریباً برای همه قابل دسترسی است. می توانید متنی را ترجمه یا کتاب بنویسید و خود را مترجم و نویسنده بنامید. اما این لزوما شما را به یک متخصص در جهان کتاب و ترجمه تبدیل نمی کند. هزینه ترجمه کتاب یا هزینه ویرایش کتاب ترجمه شده نیز می تواند متفاوت باشد. بسته به حجم و هنگام ترجمه یا ویرایش کتاب ، ممکن است حقوق کم یا زیاد داشته باشید.برای ترجمه تخصصی کتاب معمولاً لازم است که مبلغ کافی هزینه شود. چرا؟ زیرا اگر وقت کافی برای ترجمه صرف نشود ، وقت و انرژی زیادی برای ویرایش کتاب صرف می شود. بدیهی است که اختصاص دادن وقت و انرژی برای انجام چنین کارهایی مستلزم جبران خسارت از طریق دستمزدها است. این بدان معناست که اگر با یک نیروی متخصص سروکار دارید که وقت و تلاش زیادی را صرف می کند ، هزینه ترجمه کتاب تخصصی یا استخدام مترجم برای این کتاب بسیار زیاد خواهد بود.ترجمه کتاب می تواند برای اهداف مختلف انجام شود. به عنوان مثال ، بعضی اوقات از ترجمه کتاب به عنوان پایان نامه استفاده می شود و بعضی اوقات برای مقاصد دیگری نیز استفاده می شود مانند ترجمه کتاب برای کسری خدمت سربازی و … در این موارد ، باید دید که ترجمه کتاب به این هدف چقدر هزینه دارد. این قیمت همچنین با توجه به حجم و زمان و تخصصی بودن متن تعیین می شود. کیفیت کار مترجمان مختلف بسیار متفاوت است. فقط به دلیل اینکه کسی در این بازار فعال است ، شما نمی توانید از کیفیت کار آنها اطمینان داشته باشید. بنابراین ، اگر ترجمه ها و ویرایش سفارشات را برای پروژه های مهم اختصاص می دهید ، باید مراقب باشید گزینه مناسبی را انتخاب کنید و به قول آنها ، کار را به متخصص بسپارید.واقعیت این است که فرایند ترجمه به گونه ای است که علاوه بر تسلط بر زبان مبدا و هدف، نیاز به توانایی دور زدن مفاهیم و محتوای متن دارد. این بدان معناست که اگر مترجمی با سواد باشد ، قطعاً کار ترجمه را بهتر و دقیق تر برای شما انجام خواهد داد. اما اگر مترجمی کار شما را انجام دهد که به اندازه کافی درک خوبی از انواع نگارش نداشته باشد ، مطمئناً کیفیت کار وی از سطح یک فرد باسواد و آگاه پایین تر خواهد بود.چه عواملی در هزینه ترجمه کتاب و ویرایش آن تأثیر دارد؟عوامل مختلفی در تعیین قیمت ترجمه کتاب تخصصی نقش دارند. به عنوان مثال ، تجربه و تجربه یک مترجم یا ویرایشگر می تواند دامنه هزینه ها را تغییر دهد. از آنجا که بازار ویرایش و ترجمه کتاب بسیار متنوع است و افراد مختلفی می آیند و می روند. لازم به ذکر است که قیمت های دقیقی برای این کار وجود ندارد. در اغلب اوقات بین مشتری و کارفرما توافقی صورت میگیرد است و قراردادی بین آنها انعقاد می گردد.اما برای اینکه شما را به عنوان ویراستار یا مترجم از دست ندهید و یا در جایگاه شخصی که پروژه ترجمه / ویرایش را دارد ، به نتیجه خوبی نرسید ، پیشنهاد می کنیم در این زمینه به مجموعه های تخصصی و مجرب بپیوندید. این مجموعه ها با همکاری مترجمان و ویراستاران با تجربه و داشتن مشتری های زیادی در اینترنت و به ساده ترین روش ممکن در دسترس هستند. اطمینان حاصل کنید که حقوق مترجمان و ویراستاران به خوبی حفظ شده و مشتریان به بهترین نتایج ممکن می رسند. مراحل ترجمه و ویرایش کتاب چیست؟برای ترجمه کتاب یا ترجمه مقالات و سایر موارد هیچ قانون خاصی وجود ندارد. اینکه کدام سبک و زمینه برای ترجمه یک اثر انتخاب شده است ، تا حد زیادی به سلیقه شخصی بستگی دارد. در هر صورت ، برای شروع ترجمه ، ابتدا باید زمینه و موضوع را مشخص کنید. پس از جستجو در میان گزینه های ترجمه موجود ، متن کتاب باید یک بار به طور کامل خوانده شود و مترجم از کامل بودن کار آگاه باشد.این همچنین در مورد ترجمه مقالات صدق می کند. یعنی هر متنی که نیاز به ترجمه دارد باید خوانده شود. البته بیایید کمی فراتر برویم و به شما بگوییم که پیدا کردن کتاب برای ترجمه گاهی دشوار و گاهی آسان است. آسان است که گاهی اوقات با دانلود آنها به راحتی می توانید فرایند ترجمه کتاب های خارجی یا مقالات انگلیسی را شروع کنید. همچنین دشوار است که گاهی مجبور شوید کتابی را که می خواهید ترجمه کنید از وب سایت های خارجی ، به دلار یا یورو و روند کار خریداری کنید. گرفتن کتاب نیز کمی بیشتر وقت و زمان می برد. وقتی کتاب را انتخاب کردید، باید به روند ترجمه بروید. برنامه دیگر و تقسیم بندی کار ترجمه ، به عادت ها و تخصص های فردی بستگی دارد. بنابراین ، تهیه یک فرآیند و راه حل خاص برای ترجمه کتاب امکان پذیر نیست.اگر مترجم جدیدی هستید ، باید تلاش کنید تا دقیقاً فیلد مورد نظر را جستجو کنید. به عنوان مثال ، شما ترجیح می دهید کتاب های تخصصی ترجمه کنید و کارهای مهم و بزرگ را ترجمه کنید ، یا ترجیح می دهید در زمینه ترجمه تخصصی کتاب ها کار کنید. آیا تفاوت این دو را می دانید؟ ترجمه تخصصی به معنای تبدیل شدن به مترجمی است که بتواند ترجمه هر چیزی را انجام دهد. ترجمه کتاب تخصصی همچنین به معنای ورود به یک زمینه خاص از موضوعات است که نیاز به دانش تخصصی دارد. تعریف یک رشته کار به شما کمک می کند تا تلاش های عملی و ترجمه خود را در جهت درست هدایت کنید.انواع پیشنهادات ترجمه کتاب چیست؟همانطور که اشاره کردیم ، مترجمانی که می خواهند وارد دنیای نشر و ترجمه شوند ، باید تلاش کنند تا جهت حرکت خود را در دنیای ترجمه مشخص کنند. چندین پیشنهاد برای مترجمان وجود دارد. به عنوان مثال ، اگر علاوه بر انگلیسی در زمینه دیگری نیز مهارت داشته باشند ، می توانند در دنیای ترجمه کتب تخصصی یا ترجمه کتب دانشگاهی موفق شوند و تجربه و تسلط خود را افزایش دهند.موضوع مورد علاقه نیز در انتخاب مسیر ترجمه بسیار مؤثر است. برخی افراد دوست دارند در هر زمینه ای شرکت کنند و محدود به یک زمینه خاص نیستند. این افراد انواع کار ترجمه را می پذیرند و آن را با میل خود انجام می دهند. برای آنها فرقی نمی کند که این ترجمه ترجمه مقاله ای برای انتشار در یک ژورنال علمی باشد یا ترجمه یک رمان. این مترجمان دوست دارند تجربه خود را متنوع کنند. به همین دلیل آنها به هر منطقه می روند. البته باید توجه داشته باشید که ترجمه تخصصی کتاب به تمرکز و دقت زیادی نیاز دارد. اگر مترجم به هر زمینه ای سفر کند اما در هیچ یک از آنها تجربه کافی نداشته و بد عمل می کند.حسن ختامویرایش کتاب یا ویرایش مقاله نیاز به تخصص دارد. برای انجام این کار ، شما باید از کمک ویراستاری که وظیفه ویرایش را از منابع آموزش صحیح و استاندارد آموخته است ، استفاده کنید.برخی فکر می کنند ویرایش غیر ضروری است و هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. این عقیده کاملاً اشتباه است. این یک کار تخصصی است که نیاز به دانش و تجربه دارد. اگر مقاله یا کتاب بدون ویرایش به مراحل بعدی برود ، قطعاً مورد توجه قرار نمی گیرد و اعتبار نویسنده مورد سوال قرار می گیرد.برای ویرایش نوشتارها و کتابهایی که شما نوشتید یا ترجمه کرده اید ، و همچنین مقالات متنوعی که منتشر می کنید ، . ویرایش و ترجمه مقاله و کتاب انگلیسی و کلیه خدمات نوشتن و ترجمه را حتما توسط شرکت های معتبر انجام دهید.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Aug 2020 17:07:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه نیتیو چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-p9mebqoo2tky</link>
                <description>ترجمه نیتیوترجمه‌، برگرداندن محتوا از زبانی به زبان دیگر است که شامل ترجمه‌ متون رسمی و غیر رسمی، فیلم و… می‌شود. برای یک ترجمه‌ حرفه‌ای به مترجمان خبره و با تجربه نیاز است تا علاوه بر تسلط بر اصول ترجمه، بتوانند ضمن وفاداری به محتوای اصلی، آن را به زبان دیگر برگردانند. با توجه به ضرورت ترجمه‌ای فصیح و درست، امروزه مترجمان نیتیو در بسیاری از موسسات و دارالترجمه‌ها مشغول به کار هستند تا بتوانند مانند یک فرد بومی مسلط به زبان مقصد، انواع محتوا را ترجمه کنند. در این مطلب، ضمن معرفی ترجمه‌ نیتیو، ویژگی‌های مترجم نیتیو را ذکر کرده و تفاوت این ترجمه را با ترجمه‌های عادی بررسی خواهیم کرد. با آگاهی از این اطلاعات، لزوم و ضرورت بهره مندی از مترجمان نیتیو مشخص شده و به اهمیت محتوای نیتیو پی خواهیم برد.ترجمه نیتیو چیست و مترجم نیتیو کیست؟ترجمه نیتیو ترجمه‌ای است که در آن مترجم مانند یک فرد بومی با تسلط به زبان مبدا و مقصد، به شکل حرفه ای محتوا را از زبانی به زبان دیگر بر می‌گرداند. اگرچه ترجمه نیتیو در رابطه با تمام زبان‌های دنیا تعریف می‌شود، اما با توجه به بین المللی بودن زبان انگلیسی و بسامد بالای آن، غالبا افراد ترجمه نیتیو را در قالب ترجمه به زبان انگلیسی (یا برعکس) می‌شناسند.زبان انگلیسی زبان مادری ۳۴۰ میلیون و زبان دوم ۱۰ میلیون نفر در دنیاست و در زمینه‌های مختلف از جمله علمی و کسب و کار بسامد بسیار بالایی دارد. با توجه به اهمیت این زبان در زندگی روزمزه بسیاری از افراد، برگرداندن محتوا از زبان‌های مبدا به زبان انگلیسی بسیار لازم و ضروری است. اما متاسفانه بسیاری از افراد به این زبان تسلط نداشته و قادر به ترجمه محتوای مورد نظر خود نیستند. برای ترجمه اصولی و دقیق نیاز به مترجمان خبره و کار آزموده است تا بتوانند انواع محتوا را به درستی ترجمه کنند. مترجمان نیتیو کاملا به دستور و اصول هر دو زبان مبدا و مقصد مسلط بوده و قادر هستند انواع محتوا را به خوبی با بهترین کیفیت برگردانند. اما صرف آگاهی از این اصول برای ترجمه نیتیو کافی نیست.برای دیدن قیمت های ترجمه و ویرایش کلیک کنیدبسیاری از افراد تصور می‌کنند که دانستن زبان مقصد (انگلیسی) برای ترجمه نیتیو کافی است. علاوه بر این، اگر متن مبدا روان و سلیس باشد، کار ترجمه را بسیار آسان کرده و محتوای ترجمه شده را نیز جذاب می‌کند. در صورتی که این طرز فکر کاملا اشتباه است. برای انتقال مفهوم دقیق و صحیح از ترجمه بومی به زبان مقصد، به مترجم خبره و با تجربه نیاز است. کسی که علاوه بر اطلاع از اصطلاحات انگلیسی، لحن و سبک ترجمه، بتواند هر محتوایی را به بهترین شکل ترجمه کند. فهم و درک محتوا (هم مبدا و مقصد) برای ترجمه از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از افراد زبان مبدا و محلی خود را به خوبی درک می‌کنند، اما قادر به انتقال آن مفاهیم به زبان دیگر نبوده و آن را به شیوه‌ای کاملا غیر حرفه‌ای ترجمه می‌کنند. این مسئله یکی از مهمترین خطاهایی است که سال‌هاست مورد توجه زبان شناسان قرار گرفته است. یک مترجم نیتیو مترجمی است که علاوه بر درک و فهم محتوای مبدا، مانند یک فرد بومی بتواند همان مطب را به زبان دیگر انتقال داده تا شنوندگان و خوانندگان دیگر نیز همان درک را از محتوا داشته باشند. با توجه به ویژگی‌های مترجم نیتیو، اکنون تفاوت آن‌ها با مترجمان عادی مشخص می‌شود؛مهارت‌های مترجم نیتیودر کنار آشنایی با ویژگی‌های مترجم‌های نیتیو، اطلاع از مهارت‌هایی که این افراد دارا بوده و با تکیه بر آن‌ها  انواع محتوا را ترجمه می‌کنند، حائز اهمیت است.اولین مهارت لازم برای یک ترجمه نیتیو، آگاهی مترجم از قواعد دستوری است. دستور هر زبان با زبان دیگر متفاوت است. به عنوان مثال، فعل در بسیاری از زبان‌ها اول جمله و در برخی دیگر از جمله زبان فارسی بعد از فاعل و در آخر جمله قرار می‌گیرد. در ساختارهای پیچیده‌تر، این مسئله ترجمه برخی از متون را دشوار می‌کند و تنها یک مترجم نیتیو می‌تواند آن‌ها را تشخیص داده و به درستی انجام دهد. انتخاب صحیح واژگان یکی از مهمترین ویژگی‌های ترجمه نیتیو است. چرا که اشتباه در ترجمه تنها یک واژه، نه تنها کیفیت ترجمه را پایین می‌آورد، بلکه با انتقال اشتباه مفهوم، ممکن است مشکلات بسیاری را به ویژه در ترجمه‌های حساس‌تر به وجود آورد. در زبان انگلیسی نیز مانند هر زبان دیگری، برخی از واژه‌ها دارای چند معنی متفاوت هستند که باید آن‌ها را با توجه به قانون هم‌نشینی کلمات و همچنین مفهوم کلی عبارت معنا کرد. تنها یک مترجم حرفه‌ای و با تجربه می‌تواند بهترین معنی کلمات را با توجه به کلمات هم نشین آن تشخیص داده و با بهترین واژه‌ها جایگزین کند.ترجمه صرفا محدود به ترجمه کتبی متون نیست. بلکه مترجم می‌تواند در گفتار نیز مفاهیم را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند. با توجه به تعدد گویش‌ها و لهجه‌ها در هر زبان، نحوه‌ی تلفظ و ادا کردن درست آواها توسط مترجم از اهمیت زیادی برخوردار است. یک مترجم نیتیو باید از تفاوت لهجه‌ها و گویش‌های زبان دیگر به خوبی آگاه باشد و آن‌ها را بشناسد. به ویژه آن که در برخی از موارد تغییرات آوایی در یک زبان می‌تواند معنای واژه را نیز تغییر دهد.تفاوت مترجم نیتیو با یک مترجم ساده چیست؟یک متن ترجمه شده توسط مترجم نیتیو با متن ترجمه شده توسط مترجم عادی بسیار متفاوت است. اگرچه ممکن است این تفاوت توسط افراد عادی چشمگیر و قابل ملاحظه نباشد، اما افراد نیتیو به راحتی این مسئله را درک خواهند کرد. مترجمان عادی بیش از آن که به زبان مقصد تسلط داشته باشند، زبان مادری خود را معیار ترجمه قرار داده و غالبا آن را به صورت کلمه به کلمه ترجمه می‌کنند. ترجمه لغت به لغت یکی از مشکلات فاحش ترجمه‌هاست که نه تنها شیوایی و روانی ترجمه را از بین می‌برد، بلکه مفهوم را به درستی منتقل نمی‌کند. نبا توجه به مشکلاتی که ترجمه توسط مترجمان عادی به دنبال دارد، به یک مترجم نیتیو و حرفه‌ای نیاز است تا بتواند با ترجمه‌ سلیس، حق محتوا را ادا کرده و اثربخشی آن را بیشتر کند. مترجمان نیتیو، نه تنها محتوا را روان و طبیعی ترجمه می‌کنند، بلکه به مشکلات زبانی آگاه بوده و با علم بر آن و همچنین آگاهی و درک هر دو زبان مبدا و مقصد، بدون هیچ گونه خطا و اشتباهی محتوا را به زبان مقصد برمی‌گردانند.چرا به ترجمه‌های نیتیو نیاز داریم؟ویژگی‌ها و مزایای یک ترجمه نیتیو نسبت به یک ترجمه عادی توسط مترجمان غیر حرفه‌ای، اهمیت و ضرورت این دسته از ترجمه‌ها را مشخص می‌کند. در این میان، مترجمان نیتیو نقش مهمی برای ارائه یک ترجمه کاملا نیتیو ایفا می‌کنند:– به کمک این مترجمان حرفه‌ای، کسب و کارهای گوناگون در عرصه‌های بین المللی می‌توانند موفقیت‌های بیشتری به دست آورند. بازاریابی و تبلیغات در سطح بین الملل لازمه کار بسیاری از شرکت‌هاست. به همین دلیل امروزه اغلب شرکت‌ها در بسیاری از موارد از جمله برای تبلیغات محصولات خود، از مترجمان نیتیو بهره می‌برند.– اگر محتوای مورد نظر کاربران از نوع مقاله بوده و قصد انتشار و چاپ آن را در عرصه بین المللی داشته باشند، می‌توانند به کمک مترجمان حرفه‌ای و با ترجمه نیتیو متن مورد نظر خود را سلیس و روان و به شکل کاملا حرفه‌ای ارائه کنند.– هر زبانی اصطلاحات و عبارات خاص خود را دارد که در زبان دیگر رایج نیست. به عنوان مثال، ضرب المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه بسیاری در زبان فارسی وجود دارند که در صورت ترجمه کلمه به کلمه، هیچ مفهومی در زبان انگلیسی نخواهند داشت. تنها یک مترجم نیتیو می‌تواند با درک مفهوم این اصطلاحات، مناسب‌ترین معادل را برای آن‌ها پیدا کرده و با ترجمه نیتیو همان مفهوم را به زبان دیگر برگرداند.– مقالات و متون علمی و مستندات به شکل کتاب و یا پژوهش بسیار حساس بوده و دارای کلمات و عبارات خاص خود هستند. مترجم نیتیو با تسلط کامل به زبان مقصد، نه تنها متون علمی، بلکه اخبار و مستندات را نیز به شکل حرفه‌ای ترجمه می‌کند.– مراکز خدماتی بسیاری از جمله هتل‌ها و برخی از شرکت‌ها روزانه با افراد خارجی بسیاری رو به رو می‌شوند. آن‌ها برای ترجمه محتوای خود با بهترین کیفیت، به مترجمان نیتیو نیاز دارند.با توجه به اهمیت ترجمه نیتیو و ویژگی‌ها و مهارت‌هایی که مترجمان حرفه‌ای برای این دسته از ترجمه‌ها دارند، امروزه موسسات گوناگونی تاسیس شده‌اند تا این ترجمه‌های حرفه‌ای را به کمک مترجمان خبره انجام ‌دهند. متقاضیان می‌توانند با مراجعه به این موسسات و یا ثبت سفارش خود به صورت اینترنتی محتوای مورد نظر خود را در کمترین زمان به زبان مقصد به صورت تخصصی ترجمه کنند. این ترجمه‌ها تنها محدود به زبان انگلیسی نبوده و افراد می‌توانند محتوا را به زبان مورد نظر خود به صورت حرفه‌ای ترجمه کنند. اگرچه در میان انواع موسساتی که با مترجمان خود کار ترجمه نیتیو را انجام می‌دهند، انتخاب معتبرترین و حرفه‌ای‌ترین موسسه کمی دشوار به نظر می‌رسد. با بررسی سرعت، دقت و کیفیت ترجمه بهترین موسسه را برای ترجمه نیتیو انتخاب کنید. علاوه بر این، در بین انواع موسسات ترجمه، می‌توان آن‌هایی را که به صورت غیر حضوری و آنلاین کار ترجمه را انجام می‌دهند انتخاب کرد تا در زمان و هزینه‌ها صرفه جویی کرده و در عین حال در هر زمان و در تمام طول هفته امکان ثبت سفارش را داشت.</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Aug 2020 16:35:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار های عملی برای تقویت نظم بیرونی در کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-agn8dvpuupes</link>
                <description>نظم بیرونی در کودک:اگر کودک خاطری آسوده داشته باشد که تقریبا همه چیز را در جای خودش،مخصوصاً در دوران طفولیت می تواند پیدا کند،به آرامش و امنیت می رسد و به ثبات و قرار دسترسی پیدا می کند.وباورش چنین خواهد بود در دنیایی زندگی می کند که قاعده و قانونی دارد وحال آنکه اگر هر روز با فرد مختلف و متفاوتی،با موضوع کاملا دگرگون شده ای سر و کار داشته باشد،احتمالاً آهسته آهستهمی تواند توجه و تمرکز و یا ارتباطات خودش را از دست بدهد.بنابراین نظم درونی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد،به طوری که بدون آن خوشبختی معنایی نخواهد داشت اما در جهت نظم بیرونی،وقتی که هر چیزی سر جای خودش است،پیامی که به درون فرستاده می‌شود نیز موجب نظم داخلی خواهد شد در واقع نظم بیرونی در کودک باعث نظم درونی در او می شودترتیب:ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که چیزی به نام ترتیب وجود دارد و باید حتما آن را رعایت کنیم.اگر شما مایل هستید که با فردی تماس بگیرید و شماره تلفن آن در این منطقه ۳۱۰ است،شما نمی توانید به جای، ۱،۳و۰عددهای۱،۰و۳ را بگیرید و فرضتان این باشد که فرقی نمی کند و تفاوتی ندارد.واقعیت مسئله این است که فقط وقتی تلفن شما به هدف و مقصودی که دارید می رسد،که حتما آن را دقیقاً به کار ببرید و در اینجاست که دقت به معنی تربیت میباشد.یا آن زمانی که شما مایلید کفش خودتان را بپوشید ، باید ابتدا جورابتان را بپوشید و سپس کفشتان را بپوشید شما نمی توانید اول کفش تان را بپوشید و بعداً جوراب خود را پا کنید .واقعیتی به همین سادگی نشان می دهد که در جهان ، ترتیبی وجود دارد.ترجیح:علاوه بر ترتیب، موضوع ترجیح مطرح می باشد.ترجیح این است که ما از کودکی باید بیاموزیم و یا به عنوان پدر و مادر به فرزندان مان این آموزش را بدهیم که در زندگی بین خوب و بهتر، باید ترجیح خودشان را اعلام کنند و بهتر راضی باشند. و در حسرت خوب نمانند.بسیاری از مردم هستند که با وجود آنکه بهتر را انتخاب کرده‌اند، و همیشه نگران از دست دادن خوب ها هستند و حال آنکه درموارد فراوانی، از یک حق انتخاب و یا یک بار می توانیم از تصمیمی برای آینده استفاده کنیم.مثال:به رستورانی تشریف می برید و معمول و مرسوم از که یک غذا را سفارش می دهید گرچه ممکن است که غذای شماره ۲ و شماره ۳ را هم ،همچنان دوست داشته باشید.اما باید بیاموزیم که با همین راحت باشیم به کودکان باید این را آموخت که غذای بهتر و آنچه را که دوست داری را انتخاب کن و بعداً درباره ی غذاهای دیگر، خوشمزه بودن آنها و یا اینکه می‌توانستی چیز دیگری داشته باشی صحبت خواهیم کرد.به کودکان هرگز نباید گفت که: به خواهرت نگاه کن، ببین چه انتخابی کرد!زیرا برفرض که نظر شما درست باشد، که غالب اوقات نیست،چنین کاری به فرزند شما ،حسرت نداشته ها، وقتی هر آنچه را که می خواسته ،یا درحالی که بهترین و مهمترین را دارد، خواهد داد.به یاد داشته باشیم:ما باید به فرزندانمان بیاموزیم که بین خوب و بهتر، انتخاب ساده‌ای است و نگران این انتخاب نباش، زیرا به هر حال خوبی یا بهتری را داری. اما وظیفه ی من و شما در جای دیگری سنگین تر می شود.آن زمانی که به فرزندمان بیاموزیم ،بین بد و بدتر،آنجا که باید انتخابی کرد،بد را با استقبال و هرچه زودتر،آن را انتخاب کن و در نتیجه آن را پشت سر بگذارو از آن دور شو.به بیان دیگر،افراد بسیاری هستند که در زندگی جرات و شهامت این را ندارند که با بد روبه‌رو شوند و بدی را که باید،انتخاب کنند و چون از بدی می‌گریزند، گرفتار بدتر و حتی بدترین می شوند متاسفانه آن هم در وقتی بسیار نامناسب و شرایطی بسیار حساس.تا آنجا که گفته شده است،روزی که از مسائل و مشکلات خودت می گریزی،این مسائل و مشکلات،در بدترین زمان ها و در بدترین شرایط،جلوی تو محکم ایستاده و از تو پاسخ ویا جواب لازم را می خواهند.به همین علت زمانی می توانیم درباره نظم صحبت کنیم که مفهوم ترجیح را به فرزندانمان بیاموزیم.اولویت و نظم بیرونی در کودک:مورد دیگر اولویت می باشد.کودک باید یاد بگیرد که در زندگی وقتی که صبح برمی خیزد ،با وجودی که باید،یا می خواهیم که ۵۰ کار خوب را انجام دهد،از آنجایی که می‌تواند فقط به ۱۰ تای آنها برسد،باید بتواند از میان این ۵۰ تا کار،انتخاب کند و آنچه که مهم تر و اساسی تر می باشد را از اول شروع کند و به آخر برساند یا به آن برسد.به بیان دیگر اول در همان اول وقتی که قرار می گیرد،کار را آسوده می کند.بسیاری از ما در میان این انتخاب معطل می‌مانیم و حاضر نیستیم که اولویت خود را مشخص کنیم به همین علت به یک اعتبار، همه چیز را میخواهیم.یا اگر زحمت یا گرفتاری دارد همه چیز را نمی خواهیم حال آنکه وقتی که من برمی خیزم،باید انتخاب اولم که مهمترین می باشد را انجام دهم و بعدا سراغ دوم و سوم بروم.مثال:به کودکان باید آموخت که فعلاً وقت شستن دست است صحبتی ازغذا نکن. حالا وقت خوردن غذاست. گفتگو درباره ورزش و بازی تو جایی ندارد. معنای این کار این نیست که آنها را ممنوع و محدود می کنیم.اما اگر هنگام پوشیدن لباس یا خوردن غذا ، وقتی،فرصتی یا امکانی برای کار دیگر،حرف دیگر و فکر دیگری نیست،باید ذهن آنها را متوجه مطلبی کنیم که هم اکنون اهمیت دارد.آهسته آهسته یاد می‌گیرند که در زندگی گرفتار پراکندگی نظر ،در این زمینه و آن زمینه نباشند.می دانیم که این اولویت است که با خودش به نوعی ، موفقیت را می آورد.بسیاری از مطالعات نشان می دهد که تفاوت افراد موفق و ناموفق،در اینکه چه چیزی را خوب یا بدمی دانند،نیست.بلکه فقط در ترتیب آنهاست.مطالعات نشان داده است که اگر از مردمان موفق و ناموفق بخواهید که ۵۰ موضوع و مطلب مهم زندگیشان را بنویسند،دیده‌اند که تقریباً ۴۵ مورد از این موارد بین افراد موفق و افراد ناموفق مانند هم می باشد.تفاوت در این بوده است که افراد موفق ده مورد اول را که هر روز می توانند وقت و انرژی لازم را برای آن داشته باشند،مواردی مانند مطالعه و علم، کار، ورزش و روابط آنها بوده است.اما افراد ناموفق،در حالیکه باوری به خوب بودن مطالعه یا کار یا ورزش یا روابط داشتند،اما جایگاه آن ها،سی ام سی و چهارم،سی وهفتم،چهل و دوم و چهل و ششم بوده است.چون در روز بیشتر از ۱۵ تا کار را انجام نداده اند، با وجود آنکه به خوبی مطالعه باور دارند،۱۵ سال است که یک جلد کتاب نخوانده اند.با وجود اینکه باور به اهمیت ورزش دارند، ۵ سال است که قدمی در این راه بر نداشته اند.ولی در یک مهمانی و گفت و گو،درست مانند یک فردی که تمام عمرش،این مطالعه را یا ورزش را انجام داده است،سخن می گویند و به نظر می رسد که ما شبیه و همانند هستیم و حال آن که تفاوت این دو در اولویتی است که برای کارها در زندگی قائل هستند.به همین علت من و شما،نه تنها باید به فرزندمان مفهوم الویت را بیاموزیم،بلکه باید بدانیم که موفقیت آنها در گرو تعقیب این راه خواهد بود.عامل زمان در نظم کودکان :مطلب دیگری که کنار نظم درونی و نظم بیرونی در کودک  می آید، عامل زمان است.می‌دانیم که زمان در کودکی بسیار آهسته است زمان پدیده ای است که وجود ندارد اما ثبات دارد.پدیده‌ای است که جنبه بیرونی دارد که با ساعت،خودش را نشان می دهد،اما جهان درونی ما،زمان خودش را دارد.در کودکی زمان آهسته است. به طوری که گفته شده است: ۲۰ ساله اول مساوی با۶۰ سال دوم و باز به همین دلیل است که شادی و لذت این ۲۰ سال اهمیت ۶۰ سال بعد را دارد.وقتی که به کودک می گویید یک ساعت دیگه ، برخی از اوقات مساوی است با ۱۰ ساعت دیگه وقتی به او می گویید دو روز دیگه،به نظر او دو ماه دیگه می آید اگر صحبت از یک ماه کردید،معنای آن این است که هرگز نخواهد آمد.بنابراین قبول این مسئله کمک می‌کند که با ملاک های بزرگسالی،با فرزند خودمان رفتار نکنیم.از طرف دیگر باید آنها را کمک کنید که وقت لازم برای هر کار را بدانند اگر از ما بپرسند که چه اندازه طول می کشد تا آماده شوید یا دوش بگیرید؟.ممکن است که بگوییم: پنج یا ده دقیقه،اما واقعیت این است که نیم ساعت طول می کشد بسیاری از ما کسانی هستیم که بعد از این که نیم ساعت گذشت ،تصور می کنیم که ده دقیقه یا دو ساعت گذشته است.برای رسیدن به واقعیت گذشت زمان و اندازه ی هرکار ،کودکان را باید کمک کرد.درغیر این صورت اگر با زمان مشکل و مسئله ای داشته باشند و آن گونه که زمان بیرونی حرکت می‌کند،آن را با زمان درونی خودشان تطبیق ندهند، میتوانند در زندگی کاملاً از پا در آیند و با آن مشکلی روبه رو شوند که در دنیای امروز به عنوان استرس،یا نوعی از اضطراب یعنی فشار می شناسیم.زمان به یک اعتبار،حجمی است که باید در مکانی قرار بگیرد وقتی که این پنج کار من،۴ ساعت زمان احتیاج دارد و من فقط ۳ ساعت وقت دارم،معلوم است که مرا با اشکالات جدی روبرو می‌کند.درست مانند این است که شما بخواهید چند شیء را که پنج متر جا احتیاج دارند را در یک جای سه متری یا چهار متری بگذارید تکلیف مشخص است که هرگز از عهده ی چنین کاری بر نخواهید آمد.بنابراین نظم دیگری را که من و شما می توانیم به فرزندمان بدهیم بدون تردید ، رعایت زمان و گذشت زمان است.می دانیم بسیاری از مردم در این زمینه مسئله و مشکل دارند که دلیل عدم موفقیت و خوشبختی آنها و به هم ریختن سلامت فیزیکی و روانی آنها،آگاه نبودن با این اصول قطعی و مسلم است.درست مانند اشیایی که در زندگی من و شما اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند و در زندگی همه ما موثر هستند.ترجمه انگلیسی این مقاله توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Aug 2020 15:04:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار های عملی برای تقویت نظم درونی در کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-zpjl1a1jwjdx</link>
                <description>نظم کودکنظم درونی در کودک :انسان سالم کسی است که از نظم درونی برخوردار است و همانگونه که ظاهر او، چشم و گوش او،در جای خودش می باشد،همانگونه که با پای خود راه میرود ، همانگونه که با زبان خود حرف میزند ، مهمترین قسمت وجود خود را که مغز او می باشد را باید از نظم و ترتیب لازم برخوردار کند.می دانیم که این مرکز چون با تخیل و تصور و فعالیت ذهنی دیگر همراه است ، این احتمال و خطر وجود دارد که به صورت کاملاً پراکنده و بی نظم و ترتیبی حرکت کند.در نتیجه کمکی که من و شما به عزیزانمان و خودمان می‌توانیم بکنیم این است که ذهن و ضمیر یا مغزی مرتب و منظم داشته باشیم البته اگر بتوانیم آن را در اختیار و کنترل بگیریم.اگر من دست و پای خود را در اختیار نداشته باشم ، با مسائل و مشکلات بسیاری روبرو می شوم اگر قلبم را به گونه ای که باید کار بکند،بدن من در اختیار نداشته باشد،حتی با مرگ و نیستی مواجه می شوم.بنابراین چگونه ممکن است که اساسی ترین قسمت وجود من که ضمیر و ذهن و در حقیقت چیزی است که مرتبط به مغز من می باشد،نظم و ترتیب خودش را نداشته باشد؟!.به همین علت است که گفته شده،همانگونه که دستم در اختیار و کنترل من میباشد ، پای من در اختیار و کنترل من میباشد ، قرار است که مغزم را در اختیار بگیرم و مقصود از اینکه مغزم را در اختیار بگیرم و یا ضمیر و ذهنم را در اختیار داشته باشم،این است که من تصمیم بگیرم که:چه موضوعی به ذهن من بیاید،چه مدتی بماند،با او چه کنم و چگونه از ذهن من بیرون برود؟بسیاری از مردم هستند که انتخابی در این باره نمیکنند موضوعات خودشان می آیند و می روند. من با هجوم افکار روبرو هستم.من کسی نیستم که تصمیم میگیرم درباره چه موضوعی می خواهم هم اکنون بیاندیشم یا چگونه می خواهم در باره آن،تصور و تخیلی داشته باشم!بلکه موضوعات می‌آیند و می‌روند و بسیاری از مردم در زندگی،مهمترین قسمت وجود خودشان را در اختیار ندارند و به خاطر همین است که تمام نیروهای درونی را میتوانند هدر بدهند ، در حالی که مایل هستند به سمت راست بروند ، به سمت چپ حرکت می کنند.درست مانند کسی که میخواهد قدم بر دارد ، اما حرف می‌زند و در حالی که می خواهد حرف بزند ، راه میرود این چیزی است که وقتی اشکال و اختلال پیدا میشود ، حتی آن را به صورت بیماری های مختلف می بینیم.راهکار و مهارت عملی برای نظم درونی در کودک :وظیفه پدر و مادر این است که نظم درونی در کودک خودشان به وجود بیاورند اما این موضوع چگونه ممکن است؟زمانی که در خانه هر چیزی را در جای خودش قرار دهیم. فرزندان ما باید بدانند هنگامی که وقت غذا خوردن است ، آدابی و حتی مراسمی رعایت می شود وقتی که مایلند از خانه خارج شوند،باید اموری یا اصولی را رعایت کنند.باید بدانند که اگر میهمانی می آید،نوع برخورد ما مختلف و متفاوت خواهد بود و این ظاهراً آداب و رسوم است که به انسان امنیت و آرامش می دهد.مانند مراسم عروسی که داماد لباس دامادی میپوشد و عروس لباس عروس را.بسیاری از فعالیتهای شما از قبل بر اساس سنت و بر اساس مراسمی که پذیرفته شده است ، انجام می‌شود و کار شما را ساده خواهد کرد.حال آنکه اگر ما نمی دانستیم که در شب عروسی ، مرد یا زن هر کدام باید چه بپوشند و چه بکنند و هر کسی به صورتی من‌ درآوردی آن را انجام می داد ، نیرویی که در اینجا صرف و تلف می‌شد و اشکال و اختلافاتی که به وجود می‌آمد ، باورنکردنی بود.راهکار و مهارت عملی :روزی که کودک متوجه شود که هر چیزی که در جایگاه و پایگاه خودش است ، هرچیزی نوبت خودش را دارد،معلوم است که او احساس فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.بنابراین نظم درونی وقتی پیدا می‌شود که انضباط و نظم بیرونی وجود داشته باشد.روزی کودک خاطرش آسوده است که وقتی به خانه آمد،پدر یا مادرش را ببیند روزی خاطرش آسوده است که غذایش فراهم است و احتمالاً رختخواب و اتاقش در صورت امکان ، گرم و نرم است.در یک چنین شرایطی است که علاوه بر اینکه به امنیت و آرامش می رسد،نظم درونی را هم می تواند برای خودش به وجود آورد.ولی به هر حال وقتی که سخن از نظم درونی است ، معنایش این است که من باید خودم را در اختیار داشته باشم. همانگونه که دست و پاهای من در اختیارم می باشد و بدون فرمان من حرکت نمی‌کند و مغز من باید در اختیار من باشد.به خاطر رسیدن به این مرحله است که اصولی را باید رعایت کنم و موجب توجه و تمرکزی شوم.به بیان دیگر نظم ضمیر و ذهن و مغز انسان ، به وسیله توجه و تمرکز شکل می‌گیرد.مفهوم توجه و تمرکز :مفهوم توجه و تمرکز این است که انرژی روانی بر اساس تصمیم و انتخاب و اختیار من در مسیری می رود که مورد نظر من می باشد.بنابراین به صورتی پراکنده و خود به خودی و یا خارج از کنترل من حرکت نمی کند.چه زمانی برای فردی چنین حالتی پیدا می شود؟آن زمانی که از یک طرف درگیر تجربه مطلوب شود یعنی تمام توان فیزیکی و روانی خودش را صرف کاری می کند یا صرف رسیدن به هدفی بسیار مهم و با ارزش ، و آن زمانی که انسان این کار را به گونه ای انجام می دهد که شایسته ی انسانی و رعایت اصول اخلاقی است.در یک چنین حالتی است که من کنترل ضمیر و ذهن خود را در اختیار خواهم داشت.از طرف دیگر من می‌توانم با مواظبت و مراقبت های ویژه ای مانند مراقبه یعنی نوعی آرام کردن خود و یا هر سیستم دیگری که به آرامش درون من کمک میکند ، آهسته آهسته خودم را در اختیار بگیرم و به جای این که مغز من چندین در داشته باشد که از هر کدام از آنها موضوعی سرازیر شود فققط یک یا دو در باشد که موضوع انتخاب شده و اجازه داده شده ی توسط من بتوانند در صحنه ی ذهن من حاضر شوند و کار خودشان را انجام بدهند و بیرون بروند.به همین علت اگر من توان کنترل ضمیر و ذهن خودم را داشته باشم ، اولین ، مهم ترین و اساسی ترین قدم را برای خوشبختی برداشته‌ام.به بیان دیگر کسی که کنترل ضمیر و ذهن خودش را ندارد ، هرگز امکان احساس خوشبختی را نخواهد داشت.با ارتباط با فرزندانمان،با دادن نظم به زندگی شان در محیط روابط انسانیشان،و آرام کردن آنها و راحت و آسوده بودنشان ، زمینه ای را برای شان فراهم می‌کنیم که به چنین موضوع مهمی دسترسی پیدا کنند.اگر کسی از درون و در ذهن خودش،کنترل خود را نداشته باشد،هرنوع کوششی برای کنترل های دیگر،در مقابل یک صدم آن چه که کنترل ضمیر و ذهن را به دست می آورد ، قابل مقایسه با یکدیگر نخواهد بود.متاسفانه کسانی که کنترل درون خودشان را از دست میدهند ، ناچار باید به کنترل دیگران ، محیط شرایط و اشیا بپردازند.منی که کنترل خودم ، از دستم در رفته است ، حالا باید دیگران را کنترل کنم ، به طوری که به دیگران امر و نهی کنم.منی که کنترل خودم از دستم در رفته است ، حالا با کار فراوان ، به دنبال ثروت دویدن،به دنبال مقام و موقعیت یا آبرو حیثیت حرکت‌کردن ، کوشش کنم که آن نیاز اصلی و اساسی را که اداره کردن و در اختیار داشتن خودم می باشد را به نوعی کنار بگذارم و از این طریق به خودم و دیگران آسیب بزنم.بنابراین من و شما باید به کنترل درون خودمان برسیم و در این کار باید عزیزانمان را نیز کمک کنیم. اما علاوه بر کنترل درونی ، کنترل بیرونی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.ترجمه این مقاله توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Aug 2020 15:01:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا پدر و مادر در تعیین جنسیت فرزند نقش دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-np3qznn3qua8</link>
                <description>چه ماهی برای تولد فرزند مناسب تر است:مطالعات نشان می دهد که در نیمکره ی شمالی به نظر می رسد که بهترین ماه تولد برای بچه ها ، خرداد، تیر و مرداد است. یعنی اواخر بهار و اوایل تابستان ، بهترین است و بدترین ماه دی و بهمن است و علت اصلی آن سرمای هواست.بنابراین هر چه که محل زندگی به قطب شمال نزدیک تر باشد ، رعایت این اصول اهمیت بیشتری دارد.عادت ماهانه و تخمک گذاری در زن:می دانیم که دختر دو یا سه سال بعد از آغاز عادت‌ ماهانه اش ، آمادگی این را پیدا می کند که تخمک گذاری را شروع کند و صاحب فرزند شود.بنابراین به مجرد ظهور عادت ماهانه ، دختر ، آمادگی داشتن فرزند را ندارد.زیرا همچنان تخمک سالم و قابل استفاده‌ای ، به موقع از او به وجود نمی‌آید تا بتواند صاحب فرزندی شود.همچنین حدود ۱۲ تا ۱۶ روز که به طور متوسط ، ۱۴ روزاست بعد از آغاز عادت ماهانه ، تخمک رها میشود.و برای اینکه زن یا دختر بداند که آیا حامله است یا نیست ، بهترین کار این است که هر روز صبح قبل از حرکتی و قبل از خوردن آب یا هر نوع ماده ی دیگری ،درجه ی حرارت بدن خودش را اندازه بگیرد ، در روزی که تخمک آزاد شده باشد ، درجه حرارت ۳۷/۵ خواهد بود.که البته کمی از آن همچنان باقی می ماند ولی به هر حال نشانه ی این است که روز تخمک گذاری چنین مادر یا دختری ، مسئله ۱۳ یا ۱۴ روز بعد از عادت ماهانه است و این تقریبا نظمی قابل پیش بینی دارد.اگر چنین اتفاقی بیفتد ، تخمک حدود یک روز یا ۲۴ ساعت منتظر اسپرم می‌ماند و اگر نه ، تقریباً از میان می‌رود.ولی اسپرم دو یا سه روزی می تواند همچنان دوام داشته باشد. معلوم است که اگر در این فاصله ، رابطه ی جنسی برقرار شود ، رابطه ی زناشویی اتفاق بیفتد ، مادر میتواند صاحب فرزندی باشد.ذکر این نکته مهم می‌باشد که به نظر می‌رسد کودک ۹ ماه و ۷ روز بعد از اولین روز آخرین عادت ماهانه ی مادرش ، به دنیا خواهد آمد.در نتیجه ۲۸۰ روز یا ۴۰ هفته طول می کشد تا فرزند ما از لحظه ای که سلول انسانی تشکیل شده،به این دنیا قدم گذارد. تعیین جنسیت فرزند من و شما وابسته به  ، اسپرمی است که خودش را به تخمک می رساند.تعیین جنسیت فرزند :زیرا اسپرمهای مرد ، دو گونه اند: پسر و دختر.اگر  اولین اسپرم پسر باشد که خودش را به تخمک می رساند ، فرزند من و شما ، پسر و اگر دختر ، دختر خواهد بود.بنابراین تقریباً مادر هیچ نقشی در این زمینه ندارد و پدر هم ، احتمالاً کاری از دستش ساخته نیست. پس پدر و مادر در تعیین جنسیت فرزند نقش چندانی ندارنددر نتیجه براساس یک تصادف ، و آن هم تصادفی که براساس قانون اعداد بزرگ است ، اتفاق می‌افتد.به این معنا که قانون اعداد بزرگ به من و شما می گوید،وقتی که فراوانی نسبی به سمت بی نهایت میل میکند آنچه که نتیجه است ، مساوی با احتمال می شود.یعنی اگر یک سکه را ۵ بار بالا بیندازیم ، ای بسا هر ۵ بار شیر و یا هر ۵ بار ، خط بیاید اما همانگونه که پاسکال این کار را انجام داد ، اگر حدود ۸ هزار بار آن را بیندازیم ، نصفش یعنی ۴ هزار بار آن شیر۴۰۰۰ بار آن خط خواهد آمد.طبیعت وقتی که میلیونها اسپرم را به سمت تخمک می فرستد ، شرایطی را فراهم می کند که پسر و دختر شدن به احتمال خودش ، یعنی ۵۰-۵۰ برسد و نزدیک شود.مطالعات مردم شناسی نیز نشان می‌دهد که همه ی جوامع تعداد پسران و دختران برابر بوده است. می‌دانیم که تعداد پسر در اسپرم پدر ، به مراتب بیشتر از دختر است.اما از آنجا که احتمالاً برخی از آنها ناقص هستند و کار خودشان را به درستی انجام نمی دهند ، و بعداً آنهایی که به تخمک می رسند ، توان بارور کردن تخمک را ممکن است که نداشته باشند.در نتیجه در طول سالهایی که مطالعات درباره تعداد بچه ها بوده ، ۱۰۴ پسر در مقابل ۱۰۰ دختر مشاهده شد.اما وقتی که به حدود پانزده سالگی می رسیدند ، چون که مرگ و میر پسران خیلی بیشتر از دختران بوده ، تعداد دختر و پسر ، حدود ۱۵ سالگی ، برابر بوده است.در دنیای امروز به دلیل رعایت اصول بهداشتی و موارد دیگر ، تعداد پسران حدود ۱۰۶ در مقابل ۱۰۰ دختر است.بنابراین آهسته آهسته احتمال افزایش جمعیت مرد با پیشرفت های پزشکی در جهان ، وجود خواهد داشت.هر چند که از یک طرف ، احتمال اینکه پسر متولد شود ، کمی بیشتر است ، از جانب دیگر با مرگ و میری که پسران در گذشته بیش از دختران روبرو بودند ، امروزه روبرو نخواهند بود.به یاد داشته باشیم:پدر و مادر هیچ انتخابی و تصمیمی در تعیین جنسیت فرزند ندارند جز در مواردی که از طریق پزشکی اقدام می‌کنند، در راستای تصمیم برای داشتن پسر و دختر هیچ مسئولیتی یا تقصیر و افتخاری متوجه آن ها نخواهد بود.امیدواریم که این افسانه و توهم بسیار آزار دهنده و ویرانگر که دختری یا زنی نمی‌تواند صاحب پسر شود یا مردی مفتخر از این باشد که فقط پسر به دنیا آورده یا دختر ، برای همیشه کنار گذاشته شود.زیرا هیچ نقشی ، هیچ مسئولیتی ، هیچ تقصیری به هیچ شکل و فرمی ، پدر و مادر در این زمینه نداشته و ندارند.بنابراین بر اساس یک احتمال ، من و شما می توانیم صاحب پسر و یا دختر شویم.به هر حال این هم ، نوعی نگاه درست به مسئله زن و مرد و تولید مثل است و آرزو این است که باورها و نظر های عجیب و غریبی که برخی از اوقات حتی خانواده ها را بر هم ریخته و یا روابط فامیل رابه صورت آزاردهنده‌ای در آورده است ، برای همیشه کنار گذاشته شود.امتیاز زن یا مرد (پسر یا دختر) نسبت به یکدیگر در طول تاریخ متاسفانه ما مردان ، با یک برداشت نظر و قضاوتی خودمان را همراه و دم ساز کردیم که احتمالاً امتیازی داریم و حال آنکه مطالعات علمی نشان می‌دهد چنین امتیازی نیست و اگر هم باشد ، از آن دختران و زنان است و نه ما مردان.ولی مطلب این است که چگونه ممکن است من به عنوان یک مرد،معتقد باشم که:زن با مرد متفاوت است؟اما چطور چنین تفاوتی را با تمام وجودم ، آن زمان که از محبت و مهربانی و اخلاق و انسانیتی برخوردارم ، بین خودم و مادرم ، بین خودم و دخترم و خواهرم و همسرم قائلم؟اشکال کار این است که متاسفانه ما تفاوت زن و مرد را مطرح می کنیم ، اما متوجه نیستیم که تفاوت را بین مادر ، دختر ، خواهر و همسرمان را هم به وجود بیاوریم.در حقیقت گفتگو درباره ی تفاوت زن و مرد و امتیاز یکی بر دیگری بوده است.اما من کجا و مادر کجا ! من کجا و دختر و خواهر من کجا ! که بخواهم تفاوت و امتیازی را قائل شوم که نیست. شاید موضوع همسر معنای دیگری داشته باشد.بنابراین امید است که حال که به اینجا رسیدیم ، مسئله ی اصلی و اساسی برای من و شما ، انسان و انسانیت باشد صرف نظر از اینکه پسر یا دختر هستیم?نکته ی دیگر اینکه ، متاسفانه برخی از اوقات ، در محافل و مجالس می‌بینیم که گفته می‌شود: مادر شوهریم!آن کسی که مادر شوهر یا مادر زن است ، یک روزی دختر کسی بوده و همچنان  هست. یک روزی همسر کسی شده است. یک روزی مادر کسی بوده است. یک از زمانی با وجودی که مادرشوهر است ، حتی می تواند مادر زن باشد یک چنین فردی ، یک انسان است ، یک شهروند است ، یک دوست و یک همکار است.آیا فقط مادر شوهر است؟آیا هیچ چیز غیر از مادر شوهری یا مادر زنی در این فرد نیست؟یک چنین برچسبی ، بدون تردید میان انسان ها فاصله می اندازد.بنابراین یک مادر شوهر یا یک مادر زن یا پدر شوهر یا پدر زن ، ده ها صفت و یا مقام و موقعیت مشخص و معینی را دارند که هر کدام از آنها با ارزش هستند.بنابراین تکیه و توجه فقط بر یکی ، آن هم ، آن را به صورت خوب و بد در آوردن ، در دنیای امروز باعث تأسف است!.بنابراین حال که سخن درباره ی داشتن پسر و دختر است و فقط من و شما به نوع سالم و خوب آن باید آرزومند و از داشتن آن شاکر و سپاسگزار باشیم. باید موضوع های دیگر مربوط به تفاوت انسان ها را هم نادیده بگیریم.خدای مهربانی که ما را خلق کرده ، در چشم او همه برابریم و امید نیز این است که در مغز و قلب ما ، همه با هم برابر باشمترجمه مقاله توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Aug 2020 15:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه چهار دیواری آموزش به کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-gffn7kuotjch</link>
                <description>همانگونه که کف خانه ، عشق ، محبت و نوازش بود و سقف خانه که نظم و انضباط و آرامش بود ، چهاردیواری این خانه آموزش است .به این معنا که آموزش ، مکانیزمی است که از طریق آن رفتار و عملی که مبتنی بر اصول پرورش ، تعلیم و تربیت کودک ، نوجوان یا جوان است ، تنظیم و اجرا شده و به سامان و به پایان می رسد.به بیان دیگر ، آموزش به معنی مکانیزم انتقال چیزی است که پدر و مادر مایلند به فرزند خودشان بدهند و حتی در وجود فرزندان خود بکارند.این چهار دیواری ، در طول رشد کودک ، متفاوت و متغیر می شود.مفهوم آموزش در سنین مختلف کودکانبین ۶ تا ۱۲ سالگی ، چهار دیواری این خانه ، علم ، هنر ، ورزش و دوستی است.یعنی این چهار دیواری این است که پدر و مادر باید فرزندانشان را با جهان علم و واقعیات علمی آشنا کنند که بین ۶ تا ۱۲ سالگی در محیط مدرسه برای آن فراهم است.از طرف دیگر آنها را به فعالیت های هنری به ویژه به سمت موسیقی و نقاشی بکشانند.مورد سوم ورزش است. یعنی درگیر بازی هایی مانند والیبال ، فوتبال و بسکتبال کنند و بالاخره به آنها فرصت و امکان دوستی و دوستیابی را که برای آن آماده شده‌اند ، بدهند.?زیرا تا سه سالگی به دنبال بازی و همبازی بوده‌اند و از ۶ و ۷ سالگی به دنبال رفیق و دوست هستند.بنابراین ملاحظه می کنید که در هر دوره ای ، این چهار دیواری با توجه به سن کودک ، مختلف و متفاوت خواهد بود.بنابراین خانه ی پرورش ، تعلیم و تربیت کودک با کف ، سقف و چهاردیواری آن در هر دوره مشخص است و تنها راه سلامتی روانی ، خوشبختی و موفقیت ، فراهم بودن چنین خانه ای گرم و آرامش بخشی برای بچه هاست.مفهوم صبر در کودکانسوال والدین:در مورد مفهوم زمان بچه هایی که دو یا سه ساله اند و متوجه نمی شوند که چگونه باید صبر کنند ، یک ساعت یا دو ساعت یا یک هفته ، چطور میتوانیم کمکشان کنیم این مدت را متوجه شوند که باید صبر کنند و سپس کار بعدی را انجام دهند یا منتظر باشند که وارد مرحله بعدی شوند؟پاسخ:وقتی که ما کودکی ۲ ساله داریم ، زمان احتمالاً برایش یک دهم یا ۱۰ برابر آهسته تر از زمان برای یک فرد بیست ساله است.مطالعات نشان می دهد که برای بچه های ۷ ساله ، زمان در حد یک سوم است.به همین علت یکی از گرفتاری های آموزشی ما این بوده است که ما افراد دانشگاهی و دانشجویی را یک ساعت سر کلاس می نشانیم و یک بچه کلاس اولی یا چهارمی را هم یک ساعت و اصلاً متوجه نیستیم که اگر یک دانشجو ، آن هم با علاقه و انتخابی که کرده ، یک ساعت می تواند سر کلاس درس بنشیند.اما یک بچه با محدودیت هایی که دارد فقط ۱۰ یا ۱۵ دقیقه می تواند آنجا باشد.بنابراین وظیفه من و شماست که رعایت کنیم و توجه داشته باشیم که فرزند ما در چه سن و سالی است و زمان را چگونه می بیند.?بنابراین حتی وقتی که مجبوریم به او بگوییم که خانه ی خاله و عمه می‌رویم ولی جمعه می رویم ، و از شما میپرسد که: جمعه کی می آید؟شما می‌توانید به اوبگویید (مثلا اگر دو یا سه ساله است):ما میخوابیم و بیدار می شویم و بعد یک دفعه دیگر میخوابیم و بیدار می شویم ، بعد می شود جمعه و می رویم خانه ی عمه یا خانه ی خاله.پس پیامی را به او می دهیم که می فهمد ولی مطمئن باشید که او دلش می‌خواهد همین الان و همین امروز برود.برای بسیاری از بچه ها ، گذشت زمان مساوی است با دروغ و فریب و آینده ای عجیب و غریب.درست مثل این است که من به شما بگویم: به من صد تومان بدهید ،۴۰ سال دیگر بیاید و بگیرید.درست است که عدد را گفته‌ام ولی شما می دانید که هیچ معنایی ندارد.نکته ی حائز اهمیت این است که ما باید به بچه ها گذشت زمان را یاد بدهیم و با آموزش به کودک این موضوع را برای او قابل فهم کنیمراهکار و مهارت عملی :پشت فرمان می نشینید و فرض کنید که بچه ها ۴ یا ۵ ساله هستند به آنها می‌گویید که ما از این جا تا برویم خانه ی عمو ، یا دایی ،۲۰ دقیقه طول میکشد. ساعت را نگاه کنید این الان ساعت دوازده است.ما دوازده و بیست دقیقه میرسیم.پس ببینید کی به آنجا می رسیم؟.بنابراین بچه ها متوجه گذشت زمان می شوند و تعجب نکنید که اگر دیدید زود دارید می رسید (نه خیلی زود) ، یک کمی آهسته تر بروید تا ۲۰ دقیقه شما درست باشد.چون آن پیام مهم است. اگر دیدید که احتمالاً دیرمی رسید می‌توانید بگویید که ببینید ، ما قرار مان بود که ۲۰ دقیقه‌ای برسیم ، آنقدر این رفت و آمد مشکل شده ، اینجا متوقف شدیم یا مجبور شدیم بنزین بزنیم که آن خودش ، ۸ یا ۱۰ دقیقه طول کشید ، حالا ما ۱۲:۳۰دقیقه خواهیم رسید.بچه ها ، چنین بازی را خیلی دوست دارند و متوجه مسائل و موضوعاتی می‌شوند که برایشان جالب است.حتی اگر به نگاه او به خودش و به همدیگر توجه کنید ، خواهید دید که درست مثل این که کشف بزرگی کرده است و شما او را با مفهوم زمان آشنا کرده‌اید.شما توجه او را به گذشت زمان جلب کرده‌اید ، ولی در این باره نباید افراط کرد.چون آدم سالم به دو گونه عمل می‌کند:از یک طرف در حالی که کارش را انجام می‌دهد و درستی و خوبی کارش برایش مهم است ، گذشت زمان را متوجه می‌شود و از جانب دیگر در حالی که زمان را متوجه است ، کارش را انجام می دهد.بسیاری از مردم هستند آچنان درگیر کار می‌شوند که گذشت زمان را فراموش می کنند و بسیاری هستند چون دائماً فقط نگران گذشت زمان هستند ، همه چیز را خراب میکنند.در نتیجه:وظیفه ی من و شماست که با آموزش به کودک آنها را با مفهوم زمان ، گذشت زمان ، با اندازه زمان و با اهمیت وقت و زمان آشنا کنیم تا اینکه از آنها بخواهیم که کاری بکنند.بچه ها از یک چنین آموزشی لذت می برند ، به ویژه اینکه مفهوم زمان یک مفهوم تجریدی یا انتزاعی و ذهنی است و فعالیت ذهنی آنها در این زمینه می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.افزایش تمرکز روانیسوال والدین:اگر ما در رابطه با تمرکز روانی مشکل داشته باشیم ، به صورتی که درها و پنجره های دیگری که در افکار مان هست را ببندیم و به یک مورد بخصوص تمرکز کنیم ، و حالا من که به هر دلیلی این مشکل را دارم ، چطور مبتوانم این مسئله را از خودم بیرون ببرم تا تمرکز را در مسائل روزانه ی خود افزایش دهم؟پاسخ:ابتدا باید بدانیم که ذهن افراد مختلف وقت تولد از نظر توجه و تمرکز با هم متفاوت است.تا آنجایی که ما حتی بیماری ای به نام (کمبود توجه و تمرکز داریم) به دلیل آسیب هایی ، برخی از افراد،مشکل توجه و تمرکز را به صورت ارثی دارند.دوم، رفتار ، شرایط و موقعیت و روابطی که در خانه بوده ، زمینه هایی را فراهم کرده که من با پراکندگی ذهن روبرو باشم.به این معنا در حالی که باید متوجه درسم می‌بودم ، به اختلاف پدر و مادرم و یا تهدید خواهر و برادرم و یا مسائل و مشکلات دیگران یا تماشای تلویزیون مشغول بوده‌ام.بنابراین من در کودکی به جای این که توجه و تمرکز کنم ، کاری را شروع کنم و به آخر برسانم و برنخیزم ، کاری را که انجام می دادم به غلط ، فکر می‌کردم که باهوشی و زرنگی است که خودم را درگیر چند کار مختلف و متفاوت کنم.خوب خودتمطلب دیگر این است که فردی هستم که دچار افسردگی است و اضطراب دارم و به خاطر این افسردگی یا برخی از حالات روانی ، متاسفانه توجه و تمرکزم را از دست داده‌ام یا میدهم.بنابراین عوامل و علل مختلفی دارد که وقتی آنها را بشناسیم ، غالب اوقات توان این را پیدا می‌کنیم که بتوانیم مسئله را حل کنیم.من و شما باید ذهنمان را از طریق آموزشهای آرام کردن ذهن که حتی امروزه از طریق دستگاههایی مانند بیوفیدبک می باشد ، به نوعی کنترل کنیم و امواج مغزی را حتی تا حد آلفا برسانیم تا به نوعی از آرامش دسترسی پیدا کنیم.درگیر شدن در فعالیت‌هایی که تمام توان فیزیکی و روانی ما را میخواهد ، یعنی کاری بسیار مهم و به گونه‌ای درست و برای رسیدن به هدفی والا ، تمام انرژی روانی من و شما احتیاج است.?آهسته آهسته بر اساس تمرینی که می کنیم ، ذهن خودمان را جمع می کنیم و درهای مختلف را می بندیم و بالاخره از طریق تمرین هایی مثل: مطالعه ، حفظ مطالب ، درگیر شدن در فعالیت های ورزشی ، نواختن یک آلت موسیقی ، همه و همه کمک می‌کنند که من و شما بتوانیم به توجهی که از دست دادیم ، به نوعی دسترسی پیدا کنیم و آن را در زندگیمان به کار ببریم.به هر حال در هر فردی ، در هر شخصی ، با توجه به علل و عواملش و چگونگی امکانات و فرصت هایی که دارد ، راه های مختلفی می توان پیدا کرد.ولی این موضوعی است که در بزرگسالی اهمیت ویژه‌ای دارد و همانطور که میدانید ، انرژی روانی ای که این چنین هدر می‌رود ، می تواند کاملاً ویرانگر باشد.می‌دانیم که انسان در هر لحظه یا حال می‌تواند ۷ خبر را در ذهن خود تجزیه و تحلیل کند و یا فرایند ذهنی را برای به نتیجه رساندنش به حرکت در آورد.همچنین می‌دانیم که برای فهم هر خبری یک هجدهم ثانیه وقت احتیاج داریم بنابراین در هر ثانیه ، ۱۲۶ خبر در ذهن تجزیه و تحلیل می شود.بسیاری از بچه ها هستند که هنگام خواندن کتابی یا درسشان یا انجام تکلیف مدرسه،۸۰ یا ۹۰ واحد انرژی احتیاج دارند و ۲۰ یا ۳۰ واحد انرژی اضافه تراگر کاری بکنند که این ۲۰ یا ۳۰ واحد اضافه به نوعی در آنجا مصرف شود ، می‌توانند تکلیف مدرسه ی خود را انجام دهند.نمونه ی برجسته ی آن بچه هایی هستند که میگویند ، می‌خواهم یک موسیقی بشنوم البته همراه با درس خواندن ، و صدای آن موسیقی یا کلام آشنا که ۲۰ درصد یا ۳۰ درصد انرژی آنها را به خودش اختصاص میدهد ، آنها را در وضعیتی قرار می دهد که ۳۰ درصد را اینجا مصرف کنند یا۳۰ خبر را دریافت کنند ، و۹۰ تای بقیه را در درسشان بگذارند.بنابراین کارشان را شروع می کنند و به آخر می رسانند.حال آنکه اگر سی دی یا دستگاه پخش آهنگ چنین بچه ای را قطع کنید ، فکرش به این طرف و آن طرف می رود به خواهرش یا برادرش فکر می کند ، به دیروز فکر می کند.موضوع مدرسه یادش می آید و چون آغاز کار فقط ۳۰ واحد انرژی وجود داشته و ۹۰ واحد انرژی وجود نداشته ، و موضوع نیز مهم شده ، مقداری از انرژی که در حال خواندن بود را می‌گیرد و به آن قسمت می دهد.در نتیجه بعد از یک مدتی احتمالاً کودک نمی تواند کارایی و کارآمدی لازم را در مطالعه داشته باشد حتی ممکن است این خطر تا آنجا پیش برود که تمام ذهن او متوجه اتفاق دیروز یا فردا شود.درست مثل برخی از ما بزرگسالها که دو یا سه صفحه ای خوانده ایم و یک بار متوجه می شویم که هیچ چیز در ذهن نداریم زیرا این انرژی ما جای دیگری مصرف شده و کودک نیز به یک چنین حالی خواهد رسید.تهیه و ترجمه این مقاله توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Aug 2020 10:11:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا می دانید بهترین سن برای بچه دار شدن چه سنی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zmnn8enlqr5n</link>
                <description>بهترین سن برای بچه دار شدن زن و مرد :سنی که بهتر است ما صاحب فرزند شویم ، برای زن سن ۲۰ سال تا ۴۰ سال است اما بین ۲۵ سال تا ۳۵ سال ، بهترین وقت خواهد بودو برای مرد تا ۵۰ سال به همین دلیل است که در مراکز علمی و یا موسسات پزشکی ، آن زمان که سن مرد از پنجاه گذشته ، معمولاً برای تولید مثل از او استفاده نمی کنند و یا در مراکزی که اسپرم را نگه می دارند یا مایل هستند که نطفه ای را حفظ کنند ، از چنین مردی بهره نمی گیرند چون فرض بر این است که بعد از ۵۰ سالگی ، موارد و مسائل و مشکلاتی به وجود خواهد آمد.به یاد داشته باشیم:جز در شرایط استثنایی که مربوط به حالات و یا سن و سال است ، زن و شوهر حتما باید یک سال تأمل کنند و بعد از یک سال که از ازدواجشان گذشته ، موضوع داشتن فرزند را به صورت جدی مطرح و بر مبنای آن عمل کنند بنابراین ، این که به محض ازدواج ، صاحب فرزندی شوید ، اشتباه بزرگی است.زیرا زن و شوهر که در گذشته پسر و دختر بوده اند ، ابتدا باید نوعی زن و مرد یا زن و شوهر بشوند و بعداً بتوانند ، مسائل و مشکلات خودشان را حل کنند و آمادگی لازم را برای داشتن فرزند در خودشان به وجود بیاورند و مطمئن باشند که مسائل و مشکلاتی نیست که با آمدن فرزند ، افزایش پیدا میکند و یا گرفتاری های تازه ای را موجب شود.تعداد فرزندان و فاصله سنی بین آنها :پیشنهادی که در دنیای امروز می شود ، داشتن دو یا سه فرزند است زیرا فرزند تک و تنها ، مسائلی را دارد و در حالی که فوائدی برای پدر و مادر و برخی از اوقات کمی برای خودش دارد ، معمولاً باعث مشکلاتی می شود و گرفتاری هایی را ایجاد می کند و ممکن است سبب نارضایتی ها و یا اختلافاتی شود به همین دلیل است که داشتن یک فرزند کمی زیر سوال است و داشتن ۴ فرزند نیز،مسائل و مشکلاتی را به وجود می آورد.ولی حتماً در دنیای امروز فرزند پنجم ، به دلیل اینکه هیچ پدر و مادری توان آن را ندارند که به صورت تمام و کمال خودشان را در اختیار همه ی فرزندانشان بگذارند و چنین نیرو ، وقت و انرژی و امکان سازگاری تقریبا وجود ندارد ، توصیه نمی شود.?بنابراین دو تا سه فرزند مورد نظر و مناسب خواهد بود و معلوم است که بهترین فاصله ی سنی بین این دو تا سه فرزند ، بین ۲۰ تا ۳۰ ماه و در شرایط خاص تا ۳۵ ماه است در نتیجه بهتر است که فاصله ی سن بچه ها از سه سال نگذرد زیرا در حالی که در آغاز کار ، ممکن است که مسائل و مشکلاتی را به وجود بیاورد ، خوشبختانه بعدا به دلیل نزدیکی اما نه نزدیکی زیاد ، سبب خواهد شد که آنها بتوانند دوست و یار همدیگر باشند و ما را کمک کنند.از آنجائی که در دنیای امروز بهتر است و حتماً بهتر است که یک نفر به ویژه مادر ، در دو تا سه سالگی و یا تا ۲ و ۳ سالگی فرزندش ، کنار آنها باشد ، در نتیجه شما باید خودتان را برای ۴ تا ۶ سال ، ماندن در خانه و مواظبت از دو فرزند یا فرزندی که مایلید داشته باشید ، آماده کنید.به یاد داشته باشیم:با هر ساعتی که در مواظبت و مراقبت از کودکان خود می‌کوشید ، صدها وبلکه هزاران ساعت به خوشی و خوشبختی و سلامت فرزندانتان کمک می کنید.و هر یک ساعتی را که در این جا کم می گذارید ، متاسفانه در آینده‌ای بسا صدها ساعت را برای جبرانش باید صرف کنید و اگر چنین قراری و چنین امکانی داشته باشید و خودتان را برای مراقبت و مواظبت کامل از فرزندتان با همکاری همسرتان و یا یک یار مهربان که عرض شد،آماده کنید ، شرایط بهتری را به وجود آورده اید.به نظر می رسد که ۱۵ ماه قبل از تولد فرزند ، پدر و مادر باید با این فرض زندگی کنند که هم اکنون صاحب فرزندی هستند. و یا حتی گرچه کمی طنز آمیز است ، پدر و مادر با این واقعیت خودشان را آشنا و نزدیک کنند که هر دو حامله هستند به بیان دیگر موارد و نکاتی وجود دارد که اگر پدر رعایت نکند ، ممکن است که به فرزند خودش آسیب فراوانی برساند.شش ماه قبل از تصمیم برای داشتن فرزند باید امور و اصولی رعایت شود :۱-عوامل ارثی :عوامل ارثی باید کنترل شود و آن هم تا سه نسل خاطرتان باید آسوده باشد که عوامل ارثی در فامیل طرفین به گونه‌ای که می‌تواند مسئله آفرین باشد ، وجود نداشته باشد از آزمایش و نوع خون گرفته تا بقیه ی مواردی که احتمالاً هنگام ازدواج مورد معاینه و یا آزمایش واقع نشده است.در این زمینه باید با حسن نیت همه ی اطلاعات را داد ، زیرا رعایت برخی ازنکات سبب می شود که با پیشگیری ، مشکل و مسئله ای نداشته باشیم ، اما با پنهان کاری و عدم اطلاع ، مسائل و گرفتاری هایی ممکن است به وجود بیاید.فرض کنید شما در حالی که مایل هستید فرزند سالمی داشته باشید،باید در منطقه و یا نقطه ای زندگی کنید که برای کودکان مسئله آفرین است.و یا احتمالاً با مسافرت های بسیار ، یازندگی در محله های مختلف ، باهم ویا برخی ازاوقات جدا از هم ، گرفتاری‌هایی ممکن است به وجود آید به همین علت ضرورت دارد تا این نکات مورد توجه قرار گیرد.۲-عوامل محیطی :۳-مادر باید از یک معاینه دقیق پزشکی بهره‌مند شود:خاطر مادر باید آسوده باشد که برای مادر شدن و داشتن چنین وظیفه و مسئولیت خطیر و سنگینی آماده است.بنابراین پیگیری موارد زیر لازم میباشد:بیماریهای ویروسی ، حتماً باید بررسی شود.یعنی مطمئن باشد یا واکسن آن زده شده ، و یا قبلا بیماری را گرفته و در مقابل آن مقاوم است مانند سرخک ولی بیماری سرخچه گرفتاری شدیدی است که اگر در شانزده هفته اول حاملگی اتفاق بیفتد ، می تواند برای فرزند خطرات غیر قابل برگشت و بازگشتی داشته باشد و در بسیاری از موارد ، توصیه سقط جنین خواهد بود.بنابراین باید مادر مطمئن شود که از نظربیماری سرخچه ، کاملاً مصون است و مشکلی ندارد.آبله مرغان ، بیماری و گرفتاری دیگری است.مخصوصاً اگر در دوره ها و یا ماه های آخر بارداری و یا مقارن با تولد کودک باشد ، می تواند برای فرزند آزار دهنده و اذیت کننده باشد.در مورد هرپس ، پدر هم باید مورد آزمایش قرار بگیرد زیرا برخی از اوقات ، آن را به مادر نداده ، اما ممکن است در دوران بارداری مادر ، آن را به همسرش منتقل کند و اگر آگاهی وجود نداشته باشد و مراقبت لازم انجام نشود ، و بیماری در دوران نسبتاً فعالی باشد ، ای بسا تولد فرزند به طریق طبیعی ، موجب نابینا شدن او شود ‌.بنابراین مطلبی با این همه اهمیت را نمی توان نادیده گرفت در نتیجه پدر هم باید مانند مادر ،از این بابت خاطرش را آسوده کند که مشکلی در این زمینه وجود ندارد.بیماریهای دیگری نیزهستند مانند انواع دیگر بیماریهای جنسی یا مقاربتی که برخی از اوقات می‌توانند برای فرزند من و شما مسئله آفرین باشند.اگر مادری است که در گذشته چند بار سقط جنین کرده ، قالب اوقات می تواند خطراتی ، او و فرزندش را تهدید کند.در خصوص بیماریهای روانی ، گرچه تعداد فراوانی دارد ، اما بیماری اسکیزوفرنی باید چک شود .و اگر مشکلی نبود ، با خاطری آسوده صاحب فرزندی شویم‌ و اگرهست ، مشورت دقیق و شاید عمیقی را احتیاج دارد که باید چه پیش بینی و پیشگیری هایی را کرد و یا آیا اصولاً باید فرزندی داشت یا نه؟در خصوص بیماری افسردگی و اضطراب ، مخصوصا نوع شدید آن یعنی وحشت ، که به صورت حمله ی اضطراب و یا حمله ی هراس و وحشت اتفاق می افتد ، به دو دلیل باید کاملاً آن را در نظر داشت:یکی شرایط و یا مشکلات حاملگی و تولد ، که این بیماریها را تشدید می کند یا حتی اگر نیست ، برخی از اوقات به وجود می آورد.و به همین دلیل است که در این زمینه باید معالجه لازم صورت گرفته باشد و تعادل نسبی قابل قبولی به وجود آمده باشد تا مادر بتواند صاحب فرزندی شود.مادر باید ۶ ماه قبل از تصمیم گرفتن برای داشتن فرزند ، قرص حاملگی را متوقف کند زیرا نزدیک به بارداری اگر هم چنان از قرص حاملگی استفاده می کند ، می تواند مسائل و مشکلاتی را به وجود بیاورد و درهمین چارچوب است که پدرباید از رفتن به مراکزی که گرمای بیش از حد به بدن او می دهد مانند جکوزی ، خودداری کند.زیرا می تواند مراحل پایانی تشکیل اسپرم را با خطراتی همراه کند و یا اسپرم های پدر ناقص شود و مورد استفاده قرار گیرد پدر و مادر باید به وزن مناسب خودشان برسند. می‌دانیم که مادر در دوران بارداری نمی تواند خودش را چاق یا لاغر کند.اما در خصوص پدر ، مطالعات نشان می‌دهد که وزن بیش از حد،یا نداشتن وزن و لاغری بیش از حد ، حتی در تولید اسپرم و در تولید مثل و باروری نقش بسیار مهمی دارد بنابراین وزن متعادل برای هر دوی آنها ضرورت دارد.مادر باید همه ی واکسن ها را زده باشد ، حتی پدر زیرا اگر پدر دچار بیماری شود ، احتمالا می تواند به فرزندش بیماری را منتقل کند. زیرا در خانه هست و می تواند مادر را گرفتار کند و به همه آسیب بزند.توصیه می شود که مادر ، کار دندانپزشکی خود را در آن دوران شش ماهه ی قبل از آمادگی برای حاملگی به آخر برساند ، که خاطرش آسوده باشد. از نظر رفتن نزد دندانپزشک ، هم به جهت داروهای بی حسی و موضعی که ممکن است ضرورت استفاده ی از آن مطرح شود و هم به دلیل اینکه برخی از کارهای دندانپزشکی که با جیوه در ارتباط است ، می تواند مسئله آفرین باشد.طبیعی است که تمام داروهایی را که مادر و یا حتی پدر مصرف می کنند ، باید با پزشک معالج چک کرد و مطمئن شد که برای بچه آسیب زننده نیست.همچنین هرگونه ماده ی مخدر یا سیگار یا مشروب نه تنها در دوران بارداری مادر ، بلکه ۶ ماه قبل از بارداری توسط پدر و مادر و یا هر دو باید متوقف شود.پدری که مشروب می خورد ، یا سیگار میکشد و درگیر مواد مخدر هست و برخی از داروها را استفاده می کند ، می تواند تاثیر بدی بر روی فرزندش را از طریق انتقال اسپرم ناقص و یا بیمار به وجود بیاورد.همچنین می دانیم که دراین دوران است که مادر نمی تواند از طریق خوردن قرص های رژیمی ، بدنش را با یک عدم تعادلی روبه‌رو کند معلوم است که در دوران بارداری ، حتماً استفاده از قرص‌های رژیمی می‌تواند خطرناک باشد و برخی از اوقات موجب سقط جنین شود.تغذیه ی  مناسب و رعایت اصول بهداشتی اهمیت دارد.مخصوصاً اگر مادر جوان است ، تا قبل از ۲۰ سالگی ، چون خود مادر در حال رشد است علاوه بر این که برای فرزندش احتیاج به غذای مناسب دارد ، برای خود و رشد خودش هم ، به چنین غذایی نیازمند است.بنابراین ، ای بسا باید با افزایش تغذیه ی مناسب خود ، شرایط بهتری را برای فرزندش و خودش فراهم کند ورزش به اندازه و ورزشی که می تواند به عنوان عادتی در آید که سلامت روانی و تعادل را برقرار کند و از نظر فیزیکی هم فواید خودش را داشته باشد.خواب و استراحت ، به اندازه و به عنوان یک کار خوب ، نه به عنوان تنبلی ، نه به عنوان فرار از زندگی،.بلکه باور به این که ، داشتن خواب خوب و به اندازه و با کیفیت بالا یعنی سنگین و عمیق ، می تواند سلامت را موجب شود و از این نظر ، آمادگی را برای داشتن فرزند بهتر فراهم کند.بلاخره آرامش است تا به مرحله ای از ثبات خط و قرار برسد ، و پدر و مادر محیطی را فراهم کنند که بتوانند در این محیط بهترین فرزند را که ممکن است ، داشته باشند.تهیه و تولید محتوا پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Aug 2020 12:13:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با آسیب های روانی سقط جنین مقابله کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarjome3001/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%82%D8%B7-%D8%AC%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-xfpmkhe1jywj</link>
                <description>آسیب های روانی سقط جنین :به این معنا است که کودکی قبل از موعد مقرر خودش یا همان گونه که در کودکان نارس است و یا به تصمیم مادر و یا توصیه ی پزشکش ناچار به سقط شود.در این گونه موارد عامل اصلی و اساسی تعیین کننده ی این اتفاق و یا تصمیم برای داشتن یا نداشتن فرزند، به نظام باورها و اعتقادات مذهبی و فلسفی افراد مرتبط است.اگر کسانی هستند که باور دارند، سقط فرزند شان آن هم به صورتی که نه نارس بلکه مرده متولد می شود و یا مرده خواهد بود، با نظام باورها و اعتقادات فلسفی مذهبی و روحانی آنها سازگاری ندارد ، باید انتخابی را بکنند که خودشان با آن راحت هستند.اما صرف نظر از این جنبه ی فلسفی ، مذهبی ، روحانی و یا اخلاقی ، مسئله یا موضوع سقط جنین می تواند به علل و عوامل مختلفی اتفاق بیفتد.علل و عوامل سقط جنین :مورد اول:این است که خود رویان یا جنین سقط شود.حتی بسیاری از اوقات ، مادر از سقط شدن فرزندش ممکن است که خبری نداشته باشد و یا علائمی را که می بیند، گرچه شک را برمی‌انگیزد اما به آن توجهی نکند.و بعد از مدتی متوجه شود که نوزاد یا رویانی را که در شکم داشته ، هم اکنون ندارد.مورد دوم:اینکه ، رویان یا جنین ممکن است در شکم مادر بمیرد ، و بنابراین فقط او خود به خود و یا به اجبار صورت بگیرد، برای این که می تواند حتی موجب مرگ مادر شود.مورد سوم:وقتی است که زندگی کودک در شکم مادر به دلایل بیماری‌های رویان و یا جنین می تواند موجب مرگ مادر شود ، و آسیب شدید غیر قابل برگشت و بازگشت را به وجود بیاورد.بنابراین در چنین مواردی نگهداشتن رویان و یا جنین می تواند همراه با مرگ و یا گرفتاری های شدید مادر باشد.مورد چهارم:این است که شاید احتمال مرگ جنین و رویان وجود داشته باشد و یا بعد از تولد به نظر برسد که چنین موجودی نمی تواند زنده بماند یا عمر بسیار بسیار کوتاهی خواهد داشت.مورد پنجم:وقتی است که بر اساس معاینات پزشکی معلوم میشود که رویان یا جنین آسیب های جدی دیده است و یا از نظر کروموزومی اشکالاتی وجود دارد، که ابتلاء به بیماری و یا گرفتاری و یا مرگ و نابودی قطعی است.در نتیجه این تصور که این موجود را برای مدتی نگه دارید و یا او را بیمار و گرفتار به دنیا بیاورید ، مسئله ای است که باید به آن پاسخ داده شود.احتمال دیگر این است که این نوزاد یا رویان یا جنین نتیجه ی (تجاوز به عنف) می شناسیم ، باشد.معنی تجاوز به عنف مربوط به یک جنایتکار ، بیمار و گرفتاری است که برخی از اوقات با بیماری های فیزیکی و روانی هم همراه است.بنابراین علاوه بر به وجود آمدن فرزندی از یک چنین موجودی ، بیماری ها و گرفتاری های او هم می تواند مطرح باشد.بالاخره ممکن است که هر دو نفر به دلیل مطمئن نبودن از روابطشان، از زندگی شان و یا قرار و نظری که دارند یا در ذهن آنها می گذارد که از هم جدا شوند.یا تعداد فرزندانی که دارند ، و یا فاصله ی سنی فرزندان با هم و یا امکانات اقتصادی و یا روانی و اجتماعی که لازمه ی نگهداری فرزند است ، آنها را در مقابل این سوال و پرسش جدی قرار دهد که: آیا بهتر است که ما فرزندی داشته باشیم یا نداشته باشیم؟زیرا احساس گناه و تقصیر و برخی اوقات تنبیهی که فرد برای خودش قائل است یا منتظر آن است ، می تواند زندگی را کاملاً بر هم بریزد.از جانب دیگر حتماً باید به نظر یک پزشک آگاه و مطلع ، با تمام امکانات و احتمالات ، توجه لازم را داشت و همه ی آزمایشات و معاینات لازم را انجام داد.از طرفی نیز بدون تردید باید با یک روان درمانگر و یا روانشناس مسئله را در میان گذاشت تا ما را با مشکلات ذهنی و فکری که ممکن است بعداً پیدا کنیم و یاگرفتاری هایی که از قبل پیش بینی نمی کردیم ، آشنا کند و هشدار بدهد.بدون تردید با توجه ، با تفکر، با مشورت و با به دست آوردن اطلاعات لازم، خودمان به یک چنین تصمیمی اگر قرار هست، می توانیم دست بزنیم ، و اقدام کنیم.این موضوعی نیست که یک نفر قادر باشد به تنهایی برای خودش تصمیم بگیرد و مطلبی نیست که در یک گفت و گوی درونی، در یک زمان تکلیفش روشن شود.می دانیم که درباره ی تصمیم های مهم زندگی به دلیل اینکه اطلاعات مختلف از جاهای متفاوت مغز به ذهن می رسد ، یک فرد باید در مواقع مختلف ، صبح و بعد از ناهار، شب قبل از خواب ، وقت بیدار شدن به تفکر بنشیند.تا بتواند همه ی اطلاعات لازم را در اختیار داشته باشد ، تا بتواند تصمیمی بگیرد که به دنبالش پشیمانی و پریشانی نداشته باشد.بنابراین موضوع سقط جنین ، در حقیقت موضوع بسیار مهمی است که زن و شوهر باید با هم گفتگویی داشته باشند و حتی یکی از آن مذاکراتی است که شاید دردوره ی آشنایی و دوستی باید میان زن و مرد رد و بدل شود.تا خاطر هر دو از این موضوع آسوده باشد که برخی از اوقات سازنده یا ویرانگر است و هر دو نتایج یکسانی را از آگاهی های خود بگیرند و نظر واحدی داشته باشند.تهیه و تولید محتوا توسط پارس 68</description>
                <category>مهسا ابراهیمی</category>
                <author>مهسا ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 10:06:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>