<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تارواژه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tarvazhe</link>
        <description>مینویسم، هم با عشق هم با منطق این کاره منه و باهاش زندگی میکنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:53:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2812042/avatar/5KQ2Zj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تارواژه</title>
            <link>https://virgool.io/@tarvazhe</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ازکی خسارت ابرقهرمان‌های خرابکار رو بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%DA%A9%DB%8C-bi45zpq3jut3</link>
                <description>دنیای سینمایی ماروِل!جایی که آدم بدها با ابرقهرمان‌ها درگیر میشن و در نهایت همه‌ی کاسه کوزه‌ها روی سر مردم شهر میشکنه.توی این سبک از فیلم‌ها همیشه هدف اصلی، نجات دادن جون آدم‌هاست و شخصیت ابرقهرمانِ ما تلاش میکنه تا جلوی فاجعه‌های بزرگ جهانی رو بگیره و در همین حین از شهر قشنگمون یک ویرانه به جا میزاره.هفته پیش برای سومین بار سینمایی &quot;انتقام جویان 2&quot; رو میدیدم. جالبیه این قسمت چی بود؟هرجایی که فیلمبرداری میشد رو میفرستادن هوا.حالا ازکی خسارت بگیریم؟بعد از اینکه تو یکی از سکانس‌ها خرابکاری‌ها اوج گرفت یک سؤال تو سرم جرقه زد، کی قراره این همه خسارت رو جبران کنه؟قبل از اینکه به این سؤال برسیم، اجازه بده اون سکانس رو بهت یادآوری کنم:درگیری دو ابرقهرمان با شخصیت مثبت در فیلمما معمولاً عادت داریم شخصیت مثبت و منفی رو روبروی هم ببینیم ولی این دفعه دو شخصیت مثبت یعنی هالک و مردآهنی باهم مبارزه میکنند.هالک، شخصیت مثبتی بود ولی وقتی به سرش میزد دیگه خوب و بد رو تشخیص نمیداد و به قول معروف: تر و خشک رو باهم میسوزوند.توی &quot;انتقام جویان2&quot; درست تو مرکز شهر این غول سبز به سرش زد و داشت همه چیز رو مچاله میکرد که مردآهنی اومد تا جلوی این خرابکاری‌ها رو بگیره.خب تا اینجا همه چیز منطقیه (واقعاً تخیل بشر تا کجاها که نمیره).تو این درگیری تقریباً همه چیز خراب شد؛ از کف آسفالت گرفته تا برج‌های آسمون خراش. دیگه به آسانسور هم رحم نکردن، البته اینکه اکثر آسانسورها به طور پیشفرض خراب میشن هم سوژه‌ی خوبیه:))مثلاً هر روز صبح پا میشی بری سرِ کار و طبق روال همیشگی آسانسور خرابه و باید از اون پله‌های کوفتی بری بالا، چرا؟+ چون دیروز دوتا ابرقهرمان حمله کردن و آسانسور رو از جاش در آوردند.?درگیری هالک و مردآهنی برگردیم سر سکانس اصلی که مردآهنی میخواست جلوی کشته شدن مردم رو بگیره، برای همین از جارویس (دستیار هوش مصنوعیش) خواست تا یک منطقه امن پیدا کنه و خب یک ساختمون نیمه کاره و خالی از سکونت درست مرکز شهر گزینه‌ی خیلی خوبیه.وقتی با سرعت به سمت ساختمون حرکت کردن، متوجه شدم دوباره قراره یک خرابکاری بزرگ رخ بده.و همین اتفاق هم افتاد و بعد از برخورد این دو ابرقهرمان کل ساختمون پودر شد. حاصل زحمت انسانهای معمولی که چندین سال وقت و سرمایه گذاشته بودند در یک لحظه فرو ریخت.همیشه بعد از این درگیری‌ها، صحنه‌های آخرالزمانی رو میبینیم که شهر داغون شده، دود و خاک توی هوا معلق مونده و یک سری آدمِ از همه جا بی‌خبر، مات و مبهوت به اونها نگاه میکنند.امّا بحث اصلی اینه که بعد از این همه آشوب ازکی قراره خسارت بگیریم؟به لطف هوش مصنوعی در کمترین زمان قبل از حادثه بیمه کنتونی استارک (مردآهنی) ثروت زیادی داشت و اکثر مواقع خرابی‌ها رو با هزینه خودش جبران میکرد ولی خب اگه قرار بود من به عنوان یک دستیار اونجا کمک کننده باشم با این حجم از تخریبی که به جا مونده بود به تونی استارک میگفتم که #بسپرش_به_ازکی و جارویس رو به ازکی متصل میکردم تا همه‌ی بیمه‌ها رو به صورت آنلاین و لحظه‌ای پوشش بده و در کمترین زمان همه چیز رو قبل از حادثه بیمه کنه.خرید آنلاین بیمهجارویس هم از وسیله‌های نقلیه گرفته تا برج‌های آسمون خراش و حتی همون آسانسور کوفتی که همیشه خراب میشه رو بیمه میکرد.بلاخره هرچقدر هم ثروتت زیاد باشه تا یک جایی محدود میشی و اگه بخوای راه به راه خسارت هرچیزی رو پرداخت کنی قطعا ورشکست میشی.</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Tue, 31 Oct 2023 13:06:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آب پاکی روی دست مافیای تولیدمحتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D8%A2%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-vaqaspe0ushx</link>
                <description>تولیدمحتوا نوشتن انشا برای معلم ادبیات نیستکی گفته مقدمه باید 4 خطی باشه؟از همونی که این حرف رو زده سوال کن چندنفر تا حالا مقاله‌هاش رو از اول تا آخر خوندن؟جالبیه داستان میدونی چیه؟طرف رفته تو وبسایت‌های خارجی یه چیزهایی رو از سئو و تولیدمحتوا ترجمه کرده، گذاشته تو وبسایتش، حالا شده استاد و مدرس تولیدمحتوای فارسی:))اگه بخوام نام ببرم میتونم به همشون اشاره کنم!واقعیت همینه رفیق؛ کدوم یکی از این آدم‌ها نقشه حرارتی کاربرها توی وبِ فارسی رو تجزیه و تحلیل کردن؟کدومشون واقعاً علاقه کاربرهای ایرانی رو دنبال میکنن تا ببین واقعاً چه محتوایی خونده یا دیده میشه؟اینکه یک پست باید چند کلمه‌ای باشه یا روزی چندتا پست بزاریم مهمه! من منکر کل استانداردهای سئو و الگوریتم‌ها نیستم.ولی به نظرتون اینکه چندنفر محتوا رو واقعاً میخونن و چقدر بازدهی داره، مهمتر نیست؟هم سخت کار کن هم هوشمندانهفاجعه‌ی کارِ بیهوده در نوشتن محتواکارِ بیهوده میدونی چیه؟اینه که بیای یه مقاله 1500 کلمه‌ای بنویسی بزاری تو وبسایتت؛ به فرض این مقاله روزی 1000 تا ورودی هم برات آورد.چند نفرشون همه‌ی این مقاله رو میخونن؟به جرأت میشه گفت 700 کلمه‌ی اضافی تو این جور مقاله‌ها وجود داره. چرا؟!یه لحظه به این فکر کن که همه ی متنی که نوشتی خوندنی باشه و مخاطب ازش لذت ببره. به نظرت با اینکار محبوبیتت چندبرابر نمیشه؟خلاصه‌ی حرفام اینه که چرا اجازه میدیم برامون تعیین تکلیف کنن؟ مگه اینجا مدرسه است!تو مدرسه میگفتن فعل و نهاد و گزاره رو مشخص کن، اینجا هم دارن همین کار رو باهامون میکنن. اینجا کلاس ادبیات نیست که بشینی بگی اگه این کارو نکنی فلانه اگه اون کارو نکنی بهمانه.خودت باش  و تولیدمحتوا کنپس برای تولیدمحتوا چیکار کنیم؟بهترین کار اینه که خودت باشی، داستان خودت رو بسازی و به سبک و سلیقه منحصر به فرد خودت کارهات رو انجام بدی.اینقدر سلیقه‌های مختلفی توی کشور وجود داره که حد و حساب نداره. بلاخره مخاطب‌های خاص خودت رو پیدا میکنی و همین یعنی مخاطب درستت رو پیدا کردی.همین مخاطب‌های درستن که بازدهی و سودآور میشن؛ چه اصراریه همه رو راضی نگه داری؟ البته که هر کاری بکنی بازم یه عده مخالف پیدا میکنی.به عنوان مثال همین مقاله! ببین اون استادای مترجمی که مقاله‌هاشون رو عین هم مینویسن و میفروشن چجوری از این محتوا متنفر میشن و میخوان که منو تخریب کنن:)خلاصه که مهم اینه حتّی اگه باهات مخالفن تو کار درست رو انجام بدی.</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Thu, 26 Oct 2023 09:26:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش‌مصنوعی – پایانی برای شغل کپی‌رایتری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C-shtbhzsdkel6</link>
                <description>هوش مصنوعی خطری برای کسبوکارهای دیجیتال؟&quot;هوش مصنوعی در آینده این شغل‌ها رو نابود میکنه...&quot;بله، منم مثل شما این جمله رو بارها و بارها شنیدم و خوندم.تعداد این مشاغل که به دست هوش‌مصنوعی نابود میشه کم نیست از جمله طراحی، نویسندگی، برنامه‌نویسی و غیره.امّا یکی از هدف‌های اصلی، همیشه نویسندگی بوده به خصوص اینکه اولین ابزاری که ما ایرانی‌ها بیشتر از همه باهاش آشنا شدیم چَت‌بات GPT بود.جالب‌تر این که روز به روز پیشرفته‌تر و دقیق‌تر میشه. ولی جای هیچگونه نگرانی نیست.ابتدای کار، منم مثل همه‌ی افرادی که تو این زمینه فعالیت میکردن نگران بودم. به خصوص زمانی که محتواهای زردی مثل همون تیتر خط اول منتشر میشد خیلی منو ناراحت میکرد.امّا هرچقدر گذشت متوجه شدم که اونقدراهم بد نیست.برعکس؛ خیلیم خوبه.اگه شماهم نگران از دست رفتن شغل خودتون به دست هوش مصنوعی هستید، این پست رو بخونید تا نگرانی‌هاتون برطرف بشه:ما همیشه نسبت به هوش‌مصنوعی برتری داریمهوش انسان قویتر از هوش مصنوعیهوش‌مصنوعی بدست بشر ساخته شده، پس هیچوقت نمیتونه از هوش انسان فراتر عمل کنه.هوش‌مصنوعی دایره‌ی لغات بسیار وسیع و سرعت بالایی داره و توی نسخه‌های بعد احتمال خطا کردنش به شدت پایینه.ولی چرا نه به هوش‌مصنوعی؟1- هوش مصنوعی دارای ذهن خلاق نیست، حتّی اگه شخصیتِ خلاقانه هم بهش اضافه بشه نمیتونه جایگزین مناسبی برای ذهن خلاقانه بشر باشه.2- آدم‌ها نمیتونن با ماشین‌آلات و ربات‌های کامپیوتری ارتباط برقراری کنند. هوش‌مصنوعی هیچوقت غم، شادی، عشق و دوستی رو درک نمیکنه. پس برتری ما در مفید بودن و درک کردن همدیگه است.3- دانش عمیق و گسترده در زمینه‌های تخصصی: شاید بتونم بگم که میلیون‌ها شغل تخصصی توی دنیا وجود داره که هوش‌مصنوعی نمیتونه تموم اینها رو باهم داشته باشه.تخصص عمیق و ذهن خلاق هوش‌مصنوعی درحد شوخیه!شاید فکر کنید هوش‌مصنوعی با ابزارهایی مثل ChatGPT خیلی هوشمند و خارق‌العاده هستند ولی در حقیقت فقط خلاصه‌ای از محتوای درون اینترنت که توسط انسان‌ها نوشته شده رو درک میکنند و با پردازش‌های کامپیوتری، این اطلاعات رو بازگو میکنند.و این رو هم اضافه کنم که هنوز این چت‌بات‌ها اشتباهات زیادی رو دارند.البته در اینکه به‌روزرسانی خواهند شد و در آینده عملکرد بهتری خواهند داشت شکی نیست.امّا هرچقدر هم که پیشرفت حاصل بشه، در نهایت هوش‌مصنوعی تجربه عملی رو درک نمیکنه.به بیان ساده‌تر:هوش‌مصنوعی دانش زیادی داره امّا فاقد تجربه عملیه.حس انسانیت و مفید بودنارتباطات انسانیفرض کن قراره تبلیغی برای معرفی محصول عطر خودت بنویسی.اگه قرار باشه این متن موفق بشه، باید صادقانه باشه و احساسی که از این عطر به مشتری میرسه رو بیان کنه.حالا سوال اینجاست: هوش مصنوعی چگونه احساسات انسان که مستقیماً با قلب و روحدر ارتباط است را درک میکند؟دنیا درحال تغییر است، ماهم با آن تغییر میکنیمسراسر اینترنت پر شده از &quot;محتوای مفید و آموزنده تولید کنید&quot; و این چیزیه که همیشه به همه گفته میشه.امّا با وجود هوش‌مصنوعی چطوری میشه اینکار رو بهتر انجام داد؟من عمیقاً اعتقاد دارم که میتونیم از هوش‌مصنوعی مفیدتر و واقعی‌تر باشیم. هر شخصی، درک متفاوتی از دنیای بیرون داره و همین برگ برنده ماست.هر محتوا میتوند حاصل تجربیات شخصی از جهان واقعی و قابل لمس باشه.دقیقاً به همین شکل به همدیگه کمک می‌کنیم؛ این همون چیزیه که بهش میگم مفید بودن.حالا که این موضوع رو بهتر درک کردیم، خوبه که یکسری نکات رو باهم مرور کنیم تا قبل از انتشار محتوا از مفید بودنش مطمئن بشیم.این سؤال‌ها رو بعد از نوشتن از خودت بپرس:1- آیا محتوایی که قصد انتشار آن را دارم کاملاً جدید و منحصر به فرد است یا شبیه به محتواهای قدیمی موجود در اینترنت است؟2- محتوا به شکل دقیق و تخصصی تمام جزئیات را در بر گرفته است؟3- آیا این محتوا شامل تجربه‌های انسانی هست؟ (دیدگاه شخصی را اضافه کنید).4- آیا این محتوا میتواند برتری من را نسبت به ربات‌های کامپیوتری ثابت کند؟به عنوان مثال فرض کن میخوای یه مقاله بنویسی راجع‌به &quot;بهترین وبسایت‌های اشتراک فیلم&quot;، اینجا میتونی راحت از آمار و ارقام وبسایتهای دیگه استفاده کنی و حتّی از نظرات کاربرها کمک بگیری. ولی چیزی که این مقاله رو متمایز میکنه تجربه خودت از این وبسایت‌هاست.کدوم وبسایت مشکلات کمتری رو داشته، با اجرای چه کارهایی میتونست بهتر باشه و نسبت به سلیقه‌ی خودت چه چیزایی رو ترجیح میدادی.هوش‌مصنوعی برگ برنده‌ی متخصص‌هاتهدید یا فرصت؟ مسئله این استهوش مصنوعی مثل بقیه‌ی ابداعات و اختراعات بشره. تمامی چیزهایی که به دست انسان ساخته یا کشف شدند به عنوان &quot;ابزار&quot; مورد استفاده قرار میگیرند.به عنوان مثال اتوموبیل هم اختراع بسیار ارزشمندی به حساب میاد امّا موقع تصادف‌ها به شدت خطرناکه.هوش‌مصنوعی هم میتونه به تهدید تبدیل بشه امّا راه استفاده‌ی درست هم داره.پس به جای اینکه به فکر آسیب‌ها و تهدیدها باشیم باید روی اینکه چطوری میشه از این ابزار استفاده کرد، تمرکز کنیم.حالا چندتا مورد رو باهم بررسی میکنیم:1- هوش‌مصنوعی با هر سوال و پاسخ دقیق‌تر میشه. سعی کنید چت‌ها رو طولانی کنید و سوالات زیادی ازش بپرسید؛ هرچه بیشتر درگیر اطلاعات تخصصی بشه، جواب‌های دقیق‌تری رو ارائه میکنه.2- در لابه‌لای جملات هوش‌مصنوعی به مفاهیم جدیدی میرسیم که میشه از اونها محتوای جدید ساخت و اصطلاحات حرفه‌ای‌تری هم یاد گرفت.3- به دنبال اشتباهات و خطاهای هوش‌مصنوعی بگردید. با کاوش عمیق در مباحث فنی میتونیم به این نتیجه برسیم که هوش ما بسیار قدرت بیشتری دارد.ما انسان‌های باهوشی هستیم پس میتونیم از ChatGPT به گونه‌ای استفاده کنیم که حتّی بهترین‌های این صنعت هم به گرد پای ما نرسند.به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیاین بحث خیلی گسترده است و همچنان این مقاله ادامه داره. پس تصمیم گرفتم اون رو توی دو بخش بنویسیم. در پایان:اشکالی نداره اگه از وجود ChatGPT احساس خطر میکنی، این ابزار فوق العاده است و توی خیلی از کارها ما رو حیرت زده میکنه.امّا یادتون باشه ما هوشمندتر از هوش‌مصنوعی هستیم. شما نظرتون چیه؟هوش مصنوعی پایانی بر کسب وکارهایی مثل کپی‌رایتری، برنامه نویسی و طراحیه یا یک فرصت طلایی برای اونهایی که متخصص هستند؟</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 21:41:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت برای خودنمایی یا تأثیرگذاری؟ اشتباه تولیدکنندگان محتوا در نوآوری | تارواژه</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-tdamye16knaf</link>
                <description>در فضای رقابتی دنیای دیجیتال که شبیهِ بازاری مانند بازارِ شام است، جیغ و فریادهای تبلیغاتی هرچقدر هم که بلند باشد توجه کسی را جلب نمیکند.خلاقیت در تولیدمحتوا - خوب یا بد؟چند روز پیش وقتی سرگرمِ وبگردی بودم با وبسایتی مواجه شدم که همه چیزِ آن متفاوت بود؛ محل قرارگیری لوگو، نوع فونت، چینشِ ستونها و...به سختی موفق شدم لینک وبلاگ را پیدا کنم!در وبلاگ چیزهای عجیب‌تری دیدم، منوی اصلی وبسایت فقط در قسمت پایین وجود داشت. همه چیز بیش از حد فانتزی بود حتّی نگارش جملات. وقتی چنین صحنه‌ای را دیدم بیخیال خواندن وبلاگ شدم و به قسمت &quot;درباره ما&quot; رفتم. آنجا متوجه شدم که منظور از طراحی و اجرای چنین وبسایتی صرفاً برای نمایش خلاقیتِ توسعه دهنده بوده است.حقیقتاً هیچ خوشم نیامد، زمانی که در وبسایتها به دنبال اطلاعاتی میگردم یکی از مهمترین فاکتورها رسیدن به محتوای مورد نظر در کمترین زمان ممکن است.رعایت اصولِ اولیه با استفاده از تجربه کاربراندر وبسایتهای فارسی به طور معمول لوگو در سمت راست، منوی ناوبری در کنار آن و سپس دکمه‌ها و ستون‌ها از راست به چپ مرتب شده‌اند. این چیزی است که ذهن و چشمِ ما با هماهنگی کامل آنرا درک میکند.زمانی که وارد وبسایتهای فارسی میشویم، چشم ما صفحه را به شکل &quot;لـ&quot; مانند اسکن میکند. از بالا سمت راست به پایین و دقیقا برعکس آن در وبسایتهای انگلیسی اسکن به شکل “L” خواهد بود.قاعده بازی را بهم نزنیدیکسری از قواعدی که از طریق تجربه‌ی کاربری (UX) به دست می‌آید به عنوان قانون طراحی یا تولیدمحتواست. همه ملزم به رعایت آنها هستند.اگر خلاقیت باعث شود که مخاطب زمانی را صرف &quot;تجزیه و تحلیل پیامِ شما&quot; کند، فوراً دکمه‌ی بستن برگه مرورگر را خواهد زد.شاید با خود فکر کنید که من با کُلِ خلاقیت مخالفم، امّا واقعا نه. خلاقیت باعث میشود وجه تمایز ما با دیگران کاملاً مشخص شود. امّا اگر مردم بخواهند به سرعت به چیزی برسند آن زمان خلاقیت‌های اضافی مانع کسب است.تفکرِ خارج از چارچوب به معنای برهم زدن قوانین نیستاگر قرار باشد هرشخصی بخواهد به سبک و سلیقه خودش طرح یا محتوایی را اجرایی سازد چه اتفاقی می‌افتد؟فرض بگیرید فردا به مردم اختیار داده میشد که در خیابانها هر طور که تمایل دارند رانندگی کنند!نتیجه چیزی به جزء هرج و مرج و پیامدهای منفی و مرگبار نخواهد بود. دقیقاً به همین دلیل است که در فضای کسب و کارهای دیجیتال نیز یکسری از قوانین و قواعد وجود دارند. با وجود این قوانین همه چیز منظم و سریع اتفاق می‌افتد.هر چهارچوبی را نباید شکستهمانطور که در کتاب «ادبیات تبلیغ» به نقل از «جان تای» نوشته شده است: &quot;ما به دنیای خلاقیت تعلق نداریم، بلکه تنها به استفاده‌ی مجدد از آنچه نتیجه بخش بوده است، اکتفا می‌کنیم&quot;.البته منظور من، از نوشتن این مقاله کپی کردن از روی دستِ دیگران نیست، بلکه هدف اصلی یک چیز است: برای استفاده از خلاقیت هم خلاق باشیم.آنچه مهم است جذب و درگیر کردن مخاطب با محتواست نه صرفاً خودنمایی کردن تبلیغ با زرق و برق‌های عجیب و غریب.اینکه عده ای با این محتوا مخالف و عده ای موافق باشند کاملاً طبیعی است، من به شما حق میدهم که جبه بگیرید. هر شخص سبک، سلیقه و اعتقادات خاص خود را دارد. برای همین هم هرگونه انتقاد و نظر شما باعث خوشحالی من خواهد بود:)</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Thu, 24 Aug 2023 19:01:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مخاطبِ اینترنتی از پیام‌های تبلیغاتی فرار میکند، راه حل چیست؟ | تارواژه</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-tvjiemu5tvyg</link>
                <description>تکنیک‌های بازاریابی به طور پیوسته درحال تغییر هستند و متأسفانه متقاعد کردن مخاطب‌ها برای خریدِ یک محصول هر روز سخت‌تر میشود.تکنیک‌های جدیدی که به سرعت درحال رشد و معرفی هستند ما را در دنیایی از اطلاعات سردرگم می‌کنند.در دوران مدرن بازاریابی تبلیغاتِ حرفه ای هیچ شباهتی به تبلیغ ندارندگاهی در ذهن همه‌ی تولیدکنندگان محتوا و کارفرماها به خصوص در ایران این سؤالات پیش می‌آید:- باید به پلتفرم‌های داخلی کوچ کنم؟-  ایمیل مارکتینگ هنوز جوابگو هست؟- کارِ تبلیغات تمام شده یا همچنان می‌توانم روی آن حساب کنم؟همین سؤالات کافیست تا در سیل عظیمی از ابهامات باقی بمانیم. مشکلِ بزرگتر آنجاست که هرچقدر جستجو می‌کنیم با نظرات متفاوت‌تری مواجه میشویم.هر وبسایتِ آموزشی یا هر شخصی که در این زمینه فعال است، نظرِ مخصوص به خود را دارد و از شیوه‌های مَدِنظر خود برای بازاریابی استفاده میکند.خب، بگذارید خیال همه را راحت کنم. تنها چیزی که واقعاً مؤثر است رعایت کردن اصل بنیادین بازاریابی می‌باشد. در ادامه به سراغ این اصل می‌رویم.چرا کتابهای آموزشِ بازاریابی زود فراموش میشوند؟هر کتاب آموزشی که در زمینه بازاریابی وجود دارد فقط تلاش میکند یک چیز را به ما بیاموزد: درک کردن قیف فروش.قیفِ فروش اصلِ اساسیِ بازاریابی سنتی و همان چیزی است که هر که کسب و کار را به فروش می‌رساند.فرض کنید می‌خواهید به بازار یک سری بزنید و ساعتی را خریداری کنید. در قیف فروش حرکت بدین‌گونه است:در ابتدای حرکت، شما (به عنوان مشتری) برندها و فروشگاه‌های مختلف را جستجو میکنید؛ از میان آنها دو الی سه فروشگاه را جدا کرده و در نهایت از میان آنها یکی را برای خرید نهایی انتخاب می‌کند.برای اینکه مغازه‌ها و برندها بتوانند به شما محصولی را بفروشند، باید ابتدا آگاهی از برند را افزایش دهند که اینکار به وسیله کمپین‌های تبلیغاتی گسترده انجام میشود و در نهایت افراد را به محصولات خاص علاقه‌مند میکنند.مانند برند رولکس و کاسیو که محبوبترین برندهای ساعت در جهان هستند.شعار تبلیغاتی شرکت رولکسامّا در اینترنت همه چیز متفاوت است و این نحوه بازاریابی را به طور کامل تغییر میدهد. آگاهی از برند در فرآیند خرید، اولین چیزی نیست که به آن نیاز داشته باشید.اکثر مشتریان در اینترنت به طور همزمان چندین سایت رقیب را اسکن می‌کنند و دُرست در همین مرحله باید ارتباط با مخاطب را برقرار کرد.فرآیند خرید در اینترنت از الگوی خاصی پیروی نمی‌کند زیرا هر شخص به طور آزادنه درحال گشت و گذار و سفری متفاوت است. در این مکان کنترل در اختیار مشتریان است؛ آنها به بررسی دقیق محصولات میپردازند، درمورد سؤالات و ابهامات خود از محصول جستجو کرده و در آخر آنها را به دیگران توصیه می‌کنند (یا برعکس).در بازاریابی دیجیتال فروش حرف اول را نمی‌زند، در اولین مرحله باید هدف خودتان را تغییر دهید: کمک به مشتری برای تصمیم‌گیری درست در انتخاب.در دنیای فروشگاه‌های اینترنتی چگونه کسب و کارِ کوچک خود را بازاریابی کنید؟جنب و جوش تولیدکنندگان محتوا در این فضا به شدت زیاد است، حال اگر بخواهید ساده و سطحی عمل کنید در این شلوغی گم میشوید.آیا میتوان در میان این حجم از کمپین‌های تبلیغاتی خودی نشان داد؟ بله، به شرط آنکه هزینه‌های میلیاردی کنید تا تبلیغات جذاب‌تر و سرگرم‌کننده‌تری از دیگران داشته باشید. آیا همه توان این کار را دارند؟ قطعاً خیر.البته خوب است جمله ی معروف از «دیوید اگیلوی» را باهم مرور کنیم:&quot;تبلیغی تأثیرگذار است که مخاطب را به تفکر درباره ی آنچه ما میخواهیم، وادارد؛ نه اینکه مجذوب خود تبلیغ شود.&quot;ریزفروشگاه‌ها توان ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی گسترده را ندارند و حتّی نیروی انسانی چنین کارهایی را هم ندارند.در چنین شرایطی باید به دنبال یک راه جایگزین بود و همانطور که اکثر اوقات با خود تکرار می‌کنم &quot;همیشه یک راه بهتری هست&quot; قطعاً برای این موضوع هم راه‌حلِ مناسب پیدا میشود.به جای دست و پا زدن برای اینکه دیگران برند شما را ببینید، شما مشتریان و مخاطب‌ها را ببینید و درک کنید. این یک تغییر بنیادی در اساس بازاریابی دیجیتال است.تبلیغات اینترنتی باید شکل قدیمی خود را تغییر دهدمتأسفانه اکثر کسب و کارها روی ویژگی محصولات متمرکز هستند و فقط در مورد مزیت‌های خودشان صحبت میکنند و با پیام‌های تبلیغاتی برای فروش، نهایت زور خود را میزنند تا فقط بفروشند.حالا وقت آن است که ببینید مشتری‌ها به دنبال چه چیزی هستند: اطلاعات، بله مشتریان و مخاطبان به طور مداوم به دنبال اطلاعات میگردند و میخواهند که بهترین خرید نهایی را داشته باشند. باید صادقانه به سؤالات آنها پاسخ داده شود و یک مشاوره‌ی صادقانه دریافت کنند.بازاریابی محتوا آنقدرها هم سخت و پیچیده نیستهمه میدانیم که تبلیغات نادیده گرفته میشود، زیرا خود ماهم تبلیغات را نادیده میگیریم.زندگی در دنیای مدرن، ذهن ما را به شدت خسته می‌کند. همه جا و همه چیز شلوغ است و طبیعتاً در این میان پیام‌های فروش نمیتواند جایی در ذهن ما داشته باشد.تجربه نشان می‌دهد کسب و کارهایی که در وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی و سایر پلتفرمها فقط به دنبال تبلیغات و فروش هستند شکست خواهند خورد.محتوایی موفق میشود که:1- با تمام جزئیات مشتریان خود را فهرست کنید:در این مرحله شما باید تا آنجایی که میتوانید از مشتریان خود اطلاعات جمع‌اوری کنید. این اطلاعات شامل جنسیت (مذکر و مؤنث)، میانگین سنی، سرگرمی‌های مورد علاقه، مهمترین اصل برای خرید از نگاه آنها و غیره میشود.هرچقدر که اطلاعات بیشتری از آنها داشته باشید برقراری ارتباط و در نهایت فروش بهتری خواهید داشت.2- از قبل برنامه داشته باشید (استراتژی محتوا)باید به طور کامل روی کار خود شناخت داشته باشید، مثلاً اگر قصدتان فروش قاب موبایل است باید هر نوع سؤالی که مشتری به ذهنش میرسد را از قبل با خود تمرین کرده باشید. ممکن است از شما بپرسد «جنس قاب از چیه؟» «چقدر مقاومه؟» «اگه گوشی افتاد جلوی ضربه رو میگیره؟».تمام سؤالات را در نظر بگیرید و برای آنها جواب و راه‌حل داشته باشید. به غیر از اینها سعی کنید مشاور خوبی هم باشید و اگر متوجه شدید مشتری سردرگم است بهترین راهنمایی را به آن بدهید.امّا قبل از اینکه به سؤالات پاسخ دهید باید در نظر بگیرید که چه نوع محتوایی اعم از صدا، تصویر یا متن مؤثرتر است.نه خیلی آسان نه خیلی سخت؛ پشتکار و تلاشنحوه‌ی ارتباط با مشتری باید کاملاً مشخص باشدزمانی که محتوای مفید (سبز) تولید می‌کنید، مشتریان احتمالی شما را پیدا خواهند کرد، چه از طریق وبلاگ چه از طریق پلتفرم‌های دیگر.امّا باید پس از راهنمایی مشتری کاری کنید که با شما ارتباط برقرار کند. عضویت در خبرنامه و استفاده از چَتِ آنلاین یکی از بهترین گزینه‌ها برای تعامل با مشتری‌ها است.از هزینه‌ی تبلیغات بی‌مورد پرهیز کنید. به جای آن، برای افرادی که به کار شما علاقه‌مند هستند با عشق محتوا تولید کنید. اگر واقعاً هدفتان مثبت باشد، مخاطبان نیز به شما گوش می‌دهند و در نهایت از شما خرید خواهند کرد.تخصص و علاقه خود را به اشتراک بگذارید تا مشتریان علاقه‌مند را جذب کنید.همیشه بهترین واژه‌ی ممکن را انتخاب کنید.♥اگر به چنین محتواهایی علاقه مند هستید خوشحال میشوم در اینستاگرام تارواژه هم با من همراه باشید.</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Mon, 21 Aug 2023 20:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا وبلاگ‌ها به بن‌بست میرسند؟ | تارواژه</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-lpfagziluwzj</link>
                <description>تجربیاتی که در نابودی وبلاگهای من نقش داشتبیش از ده‌ها بار وبسایت‌ و وبلاگ با موضوعات مختلف ایجاد کردم و نتیجه دقیقاً &quot;هیچ‌چیز&quot; بود.خب این شکست‌ها کاملاً طبیعی است. ابتدای راه، با شور و شوقِ بیش از حد شروع میشود و با ناامیدی و ناراحتی‌های زیاد به پایان می‌رسد.تلاش‌های زیاد برای نوشتنِ یک محتوای جذاب و سرگرم‌کننده و نگران بودن برای مدیریت زمان درنوشتن پست‌ها به شکل مداوم.گاهی به کیبورد کامپیوتر خیره میشدم و نمیدانستم باید در مورد چه چیزی بنویسیم، پر از شک و تردید.فکرهایی که مانند خوره به جانم افتادن:- آیا وقت گذاشتن برای نوشتن وبلاگ منطقی است؟- آیا تلاش‌هایم نتیجه میدهد؟- در نهایت میتوان از نوشتن درآمد کسب کرد؟اینکه یک صدایی مدام در گوش شما زمزمه میکند: «تسلیم شوید» کاملا طبیعی است. تقریباً همه میخواهند بعد از شش یا دوازده ماه وبلاگ‌نویسی را رها کنند. امّا تسلیم شدن درست قبل از موفقیت، یکی از بزرگترین اشتباهات وبلاگ‌نویسی است که هرکسی مرتکب میشود.اشتباه وبلاگ‌نویسی شماره1: شروع نکردن یا زود تسلیم شدندر پست قبلی اشاره کردم که وبلاگ‌نویسی کار دشواری است.وبلاگ‌نویسی به مهارت‌های نوشتاری نیاز دارد. به علاوه، علاقه و انرژی زیادی را هم میطلبد.نمیتوانید انتظار داشته باشید که فوراً نتیجه بگیرید. بسته به کسب و کار و رقبایی که وجود دارند ممکن است 12ماه یا حتی بیشتر طول بکشد تا نتیجه حاصل شود.امّا بیایید به دلایلی که باید وبلاگ‌نویسی را شروع کنیم نگاهی بیندازیم:- ترافیک وبسایت را افزایش میدهد.- افزایش مشتریان احتمالی با هزینه‌های کم.- ارائه محتوای باکیفیت برای جذب مشتری بالقوه.- جلوه‌ی انسانی به کسب و کار میدهد.- میتواند پشتیبانی برای محتوای شما در شبکه‌های اجتماعی باشد.- میتوانید با اینفلوئنسرها، وبلاگ‌نویسان، روزنامه‌نگاران، کاربران قدرتمند شبکه‌های اجتماعی و کارشناسان صنعت ارتباط برقرار کنید.هیچ‌وقت تسلیم نشوید، به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید و موفقیت‌های وبلاگ خود را جشن بگیرید – حتی دستاوردهای کوچک.اشتباه بزرگ 2: انتشار مطبوعات به سبک قدیمینگاهی به روزنامه‌های چاپی گذشته بیندازید. چه کسی در دنیای امروز حوصله خواندن آنها را دارد؟نگارش به سبک قدیمی کاملاً منسوخ شده حتّی از نگاه من محتوای متنی به سبک امروز نیز نیازمند تغییرات زیادی است.انگار که همه‌ی ما تولیدکنندگان محتوا از روی یکدیگر محتوایی را کپی می‌کنیم. همه به یک شکل مینویسیم، بی توجه به آن که چقدر از محتوای ما خوانده میشود. نهایت یک الی دو پاراگراف که آن هم مشکلی از مخاطب را حل کند.امروزه اکثر مخاطبها قسمت مقدمه را سریعاً به پایین اسکرول کرده و به بخش اصلی محتوا میرسند، محتوای مورد نیازشان را میخوانند و بعد هم خدانگهدار...نشریات به سبک قدیمی پر از صحبتهای غم انگیز و بی‌مزه است. باید در محتوای وبلاگها خلاقیت به خرج داد.باید محتوا به روز باشداشتباه بزرگ 3: نوشتن با هدف سئونگرانی در مورد گوگل باعث میشود خلاقیت، شخصیتِ وبلاگ و اشتیاقِ نویسنده از بین برود.محتوای وبلاگ خود را به جای گوگل برای مشتریان بنویسید:- از همان کلمات و عباراتی که مشتریانی شما به کار میبرند استفاده کنید.- به سوالات آنها پاسخ دهید.- به مشتریان خود در تصمیم‌گیری برای خرید کمک کنید.- در هر پست وبلاگ فقط به یک سوال پاسخ دهید یا یک مشکل را مطرح کنید.- بالاترین کیفیت ممکن را ارائه دهید.گوگل میخواهد بهترین و مفیدترین اطلاعات را در اختیار مخاطبان خود قرار دهد. 5 قانونی که در بالا به آن اشاره کردم بیشتر موارد سئو را شامل میشود. هم مشتریان و هم گوگل خوشحال خواهند شد.نگران رتبه گوگل نباشید. تمرکز خود را روی مخاطب هدف قفل کنید.اشتباه شماره 4 وبلاگنویسی: شرکتی و بی‌چهره بودنبه کار خود علاقه نشان دهید. از کلمات احساسی قوی استفاده کنید. برای محصول خود دفاعیه داشته باشید و نظر خودتان را هم به اشتراک بگذارید.وبلاگ باید جنبه انسانی شرکت شما را نشان دهد.هیچکس دوست ندارد تارنمای شرکتی شما را بخواند. سختگیری نکنید و از وبلاگنویسی لذت ببرید!اشتباه شماره 5 وبلاگ نویسی: نوشتن برای فروشنویسنده که تمام فکرش را فروش محصول پُر کرده باشد، محتوایش دقیقا حالت تبلیغاتی به خود میگیرد.مانند تبلیغات تلویزیونی نباشید که همه چیز را گل و بلبل نشان میدهند. به جای آن، به مشکلاتِ مشتریان خود رسیدگی کنید. در مورد راه‌کار مسئله آنها صحبت کنید و مزایای محصولات خود را نشان دهید.نکات منفی خود را پنهان نکنید. مشتریان می‌توانند در ایرادات محصول در جایی از وب مطالعه کنند، پس چرا صادق نباشیم؟به جای تمرکز روی تبلیغ و فروش محصول، مشاوره خرید واقعی ارائه دهید. به مشتریان خود در تصمیم‌گیری برای خرید کمک کنید.به مخاطب کمک کنیداشتباه بزرگ 6: خودپسندیوبلاگِ کسب و کار شما باید به ایجاد قدرت آنلاین شما کمک کند. امّا اگر فقط در مورد محصولات خود و دستاوردهای شرکت بنویسید، چگونه خوانندگان شما می‌توانند به شما اعتماد کنند؟برای تبدیل شدن به یک منبع معتبر اطلاعات، باید زمینِ وبلاگ تجاری خود را گسترش دهید.طبل توخالی نباشید و در مورد رویدادهای صنعت نظر دهید، افکار خود را در مورد اخبار به اشتراک بگذارید، یا آخرین روندها را تجزیه و تحلیل کنید. باید به یک منبع قابل اعتماد از اطلاعات کسب و کار خود تبدیل شوید.اشتباه بزرگ 7: وبلاگ را به یک کار روزمره تبدیل کنیداساتیدی که میگویند هر روز باید برای وبلاگ بنویسید...واقعاً این سخن را از کجا آوردند؟پست‌ها را به صورت هفتگی یا فقط ماهانه منتشر کنید. اگر در 30 روز فقط یک محتوای بسیار باکیفیت تولید کنید، به راحتی از کسب و کارهایی که روزانه محتواهای بی‌ارزش پست میکنند پیشی خواهید گرفت.اشتباه 8: دستِ کم گرفتن قدرت تصاویرتصویر برای متن مانند پیتزا برای انسان است. صفحات وب را جذاب‌تر میکنند. امّا فواید تصاویر بیشتر از اینهاست:- تصاویر به متن اعتبار میبخشند.- ترکیب تصاویر و متن پنج برابر بیشتر از کلمات خالی به یاد میماند.- تصاویر باعث تجسم و درک بیشتر محتوا میشود، همچنین به خاطر سپردن مفاهیم را آسانتر میکنند.متن خود را به تصویر بکشید زیرا تصویر میتواند به ویژگی اصلی پست شما تبدیل شود. تصویر میتواند جدی یا سرگرم کننده باشد:- برای صنعت خود تصاویر کارتونی بسازید.- از دودلینگ آرت و اسکچ نوت استفاده کنید.- نمودارهایی از نحوه عملکرد محصولات شما یا تصاویری از نحوه ساخت آنها را نشان دهید.- فرآیند خرید را با تصاویر نمایش دهید.- یک کتابچه راهنمای دستورالعمل را به یکی از روشهای بصری تبدیل کنید.و چرا با کارشناسان صنعت خود مصاحبه‌ی تصویری نمی‌کنید؟ یا نظرات مشتری را با ویدئو نمایش نمیدهید؟اشتباه شماره 9: وبلاگ خود را تبلیغ نمیکنیدوبلاگ خود را راه‌اندازی نکنید و از مردم انتظار داشته باشید که آنرا بخوانند! این مانند چاپ یک کاتالوگ و مخفی نگه داشتن آن است.برای ترافیکِ وب فقط به بهینه‌سازی موتورهای جستجو تکیه نکنید. فرض کنید که کتابی را نوشته و آن را به چاپ رساندید، حالا قصد داشته باشید با قرار دادن آن کتاب در قفسه‌های کتابفروشی‌ها، کتاب خود را به پرفروش‌ترین کتاب سال تبدیل کنید.چند ایده برای تبلیغ وبلاگ- وبلاگ خود را در بروشور چاپی خود ذکر کنید.- پیوندی به آخرین پست وبلاگ خود در امضای ایمیل یا خبرنامه الکترونیکی خود بگنجانید.- عناوین آخرین پست(های) وبلاگ خود را در صفحه اصلی نشان دهید.- به پست‌های وبلاگ مرتبط در سایر صفحات وب مراجعه کنید.- پست‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید.- در وبلاگهای دیگر نظر بگذارید.- به عنوان مهمان برای سایر وبلاگها پست منتشر کنید.زمانی برای تبلیغ وبلاگ خود ندارید؟ کمتر بنویسید و برای تبلیغ وقت بگذارید. 10 پستِ پرطرفدار بهتر از بایگانی هزاران پست وبلاگی است که هیچکس نمیخواند.اشتباه شماره 9: ارتکاب جنایت علیه خواناییچرا بازدیدکنندگان وب خود را از مطالعه منصرف می‌کنید؟محتوای خود را جذاب کنید و از این اشتباهات طراحی احمقانه اجتناب کنید:- خطوط طولانی دست و پاگیر هستند، از حداکثر طول 600 پیکسل استفاده کنید.- فونت‌های ریز چشم خوانندگان شما را تحت فشار قرار میدهند. اندازه فونت خود را به حداقل 16 پیکسل افزایش دهید.- بلوک‌های طولانی متن علاقه خوانندگان شما را از بین میبرد. از فضای سفید در بین متن‌ها نهایت استفاده را ببرید.خوانایی متن را ارتقاء دهید و پست‌های خود را جذابتر کنید.اشتباه شماره 11: انباری از کهنه مطالب در وبلاگوبلاگ را به یک انباری از محتواهای به دردنخور تبدیل نکنید!وجود اطلاعات قدیمی درباره محصولات تاریخ گذشته و راهنماهایی که دیگر امروز کاربردی نیستند وبلاگ را به یک انباری از روزنامه‌ها و مجلات قدیمی بی‌فایده تبدیل میکند.اگر بیش از یکسال است که وبلاگ مینویسید، حسابرسی را از هم اکنون شروع کنید. محتوای خود را سالی یکبار بررسی کنید. دقیقا مانند خانه تکانی نزدیک عید اینکار لذت بخش خواهد بود. پر از جنب و جوش باشید.بنابراین وبلاگ، فقط نوشتن پستهای جدید نیست.همیشه وبلاگ را به روز کنیداشتباه 12: شکست در اندازه‌گیری نتایجچرا وبلاگ مینویسیم؟هدف خود را مشخص کنید و میزان عملکرد خود را اندازه بگیرید. چند مثال:اگر هدف شما کاهش هزینه برای هر مشتری احتمالی است (در مقایسه با سایر فعالیت‌های بازاریابی)، پس هزینه مشتری را اندازه گیری کنید. برای مقایسه منصافه، هزینه ساعات کار کارکنان را نیز در نظر بگیرید.اگر هدف شما افزایش آگاهی از برند است، ترافیک ارگانیک (غیر از تبلیغات) را اندازه بگیرید.اگر میخواهید مشتریان احتمالی را افزایش دهید، مشخص کنید که منظور از مشتری احتمالی چیست و تعداد را اندازه‌گیری کنید (مثلا مشترکین ایمیل، شرکت کنندگان وبینار یا تعداد دانلود اوراق سفید).عملکرد خود را به صورت ماهانه یا فصلی اندازه‌گیری کنید. تجزیه و تحلیل کنید که کدام پستها بهترین عملکرد را دارند و کدام پستها عملکرد کمتری دارند. از مخاطبان هدف خود بپرسید که دنبال چه چیزی هستند.اشتباه شماره 13: ساخت بن بستمشتریان بالقوه پستهای شما را در گوگل و یا تبلیغات مشاهده کردند؟ خوب است.مشتریان بالقوه پستهای شما را مطالعه میکنند؟ این گزینه بهتر است.امّا در ادامه چه اتفاقی می‌افتد؟شما باید به خوانندگان خود بگویید دقیقا چه کاری باید انجام دهند. در غیر این صورت، آنها فقط چند کلیک می‌کنند و سپس میروند.شما به یک فراخوان به اقدام نیاز دارید. باید خوانندگان خود را تشویق کنید تا قدم بعدی را بردارند. چند گزینه:- خواندن پست‌های مرتبط.- اشتراک در خبرنامه ایمیلی.- ثبت نام برای وبینار.- بروشور، برگه مشخصات یا اوراق سفید را دانلود کنند.تاحد امکان شفاف باشید. یک فراخوان به اقدامِ فوق‌العاده واضح داشته باشید و مطمئن شوید که دیگر فراخوانها اهمیت کمتری دارند.حقیقت در مورد وبلاگ‌نویسی تجاریبه جای اینکه منتظر باشید تا وبلاگتان موفق شوید، دست به کار شوید.به جامع‌ترین منبع اطلاعات در صنعت خود تبدیل شوید. اقتدار خود را بسازید تخصص خود را به اشتراک بگذارید به تمام سؤالاتی که مشتریان از شما پرسیدند پاسخ دهید.به وبلاگ خود شخصیت بدهید. نظرات قوی را به اشتراک بگذارید و داستان سرایی کنید.مهمتر از همه مطمئن شوید که پستهای وبلاگ شما جذاب هستند.</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 19:48:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکثر نویسنده‌ها بی‌انگیزه میشوند، مخصوصاً تازه کارهایی مثل من | تارواژه</title>
                <link>https://virgool.io/@tarvazhe/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-vncbzov7kkbx</link>
                <description>اگر «از زیرِکار در رفتن» یکی از رشته‌های المپیک بود، قطعاً مقام اول را کسب میکردم?.من عاشق نوشتن و یادگیری هستم امّا همیشه تمام تلاشم را میکنم که &quot;نوشتن&quot; را به یک وقت دیگر موکول کنم.در یک دوره زمانی، آنقدر کارهایم را به تأخیر انداختم که فرصت‌های طلایی زیادی را از دست دادم. همین موضوع باعث شد کم کم استرس و اضطرابم افزایش پیدا کند و حتّی کار به جایی رسید که از هر نوع کاری بیزار شدم.بعد از حالات افسردگی که به سراغم آمد، تصمیم گرفتم که یک تغییر اساسی ایجاد کنم.با خواندن مقالات آموزشی مثل «چگونه صبح‌ها با انگیزه بیشتری بیدار شویم؟» یا «چگونه خواب با کیفیت‌تری داشته باشیم؟» شروع کردم.بعد از یادگیری و انجام دادن کارهایی که توی مقالات مختلف نوشته شده بود بازهم تغییر مثبتی در من ایجاد نشد. رُک بگویم حقیقتاً نتیجه اصلاً آن چیزی نبود که میخواستم.بعضی از اساتید میگفتند: &quot;فقط عمل کن&quot; یعنی خودکارم را بردارم و شروع کنم به نوشتن و در جهنم افکار منفی گرفتار نشوم.ای‌کاش واقعاً همینقدر ساده بود.این نکاتی که در وبلاگ‌ها و کتاب‌ها نوشته شده بود برای من کارآیی نداشت.بی انگیزگی به سراغ هرشخصی میرود امّا فقط برخی ها میتوانند دوام بیاورنددر نهایت، با گذشت زمان و یادگیری هرروزه و امتحان کردن چیزهای جدید، قدم به قدم، امید در ذهنم بیشتر شد. توانستم با خودم صلح، و ذهن منتقدم را آرام و ساکت‌تر از همیشه کنم. امّا چطوری؟1- پل ساختماین پل از دو قسمت تشکیل میشود:اول اینکه قبل از تمام شدن همه‌ی انرژی‌ها دست از نوشتن برمیدارم.وقتی کمی شور و شوقِ نوشتن در ذهن باقی بماند، آغازِ نویسندگی در روز بعد خیلی آسان‌تر به نظر میرسد چون داشتن شوق، ما را به حرکت و تلاش بیشتر وادار میکند.اکنون، صبح‌ها بعد از صدای آلارم که مرا از خواب بیدار میکند، میدانم که یک طرح کلی از متن دارم و باید به صورت پیش‌نویس، بنویسم و یا قرار است که پیش‌نویس نوشته شده را ویرایش کنم.دیگر فرقی نمیکند که یک مقاله 300 کلمه‌ای برای پست وبلاگ است یا یک محتوای ویژه برای فروش محصول، دقیقاً میدانم که باید چه کارهایی را انجام دهم.ارنست همینگوی (نویسنده برجسته معاصر آمریکا و برنده جایزه نوبل ادبیات) میگوید:&quot;بهترین راه همیشه این است که وقتی خوب پیش میروید و میدانید قرار است چه اتفاقی بیافتد، دست بکشید.&quot;وقتی یک مقاله جدید شروع میشود...همیشه یک یا چند روز قبل از اینکه اولین پیش‌نویس را بنویسم، ایده را انتخاب میکنم. در حین پیاده‌روی این ایده را در ذهنم مرور میکنم و سپس کاملاً از آن رها میشوم.ساختن پل‌ها عملکرد مثبت را افزایش میدهد، به این دلیل که مغزِ ما به پردازش و تثبیت ایده‌ها حتّی زمانی که روی آن ایده تمرکز نداریم ادامه میدهد. به این حالت تفکر پراکنده گفته میشود و آخرین زمانی که تفکر پراکنده به سراغتان می‌آید در خواب است.بعد از اینکه با یک ایده میخوابم، صبح روز بعد میدانم که باید چه چیزی در یک مقاله اضافه، ویرایش و یا حذف شود و ساختار کلی محتوا را شکل میدهم. داشتن چنین نقطه‌ی شروعی تفاوت بسیار زیادی ایجاد میکند.با چنین شروعی در صبح، دیدن صفحه‌ی سفید، کمتر کلافگی ایجاد میکند و اشتیاق به نوشتن بیشتر میشود.پیاده‌روی و خوابیدن بهترین ابزارها برای افزایش عملکرد بهتر است.با تمرکز کردن در شب برنامه ی صبح را آماده کنید2- از اهداف تخیلی دور شدمقصد دارید یک کتاب یا دوره آموزشی بنویسید؟حتّی نوشتن یک متن خبری یا راه‌اندازی وبلاگ؟خب این عالی است!ابتدا هدف خود را تعیین امّا بعد فراموشش کنید. به جای تفکرِ بیش از حد روی هدف و ایده، فعالیت خود را آغاز و بی‌وقفه روی کار اصلی تمرکز کنید.من واقعاً به نوشتن محتوای یک وبلاگ معمولی فکر نمیکنم، هیچوقت موفقیت را تجسم نمیکنم. فقط به این فکر میکنم که اثری خوب (محتوای سبز) به جا بگذارم.این محتوا قرار است تبدیل به اولین پست من در ویرگول شود و بعد از آن انتشار پستهای بعدی...حالا خیلی بی ‌سر و صدا و آرام، از کارهایم لذت میبرم و مهارت نوشتن خودم را تقویت میکنم.جمله به جمله، پست به پست.بله، وبلاگ‌ها و وبسایت‌ها اینگونه رشد میکنند.چه درحال نوشتن یک کتاب یا دوره‌ی آموزشی باشم چه بخواهم یک پست وبلاگ بنویسم، هر روز یک قدم برمیدارم، آهسته و پیوسته روی کارهای پیش رو تمرکز میکنم.3- اجباری در کار نیست؛ نوشتن را انتخاب کردمآیا نوشتن مانند کارهای روزمره دیگر خسته‌کننده است؟من هم مثل بسیاری از مردم، انجام کارهای روزانه‌ی خانه مثل ظرف شستن را دوست ندارم.تجربه به من ثابت کرده است که هرگاه خودم را ملزم به انجام کاری تکراری کنم، مقاومتم دربرابر انجام آن کار بیشتر میشود.خوشبختانه، راه‌حل این موضوع ساده‌تر از آن چیزی بود که تصور میکردم:فقط به خود نگویید که &quot;باید&quot; بنویسید. به جای آن، نوشتن را &quot;انتخاب&quot; کنید. کمی انگشتان خود را ماساژ دهید و بگوید:- امروز میخواهم بنویسم.- از اینکه میتوانم امروز بنویسم خوشحالم.- انتخاب میکنم که روزم را با نوشتن شروع کنم.هر چقدر که از بایدها دورتر شدم، نوشتن لذت بخش‌تر و جذاب‌تر شد.اکنون نوشتن، به یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌ی روزانه من تبدیل شده است و حتّی یاد گرفته‌ام که چالش‌های اینکار را با تمام وجود بپذیرم.هیچوقت، هیچ کاری را که به آن علاقه ندارید به خود تحمیل نکنید4- برای خود یک عادت مقدس بگذاریدبه احتمال خیلی زیاد تا کنون بارها دیده‌اید که افراد مشهور از جمله بازیگران سینما، ورزشکاران یا خواننده‌ها یکسری از عادت‌های عجیب و غریب دارند که ویدئوی آنها گاهاً توسط دوربین‌های خبرنگاران یا طرفداران شکار میشود.به عنوان مثال اکثر بازیکن‌های فوتبال هنگامی که از اتوبوس باشگاه خود پیاده میشوند و به سمت رختکن میروند، هدفون را روی گوش‌هایشان می‌گذارند و به موسیقی خاصی گوش میدهند.برخی از بازیگران نیز انگشتر یا اکسسوری خاصی را با خود به همراه دارند که برایشان نماد شانس است. برخی می‌گویند که اعتقاد به این چیزها خرافه است. اینکه چقدر این موضوع صحت دارد مهم نیست، همه‌ی آنها یک هدف واقعی را دنبال میکنند: ایجاد یک حالت، برای بالاترین حد تمرکز، این حالت تمرکز به آنها کمک میکند تا در اوج بمانند.اعتقاد به یک عادت میتواند خیلی ساده باشد:قبل از نوشتن قهوه بنوشید، یک آهنگ مورد علاقه گوش کنید یا شطرنج بازی کنید. فقط عمیقاً اعتقاد داشته باشید که این عادت میتواند برای شما مفید باشد.نویسندگی در گذشته برای من بسیار عجیب و سخت بود، احساس میکردم کلمات به نویسنده‌ها الهام میشود و سپس نوشتن را شروع میکنند امّا خوشبختانه اشتباه میکردم.انگیزه‌ی نوشتن و الهام کلمات بعد از انجام کار می‌آیند.کامپیوتر را روشن کنید، لیوان چای یا قهوه‌ی تازه را روی میز بگذارید و به آرامی روی صندلی خود بنشینید. حال ذهن شما به حالت نوشتن در می‌آید.اعتقاد به یک عادت به تنهایی کار خاصی را انجام نمی‌دهد بلکه در کنار دو اصل دیگر یعنی ساختن پل (بدانید چه کاری قرار است انجام دهید) و بخواهید که بنویسید (نه اینکه به اجبار بنویسید) بهترین کارایی را دارد.حتّی زمانی که انگیزه خود را از دست می‌دهید، در اعماق وجود خود احساس نوشتن را خواهید داشت، زیرا وقتی مینویسید بیشتر احساس زنده بودن میکنید. فقط به خودتان فرصت بدهید و کمی راه بروید.5- از ترس فرار نکنید؛ قبولش کنیدمن به طور مداوم با منتقد درونم مبارزه می‌کردم تا اینکه دیگر توانی برای جنگیدن نداشتم.امّا اکنون وقتی منتقد درونی‌ام سعی میکند جلوی نوشتن من را بگیرد، با او همراه میشوم. معمولاً این منتقد میگوید که اگر شکست خوردی چه؟ یا اگر دیگران به بدترین شکل تو را نقد کردن چطور؟سپس به واکنش بدنم توجه میکنم. به دنبال منبع تنش جسمی میگردم، انگار که سینه‌ام را فشار میدهد! شاید هم قرار است سردرد شوم!حالا من این منتقد را کوچک میشمارم.وقتی ترس‌هایم را میشناسم و واکنش بدنم را مشاهده می‌کنم، منتقد درونی من آرام میگیرد. به جای استفاده از انرژی برای مبارزه با او، از انرژی خود برای نوشتن استفاده میکنم.میدانم آنچه که میخواهم بنویسم، برایم ارزشمند است، بنابراین دست به کار میشوم.همیشه یک راه حلی وجود خواهد داشتامروز خوش‌شانسم که میتوانم بنویسمنمیتوان گفت که نوشتن آسان است.نویسندگی پر از چالش‌های مختلف است. حتّی گاهی سخت میشود.امّا نوشتن به من کمک میکند تا با خودم ارتباط برقرار کنم.به من می‌آموزد که افکارم را به شکل یک فرمول منظم دربیاورم. بنابراین، هر سختی را از این شغل می‌پذیرم. و من برای نوشتن احساس خوشبختی میکنم.و این شروع سفر من به دنیای نویسندگی است❤.</description>
                <category>تارواژه</category>
                <author>تارواژه</author>
                <pubDate>Mon, 14 Aug 2023 13:15:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>