<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tarneveshtir</link>
        <description>مجله‌ موفقیت تارنوشت رسانه‌ای است برای ارتقای سبک زندگی، رشد و توسعه‌ی فردی و آموزش راز‌ها و راه‌های رسیدن به موفقیت در زندگی و کسب‌وکار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:18:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/274972/avatar/dcST0l.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</title>
            <link>https://virgool.io/@tarneveshtir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۴ اصل رهبری جف بزوس در آمازون</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DB%B1%DB%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88%D9%86-eicyfj6nbz6m</link>
                <description>«جف بزوس» در حال کناره‌گیری از هدایت و مدیریت آمازون است، اما او اصولی را در رهبری این شرکت پایه گذاشته است که حتا پس از او نیز باقی خواهد بود و به احتمال زیاد، «اندی جسی» فردی که به زودی سکان‌دار آمازون خواهد شد، بر اساس همان اصول تصمیم‌گیری خوهد کرد.۱۴ اصل رهبری آمازون که توسط بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت، جف بزوس تدوین شده است؛ در هر لحظه در حال راهنمایی و هدایت این شرکت در زمینه‌های مختلف است؛ از مصاحبه‌های شغلی گرفته تا ایده‌هایی برای پروژه‌های تازه.جف بزوس در حال کناره‌گیری از مدیریت آمازون است و به اندی جسی مدیر وب‌سرویس‌های آمازون (AWS) به زودی جانشین او خواهد شد. به همین مناسب، جسی در یادداشتی خطاب به کارمندان آمازون که در نشریه‌ی اینسایدر منتشر شد (+)، آن چه را که در طی ۲۴ سال فعالیت خود از بزوس آموخته است را بازگو کرد؛ آموزه‌هایی ارزش‌مند که اغلب آن‌ها انعکاسی از اصول رهبری هستند که جف بزوس در آمازون پایه‌گذاری کرده است. مواردی که به گفته‌ی جسی شامل حساسیت نسبت به مشتریان، اهمیت نوآوری و جست‌وجوگر بودن و نیز ارزش استانداردهای بالا است.اصول رهبری آمازون ۱۴ بند دارد. البته سال گذشته، گروهی از کارمندان پس از به اشتراک گذاشتن گزارش‌های خود در مورد تبعیض در محل کار، از جمله نژادپرستی و تبعیض جنسیتی، یک دادخواست داخلی ترتیب دادند تا در شمول اصول رهبری آمازون قرار بگیرد؛  به همین دلیل مدیرعامل جدید آمازون ممکن است برای گنجاندن یک اصل جدید به این موارد تحت فشار قرار بگیرد. اما در حال حاضر این اصول همان ۱۴ موردی هستند که جف بزوس آن‌ها را پایه گذاشته است و در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم:۱. حساسیت نسبت به مشتریرهبران با مشتری شروع می‌کنند و معکوس کار می‌کنند. آن‌ها برای به دست آوردن و حفظ اعتماد مشتریان به شدت کار می‌کنند. اگرچه توجه اصلی رهبران نسبت به رقبا است، اما نسبت به مشتریان وسواس زیادی دارند.۲. مالکیترهبران مالک هستند. آن‌ها بلندمدت فکر می‌کنند و ارزش‌های بلندمدت را فدای نتایج کوتاه مدت نمی‌کنند. آن‌ها به نمایندگی از تمام شرکت و فراتر از تیم خود عمل می‌کنند. یک رهبر هرگز نمی‌گوید که «این وظیفه‌ی من نیست».۳. نوآوری و ساده‌سازیرهبران انتظار و نیاز به نوآوری دارند، نوآوری از سوی تیم‌های آنان و همیشه راهی برای ساده‌سازی کارها پیدا می‌کنند. رهبران از فضای بیرونی شرکت آگاهی دارند و در همه جا به دنبال ایده‌های تازه می‌گردند و خود را به جمله‌هایی مانند «در این جا ابداع نشده است» محدود نمی‌کنند. چرا که آن‌ها کارهای تازه انجام می‌دهند و می‌پذیرند که ممکن است به مدت طولانی دچار اشتباه شوند.۴. درست می‌گویند، خیلی!رهبران درست می‌گویند. آن‌ها قضاوت قوی و غرایز خوبی دارند. رهبران به دنبال دیدگاه‌های گوناگونی هستند و برای عدم تایید باورهای خود تلاش می‌کنند.۵. یاد بگیرید و کنجکاو باشیدیادگیری برای رهبران هرگز به پایان نمی‌رسد و همیشه به دنبال بهبود خودشان هستند. آن‌ها در مورد احتمالات جدید کنجکاو هستند و برای کشف آن‌ها اقدام می‌کنند.۶. استخدام و تربیت بهترین‌هارهبران با هر استخدام و ترفیع، سطح عملکرد را بالاتر می‌برند. آن‌ها افراد با استعداد استثنایی را تشخیص می‌دهند و با با کمال میل آنها را در سراسر سازمان جابجا می‌کنند. رهبران، رهبران دیگر را تربیت می‌کنند و در مورد نقش خود در مربی‌گری دیگران جدی هستند. آن‌ها به نمایندگی از افراد خود کار می‌کنند تا سازوکارهایی مانند انتخاب شغل را توسعه دهند.۷. پافشاری روی بالاترین استانداردهارهبران دارای استانداردهای بالایی هستند. این استانداردها خلل‌ناپذیری بوده و ممکن است بیش‌تر افراد فکر کنند که آن‌ها بی‌دلیل بالا هستند. رهبران به منظور ارایه‌ی محصولات، خدمات و فرآیندهای با کیفیت بالا، پیوسته در حال افزایش سطح استانداردهای خود و هدایت تیم‌شان هستند. آن‌ها اطمینان حاصل می‌کنند که ایرادات و کاستی‌ها به خط مقدم منتقل نمی‌شوند و مشکلات برطرف می‌شوند تا ثبات حفظ شود.۸. بزرگ فکر کنیدکوچک‌اندیشی یک پیش‌گویی بالقوه است. رهبران یک مسیر و ارتباط جسورانه ایجاد می‌کنند که الهام‌بخش نتایج است. آن‌ها متفاوت فکر می‌کنند و در هر گوشه‌ای به دنبال راه‌هایی برای خدمات‌رسانی به مشتریان هستند.۹. سوگیری برای عملسرعت در کسب‌وکار اهمیت دارد. بسیاری از تصمیمات و اقدامات برگشت‌پذیر هستند و نیازی به مطالعه گسترده ندارند. رهبران برای خطرپذیری محاسبه‌شده ارزش قایل هستند.۱۰. صرفه‌جویینتایج بیش‌تر با منابع کم‌تر. محدودیت‌ها باعث ایجاد ابتکار و تدبیر، خودکفایی و نوآوری می‌شوند. هیچ امتیاز اضافی برای افزایش هزینه‌ها، میزان بودجه یا هزینه‌ی ثابت وجود ندارد.۱۱. کسب اعتمادرهبران با دقت گوش می‌دهند، با صراحت صحبت می‌کنند و با دیگران محترمانه برخورد می‌کنند. آن‌ها به شدت از خود انتقاد می‌کنند، حتی اگر انجام این کار ناجور یا شرم‌آور باشد. رهبران خود یا تیم‌شان را بی‌نقص نمی‌دانند. آن‌ها خود و افرادشان را در برابر بهترین معیارها قرار می‌دهند.۱۲. شیرجه‌ی عمیقرهبران در تمامی سطوح فعالیت می‌کنند، با جزییات در ارتباط هستند و به طور مرتب حساب‌رسی می‌کنند و زمانی که معیارها با نتایج اختلاف داشته باشند، بدبین و شکاک خواهند بود. هیچ وظیفه‌ای خارج از دایره‌ی نظارت آن‌ها نیست.۱۳. دارای ستون فقرات؛ ناسازگار اما متعهدرهبران موظف هستند که هنگام مخالفت با آن‌ها، حتی زمانی که این کار برای‌شان ناراحت‌کننده یا طاقت‌فرسا باشد، با نهایت احترام تصمیم خود را به چالش بکشند. رهبران اعتقاد دارند و سرسخت هستند. آن‌ها به خاطر انسجام اجتماعی سازش نمی‌کنند. هنگامی که تصمیمی گرفته می‌شود، به صورت کامل به آن متعهد می‌مانند.۱۴. ارایه‌ی نتایجرهبران بر روی ورودی‌های کلیدی کسب‌وکار خود تمرکز می‌کنند و آن‌ها را با کیفیت مناسب و به موقع ارایه می‌دهند. با وجود موانع، آن‌ها به اهداف معین شده می‌رسند و هرگز تسلیم نمی‌شوند.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/7r7i۶ نقل قول قدرت‌مند که زندگی مرا تکان دادندچگونه یک استارت‌آپ با یک برنامه‌ی ۷ خطی میلیاردر شد</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 14 Feb 2021 15:50:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با کنترل ذهن خود، زندگی‌تان را کنترل کنید</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-wqlco1co1n24</link>
                <description>شما آن چیزی می‌شوید که به آن فکر می‌کنیدکنترل ذهن کلید کنترل زندگی است، چرا که افکار شما چیزی فراتر از فکر هستند. آن‌ها همان چیزهایی هستند که شما را در زندگی هدایت و تعریف می‌کنند. آن‌ها نگاه شما به جهان و اطرافیان‌تان شکل می‌دهند.به دست گرفتن کنترل ذهن، آغاز به دست گرفتن کنترل زندگی و کلید رسیدن به موفقیت است. همان طور که ناپلئون هیل، نویسنده‌ی آمریکایی، می‌گوید؛ «هر چیزی را که ذهن بتواند تصور نماید و باور کند، می‌تواند به آن دست پیدا کند.» ذهن انسان هنگامی که در آرزوی موفقیت است، تبدیل به ابزاری قدرت‌مند می‌شود.اگر باور کنیم که می‌توانیم موفق باشیم، اغلب موفق خواهیم شد. در مقابل، اگر باور داشته باشیم که موفق نخواهیم شد، اغلب شکست می‌خوریم. این به این معنی نیست که ما مخلوقاتی پیش‌گو هستیم، بلکه به این معنی است که ما به زمزمه‌های درونی که اطراف ذهن ما پرسه می‌زنند باور داریم.کنترل ذهن اغلب و بدون این که خودتان آگاهی داشته باشید، نقشی اساسی در فرصت‌ها و ایجاد موفقیت شما ایفا می‌کنند. اگر تفکر رو به رشد و یا به اصطلاح ذهنیت رشد داشته باشید، باور خواهید داشت که در اطراف شما فرصت‌های زیادی وجود دارد و می‌توانید روی پیشرفت خود کار کنید. در حالی که اگر یک طرز فکر و ذهنیت ثابت داشته باشید، اعتقاد دارید که نمی‌توانید توانایی‌های خود را تغییر دهید و فرصت‌های محدودی در پیش روی‌تان وجود دارد.به قول بودا؛ «ذهن همه چیز است و به هر چه که می‌اندیشی، همان خواهی شد.» در این گفته یک حقیقت وجود دارد. اگر بتوانید کنترل ذهن خودتان را به دست بگیرید می‌توانید مسیر زندگی‌تان را نیز تعیین کنید. شما می‌توانید انسانی آزاد باشید و یا فردی اسیر افکار خود. در هر حال، هر کدام این‌ها که باشید همان کیفیت زندگی شما را تعیین می‌کند.طرز فکرشاید این مساله برای برخی مسخره، غیرواقعی و غیرقابل باور به نظر برسد اما تردیدی نیست که افکار ما در مورد واقعیت ما حکم می‌کنند. خواه باور کنیم و خواه نکنیم، آن چه فکر می‌کنیم نحوه‌ی زندگی ما را تعیین می‌کند.این مساله‌ای نیست که به تازگی کشف شده باشد؛ سِنِکا فیلسوف رواقی اهل رم در دو هزار سال پیش از این موضوع آگاه بوده است. او در جایی نوشته است:همه چیز به طرز فکر یک شخص بستگی دارد ... یک مرد به همان اندازه که خودش را متقاعد کرده ناراضی است.این نقل قول درس مهمی با خود دارد. فردی را تصور کنید که برای اولین بار دردی را در قفسه‌ی سینه‌ی خود احساس می‌کند. او بدون این که بداند واقعا چه اتفاقی افتاده است، در ذهن خود شروع به پیش داوری و گمانه‌زنی‌های بی‌اساس می‌کند و ساده‌لوحانه فکر می‌کند دچار حمله‌ی قلبی شده است.این فرد کنترل ذهن خود را از دست داده است و علی‌رغم مراجعه به بیمارستان و تایید این که مشکل خاصی وجود ندارد و تنها دچار یک درد عصبی شده است، هم‌چنان درگیر ذهن خود خواهد بود. ذهنی که مدام در مغز او زمزمه‌های مسموم سر می‌دهد و او را دچار اضطراب می‌کند. هر زمان که کوچک‌ترین احساس ناخوشایندی در بدن این فرد ایجاد شود، ذهن ناآرام او به شدت عصبی شده و اضطراب او را بیش‌تر می‌کند.ذهن شما ابزاری قدرت‌مند است که هم می‌تواند دوست شما باشد و هم دشمن شما
ذهن فرد مورد نظر حالا دچار وسواس فکری شده و او را متقاعد می‌کند که انواع و اقسام مشکلات را دارد. او دیگر به ناراحتی قلبی هم اکتفا نمی‌کند و هر روزی که می‌گذرد می‌خواهد خود را متقاعد کند که شاید درگیر بیماری‌های مختلفی شده باشد.با این که تمام شواهد نشان می‌دهند که او سالم است و بیماری در کار نیست، اما هیچ کدام از شواهد نمی‌توانند به او کمک کنند. افکار منفی همیشه به بدن او باز می‌گردند، چرا که کنترل ذهن خود را از دست داده است.اگر از بیرون به این قضیه نگاه کنیم، خنده‌دار به نظر می‌رسد زیرا فرد مورد نظر ما قبل از آن حمله‌ی اولیه هرگز این گونه فکر نمی‌کرد. اگر در همان ابتدای کار کنترل ذهن خود را به دست می‌گرفت به طور حتم کار به این جا و این توهم‌های مکرر و دردهای عجیب و غریب نگران‌کننده نمی‌کشید.چنین افرادی در اطراف ما کم نیستند. حضور این افراد گفته‌ی سِنِکا را پس از دو هزار سال تایید می‌کند. فرد مورد نظر ما خود را متقاعد کرده است که درست فکر می‌کند و اشتباهی وجود ندارد. اندیشه‌ی او باعث رنج و اضطراب شده است. او اسیر افکارش شده است چرا که کنترل ذهن خود را از دست داده است.کنترل ذهن یعنی کنترل زندگیذهن شما ابزاری قدرت‌مند است. می‌تواند بهترین دوست و یا بدترین دشمن شما باشد. همه‌ی ما همان چیزی می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم. اگر ذهن شما دچار تشویش و اضطراب شده است، به عقب بازگردید؛ به دنبال کمک بگردید و خودتان را در مسیر درست قرار دهید؛ کنترل ذهن خود را در دستان‌تان بگیرید.ممکن است شما از نظر بهداشت روان مشکلی نداشته باشید، اما ذهن‌تان هنوز هم می‌تواند به شما حقه بزند و بازی‌تان بدهد. اگر فکر می‌کنید که نمی‌توانید کاری انجام دهید، پس خود را برای شکست در زندگی آماده کنید. پیش از این که حتا شروع به کاری کنید، تردید دارید که می‌توانید موفق باشید. متاسفانه باید بگویک این یک دستورالعمل برای فاجعه است.افکار ما خاک و بستری هستند که ارزش‌ها و در ادامه زندگی ما از آن رشد می‌کنند. ما چیزهایی را زندگی می کنیم که مدام در مورد آن‌ها فکر می‌کنیم. این افکار ممکن است ناملموس باشند، اما قدرت آن‌ها در این است که چه گونه بر ما تاثیر می‌گذارند و ما را وادار به عمل می‌کنند.آن‌ها می‌توانند افق دید شما را گسترش دهند یا مانع‌تان شوند. هیچ مساله‌ی مهمی در داشتن افکار منفی وجود ندارد. همه‌ی ما در برهه‌ای از زمان دچار آن‌ها می‌شویم، مساله‌ی مهم این است که چه موقع شروع به تسلیم شدن در برابر آن‌ها می‌کنید. آن هنگام، زمانی است که شما کنترل ذهن را از دست داده‌اید.افکار شما تنها و تنها برای خود شما هستند. شما توانایی این را دارید که احساسات خود و شیوه‌ی زندگی خود را انتخاب کنید. به همین دلیل افکار شما بسیار مهم هستند، زیرا تقریبا تمام جنبه‌های مهم زندگی شما را دیکته می‌کنند.اگر می‌خواهید روند فکر خود را تغییر دهید و کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشید، باید کاری بکنید. تنها شما هستید که با افکار خودتان زندگی می‌کنید، نه هیچ کس دیگر. اگر شما نتوانید کنترل ذهن و افکار خودتان به دست بگیرید، پس چه کس دیگری این کار را خواهد کرد.برای رسیدن به این هدف اپیکتت، فیلسوف رواقی یونان، پرسش ایده‌آلی مطرح کرده است:چه مدت منتظر می‌مانید تا بهترین‌ها را برای خود بخواهید؟لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/ilaw</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 20:18:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۶ پرسش که کمک می‌کنند تا خودتان را بهتر بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DB%B1%DB%B6-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-yfkvqtb2ihml</link>
                <description>چیزهایی که نمی‌خواهید دیگران در مورد شما بدانندشما شاید علایق، سلایق و چیزهایی که ممکن است دوست نداشته باشید را بشناسید. اما ضمیر ناخودآگاه ما چاه بزرگی از اطلاعات است که تنها در انتظار یک تلنگر برای شنیده شدن است.برای موفقیت در زندگی مهم است که خودتان را بهتر بشناسید و پرسش اصلی این است؛ در حال حاضر شما چه قدر خودتان را می‌شناسید؟شاید علایق، سلایق و چیزهایی که ممکن است دوست نداشته باشید را بشناسید. ممکن است بدانید که چه چیزهایی را تحمل می‌کنید و چه چیزهایی را نه. اما ضمیر ناخودآگاه ما چاه بزرگی از اطلاعات است که تنها در انتظار یک تلنگر برای شنیده شدن است؛ و گاهی یک یا دو پرسش جست‌وجوگرانه کلید دست‌یابی به این چاه است.ما در این مقاله به ۱۶ پرسش کاوش‌گرانه‌ی مهم اشاره کرده‌ایم که آگاهی و شناخت شما را از خودتان افزایش داده و کمک می‌کنند تا خودتان را بهتر بشناسید.چه چیزهایی را درون خودتان می توانید تشخیص دهید که باعث می‌شوند از دیگران نفرت داشته باشید؟گاهی بیش‌ترین انزجار و شدیدترین نفرت‌ها از دیگران به دلیل عادت‌ها، عقاید و رفتاری ایجاد می‌شوند که از درون خود ما سرچشمه گرفته‌اند.اگر قرار باشد فهرستی از تمام چیزهایی که شما را نسبت به دیگران عصبانی می‌کند تهیه کنید، ممکن است مجبور شوید مدتی بنشینید و بررسی کنید که خودتان چه موقع و چه گونه رفتارهای مشابهی را انجام می‌دهید.در چنین زمان‌هایی؛ اغلب متوجه می‌شویم که تمایل ما برای تبدیل شدن به پلیس دیگران، ممکن است در حقیقت فریادی برای آگاه شدن نسبت به ضمیر ناخودآگاه خودمان باشد.اگر می‌دانستید که فرزندان‌تان درست مثل شما رفتار خواهند کرد، آیا باز هم به آن‌ها افتخار می‌کردید؟این یک پرسش فرضی به عنوان روشی برای ارزیابی خود نیست. آیا می‌توانید تمام ویژگی‌های خودتان و تمام باورها و احساسات دورنی‌تان را در یک فرد دیگر را تصور کنید؛ کسی خارج از خودتان که شما نیز باید بدون قید و شرط او را دوست داشته و عاشق‌اش باشید؟به چه چیزی افتخار می‌کنید؟ می‌خواهید چه چیزی را تغییر دهید؟ این روشی است که به عنوان والد، باید آن را انتخاب کنید.اگر می‌دانستید که فرزند شما درست مثل شریک زندگی شما رفتار خواهد کرد، با این مساله راحت بودید؟این موضوع برای فردی که با او در نزدیک‌ترین رابطه هستید نیز صادق است.مهم نیست که کدام یک از ویژگی‌ها و رفتارهای آن‌ها ممکن است شما را آزار دهد؛ اما در پایان روز، آیا شما با یک کودک که درست مثل آن‌ها رفتار می‌کند راحت هستید؟این نه تنها راهی برای ارزیابی شخصیت واقعی شریک زندگی شما است بلکه راهی است برای تشخیص این که آیا واقعا می‌خواهید هم چنان به رابطه‌ی خود ادامه دهید یا خیر؛ اگر کارت‌های قرمز زیادی وجود داشته باشد، عادت‌های زیادی که دوست ندارید کودک‌تان آن‌ها را انتخاب کند، ممکن است پاسخ شما منفی باشد.آن چه چیزی است که بزرگ‌ترین رویاهایتان به شما اجازه می‌دهد تا از آن فرار کنیداغلب، رویاها و جاه‌طلبی‌های ما خیالاتی برای فرار هستند. فرار می‌کنید تا کنار ساحل زندگی کنید؟ فرار می‌کنید تا سال‌ها دور دنیا سفر کنید؟ فرار می‌کنید تا به طور مستقل و برای خودتان کار کنید؟اگر بتوانید آن چیزی که در این رویاها از آن فرار می‌کنید را به درستی مشخص کنید، می‌توانید بفهمید که دقیقا باید به چه مساله‌ای در زندگی‌تان بپردازید.اگر خودتان را ملاقات می‌کردید، از او خوشتان می‌آمد؟پرسش ساده‌ای است؛ اگر یک روز خودتان را می‌دیدید، آیا می‌خواستی با او دوست شوید؟آیا یک ترس ناخودآگاه کنش‌های شما را کنترل می‌کند؟
وقتی آینده‌ی خودتان را تصور می‌کنید، چه چیزی می‌بینید؟تصور آینده‌ی خود یک تمرین قدرت‌مند است که به شما امکان می‌دهد با حقایق درونی و پتانسیل نهفته‌ی خودتان ارتباط برقرار کنید.زمانی که بهترین آینده‌ی احتمالی خود را تصور می‌کنید؛ در آن چه کارهایی انجام می‌دهید، چه می‌پوشید، چه افکاری دارید، چه احساساتی دارید؟به یاد داشته باشید که نسخه‌های نامحدودی از شما وجود دارد که می‌توانند وجود داشته باشند، اما می‌توانید از میان آن‌ها، آن نسخه‌ای که دوست دارید تحقق یابد را انتخاب کنید.اگر می‌توانستید تنها یک چیز را به تمام دنیا بگویید، چه می‌گفتید؟اگر می‌توانستید یک پیام را با تمام افراد دنیا به اشتراک بگذارید، آن چه پیامی بود؟ این مورد اغلب به شما دو چیز را در مورد خودتان می‌گوید؛ اول این که میراث شما چیست؟ دوم، آن چیزی است که عمیقا می‌خواهید به خودتان بگویید!چه چیزی ارزش تحمل رنج بردن را دارد؟هر آن چیزی که برای ما بسیار مهم است سرانجام باعث رنج ما خواهد شد.پرسش این نیست که چه چیزی به ما کمک می‌کند تا بیش‌ترین درد را نداشته باشیم - زیرا این امر اجتناب‌ناپذیر است - پرسش حقیقی این است که چه چیزی در واقع ارزش تحمل چالش‌ها، تردیدها و موانع را دارد؟این چیزی است که قلب شما واقعا برای آن می‌تپد. چیزی که احساس می‌کنید ارزش رنج کشیدن را دارد و نه چیزی که باعث رنج کم‌تر شما می‌شود!چه چیزی ارزش انتظار را دارد؟چه چیزی به اندازه‌ی کافی برای شما اهمیت دارد که بتوانید منتظر آن بمانید؟ به چه اندازه حاضرید منتظر بمانید؟ فکر می‌کنید چه چیزی واقعا ارزش انتظار کشیدن را دارد؟این چیزی است که شما واقعا به داشتن آن اهمیت می‌دهید. هر چیزی که علاقه‌ی خود را نسبت به آن از دست می‌دهید، تنها به این دلیل که به اندازه‌ی کافی سریع اتفاق نمی‌افتد؛ چیزی است که به آن اندازه که فکر می‌کنید برای شما مهم نیست.چه چیزی است که دوست ندارید در بستر مرگ برای آن حسرت بخورید؟آیا وقتی به پایان زندگی خود می‌رسید، می‌دانید که چه چیزی را باید تجربه کرده باشید؟  آن چیز، موردی است که برای شما به عنوان یک مساله‌ی غیرقابل مذاکره خواهد بود.شاید آن چیز یک خانواده، یک سفر یا مدتی زندگی در یک مکان دورافتاده باشد. شاید شروع یک کسب‌وکار تازه، یک ماجراجویی و یا نوشتن یک کتاب باشد.هر چه هست، اطمینان پیدا کنید که اکنوندر حال برنامه‌ریزی و کار روی آن مساله هستید، چون زندگی به سرعت به پیش می‌رود و شما نمی‌خواهید که در نهایت برای کاری که انجام نداده‌اید پشیمان شوید.آیا در حال حاضر، یک ترس ناخودآگاه کنش‌های شما را کنترل می‌کند؟آیا دلیلی وجود دارد که احساس ناراحتی می‌کنید؟ آیا برای این که خودتان را بیش از حد زیر فشار گذاشته‌اید، دلیلی وجود دارد؟ آیا برای ناراحتی‌های جزیی که در زندگی‌تان اخلال ایجاد کرده‌اند، دلیلی وجود دارد؟آیا با ترس از قضاوت دیگران، اعتقاد به این که باید ارزشی را کسب کنید و یا این که داشته‌هایتان را به رخ دیگران بکشید کارهایتان را انجام می‌دهید؟به جای تلاش برای پرداختن به مشکلات سطحی در زندگی خود، یک لایه عمیق‌تر بروید و ببینید چه انگیزه‌ای شما را به حرکت وا می‌دارد و این که آیا این انگیزه واقعا منطقی است یا خیر.از اعتراف به چه چیزی می‌ترسید؟گاهی اوقات بزرگ‌ترین ترس‌های ما به دلیل ضعف‌ها یا بدترین حالت‌های ممکن نیست، بلکه به دلیل خواسته‌های واقعی ما است.هر چیزی که حقیقت عمیق و واقعی در مورد این که ما چه کسی و چه چیزی هستیم باشد، چیزی است که به طور طبیعی سعی می‌کنیم از آن محافظت و یا حتا از آن اجتناب کنیم. به این دلیل که این‌ها آسیب‌پذیرترین واقعیت‌ها در مورد ما هستند.اگر می‌خواهیم چیزی را به دست بیاوریم، ممکن است مجبور شویم بدانیم که چرا آن را نداریم. شاید مجبور شویم بپذیریم که اگر به دنبال آن برویم، ممکن است برای ما تبعات خوش‌آیندی نداشته باشد. ما باید از خود بپرسیم که چرا از همان وهله‌ی اول تلاش نمی‌کنیم. شاید لازم باشد فکر کنیم که چه بخش‌هایی از زندگی ما باید به طور کامل تغییر کند.آخرین باری که مهربانی واقعی را از خود بروز دادید چه زمانی بوده است؟آیا می‌توانید آخرین باری را که یک مهربانی واقعی و بی قید و شرط را نسبت به موجود دیگری ابراز داشته‌اید به یاد بیاورید؟ جایی که هیچ سود و چشم‌داشتی نداشته‌اید.آخرین باری که غیرمنطقی رفتار کردید چه زمانی بوده است؟آیا می‌توانید آخرین باری را که به خاطر ترس، ناامنی یا بسته بودن ذهنیت نسبت به فرد دیگری بی‌احترامی کرده‌اید را به یاد بیاورید؟چه چیز را نمی‌خواهید دیگران در مورد شما بدانند؟اگر می‌خواهید بفهمید که این چه چیزی است که به طور مداوم سعی می‌کنید از دیگران پنهان کنید، باید حقیقتی را در مورد خودتان پیدا کنید که شاید لازم باشد با آن مقابله کنید.ممکن است متوجه شوید که پاسخ به این سوال چیزی است که نمی‌خواهید دیگران بدانند تا بیاندیشند که شما چه اندازه ناقص هستید (این یک چیز خوب برای به اشتراک گذاشتن است)، یا این که شما نگران آینده هستید (بالاخره این هم هست) و یا یا شاید هم اشتباهاتی است که شما در گذشته مرتکب شده‌اید (این چیزی است که باعث می‌شود شما انسان باشید).واقعیت این است که چیزهایی که به سختی تلاش می‌کنیم از دیگران پنهان کنیم اغلب مواردی هستند که بی سر و صدا ما را کنترل می‌کنند و اغلب بدون هیچ دلیل موجه.آیا برای اطرافیان خود یک فرد دل‌پذیر هستید؟در نهایت، آیا شما آن قدر فرد خوبی هستید که دیگران وقت خود را با شما سپری کنند؟آیا مردم را بالا می‌برید یا موفقیت‌های آن‌ها را زیر سوال می‌برید؟آیا سر چیزهای کوچک جر و بحث می‌کنید؟ آیا همیشه بر سر چیزی با کسی درگیر هستید؟آیا در موقعیت‌های پرتنش‌تری نسبت به دوستان خود قرار دارید؟آیا افرادی که اطراف شما هستند سعی می‌کنند شما را کنترل کنند وقتی که به یک مساله‌ی خاص واکنش نشان می‌دهید؟زمان آن رسیده که نگاهی خوب به خودتان داشته باشید، الگوهای خود را بشناسید و تشخیص دهید که آیا شما بهترین فردی هستید که می‌توانید باشید.این‌ها به این معنا نیست که شما هرگز نمی‌توانید افکار خود را به اشتراک بگذارید یا صادقانه صحبت کنید. این فقط به این معنی است که شما درگیری‌های خود را انتخاب می‌کنید و تشخیص می‌دهید که اگر حرف منفی درباره همه دارید، مشکل به احتمال زیاد خود شما هستید.خواهشمندیم، اگر این مطلب را پسندیده و برای شما مفید بوده است، آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.این مطلب را در سایت تارنوشت بخوانید ...</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Thu, 03 Dec 2020 19:41:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ی گوگل برای کمک به کارمندان در جلوگیری از فرسودگی شغلی</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-ksjubgkkelei</link>
                <description>گاهی ساده‌ترین راه برای کمک به تیم‌تان برای انجام کارهای بیشتر این است که دیگر وقت آن‌ها در جلسات هدر ندهید.دورکاری، بدون اغراق، همیشه یک چالش بزرگ بوده است که همواره شرکت‌ها، افراد و خانواده‌ها را مجبور کرده تا روش کار خود را تغییر دهند؛ و از همه مهم‌تر این مشکل که چه طور میان کار خود و سایر چیزها تعادل برقرار کنند. این مساله در اغلب موارد کارمندان را با فرسودگی شغلی مواجه می‌سازد.در نتیجه، شرکت‌ها مجبور شده‌اند روش‌هایی را جهت کمک برای حفظ تمرکز کارمندان‌شان و البته جلوگیری از هدر رفت زمان خود پیدا نمایند. سوندار پیچای مدیر اجرایی گوگل، در یادداشتی برای کارمندان اذعان داشت که این کار به هیچ وجه آسان نیست و آن‌ها را تشویق کرد که برای جلوگیری از فرسودگی شغلی وقت کافی بگذارند. برای کمک، گوگل در حال برداشتن چند گام است که ارزش آن را دارند تا شما نیز در محل کار خود به آن‌ها توجه کنید.اول این که، این شرکت به همه‌ی کارکنان دو روز مرخصی اضافی می‌دهد. در حالی که این شرکت روزهای ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ و ۴ ژانویه ۲۰۲۱ را به عنوان روزهای جایزه در سطح شرکت تعیین کرده است؛ اما هم‌چنین تصریح می‌کند که تیم‌های مختلف شرایط متفاوتی دارند و ممکن است این روزها بهترین شرایط را نداشته باشند، بنابراین انعطاف‌پذیری لازم برای ایجاد تنظیمات ویژه‌ی خود را به آن‌ها می‌دهد.افزون بر بر مرخصی بیش‌تر، این شرکت یک برنامه‌ی درخشان سه کلمه‌ای برای کمک به اعضای تیم در جلوگیری از فرسودگی شغلی در حین کار دارد:«هفته‌های بدون جلسه»این دقیقا همان چیزی است که به نظر می‌رسد؛ هفته‌هایی که هیچ جلسه‌ای در آن‌ها برنامه‌ریزی نشده است. و اگر شما مدت زیادی است که مجبور به دورکاری شده‌اید، می‌دانید که این مساله چقدر خوب به نظر می‌رسد.پیچای در یادداشت خود دلیل این کار را به این شکل شرح می‌دهد:برخی از تیم‌های ما برنامه‌ی «هفته‌های بدون جلسه» را اجرا کرده‌اند که باعث می‌شود کارکنان گوگل فضای کافی برای تمرکز روی کارهای مسقل خود داشته باشند یا این که به طور کامل فراغت یافته و به تعطیلات بروند. ما تصمیم گرفته‌ایم که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۰ تا ۱ ژانویه سال ۲۰۲۱ یک هفته‌ی رسمی بدون جلسات در سراسر شرکت داشته باشیم. البته تیم‌هایی که در تلاش هستند تا برای ضرب العجل‌های سخت، بسته شدن معاملات یا پشتیبانی از زیرساخت‌های مهم کار کنند، استثنائاتی خواهند داشت (خواهشمندم به راهنمایی‌های رهبر خود توجه کافی داشته باشید). در غیر این صورت، اجازه دهید همه‌ی جلسات معمول و غیرحساس آن هفته را منتقل یا لغو کنیم.این یک روش ساده و موثر است برای کمک به تیم شماست که زمانی ویژه را به آن‌ها اختصاص می‌دهید تا برنامه‌ی جلسات خود را پاک کنند. به عنوان کسی که سال‌ها دورکاری کرده است، می‌توانم بگویم که این مساله واقعا احساس یک هدیه می‌دهد.کار در خانه مزایای زیادی دارد، اما یکی از چالش‌های بزرگ آن این است که مدیران تمایل دارند فکر کنند که برای کار کردن حتما به حضور فیزیکی در یک دفتر همراه با چشم دوختن زیاد در نمایش‌گر نیاز هست. این بدان معناست که بسیاری از کارمندان دورکار، زمان زیادی را صرف جلسان ویدیویی از راه دور می‌کنند.در واقع، من به طور کلی طرف‌دار جلسات مجازی کمتر هستم و از تعیین یک اولویت در سطح شرکت که بتواند یک هفته معافیت از حضور مداوم در جلسات را به اعضای تیم اعطا کند، حمایت می‌کنم؛ جلساتی که اغلب به جز ایجاد در کارهای تیمی ثمره‌ی دیگری ندارند. اگر گزینه‌ی دیگری ندارید، بهتر است شما نیز این ایده را برای شرکت خود بدزدید، البته اگر همین حالا نیز این روش را در پی نگرفته‌اید.علاوه بر این، یکی از مواردی که من در مورد ابتکار عمل گوگل در این جا دوست دارم این است که از عملکردی حاصل شده است که تیم‌ها پیش‌تر در حال انجام آن بوده‌اند. اغلب بهترین ایده‌ها برای مراقبت از کارکنان شما از افرادی سرچشمه می‌گیرند که مسئول انجام این کار هستند.نکته‌ی دیگری که به نظر من قابل ذکر است، این است که گوگل به تیم‌ها این انعطاف را می‌دهد تا این ابتکارها را به گونه‌ای تنظیم کنند که برای نیازهای درون گروهی آن‌ها به بهترین وجهی مناسب باشد. صادقانه بگویم، این شاید مهم‌ترین چیزی است که می‌توانید از برنامه‌ی گوگل یاد بگیرید؛ این که رهبران نه تنها به کارمندان خود فضای کافی می‌دهند تا استراحت کنند و از محیط دور شوند، بلکه به آن‌ها این امکان را می‌دهند که این کار را به شیوه‌ای انجام دهند که واقعا متناسب با کار آن‌ها باشد.بهترین قسمت این است که این سه کلمه ساده هستند که همه‌ی شما می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/xb52</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 21:08:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شش نقل قول قدرت‌مند که زندگی مرا تکان دادند</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%B4%D8%B4-%D9%86%D9%82%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-pfdshshrhqj6</link>
                <description>پیام‌هایی که به هنگام نیاز، چشم‌های شما را باز می‌کنندگاهی در کلام برخی از بزرگان، گفتارهایی یافت می‌شود که می‌توانند راه را برای تغییر زندگی انسان نشان دهند. نقل‌هایی که می‌توانند در بزنگاه انسان را از لبه‌ی پرتگاه به عقب بازگردانند. در این مقاله به شش نقل قول قدرت‌مند می‌پردازیم که توانستند زندگی برایان پنی، نویسنده و مدرس دانشگاه را تکان دهند.برایان پنی: هفت سال پیش، زندگی من در سراشیبی سقوط بود. اما بعد از ۱۵ سال اعتیاد؛ سرانجام یک تجربه‌ی نزدیک به مرگ، آن ندایی را که برای بیدار شدن لازم بود به من داد. پس از چندین ماه سم‌زدایی و درمان، شروع به خواندن درباره‌ی توسعه‌ی فردی کردم. در این بین یک نقل قول به طور ویژه، زندگی مرا تکان داد:می‌خواهی بدانی که چه کسی هستی؟ نپرس، عمل کن! این عمل شما است که شما را تعریف می‌کند.توماس جفرسونپس از این که تمام زندگی بزرگ‌سالی خود را به خاطر اعتیاد از دست داد، بیش‌تر به دلیل انفعال و بی‌عملی، احساس می‌کردم که با حرکت در جهت مخالف چیزی را از دست نمی‌دهم. بنابراین به جای این که در خانه بنشینم و برای سال‌های از دست رفته‌ی خودم عزاداری کنم، از نصیحت آقای جفرسون پیروی کردم؛ بیرون رفتم و مشغول کار شدم.این در سال ۲۰۱۳ بود و از آن زمان من به یک نویسنده، یک سخنران کلیدی، یک استراتژیست، یک مربی زندگی و مدرس ارشد دو دانشگاه برتر در ایرلند تبدیل شدم؛ در حالی که در حال دنبال کردن مدرک دکترا هستم آن هم در زمینه‌ای که دوستش دارم.به جز این گفته، در ادامه پنج نقل قول دیگر وجود دارند که در بزنگاه مناسب به صورت من نواختند و مرا از خواب بیدار کردند. اگر شما هم به چنین چیزی نیاز دارید، امیدوارم که این گفته‌ها به شما نیز کمک کنند.مهم نیست چه کارت‌هایی در دست شما است! این نحوه‌ی بازی کردن شما است که اهمیت دارد.رندی پاشگرفتن عذر و بهانه آسان است؛ - این کار شما را مجبور می‌کند تا کاری انجام دهید - اما شما را به کجا خواهد برد؟! مطلقا به هیچ کجا! ممکن است در زندگی شانس‌های زیادی نداشه باشید، ولی خب که چه؟! این بدان معنا نیست که نمی‌توانید کاری برای خودتان بکنید.اگر می‌خواهید رشد کنید - چه از نظر فردی و چه از نظر شغلی - باید بهانه‌گیری را کنار بگذارید. افراد موفق این را می‌دانند، مهم نیست که نقطه‌ی شروع آن‌ها در زندگی کجاست. دست خودتان را بازی کنید، وگرنه دنیا آن را برای شما بازی خواهد کرد.دست خودتان را بازی کنید، وگرنه دنیا آن را برای شما بازی خواهد کرد.
واژه‌هایی که به کار می‌برید، تبدیل به خانه‌ای می‌شوند که در آن زندگی می‌کنید.منسوب به حافظ شیرازیهمه‌ی ما داستانی داریم و این داستان به وسیله‌ی واژه‌هایی که استفاده می‌کنیم نوشته می‌شود. اگر به خود بگویید مضطرب هستید، طبق آن رفتار خواهید کرد. اگر به خود بگویید که گند خواهید زد، این احتمال وجود دارد که این کار را بکنید. بنابراین، بسیار مهم است که واژه‌های خود را با دقت انتخاب کنید، به ویژه هنگامی که با خود صحبت می‌کنید.واژه‌هایی که شما را از حرکت و اقدام منصرف می‌کنند عبارتند از: «من نمی‌توانم»، «اگر فقط» و «من باید». این‌ها باید با واژه‌هایی عمل‌گرا مانند «من می‌خواهم»، «من انتخاب می‌کنم» و «بیایید به روش دیگری به این مساله نگاه کنیم» جایگزین شوند.در شرایط چالش‌برانگیز، شما باید مراقب پرسش‌هایی که از خود می‌پرسید نیز باشید. برای مثال، جایگزین کردن «چرا من؟» با «چه کاری می‌توانم در این مورد انجام دهم؟» می‌تواند احساس قدرت را به شما القا کرده و به سمت اقدامات اصلاحی هدایت‌تان کند؛ به جای این که دنیا را مقصر مشکلات خودتان قلمداد کنید.تسلیم ترس خود نشوید. اگر این کار را بکنید، دیگر نمی‌توانید با قلب‌تان صحبت کنید.پائولو کوئلیواگر از قلب خود پیروی می‌کنید و قانون را زیر پا نمی‌گذارید، از به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی نترسید. به دنبال علایق و شور و اشتیاق خود باشید و از حاشیه‌ی امن خود خارج شوید. وقتی جمعیت به یک سو می‌رود، شما به جهت خلاف آن‌ها حرکت کنید. اگر احساس خوبی داشت، ادامه بدهید.وقتی در سال ۲۰۱۳ هوشیاری خود را به دست آوردم، خانواده‌ام از من خواستند که در حاشیه‌ی امن خودم حرکت کنم. آن‌ها می‌گفتند؛ «کاری را انجام بده که با آن آشنا هستی، هیچ ریسکی را قبول نکن.» هر چند این حرف از عشق و ترس ناشی می‌شد، اما در حقیقت آن‌ها در چارچوب هنجارهای اجتماعی گرفتار شده بودند.خوش‌بختانه، قلبم با صدای بلند و واضح با من صحبت می‌کرد. من که یک تغییر نگرش بزرگ را در سم‌زدایی تجربه کرده بودم، به شدت در مورد ذهن انسان احساس کنجکاوی می‌کردم. حالا می‌خواستم به دانشگاه بروم تا درباره‌ی درد و رنج انسان‌ها بیاموزم. من که درد و رنج خود را از سر گذرانده بودم، می‌خواستم تجربیات خودم را با دیگران به اشتراک بگذرام.عقل به من می‌گفت که یک کار معمولی و بی‌دردسر برای خودم پیدا کنم اما قلبم فریاد می‌زد، شور و اشتیاق خودت را دنبال کن. این تقریبا ۷ سال پیش بود. من به تازگی خاطرات خود را منتشر کرده‌ام و کم‌تر از ۱۲ ماه دیگر، مدرک دکترای خود را به پایان خواهم رساند.از شکست نترس. داشتن اهداف کوچک، جرم است؛ نه شکست! در تلاش‌های بزرگ، حتا شکست خوردن نیز باشکوه است.بروس لیاز شکست می‌ترسید؟ اگر این طور است، شما تنها کسی نیستید. ترس از عدم موفقیت مانع از اقدام بسیاری از افراد می‌شود و در نتیجه موفقیت بالقوه‌ی آن‌ها را در زندگی کاهش می‌دهد.پرسش اساسی این است که آیا می‌توانید بدون شکست موفق شوید؟ نه؛ مگر این که متوسط بودن، شما را راضی کند. بهترین راه برای یادگیری از طریق شکست است. وقتی شکست می‌خورید، یاد می‌گیرید. زمانی که شکست‌های بزرگ می‌خورید، بیش‌تر یاد می‌گیرید.ممکن است نگران عواقب آن باشید، اما واقعیت این است که این ریسک‌ها ارزش آن را دارند و شما همیشه می‌توانید درخواست بخشش کنید. همان طور که یک مربی یک بار به من گفت؛ «طلب بخشش بسیار آسان‌تر از گرفتن اجازه است.»موانع مسیر را مسدود نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از مسیر هستند.یک ضرب‌المثل ذناز چالش‌ها می‌توان به عنوان سوخت استفاده کرد. شما فقط سوخت نمی‌خواهید بلکه برای رشد به آن نیاز دارید. به جای کنار آمدن با زندگی، باید به سختی‌ها تکیه و از آن‌ها برای رشد استفاده کنید.اگر می‌خواهید این عادت را تمرین کنید؛ باید زمانی که زندگی شما را به خطر می‌اندازد، بر روی پیشرفت تمرکز کنید. این لازم نیست یک عقب گرد عمده باشد - فرصت‌های رشد در همه جا وجود دارند.اگر اضطراب دارید، می‌توانید از آن به عنوان یک فرصت برای تمرین تمرین عدم واکنش استفاده کنید. اگر در چیزی شکست بخورید می‌توانید از آن به عنوان فرصتی برای یادگیری یک درس ارزشمند استفاده کنید. شما همچنین می‌توانید از روابط چالش برانگیز به عنوان فرصتی برای تمرین تساهل، دل‌سوزی یا حتا مهارت‌های گفتاری خود استفاده کنید.هر موقعیتی یک فرصت برای رشد است، به ویژه شرایط چالش‌برانگیز. بنابراین به جای تلاش برای کنار آمدن با آن‌ها، از چالش‌ها به عنوان سوخت برای رشد استفاده کنید.شما اگر شانس دوباره‌ای برای زندگی داشتید، چه کار می‌کردید؟لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/fay5</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Thu, 12 Nov 2020 12:19:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه گونه صحبت کنیم تا دیگران به ما گوش دهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-x1k3cqaujg4f</link>
                <description>آن چه که از یکی از محبوب‌ترین سخن‌رانی‌های TED آموختمدنیا پر از سر و صدا است. به ویژه در این دوران دیوانه‌وار که توسط دیدگاه‌ها، حقایق و اخبار گوناگون بمباران می‌شویم. بیش‌تر مردم احساس می‌کنند که لازم است که چیزی بگویند یا دست کم دیدگاه‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند؛ اما به ندرت کسی آماده‌ی گوش دادن واقعی است.درست مانند اکثر مردم جهان، من نیز در حال حاضر در قرنطینه‌ی خودم هستم. با این حال، برخلاف بیش‌تر مردم، تصمیم گرفتم از زمان خود در خانه استفاده‌ا‌ی مناسب بکنم.یکی از عادت‌های جدیدی که از زمان این انزوای اجباری وارد زندگی خود کردم، تماشای روزانه‌ی یک سخن‌رانی TED است چرا که آن‌ها یک منبع سریع و اثربخش و در عین حال الهام‌بخش برای توسعه و رشد فردی هستند.بیش‌تر سخن‌رانی‌های TED خوب هستند، اما برخی به واقع شگفت‌آور هستند. به تازگی، من لذت تماشای یکی از شگفت‌انگیزترین سخن‌رانی‌هایی را که تا به حال دیده‌ام، تجربه کردم که توسط جولیان ترژر (Julian Treasure) ایراد شده است. https://www.ted.com/talks/julian_treasure_how_to_speak_so_that_people_want_to_listen?utm_campaign=tedspread&amp;utm_medium=referral&amp;utm_source=tedcomshare در این سخن‌رانی، با عنوان «چه گونه صحبت کنیم تا دیگران به ما گوش دهند؟»، ترژر بیان می‌کند که چرا ما اغلب نمی‌توانیم به گونه‌ای ارتباط برقرار کنیم که مخاطبان ما بخواهند به ما گوش دهند؟!او درباره‌ی قدرت برخی از واژه‌ها و عبارات صحبت می‌کند و و به ما می‌آموزد چه گونه می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که دیگران با دقت به حرف‌های ما گوش می‌دهند؛ نه تنها هنگامی که پشت تریبون هستیم بلکه در جلسات یا موقعیت‌های خصوصی.صدای انسان قدرت‌مندترین صدای جهان است.۷ گناه مرگ‌بار در صحبت کردنبر اساس گفته‌های جولیان ترژر، هفت گناه مرگ‌بار در هنگام صحبت کردن وجود دارد که اغلب عادت‌های بدی هستند که به ارتباط ما با دیگران آسیب می‌رسانند. وی تاکید می‌کند که این فهرست جامع نیست، با این حال بیش‌تر ما خودمان به طور مرتب با این گناهان روبرو شده و یا حتا در مکالمات‌مان از آن‌ها استفاده می‌کنیم.شایعه‌پراکنیهمه ما کسانی را می‌شناسیم که عاشق شایعه‌پراکنی هستند و به احتمال زیاد، همه‌ی ما خودمان نیز این کار را انجام داده‌ایم.شایعه‌پراکنیقضاوت کردنخیلی سخت است که به کسی گوش کنید، اگر بدانید که او در اولین فرصتی که بتواند، شما را مورد شما قضاوت قرار خواهد داد.قضاوت کردنمنفی‌نگریدر این سخنرانی، جولیان گفت‌وگویی از مادرش را به خاطر می‌آورد و می‌گوید: «مادرم، در آخرین سال‌های عمرش، بسیار منفی‌نگر شده و گوش دادن به او کار سختی بود. یادم می‌آید که یک روز به او گفتم؛ امروز یکم اکتبر است و او پاسخ داد؛ می دانم، به نظرت ترسناک نیست؟!» گرچه همه‌ی ما گاهی دچار منفی‌نگری می‌شویم ولی به طور حتم گوش دادن به افراد شاد و مثبت‌اندیش بسیار آسان‌تر از توجه به افراد منفی است.منفی‌نگریناله و شکایت کردنجولیان، ناله و شکایت کردن را به عنوان «بدبختی ویروسی» توصیف می‌کند.به جای انتشار آفتاب و موج‌های مثبت، مردم اغلب خود را درگیر شکایت از چیزهای مختلف می‌کنند؛ آب و هوا، نتایج ورزشی، سیاست و ... همیشه چیزی برای شکایت وجود دارد.ناله و شکایت کردنبهانه‌جوییهمه‌ی ما شخصی را می‌شناسیم (یا حتا خودمان نیز بوده‌ایم) که مسئولیت کارها، عملکرد و رفتار خود را بر دوش دیگران می‌اندازند. مسلم است که گوش دادن به این افراد خوش‌آیند نیست.بهانه‌جوییدروغ‌گوییشاخ و برگ دادن و اغراق می‌تواند به سرعت به دروغ تبدیل شود. هیچ کس مایل نیست به حرف‌های کسی که دروغ می‌گوید، گوش دهد.دروغ‌گوییجزم‌اندیشی (دگماتیسم)افراد زیادی تمایل دارند حقایق را با نظرات خود ترکیب کنند؛ سخت است به کسی گوش دهیم که نظرات خودش را به گونه‌ای بیان می‌کند که انگار تنها حقایق جهان هستند.این‌ها هفت گناه گفتاری هستند که جولیان ترژر پیشنهاد می‌کند در گفت‌وگوها و سخنرانی‌هایمان از آن‌ها اجتناب کنیم. با این که ما اغلب آن‌ها را بدون آگاهی کامل مرتکب می‌شویم، خلاص شدن از شر آن‌ها می‌تواند نقش به سزایی بر ارتباطات ما و نحوه‌ی گوش دادن دیگران به صحبت‌های ما داشته باشد.چه گونه صحبت کنیم تا مردم گوش دهندعلاوه بر آن چه باید از آن‌ها اجتناب کرد، جولیان برخی از نکات طلایی را در مورد صبحت کردن بیان می‌کند که دیگران را ترغیب می‌کنند تا به کلام ما گوش دهند.این در مورد آن چه شما می‌گویید، است ...صداقتدرستی در گفته‌های شما. برقراری ارتباط شفاف. همه‌ی ما دوست داریم به افرادی گوش دهیم که صادقانه و آزادانه داستان‌ها و عقاید خود را به اشتراک می‌گذارند. این مساله باعث که ایجاد یک پیوند اجتماعی شده و ارتباط با دیگران را آسان می‌سازد.صداقتاعتبارخودتان باشید. بسیاری از مردم به جای این که به جای خودشان باشند، تلاش می‌کنند از شخص دیگری تقلید کنند. با این حال، ما معمولا ترجیح می‌دهیم به جای گوش دادن به افراد جعلی به کسانی توجه کنیم که اصیل و واقعی هستند.اعتباریک‌پارچگیهماهنگی و یک‌پارچگی میان آن چه می‌گویید و آن چه انجام می‌دهید. مشکلی نیست، صبحت کنید، اما اگر موعظه‌ای می‌کنید خودتان به آن پایبند بوده و همان کار را انجام دهید. تنها با انجام این کار، به اعتماد دست پیدا می‌کنید و مردم با دقت به حرف‌های شما گوش خواهند داد.یک‌پارچگیعشقبرای مردم آرزوی خوبی کنید. نمی‌توانید آرزو کنید که کسی خوب باشد و هم‌زمان او را قضاوت کنید. با آرزوی خوبی برای دیگران، ارتعاشات را بالا می‌برید و به جای نفرت، شادی پخش می‌کنید.عشقو هم‌چنین نحوه‌ی گفتن آنعلاوه بر آن چه می‌گوییم، چه گونه گفتن آن نیز بسیار مهم است.مخرج صداما می‌توانیم صدای خود را بسته به جایی که از آن صحبت می‌کنیم تغییر دهیم. می‌توانید از بینی خود صحبت کنید یا از گلو و یا حتا از درون سینه و پرده‌ی دیافراگم. در هر نقطه، صدای شما متفاوت به نظر می‌رسد. برای مثال؛ ما معمولا به سیاستمدارانی با صدای پایین‌تر رای می‌دهیم، زیرا ما به طور ناخودآگاه با قدرت و صاحب قدرت، احساس همبستگی عمیقی پیدا می‌کنیم.مخرج صداطنین صداطنین صدا، احساس شما را تعریف می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند ما صداهای غنی، صاف و گرم را ترجیح می‌دهیم. حتا اگر احساس می‌کنید صدای طبیعی شما چنین شاخصه‌هایی ندارد، روش‌هایی عالی برای بهبود آن از طریق تمرین‌هایی مانند تنفس و بهبود وضعیت بدن وجود دارد.طنین صداشاعرانگیجولیان، شاعرانگی را مانند لحن و آهنگ، به عنوان ظرف معنی در هر مکالمه توصیف می‌کند. او نشان می‌دهد که گوش دادن به سخنرانی‌های یک‌نواخت چه قدر سخت است و این که چه طور آهنگ و صدای متغیر می‌تواند باعث ایجاد هیجان و عمق بخشیدن به یک سخن‌رانی شود.شاعرانگیسرعتما می‌توانیم برای نشان دادن هیجان‌زدگی، چیزی را با سرعت بیان کنیم و یا این که برای تاکید بر جمله‌ای سرعت بیان خود را کاهش دهیم. استفاده از یک تغییر سرعت می‌تواند قدرت و اعتماد را به هر سخن‌رانی یا مکالمه اضافه کند.سرعتمکثهنگام برگزاری سخن‌رانی یا در حین گفت‌وگوهای معنی‌دار، سعی می‌کنیم از سکوت اجتناب کنیم. با این وجود، هیچ مشکلی با کمی سکوت وجود ندارد؛ که اگر به درستی اعمال شود، می‌تواند قدرت و جاذبه را به جملات شما اضافه کند.مکثحجم صدااین که چه قدر بلند یا آرام حرفی می‌زنیم، پیام ما را نیز تغییر می‌دهد. متفاوت بودن میزان صدا باعث خواهد شد که شنوندگان شما تحت تاثیر قرار گرفته و به دقت گوش دهند.حجم صداکلام آخربر اساس گفته‌ی جولیان ترژر، علت این که دیگران به ما گوش نمی‌دهند این است که ما با آن‌ها به خوبی صحبت نمی‌کنیم. و در پایان صحبت‌هایش، او می‌پرسد اگر ما با افرادی که آگاهانه در محیط‌هایی متناسب با هدف ما گوش می‌دهند، به درستی صحبت کنیم، جهان به چه شکلی خواهد بود؟ پاسخ او این است:این دنیایی است که زیبا به نظر می‌رسد و جهانی است که درک کردن در آن یک هنجار است؛ و این ایده‌ای است که ارزش گسترش را دارد.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/sayz</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 21:49:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۰ چیزی که خیلی دیر در زندگی یاد می‌گیریم</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DB%B2%DB%B0-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-twkxf1mt5j6f</link>
                <description>زندگی سفری است پر از پیچ و خم‌ها، قله‌ها و دره‌ها، کوه‌ها برای بالا رفتن و اقیانوس‌ها برای اکتشاف. زمان‌های خوب و زمان‌های بد. زمان‌های شاد و زمان‌های غمگین. اما همیشه، زندگی یک حرکت رو به جلو است. مهم نیست که شما در کجای این سفر هستید، به نوعی آن را ادامه می‌دهید؛ و این همان چیزی است که آن را بسیار با شکوه می‌کند.یک روز، شما از خودتان خواهید پرسید که چه چیزی روی زمین باعث می‌شود تا درون خود احساس خوشبختی و رضایت داشته باشید. آن موقع است که کل جریان زندگی‌تان رو مرور کرده و مهم‌ترین کتاب‌تان را می‌نویسید؛ تمام کارهایی که تا آن روز انجام داده‌اید.با این حال؛ چیزی که هیچ‌کس به شما نمی‌گوید این است که وقتی کودکی با چشمان گشوده هستید، تمام مسایل کوچک هستند اما با بزرگ شدن شما آن‌ها نیز بزرگ‌تر می‌شوند.۱. بیش‌تر مردم از این که از تخیل خود استفاده کنند، می‌ترسندآن‌ها با کودک درون خود قطع رابطه کرده‌اند. آن‌ها احساس نمی‌کنند «خلاق» هستند. آن‌ها همه چیز را «درست همان طور که هست» دوست دارند.۲. رویای شما برای هیچ کس اهمیت نداردبرخی از افراد ممکن است علاقه نشان بدهند. برخی ممکن است از تلاش‌های شما حمایت بکنند. اما در پایان روز، هیچ کس به اندازه‌ی شما به رویاهای‌تان اهمیت نمی‌دهد یا دست‌کم به اندازه‌ی شما به آن‌ها اهمیت نمی‌دهد.۳. دوستان شما وابسته به جایگاه و موقعیتی هستند که در زندگی‌تان داریدبیش‌تر دوستان فقط برای مدتی همراه شما می‌مانند؛ معمولا با توجه به علاقه‌ی فعلی‌تان. اما وقتی که حرکت می‌کنید، یا اولویت‌های شما تغییر می‌کنند، بیشتر دوستان‌تان نیز تغییر می‌کنند.۴. پتانسیل شما همراه با سن‌تان افزایش می‌یابدهرچه افراد پیرتر می‌شوند، فکر می‌کنند که می‌توانند کم‌تر و کم‌تر کار کنند؛ اما در حقیقت، آن‌ها باید قادر به انجام کارهای بیش‌تر و بیش‌تری باشند، چرا که زمان کافی در اختیار دارند تا دانش بیش‌تری را کسب کنند. عالی بودن در کاری یک عادت روزانه است. شما فقط آن گونه متولد نشده‌اید.۵. خودجوشی و خودانگیختگی خواهر خلاقیت استاگر تنها کاری که انجام می‌دهید این است که هر روز همان روال دیروز را ادامه دهید، هرگز نمی‌توانید خودتان را در لحظات کشف ناگهانی رها کنید. آیا به خاطر می‌آورید که در کودکی چه اندازه خودجوش و خودانگیخته بودید؟ هر لحظه ممکن است هر اتفاقی بیافتد! شما باید آماده باشید.۶. شما ارزش «لمس کردن» را فراموش خواهید کردآخرین باری که زیر باران بازی کردید، کی بوده است؟آخرین باری که در پیاده‌رو نشسته بودید و از نزدیک به به ترک‌های آن، به سنگ‌ها، خاک، آسفالت، علف‌های هرز بین آن‌ها و به سبزه‌های اطراف نگاه می‌کردید، کی بوده است؟باز هم این کار را انجام دهید.احساس خواهید کرد که به شیطنت زندگی متصل شده‌اید.۷. بیش‌تر مردم کاری را که دوست دارند انجام نمی‌دهنددرست است. «توده‌های مردم» کسانی نیستند که زندگی‌هایی را که آرزو دارند، زندگی کنند. دلیلش این است که آن‌ها به اندازه‌ی کافی برای خواسته‌هایشان مبارزه نمی‌کنند. این کاری است حاضر نیستند که برای خودشان انجام دهند.شما نیز هر چه پیرتر شوید و هر چه بیش‌تر به اطراف‌تان نگاه کنید، راحت‌تر می‌توانید باور کنید که شما هم همین راه را خواهید رفت.تلاش کنید در این دام نیافتید.۸. خیلی‌ها بعد از دانشگاه دست از مطالعه می‌کشنداز هر کسی که دوست دارید، بپرسید آخرین کتاب خوبی که خوانده است چه بود. شرط می‌بندم اغلب آن‌ها پاسخ می‌دهند؛ «وای، خیلی وقت است که کتاب نمی‌خوانم.»۹. مردم بیش‌تر از این که گوش دهند صحبت می‌کننداین روزها، برای من مسخره‌تر از این نیست که بشنوم دو نفر با یک‌دیگر صحبت می‌کنند؛ چرا که اطمینان دارم هیچ یک از آن‌ها به دیگری گوش نمی‌دهد؛ فقط منتظر هستند طرف مقابل صحبت خود را متوقف کند تا بتوانند دوباره شروع به صحبت کنند.۱۰. خلاقیت نیاز به تمرین داردجالب است که ما به عنوان یک جامعه چه قدر از خلاقیت تعریف و تمجید می‌کنیم و با این حال به نظر می‌رسد تا اندازه‌ای که می‌توانیم مانع بیان خلاقانه شده و آن را کنترل کنیم، مگر این که به نحوی برای‌مان سودآور باشد.اگر می‌خواهید ماهیچه‌های خلاقانه‌ی خود را فعال کرده و فعال نگه دارید، باید روی خودتان تمرین کنید.۱۱. «موفقیت» یک واژه‌ی نسبی استدر کودکی به ما یاد داده‌اند که «در زندگی به موفقیت برسیم»؛ اما موفقیت واقعا یعنی چه؟ تعریف موفقیت برای یک نفر می‌تواند با تعریف فردی دیگر کاملا متضاد باشد.پس بهتر است موفقیت خودتان را تعریف کنید.شما خالق خودتان هستید، خودتان را هر طور که مایل هستید نقاشی کنید
۱۲. شما نمی‌توانید پدر و مادر خود را تغییر دهیدیک حقیقت غم‌نگیز و دشوار برای مواجهه با بزرگ‌تر شدن: شما نمی‌توانید پدر و مادر خود را تغییر دهید. آن‌ها همان کسانی هستند که هستند.این که آن‌ها کاری را که شما انجام می‌دهید را تایید می‌کنند یا خیر، در برخی موارد به هیچ وجه مهم نیست. آن‌ها را به این خاطر آوردن شما را به این دنیا آورده‌اند دوست داشته باشید و بقیه‌ی موارد را کنار در بگذارید.۱۳. تنها کسی که هر صبح باید با او روبرو شوید، خودتان هستیدوقتی جوان‌تر هستید، فکر می‌کنید که باید تمام دنیا را راضی کنید اما این امکان ندارد.کاری را انجام دهید که باعث خوشحالی شما می‌شود و زندگی‌ای را که می‌خواهید برای خودتان ایجاد کنید. اگر بتوانید چنین کاری کنید، هر روز صبح فردی را که واقعا عاشق آن هستید به شما خیره خواهد شد.۱۴. هیچ چیز به اندازه‌ی کاری که از درون قلب انجام می‌دهید، حس خوبی نداردهیچ مقدار پول یا موفقیت یا اعتبار خارجی هرگز جای آن چه را که از روی عشق پاک انجام می‌دهید، نخواهد گرفت.قلب خود را دنبال کنید و دیگران نیز به دنبال او خواهند آمد.۱۵. پتانسیل شما با شناخت کافی از خودتان ارتباط مستقیم داردکسانی که خود را می‌شناسند و نقاط قوت خود را به حداکثر می‌رسانند کسانی هستند که به جایی که می‌خواهند برسند، می‌روند.کسانی که خودشان را نمی شناسند و از سخت کوشی برای شناخت خود گریزان هستند، به طور پیش فرض زندگی می‌کنند. آن‌ها فاقد توانایی لازم برای خلق آینده‌ی خودشان هستند.۱۶. کسانی که به شما شک دارند، روزی نیازمند شما خواهند بودکودکی که به شما زور می‌گفت، برای درخواست کار نزد شما خواهد آمد. آن دختری که حاضر نبود با شما قرار ملاقات بگذارد، وقتی موقعیت شما را ببیند، با شما تماس خواهد گرفت. همیشه همین گونه است.تنها روی خود تمرکز کنید، به آن چه به آن اعتقاد دارید وفادار بمانید؛ و همه خواهید دید که همه‌ی آن‌هایی که در مورد شما تردید داشتند، سرانجام از شما درخواست کمک خواهند کرد.۱۷. شما بازتابی از ۵ نفر هستید که بیش‌ترین زمان را با آن‌ها سپری می‌کنیدهیچ کس به تنهایی ساخته نمی‌شود. ما همه تصاویر آینه‌ای هستیم، ساخته شده از طریق بازتاب‌هایی که در افراد دیگر می‌بینیم. این یک بازی نیست که شما توسط خودتان انجام دهید. کاری کنید تا توسط کسانی که می‌خواهید مثل آن‌ها باشید احاطه شوید و به مرور زمان، شما نیز چیزهایی را که در آن‌ها تحسین می‌کنید را در خود خواهید داشت.۱۸. باورها وابسته هستند به آن چیزی که دنبال می‌کنیدهر کجا در حال زندگی باشید و کسانی که در اطراف شما هستند و آرزوهای فعلی شما؛ مواردی هستند که باورهای شما را شکل می‌دهند. به همین دلیل، هیچ کس نمی‌تواند ادعا نمی‌کند که باورها ثابت هستند و یا این که هیچ درست و غلطی وجود ندارد.آن چیزی را بیابید که برای شما کار می‌کند.۱۹. هر چیزی در زندگی می‌تواند فاسد شودمراقب باشید. باز هم، با افزایش سن هیچ درست و غلطی وجود ندارد. یک سازوکار مقابله برای فرد می‌تواند راهی برای استراحت در آخر هفته به روز دیگر باشد. تنها از عادات خود و این که چه گونه زمان خود را سپری می‌کنید آگاه باشید و این که چه عادت‌هایی از درون شما می‌آیند و چرا احساس می‌کنید باید آن‌ها را تکرار کنید.در این مورد هرگز اشتباه نکنید، همیشه یاد بگیرید. همان طور که گفتم خودتان را بشناسید.۲۰. در زندگی، هدف این است که خودتان باشیدمعنای زندگی چیست؟برای این که خودتان باشید، همه‌ی شما، همواره، در هر کاری که انجام می‌دهید، هر چیزی که برای شما معنا دارد. شما خالق خودتان هستید. شما شاهکار در حال تکامل خودتان هستید.بزرگ شدن، درک این مساله است شما هم مجسمه هستید و هم مجسمه‌ساز، هم نقاش و هم پرتره. خودتان را هر طور که مایل هستید نقاشی کنید.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/5p6y</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Thu, 29 Oct 2020 18:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر پس‌انداز کنید از نظر مالی نابود خواهید شد</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-djlygyd12zsu</link>
                <description>مقاله‌ای از تیم دِنینگ، کارشناس اقتصادی بیزینس اینسایدریک استراتژی ساده وجود دارد که زندگی مالی شما را تغییر می‌دهد و برای درک این کار لازم نیست که وارن بافِت باشید.عکس از اشکان فیروزانیمن بیش‌تر دوران حرفه‌ای خود را در بانک کار کرده‌ام و به عنوان یک بانک‌دار، به کسانی که پول خودشان را پس‌انداز می‌کردند، می‌خندیدم. این حقیقتی است که از اعتراف به آن خوش‌حال نیستم.این به این دلیل نبود که حق با من بود یا فکر می‌کردم از آن‌ها باهوش‌تر هستم؛ بلکه دلیل‌اش این بود که آن‌ها نمونه‌ی کاملی از آموزش اشتباه در مورد به دست آوردن پول بودند.ما اطلاعات اشتباه و خنده‌داری را در مورد پول می‌آموزیم و سپس به دنیای کسب‌وکار می‌رویم تا عمر و زندگی خود را وقف به دست آوردن آن کنیم.اگر شما برای پول کار می‌کنید و نمی‌دانید که پول چه گونه کار می‌کند، این مساله می‌تواند از راه‌های غیرمنتظره‌ای به شما آسیب برساند. شما باید از این ذهنیت که «پس‌انداز کردن خوب است» فاصله بگیرید.روش بسیار ساده‌تری برای فکر کردن در مورد پول‌تان وجود دارد که شما را از نظر مالی تامین خواهد کرد و در صورت انتخاب به شما اجازه می‌دهد که استرس کمتری داشته باشید و کم‌تر کار کنید (این یک مشاوره‌ی مالی نیست).این در مورد میزان درآمد شما نیستاگر درک نکنید که پول چه طور کار می‌کند، می‌توانید پول زیادی به دست آوردی و پول زیادی را هم از دست بدهید. بسیاری از افراد مشهور مانند مایک تایسون پول زیادی به دست آوردند و در نهایت شکست خوردند.برندگان لاتاری که نسبت به یک فرد معمولی میلیون‌ها دلار درآمد بیش‌تر کسب کرده‌اند، به احتمال فراوان در طی سه تا پنج سال ورشکسته می‌شوند. من افرادی را می‌شناسم که ۵۰۰ هزار دلار در سال درآمد دارند اما وقتی این رکود اقتصادی اخیر اتفاق افتاد، خیلی سریع بی‌پول شدند.اگر با تولید محتوا، طراحی وب‌سایت، تولید پادکست، تبلیغ محصولات دیگران، نوشتن کتاب‌های الکترونیکی، برگزاری دوره‌های مجازی و ... در اینترنت کار می‌کنید، می‌توانید درآمد زیادی کسب کنید. این فهرستی بی‌پایان است.چه‌گونگی کسب درآمد، بخش آسان درک نحوه‌ی عمل‌کرد پول است.این مساله در مورد این که چه قدر پس‌انداز می‌کنید هم نیستاگر رویکرد ساده‌ی کسب درآمد و پس‌انداز آن را در پیش بگیرید، در نهایت قرار نیست که برای شما خوب تمام شود. تصویر زیر به صورت کامل توصیف می‌کند که چرا پس‌انداز کردن، پول شما را از نظر ارزش اقتصادی نابود می‌کند.ارزش یک دلار، طی سال‌های ۱۹۱۳ تا ۲۰۱۸ به شدت کاهش پیدا کرده است.
در هر دقیقه‌ای که پول خود را پس‌انداز می‌کنید، در دقیقه‌ی بعدی پول شما و زمان و تلاشی که برای به دست آوردن آن صرف کرده‌اید به وسیله‌ی تورم بلعیده می‌شود. چرا با این که سخت کار می‌کنید، از ارزش پول‌تان کاسته می‌شود؟ واقعا منطقی نیست. این یک دیوانگی محض است.چه کنیم که پول برای ما کار کند، نه علیه مابرای این مشکل در پس‌انداز کردن پول یک راه حل وجود دارد و برای درک آن نیازی نیست که یک معلم سرمایه‌گذاری مانند وارن بافِت باشید. شما می‌توانید از نابود شدن شرایط مالی خود توسط پول جلوگیری کنید، زمانی که رویکرد خود را در این مورد تغییر دهید:این مساله در مورد میزان درآمد شما نیست.این مساله در مورد میزان پس‌انداز شما نیست.این مساله در مورد این است که شما چه قدر سرمایه‌گذاری می‌کنید.بسیار ساده است، سرمایه‌گذاری کردن پول‌تان به این معنا خواهد بود که پول خود را وادار می‌کنید تا برای شما کار کند.شک نداشته باشید؛ پولی که به دست می‌آورید باید سرمایه‌گذاری شود. چندین گزینه پیش روی شما است که به طور حتم خودتان از آن‌ها آگاهی دارید؛ اما چند مورد از آن‌ها عبارتند از؛ املاک و مستغلات، طلا، اوراق قرضه، بورس و بازار سهام، ارزهای دیجیتال و ...سرمایه‌گذاری، جایی است که شما می‌توانید پول خود را آن جا قرار دهید تا تورم هر آن چیزی را که برای آن زحمت کشیده‌اید به قتل نرساند. البته که این جا هم خطرهایی وجود دارد اما پذیرفتن و مواجهه با این خطرها در برابر غول تورم ارزش‌اش را دارد.هم‌چنان از نظر مالی نابود خواهید شد، اگر این گام اضافی را انجام ندهیدحتا اگر پول خود را سرمایه‌گذاری کنید، باز هم به شما کمک نخواهد کرد. سرمایه‌گذاری روی پول به اندازه‌ی کافی نیست چون شما باید یک ایده‌ی دیگر را نیز درک کنید: متنوع سازی. به قول معروف، تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید. (کارشناسان مالی که برای مشاوره به شما در ازای هر ساعت ۱۰۰۰ دلار هزینه می‌گیرند، این مساله را تخصیص دارایی می‌نامند؛ اما ما علاقه‌ی چندانی نداریم و تنها می‌خواهیم به درک این موضوع برسیم.)سخت‌ترین قسمت برای درک این موضوع این است که چه مقدار پول برای هر نوع دارایی اختصاص دهید. صندوق‌های سرمایه‌گذاری که میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری می‌کنند، ده‌ها سال صرف تسلط بر این مهارت کرده‌اند و این راز مخفی آن‌ها است.راه حل این مشکل برای هر فردی متفاوت است. این که چه قدر در هر نوع دارایی سرمایه‌گذاری می‌کنید به شرایط مالی و سن شما بستگی دارد.اگر ورشکسته هستید یا بدهی‌های زیادی دارید؛ قبل از این که خود را نگران سرمایه‌گذاری کنید، روی خلاص شدن از آن‌ها متمرکز شوید. اگر بدهی ندارید اما دارایی شما کم‌تر از ۱۰هزار دلار است، به احتمال زیاد می‌خواهید که در صورت نیاز به آن دست‌رسی داشته باشید، به همین دلیل محتاط خواهید بود. اگر ۱۰۰هزار دلار یا بیش‌تر داشته باشید، به احتمال قوی با خطرپذیری بیش‌تری عمل خواهید کرد.اگر مانند من دانش کافی داشته باشید، ممکن است با خطرپذیری بالاتری وارد بورس و بازار سهام شوید زیرا وقت و انگیزه‌ی کافی برای صبر کردن و انتظار برای خروج از رکود را خواهید داشت.یک راه برای صرفه‌جویی مالی این است که بدانید کجا باید پول خود را سرمایه‌گذاری کنید و چه مقدار پول نقد به هر نوع دارایی اختصاص دهید. در شرایط بسیار ساده، شما تمایل دارید که به اندازه کافی درباره پول یاد بگیرید تا بتوانید با موفقیت درصدی از آن را در کنار هر نوع دارایی قرار دهید. این یک مثال بسیار ساده‌انگارانه است:طلا: ۵٪املاک و مستغلات: ۳۰٪ارز دیجیتال: ۵٪اوراق قرضه: ۲۰٪سهام: ۴۰٪در مورد هر یک از این انواع دارایی اطلاعات و دانش کسب کنید و سپس پول خود را متناسب با آن اختصاص دهید.چالش بعدیهر یک از این انواع دارایی دارای زیر مجموعه هستند. برای مثال، اوراق قرضه با نرخ بهره‌ی‌ ثابت و اوراق قرضه با نرخ شناور و بسیاری انواع دیگر از اوراق قرضه وجود دارد. در بورس نیز انوع مختلفی از سهام وجود دارد مانند سهام فلزات، سهام‌های نفتی و پالایشی، سهام شرک‌های فن‌آورانه و استارت‌آپ‌ها و بسیاری دیگر.این سطح بعدی جزییات است و نیاز به یادگیری بیش‌تر دارد تا بفهمید چه چیزی برای شما منطقی بوده و منطبق بر شرایط و نیازهای شما است.یک راه حل آسان برای خرید متنوع سهام شرکت‌های مختلف، اوراق قرضه و املاک و مستغلات؛ مشارکت در صندوق‌های سرمایه‌گذاری است که شما در معرض تمام این دارایی‌های مختلف قرار می‌دهند. بدیهی است که این صندوق‌ها سبد بسیار متنوعی از دارایی‌ها با سطوح مختلفی از خطرپذیری دارند، بنابراین قبل از تصمیم‌گیری به کمی تحقیق نیاز دارد.وضعیت اقتصادیآخرین نکته‌ای که وجود دارد و باید هنگام سرمایه‌گذاری پول‌تان و تنوع بخشیدن به دارایی‌های مختلف بر اساس شرایط خود، به آن فکر کنید این است که بدانید ما در حال حاضر کجای چرخه‌ی اقتصادی قرار داریم؟به عبارت دیگر بدانید که آیا بورس و اقتصاد در دوره‌ای از رشد شدید، رشد بسیار اندک یا رکود اقتصادی است؟ وقتی این مقاله را می‌نویسم، در یک رکود اقتصادی به سر می بریم.فکر کردن در مورد وضعیت بازارها از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا دارایی‌هایی شکل می‌دهند که شما می‌خرید. در حال حاضر ما در یک اقتصاد وارونه‌ی جهانی با قیمت‌های پایین نفت، مقادیر عظیم نقدینگی، اوراق قرضه با بازده‌ی منفی و تورم مورد انتظار بیش از حدِ طبیعی، زندگی می‌کنیم.بنابراین در شرایط رکود، ممکن است دوست داشته باشید سهام ارزان بخرید زیرا به نوعی تخفیف می‌گیرید. ممکن است بخواهید اوراق قرضه‌ی کم‌تری داشته باشید چون برخی از آن‌ها چیزی به شما پرداخت نمی‌کنند. ممکن است بخواهید دارایی‌های مقاوم در برابر تورم را بررسی کنید زیرا زمان نامشخص است.ساده‌ترین راهی که من پیدا کردم تا ببینم در چه دوره‌ی مالی قرار داریم، نگاه کرده به بازارها به شکل فصل است؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان. برای مثال سال ۲۰۱۹ مانند تابستان بود و شما می‌توانستید کارهای زیادی انجام دهید.در حال حاضر به طور قطع در زمستان به سر می‌بریم و کسانی که بیش از حد خطر کرده‌اند در حال نابودی هستند. بهتر است یک فصل را انتخاب و سپس متناسب با آن سرمایه‌گذاری کنید.کلام آخرپس‌انداز کردن پول شما را از بین می‌برد، همان طور که شاهد کاهش ارزش دلار در طول زمان بودیم. اگر از پول خود را نگه‌داری نکنید، پول درآوردن بی‌معنی است و در نهایت دیوانه می‌شوید و آن را به سادگی مانند شب عید خرج می‌کنید.استراتژی منطقی وقتی که صحبت از پول می شود این است که آن را سرمایه‌گذاری کنید تا پول‌تان به سود شما باشد نه به دلیل تورم علیه شما.پول خود را در دارایی‌هایی قرار دهید که به شما پول یا دارایی‌های بیشتری می‌دهند و در مواقع عدم اطمینان ناشی از رکود اقتصادی از شما محافظت می‌کنند.سپس، وقتی به سرمایه‌گذاری فکر می‌کنید، سن و شرایط مالی خود، این که چه گونه می‌خواهید در سبد مختلف دارایی‌ها تنوع ایجاد کنید و فصل مالی که اقتصاد در آن قرار دارید را در نظر بگیرید.اگر پول در بیاورید و سرمایه‌گذاری کنید ـ به جای پس‌انداز ـ شما هم‌چنان مالک پول خود خواهید بود و استرس کم‌تری را تجربه می‌کنید. کاری را بکنید که از آن لذت می‌برید و به دیگران نیز کمک کنید.شما نیز می‌توانید تجربیان خود را از پس‌انداز کردن یا سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/mpib</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 13:11:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹ عادت ساده که زندگی شما را در یک سال متحول خواهند کرد</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DB%B9-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-pp3elvwco3zg</link>
                <description>چه گونه اقدامات کوچک منجر به نتایج بزرگ می شونداغلب تصور ما بر این است که برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، حتما باید تغییرات بزرگی در خودمان ایجاد کنیم در صورتی که گاهی تغییرات بسیار کوچک هم می‌تواند زندگی ما را تا حد زیادی متحول کند.شما برای تحول در زندگی و رسیدن به اهداف خود، به یک سیستم و سازوکار منظم نیاز دارید. شما باید عادت‌هایی را در خود ایجاد کنید و باید آن قدر بر این عادت‌ها مداومت به خرج دهید که به آن‌ها اجازه دهید جادوی خودشان را آشکار کنند. این چیزی است که بارها و بارها آن را می‌شنوید، چون درست است.در سال ۲۰۱۹، یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های موفقیت در بازار آمریکا، کتاب عادت‌های اتمی نوشته جیمز کلیر بود. این کتاب یک راهنمای عملی برای ترک عادت‌های بد و ایجاد عادت‌های خوب در انسان است و نویسنده در آن به روشنی توضیح می‌دهد که چرا عادت‌های کوچک و روزمره به موفقیت‌های بزرگی منجر می‌شوند.اگر هنوز کتاب را نخوانده‌اید، توصیه می‌کنم حتما آن را بخوانید، این کتاب باعث تحول در زندگی شما خواهد شد. اما فقط خواندن آن کافی نیست، باید هر آن چه را از آن می‌آموزید در عمل مورد آزمون قرار دهید. اما تا زمانی که این کار را انجام نداده‌اید، در این مقاله ۹ خرده عادت معمولی را به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانند تغییرات مثبتی را در زندگی ایجاد کرده و زندگی شما را بهبود بخشند.۱. واکنش‌های خود را به تاخیر بیندازیدمی‌دانم؛ قبول دارم که دنیا دنیای سرعت است اما این به معنی این نیست که مجبور هستیم به همه چیز سریع پاسخ بدهیم. خیلی وقت‌ها لازم است پاسخ‌ها و واکنش‌های خود را با تاخیر بیاندازیم. یاد بگیرید بگویید؛ «بعدا به شما اطلاع می‌دهم»، «پاسخ شما را بعدا خواهم داد» و سایر عبارت‌های مشابه.به جای این که به پیشنهادی پاسخ مثبت بدهید که ممکن است در آینده متوجه شوید مناسب شما نبوده است؛ بهتر است چند دقیقه وقت بگذارید و درباره‌ی آن فکر کنید.اطمینان داشته باشید که صبوری و تاخیر در پاسخ دادن، باعث صرفه‌جویی در زمان و عدم ناامیدی و تحول در زندگی شما در طولانی مدت خواهد شد.۲. وقتی کاری را که دوست ندارید، خودتان را مجبور کنید که آن را انجام دهیدهر روز یک کار کوچک را که دوست ندارید انجام دهید را انتخاب کرده و سپس آن را شروع و به صورت کامل انجام دهید. از شستن ظرف‌ها گرفته تا مرتب کردن تخت خواب‌تان و از ورزش کردن روزانه تا تهیه‌ی شام به جای سفارش غذا از رستوران. این کار می‌تواند هر چیزی باشد.پس از انجام این کار برای چند روز؛ خواهید فهمید که مشکل خود کار نیست، بلکه این عادت ناپسند شما در به تعویق انداختن کارها است. این راحت‌ترین روش است به ویژه وقتی تنها یک انتخاب داشته باشید. اما اغلب، زمانی که گام اول را شروع می‌کنید، در یک حالت روحی قرار می‌گیرید و کار را تا آخر انجام می‌دهید.هنگامی که چند روز را برای انجام کارهای کوچک صرف کردید، به کارهای بزرگ‌تر بپردازید. در مدت زمانی، متوجه تاثیر این مساله خواهید شد و شاهد تحول در زندگی خودتان خواهید بود.۳. یک روز را از شبکه‌های اجتماعی دوری کنیدروزهایی که بود که گوشی تلفن مرتب در دستم بود. بدون دلیل آن را برمی‌داشتم و بعد از آن، بدون این که متوجه باشم ساعت‌ها را در شبکه‌های اجتماعی سپری کرده بودم. من حتا در شبکه‌های اجتماعی جایگاه بالایی ندارم. من هرگز چیزی در فیس‌بوک پست نکرده‌ام و در اینستاگرام کم‌تر از ۱۰۰ دنبال‌کننده دارم که هر از چند گاهی تصاویر خانواده‌ام را با آن‌ها به اشتراک می‌گذارم.من نه می‌توانم و نه می‌خواهم که از شبکه‌های اجتماعی دست بکشم. فیس‌بوک یک درگاه خوب برای آگاهی از رویدادهای جهانی و اینستاگرام یک منبع الهام عالی برای نوشته‌های من هستند. اما همه‌ی این پلتفرم‌ها به این شرط مفید خواهند بود که از آن‌ها در حد اعتدال استفاده کنم.پس به جای این که برنامه‌ی آن‌ها را تلفن همراهم حذف کنم، تصمیم گرفتم روزهای جمعه از آن‌ها استفاده نکنم؛ و همین کار را هم کردم. بعد از چهار هفته، من به شدت زمان صفحه‌ی نمایش خود را کاهش دادم و حتا برای برنامه‌های اجتماعی محدودیت ۱ ساعته تعیین کردم.بنابراین اگر شما هم با این مشکل روبه‌رو هستید، بهتر است از همان ابتدا شروع کنید؛ یک روز را به صورت کامل از شبکه‌های اجتماعی دور باشید و یا اگر برای‌تان سخت است، اصلا تلفن همراه خودتان را به اینترنت متصل نکنید.وقتی پس از یک رو آفلاین بودن، متوجه شدید که چیزی را از دست نمی‌دهید، آگاهانه تصمیم خواهید گرفت که هر روز زمان کم‌تری را در اینترنت بگذرانید و اطمینان داشته باشید در مدت زمان کوتاهی که تاثیر این مساله را خواهید دید و شاهد تحول در زندگی خودتان خواهید بود.۴. برنامه‌ی خود را برای روز بعد، از شب قبل آماده کنیداز شب قبل لباس خود را انتخاب کنید و همه چیز را درون کیف خود قرار دهید (مردان ممکن است این موضوع را درک نکنند، اما اکثر خانم‌ها فهرست مشخصی از مواردی را که باید در کیف روزمره‌ی خود داشته باشند دارند).فهرست کارهایی که باید فردا انجام دهید را بنویسید. تقویم خود را بررسی کنید تا ببینید آیا جلسات، تماس‌ها یا کارهای خود را برنامه‌ریزی کرده‌اید یا خیر؟ هر کاری می‌توانید انجام دهید تا روز بعد برای‌تان راحت‌تر شود.اگر برای روز خود برنامه داشته باشید، کارها را سریع‌تر انجام می‌دهید. هیچ جادویی در کار نیست، این یک منطق ناب است که باعث تحول در زندگی شما خواهد شد.۵. هنگام غذا خوردن کار دیگری انجام ندهیدوقتی ه‌مزمان غذا می‌خورید و مشغول کار، مطالعه یا تماشای فیلم هستید؛ اغلب بیش‌تر از مقدار مورد نیاز غذا می‌خورید. به علاوه، شما نه از غذای خود لذت می‌برید و نه کار خود را به خوبی انجام خواهید داد. اگر در حال تلاش برای ایجاد یک سند اکسل هستید، آیا می‌توانید مزه‌ی سبزیجات را بچشید؟ احتمالا نه.خوردن ناهار یا شام نباید بیش‌تر از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول بکشد. پس چه زمانی آن قدر مشغول شدیم که حتی چند دقیقه وقت نداریم تا به بدن‌مان سوخت لازم را بدهیم؟دفعه‌ی بعد که غذا می‌خورید فقط این کار را بکنید: خوردن. خواهید دید که استفاده نکردن از گوشی تلفن هنگام غذا مشکلی برای‌تان ایجاد نخواهد کرد، هر چند که شاید آسان نباشد. این واقعیت ساده که ما باید خودمان را از انجام چنین کارهایی خلاص کنیم، باید برخی پرسش‌ها را برای شما ایجاد کند.۶. برای کارهای خود از یک تایمر استفاده کنیدتکنیک گوجه فرنگی (Pomodoro) را می‌توان کتاب مقدس بهره‌وری نیز نامید. این تکنیک بسیار مشهور است زیرا به خوبی پاسخ می‌دهد و بنابراین شایسته‌ی ستایش است. از میان خرده عادت‌هایی که تا این جا ذکر کردم، این یکی بیش‌ترین کمک را به من کرده است.کار و مسافرت تمام وقت همیشه آسان نیست (یا ممکن است اضافه کنم که سرگرم کننده است) و شما باید با یک برنامه‌ی زمان‌بندی جلو بروید و به آن وفادار بمانید. بنابراین من تکنیک گوجه فرنگی را به گونه‌ای تنظیم کرده‌ام که برای من مفید باشد: من یک ساعت می‌نویسم، ۱۰ دقیقه استراحت می‌کنم و سپس یک ساعت دیگر می‌نویسم.این یکی از اصلی‌ترین ترفندهایی است که به من کمک کرده تا زمان‌بندی کارهای خود را مدیریت کنم در حالی که ماهانه در چند شهر مختلف گشت و گذار می‌کنم. این ترفند واقعا باعث تحول در زندگی من شده است.۷. هنگام خواب گوشی تلفن خود را در آن سوی اتاق قرار دهیداگر هنگام خواب گوشی تلفن همراه‌تان را در کنار خود قرار دهید؛ به احتمال زیاد صبح هنگام زنگ زدن، دکمه‌ی چرت زدن را فشار داده و به خواب‌تان ادامه می‌دهید و زمانی از رخت‌خواب بیرون می‌آیید که دیگر خیلی دیر شده است. برای بیش‌تر ما که قسمت سخت بلند شدن از رخت‌خواب، بیدار شدن است؛ این روش بسیار کارساز است.وقتی تلفن خود را در آن سوی اتاق قرار می‌دهید، برای قطع کردن صدای زنگ آن باید بلند شوید و چند قدم راه بروید. در این بازه ممکن است متوجه شوید که تشنه هستید، نیاز به دست‌شویی دارید و یا این که کارهای زیادی در ساعات بعد خواهید داشت. در این هنگام بستر خواب شما دیگر چندان راحت به نظر نخواهد آمد.این روش را حتما امتحان کنید و ببینید که چه طور زندگی شما را متحول خواهد کرد.۸. برای خریدهای خود یک دوره‌ی انتظار تنظیم کنیدطی چند سال گذشته، من قبل از خرید هر چیزی دو قانون را برای خودم اعمال می‌کردم. اول؛ اگر چیزی را که دوست دارم ببینم، هرگز آن را درجا نخرم  - مگر چیزی باشد که به آن احتیاج دارم و به دنبال‌اش می‌گشتم. در عوض، چند روز صبر می‌کنم تا ببینم آیا هنوز هم در ذهنم باقی مانده است یا خیر؟اگر بعد از سه روز، هنوز هم به آن لباس یا کفش فکر کنم، جلوتر می‌روم و آن‌ها را می‌خرم. ولی اگر به طور کامل آن‌ها را فراموش کنم، پس فقط از جلوی یک گلوله جا خالی کرده‌ام چون به احتمال زیاد فقط یک خرید اضافی می‌بود.قانون دوم شامل موارد حراجی می‌شود. همه‌ی ما دوره‌های حراجی را دوست داریم، درست است؟ البته که داریم. اما این هم زمانی است که ما تمایل پیدا می‌کنیم چیزهای زیادی را که نیاز نداریم بخریم. مغز ما این گونه برنامه‌ریزی شده است. به همین دلیل است که این روش بازاریابی به خوبی کار می‌کند. انجام یک معامله‌ی خوب ما را خوشحال می‌کند، راضی. تا وقتی که به خانه برسیم و متوجه شویم که این فقط یک احساس موقتی بوده است.برای جلوگیری از خرید چیزهای غیر ضروری در حراجی‌ها، یک پرسش ساده از خود بپرسید: «آیا من می‌توانم هزینه‌ی کامل بدون تخفیف آن را بپردازم؟» اگر پاسخ مثبت است، کیف پول خود را بیرون بیاورید. اگر منفی است، از آن جا دور شوید.اطمینان داشته باشید اگر احساسات خود را کنترل کرده و این دو قانون را در خریدهای خود را رعایت کنید، در مدت زمان مناسبی شاهد تحول در زندگی و وضعیت دخل و خرج خود خواهید بود.۹. هر ایده‌ای را یادداشت کنید«بسیار خب، من این را به خاطر خواهم داشت»؛ این جمله باید به عنوان بزرگ‌ترین دروغی که به خود می‌گوییم در تاریخ ثبت شود. از میان تمام چیزهایی که در طول روز از ذهن شما می‌گذرد، در نهایت، بیش از نیمی از آن‌ها را فراموش می‌کنید.بنابراین برای تحول در زندگی خود، عادت کنید که همه چیز را بنویسید، حتا چیزهای احمقانه‌ای که در ظاهر مهم به نظر نمی‌رسند.کلام آخردلیل اصلی این که چرا مردم به اهداف‌شان نمی‌رسند این است که به جای ساختن عادات کوچک و روزمره، به دنبال ایجاد تغییرات اساسی هستند. برای تحول در زندگی، تنها باید این دو قانون ساده را دنبال کنید:۱. یک بد را کنار بگذاریدفهرستی از تمام عادات بدی که دارید و می‌خواهید از شر آن‌ها خلاص شوید تهیه کنید. به جای رفتن به جنگ با خودتان و به جای این که تلاش کنید از شر همه‌ی آن‌ها به صورت هم‌زمان خلاص شوید، تنها یکی را انتخاب کرده و بر آن تمرکز کنید. گام‌های کوچک بردارید. یک سیگار کم‌تر بکشید. هر هفته یک کالای غیرضروری کم‌تر بخرید.در هر گام، خلاص شدن از شر یک مورد کافی است. فقط بعد از این که موفق شدید یک عادت بد را کنار بگذارید، روی عادت دیگری کار کنید.۲. یک خوب را اضافه کنیداین مساله برای تغییرات خوبی که می‌خواهید انجام دهید نیز صدق می‌کند. سعی نکنید هر روز ۲ لیتر آب بنوشید، اگر پیش از این تنها ۱ لیوان می‌نوشیدید. حالا در عوض، تلاش کنید روزانه ۲ لیوان بنوشید و به آرامی آن را زیاد کنید. یک سبزی دیگر به بشقاب خود اضافه کنید. یک دقیقه بیش‌تر روی تردمیل بدوید. هر شب یک صفحه بیش‌تر بخوانید.چیزی را انتخاب کنید که با آن دست و پنجه نرم می کنید و به آرامی زمان بیش‌تری را صرف ساختن این عادت خوب کنید. زمانی که احساس کردید این مورد به یک عادت تبدیل شده است، کار روی مورد بعدی را شروع کنید.همانطور که جیمز کلیر در عادات اتمی می‌گوید: «شما به سطح اهداف خود صعود نخواهید کرد. شما به سطح سیستمی ساخته‌اید سقوط می‌کنید.» بنابراین اطمینان حاصل کنید که برای هر هدف یک سیستم خوب داشته باشید.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/lmmo</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 13:07:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای موفقیت در زندگی این ۱۱ کار را انجام ندهید</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%B1%DB%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-b1qxdnyqyfwv</link>
                <description>شتاب تغییرات در جهان امروز بیش از همیشه است و به همین دلیل توصیه‌ها برای موفقیت در زندگی نیز هر روز تغییر می‌کنند. این مقاله به شماری از تازه‌ترین توصیه‌های کارشناسان موفقیت اختصاص دارد؛ درباره‌ی نکاتی که باید آن‌ها را کنار گذاشت تا موفق‌تر بود.سرعت شاید بارزترین ویژگی دنیای مدرنی باشد که در آن زیست می‌کنیم. دنیایی که تغییرات در آن لحظه‌ای است و هیچ شاخصی وجود ندارد که بتوان برای مدت طولانی بر آن تکیه کرد. به همین منوال توصیه‌ها نیز گذرا هستند.در این مطلب تلاش کرده‌ایم برخی از تازه‌ترین توصیه‌های کارشناسان موفقیت را برای شما گردآوری کنیم؛ نکاتی که برای موفقیت در زندگی باید از آن‌ها دوری کنید.۱. هدر دادن وقفه‌های بین کاروقفه‌های کوتاه در ساعات کاری روز بسیار بیش‌تر از آن هستند که تصور می‌کنیم. برای درک این مساله کافی است فقط یک روز این وقفه‌ها را ثبت کنید. اگر در همین دقیقه‌های کوتاه کاری مفید مثل مطالعه انجام بدهیم، در پایان روز بسیار بیش از آن چه گمان می‌کنیم خواهیم خواند.اطمینان داشته باشید اگر از این زمان‌های کوتاه به خوبی استفاده کنید، پس از مدتی اثر آن را درک خواهید که چه طور شما را به سمت موفقیت در زندگی هدایت می‌کند.۲. باور به این که موفقیت خوشبختی می‌آوردما مثل بچه‌هایی که با اشتیاق اسباب‌بازی تازه می‌خواهند و کمی بعد از آن خسته می‌شوند، با داشتن پول چیزهایی تهیه می‌کنیم که تا مدتی خوشحالمان می‌کنند، اما نه برای همیشه. اما تا وقتی قدر آن چه داریم را ندانیم،‌ موفقیت مالی و پول وضع شما را بهتر نمی‌کند.باور داشته باشید که موفقیت به تنهایی خوشبختی نمی‌آورد، برای خوشبخت شدن و موفقیت در زندگی، باید قدر هر چیزی که داریم را بدانیم.۳. باور به این که کارهای تازه سخت استذهن ما همان طور که ما را می‌فریبد تا با چیزهای جدید خوشحال شویم، ما را فریب می‌دهد تا فکر کنیم انجام کارهای جدید سخت‌تر از آن چیزی خواهد بود که در واقع هستند. این ترس باعث می‌شود بیش‌تر افراد از چالش‌های بزرگ فرار کنند.این در حالی است که اگر آگاهانه به استقبال از این چالش‌ها بروند پس از اندکی با شرایط تازه سازگار خواهند شد. برای موفقیت در زندگی، نباید از چالش‌ها و تجربه‌های جدید هراس داشت.۴. گشتن به دنبال شادی برای موفقیت در زندگیبیش‌تر مردم باور دارند که باید چیزهایی نظیر پول، وقت، عشق داشته باشند تا بتوانند کارهایی مانند ایجاد یک کسب‌و‌کار جدید، خلق آثار هنری، رفتن به سفر یا برقراری رابطه بزنند که در نهایت بتوانند شاد،‌ آرام یا راضی، پرانگیزه یا عاشق باشند.در صورتی که این روند کاملا برعکس است؛ یعنی باید آن چه که می‌خواهید باشید؛ باید خوشحال،‌ آرام،‌ دوست‌دار و راضی باشید تا بتوانید کارهایی را که می‌خواهید با این آرامش انجام بدهید و آن‌گاه آن چه می‌کنید، تقریبا بی‌درنگ چیزهایی را که می‌خواهید برای‌تان به ارمغان آورد.مسیر رسیدن به موفقیت زندگی از داشتن شادی نمی‌گذرد، بلکه این موفقیت است که شادی را نصیب شما می‌کند.۵. بخش‌بندی کردن زندگیانسان‌ موجودی همه جانبه است، به این معنی که اگر فقط یک جنبه از زندگی‌تان آسیب ببیند این آسیب در تمام جنبه‌های دیگر آن نیز دیده می‌شود. برعکس، اگر یکی از جنبه‌های زندگی‌تان را تقویت کنید همه‌ی جنبه‌ها از آن تاثیر می‌گیرند.پس برای موفقیت در زندگی، خود را به عنوان یک کل در نظر گرفته و زندگی‌تان را هرگز به قسمت‌های جداگانه تقسیم‌بندی نکنید.۶. همه چیز را با هم خواستنباید بدانید هر تصمیمی که در زندگی می‌گیرید هزینه‌ای دارد. هر وقت انتخابی می‌کنید هم‌زمان بسیاری چیزهای دیگر را کنار می‌گذارید. پس نمی‌توان همه چیز را هم‌زمان با هم داشت.هم‌چنین باید بدانید که در حقیقت شما همه چیز را نیز با هم نمی‌خواهید. پس باید برای موفقیت در زندگی، آن چیزهایی را از بقیه برای‌تان مهم‌تر است انتخاب کرده و مابقی امور را اولویت‌بندی کنید؛ خانواده، کار، خلاقیت یا هر چیز دیگر.۷. منتظر ماندن برای اجازه و توصیه‌ی دیگرانزمانی یک بنگاه‌دار موفق به تمام کسانی که از او مشورت می‌خواستند می‌گفت این کار را نکنید! و بیش‌تر مواقع هم آن‌ها را قانع می‌کرد. وقتی از او پرسیدند چرا این کار را می‌کند، گفت: «آن‌هایی که بناست در این کار موفق بشوند‌، می‌شوند، مهم نیست من به آن‌ها چه بگویم.»برای موفقیت در زندگی به‌جای آن که منتظر تایید و اجازه‌ی دیگران یا شرایط مناسب شوید؛ در آرامش به درون خودتان رجوع کنید و دیدگاه‌تان را نسبت به مسایل تغییر دهید تا بتوانید در مسیر درست پیش بروید.۸. دایم منحرف شدن از مسایل اصلیدر زندگی تقریبا هر چیزی، باعث انحراف از آن چیزی می‌شود که واقعا مهم است. برای موفقیت در زندگی باید آن چیزهایی را که نمی‌توان روی‌شان قیمت گذاشت نظیر خانواده، روابط یا سلامت را تشخیص بدهید. همه چیز را نمی‌توانید بخرید، پس هر چیز انحرافی را رها کنید و به صورت کامل روی چیزهایی تمرکز کنید که برای‌تان ارزش حیاتی دارد. در دنیای امروز هوش یعنی تمرکز.۹. بیش از نقد، دنبال تشویق بودنامروزه آن قدر شکننده شده‌ایم که هر نظر جدی و نقدی درباره‌ی کارمان را باید میان انواع تشویق و تعریف پنهان کنند تا ما قبولش کنیم. این عدم نقدپذیری، دشمن موفقیت در زندگی است.ذهن ما به صورت دایم می‌خواهد ثابت کند دیدگاه‌هایش درست‌ هستند. اما پیش‌رفت واقعی زمانی روی می‌دهد که دیگران کار شما را نقد کنند. وقتی کار شما واقعا ارزش‌مند باشد، به طور حتم کسی هم پیدا می‌شود که آن را به صورت جدی نقد می‌کند. پس از نقد نترسید.۱۰. کار خود را فقط شغل دیدنمهم نیست کار شما چیست، اگر خودتان آن را به چشم هنر ببینید، دیگران نیز حاصل آن را خیلی بهتر می‌پذیرند. برای یک شاعر نه فقط آن چه شعرش می‌گوید بلکه این که چه گونه آن را بیان می‌کند نیز به همان اندازه یا بیش‌تر مهم است.شما هم وقتی برای یک سخنرانی می‌روید برای دیدن خود خطیب می‌روید نه فقط برای این که ببینید چه می‌گوید، چون احتمالا خودتان می‌دانید که او چه‌ می‌گوید. طرف حساب شما نیز، کارتان هرچه باشد، به اندازه‌ی خدمات‌تان به خود شما توجه دارد. برای موفقیت در زندگی و کار، برای آن چه که انجام می‌دهید ارزش قایل شوید.۱۱. چیزی گرفتن به‌جای چیزی دادناگر با عینک کمبود به مسایل نگاه کنیم، چیزی دادن به دیگران به شما زیان می‌رساند چون وقتی کسی چیزی را می‌بخشد خودش دیگر آن را ندارد.اما اگر از ذهن گشاده‌ای بهره ببرید جهان را چنان که هست خواهید دید، یعنی بخشیدن به دیگران سبب می‌شود بیشتر دریافت کنید، چرا که بخشش تمام نظام هستی را بهبود می‌بخشد و بنابراین منفعت آن دیر یا زود، و چه بسا بیش‌تر، به خودتان بر می‌گردد.خداوند بخشنده است و جهان را نیز بخشنده آفریده، برای موفقیت در زندگی باید بخشنده و گشاده دست بود.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/5h4w</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 13:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ۱۰ دشمن موفقیت کاری آشنا شوید</title>
                <link>https://virgool.io/shayanweb/%D8%A8%D8%A7-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-qr6kk8b4edfs</link>
                <description>موانع موفقیت در محیط‌های کاریشکست در شغل و کسب و کار بسیار ناراحت کننده است، اما همان طور که گفته‌اند، اگر درست با آن برخورد شود، می‌تواند انگیزه‌ای برای موفقیت‌های آینده باشد؛ نردبانی برای موفقیت کاری.اسرار موفقیت کاری و راه‌های رسیدن به آن، بر خلاف چیزی که به نظر می‌رسند، چندان هم پیچیده نیستند. گاهی برای یافتن بهترین مسیر کسب موفقیت، کافی است دشمنان موفقیت را بشناسیم.بسیاری از باورهای سنتی در مورد شغل و کسب‌وکار، امروزه اعتبار پیشین خود را از دست داده و قابل اعتماد و اتکا نیستند. هر چند علم نتوانسته است تعریف دقیق، جامع و یک‌پارچه‌ای از کار، بی‌کاری و ثبات شغلی ارایه نماید؛ با این حال توانسته نگرش انسان را نسبت به بهره‌وری، یادگیری، موفقیت و مراقبت و خودباوری در محیط‌های کاری تا حد زیادی روشن نماید.باورهای پوسیده در مورد موفقیت کاریاین روزها حرف و حدیث‌های زیادی در مورد موفقیت می‌شنوید؛ اما بیایید صادق باشیم؛ هر چیزی که در این مورد می‌شنوید را نباید باور کنید. هم‌چنین به چیزهایی که در گذشته شنیده‌اید هم نباید چندان اعتماد کنید. در واقع علم به سرعت در حال رشد بوده و پیوسته در حال رد بسیاری از باورهای کهنه در مورد موفقیت است که از گذشته در ذهن ما حک شده است.علم ثابت کرده است که هر کسی می‌تواند چیزهایی تازه بیاموزد، فارغ از سن و سال و محدودیت‌های دیگر. یا مثال دیگر این که خیلی‌ها فکر می‌کنند، تنها دیوانه‌ها هستند که با خود حرف می‌زنند در حالی که روانشناسی نوین نشان داده است که ندای درون یا همان سخن گفتن با خود بهترین ابزار برای ایجاد شفافیت ذهنی و یکی از بهترین راه‌ها برای یافتن راه حل‌های خلاقانه در مسایل مختلف به ویژه در محیط‌های کاری است.در واقع علم جدید تعاریف و باورهای جدیدی برای ما به ارمغان آورده است که کمک می‌کنند تا آن موفقیتی را که به دنبال‌اش هستیم به دست بیاوریم. پس در گام نخست، بیایید تمام آن باورها و پیش‌فرض‌ها نخ‌نما شده را دور بریزیم و پس از آن همراه ما باشید تا ۱۰ دشمن بالقوه‌ی موفقیت کاری را به شما معرفی کنیم.۱. انجام هم‌زمان کارها (چند وظیفه‌ای بودن یا چند کاره بودن)این مورد یکی از همان باورهای قدیمی است که عده‌ای فکر می‌کنند انجام هم‌زمان کارها که اغلب به عنوان مولتی تسکینگ از آن یاد می‌شود، کلید طلایی برای رسیدن بهره‌وری و موفقیت در کار است.ممکن است فکر کنید چند وظیفه‌ای بودن راه رسیدن به موفقیت در کار است، اما امروزه کارشناسان نظر دیگری دارند. مطالعاتی که در دانشگاه میشیگان انجام شده نشان می‌دهد وقتی شما در آنِ‌ واحد از این وظیفه به آن وظیفه می‌پرید، در واقع مغز خود را وادار می‌کنید مدام در تلاش برای متمرکز شدن روی مسایل مختلف باشد که این کار باعث می‌شود بهره‌وری شما تا ۴۰‌ درصد کاهش پیدا کند.در واقع چند وظیفه‌ای بودن نه تنها بهره‌وری را کاهش می‌دهد، بلکه کیفیت نتیجه و اثربخشی را نیز کم‌رنگ می‌کند. با انجام هم‌زمان کارها، شما تنها چند پروژه‌ی کم قوام دارید که می‌توانند در شما استرس و خستگی ایجاد کند. دانشمندانِ دانشگاه استنفورد نیز دریافتند افراد چندوظیفه نمی‌توانند به مقدار کافی تمرکز کرده و اطلاعات نامرتبط را کنار هم بگذارند و هم‌چنین چند وظیفه‌ای بودن باعث انقطاع افکار، ناتوانی در تمرکز و خستگی مغز می‌شود.راه حل چیست؟شاید به نظرتان با عقل جور نباشد، اما مطالعات نشان داده‌اند که اگر سرعت خود را در کارها کاهش داده و در هر زمان تنها روی یک وظیفه و کار تمرکز کنید، اثربخشی و بهره‌وری خود را افزایش داده و در نتیجه شانس موفقیت خود را بیش‌تر می‌کنید. با این روند، از خسته نمودن مغز اجتناب می‌کنید که خود یکی از کلیدهای موفقیت است.۲. بازی در منطقه‌ی امنمطالعات نشان داده‌اند که بیش‌تر افراد امنیت خود را در روزمرگی و کارهای تکرای پیدا می‌کنند. اگر شما از آن دست افراد هستید که همیشه از تغییر یا چیزهای ناشناخته و موارد پیش‌‌بینی نشده دوری می‌کنند؛ خوب است بدانید که پیش‌رفت هرگز در حصار منطقه‌ی امن شما رخ نخواهد داد.مطالعات، هم‌چنین نشان می‌دهند که شانس موفقیت کاری شما با خطرپذیریِ بیش‌تر، افزایش می‌یابد. پس اطیمنان داشته باشید که راه رسیدن به موفقیت از منطقه امن نمی‌گذرد.راه حل چیست؟خودتان را تکان دهید، بندهایی که برای خود ساخته‌اید را پاره کنید و از منطقه‌ی امن خود بیرون بیایید. به جای آن که از کارهای ناشناخته دوری کنید خود را به محدوده‌های ناآشنا و پیش‌بینی‌ناپذیرتر وارد کنید. از هر چیز جدیدی استقبال کنید تا خود را مقاوم‌تر سازید.خودتان قضاوت کنید که همین امروز در شغل و کسب‌وکار خود تا کجا می‌توانید پیش بروید؟ چه اندازه می‌توانید بال‌های خودتان را باز کنید و از چه حصارهای پیش‌بینی‌ناپذیری می‌توانید بپرید؟ تصمیمی قاطع و جسورانه بگیرید و مرزهای حریم امن‌تان را بی‌اعتبار کنید.۳. ساعات کار طولانیاین هم یکی از آن باورهای قدیمی است که توسط علم زیر سوال رفته است. دانش‌مندان نسبت به این ایده که هر چه سخت‌تر، طولانی‌تر و سریع‌تر کار کنید بهره‌وری بیش‌تری خواهید داشت؛ به شدت ابراز تردید کرده‌اند. در واقع آن‌ها دریافته‌اند که مدیران کارآمد، کم‌ترین ساعات کار ممکن در هفته را کار می‌کنند و مدیران با بهره‌وری کم‌تر، بیش‌ترین ساعات کار ممکن در هفته را مشغول هستند.شما نیز بهتر است برای رسیدن به موفقیت کاری، بیش‌تر کردن ساعات کار را فراموش کنید. امروزه به اثبات رسیده است که مدیرانی که ساعات طولانی کار می‌کنند، مشکلات جسمی و ذهنی بیش‌تری دارند و احتمال سکته در آن‌ها نیز بیش‌تر است. راز موفقیت در فکر و بدن سالم است.راه حل چیست؟کار کم‌تر اما هوش‌مندانه‌تر، این گونه هم کارتان سریع‌تر پیش می‌رود و هم کیفیت بالاتری دارد. خودتان نیز سالم‌تر می‌مانید و مسیر شغلی پایدارتری خواهید داشت. کار کم ولی هوش‌مندانه یکی از بهترین راه‌های رسیدن به موفقیت است.۴. تمرکز روی مشکلاتدر همه‌ی ما غریزه‌ای نهفته است که باعث می‌شود خودمان را از خطرها و آسیب‌ها دور نگه داریم تا بقایمان حفظ شود، دانشمندان به این غریزه تعصب منفی می‌گویند.این منفی‌نگری زمینه‌ای بسیار طولانی‌تر از مثبت اندیشی دارد، به همین دلیل ما همیشه تمایل داریم در مورد تهدیدهای شغلی اغراق کرده و توانایی‌های خود را برای غلبه بر آن‌ها دست کم بگیریم. منفی بافی و تمرکز روی مشکلات بار بسیار سنگینی دارد و برای خنثی کردن بار یک فکر منفی به طور متوسط لازم است که سه اندیشه مثبت را جایگزین آن کنیم.حقیقت دارد؛ این منفی‌نگری یک ویژگی طبیعی است که به عنوان ضامن بقای شما عمل می‌کند، اما مراقب باشید چرا که هم‌زمان می‌تواند مانع بزرگی برای دست‌یابی و رسیدن شما به موفقیت کاری باشد. تمرکز بر سختی‌ها و مشکلات نگرش و چشم‌انداز شما را محدود ساخته و توانایی‌تان برای در نظر گرفتن امکان‌های مختلف کاهش داده و در نهایت شما را از خودباوری و ایمان به خودتان دور می‌کند.مطالعات علمی ثابت کرده‌اند که افراد بدبین در مقایسه با خوش‌بین‌ها شانس و اقبال کم‌تری برای بالا رفتن از نردبان شغلی دارند.راه حل چیست؟در تمام امور تا جایی که امکان دارد جنبه‌های مثبت را در نظر بگیرید. دست از تمرکز بر مشکلات برداشته و به جای آن بر روی راه‌حل‌ها تمرکز کنید. در هر سختی و مشکلی به دنبال فرصت‌ها بگردید؛ در واقع تنها مشکلی باید روی آن تمرکز داشته باشید این مساله است که دست‌یابی دوباره به فرصت‌ها چه قدر سخت خواهد بود و فرصت‌ها چقدر زود ممکن است از دست بروند.۵. تحقیر کردن و کوچک شمردن خوداگر از آن دست افرادی هستید که وقتی مدیرشان از ایده یا عملکردتان ناخشنود می‌شود، با انتقاد و تمسخر خویش به دنبال راهی برای عملکرد بهتر می‌گردند؛ خبر بدی برای‌تان داریم؛ مطالعات دقیقا عکس این مطلب را ثابت کرده‌اند!میان حس مهربانی نسبت به خود و موفقیت کاری رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. این که پس از هر شکست خود را محکوم کنید، تنها شانس خود را برای دوباره برخاستن از روی زمین کاهش می‌دهید. خودانتقادی امری دردناک است به طوری که می‌تواند برای پایان دادن به شکست‌ها شما را وادار به تسلیم نماید. این در حالی است که انتظار می‌رود وقتی اوضاع خوب پیش نمی‌رود و حس ناامیدی به سراغ‌تان می‌آید، خودتان آخرین فردی باشید که خود را سرزنش می‌کند، چون این مساله هیچ کمکی به شما نمی‌کند.راه حل چیست؟برای رسیدن به راز موفقیت کاری، شخصیت عیب‌جوی درون‌تان شناسایی و این دهانِ خود ویران‌گر را ببندید. با خود مهربان باشید و به نرمی صحبت کنید. به خودتان میزان عاقلانه‌ای مهربانی هدیه کنید. تاییدگر خود باشید و در مورد خود به شکلی متفاوت و مثبت صحبت کنید. برای خود چشم‌اندازهایی تشویق‌کننده و انگیزه‌بخش مشخص کنید و به خود جایزه بدهید. در یک کلام خود را عزیز بدارید تا هدف و راه رسیدن به موفقیت برای‌تان روشن شود.۶. خود فراموشی در مسیر موفقیت کاریبه عنوان یک انسان شرقی، از کودکی آموخته‌ایم که قربانی کردن خود یک فضیلت بوده و قرار دادن خود در انتهای صف، نشان از قدرت شخصیت ما دارد. شاید این حرف خودخواهانه به نظر برسد، اما باید بگوییم که این شیوه‌ی تفکر به هیچ وجه درست نیست. اکنون که به بزرگی رسیده و با دنیای واقعی پیرامون‌مان آشنا شده‌ایم، دریافته‌ایم که همیشه خود را در پایان صف قرار دادن تنها می‌تواند رسیدن به هدف و موفقیت کاری را زایل ساخته و در پایان تنها اندوه و نارضایتی شدید را برای‌مان باقی بگذارد.راه حل چیست؟برای خودتان زمان صرف کنید. مراقب خودتان باشید، این خودمراقبتی استفاه از زمان را بهینه می‌کند. به طور کلی در مورد سلامت، تغذیه، ورزش و استراحت کافی حساس باشید چرا که به شما در مواجهه با چالش‌های شغلی توان و اراده‌ی کافی را می‌دهد. ورزش‌ها و سرگرمی‌هایی را که ذهن و نیروی خلاقیت‌تان را تقویت می‌کند، حتما در برنامه بگنجانید. اگر در درجه‌ی اول مراقب خودتان باشید، به طور حتم، توان بیش‌تری برای تمرکز روی هدف و حرکت به سمت موفقیت کاری خواهید داشت.۷. شک و تردیدمسیر رسیدن به موفقیت سخت و طولانی است. به همین دلیل همیشه این احتمال وجود دارد که بذر شک به خود و به هدف در ذهن‌تان جوانه بزند. همیشه صداهایی وجود دارند که آماده هستند در گوش‌تان زمزمه کنند که شما بازنده هستید، حتا پیش از آن که کاری را شروع کنید. وقتی نهال شک در مسیر شما رشد کرد، احتمال توقف شما وجود خواهد داشت، بدون آن که سفر خود را در آن مسیر شروع کرده باشید. شک و تردید بر حقایق درونی شما سایه می‌اندازد، این که چه کسی هستید و چه توانایی‌هایی دارید. اما باید بدانید خودآگاهی و توان و اراده‌ی حرکت به سمت موفقیت، همواره در بیرون از سایه‌ی شک و تردید خودش را نشان می‌دهد.راه حل چیست؟برای رسیدن به هر شکلی از موفقیت، به ویژه موفقیت کاری، باید شک و تردید را کنار بگذارید و از زیر سایه‌ی سنگین آن خارج شوید. اگر چشم‌اندازی منفی دارید، آن را حتما با یک چشم‌انداز مثبت جایگزین کنید و اطمینان حاصل کنید که برای مثبت‌اندیشی از طریق واقع‌گرایی گام بر می‌دارید.۸. ترس از شکستترس از شکست همواره باعث ترس از موفقیت می‌شود، اما بدانید که ترس هیچ مشکلی را از شما حل نمی‌کند. تنها افراد سخت‌کوش می‌توانند از پس فراز و فرودهای این دنیا بر بیایند.روان‌شناسی جدید این مساله را که چرا برخی نسبت به سایرین موفق‌تر هستند را این گونه توضیح داده است؛ زیرا آن‌ها یک چارچوب ذهنی برنده دارند که به «طرز فکر رشد» معروف است. اگر شما صاحب چنین طرز فکری باشید، اعتقاد خواهید داشت که موفقیت و شکست را در یک بسته عرضه می‌کنند و احتمال هر دو رویداد را به یک اندازه می‌پذیرید چرا که می‌دانید هیچ سربالایی بدون سرپایینی و هیچ پیش‌رفتی بدون پس‌رفت و هیچ راستی بدون چپ وجود ندارد؛ در این صورت شما یک انسان واقع‌گرا هستید.راه حل چیست؟پس متوجه شدید که ترس از شکست برای افرادی غیرواقع‌گرا است که فاقد طرز فکر رشد هستند. باید بدانید که مهم نیست شکست چه قدر بزرگ یا کوچک است، چه قدر دردناک و آزاردهنده است؛ شکست همیشه وجود خواهد داشت و اگر شما مانند افراد موفق، دارای طرز فکر رشد باشید، از آن با آغوش باز استقبال خواهید کرد و آن را به چشم درسی می‌بینید به شما چیزهای بسیاری برای رسیدن به موفقیت می‌آموزد.شکست را با آغوش باز بپذیرید، از آن بیاموزید و این دیدگاه را داشته باشید که شکست به نفع شماست نه به ضرر شما. چنین نگرشی به احتمال فراوان شما را به سمت موفقیت کاری رشد خواهد داد.۹. تعیین ضرب‌الاجل‌های بیهودهخیلی وقت‌ها پیش می‌آید که برای زمان پایان یک کار ضرب‌العجل تعیین می‌کنیم اما بسیاری از این ضرب‌العجل‌ها از هیچ منطق پذیرفته شده‌ای پیروی نمی‌کنند. در زبان انگلیسی به این ضرب‌العجل‌ها deadline (دِد لاین یا خط مرده) می‌گویند که اصطلاح شایسته‌ای است. به احتمال زیاد شما نیز به عنوان یک نیروی کار امروزی خودتان را می‌کشید تا از ضرب‌العجل‌هایی غیرواقعی که گاه ساخته و پرداخته‌ی خودتان هستند و گاه کارفرمایان عبور نکنید. اما خوب است این مساله را در خاطر داشته باشید که اگر بمیرید دیگر نمی‌توانید به اهداف شغلی خودتان دست پیدا کنید و آن گاه باید موفقیت کاری را با خود به گور ببرید.راه حل چیست؟زندگی و کار خود را نه بر اساس این ضرب‌العجل‌ها بلکه بر اساس فعالیت‌های حیات‌بخش پیش ببرید. در انگلیسی به این فعالیت‌ها lifeline (لایف لاین یا خط نجات) می‌گویند. این‌ها فعالیت‌هایی هستند که کمک‌کننده به بقا و سلامتی شما هستند.برای رسیدن به موفقیت کاری کمی ترمز را بکشید، نه آن قدر که متوقف شوید، تنها آن قدر که اندکی از سرعت خودتان کم کنید. در میان کارهای روزانه‌تان زمانی را به خوردن یک میان وعده‌ی دل‌چسب اختصاص دهید. در طی روز کمی از پشت میزتان خارج شوید، قدمی بزنید و از پنجره بیرون را تماشا کنید و فراموش نکنید که خودتان را برای کار نکشید.۱۰.پرهیز از ذهن تنبلاگر از آن دسته افرادی هستید که می‌خواهند راحت به موفقیت برسند و نردبان ترقی را یک شبه طی کنند، باید بدانید که به شدت درگیر ذهن تنبل هستید که این مساله فقط به درگیری بیش‌تر ذهنی و درجا زدن منجر می‌شود. در چنین شرایطی فاصله‌ی میان شکست و موفقیت کاری بسیار ناچیز است.اما پژوهش‌های بسیاری در دانشکده‌های معتبر جهان انجام شده است که نشان می‌دهند در لحظاتی که ذهن به هیچ چیز فکر نمی‌کند (لحظاتی که ذهن به امور آگاه است اما درگیر هیچ عجله و ضرب‌العجلی نیست) سلامت جسمی و ذهنی فرد بیش‌تر، سیستم حافظه قوی‌تر شده و فرد احساس شادی بیش‌تری کرده و در به موفقیت نزدیک‌تر خواهد شد.راه حل چیست؟تلاش کنید در طی کارهای روزمره‌ی خود به سکوت ذهنی برسید؛ لحظاتی هیچ کاری انجام ندهید، اگر توانستید زمانی را برای یک خواب کوتاه نیم‌روزی، مراقبه یا فکر کردن به طبیعت اختصاص دهید. این هیچ کاری نکردن در واقع فاصله‌ی بسیار مهمی است به شما در تصمیم‌گیری‌ها برای رسیدن به موفقیت کاری کمک می‌کند.در واقع در این فرصتی که به هیچ چیز نمی‌اندیشید، در ذهن خودتان شفافیت و خلاقیت را پرورش می‌دهید تا در اهداف کاری خود از آن‌ها بهره برده و با رسیدن به کامیابی و موفقیت شغلی این اهداف را در آغوش بگیرید.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/0gtl</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 12:57:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ شغل پرطرفدار اروپایی‌ها در روزهای کرونایی چیست و درآمدشان چه قدر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DB%B7-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ze2ufaatmyo6</link>
                <description>بحران کرونا و افزایش تقاضا برای کار از راه دور بر دنیای کاریابی‌ نیز تاثیر گذاشته است. اگرچه خطر ورشکستگی شرکت‌ها چند برابر شده و دولت‌ها از افزایش شمار متقاضیان کمک‌های اجتماعی به دلیل افزایش شمار بیکاران خبر داده‌اند، اما برخی مشاغل هم‌چنان برای کارفرمایان جذاب به نظر می‌رسند و بنگاه‌های کاریابی خبر از اقبال عمومی به این حرفه‌ها می‌دهند.۷ شغل پرطرفدار اروپایی‌ها در روزهای کرونایی چیست و درآمدشان چه قدر است؟
شبکه‌ی خبری یورونیوز گزارش می‌دهد؛ بحران کرونا و افزایش تقاضا برای کار از راه دور بر دنیای کاریابی‌ نیز تاثیر گذاشته است. اگرچه خطر ورشکستگی شرکت‌ها چند برابر شده و دولت‌ها از افزایش شمار متقاضیان کمک‌های اجتماعی به دلیل افزایش شمار بیکاران خبر داده‌اند، اما برخی مشاغل هم‌چنان برای کارفرمایان جذاب به نظر می‌رسند و بنگاه‌های کاریابی خبر از اقبال عمومی به این حرفه‌ها می‌دهند.در همین راستا و در ادامه، هفت شغلی که در دوران شیوع کرونا در اروپا برای شرکت‌ها اهمیت بیشتری پیدا کرده و هم‌چنان از بازار خوبی برای استخدام برخوردار هستند، معرفی می‌شوند.مدیر منابع انسانیاین شغل با متوسط درآمد سالانه ۹۰ هزار یورو، از حرفه‌های پر اهمیت برای شرکت‌ها محسوب می‌شود تا در همراه سازی نیروی انسانی شرکت‌ها با تغییرات جدید مدنظر مدیران و نیز در راه ایجاد تغییرات در زمان کار یا تغییر آن به دور کاری ایفای نقش کند.شرکت‌ها برای استخدام در این حرفه اغلب به دنبال نیروهای دانشگاهی با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر هستند. فارغ‌التحصیلی از یک مدرسه بازرگانی، هم‌چنین تسلط به زبان انگلیسی و داشتن مهارت‌های دیجیتالی از دیگر ویژگی‌های مد نظر کارفرمایان برای این جایگاه شغلی است.حسابدارمتوسط درآمد سالانه در این شغل ۷۱ هزار یورو است. جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل تمامی اسناد مربوط به فعالیت اقتصادی شرکت‌ها بخشی از وظایف حسابداران است. هم‌چنین تعیین نیازهای مالی شرکت و یافتن راه‌حل‌هایی (وام، سرمایه‌گذاری و غیره) برای پاسخ دادن به این نیازها بسیار اهمیت دارد.داشتن مدرک کارشناسی ارشد در امور مالی یا فارغ التحصیلی از مدرسه‌ی بازرگانی با تخصص در امور مالی، هم‌چنین داشتن دست‌کم ۳ تا ۵ سال سابقه‌ی کار در بخش مالی از ویژگی‌های اصلی حسابداران مدنظر شرکت‌هاست.مدیر امور حسابداریمدیر بخش حسابداری، مسئول وضعیت صورت‌های مالی یک شرکت و تهیه و نظارت بر آن‌هاست. او مسئول تیم حسابداران است و شیوه‌ی کار با ابزارهای متعدد حسابداری را می‌شناسد. مدیریت صحیح حساب‌ها و حسابرسی سالانه بخشی دیگر از وظایف اوست.داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر در رشته‌های حسابداری و مدیریت، سه تا پنج سال تجربه‌ی کار، تسلط به زبان انگلیسی و توانایی بالا در مسئولیت‌پذیری از ویژگی‌های اصلی داوطلبان این مهارت محسوب می‌شود.مدیر فروش در بخش فناوری اطلاعات (IT)متوسط درآمد سالانه در این شغل ۹۰ هزار یورو است. یک مدیر فروش در جهان فناوری‌های اطلاعاتی و نرم‌افزارهای اینترنتی، باید با شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و یافتن راه‌های جذب مشتریان جدید، به توسعه‌ی شرکت کمک کند.داشتن مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه‌ی عالی بازرگانی یا دانشکده‌های مهندسی و هم‌چنین تجربه‌های موفقیت‌آمیز در بخش فروش از پیش شرط‌های جذب نیرو است. تسلط به زبان انگلیسی نیز ضروری است، زیرا این شرکت‌ها اغلب دارای یک شبکه‌ی بین‌المللی از همکاران و مشتریان هستند.کنترل‌کننده‌ی امور اداری و اجراییمتوسط درآمد سالانه در این شغل بین ۴۵ هزار تا ۵۶ هزار یورو است. بررسی مداوم بودجه‌ی شرکت در بخش‌های مختلف و نیز بودجه‌های موقت از مهم‌ترین وظایف این فرد است.دارنده‌ی این شغل موظف به ایجاد ابزارهای لازم برای تقویت سیستم‌های نظارت بر فعالیت‌های مالی و اجرایی شرکت است. او اغلب با تمام بخش‌های شرکت در تماس بوده و مسئول مدیریت و تخصیص بهینه‌ی منابع مالی است و باید بر گردش مالی شرکت‌ها و نحوه‌ی پرداخت حقوق و دست‌مزدها نظارت داشته باشد.داشتن مدرک کارشناسی ارشد در بخش کنترل حسابداری و حسابرسی (CCA)، تجربه کار و تسلط به زبان انگلیسی از پیش شرط‌های لازم برای استخدام در این شغل است.مدیر محصولمتوسط درآمد سالانه در این شغل بین ۵۰ هزار تا ۵۶ هزار یورو است. مدیر محصول مسئول تعریف و طراحی محتوای یک محصول و اجرای پروژه با استفاده از روش اسکرام است. او در این راه موظف به انجام آزمایشاتی به کمک کاربران برای کارایی بهتر سیستم تولید محصول نیز هست.این حرفه از مشاغل نوظهور است؛ به همین دلیل سابقه‌ی دانشگاهی مورد نیاز در این زمینه چندان روشن نیست. اما به طور کلی، داوطلبان استخدام شده دو تا سه سال تجربه دارند و دارای مدرک کارشناسی ارشد از یک مدرسه‌ی عالی بازرگانی، یک دانشکده‌ی مهندسی یا یک مدرسه‌ی تخصصی در علوم رایانه هستند.مدیر امور حقوقیمتوسط درآمد سالانه در این شغل بین ۹۰ هزار تا ۱۰۰ هزار یورو است. مدیر امور حقوقی، مشاور عمومی ریاست شرکت در بخش حقوقی محسوب می‌شود و از منافع شرکتی که در آن کار شاغل است دفاع می‌کند. وی همچنین از قوانین و مقررات داخلی کاملا آگاه است و نقش مشاوره‌ای دارد. نقش او در زمان اخذ تصمیمات مهم برای تجارت ضروری است و به عنوان مثال می‌تواند درباره خطرات قانونی احتمالی هشدار دهد.داشتن مدرک کارشناسی ارشد در رشته‌ی حقوق برای استخدام در این شغل ضروری است. علاوه بر این، امروزه بسیاری از مدیران حقوقی در حقوق تجارت نیز تخصص دارند.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/esaz</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 09:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه گونه مشکلات مالی خود را حل کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-dgzra2xe9ayq</link>
                <description>در این یادداشت، پنج‌‍ راه حل برای مدیریت مالی که شما می‌توانید از آن برای جلوگیری از افسردگی مالی خود استفاده کنید را با هم بررسی می‌کنیم.مشکلات مالی باعث افسردگی مالی می‌شود!دانش‌مندان حوزه‌ی روان‌شناسی با انجام پژوهش‌هایی ثابت کرده‌اند که افسردگی با مشکلات مالی ارتباطی مستقیم دارد و اگر شما دچار این افسردگی مالی شوید، مشکلات مالی شما بیش‌تر خواهد شد. البته اگر امور مالی شما آشفته است و شما در تلاش برای پرداخت صورت‌حساب‌های خود هستید این موضوع کاملا منطقی است که شما دچار افسردگی مالی شوید.افرادی که مشکلات مالی دارند، به طور طبیعی و ناخواسته قادر به متوقف کردن افکار منفی خود در این رابطه نیستند. بنابراین کنترل‌ کامل بر روی شرایط مالی خود یکی از مراحل لازم برای ایجاد یک حالت روحی و روانی آرام و بدون استرس است.پرداخت بدهی‌هااگر چه که متخصصان بر این باور هستند که شادی از فرد سرچشمه می‌گیرد؛ اما افرادی که در معرض بدهی مالی هستند و یا پول کافی برای به دست آوردن زندگی مورد نظر خود را ندارند، دچار برخورد با افکار منفی می‌شوند و این موضوع در شرایطی که شما در شرایط بدهی، اعتبار ضعیف، و … باشید می‌تواند شمارا را کاملا تحت تاثیر قرار دهد.بنابراین مدیریت مالی، برای فردی که دچار افسردگی مالی شده است می‌تواند بسیار اثرگذار بوده و بدهی خود را نیز بپردازند.پرداخت بدهی به این معنا نیست که شما مجبور باشید تمام وقت، آن را بپردازید بلکه دانستن این که شما در مسیر پرداخت آن هستید احساس بسیار خوبی به شما خواهد داد و باعث از بین رفتن ابر سیاه بدهی از روی سرتان خواهد شد.پس اندازبعد از تصمیم گرفتن درباره‌ی پرداخت بدهی، حرکت بعدی شما باید تعیین کند که به صورت منطقی چه قدر می‌توانید ذخیره کنید.پس از انجام این کار می‌توانید حساب بانکی اصلی خود را تنظیم کنید تا یک انتقال خودکار به صورت ماهیانه یا دو هفته‌ای برای مقدار مشخصی به حساب پس‌اندازتان تنظیم کنید.به همین ترتیب، استفاده از بدهی مستقیم برای پرداخت صورتحساب، راه خوبی برای مدیریت مالی برای کاهش استرس است.اگر پس از حسابداری، دیگر پولی برای تمام هزینه‌های زندگی و اوقات فراغت خود نماند بهتر است که به فکر تعویض شغل یا کار دوم باشید.پس انداز به طور پیوسته و در حال رشد، نه تنها به شما کمک می‌کند به سمت اهداف‌تان حرکت کنید بلکه شما را از فکر کردن به هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی دور می‌کند. داشتن حساب در حال افزایش موجودی یک احساس بسیار خوب به شما می‌دهد که باعث تقویت خلق و خوی مثبت می‌شود.تمرکز روی موفقیت مالی به جای نقاط ضعفتمرکز کردن برروی مشکلات بدترین انتخاب می‌تواند باشد، در عوض تمرکز روی پیشرفتی که انجام داده‌اید، هر چند کوچک، باعث ایجاد یک حس خوب درونی در شما می‌شود.خوش‌بختانه اکثر افرادی که از افسردگی مالی رنج می‌برند، هنوز کنترل‌های پایه‌ای بر وضعیت ذهنی خود دارند (یعنی موضوعاتی که آن‌ها تصمیم می‌گیرند در مورد آن فکر کنند). به معنای دیگر؛ مهم نیست که چه قدر افسرده شده‌اید، شما توانایی هدایت افکار خود را نسبت به موفقیت گذشته به جای موانع آینده دارید.هنگامی که چالشی می‌خواهد شروع به درگیر کردن ذهن شما کند، یک نفس عمیق بکشید، چشمان خود را ببندید و تنها بر روی گام‌های مثبتی که پیش روی شما قرار دارد و تمرکز کنید.کاهش استرس با برنامه‌ریزی و بودجه‌بندیبودجه‌بندی کلی یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از عادت‌های اجباری است که اغلب باعث افسردگی مالی می‌شوند.نگهداری از همه چیز نه تنها به شما کمک می‌کند که مانع از هزینه‌های بیش از حد شوید، بلکه یک فعالیت بسیار درمان‌گرانه در خودتان است.عدم اطمینان و استرس تصمیم‌گیری دو عاملی است که می‌تواند به شدت افسردگی، اضطراب و سایر شرایط سلامت روان را تشدید کند. بنابراین همه چیز در یک برنامه‌ریزی پایدار و مراقبت شده در بودجه بهترین راه برای از بین بردن احساسات زمانی است که بر مدیریت امور مالی اثر می‌گذارد.درمان مالی با مشاور مالیزندگی با افسردگی مالی خیلی بد نیست و هر کسی می‌تواند تشخیص دهد که از چه میزان غیرطبیعی افسردگی مالی رنج می‌برد.از یک یا چند متخصص درمانی کمک بگیرید. این کمک می‌تواند به صورت مشاوره‌ی سنتی، مشاوره‌ی مالی، راهنمایی‌های مالی و حتا درمان‌های مبتنی بر دارو در برخی موارد صورت پذیرد.بهبود مالی برای مبارزه با افسردگیدر نهایت، با پیروی از تمام نکات بالا، شما باید مسیری اطمینان‌بخش برای آینده‌ی مالی روشن‌تر داشته باشید. اگر چه ممکن است گفته‌ی قدیمی «با پول نمی‌توانید شادی را خریداری کنید» به ذهن شما برسد اما ثبات و اطمینان مالی مطمئنا می‌تواند به یک مرد افسرده کمک کند از صخره‌ی زندگی صعود کنند.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/xglj</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 15:13:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای افزایش درآمد با جدول کیوساکی</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84-%DA%A9%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C-mgzprd52icmp</link>
                <description>ثروتمند بودن واقعا به چه معنا است؟ به احتمال زیاد این مهم‌ترین سوال مالی است که می‌توانید از خودتان بپرسید. برای بیشتر افراد جامعه، ثروتمند بودن یعنی داشتن پول زیاد. آن‌ها فکر می‌کنند که اگر بتوانند در هر ماه پول بیش‌تری به دست بیاورند، ثروتمند خواهند بود و تمام مشکلاتشان حل خواهد شد. آن‌وقت می‌توانند یک زندگی رویایی و شاهانه داشته باشند!اجازه بدهید کار را با یک پرسش شروع کنیم. آیا به نظر شما کسی که سالی ۱۵۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد، فردی ثروتمند به حساب می‌آید؟ به عقیده‌ی من اگر این پرسش را از فردی که درآمدش به عنوان مثال سالیانه ۸۰ میلیون تومان است بپرسیم؛ به احتمال زیاد پاسخ مثبت خواهد داد. اما آیا فردی که ۲۰۰ میلیون تومان در سال درآمد دارد هم همین نظر را خواهد داشت؟!به همین دلیل، تعریف ثروت نیز درست مانند زیبایی، وابستگی مستقیم با فردی دارد که می‌خواهد در مورد آن پاسخ دهد و هر کسی به طور حتم تصویر ذهنی متفاوتی ازآن در ذهن خود دارد که لزوما با تصویر دیگران یک‌سان نیست.زندگی شاهانهاین روزها اگر به پیرامون خود خوب نگاه کنیم، افراد زیادی را خواهیم دید که در شرایطی بسیار سخت، در طی شبانه‌روز در دو یا سه شغل مختلف کار می‌کنند تا بتوانند پول بیش‌تری به دست بیاورند؛ چه بسا خود شما هم یکی از همین افراد باشید. اما همه‌ی ما قوبل داریم که به یقین، آن چه «زندگی شاهانه» می‌نامیم، هیچ شباهتی به این وضعیت و کار شبانه‌روزی ندارد!این جمله‌ی معروف و تکراری را همیشه به خاطر داشته باشید که «ما زندگی نمی‌کنیم که کار کنیم. بلکه کار می‌کنیم تا بهتر زندگی کنیم.» افزون بر این، در شرایط اقتصادی کنونی که هر روز ارزش پول ملی ما کم‌تر می‌شود؛ هیچ کس با کار بیش‌تر و کنار گذاشتن پول روی پول نمی‌تواند ثروتمند شود. این راه هیچ وقت به زندگی شاهانه ختم نخواهد شد.از نگاه موفق‌ترین مدیران مالی جهان، به ویژه افرادی مانند رابرت کیوساکی، ثروتمند شدن به معنی سرمایه‌گذاری و به دست آوردن پول از طریق پول است. به نظر سرمایه‌گذار افسانه‌ای آمریکا، وارن بافت، تا وقتی که شما نتوانسته‌اید حتا در خواب نیز پول به دست آورید، واقعا ثروتمند نیستید. فکر می‌کنم همه‌ی ما با یک‌دیگر هم‌نظر باشیم که شرایط مدنظر وارن بافت، همان چیزی است که به واقع می‌توان نام زندگی شاهانه را به آن اختصاص داد.جدول دارایی ـ بدهی رابرت کیوساکییک سرمایه‌گذاری موفق (نه لزوما کم‌ریسک) نیاز به هوش مالی و توانایی تحلیل دارد و هر دوی این موارد به ویژه هوش مالی نیازمند داشتن آگاهی کافی از دارایی‌های خود است.یکی از ابزارهایی که به کسب این شناخت و آگاهی و تقویت هوش مالی و در نتیجه انتخاب و تصمیم‌های درست اقتصادی کمک می‌کند، جدول «دارایی ـ بدهی» است که رابرت کیوساکی در کتاب «پدر پول‌دار، پدر بی‌پول» آن را تشریح کرده است.این جدول از ۴ بخش دارایی، بدهی، درآمد و هزینه تشکیل شده است و بر خلاف نامی که دارد، کار با آن بسیار ساده و راحت است.در ابتدا خوب و متمرکز فکر کنید، چرا که باید هر چیزی را که فکر می‌کنید قسمتی از دارایی‌های شما محسوب می‌شود را در ستون دارایی جدول و به همین ترتیب تمام بدهی‌ها خود را در ستون بدهی و پس از آن نیز باید تمام درآمد‌ها و هزینه‌های مرتبط با دارایی‌های خود را در ستون‌های درآمد و هزینه جدول ثبت کنید. به عنوان مثال؛ وقتی خودروی خود را به عنوان دارایی ثبت می‌کنید، باید هزینه‌های سوخت، سرویس فنی، انواع بیمه، تعمیرات و ... را در زمره‌ی هزینه‌های آن خودرو ثبت کنید و اگر با آن خودرو کار می‌کنید، درآمد حاصل شده نیز در زمره‌ی درآمدهای آن ثبت می‌گردد.بعد از این مرحله، باید مجموع درآمدهای حاصل از دارایی را از مجموع هزینه‌های مربوط به درایی‌تان کسر کنید. در پایان نیز اگر عدد حاصل شده مقداری مثبت بود، به این معناست که دارایی شما واقعا یک دارایی محسوب می‌شود و اگر آن عدد، مقداری منفی باشد، متاسفانه باید آن دارایی را به ستون بدهی‌ها منتقل و در کنار بدهی‌هایی که در آن ثبت کرده‌اید قرار دهید.اگر این مراحل را به درستی و با واقع‌بینی انجام دهید، فهرستی حقیقی و قابل اتکا از تمام دارایی‌ها و بدهی‌های خودتان در اختیار خواهید داشت.ضرورت استفاده از جدول دارایی ـ بدهیبه عقیده‌ی کیوساکی، بدون آگاهی از درآمدها و هزینه‌ها نمی‌توان دارایی‌ها و بدهی‌ها را به درستی مشخص کرد و تنها راهی که تنها از راه همین کسب آگاهی است که می‌توانید دریابید که واقعا چه چیزی برای شما سودآور است و چه چیزی فقط در حال هدر دادن پول شما است.کیوساکی می‌گوید: «بزرگ‌ترین اشتباهی که افراد مرتکب می‌شوند این است که فکر می‌کنند یک چیز جزیی از دارایی‌های آن‌هاست، اما در حقیقت تنها بدهی‌ای است که برای خود تراشیده‌اند!»در اثر این اشتباه، فرد به جای هزینه کردن برای کسب دارایی‌های سودآورد، ممکن است بیش‌تر کار کند و بیش‌تر برای خود بدهی به دست آورد؛ چرخه‌ای باطل که به اصطلاح «مسابقه‌ی موش‌دوانی» می‌نامند.کاری که این جدول برای شما انجام می‌دهد، این است که چشم‌اندازی درست از دارایی‌های حقیقی شما ایجاد می‌کند که به تصمیم‌های مالی هوشمندانه‌تری منجر خواهد شد. امری که هدف نهایی و آرمانی آن، تلاش برای کم‌تر نمودن بدهی‌ها و تبدیل آن‌ها به دارایی‌های ثمربخش است.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/owov</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 10:00:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهم‌ترین خطاهای شناختی که روی تصمیمات شما تاثیر می‌گذارند</title>
                <link>https://virgool.io/tarnevesht/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-yn1sijblfjzx</link>
                <description>توهم خودبزرگ‌بینی مساله‌ی جدیدی نیست و از ابتدای خلقت همراه انسان بوده است! از قابیل تا به امروز و هر چه بیش‌تر به جلو می‌رویم و ابزارهای اطلاعاتی بیش‌تر می‌شوند، مساله‌ی روبه‌رو شدن با افراد خودبزرگ‌بین مساله‌ای رایج‌تر می‌شود؛ کسانی که خود را همه‌چیزدان می‌دانند و هر موضوع جدیدی که طرح می‌شود گمان می‌کنند که در تایید رفتار و گفتار آن‌هاست.جهان امروز آکنده از خرده اطلاعات است و به لطف توسعه‌ی اینترنت، هر داده‌ای به سرعت به دست‌مان رسیده و ما نیز بدون توجه به درستی و یا نادرستی آن، دست به تحلیل و نتیجه‌گیری می‌زنیم. شاید فکر کنید که انفجار اطلاعات دست ما را در درک صحیح مسایل و گرفتن تصمیم‌های درست بازتر کرده است، اما بهتر است بدانید که این موضوع خطر ابتلا به خطاهای شناختی را افزایش داده است. در این مقاله قصد داریم شما را با مهم‌ترین خطاهای شناختی که بر تصمیم‌گیری‌های روزانه‌ی ما تاثیر مستقیم دارند، آشنا کنیم.خطای شناختی چیست؟وقتی از خطای شناختی صحبت می‌کنیم، منظورمان اشتباه‌های ساختاری و نظام‌مندی است که در سازوکار فکر کردن روی می‌دهند. این خطاها به طور معمول در نتیجه‌گیری‌های اکتشافی ریشه دارند که نوعی میان‌بر ذهنی هستند. این گونه کشف‌ها، فرصت اندیشیدن درست و سنجش اثربخش را از ما گرفته و ما را به سوی گرفتن تصمیم‌هایی هدایت می‌کنند که پایه‌ی درستی ندارند. در واقع سرچشمه‌ی بیش‌تر خطاهای شناختی همین کشف‌های آنی هستند. با ما همراه باشید تا متداول‌ترین و مهم‌ترین این خطاها را به شما معرفی کنیم.متداول‌ترین خطاهای شناختی۱. اثر دانینگ ـ کروگراین اثر به شرایطی اشاره می‌کند که دانش و توانایی‌های خود را فراتر از آن چه که هست ارزیابی می‌کنند. افرادی که واقعا آگاه، توانا و بادانش هستند، به صورت معمول و غریزی درباره‌ی آن چه که نمی‌دانند یا نمی‌توانند با دیگران روراست بوده و درباره‌ی داشته‌ها و دانسته‌هایشان فروتن هستند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا درباره‌ی موضوعات مختلف و به ویژه چیزهایی که خارج از حیطه‌شان است با اطمینان نظر ندهند. این خصوصیت اخلاقی نه به دلیل دانش کم یا توانایی اندک، بلکه به این خاطر است که می‌دانند داشته‌ها و دانسته‌هایشان در برابر حقایق جهان، چه قدر محدود است. این خصیصه مصداق مثل قدیمی است که می‌گوید؛ درخت هر چه پربارتر، افتاده‌تر!برعکس این حالت، زمانی که فردی دانش و آگاهی کافی در مورد موضوعی ندارد، آن موضوع به نظرش پیش پا افتاده رسیده و به همین دلیل در مورد آن با اطمینانی قوی اظهار نظر می‌کند چرا که فکر می‌کند درک آن موضوع ساده است.۲. جهت‌گیری تاییدیاین مورد، مساله‌ای است که همیشه باید مراقب آن باشید. بدون شک، همه‌ی ما از این که باورها و دانسته‌هایمان از سوی دیگران مورد تایید قرار بگیرند، لذت می‌بریم. این مورد گاهی از این هم فراتر می‌رود به شکلی حتا هنگام تحقیق و بررسی موضوعات، فارغ از حقیقت آن، به دنبال منابعی می‌گردیم و که تاییدکننده‌ی دیدگاه ما باشند.باید باور کنیم که ذهن ما از نظر شناختی تنبل است و دوست نداریم ساختار دانش و روش اندیشه‌مان تغییر یابد. به همین دلیل، برای این رهایی از این نوع جهت‌گیری، باید آگاهانه تمام جوانب موضوعات را در نظر گرفته و بررسی کنیم، بدون در نظر گرفتن این که آیا دیدگاه ما درست هست یا خیر.۳. خودخدمت‌گراییاین مورد زمانی پیش می‌آید که عملکرد ضعیف و شکست‌های خودمان را به گردن دیگران می‌اندازیم، اما موفقیت‌ها و پیروزی‌های خود را نتیجه‌ی تلاش‌های خود می‌دانیم. بسیاری از ما دوست داریم نتایج مثبت را به عملکرد قوی خود نسبت دهیم اما عوامل بیرونی را ریشه‌ی شکست‌ها و ناتوانی‌های خودمان معرفی کنیم.۴. جهت‌گیری واپس‌نگریبرخی و یا حتا بسیار از ما وقتی موضوعی را فرا می‌گیریم، فراموش می‌کنیم که پیش از این چنین فهم و دانشی نداشته‌ایم. اغلب این در ذات ماست و به همین دلیل تصور می‌کنیم که دیگران هم آن چه ما می‌دانیم را می‌دانند و مبنای تصمیمات و قضاوت‌های خودمان را بر مبنای چنین اشتباهی قرار می‌دهیم.این مورد که برخی آن را نفرین آگاهی لقب داده‌اند، ریشه در این مثل قدیمی دارد که می‌گوید؛ معما چو حل گشت، آسان شود. بنابراین زمانی که از مساله‌ای آگاه می‌شویم، فکر می‌کنیم که آن مساله از ابتدا هم ساده و قابل پیش‌بینی بوده است.۵. خوش‌بینی یا بدبینیاین خطا زمانی روی می‌دهد که منطق و بینش ما تحت تاثیر احساسات گذاری ما قرار می‌گیرند. به عبارتی، زمانی که شرایط مطابق میل ماست و خوش‌حال هستیم؛ در ارزیابی و تحلیل نتایج مثبت، بیش از اندازه خوش‌بین و ساده‌انگارانه هستیم. بر عکس، زمانی شرایط اصلا خوب نیست و در ناراحتی غرق شده‌ایم؛ بدبینی و نگاه منفی بر ارکان منظق و نیروی ادراک‌مان سایه می‌اندازد و همه چیز را تاریک می‌بینیم. هر دوی این موارد شرایطی هستند که باید مراقب عقلانیت، منطق و بینش خودمان باشیم.۶. هزینه‌ی سوخت شدهبسیاری از ما انتظار داریم در ازای هر آورده‌ای که هزینه می‌کنیم (مالی یا غیرمالی، مادی یا معنوی) چیزی به دست آوردیم، در صورتی که واقعیت چیز دیگری است و همیشه چنین اتفاقی نمی‌افتد. هزینه‌ی سوخت شده، آورده‌ای است که از دست رفته و دیگر جبران نمی‌شود. این مساله حس نفی سنگینی  را به ما تحمیل می‌کند و در این شرایط گاهی پیش می‌آید که بر خلاف آن چه که منطق حکم می‌کند، تلاش می‌کنیم تا آن چه هزینه شده را پس بگیریم؛ در حالی که آن چه از دست رفته، رفته است و پس گرفتنی نیست.۷. منفی‌نگریاین خطا در ظاهر شبیه بدبینی است، اما نکته‌ی ظریف و مهمی آن را متمایز می‌کند. در واقع این مساله مانند مورد قبلی، ریشه در بیزاری ما از شکست و ناکامی دارد، در حالی که همه شیفته‌ی برنده شدن هستیم و بیش‌تر از آن، از باخت نفرت داریم. به همین دلیل هنگامی که می‌خواهیم تصمیمی بگیریم، به صورت معمول به نتایج مثبت و منفی آن فکر می‌کنیم و خطای منفی‌نگری زمانی روی می‌دهد که ما جنبه‌های منفی را از جنبه‌های مثبت مهم‌تر ارزیابی می‌کنیم.۸. فروپاشی انگاریاین مورد باعث می‌شود فارغ از وضعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، آینده را تاریک‌تر، رو به زوال و محکوم به نابودی ارزیابی کنیم.این خطا در جوامع در حال توسعه و کشورهای جهان سوم به ویژه اقشار پا به سن گذاشته بسیار مرسوم است. ریشه‌ی این مساله چندان روشن نیست اما ممکن است در بی‌علاقگی ما به تغییر و تحول نهفته باشد. بیش‌تر انسان‌ها از تغییر گریزان بوده و از چیزی که نمی‌شناسند خوش‌شان نمی‌آید. اغلب افراد میل به حفظ شرایط موجود و دنیایی دارند که آن را می‌شناسند. زمانی که همه چیز تغییر می‌کند، مجبور می‌شویم افکار و باورهای خود را درباره‌ی آن‌ها تغییر دهیم چون همان طور که گفته شد، ذهنی تنبل داریم که در برابر تغییر مقاومت می‌کند.۹. اثر معکوستصور عمومی بر این است که وقتی یک باور به چالش کشیده می‌شود، باید عقب‌نشینی کند اما بسیار پیش می‌آید که نتیجه کاملا برعکس است و باور به چالش کشیده شده، مستحکم‌تر می‌شود. شاید این مورد با خطای فروپاشی انگاری هم‌ریشه باشند؛ مقاومت در برابر تغییر و تحول. هم‌چنین این خطا از نظر ترس از شکست به مورد منفی‌نگری شبیه است.اغلب افراد دوست ندارند عقاید و باورهایشان به چالش کشیده شود، چرا که چنین شرایطی را مساوی با شکست می‌دانند. به همین دلیل است که پس از مواجهه با آن بر تایید و درستی آن‌ها ثابت‌قدم‌تر می‌شوند.۱۰. برچسب زدناین خطا زمانی روی می‌دهد که ناکامی‌های خود را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهیم اما وقتی نوبت به دیگران می‌رسد، ناکامی و اشتباهات‌شان را به ویژگی‌های شخصیتی‌شان نسبت می‌دهیم. این مساله از اتکای ما به عوامل دم‌دستی ریشه می‌گیرد و بارزترین نمونه‌ی آن قضاوت‌های جنسیتی هستند.۱۱. جهت‌گیری درون گروهیبرخی از مواردی که گفته شده، باعث می‌شدند که ما همیشه حق را جانب خودمان بدانیم، اما این خطا به شکل کاملا غیرمنصفانه‌ای باعث می‌شود تا همواره و در هر شرایطی طرف کسانی را بگیریم که خود و آن‌ها را در یک گروه می‌پنداریم. ممکن است خود را انسانی منصف، درست‌کار و بدون اشتباه بدانیم؛ اما ذات و سرشت ما همین است و اگر بخواهیم صادق باشیم، اغلب درگیر چنین مساله‌ای هستیم.البته از جنبه‌ی زیست شناختی، این مساله به اهمیت بقای نسل مربوط شده و نوعی مزیت به حساب می‌آید زیرا به از کسانی حمایت می‌کنیم که مانند ما هستند.۱۲. اثر بارنوم یا فوررلازم است دوباره یادآوری کنیم که انسان‌ها همواره دنیای آشنای خودشان را دوست دارند. چرا که در سرزمین ناشناخته‌ها، الگویی برای پیروی نداشته و برای درک داده‌ها ناگزیر به اندیشه‌ی بیش‌تر و ساخت الگوهای جدید هستند. اغلب ما در چنین فرآیندی، به هنگام کمبود اطلاعات، به بخشی از دانسته‌های قبلی که شرایط فعلی را منطقی‌تر جلوه می‌دهد مراجعه خواهیم کرد. این به چنین معنا می‌دهد که ما داده‌های مبهم را آن چنان خود دوست داریم تحلیل و ارزیابی می‌کنیم.سرشت خودمحور انسان و میل به الگوهای ساده، ما را وا می‌دارد مبتنی بر سلیقه‌ی شخصی و پیش‌فرض‌های‌مان عمل کرده و برای تحلیل داده‌ی جدید و مبهم، چیزهایی را که برای ما معنادار است حفظ و مابقی را دور بریزیم.این اثر چنین تعریف می‌کند که فرد تمایل دارد توصیف‌های شخصیتی مبهم و عمومی را که در مورد خودش صدق می‌کند بپذیرد، فارغ از این که این توصیف‌ها می‌توانند در مورد هر فرد دیگری نیز صدق کنند. نمونه‌ی بارز این اثر هنگامی نمود دارد که به کلی‌گویی‌های مبهم ستون طالع‌بینی مجلات زرد اطمینان می‌کنیم و آن‌ها را در مورد خود می‌پذیریم.۱۲ اشتباه شناختی که در این مقاله به آن‌ها اشاره کردیم، خطاهایی هستند که ممکن است روزانه روی تصمیم‌گیری‌های ما اثر مستقیم گذاشته و  قضاوت‌های‌مان را دچار اختلال می‌کنند. نباید فراموش کرد که ما در طی شبانه‌روز تصمیم‌های زیادی می‌گیریم که برخی از آن‌ها بسیار مهم بوده و بر زندگی ما تاثیرات شگرفی می‌گذارند. بنابراین با شناخت دقیق اشتباهات شناختی، باید اطمینان پیدا کنیم که تصمیم‌های سرنوشت‌ساز ما تا جایی که امکان دارد تحت تاثیر این خطاها قرار نمی‌گیرند.لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/c2v6</description>
                <category>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</category>
                <author>مجله‌ی موفقیت تارنوشت | راه‌های رسیدن به موفقیت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 09:43:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>