<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریه تسنیم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tasnimshahed</link>
        <description>نشریه دانشجویی تسنیم-دانشگاه شاهد 
| صاحب امتیاز: انجمن اسلامی
| مدیرمسئول: محمدحسین حبیبی 
| سردبیرت:  سید علیرضا هاشمی
| جانشین سردبیر: سارا محمدی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:22:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1442150/avatar/3qUCph.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریه تسنیم</title>
            <link>https://virgool.io/@tasnimshahed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مادر باران</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-u77cwkwr6uu1</link>
                <description>خداوند محور خلقت را فاطمه قرار داد؛ بانویی که پیش از آن‌که مادر حسنین باشد، پیش از آن‌که همسر امیرالمؤمنین باشد و حتی پیش از آن‌که اُم‌ّأبیها باشد، بنده‌ خدا بود؛ خدایی که خالق ذرات عالم و گستره‌ کهکشان‌هاست.فاطمه‌‌زهرا‌ (س) آفریده شد تا مادر ما باشد؛تا پناه دل بی‌قرار آدمی شود و روشنی‌بخش راه حقیقت.وه که چه فخر و سعادتی نصیب انسان و فرزندانش شده است؛که با نور وجود این انسیّةُالحَوراء، صراط مستقیم برایش مُنوَّر گردد؛و همچون او، وجودش را در راه حقّانیت این مسیر، برای علی، خرج کند.راه حقیقت، جز علی نیست و زهرا، ماهِ نورانی و بدرِ کامل این آسمان است.مهریه‌اش آب بود؛ تا مهر و رحمتش همچون آب، تا زمانی که جهان برقرار است و انسان متولد می‌شود، در جان آدمیان جاری بماند.پس آیا ممکن است صدیقه‌طاهره، آن‌ که خداوند به خاطر محبت اوست که ذرات عالم را خلق کرده و روزی می‌دهد، ما را از برکت و نعمت نزولات آسمانی محروم بخواهد؟اگر خدای فاطمه بخواهد، آن‌قدر باران می‌بارد که سیلِ محبت او و فرزندانش در دل‌ها روان شود.پس دست به دعا برداریم و از خدایی که کوثر را به پیامبر عطا کرد، طلب بارانی سرشار از خیر و برکت کنیم.به نام و حرمت فاطمه، عاجزانه باران بخواهیم؛بارانِ رحمت، بارانِ برکت، بارانِ امنیت.باران که ببارد، گوشه‌به‌گوشه‌ دل‌ها شسته می‌شود،چنان‌که کوچه‌به‌کوچه‌ این شهر غبارگرفته ... دشت‌های خشک سرسبز می‌شوند؛ طبیعتِ خاموش به هیجان و جنب‌وجوش می‌آید؛کودکان شاد و پیران امیدوار می‌گردند؛باران که ببارد، همه غم‌ها شسته می‌شود ...اما غمِ کوچه‌های مدینه چه؟ آن داغ، شاید با هیچ بارانی شسته نشود؛تا زمانی که فرزندش ظهور کند ... از چشمه‌سار دستان مهربان تو، مرگ نیز آبِ زندگی می‌نوشد؛ که عالم جز تو پناهی ندارد ...</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Wed, 10 Dec 2025 18:35:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریتِ بحران یا بحرانِ مدیریت!</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%90-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-kzjdbqwgyrs2</link>
                <description>مسئولین محترم!اگر «مدیریت بحران» را در دوران دانشجویی‌تان با سرفصل‌هایی نظیر «ایجاد بحران‌های پی‌در‌پی برای دانشجویانِ بحران‌زده» گذرانده‌اید، باید بگوییم: عالی عمل می‌کنید! اگر قرار بود جایزه‌ای برای عدم تصمیم‌گیری صحیح و اطلاع رسانی به‌موقع داده شود، بی‌شک دانشگاه ما رکورددار و برنده این جایزه است! از تخصیص یکباره خوابگاه به جدیدالورودها در روز پایانی بازه مصاحبه تا دستور تخلیه‌ فوری خوابگاه‌ها! انگار هر تصمیم شما یک «‌منطقِ مرموز» دارد که فقط خودتان از آن باخبرید! تصمیمات‌تان به‌حدی شتابزده و پر‌ابهام هستند که هیچ کس نمی‌داند، منطق پشت آن چیست…دیگر همگی از اطلاعیه‌های مربوط به خوابگاه و دانشگاه می‌ترسیم... می‌ترسیم کانال‌های اطلاع‌رسانی را مشاهده کنیم و با غیر‌منتظره‌ترین اطلاعیه و تصمیم‌گیری‌ها مواجه شویم...فصل اول: اطلاعیه‌های متغیردر جدید‌‌ترین تصمیم‌گیری بی‌نظیر دانشگاه، شاهدِ سه اطلاعیه در خصوص خوابگاه‌ها بودیم. از اطلاعیه شنبه ۲۴ خرداد: «دانشجویان محترم می‌توانند با حفظ آرامش، خوابگاه‌ها را ترک کرده و به محل سکونت خود مراجعه نمایند. در صورت باقی‌ماندن وسایل شخصی در خوابگاه، جای هیچ‌گونه نگرانی نیست و دانشگاه شرایط لازم برای نگهداری آن‌ها را فراهم خواهد نمود» تا دوشنبه ۲ تیر: «دانشجویان ساکن خوابگاه شهید آوینی، الزهرا و امام حسین‌(ع) توجه داشته باشند خوابگاه روز یکشنبه و دوشنبه مورخه ۸ و ۹ تیر از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۱۴ (برای خوابگاه شهید آوینی) و ۸ صبح تا ۱۶ (برای خوابگاه امام حسین‌(ع) بازگشایی می‌شود. افرادی که قصد برداشتن وسایل خود را دارند، به صورت موقت و با ارائه کارت دانشجویی و بدون همراه می‌توانند وارد خوابگاه شوند و وسایل خود را را خارج کنند؛ فقط به اندازه برداشتن وسایل ضروری فرصت داده خواهد شد و اقامت در خوابگاه امکانپذیر نیست؛ لطفا فقط در ساعات و تاریخ‌های ذکر شده مراجعه نمایید»؛ این اطلاعیه در شرایطی بود که حتی اجازه ورود خودروهای خانواده‌ها به خوابگاه شهید آوینی هم داده نمی‌شد.در نهایت با اطلاعیه روز یکشنبه ۸ تیرماه، در اولین روز از تاریخ مشخص شده (آن هم نه در ساعات ابتدایی روز!) که قرار بود صرفا وسایل ضروری از خوابگاه خارج شود، تیر خلاص بر دانشجویان خوابگاهی زده شد: «با توجه به لغو برگزاری امتحانات در تیرماه، کلیه خوابگاه‌های دانشگاه تعطیل می باشد. بدیهی است کلیه دانشجویان موظف می‌باشند تا تاریخ ۱۵ تیر‌ماه نسبت به تخلیه کامل اتاق و جمع‌آوری وسایل خود اقدام نمایند.»این اطلاعیه در شرایطی بود که تعدادی از دانشجویان مطابق اطلاعیه دوم، با برداشتن وسایل ضروری، باقی وسایل خود را رها کرده و در مسیر برگشت به شهر‌های خود بودند و عده کثیری از دانشجویان نیز در خانه‌های خود از جای جای کشور به امید اطلاعیه اول به انتظار شهریور ماه نشسته بودند. اکنون برخی از مسئولین می‌گویند که مسئولیت وسایل باقی‌مانده با خودتان است!برخی دیگر از مسئولین همچنان می‌گویند که نیاز به تخلیه کامل نیست و فقط وسایل ضروری را با خود ببرید! چطور حرف‌هایتان با اطلاعیه‌ها یکی نیست؟! اگر به نتیجه یکسانی نرسیده‌اید و خودتان هم دچار سردرگمی شده‌اید، چرا اطلاعیه صادر می‌کنید؟ هدف از این کار چیست؟! ابتدا اطلاعیه مبنی بر تخلیه کامل اتاق‌ها صادر می‌شود و پس از گذشت یک روز، اطلاعیه جدیدی مبنی بر اینکه «اداره خوابگاه‌ها بر انجام این امر اصراری ندارد!»آیا این چندگانگی اطلاعیه‌ها، حاصل جلسات فشرده‌ مدیریتی است یا یک شوخیِ طولانی‌مدت با دانشجویان؟!اگر مورد اول بوده واقعا دست مریزاد! کاملا سنجیده است و شرایط دانشجویان ساکن خوابگاه‌ها و مسیر‌های طولانی و بحث تهیه بلیط و هزینه‌های مختلفی که دانشجو متحمل خواهد شد، تماما در نظر گرفته شده است! می‌خواهیم بدانیم این چه نوع مدیریتی است که هر بار، دانشجویان را با یک بحران جدید غافلگیر می‌کند!؟ آیا یک بار هم شده از خود بپرسید که این تصمیمات چه تأثیری بر زندگی دانشجویان می‌گذارد؟ اگر دانشگاه قرار است الگویِ «مسئولیت‌پذیری» باشد، چرا مسئولین از پایه‌ای‌ترین اصول آن مانند «پاسخگو بودن» و «شفافیت در اطلاع‌رسانی‌» فرار می‌کنند؟ فکر می‌کنید فقط کافی است یک دستور صادر کنید و انتظار داشته باشید همه، بی‌چون‌وچرا اطاعت کنند؟!فصل دوم: درهای متغیرحالا که بحث عدم اطلاع رسانی صحیح، به موقع و شفاف مطرح شده، خوب است به موارد گذشته هم اشاره کنیم.در همین چند‌ماه گذشته، خوابگاه شهید آوینی شاهد جا‌به‌جایی و تغییر درهای ورودی‌اش به صورت «هر چند وقت یک‌بار» بوده است. در طی این جا‌به‌جایی‌ها بار‌ها شنیده‌ایم که دوستانمان به امید باز بودن درِ همیشگی، مسیر دور‌تر را طی می‌کنند و در نهایت با درِ بسته مواجه می‌شوند و مسیر رفته را دوباره باز می‌گردند تا از در دیگر وارد شوند! ما به خوابگاه نیامده‌ایم، بلکه به یک آزمایش روانی دعوت شده‌ایم که در آن، درها متغیر مستقل و ما متغیر وابسته هستیم! شاید ماجرای میهمانان عزیز دانشگاه که برای اسکان به ساختمان شهید سلیمانی (یا به قول ما یاس ۱ خوابگاه شهید آوینی) می‌آیند را بدانید. علت تغییر محل رفت‌و‌آمد دانشجویان، همین میهمانان محترم هستند.این مشکل که برای بارها تکرار شده و حتی روند مشخصی هم ندارد، نیازمند توجه از سوی مسئولین محترم است. بهتر است پیش از هرگونه تغییر، اطلاع‌رسانی کافی صورت گیرد که نه تنها باعث صرفه‌جویی در وقت و انرژی دانشجویان شود، بلکه محیطی منظم‌تر و با رضایت بیشتر را فراهم کند.فصل سوم: ظرفیت‌های متغیرنمونه معروف و آشکار عدم اطلاع رسانی صحیح و به موقع دانشگاه مربوط به سال گذشته است که با خلاقیتی بی‌نظیر، تصمیماتی در رابطه با تخصیص خوابگاه‌ به دانشجویان جدیدالورود گرفت. در ابتدا، گفتند: «خوابگاه نداریم!» اما در آخرین روز از روند مصاحبه اعلام کردند: «باشد، فقط یک ظرفیت محدود!»در هر حال‌، یکی از علل این اتفاق را کمبود ظرفیت خوابگاه‌ها عنوان کردند؛ اما واقعیت چیز دیگری به نظر می‌رسد... آیا تخصیص یک ساختمان با حداقل ۱۲۰ نفر ظرفیت به میهمانان، یکی از دلایل کمبود ظرفیت خوابگاه شهید آوینی نیست؟ دانشجویان را آنقدر بی‌اهمیت می‌دانید که فکر می‌کنید هیچ‌کس متوجه این تناقض نمی‌شود؟!ما مخالف آمدن میهمان به دانشگاه و یا برگزاری همایش‌ها و طرح‌های ملی در دانشگاه نیستیم و این رویداد‌ها را برای پیشرفت دانشگاه، بسیار ضروری می‌دانیم، اما نه به قیمت کاهش ظرفیت خوابگاه و عدم ثبت نام بسیاری از داوطلبان در دانشگاه به دلیل عدم تخصیص خوابگاه‌! با ادامه این روند، کم کم باید دانشجوی خوابگاهی را گونه‌ای در حال انقراض تلقی کنیم‌! انتظاری که همه ما از دانشگاه داریم‌،‌ احترام و توجه بیشتر به دانشجویان‌اش است. شاید این احترام، اختصاص ظرفیت بیشتر به خوابگاه‌ها یا در نظر گرفتن مکانی دیگر برای میهمانان چند روزه‌ی دانشگاه و یا حتی ساده‌تر و در حد اطلاع رسانی‌های صحیح، به موقع و کافی به دانشجویان باشد.سخن آخر: «شنیده‌ایم که دانشگاه محل آموزش تفکرِ انتقادی است...» ولی ظاهراً «سازش با هر نوع شرایط و تصمیم» تنها درسی است که به صورت عملی می‌آموزیم!«با‌ احترام» (یا بهتر است بگوییم با خشمِ فروخورده‌ی چندصد دانشجوی بلاتکلیف و نگران!)به قلم سارا محمدی؛ دانشجوی زیست‌شناسی سلولی مولکولی</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 18:29:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل زدِ جنگ!</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B2%D8%AF%D9%90-%D8%AC%D9%86%DA%AF-esbuqjy8k0ai</link>
                <description>تصویرگر: محدثه جوانبچه‌های دههٔ شصت را «بچه‌های جنگ» می‌نامیم. سال‌هایی که تنها ۱۹ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم بعث عراق با حمایت ده‌ها کشور خارجی، آتش جنگ را به امید فتح سه روزه تهران شعله‌ور کرد.ما آن روزها را ندیده‌ایم؛ اما روایت‌های گوناگونی را از آن ایام شنیده‌ایم. از هشت سال دفاع با کمترین امکانات تا سلحشوری زنان و مردان در دفاع از میهن. اما چند روزی است که ما هم همانند بچه‌های دههٔ شصت، صدای انفجار و آژیر خطر را می‌شنویم؛ حال می‌توانیم خودمان را هم «بچه‌های جنگ» بنامیم! البته اگر منظور جنگ نظامی باشد؛ چرا که بچه‌های دههٔ هفتاد و هشتاد، جنگ‌های رسانه‌ای، فرهنگی و اقتصادی را هم دیده‌اند. حالا می‌توانید تجربه جنگ نظامی را هم به تجربیات کثیر نسل زِد بیفزایید!ما نسلی هستیم که معنای «تهاجم» را به خوبی درک کرده‌ایم، به عینه دیده‌ایم و با آن زندگی می‌کنیم. تجاوز رژیم صهیونیستی به محل سفارت ایران در دمشق، به شهادت رساندن سید حسن نصرالله و اسماعیل هنیه، گویی ما را برای جنگ آماده کرد و اکنون با وجود شرایطی که شاید تا کنون جمهوری اسلامی هیچگاه شاهد آن نبوده است، همچنان به زندگی عادی خود ادامه می‌دهیم. چنین روحیه‌ای را می‌توان برخاسته از «ریشه داشتن در تمدنی به قدمت هزاره‌ها» دانست؛ ما این سرزمین را به عاریه بدست نیاورده‌ایم که بخواهیم اکنون همانند شهرک نشینان، فرار را بر قرار ترجیح دهیم! شاهد این گفتار، فریاد تکبیرِ «الله اکبر» آن بانویی است که در هنگام تهاجم دشمن به جهان نشان داد حتی با حرکت یک انگشت دست می‌توان بمباران یک رژیم را به سخره گرفت و میراثی ماندگار برای بچه‌های جنگ به یادگار گذاشت.درست است که فقط چند روز از شرایط جنگی حاکم بر کشور می‌گذرد، اما خوب است مروری اجمالی بر تجربیات‌ نسل زدی‌ها در این روزها داشته باشیم:وحدت در عین کثرتاگر وحدت را امری فطری بدانیم، کثرت امری است طبیعی. همانطور که «اعتقاد به وحدت» را واجب می‌دانیم، «احترام به کثرت» را نیز از مشخصه‌های حکومت اسلامی اعتدالی برمی‌شماریم. اما چه زمانی به اصل «وحدت در عین کثرت» می‌رسیم؟ برای نسلی که از ماجراهای سال ۸۸ تنها اخبارش را شنیده و در قضایای ۱۴۰۱ یک پای درگیر آن بوده است، شاید اکنون زمان آن فرا رسیده که بتوانیم بارقه‌های امیدآفرین وحدت را ببینیم و نمود این اصل را مشاهده کنیم؛ آن زمان که وحدت مثال‌زدنی ایرانیان شریف از همه گروه‌ها و جناح‌های سیاسی نسبت به حفظ تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و حاکمیت نظام پدیدار می‌شود، اختلافات کنار گذاشته و دوگانگی‌های سیاسی و جناحی، پیش پای استقلال و عظمت نام «ایران» قربانی می‌شود.تدبیر در مذاکرهما نسل زدی‌ها تقریبا نیمی از عمرمان را درگیر شنیدن اخبار مذاکرات بوده ایم! اما شاید این بار کمی فرق کرده؛ دستور انجام مذاکرات غیر‌مستقیم توسط رهبر معظم انقلاب و تدبیر ایشان در این زمینه و همراهی بدنه حاکمیت، نقشه پلید آمریکا و اسرائیل را نسبت به عدم گفتگو و تمایل جمهوری اسلامی در دستیابی به سلاح هسته‌ای، در افکار و انظار بین‌المللی خنثی کرد. حال سؤال اینجاست که اگر مذاکره نمی‌کردیم چه می‌شد و حالا که در جریان روند مذاکره، این تجاوز آشکار رخ داده است، نتیجه چیست؟ اگر مذاکره‌ای صورت نمی‌گرفت، در افکار بین‌المللی گویی ما طالب جنگ بوده‌ایم و درصدد دستیابی به سلاح هسته‌ای و البته آغازگر جنگ! اما اکنون که جمهوری اسلامی حسن نیت خود را در تعامل و صلح با جهان اثبات کرده است، در عین حال، دفاع همه جانبه در برابر تجاوز و نقض تمامیت ارضی را حق مشروع خود می‌داند. اکنون ما آغازگر جنگی نبوده‌ایم؛ همانگونه که در چندصدسال اخیر نیز همین‌گونه بوده است.بازدارندگی در عمقشاید امروز بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم که چرا در دمشق، بیروت و لاذقیه جنگیدیم اما تهران، کرمانشاه و همدان ایمن ماند؟ چرا امکانات و منابعی که شاید قرار بود برای آینده نسل ما باشد به سوی خارج از مرزهای کشور روانه شد؟ پاسخ را می‌توان در تشریح دکترین دفاعی «بازدارندگی در عمق» دریافت. این استراتژی دفاعی به دنبال ایجاد توانایی برای مقابله با تهدیدات دشمن در فواصل دورتر از مرزهای کشور است. حضور و همکاری ایران در نبردهای جبهه مقاومت از سوریه و حزب الله لبنان تا عراق و یمن را می‌توان بخشی از این استراتژی دفاعی برشمرد؛ یک استراتژی منطقی و در جهت حفظ کشور از تهدید و آسیب. اکنون که دشمن به حریم کشور تعرض کرده است، واکاوی چرایی اتخاذ این نوع استراتژی بیش از گذشته بر همگان روشن شده است.بی‌وطناندر ابتدا به سخن بزرگان اشاره می‌کنم که فرمودند: «نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای بر شرافت خود بگذارد.» شاید تا قبل از چند روز پیش، فکر می‌کردیم که مطابق تاریخ اساطیری، شاهزاده‌ها «میهن پرستی» را کنار نام خود یدک می‌کشند؛ به‌ظاهر از جنبش‌هایی حمایت می‌کنند که بتوانند اعتماد مردم و به خصوص نسل جدید را به خود جلب کنند و آن‌ها را با خود همراه سازند؛ اما اکنون می‌بینیم که «شاهزاده‌های بی‌وطنی» هستند که در عرصه سیاست که هیچ! در عرصه «انسانیت» هم حرفی برای گفتن ندارند!امثال این بی‌وطنان را خودتان بهتر می‌شناسید و دیگر فرصت نوشتن را بیش از حد برای نام بردن از آنها صرف نمی‌کنم.کهکشان راه ایرانیدر ابتدا به سال‌های جنگ تحمیلی اشاره کردیم؛ سال‌هایی که برای دفاع مجبور به «واردات» سیم‌خاردار بودیم که آن را هم از ما دریغ می‌کردند! اکنون پس از گذشت ۴۵ سال از آن روزهایی که ندیدیم، توان صنعت دفاعی و موشکی‌مان، قلب سرزمین‌های اشغالی را نشانه می‌گیرد و ما همان نسلی هستیم که اکنون می‌توانیم نظاره‌گر رنگین‌کمان غرش موشک‌های ایرانی باشیم که «شبانگاهان تل‌آویو» را به «صبحگاهان تل آوار» مبدل می‌سازند. این رد «کهکشان راه ایرانی» را مدیون طهرانی‌مقدم‌ها و حاجی‌زاده‌ها هستیم که اجازه ندادند ایران، سوریه دوم شود.حالا باید ببینیم نسل زدِ جنگ تا کجا می‌تواند ادامه دهنده این رد کهکشان راه ایرانی باشد!به قلم زهرا بابائی؛ دانشجوی بیوتکنولوژی</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jun 2025 17:36:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مباهلهٔ امروز؛ نبرد حق و باطل در عصر مقاومت</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%84%D9%87%D9%94-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%82-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-dq7fhthwowka</link>
                <description>به نام خدایی که در میدان مباهله، حق را شکوفا کرد و دروغگویان را رسوا!«فَمَن حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلعِلمِ فَقُل تَعَالَواْ نَدعُ أَبنَآءَنَا وَ أَبنَآءَكُم وَ نِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُم وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَّعنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلكَٰذِبِينَ»هر‌گاه بعد از علم و دانشى كه (دربارۀ مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (سوره آل عمران، آیه٦١)امروز، همان روزی است که پیامبر نور (ص) با همراهی پنج تن آل عبا، در برابر ستمگران زمان خویش ایستادند و با اتکا به وعدهٔ الهی، دشمن را به زانو درآوردند. امروز، تاریخ تکرار می‌شود؛ اما این‌بار، ملت ایران و امت مقاومت، وارثان آن روح جهادی هستند.ای استکبار جهانی و صهیونیست‌های خون‌خوار!شما همانانی هستید که مانند مسیحیان نجران، در برابر حقیقت سرکشی می‌کنید. شما با ادعاهای دروغین، می‌خواهید «نور الله» را خاموش کنید، اما بدانید: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ» (سوره صف، آیه ۸)ملت ایران!ما امروز در میدانی بزرگ‌تر از نجران ایستاده‌ایم. دشمن، نه‌تنها با تحریم و ترور، که با جنگ روانی و اقتصادی می‌خواهد ما را به زانو درآورد. اما ما مباهله‌کنندگان عصر جدید هستیم؛ با سلاح ایمان، با مشت‌های گره‌کردهٔ جوانان حزب‌اللهی و با موشک‌هایی که نام شهیدان بر پیکرشان نقش بسته است.این‌بار، مباهلهٔ ما چیست؟مباهلهٔ ما، مقاومت اقتصادی در برابر تحریم‌های ظالمانه است.مباهلهٔ ما، وحدت امت اسلامی در برابر توطئه‌های تفرقه‌افکنانه است.مباهلهٔ ما، حمایت از مظلومان جهان از فلسطین تا یمن است.وعدۀ خدا را فراموش نکنید! «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ» (سوره حج، آیه ۴۰)خداوند متعال همان‌گونه که در نجران یاری‌مان کرد، امروز نیز در برابر صهیونیست‌های کودک‌کش و استکبار جهانی، پیروزمان می‌کند. اگر در نجران، مسیحیان از ترس لعنت الهی فرار کردند، امروز نیز شما شیاطین رژیم صهیونسیتی از خشم ملت ایران و امت اسلامی می‌گریزید در حالی که «هیاهوی شما زَبَد است و زَبَد نابودشدنی!» (سوره رعد، آیه ۱۷)پایانِ راه ما، پیروزی است.«إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الحَیَاةِ الدُّنیَا» (سوره غافر، آیه ۵۱)ما وارثان مباهله‌ایم و پرچم‌داران نصرت الهی!سند پیروزی ما، خون شهیدان است؛ سلاح ما، ایمان و وحدت و وعدهٔ خدا حق است: «إِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الغَالِبُونَ»به قلم محدثه اسدزاده؛ دانشجوی مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jun 2025 16:24:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمامه</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%87-tddugibws2xw</link>
                <description>عمامه عمامه رازدار است.  سنگ صبور است. عمامه، می‌داند. خستگی جان و سِرّ دل و بی‌سروسامانی سَر را می‌داند. عمامه شاهد است.روزی عمامه خونی ضربت خورده شهادت می‌دهد و روزی دیگر، عمامه‌ای سوخته. جماعتی عمامه خونین کنار سجاده محراب مسجد را دیدند و گفتند: &quot;مگر علی نماز میخوانْد؟&quot;و دگر روزی، گرد و خاک روی عمامه سیاه سید را دیدند و متوجه تلاش‌هایش نشدند.  حتما باید عمامه میسوخت؟ تا بپرسند، مگر ابراهیم نباید پشت میزی مجلل درحال فرستادن پیام تبریک عید باشد؟  بالگرد؟ مگر رئیس جمهور سوار بالگرد می‌شود؟ پس لندکروز ضدگلوله کجاست؟ این مرد در نقطه صفر مرزی چه کار دارد؟ اما، گویا باید عمامه بار دیگر از سرِ عابدی می‌افتاد، تا افتراق حق و باطل اشکار شود.  ضدانسان‌هایی که نیشخند می‌زنند، روسپی‌هایی که عکس عریان منتشر می‌کنند و نجس‌خوارانی که در غم و عزایِ ایران، بساط شادی و شراب‌خواری به پا کرده‌اند. این اولین عمامه نبود که بر خاک افتاده؛ در اُحد نیز هِند، در شادیِ شهادت حمزه سیدالشهدا، تن عور خود را پیشکش زره‌پوشان مشرک آب از دهان آویخته کرد.  این‌ها همان، &quot;هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ&quot; است.  در عزای سید، بار دیگر اولاد ابوسفیان‌ها سروصدا خواهند کرد.  کاش عمامه روایت می‌کرد،  فریاد می‌کشید؛  شبی از سنگینی کیسه دوش مولا و خانه یتیمان می‌گفت، روزی هم از ورزقان و کهنلو و درمانگاهی که کیغول نداشت..  به قلم حنانه جلال، دانشجوی مهندسی برق ۱۴۰۱ </description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Tue, 20 May 2025 20:09:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرونده ویژه : امنیت خوابگاه امام حسین (ع) چه شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF-xmdv7o9awxfg</link>
                <description>وعده‌های «رئیس حراست دانشگاه» در مورد تامین امنیت خوابگاه امام حسین(ع)
پس از انتشار متن «حتما باید کشته شویم؟!» در شماره‌ی ۲۳۶ تسنیم، که در آن لزوم توجه به وضعیت خوابگاه‌ امام‌ حسین (ع) را به مسئولین گوشزد کردیم؛ انجمن‌ اسلامی دانشجویان در نامه‌‌ای خطاب به «ریاست حراست دانشگاه»، که در تاریخ پانزدهم اسفند سال گذشته نگاشته شد، نگرانی خود را نسبت به وضعیت امنیت این خوابگاه‌ ابراز نمود و از مسئولین حراست دانشگاه درخواست کرد اقداماتی فوری در این‌باره انجام دهند. در پیوست نامه‌ نیز، به چند‌ مورد از مواردی که پس از بازدید و پیگیری‌های انجمن اسلامی شناسایی شده بود، اشاره شد. در پایان، از ریاست حراست دانشگاه دعوت شد تا با بازدید از خوابگاه امام حسین (ع)، مسائل و مشکلات این خوابگاه را از نزدیک رؤیت کنند و با هم‌اندیشی با دانشجویان به تبادل نظر و بررسی راهکار بپردازند.چند روز پس از انتشار این نامه، حدود ساعت ۱۴ روز ۲۶ام اسفند‌ماه، رئیس حراست دانشگاه همراه با دبیر انجمن اسلامی، برای بازدید از خوابگاه امام حسین (ع) که خالی از سکنه بود، به اسماعیل‌آباد رفتند. رئیس حراست از مناطق اطراف خوابگاه بازدید کردند و در نهایت سه وعده به دبیر انجمن اسلامی دادند: اول، گیت هوشمند ورود و خروج تعبیه شود؛ دوم، در مسیر مترو به خوابگاه، دوربین‌ مداربسته نصب شود؛ سوم، روشنایی مناطق کم نور را تأمین کنند.حدود یک ماه بعد، در اردیبهشت‌ماه، همراه با نمایندگان انجمن اسلامی برای پیگیری مطالبات و تعهدات داده شده، به طبقه‌ی دوم ساختمان مرکزی، دفتر آقای حسینی، رئیس اداره‌ی حفاظت فیزیکی دانشگاه رفتیم. ابتدا دبیر کمیسیون صنفی انجمن اسلامی گزارشی از روند اتفاقات و پیگیری‌ها ارائه‌ دادند و سپس پرسش خود را مبنی بر چگونگی تلاش‌های بخش حفاظت فیزیکی دانشگاه، در جهت مسیر انجام این تعهدات، مطرح کردند.رئیس اداره‌ حفاظت فیزیکی پاسخ دادند: «انجام تمهیدات امنیتی باید با دقت پیش‌ برود و نباید در این‌دست مسائل، دقت را فدای سرعت کرد. از این جهت، کار دارای مراحل مختلف است؛ از تأمین منابع گرفته تا انتخاب شرکت‌های معتبر و پیگیری و عملیات نصب. در مورد گیت هوشمند ورود و خروج خوابگاه‌، اطلاعات مربوط به شرکت‌ها را استخراج کردیم و قرار بر این است که طی روزهای آینده شرکت‌های ساخت گیت تشخیص هویت، طرح‌های خود را برای مناقصه در سامانه‌ قرار دهند تا پس از بررسی طرح‌ها، شرکت مورد نظر انتخاب شود و استعلامات لازم مانند بررسی کارنامه‌ی شرکت‌ها و میزان اعتبار و توانمندی آن‌ها را انجام دهیم.»ایشان درباره‌ی روند تأمین دوربین‌های مداربسته گفتند: «پیمانکار با شرایطی که مدنظر داشتیم برگزیده شد و در روز ششم اردیبهشت ماه نصب دوربین‌ها توسط این پیمانکار در حوالی خوابگاه الزهرا انجام شد و نصب دوربین‌های مداربسته‌ی مسیر مترو - خوابگاه امام حسین (ع) هم به زودی شروع می‌شود.»آقای حسینی همچنین افزودند: «برای تأمین پروژکتور و وسایل روشنایی هم در تلاشیم و امیدواریم همزمان با نصب دوربین‌ها در مسیر مترو به خوابگاه، تأمین روشنایی هم انجام شود.»ایشان درباره‌ی زمان پایان انجام تعهدات گفتند: «ان‌شاءا... همه‌‌ی موارد مطرح شده، در طول ترم جاری و حداکثر تا پایان ترم انجام خواهد شد.»رئیس اداره‌ حفاظت فیزیکی در پایان گفت‌وگو تأکید کردند: «دانشجویان خوابگاه امام حسین (ع) لازم است خودشان هم مراتب احتیاط را رعایت کنند؛ از مسیرهای ناامن عبور نکنند و سعی کنند رفت و آمد در زمان‌های خطرناک را به حداقل برسانند تا با همکاری دانشجویان، کم و کاستی‌ها - علی‌رغم تمام تلاش‌هایی که برای برقراری امنیت خوابگاه صورت می‌گیرد - منجر به اتفاقات ناگوار برای دانشجویان نشود.»نشریه‌ تسنیم مطالبه‌ی خود را تا انجام تعهدات مسئولین پیگیری می‌کند و امیدوار است که مسیر اجرای این تعهدات با مشکلاتی از قبیل معطل ماندن در ساز‌وکار اداری و عدم تأمین بودجه در مراحل مختلف مواجه نشود؛ تا همه‌ی ما دانشجویان، شاهد به‌‌ ثمر‌ رسیدن یک نمونه مطالبه‌گری اصولی و اثرگذاری مثبت در سطح دانشگاه، با همکاری مسئولین محترم باشیم.به قلم حمیدرضا رجبی، دانشجوی مهندسی عمران</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Tue, 06 May 2025 12:14:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایالات غیرمتحده</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87-apduj6tepika</link>
                <description>عدم اعتماد به آمريكا در سياست خارجی : درس‌های گرفته‌شده از رفتار ایالات متحده با اوکرایندر دنیای پیچیده و در حال تغییر روابط بین‌الملل، سیاست خارجی ایالات متحده همواره در کانون توجه و تحلیل‌های سیاسی قرار داشته است. رفتار ایالات متحده در برخورد با بحران‌ها و تعهدات بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی، نگاهی واقع‌گرایانه به آنچه که ممکن است برای دیگر کشورها به عنوان یک هم‌پیمان یا شریک استراتژیک محسوب شود، ارائه می‌دهد. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اخیر که ضرورت عدم اعتماد به ایالات متحده در سیاست خارجی را آشکار می‌سازد، برخورد آمریکا با اوکراین در بحران جنگ با روسیه است. بررسی این رفتارها و سیاست‌ها، می‌تواند به کشورهایی که درصدد ایجاد یک سیاست خارجی مستقل و متوازن هستند، درس‌های مهمی بدهد.رویکرد دوگانه و منافع ملی آمریکاایالات متحده، به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ و سپس جو بایدن، با رفتارهای دوگانه‌ای در قبال بحران‌ها و متحدان خود در عرصه بین‌المللی مواجه بوده است. برخورد ایالات متحده با اوکراین در بحران جنگ با روسیه، نمود عینی از این رویکرد دوگانه است. در ابتدا، ترامپ در مواجهه با درخواست‌های اوکراین برای کمک نظامی و اقتصادی، همواره به این کشور فشار می‌آورد تا در قبال کمک‌ها، تحقیقاتی درباره جو بایدن و پسرش انجام دهد. این نوع رفتار که بیشتر به‌نظر می‌رسید بر مبنای منافع شخصی و رقابت‌های داخلی انتخابات ریاست‌جمهوری باشد، نه تنها وفاداری به اصول هم‌پیمانی را به چالش کشید، بلکه نشان داد که آمریکا در صورتی که منافعی در میان نبیند، قادر به پیگیری منافع استراتژیک دیگر کشورها نخواهد بود،آمريكا به صراحت نشان داده است كه تقبل اقدامي در راستاي منافع متضاد خود را بر نمي تابد و در راستاي منافع خود با احدي حتي به طنز كوتاه نمي آيد، همانطور كه عيان است اين ادعا در سياست اتخاذي آمريكا در قبالِ اوكراين با وجود مخالفت آشكار اتحاديه اروپا و ناتو مبني بر پايان ندادن به جنگ تا حصول منافع اوكراين به وضوح ديده مي شود. اين رويه يقينا در آينده نزديك كاهش مشروعيت تصميمات كلان آنها در چارچوب نظام بين الملل را به همراه دارد و نقش يك جانبه گر آنها در كليدِ تصميمات به پايان خواهد رسيد.انفعال در برهه‌های حساس: تأثیرات بر امنیت جهانییکی از نکات برجسته‌ای که در رفتار ایالات متحده در قبال اوکراین مشاهده می‌شود، انفعال این کشور در برهه‌های حساس است. ایالات متحده بارها بر اهمیت تقویت امنیت مرزهای اروپا و دفاع از حاکمیت ملی کشورهای مستقل تأکید کرده است، اما در شرایط بحرانی اوکراین، شاهد آن بودیم که آمریکا نه تنها به‌طور کامل وارد درگیری نشد، بلکه بسیاری از وعده‌های حمایتی خود را نیز به تعویق انداخت.این رویکرد انفعالی در برابر بحران‌ها، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که حاکمیت ملی و امنیت کشورهای هم‌پیمان به خطر افتاده است، پیامدهای گسترده‌ای دارد. کشورهایی که به ایالات متحده به‌عنوان یک حامی استراتژیک تکیه کرده‌اند، در مواجهه با بحران‌ها ممکن است با بی‌عملی یا پشت‌پازدن این کشور روبه‌رو شوند. این واقعیت که آمریکا در ابتدا تمایلی به مداخله نظامی جدی در اوکراین نشان نداد، حتی اگر از نظر اقتصادی و سیاسی مشغول کمک‌های غیرمستقیم بود، موجب شد که بسیاری از کشورها به این نتیجه برسند که ایالات متحده به اندازه کافی متعهد به اصول دموکراتیک و هم‌پیمانی‌های خود نیست.عدم ثبات در سیاست‌های خارجی آمریکا: تهدیدی برای امنیت ملی کشورهای دیگریکی از اصلی‌ترین مشکلات در اعتماد به سیاست‌های آمریکا، نوسان شدید در سیاست‌های خارجی آن است که به‌ویژه در زمان تغییرات ریاست‌جمهوری تشدید می‌شود. در دوران ترامپ، رویکرد ایالات متحده بیشتر بر “اولویت آمریکا” و سیاست‌های ناسیونالیستی متمرکز بود، که به روابط چندجانبه و متحدان بین‌المللی آسیب زد. در دوران بایدن، آمریکا دوباره بر لزوم بازسازی روابط با متحدان و پیگیری سیاست‌های دموکراتیک تأکید کرده، اما با این حال، رفتارهای متناقض و کوتاه‌مدت در سیاست‌های جهانی ادامه دارد. این نوسان سیاست‌ها باعث می‌شود که کشورهای دیگر به‌ویژه کشورهای در حال توسعه و میان‌رده، اعتماد چندانی به حمایت‌های ایالات متحده نداشته باشند و در مواجهه با بحران‌ها از آن دوری کنند.بررسی سیاست‌های ایالات متحده در عرصه بین‌الملل، به‌ویژه در بحران‌های اخیر مانند جنگ اوکراین، به وضوح نشان می‌دهد که آمریکا نه تنها در وفای به وعده‌های خود در قبال هم‌پیمانان و کشورها عمل نکرده، بلکه بارها منافع ملی و استراتژیک خود را بر تعهدات بین‌المللی و امنیت دیگر کشورها ترجیح داده است. رفتار ایالات متحده در قبال بحران اوکراین، که با فشارهای سیاسی و اقتصادی و حمایت‌های محدود و مشروط همراه بود، نمادی از عدم پایبندی این کشور به اصول هم‌پیمانی و تعهدات جهانی است. این رویکرد نه تنها نشان‌دهنده سیاست‌های نوسان‌پذیر و منافع‌محور ایالات متحده است، بلکه خطری جدی برای امنیت و ثبات جهانی به شمار می‌آید.در چنین شرایطی، کشورهایی که به دنبال حفظ استقلال و امنیت خود هستند، باید به این واقعیت اذعان کنند که تکیه صرف به وعده‌ها و حمایت‌های ایالات متحده می‌تواند به بحران‌های جدی و از دست دادن موقعیت‌های استراتژیک منجر شود. از این رو، ضرورت خودکفایی ملی و تقویت ظرفیت‌های داخلی بیش از پیش احساس می‌شود. این خودکفایی نه تنها در زمینه‌های اقتصادی، فناوری و نظامی، بلکه در عرصه دیپلماتیک و دفاع از حاکمیت ملی نیز باید در اولویت قرار گیرد.به‌ویژه، با توجه به بی‌ثباتی و تغییرات سریع در سیاست‌های آمریکا، کشورهای مستقل باید توانایی‌های داخلی خود را تقویت کرده و به گفتمان‌های چندجانبه و هم‌پیمانی‌های استراتژیک با کشورهای غیرغربی و قدرت‌های نوظهور توجه بیشتری داشته باشند. این رویکرد، ضمن کاهش وابستگی به حمایت‌های یکجانبه، امنیت و منافع ملی را در بلندمدت تأمین خواهد کرد و به کشورها این امکان را می‌دهد که در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، نقش مستقل و تأثیرگذاری را ایفا کنند. در نهایت، تنها از طریق تقویت خودکفایی و تکیه بر توانمندی‌های داخلی است که می‌توان از تهدیدات و بی‌وفایی‌های قدرت‌های جهانی مانند ایالات متحده در امان ماند و آینده‌ای امن و پایدار ساخت.و در آخر بديهي است انزواي سياست خارجي آن كه مظلوم را مي كشد,چگونه جواب آن همه خونِ به ناحَق ريخته را مي دهد حال آنكه آن مي خنديد و خون مي ريختننگ بر آن كه كشوري را ايالت ٢١ خود مي نامد،ننگ بر آن كه خليج ديگري را خليج خود ميخواند،ننگ بر آن كه به عنوان پايه گذار حقوق بشر آن را در ديدِ عموم پا‌یمال ميكند و ننگ بر آن كه زندگي را بر كودك مظلوم غزه سياه می‌كند.به قلم محمدطه ابراهیمی، دانشجوی علوم سیاسی </description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Wed, 12 Mar 2025 21:04:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به امید دیدار، آقای نصرالله</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-zrshn9uxs1i4</link>
                <description>روز تشییع در بیروت اگر چرخی می‌زدی، نقطه به نقطه شهر بوی امام موسی صدر را به وضوح احساس می‌کردی. موسی انگار از خواب برخاسته بود برای بزرگداشت جانشین خود، او هم خود را رسانده بود تا هارونش را به خانه ابدی خویش بسپارد.لبنان یک صدا فریاد کشید، فریادی که ماه‌ها با بغضی آن را نگاه داشته بود. در تشییع این مردان خدایی نیز رازهایی است، یکی بچه به بغل با دندان چادرش را نگه داشته بود و آمده بود، آن یکی اما پیراهن مشکی ساده‌ای به تن داشت و گردنبند صلیبش را به قلب خود می‌فشرد.دنیای غرب چگونه میتواند این همدلی را تعریف کند؟ چگونه باور کند مردم از جای‌جای جهان فارغ از دین و مذهبشان برای تشییع محبوب، خود را به بیروت می‌رسانند؟ بیچاره‌ها نمی‌دانند روی دودوتای این دنیا نمی‌توان حساب کرد، گاهی این ولیّ خداست که محاسباتشان را یک شبه بهم میزند.حساب این دنیا به آن چیزی نیست که غرب می‌گوید، که اگر بود بعد از ترور ۲ دبیر حزب‌الله این گروه دیگر نباید صدایی می‌داشت و نمی‌توانست با رژیم جعلی صهیونیستی سرشاخ شود! این است شکوه اسلام سیاسی که بالغ بر ۱.۵ میلیون نفر را در یک شهر ۲ میلیون نفره جمع می‌کند برای یک هدف، برای یک شعار: «إنّا عَلی العَهْد»مردم آمدند برای تجدید میثاق، آمدند برای فریاد لبیک یا نصرالله؛ و اما تو میخواهی با مانور جنگنده‌هایت چه چیزی را ثابت کنی؟ می‌خواهی مردم را بترسانی؟ مردمی که تا چشمشان به جنگنده اسرائیل افتاد شعارهایشان محکم‌تر و بلندتر شد؟مطمئناً خون سید حسن زمین نمی‌ماند، به مانند نوری که راه را روشن می‌کند مردم آزاده سراسر جهان را گرد هم خواهد آورد و متحد خواهد کرد؛ این وعده الهی است.سید شهیدان مقاومت در تشییع فرمانده شهید خود، فواد شکر می‌گفت «ما به شهیدمان نمی‌گوییم خداحافظ بلکه می‌گوییم به‌ امید دیدار...» بیایید ما نیز این گونه با شهیدمان وداع کنیم؛ آقای نصرالله، ما با شما خداحافظی نمی‌کنیم، به امید دیداری همراه با پیروزی خون بر شمشیر، به امید دیداری در کنار محبوبان...به قلم حسین شریعتی، دانشجوی مهندسی کامپیوتر</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2025 19:14:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طولانی‌ترین تاریکی در زمستان: یلدا !</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-tvfglvatqw0j</link>
                <description>نویسنده : سیدعلیرضا هاشمی، دانشجوی مهندسی عمرانهیچ‌وقت دوست نداشتم از اول، یک‌راست سراغ اصل مطلب بروم. نمی‌دانم... شاید به خاطر این است که چیزی به ذهنم نمی‌آمد، یا شاید بهتر از این چیزی نداشتم برای نوشتن. شاید برای آلودگی هواست، یا قطعی برق، یا شاید برای تنگی وقت، یا بی‌حوصلگی. شاید هم همه این‌ها. برای شروع، همین کافی است.بی‌مقدمه، طولانی‌ترین تاریکی در زمستان: یلدا! از اس‌ام‌اس‌های تبریک تا پیام فروش آجیل قسطی برای فرهنگیان، از تبلیغ پتو و پرده و کاشت ناخن با طرح انار تا روبان لبخندها روی صورت مردم، از اسکناس‌های تا نخورده لای کتاب تا قاچ‌های هندوانه و فال‌هایی که از عشق می‌گویند. دمی از سحرگاهِ دوری می‌زنند که در پس طولانی‌ترین شب زمستان است. نمی‌دانم چه دارند بعضی از شب‌ها که از شوقِ امید و چیزی شبیه به هیجانات درونی، آدم قلبش تندتند می‌زند.شاید حرف‌های بسیاری را می‌خواستم بنویسم. کلمه‌ها، معلق به دیواره‌های ذهنم می‌خورند. شاید می‌خواستم بگویم از مهمانی‌ها در تالارهایی که اگر خانمان را بفروشم یک شب نمی‌توانم آنجا را اجاره کنم، همان‌جاهایی که بوی هر چیزی می‌آید الا معرفت! تا بچه‌هایی که در پارک کنار حلبِ آتش، یک انار را پنج نفری با هم می‌خورند. می‌خواستم از پسته بگویم، از گاز که نداریم بگویم، از غم که داریم بگویم، از کمی قلب که داریم بگویم، از فلان و بهمان بگویم. اما خب، نمی‌شود همیشه از بدی‌ها گفت. عینک بدبینی را باید درآورد، چشم‌ها را باید شست. حداقل یک شب از سال که باید این کار را کرد؟ نباید کرد؟می‌خواهم امشب را با بوی انار سر کنم، بوی غذای مادرم، صدای خنده بچه‌های فامیل، بوی کاغذ رنگی، بوی جانماز ترمه مادربزرگ، همان کلیشه موسیقی‌های دهه شصت. چرا وقتی خورشید خود را به خواب می‌زند امشب، من خود را به خواب نزنم؟ حداقل بهانه خوبی است برای شادی. حالا به جای پسته، با تخمه جبران می‌کنیم. چه می‌دانم، مثلاً به جای بادام، کشمش می‌خوریم. اگر گاز قطع شود، دست‌های هم را می‌گیریم تا گرم شویم. بالاخره هزار کار می‌شود کرد! برق‌ها هم برود که نور علی نور است. یک فضای دراماتیک که همیشه در خاطراتمان باقی می‌ماند... فقط امسال یک بودجه مجزا باید برای تهیه شمع با رایحه‌های مختلف در نظر گرفت. بالاخره اتفاق است! امشب می‌خواهم بنشینم و به جک‌هایی که خنده‌دار نیست بخندم و فقط هندوانه بخورم و امیدوار باشم به فردایی که می‌خواهد بیاید. چرا وقتی خورشید خود را به خواب می‌زند امشب، من خود را به خواب نزنم؟ یک رویا، حداقل بدهکاری این دنیا در قبال تمام کابوس‌هایش است.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2024 18:57:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب، جهانی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%DB%B2%DB%B4-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-qwzqeulnm6fy</link>
                <description>نویسنده : ریحانه کیهانی پور، دانشجوی زیست شناسی سلولی و مولکولیوقتی کتاب را باز می‌کنیم به اولین چیزی که می‌نگریم چیست؟ منظورم از نگریستن؛ یک نگاه سطحی نیست؛ مثل دیدن کلمه‌ها، نقطه‌ها، پرانتزها، خط‌ها و گاهی هم عکس‌ها... بیایید عمیق‌تر شویم؛ پشت آن نوشته‌ها پنجره‌ای به دنیایی جدید است. دنیایی که با سال‌ها تلاش و کوشش و بیداری‌های شبانه برای تو ساخته شده است؛ تا نورافکنی، در دنیای تو باشد. این دنیا با جهانی که تو در همین لحظه و ثانیه زندگی می‌کنی متفاوت است.این جهانی که پشت نوشته‌ها است و من از آن سخن می‌گویم مانند جایی است، وقتی که تو به آن سفر می‌کنی و با هنرِ علم و دانشِ بیکران و زیبایی بی حد و حصر آن مواجه می‌شوی، آن را برای دنیای خودت به ارمغان می‌آوری.این جهان مانند آیینه‌ای است که باعث می‌شود بیشتر به خود بنگری و بیشتر بتوانی به ارزش چیزی که هستی و قرار است بشوی پی ببری.اینجا؛ جایی‌ست که افراد زیادی با قدم گذاردن در آن و نگریستن به اطراف آن متحول شده‌اند و پس از بازگشت به جهان خود، در پی ساخت آن دنیا در سرزمین خود شده‌اند و شروع به یک انقلاب عظیم کرده‌اند. سرزمینی که از آن می‌گویم و در آن انقلاب رخ داده است، فقط قلمرو جغرافیایی نیست، گاه آن سرزمین فقط در درون اوست؛ (همانند قلمرو انسانی - نفسانی او، قلمرو عشق و عقل او، قلمرو روح و جسم او.) و گاه هم بیرونی‌ست؛ (خانواده و دوستان او، خانه و شغل او و در آخر دنیا و جهان او) آنان که در آخر با قدم نهادن در این جهان حتی ممکن است برایشان آشنا باشد طوری که انگار آن جهان گوشه خاموشی از وجود آنان بوده است، که حال، با این نوشته‌ها دری جدید به وجودشان باز شده است و گمشده وجودی خود را می‌یابند.و کسانی که در این جهان حیاتی دوباره پیدا می‌کنند و جانی تازه می‌گیرند. می‌دانید یک انسان با چه چیزی زنده است و حیات واقعی دارد؟ با اندیشه و اندیشیدن خود. این جهان پشت نوشته کتاب‌ها، همین جایی است که برای آنان همه چیز را میسر می‌کند و برای هر فردی با هر علاقه و بینشی و هر سطح توانایی آماده پذیرایی است.شما بنگرید و بیابید زنده‌ترین جوامع، کشورها و انقلاب‌ها و قرن‌ها؛ آن‌هایی بودند که مردم آنها، در این جهانی که پشت نوشته‌ها بود قدم نهاده بودند و در ابتدا درون خود انقلاب کردند (انقلابی از جنس سرزمین درونی خود یعنی؛ خود علیه خود) نگذاشتند خودشان را با این جهان ساختگی فریب دهند و از آن سرگرمی به ظاهر فریبنده عبور کردند و بعد وارد مرحله جدیدی از زندگی؛ یعنی دگرگونی جهان اطراف خود شدند و به غیر زنده کردن خود، دنیای اطراف خود را هم زنده کردند و به آنان روح دمیدن ((و در انتها انقلاب از جنس سرزمین‌های بیرونی؛ خود علیه دیگران))این جهان چنان معجزه‌ای دارد که برای کسانی که همیشه می‌خواهند در رأس قدرت بمانند و همه مطیع او باشند دلهره‌آور است. به همین دلیل است که با جهان ساختگی خود، چنان مردم را سرگرم و سرکوب می‌کنند که آنان خودشان هیچ‌وقت خود را حتی در مواجه با این جهانِ مملو از آزادی جسم و روح، قرار نمی‌دهند و مثل جسمی متحرک فقط برای زنده ماندن تلاش می‌کنند نه زندگی کردن!من تو را به دیدن و قدم نهادن در این جهان زنده و حیات‌بخش دعوت می‌کنم.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Tue, 19 Nov 2024 05:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرستار؛ تبلور صبر و ایثار</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-i0vnwpr58awm</link>
                <description>بسم الله الرئوف..  خواب در چشمانت موج سواری می کند. جسم خسته، اما روح محکوم به ادامه است. لحظاتی برای تو در حال عبورند که ممکن است  برای دیگران سرنوشت ها بسازند. در آن شلوغی، درحالی که صدای گریه و و نگاه پر‌دلهره مردم تمام بدنت را سرد می‌کند، تو همچنان محکوم به ادامه دادن هستی که مبادا ذره ای نیرو در دستان تو باقی مانده باشد، ولی برای کمک کم‌کاری کرده باشی. آری آن صحنه های دردناک با همه‌ی سختی‌اش می‌گذرد. پرستار که باشی، شاید کسی نداند که تو چقدر خندیدی با خنده‌های بیمارت و چقدر اشک ریختی با اشک‌هایش.  چه زمان هایی بوده است که دو چشمی که‌ نه، چهارچشمی مراقب وضعیت بیمارت بوده‌ای، از بالینش به تازگی کنار رفته‌ای و برای مدتی کوتاه از سر اجبار مشغول به اصطلاح کاغذبازی می‌شوی و بیمار فکر می‌کند که کوتاهی میکنی.    زمانی که پاهایت دیگر تورا برای اضافه‌کاری‌های اجباری و شیفت‌های طولانی یاری نمی‌کنند و تو با خود فکر می‌کنی با وجود اندک حقوق عقب‌مانده ات چه چیزی تو را به بالین بیمار می‌کشاند؟ چه چیزی باعث می شود با تمام وجود به مردمت خدمت رسانی کنی و بدین گونه انرژی را به بیمارت تزریق کنی؟ به جز آن که تو خود می دانی پرستاری همین است. با انرژی گرفتن او عشق می‌کنی و گویی تو هم شارژ می شوی.  اما می دانی گاهی بیمارانت رنگ و بوی دیگری دارند، گاهی ناراحتی جسمشان را باید مراقبت کنی و گاهی مرهمی برای روحشان باشی، بعضی بیماران خیلی خاص هستند، ممکن است جسمشان پاره پاره شده باشد، اما وقتی با آن دل رئوفت به عظمت روحشان نگاه می‌کنی، گویی انگیزه مضاعفی برای کمک پیدا کرده ای تا بال و پری برای اوج‌گیری هرچه بیشتر این روح باشی.  می دانی در گوشه ای از همین کره ی خاکی  همین  لحظه که ما سرگرم خواندن این متنیم پرستارانی هستند که با کمبود امکانات درمانی و حتی نبود مکان امن در حال پرستاری از کودکان با جسم های پاره پاره هستند... کودکانی که خود بازمانده‌ی یک خانواده ی پر جمعیت هستند و علاوه بر جسمشان، روحشان نیز مجروح است.  بچه های غزه خیلی وقت است که سرمشان تمام شده، دارو ندارند، از ترس صدای انفجار تمام بدنشان رعشه گرفته و حتی حین دریافت همان اندک خدمات درمانی نیز، در امان نیستند و روح آنها درحال پرواز است. خیلی وقت است که به چشم خود می‌بینند که بیمارستان و آمبولانس هم برای دشمن اسرائیلی هدف می‌شوند. آن هم در دنیای امروز که همه دم از حقوق بشر و انسانیت می زنند.  برگردیم. پرستاری با همین بالا و پایین‌هایش زمانی رنگ و بوی زینب (سلام الله علیها) می‌گیرد که تو با تمام وجود پرستار جان و روح بنده‌های خدا باشی. پس ای کسانی که در تمام دوران ها و در همه جای دنیا با تمام وجود ایستاده‌اید تا دلیل لبخند زندگی باشید، خدا قوت بابت تک تک نفس زدن هایتان و در نهایت روزتان مبارک.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 07 Nov 2024 10:09:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاهد،‌ دانشگاهی در بیابان</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-xduqux7pytzr</link>
                <description>تصویری زیبا از دانشگاه شاهدبه قلم سید علیرضا هاشمی، دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه شاهد هنر نزد ایرانیان هست و بس. همیشه خصلت سرزمین‌گشایی و گسترش مرز‌های استحفاظی مثل آبگوشت با نان سنگک جزء جدا نشدنی سفره‌ی هر ایرانی بوده. اسراف هم که در شرع حرام است و هم در عقل. پیامبر اکرم (ص) هم فرموده:«برای کسب علم تا چین هم بروید.» با در نظر گرفتن این سه اصل و فرع‌های دیگر چه فکری بهتر از بنا کردن دانشگاه در بیابان‌های بی‌استفاده‌ی ته تهران. تنها دلیلی که می‌توانست آدمی را به این گوشه از شهر بیاورد، دید و بازدید از فاضلاب شهری بود یا ساخت یک دانشگاه! یک مکان فرهنگی در قلب زمین‌های خاکیِ جنوب شهر و چه فکری بهتر از این.  چه چیزی بهتر از اینکه دانشگاه ما جزو آخرین تصاویری است که مسافرانِ اغلب، بی بازگشتِ فرودگاه امام از کشورشان به یاد می‌آورند. همان موقعِ گرگ و میش شب که در صندلی عقب ماشین، از شیشه نصفه پایین آمده، میان همه تصاویر زیبای خاطراتشان با چشم هایی که هم ذوق دارد و هم پر از اشک غربت است؛ یکهو برای اولین و آخرین بار تابلو قرمز رنگ دانشگاه ما را می‌بینند. همان‌ جا که شاید گم‌نام‌ترین ساختمان شهر باشد و کورترین جای تهران که جوان‌ها جمع می‌شوند. واقعا باید به این تصمیم تبریک گفت. شکستن این دگماتیسم همه گیر که دانشگاه باید در جایی خوش آب و هوا و درون شهر باشد، واقعا آفرین دارد؛ کار هرکسی نیست.  کاش می‌شد مشی این تفکر را امتداد داد تا تمام قالب‌ها را بشکنیم. مثلا پارک ها را نُک کوه ها بسازیم و سینماها را وسط دریا. آن موقع شهر چه زیبا می‌شد و دیدنی! اتفاقا برای جذب توریست هم خوب است؛ برای تولید ناخالص داخلی هم. اما از اینها که بگذریم دلم برای دانشگاه‌مان می‌سوزد هزاران نفر قبل از ما اینجا آمدند و بعد از چند سال که دانشگاه به آنها عادت کرده ولش کردند گوشه بیابان و رفتند پی زندگیشان. ما هم می‌رویم، بعدی هایمان هم می‌روند و بعدی‌هایشان‌ هم. ولی ساختمان صد هکتاری دانشگاه برای ابد اینجا خواهد ماند در این بیابان بی شاخ و دم ِبیرون شهر و دور از آدم ها. هیچوقت قرار نیست شاهد ترافیک مرکز شهر یا برج میلاد باشد کاش می‌شد یکی از مسئولین تصمیم آوانگارد دیگری بگیرد تا برج میلاد را به اینجا منتقل کنند یا حداقل شبیه‌ش را برای دانشگاه‌مان بسازند تا شب در تنهایی هم‌صحبتی داشته باشد. درست است از خاک و سنگ است اما دل دارد؛ می‌شکند که البته شکسته هم هست. دیوار سالمی نمیبینی. همه ترک خورده و محتاج ترمیمند! می‌ترسم زلزله‌ای چیزی بیاید همه باهم خاک شویم و دیگر اینجا خانه ابدی‌مان شود که خدا آن روز را نیارد! البته آن موقع می‌شویم مشهور‌ترین دانشگاه تهران. آخ کاش آن روز را بببنم که برای معرفی دانشگاهمان لازم نباشد آدرس بهشت زهرا را بدهم! پروردگارا خودت به داد ما و دانشگاهمان برس. آمین.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2024 00:26:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودسازی یا خودزنی؟! : شوخی با دانشگاه و چند توصیه‌ی کوتاه</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-rgrkbjug4ulw</link>
                <description>بین خودسازی و خودزنی مرز باریکی وجود دارد. اگر مراقب نباشید ممکن است در لیوانی که شب دوغ خورده‌اید، صبح چای بنوشید،نویسنده : فاطمه فریدیجدیدالورود عزیز، سلام!قبولی و ورودتان به دانشگاه را تبریک می‌گویم و ضمن چند نصیحت کوتاه، مکان‌های مختلف دانشگاه را معرفی می‌کنم تا با دید بهتری در دانشگاه قدم بردارید.دانشگاهمکانی که قرار است به غیر از درس خواندن و علم آموزی در آن، شخصیت و مهارت‌های فردی و اجتماعی‌تان نیز رشد پیدا کند. جایی که‌ پله‌های موفقیت و توسعه فردی برای پیشرفت آماده است و بالا رفتن از این پله‌ها یا پایین آمدن از آن‌ها فقط به شما و انتخاب‌هایتان بستگی دارد، از انتخاب اولویت‌های درسی گرفته تا انتخاب دوست و رفیق و هم‌خوابگاهی و حتی هم‌اتاقی!خوابگاهاگر بخواهم درمورد موقعیت جغرافیایی خوابگاه آوینی بگویم، گمان می‌کنم به مهندسی که می‌خواست آن را بسازد گفته‌اند از درب ورودی دانشگاه «بدو!» و هرجا نفَسَت بند آمد، همانجا کلنگ ساخت خوابگاه آوینی را بزن و اینگونه خوابگاه شهید آوینی در دورترین محل از دانشکده‌ها ساخته می‌شود.زندگی خوابگاهیشاید بتوان خوابگاه را خانه‌ی دوم شما دانست ولی اشتباه نکنید، اینجا با خانه‌ای که در آن کنار خانواده خود زندگی می‌کردید بسیار متفاوت است. در خوابگاه تمام فضای سوئیت و اتاق - به غیر از تخت‌خوابتان - عمومی و اشتراکی است و در بسیاری از مواقع تخت‌‌ شما می‌شود اتاق خصوصی‌تان که در آن فیلم و سریال تماشا می‌کنید، درس می‌خوانید، غذا میل می‌کنید و شاید بعضی از مواقع در همان تخت بخوابید!مراقب باشبین خودسازی و خودزنی مرز باریکی وجود دارد. اگر مراقب نباشید ممکن است در لیوانی که شب دوغ خورده‌اید، صبح چای بنوشید، ظهر در آن نسکافه میل کنید و اگر افتخار دهید که عصر در آن آب بخورید، حدس بزنید چه می شود؟ بله! لیوان تمیز می شود و اینگونه شما به مرحله‌ی جدیدی از خودزنی رسیده‌اید تا خودسازی!رشته تحصیلیرشته‌ای که قبول شده‌اید از دو حالت خارج نیست؛ یا علاقه خود را دنبال کرده‌اید و یا صرفا قبول شده و به دور از علاقه فقط به دانشگاه دولتی آمده‌اید که در هر دو حالت باید دیر یا زود رشته‌‌تان را بپذیرید و برای پذیرش ملزم هستید اطلاعات خود از رشته تحصیلی قبول شده را بالا ببرید و در جهت ارتقا جایگاه خود تلاش کنید.کافه کتاب!نامش کافه کتاب نخل و ریحان است. کافه‌ای شیک و تمیز، با قیمت‌های نجومی که پاتوق زمان‌های خالی دانشجوهاست. اگر روزی قسمت شد و به این کافه رفتید از ندیدن کتاب‌هایش تعجب نکنید زیرا کتاب‌های نامرئی‌اش را فقط با چشم بصیرت می‌توان دید.سلفشما شاید خوابگاه نروید، کافه نروید، مسجد و گاهی حتی سرکلاس هم نروید ولی قطعا سلف خواهید رفت پس باید بدانید ساعت شروع کار سلف برای توزیع ناهار از ساعت یازده و شام درخوابگاه از ساعت پنج بعد از ظهر می‌باشد. اگر در زمان‌های دیگر بروید یا سلف غذاخوری شلوغ است که معطل می‌شوید یا باید غذا بگیرید و بعدا گرم کنید و بخورید که ترجیح می‌دهید این کار را نکنید چون ظرف کثیف می‌شود و باید ظرف بشویید! در نتیجه ساعت یازده ناهار می‌خورید و پنج عصر شام میل می‌کنید؛ در ضمن سعی کنید غذاهای سلف را خودتان بخورید و برای سگ و گربه‌های دانشگاه نریزید، چون زمانی که ناهار مرغ یا جوجه باشد سرو کله‌شان پیدا می‌شود، گویا برنامه سلف دانشگاه دستشان است.نصیحتی کوتاه برای موذن‌های جامعهسعی کنید به غیر از روزهایی که به فصل امتحان نزدیک شده و به بنده‌ی خوب و مؤمن و پاک و درستکار خدا تبدیل می‌شوید و نمازهای خود را اول وقت می‌خوانید در سایر مواقع زندگی هم این روش و عادت‌های خوب را ادامه دهید باور کنید هیچ اختلال منفی در ساختار متافیزیک شما رخ نمی دهد؛ باشد که رستگار شوید...</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2024 22:25:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نهضت هنوز زنده است.</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kf2zjg8jbtzu</link>
                <description>نویسنده: محمدحسین حبیبیروزهای انتهایی تابستان شصت، انقلاب اسلامی هنوز سهسالگی خود را جشن نگرفته بود. درکمتر از ۶۰ روز، رئیس قوای مجریه و قضائیه با تعداد کثیری از نمایندگان مجلس و کابینه دولت ترور شده بودند. صدام خرمشهر را چند وقتی میشد که اشغال کرده بود و شهربهشهر به سمت تهران حرکت میکرد. صدای نفسهای خسته و نگران شهر به گوش همه میرسید. امید نایابترین چیزی بود که در پسکوچههای شهرهای ایران پیدا میشد.در حسینیه جماران اما اوضاع فرق میکرد، پیرمردی که جز خدا ازکسی واهمه نداشت در دیدار با جمعی از مردم گفت: “کشوری از رفتن شخصیتهای خود تزلزل پیدا میکند که ملت او و افراد آن ملت دل به شخص بسته باشند، دل به اشخاص بسته باشند. اما کشوری که دل او به خدا پیوسته است و برای خدا قیام کرده است و از اول، «نه شرقی و نه غربی و جمهوریاسلامی» را ندا داده است این نهضت را و این انقلاب را بپا کردهاند، همین ملت هستند؛ برای اینکه خدا هست. رجایی و دیگران اگر نیستند، خدا هست.”انگارکه امام از همان روزها داشت این نهضت را عادت میداد که به اصول پایبند باشند و به اشخاص دل نبندند و با رفتوآمد چند خدمتگذار مسیر خود را گم نکنند. سید میگفت خون شهید معجزه میکند، بنیان ظالم را آتش میزند، هر قطره خون شهید رویشی دارد و اسلام را رو به جلو حرکت میدهد، خون شهید نهضت را زنده نگه میدارد.نه آن روزکه رجایی و بهشتی ترورشدند انقلاب متوقف شد و نه امروزکه رئیسجمهوربه شهادت رسید. آن روز خون شهدای ترور باعث گشایشهای بعدی نظیر قدرتمندتر شدن حکومت مرکزی، آزادسازی خرمشهر شد و امروز خونشهدای خدمت جریان تازهای در رگهای انقلاب ۴۵ ساله ایجاد میکند.ازیادمان نرفته امروزبعد ازگذشت بیش ازچهارسال ازشهادت حاجقاسم، جبهه مقاومت قدرتمندتردرمنطقه ظاهرشده، دیگر اثری از حکومت مرکزی داعش نیست و ابتکار عمل در دست طراحان «طوفانالاقصی» میباشد و اسرائیل در منزویترین حالت خودش در طول ۷۰ ساله حیات رژیم جعلیاش میباشد.نهضت خمینی روزبهروز محکمتر و قویتر و گستردهتر میشود و این حرکت تا آنجایی ادامه دارد که همه پاکان جهان ما را بشناسند و به جبههمقاومت بپیوندند، ما در راه اسلام از شهادت نور چشمیهایمان ترسی نداریم، انقلابخمینی هنوز جان برکف دارد و شهید میدهد و خون این شهداست که اسلام و انقلاب را بیمه کرده است.نهضت زنده است؛چراکه هنوزشهید میدهد.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2024 13:21:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لَوِنْدِر!</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%84%D9%8E%D9%88%D9%90%D9%86%D9%92%D8%AF%D9%90%D8%B1-zg8ypwxnrupz</link>
                <description>نویسنده: فاطمه نام‌آورلَوِنْدِر!حتما برای یک بار هم که شده این فکر به ذهنتان رسیده که با استفاده از هوش مصنوعی بخشی از کارهایتان را سبک‌تر کنید مثلا از هوش مصنوعی بخواهید برایتان پاورپوینت درست کند و در مورد فلان موضوع تحقیق کند یا حتی وقتی حوصله‌تان سر رفته، سر به سرش بگذارید و با پرسیدن «دیگه چه خبر؟!» آچمَزَش کنید.خب منطقی‌است، هوش مصنوعی آمده تا کارها را راحت‌تر کند،تحقیق، تصویر سازی، ترجمه و حتی آدم کشتن را!درست خواندید، کُشتار!مثلا یکی از هوش مصنوعی بپرسد من چطور آدم‌های بیشتری بکُشم؟ و هوش مصنوعی با جزئیات برایش تعیین کند چه کسی را کجا و کی بکشد تا کشتار بهتری را رقم زده باشد!متاسفانه شوخی نیست، عین واقعیت است!لَوِنْدِر، برنامه‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی‌ که در مختصات غزه بوی خون میدهد!کارش ساده استاهالی غزه را رصد می‌کند و بر حسب اطلاعات بدست آمده از شبکه‌های اجتماعی، مکالمات،  مخاطبین، عکس ها، لوکیشن افراد و هرچه که بدستش برسد آنها را رتبه بندی می‌کند و با تعیین امتیاز برای هر فرد، مشخص می‌کند چقدر احتمال دارد شبه‌نظامی باشد و لیستی از اهداف را آماده می‌کند و اگر امتیاز کسی از حدی بیشتر شد یعنی دیگر وقت کشته شدن است!و حالا نوبت به نرم‌افزار ردیابی«where is daddy» می‌رسد این نرم افزار مشخص می‌کند هدف مذکور چه زمانی وارد خانه می‌شود تا زمانی که فرد در کنار همسر و فرزندانش است مورد هدف قرار بگیرد چون به گفته یکی از افسران اطلاعاتی رژیم :«ارتش اسرائیل به عنوان اولین گزینه، بدون تردید آنها را در خانه‌ها بمباران می‌ کرد؛بمباران خانه‌ی یک خانواده بسیار ساده تر است!»و اینچنین پانزده هزار نفر مرد و زن و کودک بی‌گناه فقط در طی شش هفته‌ی ابتدایی جنگ به خاک و خون کشیده شدند!این سیستم در اوج کار خود ۳۷هزار هدف بالقوه مشخص کرده، حتی افرادی که ممکن است بر اثر خطای سیستم به عنوان هدف درنظر گرفته شده‌‌ و یا یک سرباز دون پایه بوده باشند.جالب است بدانید رژیم صهیونسیتی ترجیح داده برای هدف قراردادن این افراد از بمب‌های ارزان‌تر ولی مخربش استفاده کند که کل ساختمان را روی سر ساکنین خراب می‌کند و تلفات قابل توجهی هم برجا می‌گذارد و به گفته یکی از افسران اطلاعاتی منطقشان هم این بوده که«لازم نیست بمب های گران قیمت را برای افراد بی اهمیت هدر دهید...»یا جایی دیگر یکی از عوامل این کشتار می‌گوید :«ساعت ۵ صبح (نیروی هوایی)می‌آمد و تمام خانه هایی را که علامت گذاری کرده بودیم بمباران می کرد. ما هزاران هدف را پیدا کردیم و (برای صرفه‌جویی در زمان)آنها را یکی یکی بررسی نکردیم، ما همه چیز را در سیستم‌های خودکار قرار دادیم و به محض اینکه یکی از افراد مشخص شده در خانه بود مورد هدف قرار می‌ گرفت. ما او و خانه‌اش را بمباران می‌ کردیم. ما خانه‌ای را برای کشتن یک سرباز که اهمیتش در جنگ بسیار کم بود، بمباران کردیم. من آن اهداف را «اهداف زباله» می‌ نامیدم.»ماجرا وقتی عجیب تر می‌شود که بدانیم برای هر هدف احتمالی و دارای اهمیت کمتر کشته شدن پانزده الی بیست نفر را به عنوان تلفات جانبی مجاز دانسته‌اند یعنی اگر سیستم به هردلیل هدفی را تعیین می‌کرد کشتن بیست نفر دیگر برای کشتن او کاملا مجاز بود! اگر هم تشخیص داده می‌شد از نیرو‌های با اهمیت‌تر است تعداد مجاز تلفات جانبی‌اش می‌رسید به صد نفر!با وجود این کشتار وحشتناک، آمریکا همچنان ادعا می‌کند:«آنچه در غزه اتفاق می‌افتد نسل‌کشی نیست» و همزمان موجوداتی فارسی زبان در اینترنشنال برای این رژیم‌ کودک‌کش‌ دم تکان می‌دهند و باقی‌مانده شاه مخلوعشان برنامه سفر به سرزمین‌های اشغالی می‌ریزد...متاسفانه این‌ها قصه نیست، وقایعی‌ست که لابه‌لای اخبار‌بیهوده و دعواهای مسخره انتخاباتی گم می‌شود، حقایقی‌است که هیچوقت اکسپلور اینستا به ما نشان نمی‌دهد، این‌ها همان چیز‌هایست که نمی‌خواهند به گوش کسی برسد تا مبادا اعتراض کند و اگر روزی کسی جایی اعتراض کرد به وحشیانه ترین حالت ممکن صدایش خفه‌ می‌شود درست مثل همان چیزی که در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا در حال رخ دادن ‌است...بله  لطفا سکوت کنید و به همان اخبار مسخره و اکسپلور متنوع‌تان سرگرم باشید تا رژیم صهیونسیتی بتواند بدون نگرانی به نسل کشی‌‌ ادامه دهد...</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2024 13:11:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کابوس دانشجوی خوابگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-akp1imvvhaaj</link>
                <description>نویسنده: فاطمه فریدی‌‌‌  کابوس یک دانشجوی خوابگاهی لزوما نباید پرت شدن از بالای تخت در هنگام خواب، دیدن سوسک در سوئیت‌ها، نداشتن غذا در روزهای جمعه، مشکلات و مسائل مالی یا نداشتن شغل موقت در شهر غریب باشد که در آن کابوس‌ها یک سیلی بر گوش او زده شود و از خوابی که هفت پادشاه در آن می‌رقصند بِپرد.کابوس می تواند یک سند و لایحه‌ای مکتوب و تصویب شده با عنوان &quot;طول مدت مجاز سکونت در خوابگاه‌های دانشجویی&quot; باشد که لرزه بر تن دانشجو انداخته و فشار روانی‌ای صد بار قوی‌تر از کابوس های دیگر به او وارد کند.و زمانی این کابوس تبدیل به تَشنج می‌شود که به‌خاطر بیاوریم چنین عنوانی در دفترچه انتخاب رشته کنکور قید نشده بوده!باتوجه به شرایط دشوار دانشجویان خوابگاهی و درگیری با مسائلی چون دوری از خانواده، سکونت در شهر غریب، مشکلات مالی و... حال اینکه دانشجو باید بخاطر این مصوبه-که توسط مسئولين محترم و بدون در نظر گرفتن رشته‌های سخت و یا تا حدودی مدیریت نادرست مدیر گروه‌های رشته‌ها و یا عدم ارائه دروس، تداخل ساعت‌ها و ‌کلاس‌ها تصویب شده- خوابگاه را در مدت زمان تعیین شده تحویل دهد، بدترین کابوس هر دانشجوی خوابگاهی است!و چنین انتظاری از دانشگاه تراز انقلاب اسلامی نمی‌رود که دانشجویانش برای یکی دو ترم استفاده اضافه‌تر، از خوابگاه‌ بیرون انداخته شوند و مجبوربه ورود به پانسیون‌ها یا خوابگاه های خصوصی بشوند.در حالی که بسیاری از مسائل اخلاقی حاکم در بسیاری از دانشگاه‌ها، بر اثر نظارت ضعیف و یا عدم نظارت بر همین خوابگاه‌های خصوصی است.رسالت دانشگاه برای دانشجویان حول محور رشد علمی، دانش، مهارت و خلاقیت می‌چرخد و نکند ناآگاهانه  این چرخ گردان برخروجی‌های دانشگاه که موفقیت‌های چشم‌گیری در عرصه های علمی و فرهنگی دارد را با یک سند به عنوان &quot;سنوات مجاز خوابگاهی&quot; به بیراهه بکشاند.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 16 May 2024 18:12:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات فرصتی برای ترمیم و بازسازی</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vznkcbpuhqi0</link>
                <description>نویسنده: فخرالدین محمدیدر آستانه دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، بحث و گفتگوها پیرامون چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی این نهاد مهم در نظام مردم‌سالاری ایران، شدت بیشتری گرفته است. کاهش نگران‌کننده مشارکت در انتخابات‌های اخیر، زنگ خطری را به صدا درآورده که ضرورت اصلاحات ساختاری را بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌کند.ریشه‌های این کاهش مشارکت را می‌توان در نارضایتی عمومی از عملکرد برخی نمایندگان، ناکارآمدی‌هایی در نظام انتخابات و بی‌اعتمادی به کارآمدی این نهاد در حل مشکلات کشور جستجو کرد.انتخابات به عنوان آیینه تمام‌نمای وضعیت جامعه و انتقال دهنده پیام رضایت و یا عدم رضایت جامعه به حاکمیت است.انتخابات یکی از ارکان اصلی دموکراسی و قلب تپنده آن، مجرایی برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت کشور و گامی در جهت تحقق حاکمیت ملی است.با این حال، در سال‌های اخیر شاهد کاهش نگران کننده مشارکت مردم در این فرآیند مهم بوده‌ایم. این امر بیانگر وجود مشکلاتی در نظام انتخابات و ضرورت اصلاحات ساختاری در این زمینه است.نمیتوان انتخابات را صرفا یک امر سیاسی دانست و آن را از امر اجتماعی جدا نگه داشت. ما در کشور یک پیوستِ کاهش کارآمدی داشتیم و به تبع آن عوامل مختلفی اعم از نارضایتی اجتماعی و اقتصادی را پیدا کردیم.💢عوامل کاهش مشارکت در انتخابات:۱- انباشت نارضایتی از عملکرد دولت‌ها در ۱۳ سال گذشته: عملکرد ضعیف دولت‌ها در حل مشکلاتی مانند بیکاری، تورم، فقر و فساد، منجر به نارضایتی عمومی و بی‌اعتمادی به کارآمدی نظام انتخابات شده است.۲-ناکارآمدی نظام انتخابات: نظام انتخابات فعلی دارای نواقص و ایراداتی است که از جمله آنها می‌توان به عدم تناسب با تحولات جامعه، وجود موانع برای حضور همه گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، عدم شفافیت در فرآیند انتخابات و وجود زمینه‌های تقلب اشاره کرد.۳-بی‌تفاوتی به طبقه متوسط و مطالبات آنها: طبقه متوسط به عنوان حامی اصلی مردم‌سالاری، در سال‌های اخیر با مشکلات اقتصادی و اجتماعی متعددی روبرو بوده و احساس می‌کند که مطالباتش از سوی حاکمیت نادیده گرفته می‌شود.۴-فضای تخریبی حاکم بر انتخابات: متأسفانه در برخی از انتخابات‌‌ها، شاهد غالب شدن فضای تخریب و تمرکز بر نقاط ضعف رقبا به جای ارائه برنامه‌های ایجابی و راه‌حل‌های سازنده برای مشکلات کشور بوده‌ایم.متأسفانه الگوی انتخابات ما به سمت تخریب رفته است. دلیل این امر آن است که ارائه برنامه‌های ایجابی و ساختارمند نیازمند صرف زمان و تلاش در بلند‌مدت برای ترمیم و قوی شدن است، در حالی که تخریب رقیب در چند ساعت اتفاق می‌افتد و راحت ترین راه‌حل ممکن برای برنده شدن تلقی می‌شود.در این حالت، با پروژه &quot;رای به من&quot; مواجه نمی‌شویم، بلکه با &quot;عدم رای به دیگری&quot; روبرو می‌شویم. این امر متأسفانه منجر به بی‌اعتمادی مردم به فرآیند انتخابات و کاهش مشارکت آنها شده است.مردم‌سالاری دینی یکی از ارکان بنیادین انقلاب اسلامی است و هرگونه خدشه‌ای به آن، به معنای نقض اصول بنیادین انقلاب خواهد بود. هرچیزی که امر مردم‌سالاری را دستکاری و تضعیف کند، ذات انقلاب اسلامی آن را پس خواهد زد و موفق نخواهد شد.♨️پیامدهای کاهش مشارکت و غیبت طبقه متوسط در انتخابات:۱-بی‌ثباتی سیاسی: مشارکت پایین مردم در انتخابات، پایه‌های مشروعیت نظام را سست می‌کند و می‌تواند به بی‌ثباتی سیاسی و ناآرامی‌های اجتماعی منجر شود.۲-فقدان لنگرگاه ثبات: طبقه متوسط به واسطه موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود، لنگرگاه ثبات در جوامع محسوب می‌شود. عدم حضور آنها در انتخابات می‌تواند ثبات را در جامعه به خطر اندازد و زمینه‌هایی برای تنش و ناآرامی‌های اجتماعی را فراهم کند.۳-ظهور نیروهای سیاسی جدید با منافع محدود:در غیاب طبقه متوسط، نیروهای سیاسی جدیدی ظهور می‌کنند که ممکن است نماینده منافع قومی، مذهبی یا صنفی محدودی باشند. این امر به پاره پاره شدن سیاست و کوچک شدن دامنه منافع جمعی منجر می‌شود.۴-فعال شدن شکاف‌های اجتماعی: عدم مشارکت بخش‌های مختلف جامعه در انتخابات، می‌تواند به تشدید شکاف‌ها تنش‌های قومی، مذهبی و طبقاتی در جامعه منجر شود.✅راهکارهای افزایش مشارکت:۱- اصلاحات ساختاری در نظام انتخاباتی: رفع نواقص و ایرادات نظام انتخابات، از جمله تناسب با تحولات جامعه، بستن لیست احزاب و گروه‌ها بدون داشتن معیار خاص و مشخصی، تضمین حضور همه گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، شفافیت در فرآیند انتخابات و مبارزه با فساد، برای افزایش مشارکت مردم ضروری است.۲-احیای اعتماد عمومی: مصالحه ملی و جلب اعتماد مردم به نظام و کارآمدی آن در حل مشکلات کشور، از طریق عملکرد شفاف، پاسخگو و کارآمد، گامی مهم در جهت افزایش مشارکت در انتخابات است.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2024 12:01:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوروز و رمضان</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-gvqgcu39zfg5</link>
                <description>پس از سی سال مردم مسلمان ایران دوباره  از امسال شاهد تلاقی نوروز باستانی و بهار طبیعت با ماه مبارک رمضان و بهار دل ها هستند. پس از انقلاب نخستین بار در سال هفتاد شمسی این دیدار رخ داد.  امسال این ملاقات در روز پایانی تعطیلات نوروز و سال آینده در دل آن خواهد بود و این دیدار و همنشینی شیرین تا چند سال ادامه خواهد داشت.تقارن یاد شده طی گردش ایام، قرن ها ادامه داشته و برای ما ایرانیان که به قول بزرگان، اسلام را با آیین های باستانی مان مانند شیر و شکر به هم آمیخته ایم حلاوتی دو چندان داشته است.با این حال چند سال پیش رو از جهت مهمی با همه تقارن های قرون گذشته تفاوت دارد و این تفاوت به تلاش های فراوانی مربوط است که از سال ها قبل برای ایجاد جدایی میان عناصر فرهنگی ما ایرانیان مسلمان آغاز شده.عمده جامعه شناسان، زیست فرهنگی امروز ما ایرانیان معاصر را ترکیبی از فرهنگ باستانی، فرهنگ اسلامی و اقتضائات زندگی مدرن می دانند. ترکیبی که تا حد زیادی به صورت طبیعی در زندگی روزمره به هماهنگی با هم رسیده اند و هر تلاشی برای حذف یکی از این عناصر به شکست می انجامد. هر چند تلاش های برخی فرهنگ نشناسان سیاست پیشه، برای جدایی انداختن میان فرهنگ و آیین های باستانی ایرانیان با فرهنگ اسلامی، تاریخ نسبتا طولانی دارد و آنان بدون آنکه از تاریخ درس بگیرند همچنان با تمام توان در این راه به سودایی خام می کوشند، اما امکانات جدید ارتباطی، از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای تا شبکه های اجتماعی در فضای مجازی در دو دهه گذشته آنان را به این صرافت انداخته که به تلاش های خود عمق و گستره بیشتری ببخشند و همین امر نیز هوشیاری و ظرافت بیشتری را در تصمیم گیریهای فرهنگی، عرصه تبلیغات رسمی و اظهارات وعاظ و مبلغان دینی می طلبد.هر گونه سخن نسنجیده که حاکی از تقابل افکنی میان باورهای ریشه دار تایید شده باستانی و ارزش های دینی باشد بازی کردن در زمینی است که دیگران آن را هموار کرده اند . فرقی هم نمی کند که گویندگان این سخنان، خود درباره این اظهارات چه داوری دارند یا آن را تا چه حد خدمت به دین و  نوعی « تکلیف»  می شمارند.از آنجا که سابقه نشان داده برخی مبلغان رسمی و چهره های فرهنگ دینی بنابر برخی آرای شخصی یا غلبه هیجان چندان توجهی به این حساسیت ها ندارند بجاست بزرگان و تصمیم گیران در نهادهای فرهنگی از همین ابتدای سال در این باره به فکر باشند و راه بهره برداری از دو قطبی های کاذب  ایجاد شده از هر دو سوی این میدان را در داخل و خارج ببندند.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2024 21:17:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صندلی مجلس وسوسه برانگیز است</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-an3xa6fbo7hr</link>
                <description>صندلی‌های مجلس همواره برای عده‌ای وسوسه برانگیز بوده نه از آن جهت که با رسیدن به آن موقعیت می‌توان به حل مشکلات مردم پرداخت بلکه به این دلیل که برای برخی این صندلی تبدیل به سکوی پرتاب و دستیابی به موقعیت‌هایی می‌شود که بدست آوردنشان با شایسته سالاری مسیر همواری ندارد؛ بنابراین این صندلی می‌تواند دو وجهه داشته باشد،گره‌گشای مشکلات مردم و محل ریل‌گذاری صحیح برای حکومت یا همانطور که احتمالا خیلی از ما دیده و شنیده ایم صرفا موقعیتی برای سوء استفاده سیاسی و مالی و...اما اینکه چه کسی به آن صندلی تکیه بزند نتیجه انتخاب ما و در مواقعی هم نتیجه انتخاب نکردن ماست!چرا رای بدهیم؟رای دادن آثار متفاوتی دارد بخصوص آثار ملی، اما اگر قرار باشد فقط یکی از دلایل را بیان کنم این جمله از شهید بهشتی است که «مراقب باشید آدم‌های قالتاق را در این دستگاه پیچیده راه ندهید.ببینید زمام امورتان را به دست چه کسی میسپارید. مراقب باشید سرنوشت خود و انقلاب و جامعه را به دست که خواهید سپرد.»رای ندادن یعنی حق انتخاب خود را به دیگری سپردن و راه را برای نامزد فاقد تخصص و برنامه که با ساز و آواز و عوام فریبی به دنبال تکیه زدن به صندلی مجلس‌ است راحت تر کردن!لیستی رای بدهیم؟این ایام یکی از پر تکرارترین سوالاتی که مطرح می شود این سوال است، اصولاً لیست زمانی هدف صحیحی را دنبال خواهد کرد که با فرآیندهای اصولی تهیه شده و متشکل از اعضای متخصص و متعهد باشد و برای گزینش افراد درون لیست تخصص بر ارتباطات ارجح باشد اما متاسفانه نمی‌توان برای همه‌ی لیست‌های موجود این سازوکار را در نظر گرفت بنابراین شاید بتوان از لیست‌ها کمک گرفت اما این شناخت است که اولویت دارد.به چه کسی رای بدهیم؟در سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب چند شاخصه به عنوان شاخصه‌های مهم مطرح شده از جمله تقیّد به دین، استقلال، مبارزه‌ی با فساد، ترجیح منافع ملّی؛ همچنین راه دستیابی به فرد اصلح را مطالعه، دقت در حرف‌ها و شنیدن از افراد مطلع و آگاه بیان کرده و توصیه کردند «هر مقداری که ممکن است در این زمینه بایستی دقّت کرد.» همچنین لازم است به این سخنان امام خمینی (ره)  نیز دقت کرد « مجلس امروز مواجه است با دنیای پر آشوب صنعتی و سیاسی پیچیده و فرهنگ‌های غربی و شرقی و صحنه‌های تنازع بین‌المللی و چنین مجلسی باید انباشته از مطلعین و دانشمندان و متخصصین در هر رشته باشد»حرف آخردر اینکه ما امروزه در جامعه با مشکلات زیادی روبه‌رو هستم شکی وجود ندارد بخش قابل توجهی از این مشکلات نیز ناشی از خلع قانونی یا خلع نظارتی است و این یعنی راه حل یا تسهیل حل بسیاری از مشکلات از مسیر «مجلس» می‌گذرد از طرفی ما در جمهوری اسلامی با مشکلاتی مواجه هستیم که نتیجه ریل‌گذاری‌های اشتباه بوده و اصلاح این امور از خود مجلس باید اتفاق بیفتد و می‌توان با انتخاب صحیح این قوه‌ی مهم را متشکل از اشخاص شایسته کرد تا با نظارت و تقنین صحیح بخش زیادی از مشکلات را برطرف کرد.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 21:21:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب واحد ، واگعیه یا کیکه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@tasnimshahed/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%88%D8%A7%DA%AF%D8%B9%DB%8C%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%DA%A9%D9%87-su4sz4lqai9s</link>
                <description>نویسنده: فاطمه نام‌آورانتخاب واحد، واگعی یا کیک ؟!اصولاً واژه‌ی انتخاب زمانی معنا پیدا می کند که شما از بین چند گزینه یکی را برگزینید و دیگری را رد کنید که قطعا در انتخاب واحد‌های ما این اتفاق رخ نمی‌دهد زیرا که بین برداشتن یک درس در یک روز و ساعت و با یک استاد خاص و برنداشتن آن درس، گزینه دیگری ندارید و بطور خودکار گزینه برنداشتن حذف می‌شود چون تست‌های کنکور را که الکی قلع و قمع نکردید تا به دانشگاه مشرف شوید که واحد ها را پاس نکنید! بنابراین کلا یک گزینه روی میز است و شما طی یک پروسه پیچیده آن را انتخاب می کنید. حال این سوال پیش می‌آید که چرا می گوییم پروسه پیچیده؟!مگر نه‌اینکه در اکثر مواقع یک گزینه پیش روست پس چرا انتخابش پیچیده است؟! جانم برایتان بگوید پیچیده است چون شما برای برداشتن همان تک گزینه،پیکر مرحوم جدتان در می‌آید! زیرا یا آن درس با استادی ارائه شده که در طول ترم شما را رنده می کند آخرش هم با التماس دوازده می‌دهد که پیشاپیش تسلیت عرض میکنم و یا با استاد محبوبتان ارائه شده ولی با بقیه دروس تداخل زمانی دارد یا با بقیه دروس تداخل زمانی ندارد ولی روز امتحانش با امتحان دیگری یکیست که در این صورت در ایام امتحان روحتان شاد و یادتان گرامی خواهد شد! البته شرایط دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه هم درس با استاد خوبی ارائه شده هم روز و ساعتش با برنامه‌تان جور‌است و هم امتحانش با امتحان دیگری تداخل ندارد و اوضاع کاملا بر وفق مراد است و شما با شادمانی خیز برمی‌دارید تا آن واحد را برداریدکه ناگهان در سایت با این پیغام دردناک مواجه می شوید«به علت عدم رعایت پیش نیاز قادر به اخذ درس نیستید!»  اینجاست که کاشف به عمل می آید استاد درس پیش نیاز هنوز نمره‌تان را در سایت ثبت نکرده :) و چه بسیار دانشجویانی که در انتظار ثبت نمره موهایشان از مشکی پر کلاغی به رنگ برف‌های مناطق شمالی تهران( که شما هرگز آن را در لوکیشن دانشگاه خودمان نخواهید دید)تغییر کرده است.سخت نگیرید به هرحال بعضی اساتید به نمره دادن، بعضی دانشجویان به درس خواندن و بعضی مدیران گروه به برنامه ریزی مناسب اعتقاد چندانی ندارند!راستی اگر روزی خواستید درسی را چون با استاد خوبی ارائه نشده برندارید و آن را به ترم های بعد موکول کنید تا شاید استاد برای ترم های بعد عوض شود باید بگویم که سخت در اشتباهید این اتفاق هر صد سال یک بار در شاهد رخ می دهد پس اشتباه نکنید و هرچه سریع تر این جام زهر را بنوشید و وقت ما و خودتان و آموزش و حتی خوانندگان محترم این متن را هم نگیرید که در این دانشگاه نود درصد دروس فقط با یک استاد ارائه می‌شوند و با رفت و آمد ترم ها هم اوضاع تغییری نخواهد کرد و مصداق عینی آش کشک خاله می‌باشد که در هر صورت باید میل کنید :) فلذا حتی المقدور با استادی لج نکنید و سعی کنید استادی با شما لج نکند باشد که رستگار شوید!احتمالا پیش خودتان بگویید که اوضاع آنقدرها هم وخیم نیست و هرچه در دروس تخصصی دستمان بسته‌است در عوض در دروس عمومی حق انتخاب داریم که باید بگویم کور خواندید! حتی اگر ترم های قبل این امکان را داشتید از این ترم دیگر خبری از این خوش‌گذرانی ها نیست! تمام شد آن دوران که سایت را باز می کردید و از بین دروس عمومی موجود انتخاب می‌کردید الان همه چیز از پیش تعیین شده است، شاید بپرسید چرا؟! که خب معلوم است! همه‌ی این ها برای راحتی من و شماست فقط کافیست زاویه‌ دیدمان را عوض کنیم، اصلا چه معنی می‌دهد دانشجو تصمیم بگیرد کدام عمومی را کدام ترم بردارد؟! همه چیز باید از پیش معلوم شده باشد و حتی عمومی ها را هم مسئولین زحمت کشیده‌اند از قبل تعیین کرده‌اند تا ما راحت باشیم! حالا اگر این وسط کسی عمومی ها را طبق برنامه‌ای که قبلا گفته شده بود برنداشته مشکل خودش است برود دخیل ببندد، نذر کند انشالله که مشکلش حل شود. البته ماجرا به اینجا ختم نمی شود، شما می‌توانید از بین اساتید دروس عمومی خود انتخاب کنید که تشریف می آورید سراغ گروه های دانشجویی و از تعدادی دانشجوی سال بالایی که از بد روزگار صابون بعضی اساتید به تنشان خورده پرس و جو می کنید و در اکثر مواقع هم با دو گزینه مواجه می شوید که اغلب انتخاب بین افتضاح و خوب خواهد بود و بعید می‌دانم تشخیص اینکه کدام را برگزینید کار سختی باشد .شاید از خودتان بپرسید مگر دانشگاه ما تهران نیست؟! (که البته نیست!) پس چرا از ظرفیت اساتید تهران استفاده نمی کنیم؟! چرا برای همه‌ی دروس استاد کم داریم؟! چرا حق انتخاب نداریم؟! چرا با اینکه خوب نبودن کلاس بعضی اساتید حتی برای در و دیوار کلاس هم عیان شده تغییری رخ نمی‌دهد و وضعیت باز هر ترم به همین شکل است؟! که خب باید بگویم همین است که هست اگر کسی اعتراض دارد می تواند از دانشگاه برود! خلاصه که توقف بیجا مانع کسب است، هرچه ارائه شد بردار بجایش هر شب توسل کن در طول ترم هم کمی درس بخوان شاید آن معدل زیبا تکانی خورد بزرگوار...اما مسئولین محترم، ما حرف هایمان را به شوخی زدیم ولی خواهشاً شما شوخی نگیرید! آقایان این مشکلات، مشکلات امروز و دیروز نیست، مدت هاست که آش همین آش و کاسه همین کاسه است اگر مبنا انجام کار به روش صحیح است این رسمش نیست! نه تهران فاقد استاد است و نه دانشگاه فقیر! برای حل این مشکلات هم راه حل فراوان است و قطعا شما خیلی بهتر از ما به آن واقفید.پس لطفا به جای ظرفیت بندی دروس و تکرار روند خسته کننده و پر از ایراد انتخاب واحد فعلی چاره‌ای اساسی بیاندیشید در غیر این صورت بی‌زحمت شبیه همان ترم اول خودتان همه‌ی واحدها را انتخاب کنید بدهید دستمان ما را هم الکی با این بهستان عزیز نفرستید دنبال نخود سیاه!والسلام علی من اتبع الهدی..‌.</description>
                <category>نشریه تسنیم</category>
                <author>نشریه تسنیم</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2024 13:11:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>