<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های taurusologymyletters</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@taurusologymyletters</link>
        <description>+معتقد به جذابیت انکار ناپذیر ابتذال
+علیهِ جذبِه ی قرابت                        +متولد ثور                    +taurusologymyletters@gmail.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:00:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23241/avatar/FktSi9.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>taurusologymyletters</title>
            <link>https://virgool.io/@taurusologymyletters</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قلب مقدس</title>
                <link>https://virgool.io/@taurusologymyletters/%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-bswp0wky4qlz</link>
                <description> t.me/taurusology در بسیاری از آثار بجامانده از زمان قدیم، جام و ظرف در معنای قلب بکار رفته است.چنانکه می گویند آدم هنگام هبوط جام خود را در بهشت جای گذاشت و با آمدن به زمین در واقع از قلبِ خدا بیرون رفت.رومی گفت: بایزید ظرفش کوچک بود جرعه ای خورد و سیر شداما محمد ظرف بزرگتری دارد و به این راحتی پر نمی شود.ربَّ اشرح لی صدریتا به یک سیبِ ناقابل سیر نشود.</description>
                <category>taurusologymyletters</category>
                <author>taurusologymyletters</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 00:34:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه به جین ایر</title>
                <link>https://virgool.io/@taurusologymyletters/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1-nk9swv6wtfzd</link>
                <description>جین عزیز، مجبورم بی ادبی معمولم را کنار بگذارم و به زبان بیش از حد کتابی قرن تو برایت بنویسم. فقط نوشتن برایم مانده است...دوست عزیزم دستی که به عنوان کمک به سمتت دراز کرده ام را پذیرا باش بگو چگونه تصمیم گرفتی خاطرات دوران پرورشگاه را فراموش کنی و معلم بشوی. بگو که چگونه توانستی در برابر آنهمه لیدی دل آقای روچستر را ببری و از لحظه ای که گفت زیبا نیستید و تو گرفته شدی و حتما گریه کردی. بگو. گفتنت مرا کمک میکند. روز عروسیت  و فاش شدن آن راز و پایبندی به اخلاقیاتت. آن چند روز سخت و رسیدن به آن خانه... اگر با آن میسیونر ازدواج میکردی چه می شد؟؟؟ جملاتی داری که میپرستمشان جملاتی که به ادوراد گفتی...درباره ثروت و زیبایی البته جملاتت به آن میسیونر بیشتر به دلم نشست : گفتی من اگر با شما ازدواج کنم خواهم مرد. ولی من داستانت را عوض میکنم بله عوض میکنم من زمانی عاشق شوهر شما؛ ادوارد روچستر بودم اولین عشق دوران کودکیم بود...مردی که چند سال از من بزرگ تر است من دختری ساده...مثل شما که بین آن همه دختر پول پرست و البته زیبا و کتاب نخوان دل او را میبرم. ادوارد منشا اولیین احساسات من شد که پلی هم به واقعیت زد و تا سال ها فقط عاشق مردان سن بالا می شدم. بله من داستانت را عوض میکنم وقتی که از پرورشگاه میروم در حالی که چندین بار توسط مستخدم به من تجاوز شده است. معلم رقص یک دختر بچه ی ثروتمند میشوم...پنهانی با پدرش ارتباط برقرار میکنم و وانمود میکنم که عاشقش نیستم. بعد هم که راز زن داشتنش فاش می شود حس میکنم وقت رفتن است و به سمت سرنوشتی دیگر می روم. به خانه ی میسیونر که می رسم او را اغفال میکنم و به گناه میکشانمش. خانه اعیانی آتش میگیرد و ادوارد چشم و یک دستش از بین میرود. من هم از طریق فیسبوک متوجه این ماجرا شده و باز به او بر میگردم در حالی که باید برای برگرداندن ثروت وادامه معیشت به شغل شریف استریپر گری مشغول شوم. جین ایر قرن ما ....دتس هو دیس سنچوری ورکس. آن جین ایر قدیم...آه دیگر هیچکس برایش تره خرد نمیکند. اما تو بگو همان داستان قدیمت را بگو بگو تا قبل از اینکه افسانه شود تا قبل از اینکه فراموش شود...این قرن داستان تو را نمیخواهد اما من از تو مینویسم تا بمانی. بازهم برایت میفرستم. t.me/taurusology</description>
                <category>taurusologymyletters</category>
                <author>taurusologymyletters</author>
                <pubDate>Tue, 04 Dec 2018 11:33:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه به مارگارت میچل</title>
                <link>https://virgool.io/@taurusologymyletters/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%86%D9%84-vtwqyro9etg4</link>
                <description> • اگر روزی تصمیم بگیرم که بچه دار شوم و دختر باشد و موفق شوم طوری رفتار کنم که او به خواندن علاقه مند شود میگذارم اولین کتابی که خودش می خرد به انتخاب خودش باشد. بعد از اینکه اولین رمانش را خواند. بعد از اینکه اولین دردهای قاعدگی اش را تجربه کرد و بعد از اینکه توانست زن بودنش را بفهمد، بدنش را بفهمد به او پیشنهاد میکنم برباد رفته را بخواند. • هیچ گاه فرزندی نداشته ای مارگارت! اما هر زنی هم پولیتزر نگرفته است. این ها چه ربطی بهم دارند؟  • از یک جایی به بعد؛ من میگویم از بلوغ به بعد باید تصمیم بگیری اسکارلت باشی یا ملانی. البته انتخاب های دیگری هم هست ولی کجا میتوانی عمق تضاد دو شخصیت را ببینی؟ من جسارتت را تحسین میکنم همانطور که شارلوت برونته را تحسین میکنم. جین ایر در زمان خودش لابد ته تابو شکنی بوده است.اسکارلت هنوز هم هست در این مورد بحثی ندارم. میخواهم بگویم جای شخصیت های زن دیگری در رمانت خیلی خالی است انگار که باید فقط اسکارلت باشی و یا ملانی. چرا میخواهم رمانی بنویسم؟ برای شناساندن شخصیت های جدید(بعدا بیشتر برایت توضیح میدهم). بعد از اینکه دخترم دو جلد پانصد صفحه ای از کتاب قرمز رنگم را خواند میپرسم؟ خوب! اسکارلت یا ملانی! امید دارم در ذهنش مرا احمق بداند و بگوید: هیچکدام. شایدم هر دو.  • بگویم: این آرزوی هر دختری است که چون اسکارلت باهوش و جذاب باشد و بتواند دلبری کند. • جواب بدهد که: اسکارلت اگر باهوش بود زود تر بیخیال اشلی می شد. میگویم: از اشلی بیشتر خوشت آمد یا رت؟ می خندد و میگوید: گفته  بودی که زمان شما عاشق شخصیت های غیر واقعی می شدند. • خوب آخرش را کمی تخیلی نوشتم من هم مثل هر ادم دیگری احتمالا میخواهم نواقصم را با بزرگ کردن فرزندی نامشابه باخودم بپوشانم و خیالم راحت شود که رسالتم را انجام داده ام. بهرحال امیدوارم آن موقع دخترها واقع بین تر باشند. اما همانطور که کوندرا گفته است جذابیت ابتذال انکار ناپذیر است و همیشه اسکارلت جوهانسون مشهورتر از اسکارلت اوهاراست. میگویم: میتوانی اسکارلت باشی شجاع باشی عواطف را پس بزنی و خلاف جهت شنا کنی. اما همانطور که دیدی این پایان ماجرا نیست همین جور تخته گاز رفتن عمری حسرت اشلی داشتتن و عشقی بیهوده را به تو میدهد و لذت با رت بودن را نمیفهمی. شاید دیر بفهمی! • ادامه میدهد: میتوانم ملانی باشم و از همیشه خوب بودن و تحسین شدن لذت ببرم و هیچوقت نفهمم اسکارلت بودن چه طعمی دارد. همیشه هم حس برنده بودن داشته باشم. • مارگارت افسوس که رفته ای و ما تا سالها باید با زن های خواهران برونته و جیین استین منطقی بودن، کتابخوان بودن و کنترل احساسات را تمرین کنیم و وقتی اسکارلت بودن را کشف کنیم که دیگر دیر است.  اگر بودی میدانم که شخصیت های بیشتری خلق میکردی. من از تو الهام میگیرم و مینویسم. باشد که بماند... t.me/taurusology </description>
                <category>taurusologymyletters</category>
                <author>taurusologymyletters</author>
                <pubDate>Mon, 03 Dec 2018 18:07:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>